اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در شرح حدیث عنوان به عمر و در عمر هم به ضرورت پرهیز از بیهودگی و پرداختن به امور بیهوده بود روایاتی را از امیرالمؤمنین(ع) برای شما انتخاب کرده بودیم که روایتی را که امشب برایتان میخوانم جلد 5 صفحه 335 از غررالحکم هست.@ میفرماید(مَن اَتعَبَ نَفسَهُ فی ما لا یَنفَعُه وَقَعَ فیما یَضُرُه) هر کس که خودش را به زحمت بیندازد در کارهایی که به دردش نمیخورد این در واقع در کارهایی میافتد که به او ضرر خواهد زد گاهی وقتها افراد هستند که تلاش زیادی میکنند که برای خودشان چیزهایی را فراهم بکنند یعنی مشغلههای بیفایده و بیهودهای را با زحمت امکاناتش را سور و ساطش را بساطش را فراهم میکنند.@ میفرماید کسی که خودش را به زحمت میاندازد در کارهایی که به او سودی نمیرساند این شخص در واقع خودش را در چیزهایی انداخته که به او ضرر خواهد رساند یعنی ظاهر کار بیهوده این هست که برای ما هیچ ضرری ندارد ما میخواهیم از آن لذت ببریم بهرهبرداری بکنیم ولی باطن قضیه این نیست.@ یعنی امور بیهودهای که ما میگوییم امور بیهوده یعنی اموری که کمترین هزینهای که از ما میگیرند علیالظاهر وقت است که گرانترین هزینه ما هم هست خیلی هم قیمتی است قیمتش را هم وقتی آدم از این دنیا برود میفهمد که چقدر قیمتی بود.@ در واقع ما فکر میکنیم که هر پرداختنی به هر کاری برای ما مفت تمام شده حالا یک پنج دقیقه ده دقیقه یک ساعتی این کار را کردیم به جایی برنخورد از جیبمان نرفت ما اگر مثلا دو ساعت وقت بگذاریم از ما دو هزار تومان پول هم برود بعد که میخواهیم بنشینیم ارزیابی بکنیم فقط فکر آن دو هزار تومان هستیم که باختیم میگوییم دو هزار تومان از کیسهمان رفت.@ اما وقتی که هیچ پولی از کیسهمان نرود فقط وقتمان رفته باشد خیلی برای ما مهم نیست برای ما دردآور نیست در حالی که بعداً درد این خیلی بیشتر ما را آزرده خواهد کرد خیلی بیشتر خودش را برای ما نشان خواهد داد که من یک سرمایه بسیار بسیار قوی و باارزشی را صرف این کار کردم.@ اول از این عمر میگیرد عمر گرفتن وقتی در برزخ بیفتد ضرر بسیار وحشتناکی هست ثانیاً اینطور نیست که این امور فقط به آن پرداختن و گذشت، اینطور نیست شما وقتی میایی نسبت به یک چیزی سرمایهگذاری میکنی نفس شما از آن چیز شکل میگیرد قوه خیال ساخته میشود واهمه ما ساخته میشود شکل میگیرد روح انسان از این شکل میگیرد این شکل دیگر از بین نمیرود.@ شما فکر میکنید یک چیزی بود و گذشت اما اینطوری نیست که بگویی حالا نهایتاً اگر هم بد بود بگوییم توبه، نه این در خیال اثرش میماند در روح میماند بعد دائم میوه میدهد میوههای تلخی در روحیه میدهد اثرات تلخی خواهد گذاشت که بیشتر ما را گرفتار میکند و ما نمیخواهیم شاهدش باشیم ولی مجبور هم هستیم که تحملش بکنیم.@ به این دلیل هست که ما قبلاً به فکر نبودیم بارها گفتم انسان بر سر سفره گذشته خودش همیشه مینشیند و نان میخورد الان که ما نشستیم سر سفره گذشتهمان هست برای اینکه گذشته را ما هر طوری که الان مینشینیم در هر حالتی که هستیم هر کدام از ما هر طوری گذراندیم در حال ما تأثیر دارد آینده هم همین الان معلوم میشود داریم چکار میکنیم.@ گاهی وقتها میگوید آقا من این افکار اذیتم میکند این اخلاق اذیتم میکند این روحیات اذیتم میکند این شخص اذیتم میکند وقتی دقت بکنی میبینی که گذشته یک ارتباطاتی داشتی یک کارهایی کردی که الان تبدیل شده به یک خُلق، تبدیل شده به یک ذهنیت، تبدیل شده به یک فکر، تبدیل شده به یک خیال اینها دائماً دارد اذیتت میکند.@ اگر قبلاً نمیپرداختی وقت نمیگذاشتی نگاه نمیکردی فکر نمیکردی نمیشنیدی الان هیچ اذیتی نداشتی مثل این تخته نیست وجود ما که ما یک چیزی روی آن بنویسیم بعد تمام بشود برود اینطور نیست وقتی آمد دیگر میماند کسی به کارهای بیهوده میپردازد قطعاً ضرر میکند.@ علی(ع) میفرماید(وَقَعَ فیما یَضُرُه) میافتد در چیزهایی که به او خیلی ضرر میرساند ما هیچ مشغله خنثی نداریم مشغلهها یا مفید هستند یا مضر هستند خنثی نیست مثل کلام هست که کلمات یا مضر هستند یا مفید هستند مثل کتاب میماند کتاب یا مضر است یا مفید است مثل نگاه میماند اشیاء همینطور، فکر کنیم اشیاء خنثی داشته باشیم فکر میکنیم خنثی است اما واقعاً اینطور نیست.@ حتی اگر ما اثرش را هم احساس نکنیم و متوجه اثرش هم نباشیم خواهناخواه اثر خودش را خواهد گذاشت حتی اگر ما فکر نکنیم که این خنثی نیست همینطوری میشود اثر خودش را خواهد گذاشت فکر میکنیم که هیچ طوری نیست ولی بعداً که تغییر میشود یک چیز دیگر اتفاق میافتد میفهمیم که مثل اینکه ما خیلی داشتیم آسیب میدیدیم خیلی داشتیم رنج میدیدیم.@ شما یک رنگ را گاهی وقتها شما روحیهتان در خانه هستید نمیدانید چرا مشکل داری نمیدانی چرا روحیهات افسردگی دارد نمیدانی چرا عصبانی هستی بعد رنگ لباست را عوض میکنی تازه متوجه میشوی قضیه درست شد یا طرف مقابل که دائماً جلوی چشمت هست رنگ لباسش را که عوض میکند میبینی درست شد.@ گاهی وقتها یک بوی عطر اینطوری هست عوضش که میکنی یک بوی درست و حسابی که منطبق با شخصیتت هست استفاده میکنی میبینی که خیلی همه چیز تغییر کرد ما فکر میکنیم که تغییر تأثیر ندارد خیلی تأثیر دارد همه چیز تأثیر دارد.@ لذا وقتی ما وقت میگذاریم برای مشغلهای باید بدانیم که داریم چیزی را درو میکنیم اینکه نه من آدم قوی هستم روی من اثر نمیگذارد بهانههای دیگر هم داریم بعضیها کارم ایجاب میکند میخواستم از جهت اطلاعات بفهمم دنیا چه خبر است میرود بفهمد چه خبر است او را برمیدارند میبرند سرش را هم میبرند تمام میشود همین میخواستم ببینم چه خبر است.@ مینشیند پشت دستگاه یک آدم سالم قوی متعادل دستگاه رایانه مینشیند این را میزند بعد وسوسه میشود دو تا دکمه آنطرفتر میزند ببیند برنامه آنطرف چیست میبینی تمام شد یعنی بعداً میبینی که این یک ساعتی که وقت گذاشته دهها ساعت صدها ساعت تاوان باید پس بدهد فکر میکردم ضرر ندارد ولی یک چیزهایی بود و هست.@ بنابراین ما نه رفاقت خنثی داریم نه کتاب خنثی داریم نه کلمه خنثی داریم نه رنگ خنثی داریم نه بوی خنثی داریم نه صدای خنثی داریم اینطور نیست هر چیزی شاکله ما را میسازد ما وقتی که نسبت را خوب یاد بگیریم که ما جنینی هستیم در رحم مادر، مادر هر چیزی بخورد روی جنین اثر میگذارد.@ جنین از طریق بندناف به مرکز غذایی مادر مرتبط هست از آنجا هر چیزی مادر بخورد روی این هم اثر میگذارد بندناف ما آن که ما را متصل میکند با طبیعت این بدن ماست که روح ما را متصل کرده به این رحم بزرگ دنیا، از طریق حواس هر چه که بیاید در خیال میرود خیال و واهمه را میسازد و شاکله شکل میگیرد.@ بنابراین اساساً خنثی نیست هر چه که بیاید یا اثر مثبت دارد یا اثر منفی دارد گاهی وقتها چیزهایی هست که ما یقین داریم که این خنثی هست یا خنثی نیست ولی این میرود زمینه میشود آنجا میماند بعد یک چیز دیگری که باردار هست آن را بیشتر باردارش میکند بیشتر نمود پیدا میکند بعداً میفهمی که ای بابا آنچه که ما فکر میکردیم هیچ اثری ندارد چقدر اثر گذاشت.@ یک قاعدهای هست که این قاعده خیلی ظریفی هست به نام ذخیرهسازی، شیطان این کار را انجام میدهد تصویرهای شما را که شما فکر میکنید هیچ کاری با شما ندارد صداهایی که میشنوید و فکر میکنید هیچ کاری با شما ندارد ذخیره نگه میدارد.@ شما الان فکر میکنید هیچ طوری نشد هیچ اتفاقی نیفتاد خودش هم نمیگذارد که شما اتفاقی را احساس بکنید این را ذخیره نگه میدارد بعداً جایی که شما کاملاً گاردتان باز است آمادگی دارید از همان غذاهایی که ظاهراً خنثی بوده یک چیزی میسازد یک کوفت بزرگی یک زهر بزرگی یک سمی میسازد تحویل شما بدهد.@ اصلاً فکر نمیکردی یک زمانی اینطوری بشود من چرا اینطوری شدم چرا این حرف را زدم چرا این کار را کردم چرا این رغبت در من ایجاد شده خودت اصلاً فکر نمیکردی که اینطوری بشود بعد از یک مدت میبینی که بعد از این همه سن و سال و وقت و اینها کشیده به یک سمتی به چیزهایی میل پیدا میکنی که اگر شش ماه قبل به شما میگفتند حالت تهوع به شما دست میداد.@ ولی الان شدیداً احتیاج داری و میخواهی و خیلی راحت دنبال آن هستی یک دفعه شد؟ نه یک دفعه نشد زمینههایش را قشنگ برایت فراهم کرد بدون اینکه بفهمی خوراکها را آماده کرد در موقعی که مناسب بود برایت بالا میدهد اصلاً فکرش را هم نمیکردی.@ اینکه قرآن میفرماید(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ) انسان باید به خوراکی که میخورد توجه بکند یعنی دیدنیها شنیدنیها گفتنیها اینها همه خوراک انسان است توجه بکند به هر حال بیضرر نیست مطمئن باشیم.@ اینطور نیست که اگر یک سریال تلویزیون نشستی نگاه کردی ظاهراً بیضرر است یک فیلمی را دارم تعقیب میکنم اینطور نیست همین سریال تلویزیون که فکر میکنی هیچ احساسی هم در تو تحریک نمیکند میماند سریال بعدی فیلم بعدی یک معجونی از آن در میاورد که دو سال بعد بلای جانت میشود میبینی که این واقعاً عجب کوفتی شده چرا اینطوری شد.@ بنابراین اینطور نیست که ما فکر بکنیم ما یک مشغله خنثی داریم لذا اگر میخواهیم تفریح بکنیم لذت حلال ببریم شاد باشیم موضوعات و چیزهایش را باید خوب انتخاب بکنیم حواسمان جمع باشد که سایه روی ما نیندازد کسی از آن نتواند استفاده بکند.@ روایت بعدی جلد 5 صفحه 364(مَنِ اشتَغَلَ بِغَیرِ ضَرورَتِهِ فَوَّتَهُ ذلِکَ مَنفَعَتَه) هر کس به غیر کارهای ضروری خودش میپردازد این منفعت او را به خطر میاندازد فوت میکند میمیراند از بین میبرد پرداختن به غیر ضروریها سود شما را یعنی آن سودی که انتظار هست و شایستگی آن را داری لیاقتش را داری و باید تحصیل میکردی آن را دیگر تحصیل نمیکنی.@ جنین اگر به غیر از اندامزایی بپردازد در رحم مادر موقع تولد آن سودی که باید میبرد یعنی تطبیق کامل با شرائط زیستی دنیا، میبینی که این آن منفعت را دیگر به دست نمیاورد موقع تولد شده میبینید که در بینایی ضعف دارد در شنوایی ضعف دارد در اندام ضعف دارد در سلسله عصب ضعف دارد در خیلی چیزهای دیگر ضعف دارد منفعتش به خطر میافتد.@ فَوَّتَهُ خیلی غمانگیز است یعنی میمیراند فوت میشود میگویند فلانی خیلی دوست داشتیم با او زندگی بکنیم خیلی دوست داشتیم با او محشور باشیم خیلی دوست داشتیم پیش ما باشد فوت شد وقتی به غیر از کارهای ضروری میپردازی دوستداشتنیهایی که لازمشان داری تا ابدیت هم نیاز داری فوت میشود.@ فوت میشود یعنی میمیرد دیگر هم دستت نمیاید خیلی غمانگیز است آن چیزی که برایش ساخته شده بودی و میتوانستی آیندهات را تضمین بکنی میبینی که از دستت رفت بیخود بیخود.@ ادراک این خیلی کشنده است یعنی اینکه انسان ادراک میکند چه چیزی از دستش میرود خیلی غمانگیز است یعنی خداوند تبارک و تعالی اگر انسان را هیچ عذابی نکند جز غصه هدر دادن عمر و غصه هدر دادن جوانی برای عذاب واقعاً بس است همین که ببیند.@ در روایت داریم که جهنمیان جاهای خودشان را در بهشت میبینند رفیقهایشان را میبینند کسانی که با آنها بودند همکارش، شاگردش، استادکارش، رئیسش، زیردستش، معلمش با هم بودند یعنی تقریباً همسطح هم بودند برادرش که در یک خانه با هم بودند سر یک سفره مینشستند خواهرش مادرش او را میبیند که این کجاست خیلی غمانگیز است.@ بعد هم میگویند جایگاه تو اینجا بوده فعلاً خبری نیست تو باید آن چیزی را که برای خودت ساختی را تحمل بکنی خیلی این غمانگیز است یکی از شکنجههای روانی جهنم همین است که آدم میبیند کجا میتوانسته باشد یک موقع هست آدم را برمیدارند گرسنه تشنه گرمازده در یک جایی بیغولهای حبس میکنند.@ یک موقع هست اینطور نیست گرسنه و تشنه و گرمازده هست یک تلویزیون هم در اتاقش میگذارند همهاش از غذاهای مختلف نوشیدنیها مختلف فضای باز برایش نمایش میدهند شکنجهاش خیلی بیشتر است این که منفعت ما را میمیراند خیلی غصهدار هست یعنی میفهمی با آن چکار میتوانستی بکنی کاشکی بعداً بگوییم آقا ما با این میتوانستیم چکار بکنیم از دستمان رفت فوت شد.@ ولی طبق حدیث قلبی فقط فوت نمیشود بلکه تبدیل به ضرر میشود یعنی نه تنها آن را به دست نیاوردیم گرفتار جهنم هم شدیم اینطور نیست که آدم را بیرون بهشت نگه دارند بگویند آنجا جایت بوده حالا بایست تحمل کن در شرائط خنثی، نه در جهنم در حالی که انسان دارد عذاب میبیند، میبیند که کجا میتوانسته باشد این خیلی کشنده است.@ عالم برزخ محیط بر دنیاست کسی که میمیرد میفهمد در دنیا چه میگذرد چه شده چه چیزی میتوانست باشد الان واقعاً بهشت ما اینجاست بهشت ابدیت هر چیزی که میخواهیم همین جاست چون از اینجا که رفتیم بریده شد بعداً میفهمیم که کجا بودیم چکار میتوانستیم بکنیم در رحم خیلی چیزها میشد بسازیم از هر دقیقهاش چه استفادههایی میشود کرد از هر ساعتش چه استفادههایی کرد بعد آنجا گرفتاریم.@ (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر کسی به آنچه که کسب کرده در گرو چیزی است که کسب کرده الان میاید در دفتر من میگوید که آقا این افکار بدی هست سراغ من میاید من را دارد اذیت میکند سر نماز اذیت میشوم موقع خواب اذیت میشوم قرآن میخواهم بخوانم اذیت میشوم این یعنی همین در گرو چیزی هست که کسبش کردی.@ نگاه مفت نیست تا نگاه کردی فکر میکنی نگاه کردی ولی نه تمام نیست قلبت به تصرف شیطان در میاید بعداً هر چیزی که کسب کردی برایت تولید غذا میکند اینطور نیست که تو شب راحت نمیتوانی بخوابی میگوید اینقدر افکار پریشان دارم این افکار پریشان از کجا آمده مگر میشود تو یک زمینههای زیبا شاد آرام بدون گناه داشته باشی و شب خواب آشفته ببینی؟ نه.@ شما یک مؤمن حقیقی را ببینید که شب راحت نخوابد اصلاً نداریم در خیابان هم روی جدول سرش را میگذارد میخوابد بیشرط، اینقدر آرام است که نگو تو اگر الان قرصی شدی ناراحتی اعصاب گرفتی برای این هست که این را قبلاً فراهم کردی در گرو چیزی هستی که خودت کسب کردی ناراحتی اعصاب که همینطوری سراغ آدم نمیاید.@ بداخلاقی و افسردگی و جوش زدن و دادن زدن و پرخاشگری همینطوری که سراغ آدم نمیاید چیزی کسب کردی الان نمودش این است یعنی تخمی را کاشتی میوهاش این شده میوهاش زودرنجی، نازکنارجی بودن، پرخاشگری، غصهدار شدن، تاریکبینی شده نمیتوانی اشیاء را درست نگاه کنی همه چیز را تلخ و بد میبینی به همه کس سوءظن داری.@ علی(ع) فرمود(اَلرَجُلُ السُوء لا یَظُنُّ بِاَحَدٍ اِلاّ بِصِفَتِ نَفسِه) آدمهای بد به هیچ کس گمان ندارند مگر با همان صفت درون خودشان یعنی آدم بد نگاه در آیینه میکند به قول امروزیها از فیلتر نفس خودش به دیگران نگاه میکند.@ آدمی که قشنگ است قشنگیها را خورده با زیباییها در ارتباط بوده هیچ وقت به هیچ چیز بدبین نیست آنهایی که دائماً بدبین هستند پدرزن را یکطور میبینند مادرزن را یکطوری میبینند برادرزن را یکطوری میبینند داماد را یکطوری میبینند مادرشوهر را یکطوری میبیند هیچ وقت نمیتواند صلح بین اینها برقرار بشود در بهشت قرار بگیرد برای این هست که این بنده خدا گرفتار است گرفتار چیزی هست که خودش تهیه کرده.@ بعد هم ما بلند میشویم میرویم مشاوره میکنیم ساعتی دو هزار تومان سه هزار تومان پنج هزار تومان میدهیم آمدیم مشاوره، آقا من را نجات بده من اینطوری هستم افکارم پریشان است شب اینطوری هستم این گرفتاری را دارم اخلاقم تند شده نمیتوانم کنار بیایم با شوهرم سازگاری ندارم او میگوید با زنم سازگاری ندارم مشاور برای شما کاری نمیتواند بکند.@ اگر نخواهی آن چیزی را که کسب کردی از وجودت بکَنی یک مشاور قوی یک مشاور خبره کسی نیست که بگوید من به تو قرص میدهم تو مشکلت حل میشود با قرص حل نمیشود مشکل روح است این خوراکی هست که روح تبدیل شده به شخصیت تو با قرص فقط غفلت برای تو میاورد منگت میکند بروی بخوابی یادت برود اصلاً در خواب سراغت میاید چون نفس خواب و بیداری ندارد.@ در معرفت نفس ثابت کردیم روح نه خواب دارد نه چرت میزند بدن هست که خواب و چرت آن را میگیرد نفس که همیشه بیدار است میبینی که تو در خواب هم بیدار هستی برای همین میفرمایند نوع شخصیت هر کس از خوابهایش هم معلوم است یعنی شما در بیداری هم که خودت را با قرص بخوابانی وقتی تو را بیهوش کردند در اتاق عمل بردند میبینی در بیهوشی هم داری داد میزنی پرت و پلا میگویی.@ یک بچه بسیجی شاد و آرام را میبرند زیر عمل، دکتر میگوید من مغزش را دارم عمل میکنم میبینم دارد زیارت عاشورا میخواند در عمل صدایش هم ضبط کرده بودند فیلمبرداری هم کرده بودند که مغزش را دارد عمل میکند زبانش دارد زیارت عاشورا میخواند صوت دارد در بیهوشی، این محشور با سیدالشهدا است.@ یک کسی هم بیهوشش میکنند میبینی اینقدر پرت و پلا میگوید که نگو قرص برای ما چکار میکند ممکن است جلوی تلخیها را بگیرد شما وقتی میخورید الان فرض بفرمایید روغن کرچک بعضیها میخواهند بخورند برای عکسبرداری میگویند خیلی بدمزه است من خودم تا الان چند لیترش را خوردم مجبور بودم عکس از بدنم بگیرم زیاد خوردم چیز خیلی کشندهای است آدم میخورد.@ ولی الان آمدند در این یک طعم اضافه کردند نوشتند روغن کرچک با طعم فلان این که ماهیت روغن کرچک را از بین نمیبرد فقط نمیگذارد آنچه که مزه دارد ظهور کند تو میخوری ولی اثر همان است ماءالشعیر تلخ بعضیها دوست ندارند بخورند یک ذره لیمو در آن ریختند گفتند ماءالشعیر لیمویی آمده همان است فرقی نمیکند.@ قرص که میدهند اثر قضیه از بین نمیرود ما اگر بخواهیم به مشاوره مراجعه کنیم این هست که باید مشاور خبره دست بگذارد روی آنجایی که گرفتاری هست به ما بگوید تو عزیزم گرفتاریت این است این را باید از وجودت بکَنی انسان میتواند بکَند میتوانی آن را برداری کنار بگذاری میتوانی از مغز روحت بکنی این توان را داری ولی باید بکنی نکَنیم گرفتار هستیم.@ (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) انسان در گرو چیزهایی هست که کسب میکند دیدنیهایش هر چه باشد شخصیتش شکل میگیرد شنیدنیهایش گفتنیهایش افکارش خوابهایش خیالاتش مطالعاتی که میکند و همه اینها شخصیت را شکل میدهد بعد تو در گرو این شخصیت هستی قرآن میفرماید خوب نیست در گرو باشید باید آزاد آزاد باشید این خوب است.@ (فَوَّتَهُ ذلِکَ مَنفَعَتَه) معنایش یک مقدار شاید به دست آمده که میگوید سود ما را از بین میبرد غصهدارمان میکند این را میفهمیم که چه چیزی باید به دست میآوردیم الان گرفتار چه چیزهایی هستیم وقت بگذاریم فقط برای ضروریهای زندگی، خداوند تضمین کرده کسی که برای ضروریات وقت بگذارد برای چیزهای دیگر هم خداوند جبران میکند و کمکش میکند.@ شما برای ضروریت کنار بگذار ماهیت موجود ممتد از دنیا تا بینهایت را که داری فراموش کن بچسب به اینکه دنیا را تأمین بکنی بچسب به اینکه همین ظاهر را به آن برسی ازدواج بکنم شغل داشته باشم یک لیسانسی بگیرم یک خانهای بخرم بگذار وقت و عمر و جوانیت صرف این بشود والله قسم نبوده خلق نکرده خداوند انسان اینطوری که سیر بشود.@ سیر نیست همیشه احساس بدبختی میکند انسان همیشه احساس گدایی میکند انسان زمانی آرام است که ضروریاتش تأمین شده باشد وقتی ضروریاتش تأمین شده باشد آرام است و خوشبخت میشود.@ شخصیتهای آرام و شاد اگر نگاه کرده باشید مؤمنهای قدیمی را شما نگاه کنید مؤمنهای حسابی ریشهدار، میبینی شاد آرام پیرزنش آرام پیرمردش آرام آدم غبطه میخورد اینقدر راحت میخوابد اینقدر راحت بلند میشود اینقدر شاد است اینقدر بیدغدغه است خیلی راحت این را برای خودش ساخته و به اصول پرداخته.@ وقتی به اصول میپردازی خیلی آرام هستی حالا شما این را که عرض میکنم امتحان بکنید یک مدت برای چیزهایی که همسن و سالهای ما حرص میزنند حرص نزنیم فقط به خودمان بپردازیم به حقیقت ابدیمان، بعد میبینی که چقدر شاد شدی میبینی پولدار نشدی چیزی به سرمایهات اضافه نشد ولی میبینی چقدر شاد شدی چقدر قوی شدی اصلاً زندگی برایت یک چیز دیگر شد.@ همه آن چیزهایی که در زندگی برایت دلزدگی ایجاد میکرد و میدیدیش حالت را میگرفت میبینی که همه برایت شادی آورده همه یک رنگ و بوی دیگری برایت دارند چون داخل را قشنگ کردی انسان همه برداشتی که از بیرون میکند براساس داخل است میبینی با زنت کنار نمیامدی الان زنت برایت یک فرشته است پدرزنت را دوست نداشتی میبینی الان خیلی دوستش داری.@ اگر انسان خودش را قشنگ میکند میبیند که بیرون هم همه قشنگ هستند حضرت علی میفرماید وقتی یک نفر نسبت به تو کینه دارد نسبت به تو بغض دارد اگر میخواهی بغض او را عوض بکنی اول دل خودت را عوض کن نمیخواهد بروی روی او دستکاری بکنی به او کاری نداشته باش خودت را قشنگ بکن بعد میبینی که تمام شد او هم اتفاقاً از تو خوشش میاید.@ جالب است انسان وقتی قشنگ است قشنگیش نمود میکند دستکاری در خودت بکن بعد میبینی که نه همه چیز آرام است کسانی که دندان تیز کردند که آدم را تکهتکه کنند میبینی که نه مثل یک گربه است دیگر برایت شیر و پلنگ نیست.@ اینکه اولیاء کنار حیوانات درنده میرفتند و حیوانات درنده میآمدند پیش اینها راحت مینشستند برای اینکه اینها توحش و درندگی را در وجود خودشان آرام کرده بودند در بیرون چیز درندهای نیست آدم را بخورد میبینی که شیر هم با این کاری ندارد.@ من آدمهای اینطوری دیدم حیوانات با اینها کاری ندارند شاد آرام حیوانات هم دوستشان دارند هیچ چیزی با اینها کاری ندارد چون تمام توحش درندگی زشتیها را در خودش چون حیوانات مظاهر صفات مختلف هستند این را در خودش از بین برده بعد میگوید آنطرف هم چیزی نیست.@ اگر تو را ترس برمیدارد برای اینکه در وجود خودت گرفتاری داری در وجود خودت دستکاری بکنی بیرون چیز ترسناکی وجود ندارد. مرحوم آیت الله خوانساری را انگلیسها آمدند دستگیرش کردند مرجع تقلید بود در جنگ عراق و انگلیس ایشان آمده بود در جنگ، میگفت در جنگ تفسیر مینوشت یعنی اینقدر آرام زیر گلوله توپ هواپیما موشک بمب هر چیزی که آن موقع بود اینقدر آرامش داشته که تفسیرش را مینوشت.@ بیرون هیچ خبری نیست که آدم را اذیت بکند بعد اسیر میشود او را میگیرند و میبرند آن موقع هم کینه زیادی نسبت به علما بخصوص شیعه داشتند او را انداختند در یک قفس شیر که او را بخورد شیر هم آمده بود نشسته بود مثل یک گربه آقا را لیس میزد عوض کردند یک پلنگ آوردند همه حیوانات با او رفیق، داخل را دستکاری کرده.@ میخواهم بگویم(فَوَّتَهُ ذلِکَ مَنفِعَتَه) آن چیزی که میخواهید فوت میشود مربوط به خودمان است به ضروریها بپردازیم میبینیم که همه چیز قشنگ میشود شما اگر این ساختمان را ضروریاتش را تأمین بکنید ستونش دیوارش بالا بیاید بخواهیم قشنگش بکنیم گچ هم نداشته باشیم که قشنگش بکنیم میتوانیم با یک چیزی قشنگش بکنیم اینقدر قشنگ میشود که نگو.@ یکی دو سه ماه پیش من رفته بودم منزل یکی از رفقا شمال من را برد خانهشان گفت بیایید امشب اینجا بخوابید بعد این اتاق گچ خاک بود سفید هم نشده بود دیدم این اتاق چقدر جذابیت دارد بعد گفتم آدم زود اینطوری میشود اگر من پولدار بودم میخواستم خانه بسازم یک خانه برای خودم میساختم گچ خاکی اینقدر این گچ خاکش مزه داشت.@ اصلاً در و دیوار این خانه با آدم حرف میزد اصلاً یکی از شیرینترین شبهای من آن شب آنجا بود اینقدر این فضا معنویت داشت که نگو شما الان بروید حسینیه جماران را نگاه کنید گچ خاکی است ولی ببینید چقدر قشنگ است میگوید من حیفم میاید به این گچ بزنم سفیدش بکنم هر اتفاقی قرار است بیفتد اینجا باید بیفتد.@ اگر ما در روابط با دیگران دائماً آزرده هستیم اگر با دیگران دائماً تشنج داریم اگر یکسره اصطکاک پیدا میکنیم بعد هم میگویی نه من مشکلی ندارم اشتباه میکنی دستکاری کن داخل را تازه میفهمی چقدر مشکل داشتی آدم خودش را به صلح برساند خیلی خوب است.@ این که نمیتوانیم با دیگران کنار بیاییم اینکه نمیتوانیم دیگران را بپذیریم حضرت فرمود در کسی که نمیتواند الفت بگیرد و نمیگذارد با او الفت بگیرند خیری نیست مؤمن یعنی آدم متعادلی هست که خیلی خوب الفت میگیرد و دیگران هم راحت با او الفت میگیرند هم جواب خوب میدهد هم خوب میتواند تحویل بگیرد دهندگی و گیرندگیش در مهربانیها در شادیها در زیباییها قشنگ است خوب و قوی است.@ در خودمان باید دستکاری کنیم هر کاری میخواهیم بکنیم اینجا را باید دستکاری بکنیم به ضروریات وقتی پرداختیم همه چیز درست است شما وقتی خانه را با آجر بالا آوردی میگویی خانه ساخته شده چیزی ندارد یک گچ خاک میخواهد بخورد سفیدکاری دارد چون اصول درست شده تو میگویی خانه ساخته شده کاری ندارد.@ باید به اصول انسان بپردازیم وقتی به خود حقیقت میپردازی از خودفراموشی و خودگریزی از تنفر از خود، فرار از خود دست برمیداریم عاشق خودمان میشویم خودمان را دوست داریم میتوانیم با آن رفیق بشویم با آن انس بگیریم با آن کنار بیاییم از خودمان لذت ببریم میبینی که بیرون هم برای ما قشنگ میشود.@ شما تا قشنگیهای خودت را نبینی تا زیباییهای خودت را نبینی تا نتوانی درون خودت عاشق بشوی عاشق خودت و از خودت لذت ببری از روحت از داراییهای روحت که خداوند خیلی زیباییها در وجود انسان گذاشته حیف است انسان نبیند و بمیرد کور باشد کسی که نمیتواند قشنگیهایی را که خدا در او گذاشته ببیند.@ تا اینها را نبینی دائماً بیرون برایت زشت است هی نرو مدل را عوض کن بگو این بدرد نمیخورد بروم یک مدل دیگر عوض کنم شاید آن قشنگ باشد ارضایم بکند فایده ندارد عینکت را عوض کن موی سرت را مدلش را عوض کن برو تسبیحت را مدلش را عوض کن جورابت را عوض کن کفشت را عوض کن ماشینت را عوض کن هر سال مبلمانت را تغییر بده مشکل تو حل نمیشود.@ تو یک مقدار به این زیباییهای درون بپرداز بعد میبینی که همان پیراهنی که تنت هست خیلی قنشگ برایت میاید همه چیز قشنگ و زیبا میشود.@
تو زیبا بین یعنی مشکل تو است حلش کن خدا میفرماید من همه چیز را زیبا آفریدم(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ) من همه چیزم قشنگ است اگر تو نمیتوانی ببینی برای اینکه مشکل بیناییت اینطوری هست تو مشکل داری وقتی دست از خودت و ضروریات برداشتی در بیرون دائماً در کسرات گرفتار هستی دلت یکسره بالا و پایین میشود و مشکلت هم آخر حل نمیشود.@ دائماً روحت قلبت ذهنت لگدکوب اندیشههای مختلف، افراد مختلف، حرفهای مختلف میشود از هر کلامی یک رنجی میبری تا یک نفر یک چیزی میگوید میبینی که انگار یک آرپیچی محکم به تو زدند متلاشی میشوی تا میخواهی بیایی جمعش بکنی میبینی شب خوابت نمیبرد.@ یک کسی اینقدر درونش را قشنگ کرده به او فحش میدهند حرفهای رکیک میزنند آبروریزی میکنند شب اینقدر راحت میخوابد چون تمام قشنگهای درون آنقدر زیاد است که این آلودگیهای بیرون نمیتواند با او کاری بکند استحکام آنقدر زیاد است که حوادث بیرونی مثل یک پشه است که آمده نشسته روی یک ساختمان.@ اما کسی که درونش متزلزل است اصلاً به درونش نپرداخته استخوانبندی اسکلتبندی هیچ کار نکرده این با یک حرف در بیرون میبینی که داغون میشود کافی است یک جا یک حرفی بشنود میبینی که خورد شد رفت نه تو منظورت این بود میگوید نه من منظوری نداشتم چرا تو منظورت این بود میرود مینشیند برای خودش میبافد و میسازد و چقدر غصه میخورد که مادرم، پدرم، شوهرم، زنم اینطوری گفت داغون میشود.@ اگر شما آرامش را میخواهید شادی در زندگی را میخواهید لذت دنیا را میخواهید باید به ضروریاتتان بپردازید یعنی خودسازی و زیباسازی، سرمایهگذاری در درون، این اگر بشود بیرون خیلی قشنگ است بیرون همه چیزش برای آدم لذت دارد.@ آدم با همه میتواند کنار بیاید با همه میتواند کار کند با همه میتواند رفیق بشود قدرت دارد اثرپذیر هم نیست یعنی اگر گندترین آدم را هم کنار دست آدم بگذارند بدترین آدم بدقلقترین آدمها هم کنار دست آدم باشد آدم مثل یک آب کر است که وقتی نجاست در آن میافتد نجاست را پاک میکند خودش آلوده نمیشود.@ چون وصل به اتصال به پاکی دارد منبع پاکی منبع زیبایی منبع استحکام قدرت عزت این اصلاً خورد نمیشود این کثیف نمیشود این رنگش تغییر نمیکند مزهاش تغییر نمیکند بویش تغییر نمیکند هیچی محکم روی خودش کار کرده دائماً اتصال داده به معدن همه کمالات، اگر روی این ضروریات کار بشود آنوقت میبینی که بقیه چیزها خیلیهایش حل است.@ علت اینکه ما دائماً در بیرون تشنه هستیم هی میگوییم این چیزمان کم است آن کم است جای این خالی است این را باید عوضش بکنیم درون استحکام ندارد ما دنبال استحکام در بیرون میگردیم هیچ چیزی هم که بتواند ما را استحکام بدهد در بیرون نیست.@ وقتی وجود ندارد تو همیشه آن چیزهایی که داری میگویی اینهایی که هستند خوب نیستند فقط باید عوض بشود شاید یک چیزی باشد که من قشنگ بشوم آرام بشوم محکم بشوم ولی با این قضیه حل نمیشود میگویی من اگر لیسانس را بگیرم مشکلم حل است ولی حل نمیشود.@ به قول یکی از اساتیدمان میگوید دائماً تشنه بیرون هستید میگویید من اگر جای فلانی بودم مشکلم حل بود من اگر مثل فلانی بودم حل بود بعد هم خدا توفیق میدهد میشوی بعد میبینی هیچ خبری هم نبود میفرمودند خیلیها الان هستند دوست دارند مثل من و شما باشند آرزو میکنند بزرگترین آرزویشان این هست ولی وقتی هم میرسند میبینند که نه.@ الان به قول ایشان میفرماید ما خودمان الان این هستیم خیلی از خودمان کیف میکنیم؟ نه دائماً میگوییم این چیزی که من دارم به درد من نمیخورد شاید اگر مثلاً من مدرک تحصیلیم زیاد بشود مشکلم حل بشود نه من مسئلهام مسئله مالی است این قضیه حل بشود من شاد میشوم شاد نمیشوی.@ مشکل تو این نیست مشکل تو در درون توست باید حلش میکردی و نکردی آنجا را باید دستکاری بکنی آنجا که حل بشود تو اتصال به منبع زیبایی قدرت عزت کمالات داری اصلاً نمیخواهد بیرون چیزی را دستکاری بکنی احتیاجی هم نداری وقتی احتیاج نداری آرام هستی هی ای کاش نداری.@ یعنی این خودش کلی غم میاورد آنهایی که گرفتار غم جانکاه کاشکیها هستند اینها کسانی هستند که در درون هیچ چیزی ندارند نه زیبایی دارند نه قدرت دارند نه استحکام دارند نه عزت دارند نه شرافتی دارند که بتوانند خودشان را خوب ببینند دائم شرافت را به یک چیزی بیرون از خودش ترجمه میکند.@ با یک چیزی خارج از وجود خودش میخواهد شریک بشود عزیز بشود بزرگ بشود احساس خوردی و بدبختی میکند از اینکه ماشین خارجی ندارد دق میکند از اینکه نمیتواند لباسهای آنچنانی بپوشد برایش کشنده است از اینکه یک خال در صورتش افتاده دارد پوستش یک رنگی میشود میرود خودش را بکشد.@ از این که نمیتواند یک سفر خارجی برود همینطور از اینکه میبند یک نفر دارد میرود غصه میخورد از اینکه نمیتواند یک چیزی بخورد غصه میخورد و چیزهای دیگر چون هیچ شرافتی در درون خودش نمیبیند که بتواند خودش را با قیمت ببیند وقتی این شد شروع خودفروشی هست یعنی انسان دائماً خودفروشی میکند به اشیاء مختلف تا بتواند یک چیزی به دست بیاورد ولی هیچ فایدهای ندارد.@ (وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) نیست بیخود نگردید گشتم نبود نگرد نیست قرآن میگوید وقتی میخواهید شما قوی بشوید قدرت را در درون خودتان ایجاد بکنید میگوید وقتی میخواهید قدرتمند و قوی باشید(وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) میگوید اگر میخواهی قوی بشوی با روزه و نماز.@ نماز بخوان بعد میبینی که چقدر تو شرافت داری همه متدینها حزب اللهیها این رؤسایی که میبینید خودشان را میفروشند به آمریکا و ابرقدرتها، سرمایهدارها میتوانند روی آنها تأثیر بگذارند از اسرائیل میترسند یکی از آنها نماز درست و حسابی نمیخوانند اگر کسی دو رکعت نماز خوب بخواند مگر خودش را به شیطان میفروشد محال است خودش را بفروشد.@ پسر عاشق یک زن شوهردار شده بود زن شاه هم بود مرحوم گوهرشاد(ره) مادرش گفت خانم پسرم دارد میمیرد چند وقت هم است آمده گفته، ببینید این زن چقدر قوی است چقدر استحکام دارد میگوید خانم بیخود پسرت را اذیت کردی میفرستادی میامد خواستگاری ما، هیچی آمد تو من را میخواهی مهریهام سنگین است میگوید هر چه بگویید تهیه میکنم.@ مهریهام این هست که میایی در محراب مسجد 40 شبانهروز نماز میخوانی ولی همه هم با حضور قلب، چشم 40 سال برایت میخوانم 40 شب که هیچی، به شرطش باید عمل کنی میخواند بعد 40 روز میاید میگوید خواندی؟ من را میخواهی؟ نه دیگر با تو هیچ کاری ندارم پیدا کردم آن را که میخواستم.@ به والله قسم اگر ما دو رکعت نماز درست بخوانیم مگر ضعیف میشود مگر کسی میتواند اذیتش بکند مگر کسی میتواند تحقیرش بکند مگر کسی میتواند سرکارش بگذارد مگر کسی میتواند قالش بگذارد مگر کسی میتواند کوچکش بکند اصلاً امکان ندارد.@ خود خدا تضمین کرده ما همه بدبختیمان این هست که مراکز قدرتی که خدا به ما معرفی میکند ارتباطمان با آن ضعیف است هر کس هر چه دارد از مرکز قدرت دارد تو نمازت را درست کن.@ حالا اینقدر به ما مراجعه میکنند آقا ما چکار کنیم من طلبه هستم ده سال خواندم عزیز من تو طلبه هستی ده سال درس خواندی آقا دکتری آقا مهندسی بازاری هستی هر کاره میخواهی باش ما اصل را ول کردیم چسبیدیم به این استادبازی و شاگردبازی و کتاب این عارف را بخوان و کتاب آن عارف را بخوان و سیر و سلوک فلانی چطوری بود ول کن.@ این که خدا گفته را بچسب خودش که راه را سخت نکرده راه را درست گفته نمازت را درست بخوان ضروری این است وقتی به ضرورت میپردازی دیگر معشوقهایت از بین نمیروند همه را داری ولی ما نمازهایمان همه زوار در رفته میخواهیم با زور گریه و اشک و آه و از این ذکر بگیر و از آن دستورالعمل بگیر با این چیزها مشکل حل نمیشود همین نمازت را سرمایهگذاری کن.@ البته معرفت هر چقدر بالاتر برود نماز با کیفتتر است این حرفها را هر چقدر انسان بیشتر بفهمد بهتر نماز میخواند ارتباط قویتر برقرار میشود البته آن درست است ولی نه اینکه ما بیاییم چند سال سر این کلاسها بنشینیم آخر سر میبینیم نماز ما با نماز پنج سال پیشمان یکی است روزهمان با روزه پنج سال پیشمان یکی است.@ اگر کسی به جایی رسیده از همین جا رسیده برو اصل را درست کن به اینها کشاندم میخواستم دریچه بحث ضرورت فقط به مسائل محسوس شما گرفته نشود بدانید که ضرورت یعنی چی در بحث روانشناسی عاقل و جاهل آنجا گفتیم شما میخواهی در زندگی دنیا خوشبخت باشی ضروریات زندگی دنیا را باید رعایت بکنی زندگی دنیا قانونمند است.@ نمیشود تنبلی بکنی درس نخوانی تحصیل قدرت نکنی بعد انتظار داشته باشی دنیا به تو روی خوش نشان بدهد نه خورد میشوی برو درست را بخوان مدرسه را تنبلی نکن کوتاهی نکن وقت داری بخوان جلو برو کمالت هست علم هست نسبت به شرائط زیستی دنیا باید قوی باشی بخوان کار کن.@ اگر کار علمی داری درس بخوان اگر کار غیر علمی داری صنعتی داری در کار خودت خبرویت و تخصص را کسب کن در آخرتت هم همینطور هست به وزان هر عالمی انسان باید کار بکند زحمت بکشد ضروریات آن را لحاظ بکند برایش تلاش بکند بعد میبینی که همهاش خوشبختی است همهاش قدرت است همهاش عزت است.@ پس یادمان نرود فرمود هر کس به غیر کارهای ضروری خودش بپردازد این کار منفعت او را میمراند منفعت یعنی آن که مطلوب توست آرزوی توست حق توست لایق توست از بین میرود و از بین رفتنش هم خیلی غمانگیز است.@ بنابراین عزیزان من وقتتان را در زندگی بگذارید به چیزهای ضروری، یک زن شوهردار وقتی به مسائل ضروریش میپردازد در ارتباطش با خداوند، حل در شوهر و فرزندان و زندگی و خاله خالهبازیهای زندگی نمیشود این هیچ وقت مسائل زندگی نمیتواند ذرهای به شخصیت او خط بیندازد و غمگینش بکند.@ یک مرد وقتی به ضروریات زندگی میپردازد در مشکلات زندگی خیلی آرام شاد قوی و محکم هست اما از درون خرابکاری میکنیم بعد فکر میکنیم که مشکل ما این هست مثل زن و شوهر میایند مشکل ما این هست من یک پراید میخواهم این برای من پراید را نمیخرد دعوایمان شده.@ بخدا مشکل سر پراید نیست اگر تو خانم پراید هم برایت بخرند مشکلت حل نخواهد شد صد تا مشکل دیگر اضافه میشود این پراید اگر در زندگی تو بیاید صد تا تشنگی دیگر برایت ایجاد میکند قبلاً که این پراید را نداشتی فقط یک پراید را نداشتی ولی وقتی آمد هزار تا چیز دیگر هم میخواهی که هی سختتر میشود مشکلات ما این نیست.@ مشکل این است که ما با خودمان قهر هستیم نمیتوانیم از خودمان لذت ببریم با معشوقمان نمیتوانیم خلوت بکنیم در خلوتهایمان دائماً میترسیم دائماً فرار میکنیم دائماً میخواهیم یک شیء خارجی یک کسی با ما باشد که نگذارد ما تنها بشویم میترسیم یک تلویزیون روشن باشد یک ویدئو روشن باشد ماهوارهای باشد اینترنتی باشد ماشینی باشد برویم بیرون بگردیم فلانی و فلانی را دعوت کنم که یک موقع پنج دقیقه در خانه تنها نشوم.@ این برای این هست که تو نمیتوانی از خودت بیزار هستی از خودت فرار میکنی اگر عاشق خودت باشی به هیچ چیزی در خارج احتیاج نداری ذلیل نمیشوی آدم رفیق میخواهد، در روایت داریم(اَلمُؤمِنُ یَستَریحُ اِلی اَخیهِ المُؤمِن) مؤمن با برادر خودش استراحت میکند.@ یعنی دو تا مؤمن که به همدیگر میرسند ملاقات اینها با همدیگر آرامش جان میاورد این به خاطر این نیست که من محتاج او هستم این به خاطر این هست که او یک همسنخ من است آدم شاد میشود لذا اگر میخواهیم گدا نباشیم و دائماً ذلیل نباشیم نسبت به بیرون باید تمام ثروت را در وجود خودمان جمع بکنیم ما باید خودمان غنی بشویم خودمان زیبا بشویم.@ (یا قوی و یا عزیز) خدایا به ما قدرت و عزت بده خیلی خوب است انسان توسل بکند به خداوند تبارک و تعالی بگوید من هیچ چیزی ندارم(لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاۀً وَ لا نُشُوراً) هیچی ندارم(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) خدایا همه چیز به دست توست.@ (وَ اَسمائِکَ الَّتی مَلأَت اَرکانَ کُلِّ شَیء) همه چیز دست توست همه زیباییها قدرتها تراوشها کمالات قشنگیها شادیها، وقتی برای توست من فقط در ارتباط با تو هستم که کسب میکنم و قوی میشوم از خودت به من بده.@ لذا هر کس میخواهد شادتر باشد شاد زندگی بکند چه دنیا و چه آخرتش قوی بانشاط پیروز و محکم هر چقدر با منبعش بیشتر در ارتباط باشد بیشتر شاد میشود اگر ما ضعیف هستیم برای اینکه با منبع قدرت ارتباط نداریم اگر اشیاء را به زیبایی نمیبینیم برای اینکه زیبایی نداریم چون با منبع زیبایی ارتباط نداریم.@ اگر بیشخصیتی احساس میکنیم خوردی احساس میکنیم سوءظن داریم فکر میکنیم دیگران دارند بر علیه ما توطئه میکنند من را تحقیر میکنند کسی که برای اینکه یک دانه میوه جلویش نگذاشتند احساس خوردی میکند کسی که یک چایی جلویش نگذاشتند داغونش میکند.@ کسی که فلان جای مرغ را برایش نگذاشتند به هم میریزد کسی که غذا به او نرسیده شدیداً فشارخونش بالا میرود کسی که لباسش اتو نشده است نمیتواند بدون اتو لباس بپوشد احساس بیشخصیتی و بیشرافتی میکند این مال این هست که در درون هیچ ارتباطی با منبع عزت و قدرت نداشته و الا این چیزها انسان را میتواند تکان بدهد؟ هرگز نمیتواند تکان بدهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@