1-طبيعي ترين راز هستي ،فقر مطلق تمام مخلوقات است
2-همانگونه كه رحم مادر به دنيا وابسته است،دنيا نيز به عالمي بالاتر و خارج از خودش بستگي دارد
3-ان مع الدنيا الاخره والاخره محيطه بالدنيا
4-رسيدن به حقيقت ارتباط انسان با عالم بالا نياز به تمرين دارد
5-دارسته العلم لقاح المعرفه اضربوا بعض يتولد منه ثواب
6-همه عالم دعاست كه گاهي در فلسفه از آن به معلوليت تعبير شده
7-به طور كلي از دعا تنها همان معناي معمول آن درك شده
8-كسي كه از دعا امتناع ميكند از كل هستي جداست و به نتيجه نيمرسد
9-نياز مطلق به خداست و اراده او تناقضي با اختيار انسان ندارد
10-دعاي حقيقي خالي از هر نوع خود بيني و بي نيازي از طرف مخلوق است
11-خواندن ادعيه و زيارت با يقين به نياز به آنها ارزش واقعي خود را دارد
12-يقين به اينكه سر رشته امور تنها در دست اوست لذات بسياري به همراه دارد
13-منع خداوند هرگز از روي بخل و كينه نيست زيرا او غني مطلق است
14-زرنگترين و برندهترين بندگان كساني هستند كه بيشتربا حضرت حق ارتباط دارند
15-تدبير خداوند بهترين هديه براي بندگانش است
16-اهل بيت عليهم السلام بارزترين نمونه هاي تسليم در برابر خداوند و عشق به او
17-بزرگترين خسارت فاصله افتادن بين انسان و خداست
18-نمونه اي از زن هاي طبيعت گرا و فطرت گرا و افكار شان
19-اعتماد به تقدير خداوند تناقضي با خواستن بهترين ها از خداوند ندارد
20-اعتماد به تقدير خداوند آرامش بخش انسان است
21-مستي نعمت آنت بندگي و عشق به خداوند
22-كلي لا تاسوا علي ما فاتكم ولا تفرحوا بما اتاكم
23-لا تدع مع الله اله آخر
24-دوستي و دوست پيدا كردن بايد براي خداوند متعال باشد در غير اين صورت ضرر خواهيم ديد
25-علت شرك ورزي ما عليه طبيعت گرايي بر فطرت گرايي ماست
26-خاطرهاي از مبناي غلط براي ازدواج و رسيدن به بن بست
27-ما انسان ها اگر از كفر به شرك بياييم غنيمت است
28-كسي كه از عمق جان بگويد افوض امري الي الله آرام خواهد بود
29-هركس بايد اول خود را به اصلش بفروشد تا آنها به اداره امور بپردازد و خسارت نبيند
30-خدايي كه نعم المولي و نعم الوكيل است مي تواند خانواده مارا هم حفظ بكند
31-ميشود بدون داشتن كمترين امكانات نيز خوشبخت بود
32-نبايد محبت به خانواده ما را از وظايفمان دور كند زيرا خداوند خودش بهترين تدبير كننده است
33-تنها مومنين واقعي بر خداوند توكل ميكنند
34-كسي كه لذت با او بودن را چشيده بقيه چيزها حتي بهشت در مقابل چشمان او ناچيز است
35-از كلامات انسان يافتن حاكميت مطلق خداوند در گستره نظام هستي است
36-ان الحكم الا لله
37-درك همه درسها منوط به عنايت خداوند متعال است
38-توفيق الهي تابع همت بنده است
39-بايد از خداوند شجاعت نه گفتن به غير او را خواست
اعوذبالله من الشيطان الرجيم.بسم الله الرحمن الرحيم.الحمد لله رب العالمين وصلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنه الله علي عدائهم اجمعين من الان الي قيام يوم الدين.
بحث گذشته مان درباره دعا به اين مطلب رسيد كه در صفحه 21 كتاب كه عنوان طبيعي ترين راز هستي را جناب استاد ذكر كردند كه همه نظام خلقت فقير و وابسته به يك غني مطلق يعني حق تعالي هست و همه نظام خلقت زبان در خواست و فقر نسبت به حق تعالي دارد شما اگر كه بايك دقت بيشتري نگاه كنيد به نظام خلقت به هر موجودي كه نگاه كنيد ميبينيد كه آن موجود فقير و محتاج است و اگر به او عنايتي نشود نابود مي شود،اگر من بخواهم يك فرمول قطعي و يا كلي به شما بدهم مي نوانيم اينطور خدمت شما عرض كنيم كه اگر به فرمول خودمان مراجعه كنيم كه رابطه دنيا با آخرت مثل رابطه رحم مادر و دنيا است شما رحم راكه در نظر بگيريد اين را خوب دقت كنيد رحم قبل از پيدايش دنيا حقيقت ووجودي نداشته اول دنيا به وجود آمده و بعد در دل دنيا چيزي به عنوان مادر و رحم مادر به دنيا آمده به وجود آمده مادر و رحم مادر قائم به چه چيزي هستند؟به دنيا هستند،از مادر صرف نظر ميكنيم اگر دنيايي نباشد رحم مادري هم وجود ندارد-بله؟لذا جنين هم در رحم مادر تحققش-كماللش-حركتش وتولدش معنادار نيست خوب اين نسبت را به آن توجه بفرمائيد رحم مادر تمام حياط خودش را لحظه به لحظه دارد از يك عالم خارج از وجود خودش ميگيرد توجه فرموديد-دائما از يك عالم بيرون از رحم دارد به سمت رحم دمش و توجه صورت ميگيرد اين دمش و توجه است كه رحم را سرپا نگه ميدارد اگر لحظه اي ارتباط رحم با دنيا قطع شود نه رحمي وجود خواهد داشت ونه جنيني-خوب توجه فرموديد؟دنيا كه خودش رحم دوم ماست هم با عالم خارج از خودش همينطور است اگر يادتان باشد در بحث رابطه وجودي دنيا و آخرت اين نكته را ما عرض كرديم كه دنيا ابتدا قبل از رحم است –رحم را به وجود رحم را به وجود مي آورد هميشه وقتي كه به رحم نگاه ميكنيد يعني با او وهمراه او چه چيزي وجود دارد؟دنيا وجود دارد و دنيا محيط بررحم هست گفتيم همين نسبت وجودي را دنيا با آخرت دارد كه رسول اكرم صل الله عليه وآل وسلم فرمودند ان مع الدنيا الاخره و الاخره محيطه بالدنيا هميشه همراه دنيا آخرت است و آخرت محيط بردنيا است يعني اول آخرتي وجود داشته بعد دنيا در دل آخرت به وجود آمده-توجه فرموديد چطور شد؟در دل آخرت به وجود آمده پس دنيا خودش دست روي هر چيزش ميگذاري روي درختش-روي كوه-روي آسمانها-روي ستارهها-روي زمين-روي موجوداتش،ميبينيد كه همه هيچ كاره هستند يعني هيچ موجود مستقلكه از خودش كمالي داشته باشد را شما در روي زمين دنيا نمي بينيد دائما دمش عالم امرو عالم آخرت است كه يكسره دارد دنيا را اداره ميكند اگر لحظه اي توجه آخرت به دنيا قطع شود-ارتباط دنيا با آخرت قطع شود همه دنيا در يك لحظه نابود و متلاشي ميشود اينكه قران مي فرمايد ان يشايذهبكم و يات باخلق جديد اگر خدا بخواهد همه شما به نوعي بهره مي بريد يعني چي؟ يعني ارتباط دنيا با آخرت كافي است قطع شود دنيايي ديگر وجود ندارد جمع ميشود خيلي جالب است در معاد توضيح داديم چطور حمع ميشود؟مثل-راستي عكس خوبي هم روي كتاب دارد مثل اين لوح الآن باز است ولي اگر آن را تا كنيم چه ميشود؟ديگر خبري از آن نيست توضيح داديم كه دنيا را كه دنيا را جمع ميكند اصلا خدا بساطش را جمع ميكند مثل يك سفره اي كه بر ميداريم و ميپيچيم و تمام ميشود مي رود پي كارش ويات باخلق جديد خلق جديدي را خدا مي آورد اگر بخواهد بنابر اين وقتي ما اين را خوب دقت كنيم توجه مي كنيم كه رابطه ما با عالم امر رابطه خود من با حق تعالي هم همين است يعني من يك ربط محض هستم كه دائما به من توجه ميشود كه هستم و اگر عنايت آن طرف نباشد چيزي نيست آنجا همه چيز نابود ميشود و از بين ميرود ما از بين خواهيم رفت اين خيلي اهميت دارد،من كه اصرار دارم كه ما قبل از اينكه وارد صحيفه بشويم اين ادراكات اول سر جاي خود بيايد چون اگر اين ادراكات درس جا بيفتد براي يك شخص شما معادل 70الي80 سال بلكه بيشتر كار عبادي را مي توانيد در همين جلسه اي كه خدمت شما عرض ميكنم انجام بدهيد و اگر خوب بفهميد چي هست و خوب دقت بكنيد-تمركز بگيريد بيرون هم بايد تمرين كنيد حالا به شما تمرين ميدهم بيرون هم بايد زياد تمرين بكنيد سحر ها شبها بايد زياد تمرين كنيد تا اين حقيقت براي شما
مكاشفه شود يعني از جنبه ذهني در بيايد به شهود برسد مشاهده بكنيد يعني بيابيدش اگر اين اتفاق براي شما بيفتد اين مسئله براي شما جا بيفتد شما صدها سال جلو مي افتيد صدها سال و از عمرتان بهترين استفاده را مي توانيد بكنيد فقط خوب دقت كنيد كه اين كاملا براي شما كشف شود-توجه فرموديد چه چطور شد اگر يك وقت هم جنبه ذهني دارد مي بينيد شايد نتوانيد آنچه كه من مي گويم را خوب درك كنيد و شهود كنيد با عزيزان كه قوي تر هستند بنشينيد مباحثه كنيد تا كم كم اين دراسه العلم حرف زدنها- گفتگو كردنها به قول سيد الشهدا دراسه العلم لقاح المعرفه يعني مدارسه كردن دو يا سه نفر نشستن با هم مباحثه علمي كردن نطفه معرفتهاي جديد را ايجاد ميكند لقاح المعرفه اطلاعات جديد و معارف جديد براي انسان ايجاد ميشود تا اينكه انسان تنهايي سعي كند بفهمد نمي خواهيد تنهايي سعي كنيد بفهميد اگر فهميديد نوش جانتان ولي مزه بيشتر اين است كه بشينيد با هم گفتگو كنيد اطلاعاتتان ودرايتتان به قول سيد الشهدا بزنيد به همديگر هر چيزي كه داريد بزنيد به آن چيزي كه طرف مقابل دارد آن هم همينطور اضربوابعض راي ببعض يتولد منه ثواب تضارب آرا كنيد راي تان را به همديگر بزنيد آنچه كه درست است و دقيق تر است به دست مي آيد پس اصرار ما در فهم اين قضيه است كه شما اين مسئله برايتان شهود شود كه نوع پيوند و ارتباط شما با حق تعالي چه چيزي است و براي اينكه اين را خوب بفهميد ابتدا به نوع پيوند جهان كه شما هم عضوي از آن هستيد با حق تعالي و با عالم آخرت فكر كنيد و بيانديشيد بعد در مورد خودتان و اينكه من كي هستم و نوع ارتباط من با حق تعالي چيست تا وقتي ميخواهيم در مقابل حق تعالي قرار بگيريم نه فقط در هنگام دعا بلكه در هنگام نماز يا تفكرات ديگر يا موقعه اي كه قران مي خوانيم بدانيم كه آن جايگاهي كه از آن معارف دارد صادر مي شود به سمت ما مي آيد با من كه دريافت كننده هستم كي هستم اصلا چه اتفاقي دارد در اين جا مي افتد لذت خيلي زيادي دارد درك اين قضيه اگر شما بتوانيد اين قضيه را خوب درك كنيد لذتها و شيرينيها را مي چشيد كه در عمرتان تا بحال تجربه نكرديد اگر بتوانيد انشا الله اين موضوع را خوب درك كنيد به اين معرفت انشا الله نائل شويد (پس نهاد هستي در اصل وجود خود و در جميع حالات و حاجات لحظه اي از دعا منفك نيست) همه عالم دعاست همه اش درخواست همه اش فقر مطلق كه هستن مي خواهند (وجود دعا از لوازم حتميه و ضروريه اي است كه جمله مخلوقات از آن متنعم و به آن مفتخرند البته گاهي در فلسفه از اين ارتباط به معلوليت تعبير شده)معلول يعني چه؟معلول؟يعني تجلي علت چيزي كه علت دارد و دائما در اصل وجود و بقايش وابسته به كي هست؟وابسته به معلول-مثال ضعيفي كه زدن بعنوان علت مادي يا علت فاعلي ميگويند مثلا رابطه بنا و ساختمان كه البته اينطور نيست بنا و ساختمان علت فاعلي است بنا موجود ايجاد ميكند بعد هم چه؟ميرود دنبال خود بدون بنا هم ساختمان هست نه اگر بخوانيد اين موضوع را خوب درك مي كنيد مثل شما و صورت ذهنتان است علت و معلول حقيقي اينطور است كه در اصل وجود و در ادامه زندگي وابسته به كيست؟به علت خود (از اين ارتباط به معلوليت تعبير شده آنگاه كه بحث در اصل ايجاد و صدور هستي است) يعني رابطه كل ماسه والله باخدا هر چه غير خدا است همين رابطه را دارد مثل رابطه صورت ذهني انسان با انسان است (و گاهي به معلوليت ياد شده از اين طرف نگاه مي شود از آن نظر كه صحيفه هستي در محضر حق جل واعلي حضور دارد گاهي نيز به مخلوقيت و مقدوريت موصوف گشته بدان جهت كه منتخب دعا كننده در اختيار تام حضرت باري تعالي قرار دارد) مي گويند مقدوريت در مورد ما مخلوقيت يعني چه؟يعني هر چه كه ما بخواهيم انتخاب كنيم به سمتش برويم به آن نياز داريم در يد قدرت حق تعاليست مقدور است (به هر تقدير هر يك از اصطلاحات فوق در افق خاصي از مباحث فلسفي قرار دارد و با حفظ مرتب خود بايد لحاظ شود)اين بخش از بحثهاي فلسفي است الان هم نمي خواهيم وارد آن شويم با اين حال متاسفانه انسان از اين ارتباط تنگاتنگسخت غافل مانده يعني نمي داند وقتي ميخواهد با خدا حرف بزند با چه كسي مي خواهد حرف بزند متوجه مي شويد چه مي گويم؟نمي دانيم اگر اين پرده كنار رود كه ما بفهميم با چه كسي داريم حرف مي زنيم خيلي از مسائل كاملا حل مي شود براي ما آن وقت خيلي هم راحت مي شويم ما ميدانيم مي خواهيم چيكار كنيم(و به تو هم آنكه ياد خدا) اينجا را دقت كنيد(به توهم آنكه ياد خدا تنها در ارتباطي اختياري قرار دارد و عملكرد او او وابسته است به كلمه دعا جز همين حركت معمول چيزي درك نكرده است) مثلا شما فكرمي كنيد يك استادي داريم از اين استاد ما مي خواهيم سوال كنيم ميگوييم كه حالا اين استاد سئوالاتش مطالب علمي است ما سالها شاگرد او بوديم مي خواهم از او سئوال كنم يا نكنم ميگويم كه حالاتصميم ميگيرم بروم سئوال كنم گاهي وقتها ميگويم نه حالا سئوال نكنم ميرو و مي نشينم درس مي خوانم مشكلم را حل ميكنم يعني فكر ميكنم قضيه اختياري است كه من با اختيار خود بروم در خانه خدا يا نروم در خانه خدا از خدا بخواهم از جاي ديگر تهيه كنم نياز خودم را يعني اين تا آخر عمرم خيلي از افرادي كه حتي درس مي خوانند كار علمي مي كنند حتي كار طلبگي ميكنند هم نمي فهمند كه بايد با خدا چه طور حرف بزنند و اين ادراك را دارند متا سفانه (و به توهم آنكه ياد خدا تنها در ارتباطي اختياري قرار دارد و به انتخاب و عملكرد او وابسته است كهمن تصميم دارم كه دعا كنم ذكر بگويم ياد كنم انتخاب كنم از كلمه دعا جز همين حركت معمول چيزي درك نكردم صلاح كار كجا و من خراب كجا ببين تفاوت راه از كجا تا به كجاست)خيلي اين فرق مي كند با همديگر كه من متوجه باشم كه من موقعه اي كه دارم دعا مي كنم تازه دارم با كل نظام هستي هماهنگ مي شوم اول فقر مطلق و دعا كل نظام هستي را درك بكنم بعد كه حالا مي خواهم بروم دعا كنم بگويم من هم مثل بقيه هستم مثل بله؟ بقيه هستم متوجه باشم كه بي نياز از دعا نيستم و فقط هم بايد مشكلم را حل كنم يعني در خواست توجه فرموديد چه طور شد؟ آنجايي كه من فكر مي كنم تصميم ميگيرم مي توانم با تواناييهايم خودم كاري كنم در كمال نا باوري مي بينم كه به هدف بله؟ نمي رسم و همه چيز خراب مي شود براي خودم تصور مي كنم كه من موفقم و مي توانم اين كار را انجام دهم پول كه تو حسابم هست فردا تصميم مي گيرم اين كار را انجام دهم ولي مي بينم نمي شود ما متوجه باشيم كه يواش چشممان را از هر چيزي غير خدا بر مي داريم يعني اگر هم بدانيم همه امكانات هم در دست رس ما باشد بايد او اذن بدهد و از او بخواهيم كه كار راه بيفتد والا راه نمي افتد اينطور نيست شما بزرگان را نگاه كنيد يك كتابي هست به نام آخرين گفتار چند جلده تمام آدمها ي بزرگ دنيا از آدمهاي خوب و مثبت و منفي آخرين كلمات را كه در موقعه مرگشان به زبان آوردن را آنجا شما مطالعه مي كنيد عجز سايه بودن معلول بودن نا تواني فقر مطلق آنجا نشان داده مي شود كه هر چه ما مي خواهيم نمي شود براي همين هم قران مي گويد نكنيد من اينكار را مي كنم مگر اينكه حتما بگوييد چيست؟ انشا الله اگر خدا بخواهد ما شا ربي كان و مالم يشالم يكون هرچي پروردگار عالم بخواهد مي شود هر چه نخواهد نمي شود تو هم كاره اي نيستي اين سلب اختيار نمي كند دقت كنيد سلب اختيار نمي كند چون خداوند خواسته است از جمله چيزهايي كه خواسته اين است كه ما اختيار داشته باشيم چه داشته باشيم؟ اختيار بنابراين من اگرمتوجه باشم كه من موقعه اي كه دارم دعا مي كنم همراه همه موجودات عالم دارم مي روم فقط مثل بقيه خودم را نشان مي دهم يعني حقيقت فقر محض خودم را بروز مي دهم اين مهم است كه اگر اين را نفهميدم تا آخر عمرم نمي توانم يك دعاي حقيقي كنم يك چيزي به شما بگويم همين الان كه دارم توضيح مي دهم براي شما از درون ناراحت هستم مي بينم كه نمي توانم آن چيزي را كه مي خواهم بگويم به شما هي عوض مي كنم جملات را بلكه كدهايي در بياد اين وسط شما متوجه شويد من دارم چي عرض مي كنم درست شد؟ اگر موقع دعا كردن اين براي ما جا بافتد متوجه باشيم كه به هرچيزي كه به زبان مي آوريم نياز جدي و قطعي داريم نياز قطعي داريم نسبت به آن بي نياز نيستيم امروز دعاي چند شنبه را مي خوانيم شنبه وان تشرح بكتابك صدري و تحط بتلاوته وزري و تمنحني السلامه من ديني و نفسي ولا توحش بي اهل انسي وتتم احسانك فيما بقي من عمري كما احسنت فيما مضي منه يا ارحم الراحمين داريم مي خوانيم ديگر اينكه من بفهمم نياز دارم كه كتاب خدا سينه ام را باز كند نياز يك انسان دغدغه يك انسان است حالا سئوال علت اينكه ما نمي توانيم با همان جديتي كه اين دعا ها براي ما ترسيم شده و معصومين خواستن بخوانيم و اساسا احساس نياز نمي كنيم الان در برنامه همه عزيزان نوشتم دعاي روز و زيارت درست شد؟ چند نفر خوب انجام مي دهند؟ صبح به صبح فهميدن كه اگر اين دعا را نخوانند صبح اول صبح نخوانند و زيارت نخوانند به آسيبهاي جدي دچار مي شوند و اگر بخوانند بيمه مي شوند چند نفر به اين يقين رسيده اند ؟ خودتان جواب بدهيد به خودتان به اين يقين رسيده ايد كه اگر من نخوانم اين را يا رسول الله هذا يوم ثبت امروز شنبه است و هو يومك و باسمك روز تواست به اسم تواست من ميهمان تو هستم پناهنده به توهستم مي تواني بفهمي من ميهمان توهستم اصلا ما چه احتياجي داريم به رسول الله ميهمان شويم اين ادراك ميهمان بودن خيلي مهم است و پناهنده بودن به رسول الله يا رسول الله من احتياج دارم كه تو امروز بالا سرم باشي ابنطور نيست كه تو بودي و نبودي من كارم بر روي روال است خوب قرار است بروم سر كار مي روم ظهر بايد بر گردم نهار بخورم بعد از ظهر بروم فلان جا مي روم شب هم فلان جا ميهمان هستم اصلا اينطور نيست هر كه به هر چه مي رسد با ميهماني رسول خدا پناهندگي رسول خدا مي رسد آن وقت در طول روز هم مواقعي براي شما حادثه هايي پيش مي آيد كه مي فهميد اصلا شما هيچ كاره بوديد داريد با هزار آمال و آرزو مي آييد كه كار انجام دهيد مي بينيد اصلا صفحه برگشت زنگ زده اند و مي گويند بچه ات مرد تصادف كرد خانومت سقوط كرد و مرد يك لحظه مي بيني در بيمارستان هستي مي بيني در برزخي اصلا تمام شد براي يك لحظه مي بيني در برزخي عروس و دامادي در خيابان با زدن بوق كيف مي كنند و مي روند يك لحظه مي بينند هر دو در يك لحظه در برزخ هر دو تصادف كردن چرا اصلا اينطور شد يك دفعه مي بيني ورشكست شد طرف تا يك ماه پيش سوار بر اوضاع و قدرتمند بعد مي بيني كه هيچ چيزي نمانده مرحوم آقا سيد جمال رحمت الله عليه كه براي تان تعريف مي كنم بعضي وقتها مكاشفه هاي زيباي او را تا چهل سالگي كار علمي خيلي حسابي كرد يك عالم برجسته بزرگ قدر چهل سالگي يك روز پا مي شود مي بيند هيچي نيست نه سواد دارد نه فقهي مانده نه اصولي مانده نه حديثي مانده هيچي نيست ساده ساده يك آدم خالي فهميديد چه طور شد؟كه بفهمي هيچي نيستي كل ميت بين يد يا غسال مثل مرده اي كه در دست مرده شور است اگر اين را خوب بفهميد ما خيلي چيز خوبي است اگر انسان اين فقر را بفهمد آن قدر كيف دارد اين فقر چون استاد فرمود چي؟ فرمود همه موجودات عالم از آن متنعم و به آن مفتخرند كفي بي فخرا اين فخر الفقر فخري اگر درك بشود انسان آن قدر آرام مي شود راحت مي شود كه نگو مي گويد اصلا من خودم هيچ كاره ام بي خود آن قدر دارم زحمت مي كشم و فكر مي كنم امام عسگري عليه السلام خيلي زيبا مي گويد كه وعده اي كه به شما داده اند غصه نخوريد ديگر رزقي را كه خدا به شما داده عصبي نشويد كه هي بخواهي تلاش كني اين مقدورات را تنظيم كن نمي شود دقت كنيد دوتا دختر و پسر 6يا7 سال با هم آشنا هستند در ازدواج عشق و علاقه تدارك مي بينند كه ازدواج كنند خود را هر طور شده به مراسم عقد مي رسانند و در آخر عقد اينها خراب مي شود اصلا چيزي كه فكرش را نمي كردند همان مي شود مي خواهي خانه بسازي آخر مي بيني نمي شود ميزند بچه دار مي شوي بزرگش مي كني دل تو را مي برد در سن 20 سالگي يك دفعه مي بيني رفت به برزخ اصلا فرصت نشد تو ازش استفاده كني شب عروسيش آخه او به من گفت برايم زن بگير كسي را برايش پيدا كرده بودم اما تمام شد اصلا پيچيده شد رفت پي كارش اگر من بدانم كه يك غني مطلق است خيلي حرص وجودش را ندارم خيلي كيف دارد اگر بفهمم اين را خيلي آرام بخش است توجه فرموديد و از همه قشنگ تر اين است كه وقتي مي روي به سرغ او مي داني غني مطلقي هست كه هميشه مثبت به تو نگاه مي كند با رحمت به تو نگاه مي كند توجه فرموديد دوست دارد نگاه مي كند تو ممكن است خيلي چيزها را بخواهي اما به تو ندهد ولي مي داني هيچ بغضي نسبت به تو وجود ندارد و از اين جهت آدم خيلي كيف مي كند مي دهند قشنگ است نمي دهند قشنگ است اگر خوب دركش بكنيد اين را لذا اگر اين فهم به سراغ آدم بيايد چه كسي بيشتر مي برد؟برنده چه كسي است؟چه طور برندهتر است؟در ميان اين بنده ها چه كسي برنده است؟هر كسي كه بيشتر بخواهد دقت كرديد يعني كسيكه بيشتر ميرود در آن خانه را مي زند توجه كرديد چيزي كه ما حوصله اش را نداريم متاسفانه پيامبر را نگاه بكنيد تمام كليد آسمان و زمين و بهشت و جهنم را خدا براي او فرستاده ولي پيامبر خيلي زرنگ است مزه فقر را چشيده است مي گويد برگرد من چيزي نمي خواهم مي گويد آقا اين كليد آسمان زمين همه مخازن آسمان و زمين بهشت جهنم مي گويد نمي خواهم چرا؟براي اينكه رب العالمين قشنگ تر است آدم به او تكيه كند كه يكي ديگر براي آدم تدبير كند كه بهتر است حضرت فرمودند به ابوذر عليه السلام گفت در چه حالي يا سليمان گفت من در حالي هستم كه فقر را بيشتر از ثروت بيماري را بيشتر از صحت مرگ را بيشتر از حيات دوست دارم امام باقر عليه السلام فرمودند كه اهل بيت اين طور نيستيم ما اهل بيت اگر خدا فقر را بخواهد فقر را بيشتر دوست داريم ثروت را هم بخواهد ما نيز ثروت را بيشتر دوست مي داريم بيماري بخواهد بيماري را دوست مي داريم با اين بيماريي كه او به ما داده است كيف مي كنيم چقدر قشنگ است هديه اي كه آنها به آدم بدهند يك بيماري قباي زيبايي است كه به تن آدمي مي دوزند اين بيماري را نبايد آدم به قول يكي از علما كه مي گفت خيلي وقته مي رويد در درگاه امام رضا عليه السلام مشهد هي قد و اندازه به آنها ندهيد آقا لباسم بايد اين مدلي باشد قامتش اينطور باشد بگذاريد خودشان هر قبايي كه دلشان مي خواهد برايتان انتخاب كنند خيلي قشنگ است وقتي انسان به حرم امام رضا عليه السلام مي رود مشغول خودامام رضا عليه السلام باشد بدبختب ما اين است كه ما تا به الان هميشه مشغول نعمت بوديم و هيچ وقت چشممان به چشم صاحب نعمت نمي افتاد زيرك كسي است كه اصلا كاري ندارد كه اين طرف چه مي خواهد به او بدهد چشم از چشم خودش بر نمي دارد امام باقر عليه السلام مي فرمايد من مرگ مي خواهم حيات ميخواهد حيات مي خواهد بچه من را بكشد سبحان الذي يقتل اولا دنا ولا نزدادله الاحبا منزه است پروردگار ببين چقدر قشنگ است يعني اصلا مولاي درزش نمي رود كه بچه اش را كشتن وقتي بچه اش را مي كشند اين طور ميگويد حضرت بچه اي داشت نگران بود كه مي رود يا نمي رود بعد مردجمله اش چقدر قشنگ است منزه است خدايي كه بچه من را مي گيرد من با اين مسئله جز اينكه محبتم نسبت به خدا بيشتر ميشود چيز ديگري نمي شود تقدير اين است به هيچ چيز و به هيچ حا وابسته نيست اگر كسي وابسته به خودش باشد خيلي خوب است يعني خدا را در هيچ شرايطي نمي فروشد خيلي خسارت بزرگي است كسي كه خدا را بفروشد اهل بيت را بفروشد و با شرايط فاصله بيفتد بين او وخدا احمقانه است تجارت همين است مي گويد مريضي مي خواهد مريضي را دوست دارم سلامتي مي خواهد سلامتي را دوست دارم مرگ مي خواهد مرگ را نيز دوست دارم حيات مي خواهد حيات را نيز دوست دارم هر چه خودش بدهد دوست دارم ولي به هيچي هم وابسته نيستم چون مشغول خودش هستم آدم خيلي خوب است كه مشغول صاحب نعمت باشد هرچه پيش مي آيد انسان راحتر مي شود خانمهاي زيرك را ديده ايد ما دو جور خانم داريم يك سري خانمهاي طبيعت گرا يك سري هم خانمهاي فطرت گرا حالا الان من مي گويم و خانمها هم اين را تاييد كنند طبيعت گراها مي گويندكه چرا مرد تصميم بگيرد تصميم ها را خودم مي گيرم همه را دقت كرديد چه شد؟مي خواهد تدبير زندگي را در دست بگيرد خط و مشيي مشخص كند براي شوهرش براي بچه هايش گرفتيد چه شد؟كه اصلا با ماهيت زن بودن زياد سازگاري ندارد بعد از يك مدت مي بيند يك خانمي بود مثلا ده سال پيش اين شوهرش مرد من به او گفتم كه زود ازدواج كن خواستگارهاي خيلي خوبي داشت نه اصلا او را فراموش نمي كنم مي خواست اداي مرد هارا در بيآورد كه من مي توانم بدون مرد هم زندگي كنم رفت يك جا شاغل شد و بچه اش را بزرگ كرد و مي رفت در بازار خريد مي كرد مي رفت در ادارات سازمانها كار مي كرد بعد از ده سال يك دفعه گفتش كه خسته شدم باختم بيخود رفتم در نقش مرد كاش از اول ازدواج مي كردم يك نوكر درست حسابي او برايمن كار بكند و من هم خانمي مي كردم در خانه عبادت مي كردم مطالعه مي كردم بيخود رفتم در نقش مردضمخت شدم راحتم زير بار هر مردي هم نمي توانم بپذيرم فهميديد چه طور شد؟در حاليكه خدا اين را خواسته است براي همه ما براي همين هم زنها زود تر از مردها به الهيت و عرفان مي رسند ديگر ما الان آمار نداريم كه اگر آمار دقيتري بگيريم هميشه زنها از مردها موفقتر بوده اند در حديث داريم كه بيشتر بهشتيان زنان هستند ولي اين موضوع را طبيعت گرا نمي فهمد مي خواهد زن سالاري و فمنيسم و اين چيزها را راه بياندازد بعدا مي فهمد كلاه سرش رفته آمريكا تظاهرات كردن زنان كه با ملاقه و كفگير در خيابان تظاهرات كرده بودن ما را برگردانيد به خانه هايمان آقا نمي خواهيم اين تساوي حقوق را نمي خواهيم زن فطرت گراي عاقل اين طور نيست يعني مي گويد كه حالا كه قرار است اين كاره باشد تصميم گيرنده باشد تصميمش را جان كندن نشود نمي دانم كارش را خودش انجام دهد دقت كرديد چطور شد؟منم و خدا در خانه مي خواهم چه كاربي خود حرص و جوش بخورم خدا را مي چشبد مي گذارد امورات را يك شخص ديگر حمالي كند خدا را مي چسبد آن وقت اين زن فطرت گرا اگر بخواهد برود در بازار كار ديگر براي اين نميرود كه با مرد رقابت كند مثلا مي خواهيم ثابت كنيم زنها هم مي توانند خيلي از زنها 80 –90 درصد آنها در اجتماع مي آيند و ميگئيند كه مي خواهيم ثابت كنيم كه مي توانيم زني كه شوهرش خيلي شوهر خوبي است وضع مالي او نيز خوب است افسرده است مي گويم براي چه؟مي گويد آخر من مي خواهم سر كار بروم مي گويم خوب مي خواهي سر كار بروي چه چيزي را ثابت كني؟مثلا همه همكلاسي هاي من رفته اند سر كار خوب به چه دردي مي خورد اگر مي خواهي بروي انگيزه الهي داشته باش اگر مي خواهي بروي در اجتماع كه بعد سرت كلاه نرود مثلا مي خواهم جهاد كنم براي اسلام براي امام زمان يك انگيزه درست كه بعدا سرت كلاه نرود آن هم با تكيه به الهيت حق تعالي برو جلو تكيه به خود امام زمان برو جلو ولا اگر با بيرون بودن كيف مي كني خيلي باختي بنده وقتي مي فهمد كه خدايي دارد كه همه چيز را بيشتر از خودش دوست داشته باشد براي او تقدير هم دارد مي داني چقدر آرامش بخش است؟مريض شدم خوب بود برايم ورشكست شدم خوب بود فلاني مرد خواهرم مرد خوب بود همه اش قشنگ است امام عسگري عليه السلام مي فرمايد كه هر بلايي سر يك مومن بيايد قبل از اينكه اين بلا ها در هاله اي از نعمت مي آيدسراغ مومن هيچ وقت بلا به معناي منفي و تند يا جنبه زشت نمي آيد سراغ مومن هر چه فقر است بيماري است مرگ ومير است ما نمي فهميم يكي از دوستان ما مرد بسيار شريف و خوبي بود متدين حلال خوروضع مالي خوبي هم داشت يك ورشكستگي برايش اتفاق افتاد بعدا گفت عجب قشنگ بود چقدر ما با اين ورشكستگي حال كرديم چقدر درهاي خوب به رويمان باز شد كه اگر ما ور شكست نمي شديم بايد هنوز مي دويديم اين طرف و آن طرف دنبال چه كه نه خدا هم بدون آن ثروت ما را چه كار كند؟مي تواني بدون شرايط ورشكستگي هم زندگي كنيم شاد باشيم خوش باشيم بخنديم حال اين كه معنويت داشته باشيم چقدر خوب است جانبازي 17-18 سالي است كه بروي تخت بيمارستان افتاده و ميگو يد نمي دانم شكر او را چگونه به جا بياورم چون مي داندتقدير برايش چگونه رقم خورده است براي همين خيلي بد است ما كه اعتقا داتمان خيلي ضعيف است ادراك درستي از خودمان نداريم هر وقت بلايي سر مان مي آيد بر سرمان يا چيزي از ما گرفته مي شود يا از چيزي محروم مي شويم با خدا در حاليكه او در اوج مهرباني در اوج عشق و رافت و رحمت به ما است براي ما اين را مي فرستد ولي ما نمي توانيم آن را درك كنيم و همين باعث خراب شدن مي شود قضيع بعد از اين كه مي رويم آن طرف مي بينيم اي بابا چقدر ما بد فكر مي كرديم شرمندگيش خيلي زياد است درك اين فقر خيلي لذت بخش است مي داني آدم يك عمر راحت است هم در دنيا وهم در آخرت خداوند مي گويد تو تلاشت را بكن براي رفاه سلامتي حيات در دعا هم ما اين ها را داريم خلافش را نبايد در دعا مي گوييم از خدا چه چيزي بخواهيم؟ثروت بخواهيد عزت بخواهيد سلامتي عافيت طول عمر اينهارا بخواهيد خوب ديگر شيرين است يا مي دهيم يا نمي دهيم داديم استفاده مي كني نداديم ذخيره است نباختي ديگر چه ميخواهي؟خوب سوال علت اينكه ما اين آرامش را نداريم و رغبت زيادي به خلوت كردن با خدا و خواستن و دعا نداريم چيست؟چرا ما اينطور هستيم؟پيامبري كه خدا همه چيز را به او مي دهد مي گويد اين را از من بگير خدا يا به جاي دارايي به من فقر بده چرا اين را مي خواهد؟مثل يك زن زرنگ وقتي مرد ها به آنها مي گويند تصميم بگير يا هر كاري كه شما تصميم بگيريد انجام دهيم زياد استقبال نمي كنند مي گويند خودتون تصميم بگيريد لذتش بيشتر است چرا آدم اينطور است؟چرا ما حوصله نمي كنيم آن مواقعي هم كه مست شديم به ما مي دهد آن چيزي را كه مي خواستيم آن چيزي را كه دوست داشتيم چرا غفل مي شويم اصلا يك دفعه خواستن ها مي آيد پايين حرم رفتن ها كم مي شود سجده ها كم مي شود چرا خدا چيزي را كه به ما مي دهد ما رات مست مي كند بعد يادمان مي رود كه بايد دست به دعا بر داريم ميگويد وقتي به شما چيزي مي دهيم كه چند جا در قران آمده است اعرض دور مي شويد ااصلا انگار نه انگار اين نبود كه ما را مي خواست اين نبود كه در خواست داشت از ما خيلي خوب است كه وقتي به آدم چيزي مي دهند مست نشود چقدر قشنگ راهنمايي مي كند مي گويد هرچه كه شما مي خواهيد وهر چه كه شما فكرش را مي كنيد ما در كتابي نوشته ايم كه قبلا همه تقدير و اندازه ها زده شده است لكيلا تا سوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما داتاكم زهد يعني همين كه غصه نخورد به چيزي كه از دست داده حيف است توغصه بخوري مي داني غصه خوردن يعني چه ؟ غصه خوردن يعني وقتي چشمت در چشم خدا افتاد دستت در دست خدا است يك دفعه رويت را برگرداني و براي چيزي كه از دست دادي غصه بخوري اين برايت يك دفعه بشود خدا تاريك مي شود اصلا چرا رويت را برمي گرداني وقتي كه صد پيش تواست وقتي كه دستت در دستان اوست چه مي خواهي؟به دنبال چه در پشت سرت هستي؟ ولا تفرحوا بما داتاكم هر چه هم كه داديم ذوق زده نشويد چه بسا مواردي بوده كه ما به شما داديم كه شما ذوق زده شده ايد كه بعد از يك يا دو سال از بين رفت الان نگاه كنيد خيلي چيزها كه ما با آن لذت مي برديم و شاد بوديم ا لان نيست ويا اينكه آن كشش ارزش خود را از د ست داده است
امام در جبهه به رزمندگان مي گفت وقتي دريك عملياتي پيروز شديد يادتان باشد كه پيروزي مستتان نكند يا فلان جا عبوديت را بچسب وظيفه ات را بچسب اگر مي خواهي شادي كني بالا وپايين بپري بگذار امام زمان بيايد تا آن وقت كه نيامده تنها است مظلوم وغريب است كه وقتي مي آيد امن يجيب المضطر اذادعاه ويكشف وسوءمست نشو از پيروزي هايي كه به دست مي آوري از لذتهايي كه مي بري شاد نشو فكر نكن كه خوشبختترين آدم روي زمين هستي واقعا خوسبخت هستي به كسي نفروش عوض نكنيد لا تدع مع الله اله آخر لا اله الا هو با خدا معشوق ديگري را نخواهيد چون جز او معشوقي نيست اگر كسي هم دوست داريد به او علاقه داريد بخاطر او به او علاقمند باشيد از نگاه او نگاه كنيد اگر اين نگاه از بين رفت علاقه هم از بين ميرود براي خدا در راه خدا لذا فرمود رفغيقها يتان را چگونه انتخاب كنيد اين همه ما در بحث رفاقت صحبت كرديم در دوستي در آموزش دين در بحث مهر ورزي زيارت عاشورا كه محبت بايد چه باشد ؟في الله في الله اخن في الله فقط در راه به درد عشق بازي مي خورد اين رفيق كه من از اين استفاده مي كنم براي پيمودن مسير يا ديدنش شادم مي كند قدرت به من ميدهد در عبادت واطاعت خدا وعشق ورزي با خدا كمكم مي كند يا نه ؟مي تواند مرا جلو ببرد والا مستقلا اگر بخواهم نميتوانم اين آدم خوب و پولدار هم هست وضع مالي خوبي دارد مثلا يك موقع لنگ بمانيم جيبش را تيغ ميزنيم اين را بايد غنيمت بدانيم اين آدم با نفوذ نماينده مجلس رييس جمهور نمي دانم امام جمعه است چنين وچنان اينها يك موقع مثلا ما هوايش را داشته باشيم بد نيست خيلي بدبختي است در اين جور مواقع خدا را فروختن فكر مي كنيم انتصاب به اين وآن كمكت مي كند هيچ كاري برايت نمي كنند به خدا اگر كاري برايت بتوانند انجام دهند هر وقت به يك نفر طمع داشتي به اين عنوان كه يك جايي به كارت مي آيد اتفاقا همان دوستي كه از همه بي كس و كارتر بي پولتر در مشكلات مي بيني همان بيشتر كمكت مي كند گرفتي چطور شد ؟بيشترين كمك را به شما مي كند مي روي زن بگيري مي گويي از اين خانواده ثروتمند بگيريم بالاخره به ماهم يك چيزي برسد گفته بودي زن مي خواهم با اين خصوصيت كه باباش دو تا سكته كرده باشد ولي بعد مي بيني محروم مي شود ولي يك موقع مي روي سراغ يك خانم كه فقير است ولي كمالات زيادي دارد معنويت زيادي دارد بعد مي بيني خداوند تبارك وتعالي به واسطه او چقدر بركت به تو مي دهد بركت دست خداست تو اشتباه فكر مي كني با آن پولدار و رئيس شركت ازدواج كني مشكلت حل مي شود نه حل نمي شود توجه فرموديد چه شد؟نمي گويم براي قيافه جلو نرويد اگر قيافه را مبنا قرار بدهيد شكست مي خوريد از شما گرفته مي شود همين كه با كسي كه مي داني محتويات زيبايي دارد وقتي ازدواج مي كني بعد مي بيني كه خيلي به چشمت هم زيبا مي آيد و اشباء وارضاع هم مي شوي اصلا سير از بقيه سير مي شوي اما وقتي براي قيافه مي روي قيافه نسبي است براي زيبايي مي روي زيباتراز اين خيلي ها هستند بعدتو درباره فقري و بدبختي چون روي دست اين خيالات مي آيند الان به چشم تو زيباست چهار روز ديگر زيبا نيست و تو مشكلت حل نخواهد شد چرا ما اين طور هستيم؟براي اين كه ما اساسا خودم را دارم عرض مي كنم در جلو تر از همه بقيه مان هم همينطور هستيم توجه فرموديد براي اينكه جنبه حيوانيت در ما زياد است ما طبيعت گرا بودن مان بيشتر از فطرت گراييمان است براي همين هم اش دنبال دو دو تا چهار تا هستيم مي صرفد يا نمي سرفد اين شرايط بايد باشد اين شرايط بهتر است در دنيا اينطور مي پسندند بعد مي روي مي بيني كه شكست خورده اي مي بيني نه اصلا آني نيست كه تو فكر مي كردي يك آقايي آمده بود خواستگاري يكي از شاگردهاي ما من دو تا از شاگردهايم را به او معرفي كردم و گفتم اين خانم هست آن خانم نيز هست خانم اولي كمالاتش زياد است اگر با او ازدواج كني خوشبخت مي شوي و يك عمر راحتي ولي مثل اين قوي نيست برو ببين هر كدام را كه مي خواهي انتخاب كن رفت و آن را انتخاب كرد وبعد گفتش او زيبا تر بود همچنين به دلم نشست گفتم تو اگر آرامش مي خواهي بايد با اين ازدواج كني 5 سال بعد آمد گفت خيلي اشتباه كردم خار وذليل شدم اضطراب گرفتم بدبخت شدم هنوز چشمم دنبال آن شاگردتان است اين است من مي دانستم با او خوشبخت مي شوي الن هم كه بعضي وقتها مي بينمش نگاهش كه مي كنم آرامش به سراغ من مي آيد مي فهمم كه اگر با او ازدواج مي كردم اينطور مي شد خوب تو به انتهاي قضيه رسيدي و آن را درك كردي حالا به اين حقيقت رسيدي ولي اي كاش همان موقع مي فهميدي اين موضوع را كه آ رامش در چيست اصلا در كجاست خوشبختي در چيست توجه فرموديد چه طور شد؟بعدها گفت آري اين خانم با اينكه زيبايي نداشت ولي وقتي نگاهش مي كنم احساس نورانيت و روشنايي به من دست مي دهد با او كه صحبت مي كنم مفهمم كه چقدر من مي توانستم با او خوشبخت بشوم بنابراين بايد دقت كنيم كه هرچه كه مي خواهيم نگاه كنيم كه مبنا را بر چه اساسي باشد بر اساس چه مبنايي پيش بريم آوقت همه چيز هست بيايم يك مقدار از كار هايمان را مشرك بشويم آخه يكي از علما رفته بود بالاي منبر گفت مردم همه انبياء آمدند گفتند كه شما موحد باشيد من مي گويم نمي خواهد موحد باشيد شما مشرك باشيد بيايد مشرك باشيد همه تعجب كردند گفت آخه شما همتان كافريد لا مذهبا شما اصلا خدا را قبول نداريد در هيچ جاي زندگي يك ذره هم خدا را شريك كنيد ما حالا بيايم كمي مشرك بشويم يك كمي كار هايمان را واگذار كنيم به اين خدا ببينيم چه كار مي كند بالاخره يكي از الفاظ خيلي زيبايي كه آدم را آرام مي كند در روايت داريم كسي كه اين ذكر را بگويد توجه داشته باشيد افوض امري الي الله ان الله بصيربالعباد كار و امور را واگذار مي كنيم به تو اي خداي بصير و چقدر اين قشنگ است كه خدا همراه من است كه اگر كسي هم حواسش به من نباشد او حواسش به من هست كانلا يعني نمي گذارد به من آسيبي برسد افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد فمودند كه هر وقت مرا بخواهيد با شما هستم وقتي مرا به حساب نياوريد واگذارتان مي كنم برويد خودتان تصميم بگيريد هر كاري مي خواهيد انجام دهيد ببينم چكار مي كنيد حساب و كتابتان را برويد خودتان انجام بدهيد ببينم سر از كجا درمي آوريد حالا كه قرار است خودتان تصميم بگيريد بر ببينم چيكار مي كني اما خيلي زيبا است افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد واگذارمي كنم كارم را به خودت يادتان هست در شرح حديث عنوان بصري گفتيم اولين شرط امام صادق عليه السلام فرمودند؟ كه بنده براي خودش تدبير نكند بگويد اول تو و عبوديت تو بعد بقيه چيزها بقيه امور اول خودت را وقف امام زمان كن بقيه كارها را بسپار به دست امام زمان اول او جاي ديگري نرويم با كس ديگر معامله نكنيم اول او آدم خودش را به اينا بفروشد خيلي برد كرده واگذار مي كنيم ببينيم چيكار مي كند بالاخر يك تصميم براي ما مي گيرد مشرك باشيم يك مقداري خوب است يك ذره خوب است خدا را در خانه راه بدهيم يا بعضي جا ها بگذاريم خد براي ما تصميم بگيرد آن وقت يواش يواش كه مزه اش آمد خالص شد مي گوييم بگذار همه اش را بسپاريم به دست او مثل اين كه وكيل خوبي است نعم المولاءو نعم الوكيل هم مولاي خوبي است و هم وكيل خوبي در دعاها داريم خدا يا تو همه كاره من باش در دعاي سفر مي گوييم خدايا تو جانشين من باش من زن و بچه ام را به تو مي سپارم تو جانشين من باش خدا خوب جانشيني است لذا امام علي عليه السلام مي فرمايند:لا تجعل اكبر همك باهلك واولادك ان كانوااولياءالله فما يضيع اولياءالله و ان كانوا اعداء الله فما همك با اعداء الله غم اصلي شما خانواده تان نباشد اهل و اولادتان نباشد توجه فرموديد چرا؟ چون وقتي غصه مي خوريد مگر اين ها رفيقهاي خدا هستند خدا بيشتر از تو آنها را دوست دارد خدا رفيقهايش را ضايع نمي كند كه تو باشي يا نباشي الان آنقدر آدم در اين دنيا وجود دارد كه شاد زندگي مي كند بدون اينكه كوچكترين امكاناتي كه بقيه فكر مي كنند بايد داشته باشد دارد نه شغل ثابت ندارد بيمه نيست نمي داند الان اصلا معلوم نيست تا آخر ماه از كجا مي خواهد بياورد ولي مي بيند كه همه چيز سر جاي خودش است آن وقت آدمهايي هم داريم كه حقوق دارند تحصيلات دارند بازنشستگي دارند همه چيز دارند ولي هميشه هم هشتشان گرو نه شان است خوب خدا كه اينهارا به ما نشان مي دهد كه اگر خانواده تو دوستان خدا باشند خدا دوستانش را ضايع نمي كند كاسه داغ تر از آش نباش يك خدايي هست يك پيامبري هست يك امير المومنيني هست وخيلي كسان ديگريك حضرت عبد العظيم هست يك عالم شهدا هستند يك عالم اولياء هستند كه همه آنها علاقه شان به زن و بچه تو بيشتر از خود تو است دقت مي كني چون زن و بچه تو چه هستند؟دوستان آنها هستند تو در اين وسط چه كاره هستي كه فكر كني آري اگر من يك روز بالا ي سرشان نباشم بدبخت مي شوند اينطور نيست بروم جبه مثلا چه مي شود نمي دانم وظيفه ام را نسبت به امام زمان عليه السلام انجام بدهم زن و بچه ام چه مي شوند از اين خبر ها نيست وان كانوا اعداءاللهفما همك باعداءالله اگر دشمن هاي خدا هستند زن وبچه ات آدمهاي خوبي نيستند چه خبرت است خودت را وقف دشمن هاي خدا كرده اي؟ براي چه آنقدر خودت را وقف كردي؟يك حقوق واجبي است بايد بپردازي بپرداز برو به دنبال كار خودت در زندگيت وقت تلف كردنها و عمر تلف كردنها چيست؟خيلي خوب است آدم تفحيض كند به خدا برسد خدا فرمود مومن وعليه فليتوكل المومن برخدا فقط مومنين مي توانند توكل كنند يعني ايمان بياورند كه خدا يي هست هميشه همه جا با همه قدرت ها با همه كمالات كه مي شود به او تكيه كرد توكل يعني اين ديگر او را وكيل قرار دادن وقتي مي خواهيد تصميم بگيريد براي كساني كه ظاهرا دو دو تا چهار تا يشان با هم جور نيستاما در آن الهيت هست معنويت هست رضاي خدا هست بدان كه خدا با تو است مگر پيامبر يك نفري شروع نكرد موسي يك نفري شروع نكرد كدام يك از انبياء بودند با كسب و كار شروع كردند ؟همه تنها در غربت نترس اگر خدا تو را ببيند حساب كردي با تو است اگر ببيند كه تو رويش حساب باز كردي كمكت مي كند تنهايت نمي گذارد (آرامي جايگاه ما كجا و مقام آن بزرگ مرداني كه با زبان راستين هستي آشنايند)پيامبر را نگاه كنيد همه چيز در دست اوست اما ترجيح مي دهد شبها دست به دعا بردارد و بلند دعا كند خدا بهشت را برايش تضمين كرده است ولي ببينيد چه دعاهايي ميكند، اگر كسي بفهمد حرف زدنبا ستون دين يعني چه ولو تضمين شده برايش باز دوست دارد كه حرفش را بزند و شما در جائي مطمئن هستي ولي كيف مي كنيد كه دوباره مثلا بخوانيد و اين كلماتي است كه استاد آورده خيلي دقيق است با زبان راستين هستي آشنايند و همين كه فرمود طبيعي ترين راز هستي يعني چه؟ دعا و فقر، دعاي مبتني بر ادراك فقر خوشحال اين، خدايا به حق خودت و به حق محم و ال محمد، به حق همه دعا كنندگان درگاهت ما را با زبان دعا و فقر آشنا بفرما(و راز آفرينش را در خرد و كلام نظام وجود يافته اند و همراز با آنان دل به جانان بسته و از همه گسسته اند كجا) ما كجا و آنها كجا كه ادراك مي كنند ، همه تسبيحات را و همه فقرهايي كه از موجودات عالم يم شود كه خوب دركش مي كنند( البته بايد دانست كه از جمله كمالات انسان همين است كه حاكميت مطلق خداي تعالي را در گستره نظام دريافت) دريافتن مهم است و يافتن ها جز دارايي انسان باشد فرق دارد تا جز دانايي انسان باشد، موقعي هست كه انسان مي داند ولي موقعي هم هست كه جز دارايي انسان ادراك بر اين است كه سيطره حق تعالي را كاملا مي بيند هميشه مي بيند مانند اينكه شما محبت مادر و پدر خود را به خودتان در مي يابيد و اثبات عقلي و علمي نيست كه در مي يابيد دوستتان دارد و اين را مي فهميد اين يافتنها خيلي قشنگ است ولي ما در مورد خداوند اينجوري نيستيم ضعيفترين ادراكات ما در مور نوع رفتار خدا و نوع علاقه خدا، اشتياق خدا به ما مي باشد، (و به اطلاق) اين خيلي قشنگ است، ان الحكم الا الله ، خيلي زيباست و هيچ حكمي نيست مگر از جانب خدا مگر مال خداست و همه چيز در دست اوست(دانسته باشد كه از كران ازلي تا كران ابدي جز يك حكم واحد كارگر نيست) اينرا در مورد معاد توضيح داديم كه يعني چه و در معرفت نفس هم توضيح داديم،( و هر حركت و سكوني در افق اراده ازلي او بوده و خارج از حكم ابدي و لايزلي او نخواهد بود به هر جهت اين رشته خود سلسلهاي بس دراز دارد كه تفسير آن مجالي ديگر را مي طلبد و بايد آن را به زمان مناسب خود واگذار نمود) اين شرح بي نهايت كز زلف يار گفتند حرفيست از هزاران كاندر عبارت آمد
اين همه دغدغه كم بود كه من مي خواهم قطره اي از آن هزاران در عبارت بياورم براي شما و آخر هم موفق نيستم كه متاسفانه آن را براي شما بياورم و از خداوند بخواهيد كه نگوييد ما مي رويم سر كلاس استاد و براي ما او اينمطالب راتوضيح دهد، با شفقت و مهرباني كه نسبت به تك تك ما دارد و با علاقه ابدي ما بايد بفهميم كه نه نگوئيم كه مي رويم و خواهيم شنيد، و استاد گفت كه مباحثه كنيد و مناظره كنيد تا برايتان كشف شود اين كار را سر كلاس انجام دهيد و دائم هم مباحثه نمائيد اما كار ديگري هم بايد انجام داد و امشب بايد درخانه خداوند برويد و بگوئيد كه خدايا اين را كه براي ما گفته اند و ما فقيريم و اين فقر را خودت به من بده و ما را با زبان خلقت آشنا كن و ما را با فقر خودت آشنا كن، ما را با زبان غني خودت آشنا كن، اللهم عرفني نفسك، خودت را به ما بشناسان و به ما مسير را نشان بده و بگذار جلو برويم و دعا كنيم و حضرت مي فرمايد كه: اگر براي شما همه شرايط هم فراهم باشد توفيق را هم خداوند بايد بدهد و توفيق را خداوند بايد بدانيم كه به چه كساني مي دهد؟ بعضي از افراد اين حرف را مي زند كه خدا بايد توفيق بدهد يعني چه؟ خوب همه چيز دست خداوند است و حالا اگر توفيق ندهد چه بايد كرد؟ مي گويد زيارت امام رضا عليه السلام چند وقت است كه نرفتي، مي گويد شش ماه است، چرا؟ مي گويد توفيق ندادند و آقا ما را نطلبيد ولي تا الان چند تا ساختمان ساخته است وهنوز به حج واجب نرفته است، مي گويد مستطيع نشدم و توفيق نبوده است و در بساز و بفروشها و بنگاه ماشين و … ايا نتوانستي كه دو ميليون به دست آوري و جمع كرده و به حج بروي، نخواستن كه توفيق نيست، مسجد و قرآن و جمكران و هيئت و نماز شب و حرم و مطالعه و شب و خلوت با قران و سجده و روزه مستحبي و سحر توفيق نبوده است ولي بايد دانست كه اينگونه نيست و توفيق يعني خواستن و گو بخواه و راست هم بايد گفت و الان شما همه تان اراده كرديد و آمديد اينجا و اينديگر توفيق الهي است اما توفيق الهي تابع چيست؟ تابع همت شماست و اينكه به همه موانع نه گفته و نه نه من بايد بروم و اين مي شود توفيق الهي، بخواهيد از خداون و از خدا كه شجاعت و عشق و جرات و جسارت نه گفتن به آن چيزهايي كه دلمان مي خواهد را نه گفته، خدايا توفيق نه گفتن و جسارت و شجاعت نه گفتن به چيزهايي كه ما را از محبوب خودمان جدا مي كند بدهد، اگر تو دوست داري چيزي را اگر مي پسندي كاري را و ديگران نمي پسندند و معقول نمي دانند، دلشوره دارم خودم نسبت به آن شك و ترديد دام و نسبت به تو به من اين شجاعت را بدهد كه به همه اين ترديدها غلبه كنم، بسم الله الرحمن الرحيم () قل يا ايها الكافرون() لا اعبد ما تعبدون() خيلي قشنگ است كه آدم به كفار يعني به مردم زمان خودش بگويد كه هرگز نمي پرستم آنچه را كه شما مي پرستيد يعني ملاكتان را قبول ندارم اگر قرار است كاري كنم و اگر خداوند بخواهد آن كار مي شود، لا اعبد ما تعبدون، خيلي خوب است كه ياد بگيريم، سوره خيلي مهمي است كه اين سوره كافرون را ما ياد بگيريم و به هر چه مبناي غير الهي است نه بگوئيم، ما لكم دينكم ولي دين، برويد دنبال دين خودتان و من يك دين ديگر دارم، اللهم صل علي محمد و آل محمد عدد كما احاط به علمك و عجل فرجهم، پروردگارا به حق محمد و آل محمد ما را فهم توفيق دعاي خالصانه و صحيح عنايت بفرما، خدايادست نياز ما را به سمت خودت قطع و كوتاه مگردان، خدايا ما را از توجه به خودت و غفلت از نعمتهايت غافل مكن.