خوب صفحه ی 24 بحث مان در باره ی تقسیم دعا هست فرمودند تقسیم به لحاظ هماهنگی زبان قلب و حقیقت، اولین توضیحی که در مورد دعا داریم دعای لفظی هست دعای لفظی، من این متن را بخوانم که خالی از فایده نیست.
( فرمود این دعا به درخواست زبانی که با درخواست قلبی همراهی ندارد اطلاق می شود می دانیم که تطابق در مفهوم به تنهایی برای ترتّب آثار کافی نیست. چنانکه اگر آتش را در ذهن خود تصور کنیم با آنکه مفهوم آتش بر این تصور صادق است اما هرگز تصور ما دارای آثار آتش که حرارت و روشنایی باشد نخواهد بود از این رو درخواست زبانی دعا نامیده می شود ولی فقط مفهوما که در اصطلاح فلسفی در آن به دعا به حمل اول یاد می کنند در فلسفه آمده هر چیز آنگاه فرد راستین ماهیت خود است).
این را خوب دقت کنید ( هر چیز آنگاه فرد راستین ماهیت خود است که علاوه بر تطابق مفهومی یعنی حمل اولی با ماهیت در مصداق یعنی حمل شایسته این نیز منطق باشد) آنهایی که فلسفه و منطق خواندن این را متوجه می شوند( در نتیجه لق لقه ی زبان چون در مصداق ماهیت دعا بر آن صادق نیست فرد راستین دعا نمی باشد چنین کسی فقط در حد زبان به دعا مبادرت ورزیده ولی در واقع دعا نکرده است لذا نه باید به اجابت دعای خود دل ببندد. در مثنوی معنوی آمده است:
با کدامین روی چون دل مرده ای رو به سوی آسمان ها کرده ای)
خوب این بحث، بحث مهمی هست که ما هدف مان از دعا یا ذکر یا عبادت، من کلی داریم عرض می کنم خدمت تان. این هست که ما به یک چیزی برسیم یعنی اگر دعا می کنیم می خواهیم برویم درخواستی بکنیم درخواستی بکنیم چیزی بگوییم از غنی مطلق خوب همان طور که توضیح دادیم با توضیحاتی که قبلا دادیم مفهوما مشخص هست که وقتی که شما حقیقتا فقر نمی بری ظرف نمی بری دریافتی هم نداری.
حالا وقتی که در دعایی که لق لقه ی زبان هست دعا نیست تمرکز نیست حضور قلب نیست نمی فهمی داری چی کار می کنی یا چی می خواهی این فقط مفهوما دعاست ولی مصداقا دعا نیست چون ایشان مثال خوبی از فلسفه زدن در فلسفه مصداق زمانی هست که همه ی آثار را داشته باشد شما اگر یک عکس شیر داشته باشید مفهوما شیر است ولی مصداقا شیر نیست چون آثار شیر را ندارد بنابراین دعا هایی که ما می کنیم اما حواس مان نیست نماز هایی که می خوانیم حواسمان نیست نه نماز است و نه دعاست.
عبادتهایی که می کنیم اما تمرکز نداریم حضور نداریم این دعا نیست مفهوما دعاست ولی مصداقا یک بی ادبی است یک جسارت است یک جنایی هست که ما داریم می کنیم مفهمومش هم خدمت تان عرض کردم که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، این اگر یادمان باشد خیلی کمک مان می کند همین حدیث شریف که می خواهم خدمت تان عرض کنم این هست که آیا شما نمی ترسید که در لمّه ام آمده آنهایی که لمّه خواندن می دانند که در لمّه آمده، آیا شما نمی ترسید از اینکه وقتی در نماز حضور قلب ندارید خداوند صورت شما را بصورت الاغ کند یعنی باطنا اگر یک نفری که مثلا دارد به باطن من نگاه می کند به باطن من می تواند نگاه بکند آن موقع که سر نماز، نماز می خوانم و حواسم نیست من را به صورت چی می بیند حقیقتا؟
بصورت الاغ می بیند یعنی این جوری هست یعنی واقعا همین طوری هستیم خیلی خجالت آور است این حالت ولی اگر انسان توجه داشته باشد حتی به این حدیث یادش بیفتد یک مقداری می تواند تمرکز بگیرد و به هر حال مقداری حضور قلب دارد نماز نیست. خود خدا می فرماید که شما ها چرا وقتی که با هر کسی صحبت می کنید به قول استاد ما شما با اقل افراد هم که صحبت کنید پایین تر فرد جامعه هم وقتی داری صحبت می کنی حضور قلب دارم با آن صحبت می کنید ولی چرا وقتی با رب العالمین صحبت می کنید با من صحبت می کنید به هیچ وجه متوجه نیستید که چی دارید می گویید چرا اصلا متوجه مقام نیستید.
خوب در یک کلام می توانیم جواب بدهیم جوابش چی است؟ نمی شناسیم، همین مسئله در عدم اجابت هم موثر است این خیلی رمز بزرگی است. یادتان باشد می گوید اگر اجابت می خواهید حواس تان باشد از کی می خواهید اجابت می شود این یادتان باشد یعنی توجه کنید می گویند آقا چرا اجابت نمی شود می فرماید برای اینکه شما کسی را می خوانید که اصلا نمی دانید کی است.
یعنی اصلا دقت ندارید که این کی هست من خیلی توصیه می کنم به عزیزان یک مقدار در مورد شناخت حق تعالی کار بکنند را معرفت الله بخصوص این چیز هایی که ما با آنها سر و کار داریم مثل الله لفظ الله که خوب حالا ما یک جلسه در موردش توضیح دادیم نوارش هست این را خوب می توانید استفاده کنید. رب العالمین این ها را باید کار کنید یا اذکار شریف مثل سبحان الله ولحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر. اینهایی که در نماز آمده این ها خیلی مهم است شناخت اسماء حق تعالی و اینکه من متوجه باشم واقعا یک همچین کسی هست این کی است؟
یک همچین کسی این خیلی مهم است در اجابت. ما خیلی وقتها می رویم گریه زاری می کنیم بعد واقعا اعتقاد نداریم که یک همچین کسی هست یقینی نداریم نسبت به آن تردید هم در دل مان راه می افتد خوب این فایده ندارد حتما باید بدانیم این کی است و از کی می خواهیم خیلی تاثیر دارد هم در اجابت دعا خیلی موثر هست شما فکر می کنید مثلا کسانی که مثلا الان دعا های شان به اجابت می رسد یا می توانند کار هایی را انجام بدهند چطوری انجام می دهند؟
آنها نان خور یقین شان هستند. این یادتان باشد یعنی معرفتی که دارند و یقینی که دارند خیلی فاصله ی بین آنها و خدا را کم می کند برای همین به اجابت خیلی نزدیک هست یعنی می دانند از کی می خواهند و با توضیحات که قبلا دادم خدمت تان هفته های گذشته یعنی آنها مفهوم فقر را متوجه شدند. مفهوم فقر را، می دانند از غنی باید چطوری بخواهند یعنی کاملا می توانند دریافت بکنند توجه فرمودید؟
ما ها متاسفانه با حالت استغنی خیلی وقتها می رویم خوب دریافتی هم نداریم، درست شد؟ پس دریافت نکردن یکی مال شناخت است یکی مال بد رفتن در خانه ی خداست ادب درخواست هست که آن ادب را ما نداریم یعنی فقر نمی بریم یکی هم مال این هست که خوب دعای زبانی داریم می کنیم یعنی اساسا حضور قلب نداریم که از کی می خواهیم متوجه نیستیم که در مقابل کی ایستادیم گاهی وقتها این حالتهای خوب به ما دست می دهد که ما می فهمیم چی می خواهیم و از کی می خواهیم چطوری بخواهیم.
در کتاب آشتی من توضیح دادم در مورد امام زمان علیه السلام که چرا دعا های ما در مورد فرج امام زمان علیه السلام به اجابت نمی رسد برای همین که ما واقعا وقتی می گوییم اللهم عجل لولیک الفرج . تشنه ی آمدن امام نیستیم نبودن امام دغدغه ی ما نیست مشکل ما نیست. شما وقتی سرطان داشته باشید خودتان یا عزیز ترین کس تان در حال مردن باشد وقتی که به ذلت و عجز می افتید یعنی می فهمی که کاری از دست کسی بر نمی آید جز یک نفر، اینجا حالت چی پیدا می کنید؟
حالت فقر می آید یعنی حقیقت تو معلومی می شود دیگر کاری از دستت بر نمی آید مثل حالت غرق شدن که ما در غرق شدن هم دوباره چی هست؟ این حالت را داریم وقتی در مصیبت می افتیم، قرآن می فرماید: دعوالله مخلصین وقتی که تو حالت غرق قرار می گیرند با اخلاص خدا را می خوانند واقعا آن موقع اخلاص هست تا اخلاص بیاید جواب هم می آید تا اخلاص می آید جواب هم می آید ولی خوب ما با اخلاص این را نمی خوانیم وقتی سرطان داشته باشیم یا عزیزی از ما در حال فوت باشد چرا مثلا خیلی سفت و سخت می توانیم برویم بگیریم می رویم می گیریم.
می گویند نادر شاه یک موقعی رفته بود زیارت امام رضا علیه السلام دیده بود یک کوری دم در حرم هست گفت چند وقت است اینجایی؟ گفت مثلا چند هفته است یک ماه است. یک هفته است دو هفته است یک مدتی است که اینجا هستم. گفت هنوز شفا نگرفتی؟ گفت: نه، دعا کردیم آقا شفا ندادند، گفت خلاصه من نمی دانم بروم تو زیارت کنم بیایم شفا نگرفته باشی گردنت را می زنم. همه هم می دانستند نادرشاه یعنی چی، نادر شاه معروف بود خلاصه هیچی می دود می رود در حرم و خلاصه سفت می گیرد آنجا را می گوید آقا تو می دانی این خر است اگر بیاید می زند یعنی دیگر اصلا خلاصه به التماس می افتد اینجا می شود اخلاص، حالت چی بهش دست می دهد؟ حالت اخلاص دست می دهد یعنی این حالت، حالت قشنگی است که می آید آدم می رود صمیمی می شود حجاب برداشته می شود معرفت پیدا می کند می داند از کی بخواهد چی طور هم بخواهد، دقیقا دستش روی پای آقا است دستش در دست آقا است بعد می گوید می خواهم خوب خدا به او می دهد ولی وقتی لق لقه ی زبان هست نه ما تا آنجا می رویم پیش.
امام رضا علیه السلام هزار تا چاله هم قبلش کندیم برای خودمان که اگر امام رضا علیه السلام نداد چی می شود مثلا خوب حالا گاهی وقتها هم می گوییم حالا می رویم اگر امام رضا هم نداد یک کار می کنیم رابطه مان لااقل با امام رضا علیه السلام خراب نشود. سیاه نشود خوب این مثلا معلوم هست که نمی دهد ولی وقتی جدی باشد چرا از آن حالت دربیاید به درجه ی اخلاص که می رسد به اجابت خیلی ما نزدیک می شویم عند تناح الشده یکون الفرج هر وقت شدت اوج می گیرد شدت اوج میگیرد فرج نزدیک است آن وقت ما ها مثلا حالا شما فرض بفرمایید امروز دعای چند شنبه بود؟ شنبه، حالا نگاه کنید من برای تان می خوانم:
بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله کلمته المعتصمین، و مقالته المتحرزین و اعوذ بالله تعالی من جورالجائرین، و کیدا لحاسدین،و بغی الظالمین، و احمده فوق حمد الحامدین، همین طوری، اللهم انت الواحد بلا شریک، والملک بلا تملیک لا تضاد فی حکمک و لا تنازع فی ملکک، اسئلک ان تصلی علی محمد عبدک و رسولک، و ان توزعنی من شکر نعمائک ما تبلغ بی غایته رضاک و ان تعننی علی طاعتک و لزوم عبادتک و استحقاق مثوبتک بلطف عنایتک و ترحمنی بصدی عن معاصیک ما احییتنی و توفّقنی لما ینفعنی ما ابقیتنی و ان تشرح بکتابک صدری، و تحطّ بتلاوته وزری، و تمنحنی السلامته فی دینی و نفس، ولا توحش بی اهل انسی هی دانه دانه داریم می خواهیم کمکم کن، عبادت کنم، شکر تو را بجا بیاورم نمی دانم اهل انسم از من وحشت نکن.
خوب ما همین را دایم می خوانیم خیلی رسمی است داریم می خوانیم سالها هم همینطوری می رویم می خوانیم حضور قلبم داریم ولی خاص نیست، می دانید چی دارم می گویم؟ خاص نیست یعنی من متوجه نیستم که وقتی می گویم خدایا به کتاب خودت دلم را شرح بکن می گویم من نیاز دارم به اینکه به کتابت دلم شرح بشود، درست شد؟
نیست اصلا این نیاز نیست این ضرورتا نیست، ما می گوییم به معصومین به ما گفتند شنبه ها دعای شنبه را بخوانید این طوری است. خوب حالا ما می خوانیم این ها را هم بخوانید می خوانیم اما واقعا خودمان می خوانیم آن را یا نه؟ اصلا یکی از دروغ های بزرگ ما همین هست می گوییم و ان تشرح بکتابک چی؟ صدری دیگر، خدایا به خواندن کتاب خودت سینه ی من را باز کن ما اصلا امروز شنبه قرائت قرآن داشتیم؟ ما اصلا قرائت قرآن نداریم ما می گوییم خدایا به تلاوت کتابت می بینی.
طرف در طول هفته اصلا قرآن نمی خواند بعد می گوید خدایا به خواندن کتابت دل من را باز کن و تحطّ بتلاوته وزری گناهان من را به تلاوتش بریز می بینی طرف هفته به هفته قرآن نمی خواند، اصلا یعنی چی و تتمّ احسانک فیما بقی من عمری کما احسنت فیما مضی منه خدایا تو این باقیمانده ی عمرم با من قشنگ رفتار کن. نیک رفتار کن خدایا با من همان طور که گذشتم با من این کار را کردی، درست شد؟ خوب حالا وقتی شما می خواهی بگویی خدایا همان طور که تا الان با من قشنگ رفتار کردی از این به بعدش هم قشنگ رفتار کن.
تو معتقدی واقعا خدا با تو تا الان قشنگ رفتار کرده، یعنی به این یقین رسیدی واقعا یا کلی گله و دل خوری داری از خدا در دلت تو می توانی مثل امام سجاد بگویی خدایا چقدر با من قشنگ رفتار کردی تا الان. اصلا مظاهر قشنگ رفتار کردن خدا را با خودت می دانی یا نه کلی تو دلت شک و تردید و گله و شکایت داری از خدا بعد این که نمی تواند بیاید بگوید که خدایا با من قشنگ رفتار کن همان طور که تا الان قشنگ رفتار کردی زمانی می توانی این حرف را بزنی که واقعا معتقد باشم خدا تا الان با تو چطوری رفتار کرده؟
زیبا رفتار کرده، حسن رفتار کرده اگر به این یقین برسی این دعا دعاست. آن وقت می توانی مطمئن باشی که خداوند دارت تو را یا امروز می خواهی به رسول خدا بگویی یا رسول الله هذا یوم سبت و هو یومک و انا فیه ضیفک و جارک یا رسول الله امروز روز شنبه است روز توست من پناهنده به تو هستم مهمان به تو هستم پناهنده به تو هستم وقتی دارم می خوانم واقعا پناه می دهی خودت را یعنی توجه داری که باید پناه به رسول الله ببری.
اگر امروز رسول خدا از تو محافظت نکند هزار و یک جور بلا ممکن است سرت بیاید یا نه؟ بنابراین ما اگر دقت بکنیم بسیاری از دعا های مان فقط لق لقه ی زبان است اصلا دعا نیست فایده ندارد دعا توجه باید بکنیم حالا به مصداق که می رسیم توضیح می دهیم لذا یکی از توصیه هایی که من می کنم برای اینکه از لق لقه ی زبانی در بیاییم این خیلی مهم است.
ببینید عزیزان ما باید حضور قلب داشته باشیم یعنی وقتی که داریم حرف می زنیم متوجه باشیم چی دارد بین ما و خدا رد و بدل می شود و داریم از خدا چی می خواهیم این خیلی مهم است که ما بفهمیم خوب راهش چی است در درجه ی اول راه ورود به حضور قلب چی است؟
1- اینکه اگر دعا را عربی می خوانیم عربی بلد باشیم. 2- اگر عربی بلد نیستیم روشهای غلطی هست در کشور ما جا افتاده دیگر فلان مداح معروف مثلا می خواهد مناجات شعبانیه بخواند ابوحمزه بخواند کمیل بخواند می گویند دیگر می گوید فلان چیز خوب می رویم آنجا می نشینیم آن می خواند گاهی وقتها یک فقره هم توضیحی می دهد نیم بند اگر خودش بلد باشد یک توضیحی می دهد بعد می خواهد روضه بخواند با کربلا و امام حسین و نمی دانم گلوی علی اصغر و چیز های دیگر از ما اشک بگیرند. یا نه با مناجات های دیگر حالا مثلا مناجات نامه.
بعضی ها عقل شان می رسد می خوانند مناجات می خوانند ولی این را بهش نمی گویند کمیل خوانی این را بهش نمی گویند ابوحمزه خواندن این را بهش نمی گویند مناجات خواندن مناجات را بفهمی چی داری می خوانی برای همین هم توصیه از من این هست که حتما دعا ها را بخصوص این ماه مبارک که در واقعه خداوند تبارک و تعالی با روزه خلوت برای ما گذاشته که ما با آن ارتباط داشته باشیم بخصوص شبها و سحر ها که این را ارتباط باید برقرار بشود وقتی من همه دعا ها را رفتم عربی خواندم.
دیشب مثلا دعا های خیلی سنگین و زیبایی داشت مفاتیح، صحیفه هم داشت چند تا دعای خیلی قدرتمند و با حال داشت در این صحیفه بود حالا نمی دانم تو صحیفه های، دو تا دعا داریم در این صحیفه های کامله در باره ی ماه مبارک دعا های مفصلی بود حالا اینها را که ما می خواهیم بخوانیم خوب حالا عربی شروع کنیم به خواندن اعمال شب اول یا امروز روز اول، تسبیحاتی که اصلا هست تسبیحات خیلی رقص دارد در آن خیلی شیرین است این تسبیحاتی که هر روز ماه مبارک هست خوب حالا من نمی دانم حالا من بخوانم یک ماه بخوانم چه فایده ای دارد.
به چه درد می خورد؟ دعا نیست لق لقه ی زبان است عربی ات که تقدسی ندارد وقتی ما نمی فهمیم چی هست، بله؟ در نماز و قرائت خود قرآن خوب است آن هم باید حتما انسان به ترجمه توجه کند به تفسیر توجه کند ولی این تدبر نمی آورد لا خیر فی قرائته لا تدبر فیها امیرالمومنین علیه السلام فرمود در خواندنی که تدبر نیست فایده ندارد، حالا شما بروید عمر قرائت قرآن بکن من می گویم روزی 50 آیه قرآن بخوان، 50 تا آیه قرآن بخوان، ولی تدبر نکن نمی شود، قرآن می فرماید کسی که تدبر نمی کند در قرآن مهر می خورد به قلبش. قفل به قلبش می خورد باید تدبر بکنی باید بفهمی چی داری می گویی بنابراین مثلا فرض بفرمایید که حالا فردا مثلا می خواهی دعای روز یکشنبه را بخوانی، بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الذی لا ارجو الا فضله، و لا اخش الا عدله و لا اعتمد الاّ قوله. این را می خواهی بخوانی فارسی بخوان.
این را فارسی بخوان تو فارسی خواندن شما ها یک چیز دیگر هم می توانید بفهمید آن چی است؟ اینکه کجای کار هستی تا الان وقتی فارسی می خوانی وقتی فارسی می خوانی خوب می توانی فهمی کجای کار هستی اولا می توانی بفهمی این خواسته های تو هست یا نه. واقعا می خواهی این ها را یا نمی خواهی مثلا فردا دعای یکشنبه می گوییم و من انفضاء المدته قبل التاهّب والعدته خدایا من پناه می برم به تو از اینکه عمرم تمام شود و من آماده نباشم، این اصلا دغدغه ی ما هست یا نه؟ بعد اگر می بینیم این جوری هست خوب خدا را شکر می کنیم و می خوانیم اگر می بینی آن چیزی که حضرت گفته تو امروز بخوان دغدغه ی تو نیست یعنی تو با حضرت تطبیق نداری یک جای قضیه دارد می لنگد یک جای قضیه تو مریضی یک کمبودی داری که این دعایی را که باید بخواهی نمی خواهی اش خواسته ی قلب تو نیست.
معصوم این را خواسته معصوم این را برای تو بعنوان یک انسان لازم دانسته در حرکتت به سمت ابدیت یعنی هیچ کدام از دعا هایی که در ایام هفته می خوانیم چیزی نیست که برای ما اضافه باشد مستحبی باشد لازم نباشد وقتی دغدغه ی تو نیست معلوم است تو یک جایی خطا رفتی نمی توانی با هیجان با اضطرار با التماس از خدا بخواهی اصلا خواستت نیست در دم نداری اصلا نسبت به این قضیه درد نداری، اینها خودشناسی می آورد اما شما برو یک عمر دعای هفته را عربی بخوان نه ثوابی دارد نه اثری دارد نه اجابتی در آن هست چون اصلا نمی فهمی داری چی می خوانی.
ابوحمزه ثمالی به این زیبایی ابوحمزه خدایا من نمی دانم چرا هر وقت تصمیم می گیرم با تو حرف بزنم می گویم حالا دیگر خوب شدم حالا حالم خوب است می توانم با خدا حرف بزنم وقتی می آیم با تو حرف بزنم می بینم کسلم می بینم قلبم با من راه نمی آید، دعای ابوحمزه است دیگر درست است؟ چرا من قلبم قفل می کند توی حرف زدن با تو خدایا.
بعد شروع می کند آفتها را می گوید دانه دانه می گوید لعلّک فقدتنی من مجالس العلماء خدایا شادی تو من را در مجالس علما نمی بینی برای همین قلب من قفل می کند یعنی چی؟ یعنی اگر در مجالس علما نباشید قلب تان قفل می شود نمی توانید با خدا حرف بزنید انسان در محضر علما ادب را یاد می گیرد ارتباط برقرار کردن با خدا را یاد می گیرد در محضر یک بزرگ بچه کوچولو تاتی تاتی می تواند بکند برود بدون پدر و مادر که بچه ای نمی تواند راه بیفتد که بچه با حمایت پدر و مادر یاد می گیرد روی پای خودش بایستد حرکت کند تا مستقل شود.
شما بدون ارتباط با بزرگ نمی توانی قوی باشی و حرکت کنی لذا می فرماید که شاید تو من را تو مجالس علما، ندیدی. خیلی آفتهای دیگر، آنجا چقدر بحث های مهم دارد در این ابوحمزه حالا ما یک عمرم بیایم ابوحمزه بخوانیم وقتی فارسی نیست نمی فهمیم یا باید عربی بلد باشیم که خوب لذت دارد بخوان خیلی هم اوج می گیری وقتی عربی داری می خوانی من بیشترین توصیه ام این هست که شما بروید عربی یاد بگیرید حتما حتما بروید عربی یاد بگیرید اگر جدا خیال شدن و پرواز و طمعی از آخرت و ابدیت دارید به خصوص نسبت به خود حق تعالی طمع دارید بروید عربی را یاد بگیرید بفهمی داری چی می گویی اما اگر این حوصله و حال را نداری متاسفانه که این مصیبت بزرگی هم هست اگر کسی حال و حوصله ی عربی نداشته باشد که بتواند پرواز کند با این جملات چون ما می گوییم باید مجلس بزرگان بنشینیم تا راه بیفتیم، بزرگترین بزرگان کی ها هستند؟
اهل بیت علیه السلام هستند که عربی برای مان حرف زدند. این همه ادعیه در صحیفه هست حالا بعدا وارد می شویم برای تان توضیح می دهم فرقش هم با فارسی بگویم برایتان که خیلی اختلاف زیاد است، بسم الله الرحمن الرحیم کجا به نام خداوند بخشنده ی مهربان کجا خیلی فاصله هست بین این دو تا لااله الاالله کجا هیچ خدایی جز خدا نیست کجا.
الهی کجا معبودا کجا، خیلی فرق دارد اینها با همدیگر دیگر زور فارسی همین است ولی حالا نشد لااقل فارسی بخوانید لااقل فارسی بخوانیم که بتوانیم رشد کنیم، الان هر شب شما مثلا افتتاح دارید این دعای افتتاح فوق العاده سازنده هست آنقدر هم مهم هست در نحوه ی بهره برداری انسان از شب قدر و ماه مبارک این دعای افتتاح که حد ندارد، دعای افتتاح اگر کسی با مضامینش آشنا نباشد، ماه رمضانش را به شما بگویم کور وارد ماه می شود کور هم خارج می شود این را شما بدانید نقش مهمی دارد دعای افتتاح، دعای افتتاح پیوند بین شما و مهمان اصلی این مهمانی یعنی امام زمان علیه السلام برقرار می کند.
شما بدون این که ماه مبارک را با امام زمان شروع کنی در طول ماه مبارک با امام زمان علیه السلام ارتباط داشته باشی اصلا در واقع ورود به ضیافت نکردی چون انسان وقتی می رود در ضیافت مثلا می گویند آقا رفتی عروسی می گوید آره می گویند عروس را دیدی؟نه، داماد را دیدی؟ نه صاحب خانه را دیدی؟ نه، خوب چه مهمانی بود رفتی اصلا چیزی برداشت نکردی خیلی گیرت آمده باشد یک شام خورده باشی آمده باشی ولی تو در مجلس حضور نداشتی آنها هم حاضر برای تو نمی زنند نمی شود این گل است سر سبد مهمان های خدا امام زمان علیه السلام هست امام زمان در این ماه قرار است تقدیرات شما رقم بخورد خوب اگر تو اصلا هیچ پیوندی با او نداشته باشی تو چطوری می توانی اصلا بگویی من وارد این ضیافت شدم و از همه بدتر از همه بدتر اینکه اصلا ما دغدغه ضیافت نداشته باشیم این خیلی بد است.
دغدغه ی خود ضیافت را نداشته باشیم این حس ورود را نداشته باشیم نخواهیم در این شادی شرکت کنیم در این جشن بزرگ و عید بزرگ شرکت کنیم اینها همه اش دل مردگی است برای همین هم کلمه ای که مرحوم مولانا انتخاب کرده چی هست؟ دلمردگی هست، چون دلمردگان یعنی شما یک موقع هست دلمرده هستی نمی توانی با خدا حرف بزنی یک موقع هست دعای لفظی داری می کنی دعای لفظی همان در حکم دلمردگی هست.
حال دارم خیلی هم حالت خوش است ولی می روی جمکران می بینی قفل کردی می روی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها زیارت نامه ی حضرت معصومه را بر می داری می خوانی، السلام علی آدم صفوته الله السلام علی نوح نبی الله، السلام علی ابراهیم خلیل الله خوب فارسی بخوان اگر نمی فهمی فارسی بخوان یک صفایی کن با حضرت معصومه سلام الله علیه خیلی فقراتی که آنجا هست زیبا هست اگر می فهمی خوب هیچی نمی فهمی فارسی بخوان لزومی ندارد عربی بخوانی که قدرت بگیری برای همین اینجا ها شبهای ماه مبارک رمضان حواس تان باشد از مفاتیح های مترجم استفاده کنید همیشه دم دست تان کتاب های ترجمه شده باشد استفاده کنید که لذت ببرید ببینید کمیل خواندن یعنی چی؟
کمیل خواندن یعنی چی، اگر اعتیاد پیدا نکردی به خواندنش، دعا های دیگر را نگاه کنیم ببینیم یعنی چی، ولی خوب می بینی طرف 20 سال رفته دعای کمیلم شرکت کرده فایده ندارد بعد از یک مدت هم زده ممکن بشود ممکن زده بشود اگر هم می رود برای حالش می رود که مثلا مداح یک حالی بده به آن، مثلا بابا تو خودت قرار است با خدا بهترین حرفها زده بشود می گویی امشب حاج فلانی نبود آقای فلانی نبود یک مداح دیگر خواند حال نداد. نه تویی که وابسته به مداح هستی خودت بیحالی، توجه فرمودید چه جوری شد؟
خودت بیحالی اگر تو خودت حال داشته باشی و سوختن در وجودت باشد بسوزی و متوجه باشی هر مداحی بخواند تو آتش می گیری حتی مداحی که می دانی خودش به علمش عمل نمی کند. هی در جلسه گیر نمی دهی به مداحها چون این دارد می خواند من حال نکردم نه تو حال خودت را باید بکنی هر کس اسم معشوق را بیاورد قشنگ است ولی وقتی خودت حال نداشته باشی اگر فلان مداح بتواند آن بیاید مثلا ما یک حالی می کنیم و الا نه.
درست است مداحها بعضی شان اخلاص شان، سوز شان، اثر دارد معرفت مداح اثر دارد رو آدم خیلی اثر می گذارد ولی وقتی خودت بی معرفت و بی سوز باشی یک موقع هم بهترین مداح هم می خواند تو هیچ حالی نمی کنی بنابراین باید دقت کنیم که دعا های ما لق لقه ی زبان نباشد واقعا جدی باشیم تو برخورد با حق تعالی جدی باشیم که همه ی مواردش را هم گفتم.
هر چقدر سطح معرفتت برود بالاتر دعایت جدی تر می شود سوزت هم بیشتر می شود این دو تا یادتان نرود همه چی به معرفت الله ربط دارد، معرفت هر چقدر برود بالا کلام جدی تر سوز بیشتر به اجابتم چی هستم؟ نزدیک تر هستیم. 2- بفهمیم چی داریم می خوانیم اگر عربی هست عربی را بفهمیم چی داریم می خوانیم اگر عربی بلد نیستیم فارسی با حضور قلب بخوانیم اگر هم حواسمان پرت شد باز دیگر ممکن است بلد هم باشیم ولی حواسمان پرت باشد، من توصیه ای که به عزیزان می کنم این هست که هر وقت یک جا حواس مان پرت شد از خدا هم این کمک را بخواهید خدا هم حتما به شما کمک هم می کند.
توجه فرمودید. با خودتان بعضی از چیز ها را عهد ببندید که من بدون حضور قلب رد نشویم خداوند کمک شما می کند می بینید شما 20 بار دارید یک ذکری را می گویید خودت هم متوجه نیستی داری تکرار می کنی چرا؟ چون حواست نیست ولی چون با خدا یک همچین عهدی کردی خداوند امر می کند به زبانت و اختیارش را از تو می گیرد یک دفعه به خودت می آیی می بینی 30 بار داری تکرار می کنی تا متوجه بشوی که من این 30 بار را چه جوری خواندم؟
بدون حضور قلب تا حضور قلب پیدا نکنی اجازه نمی دهد به تو سر از سجده برداری، این را امتحان بکنید اجازه نمی دهد که ذکر را رد کنی وادارت می کند که برگردی حضور قلب داشته باشی، از خدا بخواهید این را با خدا عهد کنید می بینید که خدا کمک تان می کند. جز جز مثلا این طوری بکنید جز جز یا قسمت هایی از نماز را یا خود نماز را اگر آدم بتواند این طوری من رد نشوم اگر رد شدید حتما فرمول هایی دارد که شما بعد از اینکه رد شدید از نماز یا در خود نماز یا بلافاصله بعد از سلام نماز آن مقدار هم که حواستان نبوده جبران کنید این راه دارد با حضور قلب راه دارد که چه کار کنید.
پس نگذارید رد شود چیزی از شما؟ اگر رد شده فایده ای ندارد، خواب بیاید چرت بیاید به درد نمی خورد مثلا قرار است شما یک ذکری را بگویید که ازش آثاری به وجود بیاید وقتی بخوابی فایده ندارد وقتی با چرت بگویی می گوید آقا هزار مرتبه مثلا امشب سوره ی قدر بخوان ولی رو ششصد هستی دیگر در هپروتی. این دیگر آن اثری که باید داشته باشد ندارد این فوق العاده مهم است برای همین هم گفتن برای اینکه از این حالتها به شما دست ندهد شما چی کار کنید؟ شما به کمیت خیلی اهمیت ندهید به چی اهمیت بدهید؟ کیفیت به کیفیت، گاهی وقتها کیفیت ساختگی هست می توانیم بسازیمش، توجه کردید گاهی وقتها از درون ما می آید می جوشد کیفیت از قدرت خودمان کیفیت می آید گاهی وقتها نه کیفیت را از بیرون می گیریم یعنی با چی؟ همان بحثی که شب جمعه داشتیم با چی؟ تلقین با تلقین، مرحوم آقا میرزا علی آقا بین مثلا عبادتها یک خوراکی یک چیزی می گذاشت مثلا قرار است دو ساعت سه ساعت عبادت کنید تا نماز شب بخوانید چهار ساعت بیدار می خواهی باشی چهار ساعت پنج ساعت می خواهی بیدار باشی تا اذان صبح تا بین الطلوعین می خواهی بیدار باشی خیلی ساعت است 7 ساعت 8 ساعت ممکن است طول بکشد خوب این را باید انسان حواسش باشد که تخت گاز نرود.
مثل همین مسجد ها هست الان شبهای احیا می گذارند هفت ساعت یک دفعه طرف می خواهد برود خوب نه باید بینش چای باشد مثل احیا های خودمان. احیا های خودمان خیلی خوب است قشنگ شکمها همه چیز رعایت می شود آقای غریبی می رسد به همان خلاصه نیست غیبتش را بکنیم یک ذره خلاصه موزی شیر کاکائویی کیکی، پا شویم برویم یک گپی بزنیم یک حرفی بزنیم یک هوایی بخوریم. این خیلی مهم است.
گاهی اوقات شما خسته اید یک غزل حافظ تو را بالا می آورد همچین شنگولت می کند که دو ساعت خواب را می پراند از سرت یک غزل وسطش بتوانی یک نگاهی بکنی یا دو بیت شعری بخوانی. آمیرزا علی آقا می گفت یک خیاری چیزی بخورید بابا، خیار خودش می گرفت میوه می خوردند اینها میوه ای خربزه ای قهوه ای چایی چیزی باشد استفاده کنیم با تنوع عیاشی کنیم.
این خیلی مهم است تا یواش یواش قلب به یک جایی برسد که هی نیازش به این چیز ها هم کمتر شود ولی به هر حال احتیاج هست وقتی بزرگان ما یک همچین چیز هایی را استفاده می کردند ما بچه ها دیگر نباید قلدری کنیم ادای بزرگان را در بیاوریم. اینها تلقین هست کمک می کند که به هر حال عوامل مختلف هست که ما را از دعایی که لفظی هست نجات بدهد فقط لفظ باشد خواندن باشد هیچ تمرکز نباشد متوجه نباشیم در مقابل فلان کس قرار دارم از او چیزی می خواهم مثل چی می ماند؟
مثل بچه ای که خواب هست دارد خواب می بیند به بابایش یا مادرش مثلا می گوید آب می خواهم یا فلان چیز را می خواهم وقتی می روی بالا سرش می بینی که نه می خواهد نه چیزی، داشته چی کار میکرده؟ داشته خواب می دیده واقعا نمی خواسته همچین چیزی را خواب داشته می دیده بیهوش بوده یک چیز هایی گفته ما هم این جوری هستیم عین حرف زدن در خواب کار های ما با خداوند مثل حرف زد در بیهوشی هست وقتی دعا می کنیم بسیاری از دعا های ما این طوری هست که تاثیر گذار نیست.
دعای مصداقی دعایی هست که در آن زبان دعای دوم ( با قلب همراه است) این ترجمه دیگر توضیح نمی خواهد یعنی زبان ترجمان قلب است واقعا آن سوز دل تو چه کار می کنی؟ منتقل می کنی ( که در این صورت فرد راستین و حقیقی دعا بوده و به اجابت بسیار نزدیک است. شما وقتی که از قاعده ی زیارت نامه و دعا در می آیید خوب می روید خودتان با امام رضا می ایستی فارسی حرف می زنید یک چیزی می خواهید می بینید که بیشتر به شما مزه داد. برای همین توصیه ی من به عزیزان این هست که بعد از اینکه شما زیارت های رسمی را کردید یا دعا های رسمی را خواندید بگذارید کنار حالا خودتی و امام رضا علیه السلام امام رضا امام است و همه ی زبان ها را بلد است.
خوب حالا ببین تو اگر امام رضا علیه السلام الان در خانه ات بود چطوری می خواستی از او، چه دعایی می کردی اگر تو الان امام رضا را می دیدی که واقعا هم هست دارد می بیند تو را، پیشت است اشهد اذن دخول که می گوییم اذن دخول اول که می خوانیم اشهد انک تسمع کلامی و تری مقامی من شهادت می دهم که تو این خیلی قشنگ است خوش به حال کسی که بتواند راست بگوید شهادت می دهم که تو صدای من را می شنوی داری من را می بینی. جواب من را هم می دهی.
خوب شهادت می دهم یعنی چی؟ یعنی می بینم که می بینی، قشنگی اش این می شود دیگر. می بینم که می بینی وقتی این طوری آدم از امام رضا علیه السلام بخواهد فارسی هم برود بخواهد یک پیرمردی بود چند روز پیش برایم تعریف می کرد خیلی قشنگ یک سیدی بود خیلی امام رضا ای کاش ما بفهمیم چقدر ما ها را دوست دارد ای کاش بهفمیم چقدر با ما ها صمیمی است ای کاش بفهمیم چقدر به خواسته های ما توجه دارد یک بار اگر ما امام رضا علیه السلام را درست بشناسیم برویم در حرم امکان ندارد دست خالی برگردیم امکان ندارد کسانی که صمیمی رفتند پیش امام رضا، امام رضا خیلی با آنها قشنگ تا کرده.
خیلی امام رضا علیه السلام ما ها نمی فهمیم این را آدم را دیوانه می کند. هر وقت من می روم خودم این یک بیت شعر را می خوانم:
قربان کبوتر های حرمت قربان لطف و صفا و کرمت
لطف و صفا و کرم، خیلی صفا دارد خیلی کرم دارد خیلی لطف دارد خیلی مهربان است امام رضا علیه السلام ما ها فکر می کنیم یک امام مثلا خیلی مقدس است مثلا توی مقام مثلا آسمان این جوری نشسته باید به او بهفمانی چی می خواهی، این جوری نیست به خدا از هزاران، میلیون ها، میلیارد ها مادر و پدر به حال تو واقف تر است و مهربان تر است اصلا همین که برد تو را آنجا از این فاصله ی دور او برده دیگر می گوید ما خودمان می آوریم تان اینجا خودمان می آوریم تان. خودمان بر می گردانیم. این خیلی مهم است خودمان می آوریم خودمان هم بر می گردانیم.
خوب حالا که تا اینجا دعوتم کردی تا اینجا دعوتم کردی ما چرا نمی توانیم بفهمیم که این آقا ما را دعوت کرده خودش دلش برای ما تنگ بوده ما را خبر کرده اینجا. لیلی از مجنون بسی مجنون تر است
واقعا ما هر وقت برویم پیش امام رضا علیه السلام شما یک ماچ که بکنید ضریع را یا دیوار را حضرت چند بار می بوسد شما را چند بار می بوسد شما را فکر نکنید مثلا آقا آنجا آدم متکبر مقدس آنجا نشسته شما بروی بنشینی مثلا ضریعش را ببوسم، نه این جوری نیست.
دستت را که می بری به در و دیوار ضریع آن سفت می چسبد تو را در واقع آن دست بردن تو برای بغل کردن حضرت بازتاب است دست بردن حضرت برای بغل کردن تو هست. توجه فرمودید. خیلی مهربان است من دیدم افرادی که با امام رضا علیه السلام این جوری حرف زدن چقدر حاجتهای قشنگ گرفتن چقدر راحت حضرت با آنها حرف می زند جواب می دهد خیلی خوب، این شاگرد ما برای تان تعریف کردم این شاگرد ما می گفتن که من خیلی سال بود نرفتم قبر امام رضا علیه السلام هر دفعه هم یک بهانه می گرفتم و نمی رفتم بعد می گفت بعد از سالها یک مسابقه شرکت کردم جایزه اش بلیط رفت و برگشت به مشهد بود به اسم من افتاد این یعنی چی؟
می گفت نرفتم باز هم کله شقی کردم نرفتم سال بعد افتاد دو باره به اسم من یعنی انداخت به اسم من که من بروم من بروم نرفتم سال بعد یک سفر خارجی خورد با سر رفتم سفر خارجی را رفتم بلغارستان گفت تو بلغارستان آقا آمد سراغ من، ببین آقا چقدر مهربان است آنجا هم می آید سراغ آدم آمد به من گفت که اینجا دور تر است یا مشهد؟ یعنی تو می توانستی بیایی پیش من نخواستی بیایی خودت نمی خواهی بیایی، آره.
تو یکی از این مجله های هواپیمایی نوشته بود در مورد خاطرات یک خلبان بود گفتم برای تان می گفت از ساری پرواز کردیم برویم مشهد گفتند هوا خیلی خراب است در مشهد که خواستیم بنشینیم گفتند نمی توانید بنشینید باید برگردید گفت آمدیم برگردیم برویم ساری بنشینیم گفتند ساری هم خراب است هوا، برگردید تهران بروید تهران بنشینید خوب مجبوری آمدیم تهران نشستیم قشنگ که نشستیم در هوا پیما را که باز کردیم که مردم بروند بیرون دیدیم یک دانه کبوتر آمد تو رفت نشست رو شانه ی یکی از این مهماندار ها، هیچ وحشتی هم نداشت اصلا کبوتر صاف رفت نشست آنجا گفت آمدیم مردم را پیاده کنیم بی سیم زدن که هوا مشهدی خیلی خوب است بلند شوید بیایید گفت هیچی بلند شدیم رفتیم آنجا و مشهد نشستیم در را باز کردیم کبوتر آمد رفت. خلبان می گفت من تازه فهمیدم ما مامور بودیم برویم تهران کبوتر آقا را بیاوریم برایش. یکی از این کبوتر ها دلش برای حضرت تنگ شده بود.
ما می گوییم ضامن آهو که فقط مال آن سالا نیست که هر حیوانی هم اینجا شما اگر به خاطرات کسانی که هستند مراجعه کنید می بینید که چقدر حیوانها هر سال پناه می برند به حرم حضرت، داستان آن شتر را شما نگاه کنید که وقتی می خواهند بکشندش فرار می کند می رود رو به ضریح می ایستد داستان سگ را نگاه کنید که صاحبش انداخته بودش از خانه بیرون وقتی پیر شده بود می رود جلو ضریع می ایستد چقدر گریه می کند آقا می رود به خواب صاحبش می گوید یا الله برو سگ را برش دار بیار در خانه. همه می شناسند حضرت را ما بدبختیم نمی شناسیم گرفتاری از ما ها هست.
پیرمرد رفته بود گفته بود که آقا دیگر خسته شدم پیرم حج هم که من تا به حال نرفتم خودت دیگر یک کاری بکن دم آخر عمری خلاصه یکی از این پولدار امام رضا می رود به خوابش می گوید که این آقا را بردارید امسال ببرید حج، خلاصه گفت آقا هم سفارش کرده بود دیگر با خودم بردمش ولی چطوری بردم؟ با ترس و لرز بردم با ترس و لرز بردم که گم نشود اینها.
دو روز آخر روز عرفه گم شد چهل و هشت ساعت گم شد پدرم در آمد بعد از 48 ساعت آمدیم دیدیم دم هتل نشسته گفتم که کجا بودی پیرمرد؟ گفت جایی بودیم دیگر حالا رفته بودیم جایی، گفتم نه ، باید بگویی کجا بودی آخر من بیچاره شدم اینجا، گفت آخر آنچه که تو خواب دیده بودی فقط نصفش بود نصفش هم این بود که گفته بودم آقا حالا که ما داریم این حج را می رویم بگذار امسال با امام زمان علیه السلام اعمال مان را انجام بدهیم پریروز حضرت خودش آمد دنبالم گفت برویم با من انجام بده اعمال را.
همین طوری هر که خواسته دادند اصلا دریغی نیست آنها خیلی مهربان هستند به ما. بدبختی بی معرفتی های ماست بی باوری های ماست یقین نداشتن ماست قساوت قلب ماست بی محبتی های ماست نسبت به آنها شما برو بگو بابا جان بده اگر نداد. شما برو بگو این دعای مصداقی خیلی مهم است که تو حرف داری می زنی خواسته ات باشد واقعا یعنی آقا من این را می خواهم همین است دستت را بردار بگو این را.
یعنی این که استاد می فرماید که زبان ترجمان قلب باشد یعنی همین. که در این صورت فرد راستین و حقیقی دعا بوده و به اجابت بسیار نزدیک است البته این نوع دعا گاهی ممکن است ظاهرا اجابت نشود.
می گوید ظاهرا اجابت نشود دقت کنید. ولی باید دانست که خود عبادتی است که اجر قطعی بر آن مترتب است. یک اجر قطعی دارد و تاخیر در اجابت فقط از مصلحتی برخواسته که خدای متعال بر اسرار آن آگاه هست.
بهانه می خواهم زور بزنم توضیح بدهم نمی شود ولش کنید بماند برای بعد.
ولحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.