جلسه 085 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
85
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
2
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 085 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره‌‌ اساس دین بود که عبارت است از عشق و محبّت انسان به کمال مطلق و بی‌نهایت یعنی الله تبارک و تعالی، سنگ زیرین همه‌ حقایق دین و خلقت عبارت است از لا اله الا الله، روی این بخش باید خیلی فکر کرد که چرا نبی اکرم(ص) فرمودند که: (ما قالَ نَبیٌّ وَ ما قُلتُ مِثلَ لا اله الا الله) نه هیچ پیغمبری و نه من حرفی مهم‌تر، بهتر،بالاتر از لااله الاالله نگفتیم.@ این کلام نشان می‌دهد که وقتی چیزی بالاتر از لا اله الا الله وجود ندارد یعنی لا اله الا الله اصل است فهم اینکه لا اله الا الله اصل هست به ما یک قدرت تحلیل دقیق و درست درباره‌ تمامی معارف انسانی و الهی خواهد داد.@ وقتی پیامبر می‌فرماید: (ما قالَ نَبیٌّ وَ ما قُلتُ مِثلَ لا اله الا الله) این گذاره برای انسان هست یعنی مهم‌ترین حرفی که یک پیامبر می‌آورد و انبیاء می‌آورند مخاطبشان انسان‌ است لذا لا اله الا الله اوج است یعنی بالاتر از آن امکان ندارد اوجی برای انسان وجود داشته باشد آن طرفش دیگر خبری نیست هرچه که هست در همین یک جمله خوابیده لا اله الا الله که تو دلبر و الهی جز کمال مطلق و بی‌نهایت و نامحدود نداری.@ حالا همه چیز همه‌ خلقت هر فعلی از خدا صادر می‌شود هر خلقی که خدا می‌کند(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) این ذات بی‌نهایت هر جلوه‌ای که می‌کند مبتنی بر لا اله الا الله است چون انبیاء، پیغمبر که خودش می‌گوید پیغمبر انسان کامل هست و کامل‌ترین پیغمبر هست می‌گوید نه آن مثل اعلی است مثل اعلی، روح، قلم، لوح، عقل، هر چه که شما بگویید مصداق اتمّ و اکبرش پیغمبر هست.@ یعنی بعد از خدا نفر دوّم عالم وجود پیامبر هست همان نور خودش، (اوّل ما خَلَقَ الله نُوری) این نفر دوّم که خداوند تبارک و تعالی از نور او همه‌ خلقت را انجام داده تمام جلوه‌ها از بعد از ذات بعد از الله از پیامبر شروع شده با نور او شده تا به مادّه هر جلوه‌ای که الله کرده از این حقیقت کرده.@ حالا این حقیقت خودش دارد با ما حرف می‌زند می‌گوید من پیغمبر کامل‌ترین حرفی که دارم آورده‌ام از طرف خدا، دریافتی که داشتم برای انسان لا اله الا الله هست خیلی این اهمیّت دارد ما یک موقعی است که می‌گوییم یکی از عبادت‌های ما یکی از اذکار ما لا اله الا الله است در کنار اذکار دیگری که هستند.@ یکی از معارف ما توحید است در کنار معارف دیگری هستند در حالی که اصلا اینگونه نیست سنگ زیرین، اصل و بنا که هرچیزی با او معنا می‌شود لا اله الا الله هست حالا خداوند هم وقتی که جلوه می‌کند قرآن می‌فرماید جالب اینجاست که اسم ذات ذات آورده(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) ذات در هر لحظه دارد کار می‌کند دارد جلوه می‌کند دارد تجلّی می‌کند.@ ما اصلاً یک خدای ثابت، ساکن که مثل سنگ یک جا بایستد نداشتیم یک خدای بی‌تحرّک نداشتیم اینهایی هم که در بحث کلام زیاد هست یا در بعضی از مسائل فلسفی است که می‌گویند الله حرکت ندارد فهم درستی از معنای حرکت ندارند.@ حرکت اگر به معنای حرکت ربوبی باشد یعنی ذات دائماً در حال خلق و جلوه باشد خداوند دائماً در حال حرکت است اصلا این خدا ذاتش دائماً دارد تولید می‌کند تولید هم نه به معنای نفی لم یلد و لم یولد بکنیم یعنی دارد جلوه می‌کند دائماً دارد جلوه می‌کند و خلق می‌کند ظهور می‌کند دارد به شکل‌های گوناگون دائماً ظهور می‌کند(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) (الله) (هو) در شئون مختلف است.@ حالا این الله و هویی که در شئون مختلف هست دائم دارد جلوه می‌کند برای جلوه‌اش حکیمانه عمل می‌کند جلوه‌ی عبث ندارد لاعب نیست همان‌طور که قرآن می‌گوید بازی نمی‌خواهد بکند الله، بازیگر نیست به حکمت جلوه می‌کند اگر بخواهد جلوه بکند تمام جلوه‌های الله حکمتش لا اله الا الله هست.@ یعنی مبتنی بر یک جریان یک ظرف دارد انجام می‌شود همه‌ جلوه‌های الله و آن لا اله الا الله هست یعنی مسیر عاشقانه‌ کامل‌ترین جلوه‌ الله به سوی الله، (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) پس لا اله الا الله یک معرفت یک دانش یک علم و یک حقیقت در کنار سایر حقایق نیست بلکه لا اله الا الله اُس و اساس سایر حقایق است ریشه‌ای هست که از او همه‌ حقایق ظهور می‌کند.@ اگر الله هم جلوه‌ای دارد تمام جلوه‌های الله بر اساس لا اله الا الله هست دائماً این ذات بر اساس لا اله الا الله دارد جلوه می‌کند و ظهور می‌کند اگر شما خلقت آسمان را می‌بینید زمین را می‌بینید اگر میلیاردها موجود می‌بینید گیاه، حیوانات، درخت‌ها، ستاره‌ها، کیهان‌ها، کهکشان‌ها، آسمان اوّل تا هفتم می‌بینید خلق و بعث به قول قرآن می‌بینید قوس نزول می‌بینید قوس صعود می‌بینید هرچه که نگاه بکنید روی یک پایه است یک پایه همان توحید لا اله الا الله، همه دارد با این انجام می‌شود.@ لذا خود خدا بخواهد لا اله الا الله را توضیح بدهد همه‌ این حرف‌هایی که من برای شما زدم در این چند دقیقه را خدا وقتی که می‌خواهد توضیح بدهد یک کلام فقط یک جمله می‌گوید(خَلَقتُ أشیاءَ لِأجلِک وَ خَلَقتُکَ لِأجلی) هر چه هست را من برای تو خلق کرده‌ام تمام ظهورات من تمام جلوه‌های من تمام این شئون من برای توست ولی تو را برای خودم خلق کرده‌ام.@ یعنی تو غایتت اینها نیست تمام جلوه‌های من تمام ظهورات من غایت‌شان تو هستی امّا تو غایتت باید من باشم و این طبیعی‌ترین درست‌ترین و تنها صورت صحیح حرکت‌های ما هست این را ما باید از حالت دانش به دارائی تبدیلش بکنیم.@ وقتی یک کسی بتواند این را از حالت دانش به دارائی تبدیل بکند تمام آن خصوصیت‌هایی که برای مؤمن ذکر می‌شود راحت به دست می‌آید این که مؤمن را از کجا بشناسیم از نمازش؟ نه، از روزه‌اش؟ نه، از عبادتش؟ نه، از کارهای دیگر؟ نه، ببینید چقدر شاد است و چقدر آرامش دارد.@ اگر شخصی با حقیقت خلقت خودش در تماس و ارتباط باشد تولیدش شادی و آرامش است تولیدش قدرت است تولیدش دارائی است شما اگر بتوانید اصلی‌ترین ماجرای خلقت اصلی‌ترین اصل خلقت را تبدیل به دارائی خودتان بکنید آن موقع است که تمام آن ظهوراتی که خیرات و برکات و قدرت در او ایجاد می‌کند در شما هم یواش یواش قدرت ایجاد می‌کند میوه می‌دهد و آن لا اله الا الله است(أفضَلَ العِبادات لا اله الا الله).@ پس خلقت بر اساس یک حقیقت دارد انجام می‌شود جلوه‌های خدا براساس یک حقیقت دارد انجام می‌شود ظهورات الهی بر اساس یک حقیقت هست و آن حقیقت انسان است لا اله الا الله، ولی انسان غایتش چیست؟ (وَ خَلَقتُکَ لِأجلی) برای من هست تو برای خود من هستی.@ این می‌شود اینکه تو غایتی جز من نداری محبوب و الهی که لیاقت دل تو را داشته باشد نداری لذا حالا شما احادیث دیگری بیایید الان با هم یک کمی با هم معنا بکنیم(القَلبُ حَرَمُ الله وَ لا تُسکِن حَرَمَ الله غَیرَ الله) بر اساس لا اله الا الله دوباره همین می‌شود.@ (لا یَسَعُنی أرضی وَ لا سَمائی بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِن) آسمان و زمین گنجایش من را ندارد بلکه قلب بنده‌ من فقط گنجایش من را دارد، باز می‌شود لا اله الا الله یعنی شما هرکاری بکنید دوباره برمی‌گردید به همین اصل، تمام معارفی که شما در فقه اصغر فقه اوسط و فقه اکبر با او برخورد می‌کنید تمام معارف هر سه فقه برمی‌گردد به یک حقیقت و آن لا اله الا الله هست.@ اگر این ملاک کاملاً باور ما بشود یک فقیه در فقه‌اش قدرتمند است یک عالم کلامی یک عالم تفسیر یک فیلسوف و یک اهل عرفان خوب می‌تواند بفهمد که چه کار باید بکند احکام قلابی، ناخالص، ضعیف جعلی، من درآوردی، از احکام اصیل باز شناخته می‌شود در هر سه فقه چه فقه اصغر چه فقه اوسط چه فقه اکبر.@ در تمام رشته‌های معارف انسان وقتی این را بفهمد که اصل و اساس چیست آن موقع خیلی قدرتمندتر و راحت‌تر می‌تواند حرکت بکند این یک اصل که من توضیح دادم نکته‌ بعد این است که این اصل با چه بیان شده است؟ در شئونی که داشتیم گفتیم که ما 5 تا داریم حس و خیال و وهم که گفتیم در این سه مرحله ما حیوان هستیم عقل در این مرحله ما فرشته هستیم و فوق عقل که در این مرحله ما انسان هستیم.@ برای لا اله الا الله گذاره‌ صحیح برای بخش پنجم ما است لذا کسی که لا اله الا الله به او نمی‌چسبد از او لذّت نمی‌برد حالت عاشقانه به او دست نمی‌دهد یا نمی‌تواند خوراکش باشد قطعا این بخش پنجمش فعّال نشده.@ گفتم مثل اینکه به یک بچّه‌ مثلا 5 ساله 6 ساله بگویی که جنس مخالف، عشق، این هنوز بخش جنسی‌اش فعّال نشده نه تغذیه شده نه به بلوغ رسیده نه فعّال شده شما به او بگویی عشق، جنس مخالف، این اصلاً نمی‌فهمد چه هست.@ لا اله الا الله حرف از عشق دو طرفه است حرف از یک عشق است حرف از یک رابطه‌ عاشقانه است حرف از دلدادگی است حرف از اله است اله یعنی آن کسی که انسان را واله و شیدا و سرگردان می‌کند یک حقیقت فوق عقلانی دارد صحبت می‌کند خداوند تبارک و تعالی.@ ماجرا را اصلا از مرحله‌ی عقل برده در مرحله‌ فوق عقل یعنی مراحل حس، خیال، وهم و حتّی عقل و علم همه مقدمه‌ بخش عشقی انسان هستند در انسان تمام بخش‌های وجودی او بخش حسش، خیالش، فهمش و عقلش مقدمه‌ فوق عقل او هستند یعنی مقدمه دل و قلب.@ لذا ملاک شخصیّت انسان، ملاک قیمت انسان، ملاک موفقیت انسان در حرکت به سمت آخرت و ملاک انسانیّت انسان دارائی دل اوست، دلش چقدر دارائی دارد؟ نمی‌گویند چقدر اطلاعات دارد چون اطلاعات مفت نمی‌ارزد آن طرف اگر بر اساس لااله الاالله نباشد هیچی نمی‌ارزد.@ به قول یکی از اساتید ما می‌فرمود یک خیک علم با یک موش مرده فرقی ندارد هیچ فایده‌ای ندارد هر چقدر شما اطلاعات هم داشته باشید به قول امام علم توحید هم داشته باشید این بخش اگر فعّال نشده باشد یعنی شخص به عاشقی نیفتاده باشد به دلدادگی نیفتاده باشد.@ آن اصولی که در جلسات قبل گفتیم در سوره‌ی توبه آیه‌ 24 اگر آن اصل تحقق پیدا نکرده باشد یکی کسی هم که عمرش را در حوزه‌های علمیّه یا در دانشگاه‌ها سپری می‌کند دارد وقت تلف می‌کند ولو در تمام رشته‌ها موفق باشد علاّمه هم باشد اصلاً این را خدا کار ندارد خدا کار دارد که این بخش فعّال شده یا فعّال نشده.@ یعنی بخش فوق عقلانی واقعا به طلب به عشق به دلدادگی به دلتنگی نسبت به حق تعالی به دلتنگی نسبت به خانواده‌ی آسمانی محمد و آل محمد علیهم السلام به این افتاده یا نه، آیا رأس همه‌ محبوب‌ها طبق آیه‌ 24 سوره‌ی توبه این سه تا هست یا نه، الله، اهل بیت، جهاد، اگر این نیست شخص می‌خواهد علاّمه‌ دهر هم که باشد با یک کسی که هیچی ندارد هیچ فرقی نمی‌کند بلکه وزر و وبالش هم بیشتر است گرفتاریش هم خیلی بیشتر است مهم این است که این بخش فعّال بشود یعنی فوق عقل.@ لذا شما وقتی در قرآن نگاه می‌کنید وقتی می‌خواهد انسان‌ها را بسنجد به هیچ وجه سمت نه حس می‌رود نه خیال نه وهم نه اطلاعات، اصلا نمی‌رود بیشترین کسانی را که مذمّت می‌کند خداوند تبارک و تعالی کسانی هستند که آن حمله‌ سمت راست را دارند حمله‌ کمالی، با کمال‌ترین افراد را خداوند تبارک و تعالی بیشترین مذمّت می‌کند در قرآن.@ شما نگاه بکنید در تمام ادیان در یهود در نصارا و در اسلام بیشترین کسانی که خداوند و اهل بیت تقبیحش کردند علماء هستند آنهائی که عالم هستند ولی بخش پنجمشان فعّال نیست اگر بخش پنجمشان فعّال بشود علمشان فوق العاده ارزش دارد به او می‌گویند عالم ربّانی.@ (أو لَعَلَّکَ فَقَدتَنی مِن مَجالِسِ العُلَماء) شما وقتی که آثار سوء تغذیه را در دعای ابو حمزه‌ ثمالی می‌بینید آدمهایی که بی‌اشتهایی نسبت به الله دارند بی‌اشتهایی نسبت به لا اله الا الله دارند بی‌اشتهایی نسبت به آسمان دارند حضرت ده تا عامل بی‌اشتهایی معرفی می‌کند.@ یکی از آن عوامل بی‌اشتهایی که حضرت سجّاد(ع) معرفی می‌کند می‌گوید خدایا علّت اینکه من سر نماز کسل هستم حوصله ندارم بی‌حال هستم و تا میایم فکر بکنم که آدم خوبی هستم یک حادثه برایم اتّفاق می‌افتد و در آن شکست می‌خورم(لَعَلَّکَ فَقَدتَنی مِن مَجالِسِ العُلَماء) شاید تو مرا در مجالس علماء یافت نکردی.@ انقدر مهم است یک کسی که با عالم ربّانی ارتباط نداشته باشد در زندگی‌اش عالم ربّانی نباشد اگر کسی می‌خواهد سمت علم بشود باید عالم ربّانی بشود اگر ارتباط می‌‌خواهد داشته باشد تلمیذ و طلبه و دانشجوست باید با عالم ربّانی ارتباط داشته باشد.@ یک کسی که عالم در زندگی‌اش نیست خدا هم هیچ توجّهی به او ندارد رها شده است بدبخت است بیچاره است چون تخصصی حرکت نمی‌کند زندگی‌اش تخصّصی نیست زندگی جاهلانه دارد پس اصل اصالت تخصص یادتان هست اصل اصالت تخصص در همه‌ زمینه‌ها اصل اساسی هست.@ گفتیم اگر ما 6 هزار آیه‌ قرآن را به صورت دانههای تسبیح در نظر بگیریم آن بند تسبیح که این 6 هزار تا را وصل می‌کند اصل اصالت تخصص است از نگاه علمیش، از نگاه عرفانیش که می‌شود همان لا اله الا الله.@ پس این 5 مرحله تمام این چهار مرحله مقدمه‌ تولید یک رابطه‌ عاشقانه است اگر یک کسی اشتغالات حسیش خیالیش وهمیش یا اشتغالات علمیش منجر به افزایش علاقه به الله نشود در طول زمان، اشتغال سیاسی دارد اجتماعی دارد علمی دارد فعالیت‌های اقتصادی دارد فعالیت‌های فرهنگی دارد تدریس دارد بحث دارد تألیف دارد.@ می‌خواهد در انتخابات شرکت کند می‌خواهد نماینده‌ مجلس بشود می‌خواهد رئیس جمهور بشود می‌خواهد مرجع بشود می‌خواهد مجتهد بشود می‌خواهد با مردم ارتباط داشته باشد این‌ها پیش خدا مهم نیست می‌گوید که اگر این ارتباطات منجر به تولید عشق، علاقه، دل‌تنگی نسبت به الله با همان سه شاخصه‌ای که آیه‌ 24 سوره‌ی توبه دارد می‌گوید.@ اگر منجر می‌شود این فعالیت‌ها همه مقدمه شده برای آن بخش خیلی هم مبارک است والا حمله‌ی سمت راست حتماً، یعنی صور مقدسی است که در استخدام شیطان قرار گرفته است شخص با این مقدمات دارد از خدا روزبه روز فاصله می‌گیرد دورتر دارد می‌شود.@ حس خدا را ندارد حال خدا را ندارد حال آسمان را ندارد حال خانواده‌ی آسمانی‌اش را ندارد عشق ندارد تپیده‌گی دل، قنج رفتن، ضعف رفتن برای اهل بیت و آسمان، برای بالا ندارد نسبت به جهاد اصلاً این‌طوری نیست اشتیاقی ندارد یعنی اگر جنگی جهادی بشود ما در این قم چقدر دیدیم ما اینجا زمان جنگ، خیلی‌ها چسبیدند به همین درس‌ها و بحث‌ها و اصلا به رویشان هم نیاوردند که کشور درگیر است.@ چقدر علماء ما داشتیم اینجا چسبیدند به درس هنوز هم خیلی‌ها هستند آن‌طور هستند حس جهاد، مبارزه با موانع ظهور امام زمان اصلا ندارند همین فقط می‌بینید که حسشان این است که مثلا یک جایی درسی بخوانند یک کاری بکنند که چهار نفر بیایند دستشان را ببوسند و یک پولی هم به ایشان بدهند بقیه دیگر اصلا حسهای این‌طور که بیایند کمربندشان را ببندند در گود باشند نیست.@ خدا رحمت کند امام را سلام الله تعالی علیه فرمود که من شب خواب دیدم که نقشه‌ ایران آتش گرفته با عبا زدم روی نقشه، نقشه را خاموش کردم یعنی آتش را از درون کشور برداشتم شب خوابی بوده امام دیده این را، ولی خودش می‌گفت که من فهمیدم که من می‌توانم ایران را نجات بدهم امّا همه همراه من نیستند من تنها باید این کار را بکنم.@ این همه عالم در این قم بوده از زمان خرداد 42 شما در نظر بگیرید این همه دانشمند عالم بوده در دانشگاه‌ها چقدر عالم و دانشمند بوده چند نفر آمدند وسط گود، آنها همه علم‌شان را برای یک چیز دیگری می‌خواستند علاقه‌ای به جهاد، زندان رفتن، مبارزه، درگیری نداشتند.@ یک کسی یک شعری خوانده بود برای مقام معظم رهبری زمان جنگ، جنگ که شد یک دو تا موشک هم به قم آمد بالاخره الحمد لله یک دو تایی هم اینجا خورد بعد اینجا خالی شد همه دررفتند رفتند جاهای دیگر، به آقا گفته بود آقا من یک شعر گفته‌ام بخوانم برایتان.@ علماء بیشتر می‌رفتند یک جایی که موشک نخورد مشهد می‌رفتند هم پابوس امام رضا، هم تقدّسی هست و هم که بالاخره توجیه هم دارد ما رفتیم زیارت آقا امام رضا علیه السلام اصلا ما رفتیم آنجا یک مدّتی عبادت و مشغول اینها باشیم آقا گفته بود شعر را بخوان این هم گفته بود که قم شده بمباران مشهد شده قم باران، یعنی این داستان این طوری بود.@ کسی که کار علمیش فعالیت‌هایش منجر به عشق به الله چهارده معصوم و جهاد نشود این سه تایی که سوره‌ توبه می‌گوید آیه‌ 24 فاسق است هر کس می‌خواهد باشد فسق دارد(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).@ این خیلی صریح خیلی تند دارد خدا می‌گوید، بعد هم فقط نمی‌گوید شما فاسق هستید می‌گوید(فَتَرَبَّصُوا) یعنی پدرتان را درمی‌آورم، (فَتَرَبَّصُوا) یعنی منتظر داستانی باشید.@ امام فرمود کسانی که خودشان را خانواده‌شان را از معرکه‌ی جنگ دور نگه داشته‌اند باید برای روز واپسین خودشان را آماده بکنند خیلی این حرف مهم است پس در چینش این را خوب دقّت بکنید گفتیم چهار چیز شخصیت انسان را می‌سازد انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتار و افکار.@ اگر در این چهار تا چیز شما لا اله الا الله حقیقت داشته باشد آن آیه‌ 24 سوره‌ توبه حاکمیت داشته باشد که اینها بهترین انتخاب‌ها هستند با توجّه به این نکته‌ای که عرض کردم که چهار بخش وجودی ما مقدّمه‌ بخش پنجم ما که فوق عقل است با توجّه به این نکته دیگر انسان در تمام انتخاب‌هایش، ارتباط‌هایش، رفتارهایش و افکارش متوجه این می‌شود باید چه کار بکند.@ می‌خواهد رشته تحصیلی انتخاب بکند همسر انتخاب بکند مکان برای زندگی انتخاب بکند دوست انتخاب بکند مجلس مهمانی انتخاب بکند اتومبیل انتخاب بکند لباس انتخاب بکند هر چه می‌خواهد انتخاب بکند کاملا خیالش راحت است شفاف است می‌خواهد یک شغل انتخاب بکند می‌خواهد یک طوری استعدادیابی بکند در استعدادهای خودش بعد جهت‌دهی بکند.@ کاملاً متوجّه این می‌شود که من باید چه کار بکنم من باید چه‌طور درس بخوانم کاملا واضح می‌شود این قضیه، پس باز این را دقّت بکنید به قول امام انقدر تکرار می‌کنم که این باورمان بشود ان‌شاءالله که ما این چهار بخش وجودی‌مان مقدمه‌ بخش چه هستند؟ فقط یک بخش اصالت دارد در وجود ما، آن هم بخش فوق عقل است.@ بقیه این چیزها هیچ کدام اصالت ندارند همه ابزار هستند هیچ کدام مطلقاً اصالت ندارند فقط ابزار هستند اگر منجر به فعالیت فوق عقلانی شد، شد، اگر نشد که همه‌اش حجاب است فایده ندارد انسان ضرر می‌کند.@ لذا شما تا وقتی این حقیقت را نفهمید دیگر تحلیلی از دین نه از قول معصومین می‌توانید داشته باشید نه از سیره معصومین می‌توانید داشته باشید شما اصلا ماجرای کربلا را تصوّر بکنید شما به هیچ وجه جز با این فهم نمی‌توانید کربلا را تفسیرش بکنید این که اوّل داستانش چه بوده اصلا این ماجرا چه بوده چرا حضرت زینب(س) می‌فرماید: (و ما رأیت الا جمیلا).@ ما وقتی نمی‌فهمیمش می‌آییم برای حضرت زینب یک روضه‌هایی میخوانیم برای امام حسین، که اینها را کاملا طبیعی، زمینی، به عنوان یک جنس زن، مرد خوار می‌کنیم برای اینکه اشک بیشتری هم بگیریم مرتّب به این رنگ و لعاب بیشتری می‌دهیم.@ امّا شما در کدام مکتب دارید که این همه مصائب به یک خانم وارد بشود فقط بفرماید(و ما رأیت الا جمیلا) شما لا اله الا الله را بردار اصلا این حرف معنادار نیست(کُلَّ ما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونا) هر چه قدر کار به امام حسین سخت‌تر می‌شد شاداب‌تر می‌شد کجا می‌توانید یک همچنین چیزی شما پیدا بکنید.@ شما نگاه بکنید غم و شادی من مثال بزنم حالا کاربرد این بحث را بگویم برایتان، چون ما هنوز در ابتدا و الفبای این بحث هستیم ما هنوز خیلی داریم تا این بحث خوب جا بیفتد الان فقط داریم مقدمات را می‌گوییم الفبا را داریم می‌گوییم من کاربرد را بگوییم برایتان حالا یک بحث کاربردی‌ هم لااقل بکنیم بحث نظری فقط نباشد.@ ببینید قرآن انسان‌ها را تقسیم می‌کند بشر را تقسیم می‌کند بشر یعنی آن که بشره دارد یعنی آن که پوست آدم رویش کشیده شده صورتش صورت انسانی است قلب هنوز معلوم نیست چون انسان‌ها را قیامت فقط بر اساس قلب می‌سنجند(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) با قلب می‌سنجند.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) یعنی قیامت اصلا با هیچ چیز کار ندارند مگر با دل تو و محتوای دل تو، دلت و محتوای دلت، عشقت، عشق‌هایت، عشق و حال‌هایت، لذّت‌هایت، حرکت‌های عقربه‌ی دلت، تپیدن دلت، قنج رفتن‌ها، ضعف رفتن‌ها، اشک‌هایت، شادی‌هایت، فراق‌هایت، غصه‌هایت بر اساس این آدم است یا نه، تعیینکننده‌ قیمت یک آدم و اینکه این آدم واقعاً آدم هست یا نه محتوای دلش است.@ قیمت ما این است قرآن بر اساس محتوای دل حرف می‌زند دائماً ما آینه داریم به شما معرفی می‌کنیم که انسان بتواند دائماً خودش و دیگران را در این آینه نگاه بکند می‌فرماید(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ یعنی برخورد صحیح با سختی‌های زندگی هر چه می‌خواهد باشد فرق نمی‌کند سختی‌های جسمی، روحی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، درسی، هر چه که می‌خواهد باشد مصیبت فرق نمی‌کند یک کسی وقتی به او یک مصیبتی می‌رسد با(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) خودش را آرام می‌کند یعنی من از خدا آمده‌ام و مال خدا هستم می‌روم پیش خدا، این هدف من است همان لا اله الا الله.@ یعنی معشوقش جلوی چشمش است با مصیبت، اگر معشوق جلوی چشم باشد با مصیبت چه اتفاقی می‌افتد؟ در مصیبت‌ها اگر معشوق جلوی چشم باشد در اوجش شد(کُلَّ ما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونا) شد(و ما رأیت الا جمیلا) می‌گوید این الله است من مال خدا هستم.@ خدا می‌گوید تو مال من هستی در زمین من در مملکت من هر بلایی سر تو آمده باشد تا به حال جسمی، روانی، روحی، اخلاقی، معنوی، مادی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، چه خودت مقصر باشی چه دیگران مقصر باشند من کفاره‌ گناهانت قرار می‌دهم درجه و مقام برایت قرار می‌دهم.@ اگر این حقیقت را من بفهمم کنار معشوقم نسبت به تمام گرفتاریهای زندگی‌ام چه جور آدمی می‌شوم من؟این مال چه کسی درست است؟ مال کسی است که می‌فهمد لله و الیه راجعون است یعنی بخش انسانی را، اگر شما بخش فوق عقلانی را معنا نکنید خودت را به عنوان بخش انسان با این چهار بخش معنا بکنی اصلا برو بالا منبر این همه سال بالای منبرها دارند می‌گویند(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ باز مردم عصبانی می‌شوند فحش می‌دهند غصه‌ می‌خورند پژمرده می‌شوند افسردگی دارند زودرنجی دارند حساسیت دارند حسادت دارند مریض هم می‌شوند در جامعه‌ اسلامی ما نگاه بکنید الان چقدر بیماری‌های روحی روانی افزایش پیدا کرده است چقدر طلاق افزایش پیدا کرده چقدر درگیری افزایش پیدا کرده چقدر کلاه‌برداری چقدر اختلاف چقدر دادگاه زیاد شده و چرا این نسخه‌ها نمی‌تواند جامعه‌ اسلامی را شفا بدهد؟@ الان از اوّل انقلاب تا الان بروید یک جا بزهکاری و ناهنجاری کمتر شده 30 سال است حکومت است 30 سال انقلاب اینجا است حکومت اسلامی است دست بگذارید روی یک ناهنجاری بگویید این ناهنجاری کمتر شده، چرا مثلا می‌گویند محرم کم می‌شود ماه رمضان کم می‌شود خودش علامت قشنگی است.@ در محرم در ماه مبارک در ماه شعبان رمضان بزهکاری‌ها کم می‌شود چرا؟ چون قدرت بخش حیوانی ضعیف‌تر است قدرت بخش بخش انسانی قویتر میشود خودبه‌خود هم بزه کم می‌شود غصه‌ها هم کم می‌شود دردها هم کم می‌شود.@ وقتی از این سلطنت بیرون می‌آییم عام نگاه بکنید افزایش پیدا کرده خدا دارد یک نسخه شفابخش به ما می‌دهد(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) چرا به کار ما نمی‌آید؟ چون ما خودشناسی نداریم.@ کلاس ما انسان‌شناسی است ما نمی‌دانیم چه کسی هستیم من نمی‌توانم با عشق اینکه از پیش خدا آمدم و دارم برمی‌گردم پیش معشوقم خودم را آرام کنم چرا؟ چون من خودم بخش فوق عقلانی بخش پنجم نمی‌بینم غالبا اکثر غریب به اتفاق سه بخش اوّل می‌بینیم خودمان را یعنی یک حیوان یک جنس مرد، زن، بیشتر از این نمی‌بینیم.@ یک مردی که دانشجو هم هست یک زنی که طلبه هم هست یک زنی که طلبه هم هست مهندس است دکتر است یک کسی که پدر است مادر است خواهر است برادر است یک کسی که در کشور یک مسئولیتی دارد یک کسی که یک ریاستی دارد همه‌اش بخش‌های حیوانی است اصلا بخش انسانی حکومت ندارد و تحققی ندارد اصلا من خودم را آدم معنا نمی‌کنم.@ وقتی خودم را دیگران را آدم معنا نکردم به هیچ وجه نمی‌توانم از(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) استفاده بکنم قرآن می‌گوید اگر می‌خواهی ببینی یک نفر چقدر به حقیقت مؤمن است مؤمن است یعنی(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یعنی چقدر غیب در زندگی‌اش اثر دارد غیب اگر در زندگی نیاید مفت است اصلا بی‌خود داریم زندگی می‌کنیم.@ قدرت هر یک مؤمن این است که غیب چقدر عرضه دارد در زندگی‌‌اش بیاید یا این مؤمن چقدر عرضه دارد از غیب کمک بگیرد(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) قرآن می‌گوید شما هر کجا که کم‌ آوردید نماز بخوانید هر کجا کم آوردید از صبر استفاده بکنید، ما چرا نمی‌توانیم از نماز استفاده بکنیم؟@ چند نفر وقتی به یک مشکل برمی‌خورند یک چیزی غصه برایشان می‌آورد برایشان به عقلشان می‌رسد که بلند شوند دو رکعت نماز بخوانند همه‌ مشکلاتشان حل شود اصلا بی‌خیال شوند چند نفر بلند می‌شوند یعنی تا می‌خورند به یک گرفتاری بگویند من الان گرفتار شدم الان باید بروم در را ببندم بروم وضو بگیرم بروم پیش خدا، او فقط می‌تواند من را آرام بکند.@ بچّه را دیدید چقدر توحیدش قوی است بچه یک مشکل پیدا بکند هزار نفر اطرافش باشند می‌رود سراغ مادرش و پدرش می‌رود توحیدش قوی است می‌گوید همین اینها می‌توانند من را نجات بدهند گریه‌اش داد و فریادش فقط برای پدر و مادرش است خیلی توحیدش قوی است.@ حتی پدر و مادر از دستش عصبانی می‌شوند کتکش هم بزنند دوباره اینها برمی‌گردند پیش خود پدر و مادر پناه می‌آورند ما به اندازه‌ بچه توحیدمان قوی نیست یعنی تا می‌خوریم به مشکل اوّلین کاری که می‌کنیم نمازمان را کنار می‌گذاریم اوّلین کاری که می‌کنیم با آسمان قهر می‌کنیم همین یک مشکل پیش بیاید اولین کاری که می‌کنیم نمازمان خراب می‌شود نماز اوّل وقتمان عقب می‌افتد.@ بی‌حسی، بی‌علاقه‌گی، بی‌اشتهایی معنوی می‌آید سراغمان، تا مشکل می‌آید اوّلین چیزی که در زندگی ما ظهور می‌کند از آسمان می‌بریم در حالی که مؤمن تا مشکل برایش پیش می‌آید به آسمان می‌چسبد تنها پناهگاهش خداست(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) یعنی من دردسر سراغم بیاید خدایا جز تو کسی را ندارم و سراغ غیر از تو هم نمی‌توانم بیایم اصلا کسی را نمی‌شناسم غیر از تو از او کمک بگیرم(لا حول و لا قوة الا بالله لا مُؤثَرِ فِی الوجود إلا الله).@ لذا اگر کسی آدم باشد آدم باشد یعنی بخش پنجمش فعال باشد تا به یک مصیبت می‌رسد تا مصیبت می‌آید تنها کسی که یادش می‌آید خداست در حالی که یک کسی که بخش پنجمش فعال نیست تا مصیبت به او می‌آید با خدا درگیر می‌شود ای خدا چرا این بلا را سر من آوردی دچار رکود علاقه و عشق نسبت به خدا می‌شود سردی رابطه ایجاد می‌شود در او، با آسمان قهر می‌کند با خانواده‌ی آسمانی‌اش که محمد و آل محمد(ع) هستند با آنها هم قهر می‌کند.@ ولی وقتی یک نفر بخش پنجمش فعال هست بخش انسانی‌اش فعال است این در زندگی تا دچار یک دردسر می‌شود(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) تا یک چیزی می‌خواهد حالش را بگیرد تا یک چیزی می‌خواهد اذیتش بکند تا یک چیزی می‌خواهد برنجاندش تا یک صحنه‌ حسادت‌آمیز برایش پیش می‌آید این تمام دلش و دل‌خوشی‌اش(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) است چقدر شادی دارد این آیه و ما چقدر بد از این آیه استفاده می‌کنیم.@ ما این آیه را در در غصه‌هایمان فقط استفاده میکنیم یک کسی که بمیرد با اینکه این درست است اینجا استفاده می‌شود، ولی گفته‌اند برای چه بگویید(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ)؟ که دیگر موهایت را نکنی سینه‌ات را پاره نکنی لباست را خراب نکنی غصه پیدا نکنی روی رانت نزنی به قول حضرت، بزنی بدبخت شدم بیچاره شدم دنیا را تیره نبینی شاد ببینی(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) شادترین آیات الهی است ما را شاد می‌کند.@ خدا رحمت کند استاد عزیز ما حضرت آیت الله مجتهدی همیشه می‌فرمود این را همیشه بگویید هر وقت مشکلی آمد بگویید این نیز بگذرد، (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) یکی از عبارت اخری این نیز بگذرد است یعنی این هم تمام می‌شود هر مصیبتی می‌آید پاداشش برای من می‌ماند من را پاک می‌کند و به من درجه می‌دهد دارد به من کمک می‌کند که من برگردم پیش خدا.@ مصائب برای این است که ما مسیر برگشت به خدا را قشنگ‌تر انجام بدهیم هیچ کس بدون مصیبت بدون تضاد بدون سختی هیچ کس بدون حرب، حرب، تضاد، ناموس، ناسوت است در ناسوت تمام قدرتی که انسان برایش پیدا می‌شود تا بتواند به الله برگردد در تضادها به دست می‌آورد در حرب به دست می‌آورد.@ اگر بگوید(اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) شما اگر بخواهید از صلاة کمک بگیرید باید بروید در محراب، محراب محل چیست؟ چرا محراب گفته‌اند؟ می‌خواهیم آنجا درگیر چه بشویم؟ با نماز می‌خواهی با چه درگیر بشوی بالا بکشی؟ یا باید بروی به جهاد یا باید بروی به محراب، به هر حکمی از احکام الهی تن بدهی باید درگیر بشوی.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) مصیبت بر این است که مرا برگرداند پیش خدا، من بدون مصیبت اصلا خوب نمی‌توانم حرکت کنم همان‌طور که شیطان لازمه‌ وجودی من است به قول حضرت آیت الله جوادی آملی چقدر زیبا فرمودند که هر کس هر رشدی کرده تا الان از اولیاء الهی به برکت شیطان است.@ من شیطان نیاز دارم به حمله‌هایش نیاز دارم به مصیبت نیاز دارم به تمام گرفتاریهایی که اطراف هست جورواجور نیاز دارم که سوخت من بشود برای حرکت به سمت الله، اگر من اینها را نداشته باشم چه طور می‌توانم برگردم به سمت الله، من دیگر نمی‌توانم شبیه الله بشوم.@ من اگر یک کسی نباشد اعصابم را خرد کند اذیتم بکند روی مخم راه برود چه طور می‌توانم حلیم شوم غفور شوم عفوو شوم من با اینها باید این اسم‌ها جذب بکنم تا تشبه به حق تعالی پیدا بکنم مگر پیغمبر نفرمود(تَخَلَقُوا بِاخلاقِ الله) خلق خدا را پیدا بکنید.@ چه کسی می‌تواند خلق خدا را بدون تضاد پیدا بکند؟ تا جامعه تضاد نباشد تا شخص دچار تضاد درگیری نباشد تا عوامل تحریککننده نباشند اطراف آدم، آدم هیچ وقت به هیچ وجه نمی‌تواند به خدا شبیه بشود(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) چقدر زیباست یعنی مصیبت با رجوع هماهنگ است تو بدون مصیبت اصلا رجوع حرکتی نمی‌تواند بکنی.@ تا یک چیزی می‌شود بروم طلاق بدهم بروم طلاق بگیرم صورت مسئله را پاک می‌کنیم قهر در و دیوار را بشکنیم تا یک چیزی می‌شود فحش بدهیم عصبانی بشویم نفرین کنیم فرار مال آدم‌هایی است که خودشان را نمی‌شناسند وقتی خودشان را نمی‌شناسند فقط خود حیوانی می‌شناسند در خود حیوانی هم فقط درنده‌گی است به من فحش دادی من ناراحت می‌شوم.@ خدا رحمت کند امام را به او می‌گفتند این روحانی که شما می‌روید پشت سرش نماز می‌خوانی این آدم است روحانی که شما می‌روید پشت سرش مسجد نماز می‌خوانید این علیه شما خیلی حرف می‌زند نگاه را نگاه کنید انسان وقتی انسان است چه می‌گوید.@ می‌گوید این آدم خوبی است این واقعاً کارش برای خداست این برای خدا از من غیبت می‌کند و فحش می‌دهد این واقعا درد دین دارد و فکر می‌کند یک موجودی مثل من برای دین مضر است لذا از روی اخلاصش دارد پشت سر من داد و بیداد می‌کند با من مشکلی ندارد که آدم خوبی است لذا من این را عادل میدانم پشت ‌سرش هم نماز می‌خوانم ملاک اصلاً خودش نیست ببینید چقدر مهم است.@ ما خدا نکند یک نفر از ما بد بگوید جگر داریم یک نفر که از ما بد دارد کینه‌ ما را در دل دارد شب در نماز شب جز 40 تا مؤمن دعایش کنیم دست ببریم بالا از خدا برایش خیر بخواهیم با من بد است می‌رویم برایش دعای علقمه می‌خوانیم زود می‌رویم سراغ نفرین زود می‌رویم سراغ کینه زود می‌رویم سراغ تنفر زود می‌رویم سراغ قطع رابطه.@ لذا حرف‌های دین واقعا برای کسی که بخش حیوانی حاکم است زور دارد(صِل مَن قَطَعَک) خیلی زور دارد هر کس از شما قهر کرده تو برو سراغش، دعوتت نکرد تو دعوتش کن خانه‌ات نیامده تو خانه‌اش برو هدیه نخریده تو برایش بخر، نه پرو می‌شود من سبک می‌شوم من کوچک می‌شوم.@ ولی وقتی می‌آییم بخش انسانی می‌بینیم نه همه چیز درست است آن یهودی که حضرت را چقدر اذیت می‌کرد وقتی یک روز نمی‌آید اذیت بکند پیغمبر را خوراک پیغمبر کم می‌شود پیغمبر با این اذیّت‌هایت دارد سیر سلوک می‌کند به الله، خوراک پیغمبر کم می‌شود باید یک روز به او فحش می‌داد شکمبه گوسفند گردنشان می‌انداختند خاکستر روی سرش می‌ریختند.@ خوراک پیغمبر کم شده ببینید برادرمان کجا بود ما را اذیت می‌کرد؟ می‌گویند آقا مریض است برویم عیادتش، ما درست نقطه مقابل ایستاده‌ایم لذا با اینکه مسلمان هستیم با اینکه الله داریم با اینکه نماز داریم با اینکه چهارده معصوم داریم با اینکه خدا داریم می‌بینیم که عصبانی هستیم.@ آمار طلاق در جمهوری اسلامی در یک سال در دنیا از نظر رشد اوّل شده پس اینها مکتبشان چه می‌گوید خودشان چه می‌گویند، ما بالای هفتاد درصد طلاق‌هایمان دیپلم به بالا هستند یعنی هر چه کمالات بیشتر شده بی‌حوصله‌گی بیشتر شده زودرنجی حساسیت، عصبانیت، خودخواهی، حسادت بیشتر است.@ از بعد انقلاب شما بیایید به این طرف ببینید آمار طلاق در دانشجوهای ما و طلبه‌های ما چقدر بالا رفته دانشجو و طلبه فرق نمی‌کند کمال هست ولی قدرت ندارد آرامش ندارد شادی ندارد عشق نیست عشق‌ها زود سرد می‌شود حضرت فرمود(کُلَّما إزدادَ لِلعَبدِ إیماناً إزدادَ لِلنِساءِ حُبًّ) هر چه ایمان افزایش پیدا می‌کند علاقه به همسر افزایش پیدا می‌کند.@ امکان ندارد یک جایی علاقه به همسر افزایش پیدا نکند و شخص توهّم است اگر فکر کنید من مؤمن‌تر شدهم اگر سرد می‌شود مال این است که ما ایمانمان را متوقف شده یا عقب‌گرد داشته حتما نص است معصوم دارد می‌گوید صریح دارد معصوم می‌گوید.@ نسبت به پدر و مادر نسبت به خواهر و برادر نسبت به اطرافیان نسبت به استاد نسبت به شاگردها نسبت به دوست‌ها نسبت به همسایه‌ها نسبت به هممحاسبه‌ها اگر عاطفی‌تر نیستی مهربان‌تر نیستی متواضع‌تر نیستی ایمانت هم اصلا رشد نکرده این خاصیّت لا اله الا الله است با آدم این کار را می‌کند حالا چرا و چه‌طوری و جزئیاتش را دانه دانه ان‌شاءالله توضیح می‌دهیم جلسه‌ی بعد چون ما میخواهیم بحث کاربردی بکنید در انسان‌شناسی.@ این خصوصیت لا اله الا الله است این اصل اگر جا بیفتد می‌توانیم هر وقت مشکلی برایمان پیش بیاید بگوییم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) خدا رحمت کند یک خانمی مثلا دارد آشپزی می‌کند دستش را هم می‌برّد دستش می‌سوزد سبزی دارد خرد می‌کند این می‌تواند این وقتی دستش را برید جیغ و داد بزند سر اعضای خانواده، بی‌حوصله بشود عصبانی بشود می‌تواند بخندد.@ خدا رحمت کند مرحوم مجلسی دخترش هم همین‌طور رحمۀ الله علیهما دخترش می‌افتد از بالایی پایش می‌شکند می‌بینیم دارد می‌خندد درد دارد، می‌گویند به چه میخندی؟ میگوید به ثوابش دارم می‌خندم یعنی می‌فهمد من اگر پایم شکست الان پایم پیچ خورد خوردم زمین، یک خیراتی برای من داشته مریضی، بیماری، درد، غوغا می‌کند برای آخرت انسان.@ فرمود در بهشت درجاتی است که انسان جز با بیماری به آن نمی‌رسد این بیماری چقدر شیرین می‌شود معلوم نیست قیامت نماز روزه‌ها و عبادات و خدمات ما، من به خدا قسم والله بالله تالله که اینجا نشسته‌ام دارم به صدق دارم می‌گویم یک ذرّه در او مبالغه نمی‌کنم به هیچ وجه به هیچ کدام از کارهایی که کرده‌ام هیچ اطمینانی ندارم برای آخرت خودم.@ نه عبادت نه کار نه جبهه نه جنگ، ولی برای یک چیز واقعا دلم خوش است یعنی اگر بمیرم خدا بگوید تمام عبادت‌هایت گناه بوده تمام نمازهایت گناه بوده توهین به ما بوده با این عبادت‌های مسخره‌ای که داشتی که از اوّلش هیچی نمی‌فهمیدی تا آخرش هم نمی‌فهمیدی حضور نداشتی.@ روزه‌های مسخره‌ات روزه‌ی 15 سالگی با 50 سالگی یکی بود هیچ فرقی نکرد و کارهای دیگرت، هیچی، به خدا من می‌پذیرم اصلا به خدا نق نمی‌زنم غر نمی‌زنم ولی چیزی که فکر می‌کنم دست پر هست آدم، یک چیزی دارد این است که آدم می‌گوید دیگر ما مریضی که کشیدیم درد که کشیدیم مصیبت داشتیم در دنیا، اینها چرا اینها خیلی می‌تواند بگوید بالاخره آدم اینها امید آدم باشد.@ سختی‌های زندگی، بقیه را اصلا اگر کسی حساب بکند واقعا آدم متکبّر و خودخواهی است خیلی عجب دارد اگر کسی فکر می‌کند چیزی‌ از او به درد می‌خورد امام سجّاد(ع) می‌گوید(إلهی مَن أنا حَتّی تَغضِبَ عَلَیَّ) من چه کسی هستم که تو اصلا بخواهی به من غضب بکنی من اصلا عددی هستم.@ چه کسی دارد می‌گوید؟ خلیفة الله به خدا دارد می‌گوید، برای این گفته که ما یاد بگیریم؟ نه او عظمت خدا را درست می‌دیده(فَوَعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکَکَ إحسانی) وقتی انسان به عزت قسم بخورد قبلا توضیح داده‌ام یا اگر نگفته‌ام در دشمن‌شناسی توضیح دادم.@ وقتی یک چیزی می‌خواهد قسمی باشد که ردخور نداشته باشد شیطان وقتی میخواهد به خدا قسم بخورد اصلا به هیچ چیز قسم نمی‌خورد جز به عزت(فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) یعنی خدایا امکان ندارد من اغوا نکنم یعنی صددرصد، امام سجّاد می‌گوید(فَوَعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکَکَ إحسانی) قسم به عزتت، اصلا احسان من کارهای خوب من ذرّه‌ای خلقت تو را زیبا نکرده یعنی هیچ، (أنا أقَلُّ الأقلین) به خدا می‌گوید من از هر کوچکی کوچک‌تر هستم.@ خدا نکند انسان از این در بیاید اگر فکر بکند کسی باشد خیلی خطرناک می‌شود خودش در دعای مکارم می‌گوید(لا تُحدِث لی عِزّاً ظاهِرَاً اِلاّ اَحدَثتَ لی ذِلَّةً باطِنَةً عِندَ نَفسی بِقَدَرِها) در چشم مردم هیچ عزّت ظاهری برای من ایجاد نکن مگر اینکه به همان اندازه پیش خودم ذلیل شوم خوار شوم ذلّت باطنی پیدا کنم.@ خدا نکند آدم پیش مردم عزیز شود پیش خودش هم باور بشود این عزّت، خودش هم بپذیرد این عزّت را و با این عزّت صبح از خانه می‌آید بیرون با این عزّت، با این عزّت برود روی سجّاده که ملائکه تف می‌کنند روی این آدم، با این عزّت بخواهی بروی در حرم وارد بشوی در دهانت می‌زنند.@ با آقا بودن با عالم بودن با دبدبه کبکبه با فقیه و فیلسوف و عارف بودن بخواهی بروی سمت خدا در دهانت می‌زنند باید چه‌طور بروی؟ باید بگویی(استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و أسئله توبة) این‌طوری باید بگویی.@ بعد نماز عصر می‌خوانیم(عَبدٍ ذَلیٍل خاضِعٍ فَقیرٍ مسکینٍ مستکینٍ لا یَملِکُ لِنَفسی نَفعًا وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاۀً وَ لا نُشورا) هیچی دست خالی، اگر آدم باور بکند که یک چیزی دارد خیلی خطرناک است ولی یک جایی است که آدم می‌تواند بگوید دست من یک چیزی هست، آن چیست؟@ اینکه خدایا تو به لطف خودت به من مصائب وارد کردی ابتلائات ایجاد کردی من درد کشیدم مریضی کشیدم قرض کشیدم بدهکاری کشیدم زخم زبان زیاد کشیدم حرف زوردار خیلی شنیدم حرف‌های بی‌ربط شنیدم مسخره شدم تحقیر شدم توهین شدم اینها همه لطف خدا این بوده آن هم به لطفش به ما وارد کرده.@ فرمود بلا برای مؤمن هدیه است بلا اکرام بنده است(لِیَتَغَذی عَبدَهُ المُؤمِنَ بِالبَلاء کَما یَتَغَذِی الوالِدَۀُ وَلَدَها بِاللَّبَن) خداوند تغذیه می‌کند بنده‌اش را، تغذیه برای اینکه بتواند مسیر الله را طی بکند خداوند تغذیه می‌کند بنده‌‌اش را رشد می‌دهد بنده‌اش را با بلا، همان‌طور که مادر بچه‌اش را با شیر تغذیه می‌کند.@ یعنی بلا شیر انسان است بلا غذای انسان است مصائب غذای انسان هستند سختی‌هایی که انسان بخصوص، حالا یک موقع هست انسان سختی‌های طبیعی می‌کشد خدا می‌گوید سختی‌های بخش حیوانیت را هم من می‌خرم.@ ولی چقدر قشنگ است انسان سختی‌های بخش عاشقانه داشته باشد(اَلذین أوذُوا فی سَبیلی) این خیلی قشنگ است آدم بگوید خدایا من در عشق تو اذیّت شدم در راه عشق تو سختی‌های زیادی کشیدم در جهاد در راه دین تو در راه امام زمان در راه اسلام در راه چهارده معصوم خیلی پرداخت کردم خوش به حال این بنده‌ای که این دارایی را دارد.@ در نقطه‌ مقابل یک کسی است که اصلا نمی‌تواند از(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) اصلا عرضه ندارد قیمتش نیست حدّش نیست کلاسش نیست که بتواند از این استفاده بکند چه اتّفاقی می‌افتد؟ مصیبت را واقعا مصیبت می‌بیند یعنی فقط تلخی‌اش را می‌تواند ببیند.@ امام عسکری(ع) فرمود هیچ وقت خداوند بلایی را برای مؤمن نمی‌فرستد مصیبتی را مگر اینکه او را حتما در هاله‌ای از نعمت بفرستد یعنی شیرین است شیرینی‌اش خیلی بیشتر از تلخی‌اش است.@ ولی وقتی که من بخش پنجمم فعّال نیست ایمان به غیب ندارم ایمانم ضعیف است ممکن است علمم قوی باشد مجتهد باشم ایمان نداشته باشم عالم باشم مؤمن نباشم خدا رحمت کند این داستان را امام از قول مرحوم آیت الله عظمی گلپایگانی رحمۀ الله تعالی علیه نقل می‌کنند.@ که فرمود من یک دوستی داشتم از اهل علم که داشت می‌مرد رفتم بالای سرش که شهادتین را به او القاء بکنم گفت خدا خیلی در حق من ظلم کردی این فهم یک آدم اهل علم دوست آیت الله گلپایگانی، الان وقت است می‌خواهد مرا از دنیا ببرد وقت است مرا مریض کرده من تازه می‌خواهم از زندگی لذّت ببرم از زن و بچه‌ام از خانه‌ای که تازه تهیه کردم(مَساكِنُ تَرْضَوْنَها) خدا می‌خواهد مرا ببرد.@ اصلا اشتیاقی به الله ندارد به آسمان ندارد این طلبه بوده درس خوانده بزرگ شده اما اصلا شوقی نسبت به ابدیّت در دلش نیست اسم مرگ می‌آید انگار بدترین خبر عمرش است می‌گوید خدا به من ظلم کرده هیچ‌کس به اندازه‌ی خدا به من ظلم نکرده می‌گفت هر کاری هم کردیم شهادتین را بگوید آخر هم با دشمنی خدا از دنیا رفت.@ اگر یک نفر مؤمن باشد اصل همان است ایمان آورده باشد مؤمن باشد همین هم فقط به درد می‌خورد(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) مؤمن باشد خیلی به دادش می‌رسد(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ)، امّا اگر مؤمن نباشد کلاسش در این حدّ نیست مصیبت را فقط مصیبت می‌بیند.@ وقتی امام دارد به تو می‌گوید که اگر مصیبت دارد می‌آید بدان سختی‌ها در مقابل آن نعمتی که از این به تو می‌آید می‌رسد اصلا قابل مقایسه نیست خیلی نعمت‌های سختی بیشتر است چندگولی کن اذیّت نشو نریز به هم فحش نده زودرنج و حساسیت‌هایت را بگذار کنار مواظب باش حسادت پیدا نکنی مواظب باش بدخواه نشوی افسرده نشوی.@ وقتی کسی مؤمن نیست دین ندارد ایمان ندارد خیلی صریح می‌گوید ایمان ندارد فقط تلخی را باور می‌کند هر چه خدا می‌گوید من در این شیرینی ریختم می‌گوید اصلا شیرین نیست من در این عسل ریختم در این بهشت ریختم در این آخرت ریختم در این برایتان رجوع گذاشتم.@ می‌گوید من اصلا حرکتی ندارم به سمت تو، تو مرا زمین‌گیر کردی با این مصیبت، می‌گوید من برای رجوع تو به تو دادم چون این اصلا اهل حرکت نیست بخش انسانی فعال نیست که رجوع داشته باشد این(اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا) سنگینی روی زمین، رضایت به حیات دنیا باعث می‌شود شخص اصلا خیال پرواز ندارد.@ هر چه خدا به او می‌گوید بیا، می‌گوید تو داری با من دشمنی می‌کنی چرا به من می‌گویی بیا، چرا مرا می‌خواهی از دنیا ببری چرا عمر مرا داری کوتاه می‌کنی چرا به من سرطان دادی چرا فلانی تصادف کرد مُرد چرا من فلانی را از دست دادم همه‌اش پرخاشگری است به خدا.@ خدا می‌گوید من همه را دادم به تو که سالم بیایی پیش من می‌گوید اصلا نمی‌خواهم بیایم اگر نخواهم بیایم چه‌ کسی را باید ببینم، چه‌ کسی این حرف را می‌زند؟ بخش حیوانی، بخش انسانی اصلا این‌طوری نیست با خدا، هر چه می‌گوید می‌گوید(و ما رأیت الاّ جمیلا).@ تا ما هم مثل حضرت زینت نتوانیم در مصیبت‌های خاصّ زندگی‌مان آنکه مصیبت حضرت زینب مخصوص حضرت زینب است ما که نمی‌توانیم تحمّل بکنیم ام المصائب(س)، هر کس به اندازه‌ خودش در زندگی زناشوئی خودتان در زندگی تجاری خودتان در زندگی کاری خودتان در زندگی علمی خودتان.@ هر کس به اندازه‌ وسع خودش(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها) به اندازه‌ وسع خودت هم به تو می‌دهد تو هم به اندازه‌ وسع خودت هر وقت خدا مصیبت فرستاد سختی فرستاد نبُر داد نزن جیغ نزن بیتابی نکن فحش نده زودرنجی نداشته باش قهر نکن اوّلین کار قیچی بزنیم طلاق، نمی‌خواهم، همین کاریهایی که مد شده تو هم بگو(و ما رأیت الاّ جمیلا).@ من یک مژده را بدهم به شما، هر کس در زندگی خاصّ خودش با مختصات خاصّ خودش بتواند مثل حضرت زینب بگوید(و ما رأیت الا جمیلا) در زندگی خودش یقینا روز قیامت با حضرت زینب سلام الله علیها محشور خواهد شد در آن حد محشور می‌شود.@ یک کسی که می‌آید شعار می‌دهد(أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَۀ أن یُبَلِغَنی المَقام المَحمُود) خیلی حرف بزرگ است(أن یُبَلِغَنی المَقام المَحمُود لَکُم عِندَ الله) حرف مفت می‌زنی می‌فهمی داریی چه می‌گوی شعار داری می‌دهی یا همین فقط تقلیدی داری می‌خوانی عربی می‌خوانی نمی‌فهمی داری چه می‌گویی یا می‌فهمی داری چه می‌گویی.@ اگر می‌فهمی داری چه می‌گویی بدان داری می‌گویی من می‌خواهم مقام امام حسین را داشته باشم قیامت، امام حسین می‌گوید اگر تو می‌خواهی در مقام من باشی روز قیامت در شرایط مختصات زندگی شخصی خودت، نمی‌خواهد بیایی جای من بازی بکنی نمی‌خواهد بروی زندگی آقا میرزا علی قاضی را ببینی ادای آقا میرزا علی قاضی را دربیاوری.@ نمی‌خواهد بروی به مختصات امام خمینی اگر بروی در آن مختصات گم می‌کنی راه خودت را، راه رفتن خودت را هم خراب می‌کنی مختصات خودت را با این پدر با این مادر با این زن با این بچه با این شوهر با این پدر و مادر با این خانواده‌ی همسر با این دوستان فقط مختصات خودت، اصلا خارج نشوید از مختصات خودتان، بزرگترین اشتباه ما همین است که می‌خواهیم از مختصات خودمان خارج بشویم از مختصات خودمان می‌خواهیم فرار بکنیم.@ در مختصات خودت بگو(و ما رأیت الا جمیلا) بدبخت شدم بیچاره شدم جوانی‌ام هدر رفت احساساتم خراب شد نمی‌دانم تلف شدم، خیلی بد است آدم این‌طوری حرف می‌زند چون برای خدا زندگی نمی‌کنیم احساس تلف شدن می‌کنیم خودمان را فروختیم به آدم‌های دیگر به همسر به فرزند به پدر و مادر به کسان دیگر فروختیم با خدا زندگی نکردیم.@ خدا با کدام بخش حرف می‌زند؟ با بخش فوق عقلانی، (قل) قل به فوق عقل است آن بخشی که آدم است(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) ما چه؟ ما لله رب العالمین زندگی نمی‌کنیم ما با آدم‌های پایین زندگی می‌کنیم از اینها هم پرتوقع‌تر می‌شویم.@ اگر اینها آن چیزی که می‌خواهیم نباشند می‌ریزیم به همدیگر، دعوا، درگیری، گرفتاری، مشکلات و جنگ، ما باید خودمان را بشناسیم تا قیمت دست خودمان نیاید داریم تلف می‌کنیم استعدادهای جاودانه‌ خودمان را، استعدادهای ابدی خودمان را داریم تلف می‌کنیم باید حواسمان باشد درست زندگی بکنیم خودمان را بشناسیم.@ به عنوان یک آدم زندگی بکنیم نه به عنوان یک حیوان یا یک فرشته، بخش عقلانی، به هر قیمتی زندگی بکنی باختی فقط و فقط اگر انسان با بخش فوق عقلانی‌اش بخش انسانی‌اش زندگی بکند با این بخش درس بخواند.@ طلبه بشود دکتر بشود مهندس بشود خدمتگزار جامعه‌ اسلامی باشد رئیس بشود در مجلس برود رئیس جمهور بشود وزیر بشود با این نیّت با این بخش برود بشود سردار بشود سرباز بشود سرهنگ، با این بخش ازدواج بکند با این بخش شوهرداری و زن‌داری بکند.@ با این بخش تربیت بچه بکند با این بخش دوران بارداری‌اش را بگذراند با این بخش با دیگران سیر و سلوک داشته باشد با این بخش وارد اقتصاد و تجارت بشود فقط این آدم برده بقیه همه(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) هر کاری بکنید خسر است.@ فقط یک گروه هستند که دچار خسران نمی‌شوند آن این است که همه کارهایشان را برای آسمان انجام می‌دهند بر اساس اصل اوّلی درسمان لا اله الا الله، این آدم سالم است این آدم برده است این آدم طبیعی است غیر از این هر چه باشد فسق است همه‌اش شکست است فعلا این مقدمه باشد ان‌شاءالله یواش یواش ان‌شاءالله می‌خواهیم وارد بحث تنظیم روابط محبّتی بشویم ان‌شاءالله(الحُبُّ فی الله وَ البُغضُ فی الله).@ الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@