جلسه 072 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
72
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 072 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در شرح حدیث عنوان بصری آخرین بحث ما درباره عمر بود که قرار شد این یکی دو جلسه را در مورد پرداختن به امور لهو و بیهوده صحبت بشود دو روایت را از امیرالمؤمنین(ع) خدمتتان عرض کردیم.@ در غرر روایت سوم میفرماید که(مَن اِشتَغَلَ بِالفُضُول فاتَهُ مِن مُهِمِّهِ المَأمُول) هر کس که اشتغال پیدا بکند به زیادیها آن مهمی که مورد آرزویش هست را به آن نمیرسد اگر برگردیم به نسبت خودمان گفتیم که ما در رحم دنیا فرصت محدودی داریم برای اینکه خودمان را برای شرائط زیستی آخرت آماده بکنیم مثل یک جنین.@ ما نوع وقتگذاری را باید از جنین بیاموزیم جنین از همان روز اولی که به صحنه حیات میاید در رحم مادر اول از این هدفش را گم نمیکند روی هدف شناخت اساسی دارد میداند قرار است کجا برود میداند میخواهد چکار بکند میداند که در یک زمان محدودی باید خودش را برای شرائط زیستی دنیا آماده بکند این را میداند.@ بعد دائماً در حال رشد هست و درجه به درجه رشد میکند نطفه، علقه، مضغه بستگی دارد که این(فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً) میبینیم که هر چهل روز یک امتیاز یک درجه یک مقام میگیرد خودش را دائماً رشد میدهد و به شرائط زیستی حیات دنیا نزدیک میکند.@ جنین استراحت دارد اما وقتی را که میگذارد برای استراحت یا برای کارهای دیگری غیر از اندامزایی همه آنها در استخدام امر مهم اندامزایی هستند و یک اراده بر او حاکم هست و آن تهیه لوازم مورد نیاز برای شرائط زیستی دنیا هست این اراده بر جنین حاکم است بقیه کارها را با همین تطبیق میدهد هر کاری که میخواهد بکند.@ یک الگوی بسیار خوبی هست برای ما در حیات دنیا که ما در رحم دنیا باید طوری وقت بگذاریم یعنی تقسیمبندی وقتمان عمرمان بخصوص جوانیمان و برنامهریزیهایمان باید به گونهای باشد که در نهایت منجر به تولد سالم ما به شرائط زیستی حیات ابدی باشد.@ آنوقت چون وقتمان هم محدود هست شرائط زیستی حیات ابدی هم شرائط اعتباری نیست شرائط حقیقی هست یعنی ما آنجا حقیقتاً از ما تطبیق با شرائط زیستی برزخ را میخواهند یک شرائط حقیقی است یعنی یک عالمی هست مثل همین عالم آب و هوای خاصی دارد شرائط زیستی خاصی دارد شما فقط تنها راهش این هست که روحی که متناسب با آن شرائط هست را باید تهیه بکنی.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) قلب سلیم یعنی روحی که سالم هست متناسب با شرائط زیستی برزخ، پس وقتگذاری برای کارهای اضافه و زیادی اگر ما وقت بگذاریم برای کارهایی که برای ما فایدهای ندارد و در جهت شدن ما نیست این وقتگذاری در آخر باعث میشود ما کم بیاوریم.@ مثل اینکه به شما 3 لیتر بنزین میدهند میگویند شما سوار موتور بشوید با 3 لیتر شما خودتان را به قم برسانید مسیر را طوری تنظیم کردند که مثلاً از سر اتوبوبان قم حرکت بکنید خودتان را به قم برسانید حالا اگر وسطش تو گفتی من بروم بهشت زهرا هم یک سری بزنم بروم آسایشگاه سالمندان یک سری بزنم این طرف هم یک دوری بزنم داری از سهمیه بنزینی که باید تو را به مقصد برساند مصرف میکنی.@ در نهایت چون از همان 3 لیتر داری مصرف میکنی در نهایت به قم نمیرسی پس ما باید یک کاری بکنیم موقعی که سوت پایان را زدند و گفتند تمام شد بفرمایید تشریف ببرید برزخ، آماده باشیم نگوییم که(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) من را برگردانید.@ اگر یک مرتبه ما به برزخ ورود بکنیم یعنی برویم درک بکنیم الان فکر بکنید که به برزخ منتقل شدید حقیقتاً وقتی به ما میگویند چه چیزی آوردید چیزی که ما را بسیار آزار میدهد این هست که ما از وقتمان خوب استفاده نکردیم وقتی میگویند جوانیت را چکار کردی عمرت را چکار کردی.@ چون فرمودند هیچ بندهای قدم از قدم برنمیدارد مگر اینکه به این دو سؤال جواب بدهد در یک روایت دو سؤال داریم در یک روایت چهار سؤال داریم از عمر و جوانی سؤال میکنند وقتی سؤال میکنند چیزی که ما را خیلی آزار میدهد این هست که درست استفاده نکرده باشیم همه ما هم اعتراف میکنیم که خوب استفاده نکردیم ما را واقعاً اذیت میکند.@ این که من بارها به شما عزیزان عرض میکنم کسانی که الان در برزخ هستند آدمهای خوبشان، کاری با بدها نداریم آدمهای خوبشان تشنه پنج دقیقه وقت شما هستند یعنی التماس خدا را میکنند که پنج دقیقه از وقتهای دنیایی که الان ما داریم خیلی راحت تلفش میکنیم به آنها بدهد.@ ما یکبار بمیریم(مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا) یعنی اینکه هی نباشیم ما برویم آنطرف بمیریم بعد به ما بگویند که حالا چه چیزی آوردی؟ بگوییم که کم آوردیم خدایا من را برگردان یکبار همین جا حقیقتاً بمیریم این همه صحنههای خطرناک برای تکتک ما اتفاق افتاده چه بسا تا حالا هفت تا کفن هم پوسانده بودیم رفته بودیم آنطرف چقدر احتمال داشت تا الان ما بمیریم؟ زیاد.@ و توجه بکنیم به اینکه عمرمان را باید درست مصرف بکنیم از ما سؤال میشود این عمر را بیهوده به ما ندادند(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید بیهوده خلقتان کردیم به سوی ما بازگشت نمیکنید یعنی معنای حیات در ابدیت شکل میگیرد با ابدیت هست که حیات معنادار میشود.@ برای همین دیگر ما وقت خیلی زیادی نداریم به کارهای اضافه بپردازیم اولین درسی که در شرح حدیث عنوان بصری حضرت صادق(ع) به عنوان بصری گفت این بود که عبد برای خودش تدبیر نکند ننشیند برای خودش برنامهریزیهایی بکند که جدای از برنامه حرکتش به سمت ابدیت بشود.@ به خدا بگوید خدایا ما برای خودمان کسی هستیم یک سلسله برنامه برای خودمان داریم میخواهیم زندگی بکنیم یک دفعه میبینی 20 سال 30 سال عمر و جوانی را تلف کرده در رابطه با چیزی که اصلاً هیچ ارتباطی با حیات پس از مرگ او و حیات ابدی او ندارد این نمیشود ما نباید بنشینیم برای خودمان تدبیر بکنیم ما را نیاوردند اینجا که بنشینیم بازی بکنیم هی برنامه بریزیم و وقتمان را به اینها بگذرانیم.@ حتی آن چیزی هم که الان متأسفانه به صورت انحرافی مطرح میشود توسط بعضی از رسانهها یا روانشناسان به عنوان اوقات فراغت حتی اوقات فراغت هم باید شکل جهتدهی به سمت آخرت داشته باشد یعنی من از فراغتم استفاده کنم برای آن حرکت.@ و الا اینکه ما یک زمانی رفع القلم باشد و بعد هم بگویند شما در اوقات فراغت هستی هر کاری دلت خواست بکن، نمیشود، جلسه قبل هم عرض کردم ما دنبال لذت باید برویم لذت جزء اساسی زندگی ما هست حضرت فرمود اگر کسی به لذات حلال نپردازد قدرت برای انجام وظائف دینیش ندارد.@ ولی باید همان پرداختن به لذات حلال هم هدفدار و جهتدار باشد به هوس کشیده نشود به فضول و زیادی هم کشیده نشود خودش یک مشغله برای ما نشود لذا در دعای مکارم از حضرت سجاد(ع) داریم(اللهم صل علی محمد و آل محمد وَ اکفِنی ما یَشغَلُنِ الاِهتِمامُ بِه) خدایا درود بفرست بر پیامبر و آلش من را کفایت کن از چیزهایی که من را به خودش مشغول میکند عمر و وقت من را تلف میکند.@ غنا داشته باشم در درون خودم این غنا خیلی مهم است که انسان در درون خودش غنا داشته باشد نسبت به کارهای زائد هوس نداشته باشد کشش نداشته باشد نیاز نداشته باشد بچهبازی نکند وقتی انسان خودش را خوب میشناسد به صورت جدی بخصوص به عنوان یک جوان بشناسد که کیست و چیست و برای چه آمده مختصات خودش را بداند.@ (عَلِمَ مِن أَین وَ فی أَین وَ اِلی أَین) این را خوب درک بکند آن موقع واقعاً در درون خودش احساس غنا میکند به کارهای جدی میپردازد یک نسل قبل از شما در شما هم قطعاً هستند بچههای بسیجی و جبههای اینها هشت سال دوران دفاع مقدس شما ببینید وقتهایشان را چطوری پر کردند.@ بسیاری از چیزهایی که الان دارند به ما تحمیل میکنند که شما به عنوان یک جوان به آن احتیاج داری آنها اصلاً احساس نیاز هیچ وقت به آن نمیکردند بلکه اساساً وقتی میخواستند فکرش را هم بکنند خستهشان میکرد فکرش آزارشان میداد بیشترین نشاط هم اینها در جبهه داشتند هیچ کس به اندازه آنها نخندید هیچ کس به اندازه آنها خوش نگذراند هیچ کس به اندازه آنها جوانی نکرد.@ ولی به خیلی از هوسهایی هم که الان جوانها را هم به سمتش دعوت میکنند یا وقت تلف کردنها یا چیزهایی که به عنوان اوقات فراغت سر راه جوانها میگذارند احتیاجی هم نداشت واقعاً جدی زندگی کردند اساساً خود جدی زندگی کردن لذت دارد که انسان میداند خودش را دارد به یک جایی میرساند میفهمد دارد چکار میکند.@ وقتی کسی جدی زندگی میکند حتی وقتی به لذات حلال هم میپردازد از آن فوقالعاده لذت میبرد میداند که این در چه جهتی هست یک موقع هست آدم خسته شده حالا بلند بشویم برویم یک سفری یک دو روز برویم شمالی چهار روز اینطرف برویم یک وقتی را میگذراند.@ ولی کسی که درست دارد زندگی میکند یعنی ماهیت جنینی خودش و ماهیت رحمی دنیا را خوب شناخته او برایش سه روز شمال خیلی لذت دارد چون میداند این سه روز شمال را باید چطوری مصرفش بکند از آن نهایت استفاده را میکند باز در جهت حرکتش به سمت ابدیت حیات ابدی.@ اگر بخواهد شوخی کند خوب شوخی میکند از آن لذت میبرد میداند که شوخی باید چطوری باشد که تاریکی نیاورد لذتش را هم ببرد شاد هم باشد بانشاط هم باشد ولی آسیبی هم نبیند و همه کارهای دیگر هم همینطور هست.@ لذا حضرت میفرماید کسی که مشغول کارهای زیادی میشود از آن آرزوی خودش میماند از آن مهمی که مأمول او هست مورد آرزوی او هست باز میماند نمیرسد وقتی سوت پایان را میزنیم میبینیم آماده نیستیم آماده نبودن در آنجا غیر از آماده نبودن اینجاست.@ الان مثلاً کنکور میاید من آماده نیستم امتحان بدهم حالا سال بعد، قابل جبران هست موقع امتحانات هست امتحان مدرسه است آمادگی نداریم ممکن است تجدید بشویم بعد جبران میکنیم ولی سوت پایانی که در رابطه با آخرت میزنند این دیگر قابل برگشت نیست وقتی میگویند تمام، بفرمایید در برزخ، بگویی آماده نیستم قضیهاش حل شدنی نیست.@ لذا در دعای روز یکشنبه به خداوند تبارک و تعالی عرض میکنیم خدایا من پناه میبرم به تو به اینکه قبل از اینکه آماده بشوم از این دنیا بروم اینکه در شبهای ماه مبارک دائماً طول عمر را میخواستیم از خداوند تبارک و تعالی(فی خَیرٍ وَ عافیَتٍ فی طاعَۀٍ) برای این هست که این طول عمر خیلی به ما کمک میکند برای آمادگی برای ارتقاء درجات، برای اینکه خودمان را برای شرائط آنجا خوب آماده بکنیم.@ آنجا هم زندگی ماست زندگی کس دیگری نیست خودمان میخواهیم آنجا زندگی بکنیم آنجا هم همه شرائطی که اینجا هست در یک کیفیت خیلی عالیتری که کیفیتش قابل مقایسه نیست مثل دنیا و رحم میماند باید بهرهبرداری بکنیم یک کیفیتی که وقتی میبینیم حسرت ما را برمیدارد و آن موقع میفهمیم که چقدر حماقت است که انسان خودش را برای آنجا آماده نکرده از دستمان میرود.@ لذا باید سقف هوس را پایین بیاوریم اگر هم میخواهیم به کارهایی بپردازیم از قبیل تفریح یا لذات حلال باید بر اساس حرکت اصلی و جدی زندگی ما باشد نه به عنوان اینکه خودش برای ما یک بازی بشود.@ یک موقع میبینی یک نفر کارهای جدی میکند در کارهای جدیش یک وقتی هم برای تفریح میگذارد این خیلی خوب است یک موقع میبینی یک نفر تفریح کردن کارش میشود مدام دوست دارد تفریح بکند بگردد وقت بگذارد اینطرف برود آنطرف برود شهوت این کار سراغش میافتد که دیگر آن خوب نیست پس حواسمان باشد که ما اوقاتمان را باید چطوری بگذرانیم از نظر برخورد با لذات و اوقات فراغت.@ جلد 2 صفحه 182(اِقصِر هِمَّتَکَ عَلی ما یَلزَمُک وَ لا تَأخُذ فیما لا یَعنیک) اِقصِر یعنی کوتاه کن همتت را پایین بیاور اختصاص بده به چیزی که احتیاجش داری بعداً لازمت میشود به واجباتت، آنهایی که در حرکتت به سمت ابدیت چارهای از تهیه آنها نداری.@ جنین میداند اگر بخواهد وقت تلف بکند موقع تولد چشم میخواهد برای طول موج دنیا، گوش میخواهد برای فرکانس دنیا، دستگاه تنفس میخواهد برای شرائط هوای اینجا، اینها را باید تهیه بکند یک ملزوماتی هست که اگر نداشته باشیم آن انواع تولدها اتفاق میافتد که خطرناک است.@ میفرماید همتت را اختصاص بده به آن چیزی که احتیاج داری برای همین در دعایی که از حضرت سجاع(ع) عرض کردم بعد از اینکه عرض میکند(وَ اکفِنی ما یَشغَلُ مِن الاِهتِمامُ بِه) عرض میکند(وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) من را به کارهایی وادار که قرار است قیامت از من سؤال بکنی.@ وقت من جوانی من عمر من استعداد من صرف چیزهایی بشود که بدهکار هستم قرار است بعداً جوابگو باشم(وَ استَفرِغ اَیّامی فیما خَلَقتَنی لَه) خدایا تو فراغت بده به ایام من در جهت آن هدفی که تو من را برای آن خلق کردی.@ یک جا حضرت میفرماید(اِقصِر هِمَّتَکَ عَلی ما یَلزَمُک) همتت را اختصاص بده به چیزهایی که به آن احتیاج داری میدانی شب اول قبر لنگ میمانی اگر با خودت نبری اینهایی که واجب هستند اینهایی که قرار است بالای سرت بیایند شکلهایشان را درست بکن با شکلهای زشت نبر.@ نماز هست قرار است کمکت بیاید یک نماز بدی آنجا نفرستیم که آبروریزی بشود روزه هست ولایت هست اینها را باید درست بکنیم واجبات اولیه ما هستند و آن 50 موقف و 50 ایستگاهی که قبلاً توضیح دادم.@ بعد میفرماید(وَ لا تَأخُذ فیما لا یَعنیک) فرو نرو گرفتار آنچه که به دردت نمیخورد نشو همین الان نگاه کن در درون خودت اوقاتی که داری میگذرانی ببین وقتهایت را چطوری داری میگذرانی این کاری که الان داری به آن میپردازی داری میکنی این مابهازای ابدی دارد یا ندارد.@ اگر مابهازای ابدی دارد مبارکت باشد انجام بده اما اگر میبینی چیزی بعد برای شرائط زیستی ابدیت تهش نمیماند فقط در دنیا صرف میشود آن هم عمر گرانی که بر مبنای ابدیت پای ما حساب میکنند یعنی گرانترین سرمایه انسان عمرش هست قیمت عمر اصلاً هیچ کس نمیتواند قیمتگذاری بکند.@ (بَقیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها) قیمت را بر مبنای عمر دنیا که پای ما حساب نمیکنند یک ساعت یک دفعه میبینی یک میلیون سال آخرت شد خیلی پای ما گران حساب میشود وقت ما خیلی گران است این وقتی که اینقدر گران است بعداً هم مابهازای ابدی باید داشته باشد ما برویم صرف یک کاری بکنیم که مابهازای ابدی نداشته باشد چیزی هم تهش برای ما نماند.@ شما اگر نگاه کنید به خیلی از وقتهایی که تا الان تلف کردیم و فکر میکردیم که باید وقت بگذاریم الان که دیگر از ما وقت و عمری گذشته به گذشته که مراجعه میکنیم میبینیم که نه خیلی هم اگر به آن کارها نمیپرداختیم به جایی برنمیخورد اتفاقاً بهتر هم میشد اگر برای آن کارها وقت نمیگذاشتیم.@ سر یک هوس رفیقم رفته فلان کار را انجام بده من هم بروم آن کار را انجام بدهم عزیز من این کاری که میخواهی انجام بدهی دقت کن این باید مابهازا داشته باشد من میخواهم بروم زبان بخوانم میایی برویم با هم زبان بخوانیم بعد میبینی شش ماه یکسال رفته زبان خوانده بعد ول میشود هیچ خاصیتی هم برای این طرف ندارد.@ زبان چیز باارزشی است ولی من وقتی سراغش میروم باید بتوانم قیامت جواب بدهم بگویم خدایا این مقدار که زبان را خواندم این استفاده را از آن کردم نه روی هوس بروم زبان بخوانم روی هوس حالا این رفته زبان بخواند ما هم بچهمان را بگذاریم زبان بخواند خودمان هم برویم زبان بخوانیم میرود یکسال میخواند بعد هم زده میشود.@ حال و حوصله ندارد ادامه بدهد سخت است کار علمی است محیط ندارد از آن استفاده نمیکند میبینی که یکسال سرمایه گذاشته عمر گذاشته زبان خوانده بعد هم هیچ فایدهای ندارد یا مثلاً فلان رشته را فلان جا درس میدهند برویم یک مدت کار کنیم میرود کار میکند بعد میبیند که هیچ اثری برایش نداشت هیچ مابهازایی نداشت.@ فلان رشتهها ثبتنام میکنند فلان فرهنگسرا فلان جا ثبتنام میکنند ما هم میگوییم حالا وقتمان را میگذاریم جالب است ما هم برویم یک کاری بکنیم حالا برو آن کار را بکن به هر حال این چه مابهازایی برای تو دارد.@ من هفته سه روز سفالگری میروم حالا هفته سه روز سفالگری میروی قرار است از این سفالگری چه استفادهای بکنی این میخواهد چه مابهازایی برای تو داشته باشد یک موقع من میروم سفالگری میخواهم کارم این باشد شغلم این هست میخواهم از طریق این امرار معاش بکنم.@ میخواهم آثار هنری تولید کنم بفروشم مشکلات زندگیم را با آن حل بکنم حالا شما وقت بگذار برو آن را هم یاد بگیر پول بده مواد بخر بعد هم ولش میکنی میرود پی کارش، اینقدر در مسائل زندگی گرفتاری داری که دیگر نمیرسی از این کارها بکنی.@ مثلاً من بنشینم کلکسیون کبریت جمع کنم کلکسیون قوطی سیگارها را جمع کنم حالا تهش برای من چه میماند این عمری که میخواهیم بگذاریم شوخی نیست خیلی گران پای ما حساب میکنند ما حتی به کارهای مهم هم نباید بپردازیم.@ ما باید به کارهای اهم بپردازیم یعنی آنهایی که از همه واجبتر هست خیلی از کارها هست خوب است مهم هم هست وقتی میگویم مهم است نگاه میکنیم بله واقعاً مهم است خوب است ارزش هم دارد اما عزیز من دقت کن وقتی میگویی ارزش دارد خوب است واقعاً تو کار واجبتر از این نداری مسئولیت مهمتر از این نداری.@ اگر فردا بگویند که شما هفته دیگر داری میمیری شما نمیگویی ای کاش این یک قسمت را حذف کرده بودم به یک کار دیگر پرداخته بودم اینطوری آدم باید عمر بگذراند که اگر به او گفتند تمام شد وقتی به گذشتهاش برمیگردد بگوید درست انتخاب کرده بودم این مشغلههایی که انتخاب کرده بودم درست بود.@ نمیگویم اَه کاشکی این را برداشته بودم آن یک قسمت کاش آنجا عمرم را تلف نمیکردم کاش آنجا اینطوری نمیشد به جایش این کار را میکردم از الان تشخیص بده این که کار سختی نیست حالا بعداً بیاییم حذفش بکنیم دیگر فایدهای ندارد که بگوییم ای کاش نمیکردم این کاشها خیلی هم تلخ است.@ به یکی از بزرگان عرض کردند آقا شما اگر هفته دیگر بمیری چکار میکنید فرمود هیچی همین کاری که در یک عمر کردم این یک هفته هم همان کار را میکنم یعنی چی؟ یعنی درست وقتم را تنظیم کردم وقتم را عمرم را جوانیم را کارهایم را درست تنظیم کردم نمیگویم حالا دارم میمیرم پس بیایم توبه کنم یکسری از ارتباطاتم را قطع کنم یکسری از چیزها را قیچی بزنم.@ ما الان خودمان یک فهرست بلند بالا داریم از کارهای اینطوری، وقتی به ما میگویند هفته دیگر تمام است سوت پایان را میزنند یک موقع لطف بشود در حق ما یک هفته به ما وقت بدهند ما را بیخبر نبرند ولی مرگ بیخبر میاید.@ اصلاً امان نمیدهد که تو فکر بکنی من آماده نبودم ببخشید بگذار لیسانسم تمام بشود من هنوز کارشناسیم را نگرفتم هنوز لیسانس نشدم هنوز ازدواج نکردم هنوز بچهام به دنیا نیامده اصلاً کسی با این چیزها کاری ندارد تازه امشب شب عروسیم هست من را ول کنید میخواهید ما را برزخ ببرید.@ نه همین امشب شب عروسی دارد میرود بفرمایید برزخ، دارد با عروس خانم میرود عروس و داماد به اتفاق هم در برزخ میروند یک تصادف یک گازگرفتگی تمام شد ای بابا میگذاشتید ما کارمان را بکنیم وقت نیست بفرمایید برزخ.@ وقتی برزخ رفتیم میبینیم که چقدر این کارهای ما اضافه بوده کاشکی وقت نمیگذاشتیم الان میتوانیم این کار را بکنیم(مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتوا) برای همین خوب است بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند حساب بکنید ببینید واقعاً چقدر از روابط ما زائد است.@ تلویزیون نگاه کردن یک تعدادیش زائد است مینشینیم بیخود نگاه میکنیم هیچ لزومی هم ندارد چیزی هم دست ما نمیدهد اگر هم بدهد او که میخواهد بدهد با او که میگیرد نمیارزد، نمیشود من بروم یک ساندویچ همبرگر بخورم ده هزار تومان.@ میگوییم آقا ما یک ساندویچ خوردیم ده هزار تومان سیر شدیم درست است ولی ده هزار تومان دادی با ده هزار تومان شما میتوانستی خیلی غذاهای دیگر بخوری آن هم نه یک وعده، آن چیزی که به ما میدهد نسبت به آنچه که از ما میگیرد نمیارزد باید بیارزد ما باید بازاری باشیم کاسب تاجر بازاری بر مبنای ابدیت.@ من دارم این کار را انجام میدهم این وقت را میگذارم این یک مابهازای ابدی برای من دارد یا ندارد؟ زرنگ باشیم ما کارهای دنیاییمان را اینطوری میکنیم میخواهیم وارد تجارت بشویم اینطوری میکنیم؟ پوست شریک را میکنیم سر یک غرانش مینشینیم با او حساب میکنیم بیست دفعه به او تذکر میدهیم هزار جا مینویسیم که یک موقع یک غران سرمان کلاه نرود.@ حضرت میفرمود نسبت به عمرت حریصتر باش تا نسبت به درهم و دینارت، طرف میبینی با زنش هم حساب میکند تا غران آخرش، با بچهاش حساب میکند تا غران آخرش، با پسرش با دخترش حساب میکند بعد نمیارزد ما وقت را بگذاریم سر یک چیزی که مثلاً دنیا میخواهد یک چیزی به ما بدهد بعد آن چیزی که دارد از ما میگیرد خیلی گران باشد این حماقت است ما نباید اینطوری بفروشیم.@ آن که میخواهد به ما بدهد باید بیارزد باید مابهازای ابدی داشته باشیم جوان یکی از واجباتش حرص نسبت به عمرش هست این باید ملکه ذهنش بشود هر کاری میخواهم بکنم اول ببینم میارزد یا نمیارزد میخواهم چیز بخرم همیشه به جیبت نگاه میکنی همینطوری که دست نمیکنی جیبت خرج بکنی.@ نگاه میکنی چون میدانی پول است برایش کار کردی زحمت کشیدی مابهازای برایت داشته عمر تلف کردی تا این پول در دستت آمده دزدی که نکردی عمر هم همینطور هست پای ما خدا خیلی حساب میکند آن هم با مبنای ابدیت حساب میکند خیلی گران است.@ میخواهی وقت بگذاری اول حساب کن که میارزد این کار را من بکنم یا نمیارزد همینطوری حالا یک چند وقتی بزنیم در فلان کار حالا یک مدت برویم فلان رشته را کار بکنیم تا ببینیم بعد چه میشود یک مدت با رفقا اینجا برویم ببینم چه میشود، نه.@ پس به این نکته ما باید توجه داشته باشیم که بازاری باید زندگی بکنیم اینکه حضرت میفرماید از نفست حساب بکش مثل کسی که از شریکش حساب میکشد یعنی شب به شب حساب بکنیم میارزید واقعاً این وقتهایی که امروز گذاشتیم اینجا رفتیم این کار را کردیم چیزی تهش برای ما ماند یا نه؟.@ این دغدغه اگر در جوان بیفتد خیلی بُرد کردید این دغدغه مبارکی است اگر در شما بیفتد میبینید دو سه سال دیگر چهار سال دیگر همه کارهایتان روی روال است میدانید باید چکار بکنید این دغدغه وقتی نباشد ما سرمایه ابدی را همینطوری داریم تلف میکنیم فقط میخواهیم زندگی کرده باشیم.@ کجایش مهم نیست شغل چیست چقدر حقوق میدهند با چه کسی ازدواج بکنم رشته تحصلیم چه باشد محل زندگیم کجا باشد رفیقهایم چه کسانی باشند چطوری بگذرد مهم نیست زندگی کنیم مثل مردم، نه ما برای این کار در دنیا نیامدیم که حالا ما هم داریم زندگی میکنیم.@ بعد هم هر وقت میخواهیم بفهمیم ارزیابی کنیم تا یک موقعی میخواهی هوشیار بشوی که خودت را محاسبه بکنی شیطان به جای اینکه مبنا را روی فطرت بیاورد براساس نظام فطری ورودیها و خروجیهایت را محاسبه کنی و براساس مبانی ابدی و آخرتی حساب بکنی ببینی میارزید این زندگی که کردی یا نه سریع تو را میکشاند در مبانی طبیعی.@ میگوید اگر عوضش الان من این وقت را گذاشتم از صغری خانم و کبری خانم و باجناقم و برادرزنم پنج قدم جلوتر هستم عوضش من یک پراید دارم آنها ندارند خانه من 120 متر است ما یک ویدئو داریم خانه ما لوستر دارد فرشهایمان مثلاً دستباف است من عوضش یک لیسانس گرفتم.@ یعنی تا بخواهی بنشینی ببینی که اصلاً درست زندگی کردی یا نکردی میارزید یا نمیارزید انسانی تنفس کردی یا نکردی تو را میکشد در مبانی مادی، میبینی که آنجا سرت را کلاه میگذار میگوید تو الان از خیلیها جلوتر هستی میارزید.@ الان برای خودت مدیرکل شدی الان یک ساختمان پنج طبقه برای خودت داری الان یک باب مغازه داری یک پژو زیر پایت هست تلفن همراه داری پس جلو هستی خوب زندگی کردی موفق بودی این کلمه تلخی هست به کار میبرند فلانی آدم موفقی هست کجا موفق است.@ (اَلفَقرُ وَ الغِنی بَعدَ العَرضَ عَلَی الله) ثروت و فقر بعد از اینکه به خدا عرضه شدی معلوم میشود که موفق زندگی کردی یا موفق زندگی نکردی آدم موفقی است کمالات جمادی به دست آورده! آدم موفقی است در کمالات گیاهی رشد کرده! این چه موفقیتی هست! الان چه چیزی به دست آورده؟ این داراییش چیست؟ داراییش را با خودش برزخ میبرد یا نمیبرد؟.@ آنجا که میگویند چه چیزی آوردی میتواند با خودش منتقل کند یا نه میگوید همه را گذاشتم ورثه بخورند؟ دقت کنید بخور بخورهای دیگران آدم موفقی است الان نگاه کن من هنوز 40 سالم هست جوان فسقلی هنوز 20 سالش نشده چه موقعیتی دارد ماشین خارجی زیر پایش هست هُل بشویم الان دارند میخورند بخور بخور هم هست بعد دارند میخورند و بدو برو تا تمام نشده تو هم یک چیزی بردار عجله نکن هُل نشو.@ نگذار حیوانات و گیاهان تو را هُل بکنند نگذار کسانی که براساس مبانی ابدی زندگی نمیکنند اصلاً جوان و جوانی نمیدانند یعنی چی تو را هُل بکنند خودت را قاطی بکنی با آنها عوضی بگیری این درست از آن نکات و نقاط بزنگاه به قول معروف هست که اگر نتوانیم اینجا را درست تشخیص بدهیم یک موقع تا آخر عمر اشتباه رفتیم.@ یعنی مبنای موفقیت این میشود همانهایی که هیچ چیزش را با خودمان در برزخ نمیبریم بقیه هم میبینند دهانشان آب میافتد بارک الله میگویند خوش به حالت میگویند تو هم کیف میکنی از اینکه دچار یک تفاخر شدی و علو(تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) عوضش من اینطوری هستم عوضش من دو قدم بالاتر هستم گرفتار این میشوی.@ این کسانی هم که آدمهای ضعیفی هستند فطرتاً آدمهای پستی هستند از نظر فطری ولی از نظر طبیعی قوی هستند همیشه هم به تو آنطوری نگاه میکنند تو هم کیف میکنی از اینکه دیگران با آب و تاب به تو نگاه کنند بعد هم تو فکر میکنی موفق زندگی کردی، نه عزیزم ثروت را در مبنای ابدیت ببرد.@ اگر میخواهی اشرافی زندگی کنیم آنجا باید اشرافی زندگی کنیم اشرافی زندگی کردن آنطوری باشد ببر در آن مبنا اشرافی زندگی کن با اشراف بگرد با گردن کلفتها با بزرگان با سلاطین با کسانی که همه اشراف هستند در مبنای آخرت با آنها لذا شما سر نماز شخصیتهایی که قرار است با آنها گره بخوریم به خدا میگوییم.@ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) نبیین صدیقین شهدا صالحین این چهار دستهای که أنعم الله علیهم هست گروه ما این گروه هستند هم حزبیهای ما اینها هستند ما عضو مجموعه ولایتی حزب خدا هستیم عضو جبهه نور هستیم تیپهایی هم که اشراف هستند که سرشان به تنشان میارزد بزرگان اشراف 124 هزار پیغمبر رفیقهای ما اینها هستند که قرار است ما بعداً با اینها زندگی کنیم.@ شهدا هستند صدیقین هستند صالحین هستند همسایگان ما رفیقهای ما کسانی که قرار است بعداً در حیات ابدی با آنها تردد بکنیم با هم رفیق باشیم دوست باشیم رفت و آمد داشته باشیم اینها هستند وقتی اینها هستند تو دیگر باید بدانی با چه تیپهایی در زندگیت بگردی با چه کسانی از اول رفیق باشی و مبنای ثروتت را دارایی و نداری چقدر به دست آوردی چقدر به دست نیاوردی بر آن مبنا حساب بکنی.@ من چقدر به پیغمبر نزدیک هستم؟ چقدر به این عزیزانی که در زیارتنامهها خدمتشان سلام عرض میکنیم؟ اینها آبا و اجداد ما هستند اینها عزیزانی هستند که قرار است ما با اینها بعداً باشیم وقتی میگویی(السلام علی آدم صفوۀ الله) این الگوی تو است(السلام علی نوح نبی الله السلام علی ابراهیم خلیل الله) اینها شخصیتهایی هستند که رفیقهای تو هستند قرار است بعداً با اینها همسایه بشوی.@ عزیز من توجه کن که دیگر ثروتت را باید به آنها برسانی با ثروت بزرگان خودت را بسنج شب تا صبح فکر کن که چکار کنی ثروتت را بالا ببری داراییت را بالا ببری چقدر اموالت را بالا میبری اموالی که به حیات ابدی منتقل میکنی به این فکر بکن.@ فقط حضرت فرمود آدمهای عاقل و کیس اینها هستند بقیه حضرت فرمود دیوانه هستند آمد دید دور یک بنده خدایی جمع شدند حضرت فرمود چیست برای چی دور این بنده خدا جمع شدید؟ گفتند آقا این دیوانه است داریم نگاهش میکنیم کارهای عجیب و غریب میکند، حضرت فرمود میخواهید بگویم دیوانه کیست؟.@ دیوانه کسی است که آخرتش را از دست بدهد این دیوانگی است جنون به معنای حقیقی است یعنی وقتی سوت پایان را زدند بعد بگوید کاشکی درست زندگی کرده بودم چقدر این کلام تلخ است.@ (رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) من را برگردان تا درست کار انجام بدهم خدایا من را پنج دقیقه ده دقیقه یک روز برگردان درست میکنم بزرگان زیادی از انبیاء مریم(س) انبیاء شهدا علما وقتی بزرگانی که با آنها ارتباط داشتند خواب اینها را دیدند به آنها گفتند که دوست دارید برگردید؟ همه گفتند ما دوست داریم برگردیم آنوقت ما چیزی داریم که آنها ندارند ثروتی داریم که آنها ندارند استفاده بکنیم.@

فرصتی نداریم بعداً دیگر دست نمیدهد الان در بهترین شرائط هستیم یک کمی فکر بکنیم که قرار است از وقت و عمرمان چطوری استفاده بکنیم آنوقت با این مسائل نشاط پیدا میکنیم پس دقت بکنیم عزیزان به ثروت ابدی بپردازیم این زیرکی و کیاست است.@ آدم زرنگ کسی هست که خودش را درست نگاه میکند یعنی حیات ابدی را خوب میبیند آیندهنگر هست آینده ابدیش را خوب شناسایی کرده برای آینده کار میکند.@ دیدید آدمهایی که الان میگویند جوان جوان زیرکی هست از الان به فکر ازدواجش هست حال مانده تا ازدواجش، چقدر پدر مادر زرنگ هستند جهیزیه را برای دختراشان تهیه کردند هنوز پنج سال دیگر مانده تا موعد ازدواج چقدر جوان زرنگ است رفته یک آپارتمان خریده برای خودش حالا مانده تا بخواهد ازدواج بکند زرنگ است.@ مگر آنطرف ما نمیخواهیم ازدواج بکنیم کسی هم به داد ما نمیرسد(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس به داد ما نمیرسد حضرت سجاد(ع) در همین دعای ابوحمزه به خداوند عرض میکند خدایا من گریه میکنم برای تنهایی خودم برای وحشت قبرم برای تاریکی قبرم، قبر لزوماً تاریک و وحشتناک نیست ما اتفاقاً آنجا اصلاً تنها نیستیم.@ ولی باید رفقایت را با خودت ببری باید با رفقایت از الان رفیق شده باشی اینطور نیست که با آنها هیچ رفت و آمدی نداشته باشی رفاقتی نداشته باشی بعداً بخواهی بروی با آنها رفیق بشوی کسی آنجا تو را تحویل نمیگیرد رفاقت همین جا، از الان رفقایت را انتخاب کن با چه کسانی میخواهی رفیق بشوی.@ با اراذل و اوباش بگردی با خرپولها بگردی عشقت این باشد با اینها بپری بعد هم در کثافتهایشان و در آلودگیهایشان تو را قاطی بکنند بگویی من که نمیخواستم اینطوری بشود من که راضی نبودم عزیز من، من راضی نبودم یعنی چی تو رفتی در مجلس آنها نشستی تو را آلوده و خراب میکنند خواهناخواه، کنار بکش رفیقهایت را انتخاب کن.@ به خودمان هم دروغ نگوییم سر خودمان هم کلاه نگذاریم ما رفیقهایمان مشخص است آنهایی که قرار است با آنها رفاقت بکنیم اشراف هستند آدم حسابیها مشخص شدند لیست و اسامیشان مشخصاً خداوند در قرآن به ما داده با اینها باید رفاقت بکنیم دیگر با کس دیگری که ما رفاقتی نداریم.@ با آنها رفاقت بکن از الان شروع کن رفیق بشو بهرهبرداری بکنیم به این جوان جوان زرنگ میگویند جوانی که کیس است میگوید من بعداً معلوم نیست این توان را داشته باشم همین الان باید ابدیت را آباد بکنم همه آینده دروغ است(ما مَضی مَضی وَ ما سَیَأتیکَ فَأَین) آن که گذشت گذشت و آن که میاید کجاست قول دادند به شما که ما تا دو روز دیگر زنده باشیم چه کسی به ما وعده کرده چه تضمینی دارد همه دروغ است.@ (قُم فَاغتَنِمِ الفُرصَۀَ بَینَ العَدَمین) بایست قیام کن و فرصت را بین این دو عدم آینده و گذشته مغتنم بشمار بجنب در حمله شیطان گفتیم یکی از حملههای شیطان حمله از جلو است حمله از جلو یعنی آینده را شیطان خیلی به رخ آدم میکشد.@ به قدری دلشوره ایجاد میکند نسبت به شرائط آینده شرائط طبیعی نه شرائط فطری اتفاقاً شرائط فطری آینده را از بین میبرد فرشتهها هستند که شرائط فطری آینده را دائماً به رخ آدم میکشند که شب اول قبرت چی برزخت چی ابدیتت چی سه هزار سال صراطت چی پنجاه هزار سال قیامتت چی اینها را فرشتهها میگویند.@ اما شیطان آینده طبیعی را زیاد به رخ میکشد و اینقدر آدم هُل میکند که آدم به آخرت میگوید کنار بکش به خدا میگوید خدایا وقت ندارم من فعلاً باید بدوم عقب نمانم دخترانم جهیزیه میخواهند دختری که معلوم نیست به سن ازدواج برسد و معلوم نیست تو عروسیشان را ببینی بعد باید برای آینده ترقی بکنم و دائم عمرت را در همین چیزی بگذران در چیزی که هیچ مابهازا ندارد.@ اما اگر کسی آخرت را فهمید از دنیایش هم خوب میتواند استفاده بکند(کُن لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ اَبَداً وَ کُن لِآخِرَتَکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً) برای دنیایت چنان برنامهریزی بکن که انگار همیشه هستی ولی برای آخرتت هم چنان برنامهریزی که که انگار فردا خواهی مُرد آیندهنگری دنیایی چیز بدی نیست.@ هَپَلی بازی نکنیم فردا بگوییم آقا اینطوری گفتند که چه میارزد دیپلم بگیریم چه میارزد لیسانس بگیریم چه میارزد برویم درس بخوانیم شاید مُردیم شاید هم نمردی آن موقع باید در اینجا زندگی بکنی این تنبلی را ما نکنیم.@ اتفاقاً حضرت میفرماید کسانی که در کارهای دنیاییشان تنبل هستند در آخرتشان تنبلتر هستند(مَن کَسَلَ عَن اَمرِِ دُنیاه فَهُوَ عَن اَمرِ آخِرَتِهِ اَکسَل) کسانی که در کارهای دنیاییشان تنبل هستند در آخرتشان تنبلتر هستند هیچ وقت پرداختن به آخرت نباید در ما ضعف دنیایی ایجاد بکند به برنامهریزی برای زندگی دنیایی بکنیم.@ درس را محکم بخوان ولی برای خدا بخوان بگو خدایا من باید در این دنیا زندگی کنم امر کردی باید آماده باشم وقتی را میگذارم برای آن آنوقت آن درس تو عبادت میشود آن لیسانس گرفتنت عبادت میشود آن کار کردنت در مغازه عبادت میشود خرید و فروشت عبادت میشود.@ ولی برای آخرتت هم باید آماده بشوی سر خودت را کلاه نگذاری که خدایا تو امر کردی من برای دنیا باید کار کنم حالا کار میکنم بعد یک دفعه میبینی نماز اول وقتت پرید رفت چهار بعدازظهر رفت 9 شب نماز مغرب و عشاء، این دیگر سر خودت کلاه گذاشتن هست.@ ایام عشق و حال و معنویت و صفا و ضیافت و مهمانی و برو و بیایی که در دنیا برای ما گذاشتند همه را ترک بکنیم بروم کار بکنیم نه من شب احتیاج دارم در بزم شرکت بکنم اینهایی که الان حمالی میکنند هر روز کار میکنند جان میکنند بالاخره یک شبهایی یک بزمهایی مهمانیهایی اینطرف و آنطرف میروند.@ فطرت هم احتیاج به این دارد احتیاج به بزم داریم احتیاج به رفت و آمد داریم نمازی میخواهیم عبادتی میخواهیم خلوتی میخواهیم اینها را احتیاج داریم(اِذا دُعیَ اِلی حَرصِ الدُنیا عَمِل) راحت میرود وقت میگذارد کار میکند تا به او میگویند یک پروژه هست یک سوژه هست یک کار هست میرود وقت میگذارد.@ (اِذا دُعیَ اِلی حَرصِ الآخِرَۀِ کَسِل) موقعی که دعوت میشود به ابدیت حال ندارم وقت ندارم گرفتارم درس دارم کار دارم نمیتوانم هر وقت به آخرت دعوتش میکنی میگوید این مبغوضترین افراد در نزد خداست خیلی با خدا فاصله دارد دور است آدمهای اینطوری منفور خدا هستند.@ برای دنیا درست و برای آخرت هم درست مبنا را هم که گفتم اگر ما برای آخرت درست استفاده بکنیم دنیایمان هم خوب تنظیم میشود علامت اینکه به دنیا پرداختیم با توجیهات شرعی زیاد با توجیهات عقلی زیاد چیست؟ این هست که ما دیگر به ابدیتمان نمیپردازیم به آخرتمان نمیپردازیم.@ از نماز خواندنت معلوم است اگر برای آخرتت وقت گذاشته بودی نماز خواندنت این نبود این چه نمازهایی هست که ما داریم میخوانیم اگر ما برای آخرت وقت گذاشته بودیم بعد از 20 سال نماز خواندنمان با خدا نباید انس برقرار میکردیم 20 سال نماز بخوانیم پیش خدا بروی با او حرف بزنی میشود رفیق نشوی میشود با امام زمان رفیق نشوی.@ اگر ما درست عمل کرده بودیم که در نمازهایمان مشخص میشد در روزههایمان مشخص میشد در اشک چشممان مشخص هست در شبمان نمود دارد در نحوه ارتباطمان با اهل بیت نمود دارد.@ اگر درست ارتباط برقرار کرده بودی و غرق نشده بودی نشان میداد که بعد از 20 سال که این درست عمل کرده پس مواظب حمله از جلو باشیم که اینقدر جلو را تاریکش نکنیم که وقتی برای آخرت نداشته باشیم جلوی واقعی یعنی ابدیت نداشته باشیم جلو را برای ما از تولد تا مرگ معنی میکند این را به رخ ما میکشد که جلو بروید.@ آنطرفها را نمیگذارد ببینی جلویش میایستد نمیگذارد ابدیت را ببینی موقع تولد را نمیگذارد ببینی ما یحتاج بعد از تولد را هم نمیگذارد ببینی جوان زیرک کسی هست که چشمش کار بکند به قول علی(ع) بصیر یعنی بتواند دنیا را سوراخ کند ابدیت را هم ببیند پرده دنیا را سوراخ کند خودش را در ورای دنیا ببیند در شرائط زیستی ابدیت ببیند که به چه چیزهایی احتیاج دارد آنوقت میداند چطوری باید از وقتش استفاده بکند چشمش کار بکند کور نباشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@