ام الائمه است. همانطور که امام عسکری (علیه السلام) فرمود: « نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ وَ فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا؛ ما حجت خدا بر مردم هستیم و جده مان فاطمه زهرا حجت خدا بر ما هست». حجت یعنی دلیل، راه، یعنی الگو و اسوه. باید ببینیم که حضرت زهرا (سلام الله علیها) چگونه حجت خدا بر ائمه است، از نظر مقامات معنوی و اینکه ایشان سبقت بر بقیه دارد و اصل است، ریشه است. بحث دیگری است که الآن نمیخواهیم واردش شویم. ولی از نظر مسائل اجتماعی، سیاسی، مسائل دنیایی که ما الآن باهاش سروکار داریم، حضرت مکتبی را بنیان گذاشته و اصولی را پایه گذاری کرده که بقیه ائمه تک تک آن مسیر را طی کردند و زحمت کشیدند که آن جریان را که حضرت شروع کرد. آن مکتب و آن آیینی را که حضرت زهرا (سلام الله علیها) شروع کرد، آن را در طول تاریخ گسترش دهند، درختی بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) کاشت. ائمه دانه به دانه آمدند و خون خود را پای این بذر ریختند و این بذر را آبیاری کردند. بعد از آن، شهدای اسلام تا الآن رویش کردهاند. این داستان آن قدر ادامه پیدا میکند تا میوهاش را وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) بچیند. جزو شعارهای امام زمان (علیه السلام) و اولین فرمایشات حضرت این است که «وَ فِى اِبْنَةِ رَسُولِ اللهِ لِىَ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ دختر پیغمبر برای من اسوه حسنه است». چرا حضرت صاحب (علیه السلام) در سخنرانیشان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مطرح میکنند؟ یعنی آن شخصیت را معرفی میکند؟ امام زمان خودش میوهی تلاش فاطمه زهرا است. به حرکات حضرت اگر دقت کنید، من سالهای قبل خطبه را خواندم. در خانه بسته است و به منزل حمله میکنند. بعضی روایات میگویند خانم بیرون منزل بوده. میبیند اینها آتش روشن کردهاند و میگوید آمدهاید خانه مرا آتش بزنید؟ بعضی میگویند در بسته بوده و هجوم آورده بودند که امیرالمؤمنین را ببرند. عکس العملهای حضرت از اینجا آغاز میشود. تمام تلاشها و دلشورهها و رفتارهایی که حضرت میکند، براساس یک بینش و بصیرت الهی و عمیق است. چرا ایشان میآید از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) دفاع کند و درگیر میشود و چرا بعد از مضروب شدن و آن صدمات و لطمات زیادی که حضرت دیده، طبیعی نیست که بیایی بیرون و درگیر شوی و جلوگیری کنی؛ چون حضرت از قدرت بدنی فوق العاده زیادی برخوردار بوده؛ یعنی اینجوری بوده که وقتی که طناب را نگه میداشته، آنان نمی توانستند ببرند. یک نفره نگه داشته بود، با بی ادبی و جسارت. دست حضرت را از طناب باز میکنند، والا قدرت نداشتند که ببرند. این یک الگو است که زنان ما باید به این مسئله جدی رسیدگی کنند. هم زنان هم مردان. اسلام مرد و زن را قدرتمند از نظر بدنی دوست دارد. آدمها ضعیف موردپسند خدا نیستند. ابوالفضل العباس را امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تنبیه و تمرین نظامی میکرد تا به آن قدرت رسیده بود. من در برنامههایی که برای عزیزان مینویسم، نیم ساعت ورزش در روز نوشتم. از نظر من به عنوان یک کارشناس عرض میکنم مثل نماز واجب است. جدیداً که مقام معظم رهبری فتوا دادهاند گفتهاند برای بزرگترها واجب و برای جوانان لازم است. اگر ورزش نکند ظلم کرده. سیدالشهداء (علیهالسلام) میفرماید: «بادِروا بِصِحَّةِ الأجسامِ في مُدَّةِ الأعمارِ؛ در مدّت عمر، در حفظ سلامت تن بكوشيد». مبادرت یعنی پیشگیری کردن. قبل از این که به بدبختی دچار شوی، جلوی آسیب و آفت را بگیر. مسواک زدن یکی از آن عبادت های خیلی لازم است. قبل از اینکه انسان به درد و وقت تلف کردن و هزینه های گزاف برسد، میگویند آقا مسواکت را مرتب بزن. اینها لازم هستند. آدمهایی که حوصله ورزش ندارند، در مسائل معنوی هم معمولاً شکست میخورند و کسانی که حوصله ورزش را دارند در مسائل علمی و معنوی جلوتر از بقیه هستند. حضرت امام (سلام الله علیه) فرمود: «ورزشکاران به معارف الهی نزدیکتر هستند». برای اینکه ورزشکار تمرین مبارزه با تنبلی را در باشگاه میکند. ریاضت کشیده، چه برای خدا، چه برای غیر خدا. وقتی انسان عادت کند خودش را اذیت کند، فشار به خودش بیاورد، طبیعت ضعیف میشود، طبیعت ضعیف آماده ترین موجود است برای گرفتن فطرت قدرتمند. اما تنبلها و پرخورها و پرخوابها تا لنگ ظهر میخوابند و سحرخیزی ندارند، اینها همیشه خسر در دنیا و آخرت هستند.
یک خانم را با آن وضعیت به درگیری فیزیکی میکشاند، بعد هم که در اثر حجم این ناجوانمردان ناکام است، چندوقت بعد وقتی در مسجد مدینه مهاجر و انصار جمع شدند. ایشان در آن مسجد آنجا میروند. امیرالمؤمنین نبوده که بعد از سخنرانی خانم که خیلیها به گریه میافتند، خلیفه اول یک جمله زشت و بیادبانه ذکر میکند که شرمم میآید بگویم، یک قسمتش این است که اینان رفتند در خانه نشسته اند، عرضه ندارند، زنانشان را میفرستند بیرون بیاید حرف بزند. خطاب به امیرالمؤمنین. در این شرایط خانم به مسجد برای سخنرانی میآید. دغدغه و دلشوره حضرت چیست؟ از توحید شروع میکند. در خطبهها که برایتان خواندم، بعد از تعریف مهاجر و انصار و وضعیت به وجود آمده و از جایگاه پیغمبر و زحمات ایشان میگوید و چنین و چنان، بعد شروع به شرح داستانها و وقایع اتفاق افتاده میکند. خود حضرت میگوید من می دانم حرف من هیچ تأثیری در شما ندارد. ما در امر به معروف و نهی از منکر داریم اگر احتمال را تأثیر نمیدهید، حرفی نزنید. حضرت احتمال نمیداده. یقین داشته که تأثیر ندارد، ولی چرا این کار را کرده؟ برای اینکه حضرت حجت را تا قیامت به همه تمام میکند، هم به بدها، هم خوب ها، هم شیعیان، هم اهل تسنن، هم مسیحیها، هم یهودیها. نسبت به شیعه یک فکر را حضرت رواج میدهد و میگوید که شیعه باید دستورالعملش را از همانجا بگیرد و جلو بیاید که متأسفانه ما توجهی به این فرمایشات نداریم؛ یعنی آنقدر که به احادیث و کتابهای دیگر اهمیت میدهیم به خطبه حضرت زهرا که فوقالعاده مهم است، اشتباهات مشهوری در دنیا در اثر بی سوادی آقایان شده. اینکه مثلاً بعد از قرآن میگویند نهجالبلاغه برادر قرآن است، صحیفه خواهر قرآن است، درحالی که اصلاً نهجالبلاغه به هیچ وجه قابل مقایسه با صحیفه نیست. صحیفه تا نهج البلاغه خیلی اوج دارد. نهج البلاغه فرمایشات امیرالمؤمنین است با ابوبکر و عثمان و عمر و معاویه و مردم بیوفا. بعضی از خطبههایش مثل خطبه اول که تسبیح و تقدیس خداست و تعریف پیغمبر در خطبه دوم است. اینها خوب هستند ولی بقیه حرفها حرف امیرالمؤمنین، آینه خدا با اراذل اوباش حرف زده، صحیفه امیرالمؤمنین است. این دفعه با خدا حرف زده. تمام دستورالعملهای زندگی را گفته. خیلی مهم است. ولی مثلاً درک درستی ندارند، فکر کردند؛ چون حضرت علی امام اول است. کتابش نهج البلاغه است مهم تر است، نه، خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) از نهج البلاغه هم بالاتر است؛ چون اهمیتش جلوتر است، مقدم تر است، بعدها در نهج البلاغه، امیرالمؤمنین صحبت میکند کپی حرفهای حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. حضرت زهرا یک تکلیف برای شیعه گذاشته است. تکلیف اهل سنت را هم مشخص کرده. اگر امیرالمؤمنین آن روز میآمد مسجد، تاریخ خراب میشد و خدا حجتش تمام نبود. خدا حضرت زهرا را نگه داشت و آنجا برد. این مهمترین فراز زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) همان ساعتهایی هست که بعد از پیغمبر بود. چون شما وقتی در کتابهای اهل تسنن میروید، میبینید که احادیثی که در مورد حضرت زهرا (سلامالله علیها) است، در همه کتابهای ما هست. مهمترین کتابهای اهل تسنن 6 تا هستند که بهش صحاح سته میگویند؛ یعنی هیچ اشتباهی درش نیست، بعد از قرآن معتبرترین کتابشان می دانند، مثل ما که بعد از قرآن تهذیب و کافی و اینها را میدانیم، هم ما اشتباه میکنیم، هم سنیها؛ چون بعد از قرآن و صحیفه به آن بزرگی است، نهج البلاغه است. بله در جهت فقهی آن 4 تا خوب هستند که مال شیعه است. علمای اهل سنت میگویند اینها در صحاح سته معتبرند. صد روایت در مورد فضیلت امیرالمؤمنین و برتری ایشان و حضرت زهرا (سلامالله علیها) و حسنین است. شاید نزدیک به چهار پنج جلد کتاب اهل تسنن که کتابهای قطور هستند که فقط فضائل امیرالمؤمنین، حضرت زهرا (سلامالله علیها)، حسنین در این 6 کتاب هستند. 4 جلد این قدری از این مجموعه در مورد امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و حسنین هستند. از این جمله این حدیث که «خدا غضب میکند به غضب فاطمه و راضی است به رضای فاطمه»؛ یعنی معصوم است. یعنی مبنا و معیار است. این برای اهل تسنن حجت است. در یکی از همین کتابها وارد است که عمر و ابوبکر بعد از این واقعه خانه حضرت میروند. در می زنند که راهشان بدهند. حضرت زهرا میگوید من اینها را نمی پذیرم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) دم در میروند. آقا قاتلان زنش را ببیند، میگویند میخواهیم فاطمه را ببینیم. حضرت میگوید اجازه بدهید من سوال کنم. مرد خیلی راحت از طرف زنش حرف نمیزند. اینها در آموزش خانواده فوق العاده هستند که انسان در خانواده به نظارت همسر و فرزندانش اهمیت بدهد، خودش برای خودش کیلویی تصمیم نگیرد. چقدر اینها آداب داشتند، چقدر روح بزرگ بوده، خدمت خانم میرود و عرض میکند اینها به ملاقات شما آمدند. این از زیرکی امیرالمؤمنین است. مظهر خداست. یکی از اسماء خدا ماکر است. خدا مکر میکند. اینجا مکر است. امیرالمؤمنین میآید، میگوید بیایید تو. میآید این صحنه را درست میکند که همه تاریخ بدانند. خود اهل تسنن هم میگویند که اینها تو آمدند، تا تو آمدند، حضرت زهرا پشتش را به دیوار کرد، آن ها معذرت خواهی کردند. بعد حضرت میفرماید شما از پیامبر اسلام شنیدید که گفت: «فاطمه پاره تن من اسـت، هرکه او را اذیت کند و من را اذیت کرده». گفتند: بله ما شنیدیم. چند نکته میگوید و اینها اعتراف میکنند. دست مبارکش را بالا میبرد و میگوید: خدایا تو شاهد باش من از اینها راضی نیستم و بر اینها غضب میکنم. تا قیامت از اینها راضی نخواهم شد. چقدر صحنه را قشنگ چیده اند. مکر الهی است. در تاریخ ماند. اینها را هیچ کس نمیتواند کاری کند. شما بگذار جلوی هر عالمی، هیچ چیز نمیتواند بگوید. به خصوص که بعدیها هم که آمدند روی این صحه گذاشتند؛ هم علمای قدیم هم جدید، برای اهل تسنن ماندگار شد؛ چون همه حضرت زهرا را دوست دارند و این احادیث را هم درباره ایشان قبول دارند. جالب اینجاست که خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتابهای قدیمی اول قرن سوم اهل تسنن هست. این خانم که شما قبولش دارید و دوستش دارید و این احادیث را در شأنش دارید، این در مورد کسانی که شما خلیفه میدانید این حرفها را زده، گفته از شما راضی نیستم و به شما غضب می کنم. برای همین وجود مبارک حضرت زهرا (سلام الله علیها) غیر از همه ائمه است. آنقدر که ایشان قیمت دارد و میتواند مشکلات جهان اسلام را حل کند، همه ائمه نمیتوانند. همین یک بانو، یک نفره آنقدر که میتواند برای حل مسائل امروز جهان اسلام مبنا باشد. کس دیگر نمیتواند. هیچ نیازی به فحش کاری و اختلاف و توهین به اهل تسنن نیست. با محبت و وحدت و دوستی با انسجامی که مقام معظم رهبری فرمودند. ما کتابهای خودمان را میبوسیم، کنار میگذاریم. با کتابهای شما و حدیثهایی که شما قبول دارید، با هم صحبت می کنیم. ولی الآن میخواهم راجع به تکلیف شیعه صحبت کنم. اینکه حضرت تکلیف شیعه را مشخص کرده. آنچه که باعث میشود حضرت این تحرکات را داشته باشد و تا شهادت برود، بچهاش و خودش با هم شهید شوند، آنکه باعث میشود یک چیز است. یک جا هست که آن قیمت را دارد که کسی مثل حضرت زهرا (سلام الله علیها) حاضر باشد با آن وجود عزیزش جان فشانی کند و خودت را عملیات استشهادی کند. آن چیز مسئله امامت و ولایت است. قبلاً راجع به این مسئله توضیح دادیم. همه انسانها موجودات بینهایت و ابدی هستند. خداوند انسانها را به عنوان مخلوق خودش خلق کرده تا در مسیر تکامل مثل خدا و مثل خدا شوند. انسان چند مرحله زندگی دارد: یک مرحله حیات دنیا و یک مرحله حیات آخرت که 4 مرحله خودش دارد: وفات، برزخ، قیامت، حیات بعد از قیامت. همه اینها یک واحد هستند و بین دنیا و آخرت یک رابطه ریاضی وجود دارد. یعنی شما فقط در نوع خاصی از زندگی دنیا میتوانی در آخرت خوشبخت شوی. هر جوری زندگی کنی، خوشبخت نمی شوی. نوع خاصی. مثل جنین که در رحم مادر با هر نوع حرکت و بزرگ شدنی سالم به دنیا نمیآید. کدام حرکت جنین میتواند او را سالم به دنیا بیاورد؟ حرکتهایی که از اول با دنیا گره خورده باشد. در حرکتهای دنیایی انسان، در آن چهار مرحلهای که بهتان میگویم: انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و افکار، در این 4 مرحله هرکاری انسان باید انجام دهد، باید نظام ابدیش را در نظر بگیرد، اگر بدون پیوند با ابدیت دست به کاری بزند، بودن پیوند با ابدیت، دست به ارتباط با کسی یا چیزی بزند، یا نظام فکری تشکیل دهد، همه اش باطل است، جنینی سالم است که از اولی که نطفهاش بسته میشود در مسیر حرکت برای دنیا قرار بگیرد. براساس دنیا در رحم زندگی کند. ما هم الآن چون در رحم مادرمان یعنی دنیا هستیم، فقط زمانی حرکتمان به سمت ابدیت تضمین شده است، دچار عذاب نشویم در این مرحله که کلیه انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان براساس مبنای ابدی صورت بگیرد، وگرنه اگر مبنا خودمان باشیم، شکممان و جاهای دیگر و اینها باشد، خراب میشود. حتی در مسائل طبیعیمان هم باید براساس آخرت تنظیم شوند. به اذن خدا باشد. معاملاتمان، کار اقتصادی، ازدواج، انتخاب همسر همه باید بر مبانی آخرت باشند. از این دختر خوشم آمده میخواهم باهاش ازدواج کنم، میگوید حق نداری ازدواج کنی، باید بدانی که ازدواج با این دختر به آخرتت لطمه میزند یا نه؟ از این پسر خوشم آمده میخواهم با او ازدواج کنم، میگوید بابا این کاهل نماز است، اهل چیزهای دیگر است، ولش کن، درسش که خوب است پول و خانه هم دارد، خوشگل هم هست، این برایت جهنم میآورد. بروم فلان جا خانه بخرم، میگویند خانههایشان خیلی باحال هستند، آنجا میروی، فردا نمیبینی بچهات فاسد میشود. آنجا آلوده است، براساس آخرت محیط خانه را انتخاب نمیکند. هر انتخابی باید براساس آنجا باشد. غیر از این مسئله کی میتواند دنیا را با ابدیت تنظیم کند؟ فقط خداست؛ چون هردو عالم را خودش خلق کرده، سیستم دنیا و آخرت و سیستم قبل از دنیا و چون انسان سه سیستم دارد؛ یک مرحله زندگیش قبل از اینکه به دنیا بیاید، یک مرحله در دنیا و یک مرحله برگشتش هست. وقتی میگوییم معاد یعنی بازگشت، رفت که نیست، یعنی قبلا پیش خدا بوده ایم و زندگی کردهایم و حالا اینجا آمدیم و میخواهیم برگردیم. نه اینکه از اینجا پیش خدا میرویم. ناسوت یعنی جایی که آدم نسیان دارد، خود حقیقیش را فراموش میکند، نمی فهمد، یادش نمیآید، باید تمرین کند یادش بیاید، این تمرینها را هم در اسماءالله هم در دشمن شناسی و هم در مباحث معنوی دادهایم. هر سه مرحله روابط ریاضی و علی و معلولی دارد، فقط هم خدا میتواند بگوید انسان در هر سه مرحله چه جوری باید باشد، خودش این سه سیستم را به صورت ریاضی خلق کرده. کسی که میخواهد از دنیا به سمت آخرت حرکت کند، تنها کسی که میتواند حقیقتاً او را هدایت کند، خداست. «هوالهادی». هیچ کس دیگر هادی نیست؛ چون علمش را او دارد و خودش سه سیستم را خلق کرده. لذا در سوره بقره آیه 120 فرمود: «قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى؛ بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» به همه بگویید که فقط خدا هدایتش، هدایت حقیقی است. خب حالا خدا وقتی میخواهد هدایت کند، چه جوری هدایت میکند؟ نه جبرئیل را میفرستد در خانه تک تک ما، نه خودش پایین میآید، تجلی کامل در انسان کامل میکند که مظهر خداست. همهی اطلاعات تخصصی و اسماء و صفات خودش را به یک انسان میدهد. آن انسان از طرف خدا ما را هدایت میکند. لذا معصوم را خدا برای انسانها خلق میکند که انسانها را به سمت ابدیت راهنمایی کند. پیغمبر هم موظف است بعد از خودش را معین کند که کی بود؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) در غدیر. غدیر هم گفتم بیشتر اسناد حدیث غدیر در کتابهای اهل تسنن هستند. حدیث غدیر جزء احادیث متواتر هست. سندش محکم است. اتفاقی که میافتد این است که جریان هدایت تخصصی انسانها به خطر میافتد، اینجاست که دیگر حتی امام معصوم هم باید برایش کشته شود. امام معصوم، حفظش واجب است، جانش محترم است. مگر اصل اسلام به خطر بیفتد. اگر اصل اسلام به خطر بیفتد، امام باید شهید شود. برای همین وقتی امام خمینی میفرماید: «حفظ جمهوری اسلامی از امام زمان هم بالاتر است»، بعضیها نمیفهمند؛ چون اگر جمهوری اسلامی نباشد تمام کشته شدنهای ائمه و حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدر میرود. تمام شهدایی که در این هزار و خورده ای سال کشته شدند که انقلاب شود و فقه شیعه و فرمولهای حکومتی ائمه حاکم باشد، هدر میرود. امام زمان زنده است. برای همین که یک انقلاب را به ثمر برساند. اینکه امام این را میگوید، یک فقیه عارف حکیم این حرف را میزند. حفظ جمهوری اسلامی آنقدر واجب است. خیلی مهم است. شما میبینی کسی که در جمهوری اسلامی میتواند رأی بدهد، نمیدهد. در تظاهرات شرکت نمیکند، نماز جمعه نمیرود. پوست آدم را آن طرف میکنند.
یکی از رفیقان ما میگفت در راهپیمایی بیست و دوم بهمن اضافه کاری در راه آهن رفتم. عمهام به رحمت خدا رفته بود، مادر شهید هم بود. به خوابم آمد و گفت خیلی اشتباه کردی رفتی. اینجا پوست میکنند از آنانی که کوتاهی کردند، چرا رفتی اضافه کاری؟ گفت پول اضافه کاری را از ترسم پس دادم. واقعا اینجوری خوردن حلال نیست. کسی عاشورا برود کار کند، لقمهاش حرام است. آتش میخورد. روز عاشورا کار تعطیل است، باید عزاداری بروی. 22 بهمن خیلی مهمتر از عاشوراست. برای اینکه 22 بهمن کامل شدهی عاشوراست. همان عاشوراست فقط تکمیل شده، کیف حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خنده ایشان، بعد از گریه عاشورا به 22 بهمن بوده. خنده ائمه، خنده امام حسین 22 بهمن بوده. اینجاست که حضرت زهرا (سلام الله علیها) میگوید دیگر نمیتوانم فکر این باشم که زن هستم و باردار و چند بچه قد و نیم قد در خانه دارم. وقتی حقیقت امامت و ولایت به خطر بیفتد، فاطمه زهرا هم باید خودش را فدا کند. ولایت آنقدر مهم است. حقیقت اسلام به خطر میافتد. یعنی حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد فکری را منتقل میکند و آن این است که نمیارزد تو زندگی کنی وقتی معصوم بالای سرت نباشد. زندگی دنیا بدون معصوم ارزشی ندارد. وقتی معصوم نیست که دستور بدهد تو چه کنی، چه جوری می توانی آخرتت را تامین کنی، بدون معصوم ارتباط انسان با حیات ابدی قطع است، مثل انعقاد رحمی است که خارج از رحم اتفاق بیفتد و به درد نخورد. یا اتفاق بیفتد در رحم ولی بر اساس دنیا بچه حرکت نکند. در این عکسها زیاد هستند، بچه 9 ماه در رحم مادر بوده، رشد کرده، وقتی متولد میشود، نه دست دارد، نه چشم، نه پا، نه سر. یک تکه گوشت است. هیچ کدام به درد دنیا نمیخورند. وقتی تو با فرمولهای معصوم زندگی نکنی و الگویت معصوم نباشد، فقط یک زندگی حیوانی میتوانی داشته باشی. اگر این 4 مرحله یعنی انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکارت براساس ریاضیاتی که معصوم ارائه میدهد و متناسب با حیات ابدی توست نباشد، بدون الگوی معصوم آدم بدبخت است. عابد هر خر و خرسی میشود. این دیگر ابدیت سالم متولد نمیشود. آنجا شکل وحشتناکی پیدا میکند. حضرت هشدار میدهد که ده گروه از امت من روز قیامت به صورت حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند، همین است؛ چون اینها هیچ کدام شبیه معصوم زندگی نکردهاند. فقط زمانی شما میدانی حرکتت تضمین شده است که خودت را به معصوم برسانی. برای همین شیعه یک سرمایه عظیم دارد. هیچ مکتبی در دنیا، سرمایه شیعه را ندارد. شیعه 260 سال بلکه بیشتر، نزدیک به 300 سال، مسیحیها که بیچاره سه سال زنده بود. بعدش دخلش را درآوردند. موسی را هم آنجوری اذیت کردند. انبیاء دیگر را کشتند. شیعه هست که تنها مکتبی است که نظارت و ارتباط دائم دارد. 260 سال معصوم زنده بود و مردم باهاشان ارتباط داشتند، خیلی کار شده توی این 260 سال. 260 سال معصوم تولید کرده، مطلب داده راجع به توحید، نبوت، امامت، عدالت، فقه، اجتماعیات، سیاسیات، عرفان، اخلاق، همه را داده بیرون. خیلی شیعه دستش باز است، خیلی ثروت دارد. برای همین وقتی سراغ کتابهای شیعه میآیند، هیچ کس حرفی برای گفتن ندارد. تازه بعد از غیبت هم امام زمان رها میکند و از دست شیعیان بیعرضه به قهر میرود. فقهای شیعه این 260 سال را ذخیره میکنند و ارتباطی با امام زمان دارند. شما مراجع مختلف را ببینید. اینها همیشه در دوران مرجعیتشان کم کم یک بار خدمت امام زمان رسیدهاند. از خود مقام معظم رهبری که یکی از سخنرانان در محضر خودشان گفت ایشان با امام زمان رفت و آمد دارند. آقا هیچی نگفت. امام امت، آیت الله بروجردی، همه ملاقات و دیدار داشتند، ترددهایی داشتند، امام زمان همینجوری ول نکرده، غایب است؛ یعنی در نظر نیست، ولی حضور دارد. بنابراین، فقه شیعه، مردم را براساس اخلاقیات شیعه، اعتقادات شیعه، نظام ابدی تربیت میکند. اینکه پیغمبر میفرماید: «طلب علم بر هر مسلمانی واجب است». بدون استثنا، آن سه علم بود: احکام، اخلاق، اعتقادات. کسی که با اینها ارتباط دارد، مطابق اصول ابدی تربیت میشود. دقیقاً مثل جنینی است که در رحم دنیا میلی متر به میلی متر، اتم به اتم مطابق آخرت تربیت میشود. یک شیعه اگر این سه علم را خوب رعایت کند، مطابق آنجا تربیت میشود. برای همین حضرت زهرا (سلامالله علیها) تمام حساسیتش روی اینکه نباید معصوم از دست مردم برود؛ چون معصوم اگر از دست مردم برود میلیاردها انسان ناقص متولد میشوند. همه آدمها بچه هایش هستند. هیچ واقعه ای مطلق در تاریخ بدتر، زشتتر، هیچ خیانتی بزرگ تر از این اتفاق نیفتاد که مردم از رهبری معصوم بیبهره شدند. اگر امام زمان (علیه السلام) ظهور کند، همه شیعیان میتوانند او را ببینند. هر روز هم مستقیم باهاش ارتباط داشته باشند، حضرت با تمام شیعیان ارتباط مستقیم دارد و این را خدا برای ما الآن نپسندیده. 1400 سال پیش پسندیده که امیرالمؤمنین باشد، حسنین باشند، مردم همیشه با معصوم ارتباط داشته باشند، ولی نگذاشتند. نگاه کنید چه خیانتی به جامعه تاریخ بشریت شده. صورتهای مقدسی مثل نماز و روزه و حج را نگه داشتند. باطن اسلام که رهبری متخصص است. حالا اسلامی که درست شد یک بیمارستانی بود که ساختمان خوشگل و قشنگ دارد، تجهیزات کاملا دارد، کادر پرستاری و اتاق عمل دارد، فقط پزشک ندارد، چنین بیمارستانی چه تولید میکند؟ فقط جنازه بیرون میرود. اسلامی که تا الآن بوده اسلام بدون متخصص است، جز برای شیعه که یک بیمارستانی بوده که کتاب ها و آثار معصوم و دکترها بوده، مردم تلف نمیشدند، تلفات داشته ولی خیلی کم. خیلی غم انیز است، یک فرمول بهتان بگویم، این را رویش فکر کنید. فردا می خواهیم راجع به این صحبت کنیم که ما وظیفه مان را از حضرت زهرا (سلام الله علیها) یاد بگیریم. خانم اصلاً دوست ندارد ما بنشینیم برایش گریه کنیم، ولی نفهمیم که خانم چه میخواست به ما بگوید. به خدا قسم که حضرت خوشحال میشود شما به بهانه او بیایید گریه کنید. عرض ارادت کنید. دست مادری هم به سر همه مان می کشد ولی فهمیم که او که بود و از تک تک ما چه می خواست. این خیلی مهم است که بدانیم الآن که فاطمیه آمدم، از در بیرون برود، بعد هفت شب، ده شب، بیرون می روم، روح زهرایی پیدا کنم. در همین ده شب حضرت زهرا چه میخواهد و بپذیریم این را و تصمیم بگیریم. من روی این منبر تضمین میکنم خدا لعنت کند، با خودم دارم در محضر خدا مباهله می کنم. خدا لعنت کند مرا اگر دروغ بگویم یا مبالغه کنم، اگر کسی پیام همین ده شب را خوب بگیرد، جدی بگیرد، به جان فاطمه زهرا با خود خانم محضور خواهد شد. هیچ فاصلهای بین او و حضرت زهرا تا قیامت نیست. لذا امام صادق (علیهالسلام) به عنوان کسی که فرصت زیادتری نسبت به ائمه داشت، بیشتر از همه از فاطمه زهرا دم میزند. خیلی مادر مادر میکند. اتفاقهای مهم حضرت را یاد میکند. منزل آقا ریختند و آتش زدند. این زن و بچه در خانه میدویدند، بالاخره نجات پیدا کردند آقا بیرون آمد نشست وجود مقدس امام صادق (علیهالسلام) گریه میکند. همه تعجب میکنند که از این وضع گریه میکند. معصوم برای این حوادث این جوری گریه نمیکند. گفت نه به یاد خانه مادرم افتادم. کسی طوریش نشد. همه نجات پیدا کردند، ولی آقا همینجوری گریه میکرد. امام صادق (علیهالسلام) حرفی میزند که این حرف فوق العاده مهم است. میفرماید: «لَيْسَ الْعِبادَةُ هِىَ السُّجُودُ وَ لَا الرُّكُوعُ انَّما هِىَ طاعَةُ الرِّجالِ؛ عبادت، سجده و ركوع براى ديگران نيست، بلكه اطاعت نمودن افراد است».
عبادت این است که تو مطیع کسی باشی. یعنی تو عابد کسی هستی که به تو فرمانروایی و حاکمیت میکند. اگر حاکم تو الهی است، تو عابد خدایی، ولی اگر طاغوتها حاکم تو باشند، عبادتهایت تو را به جایی نمیرساند.
والحمدالله رب العالمین.