بحثمان دربارهی مناقب و فضائل حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت است. از عایشه نقل میکنند که هیچ زنی را از نشانه و دلالت و هدایت و قیام و قعود مانند حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبیه به پیغمبر ندیدم. یعنی همهی کارهایش و خصوصیات اخلاقی و رفتارش و ظاهرش و قیامش و قعودش شبیه پیامبر بود. شبیه ترین زن به پیامبر و علاقهی رسول خدا به حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن چنان بود که هرگاه فاطمه برآن حضرت وارد میشد پیغمبر اکرم بلافاصله از جای برمی خاست و رخسارش را میبوسید و او را در جای خویش مینشانید و متقابلاً هرگاه رسول خدا به خانه فاطمه وارد میشد، فاطمه از جای خود برمیخاست و آن حضرت را میبوسید و رسول خدا را به جای خویش مینشانید. در این فرمایش دو نکته است. یکی اینکه تمام این صحنههایی که پیامبر ایجاد میکنند درس هستند، برای اینکه مسئله عظمت اهلبیت برای همه جا بیفتد. به قدری پیامبر زیبا این نقش را بازی کرده، و زیاد هم تکرار کرده. فکر کن چند ماه بعد از نزول آیهی «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ» حضرت هرروز چند ماه میآمده در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) میگفته: «السلام علیکم یا اهلبیت النبوه». حضرت میخواهد در تمام مدینه غریبه و آشنایی نباشد که بداند اهلبیت منظور اعضای این خانه هستند. یکی از کارهای قشنگی که رسول خدا میکرده و ما متأسفانه خوب ازش استفاده نمیکنیم، فرهنگ بصری است؛ یعنی دعوت از طریق عمل و بصر، مثلا به یکی میگفته آقا وضو چه جوری بگیریم؟ ما بعد از انقلاب رسم شد که مثلا وضو را برایش عکس چاپ کردند. قبلاً نبود، خیلی محدود بود، الآن انیمیشن حج داریم، انیمیشن وضو و غسل داریم، این خیلی مهم است. جامعه ما متأسفانه یک جامعه سمعی بار آمده؛ یعنی همه باید بشنوند.
امروز جایی سخنرانی داشتم، یک هیئتی بودم، گفتم شما از عزاداریهایتان کم کنید، دوربین و تلویزیون داشتند. گفتم یک شب بیایید فیلمهایی که علیه امام زمان (علیهالسلام) ساخته شده نگاه کنید. نه آقا هیئت باید فقط دعا بخوانیم، گریه کنیم، آدم باید با دشمن آشنا شود. برنامههای بصریمان کم است. ازنظر آموزش 70 درصد بصری، 30 درصد سمعی. پیامبر اکثر آموزشهایش بصری بوده. گفتند وضو چه جوری بگیرید؟ نمیگفته ابتدا صورت را بشویید، مثل رساله های ما، الآن یکی دو مراجع هستند که به معنای حقیقی رساله مینویسند. رسالههای همه مراجع متنی بوده مال دهها سال پیش بود. هر مرجعی این متن را انتخاب میکرده، آن نظرات و فتواهای خودشان را تغییر میدادند، وگرنه همه رسالهها کلمهها و جمله بندی ها یکی هستند و خیلی ها هم رغبت نمیکنند بخوانند. الآن فقط مقام معظم رهبری است که مسئله به مسئله رساله مینویسد، به فرهنگ روز، آدم بفهمد که چه میشود. ما الآن در کتابهای خارج انجیل مصور داریم. دعا در کشور ما یکی دو نفر از علما، ادعیه را تصویری کردهاند. دعای عرفه را تصویری میخوانی فوق العاده لذت میبری تا اینکه یک متنی بخوانی. فقط جملات عربی بلغور کنیم. وقتی به پیامبر میگفتند وضو چه جوری بگیریم، نمیگفته ابتدا مشت سمت راست را آب کنید به صورت بریزید. نه. آب بیاورید بهتان بگویم. سیره حضرت یک سیره کاملاً پیشرفته است که بعد اینکه فراموش شد ما این همه مصیبت داریم.
وقتی مرحوم مصطفی عقاد امکانات هالیوود را گرفت، فیلم الرساله یا محمد رسول الله را ساخت. چقدر ماندگار شد، هروقت می بینیش، تازه است؛ نه از موسیقیش نه تصویرش نه هیچی. من نزدیک به ده بار نگاه کردم و ده بارش هم با اشک تمامش کردم به خصوص صحنه ای که آیات سوره مریم را جعفر میخواند. ماهها فقط ارکستر روی موسیقی این کار کرده، نه این یک شبه نت بنویسند بگویند اجرایش کنید.
فیلم مختار را دیدید چقدر زیبا کار کرده اند. نمی آییم از ثروت بصری استفاده کنیم و کار حرفهای کنیم. کارگردانان و هنرپیشگان ما اولین کاری که پشت دوربین میکنند، این است که دینشان را میفروشند. زنان حیایشان را میفروشند. برای ما سریال عشقی و غمناک که بیشتر اعصاب آدم را خورد میکنند. کم هستند کسانی که بلد باشند از هنر و فیلم و تصویر به نفع اندیشههای متعالی استفاده کنند. آنقدر هم نشده که همه فکر میکنند اگر کسی رفت دست به دوربین زد حرام است؛ مثلا دست به آلات هنری زد.
خدا شهید آوینی را رحمت کند. با آن دوربین چه کرد. وضو می گرفت و به دوربین دست می زد.چی تولید کرده که هنوز این همه سال می نشینیم روایت فتح را نگاه می کنیم. انگار آدمی هستیم از کره ماه آمده ایم اولین بار است این را نگاه می کنیم. ما که جبهه بودیم، برای خود ما تازگی بیشتری دارد. پیامبر همه کارهایش بصری بوده. میگفته گناه نکنید، چنین میشود. خب حالا امروز همه می خواهیم گردش برویم. واقعاً می برده. هیچ کس نمیدانسته پیامبر میخواسته چه کند. بیابان می برده، میگفتند هیزم جمع کنید، میگفتند حضرت ما را گرفتی، بیابان بی آب و علف هیزم چگونه جمع کنیم؟ میگفت: بگردید جمع کنید. یک دو سه ساعت در بیابان میگردند، میدیدند خیلی شد. حضرت فرمود گناهان را وقتی کوچک میشمارید، اینجوری است. ذره ذره یک دفعه زیاد میشود و یک جهنم عمیق برای آدم درست میکند. فقط آوردی این را به ما بگویی؟ بله. حرف نمیزد.
فرض بفرمایید در فلان مورد اخلاقی، چوب میآورد زمین را صاف میکرد با چون می کشید روی ماسه و توضیح میداد، تصویر درست میکرد. سر همین قضیه غدیر حضرت چطور تصویر میسازد! سر سه راهی مستقرمیشود، قبل از این که هر گروهی که می آیند بروند کشور خودشان باید از اینجا رد شوند، میگوید بروید به بقیه بگویید برگردند، صبر کنید آنانی که نیامدند بیایند، حالا نماز بخوانیم، بعد جهاز درست کنیم، با چه تشریفاتی آن خطبه را میخوانند، بعد میگوید حالا همه آقایان و خانم ها؛ خانم ها هم حق ندارند بروند تا نصفه شب همه را نگه میدارد، دانه به دانه باید بیایید در چادر و بیعت کنید. خانم ها هم آخر شب بیایند، تشت بگذارید، حضرت دستش را داخل تشت میکند، خانم ها هم دستشان را داخل تشت بکنند و بیعت کنند. پیامبر اینجوری است. رفتار را نگاه کنید. چقدر زیبا بصری کار کرده. ما از این صحنهها غافلیم. حالا 6 ماه تمام در خانه میایستد و میگوید: «السلام علیکم یا اهلبیت النبوه». میخواهم همه در ذهنشان باشد. ببینند گفتن کافی نیست. ببینند که منظور از آیه چه کسانی هستند. آنقدر کرده که اینها مجبورند در این صحاحشان اینها را بنویسند. نمیتوانستند انکار کنند؛ چون قابل انکار نبود. همه دیده بودند و شنیده بودند. 1 سال همینجوری گفت و نشان میداد. جلوی چشم عایشه این کار را میکند، عایشه حسود است، هروقت فاطمه میآید بلند میشود خانم را بغل میکند، صورتش را میبوسد. گاهی وقتها عایشه میگوید زبانش را می گذارد در دهان حضرت زهرا (سلام الله علیها). برای حضرت امیر و حسنین هم همینطور فیلم بازی کرده حضرت، حضرت سال ها کارش بازی کردن نقش بود و خیلی زیبا هم بازی کرد. طوری که الآن 6 کتاب آنها بعد از قرآن که صحیح است همه پر از فضائل اهلبیت هستند. باعث افتخار ماست، پیامبر چقدر زیبا عمل کرد. لذا جای عذر برای هیچ کس نگذاشته. مثل روز همه چیز را روشن کرده. نکته دوم این است که حضرت عاطفه را در خانه یاد میدهد که آدم باید با خانواده خودش چه رابطه ای داشته باشد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) بزرگ شده، شوهر کرده، بچه هم دارد، ولی همان رفتار، نه ما کمتر پدر و مادری سراغ داریم که بچهاش را ببوسد، دختر شوهر کردهاش را ببوسد، پسرش را ببوسد، میگوید بزرگ شده بد است، زشت است، این قساوت می آورد. بوسه مثل آب، مثل نان در خانواده، است. باید یک چیز در خانواده رایج باشد. پسر می گوید بابا مامان را بوسیدها! اصلاً چندسال ندیده. بابا از مسافرت آمده یا عید است ننهاش را بوسیده، فکر می کند چی شده که ننه بابا را بوسید، بابا ننه را، ولی در خانوادهای که بوسه یک رسم است، یک فضیلت است، این خیلی مهم است. حضرت فرمود برای هر بوسه ای ثواب است، باید رسم باشد در خانواده روابط عاطفی، در آغوش کشیدن، روابط صمیمانه داشتن، دارد حضرت یاد میدهد، اگر قرار باشد به خجالت و حیا باشد که اینها معدن حیا هستند، هرجا خیر باشد اول دست اینهاست؛ پس چرا اینها آنقدر رابطه شان صمیمی و عالی بوده؟ این یک ارتباط دقیق و عاطفی و معقول بوده، اکثر قریب به اتفاق فرار دختران از منزل را ببینید، حتی زنان شوهرداری که از خانه می روند بیرون به فساد کشیده می شوند، مال این است که ارضای عاطفی نمی شوند. اگر کسی دنبال چیزی میگردد حتما ندارد که دارد دنبالش می گردد. چرا خانواده هایمان باید فقیر باشند، این شرم آور است. خانواده ها از ای که تلفن همراه ندارند، خجالت می کشند؛ از این که فرششان موکت باشد، خجالت می کشند؛ خیلیها اتومبیل ندارند، خجالت میکشند؛ این را یک بیآبرویی می دانند. خب حالا خانهات را از نظر اقتصادی غنی کردی، بدبخت فکر فقر عاطفی خانواده ات باش، فریزر عاطفی خانواده تو خالی است. امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «علامت ایمان یک نفر این است که هر چقدر ایمانش بیشتر باشد، علاقه اش به همسرش بیشتر میشود»، به زنش، به شوهرش، با پدرش، به مادرش، به پدر شوهر، مادر شوهر، مادرزن، اگر ژیان ماشین شد باجناق هم ماشین میشود، خیلی از باجناق ها از داداش به آدم نزدیک ترند، حالا این خیلی مهم است که رسول الله میخواهد ما مظهر خدا باشیم. اسم «الرحمن» و «الرحیم» در ما تجلی کند، دائماً از ما عواطف، رحمت، مهرورزی تراوش کند. مؤمن نیست کسی که بهش نزدیک میشوند احساس شادی و آرامش نکنند و ازش بترسند، زنش بترسد حساب ببرد، شوهرش بترسد، بچه هایش از او بترسند، این خیلی بد است، فشار قبر میآورد. رفتار را شما نگاه کنید. خانم فاطمه زهرا شوهردار است، بچه دار است، داماد احمق می گوید بابایت را نبوس جلوی من، غلط کردی بابایم است، من بهم برمیخورد، غیرت دارم، این غیرت دارد، کمبود آنقدر ایجاد شده که سخت گیر شدهاند. اگر خانوادهها از نظر عاطفی ثروتمند باشند هیچ دامادی گیر نمی دهد به زنش که چرا پدرت را بوسیدی، چون در خانواده خودش نبوده، دیدن این وضع برایش غیر عادی است، زن می گوید مادرت و خواهرت را نبوسی جلوی من، مادرم است، نه من بهم برمی خورد، عقده میکند، ناراحت میشوند، خدا رحم کرده پدر و مادرش هستند.
سراغ روایت بعد برویم. در یکی از روزها پیامبر گلوی فاطمه را بوسید. آدم خواهرش از دست وارد میشود، برادر خواهر ممکن است شرم کنند، نتوانند روبوسی کنند، آدم پیشانی خواهرش را ببوسد، دستش را ببوسد رابطه خوب با هم داشته باشند، عایشه دوباره میگوید چه بسیار اتفاق می افتاد که رسول خدا گیسوان فاطمه را میبوسید. ایشان میگویند چه بسیار اتفاق میافتاد که رسول خدا دهان فاطمه را میبوسید.
در یکی از روزها هم گلوی فاطمه را بوسید. عایشه میگوید از کار رسول خدا به شگفت آمدم. عرض کردم امروز با فاطمه طوری رفتار کردید که تاکنون چنین رفتاری نکرده بودید. فرمود: ای عایشه هرگاه مشتاق بهشت میشوم. گلوی فاطمه را میبوسم، سند میزند که این فاطمه حوراء انسیه است و رسول خدا به آن بزرگی هروقت هوس بهشت میکند گلوی فاطمه را می بوسد. آن وقت این موجود را کسی کتک بزند، بخواهد توهین کند و نسبت ناروا به حضرت بدهد. این صحیح در مسلم است. در رابطه با روابط عاطفی پیامبر و حضرت زهرا (سلام الله علیها) و آزارهایی که دشمنان میکردند، از ابن مسعود نقل میکنند. هنگامی که پیامبراکرم در برابر خانهی کعبه نماز میگزارد، ابوجهل و همدستانش در نزدیکی خانه نشسته بودند و یک روز قبل از آن بچه شتری نهر شده بود، ابوجهل به همدستان خود گفت کدام یک از شما حاضر است برود و زهدان آن شتر را بیاورد و هنگامی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در سجده است. آنها را روی شانه او بیفکنید. پیامبر چه کشیده تا این دین دست ما رسیده. «هیچ پیغمبری به اندازهای که من اذیت شدم اذیت نشده». میفرماید پیامبرانی داشتیم که با اره از وسط نصفشان کردهاند ولی آنها دربرابر اذیت هایی که من شدم هیچی نبودند، در درس صحیفه سجادیه دعای دوم را شرح میدهیم. دعایی که امام سجاد (علیهالسلام) در مورد پیغمبر دارد. خدایا رسول خدا در راه تو چه زجرها کشید، با همه فامیلها قطع ارتباط کرد. دانه دانه اذیتهای حضرت و فداکاری هایش را میگوید. این موجودی که از شدت لطافت سایه ندارد، چقدر خون دل خورده تا این دین دست من و شما برسد. بدترین آنها پیش قدم شد و دستور ابوجهل را عملی ساخت. درحالیکه پیغمبر در سجده بود، آن زهدان شتر آلوده را روی شانه رسول خدا افکند. ابوجهل و همدستانش از مشاهده این منظره بسیار خندیدند. به طوری که بعضی از آنها از شدت خنده به روی یکدیگر میافتادند. ابن مسعود میگوید من در این هنگام ایستاده بودم و جریان را مشاهده میکردم، لیکن جرأت آن را نداشتم که شکمبه را از روی شانه حضرت بردارم. پیغمبر اکرم همچنان در حال سجده بود و سر از سجده برنمی داشت تا اینکه مردی به حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) شتافت و جریان را به عرض ایشان رساند. حضرت فاطمه در حالی که از شنیدن این سخن به شدت ناراحت شده بود و آمد و آن را از روی دوش حضرت رسول اکرم برداشت وآن ها را مورد شماتت و ملامت قرار داد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) پس از آن که نماز را سلام داد، با صدای بلند بر آنها نفرین کرد. مأمور رسول خدا آن بود که هرگاه تصمیم می گرفت دعا یا نفرین نماید. سه مرتبه جمله دعا یا نفرین را به زبان می آورد، برای همین سه مرتبه فرمود: اللّهُمَّ عَلَيكَ بِقُرَيشٍ» ابوجهل و همدستانش به مجرد این که صدای رسول خدا را شنیدند، از خنده بازماندند و از نفرینش به هراس افتادند. سپس حضرت فرمود: اللّهُمَّ عَلَيكَ بابی جهل، باز حضرت دارد فیلم بازی میکند، سر از سجده برنمی دارد تا خانم بیاید و این مظلومیت کامل شود. اگر اینجوری نشود در تاریخ نمیماند. اللهم علیک بابی «بِعَمرِو بنِ هِشامٍ وعُتبَةَ بنِ رَبيعَةَ وشَيبَةَ بنِ رَبيعَةَ» دانه دانه اسم میآورد. به خدایی که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به حقیقت به پیغمبری مبعوث فرمود. شاهد بودم که این گروه در جنگ بدر کشته شدند. پیامبر لعنتشان کرد و همه کشته شدند. بدنهایشان در چاه بدر انداخته شد. یک روایت دیگر هم می خوانم. از صحیح مسلم است که مردی از سهل بن سال پرسید در روز احد چه جراحتهایی به بدن رسول اکرم وارد آمده بود؟ وی در پاسخ گفت: در آن روز رخسار رسول اکرم آسیب دید و دندان آن حضرت شکست و کلاهخود را بر سر آن حضرت شکستند. حضرت تنها بود. امیرالمؤمنین که قهرمان اسد الله است، میفرماید: وقتی دشمن به ما فشار میآورد، ما به شمشیر پیغمبر پناه میبردیم. امیرالمؤمنین 90 زخم دید. پیغمبر چه به روزش آمد طوری که گفتند رسول خدا مرد. در آن روز فاطمه دختر رسول خدا خون ها را از سر و صورت آن حضرت میشست و پاک میکرد و ابی ابن ابی طالب برای شست و شوی آن ها با سپر آب می آورد. هنگامی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشاهده کرد آبی که بر سر آن حضرت می ریزد خون را زیاد میکند، قطعه حصیری را سوزاند و خاکستر آن را روی زخم نهاد آن را بست و خون بند آمد، یک دختر تیتیش مامانی نبوده. یک دختری بوده که وقتی پدرش و شوهرش جنگ می رفتند، پشت صحنه مسئولیت داشته، به مجروح ها می رسید. نقش خانم ها خیلی مهم است. امام فرمود نقش خانمها در انقلاب و جنگ اگر بیشتر از مردان نبود کمتر از آن ها هم نبود. در جنگ زنان حضور جدی داشتند. جنگ با رسول خدا می رفتند. الآن غربیها پزش را میدهند، ولی زنان در زمان جنگ امدادرسان بودند و مریضان را پرستاری میکردند. در خود جبهه حضور داشتند. کنار پیغمبر میجنگیدند؛ یعنی این خانم (سلام الله تعالی علیها) از وقتی چشم باز کرده، غربت و تنها و مظلومیت و کتک خوردن بابایش و زخم برداشتن های متعدد همسرش را بعد هم خودش، ساعتی آرامش نداشته، درصحنه آخر هم فدای امام زمان خودش میشود. شما نگاه کنید، مردان ما چقدر عافیت طلب هستند. پیامبر فرمود: «کسی که بمیرد و اثری از جهاد رویش نباشد منافق مرده است»، انسان باید زمانی که میخواهد از این دنیا برود، غیر از این بمیرد خیلی خسران کرده. لحظه ای که انسان میخواهد از دنیا برود، خسته ی امام زمان (علیهالسلام) و زخم خورده حضرت از دنیا برود.
خدا مرحوم چمران را رحمت کند. مناجات های آخر عمرش را دیده اید؟ به پاها و دست هایش می گوید. من شما را خیلی خسته و اذیت کردم. چند لحظه دیگر صبر کنید از دست من راحت می شوید. امام فرمود اگر همه دنیا را بگردید، خسته تر از من پیدا نمی کنید. ما خستهی دین و امام زمان نیستیم، امام زمان تنها و غریب و به قول علی (علیه السلام) طردشده و آواره. کسی بگوید در 24 ساعت، 2 ساعت خودم را برای امام زمان را خسته می کنم، این کجا و این که انسان یک عمر خسته امام زمان باشد. با حضرت قمار کند. جوانیش را بگذارد پای حضرت و خودش به حضرت را بفروشد. بگوید هرکسی عشقی دارد، عشق من تویی، دلخوشی من تویی، می خواهیم با تو قمار کنیم، خودمان را به تو بفروشیم. این حرف ها را نمیزنیم که بگوییم خانم این چیزها را کشیده، بلکه باید الگو باشد برای ما، وقتی خانم الگو هست برای امام زمان (علیه السلام). به طریق اولی برای ما هم الگو است، باید در سیستم زندگیمان تجدید نظر کنیم. این همه آیات جهاد، قرآن می گوید کار من خدا این است که ببینم در بنده هایم کدامشان صابرند و کدام مجاهد، خیلی اهمیت می دهد. حتی مال «الْمُجَاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ». آدم باید روح جهاد داشته باشد. امام فرمود تفکر بسیجی، روح بسیجی، تا آخر عمر داشته باشد، روح مبارزه، با کی؟ با همانانی که نمیگذارند پدرمان بیاید پیش ما، ما نباید با اینها مبارزه کنیم؟ حالا جبهه است آدم می رود میجنگد، راحت ترین کار بود. به قول پیغمبر تفریح امت من جهاد است، ولی الآن در جبهه فرهنگی خیلی کار سخت تر است. شب بیخوابی کشیدن ها، جمعه نداشتن، تعطیلی نداشتن، یک موقع بچه بسیجی ما مینشیند پای اینترنت همه آن ثوابی که بچه ها در عملیات بردند را می برد. برای این که می نشیند پشت اینترنت به عشق امام زمان، کار میکند، دنیا را خبر میکند. یک سانتی متر هم آن طرفتر در اینترنت نمی رود، فقط به عشق امام زمان نشسته پشت اینترنت، ما برنامه تولید می کنیم راجع به امام زمان، می گذاریم در اینترنت، اسرائیل میآید، هک میکند، مبارزه است جنگ است. برای همین هرکس باید جایی برای جهاد در زندگیش باز کند والا حرف از فاطمه زهرا زدن، حرف از ائمه زدن، حرف از امام زمان زدن مسخره کردن خودمان است. باید آثار جهاد در زندگی ما ظاهر شوند.
والحمدالله رب العالمین.