امروز چهاردهم خرداد سالگرد ارتحال امام امت (سلام الله تعالی علیه) و فردا پانزدهم خرداد است که سالروز قیام بسیار مهم پانزده خرداد است که به فرموده امام یوم الله است. من به تناسب بحثی که درباره خانم فاطمه زهرا داریم مقداری هم در اینباره خدمت شما عرض میکنم؛ چون امام حقش بعد از معصومین از همه انسانها بر ما عظیمتر است؛ چه دوستان و چه دشمنان امام؛ چه بفهمند و چه نفهمند؛ چه بخواهند و نخواهند، تا همیشه مدیون امام هستند و امام منجی همه ماست. بعضی مواقع که رد به مرقد ایشان میروم، فاتحهای اهدا میکنیم. این عظمت ایشان به عنوان منجی میلیونها انسان قابل توجه است. ایشان جملاتی درباره حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارند. میفرماید در این فاصلهای که خانم فاطمه زهرا بعد از ارتحال پیامبر تا شهادتشان زنده بودند، جبرئیل (علیهالسلام) بر حضرت مشرف میشدند و حضرت را دلداری میدادند. خیلی هم طبیعی است یک خانمی با آن عظمت که دغدغه دارند، نسبت به میلیون ها انسانی که قرار است بعد از پیغمبر بیایند و با این دین سروکار داشته باشند و اصل دین را در خطر می بیند به طوری که جانش را در این راه می گذارد و بعد هم در این قیام، ظاهراً ناکام است و دشمنش پیروز میشود. طبیعی است در این ایامی که زنده است، فکر میکند به اینکه آینده دینی که پدرش آورده چه میشود. جبرئیل (علیهالسلام) تمام حوادث آینده جهان اسلام را تا دولت کریمهی امام حسن (علیهالسلام) همه را فرمودند. ایشان همه اینها را برای امیرالمؤمنین املاء کردند و حضرت هم می نوشتند و صحیفه فاطمیه نوشته شد که امام امت در وصیت نامهشان نوشتند که ما به این صحیفه افتخار میکنیم و این مال ماست. امام میفرماید از جمله چیزهایی که در این صحیفه است، اینکه امام چه جوری خبر میدهد از صحیفهای که دست امام زمان است و از محتوایش خبر میدهد خودش نشان دهنده عظمت روحی امام امت است که چطور میتواند از صحیفهای که دست به دست گشته و الآن دست امام زمان است، از محتوای آن صحیفه خبر دهد. خیلی عظمت میخواهد.
خدا مرحوم قاضی طباطبایی را رحمت کند. ایشان یک موقعی به اصحابشان گفته بودند که امام زمان (علیهالسلام) وقتی ظهور کنند آن 313 نفری که در مکه جمع میشوند برایشان مطالبی را پنهانی میگویند، میخواهید بهتان بگویم حضرت چه میگوید؟ این خیلی حرف است که مرحوم قاضی خبر بدهد از سخنرانی ای که قرار است امام زمان (علیهالسلام) برای 313 نفر در آینده کند. اینها رمز و راز دارند. امام هم آنقدر عظمت دارد که در سخنرانی محتوای صحیفهی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بیان میکند و بعد میفرماید یکی از آن مسائلی که خانم فاطمه زهرا را در بستر آرامش میداد. انقلاب ایران بود که جبرئیل (علیهالسلام) از آمدن فرزندان خانم در ایران و قیام و انقلابشان مطالبی را برای خانم میگفت که خانم تسلی پیدا کند و حقاً هم ما با دیدن این انقلاب و عظمتش و امام و سربازان و بسیجی ها دیدیم که حضرت زهرا (سلام الله علیها)، نه تنها ایشان، بلکه خود پیغمبر و امیرالمؤمنین، غیر از آن مقطع روز عاشورا، این یک تکه را که برداری، شما دیگر آدمهایی به بزرگی، پاکی، قدرت مردم ایران در طول تاریخ نخواهید دید. خود امام میفرماید ملت ایران از ملت حجاز در عهد رسول الله و ملت کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین بالاتر است. اسنادش هم در کتاب آشتی با امام زمان توضیح دادم. چرا ایرانیها آنقدر بزرگ و مهم هستند که خداوند در قرآن در شأن اینها آیاتی را فرستاده و روایات متعددی در بارۀ ایرانیها و بزرگیشان آمده. پیامبر گفته: «ایرانیها بالاترین مردم از نظر یقین هستند» که خود پیامبر تعبیر میکند از ایرانیها به عنوان برادران من، بعد اصحاب میگویند ما برادران شما هستیم، میگوید نه شما اصحاب هستید. آنها برادر من هستند. میگویند: چرا؟ میفرماید: چون به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان میآورند. آنان نه مرا دیدهاند و نه هیچ کدام از ائمه را میبینند ولی همه را قبول دارند». من که اینجا هستم ائمه پیشتان هستند ما را میکشید. اینجوری هم شد. دختر پیامبر را کشتند. و دلیل دیگر این است که میفرماید ایرانی ها قوم ما هستند، فامیل ما هستند، حضرت ابراهیم (علیهالسلام) دو پسر داشت: اسماعیل و اسحاق. از اسماعیل تیره عرب آمد تا به پیغمبر رسید. از اسحاق هم ایرانیها درست شدند. لذا اینها در ریشه به حضرت ابراهیم برمیگردند. برای همین در تاریخ ایرانیها، چیزی به نام شرک و بت پرستی وجود ندارد. در همه اقوام بوده غیر از ایرانیها. ایرانیها با اینکه همه شاه و سلاطین بودند اما همیشه خدای واحد را پرستش کردند و هرگز شرک و بت پرستی نداشتند. در مورد پیامبر و خاندان پیغمبر هم که دین حنیف بود، همین بود. این هم خیلی تکان دهنده است که جبرئیل انقلاب ایران را برای تسلی خانم فاطمه زهرا میآورد. البته طبیعی است؛ چون در مورد ایرانیها هم آیه هم روایت داریم. یکی از احادیث خیلی صحیح و مستند در غیبت صغری امام زمان (علیهالسلام) است. مرحوم نعمانی کتاب غیبت امام زمان (علیهالسلام) را مینویسد. یکی از احادیثی که آنجا هست این است که امام باقر (علیهالسلام) راجع به انقلاب ایران مفصل توضیح میدهد. هم از پیغمبر هم بقیه ائمه. یکی از آن چیزهایی که امام باقر (علیهالسلام) گفته این است که من اگر انقلاب ایران را درک کنم، خودم را برای ظهور حفظ میکنم. این خیلی خبر مهمی است. وقتی واقعاً کسی انقلاب را درک کرد، واقعاً نباید یک جوری خودش را مشغول کند که برای این حادثه جهانی آماده نباشد. بنابراین، این انقلاب جایگاه فوقالعاده بزرگ و مهمی دارد. علمای اهل تسنن هم در کنزالعمال از قول نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتهاند: «مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه سلطنت مهدی (علیهالسلام) را آماده میکنند». خود امام امت هم در فرمایشاتشان میفرمایند. قطعاً انقلاب ما به انقلاب امام زمان (علیهالسلام) ختم میشود و میفرمایند: «تمام مسئولین جمهوری اسلامی ایران و مردم باید خودشان را باید برای ملاقات با حضرت مهدی آماده کنند». بحث آمدن بوش و کلیسا و صهیونیست و اینها را اینجا بحث کردیم و اینکه روی دوش ما چه مسئولیت سنگینی است. حفظ انقلاب و دیگر وظیفهی ما نسبت به امام زمان (علیهالسلام) در رابطه با این انقلاب و نسبت به خود امام امت چیست. باید واقعاً یک باری را قبول کنیم. من خودم خدمت چندتا از اولیء خدا رسیدم زمانی که کارها به من فشار می آورد و خسته شده بودم. هروقت میخواستم بروم این کارها را رها کنم، دنبال درسم بروم، همه بدون استشنا صاحب بصیرت بودند. میرزا اسماعیل و بزرگان دیگر گفتند کاری که مربوط به انقلاب است و روی دوشتان است زمین نباید بگذارید. سخت است. زمان امام خیلی برای انقلاب کار کردن راحت بود، بعد از امام خیلی کار سخت شد؛ مثل دوران پیغمبر و دوران علی (علیهالسلام). کار کردن بعد از امام و بسیجی ماندن و انقلابی ماندن خیلی سخت است. ولی خوش به حال کسی که بتواند پایمردی کند و تا نفس آخر بتواند خودش را نگه دارد. البته سخت است ولی اگر کسی مقاومت کند، با امام و شهدا محشور خواهد شد. خانه نشین نشود، بیتفاوت نشود، به خصوص با اذیتهایی که خودیها میکنند. پیغمبر هیچ کس اذیت نمیکرد مگر خیلی کم، ولی بعد از رحلت پیامبر تمام کسانی که ائمه را کشتند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را کشتند، دوروبریهای خود پیغمبر بودند، یعنی خواص، بعد از انقلاب بیشترین فسادها و فتنه انگیزیها مال دوروبریهای خود امام و روحانیون و مسئولین و وزرا بودند. به قول مقام معظم رهبری چرب و شیرین دنیا زیر زبانشان مزه کرد. بحث گرانی که الآن هست، بحثهای اقتصادی، حزب بازی و شهرت طلبی، پول خواستن و قدرت طلبی، همه هم زندان رفتند، شکنجه رفتند، بار امام بودند، جبهه رفتند، خانواده شهیدند. مثل پیغمبر که نزدیکترین کسانش بعد از پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین (علیهالسلام) علم شدند. ما آنقدر که دشمنان داخلی و منافقین داریم، آنقدر که اینها در ایران خطرسازند، آمریکا و اسرائیل خطرساز نیستند. وقتی شما وارد هر گروهی شوی، ممکن است بالادستی ات خودش خیانت کند. ممکن است از مسئولین و خواص باشد، روحانی باشد، از مراجع باشد، ولی حماقت کند. کما اینکه در مراجع دیدیم. چندتایشان برای این نظام دردسر درست کردند. تا آدم کشی و امام کشی و وابسته شدن به تروریست و منافقین و جیره آمریکا خوردن هم رفتند. خیلی سخت است که انسان ببیند مرجع تقلید آن انحرافها را دارد، بعد ایمانش را بتواند نگه دارد. ببیند فلان سردار و وزیر گرفتار یبرایش پیش آمده و بتواند خودش را نگه دارد و آنها را مبنای عمل قرار ندهد. زمان امیرالمؤمنین هم چنین مصیبتی پیش آمد. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با کفار جنگ نداشت. سه جنگ داشت، همه با خواص، جنگ جمل با زن پیغمبر و یاران پیغمبر، طلحه، زبیر، اینها جلوی امیرالمؤمنین قد علم کردند. دومی با معاویه و اینها که چهره نفاق داشتند و جنگ سوم با نهروانی ها که زاهدین و نماز شب خوان و روزه بگیر بودند. خیلیهایشان هم یاران پیغمبر بودند. بعضیها شک می کردند. به خود علی گفتند شک داریم تو حقی یا اینها؟ حضرت فرمود: حق با آدم ها شناخته نمیشود. اگر این آدم مرجع تقلید است؛ چون سردار است، رئیس جمهور است. یعنی درست است؟ نه. حضرت فرمول میدهد. میگوید: «تو اول حق را باید بشناسی». فرمول دستت باشد تا بعد بفهمی که در این جریانات حق با کیست. موازین داشتن، شناختن حق، فرمول دست آدم باشد. خیلی مهم هستند. به خصوص که بعد از پیامبر اتفاق افتاد. تمام دشمنیها با امیرالمؤمنین تحت عنوان صورتهای مقدس انجام گرفت. پدر زن، زن، فک و فامیلها بودند، بعد از امام مات تمام کسانی که با ولی فقیه درافتادند، سابقه داران بودند. بهاییها، جبهه ملی، مسیحیها که کار میکنند، در شهرستان ما فقط 800 نفر را مسیحی کردند. اگر این میشود، برای این است که آدمهای بیلیاقت مثل آقای خاتمی، اینها را سر کار آوردند، قوانینی را وضع کردند که بتوانند این دشمنان جان بگیرند و میخواستند جان بگیرند.
هشت سال دوران حاکمیت اینها تمام دشمنان اسلام و انقلاب و امام و خدا، در این مملکت مشاوران ایشان مقاله زدند که مشکل حکومت ایران این است که خدا درش زنده است و تا خدا نمیرد در این مملکت ما به بروکراسی نمیرسیم. علیه خدا، علیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)، علیه امام زمان چقدر مقاله با پول این آقایان دادند. بحث شیطان و صور مقدس را مطرح کردیم که حمله سمت راست بود. در قرآن شیطان چهار حمله دارد؛ راست، چپ، جلو، عقب. سختترین حمله، حمله سمت راست است؛ یعنی آدم از صورت دینی لطمه میخورد. انسان باید خیلی هشیار باشد بتواند باطل را در مقدسترین چهرهها بشناسد؛ در لباس سیادت، لباس یار امام بودن، لباس وزیر و رئیس جمهور بودن بشناسد و بداند که اینها هیچکدام مطلق نیستند. با قاعده باشد. اگر حق باشد، میفهمد که این بخش از سپاه، این بخش از مسئولین حق هستند. اما در همه اینها ناخالص و باطل هم پیدا میشود. از مراجع بگیر بیا پایین تا نویسندهها و سخنرانان و نمایندههای مجلس و وزرا. ا گرآدم قاعده دستش نباشد، گرفتاری برایش پیش میآید. اگر کسی بخواهد دینش را از دست ندهد باید محکم بچسبد به ولی فقیهش که یک موقع انحراف دینی پیدا نکند. چون علی (علیهالسلام) میگوید دیگر هیچ کدام از عبادت و نمازهایش نجات بخشش نیستند. به فسادهای کلان و به اینکه دشمن را یاری میکند، میافتد.
امروز خدمت یکی از اولیاء خدا بودیم. به مناسبت پانزده خرداد چند جمله فرمودند. فرمود: آقا اگر حق با شماست، بعضی از عناصر انقلاب باطلند و شما حقید. شما باید به احترام انقلاب حقتان را کنار بگذارید. فرمود: اگر کسی ریگی به این انقلاب لطمه بزند، از زنا و شراب گناهش بالاتر است. چقدر شهید، چقدر اسیر، چقدر جانباز، چقدر زن ها بیوه شدند. چقدر بچهها یتیم شدند. این انقلاب چیزی بوده که ائمه تک تکشان قند تو دلشان آب میشده. وقتی یادشان میافتاده. ائمه در این جنگ زخم برمیدارند؛ از امام زمان بگیر تا خود خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، تا خانم حضرت زینب. من میدانم بچهها مکاشفه کردند. کم چیزی نیست، کم برایش زحمت کشیده نشده؛ چقدر روحانی، چقدر علما شکنجه شدند، کتک خوردند، تکه تکه شدند. این انقلاب را باید همینجوری حفظش کنیم تا دست امام زمان (علیهالسلام) بدهیم؛ چون مال امام زمان (علیهالسلام) است؛ چون اگر ایشان این انقلاب را از دست دهد، تنها پایگاه جهانی ظهور امام از دست رفته. دوباره ظهور امام زمان (علیهالسلام) هزاران سال طول می کشد. تنها امید ما، این انقلاب است که سرپا بماند.
امام گفت من شب خواب دیدم نقشه ایران آتش گرفته و با عبا زدم روی نقشه ایران و آتش را خاموش کردم. فهمیدم میتوانم این انقلاب را نجات دهم ولی باید تنهایی این کار را بکنم. دیدید امام وقتی قیام کرد هیچ کدام از مراجع کمکش نکردند. همه در رفاهطلبی خود بودند. یک تعدادی از این مردم، مردم شهرری و تهران، 15000 نفر آمدند وسط، امام را باور کردند و ایستادند و کشته شدند و آن نهادی را که حضرت زهرا کاشته بود و امام خمینی ادامه داد آبیاری کردند. اتفاقی که افتاد این بود که امام بعد از این واقعه کشته شدن 15000 نفر، به تبعید رفت. امام از بین امت غایب شد. روحانیون زحمت کشیدند، بعد از ائمه هیچ کس به اندازه روحانیت حق ندارد، روحانیون و طلبهها آمدند این 15 سال آن دو حادثهای که خود امام زمان (علیه السلام) در نامهاش نوشته که اگر شیعه این دو صفت را داشت من تا الان ظهور میکردم، چه بود؟ وفاداری و همدلی. شیعیان با هم زود اختلاف پیدا می کنند و زود به جان هم میافتند و وفاداریشان نسبت به امام کم است. به امامشان فکر نمیکنند که ما که الآن در این هیئت نشستهایم. امام زمان هم یک جای این کره زمین تنهاست. غریب و مظلوم و آواره و طرد شده و تنها. این کلمات را امیرالمؤمنین فرمودهاند. هیئت برقرار میکنیم، گریهمان را هم میکنیم و میرویم ولی هیچ کس برای امام زمان (علیهالسلام) روضه نمیخواند. برای فاطمه زهرا میخوانیم، برای امام حسین (علیهالسلام) میخوانیم. جا شما به ندرت پیدا میکنی برای امام زمان (علیهالسلام) روضه بخوانند. عزاداری کنند برای غربت آقایی که الآن هست. آدم به غیرتش بربخورد بگوید این آقای من و امام من الآن کجاست. من باید برایش چه کنم. ولی گریه کردن برای امام حسین (علیهالسلام) که از دنیا رفته کار مفتی است، مسئولیت هم ندارد، ما که نکشتیم، مگر ما کشتیم خانم فاطمه زهرا را؟ خدا لعنت کند آنانی که فاطمه زهرا را کشتند، خدا لعنت کند کسانی که امیرالمؤمنین را تنها گذاشتند. خدا لعنت کند آنانی که امام حسین و امام حسن را تنها گذاشتند. ولی شده هیچ وقت خودمان را لعن کنیم؟ ما امام زمان (علیهالسلام) را تنها گذاشتیم. چه فرقی با آنها داریم؟ امام زمان منتظر ماست. هزار سال پیش نامه نوشته شیعیان با هم خوب باشید همدل باشید، من هم دوست داشته باشید. هنوز شیعه بعد از هزار سال نمیتواند، چه فاجعه بزرگی است که شیعه هنوز بعد از 1172 سال نتوانسته، تنها کسی که توانست کاری کند در مقطعی از مین، امام بود که روحانیت کار فرهنگی را کرد، مردم نسبت به امام خمینی این دو صفت را پیدا کردند؛ هم همدل شدند هم وفادار. تا وفاداری و همدلی آمد امام خمینی ظهور کرد، از تبعید آمد، خدا به این مملکت داد. امام میگوید همین کار را شما باید برای امام زمان (علیهالسلام) انجام بدهید؛ یعنی تمام مردم ایران نسبت به جامعه جهانی این هفت میلیارد مثل روحانیون عمل کنند، شروع کنند امام زمان را تبلیغ کنند، کار جهانی کنند، کار بین المللی کنند، در سایت ها، در فعالیت های بین المللی کنند. بیش از صد فیلم علیه امام زمان (علیهالسلام) ساختهاند. میگویند ما افغانستان و عراق را برای جلوگیری از ظهور پسر فاطمه گرفتیم. کتمان نمیکنند، ما خوابیم. وظییفهمان است همه چیزها را کنار بگذاریم. بنشینیم شب و روز برای امام زمان (علیهالسلام) فکر کنیم. یک شیعه فکر کند من درس دانشگاهی ام را چه جوری باید جهت بدهم، شغلم را رشته ام را، ازدواجم را چه جوری جهت بدهم، نسل مهدوی چه جوری تربیت کنم، بارداری و زایمان و تربیت مهدوی، چه جوری باید انجام دهم، کاسبی، اقتصاد، تجارت، براساس امام زمان (علیهالسلام)، اینها آنقدر جدی هستند که تاجرانشان فقط برای مبارزه با امام زمان (علیهالسلام) کار میکنند. ما کاسبان و تاجرانمان بر علیه امام زمان (علیهالسلام) است. دشمنان هم همینطور. برای این کار پول خرج میکنند. هشتاد میلیون نفر را علیه امام زمان (علیهالسلام) بسیج کردهاند. این آمار مال چند سال پیش است. شب و روز در ماهواره ها علیه امام زمان (علیهالسلام) یار جمع میکنند. ترجیح میدهیم برای رقیه و علی اکبر و علی اصغر گریه کنیم، ولی اینی که الآن زنده است داد میزند و صدایش از 1172 سال پیش بلند است هیچ کس در این جهت نمیخواهد کار کند. پول میخواهیم خرج کنیم، میگوییم روضه امام حسین، شام بدهیم؛ ناهار بدهیم، ولی وقتی نوبت امام زمان (علیهالسلام) میرسد، میگوییم این را نمی شناسیم. برای امام زمان (علیهالسلام) فعالیت کنیم یعنی چه. 15000 تایی که در پانزده خرداد شهید شدند همه در هیئت پرورش پیدا کردند. الآن برای همین است ما بعد از کتاب آشتی با امام زمان (علیهالسلام)، کتاب عزادار حقیقی را بیرون دادیم. الآن اگر بخواهد جامعه جهانی به سمت ظهور امام زمان (علیهالسلام) برو،د فقط و فقط هیئتها باید تقویت شوند. شما عزیزانی که اینجا مینشینید، عرض کردم به شما نباید این ایام فاطمیه فقط جمعیت باشد، عزای مادرمان فاطمه زهرا همه خانه نشستهاند، ولی همین مقدار هم که میآیید نگذارید فقط محرم و صفر و ایام فاطمیه باشد، باید همیشه اینجا شلوغ باشد؛ چون وظیفه مستحبی نیست، این وظیفه واجب است؛ مثل نماز جماعت، و مهم تر از آن. باید در جلسه پدر و مادرت بنشینی، جلسه را آباد نگه داری؛ چون تمام سربازان امام زمان (علیهالسلام) برای ظهور، از اینجا تربیت میشوند. یعنی کاری که هیئت میکند، صد کلاس و دانشگاه و استاد انجام نمیدهند. کاری که هیئت میکند، حوزه نمیتواند انجام دهد؛ چون در هیئت شیفته و عاشق تربیت میشود، مقوله هیئت ذهنی نیست. یک کسی برود کتاب بخواند، در هیئت ذهنها بسته است و کم باز میشود و قلب باز میشود. این خیلی مهم است. مداحها آدمهای خیلی قیمتی هستند، آنقدر که یک عالم اگر نتواند مداحی کند غبطه میخورد به یک مداح چون مداح در دل مردم می رود و بذر عشق پیامبر و آلش را در دل مردم می کارد. مداحها بودند که 15000 شهید برای پانزده خرداد درست کردند. البته رأسشان علما بودند و همین علما و مداحان بودند که چند میلیون بسیجی را برای رو کم کردن جامعه جهانی تربیت کردند، برای دفاع مقدس و روی دنیا را کم کردند. لذا اگر بخواهد کار جدی شود، باید به سمت سازمان دهی عزاداریهایمان بروید. مجالس عزاداری با رونق و احترام برقرار شوند. با تشریفات، با لذت، با بهجت، با شکوه، برقرار شوند. مرده نباشند. چون اینجا فرصتهای عشق بازی است، یک جلسه هیئت که می آیی، یک روضه که میخوانی اتفاقاتی میافتد که صد کلاس دانشگاهی نمیتواند این اتفاقات را ایجاد کند. هیئتها هستند که کسانی را تربیت می کنند که پیغمبر میفرماید: اهل یقینند. همین هیئتها هستند که شهید پرور بودند. شهید یکی از چهارگروهی هستند که شما هرروز سر نماز میگویی: «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ؛ راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی». شهید شوخی نیست. کجا هستند؟ در بهشت؟ نه بالاتر از بهشت، «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ؛ نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند». بهشت زیرپای شهداست. پیش خود خود خدا. شهادت یک چیزی است که امیرالمؤمنین به این بزرگی حسرتش را میخورد. خدا مقام معظم رهبری را حفظ کند، فرمود: ما به مرگی غیر از شهادت فکر نمیکنیم و خدا نکند ما بدون شهادت از این دنیا برویم. ما اصلاً راهکارهایی داریم که چه کنیم اگر فردا با سرطان و تصادف مردیم ما را جزو شهدا حساب بیاورند. مرحوم فلان مینویسند، ولی خدا پیش شهدا میبرد. اگر به مرگ دیگری و با حس دیگری بمیرد، دچار خسران است. ولی این اخلاص میخواهد و آدم باید فقط چشمش به خدا و امام زمان (علیه السلام) باشد، نه به مسئولین جمهوری اسلامی. فقط ولی فقیهش را نگاه کند و لا غیر. چه آدمهایی در انقلاب پیامبر داشتیم. خدا رحمت کند. امیرالمؤمنین وقتی زبیر کشته میشود گریه میکند و شمشیر زبیر را می گیرد و میگوید خدا می داند این شمشیر چه غمهایی را از من برطرف کرد. ولی این زبیر در جنگ با امیرالمؤمنین کشته میشود.
ما کسانی داشتیم چند سال در زندان زیر دست ساواک شکنجه دیدند. برای انقلاب کار کردند، بعد از انقلاب علیه اش ایستادند تا هلاک شدند. امام گفت من اگر یک دعای اجابتی پیش خدا داشته باشم، میگوید خدایا عاقبتم را بخیر کن. ولی خدایی که صبح خدمتشان بودم میفرمودند دعا کنید عاقبتتان بخیر شود. لذا تقویت هیئتها و برقرار کردنشان، باشکوه برقرار کردنشان و شعر خواندن به خصوص اشعار، گاهی وقتها از صد سخنرانی بیشتر کار میکند. بحث علمی فقط با ذهن شما کار میکند، ولی وقتی حاج آقا برای شما چند بیت شعر میخواند دلهای شما باز میشود، اگر به شعرهای ایشان توجه کنید، اتفاقاتی که در درونتان میافتد، خیلی مهم هستند. لذا انسان باید به اینها تن بدهد و رواج دهد و کار کند. باید حسینیههایمان طوری باشند که از دل آنها منتظر و عاشق امام زمان گیر بیاید. اگر اینطور نباشد آن هیئت عقیم است زایش ندارد، ثواب دارد، ولی فقط ثواب مشکل را حل نمیکند. هزار سال است ثواب تولید میشود، آنانی که حاضرند برای امام زمان (علیه السلام) فداکاری کنند، نه برای امام حسین و خانم فاطمه زهرا، برای حسین زمان، برای او فداکاری کنند، خودشان را به او بفروشند.
من امشب خواستم چند کلمه ای راع به امام و انقلاب صحبت کنم ولی طول کشید و خوب هم بود. اگر میخواهید خدمتی به امام زمانتان کنید، قدم اول، هیئتی بودن است. مرام هیئتی داشتن، تقید به هیئت، به جلسات، معلوم است بعضی عزیزان از راه های دور می آیند. بارک الله. هر چه راه دورتر، ارزش کار بیشتر. من امروز گفت: خدا شاهد است اگر دروغ بگویم یا مبالغه کنم، گمان نمیکنم یکی از این مسیحیها یا یهودیهایی که هیئت برای امام حسین دارند، یکی از اینها سر از جهنم در نمی آورند. برای اینکه اینها مرام امام حسین دارند، خادم هستند، دستگاه خیلی عظمت دارد. آنان چه بخواهند چه نخواهند، به امام زمان خدمت می کنند. امام جماعت مسجد شیخ هادی چند سال پیش میگفت صبح عاشورا یک آقایی آمده بود اینجا مسیحی بود مسلمان شده بود، گفتم: چرا مسلمان شدی، گفت من غروب دیروز داشتم از اینجا رد می شدم جلوی این مسجد شما، رفتم آن طرفتر، دو سه تا از این بچه ها داشتند پارچه می چسباندند، به من گفتند ما قدمان نمی رسد، شما قدرت می رسد این میخ را برای ما بزن. ما هم میخ زدیم و همین دیشب خواب دیدم که قیامت شده و ما را جهنم میبرند. آقا سیدالشهداء گفت آقا این را نگه دار، این یک میخ برای ما زده، مگر میشود آقا کسی را که برایش زحمت میکشد حتی به ریا، ول کند؟ کار ارزش دارد. دستگاه باعظمتی است که ریاکاری هم درش خیلی قیمت دارد. شیطان گولتان نزند که اخلاص ندارید گریه نکنید، اخلاص ندارید هیئت نروید، فرمود خودش را به گریه کردن بزند، زوزه بکشد، داد بزند، سینه بزند. علت دارد. علت علمی دارد. این سیستم وقتی تغذیه میشود چه به ریا..
چند وقت پیش یک هیئتی ما را دعوت کرده بودند، از این هیئت های عجق وجق، ما رفتیم. برای امام حسین آنجا میروم. عرق خورها و تریاکیها، هیئت معتادان فلان جا بود. هر هیئتی قشنگ است. خیلی این سازمان و دستگاه قیمت دارد. هرکس هرجوری خواست برود، بی حجاب است، آرایش کرده، این سیستم با همه سیستمها فرق دارد. برای اینکه هیئت ته قضیه از تویش عاشق درمی آید و هدف خلقت هم همین است. آن خانمی که بدحجاب میآید، یا نعوذبالله اصلاً فاحشه است. ما در خاطرات علما داشتیم. فاحشه بودند ولی مجلس امام حسین می رفتند. من قیمتم از او بیشتر است؟ من در روز غیبت میکنم. هفتاد زنا برایم مینویسند، او در روز 5 زنا میکند، ولی برای من ده تا هفتادتا میشود هفتصد زنا. یک دفعه می بینی آن زن فاحشه از ما خیلی وضعش بهتر شد. برای همین علمای ما وقتی یک خانم فاحشهای را میدیدند ریز نگاه نمی کردند. میگفتند خدایا به حق این زن فاحشه ما را نجات بده. دعای ما را به اجابت برسان. نه اینکه من چون عالمم، خانم هیئتی هستم که همیشه چادر سرم هست، فکر کند که مثلاً از او بهتر است. نه. هیچ کس را بدتر از خودت نباید سراغ داشته باشی. اگر کسی یک نفر بدتر از خودش داشته باشد خیلی بیچاره است. اگر امر معروف و نهی از منکر میکنیم، برای این نیست که خودمان را بهتر از آنها میدانیم. این وظیفه شرعی است، ولی آن شخص را بد نمیدانیم، عملش را باید بد دانست نه خودش را.