جلسه 034 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
2
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - شرح صحیفه سجادیه

بحث ما در ارکان دعا به « داعی» رسید، شرط چهارم داعی اخلاص بود که وقتی می خواهد دعا کند باید اخلاص داشته باشد، دعای حضرت سجاد علیه السلام: اللهم اخلصت بانقطاع الیک و اقبلت بکل علیک و صرف توجهی امن یحتاج الی رفتک و اقبلت به کلی ولیک.

خدایا من خودم را خالص کردم به اینکه منقطع هستم از هر کس و هر چیز بسوی تو، یعنی واقعا دلم و چشم امیدم به توست نه به بندگان خدا و با همه وجودم به تو روی می آورم، رویم را به کسی که به عطای تو محتاج است برگردانم( به آنهایی که خودشان محتاجند، دل نمی بندم) مرحله بسیار مهمی است که وقتی انسان می خواهد وارد کاری شود تمام جنبه ی مسائل فردی، اجتماعی، سیاسی را باید یاد بگیرید، به هیچ کس تکیه نکند.

تجربه هم ثابت کرده که وقتی انسان در گمان خود به کسی متکی است ناکام می ماند و اتفاقا از جایی که فکرش را هم نمی کند خدا به او کمک می کند. مثلا امام خمینی (ره) شبی در خواب دیده بودند که نقشه ی ایران آتش گرفته بود و ایشان با عبایشان نقشه را خاموش کردند و فهمیدند که باید به تنهایی ایران را نجات دهند و به کسی هم نمی توانند تکیه کنند. توصیه ی امام هم در مسائل سیاسی، اجتماعی همین است که باید پیروان امام، پیغمبران، سیدالشهدا و سربازان امام یاد بگیرند در حرکات خود خیلی دل شان را به کسی خوش نکنند، اگر قرار باشد یار و کمکی بیاید، خود خدا و امام زمان کمک می کنند و مسیر را باز می کنند.

ما حق ناامیدی نداریم، وظیفه ی ما قیام فردی است و لو هیچ کس قیام نکند، در مسائل فردی نیز به همین شکل، دل مان را به کسی نباید خوش کنیم. « و قبلت مسئلتی امن لم یستغن عن فضلک». قلبت یعنی من خواسته ی خودم را از کسی که آن هم از فضل تو بی نیاز نیست، برگردانم.

یک شخص نزد حضرت رسید و گفت: دعا کنید که من به خلقی محتاج نشوم، حضرت پاسخ داد این امکان ندارد خلق همه به هم محتاج اند دعا کنید به شرار مردم و مردم بد محتاج نشوید.

گاهی مردمی هستند که درخواست از آنها هیچ منافاتی با توحید ندارد. خدای تبارک و تعالی در روی زمین مردمانی قرار داده است که سایر مردم از طریق آنها بر آورده می سازند گاهی افراد کریم محتاج می شوند به طوری که آبروی شان هم در درخواست از این افراد از میان نمی رفت. و رایت عن الطلب المحتاج الی محتاج سفه من رای و ذله من عقله. من دیدم که وقتی محتاج سراغ محتاج دیگر برود، این سفاهت و بی خردی است و عقلش هم گمراه است. البته اینها به شرطی است که انسان خدا را فراموش کند و مبنا یادش برود یعنی وقتی می تواند از خدا بخواهد، برود سراغ خلق خدا.

در صورتی که انسان در هر خواسته ای اول باید به سمت خدا برود و خود خدا شرایطی فراهم می کند از جایی که باید برطرف شود، رفع شود. « و یرزقه من حیث لا یحتسب» توصیه ی بزرگان به اینکه شما به فلان خلق کمک کنید یا فلان کار خیر را انجام دهید، بیشتر برای هدایت، راهنمایی و سازماندهی کردن انسانها برای رشد و تعالی خودشان است. شخصی می گفت من مغازه ای داشتم که چند بار بچه ی سید از من کمک خواست، من چند نوبت به او کمک کردم و دیگر به او کمک نکردم، شب در خواب دیدم که حضرت صاحب به خوابم آمد و به من گفت: « تو فکر کردی ما خودمان عرضه ی اداره کردن فرزندان خودمان را نداریم، ما می خواهیم شما را با این کار ها امتحان کنیم، ما می خواهیم شما به یک جایی برسید» انسان باید سوال را واقعا از خود بپرسد که مثلا اگر در جامعه ای اسلامی علما و مراجع کمکی برای مستمندان جمع می کنند یعنی خود امام زمان و خود خدا یک همچنین عرضه ای ندارد. نه این طور نیست.

اینها برای امتحان ماست. هم فقیر در فقرش امتحان می کنند. بی شعوری است که کسی وقتی دارد به کسی کمک می کند فکر کند از مال خودش دارد کمک می کند. این نهایت گمراهی و حماقت است یعنی یک کم بی احتیاطی باعث می شود خدا انسان را به نکبت بیاندازد. خدا در قرآن به ما احترام می گذارد اما به ما می فهماند که « الف لام میم، هدی اللمتقین» فقط اهل تقوی را می تواند هدایت کند یعنی اهل تقوی می تواند از این نور بهره مند شوند و خود را نیز برای بهره مندی از این نور آماده کرده است. « الذین ..... مما رزقناهم ینفقون» یعنی ما روزی تان کردیم در حالی که می توانستیم روزی تان نکنیم.

لذا ثروت و فقر هر دو امتحان است ذلت و شهرت، زشتی و زیبایی، بی کسی و با کسی، بچه دار و بی بچه، خانواده دار شدن و از دست دادن خانواده تمامش امتحان است. کسی اگر فکر کند که من از ذهن خودم، از علمم، از ثروت خودم می دهم. خداوند یک دفعه می گیرد، زیباترین انسانها با یک بیماری به زشت ترین انسانها، پولدار ترین به فقیر ترین انسانها، همه سر سفره ی خدا هستند یعنی از چیزی که خود خدا روزی مان کرده، انفاق کردیم، چیزی از کمالات را به خودمان نسبت ندهیم، کلمه ی الحمدلله برای همین است. فلسفه ای این ذکر عظیم و شریف این است که با الحمدلله گفتن هیچ کمالی به تو نمی چسبد. یعنی تا خواستند از شما تعریف کنند و کمالی از تو بگویند باید بگویی الحمدلله، یعنی همه ی حمد و تعریف برای خداست.

مثلا در هدایت، ما قدرتمند تر از پیغمبر نداریم، اما عملا در هدایت اکثر آدمهای اطرافش شکست خورد، نوح 950 سال هدایت کرد اما فقط 17نفر ایمان آوردند. الحمدلله یعنی همه مال خداست. اینکه امام (ره) توانست یک نفره دهها میلیون انسان را هدایت کند، خودش همیشه فرمود انفجار نور بود، تجلی خدای متعال بود. مگر امام از پیغمبر و ائمه قویتر بوده است. فقط انسان وقتی که در مجرای خیر قرار می گیرد باید دائما سرشکسته تر، خجالت زده تر، شرمنده تر، و ترسو تر بشود یعنی بترسد، و بگوید خدایا تو داری این خیرات را به دست من جاری می سازد، فردا.......

« ان تسنصربی لدینک و لا تسبدل بی غیری» خدایا تو دینت را بوسیله من یاری کن و کسی را هم جای من مگذار، اگر کاری برای دین می شود، خود خدا می کند یعنی اگر شما هم نکنید، خدا از طریق انسانهای فاسق و بدبخت هم این کار را جلو می برد. ان الله یوید هذا الدین برجل فاسق، بنابراین نیکان، ابرار، صدیقین، صالحین حق لوس شدن و این که به خودشان کاری را انتساب دهند ندارند اینکه بگویند ما منشا خیرات و هدایت شدیم اول خطر است، فقط باید بگویی که خدایا ممنونت هستم که تو ربوبیت خودت را از طریق من انجام می دهی، تو روزی خودت را به من می دهی و من به فقیران می دهم و الا اگر می خواستی من را هم محتاج می کردی، لذا در روایات است که وقتی با انسان گرفتار، مبتلا، فقیر و محتاج رو به رو می شوی، بدون اینکه او بشنود در دلت بگو سه مرتبه الحمدلله الذی آفانی مما بتلاک به ولو شاء فعلیه. خدایا، تو را شکر از اینکه تو از مبتلا کرده و من را عافیت بخشیده.

شخصی از اینکه تمام انسانهای گرفتار از او طلب کمک می کردند، شکایت می کرد من به او گفتم اینکه خدا تو را مجرای خیر قرار داده بهتر است یا اینکه تو جای آنها گرفتار بودی.

امام حسین علیه السلام می فرمایند: ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلات مل له. اینکه مردم به شما محتاجند این است که خدا به شما نعمت داده، از احتیاج مردم ملول و خسته نشوید. لذا باید توجه کنیم که همه چیز دست خداست، هر توفیق، عنایت، سعادت و کمال همه از خدای تبارک و تعالی است اگر قدرش را دانستی برکت می دهد و اگر قدرش را ندانستی نکبت می آورد خدا از تو می گیرد.

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم، خدا اگر نعمت بدهد نمی گیرد تا اینکه خودت بخواهی تغییر بدهی. ما دائما در محاصره ی نعمات الهی هستیم، دائما باید بگوییم الحمدلله، داری و نداری، سالمی یا نیستی باید بگویی خدایا شکر چون اگر چند مشکل داری، هزاران نعمت خدای تبارک و تعالی به ما داده است. ایشان همچنین در طلیعه یکی از زیباترین و بلندترین دعا های خود را به اخلاص اختصاص داده و در آن کلام شریف هر خیر و نجاتی را از ناحیه ی حق دیده و هیچ نیکو کار و بدکاری از دایره ی قدرت الهی خارج ندیده است آنگاه که می فرماید در آخر دعای ابوحمزه « من این الی الخیر یا رب و لا یوجد الا من عندک و من این لی النجاه و لا تستطاع الا بک.»

خدایا خیر کجاست؟ من کجا می توانم به خیر برسم، خیر یافت نمی شود مگر در نزد تو، ای کاش قلب ما بپذیرد که هیچ خیری به سمت ما نمی آید مگر با عنایت خدا. اگر الان به ما خیری رسیده است در نتیجه این است که به ما رو نشده است اگر می توانی اسم خدا را صدا بزنی، این روزی است من عندالله است. اگر خداوند ببیند که این انسان شعور دارد و هر چه به او بدهی می گوید الحمدلله و هر چه به او ندهی متوجه می شود مربوط به بی لیاقتی و بی شعوری خود اوست. خیلی خوب است. و انسان به مقام می رسد که خدا از او راضی می شود، در روایت است اگر می خواهید خدا از شما راضی شود، از خدا راضی شوید. خوش بحال کسی که از خدا طلبکار نیست بلکه همیشه خود را مدیون خدا می بیند.

و من این لی النجاه. نجات کجاست. من کجا می توانم از شر دنیا و از شر آخرت نجات یابم، در دعا داریم خدایا ما را از شر دنیا و آخرت نجات بده و این امکان ندارد مگر بواسطه ی تو، لذا رابطه ات را با خدا تنظیم کن، کسی که بین خود و خدا را اصلاح کند، خدا بین او و ناس را تنظیم می کند. یک سر و راز همین حدیث است هر جا در دنیا، امور شما گره می خورد.

برای این است که یکجا به خدا به هم زدیم و گر نه در دنیا حتی اگر همه با شما دشمنی کنند مثل اهل بیت جز خیر و صلاح و نفع چیز دیگری نیست، دارم سود می برید و همه خیر محض است چه ببوسند تان و چه بکشندتان. لذا اگر می خواهی آرام و شاد باشی بین خودت و خدا را اصلاح کن، ما هر جا به غضب، حسادت، رنجاندن و عصبانیت می افتیم برای این است که یکجا با خدا رابطه ات را خراب کرده ای که اینجا این طوری شده است.

شخصی می گفت: که من در محل تحصیلم عاشق یک کسی شده ام اما او به من توجهی نمی کرد این مال این است که یکجا رابطه ات را با خدا ضعیف کردی و خدا به فقر مبتلا و محتاجت کرده، به یک انسان ضعیف و بدبخت مثل خودت. چقدر از دختر و پسر ها در دوران عقد کردگی طلاق می گیرند یک سوم طلاقها، این مال این است که یکجا رابطه ات را با خدا و امام زمان به هم زدی، بنابراین خدا مبتلایت کرده و نتیجه نمی گیری.

« للذی احسن استغنی و رحمتک و للذی اساء و جترء علیک و لم یرفک خرج عن قدرتک یا رب» به کسانی که اهل خیر و احسانند آنها از کمک و رحمت تو بی نیازند، و نه کسی که بد می کند و تو را از خودش راضی نمی کند، از قدرت تو خارج نیستند. لذا وقتی از کسی کمک می خواهی، قبل از اینکه از آن فرد بخاطر کمکی که به تو کرده خوشت بیاید اگر از صمیم قلب بگویی الحمدلله رب العالمین و خدا را ببوسی و تشکر کنی به جای آن فرد، غفلت از تو دور می شود.

حضرت موسی که در اوج توحید است وقتی خدمت حضرت خضر می رسد می گوید « مما علّمت؟» از آنی که خدا به تو تعلیم کرده به من بیاموز، یعنی اگر خدا نخواهد، نمی شود البته نه اینکه قدر دان مقام استاد نباشد، استاد از پدر و مادر به انسان نزدیکتر و حق عظیمتری دارد و تو باید ادب و خاکساری و ذلت داشته باشی« من لم یشکر مخلوق لم یشکر خالق» نباید نمک بخوری و نمکدان را بشکنی، چون خدا برای نمکدان شکن خذلان می گیرد باید حواستان باشد که اگر دل و میل این شخص به من شد و به من یاد داد،‌این رحمتی است از سوی این فرد، در واقع خدا دارد به من رحمت می کند در مورد پدر و مادر هم همین طور، حضرت سیدالشهدا در دعای عرفه می گوید: تو مادرم را به من مهربان کردی، چون چه بسیار پدر و مادری که براحتی سر فرزند را می برند، آن را رها می کنند. انسان باید هر نوازش و بوسه ی پدر و هر نگاه مهربانانه ی مادر، هر توجه معلم را بفهمد که همه توجه، نوازش و بوسه و نگاه خداست. وقتی ضریح را می بوسی بفهم که طرف مقابل تو را می بوسد خیلی اذن و شرافت است که به تو اجازه دادند و گر نه می توانستند قلبت را طوری قفل بزنند که اصلا میلی به این مسائل نداشته باشی.

در روایات هم هست که وقتی بعضی ها از خدا یاد می کنند، خدا می گوید من از شنیدن صدای این بیزارم، هر چه می خواهد به او بدهید و آنقدر به نعمت مشغولش کنید که ذوق زده شود و در دنیا خوب بچرد و دیگر هوس من را نکند و به سمت من نیاید. اینکه رغبت داری، از حرم، کعبه، مشهد، خوشت می آید، به نماز و دعا رغبت داری، همه آغوش باز و دعوت آنهاست و لکن الاول من المذکور و الثانی من الذاکر، اول آنها یاد تو می کند، تا تو بتوانی یاد آنها بکنی.

لذا باید بفهمید همیشه در همه حال و در همه چیز مهمان خدا هستیم. اگر دیگران به تو احترام می گذارند، حتی اگر یک لیوان آب گیرت می آید بفهم که مهمان خداییم. ما در توالت کردن و در حین انجام این عملیات دعا داریم و خدا را شکر می کنم چه بسیار کسانی که میلیونها تومان خرج می کنند که یکبار بتوانند این عملیات را انجام بدهند. بهلول به هارون الرشید می گوید اگر یک قطره آب در مجرای بولت گیر کند چقدر حاضری بدهی تا خوب شوی، هارون می گوید: نصف مملکتم، بهلول می گوید، اگر یک قطره آب در گلویت گیر کند چقدر حاضری بدهی تا پایین برود هارون می گوید نصف مملکتم، بهلول می گوید تو که همه ی مملکت به دو قطره آب بند است، این همه تکبرت چیست؟

بنابراین برای همه چیز باید خدا را شکر کنی، آنهایی همه که به ما خیری اعمال می کنند مانند پدر و مادر، معلم، همسر، دوست، تمام از لطف و عنایت خداست، پیامبر در خطبه ی شعبانیه می گوید: فسل الله ربکم به نیات صادقه و قلوب طاهره. از خدا که پروردگار شماست با نیات پاک و صادق و قلوب پاک بخواهید، یعنی همین که دستت بالا می رود و می گویی خدا، این خداست که می گوید خدا، زیر هر یا رب تو لبیک یار، من به چشم یار بینم یار را، بنابراین اگر موفق شدی بشناسی شان، بدان که با آن چیزی که خودشان داده اند موفق شده ای، حضرت سجاد در دعای عصر جمعه می فرمایند، خدایا، خیلی ها به پیغمبرت نزدیک بودند همزمان پیغبمرت بودند اما نفهمیدند او را و نشناختندش، من که قرنها از او دورم، پیغمبر را دیدم و شناختم نزدیکی آنها به پیغمبر باعث فهم آنها نشد و دوری من از پیغمبر باعث نفهمی ام نشد.

ما نمی فهمیم که در غیاب و در گذر حجاب 1400 سال، ما به 14 معصوم، خدا، ملائکه اعتقاد داریم در حالی که آنهایی که نزد ائمه بودند اعتقاد نیاوردند، پیغمبر می فرمایند، سلام مرا به برادارنم برسانید، پرسیدند مگر ما برادران شما نیستیم، پیغمبر فرمودند نه، شما اصحاب مایید، برادارن من کسانی اند که مرا ندیدند، هیچ یک از اوصیا مرا هم نمی بینند اما به نوشته ی سیاه روی کاغذ سفید ایمان می آورند مردم ایران بالاترین مردمانند.

می دانید این نعمت یعنی چی؟ اگر همین یک نعمت را از شما بگیرند، همین که ما می توانیم از ورای 1400 سال به اهل بیت ایمان بیاوریم، خدا را دوست داشته باشیم، رفاقت با ائمه داشته باشیم، اگر این را از تو بگیرند خدا چه معادلی به جای این می تواند به تو بدهد که جای این را بگیرد؟ خدا بزرگترین و اساسی ترین چیزی را که می شود به یک بنده بدهد به شما داده دیگر برای کمترین آن، غرغر نکن و خودت را بدبخت ندان و روی معنویت و عبادتت اثر نگذارد، وقتی نماز می خوانی بدان جلوی خدایی ایستاده ای که آن چیزی که می شد به یک بشر بدهند به تو داده، بالاترین چیزی که می توانست بین این 7 میلیارد تقسیم کند به تو داده و میلیارد ها انسان از این محروم اند، این ثروت و شرافت است.

یا من ذکره شرف للذاکرین که کسی که به زبان آوردنت شرف است برای ذاکرین، امام سجاد می گوید من کی هستم که حتی اجعل حمل لتقدیسک باشم؟ من کی هستم که تو من را محل تقدیس خودت قرار داده ای، اینها را تنها کسی می فهمد که به ابدیت منتقل شود، ارسطو به مرحوم سید حسن الهی برادر علامه گفت: ما یک لااله الا الله درجمع نمی توانستیم بگوییم در زمان خودمان می دانید این کار شما چقدر عیاشی است زیرا از روز ازل تا الان هیچ جامعه ای به اندازه ی جامعه ی ایرانی آزاد و عیاش نبوده که بتواند آنقدر راحت ذکر بگوید، با این اذکار برقصد و شاد باشد، از این حرم به آن حرم از این میکده به آن میکده برود، کجا سابقه داشته است؟

ما چون طبیعت گراییم و نعمات الهی را در زن، شوهر، بچه، پول، شهرت، و بخور بخور می دانیم، اصلا متوجه نمی شویم خدا با ما چه کرده، وقتی انسان یادش می افتد خیلی شرمنده می شود، وقتی می خواهیم نماز بخوانیم همین یک جمله که یادش بیاید کافی است که خدایا تو با من چه کرده ای که من الان فارغ از همه کس با تو صحبت می کنم، خدایا تو در حق من چه کرده ای که 5 نوبت در روز من و تو فقط من و تو با هم خلوت کنیم و حرف بزنیم تو اذن دادی و هیچ وقت نمی گویی برو بس است، ما وقتی نزد بزرگان می رسیم بعد از چند دقیقه می گوید برو بس است، عنوان بصری وقتی می خواست خدمت امام صادق برسد، ابتدا که براحتی او را نمی پذیرفتند، بعد از اینکه قبولش هم کردند، بعد از آموزش به او می گوید برو و من را غافل مکن، اما خود خدا که 124 هزار پیغمبر، ائمه و امام زمان ذلیل او هستند.

باز در باز مهربان، وقت و بی وقت می گویید بیا، دارم خودش می گوید بیا « لیلی از مجنون بسی مجنون تر است» در قیامت هم فقط با خدا می شود راحت حرف زد، هر چیزی وقت و موسمی دارد جز ارتباط با خدا و رفت و آمد با خدا، وای به حال من که نفهمم و بمیرم چون بعد از اینکه از دنیا می روم می گوییم ای وای ما با چه کسی می توانستیم ارتباط برقرار کنیم اما به غیر خدا فروختیمش.

عزیزان من بعد از کلاس با دقت چند دقیقه فکر کنید راجع به اینکه ما تا به حال چه کرده ایم چه می کنیم و ما چقدر نفهم برخورد می کنیم بعد از کمی فکر می فهمیم چطوری باید دعا کنیم چگونه باید از خدا بخواهیم اگر این را درک کنیم تازه ذلیل می شویم، تازه خوب به سجده می افتد چون سجده مقام غیب از کثرت است، مقام غیب از غیر در طبیعت، مقام غیب حق تعالی است، وقتی انسان به سجده می رود دیگر هیچ کس جز خدا نیست، وقتی انسان این را بفهمد راحت به سجده می افتد. امام صادق می فرماید در عمر تان حداقل یکبار سجده کنید، به همین معنای واقعی، یعنی بفهمیم خدا کیست بعد به سجده بیافتیم. اگر یکبار این گونه سجده کنیم عاقبت به خیر می شویم حالا ارزش ندارد وقت بگذاریم زانوی ذلت زمین بزنیم در محضر اساتید، در محضر کتابهای اساتید تا این حقیقت را درک کنیم تا یکبار ما در عمر مان سجده کنیم تا در آن دنیا به خدا بگوییم که ما یکبار سجده کرده ایم و قلبت شهادت بدهد، چون اگر ما یکبار سجده کنیم اتفاقی در درون مان می افتد که در باطن و روحانیت، شخص می ماند، این همه خدا در قرآن، انبیاء صالحین و فرشتگان را سجده کننده معرفی می کند « ترا هم سجدا» سجده در دستور نیست، سجده فهم یک عظمت، فهم یک موجود بینهایت است که وقتی فکر می کنی وادار می شوی سجده کنی. ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک و قنا عذاب النار، اگر یکبار به یک گل نگاه کنی، به یک میوه، حرکات بدن خودتان، به حرف زدن، غذا خوردن به همه ی این تجلیات بی پایان خداوند نگاه کنی، شاید شاید اگر درست نگاه کنی به سجده بیافتی قرآن می فرماید: کسانی که درست نگاه می کنند وقتی نگاه می کنند. تا انتهای جهنم را می بینند و گر نه چه ربطی دارد بین دیدن ستاره و این دعا ربنا ما خلقت .... انسان وقتی به آسمان نگاه می کند متوجه می شود جهنم یعنی نفهمی، قرآن هم می گوید جهنمیان انسانهای بی شعوری اند.

لهم قلوب لا یفقهون بها، قلب داشتند اما اهل تفقه نبودند. دیدن به نیات صادقه و قلوب طاهره خیلی خوب است یعنی اینکه بفهمی هر چه که هست یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد، تمامش تجلیات خداست.

فرمول حرکت به سمت آخرت این بود که رابطه ی دنیا به آخرت مانند رابطه ی رحم مادر به دنیاست و همانطور که در حرکت جنین به دنیا، تحصیل بدن سالم ملاک است، در حرکت به سمت ابدیت نیز تحصیل روح سالم ملاک است. قرآن می گوید یوم لا ینفع مال و لا بنون الا ما اتی الله بقلب سلیم، فقط سلامت قلب آنجا به درد می خورد، این آیه را نزد حضرت خواندند و پرسیدند و ما قلب السلیم؟ حضرت می گوید: سلامت قلب در اخلاص بدست می آید. « القلب سلیم الذی یلقی ربّه و لیس فیه احد سواه» پیغمبر فرمود: فسئل الله ربکم، خدایی که رب خودتان است را بخوانید اگر می خواهید قلب تان راه بیافتد و به یک جایی برسید یعنی به انسانیت، باید به ربوبیت حق تعالی توجه داشته باشید.

تمام انبیاء وقتی می خواستند خدا را صدا زنند می گفتند یا رب، امام سجاد نیز می فرماید: لا الذی احسن .... یا رب چقدر رب را به رخ ما می کشند، قرآن هم دائما می فرماید فاعبدوا ربکم، اعبدوا ربکم الذی خلقکم. رب یعنی مالک مدبر، مالک مدبری که شما را خلق کرده تا آن را بپرستید، ربی که میلیارد ها موجود را می گرداند، ربی که کره ی زمین را با این عظمت و با این سرعت حرکت می دهد و خسته هم نمی شود لا یوده حفظهما. هر چی به احوال تان سایر و تجلیات خدا نگاه کنید بیشتر به ربوبیت پی می برید.

قلب سلیم یعنی قلی که پروردگارش را ملاقات کند، قلبی که چیزی جز خدا در آن قلب نباشد، هوس و آرزوی دیگری جز او و رضای او نداشته باشد و به جای وابسته نباشد.

سوال: کسانی که از نگاه مهربانانه مادر و نوازش پدر محروم اند، چگونه مهربانی خدا را حس می کنند؟ روان شناسان امروز چون انسان را از تولد تا مرگ معنا می کنند می گویند انسان هر جا گیرش نیاید و بهره مند نشود، عقده ای می شود و این را بصورتی ظهور می دهند، در مورد شیعیان و مسلمانان طبیعت گرا هم همین طور است به شرط اینکه خودمان را از تولد تا بی نهایت معنا کنیم و بفهمیم از کجا آمده و به کجا می رویم. خوشبختی مساوی با این است که انسان برای تنها بودن، مال نداشتن خوراک و لباس نداشتن، مورد به احترامی قرار گرفتن، پدر و مادر و همسر و دوست نداشتن عقده ای نشود.

هرگز، چون انسان اساسا انتساب به حق تعالی دارد و شرافتش را از آنجا می گیرد، امام زمان می فرماید: ما به خاطر خودمان به شما احتیاج نداریم، ما جز به حق تعالی نیاز نداریم، ما مخلوق خداییم. ما هم می توانیم این را به تمام نیاز های مان بگوییم، ما حامل روح خداییم این طور نیست که ذلیل بشوم و عقده ای نمی شود بلال سیاه و زشت بود و زبانش هم مشکل داشت به خواستگاری زیباترین دختر می رود و می گوید اگر دختر تان را می دهید خدا را شکر و اگر نمی دهید، خدا بزرگ است، فکر کردید من کم و کوچک می شوم نه من به خدا و امام زمان انتساب دارم، خدا خیلی بیشتر است خدا کسانی را که خواسته خوب خدا را حس کنند و درکش کنند اول پدر و مادر را از آنها می گیرد مانند امام خمینی، امام علی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بزرگان ما غالبا با فقر و بی کسی و تحویل نگرفتن از سوی دیگران، با خدا رفیق شده اند. گاهی مراقب باشیم این احترام و نوازش بدبخت تان نکند.

خلق را با تو بد و بدخو کند تا تو را یکباره دل آن سو کند

بنابراین این طوری راحتتر می توانیم به در خانه ی خدا برویم، ما برای همه تاریخ مصرف داریم، استاد برای شاگرد، والدین برای فرزندان، زن برای شوهر، همه یک زمانی ما را رها می کنند و می روند، حماقت است که انسان خیال جاودانه بودن اینها را بکند. یا حبیب من لا حبیب له یا رفیق من لا رفیق له یا مونس من لا مونس له بنابرانی این ضعف نیست اگر ما نوازش پدر و مادر را ندیده ایم، خداوند چندین برابر والدین از طریق اهل بیت، امام زمان ما را نوازش می کند، ما وقتی که سر مان را به ضریح می گذاریم، در واقع سر مان را در آغوش حضرت عبدالعظیم می گذاریم، بنابراین انسان وقتی با خدا هست، عقده ای نمی شود، می گویند هر وقت به کسی سلام کردی و جواب سلامت را نداد، جبرئیل جواب سلامت را می دهد.

اگر دعا کردید و مستجاب نشد، ذخیره ای ابدیت است. پیغمبر می فرماید: مرارته الدنیا حلاوته الاخره. مرارت در هر جنبه ای چه شخصیت، چه غذا، چه پوشاک، چه خانواده، همسر، مسکن...... مومن وقتی در قیامت دعا های مستجاب نشده ی خود را می بیند، می گوید ای کاش هیچ یک از دعا های من مستجاب نمی شد. و می گوید: ای کاش در دنیا مرا با قیچی تکه تکه می کردند.

زندگی بقدری لذت دارد که وقتی انسان در تمام طول شب و روز با اسامی خدا سر و کار دارد غفلت از این مسئله ما را تا آخر عمر کر، کور، لال نگه می دارد صم، بکم، عمی.

اینکه حضرت می فرماید از امت من به شکل ده حیوان در قیامت محشور می شوند، افرادی اند که این طوری هستند، لهم عین لا یبصرون بها، لهم اذن لا یسمعون بها، لهم قلوب لا یفقهون بها، قلب و عقل دارند اما فهم ندارند. این طوری زندگی کردن خیلی بد است. از تکبر، بداخلاقی، نخوت به دیگران، حب شهرت و مقام و ..... و از این چیز های کثیف و آلوده دست برداریم، دنیا را خوب تماشا کنیم به خدا اگر نبینیم و بمیریم، آنجا کور محشور می شویم.

فمن کان فی هذه اعمی و هو فی الاخره اعمی، هر کس اینجا کور باشد، آنجا هم کور است، شما ممکن است به بهشت راه پیدا کنید اما باز هم کور باشید خیلی ها از جهنم نجات می یابند و به بهشت نیز راه می یابند و تا آخر هم خوش می گذرانند اما لذت و بینشی که شما الان با نگاه به خدا پیدا می کنید آنها نمی توانند به آن راه یابند، شما تلاش تان در این عالم این باشد که هر کاری می کنید خدا را با اسامی اش نگاه کنید، سفارش اکید من به شما این است که شما جریان زندگی، کار ها، روابط زناشویی، مسائل تحصیلی و شغلی را طوری تنظیم کنید که خدایی نکرده از نگاه به خدا با این هزار اسم محروم نشوید، حیف است واقعا حیف است انسان بمیرد و خدا را ندیده باشد، خیلی ها زحمت می کشند و عبادت می کنند اما تا آخر عمر با کوری عبادت می کنند بیایید شهوات دنیا، توهمات و خیالات را کنار بگذارید و به دنبال این باشید تا روح، وجود و باطن مان را با این اسما الهی قوی کنیم بزرگ کنیم و توسعه بدهیم.

شما به میزانی که اینجا این را قوی می کنید نفس تان و باطن تان را قوی می کنید. العبودیته جوهرته کنه کالربوبیّته. اگر کسی این را بفهمد، می فهمد در این دنیا باید چه کار کند، می فهمد در این دنیا چطوری زندگی کند مثلا اگر از شما خصوصیات من را بپرسند، می گویید نمی شناسمش، می گویند مهربان است، چیزی سرش می شود، می گویید نمی دانم، این نمی دانم یعنی کوری، شما دائم نگاه کنید تا اسامی نفس ناطقه بشری را در بیاورید من عرف نفسه فقد عرفه ربه. آیا کسی می تواند بگوید من این ها را قبول ندارم، این اسما دارد ظهور می کند پس هست، وقتی یاد بگیریم کور طبیعت را نبینیم، وقتی به یک گل نگاه می کنید، آینه ی اسامی زیادی از خداست، حیوانات، درختان، خورشید و ماه، اسامی زیادی از خدا را تجلی می کنند.

وقتی به معصوم نگاه می کنید معصوم با تمام این هزار اسم تجلی می کند و یکی از قشنگترین مقامات که توصیه ی من به شماست این است که از این غفلت نکنید که سعی کنند علاوه بر اینکه خدا را با این هزار اسم ببینید، معصوم را هم با این هزار اسم ببینید، امام زمان علیه السلام را هم با این هزار اسم ببینید.

ابوحنیفه خدمت امام صادق علیه السلام رسید و بعد از غذا خوردن حضرت گفت شکر خدا و رسولش را، ابوحنیفه گفت: این شرک نیست ما باید بگوییم فقط خدا را شکر حضرت می گوید مگر این آیه را نشنیده اغنی هم الله و رسوله، خدا و رسولش اینها را بی نیاز می کنند ظرافت کار در این است که پیامبر مظهر خداست. همان اسم اعظمی است که تمام آن هزار اسم زیر نظر اوست. او روزی می رساند، تمام عوالم وجود با واسطه ی امام زمان روزی می خورند این فهم از معصوم خیلی مهم است، اگر شما این فهم را کردید به قول امام خمینی (ره) هیچ وقت نروی به امام رضا بگویی امام رضا دعا کن، من وضع مالی ام خوب شود، امام رضا خودش روزی می دهد، خودش شفا می دهد پس دعا کن نه، خودش دعا می کند.

ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضا ها. فاطمه مظهر خداست. هیچ واسطه ای نیست اگر فاطمه غضب کند، خدا غضب کند اگر فاطمه راضی شود، خدا راضی می شود. من احبکم فقد احب الله و من ابغضکم فقد ابغض الله. من ارادالله بدا بکم و من قصده توجه بکم. اگر اینها را نفهمیم واقعا حیف است می میریم بعد امام شفاعت ما را می کند و ما را می برد بهشت، ما توسط کسی شفاعت می شویم که نسبت به آن کور هستیم آن کس که ولی نعمتت است را نشناسی، امام زمانی که به یمن او تمام مخلوقات عالم رزق می خورند ( و به تمینه رزق الوری) چه کسی است؟ انسان دوست دارد خدا را با تمام چهره هایش ببیند و در هر چهره با او یک عشق بازی کند، برای همین دعای جوشن کبیر برای ما فرستاده تا خدا را با هر اسمی بخوانیم، او را ببینیم و لذت ببریم و مست هر جلوه ای شویم.

هدف خلقت از این زیباتر، شما از این لذتی بالاتر سراغ دارید که انسان به دنیا بیاید، به زمین بیاید، بزرگ شود و تمام روزی اش این باشد که خدا را با هزار جلوه اش نگاه کند. میلیونها انسان در این کره ی زمین وقت شان را گذاشته اند در هنر و زیبایی شناسی، بعضی در گل، گیاهان، پروانه ها یا ساخته های دست بشر مانند فیلم ها، از این زیبا تر که ما در این عمر محدود مان یکبار خدا را با هزار جلوه اش ببینیم.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند، من دوست نداشتم در بچگی می مردم در بهشت می رفتم تا اینکه بزرگ شوم و خدا را بشناسم، تمام بدبختی های ما در این است که به جای این که جهان خلقت و انسان را از نگاه معصوم و خدا نگاه کنیم، تمام مفهوم زندگی و آمدن مان به دنیا امور خیالی یا وهمی، بدنی، کمالات گیاهی، نباتی، حیوانی و اینهاست. به فرد می گویی دنیا قشنگ است؟ می گوید نه من بچه ام مرده، من بچه دار نشدم، من هنوز ازدواج نکرده ام، به پست و ریاست نرسیده ام بدبختی ما در این است.

لا تدع مع الله الها اخر لا اله الا هو، کی است که اینها را می فهمد؟ آخر هم نفهمیده می میرم. چه لطفی به ما کردند و گفتند جوشن کبیر بخوانید، کسی که بخواند و با هر اسم آن به وجد بیاید نه اینکه یک دفعه 1000 اسم را بخوانید انسانهای زیرک که حس و قدرت شعور دارند نمی گذارند 1000 اسم این طوری به کام شان برود. با هر اسم چند ساعت صفا می کنند و احتیاج ندارند بقیه اش را طی کنند، شما وقتی یک سفره رنگین باشد که چند جور غذا در آن است، مگر احمق هستید که تمام غذا ها را یک دفعه بخورید بلکه هر دفعه با یک میوه، با یک غذا کیف می کنید. یا من له الملک و الکمال، یا منشی السحاب و الصغار، یا صانع کل مصنوع، یا رازق کل مرزوق، یا خالق کل مخلوق، یا مصور یا مقدر، یا مدبر، یا من کل شی موجود به، یا من کل شی قائم به یا رب الحبوب و الثمار، یا رب الانهار و الاشجار، یا رب السحاری و الغفار، یا رب البراری و البحار، یا رب الیل و النهار، یا من انفد من کل شی امره، یا من لحق بکل شی علمه لا ملک الا ملکه، یا من لا عطاء الا عطا.

ای کسی که پادشاهی عالم و کمالات از جانب اوست، ای ایجاد کننده ابر های سنگین، ای سازنده هر ساخته شده، ای خالق، ای روزی دهنده هر روزی خوار، ای صورت دهنده، ای اندازه گیرنده، ای تدبیر کننده عالم، ای کسی که وجود هر چیزی به اوست، ای کسی که تمام موجودات عالم قائم به اوست. ای مالک دانه ها و میوه ها، ای صاحب نهر ها و درختها، ای صاحب بیابانها و سرزمینهای بی آب و علف، ای خدای خشکی ها و دریا ها، ای خدای شب و روز، ای کسی که امر او در همه چیز نفوذ کرده، ای کسی که علم او در تمام اشیاست. ای کسی که پادشاهی نیست مگر برای او، ای کسی که عطایی نیست مگر عطای او، ای مالک دانه ها و میوه ها.

وقتی به کنار درختی می روید و میوه را می خورید، اگر انسان شعورش برسد که این مال خداست، بی اجازه نباید به آنها دست بزنید کافر که اینها را می خورد، حرامخواری می کند ولی خداوند می گوید عیبی ندارد بخورد، کافر چون می خورد و نمی فهمد، می رود جهنم مانند گاو و گوسفند که می خورد بدون اینکه بفهمد کی او را آفریده تازه انکار هم می کند، کافر می خورد و انکار هم می کند.

قل من حرّم زینته الله التی اخرج لعباده هی الذین آمنوا. بگو چه کسی حرام کرده این زینت های را که خدا برای بنده هایش خارج کرده، این مال مومنین است. چون وقت مومن دست می برد و پرتقالی را می شکافد، تمام دلخوشی آن پرتقال این است که تو آن را خوردنش به معرفت تبدیل کنی، از مادی بودن خارجش کنی و به خدا برسانی اش. به تسبیح و عبادت تبدیلش کنی، می خواهد در تو تبدیل به قدرت شود و با آن برای خدا ذکر بگویی والا آنرا حرام کرده ای. اینها باید به الله تبدیل شوند به معرفت تبدیل شونند و الا آن را حرام کرده ای. ای کاش بفهمید که بچه های شما، همسران شما هدیه ی خداست مال خداست، امانت خداست قبل از اینکه مال شما باشد پس حق بدرفتاری با آنان را ندارید که فردا باید جواب بدهید بچه ی تو غایتش این است که عاشق خدا باشد، درست تربیتش کن از همه مهمتر وقتی خدا می گوید ای مالک میوه و درختها بفهم که تو هم مال خدایی، خودت را به غیر خدا نفروشی به هیچ کس،

نه به همسرت نه به فرزندانت، و مراقب باش اینها بین ارتباط تو با خدا سایه نیاندازد و حجاب نشود چون در تو در درجه ی اول مال خدایی، انا لله و الا الیه راجعون.