خوب رسیدیم به دعای تکوینی دعای تکوینی من الان خیلی مختصر عرض می کنم و رد می شویم تا به اصل بحث برسیم و آن این است که در نظام خلقت هر موجودی جفت و زوجی دارد ( سبحان الذی خلق ازواج کلها) آیه ی دیگری هم هست که در نظام خلقت، که قانون زوجیت را می گوید مثال هم که متعدد زدیم و گفتیم که مثلا موج چشم، طول موج است، زوج گوش ما فرکانسی است زوج معده ی ما انواع غذا ها، نوشیدنی ها، و گوشتها است عرض کنم خدمت تان که قوای دیگر ما هم همین طور است هر کدام زوج و جفت دارند یعنی می طلبند در بحث عرفه توضیح دادم که ما هر وقت که طلبی معنا دار هست که یکی از معانی پنج گانه ی طلب این است که هر گاه طلبی داریم حتما مطلوب چی است وجود دارد که ما طلب داریم چرا؟
چون طلب مجهول و معلوم مطلق، محال است بنابراین اگر در ما طلبی هست پس حتما مطلوب ما هم موجود هست دعای تکوینی یعنی اینکه در نظام خلقت، در نظام تکوین هر موجودی جفت خودش را می خواهد نیاز های خودش را می خواهد و خداوند تبارک و تعالی به حکمت خودش و رحمت خودش نیاز های موجودات را برای شان تامین کرده یعنی این که جور نیست که به زبان بیاورد به خدا بگوید که خدایا من آب می خواهم، نان می خواهم، مثلا فرض بفرمایید میوه می خواهم بلکه همه را خداوند تبارک و تعالی به این داده این دعا را خودش طلب را ایجاد کرده و اجابت کرده و یکی دو تا آیه آورده اند این جا که یسئلهم من فی السموات و الارض. ( هر کس در آسمان و زمین هست از خدای خودش سوال می کند درخواست دارند و همچنین آتاکم من کل ما سئلته و ان تعدون نعجه له لا تحبسه. خداوند تبارک و تعالی آنچه را که شما درخواست دارید یعنی می طلبید حقیقت شما می خواهد آن را چی کار کند به شما عطا می کند.
یعنی عطا کرده بعد می فرماید: ان تعدون الله لا تحبسه اگر نعمت الهی را بخواهید محاسبه کنید نمی توانید این کار را انجام دهید یعنی دو تا نکته ی خیلی ظریف دارد، فرمود: روشن است که انسان هرگز طلب نعمتهایی که در عالم خارج است، انسان هرگز توانایی طلب نعمتهایی غیر متناهی که بدان محتاج است ندارد یعنی ما خودمان نمی دانیم چه احتیاج داریم اگر بخواهیم دریابیم چون با ساختار بدن و ساختار طبیعت کاملا آشنایی نداریم نمی دانیم واقعا این بدن به چه چیز هایی احتیاج دارد اما خداوند تبارک و تعالی این نیاز ها را خودش تامین کرده تمام نعمتهایی که در عالم خارج است که قابل شمارش هم نمی باشد بخشش و اجابت تکوینی پروردگار عالم است ناگفته نماند که بسیاری از مواهب الهی که اصلا در مسیر فکری انسان قرار نمی گیرند تا هر انسان آنها را تمنا نماید و از این رو اگر دستگاه آفرینش بسیاری از نیاز های ما مانند انواع و اقسام میوه ها، و سبزی ها، رنگ ها، زیبایی ها و غیره را در خود نداشت در توان هیچ فکر و اندیشه ی نبود که حتی یکی از آنها را تصور کند و سپس تمنا نماید.
مثلا اگر میوه ای زمستانی و تابستانی خلق نمی شد در توان کدامین فکر بود که آنها را تصور کند و درخواست نماید بنابراین هر چه که در نظام خلقت الان داریم می بینیم نیاز های ما هست بسیاری از گیاهان و میوه ها هستند که هنوز به آنها شناختی ندارم یکی از اولیای الهی یکی از دوستان من برای من تعریف کرد که البته خوب سن ایشان خیلی بیشتر از من است و سابقه ی کار های معنوی بسیار دارند تعریف می کرد که یکی از اولیا الهی مهمان شان بودند و یک چند روزی قرار بود خانه ی ایشان باشند بعد گفت من خیلی هم مواظب بودم که چون ایشان مشهور بودند به این که این ولی خدا غیبش می زند یک دفعه خیلی عشقی بوده چون باز یک موقع هایی از خانه فرار می کرده، گفت: یک لحظه به خودم آمدم دیدم از خانه در رفت گشتم دنبالش بعد از چند وقت چند روز پیدایش کردیم دیدیم که با یک دارو آمده با یک پماد آمده پمادی درست کرده بود و آمد بعد ما می دانستیم که این در کار مثلا پماد و گیاه و این حرفها نیست.
گفتیم این را از کجا آوردی گفت: آره یک چند روزی که در بیابان بودم گیاه ها با من صحبت می کردند دانه دانه و خیلی هم از آدمها بد می گفتند که شما ها خیلی نفهم هستید ما ها همه خداوند برای شما آفریده و شما ها می آیید از کنار ما رد می شوید و متوجه نیستید که ما اصلا به چه درد شما ها می خوریم بعد می گفت که چند تا از آنها خودشان را معرفی کردند خواص شان را به من گفتند از ترکیب چند تای شان یک پماد درست کردم که اگر به سوختگی بزنیم سوختگی صد درصد خوب می شود یعنی اگر شما کسی را داشته باشید که سوختگی صد درصد داشته باشد یعنی دستش سوخته باشد بعد می گفت ما این پماد را انتخاب کردیم وقتی می زد بلافاصله محل سوختگی، انگار که داری پاک می کنی ( تخته پاک میکنی) یک پوست جدید رویش می کرد روی همان قسمت این قدر این قوی بود این پماد بعد می گفت بعد از یک مدتی هم خودش و هم پماد غیب شدند نیست دیگر نتوانستم پیدایش کنم.
حالا هم خداوند این همه را برای ما گذاشته آیا ما نمی دانیم اینها برای ما چه خاصیتی دارند چطوری هست باید استفاده کنیم و باید کشف شان کنیم. خداوند می فرماید آن چیز هایی را که نیاز دارید به شما دادیم، در مورد بسیاری از بیماری هایی که الان هست بسیاری از مشکلات که دارد ناشی از چی است؟ ناشی از پشت کردن شان به خداوند و معصومین هست. والا اگر قرار بود ما پشت نکنیم به خداوند و معصومین نیاز نبود که فرض بفرمایید که مثلا صد سال پیش تلویزیون داشته باشیم یا چند وقتی پیش برق داشته باشیم یا تلفن داشته باشیم.
امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: اگر ماش حرفهای ما را اطاعت می کردید ما از آب خانه های شما را روشن می کردیم یعنی همان کاری که الان دارد انجام می شود و برق تولید می شود علی علیه السلام می فرماید: من آن کار را، آن موقع برایتان می کردم اگر شما گوش می کرید الان احتیاج دایم که بیاید به ما راهنمایی کند آن چیزی که ما نیاز داریم و خداوند تبارک و تعالی عطا کرده به ما در طبیعت چی ها هست. عطا کرده می فرماید: ما به شما دادیم هر چه که نیاز داشته باشید و طلبی نکنید انسان گنگ نیست معطل نیست در طبیعت درخواست هایی که لااقل از نظر تکوینی دارد یک بیماری پیدا می کند الان شما نگاه کنید یک بیماری پیدا میشود ده ها سال طول می کشد تا کشف بشود بعد سالهایی زیادی طول می کشد تا برایش با سعی و خطا دارو هایی را درست کند تازه آن هم تبعات منفی زیادی دارد یک چیزی را خوب می کند ده تا چیز را عوارض به وجود می آورد اگر ما واقعا به در خانه ی خدا برویم و دعای حقیقی خوب داشته باشیم نیاز های ما برطرف می شود به ما خواهد داد خداوند تبارک و تعالی.
ولی خوب موضوع این هست که بشریت قهر کرده با خدا وقتی قهر کرده همه نسبت به آن چیزی که خدا به او عطا کرده جاهل است و لو یک دانه ماهی از هزاران نوع ماهی که شما در طبیعت می بینید یکی حیوان نه یک گیاه بیهوده خلق نشده حکیمانه است و در راستای سعادت دنیا و آخرت است ولی بشر الان باید خودش پشت کرده به خدا می خورد بی سعی و تلاش (خطا) کشف بکند همان کاری که در سایه ی حیطه های انسانی جامعه شناسی، روان شناسی، تربیت، هنرع تعلیم و تعلم و مدیریت، علوم سیاسی، مسائل اجتماعی دارد این کار را می کند یعنی خدا را که مرکز تخصص و اطلاعات است را حذف کرده یعنی سازنده ی اصلی را حذف کرده متخصصین را هم حذف کرده خودش دارد در دانشگاه ها جان می کند تا بخواهد خودش را خوشبخت نگهدارد هر چه قدر هم از این مسئله می گذرد به جای اینکه به موقعیت دست پیدا کند.
از خوشبختی فاصله بیشتری گرفته در دعای تکوینی می فرمایند هر جا که واقعا ساختار زندگی شما نیاز دارد ما به شما دادیم این خیلی مهم است، این آیه ها توجه بفرمایید بحث معرفت خیلی مهم است چیزی را که خدا برای ما کم نگذاشته است نه در نظام طبیعت، روح و نه در نظام جسم چیزی را به کسی خارج از اطلاعات خداوند و تخصص الهی نیاز نداریم واقعا ولی چون خودمان دست خودمان را کوتاه کردیم بنابراین خوب باید بنشینیم خودمان را عرض کنم خدمت تان محرومیت را تحمل کنیم تا ببینیم که لیاقت پیدا می کنیم که متخصص بیاید ضمام امور ما را از خداوند به دست بگیرد.
نکته ی بعدی خیلی مهم است من قبلا در موردش هم بحث کردم این که دعا در مرتبه لفظی است ما یک دعایی داریم یک ذکری داریم به نام ذکر زبان یعنی زبان ما حقش هست این لیاقت را دارد که از آن حرفهای خوب و اسم خداوند تبارک و تعالی و کلمات مقدس بیرون بیاید فرمود: متن عربی خوانا نیست. دهن های تان را پاک کنید هم به معنای اینکه مسواک بزنید دهن های تان آلوده نباشد بد بو نباشد و هم این که چی حرفهایی رکیک و زشت از دهان شما بیرون نیاید آن هم در زندگی اجتماعی و محاوره ای که دارید چرا چون قرار است از این دهان چی بیرون بیاید کلام الله بیرون بیاید و یکی از حقوق زبان آن است که با کلمات خوب داشته باشد در قرآن هم چند بار فرموده شده که ما همیشه بهترین کلمات را بد کار ببریم این مثل حق چشم است که حقش در رسانه حقوق داریم چشم حقش این هست به ناروا نگاه نکنیم گوش هم این هست که کلمات ناروا را با آن نشنویم شکم حقش این است که حرام به آن ندهیم.
زبان هم حقش این هست که کلماتی که از آن خارج می شود خیلی خوب است. این را در همین حد است اما دعا و عبادت است از یک تمنای درونی در مرتبه لفظ نیست چون امشب هم شب قدر هست بد نیست من یک توضیحی بدهم برایتان که بیشتر در این زمینه ببینید شما الان گناه می کنید اکثر مردم وقت شان را بیهوده در معبد ها و عبادتگاهها با دعای زبان می گذرانند توجه فرمودید چه طور شدند که ما الان هیچ فایده ای هم ندارد ولی خیلی خیلی ناچیز است آنی که باید باشد نیست آنی که ما هدف از وضع این دعا و احیا در ماه کردند و هنوز هم ادامه دارد خیلی ها کردند هنوز هم ادامه دارد.
مثلا فرض بفرمایید امشب احیا هست بسیار خوب حالا باید چه کار کنیم؟ چه کاری که خوب کنیم؟ می گوید خوب امشب مفاتیح گفته چه کار کنیم دیگر خوب می رسیم به مفاتیح، مفاتیح را باز می کنیم که نوشته غسل خوب غسل یک عمل طهارت باطنی می آورد برای انسان زیارت امام حسین حقش است که بخوانیم بعد جوشن کبیر بعد فلان دعاست باز مثلا ابوحمزه هست تا صبح دعا های دیگر ما فکر می کنیم که وظیفه ی ما این هست که برویم بنشینیم مثل ساعتها تا صبح یک کتابی باز کنیم و یک متن عربی را همین طوری بخوانیم بعد هم بگوییم که خوب مثلا دعا کردیم. مثلا زیارت عاشورا خواندیم. جوشن کبیر خواندیم کمیل خواندیم در حالی که این کار خیلی منطقی هست برای اینکه من اصلا عربی بلد نیستم کلمه دعا را خواندند این کلمه ی دعا برای چی برده وضع دعا برای چی بوده برای این بوده که بخش انسانی من هم که نیاز به خوراک و ارتباط با زوج و معشوق خودش دارد بتواند یک ارتباط برقرار کند با زوج معشوق خودش و تغذیه بشود به لقا برسد به جفت خودش برسد و استفاده کند رشد کند.
یک بنده خدایی آمده خواستگاری یک خانمی خواهر خانم یکی از دوستان ما بود بعد گفتند که یک آقایی آمده خواستگاری ایشان بعد می خواهند با هم یک صحبتی بکنند بعد این اصفهانی غلیظ و دختر آن آقا هم عرب بود یعنی هیچ کدام زبان هم دیگر را نمی فهمیدند گفتم خوب حالا این ها می خواهند چه طوری با هم حرف بزنند چطوری با هم آشنا شوند مگر قرار نیست با هم ازدواج کنند محبتی بین شان الفتی بین شان باشد آنها چطوری اصلا می توانند با هم حرف بزنند. بالاخره بتوانند به هم آشنا باشند همدیگر را دوست داشته باشند اولین شرط این است که بتوانند ارتباط صمیمانه برقرار کنند زبان همدیگر را اول بفهمند ولو نمی شود که نامزدی با واسطه بکنند و مترجم بیاورند بعد نمی دانم حالا مراحل بعدش که بعد تر دیدیم نمی شد اگر قرار شد دوستی هم باشد حتما باید اولش هم زبانی باشد این شرطش هست ما می خواهیم با خدا حرف بزنیم که معشوق مان است عربی حرف می زنیم خدا می فهمد ما نمی فهمیم خدا می فهمد.
این با این حال در لطیفه های ما هم آمده ولی ما به آن توجه نمی کنیم شما نگاه کنید میلیونها آدم هایی هستند که تحصیل کرده اند هنر می کند مثلا الان باید بروند وظیفه اش هست هزار تا اسم خدا بخواند هیچی نمی فهمد وظیفه اش این است بعد هم کیف می کند که انجام وظیفه کردیم خدایا بپذیر از ما این دعا را از ما بپذیر احیا کردیم انتظار دارد شب قدر هم درک کند درک مقوله ی درک در مورد انسان، شما غذا می خواهید بخورید باید غذا جذب، هضم و تبدیل شود باید آماده باشد برای این سه مرحله هضم و جذب و تبدیل بعد فکر می کنیم غذا خوردیم الان اگر افطار باشد ما سفره بیاندازیم برای تان بعد یک مشت ظرف خالی هم بچینیم جلوی تان بعد شما می گویید حالا کو بعد می گوییم حالا نه این چشم بصیرت می خواهد شما مثلا همین طوری سر بکشید سیر می شوید می گویی بالاخره که نفهمیدیم والا شما همین کار را بکنید از باب ادب شما هم همین کار را کنید.
این داستان معروف است که یک شارلاتانی خورده بود به تور یک پادشاهی گفته بود من خیاطم بعد خلاصه به او امکانات دادند که برای شاه لباس بدوزد هر دفعه می آمد بودجه می گرفت و می رفت، یللی تللی خرج می کرده دفعه بعد می گفت اره دارم لباس تکمیل می شود خلاصه روزی که رفتند تا لباس را بیاورند، گرفت دستش آورد و گفتند کو لباس گفت این فقط آدمهای حلال زاده می بینندش حالا اگر کسی قرار بود می گفت من نمی بینمش معلوم می شود آن چی است؟
هیچ کس هم جرات نمی کرد بگوید من که نمی بینم لباس را خودشان هم می ترسید که بگوید من نمی بینم لباس را. این جوری است حالا می آییم می گوییم شما به این مثلا شما چشم بصیرت می خواهد این غذا، شما سیر می شوید شما می گویید من بالاخره باید درکی از سیر شدن داشته باشم شما می گویید بله بله دیگر گرسنه ام نیست ضعف ندارم. بخش انسانی و ارتباط با خداوند باید دقیقا روبروی با خدا باشد خوب ما با این می آییم یک حجاب عربی می گذاریم وسطش به جای اینکه فارسی حرف بزنیم ترجمه دعا توجه کنیم می آییم ساعت های زیادی را عربی می خوانیم خوب کمیل عربی را چه فایده ای دارد ابوحمزه چه فایده ای دارد جوشن کبیر چه فایده ای دارد که در روایتها فرمودند شما باید بفهمید ..... عربی خیلی بدخط نوشته شده
می بینید خیر نیست یعنی دعا را کردیم لفظ یعنی فکر کردیم بیاییم این کلمات مقدس را به کار بریم و چیزی از آن سر در نیاوریم مثل بعضی هستند که مثلا می کند که خوب حالا فرض بفرمایید این مسلمان بشود فلانی ژاپن آمده مسلمان شده خوب حالا چی به او بگوییم می گوییم خوب حالا به تو اشهد ان لا اله الا الله مثلا چنین و چنان آن هم می گوید خوب این فایده ای ندارد که مسلمان کردن یک نفر یعنی می بینیم که تفهیم عقاید بکنیم شما باید این را قبول کنی فارسی هم بگویی یا به زبان خودت هم بگویی چی است بله قبول است.
یک زبان خودت بگویی می فهمی عقیده وضع نشده در واقع انعقاد پیدا کرده خوب ما این وسط داده وقت مان دارد تلف می شود و ساعتها این طوری (وقتمان) عمر مان تلف می شود 50 سال نماز مان مثلا شما نگاه کنید نماز معراج انسان است قرار است بالا ببرد ما قواره این بخش انسانی دائما در نماز هی رشد کند تا شبیه خدا بشود یک دو نفری که قرار است با هم انس بگیرند با هم باشند این انس و ارتباط چه طوری به وجود می آید. این با هم بودن این که اول همه چیز یک هو انس به وجود نمی آید ارتباط هست این ارتباط زیاد می شود زیاد می شود زیاد می شود یک هو چی می شود متعلق می شود به انس به مودت درست شد خوب ما 50 سال داریم نماز می خوانیم ولی حال مان به هم می خورد از این که داریم با خدا حرف می زنیم نه از نماز لذت می بریم خوب وقتی که لذت نبری می دانی یعنی چی؟
یعنی اساس بخش انسانی ما فعال نیست این که پیغمبر می فرماید: امت من در روز قیامت حیوان محشور می شود یعنی مسلمان، اینها یعنی مسلمان اند نماز خوان حج می روند روزه می گیرند قرآن می خوانند ولی به صورت حیوانی محشور می شوند چرا؟ چون رسالت اسلام این ها بخش انسانی این ها را فعال بله فعال نکرده حالا این الان سی سال داریم نماز می خوانیم حالا می توانیم در این سی سال نماز خواندن که خوندیم بگوییم خوب حالا ما آقا این خدایی که سی سال روزی 5 مرتبه با او حرف زدم بالاخره یک انسی بین ما ایجاد شده خوب نشده چرا نشده برای این که من برای زبانم برای کامپیوترم برای کار کامپیوترم برای کار های غیرم برای نمی دانم که خانه کار آشپزی برای گلدوزی برای نمی دانم درس دانشگاهم برای هر چی وقت گذاشتم خدا وکیلی من سوال می کنم از این جمع از این جمع چند نفر ما 20 ساعت وقت گذاشتیم تا حالا نماز را بفهمیم چی است؟
دو ساعت خب حالا می بگوییم الله اکبر یعنی چی؟ در اذان چرا چهار تا در اقامه چرا دو تا اشهدان لا اله الا الله چرا و چی دوتا شهادت به رسالت شهادت به ولایت چه معنایش چرا حی علی سبحان ربی العظیم و بحمده یعنی چی سبحان ربی اعلی و بحمده معنی اش چی است خوب 20 ساعت وقت گذاشته کتاب بخواهد بفهمد خوب حالا می خواهم حرف بزنم یعنی چی آخر ما فکر کردیم وظیفه مان این است می گویند نماز بخوانید وظیفه مان این که یک سری جملات عربی همین طوری بخوانیم بعد با یک سری حرکات دست مان را بگیریم بالا یک چیزی بخوانیم ولی این چی هست نمی دانیم یعنی چی ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ساده ترین همنشینی که به ما یاد می دهند دیگر از بچگی و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار. معنی اش چی هست دنیا حسنه آخرت چی است من چی می خواهم از خدا، خودم هم نمی دانم رکوع چی است تشهد چی است سلام ها به کی هست چی می دانم نمی دانیم خوب ما داریم بازی می کنیم با انسانیت خودمان، با ابدیت خودمان داریم بازی می کنیم این همان خیانتی هست که گفتم ما به بخش انسانی مان می کنیم و به کودک عزیز روان مان می کنیم.
این کودک عزیز روان که خداوند امانت سپرده دست ما، ما خوراک به بخش انسانی مان نمی دهیم. برای همین از روزه هم چیزی سر در نمی آورم نه می فهمیم ضیافت یعنی چی می گویند همان ضیافت مهمانی است نه شادی ضیافت را دارند نه در طول ماه نشاط ضیافت و قبل از آمدن ماه شادی ضیافت و در طول ماه شادی ضیافت را دارند نه موقعی که دارند خارج می شوند احساس می کنم ضیافت دارد تمام می شود احساس می کنم یک بار دارم از من برداشته می شود خوب این هم شد زندگی واقعا، اسم خودمان را می گذاریم مثلا آدم، زندگی انسانی این طور نیست،این را اصلا قبول ندارد به عنوان حیات انسانی، نماز هست ولی بخش حیوانی ما دارد می خواند، یعنی بدن با ما همه ی بخش انسانی که نماز نخوانده چون تو فهمیدی چی بوده اصلا مثلا تو رکوع مثلا رکوعی که لبیک هم آغوشی خیلی شیرین و زیبا است احساس می کنم، خداوند را در بغلم گرفتم مثلا دستم در دست خداست سرم روی زانوی خداست یا نه رکوع را نمی فهمم یعنی چی وقتی آدم تسبیحات اربعه دور خدا گشته، دورت بگردم.
ما اصلا احساس می کنیم وقتی داریم به یک همچنین وجد و رقص می یابیم موقعی که داریم تسبیحات اربته می گوییم در رکعت سوم و چهارم یا نه خوب واقعا خدا ما را برای این شادی و رقص و بزم و می و مطرب خلق کرده خوب می آییم 60 سال در این دنیا خدای که ما می توانیم از او لذت ببریم لذت نمی بریم خدایی که می توانیم هر لحظه خودمان را با او شاد کنیم و با شادی او به هیچ شادی دنیوی احتیاج نداریم نبردیم شاد نیستیم با او، مگر می شود آدم خدا را نشناسد من ذالذی ذاق الحلاوته محبتک ... بدن حضرت امام سجاد علیه السلام می گوید: در همین وقت نشستیم وصفش می کنیم چه کسی است که شیرینی مودت و شیرینی ملاقات تو را شیرینی خودت را بچشد و کسی دیگری را واقعا آرزو بکند یعنی سلطان قلبش غیر تو باشد.
بدبختی این هست که تنها وارد نشدیم تلاش هم نمی کنیم که وارد بشویم یعنی نمی خواهیم اصلا این شیرینی را بچشیم شیرینی طبیعت نمی گذارد ما دنبال شیرینی های معنوی باشیم خوب این از نماز مان، نمازی که پیغمبر فرمود: معراج، سوغات معراج رسول خدا نمازی که برای ما آورده به بنده هایت.
ما نماز مان را برداشتیم 50 سال در مرتبه ی لفظ نگهش داشتیم ادعیه های مان هم همین طور در مرتبه ی لفظ در مرتبه ی ارتباط نیست یعنی ما نمی فهمیم چی داریم می خواهیم شما نگاه کن بعضی ها چقدر اصرار دارند دعای سحر را بخوانند خوب حالا یعنی چه، آخر این به من بهائک به ابها ها و کل بهائک بهی. یعنی چی. تا به حال شده یک دفعه تلاش کنیم ببینیم دعای سحر از ما چی می خواهد بگوید برای ما برای انسان وضع شده این ها نه برای بخش حیوان می ماند برای اینکه ما سر مان را کلاه می گذاریم فقط هی بخوانیم و برویم جلو بعد بگوییم عبادت کردیم حج مان هم که می رویم همین طور است یک کتاب صبح می گیریم یک کتاب چند تا کتاب دعا می گیریم آنجا در کعبه می گردیم یک سری جملات عربی می خوانمی خوب بعدش چی می گوید نمی گویندضیافت بوده آن جا ما ضیوف هستیم آن جا خوب این از روزه مان این از عبادت های مان این از قرائت قرآن مان این از شب های احیای مان از همه مهمتر، نماز، نماز، نماز، الصلاته بانّ کل مومن الصلاته .....کل تقیّه ......القرآن ربیع القلوب خوب کو، کو، قربان بودن کجا ما را برده ما را نماز کجا ما را نزدیک کرده کجا نور چشم هست کجا قرآن بهار دل هاست. که هر وقت دل مان گرفت ناشاد شدیم دلگیر شدیم با آن شاد شویم و سرمست شویم این که آمیرزا علی می گوید قرآن شراب مومن است یعنی چی خوب چرا ما مست نمی کنیم چرا به نشاط نمی آییم چرا بیخود نمی شویم چرا با داشتن خدا با ائمه با امام زمان شب نصف شب، و این همدمی و مطرب و بزم ما هنوز نمی توانیم طبیعت را فراموش کنیم چرا برای اینکه ما دعا را در مرتبه ی لفظ نگهداشتیم.
یعنی به جای اینکه فکر های مان را به کار بیندازیم فقط دوست داریم هی زبان مان را به کار بیندازیم عمل کنیم، یعنی این جوشن کبیر که بتواند چه کار کند با ما ها و چقدر رشد بدهد به ما آقا به جای این که شما هزار تا اسم خدا را همین طوری بخوانی و رد بشوی و نفهمی دوتا از اسمش را امشب مطالعه کن فرمودند افضل اعیال ..... مذاکره یعنی چی؟ یعنی این که دو نفر با هم حرف بزنیم بالاخره یک حقیقتی یک معرفت کسب کنیم انسان برای معرفت خلق شده خوب آقا یکی بیاید یک دانه از اسم های خدا را بگوید به ما، چهره از چهره های خدا یک جلوه از جلوه های خدا را به ما نشان بدهد بالاخره ما بفهمیم چی است هزار تا اسم خدا را بلغور کن همین طوری برو تا خودت هم خسته کنی.
ابوحمزه برود 20 و خرده ای صفحه خوب حالا که چی؟ یک صفحه یک ابوحمزه بخوان با معرفت خوب کیف کن اگر شما ترجمه ی ابوحمزه را صفحه ی اولش را بخوانید اشک به شما اجازه نمی دهد به صفحه دوم برسید نداد هم نداد، علی علیه السلام فرمود: قرآن را که شروع می کنید همت تان این نباشد که قرآن را تمامش کنید و آخر سوره ی همت را نگذار سوره را تمامش کن. مسابقه گذاشتیم با همدیگر ماه رمضان ختم قرآن کردم 5 بار ختم قرآن کردم خوب چی فهمیدید از آن، خوراک انسانی که نشده از آن، مثلا همان ظرف خالی هست که من بگذارم جلویم و به شما بگویم شما ها بخورید ولی باید ادراک بشود باید بفهمی. گرسنگی ام برطرف کرد مثل این که یک چیزی بود یک مزه ای هم داشت آن وقت با مزه های مختلف برای هم تولیدش کردند. نه غذایش را می فهمیم و نه جذبش را نه هضمش را می فهمیم و نه تبدیلی، هیچ چیزش آن وقت سر خودمان کلان می گذاریم یک مفاتیح می گذاریم بغل مان بدو برو در حرم بنشین جا هم می گیریم برای صد رکعت نماز خسته می کنیم خودمان را هیچ چیزش هم به درد مان نمی خورد چه فایده ای دارد این صد رکعت نماز بد و تند تند مسابقه است نه باید صد رکعت را بخوانیم بابا عجله نکن اصلا بگذار کنار این حرفها را قرار است آرام باشیم اولین مرحله چسبیدن یک غذا به آدم است.
وقتی اضطراب داری می بینی شما نمی توانی غذا بخوری. وقتی اضطراب طبیعی داری می گویی دلشوره دارم نمی توانم غذا بخورم اصلا حالم دارد به هم می خورد غذا بخورم می آورم بالا، آرام باشیم غذای مادی هم که می خواهیم بخورم همین است دیگر ما دوست نداریم سر سفره صد نفر صدای مان بزنند مزاحم مان بشوند تلفن 20 دفعه زنگ بزند بعد تازه نگاه می کنیم چی داریم می خوریم آرام وقتی یک سفره ای می نشینید که سی جور غذا هست اضطراب می گیرد تو را وقتی تو یک غذای ساده می خوری شیرین تر است برای تان.
حالا انواع غذا های متنوع انواع غذا هاست در مفاتیح، سفره ی خیلی رنگی است ولی گفته هر کس به سلیقه و مزاج خودش انتخاب بکند غذا هایی را باید انتخاب کند که نمی تواند بخورد هضمش بکند.
تو اگر کودک عزیز روانت شیر می خواهد شیر به او بده ولی اگر به کودک بیسکویت بدهی نوزاد خفه می شود کله پاچه بدهی دیگر بدتر، کله پاچه را می تواند کله پاچه بخورد کلیه ندارد زیاد هست، می تواند بخورد هضم کند دل نمی کند خوب بخورد آیات الهی برای همین کوتاه و بند هست این همه ادعیه برای همین متنوع گفته شده ولی خوب ما کور می رویم در مفاتیح کور می رویم سر نماز پشت مان به خداست داریم می رویم شما وقتی پشتت به خداست هزار سال هم که بی خدا حرف بزنی فایده ای ندارد مثل این که شما یک ظرف را برعکس بگیرید هی آب بریزید یک همچین چیزی توی این ظرف جمع نمی شود هیچ فایده ای ندارد این نوع احیا ها به درد ما ها نمی خورد حالا انشاءالله در 27 می آید دیگر احیا های خودمان آنجا اگر وقت کردن علت این که ما به جای عبادت سخنرانی می گذاریم این که سخنران تا سه عدد متعدد باشد قرار ما بر این است که ما به خوراک برسیم یعنی به معرفت برسیم.
اگر به ما گفتند بیایید دعا بخوانید چنین و چنان کنید یعنی اینکه ما به معرفتی برسیم نه برای این که نفس این کار این است که انسان با خدا انس می گیرد ولی من بفهمم با خدا دارم انس می گیرم یا نه بالاخره آن عربی صحبت کند من ترکی درست است خوب نمی فهمیم عرب را کتک می زد عربی فحش داد به او می گفت من هر چه این را می زنمش این قرآن می خواند این طوری است. مشکل ما همین است اگر این فایده که فایده ی بزرگی هم هست با این فهمیده باشد اما شما نمی خواهد بروی سر ساعت دعای کمیل بخوانی و ایستی خوب آن مداح هم که نادان است عربی می خواند خوب می بیند بی مزه شد هیچ کس گریه اش نمی گیرد این هم زورش می آید کسی گریه نکند در مجلسش مجبور است ارتباط با خدا را قطع کند موقتا بیاید در دل قتلگاه روضه بخواند آخر دعای کمیل که جای روضه خواندن نیست.
دعای کمیل جای حرف زدن فقط با خداست اگر قرار بود در آن روضه باشد خودشان یک روضه در آن می خواندند یعنی وسط جوشن کبیر بلند می شوند سینه می زنند این طوری دیگر. خوب این که نشد که همه اش فکر می کنی نمی دانی شما خودت برو دعای کمیل را باز کن، 20 دقیقه فارسی بخوان ببین چه قدر مست می کنی اما یک موقع هست که تو نمی خواهی کودک باشی عزیز من نمی خواهی کودک باشی چی؟ یعنی نمی خواهی تاتی تاتی کنی با او نمی خواهی شیر بگذارند نمی خواهی بزرگ شوی همان شیر را یواش یواش بخور بیا بالا بعد تا مزاجت درست شد یک موقع هست تو می خواهی لباس بزرگ ها بروی اصلا دوست داری آدم بزرگی باشی می خواهی آدم مهمی باشی می خواهی مهم باشی می خواهی وقتی حرف بزنی حرف های مهم بزنی یک موقع هست که شما باید با زبان کودکی حرف بزنی خوشش می آید ولی وقتی این بچه بزرگ شد می خواهی با او مثل کودک حرف بزنی به او بر می خورد می گوید من بزرگ شدم با من درست حرف بزنید.
یک موقع هست شما احساس می کنی بزرگ شدی می خواهی با امام زمان حرف جدی بزنی با خدا حرفهای بزرگانه بزنی اگر واقعا احساس آدمیت می کنی یعنی فکر می کنی آدمیت رشد کرده قیمت دارد بخش آدمی عزیز من یعنی وقتی کسی می خواهد بگوید من بزرگ شدم من آدمم و دیپلم می گیرد می گوید بی سواد باشم نمی شود باید دیپلم بگیرم حالا دیپلم می گیری کار می کنی می گویی خوب نمی توانم من در این اجتماعی که همه با زبانهای قدرتمند صحبت می کنند من باید بروم یاد بگیرم کامل تا بروم دانشگاه یک رشته را لااقل لیسانس و فوق لیسانس بگیرم که اگر گفتند خانم چه کاره است آقا چه کاره است بگویم مثلا این لیسانس در فلان رشته فوق لیسانس در فلان رشته دارد.
بالاخره یک چیزی حالی اش است. دیگر بزرگ شده برای خودش لیسانس و فوق لیسانس دارد این طرف و آن طرف خوانده اگر یک بحث کارشناسی پیش آورد کم نیاورد خیلی خوب، این در بخش حیوانی اش است در واقع زندگی اجتماعی بخش حیوانی ماست. اگر تو می خواهی با فرشته ها با امام زمان با بزرگ ها و اولیای خدا حرف بزنی بروی خدمت حضرت عبدالعظیم علیه السلام حرف داشته باشی با حضرت عبدالعظیم اگر واقعا این است بهایش را بپرداز. چطور تو حاضری برای حیوانیت خود سه شیفت کار کنی پول دربیاوری بروی دانشگاه آزاد لیسانس با نمره ناپلئونی بگیری بیایند بگویند این لیسانس گرفت حاضر نیست برای بخش انسانی ات هزینه کنی هزینه هم نمی خواهد شما سه ماه بروید صرف و نحو در خانه روزی دو ساعت صرف و نحو کار کن ادبیات عرب را یاد بگیر وقتی قرآن می خوانی با زبان بزرگ حرف بزن چرا همت نمی کنی.
اگر می خواهید بزرگ باشید چرا از وقتی زبان عشق را یاد می گیری زبان بزرگی را یاد می گیری قرآن زبان عشق است دیگر شما وقتی نداشته باشی کودکی. تا وقتی وابسته به ترجمه هستی همین است یک کسی باید بیاید برایت ترجمه کند تو اگر می خواهی بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده ی مهربان نفهمی ترجمه اش که این نیست که زور زدیم شده این دیگر به نام خداوند بخشنده ی مهربان، حالا یعنی این دیگر واقعا ترجمه بسم الله الرحمن الرحیم یا ترجمه لااله الا الله هیچ خدایی نیست جز الله. است نه اگر می خواهی درست بفهمی.
می گوید آقا من می خواهم با این ازدواج کند این طور که نمی شود یا باید این ترکی یاد بگیرد یا من بروم عربی یاد بگیرم نمی توانیم این طوری که آن یک چیزی بگوید من هم یک چیزی بگویم قرار است زندگی کنیم با هم. ما می خواهیم با خدا باشیم با اهل بیت باشیم در جامعه در دعای زیارت عاشورا می گوییم یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره. با شما در دنیا و آخرت باشم اگر می خواهی با بزرگان باشی برو زبانش را یاد بگیر.
طرف می گوید من مجبورم مثلا بروم آلمان زندگی کنم ولی باید چند وقتی چون می خواهم بروم آلمان، آلمانی یاد بگیرم این را می فهمی ولی چرا نمی فهمی وقتی قرار است بروی بهشت می خواهی با خدا حرف بزنی با اهل بیت حرف زنی نامه ای که خدا برایت فرستاده عربی فرستاده این قدر همت نمیکنی یک ذره یادش بگیری اگر می خواهی بزرگ بشوی بعدا می خواهی ابوحمزه و همان طوری که امام سجاد گفته بفهمی بروی عربی یاد بگیری.
یک کسی هم بیاید برای انسان ترجمه کند در چاپ هم اشتباه چاپی باشد بعد حرف اشتباه بزنی بعد فکر کنی جز دعا بوده واقعا همین ترجمه ی قران ما را نگاه کنید ترجمه هایی که از قرآن ما داریم خیلی فاصله دارد با آنی که تو خودت آن هست زحمت کشیدند نزدیکش کردند ولی کو آنی که قرآن می گوید خیلی فرق میکند خیلی مکافاتها دارد پس تو اصلا نمی خواهی بیایی در این وادی، اصلا نمی خواهی بزرگ شوی.
نمی خواهی غذا بخوری مثل یک جوان. من یک پسربچه ای می شناختم نوه ی یک فامیلی بود این 12 سالش بود هنوز داشت پستانک می خورد دیده بودم با چشم خودم تعارف نمی کنم یعنی به هیچ وجه نتوانسته بود از پستانک جدا بشود ما می خواهیم این طوری کنیم ما داریم کودک زندگی می کنیم، کلام الله دیگر شوخی نیست کلام الله کلمه اش تکان دهنده است امام صادق علیه السلام می فرماید عربی را یاد بگیر چون زبانی است خدا با شما با آن زبان صحبت کرده، قرآن هم همه ی زبانها زبان خداست. چینی هم زبان خداست شما فکر کردید خداوند برای چینی ها پیغمبر عربی فرستاده پیغمبر چینی زبان فرستاده برای عبری ها پیامبری به زبان عبری فرستاده عربی را برای چی انتخاب کرده برای این که زبان عقل است شما یاد بگیرید که عقلت زیاد شود همه ی زبانها هم مال خداست.
اگر شما تنبلی کنی بگویی زبان عربی مال عربهاست به ما چی، زبان خداست، فارسی هم زبان خداست، اگر ایرانی ها می رفتند پیش امام صادق علیه السلام، امام صادق علیه السلام با آنها عربی صحبت می کردند. آخر گاهی وقتها ما می نشینیم می گوییم نمی دانم چرا حال من خراب است من معنویت ندارم بعد از این همه یک عمر رفتم آدم نشدم کربلا رفتم آدم نشدم نمی دانم شبهای قدر هم گذشت من خوب نشدم می خواهم بگویم مشکل شما خیلی هم مشکل نفسانی نیست مشکل این هست که روش تغذیه تان غلط است فکر نمی کنم ما هی انتصاب ندهید به من، شیطان هم بزرگش نکنید ما آلوده ایم گناهکاریم چنیم و چنانیم این طوری هستیم آن طوری هستیم.
مرحوم علامه گفته بود که داماد شان مرحوم شهید قدولی فرمودند: به علامه گفتم این که قرآن گفته ادعونی استجب لکم ما به این بحث می رسیم یکی دو جمله دیگر ادعونی استجب لکم اجابت کنید من را بخوانید من تو را اجابت می کنم شما را، دعا کنید شما هر کس بیاید در خانه تان پول داشته باشید (خیلی بد خط نوشته )
چیز می خواهد نمی دهید به او مگر داشته باشید می دهید یارو می آید که آقا این را از تو می خواهم علامه گفت نه شرطی هم ندارد گفت پس چرا ما می خوانیم اجابت نمی شود علامه گفته بود شما حقیقتا می خوانید واقعا خدا را شما شده بخوانید اصلا از سر شب تا آخر شب تا سحر یک بار شده خودت و خدا رو در رو باشید یک بار پنج دقیقه این ارتباط را داشته باشید من و خدا بگذار.... ( خیلی بد خط است اصلا خوانا نیست نمی شود تایپ کرد)
یک مقدار که برویم جلوتر من که اصرار دارم مقدمه این کتاب خونده شود برای همین است که ما با این مهارت ها برسیم اگر این مهارتها را بلد نباشیم، می خوانیم دعای اول بعدا برویم صحیفه حالا بخصوص دعای اول که من می خواهم کار کنم خیلی غذایش قوی است خیلی خوشمزه است اما اگر آماده نباشیم آن وقت که ببرم تان سر غذا مثل بچه ای هست که جلوش چلوکباب بگذارند فایده ای ندارد.
بنابراین خیلی عجله نکنید که حالا زودتر وارد دعا شویم. بعدش هم می خواهیم هی یک مقدار مهارت مان را زیاد کنیم ما اصلا سیستم تغذیه مان غلط است اگر می خواهی بزرگانه بپری برو ادبیات عرب یاد بگیر بعد بیا ببین اگر کیف نکردی مست نکردی با یک دانه ابوحمزه با یک زیارت عاشورا، خوب نمی خواهی، می خواهی تاتی کنی خوب بالاخره شیر که می خواهی بخوری خوب این شیر باید جذب شود به معده شما پستانک که نمی شود گذاشت دهن بچه پستانک خالی می گذاریم دهن بچه برای اینکه احتیاج داریم ساکت باشد موقتا ساکت باشد یا اصلا خوابش ببرد. فعلا سر و صدا نکند. که ما در این فاصله برایش غذای حقیقی اش یعنی شیر را آماده کنیم. یا فلان کار را کنیم. با یک پستانک که بچه رشد نمی کند شیر می خواهد.
خودمان سر خودمان را کلاه بگذاریم نمی شود لااقل شیر را بخوری اگر غذای سنگین نمی خواهی بخوری لااقل شیر را بخوری لااقل بیا فارسی ها را بخوانید چی می گوید بالاخره توضیحاتش را بروید بخوانید این نماز را بروید توضیحات فارسی نماز را یاد بگیرید بالاخره که سبحان ربی العظیم و بحمده چی است چرا این جا عظیم است، چرا سجده اعلی و سجده چرا اصلا عظیم و با علی چرا رب العظیم، رب الاعلی، رب العظیم من یعنی چی رب الاعلی، چی من چند تا رب دارم که یکی از آن عظیم یکی اعلی است افضل هایش پس چی هست رب های من کی هستند.
به قول امام صادق علیه السلام فرمودند: من الله التوفیق و هم یجتهد فقد ال....... ( اصلا خوانا نیست) کسی که موفقیت را می خواهد موفقیت در بخش انسانی ولی تلاش برایش کند نه برود ادبیات عرب یاد بگیرد نه بیاید بخش فارسی کار کند نه بخواهد خدمت استاد برود نه جلسه ای نه مطالعه ای می خواهد آدم زندگی کند فردا روز قیامت حسرت آن ده تا حیوانی که پیغمبر گفتند ... این خودش را مسخره کردن به محض این که بمیرد حیوان محشور می شود انسان محشور نمی شود. چون بخش انسانی دقیقا مثل بخش حیوانی نیاز به تغذیه دارد و مراقبت دارد.
خوب کو زیر نظر کدام عربی زیر نظر کسی تو مادرت کو پدرت ارتباط تو کو غذا هایت کو وعده های غذایی ات کو این ها وعده های غذایی ما صبح و ظهر و مغرب و عشا و هر صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا کو ما نخوریم آخر ما نماز خواندیم واقعا نماز خواندیم یا الان داریم نماز می خوانیم واقعا الان مغرب و عشا نماز می خوانیم یعنی معراج می خوانیم خدا را می بینیم بغلش می کنیم با او حرف می زنیم بعد می آییم.
اصلا فلسفه ی سلام سوم در نماز که می دانید چی است، سلام سوم نماز سلام بازگشت به اهالی این جاست یعنی من آمده ام این جا برگشتم از مسافرت حالا که برگشتم چه کار کنم سلام می کنم خوب ما ها همین طوری سلام می کنیم چقدر بی مزه است اصلا نرفتیم ما اصلا خداحافظی نکردیم اصلا نرفتیم اشتباه است آدم ضد انقلاب در هواپیما خوابش برده بود هواپیما هم خراب شده بود قرار شد برگردد نمی توانست ادامه پرواز بدهد خلاصه آمدن شروع کرد فحش دادن به نظام جمهوری اسلامی و اینها آمدند بسیجی ها و پاسدار ها گرفتند او را بعد گفته بود که فرضا مقصد فرانکفورت گفته بود فکر کرده اینجا فرانکفورت است این هم شروع کرده بود به فحش دادن نمی دانست که اصلا نرفته بود فرانکفورت که نمی دانست که نرفته فکر می کرد این جا فرانکفورت است شروع کرده بود این جا فحش دادن گفت آزادم دیگر فحش می دهم گرفتنش بیچاره را حالا ما اصلا نرفتیم بالا می آییم پایین با لوسی هم می گوییم سلام، واقعا همیشه نماز مان همیشه همین است.
بنابراین برای این کار واقعا اگر بخاهیم کار روی دعا کنیم توجه فرمودید دعا می خواهیم بخوانیم واقعا باید بدانیم که قرار نیست. ..............با معشوق خودش حرف بزند واقعا رو در رو بشوند با یکدیگر، هی هم غرغر نکنید چرا راه نمی افتد چرا ما اصلا کار نکردیم چرا ما حال مان خوب نمی شود چرا بعد از این همه تلاش اصلا تلاش ما منجر به خوردن خوراک نشده، ما همه سوء تغذیه داریم، مکه هم رفتیم همین هم می گوییم چرا آقا این رفته مکه بدتر شده از وقتی رفته مکه آمده بلکه نرفته اصلا این بدنش رفته حیوانیتش رفته آن جا که بتواند گناه را متاثر انجام بدهد نماز هم که می خواند برای این هست که عذاب وجدان نداشته باشد بعد بتواند هر غلطی دلش خواست بکند و الا بخش انسانی نرفته.
بخش حیوانی این ها را استخدام می کند این صورت های مقدس را برای اینکه بتواند راحت تر گناه کند به قول امام صادق علیه السلام، می فرماید: خیلی ها نماز می خوانند برای اینکه اگر نخوانند اضطراب برای شان می داده وقتی برشان می دارد عادت کردند نماز بخوانند نخوانند تعادل شان را از دست می دهند هر گناهی که می کرده فساد و نمی دانم قمار و خیانت و دزدی و این ها دو رکعت نماز می خوانده می گفتیم تو دیگر چرا نماز می خوانی می گفت همین هم مانده نخوانم کافرم.
پس به این مطلب خیلی توجه کنید چون حالا بعدا می خواهیم متن را بخوانیم و بروم وقتی این بحث دعا در مرتبه لفظ یک چیز های دیگر هم دارد مطالب دیگر هم دارد لفظ نیست اگر ما بگوییم آقا روزه دعای ما نمی فهمیم یعنی چه روزه دعاست نماز دعاست حج دعاست خیلی کار های دیگر دعاست ما فکر کنیم دعا یعنی خواندن یعنی حرف یعنی لفظ به کار بردن خوب این فایده ای ندارد خمس دعاست زکات دعاست امر به معروف و نهی از منکر دعاست جهاد دعاست ما نمی دانیم یعنی چی، اگر می خواهیم کار کنیم بیایم جدی باشیم بیاییم یعنی اگر می خواهیم واقعا دعا بخوانیم بیاییم دست از ا برداریم خودمان را بی خود خسته نکنمی واقعا برویم خدا ...هی سر خودمان را کلاه نگذاریم سر بقیه هم کلاه نگذاریم برویم غذا بخوریم 5 ساعت بشود 6 ساعت بشود از این دنیا وقتی منتقل می شویم بعدا می فهمیم بابا کاشکی من دو رکعت نماز خوانده بودم اگر من دو رکعت نماز خوانده بودم این وضعم نبود. کاشکی یکبار زیارت کن امام رضا، زیارت یعنی چی ده 15 جلسه در زیارت عاشورا توضیح دادیم زیارت یعنی چی؟ ملاقات هم آغوشی، شما یک بار زیارت حضرت عبدالعظیم بروید زیارت کنید یا زیارت حضرت معصومه این کریمه ی اهل بیت شما بروید خدمت خانم یک بار زیارت کنید خانم را خود خانم را یک بار زیارت کنید این خیلی خوب است.
دو بار صبح برویم واقعا یک بار جمکران برویم پس بیاییم وقت مان را تلف کنیم بی خود با اعمال زحمت نیاندازیم این قدر بدنهای مان را به جای این کار دل های مان را به راه بیندازیم شب قدر برای این نیست که تو بخوری خوراکت است چون دهان بستی روزه ات هم همین است دیگر چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راحت ... اصلا ماه رمضان ماه خوردن است، پذیرایی، ضیافت است، ضیافت یعنی که همه اش می باید بخوریم متنوع باید تغذیه کنی خودت را متنوع آیا واقعا از ماه رمضان خوردن و ضیافت می فهمیم داریم می خوریم واقعا فکر می کنیم الان شب 24 است ما الان خیلی بد مست هستیم خیلی خوردیم خیلی شنگولیم کو خوراک های مان چی خوردیم الان می گویند آقا 22 – 24 جز قرآن خواندم باز شد مرتبه چی مرتبه لفظ چی خوردی این خیلی مهم است چی خوردی؟
.............. تو اندیشه ای با اندیشه ی تو باید تکان بخورد باید، این حدیث هم از امام جواد تو شب عرفه توضیح دادم شب 24 سال گذشته بود حالا امشب هم این را برای عزیزانی که نبودند توضیح بدهم امام جواد علیه السلام می فرماید: قصد خدا را کردن حرکتی به سوی خدا با قلب رساننده تر هست تو را سریع تر می رساند تا این که بدنت را به عبادت و به کار های دیگر به زحمت بیندازی . اگر می خواهی برسی قلبت را حرکت بده به جای این که ده ساعت در مسجد بنشینی سخنرانی را بشنوی یک حرف خوبی برایشان بزند یک حرف علمی و معرفتی برای تان برند اگر زد استفاده کنیم دعا هم کم اما با ترجمه توجه بر ترجمه ها و معنا ها بقیه اش را بنشین پای تلویزیون این همه اولیای خدا در این تلویزیون دارند می آیند خیلی زحمت می کشند عزیزان ما در صدا و سیما، حالا هفت بعد از ظهر حالا هر روز مقام آمیرزا اسماعیل دارد صحبت می کند بنشینید با مقام آمیرزا اسماعیل مست کنید.
حضرت استاد آیت الله ممدوحی دارد شرح جوشن کبیر می گوید برای شما که بعضی از اولیای خدا آن هایی که ارتباط دارند ما ماورالطبیعه ارتباط دارند با امام زمان می آیند صحبت می کنند در این تلویزیون برای شما بنشینید این ها را گوش کنید یک چیزی به معرفت تان به قلب تان اضافه شود به جای این که هی بخواهید زحمت بکشید هی دولا راست بشوید. یا یک چیزی بگویند و شما نفهمید و فایده ای هم نداشته باشد.
بالاخره این مرتبه که می گوییم دعا در مرتبه لفظ نیست را خیلی به آن توجه کنید ما باید اگر زندگی انسانی را می خواهیم اگر می خواهید، موقعی که می میریم حیوان متولد نشویم باید در سیستم غذایی مان در نظام تغذیه معنوی تجدید نظر کنیم اگر می خواهیم سطح پایین باشیم ( جانور به شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش) باید بشنوی تا آدم بشوی باید بشنوی اگر می خواهیم قوی تر متولد شود انواع تولد ها که به شما گفتم اگر می خواهیم تولد قوی پیدا کنیم باید ادبیات عربی را خوب یاد بگیریم.
می گوید 20 ساعت زحمت می کشی خیلی باعث افسردگی است واقعا باعث ناراحتی 20 ساعت زحمت می کشی کلاس به ساعت 50 ساعت سفره آرایی برای اینکه چیزی که می خواهد مزه اش فقط در دهن است و از گلویش می رود پایین فرقی نمی کند، یاد بگیرد ترب را چطوری بگذارد سبزی را چطوری بگذارد چی را ببرد کجا بگذارد قاشق و چنگال را چطوری کند این همه وقت را برای سفره آرایی، برای شکم، برو برای غذای معنوی ات یک کاری کن.
خداوند هزاران نوع غذا برای شما تهیه کرده چون این جا نخوری در بهشت هم دیگر گیرت نمی آید باید اینجا بخوری و من ......... اینجا کور باشی آن جا هم کور هستی این جا نخوری ......
بنابراین جدی زندگی کنیم دست از شوخی برداریم از مسخره کردن خودمان برداریم، امام رضا علیه السلام فرمودند من ذکر .... .... کسی که یاد خدا باشد مشتاق لقای خدا نباشد خودش را مسخره کرده برویم دعا کنیم ولی خدا خوشمان نیاید انس نگیریم با او نتوانیم تنهایی های مان را با او پر کنیم نتوانیم از او لذت ببریم نتوانیم شاد بشویم با او.
مرحوم الهی قمشه ای می گوید، (خیلی بد خط نوشته اصلا قابل تایپ کردن نیست) یعنی سلطان هر چقدر عیاشی کند عیاشی های من از عیاشی های آن گردن کلفتها و طبیعت گرا ها و سلطان ها ثروتمند ها خیلی بالاتر است مومن در بهشت دنیا لذتی می برد که بهشتی ها در بهشت لذت نمی برند با کسی لذت نمی برد با خود خدا. ما این طوری زندگی می کنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
این جلسه خیلی بد خط از نوار پیاده شده بود قابل تایپ کردن نبود.