جلسه 041 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
41
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
4
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - شرح صحیفه سجادیه

خوب مراتب مقامات داعیان بحث می کردیم مرتبه اول و دوم عرض کردیم چی هست که گفتیم مرتبه اول شخص مطلوب خاصی از حق تعالی می خواهد آنقدر می فهمد که باید خواسته خودش را از کسی بخواهد که همه اسباب و علل در دست اوست و مرتبه ی دوم شخصی دعا را از آن جهت می کند می داند خداوند تبارک و تعالی دعا کردن را دوست دارد و امر به دعا کردن کرده است و دعا به عنوان یک عبادت واجب برای او وضع شده تا در این دعا استعداد های خودش شکوفا کند.

مرتبه سوم: امروز خواهیم خواند می فرماید این مرتبه مقام کسی درخواست خود را به خواسته محبوب واگذار کرده است لذا لب فروبسته حسبی من سوالی علمه به حالی، را برای خود وظیفه دیده این جمله فرمایش حضرت ابراهیم علیه السلام در لحظه که می خواستند او را به آتش بیندازند. جبرئیل علیه السلام خدمت ایشان رسید و سوال کرد گفت: کاری داری کمک می خواهی فرمود با تو کاری ندارم فرمود از خداوند بخواه فرمود: علمه به حالی علم خدا به این در چه وضعیت هستم کفایت می کند از درخواست علم او به حال من آن می بیند در چه وضعی هستم کفایت می کند و به چه چیزی نیاز دارم.

بعد کلام امام حسین علیه السلام در دعای عرفه: الهی اغنی بتدبیرک لی عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری خدایا من را با تدبیر خودت از تدبیر خودم بی نیاز کن با اختیار که داری از اختیار خودم بی نیاز کن من همه چیز را به تو سپردم هم تدبیر هم اختیار تو از من بهتر است بنابراین چه بگویم وقتی اختیار و تدبیر تو برای من بهتر چه سوالی کنم هر چه تو برای من رقم بزنی آن بهتر است.

به یکی از بچه های شیمیایی گفتم در این فرصت که تو داری می روی امام رضا علیه السلام ازش شفا نمی خواهی خدا رحمتش کند به شهادت رسید گفت نه من شفاعت می خواهم شفا نمی خواهم بهر حال، آنچه دادند حتما خوب است دیگر یادم است یک بار دوست اهل حال من روحانی آمد دیدن من آن موقع سرطان گرفته بودم خوب دوست بودیم. پیش از بیست سال رابطه داشتیم گفت از قول یکی از بزرگان آدم خیلی خوب نیست برای خودش سفارش قبا بدهد بگذار هر قبای خدا دلش خواست تن آدم بپوشاند خیلی خوب.

امام سجاد علیه السلام: من آنقدر به نعمت تو شکر می کنم به بلاهایت شکر می کنم به نداده هایت شکر می کن که به داده هایت شکر می کنم تو مملکت خدا هر چه خدا تدبیر کند قشنگ است اگر ایمان داشته باشی خداوند بد انسان را نمی خواهد ان الله به الناس لرئوف الرحیم. احتیاج به ظلم کردن ندارد به قول امام حسن عسکری علیه السلام آنچه خدا تقدیر می کند برای انسان آن بلا که سر انسان می آید در هاله از خیر و نعمت می آید خیرش بیشتر از سختی است اگر انسان متوجه باشد خیلی خوب اینطوری هست.

یک سلسله امور از دست انسان خارج و بر سر انسان می آید اگر انسان آنها را به شیرینی پذیرا باشد می تواند خوب استفاده کند بخواهد نق نق کند و شکایت کند چیزی گیرش نمی آید به جای راه نمی برد دور می شود از خداوند تبارک و تعالی. حضرت می فرمایند: خدایا من از تدبیر کردن راحت کن تدبیر و اختیار تو بهتر از تدبیر و اختیار من است. امور به تو می سپارم انسان باید زیرک باشد وقتی بلای سرش می آید هر چیز کم، زیاد، قوی، شدید متوجه باشد در معرض یک امتحان الهی باید این را برگرداند. دوستان دیگر که اهل هم هستند وقتی همدیگر را نگاه می کنند طرف مقابل در بلا مبتلا است در حد مقدور خود دعا می کنند ولی می دانند آنچه خدا برای دوستان شان تدارک دید این چیز قشنگ است باید وایستند ببینند آن را رد می کند.

و دعا کنند به سلامت آن را رد کند هیچ کس شکایت ندارد یک روز نوبت من یک روز نوبت یکی دیگر است این طوری است باید صبر کنی. کسی ازش می میرد مصیبت جانی و مالی دچار می شود صبر کنید تا این دوران بگذرد و بی تابی نکند. چنین کسی هیچ درخواستی ندارد به آنچه خدا می دهد رضایت دارد این همان مقام رضاست که مخصوص بندگان صالح خداست تسلیم قبل از رضا، تسلیم یعنی اگر خدا پیش آورد تحملش می کنیم نق نق نکنند یک موقع شخص قضیه را واگذار می کند به خداوند.

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه جانان پسندد

هر چه خدا بخواهد خوب است. جابر آمد خدمت امام باقر علیه السلام حضرت فرمود در چه حالی هستی من به جای رسیدم بیماری بیشتر از سلامت و فقر بیشتر از غنی دوست دارم مرگ را بیشتر از زندگی دوست دارم حضرت فرمود ما اهل بیت این گونه نیستم بلکه هر چه خدا بخواهد به آن راضی هستیم اگر فقر را بخواهد فقر می خواهیم غنی بخواهد غنی می خواهیم سلامتی بخواهد سلامتی، بیماری بخواهد بیماری می خواهیم مرگ بخواهد مرگ می خواهیم حیات بخواهد حیات می خواهیم هر چه خورد بخواهد کسی که به این مقام برسد که شکر خدا را به جا آورد راضی باد و غرغر نکند ببیند خدا برای او چه می پسندد. این کار هر کسی نیست این رفاقت شخص با خدا می خواهد با خدا رابطه اش عمیق و صمیمی جز به رفاقت خدا به چیز فکر نمی کند او این برایش می خواهد آن می خواهد.

در جبهه خیلی خوب این حالت بود مجروح می شدند یکی از دوستان یادم هست چشمش در بیمارستان تخلیه کردند رفتم عیادتش پدرش بالای سرش بود ایستادم رو به رویش چشمم افتاد به چشم پدرش گفت خیلی خدا را شکر می کنیم الحمدلله برای ما این طور خواست بچه های خودمان این طور هستند پای شان قطع، نابینا هستند دست شان قطع یک بار اعتراضی نکردند یک عزیز بود می خواستم دعوتش کنم بیاید خدمت تان ولی وضعش وخیم بود دیدن او خیلی خوب است دیدنش خیلی لطف دارد چه بلا هایی سرش آمد در وضعیت سخت بدنی (جانباز هست) روز تولد حضرت ابوالفضل علیه السلام تصادف کرد چی شد لب هایش به هم دوختند یک وضعی به زور از لای لب های دوخته صحبت می کرد این حاج اسماعیل گفت گوشم گذاشتم کنار لبش ببینم چه می گوید گفت: صفا کردی حضرت چی عیدی به ما داد او در اوج کیف است بعضی ها این طوری هستند.

بعضی ها مشکلات دارند در فکر این هستند مشکل برطرف کنند یک مشکل بزرگتر سراغ شان می آید هنوز عزادار پسر، شوهرش مرد عزادار شوهرش می بیند بچه هایش مردند اتفاق می افتد این طوری خیلی دقت کنید این از کجا می آید چطوری می شود هوشیار باشد تسلیم یعنی غرغر نمی کند شکایت نمی کند و تحملش می کند رضا این طور نیست. رضا یعنی همین می خواهد با همین که خدا می دهد صفا می کند لذت می برد مقوله صبر نیست مقوله شکر سالم بودم دستم قطع شد یک مدت غنی بودم حالا فقیر شدم رضا یعنی خدا هر چه تو بگویی و بخواهی قشنگ است برای خود تدبیر نمی کند هر چه خدا پیش بیاورد آن را می گیرد و می رود.

در مقام بندگی گوی سبقت از غیر ربوده و به لذت بندگی رسید و هیچ لذت در حد رضا به تقدیر الهی نداشتند در مقوله دوستی و رفاقت هیچ چیز بالاتر از این نیست که دو طرف از هم راضی باشند. « رضی الله عنهم و رضوا عنه» خدا از این ها راضی شد آنها از خدا راضی شدند خیلی خوب یک وقت یک کسی در قیامت هست این خدا در دنیا خیلی حال من را گرفت خیلی بلا سر مان آمد ولی ما گذشتیم جزایش می روی در بهشت یک موقع اساسا بین آنها رفاقت و صمیمیت، چرایی و سوال نیست دنبال کشف چرایی این قضیه نیست. این داده همین خوب است.

سیدالشهدا علیه السلام از این مقام آخرین لحظات وقتی به شهادت می رسد الهی رضا تا آخر خدایا راضی هستم هم راضی ام هم تسلیم لمعبود سواک. قشنگ ترین حالت بنده همین که بنده سوابق با خدا داشته باشد در این سوابق از خدا شکایت نداشته باشد در روایت داریم هر کس می خواهد من از او راضی باشم از من راضی باشد درست شد خدا می گوید من همین هستم که هستم فعال لما یرید. فعال لما تشاء. هر چیز اراده کن هر کاری بخواهم می کنم در دعای عرفه الحمدلله الذی لیس لقضائه دافع و لا لعطائه مانع.

کسی نمی تواند دفع قضا کند خدا می گوید من همین هستم که هستم نمی خواهی نخواه چه کار می کنی شعور بنده آن که او می خواهد آن که حکیم مطلق مهربان مطلق، بی نهایت مطلق، بی نیاز مطلق می خواهد قطعا همین قشنگ است کسی که این طوری در رفاقت با خدا، بعدا که بالا و پایین می شود می گوید خدایا من همین که هستم بیا با هم کنار بیاییم.

خیلی عجیب است این رابطه دو طرف بین انسان با خدا خیلی شورانگیز است هر کاری کردی هر چه گفتی انجام دادم من هر کاری دلم خواست کردم لا ایالی بعد از رفاقت خیلی با مزه خدا رحمت کند مرحوم میرزا اسماعیل همین طوری بود می گفت: خیلی وقت من با خدا کاری ندارم واقعا دست ازش برداشتم ولی خدا دست از من بر نمی دارد بسپاریم خودمان به او ببینیم چه کار می کند با ما این حالت خیلی قشنگ است من راضیم نق نق نمی کنیم خدایا تو هم غرغر نکن ما همین که هستم می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه.

در این مقام در ادعیه به یادگار مانده از امامان معصوم آثار بسیار جالب برخورد می کنیم بهترین کلمات به امت خود تعلیم دادند چنانچه در مناجات شعبانیه آمده است فقد هربت الیک و فقت بین یدیک مستکینا لک خدایا من فرار کردم بسوی تو و ایستادم در مقابل تو مستکینا لک در حالی که هیچ از خودم ندارم این طور ایستادم در مقابل خدا.

در دعای ابوحمزه داریم فعال لما تشاء تو هر کار بخواهی می کنی تعذب من تشا کیف تشا ترحم من تشا بما تشا کیف تشا تو هر کس بخواهی عذاب می کنی رحم می کنی به هر کس بخواهی هر چه بخواهی هر طور بخواهی سوال نمی شود که چرا این کار را کردی شعور خیلی بالاست. وقتی عقل صغری و کبری می کند یک سلسله امور را کنار هم می چیند که او بی نهایت مطلق هیچ نیاز به من ندارد در دعا داریم خدایا تو من را خلق کردی در حالی که هیچ احتیاجی به من نداشتی نه گناهم به تو صدمه می رساند نه طاعتم به تو خیر می رساند بی نیاز مطلق مهربان مطلق حکیم علی الاطلاق وقتی دل باورش بکند عقل می گوید اگر دل باور کن جای سوال کردن و غرغر کردن ندارد و نارضایتی ندارد چون می داند هر کاری بکند به نفع بنده است هر تصمیمی خدا بگیرد خیرش به من می رسد آدم هوشیار و فهمیده وقتی این می فهمد قلبش آرامش دارد این خیلی قشنگ است.

امام حسن عسگری علیه السلام هر نعمت می آید در هاله از بلا به مومن هدیه می شود. و لو علت فلسفه را ندانیم یاد تان نرود که خدا شما را به بلندای ابدیت نگاه می کند ما همیشه به بلندای ابدیت خود را نگاه نمی کنیم توجه فرمودید یک حادثه در زندگی شما پیش می آید بیست سال بعد می فهمیم حادثه خیر بود بیست سال کاملا برای تان مخفی بود بسیار از امور خیر خداوند رقم می زند بعد از مرگش معلوم می شود تازه می فهمیم که چقدر قشنگ خدا با ما رفتار کرد چقدر خوب رفتار کرد لذا اگر انسان خوب توجه داشته باشد خیلی قلبش آرام خواهد بود و شاد. درست شد. هیچ کس، کسی را با خودش مقایسه نمی کند کسی خودش با کسی دیگر مقایسه نمی کند چون اساسا رابطه دو طرف بین عبد و مولای بنابراین چشمش از دیدن بقیه انسان ها کور است.

این طوری نیست خدایا ببین آن دارند ما نداریم، خدایا آن ها چی دارند ما نداریم مضافا این که یقین دارد «مرارته دنیا حلاوته الاخره» هر چیز ندارد و از هر چیز محروم ذخیره آخرت را بدی دارد آنهایی که دارند و استفاده می کنند از خود آخرتی آنها کاسته می شود بنابر این دعوای ندارد از همه بالاتر از خدا طلب ندارد هیچ کس از خدا طلبی ندارد هیچ کس گردن خدا حق ندارد از خدا طلب داشته باشد اصل وجود مان خدا به وجود آورد چه چیز طلب کنیم از خدا.

خوب برویم سراغ بحث که یک سطح این بحث قشنگ تر و مسئله جا می اندازد اگر خوب همین است.

در دعای عرفه الهی ان اختلاف تدبیرک رس ( متن عربی اصلا خوانا نیست لذا قابل تایپ کردن نیست)

اختلاف یعنی گوناگونی تدبیر تو و سرعت تعبیر مقادیر و تقدیر های تو این دو منع عبادک عارفین بازداشت بندگان عارف بندگان که اهل شناخت هستند و آدم های عمیق، عن السکون الی عطا امیدوار باشند خیال شان راحت باشد خوش باشند به نعمت های تو بگویند آخیش ما خیلی خوشبختیم می گوید خیلی زیرک اند عباد عارف تو می فهمند بخاطر این که تدبیر های تو آنقدر مختلف و تقدیر تو آنقدر سریع تغییر یک آدم عارف نعمت تو به او می دهی دل خوش نیست و هیچ وقت تو بلایی که سرش می آید ناامید نیست. پول، محبوبیت، موفقیت، شهرت، زیبایی، سراغش می آید خوش صداست امکانات دارد کمالات دارد به هیچ کدام دلخوش نیست یک دفعه مست بشود مستی نعمت یکی از خطرناکترین مستی هاست.

انسان مست شود خدا به انسان بدهد از خود خدا غافل شود از آن طرف تدبیر خدا اختلاف دارد تقدیرات سریع تغییر انسان که بلا دید هیچ وقت نمی تواند مطمئن باشد این بلا تا یک ساعت دیگر هست شما بیایید زندگی بزرگان را اصلا زندگی خودتان را نگاه کنید خیلی وقت ها بود معضلات زیاد بود اصلا فکرش نمی کردید بعد می بینید چقدر راحت تغییر کرد.

تقدیر این طوری است یک موقع که خیلی خوش به حالت هست در اثر نعمت های الهی به تو دادند برنامه ریزی کردی یک شب همه چیز نقش بر آب شد خیلی حساب کردی روی موقعیت استثنایی و عالی یک قهرمان می گوید می برم چقدر پول و ثروت و شهرت یک شب جلوتر از زمان بازی تصادف می کند پایش می شکند حالا برو تا کی اصلا محروم می شود به همه پز داد امسال کنکور شرکت می کنم حتما قبول می شوم تو بهترین رشته بهترین دانشگاه سر امتحان کنکور آنقدر هیجان و اضطراب دارد که حالت تهوع می گیرد و می رود بیرون یا سکته می کند می میرد.

چی فکر می کرد یک اتفاق دیگر برایش افتاد. دلخوش به فلان کس رسید می خواهد عروسی کند موقعیت عالی ازدواج می کند شب عروسی یک یا هر دوی شان گاز می گیرد می میرند داشتند برنامه ریزی می کردند برای یک چیز دیگر وضعیت عوض شد در برزخ هستند و یک چیز دیگر.

باید پاسخ دهند یکی از دوستان خیلی خوب من آدم برجسته و فاصل بود شیخ لطف الله مهدوی ایشان در جلسات تکیه گاه من بود و تکیه گاه استاد ما بود یک جای بحث گیر می کردیم می دیدیم آیا او توانست پیچ در بیاورد یا نه مادرش فوت کرد گفت بروم مادرم را دفن کنم تهران بیایم سوار آمبولانس شد تصادف کرد خودش به رحمت خدا رفت و خانمش معلول یا مجروح شد وضعش وخیم بود این خیلی، تقدیرات و تدبیرات سرعت دارد اصلا فکر نمی کند.

من یادم است رفته بودم عمل کرده بودم کمر من شکسته بود در منطقه آسیب دیده بودم رفتیم به اصطلاح درستش کنیم بعد از مدت ها من از 17 سالگی نه 19 سالگی درد داشتم کمرم من را اذیت می کرد شبانه روز هیچ شبی بدون درد نبودم الان همین طورم 20 و خرده ی سال است الان نشستم بین شما به شدت درد تحمل می کنم. این همین طوری با من بود گاهی درد امان از من می برید شب تا صبح بیدار می شدم شکستگی بود رفتم دکتر گفتند دو مهره را باید پیوند بدهیم تا به نخاع نخورد ده سانت از استخوان پایم برداشتند تا بزنند به دو مهره تا دو مهره بچسبند.

دکتر شکم من را شکافت استخوان را به جای مهره کرد داخل نخاع، اشتباهی سه فعالیت مهم بدنی آسیب دیدند فعالیت نخاع قطع شد دو باره شکمم را شکافتند استخوان صاف کردند مشکلات بعدی حل نشد سه هفته سه عمل با کار روی نخاع کردند به دکتر گفتم 34 ساله آمدم 80 ساله بیرون می روم آمدم مشکل کمرم حل کنم قوز بالای قوز شد مدت ها درمان کردم سه چهار سال دنبال این بودم آثار نخاعی جلویش را بگیرم در همین وضعیت سرطان گرفتم تقدیر است سراغ انسان می آید انسان نمی تواند به هیچ حالش اعتماد کند الان داری زندگی ات می کنی یک بساط خوب چیدی دور سفره ات پیش اعضای خانواده بچه و همسرت می بینی یک استخوان گیر کرد در گلویت ماهی و سبزی پلو عیدی درست کردی یکی از دوستان ما همین طور شد یک استخوان ماهی گیر کرد در شادی و موفقیت فکرش را نمی کرد آن ماهی دارد کباب می کند بلای جانش شود او را کشته.

بعد از مدت ها بدبختی یک ماشین خریدی با زن و بچه رفتی شمال تصادف می کنی سر از برزخ در می آوری یک دفعه ثروت جمع می شود کار های بزرگ کار های بزرگ یک دفعه ورشکستگی کامل انسان هوشیار نباید به هیچ حال خود مست شود که من الان لیسانس فوق لیسانسم و دکترایم را می گیرم چنین می شود.

چنان می شود جریان یک چیز دیگر می شود بنابراین شما وقتی به این حالت اعتماد می کنی وضعیت این طوری سرعت تقدیر و تدبیر اختلاف دارد و نامعلوم است فکرش را نمی کنی آدم نباید به هیچ حالتی مغرور باشد اینجاست وقتی این وضعیت ها را می بینی به خداوند می گویی هر چه تو خیر می دانی برای من تقدیر کن خودش برای همه چیز آماده می کند وقتی به او نعمت موفقیت، شهرت، محبوبیت، قدرت دادند برای خلاف آن هم خود را آماده کرد اگر ثروتمند برای فقر آماده اگر فقر ظرفیت ثروت دارد وقتی رسید ذوق زده نمی شود.

لکیلا لا تحزنوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا علی ما اتاکم. بلای که سر تان می آید برای این غصه نخورید یک وقتی چیز از دست می دهید شاد شدید یک چیز به دست آوردید بندگان عارف منع می کند سکون علی عطا وقتی چیز به آن می دهی می داند این همیشگی نیست ممکن است بی لیاقیت کنی از تو بگیرند اگر مصلحت نباشد بلای سرت آمد این همیشگی نیست و تغییر می کند و چیز دیگر به جایش می آید برای همین شما در نماز دائما این اضطراب داری مبادا آخرین نماز باشد.

این خیلی مهم است مبادا آخرین سجده باشد اهدانا الصراط المستقیم. این دعا می کنم برای آدم عارف دعای معنا دار است شما به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رفتید این که رفتی شادی شکر می کنی ولی دلشوره داری نکند من از این حرم بیرون می آیم آخرین دفعه باشد لا جعله الله آخر عهد منی لزیارتکم خدا این آخرین زیارت من قرار نده وداع حضرت رضا علیه السلام یرزقنی العود ثنم العود ثم العود دو باره بیایم دو باره بیایم وقتی می روی زیارت بزرگواران حضرت عبدالعظیم علیه السلام حضرت معصومه سلام الله علیها امامزاده ها فلات سلب منی ما انا فیه. خدایا این تو هستم از من نگیر این نباشد من عرض ادب و حال خوش زیارت می کنم از حرم بیرون روم یک اتفاق بدی برای من بیفتد دفعه دیگر رغبت به حرم آمدن نداشته باشم آدم زیرک دلشوره دارد که نکند بیرونش بیاندازند نکند راهم ندهند نکند من به حال خود رها شوم.

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم آنقدر دلشوره نسبت به این مسئله دارد عایشه می گوید آمدم دیدم حضرت گریه می کند و این دعا را می فرماید خدایا من را به خودم واگذار نکن خیلی خوب است انسان خود را به خدا بسپارد. فلا تسلب منی ما انا فیه و لا حول و لا قوته الا بالله العلی العظیم. خدایا تو از من حالی که هستم را نگیر حال های که خدمت این عزیزان به شرافت می رسم من بیایم و اهل ارتباط با آنها باشم از این بارگاه بیرون نروم بعد خودمان را بسپاریم به خدا ببینیم خدا چه تقدیر می کند.

الهی حکمک النافذ و مشیتک القاهر لم یترکا لذی مقال مقالا اولا لذی مال مالا. در دعای عرفه حکم نافذ تو و مشیت قاهر تو نمی گذارد کسی حرف بزند نه برای گوینده حرف می گذارد نه به صاحب مال مالی نمی ماند به مالش اعتماد کنی الان خیلی حال معنوی خوشی داری فکر می کنی چسبیدی به عرش ادعای خیلی بزرگ، بعد امتحان کوچک می گیرد چی فکر می کردی چی شد. اصلا تو خودت گمان نمی کردی که این کار از تو سر بزند ولی سر زد. بقیه را با قدرت معنوی و عقل و حال معنوی سبک دانستی عجب آمده بود سراغت. بقیه را ریز می دیدی.

دهاتی منگول بی سواد و عوام دست به کاری می زنی که هیچ کدام از منگول ها بی سود و عوام انجام نمی دهند. حداقل ما در بسیت و چند سال انقلاب دیدیم کسانی خواص بودند کاری کردند مردم می گفتد آخ آخ مگر می شود کسی این کار را بکند این طور نیست آدم های متکبر شیخ علی یک کسی بود امام می گفت شیخ علی آنقدر نماز و روزه نخوان آنقدر سخت نگیر آنقدر اهل عبادت و زهد بود یک آدم این طوری یک آدم به قدری شجاع داشت از سقز تبعید بود یواشکی از محل تبعید فرار کرده بود مشهد چند سخنرانی علیه رژیم آنجا را به هم ریخته بود در اوج زهد با این شجاعت فرار می کرد و بعد بر می گشت به محل تبعیدش همین آقا.

خدا رحمت کند مرحوم ربانی ارمشی توسط مهدی هاشمی برادر داماد آقای منتظری به شهادت رسید فرمود یک جای نشسته بودیم شیخ علی نشسته بود فکر کنم در مجلس خبرگان، به من گفت می گویم خدا بهتر از ما چه بنده ای دارد آقای ارمشی گفت به او گفتم شیخ علی خدا عاقبت آدم به خیر کند گفت تو هم نمی فهمی بهتر از ما چه کسی این انقلاب مجاهدت زندان و شکنجه الان داریم دینش جلو می بریم اگر بالاترین درجه بهشت مال ما نباشد یک ذره پایین به ما می دهند سه بار به او گفتم شیخ علی خدا عاقبت به خیرت کند بعدش می آمد از این حرف چه می گویی امام کتاب اخلاقش می دهد این آقا مطالعه کند می برد به اسم خودش چاپ می کند حکم امام جمعه مقام معظم رهبری که امام زد چپ کرد کی سید علی من چی امام جمعه حق من است از آنجا غرغر و نق فرار می کند تشریف بردند عراق یادتان هست جبهه های قدیم یادشان، پناهنده با صدام شد در رادیو عراق توحید لا حول و لا قوته الا بالله العلی العظیم. خودم عرض ندارم لا املک نفسی نفعا و لا ضرا نمی توانم نفعی جلب کنم و ضرری را از خودم دفع کنم نه از خودم نه از دیگران اگر هست به حول توان تو کاری می کنم لذا نگذار آخرین بار باشد. می دانم هیچ حول و قوه نیست مگر تو. پیغمبر فرمود هیچ اسلحه بزرگتر از لا حول و لا قوته ندارم یک دفعه مردم دست خالی انقلاب کنند شاه با آن قدرت بیرون کنند جنگ همه کشور ها دنیا حمله کنند.

با تمام امکانات و ثروت پیشرفته در این اسلحه ما به فقر و اسلحه ضعیف و آموزش ندیده برویم روی آن کم کنیم اگر خدا بخواهد می شود اگر خدا بخواهد نمرود با یک میلیون سرباز با چند پشه رویش کم کم می شود خدا بخواهد ابرهه با فیل به مکه حمله می کند چند پرنده می روند سر و ته او را جمع می کنند عجیب است خدا ذلیل می کند کسی قد هست از طریق ذلیل می شود که اصلا فکرش را نمی کرد با یک قدرت بزرگ نابود نمی شود یک آدم متکبر مثل ابولهب ابوجهل در جنگ که می آیید کی او را می کشد.

غلام خودش غلام ضعیف مردنی ابن مسعود به ابن مسعود می گوید برای من عار است که تو سر من را ببری بگو یکی از بزرگان سر من را ببرد اگر خدا بخواهد یک ضعیف مردنی او را می کشد این طوری فرعون با آن همه دبدبه و کبکبه ادعا خدایی می کند مگر خدا چطوری است حالا دست به جنایت زدی قاتلت می دهم خودت بزرگ کنی به او برسی که بعد دخل تو را در بیاورد. ان کیدی متین. کید من خیلی استوار است عجیب کید می کند اگر بخواهد کید کند این طوری.

لذا به انسان نمی تواند حالتی اعتماد بکند همیشه انتظار داشته باشد که وضعیت امروز این فردا کاملا عوض می شود لذا انسان دلش به مرکز نعمت و آرامش به خداوند بدهد. صبح از خانه در می آید به فرد استحکام می دهد. اول صبح خودت را بسپری به معصوم راحت هستی تقدیرات سریع زندگی تو را مختل نمی کند رسول خدا داده تو را اگر چیز اتفاق بیفتد تو در کنف حمایت آنها هستی نابود نمی شوی گاهی وقت ها فکر می کنی فلان حادثه اتفاق بیفتد من چه کار کنم گاهی بعضی افراد می گویند خدا به دادش برسد خدا به او صبر بدهد من که نمی توانم هفته بعد یکی بدتر از آن سرش می آید بعدا می بیند اتفاق خاصی نیفتاد قشنگ صبر کرد مسئله گذراند و رفت خوب این انسان ضعیف بهتر نیست خودمان تکیه بدهیم به مرکز قدرت لا حول و لا قوته الا بالله العلی العظیم. افوّض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد. کارم را می سپارم به خدا، خدا ما را بهتر می شناسد چه برای من خوب است.

فحش می داد به امام و انقلاب و نظام به این چیز های این همه سال برای آن زحمت کشیده بود آقای ارمشی گفت صدایش در رادیو شنیدم یادم آمد در مجلس چی می گفته می گفت خدا بهتر از ما کی را دارد خیلی این مسئله خطرناک است این را جدی بگیریم آدم با سابقه گردن کلفت با امکانات آدم های خیلی نزدیک می روند به انحراف و قهقرا در خانه پیامبر و معصوم عوضی در می آید. بعد یک کسی از دورترین منطقه از کنر می آیید می شود السلمان منا اهل بیت.

در جبهه سالها می جنگند برای اسلام برای اهل بیت بعد از جنگ می آید شروع می کند مقاله علیه فاطمه زهرا سلام الله علیها امام حسین علیه السلام و امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می نویسد بعد کسی مانند ادوارد آنیلی در ایتالیا درس می خواند شیعه می شود می آید خدمت امام، امام پیشانی او را می بوسد دختر و پسر های خانواده های آن چنانی محیط آن چنانی گوی سبقت از شما در نزدیکی به امام زمان و تقوا و عبادت و عرفان ببرند. ما این همه نزدیک بودیم حرم داشتیم درس داشتیم کم می آوردیم انشاءالله کسی از شما سقبت نگیرد.

اهل سبقت و سرعت باشید ولی می آیید روزی که آنها از خیلی افراد جلو می زنند. این مسئله باعث می شود مقام سوم دعا برای انسان به وجود بیاید مقام رضا، خدایا هر چی تقدیر می کنی آن قشنگ است. ما را به خود واگذار نکن عاقبت به خیر شویم این را از خدا بخواهیم.

والحمدلله رب العالمین .