جلسه 008 - شرح خطبه فدک (هیئت جرعه‌نوشان)
شماره جلسه
8
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
12
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - شرح خطبه فدک (هیئت جرعه‌نوشان)

بحثمان شخصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت بود، این روایت را بخاری در صحیح خودش آورده است که رسول خدا پس از بازگشت از غزوه ای موارد مسجد شد و دو رکعت نماز گزارد، آن گاه از مسجد بیرون رفت و پیش از این که نزد همسرانش برود به ملاقات حضرت زهرا شتافت، سیره حضرت تا آخر عمر همین بود که آخرین کسی که ایشان به ملاقاتش می‌رفت حضرت زهرا بود وقتی جنگ می‌رفت، و اولین کسی که بعد از سفر به ملاقاتش می‌رفت حضرت زهرا بود، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به استقبالش آمد و شروع کرد به بوسیدن رخسار و چشمان پدرش در حالی که اشک می‌ریخت، رسول اکرم پرسید چرا گریه می کنی، حضرت فرمود می بینم که رنگ رخسارت دگرگون شده، آن‌ها چقدر مهربان بودند، طاقت این را نداشتند که یک رنگ پریدگی را ببینند، آن وقت کسی مثل خانم زینب کبری دختر این خانم باید در کربلا چه چیزهایی را ببیند، این جا می‌گوید رنگ پریدگی، حضرت به گریه افتاده، بعد کسی مثل حضرت زینب (سلام الله علیها) باید کتک خوردن مادر را ببیند، کشته شدن مادر را ببیند، خیلی سخت است، بعد تکه تکه شدن جگر حضرت مجتبی را ببیند، تیرباران شدن جنازه‌اش را ببیند بعد هم بیاید کربلا. پیغمبر اکرم فرمود ای فاطمه خدای تعالی پدرت را به امر مهمی مبعوث کرده، که روی زمین خانه و خیمه ای نیست مگر این که اگر صاحبان آن‌ها دعوت مرا بپذیرند، عزت و خوشبختی در آن وارد خواهد شد و اگر دعوتم را نپذیرند ذلت و خواری در خانه شان را خواهد گشود و این دعوت به پیش می رود تا زمانی که شب به پیش می رود. این‌ها سندهای خیلی مهمی هستند که نگاه بزرگان اهل تسنن به خانم فاطمه زهرا و پیامبر چه جوری است. در حدیث داریم: «خداوند 6 گروه را بدون حساب وارد جهنم می‌کند، یعنی همین که محشور می‌شوند یک راست جهنم می فرستد. اولین گروه را فرمود: «العرب بالعصبیه، عرب را خداوند به خاطر تعصب». حالا فقر ندارد عرب و عجم، تعصب لری، تعصب ترکی، تعصب ایرانی، تعصب یعنی آن چه که با قواعد و ریاضیات دنیایی جور در نمی آید جایش در جهنم است، ولی این صفت در ‌عرب‌ها خیلی زیاد است، خدا عرب را به واسطه عصبیتش به جهنم می برد، این همه سند در کتاب هایشان آورده اند، کسی مثل ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه است، انقدر در شرح نهج البلاغه سند آورده در مورد عظمت امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین، در مورد منصوب شدن امیرالمؤمنین به جانشینی پیامبر، یک فصلش راجع به فدک است که پیامبر این را به حضرت زهرا بخشیده، همین ابن ابی الحدید با این همه توصیفی که از امیرالمؤمنین می‌کند روایت می آورد در روایت امیرالمؤمنین، وقتی خطبه کتاب را می‌خواند می‌گوید خدا را سپاس که کمتر را به بالاتر ترجیح داد، خدا این کار را می‌کند که به خدا نسبت می‌دهی؟ می‌گوید خواست خدا بوده که ابوبکر خلیفه شده اول، اصلا اینجوری نیست، لذا خودم ما که جبری مسلکی می شویم می‌گوییم غیبت امام زمان (علیه السلام) خواست خدا بوده، نخیر خواست ما بوده، به اراده ما مربوط بوده، آدم از اینور می‌خواند خوشحال می شود، از اینور هم متاسف می شود که این‌ها چقدر تعصب دارند، در کتاب دیگری نقل می‌کند از امیرالمؤمنین که در هنگام حفر خندق، حضور رسول خدا بودیم که فاطمه در حالی که تکه ای نان در دست داد سر رسید و آن را به پدرش تقدیم کرد، پیغمبر اکرم خطاب به فاطمه فرمود این چیست، گفت تکه نانی است که برای فرزندانم پخته بودم و مقداری از آن را برای شما آوردم، پیامبر فرمود دختر عزیزم این تکه نان نخستین غذایی است که پدرت پس از سه روز تناول می‌کند، ما هیچ چیزمان شبیه ائمه نیست، ایران جزء پرمصرف ترین کشورهای دنیاست، هفده برابر ژاپن، دوبرابر چین گاز مصرف می‌کنیم، اندازه چندتا قاره غذا مصرف می‌کنیم در ایران، میلیاردها تومان غذا می‌ریزیم دور، برنج، نان، میوه، کشور دارد تلف می شود، ما تاحالا گفتیم یک روز برای رضای خدا گرسنگی کشیدیم؟ پیغمبر انقلاب کرد سه سال در شعب ابی طالب ده نفر یک خرما می‌خوردند، پای اسلام ایستادند، ما این جا یک تکان می‌خورد قند و شکر و چای و برنج، مردم فحش می‌دهند، آمریکایی که صادرکننده برنج است، ما واردکننده ایم، آنی که صادرکننده است ده هزار تن اضافه برنجش را می ریزد ته دریا امسال کار به جایی رسیده که بیش از دویست درصد گرانی قیمت برنج است، یک لیتر بنزینشان شده چهارهزارتومان آنجا، آبشان سهمیه بندی شده، کشور ابرقدرت، یک گرانی جهانی که سازمان جهانی غذا اعلام کرده که بحران غذا داریم در دنیا، مربوط به ایران و دولت ایران نیست، خیلی ها دارند نق ونقش را به اسلام و انقلاب و دولت می زنند، تورم جهانی که همه جای دنیاست، مالزی و چین را ببینید، اروپا را ببینید به چه بدبختی افتاده‌اند، در یک سال چندبار قیمت بنزین و این‌ها را افزایش داده اند، اینجا مردم لوس هستند، قرآن می‌فرماید ما شما را مبتلا می‌کنیم تا ببینیم چه از دهان شما درمی آید، یک احمقی می‌خواهد به دولت آسیب بزند شایعه می‌کند راجع به چای، تکانی به برنج می‌دهند، این همه دشمن دارد دولت، یک امتحانتان می‌کنیم که ببینیم چه می‌گویید، پیامبر می‌گوید سه روز، بعد از سه روز اولین چیزی که دارم می خورم، چیزی که در خانه اهل بیت زیاد سراغ دارید، گرسنگی است، عادت است آنجا، کم غذا دیدن، کم خوردن، آنان در اوج پولداری بودند، ولی عادت است، ما چی، ما از شدت پرخوری مریض می شویم، اضافه وزن ها را نگاه کنید، و بدخوری همینطور. کسی بگوید از اول انقلاب مجبور شدیم یک وعده غذا نخوریم، ما که 8 سال در دفاع مقدس جنگیدیم به ندرت همچنین اتفاقی افتاد که بچه ها غذا نداشته باشند و گرسنه بمانند. روایت بعدی را صحیح بخاری نقل می‌کند در بخش آغاز آفرینش، آنجا می‌گوید آغاز آفرینش از نور پنج تن است، شیعه نیست، در باب مناقب حضرت علی (علیه السلام) به سند خود از آن حضرت روایت می‌کند که فاطمه از ناراحتی که از ناحیه چرخاندن آسیاب دستی احساس می‌کرد، نزد پیغمبررفت تا کنیزی را برای کمک در کارهای خانه بگیرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) ناراحت بود می دید خانم مجبور است، آسیاب شوخی نیست، در روستا از بچگی کار کردم، کسی بخواهد آسیاب کند، دست‌های انسان تاول می‌زند، آن زمان برای درست کردن یکی دوتا نان، دستانشان به خون می افتاد حالا خانم فاطمه زهرا بچه داری داشته، خانه داری داشته، خانم فاطمه زهرا فداکاری هم می کرده، می دیده امیرالمؤمنین همش درگیر جهاد است، مقدار زیادی از کارهای امیرالمؤمنین را خودش به عهده می گرفت، کارهای سنگین بدنی، می گفته شوهر من که مشغول جهاد است چه کند، کارهای خیلی سنگین بود، امیرالمؤمنین می‌بیند خیلی دارد به حضرت فشار می آید، به این نتیجه می‌رسند که به پیغمبر بگویند یک کنیز را در اختیار این‌ها کمک قرار می دهد. اتفاقاً رسول خدا در منزل تشریف نداشت و عایشه جریان آمدن فاطمه را به اطلاع حضرت رساند و پیغمبر بلادرنگ به خانه ما آمد و سلام کرد و این در حالی بود که می‌خواستیم بخوابیم، هنگام ورود پیغمبر خواستم به نشانه احترام از محل خواب حرکت کنم، فرمود به حال خود باشید، رسول خدا در میان ما قرار گرفت تا آنجا که اثر سردی پاهای مبارکش را در سینه خود احساس کردم، داستان را برایش می گویند که ایشان نیاز به کمک دارد، ایشان نمی‌گوید یک کنیز بهتان می‌دهم، می‌فرماید آیا میل دارید چیزی را به شما بیاموزم که بهتر از تقاضای شما باشد؟ گفتند بله، فرمود هروقت خواستید بخوابید 34 مرتبه تکبیر، 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمدالله بگویید و بدانید که ادامه دادن به این ذکر بهتر است از خدمتکاری که امور خانه شما را به عهده بگیرد. چه نسبتی بین حضرت زهراست که خداوند برایش توسط جبرئیل تسبیحات سه گانه را می فرستد، پیامبر می‌فرماید چند هزار سال قبل از این که آدم آفریده شود فاطمه زهرا نوری بود در عرش خدا، می گویند آقا این آنجا زندگی می کرده، غذایش چیست، پیامبر جواب می دهد غذای فاطمه سبحان الله والحمدالله و لااله الا الله والله اکبر، این حیثیت بدنی و زمینی نیست، خانم فاطمه زهرا یک حقیقت نوری قبل از خلقت است، برای همین روزهای یکشنبه می خوانیم سلام بر تو و سلام بر کسی که قبل از اینکه حیثیت بدنی و مادی بگیری خدا در آن عالم تو را امتحانت کرد و صبر کردی، بدون امتحان و مفتی که این‌ها این مقامات را نداشتند، اینجا که می آید یک حقیقت مادی می‌گیرد، وقتی می‌گوید غذا یعنی چه؟ غذا قوام است، قوام بدن است، او یک حقیقت روحانی است، قوامش عالم بقایش «سبحان الله والحمدالله و لااله الا الله والله اکبر» است، من اینجا کسی را می‌شناختم که هروقت گرسنه‌اش می‌شد، تسبیحات می‌خواند گرسنگیش برطرف می شد، غذا لازم نبود، خیلی این حرف بلند است که کسی قوام شخصیتی اش و لیاقتش این باشد که خدا به تناسب و لیاقت افراد حاجتشان را برطرف می‌کند، تو کنیز می خواهی؟ این را بفرست برای حضرت زهرا (سلام الله علیها). این اذکار معنا دارند هرکدام، الله اکبر یعنی چه، سبحان الله یعنی چه، الحمدالله یعنی چه، این‌ها غذای حضرت زهرا (سلام الله علیها) هستند، می‌گوید در کارهای دنیاییت هم این کمکت باشد، خدا رحمت کند آقای اندرزگو را، او هم بچه فاطمه است، هرکسی بخواهد این غذایش است، در جبهه واقعاً این غذا بود، در جبهه کار می کرد برای ما، هروقت کم می آوردند یا صلوات یا ذکر می‌گفتند مشکل حل می‌شد، خود ذکر یک لشکر بود، سلاح المؤمن، اسلحه است، عرضه داری ازش استفاده کن، انسان چه جوری از هزارتا اسم خدا استفاده کند؟ از اسماءالله، برای هرمشکلی که داری، دنیایی، آخرتی، بالاتر از آخرت می توانی ازش استفاده کنی، آقا پول می خواهی؟ به این نیست که دو شیفت بروی کار کنی، نه، آرامش داشته باش به دستور اسلام عمل کن، یک ذکر خاص را با فهمی که باید ازش داشته باشی بگو، چند برابر خدا بهت برکت می دهد، به جای اینکه از حق زن و بچه و دین و آخرتت بزنی، کار می‌کند. خدابیامرز مرحوم اندرزگو رفته بودند مشهد در راه بنزین تمام کرده بودند، به راننده گفته بود من صلوات می فرستم تو گاز بده، خدا رحمت کند آق شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح را، ایشان ساعتی داشت ازین جیبی های زنجیری، این هروقت ساعتش خراب می شد کمی تربت بهش می زد خوب می‌شد، هر مشکلی داشت با این تربت حل می کرد، ما دو نظام داریم یکی سیستم فیزیکی مادی و یک سیستم ماورای طبیعی، این سیستم دارد سیستم فیزیکی ما را اداره می‌کند، عرضه داری از آن استفاده کن، چقدر در قرآن سفارش شده که از این اسلحه‌ها و گنجینه‌ها استفاده کنید، وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا؛ و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد پس او را با آن‌ها بخوانيد». خدا اسماء حسنی دارد، این‌ها را بگویید. خب، این که حضرت زهرا غذایش و کمکش ذکر الله است، نشان دهنده جایگاه خیلی بزرگ است، که خدا می‌گوید به جای این، از این استفاده کن، بنزین داری بریز، نداری من صلوات می فرستم گاز بده، لنگ نمی مانیم، اسم الله همراهمان است، دنیا دارد با اسماءالله می گردد، برای همین هم ما خدا را همیشه قسم می‌دهیم به اسم، باسمک «وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ ءٍ؛و به اسمهایت که ارکان هر چیزی را پر نموده. را پر کرده، دست روی هیچ ذره ای در عالم نمی‌توانی بگذاری که هزاران اسم خدا در این ذره کار نکرده باشد، کشف اسماء الهی در یک ذره خیلی لذت دارد. ما اردو می گذاریم می‌رویم در طبیعت یک چیزی را برمی‌داریم اسماء را از آن درمی‌آوریم. دعای سمات می‌گوید با این اسم دریا را باز کردی برای موسی، برای ما هم همه کاره است، بعد می میریم می بینیم چقدر می توانستیم از اسم ها استفاده کنیم ولی نکردیم، خب عرضه می‌خواهد. رزمندگان در جبهه اسلام با واجعلنا چه می کردند؟ واقعا دشمن نمی دید، بارها این خاطره را تعریف کردم که وقتی می‌رفتم شناسایی، می خواستم مین خنثی کنم، در دو متری عراقی ها، آمدند چشم توی چشم من، من مردم، 17 سالم بود، 90 کیلومتر توی خود عراق، خاک ریز خودی نبود پشتمان که فرار کنیم، گفتم این‌ها الآن مرا می کشند، آمدم بزنم فرمانده مان پس گردنی زد به من، گفت چه کار داری تو را دارد می بیند؟ تو کارت را بکن، خدا رحمتش کند، شهید راحت، بلد بود، خبره بود، غروب ها من به این درس روخوانی قرآن می دادم، در جبهه کلاس تفسیر داشتم، شب ها می شد برای ما استاد و ما شاگرد ناپخته، گفتم برادر راحت اینجوری، گفت کاریت نباشد، نگاه هم کنند کورند. واقعا هم همینجوری بود، ما از ترس اینکه پس گردنی بیشتر نزند، ساکت ماندیم کارمان را کردیم، چشم تو چشم ما شد و رفت. بعد دیدیم نه واقعا راست راستی نمی بینند. این افسانه نیست. بعد می خواستیم بیاییم می گفت بنشینید من اینجا سیگاری بکشم، آقای راحت به ما گفتند 16 کیلومتر دود سیگار در شب معلوم است، سیگارش را می‌کشید، عین خیالش نبود، شب‌های آخرش پلیپ بینی داشتم خرخر می کردم گفتم کارم را تمام کردم، میدان را باز کرده بودم برای این‌ها که بروند شناسایی، می گفت برو پیش سنگر این‌ها بگیر بخواب تا بیایم، من هم می‌رفتم پیش عراقی‌ها سرم را می‌گذاشتم می خوابیدم، دو ساعت خرخر، دلشوره این که عراقی ها می آیند می گیرند به والله نداشتم. مبالغه هم نمی کنم، قشنگ می خوابیدم. دو ساعت بعد بلندم می‌کرد می گفت برویم. چی فرستاده برای حضرت زهرا (سلام الله علیها)، اسماء اعظم، این را غریبه ها می گویند که خدا برای حضرت زهرا این را فرستاده، خب شما که اعتراف دارید خدا این را فرستاده برای حضرت زهرا، به روسایتان که سیلی به گوش این خانم زدند، ایشان را کشتند چه جوری قضاوت می کنید درباره آن‌ها؟ آیه فدک را برایتان بخوانم، این را سوطی در درالمنصور می‌گوید، آیه 26 سوره اسراء: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا؛ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن» آیه نازل شده تو پیغمبر حق خویشاوندان خود را باید بدهی. از این غنائمی که گرفتی اجازه داری به نزدیکان خودت ببخشی. به چندتا روایت رسیده به ابوسعید خدری. هنگامی که آیه ذالقربی نازل شد رسول خدا فاطمه را به حضور طلبید و فدک را به او بخشید. همه بزرگان، همه تاریخ می گویند این را. در خود بنی امیه می‌بینید که عمر ابن عبدالعزیز چون استاد شیعه داشته. چندتا حرکت خوب انجام می‌دهد، خلیفه بنی امیه است ولی یکی اینکه لعن را برمی‌دارد. کسی حق ندارد امیرالمؤمنین را لعن کند. یکی هم فدک را برمی گرداند. دوباره خلفای بعدی می گیرند، در زمان خلفای عباسی هم که داعیه طرفداری از اهل بیت را داشتند و حق را به اهل بیت می دادند دو سه تا از خلیفه ها این کار را کردند، فدک را می دادند، دوباره خلیفه بعدی گرفت. همه می دانستند فدک مال حضرت زهرا (سلام الله علیها)ست. چون هم خلفای بنی امیه دادند هم خلفای بنی عباس. فرمودند که تذکری هم درباره وظایف بدهم، یک کتاب است که خیلی خوب است، حتماً در خانه‌هایتان باشد، به نام فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، هم خطبه های حضرت زهرا هست هم تمام احادیثی که از حضرت زهرا نقل شده موضوعی است. خیلی مهم است که ما اگر می‌خواهیم واقعاً پیرو حضرت زهرا باشیم باید با فرهنگ و اندیشه خانم آشنا باشید، این اندیشه است که بعدا در کلام امیرالمؤمنین که کف حضرت زهراست و در کلام اهل بیت (علیهم السلام) جاری می شود. کتاب تفسیر روایی قرآن، خیلی خوب است، که تفسیر روایی است یعنی در مورد آیه های قرآن و چرا این آیه نازل شده احادیثش را جمع کردند، یک هم سیمای امیرالمؤمنین (علیه السلام) در قرآن است، که آیاتی که درباره امیرالمؤمنین است و خیلی هم زیاد هستند و منابع مختلفی اینجا ذکر شده، که خیلی خوب و عالی این مقام امیرالمؤمنین و جایگاه ایشان در قرآن را بیان کرده، این‌ها خیلی لازم هستند. وظایفی که نسبت به امام زمان (علیه السلام) داریم، ما باید یک چیزی را از این خانم یاد بگیریم، مهم ترین درسی که ایشان به ما یاد داده، دفاع از امام زمان (علیه السلام) است. اگر شیعیان همین یک درس را می گرفتند الآن امام زمان (علیه‌السلام) به قول امیرالمؤمنین، آواره و طردشده و تنها و یگانه نبود، موقعی که امام زمان (علیه‌السلام) و ولایت به خطر می‌افتد شیعه حق حیات ندارد، هرچیزی دارد باید وسط بگذارد، امام زمان (علیه السلام) نباید به خطر بیفتد، ما به پرتو برکت آموزش های روحانیت یاد گرفتیم که برای امام امت و ولی فقیه مان این کار را بکنیم، آمدیم وسط، راست هم گفتیم، این اتفاق باید برای امام زمان (علیه السلام) هم بیفتد، مردم باید به این بی تابی و وحدت برسند که ما امام زمان (علیه السلام)مان را می خواهیم، یا مرگ، یا امام زمان (علیه السلام)، امام زمان (علیه السلام) فرمود اگر مردم ایران یک بار دیگر به خاطر من این کار را بکنند من ظهور خواهم کرد. باید به این برسیم و لازمه اش شناخت امام زمان (علیه السلام) است، و تا تک تک ما در نظام فردی و درونی نتوانیم با این آقا ارتباط برقرار کنیم و آشتی کنیم، هیچ توفیقی در آشتی دادن جماعت نخواهیم داشت. امام زمان (علیه السلام) فرمود دو گیر بزرگ شیعه دارد، که اگر این گیرها برطرف می‌شد من با عجله ظهور می کردم، این را هزارسال پیش فرمود. وفاداری و عاطفه به امام زمان (علیه السلام) که نداریم، نه دلتنگش می‌شویم، از ندیدنش، نه کم می‌آوریم، بی‌تاب حضرت نمی‌شویم. برای امام حسین گریه می‌کنیم بی‌تاب هم می‌شویم، ولی چند دل هست که در یک هفته سرش را بزند به دیوار و از تنهایی و غربتش، گریه کند، شما ندبه را که می خوانید امام صادق (علیه‌السلام) می‌گوید: «من برایم سخت است که مردم را ببینم و تو را نبینم»، خیلی عجیب است، گریه‌های امام صادق را در فراق امام زمان (علیه‌السلام) ببینید. یک بار دعای ندبه را بخوانیم این حال را پیدا کنیم. به مردم هم یاد بدهیم که شما یک بابای آواره و تنها دارید، حسینی دارید، حضرت جمله ای دارد، خیلی کشنده است، می‌دانم خانم فاطمه زهرا دوست دارد ما امشب روضه پسرش را به روضه خودش ترجیح بدهیم، می‌گوید شما را به خداوند سوگند می‌دهم و به حقی که من به گردن شما دارم، نگذارید که در حق ما ظلم شود. این جمله یک بار دیگر هم در تاریخ اتفاق افتاده، که امام بگوید مردم قسمتان می دهم، نگذارید در حق ما ظلم کنند. کربلا. آقا هزارسال است شیعه داد می‌زند «هل من ناصر ینصرنی»، ما هم واقعاً خودمان را به کری زدیم. برای امام حسین (علیه‌السلام) که از دنیا رفته گریه می‌کنیم، بابا این حسین زنده الآن داد می‌زند: «هل من ناصر ینصرنی» ما نمی‌شنویم، بعد هم می‌نشینیم زیارت عاشورا می‌خوانیم آنانی که حسین را کشتند را لعنت می‌کنیم، ما واقعاً راضی به این غیبت هستیم. اگر راضی بودیم دغدغه داشتیم، شب نخوابیدنی، جمعه وقت گذاشتنی، پول خرج کردنی، اضطرابی، سرمایه گذاری، تغییر در روش زندگی اتفاق می افتاد، شیوه زندگیش را عوض می کرد، اگر ناراضی هستی تکان بخور، فریاد بزن، نه ما راضی هستیم، بعد هم در زیارت وارث می خوانیم یا امام حسین خدا لعنت کند کسانی را که شنیدند تنهایی تو را و راضی شدند. بابا خودت که داری خودت را لعنت می کنی. بدون تجدید نظر در زندگی ما فقط خودمان را لعنت می‌کنیم، یک ترمز دستی محکم بکشیم یک مقدار فکر کنیم، بقیه کارها را چندروزی تعطیل کنیم، بنشینیم خانه فقط فکر کنیم، که من باید چه کنم برای پدرم، مگر صدای هل من ناصر ینصرنی بلند نیست؟ تا تکلیفتان را با امام زمان (علیه‌السلام) مشخص نکردید از خانه‌هایتان بیرون نیایید، مرخصی بگیرید، درس است، کار است، کاسبی است، بگذارید کنار. فقط فکر. که من باید چه کنم برای بابای غریب و تنها و آواره و مظلومم.

والحمدالله رب العالمین.