جلسه 086 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
86
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
2
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 086 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره‌‌ حب فی الله بود و تنظیم نظام محبّتی هر کسی، تنظیم نظام محبّتی اصلی‌ترین و اوّلین‌ترین چیزی است که یک انسان باید برای خودش و اطرافیانش فراهم بکند یعنی برای نظام خانوادگی خودش فرزندان خودش و خودش.@ یعنی جزء اصولی است که باید برایش برنامه داشته باشیم اگر برنامه نداشته باشیم هم آسیب می‌بینیم و هم آسیب می‌زنیم انسان وجودی است دائما در حال صیرورت و شدن مثل جنینی که در رحم مادر هست گفتیم رابطه‌ دنیا با آخرت مثل رابطه‌ رحم مادر هست با دنیا.@ چند تا نکته اینجا وجود دارد یکی اینکه آخرت شرایطش حقیقی است اعتباری نیست مثل دنیا که شرایطش حقیقی است و اصلا اعتباری نیست یعنی به محض اینکه جنین وارد دنیا می‌شود دنیا محاسبات را شروع می‌کند سوالاتش را می‌کند جواب‌هایش را هم می‌گیرد عقابش را هم می‌دهد جزایش را هم می‌دهد چند لحظه همه‌ محاسبات انجام می‌شود.@ اگر بچّه تجهیزات لازم را برای نظام دنیایی نیاورده باشد بلافاصله حساب رویش می‌شود زردی آورده باشد پادرد آورده باشد چشم نیاورده باشد آورده باشد ضعیف باشد مریض باشد می‌بینید که نظام دنیا آنقدر قدرتمند خداوند آفریده چون مظاهر خداست معصومانه و دقیق بچّه را حساب می‌کنند برایش پرونده تشکیل می‌دهند جزایش را همان موقع شروع می‌شود کیفیت زندگی بچّه جزای بچّه است.@ خیلی سریع است با این نسبت باید رویش کار بکنیم اینکه جنین از رحم مادر میاید نوع برخوردی که دنیا با جنین می‌کند مبتنی است با نوع دوران جنینی که بچّه در رحم مادر گذرانده است تا میاید به دنیا معلوم می‌شود یا به مادر ملحق می‌شود یا نمی‌شود یا مریض است یا ناقص یا بیمار است دردش، میزان دردش، شدّت دردش، نوع دردش همه‌اش در یک لحظه حساب می‌شود.@ قیامت هم اینجوری است ما وقتی که از اینجا وارد می‌شویم دارایی‌های مناسب با آخرت اگر داشته باشیم رویش بلافاصله حساب می‌شود اگر خدای نکرده نقص، بیماری یا ضعف هم داشته باشیم بلافاصله(ان الله سریع الحساب) که می‌گویند یعنی این، یعنی سرعت حساب غیر قابل تصوّر است برای ما، خیلی حساب سنگین است.@ دنیا را ببینید چقدر سریع یک جنین را حساب می‌کند محاسباتش را می‌کند وزنش می‌کند(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) وزن می‌کند محاسبه می‌کند جزایش را هم می‌دهد همان لحظه لحظه‌ی اوّل که میاید تمام محاسبات انجام می‌شود اینکه می‌گویند(ان الله سریع الحساب) یعنی اینجوری.@ ما وقتی که از دنیا می‌رویم اینهایی که حالا می‌گویند نکیر میاید منکر میاید آنجا سؤالات می‌شود بعد این سؤالات را باید جواب بدهید این یک تعبیری هست یک تمثیلی است برای اینکه بدانیم یک محاسباتی وجود دارد وزن هست میزان هست.@ ولی محاسبه به محض ورود حتّی قبل از ورود محاسبه شروع می‌شود یعنی در بحث منازل آخرت توضیح دادیم آن سلسله مباحث انسان در گستره منازل آخرت آن را حتما عزیزانی که می‌خواهند روی این بحث کار کنند بگیرند انسان حتّی قبل از رفتنش حساب می‌شود دارد محاسبه می‌شود جزایش را هم همان‌ جا داده می‌شود.@ ما جزای آخرتمان را هم تازه در دنیا می‌توانیم ببینیم یعنی انقدر این سرعت حساب بالاست که یک نفری که می‌خواهد برای آخرت آماده بشود در دنیا محاسباتش دارد انجام می‌شود اگر یادتان باشد یک قاعده گفتیم که رویش کار زیادی نکردیم هنوز، آن هم جزء معجزات روان‌شناسی اسلامی است و آن است که قبر ما نفس ماست.@ هر کس می‌خواهد بدون قبرش چه طوری است الان نگاه بکند ببیند دارد چطوری زندگی می‌کند همین الان کاملا می‌فهمد هر کس می‌خواهد بداند محتوای قبرش چه می‌شود الان نگاه کند ببیند محتوای نفسش چیست.@ اگر کسی آرامش دارد در سایه ایمان، شادی دارد اهل محبّت است صفا دارد اهل احسان است بدجنسی در او وجود ندارد کینه ندارد تکبّر ندارد غرور ندارد نخوت و حسادت ندارد بداخلاقی و زودرنجی و حساسیّت ندارد این یعنی مار و عقرب ندارد مار و عقرب و عذاب و فشار مال کسانی است که الان نفسشان در فشار است.@ صبح از خواب بلند می‌شوی تا شب ببین نفست چند بار به او فشار می‌آید فشار قبرهایت هم معلوم است ذخیره شده است کامل در نفس می‌آید هر مقدار در دنیا به نفس فشار بیاوری آنطرف هم فشار داری اگر نفس منبسط هستی آن طرف هم منبسط هستی اگر اینجا دائما دارد نفست ضربه می‌خورد آن طرف هم در قبر فشار قبر داری.@ پس این قاعده یادتان نرود فوق‌العاده مهمّ است در انسان‌شناسی این را دیگر شما در هیچ کتابی تفسیری جای دیگر ندارید خیلی صریح من دارم می‌گویم نفس ما قبر ماست همین الان شما می‌توانید حساب بکنید که اهل بهشت هستید یا نه، فشار قبر دارید یا ندارید، چقدر فشار قبر دارید چند سال فشار قبر دارید، به قیامت می‌کشد، نمی‌کشد، همه‌اش محاسبه است انقدر محاسبات الهی دقیق است.@ حالا برای کسی که نمی‌تواند الان نفس خودش را خوب ارزیابی بکند یا این قاعده را نمی‌داند که نفس من قبر من است من از صبح که بلند می‌شوم تا شب در قبر خودم هستم یعنی در نفس خودم و این را نمی‌داند فکر می‌کند باید بمیرد بعد از اینکه مُرد رفت آن طرف حالا مثلا نکیر و منکری میایند و سؤال و جوابی و مثلا حالا بررسی اینطوری فکر می‌کند آنجا سریع الحساب است خداوند تبارک و تعالی، مثل چه؟@ مثل سرعت محاسبه‌ای که دنیا نسبت به جنین انجام میدهد در یک آن همه‌ نُه ماه کار او را به او جزایش را می‌دهد سریع ارزیابی می‌کند جزایش را هم می‌دهد تمام محاسبات را انجام می‌دهد سریع الحساب بودن الله سرعت این است یعنی یک آن محاسبه‌ کلّ عمر جنینی را میکند در دنیا پاداشش را هم می‌دهد.@ ما از اینجا که می‌رویم یک لحظه محاسبه می‌شویم و جزا می‌دهیم آن لطیفه‌ معروف را شنیدید که طرف مرده بود آمد به خواب دوستش، دوستش گفت آنطرف در برزخ چه خبر است؟ گفت هر چه این آخوندها گفته بودند دروغ بود محاسبه و نکیر و منکر و حساب و سؤال و از این چیزها اصلا نبود من تا رفتم من را به جهنّم بردن اصلا چشمم را باز کردم دیدم در جهنّم هستم.@ سرعت محاسبه انقدر است این وقتی وارد می‌شود همین است پس دقّت بکنید همین الان محاسبه است اگر تمرین بکنید افرادی یکذره دست از بازیگوشی و شهوتهای علمی و شهوتهای اجتماعی سیاسی و شهوتهای تعلیم و تدریس و شهو‌هایی که مربوط به خودمان هست برداریم یک کمی تنها باشیم یک کمی خلوت داشته باشیم یک کمی تمرکز داشته باشیم.@ یک سحری یک شبی یک نصف شبی آدم یک کمی با خودش ور برود با اجتماع این کار را بکنم آن کار را بکنم خودش را شلوغ نکند وقتی یک نفر یک مقدار خلوت می‌کند با خودش تمرین که بکنیم دقیقا قبر خودت را می‌بینی برزخ خودت را می‌بینی محتوایش را می‌بینی.@ کسانی که در قبر هم با تو می‌آیند هستند از انبیاء، ائمه، شیاطین، ملائکة الله، مارها، عقربها، افعیها بهشت، آب، نعمت هر چه هست را می‌توانید همین الان ببینید پس آن سر جای خودش هست آن درست است ولی به شرط اینکه به او برسی.@ برای یک نفر حساب به اندازه‌ یک نماز عصر است(جُزناها وَ هِیَ خامِدَۀ) تمام مواقف را یک لحظه طی می‌کند، فرمود شهید اصلاً سؤال ندارد چون همه‌ سؤالها را در جبهه جواب داده است ببینید سریع الحساب بودن این است.@ می‌گوید فرشته اصلا جرأت نمی‌کند برود سمت شهید، شهید می‌گوید تو آمدی از من چه سؤال می‌خواهی بکنی راجع خدا می‌خواهی سؤال بکنی من روی بدنم تمام عشق خداست و علامت است سرم را در راه خدا دادم تو می‌خواهی از من سؤال بکنی که من خدا را قبول دارم یا ندارم پیغمبر را قبول دارم، اصلا سؤال بی‌مزّه است معنا ندارد.@ یک کسی سوالش را یک لحظه در میدان مین تمام سؤا‌لها را جواب داده سلوکش را هم انجام داده تمام شده همین از روز اوّلی که اعزام شده رفته سه ماه هم رفته اعزام شده رفته تا وقتی رفته شهید شده تمام سلوک انسانی‌اش را طی کرده تا اینکه در شادی وصولشان و قهقه‌ مستانه‌شان(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند تا آن طرف بهشت رفته یعنی تا پیش خود خود خدا سه ماه این رفته است انقدر تند حرکت کرده است.@ بسته به این است که مواقف خودت چقدر کشش می‌دهی این طول کشیدن 50 هزار سال قیامت مال یک کسی است که فس فس کار است 10 سال طول می‌کشد شکهایش را برطرف بکند یک کسی که تردید و شکّ در وجودش افتاده 20 سال 30 سال هم که تردید شکّ در وجودش افتاده باشد اینها حرکت ندارند عقب‌گرد دارد می‌کند.@ یک بسیجی می‌بینی نه اصلا تردید ندارد شک ندارد این در اوج یقین است همه چیزش باورش هست اصلا همه چیز دستش است در چند ثانیه مسیر را طی کرده بزرگ‌ترین بدبختی انسان شکّ و شرک است همین دوتا یعنی تردیدها و شرکها، این دو تا مانع را اگر یک کسی بردارد یک چشم به هم زدن در آغوش خداست.@ نفس خودت مواقف هم خودت هستی ما این مسیر را داریم تا ابدیّت، وقتی این مسیر را داریم حرکتمان هم از نوع صیرورت است از آن طرف خدا به می‌گوید زود خودتان را برسانید خیلی معطل نکنید نیایستید 50 هزار سال قیامت حالا حساب بکنند تازه بعد از این 50 هزار سال قیامت که می‌گویند حساب می‌کنند یعنی این کپسول نفس را بازش می‌کنند.@ مثل یک سی‌دی است سی‌دی پر حافظه است که وقتی می‌زنی به پرینتر، یک دفعه می‌بینید 100 هزار صفحه باز کرده پرینت دارد می‌گیرد پرینتر ممکن است بسوزد باید چند تا پرینتر بیارید بگذارید بغلش بتوانند این یک سی‌دی را پرینت بگیرند تو می‌گویی این یک سی‌دی پس من دیگر 100 هزار جلد کتاب در جیبم بود بله آقا 100 هزار جلد کتاب در جیبت بود چه قدر وزنش است یک سی‌دی.@ وقتی بازش می‌کنند یعنی به ترجمه‌اش می‌برند می‌بینی چه خبر است نفس این‌طوری است نفس کمیّتاً بسیار سبک و کوچک(وَ فی کَنتَ وَ العالم أکبرُ) یک کیفیّت بی‌نهایت دارد که فقط خدا هم می‌داند که این چیست یک دانه آدم این چیست این را وقتی می‌برند باز می‌کنند در بزرخ مثل یک سی‌دی می‌ماند که می‌گویند آقا این چیزی کتابی که شما می‌گویید فقط هزار صفحه مقدمه دارد.@ این هزار صفحه مقدمه‌اش را باید بازش بکنید اصل کتاب را باید برویم حالا حالا بایستیم برویم چند پرینتر اضافه بگیریم به مرور زمان، این تا برزخ وقتی می‌میرد تا بیاید به قیامت تازه دارند مقدماتش را پرینت می‌گیرند تازه دارند مقدماتش را درمی‌آورند از بس گرفتاری درست کرده است.@ بعد تازه قیامت شروع می‌شود 50 هزار سال محاسبات، جزا نیست محاسبات است یک مقدار هم حالا جزا همراهش است تازه داستان از بعد 50 هزار سال شروع می‌شود تازه جزا، برو تا خدا خدایی می‌کند خدا زنده است از این نفس دارند پرینت می‌گیرند همین‌طوری تا خدا زنده است از این دارد پرینت می‌گیرند.@ یک کسی می‌بینید نه خیلی راحت، (جُزناها وَ هِیَ خامِدۀ) یک لحظه از کلّ جهنّم رد می‌شود پایش را می‌گذارد در بهشت، آن هم همین‌طور می‌گوید هرچه آخوندها گفته بودند و 50 هزار سال ما که ندیدیم، 50 هزار سال که چیزی ندیدیم یک قدم برداشتیم و رفتیم در بهشت.@ خان اوّل خان دوّم سوال از این، سوال از آن، (ان الله سریع الحساب) این 50 هزار سال را به اندازه چهار رکعت نماز عصرتان حساب می‌کنیم بیا برو تمام شد زود به بهشت برو چقدر هم خوب است لحظه آخر آدم آخرین قدمش را از صراط بردارد چقدر شیرین است.@ (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) چه خدای خوبی غفور شکور، یعنی شما با دو تا اسم صراط را رد ‌کنید به شادی می‌رسید، غفور، شکور.@ یک کسی عرضه داشته باشد از دو تا اسم غفور و شکور در خودش فعّال بکند این دو تا اسم را خوب از صراط رد می‌شود هم در بحث شکر و رضا گفتیم هم در بحث اسماء الله، این دو تا را انسان بتواند بیاورد در زندگی خودش، چون می‌گوید(إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) دارد رمز به تو می‌دهد.@ می‌گوید خدای غفور و شکور رد کرد اصلا همه غصّه‌هایم را برطرف کرد و من را رساند قدمی که برداشتم آمدم در صراط، بدون حساب، کیفیّت، حالا ما این مسیر را باید برویم این مسیر را خدا می‌گوید فس فس نکن معطل نکن دیر نکن(سارِعُوا) (سابِقُوا) برای ما هم خیلی مهم است چون انسان اذیّت می‌شود اگر سرعت نداشته باشد سبقت هم نداشته باشد اذیّت می‌شود.@ سرعت نداشته باشد باید روی صراط معطل بشود صراط هم در جهنّم است آدم آنجا گیر دارد این خوب است که انسان اصلا معطل نشود روی صراط یعنی پایش را گذاشت آن یک پای دوّمش در بهشت باشد همان طور که بنده خدا گفته بود آخوندها دروغ گفته‌اند من همان‌طور که چشمم را بستم در جهنّم چشمم را باز کردم.@ یکی هم می‌گوید من همین‌ جا که چشمم را بستم، ما داشتیم خدا شاهد است، می‌گفت من همین که چشمم را بستم اینجا در خانه‌ حضرت زهرا در بهشت چشمم را باز کردم اصلا نه من فرشته دیدم نه محاسبه بود آنجا، نه عقایدم را سؤال کردند هیچی ندیدم همین چشمم را بستم وقتی باز کردم در خانه‌ حضرت زهرا بودم.@ این خیلی خوب است آدم سرعتش انقدر زیاد باشد آنجا علافش نکنند حالا بیا برویم در محاسبه، برویم زیر تیغ محاسبه و سوال و جواب و آبروریزی و ننگش، بعد بزنند در سر آدم و چنین و چنان، حالا اگر سرعت می‌خواهیم باید چه کار بکنیم چون معطلی عذاب‌آور است؟ حالا اگر عذاب‌آور است باید چه کار بکنیم؟ باید یک وسیله‌ قدرتمند و پرسرعت انتخاب بکنید.@ الان میگویند اینترنت پرسرعت، دیروز ما رفته بودیم یک سازمانی می‌خواستیم یک نامه‌ای بفرستیم خارج از کشور، آقا باور بکنید مثلا حدود 20 دقیقه نیم ساعت صبر می‌کردیم یک دستور این می‌خواست بگیرد عمل بکند آخر هم نکرد آخرش هم انجام نداد حالا الان همان‌جا می‌زنیم همان‌جا عمل می‌شود.@ ما احتیاج به سرعت داریم ما احتیاج به سبقت داریم این ذات انسان این‌طوری می‌طلبد ذات بی‌نهایتطلب انسان اصلا تحمّل عقب ماندن کوچک شدن تحقیر شدن ندارد می‌خواهد زود، قوی برسد به حق، بعضی‌ها چون حق را نمی‌شناسند همین غرور و سرعت و تکبّرشان را می‌گذارند در طبیعت و طبیعت می‌خواهند برسند و آنوقت خیلی خطرناک می‌شود.@ حالا وقتی سرعت احتیاج داریم اوّلین کاری که باید بکنیم همان طور که در جلسات قبل گفتم اینکه انسان اوّلین کار یک وسیله‌ خیلی سرعت‌دار انتخاب بکند که کِش نیاید آن وسیله محبّت است وسیله‌های دیگر مثل کار عقلی و علمی و کلامی و فلسفی همه مقدمّه است اگر منجر به محبّت شد مبارک است اگر منجر به محبّت نشد شما را در وادی تحیّر و سرگردانی و حیرت و سؤال و تردید و شک و شرک نگه داشت مفت نمی‌ارزد.@ ما استادمان می‌گفت ما یک پیرزنی داشتیم در فامیلمان خیلی این تمام وجودش عشق به اهل بیت بود به معنای حقیقی عاشق بود می‌گفت وقتی از دنیا رفت خواب ما آمد و ازش پرسیدیم که کجا بودی گفت من همین که از اینجا رفتم دیدم خانم آمد دست من را گرفت گفت تو بیا برویم خانه‌ ما یعنی اصلا نگذاشته این بنده خدا هیچ ‌کس اصلا به او نزدیک بشود فرشته‌ای نزدیک بشود.@ آخر ما در دعا داریم خدایا نکیر و منکر را از من دور کن و بشیر و مبشر بیاور اصلا حضرت زهرا نگذاشته این بشیر و مبشر هم بیاید به او بخواهند مژده بدهند همین چشمم را باز کرده خود خانم بالای سرش بوده چون مادر است.@ دقّت کنید در فهم حضرت زهرا ما خیلی کمبود داریم در شناخت وجود مقدّس حضرت زهرا(س) حضرت زهرا مادر است اصل ماست ریشه‌ ماست خدا ما را از نور حضرت زهرا خلق کرده یعنی از مادر زمینیمان در بحث‌های خانواده آسمانی توضیح دادیم اینها از خانواده‌ی زمینی ما بی‌نهایت بیشتر ما را دوست دارند برای ما دغدغه دارند.@ لذا برایش خیلی مهمّ است مادری که بیرون از رحم منتظر تولد بچّه‌اش است بچّه‌اش چه‌طوری متولد می‌شود برای تک‌تک ما خانم دغدغه دارد خودش فرمود گاهی وقتها شما یک کارهایی می‌کنید وقتی من مادر می‌خواهم بیایم دست شما را بگیرم 300 هزار سال طول می‌کشد از بس از من جدا می‌شوید.@ از بس رو‌شها و سبکهای زندگی‌تان با من فرق می‌کند فاصله دارد زن‌داری‌هایتان شوهرداری‌هایتان تربیت بچه‌هایتان، نظام محبّتی‌تان، اخلاق و معاشرت‌تان، کار اقتصادی و تجارت‌تان، کارهای اجتماعی و سیاسی‌تان، کارهای علمی‌تان انقدر فاصله دارد که من تا میایم شما را ببینم.@ مثل مادری است که در بیمارستان بچّه‌اش را به او نمی‌دهند نُه ماه زحمت کشیده حالا می‌گویند بچّه را به تو نمی‌دهیم این بچّه مشکل دارد حالا باید چند وقتی باید بماند چند هفته‌، حالا حالا باید باشد تا ببینیم چه می‌شود مادر است خیلی دوست دارد بچّه‌اش را زود تحویل بگیرد خانم فاطمه‌ زهرا.@ ولی وقتی میاید بالای سر ما، می‌بینید ما همه شرمنده‌ خانم هستیم اصلا نمی‌توانیم سرمان را بلند بکنیم انقدر با خودمان بد رفتار کردیم که اصلا چه چیز را بردارد ببرد چه کسی را بردارد و ببرد اصلا ما خیلی فاصله گرفتیم با ایشان.@ لذا اوّلین کاری که آدم باید بکند این است که سبک زندگی‌اش را یک‌طوری تنظیم بکند که سبک سرعت و قدرت در او باشد در سبک زندگی‌اش سرعت و قدرت داشته باشد سرعت و قدرت هم به محبّت، عشق.@ همین بسیجیها چه طوری ره صد ساله را یک شب طی کرده‌اند که تا(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) رفتند؟ اینها چه داشتند کلاس آمده‌اند حوزه رفته‌ بودند درس خوانده بودند مباحث علمی و کلامی و فلسفی و تفسیر گذرانده بودند؟ نه آنها دو تا کار کردند 1 ـ خودشان را فراموش کردند 2 ـ عاشق شدند، عاشق که شدند اصلا خودفراموشی طبیعی است.@ حتما بروید یک سر جبهه، گفتم بروید خانواده‌هایتان را هم ببرید یک کمی فکر بکند آدم این 13 ساله 14 ساله چه‌طور میاید؟ این چه چیز است که بعد از 30 سال از شهادتش هنوز از قبرش بوی عطر میاید؟ این چه کار کرده است 13 سالش است 14 سالش است 20 سالش است این چه‌جوری است؟ چقدر سرعت چقدر قدرت.@ دو تا کار کرده‌اند در واقع یک کار، عاشق شدند تردیدها همه از آنها برطرف شد رسیدند به سرعت و سبقت، دیگر منم نداشتند تمام بدبختی‌های انسان در تردید من را می‌کشد وسط، این من که پایش وسط میاید کار را گند می‌زند و خراب می‌کند دیگر انسان سرعت ندارد چون همه‌اش مشغول کمالات سمت راست است یعنی حمله‌ سمت راست.@ کمالات خودش بدبختش می‌کند می‌گیردش مشغول خودش می‌شود به جای اینکه مشغول الله بشود به جای اینکه مشغول دین مشغول امام زمان مشغول رفع موانع ظهور امام زمان باشد یک عمر در حوزه است در دانشگاه است دارد برای رفع موانع آقایی خودش تلاش می‌کند خودش را به یک جایی برساند برای خودش می‌دود اصلا برای خدا نمی‌دود عشق و محبّت نیست.@ اوّلین کار تنظیم نظام محبّتی است بچّه‌هایت را می‌خواهید سریع بار بیایند قوی بار بیایند معطل نشوند اسیر نشوند محبّت را بریزید در وجودشان، قدرت و سرعت زیاد می‌شود محبّت که نباشد انسان هم آسیب می‌بیند و هم سرعتش کُند است یکسره به خودش صدمه می‌زند سرعت هم ندارد هم کُند است هم صدمه می‌بیند.@ چون روی صراط که در جهنّم است شما رد می‌شود هرچه کندتر بروید آتش بیشتری می‌سوزاند آدم را، صراط هم که در دنیاست هرچه کندتر بروی صدمه به خودت بیشتر می‌زنی دیر هم می‌رسی تا بخواهی برسی تا سوت پایان را می‌زند تو دیگر نمی‌رسی من هنوز آماده نیستم الان وقت رفتن است میگویی من هنوز آماده نیستم من هنوزخیلی کار دارم این اصلا خوب نیست.@ نظام محبّتی را اوّل تنظیم ‌کنید عشق، دل، دلدادگی را باید تنظیم بکنید البته بدون معرفت خوب فعّال نمی‌شود بحثهای علمی بحثهای مقدماتی خوبی‌اش این است که اگر مسیرش طی بشود درست محبّت تولید می‌کند ولی اگر مسیر بحثهای علمی را بد برود خودشیفتگی میاورد به جای اینکه انسان شیفته‌ الله بشود این تیغ دو دَم هست علم یا می‌تواند نور باشد یا می‌تواند حجاب باشد.@ کلاس، استاد، همه اینها همینطور هم می‌توانند نور باشند هم می‌توانند حجاب باشد برای انسان، درس گفتن، درس شنیدن، بنابراین بیشترین وقتمان را بگذاریم هم در رابطه با خودمان هم در رابطه با بچّه‌هایمان، در نظام تربیتی بچّه‌ها باید خیلی دقّت بکنیم بچّه‌ها ول نشوند بعد هم باید یکسره یک فضایی برایشان فراهم کنید که فرصت عاشقی داشته باشد.@ وقتی فرصت عاشقی داشته باشد این بچّه بیمه می‌شود اینهایی که بچّه‌هایشان می‌پلکند در هیئتها، هیئتهای عزاداری، بحثی در تلویزیون ما داشتیم آثار تربیتی مجالس اهل بیت(ع) مجلس اهل بیت کاری می‌کند که 40 سال 50 سال 100 سال شما در حوزه نمی‌توانیداین اتفّاق را برای کسی ایجاد بکنید همین صرفا با درس، ولی در مجلس امام حسین چند جلسه اتّفاقات قشنگی می‌افتد.@ یک کسی برود در مجلس امام حسین برود در مجلس حضرت زهرا بنشیند برود در حرم یک اتّفاقاتی می‌افتد که 10 سال 15 سال کار علمی نمی‌تواند برای آدم این کار را انجام بدهد بخصوص عزاداریها، در عزارادایها، در مجلس اهل بیت(ع)، عاشورا، تاسوعا، مجلس فاطمیه، بخصوص در شور، یک چیزهایی به آدم می‌دهند که دیگر هیچ جای دیگر به کسی نمی‌دهند.@ یک کسی هم که بیرون نشسته دارد گریه می‌کند عزاداری می‌کند و دارد سینه هم می‌زند در سینه زدن که خیلی می‌دهند این حرکت دست که می‌آید و می‌خورد به سینه یک چیزهایی در این مشتها پر می‌کنند که وقتی می‌زنند می‌رود به سینه، می‌رود به قلب‌ و مغزتان، این بچّه ‌از کوچکی که می‌زند خیلی چیزها می‌رود در قلب آدم.@ ولی آنهایی که می‌روند وسط می‌ایستند در شور می‌روند در شور، خدا رحمت کند امام می‌رفت در شور عبا یک طرف عمامه یک طرف، بعد می‌گویند آقا شما مرجع تقلید هستید بد است شما اینجوری می‌کنید، آن آدم باکلاس.@ بعضی از علمای باکلاس و مراجع باکلاس می‌گفتند مرجع تقلید بد است مرجع تقلید باید کلاس داشته باشد باید بیاید قیافه بگیرد برای امیرالمؤمنین، افتخار داده آمده وارد حرم امیرالمؤمنین شده به امیرالمؤمنین افتخار داده به حضرت معصومه افتخار داده امّا بیرون بایستد مفاتیح هم دستش نگیرد زشت است مثل عوام.@ امام اینجوری نبوده امام مفاتیح دست می‌گرفت مثل بقیه‌ مردم می‌رفتند مفاتیح می‌خوانده بعد هم به او می‌گفتند بد است در شلوغی، مرجع تقلید باید باکلاس صبح اوّل وقت آن موقع که هیچ کس نیست بیاید برود آنجا بایستد خیلی مؤدب یک سلامی بکند خودش هم لوس نکند بایستد ضریح را هم بوس ببوسد.@ بعد هم آن عقب بایستد و زود هم برود چون کار دارند خیلی نمی‌توانند خدمت معصوم باشم خودشان گرفتاری دارند برای خودشان، مشغله دارند خیلی خدمت معصوم نمی‌توانند باشند یکی از اولیای خدا به من می‌گفت من وقتی وارد حرم حضرت معصومه شدم دیدم آقا امام زمان(ع) خم شده آن سنگ پای ضریح را دارد می‌بوسد.@ علامه پیاده می‌آمد سلام الله علیها خدا رحمت کند این علامه را صفا، نورانیّت، پیاده ماه رمضان روزه می‌آمد تا حرم اذان می‌رسید افطارش را اذان که می‌گفتند چسبیده بود به ضریح بوسه می‌زد می‌گفت افطار من این است بعد برمی‌گشت.@ ما می‌گوییم ما انقدر گرفتاریم ما ماشاءالله انقدر ما آقایم وقت نداریم بیاییم حرم که عرض ارادت بکنیم ما که نباید برویم وسط سینه بزنیم ما که نباید گِل بمالیم به سر و صورتمان، اصلا بد است گِل برای عوام است عوام می‌روند گِل می‌مالند سینه می‌زنند پرچم دستشان می‌گیرند ما نه.@ حتّی بد است علماء، طلبه‌ها، دکترها، مهندس‌ها بد است خلاف کلاس است صلوات بلند بفرستند یا اصلا نفرستند یا همینطوری خیلی یواش یکطوری که کلاسشان بهم نخورد در روایت داریم هر کس صلوات بلند نمی‌فرستند مثل بقیه‌ عوام، عوام‌ را ب‌بینید چقدر قشنگ می‌فرستند وقتی صلوات نمی‌فرستید فرشته‌ها می‌گویند خدا تو را نیامرزد.@ شما الان ببینید لازمه‌ آقا بودن این است که صلوات رایواش بفرستید لازمه کلاس بودن و آقا بودن این شده مثل عوام داد بزنید و عجل فرجهم بگویید و دیگر شعار بدهید، نه، عاقل باش، متین باش، شخصیّت داشته باش کنار بنشین مثل بقیه نرو وسط سر و صدا بکن.@ راهپیمایی را دیدید بعضیها می‌روند چقدر باکلاس می‌روند راهپیمایی، می‌گویند تکلیف شرعی است برویم راهپیمایی، می‌روند راهپیمایی یک کلام حرف نمی‌زنند این می‌خواهد بگوید مرگ بر امریکا خیلی خلاف شأنش است می‌خواهد مثلا مرگ بر اسرائیل بگویید یا مشتش را بلند بکند این نه این اصلا این کاره نیست.@ این آدم آدم وزینی است اینها کُند هستند این بدبختها وقتی بمیرند چقدر گرفتاری دارند عاشقها اصلا این‌طوری نیستند عاشقها بیشتر عوام هم هستند که جلو می‌زنند اصلا این‌طوری نیستند آنها همین‌طوری رفتند یا امام حسین می‌آید یا امیرالمؤمنین می‌آید یا پیغمبر می‌آید یا حضرت زهرا می‌آید اصلا معطل نمی‌کنند اینها همه معطلی‌شان را در دنیا جواب داده‌اند.@ آنجا یعنی چه نگه دارند حالا ارزیابی‌اش می‌خواهند بکنند این همه‌ کارهایش را اینجا کرده نظام محبّتی فوق العاده مهمّ است باید روی نظام محبّتی کار کرد.@ برای همین در روایت داریم شما اصلی‌ترین کاری که می‌کنید ستون را بسازید به جای اینکه سرمایه‌گذاری روی رفتارها بکنید اوّل ستون را بسازید، ستون چیست؟ روی عشقتان کار کنید روی دلدادگی‌تان کار کنید روی مودّت کار کنید قرآن چقدر سفارش به مودّت کرده.@ حرف آخر را هم اوّل زده همین آیه‌ی تکراری که هر هفته دارم می‌خوانم برایتان خدا همه را برد روی محبّت(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) برد روی حُب، محبوب‌تر است نزد شما از خدا، رسول، جهاد.@ جهاد یعنی کسی که حب جهاد ندارد ول معطل است این بیچاره خیلی معطل می‌شود اگر کسی حب جهاد نداشته باشد این اصلا معلوم نیست برزخ هم بتواند نجات پیدا بکند برزخ که نجات پیدا نمی‌کند هیچی، قیامت هم گرفتار است حالا کجاست تا این را در بیارند کسی که عاشق جهاد نیست حبّ جهاد ندارد این آدم گرفتار است.@ چون جهاد یعنی مبارزه برای رسیدن به معشوق کسی که معشوق را دوست دارد فقط جهاد می‌کند به معنای حقیقی، (إنَّ الجَهاد بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّه فَتَحَهُ الله لِخاصَةِ أولِیائِه) رفیق‌‌های ویژه خدا دوست‌های خدا مبارز هستند اهل جهاد هستند.@ این روایت را از رسول اکرم(ص) (أفضل الأعمال الحُبُّ فی الله وَ البُغضُ فی الله تَعالی) بالاترین عمل بالاترین اعمال، حب معقول ثانی است به قول فلاسفه اینهایی که در حکمت کار می‌کنند معقول اوّلی نیست معقول ثانی است ولی دارد صورت خارجی به او می‌دهد.@ ببینید عجیب است این ادبیات معصوم، معقول ثانی را به او صورت خارجی می‌دهد می‌گوید بهترین عمل حب است حب یعنی دلدادگی، عملی صورت نمی‌گیرد کاری انجام نمی‌دهد یک کیفیّت است در نفس ولی صورت خارجی به او می‌دهد اینجاست که ما باید خیلی کار کنیم در فهم روایت، همین فقط بهترین اعمال حب است ببین چه دارد می‌گوید حواست باشد.@ پیامبر بهترین عمل یعنی بقیه‌ عملها را تعطیل بکن انقدر وقتت را روی عمل نگذار حمالی بکن اینطرف و آنطرف، اول نظام محبّتی‌ات را تنظیم بکن اگر خیلی شیفته‌ عمل‌زدگی هستی یک کاری بکنی بهترینش این است که نظام محبّتی‌ات را تنظیم بکنی اوّل عشق اوّل دلدادگی اوّل محبّت، این را تنظیم‌اش بکن چه حبّ در راه خدا چه بغض.@ چون گفتیم حب و بغض دو طرف یک سکّه هستند دو تا چیز جدا نیستند یک چیز است حب و بغض دوتاش یک چیز است وقتی شما یک کسی یا یک چیزی را دوست داری دشمنش را خوشت نمی‌آید.@ مادر بچّه را دوست دارد هر چیزی که بخواهد بچّه را به خطر بیاندازد مادر بدش میاید از آن، پس این حب در ذاتش بغض دارد یعنی حب اصل است و بغض ثانی است فرع است مثل اسماء الله، اسماء الله اسماء جمالی خدا اوّلی ذاتی است وقتی به جلالیها میرسی ثانوی است ذاتی می‌شود.@ اوّلی نیست هیچ‌کدام از اسماء جلالی الهی اوّلی نیستند همه‌شان ثانوی هستند(إنَّ أوسقَ أورَی الإسلام أن تُحِبَّ فی الله وَ تُبغِضَ فی الله) محکم‌ترین دست‌آویزهای اسلام، دارد صدها را می‌گوید که سراغ صدها همیشه بروید از این بالاتر دیگر نیست، چرا اوسق آورده؟ ترجمه چیست؟ محکم‌ترین دست‌آویز اسلام حب فی الله و بغض فی الله است.@ حالا تعریف دیگر از او می‌کردیم بهترین دست‌آویز، احسن الاوسق أوری الاسلام، ولی محکم را دارد میاورد، محبّت وقتی افتاد عشق افتاد آفت ندارد یعنی خیلی استحکام دارد شما وقتی نظام محبّتی‌ات دلی‌ات به سمت محبّت و عشق کشیده نشود همیشه خطر تو را تهدید می‌کند.@ شما نگاه بکنید چه فیلسوف‌هایی چه کسان برجسته‌ای در این قم تربیت شدند بعد رفتند امریکا و اروپا چه از آنها در آمد ولی وقتی کسی نظام محبّتی‌اش درست می‌شود به راحتی دیگر آسیب نمی‌بیند هر جا جهنّم هم او را ببرند دیگر آسیبی نمی‌بیند.@ لذا در نظام تربیتی در تربیت خودمان در تربیت بچّه‌هایمان در تربیت شاگردها، استادی موفق است که محکم‌ترین پیوندها را بین شاگرد، فرزند، دوستانش و خودش با سعادت بدهد محکم‌ترین پیوندها را، شما برای بچّه‌ات نگران هستی می‌خواهی بفرستی در پایین در کوه بعد طناب گرفتی می‌خواهی بفرستی وقتی دلشوره داری کدام طناب را انتخاب می‌کنی؟@ محکم‌ترینش را، می‌گویی بچّه‌ام یک وقت فردا نیفتد بمیرد برایش این را انتخاب بکنم که آسیب نبیند هر چقدر عشق و علاقه به خودت داری که انسان حب ذات دارد به اطرافیانت داری برایشان اوسق را انتخاب بکن یعنی این که محکم‌تر است آن را به آنها پیشنهاد بده اوّل آن را در اختیارشان قرار بده.@ قربان اهل بیت بروم قربان روحانیّت شیعه بروم که اینها بعد از ائمه سیستم‌ها را یک طوری طراحی کردند الحمدلله، علمای ما خدا رفتگانشان را غرق نعمت خودش بگرداند آنهایی که ماندند عاقبت به خیر و سالم موفق‌شان کن ان‌شاءالله سیستم را یک جوری بافتند که شخص بخواهد یا نخواهد میاید و میرود در بیشتر وقتها میرود لای چرخدنده‌های محبّتی.@ یک طوری طراحی‌اش کردند که شخص عموم مردم الحمد لله اینجوری هستند میایند می‌روند در این کوچه پس کوچه‌های محبّت، خیلی خوب طراحی کردند حالا اینکه چرا ایرانیها انقدر بهترین مردم هستند آیات برایشان آمده روایات برای ایرانی‌ها آمده چرا ایرانی‌ها بالاترین مردم از نظر سهم در اسلام هستند زحمات چند قرن روحانیت و علماء شیعه است.@ از بعد از ائمه اینها انقدر خون و دل خوردند شهید دادند زحمت کشیدند فقر کشیدند غربت کشیدند بدبختی‌ کشیدند الان جامعه‌ ما به یک جایی رسیده است که هیچ وقت کره‌ زمین به اندازه‌ این مردم آدم‌های خوب تربیت شده آماده‌ بالاترین درجات را نداشته اینها همه مدیون روحانیت شیعه هستیم.@ معجزه کردند واقعا، نظام تربیتی خودشان، جامعه، محیط‌شان را یک طوری فراهم کردند که الحمدلله قبل از اینکه ذهن ما مشغول بشود بخواهد دچار شک و تردید‌ها بشود دل ما را آرام کردند و انقدر قشنگ دل مردم را آرام کردند که دیگر فرصت بحثهای کلامی و فلسفی را دیگر در خیلی جاها نرسید.@ جبهه را نگاه بکنید عاشقها رفتند کربلا را شما نگاه بکنید چند تا از آنها باسواد بودند در کربلا، چند تا باسواد داشتیم چند تا از آدمهای به قول امروزی‌ها فرهیخته و مجتهد داشتیم ولی حضرت علی تعبیری که از آنها می‌کند وقتی میاید صفین می‌گوید(هُنا مَساِرعُ العُشاق) اینجا محل زمین خوردن عاشق‌هاست.@ ولی خود ما مواظب باشیم یک دفعه از دست خودمان در نرود چون به هر حال عشق آفت دارد می‌گویند یک بنده خدا بچّه‌ها دنبالش کرده بودند می‌خواست از شرّ بچّه‌ها خلاص بشود گفت بچّه‌ها آن کوچه حلوا می‌دهند بچّه‌ها نگاه کردند دویدند رفتند دنبال حلوا، بعد خودش گفت نکند واقعا حلوا میدهند و الا این همه بچّه که بی‌خود نمیروند ما هم برویم شاید یک حلوایی گیرمان ‌آمد.@ یک موقع نشود که ما تونچی حمام بشویم بقیه را خوب راه بندازیم یک دفعه سر خودمان این وسط کلاه برود، چرا؟ چون عوامی که سر درس ما می‌نشینند دچار حمله‌ سمت راست ندارند حمله‌ سمت راست توضیح دادم که حمله‌ کمالی ندارند چون حمله‌ کمالی اصلا موانع کمالی ندارند به سرعت می‌روند.@ ما یک زمانی یک حرف‌هایی برای مردم می‌زنیم باور داریم ولی وقتی که یواش یواش خودمان اهل کمال می‌شویم مثل اینکه الان طلبه‌ها راحت صلوات نمی‌توانند بفرستند راحت سینه نمی‌توانند بروند بزنند راحت مثل عوام نمی‌توانند عمل بکنند.@ این کمالات که میاید یواش یواش با عوام فاصله می‌گیریم آنها با سرعت رفتند جدی حلوایشان را هم گرفتند ما که خودمان اینها را راه انداختیم می‌بینیم که چقدر اینها جلو زدند از ما، خدا رحمت کند علامه را می‌گفت که من همان طوری نشستم در برزخ نگاه بکنم ببینم این بچّه بسیجی‌ها چه طور از ما جلو زدند رفتند.@ تازه علامه یک کسی بود که اصلا کمالش نگرفته بودش نه علامه بودنش نه سوادش نه معلوماتش نه شهرتش هیچ چیزش نگرفته بود سنگینش نکرده بود رمز دارم می‌گویم بحث انسان‌شناسی جامعه‌شناسی است خیلی مهم است شما اگر جامعه‌شناسی‌تان روان‌شناسی‌تان خوب نباشد اصلا نمی‌توانید عالم موفقی باشید.@ چرا عوام موفق‌تر هستند؟ چون حمله سمت راست ندارند وقتی حمله‌ سمت راست ندارد بار ندارند، علماء چرا می‌توانند خیلی‌هایشان از عوام جلو بزنند کدام عالم‌ها می‌توانند از عوام جلو بزنند؟ یک عدّه قلیلی از علماء از عوام می‌توانند جلو بزنند اینها کسانی بودند که هر چه کمالات جذب کردند سنگینشان نکرد با همان سرعت عوام توانستند بدوند@ به امام می‌گفتند وقتی تو مرجعی می‌روی عمامه‌ات را می‌اندازند عبایت را جمعیّت می‌اندازند بد است برای مرجع، می‌گفت هر چه به هر کس می‌دهند در شلوغی می‌دهند بعد هم روح عوامی را از من نگیرید امام خیلی زیرک بوده است.@ اگر یک دانشجو برود دانشگاه، یک طلبه برود حوزه، یک کسی بیفتد در مسیری که قرار است کمال کسب کند حواست به این نباشد این روز به روز عوام بودنش از دست می‌رود یعنی قدرت سرعتش کم می‌شود ولی کُندی درجا زدنش بیشتر می‌شود اینها را در حوزه متأسفانه به ما نمیگویند در دانشگاه هم به ما نمی‌گویند هیچ‌جا به نمی‌گویند.@ نمی‌گویند ما هم حالیمان نیست عاشق علم هستیم عاشق طلبگی هستیم میاییم می‌بینیم من آن موقع که سال اوّل بودم نماز شب هم می‌خواندم الان نماز که نمی‌خوانم نماز صبح هم که قضاست آن موقع وضع‌ام بهتر بود حالا نماز صبح‌ هم قضا می‌شود.@ قبلاً که دکتر و مهندس نبودیم دانشجو نبودیم برای خودم کسی نبودیم مدیر نبودیم سرهنگ نبودیم سرتیپی نبودیم نماینده مجلس نبودیم خیلی اوضاعمان خوب بود حمله‌ سمت راست خیلی خطرناک است آدم را سنگین می‌کند.@ بعضی از علما نه خیلی زیرکند اینها هر چه می‌روند درس می‌خوانند هر چه علم هر چه کمال هر چه شهرت هر چه محبوبیّت با بقیه‌ مردم هیچ فرقی نمی‌کنند زندگی‌شان اصلا همان طوری است همان عوامشان را دارند زیرکند بار الکی برنمی‌دارند.@ الان طرف روحش گند زده میگویند یک ذرّه به خودت برس، می‌گوید نمی‌رسم چون صبح تا بعدازظهر حوزه هستم بعدازظهر می‌روم مؤسسه آموزشی و کجا دارم لیسانس فوق لیسانس دکترا می‌گیرم شب هم که جنازه‌ام می‌رود خانه، باید با بچّه‌ها باشم، اصلا به زن و بچّه‌ خودم هم نمی‌رسم چون همه‌اش مشغول سمت راست است یعنی شیطان قشنگ گذاشته سر کار. وقت ندارد به خودش برسد.@ دکتر و مهندس‌هایمان هم همین‌طور، طرح دارم پروژه دارم الان فوق دارم ارشد دارم دکترا دارم تخصص دارم PHT دارم نمی‌رسند اصلا هیچ وقتی برای خودش ندارد اصلا فرصت ندارد لذا آدم باید اوّل برود سراغ محکم‌ترین چیزها را بگیرد سبک‌ترین، سرعت و قدرتش نباید کم بشود.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(الحُبُّ فی الله فَریضَۀ وَ البُغضُ فی الله فَریضَه) واجب، می‌گوید اوّل این واجب را عمل کن واجب فقط نماز خواندن نیست روزه گرفتن نیست قرآن خواندن نیست اینها همه ابزار هستند نماز و روزه و قرآن و همه‌ اینها ابزار است برای یک چیز اصلی آن دل و محبّت است.@ درس خواندن، طلبگی، چه خبر است صبح تا شب درس، کار، اینها ابزار است، چه موقع قرار است میوه بدهد؟ نداد هم نداد، این میشود؟ میوه نداد نداد، یک جایی درس می‌خواندیم ما مثلا 30 سال پیس در حوزه یک جا نشسته بودیم درس می‌خواندیم مباحثه داشتیم می‌کردیم یک دفعه یک کسی آمد گفت که آقا امروز شهادت امام کاظم است طلبه‌ها جمع شوند عزاداری داریم.@ یکی از این باکمال‌‌های بی‌ادب گفت آقا روضه چیست درس باید خواند الان درس‌مان را بخوانیم، البته من موافق نیستم حوزه‌ها را همین‌طوری به بهانه تولد‌ها و شهادت‌ها این‌طوری مفت تعطیل می‌کنند باید یک جهت داشته باشیم سال 58 تقریبا سی و خورده‌ای سال پیش درس می‌خواندیم خدمت آیت الله مجتهدی شهادت بود درس یک ذرّه سبک بود.@ یک عالم برجسته یک دانشمند را می‌آوردند آنجا در فضیلت آن امام می‌گفت، آن طلبه امام را بیشتر می‌شناخت روضه‌ آن امام، حیات آن امام، میلاد آن امام به آن تقرّب پیدا می‌کردند این قشنگ است امّا اینکه تعطیل کنیم برویم، کجا داریم می‌رویم، یک اتّفاق هم نمیافتد برنامه نیست صاحب نداریم.@ می‌گوید فریضه، فریضه یعنی چه؟ ما به مردم می‌گوییم حجاب واجب است حجاب چادر سرت کن این واجباتش را انجام می‌دهد، این واجبات چیست؟ حجاب نماز روزه، محبّت چه زمانی باید جا بیفتد برای این بچّه، این باید چه زمانی خانواده‌اش را اصلش را بشناسد خانواده‌ی آسمانی‌اش را چه زمانی باید بشناسد، هیچ وقت.@ چه کسی است که پیش بچّه‌هایش از این حرف‌ها بزند کدام استاد می‌نشیند برای شاگردانش از این حرف‌ها بزند چند تا کلاس داریم ما بنشینند این حرف‌ها را بزنند الان شخص می‌بینید که انقدر کتاب‌های فقه و اصول می‌خواند قرآن را بلد نیست نهجالبلاغه نمی‌داند صحیفه نمی‌داند.@ انقدر که کتاب‌های کلامی و فلسفه خوانده نمی‌داند یک صحیفه را بلند نیست یک نهج‌البلاغه را بلد نیست انقدر که وقت گذاشته درس گذاشته این مکاسب را که بسیارش الان دیگر تاریخ مصرفش گذشته خیلی از این کتابها که الان مرسوم هست تاریخ مصرفشان خیلی‌هایشان گذشته است.@ به جای اینکه بنشینند این حرف‌ها را انقدر که وقت گذاشته اینها را بفهمند و بخوانند و تفسیر کنند و وجوهات مختلفش را در بیاورند اصلا روی دین خدا روی قرآن روی روایات روی ادعیه روی صحیفه، استاد ما می‌فرمود حوزه‌ علمیّه هنوز آنقدر بلوغ ندارد که نهجالبلاغه و صحیفه کتاب درسیش بشود.@ احادیث اهل بیت هنوز کتاب درسی نیست دانشگاه که دیگر هیچی، کانت و دکارت و دکترای کانت دکترای دکارت، طرف هفت تا کفن پوسانده مرده، نظراتش 99% پرت است روی هواست این دیگر چیست که من الان دکترای نظریات غلط آن را بگیرم، ما چه قدر سرکار هستیم من فوق لیسانسم لایپنیز بوده، مورچه چیست که کلّه پاچه‌اش باشد.@ او اصلا چه دارد که تو فوق لیسانس و دکترات این باشد بعد هم حالا من باید بروم همین مردم را سر کار بگذارم همین را هم سخنرانی بکنم همین هم را درس بدهم شِرّوورهای اینها را درس بدهم الان ما چند تا دکترای مهدویّت داریم چند تا فوق لیسانس داریم یک فوق لیسانس صحیفه، مهدویّت ها چند تا داریم؟ نیست.@ اصلها همه مانده آخر، آخر هم فرصت نمی‌کنیم به او برسیم میمیریم برزخ تازه به ما می‌گویند حالا چه آوردی؟ هر چه می‌بیند یک مشت ورق پاره آورده و کاغذ، علم‌های به دردنخور و خیلی‌هایشان منسوخ شده اینها به درد نمی‌خورد.@ یک دفعه پیرزن و پیرمردهایی که در کوچه شما به او می‌گفتید فلان و فلان و عوام، با چشم خودت می‌بینی می‌آیند مثل برق می‌روند از جلوی چشمتان و تو هنوز اندر خم یک کوچه علاّف بایست و حالا جواب بده همسایه و بقال بلند شد و رفت بعضی‌ها نه کمالاتشان اصلا نمی‌گیردشان.@ خدا رحمت کند مرحوم علاّمه جعفری را یکی از شاگردهای ایشان، چون ایشان خیلی دقّت در وقت داشت و دقیق از وقت استفاده می‌کرد خیلی هم زمانشناس بود می‌گفت یک موقعی این با این دقّتش یک موقع من رفتم در خانه‌شان قرار هم داشتیم گفتند نیست یعنی خودش گفت، گفت من کار دارم باید بروم از شما عذرخواهی می‌کنم کار واجب دارم باید بروم کاری برایم پیش آمده.@ کار واجب پیش بیاید که آدم دیگر مسئول نیست گفت این رفت گفتم آخه یک عالمی که این‌طوری وقتش را یک ثانیه‌اش را تلف نمی‌کند انقدر هم که زمانشناس است کار واجب این چیست؟ گفت ایشان که همین‌طور که داشت می‌رفت ما هم دنبالش راه افتادیم و رفتیم دیدیم رفت در یک ساختمان مخروبه طبقه‌ دوّم رفتم دیدم یک دانه از این حلبی‌ها گذاشته برای کارگرها دارد روضه می‌خواند چه بوده؟@ امروز که حاج‌ آقا داشته رد میشده کارگرها گفتن حاج آقا ما که سر زمین هستیم روضه هم که نمی‌شود نخواند انقدر من گاهی وقت‌ها می‌روم خارج از کشور می‌بینم این آمریکائیها اروپائیها ایرانیها همه‌شان انقدر این نظام محبّتی‌شان خوب است یک وقتی پولی چیزی می‌گذارند کار می‌کنند.@ کارگر سر زمین است امّا نظام محبّتی‌اش درست است این مهمّ است حاج‌ آقا ما الان محرّم است نمی‌رسیم برویم یک جا روضه، این نظام محبّتی‌اش سالم است حاج‌ آقا می‌آیی برای ما روضه بخوانی؟ علاّمه می‌گوید من کاری مهم‌تر از این هم دارم مگر.@ خدا رحمت کند شهید مطهری را می‌گفت تمام افتخار من این است که روضه خوان هستم یک موقع اینجا آدم می‌گوید برای بقیه می‌گوید ممکن است این هم خودش یک نوع پدرسوختگی باشد این نوع حرف زدن‌ها، در یک جمع‌هایی باشد که همه خوششان بیاید از این حرف‌ها بزند خودش خباثت بیاورد عجب بیاورد.@ در دانشگاه شیراز میخواهند به آقا دکترا بدهند جلو یک مشت کراواتی و بی‌حجاب و ریش تراش آنجا نشستند زمان شاه، همه افتخارم این است که روضه‌خوان امام حسین هستم خیلی خوب است آدم اگر کمال می‌گیرد کمالش جذبش نکند خودش را نگیرد.@ روی این کلمه خیلی کار کنید روی فرمایش حضرت(الحُبُّ فی الله فَریضَۀ وَ البُغضُ فی الله فَریضَه) این واجب اوّل را تهیّه کنیم اوّل نظام محبّتی‌ها را درست بکنیم آدم‌ها را اگر قرار است خوشمان بیاید یا بدمان بیاید بر اساس چیست بر اساس خودم است یا بر اساس الله است؟ این خیلی کار راحتی هم نیست.@ چون شخص تا خودش را نشناخته باشد و لا اله الا الله در جانش نرفته باشد امکان ندارد این واجب را بتواند عمل بکند وقتی این واجب را عمل نکردی چه اتّفاقی می‌افتد این واجب را کسی عمل نکند؟ همین دوتا واجب هیچ واجب دیگری شما نمی‌خواهد عمل بکنید دو تا واجب را اوّل عمل بکنید چون بقیّه کارها هر چیزی از واجبات بگویید تا این حل نشود بقیّه‌اش حل نمی‌شود فایده ندارد.@ اوّل این دوتا، تا آدم لا اله الا الله را باور نکند نظام محبّتی‌اش کامل نیست اصلا اصلاح نشده نظام محبّتی، این نظام محبّتی را درست بکن با یک نماز مختصر با یک روزه نجات پیدا می‌کند آدم، همین چهار تا واجبات نجات پیدا می‌کند می‌رود امّا وقتی این درست نشود شما زحمت بکشید تلاش بکنید کار خیر بکنید بدوید یک عمر می‌بینید سرعتت لاک‌پشتی است.@ ولی آنهایی که مثل برق رد می‌شوند مثل برق از روی پل صراط رد می‌شوند کسانی نیستند که اعمال زیادی دارند وعبادات زیادی دارند سرعت و قدرت مال اهل محبّت است عرض کردم ما فرمانده‌مان یک آدم بی‌سوادی بود خیلی کم سواد بود در جبهه، بعد ما غروب‌ها یک درس تفسیر داشتیم سال 61 یک درس تفسیری داشتیم.@ غروب‌ها طلبه بودیم درس می‌گفتیم برای اینها، این با یک حسرتی میامد و می‌نشست درس‌های تفسیر را گوش می‌کرد بعد به من یواشکی گفت که من قرآن روخوانی خوب بلد نیستم به من را یاد می‌دهی؟ فرمانده‌ی ما، گفتم به چرا یاد نمی‌دهم قبل از اینکه شبها برویم شناسایی یک وقت بگذاریم من به شما یاد می‌دهم.@ داشت از من روخوانی یاد می‌گرفت یعنی من استاد فرمانده‌مان شده بودم شب رفتیم عملیات برای شناسایی یک جا من داشتم مین خنثی می‌کردم در سنگر عراقی‌ها در عراق بودیم مین خنثی می‌کردم داشتیم یک چاشنی می‌بریدیم که بتوانم میدان مین اینها را خالی بکنم که این شخص که میاید ببیند میدان مینشان سالم است ولی هیچ‌ کدام منفجر هم نشود.@ یک لحظه دیدم در فاصله‌ی یک متری دو متری دو تا عراقی ایستادند چشم در چشم با اسلحه بالای سر من، در عراق، خاک خودمان نیست که در بروی اسلحه هم که نمی‌توانی برداری و بکشی بزنی ایستادند بالای سرت، من 17 سالم بود.@ انقدر ترسیده بودم که الان اینها مرا اسیر بکنند که بدبختیم تا آمدم این را ول کنم اسلحه را بردارم گفت ببین اینها تو را نمی‌بینند تو کار خودت را بکن همان بی‌سواده قرآن بلد نبود بخواند با حسرت میامد می‌نشست گفت شما خیالت راحت باشد کارت را بکن اینها شما را نمی‌بینند شبها او معلّم بود ما معلّم ظاهر او معلّم باطن.@ دیدم عراقی‌ها رفتند گفت تو خیالت راحت باشد آنها اصلا نمی‌بینند شما را تو کارت را بکن خودش شب‌ها می‌نشست پیش عراقیها یعنی همه‌مان می‌نشستیم مثل الان که اینجا نشستیم جمع ایرانی و عراقی قاطی یک سیگار روشن می‌کرد جلوی عراقیها کبریت می‌زد یک سیگار می‌کشید بلند بلند حرف می‌زد داد می‌زد یک موقعی، بعد میگفت حالا بلند شوید برویم دید کسی هم باورش نمی‌شود ما خالی داریم می‌بندیم شما هم باور نکنید.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@