بحث مان در نمونه هایی از ادب انبیا بود چونکه کتاب الحمدلله چاپ شده است بزودی در دست عزیزان می رسد این قسمتهایی که خودتان می شود که بخوانید من دیگر نمی خوانم ادب حضرت آدم علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، اینها را خودتان مطالعه کنید ادب دعا را در کلام امام صادق را برای تان می خوانم فرمود: هر گاه خواستی برای حاجت دنیوی یا اخروی خدای را بخوانی شرایط دعا را رعایت کن و نظر کن که چه کسی را می خوانی این فوق العاده مهم اس باید بدانیم که فهم اینکه ما کی را داریم صدا می کنیم از چه داریم کمک می خواهیم در اجابت فوق العاده موثر است.
یعنی هر چه که انسان معرفت به حق تعالی داشته باشد به اجابت هم نزدیک تر است این شرط است شرط مهمی است لذا حضرت بلافاصله بعد از کلمه شرط می فرماید چی؟ می فرماید: که اگر می خواهی حاجت دنیوی یا اخروی داشته باشی شرایط دعا را رعایت کن این یک نکته، احفظ آداب الدعا آداب دعا را حفظ کن بلافاصله بعد از آن فرموده چی؟ فرموده: و نظر کن چه کسی را می خوانی این خیلی مهم است یعنی علت عمده عدم اجابت دعا های ما این است که اساسا آنی که می خوانیم نمی شناسیم که حالا بعدا در این باره توضیح خواهم داد که چطوری باید به خداوند نگاه کنیم البته توضیح داده ایم و از چی کسی می خواهی و برای چه می خواهی و این شرایط بدین شرط است که حالا حضرت دارد توضیح می دهد.
باید دعا کننده عظمت و بزرگواری خداوند را به خاطر آورد این دوتا من یک فرمولی است که قبلا هم خدمت تان توضیح داده ام اما باز جداگانه امروز درموردش اشاره می کنیم چون مفصل است و اگر بخواهیم کار بکنیم یک تعدادی از جلسات را باید به آن اختصاص دهیم آن است که خیلی وقتها عزیزان در مورد مسائل معنوی و روحی شان به ما مراجعه می کنند و راهکار می خواهند خوب ما هم بسته به میزان عقل خودمان یک فرمولی و یک راهکاری را خدمت شان تقدیم می کنیم ولی اگر می خواهید به طور کلی و اساسی همه مسائل روحی و معنوی شما حل شود و به یک رشد خوب برسید من یک توصیه می کنم یعنی اگر از نظر اخلاقی در فشار هستید یا از نظر اخلاقی یا از نظر خلقی از خُلقهای خودتان در رنج هستید می خواهید آزاد و راحت بشوید یک گیر معنوی دارید می خواهید راحت باشید عرض کنم خدمت تان با کسی خدای نکرده مسئله ای مشکلی در روابط تان دارید می خواهید از این وضعیت نجات پیدا کنید و روحت آزاد بشود اگر می خواهید این گونه باشد روی یک چیز خیلی فکر کنید الان هم شاید من نتوانم بگویم برای چی؟
حالا آنها که یک مقدار مطالعه دارند می فهمند آنهایی که کمتر مطالعه دارند این نکته را دربست از من قبول کنند آن این است که سعی کنید روی عظمت خداوند متعال تمرکز بگیرید، یعنی هر چقدر شما نسبت به عظمت حق تعالی تمرکز بگیرید و فکر کنید و با این مقوله ذهن تان را مشغول کنید کار جدی بکنید مشکلات شما سریعتر حل می شود یادتان نرود هر چی گیجی و گنگی و ضعف و ناتوانی و زمین گیر بودن و عقب گرد است وقت تلف کردن و عمر تلف کردن است زمین خوردن است منوط به این است که ما درک درستی از عظمت حق تعالی نداریم.
اگر این خوب حل شود ما در تمام جهات موفق خواهیم بود یادتان باشد حال اینکه چرا؟ بماند برای بعد. چرا برای بحثی بماند که مستقلا بخواهیم در مورد این مطالب بحث کنیم اما فقط این را یادتان باشد و بدانید لذا در مقوله دعا جدا از آنچه که شما می خواهید اگر یک مقوله ی مادی باشد یک مقوله ی آخرتی باشد یا اصلا بحث عرفانی و رفاقت حق تعالی باشد بزرگترین چیزی که اهل بیت از ما خواستند و مهم ترین چیز همین معرفت خداست.
از شاخه های معرفت خدا شناخت خداوند به عظمت است دقت کردید یعنی با اسم عظیم و اعلی که در نماز سفارش شده است با آنها کار کنید چون قرآن می فرماید: وسیله ای که می تواند شما را به معراج ببرد استعینوا بالصبر والصلوته. از نماز کمک بگیرید این مواجی که به قول پیغمبر وسیله ای است که قربان کل تقی قربان کل مومن است موتور دارد. موتور این نماز است ( موتور نماز) یعنی آن اصل نماز در اتومبیل اصلش چی است؟
موتور ماشین است موتور، اگر آن قلب کار است در نماز (قلب نماز) قلب این وسیله که من را که این موتور بتواند من را ببرد موتوری که بتواند کار کند و ما را به معراج ببرد عبارت است از ادراک عظمت حق تعالی و شناخت حق تعالی به عظیم و اعلی بودن، این رمز هایی که الان من دارم به شما می گویم به راحتی نمی توانید از لای کتابها در بیاورید، توجه فرمودید، یعنی خیلی خون دل خورده شده است که من همین 10 دقیقه برای شما صحبت کنم خیلی مفت دارد دست تان می آید قدر بدانید این را.
و اگر می خواهید در بقیه زمینه ها مسائل اخلاقی و معنوی موفق باشید روی این شاه کلید کار کنید این اسم اعظم است به شما گفتم یعنی اگر روی این شاه کلید کار کنید خیلی از مسائل شما حل خواهد شد. دوم: جزم قطع داشته باشید که او به تمام ممکنات قادر و توانا است چرا می گوید به همه ممکنات بعضی از چیز ها هستند که ذاتا ممکن نیستند مثلا دو، دو تا پنج تا می شود یک همچین چیزی نمی شود آن عقلی که خدا به ما داده است و آن ریاضی که خدا خلق کرده است همین هیچ وقت دو، دوتا پنج تا نمی شود محال است که بشود.
چیزی که محال عقلی است قدرت به آن تعلق نمی گیرد جزو ممکنات نیست بعضی از نادانها که خدا را نمی شناسند می گویند که خدا می تواند دنیا را بکند توی تخم مرغ در حالی که تخم مرغ بزرگ نشود و دنیا هم بزرگ بماند و کوچک نشود اینها سوالهای جاهلانه است این مال این است که ما اصل نمی فهمیم نه خدا را می شناسیم نه ممکن را می شناسیم و نه جهان را می شناسیم چیزی که ذاتا شدنی نیست یعنی ذاتش شدن را قبول نمی کند مثل یک چربی که چرب نباشد یک دویی که زوج نباشد یک چهاری که زوج نباشد یک فردی که تک نیاورد یک آبی که خیس نباشد بگوییم خدا یک آبی را آفریده است که خیس نباشد.
عقل هم این را قبول نمی کند ذاتا محال است ذاتش قبول نمی کند آب به قدرت خدا ربطی ندارد ذات او پذیرش یک همچنین چیزی را ندارد یک چهاری که زوج نباشد مگر می شود امکان پذیر نیست بنابراین وقتی راجع به قدرت خداوند صحبت می کنیم در مورد چی صحبت می کنیم در مورد ممکنات صحبت می کنیم از آن طرف در بحث روانشناسی جاهل گفتیم آدمهای جاهل گاهی وقتها در مورد چیز هایی رغبت پیدا می کنند که شدنی نیست آدم جاهل آرزو های محال زیاد دارد آرزو های نشدنی یا اگر شدنی هم است نامعقول است یا اگر قرار بشود هزاران اتفاق باید بیافتد تا این مسئله پیش بیاید.
توجه فرمودید. این حماقت که انسان به چیز هایی رغبت پیدا کند که ممتنع، است مثل من دختر پادشاه را می خواهم 50 درصد حل است 50 درصد حل نیست. آن 50 درصد که حل است یعنی اینکه من می خواهم آن 50 درصد که حل نیست آن است که آنها نمی خواهند خوب این ظاهرا 50 درصد است ولی باطنا 50 درصد نیست چند درصد است آن 50 درصد که نمی شود 100 درصد است اصلا نمی شود رغبت در مستهیل است.
می خواهم با فلان کس ازدواج کنم خوب امکانش نیست که ازدواج کنی خیلی پیچ و خم دارد که تو برسی به یک همچین چیزی آن هم که اگر فکر کردی فکر کارتونی کردی بیشتر تا فکر های معقول، نمی شود یا اینکه می خواهم به فلان شغل برسیم یک آقایی آمده بود مشاوره پیش من چه اصراری داشت حدود 50 سال سن او است بعضی از خانمها هم هستند همین طوری هستند جوانها هم می آیند می گوید من می خواهم بروم پزشکی قبول شوم می گویم دیپلم تو چی است؟
دیپلم انسانی است چند ساله ات است؟ 30 سال، این آقا که اصلا آمده است بعد از 50 سالگی رشته اش هم نمی خورد یعنی باید برود دیپلم مربوطه را بگیرد و بعد برود تا بتواند با جوانها در این مرتبه مسابقه بگذارد و برود کنکور را ببرد تا برود اینجا. نه اینکه این قضیه محال است محال نیست اما یک چیزی است که رفتن دنبالش را هم عقل همچنین تایید نمی کند معلوم نیست که سودی هم برای آدم داشته باشد یا نه حالا شما فرض بفرمایید در پزشکی می خواهید قبول شوید که چی؟
که مثلا چه امتیازی این دارد خیلی از رشته ها و کار ها هستند که هزاران برابر به پزشکی شرافت دارد و آدم می تواند در آنجا هم به خودش هم به دیگران خدمت کند حالا حتما باید این بشود بنده خدا مراجعه کرده بود افسردگی داشت مهندس خیلی خوب قدرتمند توانا در محیط کارش اجتماعش ولی در خانواده می گفت من افسردگی گرفتم که چرا نتوانستم دکتر بشوم این طوری.
اما این را باید قطعا داشته باشیم که وقتی می خواهیم با خدا حرف بزنیم پیش خدا هر ممکنی شدنی است پیش خدا، شدنی است به خودت نگاه کنی ممکن است یک مقدار انسان، نه به خدا نگاه کنی خدا بخواهد می شود اما اگر، هر ممکنی را هم خدا می خواهد؟ هر ممکنی را خدا می خواهد؟ برای همین حضرت قبل از اینکه شروع کند شرایط را بگوید اول می گوید دقت کن که پیش کی می خواهی بروی؟ چرا می خواهی؟ خیلی وقتها ما برای خودمان نسخه می پیچیم ولی وقتی که در محضر ولی وقتی در محضر خدا کلاه مان را قاضی کنیم که خواسته ما خواسته احمقانه ای است خواسته درستی نیست چرا ما می خواهیم فلان چیز را؟ همین این چرا خیلی مهم است؟ یعنی یکی از رمز هایی که شما می توانید خواسته های تان را پیش با خدا صاف کنید و خواسته هایی را بخواهید که واقعا خواستنی باشد این است که به چرایی قضیه فکر کنید چرا من این چنین آرزویی دارم؟
چرا من یک همچنین چیزی را می خواهم؟ شما پیش خدایی و خدایی که با آن عظمت می ایستی در مقابلش خدا اگر بگوید این را برای چی می خواهی چی به او می گویی؟ جوابی داری بدهی یا فقط می گویی می خواهم مثل بچه ها که فقط می گویند می خواهم دوست دارم دوست دارم، این طوری است خدا.
چرای این قضیه خیلی مهم است و خیلی مسائل را این چرای قضیه حل می کند خدا هر ممکنی را اقدام نمی کند هر ممکنی را اقدام نمی کند ولی اگر واقعا خواسته تو چیز خوبی باشد معقول باشد خدا پسندانه باشد واقعا باید امیدوار باشی به حق تعالی و ناامید هم نباشی که از اینکه خداوند تو را به این وضعیت برسانی مثل آدم ذلیلی است چرا؟ خداوند می تواند این آدم را به سرعت عزیز بکند این خیلی مهم است می تواند عزیز بکند آدمی است که ضعف علمی دارد خدا می تواند انسان را کمک کند که در یک مسیر علمی قرار بگیرد و رشد کند این آرزو هایی که در ادعیه است شدنی است و اگر بخواهیم از خداوند تبارک و تعالی و یقین داشته باشیم خداوند به انسان می دهد حال برای اینکه این را باور کنید برگردید به گذشته خودتان ببینید گذشته چه بودید و تا الان خدا چی به شما داده است.
اگر می خواستید روند گذشته تان را طی کنید خود ما فکر می کنیم اگر می خواستیم روند گذشته را طی کنیم این چیز هایی که الان خدا نصیب مان کرده است با توجه به گذشته ای که داشتیم واقعا نزدیک به معجزه است برگردید یک مقدار گذشته خودت را نگاه کن برگرد به گذشته خودت فکر بکن، می بینی که الان اینی که هستی و خدا سر راهت قرار داده است نزدیک معجزه است می توانست خیلی چیز های بد باشد خیلی چیز های بد باشد ببینید چیز های بد و آفات و نحس و خطرات که تو را تهدید کرده، تهدید کرده و به فضل خداوند رد شده است.
کم من حلقه من بلاء فککته. حلقه های بلایی که شما را محاصره کرده بود و هر کدامش می توانست برای ذلت شما در دنیا و آخرت بس باشد ولی خداوند باز کرده است یعنی ما وقتی شک می کنیم در چیزی که خداوند هزاران بار آن چیز را انجام داده است باز به خدا شک می کنیم و همه بدبختی انسان از همین است که نمی فهمد خدا کی است شک دارد به کار های خدا. خدا را قبول ندارد تردید دارد به خداوند تبارک و تعالی تا وقتی خدا برای تو زیر سوال است و تردید داری نسبت به خداوند تبارک و تعالی و توانایی خداوند تبارک و تعالی داری در مورد آینده ات تا قیامت این 4 مرحله ای که داری دنیا، مردنت، برزخ، قیامت و حیات بعد از قیامت تا وقتی که تردید داری نمی توانی خوب عمل کنی تا وقتی که 14 معصوم را در کنار خودت نمی بینی به عنوان پدران خودت و مهربان ترین کسانی که تو را هزاران هزاران برابر بیشتر از خودت دوستت دارند نمی توانی خوب از آنها کمک دریافت بکنی آدم وقتی می فهمد چه کانون عظیم محبتی و عاطفه ای که متوجه اوست فوق العاده قدرتمند می شود در کار هایش، فوق العاده امیدواری می شود فوق العاده در کار هایش موفق می شود وقتی متوجه است چه کانون عظیمی از عاطفه و محبت و توفیق و قدرت با او هستند و همراه او هستند شما حرکت امام خمینی سلام الله علیه را نگاه کنید حرکت موسی را نگاه کنید حرکت رسول خدا را نگاه کنید تکی عمل کردند.
اینجا همین طوری که نگاه می کنی می بینی کار شدنی نیست ولی شده است ما دیدیم اینها را که شده است در مورد زندگی خودمان ما هم باید این طوری باشیم علت ضعف ما اینکه ما نشاط نداریم امیدوار نیستیم آدمهای آرامی نیستیم شاد نیستیم این است که ما با این کانونها ارتباط فعال و مستقیمی نداریم برای همین خیلی خیلی زود در حوادث روزگار اگر اتفاقی برای مان بیافتد زود ناامید می شویم زود ایمان مان را از دست می دهیم زود معنویت مان را از دست می دهیم زود بین رابطه ما با خدا افت ایجاد می شود اختلال ایجاد می شود برای چی؟
برای اینکه این کانون را خوب نتوانستیم ببینیم بله سنتی به ما گفتند یک امام زمانی است یک امام رضایی است یک خدایی است حالا که خودمان بخواهیم یک ارتباطی برقرار کنیم و خودمان ارتباطی داشته باشیم در این جهت ضعیف هستیم اگر این را انسان قوی بکند به راحتی افت معنوی پیدا نمی کند که معنویتش بیاید پایین، شادی اش بیاید پایین، آرامشش پایین بیاید مضطرب بشود این طوری نیست به این راحتی، این طوری نیست اگر که این را توجه داشته باشیم در مورد خودمان خیلی موفق خواهیم بود در جنبه تربیت خودمان یادتان باشد اگر به خودت که بخواهی نگاه بکنی شرک است اما اگر حواست است خدایی است که تو را دوست دارد اهل بیتی هستند که تو را دوست دارند کمکت می کنند چون انشاءالله در شرح زیارت عاشورا این هفته توضیح بیشتری خواهم داد کمکت می کنند آنها خیلی به خودسازی خودت و اینکه بتوانی گذشته را جبران بکنی امیدوار، قدرتمند و از همه مهمتر موفق خواهی بود یعنی می توانی واقعا ده ها سال اشتباه رفتن را جبران بکنی اگر توجه به این کانون داشته باشی که آن می تواند خیلی کار ها را با من بکند.
آن می تواند ره صد ساله من را یک شبه طی کند کما اینکه در مورد 100هزار بسیجی اتفاق افتاد و واقعا هم طی کردند اینکه قرآن کریم دائما به انبیا می گوید که شما ( فذکّرهم به ایام الله) شما روز های خدا را به یاد مردم بیاورید برای اینکه انسان با ذکر یوم الله در عزادار حقیقی توضیح داده ام با ذکر ایام الله انسان خیلی با تجلی خدا ارتباطات خیلی قشنگی پیدا می کند خیلی لذت می برد خیلی الهامهای خوبی می گیرد با این تجلیات شما داستان طوفان نوح را نگاه کنید یوم الله را نگاه کنید که چه اتفاقی افتاده است زیاد است داستان موسی را نگاه کنید تمام پسر ها را می کشد که قرار است این پسری که می خواهد بیاید به دنیا نیاید و او را به نابودی نکشاند خدا مکری می کند و مکروا مکرالله و الله خیر الماکرین.
خدا اینقدر به نفع ما مکر می کند که نگو، به نفع ما ها اینقدر مکر می کند که نگو اینقدر به نفع ما با دشمنان کید میکند با موانعی که سر راه ما هستند می گوید که اینها را می کشی که این کسی که قرار است متولد بشود نیاید متولدش می کنم و می دهم که در خانه خودتان بزرگ هم بکنی خودت هم بزرگش کنی و می گویم که ریشه ات را هم بکند می ماند انسان واقعا که این چه کیدی بوده است که خدا کرده است خوب نگاه کنید به قشنگی کار، از ما خواستند که در مورد ایام الله فکر کنیم نوح را نگاه کنید که چقدر کارش مسخره است وقتی انسان خدا را در نظر نمی گیرد در شرایط آب و هوایی نامناسب کشتی بسازد نگاه کنید مسخره می کند خدا می گوید که به نوح گفتیم که شما مسخره بکنید و ما هم شما را مسخره می کنیم. نوبت ما هم می شود در چند لحظه چند دقیقه آب می آید دنیا را آب می گیرد به زمین می گوید آبهایت را بده بالا، به آسمان هم می گوییم ببار می شود یک دریا، دریای بزرگ.
تهران نمی دانم تا حالا زیر بارانهای تند قرار گرفتید بارانهای تندی که می ماند این هوای آفتابی است داری راه می روی گرم یا هوا مناسب است یک دفعه می بینی باران گرفت اولش می گویی خوب است داریم خنک می شویم بارانی دارد می آید بعد یواش یواش طرف ترس برمی دارد تا حال چند بار در تهران سیلاب راه افتاده است در شهر های دیگر شما دیدید سیل راه افتاده است که اتوبوس را برده است اتوبوس را با مسافر هایش برده است درختها را پوشانده چند دقیقه این اتفاق افتاده است فکر کنید که اگر خدا بخواهد به نفع ما کید بکند میکند.
در روایت داریم که خداوند در چند جا خنده اش می گیرد یک جا آنجا که دیگران می خواهند آبرویش را ببرند ذلیلش کنند خدا نمی خواهد یک آدمی است که عزیز شد هر کاری کنی هر چی بروی پشت سر او تهمت بزنی غیبت بکنی برایش بزنی عزیزتر می شوی موفق تر می شود یک جا هم آنجا که می خواهم یک نفر را ذلیل بکنم بقیه می خواهند چه کار کنند بقیه می خواهند این را عزیز نگه دارند با تبلیغات با پول خرج کردن با اینها در دل مردم جا بیاندازید با این چیز ها در دل مردم جا نمی افتد مردم متنفر می شوند توجه فرمودید که چه طوری شد لذا اعتماد به خداوند تبارک و تعالی باید داشته باشیم که اگر با خدا رفیق باشیم.
و کار خودمان را با خدا بخواهیم اصلاح کنیم به نفع ما همه کاری خواهد کرد خوب او به همه ممکنات قادر و تواناست و به قضای حاجت توانمند و آگاه است یعنی کامل می داند که چه کار بکند هم می تواند مشکل تو را حل بکند و همه ی جنبه های کار تو را خداوند تبارک و تعالی در نظر دارد همه ی ما می رویم به امام رضا می گوییم امام رضا آخر نمی دانی که تو، تو که نمی دانی من چی وضعیتی دارم، چرا امام رضا هم کاملا می داند که تو چه وضعیتی داری گذشته و حال و آینده ات را هم می داند که چی وضعیتی داری همه را می داند توجه فرمودید که چطوری شد و یقین داشته باشد که خداوند آنچه که در خاطر اوست عالم و داناست و به اسرار و ضمائر او واقف و مطلع است خواه حق خواه باطل چیزی را از خدا نمی توانی پنهان بکنی چیزی را نمی توانی.
پنهان کنی، این آقا شیخ جعفر آقای مجتهدی رحمت الله تعالی علیه در این کتابی که چاپ شده نیست داستان حالا همه اش را نمی گویم سنگین است یک قسمتش را می گوییم به یک بنده خدایی می گوید که تو حیفی که تریاک مصرف می کنی جوان شاعر جوان خیلی فاضل خوب می گوید برو به امام رضا بگو یک طوری مشکلت را حل بکند برو بگو آقا که از این وضعیت تو را بالاخره در بیاورد رفته بود به امام رضا گفته بود که آقا من که می دانی تریاک می کشم بعد آقا شیخ جعفر آقا گفته که من به شما بگویم که شما مشکل من را حل کنید ولی می دانید که من نمی خواهم نکشم می خواهم بکشم.
آدم می دانید یعنی ما می خواهیم با حفظ همه چیز های خودمان بلند شویم بروی آنجا با همه وضعیت های درونی خودمان می خواهیم بلند شویم برویم آنجا شاید خیلی وقتها شدنی هم نیست یا اینکه باور کنید گاهی وقتها ما فکر می کنیم که خدا ما را نمی بیند و واقف به ما نیست خودمان به خودمان هم دروغ می گوییم در روایت داریم که بعضی ها چنان در قیامت حماقت می کنند که روز قیامت هم به خدا دروغ می گویند روز قیامت قرآن است آیه قرآن است جدای از روایت در قرآن است.
روز قیامت راست می ایستد و به خدا دروغ می گوید بعدی چی؟ آنکه راه نجات را از هلاکت بشناسد و تمیز دهد یعنی بداند که واقعا مصلحت من در چی است؟ و مشکل من در کجاست؟ من چرا به این وضعیت افتاده ایم چرا الان ضعف معنوی دارم چرا کم دارم چرا افسرده ام چرا پژمرده ام چرا نمی توانم با قرآن که شراب است ارتباط برقرار کنیم چرا نمی توانم با نماز که بزرگترین وسیله ای است که می تواند من را به خدا برساند و معراج است با این 2 متر هم نمی توانم بالا بروم. معراج چه خبر است؟
معراج طلب ما، من نمی توانم با دو رکعت نماز از مشکلم پرواز کنم بروم بالا ( گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم) الان مشکل دارم، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی) می شود واقعا ما یک مشکل داشته باشیم و دو رکعت نماز بخوانیم و یاد مان برود مشکل مان، در روایت داریم کسی که می آید دعا کند و آن دعا آنقدر به او می چسبد نماز بخواند و به او بچسبد طوری که خواسته اش را فراموش کند می شود پیش بیاید.
چه بگویم که غم از دل برود چونکه تو بیایی. یک بنده خدایی می گفت ما اول انقلاب در یکی از نهاد ها خدا رحمت کند آقای جلیلی نویسنده این کتاب عترت در قرآن که همه شما کتاب را تقریبا دارید آنها که ندارند حتما این کتاب را تهیه کنند بگیرند بخوانند حتما کتاب خیلی خوبی است که من خودم چندین بار این کتاب را خواندم که واقعا لذت دارد این کتاب عترت در قرآن، کتاب خوبی است می گفت با یکی دو تا از مسئولین مان در جهاد مشکل پیدا کرده بودیم اختلاف بین ما گرفت و مسائلی داشتیم بعد قرار شد برویم خدمت امام مشکل مان را حل کنیم گفت اول که فقط رفتیم امام را دیدیم چشم مان خورد به امام، امام شروع کرد و یک مطلب را کلی فرمود گفت ما اصلا فراموش کردیم که مشکل مان را بیان کنیم بعد هم که آمدیم دیگر مشکلی هم نداشتیم همه درون خودشان این قضیه حل شده بود یعنی همه فهمیدند که باید چه کار بکنند صاف و صوف شد همه این گره ها و مشکلات از بین رفت آدم می شود با خدا این طوری بشود ما حاضر نیستیم از یک نداری از یک فقر از یک مشکل مادی دنیایی با نماز نمی توانیم پرواز کنیم که عقده نکنیم خودمان را کم نبینی. حالا این کجا و اینکه بگویی گر من فقیرم هر شبی دارم ز یا رب یا ربی جشنی نوایی مطربی کمتر ز سلطان نیستم یعنی بگوید آنقدر من با تو جشن و نوا و مطرب دارم که خودم خیلی بالاتر از سلطانم خاک بر سر سلطان که از این چیز هایی که من چشیده ام او نچشیده است خدا رحمت کند یکی از اولیای الهی من خدمت شان می رفتم چهارشنبه ها می گفت ما وقتی که از محضر علامه طباطبایی می آمدیم بیرون وقتی چشم مان می خورد به این کسانی که ماشین های مدل بالا و آخرین سیستم دارند خانه های آنچنانی دارند به جای اینکه هوس بکنیم دل مان برای این بیچاره ها می سوخت یعنی می شود واقعا ما با نماز این طوری بشویم که وقتی که نماز می خوانیم دیگر هیچ آرزوی دیگری نداشته باشیم.
شده بلند شوی بروی مشهد و از امام رضا جز خودش را هیچ چیز دیگری نخواهی هیچ چیزی جز ابدیت را نخواهی شده که دعا کنی و نماز غفیله بخوانی اما در نماز غفیله ات چیزی چون نماز غفیله برای حاجت است نماز غفیله بخوانی ولی حاجتت جز خداوند هیچ چیز دیگری نباشد بروی مکه نماز بخوانی نماز شب بخوانی اما اصلا نگاه نکنی که چی نداری از اینکه خدا را داری کاملا اشباع و ارضا باشی آرزوی چیز دیگری نکنی می شود؟
این که نماز بخواند اگر نمی شود یعنی اینکه تو نماز خوان نیستی نماز بلد نیستی بخوانی اگر انسان واقعا بلد باشد که نماز بخواند نماز می دانی یعنی چی؟ نماز یعنی اینکه شما به هر گره ای برخورد بکنی بتوانی با نماز از آن بگذری و بلند شوی و بروی و بتوانی رد کنی و اعصابت خورد نشود معنویت یعنی این. این کارگاه سوم که من در کرمان داشتم ما در یکی از دختر ها آمد و به من گفت که این دختر من به شدت عاشق یک پسری بود اصلا نفس بدون این پسر نمی توانست بکشد با این پسر قرار گذاشته بودند که این پسر بیاید خواستگاری و دخترم هم اینقدر شنگول است که این پسر که اینقدر شیفته است قرار است بیاید خواستگاری اش می گفت آمد و قبل از اینکه این پسر جواب بدهد و بیاید قرار گذاشته بودند که بیاید در فاصله این چند هفته ای که قرار بود این پسر بیاید دختر گفت از نظر معنوی ضعیف بود آمده بود این کارگاه انسان شناسی و همین بحثهایی که ما برای بچه ها کردیم گفت چنان اوج معنوی گرفت چنان اوج معنوی گرفت دختر را من دیدم دختر خوب و معنوی است گفت چنان اوج معنوی گرفت که در همین اوجش به پسر جواب منفی داد گفت نمی آیم گفت می خواهم بروم خارج از کشور درس بخوانم نمی آیم گفتم که این اگر جواب منفی بشنود خودش را می کشد کمتر از این نیست گفت جواب منفی شنید ککش هم نگزید اینقدر این قضیه را قشنگ تمام کرد آنقدر قشنگ ردش کرد که نگو خیلی خوب رد کرد چرا؟ می گفت فوق العاده از معنویت و نماز لذت می برد و شبها ارتباطات خیلی خوب داشت مال این است اگر تو نمی توانی با نداشتن چیزی از چیز های دنیا در خودت کسری می بینی و در خودت احساس ذلت می کنی و هنوز مجذوب حسن دیگران هستی به قول مرحوم الهی قمشه ای و از مهر خدا اشباع نمی شوی مال این است که نماز بلد نیستی بخوانی به خدا اگر کسی دو رکعت نماز بخواند نماز بخواند اوج می گیرد و دیگر هیچ وقت ذلیل نمی شود این بلال حبشی است که اشباع از خداست وقتی می رود خواستگاری زیباترین دختر ها می گوید و ان تزوجونا فالحمدلله و ان لم تزوجونا فالله اکبر اگر دختر تان را به ما می دهید الحمدلله و اگر نمی دهید خدا بزرگ است نماز خوان است که با جواب منفی شنیدن از هر چیز و هر کس و جواب منفی شنیدن در دنیا له نمی شود بچه می خواهی خدا به تو نداده است کسی بدون بچه له نمی شود و احساس پژمردگی و افسردگی نمی کند اگر با خدا باشد تو که بچه نداری و به خاطر بچه فرو ریخته ای غم و غصه داری هر جا که چشمت می خورد به یک بچه له می شوی می گویی آخ من یک نقصی دارم یا فلان چیز این مال این است. که نماز نخواندی خوب عزیزان یک صلوات بفرستند.
تشریف بیاورند جلوتر خواهران هم همینطور مثل اینکه آن طرف هم مشکل داریم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. نداشتن یک امر از امور دنیایی احساس اضطراب تو را می گیرد افسرده می شوی پژمرده می شوی خود کم بین هستی مال این است که با داشتن خدا لذت نمی بری با داشتن اهل بیت خودت را غنی نمی دانی برای همین خودت را ذلیل می بینی برای همین احساس ذلت و کمبود می بینی و عقب مانده خودت را می بینی در زندگی ناراحت می شوی و موفق خودت را نمی بینی به هر حال می فرماید راه نجات از هلاکت را بشناسد و تمیز دهد.
از خدای تعالی آنچه را که باعث برکت او می شود می باشد به گمان آنکه منجی نیست طلب نکند خیلی وقتها ما چیز هایی را طلب می کنیم که فکر می کنیم اگر به ما برسد ما دیگر هیچ غمی در دنیا نداریم ما دیگر هیچی نمی خواهیم وقتی می رسد فقط منتظر آن هستیم که ای خدا این کی از ما کنده می شود کی ما این وضعیت را از دست می دهیم این طوری می شویم خیلی وقتها هست که انسان چیزی را می خواهد چیزی را می طلبد و وقتی که به او می رسد از او متنفر می شود این طوری است اتومبیل می خواهد و بلای جان او می شود خیلی صدمات می دهد اگر نداشته باشد خیلی راحت تر است خانه می خواهد خانه مستاجری برایش خیلی بهتر است نمی دانم شفا می خواهد بیماری برایش خیلی بهتر است دقت می کنید ببینید چقدر آدم هایی که چهره شان زشت بوده است به بهشت می روند.
به قول پیغمبر چقدر کسانی که چهره شان زیباست می روند به جهنم چرا؟ چون چهره شان زیبا بود یعنی همین چهره ی زیبا آنها را در دنیا بدبخت کرده بود خیلی ها به خاطر ثروت رفتند به جهنم و خیلی ها هم به خاطر ثروت به بهشت رفتند خیلی ها با کمی عزت و محبوبیت جهنمی شدند و ظرفیت این عزت و محبوبیت را نداشتند و خیلی ها با درجه پایین ماندن و حقیر الخطر بودن در اجتماع سالم رفتند به بهشت در بهشت سلطان شدند سلطان شدند آنجا، ما نمی دانیم واقعا، ما فقط باید بگوییم خدایا هر چی صلاح می دانی، هر چی تو صلاح می دانی در تعقیب نماز داریم که هیچ حاجتی که برای من مصلحت باشد و تو هم راضی باشی باقی نگذار مگر اینکه آن حاجت را اجابت بکنی.
می گوید به نفع من باشد فیه صلاح. برای صلاح من باشد مصلحت من باشد تو هم راضی باشی بده این دو تا قید یادتان باشد مصلحت من باشد تو هم راضی باشی ولی خیلی وقتها خوب ما می خواهیم و فکر می کنیم که واقعا مصلحت مان هست خداوند هم می گوید که مصلحت تو نیست می فرماید آنکه راه نجات را از راه هلاک بشناسد و تمیز دهد.
تا خداوند تبارک و تعالی آنچه را که باعث هلاکت او می شود به گمان آنکه منجی است طلب نکند چنانکه خداوند عالم بسی که عزیز و بزرگ است فرموده این حدیث قدسی است انسان با شوق و رغبتی که خیر خود را می جوید چه بسا به واسطه نادانی بشر و زیان خود را نیز می طلبد و انسان بسیار بی صبر و شتابکار است خدا می گوید، می گوید چون انسان حب ذات دارد و انسان عاشق خودش است خودش برای خودش می نشیند برنامه ریزی می کند مصلحت اندیشی می کند فکر می کند که واقعا به نفع اوست ولی می گوید واقعا اگر این مسئله برای من حل بشود من واقعا هیچ مشکلی ندارم و به نفع من است برای خودش هم برنامه ریزی می کند و همین را هم می گوید می خواهد می فرماید چه بسا این باعث چی هست؟ برای این است که نمی فهمد شر و زیان خودش را می طلبد که انسان بسیار بی صبر و شتابکار است این روحیه عجله خیلی کار دست ما می دهد.
عجله داشتن شتاب داشتن دیگر چی؟ اینها همه اش فرمایش امام صادق است از ادب دعا، آنچه را که به آن مامور است انجام دهد و از منعیات اجتناب نماید این را قبلا توضیح داده ایم. که وظیفه اش هست که واقعا وقتی می رود دعا می کند با ارتکاب حرام نرود با ترک واجبات نرود و از خدا بخواهد ما کاری نکرده ایم باید وظایف مان را انجام بدهیم خوب وظایف مان را انجام بدهیم یعنی چی؟
این را توضیح بدهم، ببینید گاهی وقتها هست که مشکل ما از این مسئله ناشی شده است که ما وظایف واجب مان را انجام نداده ایم که الان دچار مشکلات و خواسته ها و ضعفهایی شده ایم و حالا از امام رضا می خواهیم که برطرف بشود یعنی وظیفه ات را درست انجام ندادی وظیفه ات را درست انجام بده. خیلی وقتها هست گناهی را داری مرتکب می شوی گناهی را داری مرتکب می شوی و آن گناه باعث شده است که خلل هایی در ارتباطات تو با طبیعت با دنیا با افراد ایجاد بشود مشکلت به اصطلاح حل نمی شود و گرفتار هستی واقعا وقتی که می خواهی بروی لوازم کار را انجام داده باشی من گاهی وقتها تعجب می کنم بعضی از پدر مادر ها، امروز یک خانمی زنگ زده بود و می گفت این بچه ی من سیگار می کشد دزدی می کند بعد فلان کار را می کند این به حرف من هم گوش نمی کند به حرف پدرش هم گوش این را ما باید چه کار کنیم؟ گفتیم این را باید تربیتش می کردی وظیفه ی واجبت را انجام ندادی نمی شود بعد هم آمده که می گویم خوب حالا رابطه تان با هم چطوری است؟ می گوید رابطه مان با هم خوب نیست دعوا داریم با هم، فحش و فحش کاری داریم با هم، پدر و فرزند، مادر و فرزند، احترام بین مان نیست عاطفه هم نیست می گویم خوب تو چه طوری می توانی موفق شوی در تربیت فرزند مگر نمی خواهی بچه ات معنوی و مودب بشود نسبت به تو، می خواهی مودب بشود معنوی بشود، با عاطفه بشود مگر تا به حال خورده چیزی را و به او دادی که حال هم طلب داری که به اصطلاح باید داشته باشد ما باید یادتان نرود این فرمول خیلی اساسی است همیشه خروجی هایی را انتظار داشته باشیم که قبلا خودمان ورودی هایش را انجام داده باشیم.
یعنی مثلا اگر می خواهی الان از چرخ گوشت، گوشت خوب بیرون بیاید اینکه آشغال بریزیم در چرخ گوشت و بگوییم که چرا گوشت خوب بیرون نمی آید، گوشت خوب گوشت چرخ کرده خوب می آورد میوه تازه بریزد آب میوه تازه می خوری میوه گندیده بریزی و چشمت را ببندی و بگویی آب میوه تازه می آید نمی آید که.
تو ورودی چی داده ای به همسرت که الان هم توقع داری که همسرت نسبت به تو مثلا این خروجی را داشته باشد خودت چیز هایی که لازم داری به همسرت دادی یعنی سه تا وظیفه ای که نسبت به همسرت داری انجام دادی؟ وظایف مادی وظایف عاطفی وظایف معنوی ات را انجام دادی که حال انتظار داری که خروجی های همسرت را در دلت می خواهی بد بگویی می خواهم بروم طلاقش بدهم یا می خواهم طلاق بگیرم.
مشکل با طلاق حل نمی شود عزیز من، تو این چیز هایی که باید در مقابل همسرت اعمال می کردی و می رساندی رسانده ای واقعا مرد بودی زن خانه بودی واقعا به عنوان یک زن وظیفه ات را انجام دادی به عنوان یک مرد این سه تا وظیفه ی اصلی ات را انجام دادی نسبت به بچه ات نسبت به همسرت که حال خروجی خاصی می خواهی ما این کار ها را نمی کنیم و بعد می گوییم که خدایا این را اصلاحش کن. زور بزنیم آقا دعا بفرمایید بچه ما اصلاح بشود می شود نه اینکه دعا اثر نداشته باشد آدم می تواند یک زمانی یک کاری کند که روحیه یک کسی تغییری پیدا بکند و تحولی ایجاد بشود و ناامید نیستیم از این قضیه ولی باید واقعا طوری باشد که ما وظایف مان را هم انجام بدهیم.
ما الان حاضر نیستیم ادب لازم احترام لازم عاطفه لازم را نسبت به او همین الان که می خواهم بچه ام همسرم اصلاح بشود وقتی شما شوهرت می آید خانه توهین می کنی تحقیر می کنی بعد چه انتظاری داری انتظار داری خروجی های شوهرت چی باشد یعنی دیگر چه انتظاری داری؟ وقتی می آید و غرغر می شنود و یکسره داری اعصابش را خرد می کنی می خواهی خروجی های شوهرت چی باشد؟ شما که داری خانمت را تحقیر می کنی.
حرفهای رکیک به او می زنی؟ بی عاطفگی و بی محلی می کنی عرض کنم که شخصیتش را حفظ نمی کنی احترامش را نمی گذاری؟ اصلا بلد نیستی که چطوری با او حرف بزنی؟ بلد نیستی که چطوری اصلا به او نگاه کنی اینها را رعایت نمی کنی می خواهی خروجی های خوبی داشته باشد بعد هم می رود می گوید بروم یک دعا بگیرم و شوهرم عوض بشود یک دعا بگیرم که اخلاق زنم عوض بشود با دعا حل نمی شود تو باید واجبت را انجام بدهی بعد از خدا هم بخواهی این خیلی مهم است اول داده ی خوب بده بعد از خدا بخواه که خروجی خوب داشته باشد این وسط آفت نزند وسط آفت ایجاد نشود در این بین که واقعا آنچه که در توان من بود انجام دادم نسبت به همسرم نسبت به فرزندم نسبت به شریکم نسبت به عرض کنم دوستم نسبت به پدرم نسبت به مادرم وظایفم را انجام دادم.
آنچه که مال من بود آنچه که باید اعمال شود و تو یک لطفی بکن در حق من که آفتی ایجاد نشود شیطان دخالت نکند کار های من را باطل نکند حبط نشود نتیجه هم خوب بشود یک صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سوالها را جواب بدهیم جلسه ی بعد ما استثناء کلاس ما ساعت چهار و نیم است یادشان باشد عزیزان استثنا ساعت چهار و نیم عزیزان یادشان باشد خوب آقایانی که حاضرند البته از خانم ها هم می شود استفاده کرد خواهران و آقایانی که حاضرند جمعه ها از ساعت نماز جمعه با گروه فرهنگی موسسه باشند و در رابطه با فروش محصولات موسسه و کتابها کمک کنند خودشان را معرفی کنند.
من قبل از اینکه مطالب را بخوانم در مورد فرد اصلح و این نامه ها هم چند موردش راجع به تبلیغات است در رابطه با انتخابات است من بگویم خدمت تان که هیچ دوره ای شاید به اندازه این دوره ما دچار تردید نبودیم نه تنها من بلکه همه همین طور هستند بین علما و بزرگان و عرض کنم خدمت تان در قم بین خیلی از بزرگان تردید و اختلاف است نمی دانند هم که چه کار کنند حتی یکی از بزرگان بنده ی خدا دو بار اظهار نظر متفاوت کرد یعنی یک بار یک چیز گفت یکبار دیگر یک چیز دیگر گفت یعنی نمی دانست واقعا مردد مانده بود اول یک نکته خدمت تان عرض کنم ببینید هر کس نظرش برای خودش محترم است اینکه ما کسی را تایید می کنیم یا به کسی می گوییم رای نمی دهیم یک موقعی سوء برداشت نشود ما می نشینیم فکر می کنیم که با توجه به شرایطی که یک حاکم باید داشته باشد (مجموعه شرایط) به آنی که فکر می کنیم به اهداف امام زمان نزدیک تر است بخصوص در مورد آن بحثی که در مورد مدیریت کشور و خصوصیت مدیران سیاسی مملکت در آشتی من یک فصل مفصل آورده ام.
عزیزانی که کتاب آشتی با امام زمان را خواندند نظرات سیاسی من را آنجا خواندند که در واقع همان نظرات سیاسی امام امت سلام الله تعالی علیه که فرمود: اگر در نظام جمهوری اسلامی، ما آشتی را هم نداریم که عین کلام را من بخوانم، مسئولین نظام از هدف اصلی نظام که تشکیل حکومت جهانی امام زمان است غفلت کنند اینها خیانتی بزرگ و خطری سهمگین را مرتکب شدند در بین کاندیدا ها واقعا کسی که بیشتر از هر کس دیگری که من در شعار های انتخاباتی دیدم البته صدای همه در آمد آقای مصباح که می فرمود: هیچکدام از کاندیدا ها آن اوایل که چیز های ارزشی زیاد بیرون ندادند یعنی حرفهایی که به اصطلاح آرمانی باشد و به آرمان انقلاب و نظام اسلامی هماهنگ باشد کمتر بود.
و در میان اینها کسی که استراتژی انتظار را مطرح کرد و بحث تنظیم قوای حاکم کشور را عرض کنم که به نفع ظهور امام زمان مطرح کرد یک نفر بود که خیلی قوی تر از بقیه مطرح کرد آن هم که جناب آقای احمدی نژاد بود که به اضافه بقیه شعار ها و خصوصیاتی که من از نزدیک با ایشان بودم دیدم در ایشان، ایشان را عرض کنم خدمت تان که اصلح دیدم ولی نه اینکه دیگر آقایان این طوری نیستند مثلا صلاحیت ندارند نه. آقایان دیگر هم هست نظرات آقایان دیگر هم برای شان مهم است من هم نخواستم که در یک جای رسمی اعلام نظر کنم گفتم در موسسه خودمان باشد در خانه خودمان باشد که آمدند گفتند که چرا گفتی؟
می گویم که شما آمدید اینجا. ما که دعوت تان نکردیم که بیایید اینجا در جای دیگر هم نگفتیم نه در خانه کسی و نه در محل خاصی بلکه در محل کار خودمان داریم به شما می گوییم که نظر شخصی ما ایشان است اگر که عرض کنم خدمت تان که از بین این سه نفر یعنی آقای احمدی نژاد آقای لاریجانی و آقای قالیباف دو نفر هم به نفع یک نفر کنار بروند باز هم نظر ما همان هست یعنی همانی که به نفع ایشان اینها کنار بروند اگر به نفع آقای لاریجانی کنار بروند رای ما آقای لاریجانی است اگر به نفع آقای قالیباف کنار بروند.
رای ما آقای قالیباف است اما اگر یک همچنین اتفاقی نیافتد اصلح را آقای من نظرم این است شما نظرتان برای خودتان محترم است نظر من هم دقیق و صائب و این است و جز این نیست. ممکن است نظر ما بهتر باشد من فقط برای اینکه قیامت خودم در واقع چون امام فرمود: اگر همه گروهها هم مثلا روحانیت، روحانیون و کسان دیگر هم آمدند یک نفر را تایید کرد نه ولی شخص خود شما به یک کسی دیگری یقین دارید شرعا موظفید به آن که خودتان دل تان نسبت به او گرم هست و یقین دارید و اطلاع دارید رای بدهید نه اینکه چون مثلا جامعه روحانیت این را گفته است مجمع روحانیون این را گفته فلان گروه این را گفتند نه خودتان مبنا هستید این یقین شخصی خودتان خیلی مهم است بنده هم طبق مطالعات زیادی که کردم نظرم به ایشان است و چیز دیگری هم دیگر کلّش را گفتم و اگر اتفاقی هم افتاد.
بله هیچ اشکالی ندارد، که 50 آیه و دو آیه تفسیر و ورزش را زمان دیگر انجام بدهید بله امروز شنبه است و شب ولادت حضرت زینب سلام الله علیها است و من خودم 32 تا برنامه داشتم به هم ریخت و از این قضیه غفلت کردم که هدیه به محضر مقدس حضرت زینب سلام الله تعالی علیها و اینکه خداوند ما را با ایشان محشور بکند صلوات ختم بفرمایید اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خوب گفتید که علتش این است که ما معرفت نداریم این معرفت را باید چگونه کسب بکنیم.
خوب این عزیزی که فرموده باید بیاید و به تناسب خودش دستورالعمل بگیرد. چرا خداوند نعمت اهل بیت را به عده کمی از بندگان خود داده است؟ آیا حجت برای تمام بندگان تمام است؟ این طوری نیست که تنها به عده کمی داده است عده کمی پذیرش کردند این را در کتاب آشتی با امام زمان توضیح دادم.
بله سوال خوبی کردند که اگر وظایف را درست انجام بدهیم مطمئنا به نتیجه خواهیم رسید آیا این درست نیست که دعا کنیم که وظایف صحیح خودمان را بتوانیم تشخیص دهیم بله. خدایا ما را از چند راهی و اضطراب در بیاور در تعقیب نماز عشا هم من چند هفته پیش خواندم همین است که واقعا ما تشخیص بدهیم وظیفه مان چه است؟ این خیلی مهم است.
اگر شنیدن مسائل معنوی اذیت می کند باید روحیه خودشان را تقویت کنند که ظرفیت شان بیشتر بشود اینکه در مورد نماز خواندن بچه شان سوال داشتند شخصا مراجعه کنند چون من نمی دانم بچه شان کی است؟ دختر است یا پسر؟ چند سال شان است چقدر درس خوانده است چقدر نماز نمی خواند باید معلوم شود.
ببینید انتقاد به استاد بی ادبی و حریم شکنی حساب می شود آیا در معنویت و رشد اثر دارد یا نه؟ انتقاد به این معنی که شما یک بحث علمی را نقد بزنید سوال و جواب بکنید اشکالی ندارد اما بی ادبی کردن و به اصطلاح انکار کردن چرا آن تاثیر دارد. ولی نه یک موقع است یک بحثی را مبنایی ممکن است قبول نداشته باشی و سوال کنی در موردش و هر باری هم که استاد می گوید مودبانه مثل طلبه ها که بحث می کنند با همدیگر این اشکالی ندارد.
در مورد مقام فنا و وحدت کتاب است باید عزیزان مطالعه کنند اینجا هم جایش نیست که از این مباحث ما مطرح کنیم.
بله اگر انسان نذر کند و فراموش کند مسئول نیست می تواند بعدا جبران کند. کتاب تفسیر هم آمده است همه عزیزانی که می گویند ما کتاب تفسیر نداریم تفسیر آمده است در موسسه است تفسیر های شان را بگیرند نسیم حیات به اندازه کافی است اینجا هم دیگر عزیزان پایین نیایند بعد از جلسه چون دو تا سه تا مغازه، خانه آن طرف تر فروشگاه باز شده است فروشگاه موسسه عزیزان بعد از کلاس آنهایی که برنامه دارند و می خواهند نیاز های شان را برطرف کنند بروند در فروشگاه تهیه کنند.
سوال کردند که یکی از کاندیدا با آمریکا دست دارد اگر می شود معرفی اش کنید؟ ببینید که آمریکا وضعیتش این طوری هست که از کاندیدایی بعضی ها ناچار، آن هم مثل ما انجام می دهد یعنی از هیچ کدام اینها شاید خوشش نیاید واقعا، دوست داشته باشد تیپهایی مثل ابراهیم یزدی و سحابی و کسانی دیگر بروند رئیس جمهور شوند و تیپهایی مثل طرفداران خودشان ولی در بین اینهایی که شورای نگهبان انتخاب کرده است آن کسانی را انتخاب می کنند که احتمال نفوذ در آنها بیشتر باشد.
اگر کاری را می خواهیم انجام بدهیم و ترس از گرفتار شدن در رذایل اخلاقی مانند عجب کبر و روحیه علو را داریم آیا مسئولیت کار را بپذیریم یا خیر؟ و یا اگر مسئولیت را پذیرفته ایم از آن صرف نظر کنیم؟ ببینید این سوال سوال خیلی مهمی است ولی دقت کنید جوابش را بدهم خیلی ها سوال می کنند ببینید یک موقع است که من نسبت به خودم تردید دارم یعنی یک شناخت خاصی از خودم دارم می دانم که من روحیه ام این است که در این کار ضعیف هستم دقت می کنید یکی از بزرگان از علمای طراز اول یک نامه ای نوشته بود به آقای منتظری آن موقع که گفته بود شما فقیه خوبی هستی من می شناسمت دوست من هستی سالها بزرگ شدیم و درست خواندیم من تو را خوب می شناسم و تو هم من را خوب می شناسی من هم در رابطه با خودم می دانم قضیه چی است؟
هم در رابطه با تو می دانم که قضیه چی است؟ بنده با این مقام فقهی و علمی که دارم اگر یک روز بشوم رهبر، فکر نمی کنم طول نمی کشد که مملکت را دو روزه دست آمریکا بدهم خودش می گوید ما الان شخصیتهایی از نظر عرفانی داریم که ظاهرا از مقام معظم رهبری شاید خیلی بزرگتر باشند در مراجع تقلید و اینها ولی اگر اینها بخواهند رهبر شوند توجه فرمودید: رهبر بشوند مملکت یکسال هم دوام نمی آورد.
الله یعلم حیث یجعل رسالته. خدا بهتر می داند که حکومت و رسالت را به کی بدهد ما زمانی که خضر وجود دارد خضری که موسی را به شاگردی هم قبول ندارد به عنوان شاگرد هم قبول ندارد زمانی که خضر وجود دارد حکومت را به دست موسی می سپارد این را خوب توجه بفرمایید این کار یک تخصص و یک قابلیت خاص خود را می خواهد یک کسی ممکن است خضر باشد و موسی را هم به شاگردی قبول نکرد ولی اصلا نمی تواند مثل موسی حکومت کند توجه کردید موسی برای آن کار ساخته شده این را خوب توجه بفرمایید صرف اینکه یک نفر معنوی تر است دلیل نیست که در یک کار حکومتی و سیاسی بتواند تقوا را رعایت بکند بتواند رعایت بکند این طوری نیست. بنابراین یک کسی از خودش یک سراغی دارد می داند خودش چی است اگر می داند که احتمال می دهد که اگر من این مسئولیت را بپذیریم احتمال عقلایی است یعنی می داند که اگر من بروم در این کار، وسوسه است من ضعف مالی دارم بروم در این کار ممکن است وسوسه مالی بشوم زیر پایم شل بشود و خلاصه دزدی کنم اختلاس کنم چه کار کنم؟
اگر یک همچین تردید عقلایی داری نرو جلو، اگر یک جایی می روی که احتمال خطر است و تاثیر گذار است نرو جلو نباید بروی جلو ولی یک موقع است این احتمال عمومی است این احتمال عمومی دلیل نمی شود که ما جلو نرویم و وظایف مان را انجام ندهیم احتمال عمومی یعنی اینکه شاید من یک موقعی منحرف بشوم مثل بعضی از کسانی که می گویند ما نمی رویم تدریس بکنیم که شاید می ترسیم خودمان عمل نکنیم امام باقر می گوید نگویید که ما نمی گوییم که می ترسیم خودمان عمل نکنیم بگویید می گوییم و خداوند انشاءالله ما را موفق می کند به عمل و موفق می کند که عمل انجام بدهیم این خوب است یک موقع است که خودت یک ضعف خاصی سراغ داری بله اگر این طوری باشد که انسان همین احتمالات را بدهد که با این احتمالات کار نمی تواند بکند مثل شاید من ریا کنم شاید من عجب بگیرم شاید من نمی دانم اختلاس کنم این طوری باشد سنگ رو سنگ بند نمی آید هیچ کس نباید دست به کاری بند ظاهرش قشنگ است که در این کار نرو ممکن است آلوده شوی ممکن است منحرف بشوی پیام شیطان است به خصوص کار هایی که وظیفه است واجب است.
بعضی از کار ها هم هست که اصلا وقت این حرفها نیست که من می خواهم با آمریکا مبارزه کنم جهاد است جبهه است در رساله هم است شما که اگر نیت قرب به خدا هم نداشته باشی اخلاص هم نداشتی باید بروی بجنگی راهپیمایی است من می ترسم ریا شود ریا شود یا نشود تو وظیفه ات هست که بروی راهپیمایی ات را انجام بدهی موظفی بروی و انجام بدهی نماز نیست که گفتند که اگر آن هم نماز واجب نه نماز مستحبی که اگر ریا بگیردت مشکل دارد نخوان نماز واجب است تو باید بخوانی جهاد است باید بروی راهپیمایی است باید بروی رای است باید بدهی فعالیت سیاسی است باید بکنی فعالیت اجتماعی است باید بروی سفت باید پای کار بایستی مواظب خودت هم باش.
در روایت داریم خداوند تبارک و تعالی قبل از اینکه معصومین را به صورت بدن، که بدن به آنها بدهد و خلق شان کند خلق را در معاد خواندید توضیح دادم در معرفت نفس هم است خلق منظور به وجود آوردن از عدم نیست این یادتان باشد خلق کردن اینکه می گوییم به حضرت زهرا قبل از اینکه خدا خلق تان بکند که از اینها در این دنیا در قالب های شان امتحان بدهند با شخصیت حقیقی خودشان پیش خداوند امتحان پس داده اند آزمونهایی را گذرانده اند و در این آزمونها موفق شدند و بعد پذیرفته شده اند و برگزیده شده اند به عنوان رهبران ما و آمدند.
نه این حرام است اگر کسی این کار را کرده است بعید هم می دانم که این حقیقت داشته باشد این قضیه و ممکن است بعضی ها هم که بخواهند که ما قبول شده باشیم و پیروز شده باشیم و در خیابانها ریخته باشند و فسق و فجور و کاری کرده باشند. ولی این که بر ضد نظام شعار بدهند دیگر اگر هم باشد یک هزارم در صد است که یک کسی بخواهد از این بهانه استفاده بکند و این طوری هم نیست و باور نکنید و بزرگش هم نکنید.
اینکه نوشته است من نمی توانم گناهانم را ترک کنم مشاوره باید بشود. درمورد آقای احمدی نژاد نمی توانم صحبت کنم وقت ندارم ولی عزیزان من آقایانی هستند اینجا که الان یادداشت نوشتند که می خواهند بروشور و وسایل تبلیغاتی و سی دی آوردند اگر عزیزان خواستند چه آقایان و چه خانم ها بگیرند و مطالعه کنند راجع به ایشان نفهمیدم این سوالی که عزیزی نوشته اند که من تا بچه بودم این طوری بوده است و تا بزرگ شدم این طوری شده است یکبار دیگر بنویسند خوش خط و فعل و فاعلش را هم رعایت کنند.
اشاعه فحشا یعنی چی؟ یعنی اینکه انسان هر گناهی را باعث شود که پخش شود یا هر چیزی را که خداوند دوست ندارد پخش شود این را می گویند اشاعه فحشا.
کتابها و سی دی هایی را که شما می نویسیم به ترتیب من می نویسم کتابها و سی دی ها را که باید به ترتیب شروع کنید و ترتیب منطقی دارد و یک درصد احتمال دارد که ترتیب منطقی رعایت نشده باشد ولی معمول در برنامه ها که من کتاب و سی دی ها را می نویسم ترتیب منطقی دارد لازم نیست همه اش را اول تهیه کنید یک دانه سی دی و یک کتابش را بگیرد تمام که کردید بیایید سی دی و کتاب بعدی را بگیرید که از نظر مالی به شما فشار نیاید.
معرفت ما هر چقدر زیادتر بشود ما متوجه می شویم که دعای مان با اصرار بی جاست یا با اصرار بجاست سوال خیلی خوبی کردند این سوال را باید بعدا جواب مفصل بدهم برای شان الان نمی توانم جواب بدهم چرا در بعضی از مواقع در کار های روزمره واقعا با وجود خوب بودن خسته می شویم و چگونه می توانیم به این باور برسیم که بهشت با همه عظمت آن خسته کننده نیست سوال خیلی خوبی هم است اتفاقا ولی یک وقت مفصل تری را می طلبد یعنی من باید به هیچ سوالی جواب ندهم و به این برسم و بعد که راجع به این توضیح می دهم نه از سی دی ها هیچ کس حق تکثیر ندارد حقوق مادی و معنوی اثر سی دی ها مال موسسه است و من هم اهداء کرده ام به موسسه، موسسه هم برای اینکه بتواند بیشتر فعالیت بکند این حق را دارد لذا عزیزان انتظار این را نداشته باشند که موسسه بتواند از این جهت به شما کمک کند شما ها هستید که باید به موسسه کمک کنید.
نه چون دیگر پنج شنبه اعلام کردیم ما شب احیا را نمی توانیم اگر زودتر گفته بودید شاید همچنین فکری می کردیم ولی این فکر را نکردیم بله این فکری که شما کردید ما نکردیم و نمی توانیم ساعت احیا را تغییر بدهیم نه سوال احکام را من بار ها گفتم که سوال احکام نکنید در خانه که هستید نماز ظهر جمعه را که اگر اذان ظهر جمعه را گفتند وقتی عذر داری و نمی توانی نماز جمعه بروی اذان را که گفتند نماز ظهر تان را بخوانید، نگفتند که نماز جمعه باید تمام بشود صبر کنید نه این هم که در رابطه به نماز است نوشتند مراجعه کنند شخصا چیز دیگری که نمانده است.
نه واقعا که اگر انسان بخواهد من این را در کتاب درّ و صدف توضیح داده ام که حضور خانم ها در استادیوم ورزشی چطوری است؟ واقعا از نشر معنوی و عقلی این کار، کار درستی نیست یعنی خیلی فساد آور است کسانی که الان دارند باج می دهند به این مسائل سر رای آوردن و اینکه بتوانند رای خانم ها را جمع کنند من خبر دارم که اینها باج های بزرگتری را هم دادند مثلا شاید بگویند که واقعا نیاز هم نیست که خانم ها روسری هم سرشان کنند بعد از این هم تلاش بکنند که خانم ها بی حجاب بی حجاب بیرون بیایند یعنی این را انتظار داشته باشید. و اینها بی دینی است.
اسلام شرایطی را که مشخص کرده است من حاضرم با هر دانشمندی مناظره کنم یعنی اگر شما کسی را پیدا کردید که مخالف است این حرف بود بگویید آقای شجاعی حاضر است با شما در رادیو، تلویزیون، در جمعیت با شما مناظره کند که من ثابت می کنم که یک همچین چیزی واقعا درست نیست و اشکال دارد شرعا موضوع این است که بنده که شهوت قدرت دارم می خواهم رای بیاورم نمی آیم بگویم که این طوری نمی آیم بگویم که با همین طوری دختر های ما را لخت کردند و می فرستند در خیابانها که این همه فساد ایجاد شده است.
گفتند که حجاب به چادر نیست مانتو هم می تواند باشد خانم ها شئون را رعایت کنند خوب وقتی طرف مانتویی شد نمی تواند شئون را رعایت کند کم داریم ما یک صدم درصد داریم که یک خانمی مانتویی باشد و بتواند شئون را رعایت کند ببینید عزیزان حجاب پوشیده شدن پوست و موی بدن نیست حجاب پوشیده شدن اندام زن است توجه کردید بر آمدگی های اندام زن است یعنی یک چادر و یک مقنعه که حتی موی زن، خانمی که چادر سرش می کند و مویش را دم اسبی می بندد پیغمبر می فرماید که من از این زن بیزارم.
جز زنهای آخرالزمان، پیغمبر ابراز تنفر کرده است از خانمهایی که حجاب شان کامل است و رویشان را گرفتند ولی برآمدگی پشت سرشان هست حتی برآمدگی مو هم تحریک کننده است.
حضرت عیسی می فرماید اگر می بینید به یک لباس زن هم نگاه نکنید به لباسش. این از این. ابوبصیر می گوید که من می توانم به یک خانم از پشت سر نگاه کنم محجوب است حضرت می فرماید دوست داری که کسی به ناموس خودت نگاه کند نگاه نکن. نگاه باید انسان خیلی حواسش باشد که بدون ریبه باشد یعنی واقعا در دل خلجانی ایجاد نکند آن وقت شما این را تصور بفرمایید این طوری با این وضعیت تصور بفرمایید آن وقت حضرت مسیح می گوید وقتی شما در دل تان در خیال تان شما با یک زن باشید یا بخواهید یک نامحرم را زنا صورت گرفت است در نفس زنا صورت می گیرد در نفس فشار یعنی تاریکی ایجاد می کند حالا دختر های ما که هیچی را رعایت نمی کنند. اینها بلند می شوند بروند در استادیوم بالا و پایین بپرند شعار بدهند آستینهای شان تا کتف شان برود بالا. بعد اینکه شهوت قدرت دارد این طوری نمی گوید که آن وقت هم همین طوری دختر های ما را لخت کردند الان می گویند این طوری است بعد می گویند خانم ها اشکالی ندارد همین آقایانی که آمدند آن موقع در خود روحانیون هم بودند که عیبی ندارد خانم ها روسری سرشان باشد با کت و دامن و پوتین و پوشیده که اشکالی ندارد یک قید الکی یعنی یک حرف مزخرف که انگاری مردم خر هستند و نمی فهمند کت و دامن پوشیده، چه اشکالی دارد خوب کت دامن اندام می پوشاند کدام عاقلی است که بیاید بگوید کت و دامن اندام می پوشاند.
واقعا این مانتو ها اندام زن را می پوشاند نمی پوشاند بعد هم جدیدا برای اینکه رای بیاورند گفتند که نباید نسبت به پوشش خانم ها حساسیت نشان داد یعنی چی؟ یعنی بی ناموسی مطلق، بی غیرتی و بی حیایی، برای چی؟ برای اینکه من می خواهم چهار سال حکومت کنم ما ها این جا ها باج می دهیم بعد آمار طلاق مان، زنا، فحشای مان، لواط مان، عرق خوری و پاشیده شدن خانواده های مان، یتیم شدن بچه ها و اینها بالا می رود فساد اوج می گیرد بعد می خواهم زلزله نیاید مشکلی ایجاد نشود ما برکت اقتصادی داشته باشیم معنویت داشته باشیم این خوب نمی شود.
واقعا کسی که می خواهد رئیس جمهور بشود و واقعا حاضر نباشد که نخواهد روی اصول کار کند حکومتش جهنمی است واقعا ضرر دارد برای ما، هر کس می خواهد باشد در روایت داریم هیچ گناهی در ردیف گناهان در جایی داریم که اگر انسان یکی از حدود الهی را ترک بکند نیست هیچ عبادتی بالاتر از اجرای یکی از حدود الهی نیست ما اینها که مصیبت ما این شده است که الان باید بیاییم سوال کنیم که در استادیوم دختر ها بروند یا نروند.
ما قبل از اینکه دختر های مان به استادیوم برسند یا نرسند خیلی چیز های دیگر مان هم هست که اشکال دارد، و آنکه جای خود دارد. قبل از آن هم که هنوز نرفته خیلی چیز های مان نامشروع است و امام زمان هم نمی پسندد.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.