جلسه 006 - شرح خطبه فدک (هیئت جرعه‌نوشان)
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
12
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - شرح خطبه فدک (هیئت جرعه‌نوشان)

برایتان احادیثی که مربوط به خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است در منابع اهل سنت خدمتتان عرض کنیم که این خودش راز و رمزهایی دارد که آن‌ها به چه نگاهی به خانم فاطمه زهرا نگاه می‌کنند، این احادیثی که برای شما می‌خوانم حجت خداست بر اهل تسنن نسبت به مرامشان، خدا رحمت کند امام (سلام الله) را، در وصیت‌نامه‌شان فرمودند: «اگر عوام اهل سنت، معذور باشند، و تقصیر نداشته باشند هرگز علمای اهل سنت معذور نخواهند بود»؛ چون این چیزها را در کتاب‌های خودشان نوشته‌اند و دارند، روز قیامت خدا با همین نوشته های خودشان با خودشان صحبت می‌کند که شما این احادیث را قبول دارید و خودتان نوشته‌اید. اگر قبول بوده که شما چرا مسیر دیگری را طی کردید؟ اولین روایت حدیثی است که سیوطی در درالمنثور درباره توبه حضرت آدم ذکر می‌کند. آدم می‌خواست توبه کند و باید بالاخره به درگاه خدا می‌رفت و احتیاج به شفی داشت، احتیاج به آبرو و شفاعت داشت، خداوند کلماتی را به آدم القا کرد و یاد داد که با آن کلمات حضرت توسل پیدا کرد و توبه کرد. این دانشمند اهل سنت که این حدیث هم جزو احادیث صحاح سته است، ایشان می‌گوید: «ابْنِ عَبَّاسٍ قَال‏ سَأَلْتُ رَسُولَ الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنِ‏ الْكَلِمَاتِ‏ الَّتِي‏ تَلَقَّاهَا آدَمُ‏ مِنْ رَبِّهِ‏ فَتابَ عَلَيْهِ‏ قَالَ سَأَلَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا تُبْتَ عَلَيَّ فَتَابَ عَلَيْهِ؛ ابن عباس گفت من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدم که این کلمات که آدم (علیه‌السلام) از خدا تلقی کرد و خداوند به احترام آن کلمات توبه آدم را پذیرفت چه بود؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود سوگند به حق، محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین. که حضرت آدم توبه اش با این کلمات پذیرفته شد» داستان اهل بیت اساساً در داستان آدم چند جا آمده. یکی اینکه وقتی ملائکه گفتند تو می خواهی روی زمین کسی را قرار بدهی که خون می‌ریزد، گفت من چیزی می دانم که شما نمی‌دانید. خداوند اسمائی را تعلیم کرد به آدم، خداوند به ملائکه گفت انبئونی باسماء هوالاء ان کنتم صادقین، اگر راست می‌گویید و ایراد می گیرید اسامی این‌هایی که یاد دادم بگویید، هولاء برای چه کسانی به کار برده می‌شود؟ من و ما در عربی برای موجود عاقل و غیر عاقل به کار برده می‌شود، هولاء برای زول العقول. این ها موجودات زول العقول و باشعوری هستند، هولاء محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند، سیوطی در همین تفسیر خودش می فرماید در ذیل آیه شریفه که داستان معراج پیامبر است که می‌گوید: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى؛پاک و منزه است خدايي که بنده‌اش را در يک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصي» که اول سوره اسراء است، طبرانی به سند خود از عایشه روایت کرده، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «وَ أخرج الطَّبَرَانِيّ عَن عَائِشَة رَضِي الله عَنْهَا قَالَت: قَالَ رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَ سلم: لَمَّا أُسْرِيَ‏ بِي‏ إِلَى‏ السَّمَاءِ أدخلت الْجنَّة فَوَقَعتُ على شَجَرَة من أَشجَارِ الْجنَّةُ لم أَرَ فِي الْجنَّةِ أَحسَنَ مِنْهَا وَلَا أَبيَضَ وَرقاً وَلَا أطيَبَ ثَمَرَةً فَتَنَاوَلتُ ثَمَرَةً مِن ثَمَرَاتِهَا فَأَكَلتُهَا فَصَارَت نُطْفَةً فِي صُلبِي فَلَمَّا هَبَطتُ إِلَى الأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ رَضِي الله عَنْهَا فَإِذا أَنَا اشْتَقتُ إِلَى رِيحِ الْجنَّةِ شَمَمتُ ريحَ فَاطِمَةَ؛ در شب معراج که مرا وارد بهشت کردند، برابر درختی از درختان بهشت ایستادم. که در تمام بهشت از آن زیباتر و برگ هایی از آن سفیدتر و میوه ای از میوه آن خوشبوتر ندیدم، میوه ای از آن درخت تناول کردم و نطفه ای در سلب من شکل گرفت آن گاه که به زمین بازگشتم با خدیجه هم بستر شدم، خدیجه (سلام الله علیها) به فاطمه (سلام الله علیها) آبستن شد، لذا هنگامی که اشتیاق به بوی بهشت پیدا می کنم فاطمه را می بویم» یعنی می‌گوید از بهشت به من خوراک نطفه حضرت زهرا را دادند. برای همین ایشان بوی بهشت می دهد. در احادیث دیگر داریم که ایشان یک حوراء انسیه هستند. یک موجود بهشتی انسانی هستند. در روایت بعدی باز در ذخایر العقول از ابن عباس روایت شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زیاد رخسار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را می‌بوسید، عایشه به عنوان اعتراض، عایشه یکی از مشکلات بزرگی که داشت و گیر بزرگی بود که بعدا نتوانست کنار بیاید، این بود که نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) حسادت و بغض داشت، همینطور نسبت به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام). پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر در دلی ذره ای بغض علی باشد هرگز نجات پیدا نمی‌کند». حتی در حدیث داریم که از هشت در بهشت خداوند یک درش را گذاشته برای غیر شیعیان. سنی هایی که جاهل بودند و گروه های دیگر که آگاه نبودند ولی شرط دارد، شرطش این است که اگر شیعه نبودند بغض علی در دلشان نباشد. عایشه به خاطر حسادت و بغضی که داشت بارها به پیامبر اعتراض می کرد که چرا این خانم را اینطوری می بوسی و در آغوش می گیری؟ شما خیلی فاطمه را می‌بوسید، حضرت فرمود این بدان جهت است که در شب معراج که به راهنمایی جبرئیل وارد بهشت شدم از تمام میوه های بهشتی به من خورانید و از عصاره آن‌ها نطفه ای تشکیل شد و در سلب من قرار گرفت، هنگامی که به زمین آمدم با خدیجه (سلام الله علیها) هم بستر شدم، خدیجه به فاطمه حامله شد. لذا هنگامی که اشتیاق به آن میوه‌ها پیدا می کنم، فاطمه را می بوسم و از بوی خوش رخسارش همه میوه هایی که آن شب تناول کردم احساس می کنم. به این صورتی که پیغمبر می بوسد و بوی بهشت می‌دهد سیلی می خورد. خداوند به پیامبر حجت را تمام می‌کند، اینجوری نیست که آن‌ها نمی فهمیدند و نمی دانستند دارند چه می‌کنند، خوب می فهمیدند، در روایت بعدی ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت می‌کند، فرمود:

«ابْنَتِي‏ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ آدَمِيَّةٌ؛ دخترم حوریه ای است که به شکل آدمیان درآمده است»، این کلمه حوریه را که به کار می‌برد چی را می‌خواهد بگوید؟ عالم ماده عالم ثقل و سنگینی است، وقتی از عالم ماده می‌روی بیرون، بسیاری از این سنگینی‌ها و موانع برداشته می‌شود، مثلا شب‌ها که خواب می‌بینید، وقتی از عالم ماده خارج می‌شوید، وقتی خوابت برد، یک لحظه، بدن مادیت را رها می کنی، بلافاصله بدن برزخیت باهات است، شب‌ها که در خواب حرکت می کنید این سنگینی بدن مادی را داری یا نه؟ آدم یک لحظه می رود آسمان، می رود کربلا، آسمان اول و دوم، می‌رود بهشت، فضا را طی می‌کند، ولی برای این است که دیگر آن جا حجاب های ماده وجود ندارد، و سرعت زیاد است، لطافت دارد، وقتی می‌گوید دخترم فاطمه حوری ای است که به شکل آدم درآمده می‌خواهد بگوید بی‌نهایت لطافت دارد مثل خود پیغمبر که انقدر لطافت دارد که سایه ندارد، در منابع هست که حضرت وقتی راه می‌رفتند هیچ وقت سایه نداشتند، و فاطمه زهرا این است، این کلمه را که می‌گوید جگر انسان آب می‌شود، روی یک بدن اینجوری شمشیر و غلاف خورده و پشت در مانده و پهلویش شکسته، یک صورت اینجوری سیلی خورده، بیخود پیغمبر راجع به دخترش حرف نمی زند، پشت صحنه خیلی حرف دارد، دخترم حوری ای است که به شکل انسان درآمده است، حیض نمی‌شود و عادت زنانگی نمی بیند، او را بدین جهت فاطمه نامیده است که خدا او و دوستانش را از آتش دور می‌کند. جای امیدوارکننده اش همین است که نمی‌گوید فاطمه و شیعیان، می‌گوید فاطمه و دوستانش را، هرکه دوستش دارد، خداون دوستداران فاطمه را از آتش دور نگه می‌دارد. آنقدر این خانم برکت دارد. مؤلف گوید ابن هجر. ابن هجر از شخصیت های بسیار متعصب نسبت به اهل بیت که وهابی ها یکی از بزرگان وهابیت که احادیثش را نقل می‌کنند و می افتند به جان شیعه، از کتاب صواعق که کتابی بسیار تند است می آورند.

ابن هجر این حدیث را در کتاب سواعق ص 96 نقل کرده. عبارت بعدی حدیثی است که اسماء در خصوص میلاد مسعود امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) نقل کرده. به رسول خدا عرض کردم هنگامی که امام حسن مجتبی از مادر معظمش متولد شد، حیض و نفاسی از زهرا مشاهده نکردم، رسول خدا فرمود آری مگر نمی دانی که دختر من از هر جهت پاک و پاکیزه است چرا که نه حیض می‌شود و نه به نفاس دچار می گردد». نفاس خونی است که بعد از زایمان است، اهل سنت هم این را نقل کرده اند با این آیه «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؛ خداوند هرنوع ناپاکی مادی و معنوی را از شما دور کرده». این در شان فاطمه زهرا و بچه هایش است. روایت بعدی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، جبرئیل سیبی از بهشت برای من آورد، و من آن را خوردم آنگاه با خدیجه هم بستر شدن و او به فاطمه آبستن گردید، خدیجه در هنگام حاملگی به من گفت از این فرزندی که در رحم دارم احساس هیچ ناراحتی نمی کنم، چون بارداری خانم ها را اذیت می‌کند، و هنگامی که شما از نزد من می روید، جنینی که در رحم دارم با من سخن می‌گوید، و لحظه ای که وضع حملش فرا رسید پیامی به زنان قریش داد تا بیایند و او را در چنین حالی که زنان دچار آن می شوند کمک نمایند. فاطمه زهرا در رحم مادر با مادر سخنانی می‌گوید که آن فرمایشات، فرمایشات رسول الله هستند، آنچه که پیامبر ابلاغ می‌کند به عنوان رسول الله، فاطمه زهرا در شکم مادر با مادر صحبت می‌کند، این نشان می دهد فاطمه زهرا از کدام اصل و ریشه است، چه نوری است که همه آن چیزی که پیامبرقرار است بگوید به مردم، حضرت زهرا در شکم مادر به مادر می‌گوید، امیرالمؤمنین هم وقتی در خانه کعبه متولد شدند، چشمشان را به روی هیچ کس حتی مادر بزرگوارشان باز نکردند، قنداق را دست رسول خدا دادند، آن موقع ایشان پیامبر نبود، چشمش را باز می‌کند می‌گوید: «السلام علیک یا رسول الله»، بعد عرض می‌کند یا رسول الله می خواهید برایتان تورات بخوانم؟ پیامبر می فرماید بفرمایید. می خواهید برایتان انجیل بخوانم؟ بفرمایید. می‌خواهید برایتان قرآن بخوانم؟ قرآنی که قرار است سال ها بعد به پیامبر نازل شود، بسم الله الرحمن الرحیم، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند* همانان كه در نمازشان فروتنند».

سوره‌ای که مربوط به خودشان است خواندند. شما می‌گویید ممکن است در شیعه غلوی شده باشد نسبت به اهل بیت، این‌ها تمامش استدلال و برهان دارند. بعد هم این فرمایشات را شیعه نمی‌گوید این‌ها را اهل تسنن می‌گویند. پیامبر گفت بفرستید چندتا از این زنان قریش بیایند خانم خدیجه را کمک کنند برای وضع حمل. زنان قریش به کمکش نشتافتند. گفتند با تو رفت و آمد نمی کنیم؛ چرا که تو نصیحت ما را نادیده گرفتی و همسر محمد شدی. گفتند تو حیفی، وضع مالیت خوب است، بزرگ مکه هستی، با این گدای فقیر می‌خواهی ازدواج کنی؟ بزرگان مکه آمدند خواستگاری تو، همه را رد کردی که با کارگر خودت ازدواج کنی؟ بله من عاشق ایمانش هستم. شما فکر نکنید آن زمان ازدواج کردن زیرکی با پیغمبر بوده، ششخصیتی شناخته شده بوده ولی جوان 25 ساله ای است که یتیم است، نه مادر دارد نه پدر، خانه کسی دیگر بزرگ شده، فقیر است، سواد ندارد، فقط آدم خوبی بوده، انتخاب کردن حضرت برای ازدواج حالت خودکشی محسوب می شده آن موقع، کار غیر عاقلانه محسوب می شده، خدیجه بها می‌پردازد برای این انتخابش، در این حال که خدیجه تنها مانده و از کمک آن‌ها ناامید شده بود، چهار زن نورانی وارد منزل شدند، و خود را به حضرت خدیجه معرفی کردند. یکی از آن‌ها گفت: من مادرت حوا هستم، دیگری گفت من آسیه بنت مزاحم هستم، سومی گفت من کلثوم خواهر موسی هستم و چهارمی گفت من مریم دختر عمران مادر عیسی هستم. اینک آمده ایم تو را یاری نماییم و ناراحتی زایمان را از تو برهانیم، پس فاطمه متولد شد و بلافاصله روی زمین قرار گرفت و جبین به سجده گذاشت و انگشت مبارکش را بالا برد، بچه تازه متولد شده، برود سجده؟ یک دقیقه است از شکم مادر درآمده، به سجده رفته، چقدر پیام دارد این کار. که ما اهل نماز باید باشیم، به سجده، به عبودیت، به تواضع و خشوع در برابر خداوند. شیعه اگر بخواهد نزدیک شود به خانم فاطمه زهرا باید اینجوری نزدیک شود، تا می تواند از سجده استفاده کند، در نمازهای مستحبی، نه فقط نمازهای واجب، اهل نماز باشد، بزرگان، اولیاء الهی فرمودند سابقه ندارد، ندیده ایم کسی که اهل نوافل نباشد و بتواند راه را طی کند. روایت بعدی اهل تسنن از امیرالمؤمنین نقل کرده اند، یکی از کارهایی که بعد پیامبر صورت گرفت این بود که در زمان حیات پیامبر سعی شد تا امکان دارد چیزی از پیامبر مکتوب نشود، پیامبر دستور می دهد احادیث من را بنویسید، چند نفر از روی رودربایستی می نوشتند، بیشترین کسی که نوشت امیرالمؤمنین بود، از بچگی تا زمان رحلت پیامبر با ایشان بود، تمام احادیثی که اصحاب جمع کرده بود، ابوبکر خودش که اول 500 روایت از پیامبر نوشته بود که همه را سوزاند، و عمر هم بعدا که خلیفه شد دستور داد تمام اصحاب حدیثی دارند، ما می خواهیم این احادیث را تدوین کنیم و کتاب کنیم، همه احادیث را بیاورید، یک ماه بخشنامه داد، همه را که جمع کردند، همه را سوزاند. از امیرالمؤمنین که تمام عمرش با پیامبر بوده 158 تا حدیث داریم، از ابو هریره ای که چندماه آخر عمر پیغمبر هست چندهزار حدیث داریم، حدیث های دروغی که بسته به پیغمبر، یکی از کتاب‌هایی که خیلی مهم است، کتاب کوچکی است، که سرگذشت حدیث چه بوده، از کتاب‌های خوب مرحوم علامه عسکری است، به هر حال آن‌ها تسنن ائمه را به عنوان آدم های عادلی قبول داشتند که ازشان حدیث نقل کنند.

این حدیث از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده که اهل تسنن می‌گویند: خطاب به حضرت زهرا (سلام الله علیها) که فرمود: ای فاطمه آیا می دانی چرا فاطمه نامگذاری شده ای؟ حضرت علی گفت چرا نام او فاطمه است؟ در پاسخ فرمود برای اینکه خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ بازمی دارد». همین آقایان وهابی و اهل تسنن که این احادیث در کتاب‌های خودشان است، الآن کتاب نوشته‌اند در عظمت یزید و معاویه و کفر امام حسین. آیاتی که در کتاب‌های خودشان آمده ندید گرفته اند، خب این ها را که قبول دارید، می‌گویید این کتاب ها بعد از قرآن از همه بهتر هستند، اگر این ها را قبول دارید آن کتاب‌ها چی هستند که می نویسید و در اختیار مردم قرار می دهید؟ برای همین، امام فرمود اگر عوام معذور باشند، علمایشان معذور نیستند.

روایت بعدی دیلمی از ابوهریره نقل می‌کند از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). البته این حدیث را چند نفر دیگر نقل کرده اند که کنزالعمال است که احادیث کتاب‌های اهل سنت را جمع کرده اند، مثل بحارالانوار، نقل می‌کنند که فاطمه را فاطمه گفته اند زیرا خدای تعالی دوستانش را از آتش دوزخ در امان می دارد، بتول هم نامیده اند ایشان را، دقت کنید ابن اثیر در نهایه، در ضمن ماده بتل می نویسد به این علت فاطمه را بتول گفته اند که بین زن های روزگار در فضیلت و دین و شرف خانوادگی جزو آن‌ها به شمار نمی آید و از نظر صفات برتر بوده، دیگری گفته است به این دلیل حضرت را بتول نامیده اند که از دنیا و جلوه های فریبنده آن چشم پوشیده و از محبت دنیا گسسته و به خدای تعالی پیوسته است. هروی در الغریبین روایت می‌کند که فاطمه را به این دلیل بتول گفته اند که برای او نظیر و همتایی یافت نمی‌شود. در اسدالغابه ابن اثیر در شرح حال فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می نویسد کنیه فاطمه، کنیه اسمی بوده که به همه می داده اند اولش هم ابو یا ام داشته، یعنی وقتی می گویند ابوجهل یعنی این شخص دیگر آخر جهل و نادانی بوده، پدر جهل و نادانی بوده، به سیدالشهداء می گفتند ابوعبدالله، به امام علی می گفتند ابو تراب یا ابوالحسن، کنیه حضرت زهرا چیست؟ ایشان می‌گوید کنیه فاطمه زهرا ام ابیهاست. این را پیامبر برایش گذاشته. مادر پدرش. بعد خود اهل تسنن از امام جعفر صادق نقل کرده اند که «کنیه دختر رسول خدا، فاطمه ام ابیهاست». خب بس است دیگر. برویم سراغ سوال ها، فرمودند که در بعضی از روزنامه ها این مسئله تشکیک شده که ائمه متولد می شدند سجده می‌رفتند، بله این ها اسناد داشته، کتاب‌هایش در اختیار همه هستند، ما هم نمی گوییم، اهل تسنن هم می گویند که این ها متولد می شدند به سجده می‌رفتند، فلسفه اش عبودیت محض و عبد بودن این ها در برابر خداوند است و راهنمایی به شیعیانشان که باید چطور باشند. در کتاب اهل سنت احادیثی بهتر از این در شان حضرت زهرا نوشته نشده است؟ ما خیلی از احادیث را نخوانده ایم، ما تا سال آینده وقت داریم. نماز به صورتی که جزء احکام شرعی و واجبات باشد در آخر وجود ندارد، ما مامور به تکلیف آن جا در نماز نیستیم، برای همین گفتیم نماز امری دنیایی است، مسئله آخرتی نیست، حالا این که بعضی از علما مثل آیت الله قاضی فرمودند اگر ما در آخرت نماز نخوانیم پس چه کنیم، ایشان نگفته نماز هست، آن جا نماز نیست ایشان ناراحتیش این است که نماز نخوانیم چه کنیم، همه عشق ما به قول پیامبر قره عین ما نماز است، شدت اشتیاقش به خداوند را نشان می دهد. البته در آن جا این که نیست یعنی واجب نیست به عنوان حکم شرعی نه این که اجازه نداریم سجده کنیم، بعضی ها بهشتشان نماز است، اگر بهش بگویند خدا را بغل نکن چه کار کند؟ بهشت برایش جهنم می‌شود، نه در بهشت تکلیف نیست. لطفا درباره وحدت میان شیعه و سنت که مورد تاکید مقام معظم رهبری است نکاتی را برای دوری از افراط و تفریط بفرمایید، بهترین کتاب درباره وحدت شیعه و سنی اگر بخواهد مبنا قرار بگیرد، المراجعات، شب های پیشاور، الغدیر، بهترین کتاب الغدیر است که مقام معظم رهبری در سخنرانی عید غدیرشان فرمود ما باید از الغدیر و واقعه غدیر به جای اینکه استفاده کنیم برای اختلاف بین شیعه و سنی، برای وحدت استفاده کنیم. برای این که واقعه غدیر پیش از اینکه برای شیعیان سند داشته باشد پیش اهل تسنن سند دارد. همین کتاب صحاح سته که برای اهل تسنن است کتاب‌هایی هستند برای شیعه و سنی. بیاییم یک جامعه همدل بسازیم بر اساس کتابهایی که شما اهل تسنن گفته اید. اگر علمای اهل سنت جمع شوند، و جدی شود این قضیه و بر مبنای احادیثی که خود آن‌ها در مورد اهل بیت (علیهم‌السلام) دارند و نوشته‌اند، ما بخواهیم مردم را به سمت الگوها و علم های هدایت دعوت کنیم، جامعه خیلی پیشرفته خواهیم داشت. همین مقداری که وحدت داریم مشترک هستیم، همین را دست رویش بگذاریم هشیاری بالایی است. بزرگ‌ترین عامل وحدت بین شیعه و سنی وجود مقدس خانم فاطمه زهراست، که بیشتر به عنوان عامل تفرقه استفاده شده.

والحمدالله رب العالمین.