جلسه 016 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
8
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - شرح صحیفه سجادیه

بحث مان رسید به ارکان دعا از اینجا بحث که داریم می رویم بحث خیلی، عمیق تر میشود ضمنا این را هم بدانید که مطالبی که در کتاب به عنوان ارکان دعا ذکر شده به این ترتیب است. شیرین و منطقی و موثر اگر نگوییم جایی نیست در جای دیگری نیست حداقل در کمتر جایی می شود به دستش آورد آن هم بعد از زحمتهای خیلی طولانی و یک استاد خبره و زحمت کش پس از ده ها سال کار این را برای شما خیلی ساده دارد بیان می کند و برای همین خوب غنیمت بشمرید این را خدا را هم شکر کنید.

که این اطلاعات دست تان می رسد و عمل می کنید بعضی وقت ها آدم بعضی از اطلاعات را اگر بیست سال جلوتر می دانست این 30 سالش یک جور دیگر می گذشت با یک وضعیت دیگری می گذشت حالا بخصوص جوانتر ها خیلی دقت کنند که مطالبی را که ایشان در تحقق یکی از بزرگترین نعمت های الهی و گنجینه های حق تعالی بیان می کنند خوب یاد بگیرند که بتوانند از او نهایت استفاده را بکنند.

ایشان با اوصافی که در مورد دعا خدمت تان عرض کردیم و بعدا هم بیشتر در این باره من مطالبی را عرض می کنم خدمت تان برای دعا سه رکن ذکر می کنند که یک رکنش وجود جاذبه ای هست که بین بنده و حق تعالی یا داعی و مدعو باید باشد که همان حالت و ارتباط معنوی هست بین خالق و مخلوق به تعبیر ایشان، رکن دوم خود دعا کننده هست که توضیح می دهیم وقتی می گوییم دعا کننده رکن دعاست به این معنا نیست که همه ی کسانی که دست بلند می کنند و بالا می برند دعا کننده هستند با توضیحاتی که دادیم این نکته روشن می شود که روشن شده انشاءالله و بیشتر روشن می شود که دعا کننده به معنای حقیقی در میان صدا ها و به قول امام سجاد علیه السلام ضجیجه های زیاد خیلی کم است یعنی مثلا شما فرض از یک جمعیت هزار نفر که دست بلند می کنند دعا می کنند و گریه می کنند و اینها در اینها حقیقت دعا کننده حقیقت دعا کننده کمتر تحقق پیدا می کند این خیلی مهم است شناختن شخصیت داعی.

داعی کی است؟ به کی می گوییم داعی؟ اگر یک مقدار انسان با توجه به مباحثی هم که خدمت تان عرض کردم انسان دقت کند وقتی جلوتر می روی متوجه می شوی ای بابا تو سالها صدایت بلند بوده و دستت بلند بوده اما یک بار هم دعا نکردی یک بار هم داعی نبود و حداقل به معنای اصطلاحی داعی نبودی و نکته ی سوم مدعو هست مدعو یعنی آنی که می خوانیم او را آنی که از او می خواهیم آن را هم باید بدانیم وقتی می خواهیم برویم بگیریم از کی می خواهیم بگیریم، شما اگر خاطر شریف تان باشد جزو شرایط اصلی اجابت این بود که ما بدانیم که از کی چی می خواهیم این جزو شرایط اصلی بود.

بنابراین این را هم باید بعنوان رکن دعا مورد بررسی قرار بدهیم، من قبل از اینکه وارد این بحث بشویم یک بحث خیلی خیلی مهمتر از مجموعه ی این بحث می خواهم خدمت تان عرض کنم که ما با فهم ارکان دعا در واقع فرمولهای زندگی و یا هر نوع فعالیت معنوی و معرفتی را هم یاد می گیریم، توجه فرمودید چه جوری شد، یعنی آنچه که اینجا گفته می شود اختصاص به مقوله ی دعا ندارد کما اینکه اگر دقت کرده باشید من جلسات قبل هم از بحث دعا مخصوصا خارج شدم که بدانید که این بحث با همه ی بحثهای دیگر ارتباط مستقیم دارد بحث ما دعا به معنای اصطلاحی صرفا نیست که کسی بنشیند بگوید یا الله من چیزی می خواهم این یک قسمت از دعاست.

توضیح دادیم جلسه ی گذشته که دعا در مرتبه ی لفظ نیست مقام حرکات انسان در آن دعاست و توضیح دادیم که روزه هم خودش چی است؟ دعاست. حج دعاست، جهاد دعاست، خمس دعاست، زکات دعاست، پس بنابراین ما وقتی که داریم راجع به ارکان دعا صحبت می کنیم به این نکته خیلی توجه داشته باشید که داریم در باره ی ارکان در واقع بحث می کنیم ارکان چی است؟ عبودیت نه فقط در باره ی ارکان دعا در واقع می خواهیم این را بگوییم که اگر توجه داشته باشیم که ما جنین هستیم که در رحم دنیا حرکت به سمت ابدیت داریم شرایطی که این جنین باید در جذب امکانات مورد نیاز برای یک تولد سالم احتیاج دارد را داریم چه کار می کنیم؟

با بحث ارکان دعا بیان می کنیم در واقع نمی خواهیم بگوییم صرفا حالت دعا کننده اصطلاحی باید چطوری باشد با این بحث می خواهیم بگوییم که حالت موجودی که دارد حرکت می کند به سمت کمال مطلق باید چطوری باشد چرا؟

حالا خوب دقت کنید شما جنین را در نظر بگیرید یعنی همان نطفه ای که بسته شده را در نظر بگیرید این از زمانی که نطفه بسته می شود تا زمانی که متولد می شود دارد دعا می خواند یعنی چی؟ یعنی هی می خواهد می خواهد آن آیه گفتیم که دعا در مقام تکوینی یادتان هست دعای تکوینی هم گفتیم دیگر بحث ما در باره ی درخواست و جذب تکوینی است سر برخورد یک فقیر مطلق با یک غنی مطلق هست یعنی این دائما با زبان حال دارد می گوید به من بدهید خوب بنابراین وقتی ما این فرمول را یاد بگیریم در مباحث علمی مان هم همین طور است ما وقتی جلسه ی علمی می رویم پای درس یک استاد می نشینیم چی می خواهیم؟

داریم دعا می کنیم دیگر یعنی داریم درخواست می کنیم که از فقر به سمت غنا برویم، وقتی مطالعه می کنید می خواهید از فقر به سمت غنا بروید. وقتی درس دانشگاه می خوانید درس مدرسه می خوانید درس حوزه می خوانید همین طور است توجه فرمودید.

بنابراین این بحثی که داریم می کنیم خیلی بحث عمیق و وسیعی هست فقط یک موقع ذهن شما نرود روی مسئله ی دعا این دارد در غالب ارکان دعا گفته می شود اما شما توجه داشته باشید این سه رکن که دارد بیان می شود سه رکن یک موجود فقیر هست که از هر جهت فقیر است و دارد حرکت می کند به سمت غنا دارد می رود غنی بشود دارد می رود شبیه خدا بشود.

مثل خدا بشود حالا تو این جهت که داریم حرکت می کنیم این سه رکن را خوب باید بشناسیم توجه فرمودید چطوری شد؟ یعنی باید بشناسیم که اصلا آن حالتی که ما باید داشته باشیم در حرکت به سمت حق تعالی چطوری باید باشد، امروز می خواهیم راجع به این بحث کنیم حالتت باید چطور حالتی باشد بعد انشاءالله راجع به اینکه خوب خود من باید چه خصوصیتی داشته باشم چه وضعیتی داشته باشم. و سوم اینکه می خواهم به سمتش حرکت کنم.

اگر این را ما بفهمیم ده ها سال جلو می افتیم گاهی وقتها انسان 50 سال 60 سال زحمت می کشد جلو می رود بعدا می فهمد که اصلا حرکت جدی نداشته فکر هم کرده حرکت می کرده در واقع اصلا حرکت نداشته طلب نداشته دعا نکرده و این خوب از نظر اینکه ما الان جلو بیفتیم خیلی خوب هست یعنی در واقع این بحث ضمن این که یک بحث معرفتی هست یک بحث آفت شناسی هم هست البته خوب حالا ایشان در مباحث قبلی هم تقریبا تا یک حدود هم این ارکان را توضیح دادن ولی حالا انشاءالله یک مقدار عمیق تر و دقیقتر واردش می شویم خوب در مورد رکن اول عبارت است از جاذبه ی معنوی جاذبه ی معنوی از بحث جاذبه ی معنوی ما چی می فهمیم؟

یعنی وقتی می گوییم باید جاذبه ای باشد باید جاذبه ای باشد چی می فهمیم؟ این سوال را من برای شما بکنم شما حالا یک موقع ذهن تان دنبال این باشد که وقتی می گوییم شرط اینکه یک فقیر بتواند از غنی بگیرد چی است شرطش؟ طلب است دیگر باید طلب وجود داشته باشد این را دقت کنید باید این طوری سربسته بگویم به شما باید دغدغه وجود داشته باشد باید عطش وجود داشته باشد اگر دغدغه و طلب و عطش وجود نداشته باشد در واقع شدنی هم وجود ندارد این را فعلا داشته باشید تا بعد در موردش صحبت کنیم، یکی از بزرگترین نعمتهایی که حضرت خداوند به بندگان خود فرموده همین حال عظیم است که در روایات نیز مورد تاکید واقع من عطیه الدعا عطیه الاجابته.

اگر به کسی دعا را بدهند اجابت هم می دهند. تخلف پذیر نیست رابطه اش رابطه ی علّی و معلولی هست رابطه شان علّی و معلولی است امکان ندارد به کسی دعا بدهند اجابت ندهند یعنی ما دعایی که اجابت نشود نداریم دعایی که اجابت نشود نداریم اگر جایی اجابت نیست در واقع حقیقت دعا تحقق پیدا نکرده، امکان ندارد که تحقق پیدا بکند و تخلف صورت نگیرد هیچ امکان ندارد، جلسه ی قبل هم دو تا آیه در این زمینه برایتان خواندیم شرط ندارد از قول علامه هم خدمت تان عرض کردم که ادعونی استجب لکم یا اذا سالک عبادی عنّی فانی قریب اجیب دعوته داع. اجابت می کنم دعوت داعی را اذا دعان اگر من را بخواند اگر من را بخواند اجابت می کنم.

پس آنجایی که اجابت نیست مشکل چی است؟ دعا تحقق پیدا نکرده حتما اجابت هست پس ما باید چند تا چیز را خوب بفهمیم یکی در واقع حقیقت دعا که سه رکن دارد حقیقت دعا را باید بفهمیم که سه رکن دارد این حالت خوب حالت طلب.

2- دعا کننده 3- دعا شونده – آنی که دعا می شود مدعو خداوند این سه تا به اضافه یک چیز دیگر باید خوب بفهمیم و آن چی هست؟ معنی اجابت است معنی اجابت هست خوب اینکه دادند حالت دعا به انسان جزو عظیم ترین نعمتهای الهی هست من همین الان اقرار و اعتراف کنم که به قدری این نعمت بزرگ است به قدری این نعمت بزرگ هست که کسی مثل من نمی تواند عاجز هست که بتواند آن را برای شما حقیقتش را باز کند و تشریح کند، توجه فرمودید، واقعا واقعا احتیاج دارد که انسان قلبی داشته باشد لمن کان له قلب اوالحق السمع یک قلبی می خواهد یک آمادگی آی می خواهد یک توفیقی می خواهد که آدم چی کار کند؟

آدم ادراک این نعمت را بکند توجه فرمودید ادراک بکند این نعمت را برای همین کلمه ای که حضرت علی علیه السلام انتخاب کرده برایش که حالا ایشان ننوشته از کی هست این فرمایش من عطیه الدعا عطیه الاجابته ولی از فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام هست و بنویسید اینجا که از فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام هست آنهایی که کتاب دارند، کلمه ی عطیه هست یعنی چی؟

عطا بشود آنقدر مسئله مهم است، نعمت است، نعمت بزرگ و خاصی هست می گوید اگر به کسی عطا بکنند دعا را این نعمت عظیم را عطا بکنند لوازمش را هم به او می دهند هر آن کسی که دندان دهد نان چشم که می دهند طول موجی هم هست گوش که می دهند فرکانس هم هست توجه فرمودید چه طوری شد؟ وقتی این را می دهند آن هم هست حتما اگر اجازه دادن که بروید در خانه شان در را هم رویت چی کار می کنند؟ باز می کنند هیچ کس از در این خانه نا امید و ناکام بر نمی گردد هیچ کس مطلقا بر نمی گردد بنابراین عطا هست این یک عطای بزرگ هست، شیعه و سنی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که الدعا سلاح المومن دعا اسلحه ی مومن هست؟

ما متاسفانه در فهم این اسلحه خیلی کوتاهی کردیم یعنی را کلمه ی سلاح واقعا اگر نگوییم تقصیر کردیم که کردیم قصور داریم یعنی باید از خدا بخواهیم که یک مقدار فهم ما را باز کند کلمه ی سلاح را بفهمیم یعنی چی اسلحه چه کار می کند؟ سلاح چه کار می کند؟ سلاح اول از این بودنش با انسان امنیت آورد یعنی اگر کسی با اسلحه بود کسی جرات تجاوز به او ندارد پس دافع هست دقت کنید دافع است یعنی نمی گذارد که مسائل به انسان هجوم بیاورد با وجود دعا خیلی از چیز ایی که سر انسان می شود بیاید و تهدید می کند نمی آید.

2- اسلحه چی کار می کند؟ اسلحه رافع هم هست یعنی اگر حمله شد تو می توانی با اسلحه از خودت چی کار کنی؟ دفاع کنی آن خطری که متوجه ات شده را چی کار کنی؟ رفعش بکنی آن خطر را، هم دافع هست هم رافع هست. معنی دفع و رفع را در شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم فلعن الله امته دفعتکم عن مقامکم که یعنی چی دفع با رفع فرق می کند، شما با اسلحه هر کاری می توانی بکنی یعنی هر چی بخواهی با آن به دست می آوری وقتی می گوید سلاح شما هست یعنی آرامش قلب می آورد برای شما، موقعی که اسلحه انسان دارد بداند اسلحه دارد می تواند از آن استفاده کند آرامش دارد تا آن موقع ای که ندارد و می خواهد برود در خط، من یادم است آن موقع که می خواستیم برویم شناسایی کنیم در دل دشمن گهگاهی 60 کیلومتر و 50 کیلومتر 90 کیلومتر یک موقع هایی ما می رفتیم در خاک دشمن پیاده بعد به ما می گفتنئد که با خودتان هم نباید اسلحه ببرید مثلا یک دانه خشاب فقط یعنی اسلحه با یک خشاب احتیاطی حق تیر اندازی نداریم چون ما اگر اسیر می شدیم می خواستند بگیرند ببرند مان شکنجه و این طرف و آن طرف اطلاعات از ما بگیرند یا باید خلاصه یک کاری می کردیم هوس درگیر شدن تا آنجا که امکان دارد به سرت نزند.

درگیر نشوی باید آهسته بروی آهسته بیایی باید همه ی دقتت را بکنی و خودت را نجات بدهی تا وقتی که آدم می داند دارد می رود عملیات هر وقت زدن می زند هر جا رسید تیر اندازی می کند خیلی فرق می کند آدم یک موقعی وسیله ی امنیتی با او هست می بینی چقدر آرامش دارد چقدر آرامش دارد.

شما شب می خواهی حرکت کنی چراغ نداری اسلحه نداری، اضطراب می گیردت جایی که خطرناک است ماشین دارم ولی برف هم دارد می آید بخاری ندارد زنجیر چرخ نداری چه اضطراب می گیرد تو را اما اگر زنجیر چرخ داشته باشی روغن ترمز خوب ریخته باشی ضد یخ ریخته باشی بخاری ماشینت خوب کار کند می بینی چقدر آرامش دارد انسان.

تا وقتی که اینها نباشد و خطر هم تهدید کند انسان را، اسلحه این خصوصیت ها را دارد برای انسان آرام بخش است و با او هر کاری هم که بخواهی می توانی بکنی هر کاری که دلت بخواهد می توانی بکنی این خیلی طول می کشد تا برای ما جا بیفتد که ما هیچ حرکت کوچک و بزرگی نیست. مگر اینکه به این اسلحه احتیاج داریم، چرا ائمه و انبیاء آدمهایی بودن که بیشتر از همه دعا داشتن با این که همه ی قدر تا در دست آنها بود همه ی توانها در دست آنها بود. با این که قدرتمند ترین انسانها بودند قدرتمند ترین انسان ها بودن بیشترین امکانات دست شان بوده ولی فقیرانه ترین انسانها عمل کردن فقر بیشتری بروز دادن این چه رمزی دارد؟

از آنها دعا داریم دائما چرا این طوری است؟ شما یک دانه پیغمبر را سراغ دارید در قرآن دعا از او نقل نشده هباشد رب رب رب ، اللهم این هار داریم در قرآن. چرا ما ها این طوری نیستیم؟ چرا ما ها وقتی که می گویند دعا کنید فکر می کنیم باید برویم یک جا بنشینیم دستمان را ببریم بالا رسمی دعا کنیم چرا در زندگی مان این حقیقت تحقق پیدا نمی کند که ما باید همیشه از این اسلحه استفاده کنیم؟ چرا ما آنقدر به کار مان و شغل مان و پول مان و سواد مان و امکانات زندگی مان و دور و بری های مان و کسانی دیگر بیشتر آرامش داریم با اینها تا از اسلحه ای که حقیقتا اسلحه هست و باید از آن استفاده کنیم؟ می دانید می خواهم چی بگویم؟ می خواهم بگویم گاهی وقتها انسان هیچ کس را ندارد هیچی ولی یک اسلحه ی بزرگ دارد که با آن همه کاری می تواند بکند با آن همه کاری می تواند بکند.

2- حل می شود مشکلش اگر بشناسد اسلحه را یعنی بداند که اسلحه دارد این اسلحه را دارد همه کاری با او می کند، تو خیلی ها کارتان شاید شما دیده باشید یا فیلمهای تخیلی که طرف مثلا چی دارد؟ یک دانه غول چراغ دارد یک چراغی دارد که هر وقت لمسش می کند یک غول می آید بیرون هر چی هم بخواهد انجام می دهد برایش، چقدر اطمینان دارد، یک مداد جادویی دارد که هر چی را بکشد همان برایش تحقق پیدا می کند حالا زندگی اولیاء را نگاه کنید ببینید که قشنگ تر لطیفتر عملی تر خیلی بزرگتر از داشتن یک غول جادو و نمی دانم یک مداد جادو نبوده هر وقت هر چی خواستن شده نگاه کنید شما زندگی نامه ی مرحوم نخودکی زندگی نامه ی مرحوم مجتهدی زندگی نامه ی اولیاء الهی را بخوانید ببینید این طوری نبوده؟ حالا آنها اولیا خدا هستند من بعضی از خانمها را می شناسم الان همین طوری هستند معمولی یک پیرزنی را من می شناسم سوادم ندارد تو یکی از این شهرستانها هست. یک زن روستایی کار کشاورزی و دامداری و اینها انجام می دهد نه درسی خوانده نه چیزی ولی هر کسی حاجتی دارد می رود به این می گوید و این دعا می کند حل می شود، حالا هی نگوییم فقط آقای مجتهدی و آقای نخودکی و کی و کی این چند تا را هی اسم ببریم یک سره رو همین ها مانور بدهیم نه چطوری است فهم این خیلی مهم است که اسلحه هست این اسلحه هست ما در جبهه این را خوب درک کردیم بعد از جنگ هم مفت از دستش دادیم در جبهه واقعا هر وقت گرفتاری پیش می آمد آنهایی که در جبهه بودند می دانند هیچ گره ای نبود که نشود.

خود فرمانده لشکر هم فهمیده بودن امام هم تذکر هم داد که با توسل و دعا مشکلات تان را حل کنید، شما بروید در تاریخ جنگهای عالم مطالعه کنید جنگ هایی که بچه های ما کردند بی نظیر بوده نظیر نداشته این عملیاتها اینها به برکت دعا و توسل مشکلات شان حل شده قل ما یبع بکم ربی لولا دعاءکم دعایتان نباشد خدا هیچ توجه ای به شما ندارد دعای تان باشد خدا همه طور توجه ای می کند به شما هر مشکلی را حل می کند هر مشکلی را میدان مین دارید باز می کند برای تان میدان مین دارید باز می کند برایتان، گرفتاری من خودم آنقدر تجربه دارم در این قضیه که نگو دیدم خیلی دیدم از گرفتاری هایی که فقط با توسل حل شده اصلا امکان نداشته حل بشود جز با عنایت الهی، ابر می خواهید ابر می فرستیم برایتان ما یک موقعی هایی تو سطح می خواستیم به جنگیم در سطح صاف دشمن رو در روی مان بود ابر می شد اصلا تاریک می شد نمی دید ما را.

یک جایی می رفتیم تو شیار می خواستیم تو شیار نور می خواستیم نور می شد اصلا فیلمبرداری هم کردن شما بروید یکی از این فیلمهای روایت فتح عملیات مسلح ابن عقیل را نگاه کنید فیلم گرفتند اصلا حقیقت معجزه را فیلم گرفتند. هر چی می خواهی برایت می شود در همان عملیات من تنهایی گفتم به شما یک بار رفتم یک قله ای را تنهایی حواسم نبود رفتم مین باز کنم وقتی رسیدم بالا دیدم که قله را رفته بودم بالا دیگر تا آخر دیدم همه شان آمدند تسلیم من شدند یک نفر هم بودم بدون اسلحه بدون اسلحه آنها همه شان تسلیم شدن بعد هم وقتی به آنها گفتم من تنها آمدم گفتند بی خود می کنی این همه سفید پوش هایی که اطراف شما بودند هر چی هم با تیر می زدیم به آنها نخورد کی بودند؟

بنابراین شما وقتی که حقیقت دعا و نیاز و خواری را ببرید، توجه فرمودید این انتصاب باشد به مطلق یعنی فقیر باید وصل بشود به غنی اگر این اتصال است برقرار باشد این رکن دعا همین را می خواهد بگوید کافی است این اتصال برقرار باشد فیض می آید توجه فرمودید. چطوری شد این فیض می آید مثال زدم برایتان دیگر صد بار زدم باز هم می زنم.

شما نگاه کنید این طرف را این اگر دقیق زیر لیوان قرار بگیرد آب جمع می شود در این در باران شما بگیریش حتما می آید ولی اگر ظرف مایل باشد یا مایل تر باشد این طوری یعنی ادبار مطلق این طوری است نود درجه هم چرخیده ولی باز ظرفیت نیست ظرفیت نبرد.

کج هم بگیریم باز فایده ندارد باید دقیقا به سمت چی باشد؟ یعنی این اتصال فقیر و مطلق باشد ناز نباید کنی مایل بگیریم این طوری ناز کردن است، خیلی وقتها ما دعا هم می کنیم گریه هم می کنیم تذلل هم داریم اما باز هم ناز داریم در ما ها ناز هست خرد نشده این منیّت است توجه فرمودید چطوری شد عنانیتت له نشده اجابت نمی شود هیچ فایده ای ندارد، تو باید متوجه باشی که با کدام حقیقت به سمت دعا می روی چطوری می روی آن را باید ببری حتما با خودت یعنی دقیقا مثال همینی هست که دارم خدمت تان عرض می کنم این فایده ندارد یعنی شما کم هم که بچرخانید ببینید چند درجه است نگاه کنید شما این 90 درجه خوب برو صد درجه صد و بیست درجه همین طوری برو بالا درست شد تا 180 درجه چرخش نباشد یعنی کامل دقیقا برگردی را به خدا اگر هم اجابت بشود حضرت می فرماید بعضی از چیز هایی که می خواهید به آن می رسید چرا؟

چون آن عنانیّت سر جای خودش هست چون توجه به حقیقت خودت نداری چون منیّت کار دارد دستت می دهد، در جبهه موقع با فقر می رفتیم پیروز می شدیم یک موقع هایی مغرور می رفتیم عراقی ها همچین می زدند تو سرمان که نگو با ذلت شکست می خوردیم با ذلت شکست می خوردیم بعد هم که عقب نشینی می کردیم فرمانده ها می گفتند غرور برتان داشته خدا رحمت کند شهید همت را می گفت که دعا کم کردید توسل کم کردید غفلت کردید حالا برای مرحله ی بعد یا الله دعا برای مرحله ی بعد تدابیر نظامی انجام می شود ولی آن اتفاقی که باید می افتاد در بین فاصله ی دو تا عملیات 24 ساعت 48 ساعتی که وقت بود به بچه ها دستور هم دادند بروید چه کار کنید؟

بروید دعا کنید بروید دعا کنید چون بچه ها خودشان می فهمیدند هیچ کاره اند. یک جوان 17-18 ساله 20 ساله 25 ساله چی از مسائل نظامی سرشان می شود چی از فنون عملیاتی نظامی سرشان می شود که می خواهد برود با قویترین نیرو های دوره دیده قویترین نیروی زمینی خاور میانه جنگ بکند با قدر ها جنگ بکند با نیرو هایی که سالها آموزش های ویژه دیده بودند، چطوری امکان داشت اگر این را درک می کردیم آن وقت متوجه می شدیم و قال الذین یظنّون انهم ملاقوا ربهم من فئته قلیلته غلبت فئته کثیره باذن الله وقتی سپاه طالوت یک دفعه سپاه جالوت را دیدند ترسیدند جا زدند یک تعداد مانده بودند یک تعداد کمی 313 نفر بقیه که رفتند آب خوردند و اصلا ترسیدند و جا زدند هیچ آنهایی که به آنها گفته بود آب نخورید از این رودخانه آب نخوردند قوی بودند آمدند جلو تعداد شان 313 نفر ایستادند با یک لشکر کم هم هستند اما چی؟

و قال الذین یظنّون انهم ملاقوا ربهم آنهایی که به این یقین رسیده بودند که به ملاقات پروردگار شان می آیند می رسند ببینید چه نقشی دارد گفتند کم من فئته قلیلته غلبت کثیره باذن الله چه بسیار گروه های اندکی غلبه کردند به گروههای کثیر به اذن خدا، خدا اثر باید بدهد لا حول و لا قوته الا بالهه می دانی می خواهم چی بگویم؟ می خواهم بگویم تا انسان به توحید نرسد و توحید را در خودش قوی نکند به هیچ جا راه پیدا نمی کند باید بفهمد که لا اله الاالله، لا موثر فی الوجود الا الله الحمدلله سبحان الله الله اکبر. این ها را باید بفهمد.

تا فهم نشود یک سانت هم بالا نمی روی هیچ رشدی نمی کنی هیچی، برای داعی این مسئله مهم است یعنی کسی که داعی هست این حالتی که می خواهد ایجاد شود حالتی است بین یک انسانی که به یک فهم خاصی رسیده این حقیقت را راحت ایجاد می کند راحت هم می رسد پس اسلحه خیلی مهم است که تو بدانی این اسلحه ی تو هست هر کاری هم بخواهی می توانی با آن بکنی به شرطی که این تلاقی انجام بشود یعنی تو درست رو در روی خدا در بیایی و بگویی بده اگر این طلب حاصل بشود خدا کمکت می کند فقر مطلق، ناچاری مطلق، که هیچ کس جز تو نمی تواند کمک من کند ناامیدی از همه جا، بریدن از همه جا، توجه نکردن به کسی.

جبرئیل علیه السلام آمد عرض کرد به حضرت ابراهیم علیه السلام کمک می خواهی؟ گفت تو نه با تو کاری ندارم خدا دارد حال من را می بیند دیگر بخواهد این کار را می کند. توجه فرمودید چی شد؟ بنابراین مسئله اینجاست که این حالت اتفاق بیفتد یعنی بین داعی و مدعو این ارتباط این جذبه این جذبه و طلب ایجاد بشود اگر ایجاد شد دعا هم تحقق پیدا می کند ارتباط تغذیه همه چی خواهد رفت هر چی می خواهید مگر ما می خواهیم فقط برویم دعا کنیم دنیا می خواهیم ابدیت می خواهیم خود خدا را می خواهیم نور می خواهیم فضل می خواهیم شدن می خواهیم رشد می خواهیم هر چی که می خواهیم می شود به شرطی که این ارتباط را تو برقرار کنی اول یعنی فاصله را بگذار کنار.

اگر فاصله را گذاشتی کنار، و چیزی به اسم طبیعت این وسط نبود این من برداشته شد دعا اجابت می شود یعنی شما وقتی فقر ببری حتما به تو می دهند وقتی فقر ببری، در جبهه این جوری بود وقتی کسی فقر بود یعنی مستاصل بود یعنی نمی دانست باید چه کار کند می دانست که نمی تواند کاری بکند می دانست که نمی تواند کاری کند آنجا خدا به داد مان می رسید اسلحه مهم نبود داری یا نداری تخصص مهم نبود داری یا نداری، تعداد مهم نبود چند نفری است هیچی، یعنی بدون هیچ شرطی خدا کمک می کرد معطل نمی کرد اما وقتی همه امکانات بود همه امکانات بود اما خدا فراموش می شد شکست هم بود، الان دشمن ما بعد از هشت سال چطور نتوانسته یک وجب خاک ما را بگیرد 17 – 18 کشور به ما حمله کردند چرا نتوانستند کاری کنند؟ برای اینکه در آنها این فهم و این که تکیه شان به خودشان بود این فهم در آن ها بود. تکیه با اسلحه خودشان، به امکانات شان، به تخصص شان، ولی در مورد ما فقر بود این طرف تو جبهه اکثر رزمنده ها فهم این فقر را داشتند رهبر مان این را به خداوند عرضه کرده بود شب تا صبح امام دستش بالا بود دعا می کرد، درست شد؟

خوب فقر که ببرم یک همچین اتفاقی می افتد و ما دیدیم با چشم خودمان این طور حقایق را ولی باز هم تشکیک می کنیم باز هم شک می کنیم که بابا یک همچین اتفاقی در این مملکت افتاده یک موقع ای انقلاب اسلامی ایران اتفاق افتاده و بزرگترین معجزه قرن، دست خالی، چطوری شده؟ مگر می شود؟ رو حساب کتاب های دو دو تا چهار تای روز به علم روز امکان نداشته اگر امکان داشت که غربی ها جلوتر اقدامات خودشان را کرده بودند آنها می دانستند شدنی نیست همچین چیزی، می دانستند شدنی نیست یعنی با حساب های آنها که کرده بودند می دانستند همچین چیزی امکان ندارد.

برای همین خیال شان راحت بود برای همین غافلگیر شدند پیروزی در دفاع مقدس در توطئه های کردستان خلق کرد، خلق ترک، خلق بلوچ، منافقین توطئه های بعدی توطئه هایی که بعد از جنگ شده تا الان این ها به برکت دست هایی بالا می رود که اشکهایی که ریخته می شود دل هایی که شکسته می شود فقر هایی که ارائه می شود برطرف می شود و الا شما مملکت با این اوضاع بل بشود فکر می کنید می توانید جلو جهانیان مقاومت کنید تا الان هفت باره دریده بودند تکه تکه کرده بودند تجزیه اش کرده بودند، کسی بداند پشت پرده این توطئه هایی که در دنیا علیه ما تا به الان شده امکان ندارد از نظر تعداد و میزان و قدرت و شدت توطئه هیچ وقت شما در تاریخ جهان سراغ ندارید که بر علیه یک کشور این توطئه بشود و هر دفعه هم شکست بخورند یا کم نتیجه بگیرند.

ما آنجا که دین و تقوی و الهیت را کنار گذاشتیم در مملکت مان شکست خوردیم هر جا بدبختی آمد در مملکت سراغ مان مال آنجاست که خدا را فراموش شده آنجایی که توجه داشتیم که همیشه پیروز بودیم پس به این توجه کنید که دعا اسلحه هست این را باید متوجه باشیم اسلحه یعنی چی این طوری نباشد که ما وقتی که با مشکلی رو به رو هستیم آخر سر برویم سراغ خدا اگر از همان اول بروی سراغ خدا خوب است.

در بحار به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده لا یردّ القضا الا الدعا. آنقدر محکم است دعا آنقدر اسلحه مهمی هست که اگر خدا هم قضایی علیه انسان کرده باشد قضای الهی، خدا قضا کرده که تو بمیری قضا کرده که هر اتفاقی دیگری با دعا برش می گرداند. یک ذره انسان فکر کند مگر این حرف شوخی است، یعنی چی ، یعنی قضا، قضای یعنی امضا شده که تو بمیری آقا دیگر از این واضح تر امضا شده طرف بمیرد تمام برو خوب می گوید بر می گرداند.

آقا شیخ عبدالکریم می گوید به من گفتند یک کسی آمد به من گفت یا خوابی دیدم که به من گفتند فلان روز می میری،‌ من یادم هست مادرم می گفت که یک بچه داشتم یک دختری خواهر من بود مثلا قبل از اینکه من به دنیا بیایم می گفت دختری داشتم یک روز دیدم یک آقایی آمد به من نگاه کرد گفت این بچه مال کی است؟ گفتم که مال من هست، مادرم و چند تا از این خانمها نشسته بودند گفته بود که این بچه 13 روز دیگر می میرد، مگر فلان کار را کنید این در و همسایه ها هم جمع شده بودند گفتند که برو بابا تو هم دنبال کار خودت گفتند لابد کسی آمده یک پولی چیزی بگیرد ردش کردند رفت.

خلاصه در اوج سلامتی روز سیزدهم دیدم که حالش خراب شد و همین طوری جلو خود مان تمام شد رفت پی کارش، آقا شیخ عبدالکریم می گوید ما هم همین طوری بودیم یک کسی آمد به ما گفت یا در خواب مثلی اینکه دیده بود، آن طوری که مرحوم اراکی یادم هست نقل می کرد گفت یک دفعه دیدم که خوابیده بودم حالم هم خراب اول جان افتضاح بود حالم دیدم که در ها باز شد سقف شکافته شد آمدند من را بردارند ببرند گفت شروع کردم به التماس به خدا، خدایا آخر من جوانم هیچ کاری نکردم، یک وقتی بده در این دنیا یک کاری کنم من هنوز دست خالی ام، آخر چه طوری می خواهم بروم بمیرم کاری نکردم من اصلا آماده نیستم گفت دیگر هر کاری کردم دیدم اینها آمدند ببرند زورشان زیاد است می گفت توسل کردم چون مداحم بودم روضه خوان بودم توسل کردم به سیدالشهدا بعد دیدم آقا به آنها گفت برگردید فرمود برگردید یک فرصتی به شما دادیم که آمد و بعد هم روحانی شد و مجتهد شد و مرجع شد و حوزه ی علمیه قم را تاسیس کرد عمر با برکتی داشت مرحوم آقا شیخ عبدالکریم خوب قضا شده شوخی نیست بر می گرداند.

توجه فرمودید، این خیلی مهم است و این بدون معرفت امکان پذیر نیست که من خدایا در تقدیرت این هست که این کار بشود این کار بشود محکم ایستاد بگو خدایا این تقدیری که برای من کردی این بشود نمی خواهم یک تقدیر دیگر برای من بنویس دعا کنیم اجابت می شود اگر نشد و حقیقت دعا را بردی نشد خداوند می گوید اگر من آن قضا را برطرف نکردم اگر من آن قضا را برطرف نکردم و سرت آمد حتما ولو دعای صادقانه هم کرده باشی مطمئن باش یک چیز بسیار بسیار بسیار عظیم تر از آنچه که می خواستی به تو می دهم راضی ات می کنم بعدا حتما راضی ات می کنم.

بعدا برای همین دعا رد خور ندارد اجابت یعنی همین یعنی حتما تو چیزی دریافت می کنی یا همانی که می خواهی یا بی نهایت بزرگتر از آنچه که می خواهی به تو می دهند حتما می دهند خوب قضای الهی را چیزی جز دعا بر نمی گرداند و نه قضای الهی به عظمت این مسئله فکر بکنید که انسان اگر یک موقع هایی به چیز هایی که به ذهن خودش شدنی نیست وقتی گفتی شدنی نیست امکان ندارد محور قفل کرده بسته هست یعنی اسلحه ندارم که بازش کنم درست شد؟

اسلحه ندارم که بازش کنم اما اگر گفتید نه اسلحه دارم حالا محور بسته هست ولی من اسلحه دارم از آن استفاده می کنم آنچه که هیچ کس فکر نمی کند شدنی هست می شود هیچ کس فکر نمی کند بشود می شود شما در سطح کلان این همه نهضت های بزرگ مثل انقلاب اسلامی دفاع مقدس نهضت انبیا را دیدید در زندگی خودتان هم اتفاقاتی افتاده زندگی های مردم هم ما زیاد دیدیم چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی این طوری هست یونس شوخی نیست دیگر رفته از قومش وعده ی عذاب کرده عذاب هم دارد می آید علائم عذاب هم بروز کرده که دیگر دارد عذاب می آید مردم چی کار کردند؟

دعا کردند برطرف شد برگشت برگشت، دیگر علائم عذاب هم دارد می آید ولی بر می گردد به شرطی که تو بفهمی باید بروی دعا کنی می گوید آقا من باید قدرت بی نهایتی روبرو هستم که اگر بخواهم برگرداند بر می گرداند اگر از او بخواهم بر می گرداند ولی اگر نه دیدم که کاملا ناامید شدم زمین گیر شدی مستاصل شدی می آید سرت می آید سرت، مطالب بعدی هم همین را تایید می کند.

الدعا یردّ القضا بعد ما ابرم ابراما. دعا قضای الهی را بر می گرداند بعد از آنکه قطعی شده باشد می دانی یعنی چی؟ یعنی خدا گفته تمام امضا کردم بروید اجرا کنید خوب در این فاصله که می آیند اجرا کنند اگر شخص دعا کرد خداست دیگر خداست می گوید برگردید قشنگی عالم ماده هم همین عالم ماده است و عالم دنیا خوبی اش همین است مثل عالم امر نیست در عالم امر به محض اینکه خدا اراده کند دیگر فاصله ای وجود ندارد در عالم خلق این طوری نیست در معرفت نفس توضیح دادم برایتان در عالم خلق وقتی خدا اراده می کند تا بیاید تحقق پیدا کند زمان می برد عالم خلق این طوری اراده را به مرور دریافت می کند تا تحقق پیدا کند توجه فرمودید چه طوری شد؟ به محض اینکه اراده می شود.

خوب حالا در این فاصله وقت هست یا الله دست به دعا ببرید در این فاصله آقا همه دیدند یونس رفت و عذاب هم دارد می آید علائم عذاب و آن وحشتهایی که باید بیاید و علائم طبیعی ظاهر می شود دعا کردند برگشت دعا کردند برگشت حالا شما نگاه کنید ما چه جنایتی کردیم سر امام زمان علیه السلام این هزار و صد شصت سال که فکر کردیم توپ را انداختیم در زمین خدا و امام زمان علیه السلام فکر کردیم که غیبت امام زمان یعنی این که خداوند گفته این روز این عدد این ماه این سال امام زمان ظهور می کند آنقدر سال خوب حالا وایستادیم تا ببینیم کی می رسد کی خدا می خواهد، اصلا این طوری نیست حضرت صادق علیه السلام فرمود خداوند عذاب کرده 40 سال برای بنی اسرائیل نکبت را ولی اینها 170 سال صد و خرده ای سالش را با دعا برگرداندند برطرف شد مشکل برطرف شد وقتی به دعا رسیدند ما اگر امشب به دعا برسیم دعای فرج امشب برسیم به دعای فرج معطلی ندارد ظهور امام زمان علیه السلام والله قسم اگر ما دعای درست بکنیم تمام شرایط تعجیل جمع می شود زود انجام می شود سرعت می گیرد.

آنهایی که در انقلاب بودند از زمانی که مقاله نوشته شد در روزنامه ی اطلاعات تا مانی که 22 بهمن انقلاب پیروز شد متوجه می شدند شتاب گرفتن کار ها یعنی چی چطوری شتاب می گیرد که یک دفعه انقلاب اسلامی پیروز می شود و 22 بهمن می آید کسانی که تاریخ جنگها و انقلاب های دنیا را خوانده باشند متوجه می شوند سرعت گرفتن یعنی چی.

خب ما تاخیر انداختیم ظهور امام زمان علیه السلام را تا وقتی هم که هی آگاه نشویم تا وقتی هم به مقام دعای فرج نرسیم. حضرت فرمود زیاد دعا کنید به مردم بگویید دعا کنند دعا کنند دعا کنند شما فکر می کنید برای چی امام زمان علیه السلام می گوید دعا کنید هی آنقدر سفارش کرده دعا کنید برای چی آنقدر سفارش کرده برای اینکه عجله دارد می خواهد بیاید خوب ما اصلا عجله داریم دعا هم نمی کنیم. دعای ما هم جدی نیست. واقعا ما باید خودمان و دیگران را به مرحله ی چی برسانیم؟

به مرحله دعا برسانیم می گوید آقا برای کار فرهنگی چی کار کنیم برای امر به معروف و نهی از منکر چی کار کنیم؟ آقا نه یک کار دیگر بکنید شما فکر نکنید این بحثی که ما انتخاب کردیم برای شما یک بحث اتفاقی انتخاب شده اگر شما ها در همین جلسه خودتان بتوانید به این فرهنگی که اینجا حاکم هست در متن هست دارید می خوانید به فرهنگی امام سجاد علیه السلام برسید خیلی از کار ها از شما بر می آید هر کدام تان برای خودتان حداقل و باید همین کار را با مردم بکنید یعنی مردم این فرهنگ را یاد بگیرند که بتوانند دعا بخوانند و از جمله مهمترین دعا های شان در راس شان چی باشد؟

دعا برای امام زمان علیه السلام باشد اگر خدا تقدیر هم کرده باشد که امام زمان علیه السلام 20 سال 50 سال دیگر ظهور کند ما می توانیم تقدیر را به هم بزنیم ما می گوییم و لو دیگر معصوم دارد می گوید من که حرف نمی زنم از خودم که فرمود چی؟ از احادیث معتبر هم هست این فرمایش الدعا یردّ القضا بعد ابرم ابراما. بعد از اینکه کاملا هم قطعی شده باشد خدا با دعا می تواند قضا را بر گرداند خوب یا الله بسم الله توجه فرمودید چطوری شد آره آقا ما در موسسه منتظران منجی می خواهیم چه کار کنیم فعالیت برای امام زمان باید چه کار بکنیم همین است دیگر شما باید فرهنگ مردم را بالا ببرید منتظران منجی ما جمع نشدیم که ما هی بگوییم آقا امام زمان امام زمان هی راجع به امام زمان قرار نیست حرف بزنیم باید فرهنگ مان برود بالا.

باید معنویت مان برود بالا یاد بدهیم به مردم که چطوری فقر خودشان را ادراک کنند خودشناسی به آنها یاد بدهیم انسان شناسی یاد بگیرند این کمک به امام زمان هست دیگر این نیست که ما همه اش بیاییم یک کتاب راجع به امام زمان علیه السلام بنویسیم مجله راجع به امام زمان علیه السلام چاپ کنیم هی در فضایل امام زمان علیه السلام بگوییم نه. باید آن حقیقت را که امام زمان به آن نیاز دارد ظهورش آن را تحقق بدهیم در جامعه و آن این هست که مردم به معرفت برسند به شناخت برسند خود شان را بشناسند خدا را بشناسند عرض کنم که دست به دعا ببرند بالا این بهترین کار است برای امام زمان شیوه ی دعا را یاد بگیرند خود اما زمان علیه السلام را بشناسند.

خوب پس بسیار دعا کن که کلید رحمت است. یادتان باشد معنی کلید را توضیح بدهم برایتان، کلید رحمت و رسیدن به حاجت است، کلید آقا کلید است دیگر شما وقتی می روید خانه تان انتظار ندارید دست بکنی جیبت کلید را بزنی در باز نشود درست اگر انداختی در باز نشد تعجب می کنی می گویی امکان ندارد من آقا این را می پیچانم باز نشود باز می شود، شما به آنچه که در نزد خداست نمی رسید مگر به دعا و هر که دری را بکوبد صاحبخانه در را باز خواهد کرد.

ببین چقدر رسا با ما صحبت کردند چقدر واضح، از اینجا دارد به ما یک چیز بزرگی یاد می دهد میگوید شما امام صادق علیه السلام به آنچه که نزد خداست نمی رسید مگر با دعا خوب گاهی وقتها ما یک چیزی هایی را می خواهیم در دنیا که از خودمان است در طبیعت است می خوانیم آن را یک موقع هست چی است؟ همان که در دعای روز چهارشنبه می خوانیم واعظم فیما عندک رغبت عظیم شده رغبتش در آنچه که نزد خداست خدایا من واقعا رغبت عظیمی دارم به آنچه که نزد توست تو داری و من ندارم، می دانید یعنی چی؟

یعنی اگر می خواهی بشوی به جز دعا نمی رسی سیر و سلوک فقط انجام یک سلسله کار نیست مثلا نماز بخوانم روزه بگیرم کار معرفتی کنم اینها خوب است این خیلی خوب است ولی این حالت فقر باید ایجاد شود و این معرفت باید ایجاد شود لحظات و دقایق و ساعاتی هم باید خودت خلوت کنی جدای از تمام فعالیتهایی که با ذهنت با توانایی هایت انجام می دهی و خودت مستقیم این ارتباط را برقرار کنی. حالا آمدی در کلاس نشستی چه چیز هایی یاد گرفتی خوب حالا کی وقت پیاده کردنش است بله؟

امشب، سحر برو ببین چه کار می کنی ما فقط می آییم در اینجا توصیف می شنویم می گوییم بله خوب این خوب است همچین چیزی خوب است خوب است داشته باشیم بله این طوری هست این دانایی است دارایی مهم است شما باید بروی این دارایی را کسب کنی بتواند این نفس حرف بزند بتواند به زبان بیاید بتواند آن فقر و ذلت را ببرد آنجا می شود دعا.

حالا خوب دقت کنید معنای کلید بودن دعا را توضیح بدهم برایتان چقدر زیبا فرمودند، هدیه به محضر مقدس همه اهل بیت علیهم السلام که واقعا حق عظیمی به گردن ما دارند اگر اینها حرف نمی زدند که بابا مطلقا بسته بود به روی انسان مطلقا بسته بود اگر اینها نبودند هیچ کس شکوفا نمی شد هیچ کس شکوفا نمی شد. صلوات ختم بفرمایید به روح شان.

در نهج البلاغه در وصیت حضرت امیر علیه السلام به امام مجتبی علیه السلام ثم جعل فی یدیک مفاتیح خزائن من حالا عربی خیلی نخواندم وقت گرفته نشود ولی آنقدر این زیباست نمی توانم نخوانمش پس کلید خزائن خود را در دست های تو قرار دادم جعل جعل فی یدیک در دست تو در دستان تو کلید های خزائن خودش را قرار داده ان من شی الا عندنا خزائنه و ما تنزله الا بقدر معلوم. آقا ما هر چی که بگویید خزائنش دست من است کلیدش را هم دادم دست خودتان، خدا می گوید خوب، می گوید به اندازه ی معلوم مقدور می کنم می فرستم ولی کلید دست خودتان است دادم دست خودت ببینید چه طوری خدا تحویل گرفته ما را حالا یواش یواش آدم می فهمید معنای شرافت انسان یعنی چی کرامتی که خدا به انسان کرده یعنی چی؟

پس کلید خزائن خود را در دستان تو قرار داد و به تو اجازه داد اجازه داد بدون هیچ شرطی اذن داشتی اجازه داشتی که از او درخواست نمایی، این آن رمز هست اگر درکش کنیم یعنی چی، پس هر زمان که بخواهی می توانی با دعا در های نعمت الهی را به روی خود باز کنی و باران رحمت الهی را بر خود فرود آوری اینکه حضرت از کلمه ی باران استفاده کرده و ستمترت باران را بر خودت نازل کنی می خواهد بگوید وقتی در را باز کردی سرازیر است به رویت وقتی در را باز کردی سرازیر است به رویت آقا شما در زندگی این بعضی از اولیای خدا که سوابق بد داشتند، دزدی، فحشا، منکرات نگاه می کنی این ها در یک لحظه ی خاص یک فقر بردن همه چی خدا به آنها داد گذشته را بخشید اولیا خودش را فرستاد سراغ اینها چی را باز کرد به روی شان، باران یعنی این دیگر، حالا یک ذره ما شعور مان را کار بیاندازیم عقل مان را به کار بیندازیم آیا واقعا خداوند تبارک و تعالی نعمتی عظیم تر از این به ما داده یک ذره فکر کنیم.

وقتی می گویی آقا خدا به فلانی داده به فلانی داده به فلانی داده خوب حالا ببین به تو چی داده چی داده به تو برای همین هم حضرت سجاد علیه السلام وقتی این نعمت عظیم را درک می کند که می تواند هر وقت بخواهد برود در خانه ی خدا ببین در دعای ابوحمزه چی می گوید الحمدلله الذی انادیه کلما سنت لحاجتی و اخلوا به حیث شئت لسری بغیر شفیع فیقضی حاجتی. ما همین طوری رد می شویم ممکن است دعا را بخوانیم بگوییم که خوب بله سپاس خدای را که هر گاه حاجتی داشتم او را خواندم و بدون هیچ واسطه ای در خلوت سر خود را با او باز کردم و او نیز نیاز مرا مرتفع ساخت خوب دعا کنیم یک ذره فکر کن راجع به آن همین طوری رد نشو امام سجاد علیه السلام به جایی رسیده که وقتی که به یک همچین حقیقتی را می بیند می گوید الحمدلله الحمدلله یعنی من خیلی سپاسگزار حق تعالی هستم که به من اجازه ی این را داده که هر وقت بخواهم با او خلوت کنم الحمدلله الذی انادیه کلما شئت لحاجتی آقا شما هیچ کس جز خدا نیست.

وقتی که بخوانیم او را باشد در دسترس هیچ کس جز خدا نیست که هر وقت بخوانیم او را در دسترس باشد، آقا افراد افتخارات شان در زندگی شان به لحظاتی است که با بزرگان بودند این را خوب دقت کنید می فرماید که آقا قشنگ ترین لحظات عمرت کی بود؟ می گوید قشنگ ترین لحظات عمرم در این خاطرات مردم مومنین بخوانید در این روزنامه ها و مجلات می گوید قشنگترین حالتم زمانی بود که توانستم بروم دیدار ملاقات امام بهترین تاریخی ترین لحظه ی زندگی ام این بود که بروم دیدار امام خمینی سلام الله علیها ببوسم دستش را.

خدمت مقام معظم رهبری رسیدم، در زندگی اولیا الهی بزرگترین صحنه ی زندگی یک ولی خدا را کی نقل می کنند؟ کی نقل می کنند؟ موقعی که مثلا تشرف به خدمت امام زمان علیه السلام داشتند خواب دیده امام زمان را یا تشرف داشته خدمت امام زمان یک بار خدمت امام زمان رسیده چند لحظه مرحوم سید حیدر می گوید وقتی آمد به قدری تجلی کرد که من قسمش دادم به مادرش فاطمه ی زهرا سلام الله علیها که با تجلی معمولی جلویم باشد چون تحمل آن تجلی را نداشتم یک لحظه دو لحظه امام زمان را خدمت شان رسیدیم یک چیزی گفتم اینها خاطرات است برای ما دیگر.

می گوید آقا محصول عمر من این شد که مثلا من این تعداد خواب این تعداد مکاشفه این تعداد ارتباط حضوری پیدا کردم درست شد؟ خاک بر سر ما ها نمی فهمیم که محصول عمر ما این نیست واقعا محصول عمر ما شبها و ساعتها و روز ها و ماه ها و سالهایی بود که خدمت خود خدا رسیدیم یعنی من خدمت خود خدا می رسم با خود خدا حرف می زنم شرافتش کمتر از امام زمان است؟ شرافتش کمتر از رسول الله هست؟ این را ما نمی فهمیم برای همین هم نه نماز های مان نماز است نه می برد مان را بالا معراج هم یعنی چی واقعا؟

یک ذره فکر کنیم ما ببینیم ما ها چقدر بد فکر می کنیم، معراج یعنی چی؟ الصلواته قربان کل تقیه یعنی چی؟ این یعنی چی؟ یک مقدار فکر کنیم به این دیگر که این حمد ندارد؟ به خدا قسم بزرگترین قسم می خورم والله العلی العظیم قسم تو محضر خدا در اینجای مقدس قسم می خورم در محضر شما محضر امام زمان محضر ملائکه که اینجا هستند بزرگترین حسرت انسان روز قیامت این هست که پیش خود خدا بود در تمام مدت عمر می فهمد پیش خود خدا بوده و هیچ برایش فایده ای نداشته هیچ استفاده ای نکرده متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک کی غایب بودی تا احتیاج به دلیل داشته باشی که تو را ثابت کنیم کی غائب بودی، آقا شما نگاه کنید الان مغرب است دیگر اذان است الان چند دقیقه بعد بفهمیم می خواهیم اذان بگوییم اقامه بگوییم خدمت کی برسیم به کدام محضر راه پیدا بکنیم شما سر همه ی نماز ها متوجه این باشید ببینید نماز تان با نماز های دیگر فرق میکند یا نمی کند همه جای نماز متذکر این حقیقت باشید که در باز شده تو رو در روی خدا وایستادی بدون هیچ بلا بغیر شفیع شفیع هم این وسط نیست.

کسی نیامده واسطه شود که تو اینکار را بکنی خود خدا گفته هر وقت خواستی در بزن بیا تو این هم کلید باز کن بیا تو دو نفری که با هم رفیقند چطوری رفیقند می گوید هر وقت خواستی زنگ بزن بیا خانه هر وقت کار داشتی به من زنگ بزن چشم با تو یک قرار می گذارم نه می گوید این کلید خانه من را بگیر کلید خانه را بگیر هر وقت خواستی بیا برو خودت این نهایت چی است؟

نهایت قرب است که هر وقت خودت خواستی بیا در زدن نمی خواهد اجازه نمی خواهد جبرئیل بیاید اجازه بدهد معصوم بیاید اجازه بدهد هیچ کس هر وقت خواستی خودت کلید بینداز بیا داخل، گاهی وقتها انبیا به فلانی می گفتند تو امروز می میری فلانی امروز می میرد تمام آقا می میرد بعدا دیدند نمرده می گویند آقا نمرد.

پیغمبر مانده می گوید ای خدایا تو که گفتی این میمیرد چرا نمرد؟ می گوید این یک کاری کرد یک کاری کرد یعنی پیغمبر رو دور زده رفته در را باز کرده با پیغمبر کاری ندارد که پیغمبر در ارتباطات خودش بوده بنده های خدا را در خانه ی خدا می توانند بروند مستقیم رفته این به معنای نفی معصوم نیست یادتان باشد اشتباه برداشت نکنید اشتباه برداشت نکنید.

اگر این هم می شود حتی این توفیق هم به واسطه ی فیض الهی انجام می شود یادتان نرود این را ولی می خواهم بگویم خداوند وقتی در را باز گذاشته به واسطه ی فیضش امام زمان گفته تو همیشه در را باز بگذار بدون اطلاع و آگاهی آن نیست ولی نیازی نیست.

دیگر شما ای امام زمان مثلا در خانه ی خدا را بگو برای من باز کن. نه باز است می فهمیم ما یعنی چی؟‍ این را می فهمیم یعنی چی؟ یک ذره فکر به آن، من جلسه ی بعد می خواهم راجع به این بیشتر صحبت کنیم برای شما چون بحث، بحث خیلی مهمی است این مسئله که فردا نعمت های الهی و زیبایی خدا و مهربانی خدا را در این که نمی دانم به من دنیا و طبیعت و شهوت داد، نبینیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.