جلسه 084 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
84
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
2
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 084 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ خب بحثمان درباره‌‌ی ملاک دین بود که اساس شخصیّت ما را و زندگی دنیا و آخرت‌مان را تشکیل می‌دهد که این ملاک عبارت بود از حبّ فی الله و بغض فی الله یعنی همانطور که جلسه‌ی گذشته عرض کردیم انسان تا ملاک‌های محبتّی خودش را تنظیم نکند فقط صورتی از دین را احراض می‌کند و به محتوا، باطن راه پیدا نمی‌کند رشد چندانی ندارد.@ مباحث انسان‌شناسیش را مفصّل عرض کردیم باز هم هر جلسه تذکّر می‌دهیم این مباحث را تا اصل بحث خوب برای ما ان‌شاءالله در اثر این تکرارها جا بیفتد که انسان موجود کامل خداوند تبارک و تعالی است مخلوق کامل خداوند تبارک و تعالی است و کون جامع است.@ هستی جامعی که مظهر اسماء و صفات حق تعالی است ما در عالم یک حق تعالی داریم و اسماء و صفات او که ظهور پیدا کرده‌اند که ما هم یکی از همان اسماء و صفات هستیم و ماجرای خلقت ماجرای محبّت بین ما و الله است و یک محبّت دو طرفه که خداوند فرمود: من به عزّتم تو را دوست دارم و قسمت می‌دهم به عزّتم تو نیز من را دوست داشته باش.@ یک رابطه‌ی دو طرفه است بقیه‌ی مسائل خلقت همه حول این عشق هستند لذا پایه‌ی خلقت یک حقیقت عاشقانه است و آن لااله‌ الا الله است همین. دیگر از هر چیزی که شما اگربخواهید همه‌ی ماجرای خلقت را همه‌ی آمدن انبیاء دین محتوا آیین تاریخ همه چیز را بخواهید خلاصه کنید در یک چیز می‌شود لااله‌الله همه‌اش همین است.@ و این لااله‌الله است که وقتی انبساط پیدا می‌کند از او این همه فروع بی‌نهایت از او فروع در می‌آید در قالب فقه فقه اصغر فقه اوسد وفقه اکبر. آن نخ تسبیحی که میلیون‌ها و میلیاردها دانه‌ی معارف و مخلوقات را به هم متصّل می‌کند ونظام خلقت را یک واحد هدفمند می‌کند لااله‌ الا الله است.@ اگر لااله الا ‌الله برداشته بشود اساساً خلقتی صورت نمی‌گیرد و انسان به صراحت می‌تواند بگوید که خلقت اعوذ بالله عبث است معنادار بودن خلقت و حکمت خداوند تبارک و تعالی با لا اله الا ‌الله تضمین می‌شود و تثبیت می‌شود.@ انسان به معنای حقیقی فقط یک محبوب یک معشوق دارد و لا غیر لا اله‌ الا الله. اگر ما جملات شبیه به این را در مورد معصومین داریم از خود معصومین البته(لا حَبیبَ الا هُوَ وَ اَهلُه) اله نیست محبوب است لا حبیب.@ معصومین نمی‌گوید لا اله الا حسین لا اله الا علی آن که کفر است شرک و کفر است امّا حبیب چرا می‌گویند(لا حَبیبَ اِلاَّ هُوَ وَ اَهلُه) در دعای زیارت آل یاسین داریم که محبوب پیامبر است و آل او.@

پس ما عشق فقط یک مصداق حقیقی دارد و آن در مورد حق تعالی است لا اله برای انسان الاّ الله این‌طوری بازش می‌کنیم لا اله للانسان الاّ کمال مطلق الاّ الله این معنای حقیقی است سایر عشق‌ها همه مجازی است سایر عشق‌ها هیچکدام حقیقی نیستند.@ مراتب انسان را قبلا توضیح داده‌ایم که حس است و خیال است و وهم که به این سه مرحله حیوان هستیم عقل که به این مرحله فرشته هستیم و فوق عقل که به این مرحله انسان هستیم سایر بخش‌های ما هم اله دارند در واقع زوج دارند جفت دارند محبوب دارند معشوق دارند.@ امّا اله‌های آن بخش مربوط به خود آن بخش‌ها است اله ما نیست اله حیوانیّت ما اله ما نیست اله بخش حیوانی من اله من نیست آن بخش بدنی من است بخش حیوانی من است اله بخش عقلانی من هم اله من نیست چون آن فقط متناسب و شایسته با بخش عقلانی من است الهاش چیست؟@ علم است شیفتگی به علم به کشف مجهولات به کشف حقایق این بخش انسانی من نیست بخش عقلانی من است که می‌تواند وسیله‌ای برای ارتفاع من باشد می‌تواند وسیله‌ای برای سقوط من باشد که شما در دنیا نگاه بکنید جهنّمی‌ترین افراد در جامعه همیشه خبیث‌ترین جهنمّی‌ترین طاغوت‌ترین که موجب انحراف سایر مردم هستند خواصّ هستند.@ همیشه چه در بین علماء دین که قرآن این همه از آنها شکایت دارد در دین یهود شما نگاه بکنید شما در دین مسیح نگاه بکنید در دین اسلام هم که الاِّماشاءالله وجود داشته چه متخصّصین مهندس‌ها دکترها این‌ها هستند اهل علم هستند که منشأ صلاح و فساد زمین هستند.@ نه فقط یک جامعه نه فقط یک قارّه صلاح و فساد یک زمین توسط کسانی هستند که اهل عقل هستند یعنی اهل مطالعه علم تحقیق هستند اینها هستند که یا خودشان بهشتی هستند و انسان‌ها را به بهشت می‌برند ولی الله هستند و انسان را به الله می‌رسانند عالم ربّانی هستند یا نه عالم غیر ربّانی هستند و انسان را به سمت جهنّم می‌برند.@ بنابراین علم ذاتا محبوبیّت ندارد وسیله است خنثی است در این بخش می‌تواند در اختیار بخش حیوانی باشد می‌تواند در اختیار بخش فوق عقلانی باشد هر کدام به هر حال حاکم باشد آن می‌تواند از علم استفاده بکند علم را در استخدام خودش دربیارد به عنوان یک بال برای رسیدن به حق تعالی و یک وسیله برای سقوط در جهنّم.@ پس هم(اَلعِلمُ النُورٌ) هم(اَلعِلمُ هُوَ حِجابُ الاَکبَر) فرق نمی‌کند حجاب الاکبر کجاست؟ آن‌جا که در استخدام بخش‌های پایینی است نور کجاست؟ آن‌جا که در استخدام بخش بالایی است کمک می‌کند به اینکه ما شبیه الله بشویم کمک می‌کند به این که ما مَثَل الله بشویم کمک می‌کند به اینکه ما تخلّق به الله الهی پیدا بکنیم.@ اگر تکبّر بیاورد حسادت بیاورد ناز بیاورد کبر بیاورد خودخواهی بیاورد منم منم بیاورد بی‌عاطفه‌گی بیاورد سردی بیاورد ما را به خودمان مشغول بکند می‌شود حجاب اگر نه صفا صمیمّیت دوست‌داشتن تواضع مردانه بودن انبساط شادی و آرامش بیاورد نور است.@ امّا خیلی از علم‌ها هستند اینطوری نیستند به جای اینکه شخص را منبسطش بکند به الله برساند ایجاد انبساط بکند در قوای وجودی او، او را باز بکند پرواز بدهد او را مچاله‌اش می‌کند و مرتّب در خودش حذفش می‌کند مثل یک باتلاق و له‌اش می‌کند تحقیرش می‌کند و کوچکش می‌کند عزّت الهی پیدا نمی‌کند.@ امّا ممکن است عزّت ظاهری در نزد مردم پیدا بکند که آن هم قبلا هم گفتیم خیلی هم خطرناک است عزّتی که خدا مهر به او نمی‌زند خیلی خطرناک است کمالی که اذن الله پایش نیست کمال جهنّمی است حتما ما باید تلاش بکنیم که کمال‌هایمان حتما اذن خدا پایش باشد.@ چون در حمله‌های شیطان گفتیم که حمله‌ی شیطان حمله‌ی جلو عقب و چپش خوب قابل شناسایی است چون حجاب ظلمانی است امّا حمله‌ی سمت راست که یک کمال است از مقوله‌ی این مورد تشخیص‌اش خیلی خطرناک است لذا اگر کسی به سمت هر نوع کمالی خواست برود اگر ببیند الله امضاء نمی‌کند حرکتش به سمت آن کمال به نفع انسان نیست.@ به دست آوردن آن کمالش جز ظلمت جز تاریکی جز له شدن جز ذلّت در نزد خداوند تبارک و تعالی چیزی برایش نمی‌آورد یک کسی طلبه می‌شود ولی به اذن الله طلبه نیست یعنی برای نفسش رفته است و طلبه شده است یک گنده‌گویی‌ها گنده‌بینی‌هایی از خودش داشته برای یک سلسله گنده‌گویی و بزرگی‌ها دارد درس می‌خواند.@ دنبال یک عزّت‌هایی است که پیش ناس نه پیش الله. برای خاطر همین هم است که کمتر هست کسانی که علم‌شان کمک به امام زمان بکند علم‌شان مانعی از موانع ظهور امام زمان را برطرف بکند چرا نمی‌تواند بکند با داشتن این همه عالم مردم هنوز با مولای خودشان آشتی نکردند.@ هنوز به این دو تا شرطی که حضرت برای ظهور گفته نرسیده‌اند و همدلی وفاداری. چرا نرسیده‌اند؟ چون علماء ما مردم را به جای اینکه رد کنند به سمت امام زمان مشغول خودشان می‌کنند مردم را گرفتار خودشان می‌کنند.@ و نمی‌توانند مردم را رد کنند به آن سمت بروند به درخانه‌ی پدر آسمانی در خانواده‌ی آسمانی مردم را به این سمت می‌کشانند نمی‌گویند آقا اینجا رد شوید از روی پل بروید خانواده‌ی آسمانی‌تان در آنجا منتظر شماست امام زمان الان منتظر همّت و همدلی شماست منتظر وفاداری و همدلی شما است الان مضطر است.@ الان در تنهایی و غربت و آواره‌گی به سر می‌برد برویم همه کمکش بکنیم نه خودشان راه می‌افتند بروند کمک بکنند شدند یه سدّ یه غدّه یه عقده سر راه حضرت و امکانات ثروت پول حضرت امکانات یک مملکت را یا یک مجموعه را برای خودشان هزینه می‌کنند نه اینکه می‌گذارند دیگران راحت حرکت بکنند و بروند به آن سمت.@ کمتر عالمی هست که رد کند از خودش و مردم را به کجا بکشاند به سمت ؟ این می‌شود چه؟ این می‌شود کمالی که به دستور شیطان است یعنی حمله‌ی سمت حمله‌ی راست است که این بدترین نوع حمله‌ است که ماها فکر می‌کنیم که اگر گناه نکردیم خیلی آدم‌های خوبی هستیم.@ نه برای ماها یا برای طلاّب برای روحانیّون برای علماء برای مقدّسین حالا حتما طلبه هم نباشد ما چقدر در جوامع داریم آدم‌های مقدّس آدم‌های خوب آدم‌های پاک سپاهی هستند بسیجی هستند ارگانی هستند اطلاعاتی هستند آموزش پرورشی هستند در نهادهای خوب دارند کار می‌کنند و آدم‌های مقدّسی هستند.@ اینکه یک کسی که فکر کند اگر گناه نکرد خیلی آدم خوبی است خوب است که آدم گناه نکند امّا هیچ گناهی بزرگ‌تر از حمله‌ی سمت راست نیست ما این را جزء گناه‌ها حساب نمی‌کنیم و آن خودشیفتگی مشغول شدن به خود و لا مقدّس باشد این خود خیلی خطرناک است ولی صورتش مقدّس باشد صورتش مذهبی باشد فوق‌العاده خطرناک است.@ لذا برای همین هم پیغمبر شکاف می‌دهد این مسئله را و یک مقوله‌ای به نام فوق گناه را روی انسان‌ها باز می‌کند یعنی یک چیزی که گناه نیست ظاهرا امّا از گناه بدتر است.(لَولَم تَذنِبوا لَخَشیتُ عَلَیکُم هُوَ اَکبَرُ مِن ذلِک اَلعُجب اَلعُجب) گناه نکنی از بدتر از گناه می‌ترسم به شما. آن چیست؟@ این که انسان دچار خودشیفتگی مذهبی معنوی عرفانی علمی بشود و این فوق‌العاده خطرناک است این خودشیفتگی‌های علمی اعتبارات مدارک تحصیلی اعتباریات اجتماع دکتر مهندس حجت‌الاسلام آیت‌الله گرفتاری‌های زیادی برای انسان درست می‌کند و انسان از خودش هم جا می‌ماند.@ خود حقیقیش می‌گوید جا می‌ماند از خود طبیعی، خود طبیعی می‌رود جلو خود حقیقی کاملا له می‌شود این وسط اصلا کاملا گرفتاری دارد که مظاهرش را و آثارش را جلسات گذشته گفتیم باز هم می‌گوییم.@ پس ببینید ما فقط زمانی که حرکت به سمت الله داریم و عاشق الله هستیم انسان هستیم این بخش فوق عقلانی به سمت محبوب خودش حرکت می‌کند سایر محبوب‌ها را آدم نمی‌گوید دوست نداشته باشد دقّت کنید خدا می‌گوید شما بخش‌های دیگر را می‌خواهند اله داشته باشند داشته باشند خداوند اله بقیه‌ی بخش‌ها را به رسمیّت شناخته است.@ یعنی می‌گوید اشکال ندارد که انسان بخش‌های دیگر وجودی‌اش دیگر الله داشته باشد برای خدا فقط چه مهمّ است می‌گوید که اله بخش انسانی شما که بخش اصلی وجود شما است باید بر سایر اله‌ها برتری داشته باشد.@ چه کسی می‌گوید علم را دوست نداشته باشید شیفته‌ی علم نباشید عاشق علم نباشید خیلی هم خوب است چه کسی می‌گوید انسان دنیا را دوست نداشته باشد پدر و مادرش را دوست نداشته باشد همسرش را دوست نداشته باشد مال را دوست نداشته باشد زیبایی را دوست نداشته باشد نه.@ (قُل حَرَمَّ زینَۀَ الله الَّتی اَخرَجَ لِلعِبادِه هیَ لِلَّذینَ آمَنوا) لذّت‌های دنیا برای مؤمن بهتر از هر چیز دیگر است نمی‌گوید ما اینها را دوست نداشته باشیم وطن‌مان را دوست نداشته باشیم به مردم‌مان عشق نورزیم نه، ولی باید همه تابع یک عشق باشد.@ اگر تابع یک عشق بود انسان متعادل است دیگر وارونه نیست امّا اگر دیگر معشوق‌های این بخش سنگینی کرد و این بخش خوب به انگشت‌های من نگاه بکنید اگر سنگینی کرد و این بخش را تعادلش را به هم زد یعنی وارونگی و واژگونی ایجاد می‌شود.@ یعنی معشوق‌های بخش طبیعی یعنی یا حسّی یا خیالی یا وهمی یا معشوق‌های بخش عقلانی غلبه می‌کنند معشوق را به بخش فوق عقلانی لذا می‌بینید مثلا اسم بچّه‌اش را می‌گذارد حسن و حسین امّا در همین حدّ خوب است حسن و حسین و فاطمه و اینها.@ ولی وقتی می‌رویم در بخش‌های زندگی می‌بینید که نه معشوق‌های بخش طبیعی نماز هم می‌خواند مسجد هم می‌رود عالم هم دوست دارد خوب است اینها خیلی ارزش دارد ولی جاندار نیست دیگر این یک جایی که بین تضاد قرار می‌گیرد تعارض بین اله طبیعت و اله عقل یا اله حقیقی کدام را انتخاب می‌کند؟@ اله‌های بخش‌های بالایی ترجیح داده می‌شوند یا اله‌های بخش علمی ترجیح داده می‌شوند این همه عالم که جبهه نرفته‌اند جنگ نرفته‌اند می‌ترسند اصلا بروند این سمت‌ها یا می‌ترسند اصلا به امریکا تخاطب داشته باشند امّا فقط علم دنبال علم باشیم فقه بخوانیم چه‌کار بکنیم فقط درس بخوانیم.@ ولی اصلا حبّ فی الله بغض فی الله خبری نیست خداوند می‌فرماید اینها این صورت‌های مذهبی بدون حبّ فی الله و بغض فی الله هیچ ارزشی ندارد حالا روایتش را بخوانیم خیلی هم مهمّ است این روایت(اِنَّ الله تَعالی قالَ لِموسی(ع) هَل عَمِلتَنی عَمَلاً قَدتُ) به موسی میگوید آیا یک عمل خالص صددرصد برای خود ما کاری انجام داده‌ای.@ موسی چه کسی است؟ موسی خیلی بزرگ است یک پیامبر کلیم الله است یعنی انقدر این بشر دوست داشتنی بوده است انقدر این انسان دوست داشتنی بوده است انقدر شیفته‌ی الله بوده خداوند اصلا انتخابش می‌کند با او حرف کلیم الله بوده با خداوند حرف می‌زده بی‌پرده با خداوند حرف می‌زده این موسی است خیلی بزرگ است.@ موسی چه می‌گوید: می‌گوید من چه عملی بر تو انجام داده‌ام پس سؤال خدا چیست؟ آیا هرگز کاری را برای من انجام داده‌ای؟ موسی چه جواب می‌دهد(صَلَّیتُ لَک) برای تو نماز خواندم(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) برای تو نماز خوانده‌ام.@ (وَ صُمتُ لَک وَ تَصَدَّقتُ لَک) و در بعضی از نسخه‌ها آمده(وَ ذَکَّرتُ لَک) نماز برای تو خوانده‌ام روزه برای تو گرفته‌ام صدقه برای تو داده‌ام ذکر هم برای تو کرده‌ام یادت کرده‌ام آقا چقدر برش‌ها برش‌های دقیقی است قرآن می‌فرماید: در هیچ چیز حتّی جهاد در راه خدا بعضی از روایت داریم هیچ عملی مثل ذکر الله نیست.@ حتّی نماز(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) حالا موسی ذکر را هم آورده(قالَ الله تبارک و تعالی اَمَّ الصَلاةُ فَلَکَ بُرهانٌ) نماز که خواندی نماز حجّت توست برهان توست نماز کسی که نخواهد ساقط است اصلا آن حجّت خدا بر گردن تو است که یک واجبی بر گردن تو است که باید بخوانی دلیلی ندارد آدم نخواند.@ (وَ صَومُ جُنَّةٌ) وضو گرفتی خب سپر بلا و جهنّم و آتش است نفع‌اش برای خودت برمی‌گردد(وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌ) و صدقه هم که سایه‌ی روز قیامت است که آنجایی که همه زیر پایشان آتش بالای سرشان پر از حرارت است سایه‌ی روز قیامت صدقه است.@ صدقات انسان را خنک می‌کند برای اینکه دل انسان‌های دیگر را شاد می‌کند و خنک می‌کند و انسان هر چیزی را که شادی ایجاد بکند در دل دیگران به خودش برمی‌گردد این شادی فقط صدقه هم نیست هر وقت انسان یک مؤمنی را یک انسانی را شاد می‌کند غمی را از او برطرف می‌کند باری را از او برمی‌دارد.@ کمکی به او می‌کند خداوند را مجذوب می‌کند اهل بیت مجذوب می‌کند و این سرور به خودش برمی‌گردد و ذکر نور ذکر هم که روشنایی توست نور است برای تو(فَأَیُّ عَمَلٍ عَمِلتَلی) موسی چه کار برای من کردی؟ من دارم از تو سؤال می‌کنم تو برای خود من چه کار کردی.@ آقا خیلی عجیب است این خیلی عجیب است من خواهش می‌کنم به این یک جمله خوب دقّت کنید هم خواهرای گرامی هم برادرای گرامی عزیز خوب دقّت کنید خدا می‌گوید یک جا هست پای خودت را از وسط بکشید کنار می‌شود یک جا یعنی خودت دیگر این وسط نباشد همین این پای خودت را بکش وسط.@ بهشت واینها آخرت و ابدیّت و نماز و روزه و همه را بگذار کنار یک لحظه می‌توانی یک کاری بکنی که نخواهی از او چیزی برداشت بکنی می‌شود خیلی دقیق است این نشان می‌دهد این کاری که خدا می‌گوید یک کاری است که اگر یک کسی بیفتد در این مسیر تمام نمازهایش روزه‌هایش ذکرهایش صدقاتش نمو پیدا می‌کند خیلی قدرت پیدا می‌کند.@ ذکرش هم ذکر حسابی است خیلی مهمّ است این فوق‌العاده مهمّ است خداوند می‌گوید ببینید یک کاری ببینید الان بچّه‌ها را دیدید مثلا روز پدر روز مادر بچّه‌ها عین ربط به پدر و مادر هستند فقیر در راه پدر و مادر هستند.@ درآمد که ندارد بچّه که، خب حالا این بچّه که هیچ درآمدی ندارد می‌خواهد روز مادرهدیه به مادربخرد به مادرش می‌خواهد روز پدر هدیه بخرد به پدرش. این چه کار می‌کند این پول‌هایی که از پدر گرفته است پول‌هایی که از خود مادر گرفته است جمع می‌کند یا یک جا می‌گیرد بعد می‌رود بعضی‌ها همان روز می‌گیرند می‌گویند پول بده می‌خواهم روز مادر برایت هدیه بخرم.@ همین پول پدر را می‌گیرند برای پدر هدیه می‌خرد حالا چه اتّفاقی می‌افتد برای پدر هدیه خرید؟ برای مادر؟ نرفت بخوردش، یک هدیه خرید چه اتّفاقی می‌افتد اگر مادر یک پدر ببیند که بچّه‌اش برایش یک هدیه خریده چه اتّفاقی می‌افتد؟ این تولید محبّتی می‌شود پدر و مادر از این بچّه تشکّر می‌کنند لذّت می‌برند از او خوب است این خیلی خوب است.@ امّا این کجا یک بچّه‌ای برود بایستد یک جایی کار بکند یک پولی دربیاورد بعد برود از پول خودش هدیه بخرد از دست رنج خودم است یک بچّه لوسی بود پدرش به او می‌گفت باید بروی سر کار مادر هم از این مادرهای احساساتی هستند بعضی‌ها هزار تا دروغ می‌گویند که این بچّه طوریش نشود در مقابل پدر می‌خواهند محبّت غیر عاقلانه بکنند.@ بچّه فاسد می‌شود زیر محبّت‌های شدید محبّت از یک حدّی که می‌رود بالاتر فساد ایجاد می‌کند در هر کس فرق نمی‌کند محبّت یک حدّی دارد از یک حدّی که زیادتر می‌شود خطرناک می‌شود مثل چربی اضافه قند اضافه نمک اضافه وقتی که از یک حدّی می‌زند بالا خوب است لازم است ضروری هم است واجب است.@ امّا از یک حدّی می‌زند بالا فساد انگیز می‌شود سیستم از کار می‌افتد یک موقع بدن نمک اضافه دارد قند اضافه دارد چربی اضافه دارد خطرناک است سیستم را می‌کشد گاهی وقتها مادران به این صورت به بچّه‌هایشان محبّت می‌کنند.@ این بچّه می‌رفت ولگردی می‌کرد در خانه می‌گرفت می‌خوابید بعد غروب پدر می‌گفت رفتی سر کار پدر که می‌آمد می‌گفت آره رفتم سر کار مادر یک ریالی به بچّه می‌داد می‌گفت بگو این دست رنجم این است این را کار کردم پدر این دست رنج را می‌گرفت می‌گفت چه کار کردی؟ می‌گفت اینها کار کردم می‌گفت مزدت کو؟ این است.@ می‌گرفت پدر این پول را پرت می‌کرد در چایی می‌گفت باشد از فردا دوباره برو سر کار هر بار یک چند وقتی مادرهم خیلی فشار به او وارد شد دید هر دفعه یک ریال بده این هم که ندارد محدودیّت مالی این هم باید از شوهرش بگیرد به بچّه گفت به من چه برو کار کن من دیگر نمی‌توانم برو کار کن.@ این بچّه رفت سر کار یک روز رفت سر کار تا غروب پوستش کنده شد عرق ریخت خسته داغون آمد پدر گفت کار کردی گفت آره اینها یک قران کار کردم بده گفت نمی‌دهم نه تو میاندازیش آن طرف این آخه من پدرم با این دست‌ها کار کرده‌ام گفت معلوم است امروز خودت کار کردی پس حالا معلوم شد کار کردی خودت انقدر راحت از دست رنجت نمی‌توانی بگذری.@ خدا می‌گوید یک بار بیایید یک کاری بکنید چیزی از ما نخواهید می‌شود؟ نمی‌شود. شما هرکاری بکنید فقیر الی الله هستید عین همه‌ی تمام قوّت را از خدا می‌گیری(لا حول و لا قوّة الاّ بالله) یک کسی به خدا منّت گذاشت گفت سی سال است ازت یک عمر ازت هیچی نخواسته‌ام دنیا از تو نخواسته‌ام ندا آمد که حول و قوه‌اش را چه کسی به تو داده است؟@ اگر نخواستی بی‌نیازی داشتی چه کسی این بی‌نیازی را بهت داده است؟ ما که نمی‌توانیم باشیم امّا خدا هم خداست دیگر انقدر دوست داشتنی است انقدر دوست داشتنی است برای اینکه ما را تربیت بکند و شبیه خودش بکند مَثَل خودش بکند.@ گاهی وقت‌ها خداوند میاید نقش یک عبد را برای ما بازی می‌کند می‌گوید(وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ) (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) نقش یک عبد را بازی می‌کند می‌گوید کسی است به من قرض بدهد آقا می‌گوید یه بچّه پدرش به او بگوید به من ده تومان قرض بده خیلی خوشحال می‌شود.@ میگوید ما ده تومان به پدرمان قرض بدهیم به مادرمان قرض بدهیم مثل اینکه مرد شده‌ایم بزرگ شده‌ایم می‌بینید چقدر آدم حسّی می‌گیردش کمک گرفتن برای بزرگ کردن.@ در 14 سال این‌طوری است وقتی شما در 7 سال اوّل و 7 سال دوّم یک روش تربیت دارید در 7 سال سوّم پدر و مادر یک کاری باید بکنند که بچّه به آنها کمک بکند بچّه برایشان یک کاری انجام بدهد به یک ارزشی برسد.@ مرتّب از او حمایت بکند نه تو الان نمی‌خواهد کار بکنی نمی‌خواهد این‌جوری بکنی بگذار بچّه تولید داشته باشد بگذار بچّه بتواند یک‌جوری استقلال پیدا بکند چون این بعدا نه می‌تواند زن خوبی باشد در زندگی نه می‌تواند مرد خوبی باشد در زندگی بگذار تولید بکند از 14 سال به بالا بچّه را وزیرش بکن مشورت کن کار به او بسپار.@ مرتّب نگو من باید حتماً دکتر می‌روی من همراهت باشم کجا می‌روی من همراهت باشم نمی‌دانم بگذار استقلال پیدا بکند بگذار قوی باشد بگذار یک تولیّدیتی برای شما داشته باشد از او کمک بگیرید به عنوان وزارت از او کمک بگیرید مشورت ازش کمک بگیرید بگذارید رشد بکند خداوند به ما می‌گوید که چه کسی به من قرض می‌دهد.@ یک کسی آیه را بفهمد خدا چه کار کرده به خاطر ما به خاطر تربیت ما نقش یک عبد را بازی می‌کند به من قرض می‌دهی به من قرض داری می‌دهی فکر نکنی بنده است به من قرض بده یعنی چی به من قرض بده؟ شما الان از یک نفر قرض می‌گیری نمی شناسد شما را یه آشنا میبری می‌گوید شما می‌شود از ایشان قرض بگیری به او بگویی به من کمی قرض بدهد.@ آشنا که دارد آن طرف به چه کسی به شما پول می‌دهد؟ در واقع دارد پول را به چه کسی می‌دهد؟ به آشنا در واقع من دارم این پول را دارم در واقع به شما می‌دهم آقا خداوند می‌گوید که به من قرض می‌دهی؟@ یعنی طرف حساب شما من هستم(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ) به من کمک می‌کنید به من کمک می‌کنید خداوند می‌گوید به من کمک می‌کنید امام زمان که می‌گوید(هل من ناصر ینصرنی) فرمود من هر روز می‌گویم(هل من ناصر ینصرنی) نه اینکه من نیازمند شما هستم امام زمان می‌خواهد ما هم به یک جایی برسیم.@ می‌گوید(هل من ناصر ینصرنی) نه اینکه من هم نیاز دارم من اعلام نیاز می‌کنم تا تو بتوانی با این اجابت کردن من به یک جایی برسی بتوانی به قرب برسی امام حسین روز عاشورا آمده می‌گوید من نمی‌خواهم بدون شما بروم به بهشت چه کسی می‌آید کمکم.@ برای همین هم وقتی که امام این را گفت دو تا داداش بعد از این همه جنگیدن با حضرت آخر سر می‌آیند دیگر آخر آخر می‌آیند حضرت تنهاست چون گفته(هل من ناصر ینصرنی) یعنی چه؟ یعنی راه باز است دیگر درست است کسی است کمک بکند؟ آقا می‌رود بیرون کمک می‌کند نه اینکه به کمک شما احتیاج ندارم اگر من گفتم کمک بکنید برای اینکه به چه کسی کمک کرده‌اید در واقع به خود حقیقیت.@ حسین یعنی چه کسی؟ یعنی من حقیقی من متعالی من می‌شود حسین بن علی دیگر به من کمک می‌کنید یعنی به خودتان به الله کمک می‌کنید یعنی به خودتان تعالی شما چه کسی است؟ الله است پس وقتی خدا می‌گوید به من قرض می‌دهید یعنی به چه کسی قرض می‌دهید؟ یعنی به خودتان.@ آقا عجب خدایی است چه خدای مهربان چه خدای نازی است ببینید ما از این خدا تصوّر بکنید چه خدایی است این خدا برای اینکه ما به یه جایی برسیم می‌آید می‌گوید به من کمک کن به من قرض بده من را یاری کن بیا عیادت من من مریض شدم می‌گوید من با هرمریضی هر یک از بنده‌هایم من هم مریض هستم خداوند می‌گوید بیایید عیادت من.@ این خداست که آدم می‌خواهد هزار هزار هزار برابر برایش تکّه تکّه بشود این خداست که آدم عاشقش می‌شود این خداست که خواب را از چشم آدم می‌گیرد این خداست که انسان می‌ارزد همه‌ی زندگیش را بگذارد برای این خدا(قل)، قل یعنی بیا با خودمان باش(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ).@ این خداوند می‌ارزد آدم همه چیزش را فدای این خداوند بکند و اگر این نباشد انسان فاسق است این خدا را اگر انسان رها کند برود سراغ محبوب‌های موقت محبوب‌های کوچک محبوب‌های محدود فسق آمده سراغش چون دل بی‌نهایت طلب من جز با الله ارضاء نمی‌شود.@ حالا داشته باشید تا اینجا این مقدّمه‌ی طولانی هم عرض کردم خدا دارد به موسی چه می‌گوید ما حتّی به متن عربی هم نرسیم مهم نیست اوّل این یک پیچ را رد بکنیم می‌گوید موسی نمازت که هیچ روزه‌ات که هیچ این همه آثار برای خودت است همه‌اش ذکرت که هیچ صدقه‌ات هیچ برای من چه کار کردی؟ یعنی چی برای من چه کار کردی؟@ یعنی یک جاهایی است که تو باید می‌شود خودت را بگذاری کنار ما اگر خیلی هم تلاش بکنیم می‌شویم مثل آن بچّه‌ای که از بابا پول می‌گرفت برای بابا یک هدیه‌ای می‌خرید کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم در رابطه با خدا چون ؟؟؟ توان الله(لا حَولَ لی وَ لا قُوَّةَ اِلَّا بِقُوَّتِک) (لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم).@ خدا این را از ما می‌خواهد می‌گوید حالا می‌توانید از همین قوّه‌ی توان من استفاده بکنید و یک کار برای خود من انجام بدهید یک کار ویژه برای من انجام بدهید نماز و روزه که این‌ها همه‌اش مال آن طرف است مال خودت است اوج عشق انسان به خدا اوج دلداری انسان به خدا در این لحظه‌ای است که الان می‌خواهیم این روایت را بخوانیم.@ در یادتان نیست در نماز نیست در روزه نیست در صدقه نیست اوج کجاست؟ اینجا را نگاه بکنید این را هنوز باید خیلی فکر بکنید جمله‌اش را یک بار دیگر عربی‌اش را بخوانم دوبار خداوند این را فرمود: (هَل عَمِلتَ لی عَمَلاً قَدتُ)، اوّل سؤالش این بود.@ هرگز برای من کاری انجام دادی؟ بعد از اینکه موسی این را گفت خداوند گفت همان اینها که مال خودت دوباره به خدا تکرار بکن(أَیُّ عَمَلٍ عَمِلتَ لی) این عبارت اخرای همان است کدام کارها را برای من کردی؟ برای من چه کار کردی؟ دارد موسی را اوجش می‌دهد، می‌خواهد پیغمبرش پرورش بدهد ربّ العالمین است.@ آقا این حرف را آدم به کسی می‌زند که لیاقت شنیدنش را داشته باشد لیاقت فهمیدنش را داشته باشد و الاّ علماء می‌آیند به مردم می‌گویند بروید نماز بخوانید نماز خیلی خوب است صدقه بدهید انقدر خوب است نمی‌دانم روزه بگیرید خیلی خوب است اینها این کلاس کلاسش است.@ امّا یک کسی آمد و گفت که آقا نماز و روزه و صدقه و اینها سر جای خودش اینها که هیچی، آنها اگر آمد و گفت که یک چیز بالاتر یعنی کلاست خیلی بالاست یعنی یک آدم لایق می‌خواهد این حدیث را بفهمد بشنود یا عمل کند حالا فهمیدن و اینها را باز می‌شود علم.@ امّا اگر موفق به عمل بشود یعنی یک چیز بالایی است خیلی بالاست بالاترین کلاس بالاترین سدّ بالاترین پرواز است در واقع پرواز در برد کوتاه نیست پرواز در برد متوسط نیست پرواز در برد بلند است این جهش است.@ خداوند پیغمبرش را با نمازش با انسش با ذکرش با کلامش حتّی کریم الله است اینکه می‌گوید ذکرت ذکرت هم که نور است خدا هم با این حرف می‌زند بالاخره با این همه پرورانده حالا دارد می‌آوردش به یک جایی که شفافش بکند نورانی‌ترش بکند اوجش بدهد این پیغمبرش را. حالا موسی(س) چقدر شاگرد خوبی است.@ (قالَ موسی: دُلَّنی عَلی العَمَلِ الَّذی هُوَ لَک)، خدایا مرا راهنمایی بکن راهنمایی کن آن عملی که مال توست چیست؟ آن که خالص است ویژه است مال توست چیست؟ چقدر قشنگ است این جمله اگر انسان این را بفهمدش یعنی برود در وجودش فهم هم کافی نیست فقه لازم است.@ یعنی برود در دلش این حرف خدا دارد حرف می‌زند با ما ها خیلی حرف سنگین است این سوغات موسی است سوغات یک جلسه‌ی خصوصی موسی و خداست دیگرخیلی ویژه است خیلی خاصّ است کلاسش خیلی بالاست اگر برود در قلب یک نفر آدم را زندگی آدم را جهت‌گیری آدم را زیر و رو می‌کند.@ اگر این یک حرف برود در آدم، آدم هزار باران هزار اژدها و مار و عقرب وجهنم را خاموش می‌کند با این حرف. سؤال: از کجا بفهمیم این‌ حرف در قلبمان رفته؟ این حرف رفته در قلبمان؟ اینکه بعد از اینکه این حرف را فهمیدیم چسبید بهمان در وجودمان اگر منشأ اثر بشود شما می‌بینید روزبه‌روز به حجم شادی‌ها و آرامش‌تان اضافه می‌شود.@ اگر به حجم شادی و آرامش‌تان اضافه نکرد حساسیت‌ها زودرنجی‌ها عصبانیت‌ها حرص و جوش خوردن‌ها افکار خراب تکبّر پوچی در درونت ماند یعنی این حرف نرفته است فقط فهمیدی این را تفقه نیست امّا اگر تفقه بشود برود در جان آدم برای آدم شادی می‌آورد برای آدم آرامش می‌آورد.@ تمام اضطراب‌های آدم را می‌گیرد تمام آن منم منم‌ها را می‌گیرد چرا این را مصرف کردم چون عقبه‌اش را چه گفته‌ام؟ عقبه‌ی این حدیث چه بود؟ حمله‌ی سمت راست است که حمله از کمالات است آدم‌ها بیشترین ضربه‌شان از سمت راست است آدم‌ را راحت می‌کند.@ بگذار یک بیت شعر برایتان بخوانم این یک بیت شعر را اگر آدم بفهمدش خدا نمی‌دانم به رحمت خدا رفته است یا زنده است در هر صورت خدا رحمتش کند هر کس این شعر را گفته است یکی از اساتید دانشگاه است خیلی بلند است این شعر خدا می‌گوید دیوان است این یک بیت شعر یک دیوان است این یک بیت شعر را بگویم تا آماده بشویم ببینیم خدا چه می‌خواهد از ما. می‌گوید:@

دو تا چیزی که آدم را بدبخت می‌کند ماجرای وجود که حمله‌ی سمت راست را موجب می‌شود آدم‌ همیشه از سمت راست لطمه می‌خورند وحشت عدم ترس از اینکه من نباشم من حذف بشوم من چی پس من چی.@ خودخواهی‌ها خودخواهی‌های حسّی خودخواهی‌های خیالی خودخواهی‌های وهمی خودخواهی‌های عقلانی خودخواهی‌های طبیعی جمادی نباتی حیوانی و علمی حالا خداوند چه می‌گوید برویم سراغ اصل این عبارت آن عمل چیست؟ موسی می‌گوید خدا راهنماییم کن.@ قال خداوند تبارک و تعالی یا موسی، یا موسی‌یش را هم می‌توانست بگوید ولی گفت خیلی مهمّ است موسی اگر یا موسی را بتوانیم بشکافیمش خیلی حرف از داخلش در می‌آید الان وقت این نیست که حالا بپردازیم همین یک کلمه یا موسی یعنی چه؟ موسی هل اینجا را نگاه بکنید(هَل والَیتَ لی وَلیّاً وَ هَل عادَیتَ لی عَدُوّاً قَد).@ می‌گوید آیا تا حالا شده است به خاطر من با یک کسی دوست بشوی دوستش داشته باشی و به خاطر من از یک کسی بدت بیاید ببینید بحثی که هفته‌ی گذشته گفتیم ان‌شاءالله که یادتان نرفته است که تنظیم نظام محبّتی باید درست بشود تا درست نشود ما به هر کمالی بزنیم بردش متوسط است اصلا یا حتی کوتاه است.@ شخص کجا خدا ویژه دوستش دارد؟ اصلا آدم می‌شود ویژه می‌شود عزیز می‌شود محبوب می‌شود می‌شود به او اسم آدم را گفت؟ چه زمانی می‌شود به او گفت؟ آن موقعی که ملاک‌های دوست داشتنی‌اش در پای خودش وسط نیست دوست داشتن‌ها در تنفّرها هم پای خودش وسط نیست، این تازه شروع ماجراست.@ یک حرفی زدیم حالا وقتی می‌رویم در شرحش ان‌شاءالله جلسات آینده آقا من آدم‌ها را برای خدا بخواهم ببینید چه معجزاتی اتّفاق می‌افتد و از هر کس یا از هر چیز بدم می‌آید پای خودم وسط نباشد اگر دوست‌شان دارم پای خودم وسط نباشد اگر بدم هم می‌آید پای خودم وسط نباشد.@ اینجاست که فقط پای چه کسی وسط است؟ بله، پای خدا فقط وسط است خودم نه اصلا، عالی‌ترین درس عرفان بزرگ‌ترین درس اخلاق همه‌ی اخلاق را جمع بکنید همه‌ی عرفان را اگر جمعش بکنید در همین یک کلمه‌ است.@ اگر هم یک جا اخلاق گفتند عرفان گفتند به اینجا نرسید کامل نیست دیگر این روز اوّل که آمدم دستور تا آخر گرفتم همه‌ی حرف را اینجا زد خدا رحمت کند میرزا را روحش شاد ایشان فرمود همه‌ی عرفان‌ها اخلاق در دو تا کلمه است این عبارت اخری همین است.@ ایشان با زبان انسانی دارد می‌گوید ما داریم از زبان خدا می‌شنویم مرنج مرنجان جگر می‌خواهد این کلمه هزار تا کربلاست این. مرنج جیگر داری نرنجی عرضه داری عرضه داری چیزی به تو بر نخورد و مرنجان نیش نزن حرف مفت نزن تحقیر نکن تندی نکن منّت نگذار.@ از تو هیچی به کسی نرسد کسی خراش برندارد کنار تو می‌توانی یا نه عرضه داری و الاّ هرچه خراش می‌زنید می‌خراشنت به یکی ازاولیاء خدا گفتند فشار قبر چه‌طوری است؟ می‌گوید چرا در قیامت سنگ‌هایش مثلا آدم را می‌سوزانند؟.@ می‌فرمود که: همه چیز وحدت دارد سنگ دنیا و سنگ آخرت یکی است. در اینجا تجاوز می‌کنی در آنجا می‌سوزانند یکی است خراش می‌زنید اینها قواعدش را یواش یواش می‌خواهیم به او برسیم از جلسات بعد می‌خواهیم باز بکنیم این را خراش بزنی به خودت زدی نیش تحقیر تجاوز طعنه خیلی خطرناک است.@ یک مثال بزنم برایتان یک مثال بزنم که نگویید حالا این یعنی چه؟ خدا رحمت کند شهید محراب من از نزدیک با ایشان آشنا بوده‌ام آیت‌الله صدوقی امام جمعه‌ی کرمانشاه بودند چه‌قدر این مرد صفا داشت آمده بود خدمت امام(س) گفت: چقدر لطیف است این امام هیچ حرفی به او نمی‌زند این هم حرفی زده نمی‌شود.@ ولی ببینید چه می‌گوید: وقتی میآید بیرون می‌گوید امام یک طوری با من خداحافظی کرد که من فهمیدم که نوبت من است و من امیدوارم چهارمین شهید محراب باشم انقدر لطیف می‌گوید در مقام پدری می‌گفت من یک موقعی به بچه‌ام یک دستوری نمی‌دهم که مبادا آماده نباشد عاق والدین بشود.@ یعنی آدم می‌خواهد کار تربیتی بکند روی بچّه‌اش توقع شخصی ندارد کار تربیتی می‌خواهد بکند می‌خواهد بگوید که یا می‌‌خواهد به یک ثوابی برساندش به او دستور می‌دهد امر و نهی می‌کند یعنی یک موقع است که یک کاری را خودش می‌تواند انجام بدهد تنبلی می‌کند بی‌حوصلگی می‌کند عذر ندارد بلند بشو برو بچّه عیبی ندارد به بچّه‌ات دستور بدهی.@ امّا اگر بچّه آمادگی نداشته باشد انجام ندهد خودت هم ناراحت می‌شود آن زمان می‌گوید عرضه داری ناراحت نشوی بهت برنخورد یک جوری هم خودت زیرسیبیلی ردش بکنی بارک الله اگر عرضه نداری پای بچّه نه شاگرد دوست هر توقعی که قرار است ایجاد بشود.@ نکند خدای نکرده این بچّه عاق بشود همه‌ی اخلاق و عرفان یعنی که تو خودت را بکش کنار یعنی به مرور زمان حذف شو خودت این وسط نیاست برو کنار ماها درس خواندن‌مان مرتّب منمان را بزرگ می‌کند.@ درس خواندن‌هایمان عبادت‌هایمان نماز شب‌هایمان ریاضت‌هایمان زهدمان کتاب نوشتن‌مان همه چیزمان ما را بزرگ می‌کند اصلا باعث نمی‌شود که ما حذف بشویم بگذار برویم در مرام در آشتی در رفاقت در اخلاق صفای با بقیه همیشه زمخت هستیم نمی‌توانیم با بقیه صفا کنیم.@ آقا نوشته بود از این آدم‌ها که خیلی خیلی هم ادّعا دارد این آدم ما شاگرد یکی از این اسم نمی‌آورم چون می‌دانم دروغ دارد می‌گوید شاگرد یکی از این شهدای بزرگ از روحانیّت است دروغ دارد می‌گوید یقینا راجع مردم نوشته بود(عَوام کَالاَنعام) فرمود: (اَذَلُّ النّاس مَن اَهانَ النّاس) ذلیل‌ترین بی‌شخصیت‌ترین پست‌ترین آدم کسی است که مردم را پست ببیند به مردم توهین بکند.@ یک کسی به یک جایی برسد که مردم را این‌طوری خطاب بکند خیلی خطرناک است حیوان این‌طوری می‌شود من انقدر درس خوانده‌ام من تخصص دارم الان فلسفه خوانده‌ام عرفان خوانده‌ام فقه خوانده‌ام چه خوانده‌ام بگذار در کوزه آبش را بخور کاش نخوانده بودی.@ درس وقتی آدم می‌خواند کمال که می‌گیرد وقتی دیگران نزدش کوچک بشوند یعنی دیگر پست می‌شوی اگر دیگران پیش تو آمدند پایین تو مرتّب کشیدی بالا یک جا مشکل پیدا کردی روانی است این مرد این آدم مشکل روحی و روانی دارد این مریض است.@ بعضی‌ها که درس می‌خوانند درس می‌خوانند پدر و مادرشان هم کوچک می‌شوند در پیش‌شان. به پدرش میگوید تو بی‌سوادی تو نمی‌دانی که به مادرش می‌گوید تو که حالیت نیست شما دهاتی هستی شما که چیزی نمی‌دانید اصلا آن دهاتی است همه را همین‌طوری نگاه می‌کند نه همه‌شان.@ آقا این‌طوری حرف نزن امروز لذّت پیدا کرد از یکی از خواننده‌های معروف خواننده‌های ارزشی هم است گفت متأسفانه بعضی از خواننده‌ها اوّلین آلبوم‌شان که دست‌شان می‌رسد این را دوبار تا به حال من شنیده‌ام.@ یک بار یک هنرمندی بود در تلویزیون بازیگر بود گفت ما تا یک ذرّه به یک جایی می‌رسیم اوّلین کاری که می‌کنیم می‌رویم زن‌مان را طلاق می‌دهیم ما بعضی از ما اوّلین آلبوم که میآید و آن شخص شهرت پیدا می‌کند می‌گوید دیگر این زن به کلاس من نمی‌خورد می‌گوید اوّلین آلبوم‌شان در می‌آید خانواده‌شان را نابود می‌کنند.@ عشق‌شان به خانواده‌شان را زیاد نمی‌شود اصلا هرچه معروف‌تر مشهورتر می‌شوند می‌گوید من فاصله گرفته‌ام با اینها این زن این بچّه اینها دیگر به درد من نمی‌خورند خاک بر سر آدم همین‌طوری آدم وقتی میاید بالا اگر زن و بچّه‌اش در چشمش بزرگ نباشند خیلی بدبخت است.@ یا اطرافیان پدر زن مادرزن پدر شوهر مادر شوهر جاری باجناق خانواده همسر دوستان همسایه مردم ناس حیوانات حتّی خیلی خطرناک است حالا یک چیز را تکمیل کنم بس است(فَعَلِمَ موسی) قربان آن موسی بروم که عَلِمَش همه کاری می‌کند می‌شود ما هم این‌جوری بشویم اگر فهمیدیم بشویم.@ اگر خورد به گوشمان یک تکانی بخوریم یک تحولّی ایجاد بشود یا نه فقط بنشینیم وبگوییم بله خوش به حال حضرت موسی بله این مال آدم‌های دیگر است بعد دوباره با همان ملاک‌ها و معیارهای حیوانی دوست داشتن‌هایمان شخصی طبیعی حیوانی تنفّرهایمان هم همین‌طور.@ (فَعَلِمَ موسی) موسی فهمید(عَلِمَ اَنَّ اَفضَلَ اَعمال) فهمید که بالاترین چیز بالاترین عمل(اَلحُبُّ فِی الله وَ البُغضُ فِی الله) است این که انسان دوست داشتن‌هایش برای خدا باشد اصلا پای خودش وسط نباشد این وسط به هیچ وجه و بد آمدن‌هایش هم پای خودش وسط نباشد.@ حالا یواش یوایش مظاهر این را می‌خواهم باز بکنیم توضیح می‌دهیم یک حدیث از امام صادق(ع) بخوانم که مرتّب باید این حدیث ترجیع‌بند آن باشد یادداشت می‌کنید یا در ذهن‌تان حفظ می‌کنید ان‌شاءالله یک جا جلوی چشم‌تان باشد خیلی مهمّ است.@ یعنی حضرت آمده همه چیز را این همه حرف من برای شما زدم حضرت آمده همه‌اش را کامل کرده کامل بسته بندی کرده و یک مقدار از آن حرف‌هایی که من به شما زدم یک مقدار خیلی بیشتر از آن مقداری که من به شما گفتم شاید قابل مقایسه نباشد.@ من با یک شیب خیلی ملایم گفتم امشب اینها را حضرت در عالی‌ترین درجه تندترین شیب‌اش را حضرت یک دفعه ذکر کرده دیگر حرف آخر را یک‌جا زده دیگر ما الان نمی‌توانیم الان نمی‌توانیم ان‌شاءالله می‌خواهیم تمرین کنیم یواش یواش با هم قدم برداریم و برویم جلو حضرت یک دفعه برد چسبانده به سقف دیگر.@ ببین چه میگوید(کُلُّ مَن لَم یُحِبَّ عَلَی الدّین وَ لَم یُبغِض عَلَی الدّین فَلا دینَ لَه) آب پاکی را ریخت رو دست طرف نماز خواندنش فایده ندارد نماز روزه حج و اینها را اصلا می‌گوید اینها را بگذار اینها که همه‌اش سودش به خودت می‌رسد عملگی اینها پاداشش را هم به تو می‌دهند هر کاری بکنی عملگی است.@ هر کسی که نظام محبّتی‌اش برای خدا نیست دوست داشتنش برای خدا نیست بد آمدن‌هایش هم برای خدا نیست بر اساس دین نیست(فلا دین له) این آدم دین ندارد تمام شد این آب پاکی را ریخت روی دست‌مان عزیزم که معلّم هستی عزیزم که پدر هستی عزیزم که نویسنده هستی آقا حرف آخررا بزن به مردم مرتّب سال‌ها مردم را ما در مقدّمات گرفتار می‌کنیم.@ این بنده خدا گرفتار ما است ناشی می‌شود خودمان هم ناشی هستیم دیگر این مرتّب می‌گوید این عمل خوب است فردا آن عمل امروز این ذکر را بگویم امروزاین نماز را بخوانم این کتاب را بخوانیم آن کار را بکنیم این کار را بکنیم اصلا این عمرش کفاف نمی‌دهد همان روز اوّل حرف آخر.@ ( کُلُّ مَن لَم یُحِبَّ عَلَی الدّین وَ لَم یُبغِض عَلَی الدّین فَلا دینَ لَه) امام صادق(ع) فرمود تمرین ما این است عزیزان این را دقّت بکنید اثر نماز روزه صدقه خمس زکات هر کاری که ما می‌کنیم اثرش اینجا ظاهر می‌شود ما الان باید چه تمرینی بکنم در زندگیم که نمازم نماز باشد اصلا از کجا نماز من نماز است ذکر من ذکر است صدقه‌ی من صدقه است اینها را همه دقّت بکنید.@ می‌گوید نظام محبّتی‌ات را نگاه بکن ببین اگر دوست داشتنی‌هایت پای خودت وسط نیست اگر این‌طوری باشد دیگر ما در جامعه اختلاف اصلا نداریم من همیشه می‌گویم اگر یک جایی طلاق اتّفاق می‌افتد قهر اتّفاق می‌افتد دودستگی اتّفاق می‌افتد حزب‌گرایی اتّفاق می‌افتد جناح‌ بازی اتّفاق می‌افتد دعواست.@ امام فرمود اگر همه‌ی انبیاء یک جا جمع بشوند دیگر دعوا ندارند هرج اتّفاق می‌افتد یا دو طرف یا حداقل یک طرف چیست؟ نظام محبّتی‌اش جهنّمی است حتما جهنّمی است پای یک خودی یک خود غریبه یک ناخود وسط است پای شیطان وسط است پای جهنّم وسط است اگر خدا باشد امکان ندارد جایی دعوا باشد.@ هیچ وقت دعوا نیست هیچ وقت اختلاف دیگر وجود ندارد حضرت می‌آید چه کار می‌کند؟ آقا این جامعه عجب جامعه‌ای می‌شود چقدر متعالی است این جامعه چقدر پیشرفته است این جامعه ان‌شاءالله آقا امام زمان(ع) میآید و نظام ما را درست بکند.@ کاری که امام زمان باید بکند ان‌شاءالله و می‌خواهیم از خداوند فرجش را تعجیل بکند اینکه ما برسیم به یک جایی که از هرچه خوشمان می‌آید پای خودمان وسط نباشد هرچه قدر می‌توانی خودت را کنار بکشی بکش که جایش چه کسی می‌آید؟ جایش خدا می‌آید مبارک است برایت در دوست داشتن‌ها در تنفّرها.@ اگر دوست داشتن‌ها و تنفّرها پای کسی دیگر وسط است خیلی خراب می‌شود تو کثیف می‌شوی آلوده می‌شوی بعدا گرفتارش هم می‌شوی. می‌شود مار عقرب می‌شود اژدها می‌شود آتش راحت‌مان می‌کند دیگر ببینید چقدر قشنگ حرف زده‌اند سلام الله علیه اجمعین پیغمبر فرمود: (اُوتیتُ جَوامِعَ الکَلِم) معجزه است جمع می‌کند.@ امّا یک کسی فکر نکند حدیث یعنی همین است(کُلُّ مَن لَم یُحِبّ) توضیح دارد تفسیر دارد انسان‌شناسی دارد مقدّمات دارد اگر این چیزهایش دانسته نشود اگر مراتب نفس شناخته نشود اگر هدف خلقت شناخته نشود اگر به قول امام باقر داستان روز اوّل خلقت معلوم نشود این‌طوری نیست که اگر کسی حدیث را خواند آره دیگر حضرت فرموده است این را.@ این فهم است به درد نمی‌خورد. ها من می‌فهمم نه نمی‌فهمی این معنایش را بله من می‌فهمم برایم مفهوم است مفهوم است به دارایی تبدیل نمی‌شود ما استادمان وقتی می‌خواست لا اله الا الله را یاد بدهد سلام الله علیها چهار سال ما آمدیم خدمت ایشان چهار سال زانو زدیم شنیدیم تا بعد چهار سال گفت حالا این است.@ اگر آدم الحمد لله چند سال کار دارد تا این الحمدلله را برود اینجا و انسان بتواند اقامه‌ی نماز بکند وقتی می‌گوید بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله الرحمن الرحیم چون گفته اقامه کنید دیگر نگفته بخوانید که(اَقِمِ الصَلاة) یعنی باید آثار معراج داشته یعنی همان طور که خوانده‌اید می‌کشاندت بالا.@ ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) اگر توانستی بگویی اگر توانستی انشاء بکنی اگر توانستی ایجادش بکنی ایجادش مهمّ است خواندنش که مهمّ نیست اخباری است دیگر اخبار که حالا به قول فقهاء می‌گویند درست است دیگر می‌گوید اخبار می‌گوید بگویید خدا گفته این‌طور بگویید شما هم بگویید و بروید.@ امّا اصلا این نیست داستان اقامه‌ی نماز تا شما نتوانید ایجاد بکنید اصلا فایده ندارد ربّ چیست؟ مهمّ است بخوان(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ).@ تا اله جلوتر از اله ربّ ملک اله تا ایجادی نشود سوره نمی‌تواند تو را نگه دارد می‌خوانی بعد هم می‌روی کنار شیطان می‌نشینی می‌گفتم یک بنده خدا جنّ را دیده بود گفت بسم الله بگویی می‌رود دیگر گفت بسم الله الرحمن الرحیم نرفت یک چند بار گفت بسم الله الرحمن الرحیم دید جنّ نشسته پیشش گفت شاید بد می‌خوانم.@ با قرائت بخوانم شاید درست بشود مثل این قاری بسم الله خواند جنّ گفت الله الله نمی‌رود این‌طور این‌طور نمی‌رود ما باید اقامه باید بیاییم بیرون از تو اگر یک بسم الله این‌طوری گفتی آنوقت دیگر هیچ جنّی کنارت نمی‌آید وسوسه نمی‌آید.@ ما می‌خوانیم وسوسه هم می‌شویم و بیشتر هم وسوسه می‌شویم وسواسی هم می‌شویم بدترش این است که اینها را هم داریم وسواسی هم داریم برای این‌که ایجاد نیست اخبار است اصلا به درد نمی‌خورد روایت تا اخباری دیگری داریم اخباری‌گری داریم هیچ فایده‌ای ندارد تا تفقه نشود تا تعقل نشود تا چشیده نشود کاری نمی‌توانیم بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@