جلسه 004 - شرح صحیفه سجادیه
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
6
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - شرح صحیفه سجادیه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع مهم ملاقات با یکدیگر رسید که گفتیم سفارش خیلی زیادی در این زمینه از سوی اولیاء دین شده.@ من بدون معطلی میروم سراغ یک فرمایش از فرمایشات وجود مقدس امام صادق(ع) در این زمینه که فوقالعاده زیباست خواهش میکنم به آن دقت بکنید چون رمز و رازهای زیبا و زیادی دارد ایشان میفرماید(مَن زارَ أخاهُ فِی الله قالَ الله عَزَّوَجَلّ إیّایَ زُرتَ وَ ثَوابُکَ عَلَیَّ وَ لَستُ أرضی لَکَ ثَوابً دُونَ الجَنَّۀ) هر کس برای رضای خدا فقط به خاطر خود خدا به ملاقات برادرش برود.@ حالا میگوییم برادرش مثلاً فامیلش هست خواهرش هست خواهر با خواهر هست اینها دیگر لازم نیست تذکر بدهیم برای خدا برای چیز دیگری نه نیت دیگری نه، واقعاً قصدش فی الله بگوید به خاطر خدا من میخواهم بروم به ملاقات برادر دینیام، خدای عزوجل میفرماید تو در حقیقت من را زیارت کردی.@ حالا راجع به این بعداً باید توضیح بدهم خدا میگوید تو(إیّایَ زُرتَ) من را زیارت کردی ملاقات من آمدی(وَ ثَوابُکَ عَلَیَّ) ثواب تو بر من است من باید ثوابت را بدهم و من به پاداشی کمتر از بهشت برای تو راضی نیستم چقدر این کار اثر دارد چقدر مؤثر است که خداوند تبارک و تعالی دربارهاش یک همچین فرمایش بلندی دارد.@ ملاقات برادران دینی ملاقات یکدیگر به خاطر رضای خدا حالا در مورد ثوابش بعداً صحبت میکنیم اما در مورد اینکه خداوند میفرماید من را زیارت کردی چندتا نکته هست که باید خدمتتان توضیح بدهم اساساً چون هدف خلقت انسان این هست که تشبه به حق تعالی پیدا بکند.@ یعنی انسان چون قبلاً با خدا زندگی میکرده با یک روح روح محمد و آل محمد(ع) و این روح همان مثل اعلی هست که نزدیکترین شرائط را به خداوند نزدیکترین موقعیت و شبیهترین وضعیت را به خداوند تبارک و تعالی داشته آن روح هم در همه ما دمیده شده.@ ما به خاطر داشتن آن روح اساساً عاشق الله میشویم و به خاطر داشتن آن روح میتوانیم بگوییم(لا إله إلا الله) برای من الهی جز الله نیست یعنی علت اینکه معشوق یک انسان آنقدر بلند است که کمتر از الله نمیتواند معشوقش باشد این به خاطر این هست که یک حقیقی از الله در وجود او هست که همان نفخه الهی و نفخه اهل بیت(ع) هست.@ دیگر چون آن جایگاه را خودش قبلاً داشته حالا وقتی به زمین میاید نمیتواند با فرهنگ زمین کنار بیاید لذا میخواهد به آن جایگاه اولیه خودش برسد برای همین هم شعارش و منشأ قدرتش خود(لا إله إلا الله) است اصلاً گفتن(لا إله إلا الله) اینکه انسان دائماً(لا إله إلا الله) بگوید یکسره انسان را آزاد میکند به انسان قدرت میدهد.@ (لا إله إلا الله) باعث میشود انسان گول کمالات جمادی نباتی حیوانی و عقلانی را نخورد یعنی فقط بداند که در این چهار مرحله باید اینها را رد بکند و به خود الله برسد حتی(لا إله إلا الله) باعث میشود انسان به گُل بهشت هم نخورد امام کاظم(ع) فرمود بهشت پاداش بدن شماست.@ (لا إله إلا الله) باعث میشود انسان اساساً اوجی بگیرد و قدرتی بگیرد و سرعتی بگیرد که بتواند خودش را به حقیقت خودش برساند(لا إله إلا الله) فوقالعاده قوی هست(لا إله إلا الله) تمام غمهای انسان را برطرف میکند دغدغههای انسان را برطرف میکند.@ بیلیاقتیها را از بین میبرد ضعفها را از بین میبرد دلبستگیها و وابستگیهای خوارکننده به طبیعت به کمالات جمادی به کمالات نباتی به کمالات حیوانی را از بین میبرد عقدههای ارتباطی و وهمی که در بین روابط اعضای خانواده زمینی و مردم زمین هست را از بین میبرد حقارتهای عاطفی شکستهای عشقی همه را از بین میبرد و اصلاً نمیگذارد انسان آسیب ببیند.@ (لا إله إلا الله) یک حصن محکمی هست دور انسان که شخصیت انسان را شاد آرام و قدرتمند میکند(کَلِمَۀُ لا إله إلا الله حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی) این(أمن) یعنی چی؟ یعنی امنیت دادن از عذاب، عذاب یعنی چی میگوییم(أمن من عذابی)؟ این(کَلِمَۀُ لا إله إلا الله حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی) مال آخرت نیست مال دنیاست.@ یعنی انسان در دنیا اگر با(لا إله إلا الله) محشور باشد اساساً چون شخصیتش پیوند با الله دارد مقصدش الله هست این پایین خیلی با چیزی درگیری ندارد سر پول با کسی دعوایش نمیشود سر مادیات با کسی دعوایش نمیشود.@ در روابط گیاهی به خاطر هیکل و اندام و لباس و زیباییها و تجملات گیر نمیکند با داشتن احساس ثروت با نداشتنش احساس عقده نمیکند در مسائل حیوانی و عاطفی اصلاً از پدر مادر خواهر برادر همسر از هیچ کس صدمهای نمیبیند چون با اینها محشور نیست با اینها بدناً زندگی میکند.@ اما روحش چون پیوند با(لا إله إلا الله) دارد اینطور نیست که اگر پدر نداشت عقده بکند که من پدر ندارم اگر مادرش مرده بود عقده بکند که من مزه محبت مادر را نچشیدم یک کسی که میگوید من مزه محبت مادر یا پدر را نچشیدم این مال این هست که یک آدم گدایی هست که از بالا نمیتواند محبت جذب بکند درست هم هست.@ اگر کسی بگوید من عقدهای هستم به خاطر اینکه مزه محبت مادر پدر یا همسر یا فرزند را نچشیدم حالا حالم خیلی بد است این مال کسی است که نمیتواند از آسمان عشق جذب بکند از خانواده آسمانیاش عشق جذب بکند نمیتواند عاطفه را از کانون خودش دریافت بکند.@ لذا وقتی شما از بالا دریافت نکردی گدای پایین میشوی میشوی آشغالخور پایین، پایین هم که کافی است اگر کسی به تو ندهد یا کم بدهد میبینی که اعصابت به هم میریزد یا یک طلاق اتفاق میافتد یا یک مشکلی پیش میاید یا یک جواب منفی انسان میشنود.@ یا پدری مادری یا هر دو کسی میمیرد اعضای خانواده این شخص میافتد به تحقیر به حقارت به روانی شدن به افسردگی به پژمردگی، ولی وقتی که(لا إله إلا الله) هست حصن است(لا إله إلا الله) اصلاً نمیگذارد یک کسی آسیب ببیند چون اصلاً الهاش از سنخ اینها نیست این آدم، با پایینیها خوب زندگی میکند.@ خیلی خوب عالی عاشقانه اما نبود هیچ کدامشان به این هیچ صدمهای نمیتواند بزند به اضطراب و ناراحتی نمیتواند این را بکشاند چون این اساساً خلقت را جدی گرفته و هدف خلقت را، آنهایی که در بخشهای پایینی دچار اضطراب میشوند به گدایی و التماس میافتند به حقارت میافتند.@ با نبودن یکی از این عوامل احساس بدبختی به آنها دست میدهد این آدم آدمی هست که ضعیف است خودش را اصلاً نشناخته نتوانسته ارتباطش را با غیب با خانواده اصلیاش برقرار بکند به هر حال از بالا نمیتواند جذب داشته باشد.@ وقتی از بالا جذب نداشته باشد باید بیاید برود گدایی پایین را بکند علت اینکه شخص عقدهای نیست میتواند عفو بکند میتواند مغفرت داشته باشد کینه نمیگیرد میتواند شاد و آرام باشد همهاش به خاطر این هست که(لا إله إلا کمال مطلق) این(لا إله إلا الله) را اگر کسی باورش کرد قیمت خودش دانست یک شخصیت ضد ضربه میشود.@ عصبانیتها، پرخاشگریها، زورنجیها، حساسیتها، حسادتها، بدبینیها، وسواسها با(لا إله إلا الله) از بین میرود این اسم اعظم است(لا إله إلا الله)، اینکه میگویند هیچ کس عبادتی بالاتر از کسی نکرده که روزی 100 مرتبه بگوید(لا إله إلا الله) مگر کسی که بیشتر گفته باشد.@ به خاطر همین هست هر وقت انسان دلش جایی گیر میکند که ممکن است این گیر کردن در آن حقارت ایجاد بکند در آن غصههای جهنمی بیاورد در آن حس لهشدگی محرومیت این چیزها را بیاورد با(لا إله إلا الله) درمان میشود(لا إله إلا الله) تمام زخمهای وجود انسان را درمان میکند تمام عقدهها را برطرف میکند(لا إله إلا الله).@ (لا إله إلا الله) یعنی این نیز بگذرد به انسان کمک میکند این خیلی مهم است ما روی(لا إله إلا الله) باید خیلی کار بکنیم که من الهی جز الله ندارم اگر هم در دعا داریم(لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه) غیر از اله است هیچ محبوبی جز پیامبر و اهلش نیست این برای رفاقت بازی است برای عشقبازی است برای تنها نبودن است برای حزببازی است.@

(لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه) یعنی حواست باشد اگر میخواهی رفیق انتخاب بکنی دوست انتخاب بکنی کمتر از اهل بیت را انتخاب نکن حداقل حواست باشد اهل بیت دوستان اصلیات باشند رفیقهای اصلیات پیامبر و بقیه باشند این خیلی به انسان قدرت میدهد.@ حالا چون غایت ما(لا إله إلا الله) است خداوند تبارک و تعالی همیشه خودش یا اهل بیت را وسط میاندازد برای اینکه ما به آن مقام برسیم اهل بیت را به عنوان انسانهای کامل به ما معرفی کرده خودش هم پایین میاید میگوید ببین شما قرار است شبیه من بشوید.@ (لا إله إلا الله) یعنی من الهی جز الله ندارم یعنی قرار است به چه کسی شبیه بشوم؟ به الله، و چه نقشی را در بهشت بازی کنم؟ نقش الله را بازی کنم پس یک انسان باشرف یک انسانی که واقعاً انسان است و ثروت انسانی دارد کسی است که میتواند در دنیا نقش الله را بازی بکند.@ یک کسی که خودش را زن میبیند یا مرد عمراً نمیتواند نقش الله را بازی بکند این آنقدر عقدههای جنسی دارد مثلاً با مادرش دعوا دارد با پدرش دعوا دارد با خانمش دعوا دارد با شوهرش دعوا دارد با برادرش دعوا دارد با همسایهاش مشکل دارد با مدیرش مشکل دارد با نیروی زیردستش مشکل دارد.@ این آنقدر با آدمهای مختلف درگیر است اصلاً فرصت ندارد یادش بیاید که یک آدم است فرصت ندارد بفهمد توجه داشته باشد خودش را به عنوان یک انسان ببیند اگر خودش را به عنوان یک انسان دید.@ آن موقع است که لذت زندگیاش به این هست که در تمام مدت زندگیاش زندگی زناشویی زندگی خواهر برادرانه زندگی با پدر و مادر زندگی با دیگران بتواند نقشی از نقشههای خدا را بازی بکند این بچه کوچکها را دیدید با چه عشقی خالهخالهبازی میکنند میخواهند بزرگ شوند.@ پسرها و دخترهای کوچک میایند نقش بزرگها را میگیرند، چرا اینقدر دوست دارند نقشه بزرگها را داشته باشند؟ چون در بزرگی قدرت دیدند کمال میبینند خودش را ضعیف میبیند میخواهد زود آن کمال را دریافت بکند خیلی زودتر دوست دارد در آن حس آدم بزرگها بیفتد.@ چون در آنها کمال میبیند یک انسان اگر حواسش باید کمال را درست تشخیص بدهد خوب که تشخیص داد آنوقت متوجه میشود که باید تا میتواند در دنیا تمرین نقش خداگونه بکند تمرین عفو تمرین مغفرت تمرین تغافل تمرین تجاهل تمرین ستار بودن.@ تمرین جواد بودن تمرین کریم بودن تمرین آقا بودن بزرگ بودن این دیگر با مادرش با پدرش با خواهر و برادرش درگیر نیست که نه نمیتوانم ببخشمشان وقتی کسی میگوید من نمیتوانم ببخشم یعنی خودش خیلی پایین آمده که اینقدر بیجان است.@ یک کسی عقده در ذهنش است در روانش عقده یا حسادت هست این بدبخت در لجن جهنم گیر کرده و نمیتواند بالا بیاید همین حسادت، حسادت بدترین جاهای جهنم است یعنی از بدلجنترین و لجنزارترین جاهای جهنم حسادت است آدم اینقدر کوچک باشد بتواند به کسی حسادت بکند حسادت مال آدمهای فسقلی است مال آدمهای خیلی ریز است.@ هر چند ممکن است ادعاهای بزرگی داشته باشند ولی شخصیتاً آدمهای ریز و پستی هستند آدمهای حسود باید حسادت را کنار بگذارد یک کسی میخواهد نقش خدا را بازی بکند اصلاً با کسی درگیر نیست این فقط میخواهد بزرگی بکند و آقایی بکند.@ برای همین منشش منش بزرگی هست عفو کردن برای او اصلاً کاری ندارد ندید گرفتن کاری ندارد از گذشته فرار کردن برای او عین آب خوردن میماند راحت میتواند گذشته را ندید بگیرد راحت میتواند به دیگران فرصت بدهد راحت میتواند چشمپوشی بکند راحت میتواند تغافل و تجاهل داشته باشد.@ بگذرد و رد بشود برود نه اینکه هی برود در خواب خواب ببیند در بیداری اعصابش را خورد بکند سه ساعت در رختخواب غلت بزند ور برود در افکارش با این و آن جنگ بکند اصلاً اینطوری نیست این اگر یک جایی هم با یکی از بندگان خدا درگیر بشود میداند فرستاده خداست.@ میگوید خدایا این را فرستادی که من شبیه تو بشوم تو میخواهی با این شوهر با این زن با این خواهر و برادر با این دوستان با این آدمها میخواهی من را بزرگ بکنی فرصت برای من ایجاد کردی که من شبیه تو بشوم یاد بگیرم مرام تو را داشته باشم یاد بگیریم آقا بشوم یاد بگیریم بزرگ بشوم این خیلی قوی میشود.@ حالا خدا یکدفعه برای اینکه ما را شبیه خودش بکند میگوید از اول یادت باشد همه آدمها را قال بگذار در همه کارهایت با خودم طرف بشو اصلاً کسی را نگاه نکن با خود من، کارهایت را با خود من، اخلاص یعنی همین، یعنی میخواهم شبیه آن بشوم.@ دیدید یک جایی یک مربی وقتی میخواهد یک شاگرد بگیرد این شاگرد اگر احساس بکند زیر نظر مستقیم خود معلم و مربی است یک حس دیگری به او دست میدهد حالا معلم اینطوری میکند یکی از شاگردهایش را بگذارد بگوید برو فعلاً زیر دست ایشان کار بکن.@ دیدید به بعضیها برمیخورد میگویند نه ما میخواهیم زیر نظر خودش کار بکنیم شاگردش را فرستاده حالا به حکمت هم فرستاده میگوید لازم است با شاگردم فعلاً یک مدت با شاگردم کار بکنی تا بعد بتوانی بیایی خدا رحمت کند مرحوم حاج ملا هادی سبزواری درسهایش آنقدر سنگین بود که بعضی از افراد در درس او میمردند.@ یک چند نفر که تلفات دادند دیگر ترس برشان داشت گفت حالا هر کس میخواهد بیاید پیش من درس بخواند اول برود پیش پسرم درس بخواند اول پیش او یکذره آماده بشود بعد پیش من بیاید که نمیرد.@ به حکمت هم ممکن است بگوید یک استاد بگوید حالا زیر نظر شاگردم یک مدت کار بکن به این برمیخورد ولی وقتی واسطه نیست خود استاد هست میگوید خیلی عالی است من مستقیم با خود مربی استاد سروکار دارم همه چیز را دقیق خالص و ناب میگیرم اخلاص یعنی این، خدا میگوید مستقیم با خود من کار کن.@ به یک زن میگوید مبادا به خاطر شوهرت شوهرداری بکنی خودت را به شوهرت بفروشی مبادا به خاطر پدر و مادرتان مبادا به خاطر زنتان کارتان را انجام بدهید هر کاری را میخواهید انجام بدهید مستقیم با خود من ارتباط داشته باش و به خاطر من انجام بده کارت را به هیچ کس نفروش با هیچ کس معامله نکن.@ برای دلخوشی کسی کار نکن ریاکاری نکن دنبال به دست آوردن دل این و آن نباش این خیلی مهم است لذا خدا وقتی میخواهد ما را شبیه خودش بکند وسط میاید قرار است من شبیه خودش بشوم از بس خدا دوست دارد که ما بزرگ بشویم خودش وسط میاید میگوید به من خدا قرض بدهید.@ خیلی عجیب است قرآن خدا میگوید به من خدا قرض بده(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ) چه کسی به خدا قرض میدهد این چه مکتب تربیتی است الله خودش وسط میاید میگوید بنده من به من قرض میدهی من نیاز دارم به من کمک میکنی او که نیاز ندارد.@ بعد میگوید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ) حالا من به تو چند برابر میدهم توهم برت ندارد که من خدا نیاز دارم یعنی دارم تمرینت میدهم یاد بگیر به من قرض بده میتوانی یا نه، یک امتحان است صدقه، انفاق یک امتحانی هست برای ما که چقدر میتوانیم تمرین بکنیم این کار را انجام بدهیم.@ انصافاً هم امتحان سختی است گاهی وقتها از امتحان جانی و جهاد جانی سختتر میشود جهاد مالی، ما نمیتوانیم به خدا اعتماد بکنیم بگوییم من میدهم او گفته تضمینی یک تا هفتصد برابر برمیگردانم ما میترسیم خدا خودش وسط آمده(مَنْ ذَا الَّذِي).@ قرض نه هر کار دیگری(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ) اگر خدا را کمک بکنید خدا هم به شما کمک میکند اِ خدا به کمک ما احتیاج دارد! میگوید اگر خدا را کمک بکنید خدا هم شما را کمک میکند عجیب است خدا میگوید با من طرف شو تصور کن خدا به تو احتیاج دارد.@ خدا الان پول لازم دارد میگوید من خدا پول لازم دارم ما را هم حساب کن در هزینههایت، چقدر این مکتب قشنگ است میگوید من کمک میخواهم بیا کمک من کن در روایت داریم کمک من کن از حضرت سؤال کردند یعنی چی یعنی خدا مگر این حالتها به او دست میدهد؟@ مثلاً(فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا) چون ما را متأسف کردند ما هم انتقام میگیریم مگر خدا متأسف هم میشود خدا مگر مرکز احساسات قرار میگیرد؟ حضرت فرمود منظور از من خدا عبارت است از ولی الله مظهر خدا امام و خلیفۀ الله، پس اگر میگوید به من قرض بدهید یعنی به چه کسی قرض بدهید؟@ الان من میخواهم به خدا قرض بدهم تصمیم گرفتم به خدا قرض بدهم باید بروم قرض را به چه کسی بدهم؟ باید بروم به ولی الله بدهم، الان میخواهم خدا را یاری بکنم باید چه کسی را یاری کنم؟ باید امام زمان را یاری کنم.@ بنابراین شما هر کاری انجام بدهید مستقیم با خدا، یک زن اگر شوهرداری میکند اگر شوهرداریاش را به خدا بفروشد تمام مدتی که در خانه دارد ظرف میشوید لباس میشوید بچهداری میکند کار میکند غذا میپزد در محراب است دارد عبادت میکند دیگر خدمت نیست عبادت است یک موقع است فقط خدمتکار است.@ یک موقع هست نه عبادت است خدمت خدا را میکند اینکه بزرگان گفتند به شوهرتان به چشم امیرالمؤمنین نگاه کنید به زنتان به چشم فاطمه زهرا به خاطر همین است 95% طلاقها با همین فکر از بین میرود که یک کسی به حرمت فاطمه زهرا به زنش خدمت بکند.@ و خانمی به حرمت امیرالمؤمنین شوهرش را آنطوری نگاه بکند به او خدمت بکند کاری به شخص شوهرش نداشته باشد کاری به شخص زنش نداشته باشد دعواها از بین میرود شیطان زمینگیر میشود حالا پس اگر یک زنی دارد خدمت شوهرش را میکند یا یک آقایی دارد خدمت همسرش را میکند در واقع دارد به خداوند تبارک و تعالی خدمت میکند.@ پس منطق این حدیث را دقت کنیم میگوید وقتی یک نفر میخواهد به خاطر خدا یعنی چی؟ میگوییم دو رکعت نماز میخوانم قربۀ إلی الله، قربۀ إلی الله یعنی چی؟ یعنی تقرب یعنی شباهت به خدا، برای اینکه شبیه خدا بشوم دو رکعت نماز میخوانم برای اینکه شبیه الله بشوم دو رکعت نماز میخوانم روزه میگیرم قربۀ إلی الله برای تشبه به حق تعالی روزه میگیرم.@ دقت کنید حدیث را امام صادق(ع) میفرماید(مَن زارَ أخاهُ فِی الله) کسی که به زیارت کسی برود برای خدا یعنی میخواهد دل خدا را به دست بیاورد(قالَ الله عَزَّوَجَلّ) خدا چه میگوید(إیّایَّ زُرتَ) تو به زیارت من آمدی خدا باز وسط میاید، این یعنی چه به زیارت من آمدی میخواهد یک اصل مهم را بگوید که تو بیلیاقت نباش.@ اینقدر بیسلیقه نباش در ارتباطت با دیگران حواست باشد که آدمها را میتوانی جایشان را عوض بکنی و الله را جایش بگذاری این همان قاعدهای هست که رشدش دادیم(هو أنت) در مرحله اول فرمود(هو أنت) آن آدم خود تو هستی پس با دیگران جایتان را عوض کنید.@ ببینید چطور دوست داری طرف مقابلت با تو رفتار کند 2 ـ (هو رسول الله) او از طرف خدا آمده فرستاده خداست این رسول الله هر دو معنا را میدهد یعنی فرستاده خداست پس با زنت به عنوان کسی که امانت خداست رفتار کن با بچههایت با شوهرت با خانواده همسرت اینها امانت خدا در دست تو هستند آدمها همینطور.@ رسول الله یعنی شخص پیغمبر این هم درست است هر دو آنها درست است یعنی شما هر کاری بکنید پیامبر دریافتکننده است فاطمه زهرا دریافتکننده است گاهی وقتها انسان یک خدمتی به یک بنده خدا انجام میدهد فاطمه زهرا آنقدر خوشحال میشود چون دریافتکننده است.@ تو به بچه او خدمت کردی همه افراد بچههای فاطمه زهرا هستند خیلی لذت میبرد مادر ما فاطمه زهرا پدرمان امیرالمؤمنین رسول خدا که ما به انسانهای دیگر خدمت بکنیم لطف داشته باشیم مهربان باشیم هر کاری از دستمان برمیاید بکنیم.@ هر کمکی که میتوانیم بکنیم به انسانهای دیگر انجام بدهیم بخصوص به مؤمنین اینها دوست دارند در مرحله بالا قرآن میگوید(هو الله) یعنی تو وقتی داری قرض میدهی دریافتکننده خداوند تبارک و تعالی است برای همین هم میگویند وقتی دادید دستتان را ببوسید چون دستتان به دست خدا میخورد.@ اگر پولی دادید دستتان را ببوسید خدا را شکر بکنید و دستتان را ببوسید این فلسفه را خوب ما دقت بکنید ما اگر این فلسفه را خوب بفهمیم که(هو أنت هو رسول الله و هو الله) اگر این را خوب فهمیدیم آن موقع است که عقده دیگر نمیکنیم نگوییم این من را دعوت نکرد من هم دعوتش نمیکنم.@ ای بابا مگر تو با این طرف هستی اینقدر خودت را مایه میکنی وقتی خودت را با آدمها طرف میکنی عقده رفتار آدمها در ذهنت میاید به همان مقدار ریز میشوی و کوچک میشوی اصلاً مهم نیست طرفت کیست پدرت است مادرت است همسرت است خانواده همسرت است دوستت است اصلاً مهم نیست.@ اصلاً نباید برای ما مهم باشد من اصلاً با آدمها طرف نیستم وقتی تو میگویی من با آدمها طرف نیستم قیمت من خداست به همان مقدار بالا میروی و واقعاً قیمتت هم خدا میشود اما اگر در روابطتت با دیگران عقده در دلت آمد دل چرکینی سراغت آمد.@ کینه سراغت آمد حس انتقام سراغت آمد پس در واقع تو با خدا طرف نیستی با بندگانش طرف شدی و خودت را به همین مقدار پایین آوردی خیلی جای دقت دارد همین یک مرحله اگر همین درس امروز را اگر کسی بفهمد بینهایت کارهایش ارتقا پیدا میکند.@ کارهایش ضریب پیدا میکند همین را بفهمد دلش را آزاد بکند از بندگان خدا با هیچ کس طرف نشود اگر اینطور شد آن موقع است که همه کارهای آدم ضریب میخورد انسان دائماً در نماز و محراب است خوشا آنان که دائم در نمازند، در نمازند یعنی چی؟ یعنی این در تاکسی هم که هست در نماز است دارد کارش را میکند.@ در اداره هم هست در نماز است شوهرداری میکند در نماز است تفریح میرود پارک هم میرود با زن و بچهاش در نماز است رستوران هم با آنها دارد میرود در نماز است چون هدفش از این بازیها و نقشهایی که دارد ایفا میکند نقش شوهری نقش زنی نقش مادری نقش پدری نقش خواهر و برادری اصلاً با خود آدمها کاری ندارد.@ این نقش را دارد بازی میکند برای اینکه به یک چیز بالاتری برسد به یک قدرت به یک تشبه به یک صفت از صفات الله برسد برای همین هم انسان به اجتماع و تضاد در اجتماع تضاد در خانواده نیاز دارد تا بتواند اسم جذب بکند آنهایی که از خانه فرار میکنند آنهایی که از خانواده فرار میکنند آنهایی که از محیط در میروند آنهایی که در ارتباطات قهر میکنند اینها اصلاً واقعاً خودشان را نشناختند.@ فرار کار آدمهای ضعیف است ضعف از کجا میاید؟ از عدم توجه به خودمان میاید آنهایی که زود به طلاق فکر میکنند تا میگویند دو بیشتر است یا سه به طلاق فکر میکنند به جدایی فکر میکنند فرار است آن کسی که تا یکذره در فشار قرار میگیرد قطع میکند جیغ میزند داد میزند میشکند فریاد میزند بقیه را کتک میزند.@ بیرون میکند خودش قهر میکند قطع میکند و قیچی میکند این مال آدمی است که خودش را نمیشناسد اصلاً نمیفهمد برای چه به دنیا آمده وقتی به او میگویی حالا چرا اینقدر ناراحت هستی؟ میگوید من احساساتم جریحهدار شد من به غرورم لطمه وارد شد.@ بعد وقتی میگویی منظور از غرور چیه؟ میبینیم این هنوز دارد خودش را یک هیکل و یک شخص معنا میکند نه یک شخصیت، این هنوز یک زن است یک مرد است این هنوز در عقده زنانگی یا مردانگی یا فرزندی یا پدر و مادری مانده.@ خدا رحمت کند مرحوم شهید محراب حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی را فرمودند ایشان هیچ وقت به بچهاش دستور نمیداد بیموقع که مبادا اینقدر کم خواهش و درخواست داشت در خانواده که مبادا فرزندم آمادگی نداشته باشد و به خاطر اینکه آمادگی ندارد دستور پدرش را انجام بدهد ناراحت بشود و عاق والدین بشود.@ این عقده پدری را از بین برده بعضیها دیدی اینقدر بیظرفیت هستند تا وقتی میگویی شوهر، مگر ول میکنند بیاجازه م نفس نکش بیاجازه من آب نخور بیاجازه من اینطوری نکن بعضیها تا زن کسی میشوند آنها هم همینطور چرا به مادرت خندیدی چرا خانه خواهرت رفتی چرا به فلان کس کمک کردی جدی نگیر این نقشها برای بزرگ شدن توست.@ بله خدا روابط حقوقی را مشخص کرده برای اینکه نظم در خانواده باشد در موارد اختلاف نظم برقرار باشد اگر یک موقعی تعارضی پیدا شد زن بداند حرف آخر را شوهرش میزند درست است یک موقعی خطری فسادی ممکن شد تهدید بکند زندگی را این مسائل حقوقی برای این هست که در مواردی که خطر و فساد هست مشخص میشود همه چیز نظم میگیرد.@ نه اینکه گفتند تو شوهر هستی یا رئیسی باید رئیس بازی بکنی نه زن باید هی حرف از حقوق بزند نه مرد خیلی باید حقوق بازی بکند یک مردی که هی بگوید من پدرم تو باید حرف پدرم را اینطوری بکنی هی پدر پدر میکند.@ دیگر بعد از یک مدت کسی تره هم برایش خرد نمیکند چون یکسره دارد از همین موقعیتش استفاده میکند رئیسی که یکجا رئیس است هی رئیس بودن خودش را به رخ میکشد ادای رئیسها را در میاورد همهاش دستور و اُرد دارد رفاقت و صمیمیت ندارد با بخشنامه و قانون میخواهد به دیگران حاکمیت بکند این فایده ندارد اصلاً آدم سیر نمیشود.@ این روایت را میخواند(إیّایَّ زُرتَ وَ ثَوابُکَ عَلَیَّ) من را زیارت کردی ثوابت هم به عهده من است و من به ثوابی کمتر از بهشت برای تو راضی نمیشوم همین آدم تصمیم بگیرد که کارهایش را به خدا هدیه بکند ملاقاتها.@ نگو حالا پسرخاله ما را دعوت نکرد ما نمیرویم حالا دعوت نکرد تو باید برای خدا بروی اصلاً کاری نداری دعوت کردند یا نکردند ما با کسی کار نداریم عروسیشان ما را دعوت نکردند شما دعوت کن عروسی ما نیامدند شما برو مهمانی ما نیامدند شما برو ما پدرمان مرد اینها نیامدند تسلیت بگویند وقتی کسی مُرد شما برو تسلیت بده.@ این شیطان است که میگوید مقابله به مثل کن هر کس هر کاری کرد با آن مقابله به مثل کن این یک شیطان است نکته مهمی که در ارتباطات هست این هست که خداوند تبارک و تعالی بارها در قرآن تأکید کرده که شیطان خیلی دوست دارد بین شما فاصله بیفتد.@ (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) یادتان هست در بحث شیطان گفتیم وقتی میخواهید با هم حرف بزنید قشنگترین کلمات را انتخاب بکنید که شیطان بین شما را خراب نکند روی لفظ و ادبیاتتان باید سرمایهگذاری کنید در بحث کلام اینها را توضیح دادیم شیطان خوشحال میشود دشمن شماست و خوشحال میشود شما رابطهتان با دیگران خراب بشود و به هم بخورد.@ رابطهات با خانواده همسرت، با خانواده خودت، با فامیلت، با خود همسرت با بچههایت شیطان دوست دارد و انسانها در معرض این رنجیدنها هستند یعنی انسانها لوس هستند زودرنجند حساسند ما باید اگر بخواهیم به سمت الله برویم باید اول زودرنجی را کنار بگذاریم آدمهای لوس و حساس آدمهای زودرنج شبیه الله نمیشوند.@ متخلق به اخلاق الهی نمیشوند اینها قوی نمیشوند اینها هیچ وقت به ثروتهای آخرتی نمیرسند آدمهایی که حساسند به آنها برمیخورد تا یک چیزی میگویی گریهشان میگیرد اشکشان دم مشکشان است این به درد نمیخورد.@ باید این روحیه نازک نارنجی بودن ضعیف بودن ترقه بودن چاشنی انفجاری بودن را کنار بگذاریم و الا به سنگینی به وقار به آقایی به قدرت به متانت به غیب انسان نمیرسد محرم اهل بیت نمیشود اینها را دارم تأکید میکنم به عنوان یک آدم حسابی غیب قبولش نمیکند در جمع بیمارستانی ببینید پزشکانی که درمانگر هستند خیلی قیمت دارند.@ این خوب است آدم پزشک و درمانگر باشد یا خودش جزء مریضان باشد؟ خودش درمانگر باشد خودش پزشک باشد خودش بزرگ باشد تا اینکه همه بخواهند ملاحظهاش بکنند این خل است این دیوانه است این مریض است این جنون دارد، آدم گدا باشد بهتر است یا ثروتمند؟@ ثروت خیلی بهتر است غنا خیلی بهتر است اگر میخواهی با اهل بیت رفیق بشوی و تو را به عنوان یک آدم حسابی قبولت بکنند محرم بدانند و تا بعد راز نصیبت بشود ارتباط نصیبت بشود باید اول بزرگ بشوی باید ثابت بکنی که محرم هستی.@ خدا رحمت کند اصغر بینماز را، اصغر بینماز همه به او میگفتند اصغر بینماز اما برایش مهم نبود در اجتماع همه به او اصغر بینماز میگویند چون همیشه هر سه وعده نمازش را پشت سر خود آقا میخواند لذا مردم هیچ وقت نماز خواندن این را ندیدند بله اگر یک کسی بخواهد سه وعده را پشت امام زمان نماز بخواند کسی نماز خواندنش را نمیبیند.@ حالا اگر گفتند بینماز بعد ککش هم نمیگزد چون محرم شده آنطرف بزرگ است اصلاً با بچه کوچکها این کار ندارد این با آدمهای ریز کاری ندارد این میخواهد با فاطمه زهرا رفت و آمد بکند با زینب کبری رفت و آمد بکند با خانم معصومه(س) رفت و آمد بکند.@ این میخواهد با امام حسین و اباالفضل و سیدالشهداء و امام زمان رفت و آمد بکند این میخواهد بزرگ بشود پس به هوس نیست ما فقط هوس بکنیم یک کسی برای من نامه نوشته بود نوشته بود من خیلی تنبل هستم وظایفم را نمیتوانم انجام بدهم برنامهای هم که برای من نوشتید هیچ کدامش را انجام ندادم.@ نه سیدیها را نه کتابها را بعد این مشکلات را هم الان دارم خیلی غصه دارم خیلی افسرده هستم بعد خواستههایش را نوشته بود میخواهم حافظ کل قرآن بشوم میخواهم از اولیاء خدا بشوم محال است یک کسی که تنبل و بیحوصله است محرم بشود.@ آدمهای تنبل آدمهای بیحوصله اصلاً رفاقت صمیمی با بالا نمیتوانند برقرار کنند آدم تنبل و بیحوصله با غیب نمیتواند محرم بشود کسی که میخواهد به آنجا بزند باید تنبلیها، بیحوصلگیها، این چیزها را کنار بگذارد دلرنجیها و زودرنجیها و حساسیتهایش را کنار بگذارد.@ آی بچهام اینطوری کرد آی شوهرم اینطوری کرده من تحقیر شدم من دارم غصه میخورم که بچهام با من اینطوری کرد شوهرم با من اینطوری کرد زنم با من اینطوری کرد اینطوری که آدم کوچک میماند این توهمات هست که دائم ما را اذیت میکند شیطان یکسره بنایش این هست که بین ما اختلاف بیاندازد.@ قرآن یک دستور به ما داده به این دستور خیلی تأکید میکند خیلی شما دقت بکنید میفرماید(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ) شیطان دشمن شماست به شما تجاوز میکند به حریم شما میاید(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم باید با او دشمنی بکنید یعنی با شیطان به دشمنی بیفتید.@ ما به جای اینکه به دشمنی با شیطان بیفتیم به دشمنی با زن و بچهمان، با همسر و شوهر و پدر و مادر خانواده همسرمان با دوستانمان با برادرمان با فرزند خودمان میافتیم دشمنی کردن این فقط شیطان را خوشحال میکند(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) یعنی شما باید سهمی از جهاد علیه شیطان و دشمنی علیه شیطان در خانهتان باشد.@ اگر فردا اسمنویسی کردند اینطوری میگویم که شفاف بشود اگر قیامت ثبتنام کردند که کسانی که در زندگیشان با شیطان درگیر شدند زدوخورد داشتند دشمنی کردند چه کسانی هستند اگر بنده باشم میروم آنجا میگویم من فقط یکسره کتک خوردم بنابراین در تمام مدت عمرم سوارم بود ذلیل بودم.@ یکسره به من ضربه زده یکسره من را به لجن کشانده دوباره در یک لجن دیگر کرده میتوانم بگویم من یکجا شیطان را عصبانیاش کرم یکجا رویش را سیاه کردم یکجا سرش را بریدم میتوانم بگویم؟@ آنجایی که شما میکشید به صلح به عفو به مغفرت به اینکه کینه را کنار میگذارید به اینکه بلند میشوی میروی ملاقات یک نفر علیرغم آنکه آن شخص از خودش یک همچین چیزی نشان نداده آن موقع که یک زن آشتی میکند با شوهرش یا شوهر آشتی میکند با زنش.@ یک کسی که طلاق را منتفی میکند زندگی را از سر میگیرد آنجاست که شیطان را کشتی این دشمنی کردن میشود چرا با برادرت دشمنی میکنی چرا عصبانیتت را روی این خالی میکنی او الان دوست دارد که تو عصبانیتت را خالی بکنی بگو که او الان خوشش میاید که من این طرف را بزنم خوشش میاید من به این فحش بدهم.@ خوشش میاید من قهر بکنم خوشش میاید من جدا بشوم خوشش میاید ما به هم بریزیم حالا که این خوشش میاید من نقطه برعکس را انجام میدهم از لج آن هم که شده من اصلاً از منافع خودم در این رابطه میگذرم با او رفاقت میکنم.@ چون او اعصابش خورد بشود برود بمیرد لااقل روز قیامت اسم من را جزء کسانی بنویسند که توانستم چهارتا سیلی به شیطان بزنم آدم اگر قرار است از شیطان بخورد بخورد ولی لااقل در سوابق نامه عملش هم در سوابق زندگیاش هم بنویسند این صدها سیلی به گوش شیطان زده هزاران نفر را از دست شیطان نجات داده.@ بله شیطان از دست ما عصبانی میشود یک موقعی به ما حمله میکند ما را به گناه به فحشا به منکرات وادار میکند ما را میزند انتقام است ولی عوضش من هزاران نفر را از دست او نجات دادم معلوم است عصبانی میشود یکدفعه میاید حمله میکند.@ بالأخره من را یکجا زمین میزند کشتی است جنگ است ما باید جنگهای توهمی را کنار بگذاریم بیاییم سراغ جنگهای حقیقی، شما در ورزش نگاه کنید الان همه ورزشکارها جامعه ورزش دچار یک جنگ توهمی هستند میافتند به جان همدیگر در روزنامهها نگاه کنید اخبار و به صداوسیما و مطبوعات هم کشیده میشود.@ چقدر علیه همدیگر حرف میزنند و همهاش دشمن دارند همه دشمنتراشیها مال این است این با آن مربی، این با آن بازیکن در فیلمها را هم که شما نگاه بکنید همهاش انسان جنگهای توهمی دارد در زندگی هم آدم به جنگهای توهمی دچار میشود.@ در مباحث سیاسی اجتماعی در این حزبها و گروهها نگاه کنید تمام جنگها توهمی است ما جنگ حقیقی را خوشمان نمیاید برویم میرویم کارتون نگاه میکنیم دیدید بعضیها وقتی در زندگی بیرونی شکست میخورند میروند مینشینند بازیهای کامپیوتری نگاه میکنند در بازیهای کامپیوتری شخصیت پیدا میکند.@ چون در بازیهای کامپیوتری با تو بازی میکند به عنوان یک شخص تو را میپذیرد مثلاً یک برنامه نرمافزاری هست به نام لایفاستار طرف آنجا میرود در اجتماع شکست خورده آنجا میرود شروع میکند بازی بعد مثلاً میگوید حالا خانهات را مشخص کن میگوید خانه من اینجاست.@ بعد میگوید خانهات را خودت آرایش کن در بیرون نمیتوانسته یک همچین خانهای داشته باشد مینشیند در بازی برای خودش مبل میگذارد تلویزیون میگذارد میگوید از این افراد یکی را به عنوان همسر انتخاب کن با آن ازدواج کن یکی را انتخاب میکند بیرون ازدواج نکرده اینجا ازدواج میکند.@ اینجا شغلت را انتخاب کن شخص به این معتاد میشود یعنی در واقع یک زندگی مجازی شروع میکند که در واقع مجازی هم نیست حقیقی است چون دارد در درونش اتفاق میافتد و درون هم حقیقت است شکل دارد میدهد افرادی که در بیرون شکست دارند دائماً برای جبران شکستهایشان به خیال پناه میبرند خیالپرداز میشوند در خیال خودشان:@

این به خیال میکشد میافتد به خیالپردازی، ما باید دست از این خیالپردازیها برداریم جنگهای الکی با خانواده با دوستان با اطرافیان، مواظب باشیم بیهوده در این جنگها نیفتیم تا میتوانیم فرار کنیم یک موقع است مگر اینکه شرع به تو اجازه بدهد خدا به تو اجازه بدهد.@ وارد یک مبارزه یک کار دادگاهی یک کار قضایی بشوی باید بیاییم سراغ مبارزه حقیقی، مبارزه حقیقی ما با شیطان است اگر مردم این را بفهمند جوامع این را بفهمند سیاستمدارها این را بفهمند که ما جنگ اصلیمان با شیطان است نه با آدمها، جنگ جنگ شیاطین و انسانها هست.@ اگر ما یک آدمهایی مثل استکبار جهانی داریم مثل صهیونیست جهانی داریم که با آنها میجنگیم اینها شیاطین الإنس هستند قرآن هم دارد میگوید یعنی انسانهایی که خودشان بندگان و حزب شیطان هستند با آنها میجنگیم و الا ما با کسی جنگ نداریم اصلاً.@ انسان فقط جنگش با شیطان و حزب شیطان است اینجا باید قوی باشد اینجا باید قدرتمند باشد اینجا باید تلاش بکند ضربه بزند به حزب شیطان و خود شیطان، بنابراین در روابط زناشویی اگر یک موقعی آدم عصبانی بشود به جای اینکه بخواهد سر زنش داد بزند سر شیطان داد بزند.@ بگوید حالا تو میخواهی من سر این داد بزنم عصبانی بشوم عمراً کور خواندی تو میخواهی من قهر بکنم تو میخواهی من کارم به طلاق بکشد تو میخواهی من جیغ بزنم عمراً میزنم در سر خودت، اگر کسی بتواند به شیطان نفس درون خودش غلبه بکند و خودش را کنترل بکند شیطان آب میشود ذوب میشود.@ یواش یواش دیگر از این آدم طمع برمیدارد میگوید این را آن دفعه میخواستم با زنش دعوایش بیاندازم زنش هوشیار خودش هم هوشیار به جای اینکه با هم دعوا بکنند ریختند سر من یک کتک مفصلی به من زدند من نباید به این زن و مرد نزدیک بشوم چون اینها آدم خطرناکی هستند.@ دیگر طمع نمیکند بلند شود دنبالت بیاید ولی هر وقت میاید ببیند میتواند تو را علیه بقیه تحریک بکند خیال تو را علیه بقیه تحریک بکند تو را میتواند راحت به غیبت به تهمت به حسادت به بدبینی بیاندازد عبد خوبی برایش هستی لذا به این راحتی ولت نمیکند.@ میگوید خلاصه مرید ششدانگ پیدا کردم مرکب خوب سوارش بشوم هر جا دلم بخواهد با آن میروم برای چه ما به شیطان کولی بدهیم آن را عصبانی کنیم قرآن دستور داده بر شما واجب است دشمنی با شیطان، کینه شیطان را گرفتن حالا ما یکذره به درون خودمان نگاه کنیم ببینیم آیا ما واقعاً در روابطمان با دیگران حتی با خودمان کینه شیطان را به دل داریم.@ اصلاً سابقه دشمنی با او را داریم یا همیشه ترسیدیم و کتک خوردیم همیشه آدمهای بزدلی بودیم همیشه آدمهای خوار و ذلیلی بودیم تا او پارسی کرده ما گفتیم حق با توست چشم، تا یک وسوسهای آورده تسلیم شدیم و قبول کردیم ما هم چهارتا در صورتش بزنیم ما هم یکذره اذیتش بکنیم ما هم یکذره عصبانیاش بکنیم.@ ما هم یکذره تیری به او بزنیم او که یکسره دارد به ما میزند خدا وکیلی، چهارتا هم تو بزن میگوید اگر من از او کتک خوردم من هم چهارتا زدم اگر او زد در سر و صورت ما ما هم چهارتا در سر و صورتش زدیم دیگر آدم نمیسوزد ولی وقتی ایستاده هی کتکش بزنند خفتش بیشتر از کتک آدم را اذیت میکند.@ ذلتش بیشتر از آن آسیبی که دیده آن حقارتش بیشتر انسان را اذیت میکند امر شده به ما(فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شما هم شیطان را دشمن بگیرید او برای کینه نقشه دارد شما هم نقشه بریزید او طرح و برنامه میاورد که شما را از همدیگر جدا بکند به شما لطمه بزند.@ شما را حمله جلو عقب راست و چپ من در دام نمیافتم حالا یکذره راجع به این ترفندها قبلاً توضیح دادیم در بخش شیطان الان فقط چون میخواهم حدیث را بخوانم و توضیح بدهم واردش شدیم که انشاء الله جلسه بعد توضیح بیشتری خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@