جلسه 071 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
71
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 071 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از شرح حدیث عنوان بصری بحث عمر را خدمتتان عرض میکردیم آخرین بحث حدیث شریف هست که اواخرش هستیم دو سه جلسهای داریم که در مورد بعضی از چیزهایی که مربوط به آن هست مطالبی خدمتتان عرض کنم بحث عمر بحث مفصلی هست اگر بخواهیم ادامه بدهیم تا پایان سال هم بحث دارد.@ در رابطه با عمر یکی از چیزهایی که ما را پرهیز دادند در این باره این هست که عمر را نباید صرف چیزهایی کرد که اثری برای شدن انسان ندارد از مجموعه چیزهایی که هیچ اثری برای آخرت ندارد در لسان دین به لغو یا لهو یا باطل تعبیر شده.@ همانطور که در جلسات آغازین این بحث عمر خدمتتان عرض شد وقت را تلف کردن و در کارهای بیهوده نه گناه، در گناه باشد خیلی خطرناک است اگر عمر صرف گناه و معصیت بشود این خیلی اثر غمانگیز و وحشتناکی برای آخرت انسان دارد نه تلفش بکنیم نه صرف گناه بکنیم بیهوده تلف بشود.@ چیزهایی که فایده ندارد صرف کارهای لغو و بیهوده و چیزهایی که هیچ کمکی برای حرکت ما به سمت ابدیت نمیکند وقتی صرف آنها بکنیم این فقط تلف شدن نیست چون سرمایهای هست که در مقیاس ابدی باید خودش را نشان بدهد آن داستان صندوقها ایجاد میشود آن 24 صندوقی که عرض کردم که روز قیامت برای هر 24 ساعت ما 24 صندوق باز میکنند و بعضیهایش خالی هست.@ یعنی بیخود انسان میتوانسته پر بکند درست پر نکرده صرف کارهای لغو و بیهودهای که به درد نمیخورد کرده این برای انسان ضرر دارد یعنی اینطور نیست که هیچ اثری نداشته باشد دامنگیر انسان میشود یعنی پرداختن به چیزی که در مسیر شدن به کار ما نمیاید.@ حالا برگردیم روی نسبت خودمان، در نسبت جنین چند کار باید بکند باید بداند چه چیزی میخواهد بشود کجا میخواهد برود در مرحله بعدی حیاتش به چه ابزاری احتیاج دارد یعنی باید بداند میخواهد وارد دنیایی بشود که یک طول موج خاصی دارد.@ چشمش را برای آن طول موج تنظیم بکند گوشش را برای آن فرکانس تنظیم بکند دستگاه تنفسش را برای آن هوا تنظیم بکند فشار درون بدنش را متناسب با فشار بیرونی آن شرائط زیستی آماده بکند تا وقتی متولد میشود سالم متولد بشود و مشکلی نداشته باشد و قادر به بهرهبرداری از نعمتهای دنیا بشود.@ این را جنین باید در این مسیر بیفتد باید بداند ابزار و چیزهایی هم باید تهیه بکند وسائلی باید تهیه بکند چشم میخواهد گوش میخواهد دست میخواهد قلب میخواهد رگ میخواهد اینها را باید تهیه بکند و باید بداند یک سلسله از چیزها را نباید با خودش بیاورد یعنی اگر بیاورد وبال گردنش میشود باطل و لغو است.@ مثلاً یک گوش اضافه یک چشم اضافه، چشم چیز بدی نیست ولی وقتی یک کسی سه چشمی به دنیا بیاید این باعث آزارش میشود یک کسی دو تا صورت بیاورد یک کسی یک سر اضافه بیاورد یک کسی یک دست اضافه بیاورد یک کسی یک پای اضافه بیاورد این برایش مشکلساز میشود.@ نقص نیست که دست نداشته باشد پا نداشته باشد بلکه دارد اما چیزهایی هم اضافه دارد آن اضافه همان باطلها و لغوهایی هست که انسان با آنها پیوند خورده و الان دارد اذیتش میکند پس در مصرف عمر باید نهایت دقت ما این باشد که کارهایی که در مسیر حرکت به سمت ابدیت به کار ما نمیاید اصطلاحاً به آن(ما لا یعنی) میگویند یعنی مقصود اصلی نیست.@ نمیتواند مقصود باشد قابلیت مقصود بودن و مطلوب بودن را ندارد وقتی این قابلیت را نداشته باشد پرداختن به اینطور کارها یک همچین خسرانی را برای ابدیت ما ایجاد خواهد کرد لذا در روایات و در قرآن کریم خیلی سفارش کردند که سراغ امور لغو نروید کارهایی که مابهازای ابدی برای شما ندارد.@ (وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) در توصیف مؤمنین میفرماید مؤمن کسی هست که از لغو پرهیز میکند یعنی کارهایی که به درد نمیخورد در اینجا باید یک نکته خیلی مهمی را بگویم آن این هست که کارهای لغو به چه چیزهایی میگویند؟.@ آیا مثلاً اگر من با رفیقهایم بروم پارک بروم کوه، پنج کیلو گوشت بخریم یک تعدادی بلند بشویم برویم دامنه کوه بنشینیم اینها را کباب کنیم بخوریم با همدیگر، از کوه بالا و پایین برویم با هم سفری برویم تفریحی انجام بدهیم با هم یک ورزشی بکنیم یک مسابقهای بگذاریم این لغو است؟.@ من بنشینیم یک ساعتی از عمرم را تلویزیون نگاه بکنم از یک برنامهای لذت میبرم بنشینم این را نگاه بکنم این لغو است یا لغو نیست؟ اینکه شما میگویید شما باید کاری بکنید که مابهازای آخرتی داشته باشد مثلاً من با دوستانم والیبال بازی میکنم بسکتبال بازی میکنم فوتبال بازی میکنم این مثلاً چه مابهازای ابدی دارد؟ پس این را باید کنار بگذارم اینها لغو هستند؟ لغو چیست؟.@ این روایاتی که میخوانم تمامش از امیرالمؤمنین(ع) هست در غررالحکم جلد 4 صفحه 167 امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(شَرُّ ما شَغَلَ بِهِ المَرءُ وَقتَهُ اَلفُضُولُ) بدترین چیزی که یک انسان وقتش را میتواند به آن مشغول بکند کارهای زیادی است.@ چون عامه مسلمانها و مؤمنین ممکن است یک موقعی گناه از آنها سر بزند اما اینطوری نیست که 24 ساعت در حال معصیت خدا و گناه و فساد و تباهی باشند آن که بیشتر از هر چیزی در 24 ساعت عمر به ما لطمه میزند این هست که وقت ما بیهوده تلف بشود این برای آخرت ما خیلی بار سنگینی میاورد.@ حالا در روز ممکن است آدم دو تا گناه هم از او سر بزند اتفاقاً آن بهتر است آن ممکن است انسان استغفار بکند با استغفار با توبه با جبران مسئله را حل بکند اما اینکه به بیهودهگری وقتش را تلف کرده باشد احساس گناه نمیکند عادت هم ممکن است به آن بکند دائماً یک آفتی به نام تلفکننده عمر و فضول و زیادیها با او هست و این میخ وبالش میشود روز قیامت.@ لذا حضرت میفرماید بدترین چیز این است بدترین چیزی که انسان وقتش را میتواند با آن اشغال بکند کارهای بدرد نخور است زیادیها، حالا این همه ما شعار اوقات فراغت میدهیم برای جوانان و نوجوانانمان این اوقات فراغت باید چطوری پر بشود به چه کاری؟ صرف اینکه ما وقت را پر بکنیم کافی است؟.@ جلد 4 صفحه 228(ضِیاءُ العُقُول فی طَلَبِ الفُضُول) ضایع شدن عقلها در طلب زیادیها است یعنی عقل وقتی به چیزهایی که نیاز ندارد از حد کفافش هم بالاتر است میپردازد عقل ضایع میشود.@ مثلاً شخص میبینی که یک خانه دارد میتواند در آن زندگی بکند طلب میکند یک خانه بزرگتری را، به خاطر این باید وقت و عمر بگذارد البته یک موقع هست خانه کوچک است مثل اکثر خانههای ما کوچک است حالا اگر بزرگش بکنیم به حدی که حضرت فرمود سعادت مرد در خانه وسیع هست خوب است یک وسعتی بدهد آنطور که مسائل شرعی را بشود رعایت کرد یک بحث دیگری است.@ اما یک موقع هست نه یک کسی واقعاً میتواند با این خانه هم سر بکند مشکلی هم برایش پیش نمیاید طلب زیادی میکند روی این فرش میتواند بنشیند سالهای سال هم با این فرش میتواند طی بکند یک فرش دیگری را میطلبد میخواهد تنوعطلبی بکند.@ مبل را عوض میکند یک مبل دیگر میگیرد طلاها را عوض میکند طلاهای جدید میگیرد دکوراسیون را عوض میکند یک دکوراسیون جدید میخواهد بگیرد اتومبیلش را عوض میکند موبایل گرفته رفته تلفن همراه خریده بعد چهار تا مدل آمده حالا زده زیر دل آقا من این را نمیخواهم بروم یکی دیگر بخرم یک مدل دیگر آمده آن اینطوری هست.@ هیچ احتیاجی هم ندارد واقعاً با همان تلفن همراه قدیمی خودش هم راحت ارتباطاتش برقرار میشود ولی هوس کرده برود مدل را عوض بکند اینها فضول است زیادی است این که مفت به دست نمیاید من میخواهم بروم تلفن همراهم را عوض بکنم یک مبلغی را باید بدهم این مبلغ را باید برایش کار بکنم مگر از راه دزدی بیاید.@ از راه خلاف بیاید از راه اختلاس از بیتالمال بیاید و الا اگر قرار باشد از راه خودم برایش زحمت بکشم برای این باید وقت بگذارم ظاهرش این هست که داریم برای رفاهمان کار میکنیم ولی عمر دارد میگذرد شوخی نیست یعنی مسائل آخرتی و ابدی از انسان گرفته میشود انسان از آنها میافتد.@ میبینی که این میخواهد عوض بشود مدل ماشین را میخواهد عوض بکند مدل لباسش را میخواهد عوض بکند این لباس دیگر مد نیست من نمیپوشم یک لباسی که در مد هست باید بپوشم میبینی این برای آدم خرج دارد.@ حالا تو یک انگشتر عقیق در دستت هست مستحب است یک انگشتر عقیق دست انسان باشد الان چه کسی گفته تو 20 هزار تومان بدهی حتماً باید عقیقش اینطوری باشد رکابش اینطوری باشد وقتی در یک همچین قضیهای رفتی فضول میشود.@ حالا شما با این تسبیحهای 25 تومانی هم به حضرت عباس میشود ذکر گفت هیچ طوری هم نیست نخهایش هم خیلی محکم است خیلی هم با این پلاستیکیها عمر میکنند حالا چه کسی گفته من حتماً باید تسبیحم شاهمقصود باشد مثلاً باید بروم چند هزار تومان تسبیح اینطوری بدهم این مثلاً ذکرش یک چیز دیگر است!.@ با خودکار بیک هم میشود نوشت حالا من حتماً باید یک خودنویس چند هزار تومانی بخرم یک رواننویس چند هزار تومانی بخرم خیلی وقتها اینها فضول میشود اینها در زندگی خرج گردن آدم میگذارد و عمر میطلبد به غذای ساده هم میشود اکتفا کرد وقتی من هوس میکنم چیزهای زیادی را میخواهم باید از زندگی و جیبم بگذارم.@ وقتی از زندگی و جیبم میگذارم اینجا میفرماید(ضِیاعُ العُقُول) عقل ضایع میشود یعنی در واقع عقل اینجا معطل است وقتی عقل معطل بود دیگر نمیتوانی به مسائل عالی بپردازی هر وقت طرف را به خیر و کارهای واجب دعوت میکنند میگوید وقت ندارم گرفتار هستم مشکلات دارم نمیرسم.@ حالا جدیداً هم یک رنگ مقدس به آن میزنند میگویند توفیق نیست سعادت نیست آقا باید بطلبد نمیطلبد آقا مثلاً خرج کرده کلی هم بدهکاری بالا آورده که کیش مشرف شدند بعد میخواهد امام رضا برود میگوید ندارم نمیطلبد آقا باید بطلبد نمیطلبد این تلف کردن عمر است جور در نمیاید هوسهای اینطوری.@ سفرهای خارجی، بعضیها که اصلاً میافتند در چشم و همچشمیهای خیلی وحشتناک چون فلان کس رفته مکه به او حاجآقا میگویند بد است به ما حاجآقا نگویند ما هم دوست داریم به ما حاجآقا بگویند تا خرخره زیر قرض میرود برای خدا نه که عشق خدا او را کشته باشد و مکه و مدینه، یک موقع هست این عشق هست شور اینطوری هست آدم میگوید من قرض میکنم واقعاً برای خداست برای معشوقم هست.@ ولی نه چون فلانی دارد میرود نمیشود اگر من از فلانی عقب بیفتم جور در نمیاید برویم که عقب نمانیم او الان سه تا کربلا رفته چهار تا عمره رفته یکی دو تا تمتع رفته ما اصلاً جور در نمیاید اینها طلب فضول است ولو صورتهای مقدسی هم دارد.@ کارهایی هست که یک مابهازایی در خارج علیالظاهر دارد مثلاً ما اگر عمر میگذاریم لااقل یک ماشینمان جدید شده لااقل تلفن همراهمان جدید شده لااقل لوستر خانهمان مبل خانهمان تلویزیونمان، حالا شما با این تلویزیون نمیشد بنشینید نگاه بکنید یک طوری میشد نه این از مد افتاده من باید یک تلویزیون دیگر بگیرم آنوقت خیلی وقتها هم فایده ندارد.@ الان من کسانی را میشناسم از این طلبهها با کامپیوترهای 286 یعنی اصطلاحاً میگویند گازوئیلیها دارند کار تحقیقی انجام میدهند عالم مجتهد من سراغ دارم در خانه یک کامپیوتر 286 دارد با آن کار میکند از سیدی نمیتواند استفاده بکند اما همان دیسکت را میریزد ذره ذره استفاده میکند.@ این طرف میبینی هر دفعه سالی 100 هزار تومان 200 هزار تومان مابهالتفاوت دستگاهها را میپردازد عوض میکند که حتماً با آخرین سیستم جور در بیاید بعد هم واقعاً استفاده نمیکند میبینی که در طول هفته یک ساعت هم دستگاه را روشن نگذاشته فقط میخواهد اشباع بشود ارضا بشود که مثلاً با مد روز جور درآمده باشد این طلب فضول است زیادی است.@ خیلی وقتها میگوییم این این کارآییها را دارد این اگر من صد هزار تومان گرانتر خریدم این همه کارآیی دارد خداوکیلی تو چقدر از این کارآییهایش استفاده میکنی چقدر واقعاً به کارت میاید موقعی که میخواهیم پول بپردازیم فکر کنیم بگوییم بله درست است این برتر هست به این، داشتن این هم خوب است مطلوب هم هست اما واقعاً من چقدر از این مابهالتفاوت استفاده میکنم چقدر این کارآیی در زندگی من عملاً به کار میاید.@ خیلی وقتها ما چیزهایی میگذاریم لنگ و معطل در گوشه خانه میافتد هیچ استفادهای هم از آن نمیکنیم ولی همیشه بالاترین شیکترین به روزترین مدترینش را میخواهیم واقعاً هم میبینیم که به کار هم نمیاید(ضِیاعُ العُقُول فی طَلَبِ الفُضُول) ضایع شدن عقلها در طلب زیادیها است.@ حتی شما حلالت هم که میخواهی از آن استفاده بکنی وقتی زیادهطلبی سراغ انسان میاید آن هم عقل را ضایع میکند شما غذا اضافه بخور میبینی همینطور هست مثلاً میوه. چند روز پیش رفته بودم به چند تا طلبه سر بزنم در حجرهشان بعد دیدم که یک مقداری میوه آوردند که من بخورم.@ یک پرتقال برداشتم بخورم گفتند آقا یکی که نمیشود گفتم عزیز من این یکی بیشتر جذب بدن نمیشود بقیهاش دفع میشود بدن بیشتر از این ویتامین ث در روز احتیاج ندارد یک پرتقال شما بخورید کافی است، گفت نه حاجآقا ما اگر یک کیلویش را نخوریم نمیشود طلبه هشتش گرو نُه گرفتار.@ بلد نیست از میوه چطوری استفاده بکند میوه را گرفته چون مزه دارد باید خورد دو تا سه تا پنج تا میبینی یک کیلو میوه برداشته یک نفر آدم میخورد نه تو را قوی میکند نه نیاز بدنت را رفع میکند بقیهاش به صورت مدفوع و بول خارج میشود این زیادی است حالا شما یک سیب بیشتر بخور این زیادی است کفاف نیست چای بیشتر از حدی که نیاز داری بخور این زیادی هست.@ هر چیزی حلالش هم که شما بخواهی استفاده بکنی بیش از حدی که نیاز هست واقعاً سمتش بروی طلب فضول طلب زیادی طلب آنچه که داری خدا به تو داده بیشترش را میطلبی این فضول است اینجاست که عقلها حضرت میفرماید ضایع میشود.@ روایت بعدی جلد 5 صفحه 336(مَنِ اشتَغَلَ بِالفُضُولِ فاتَهُ مِن مُهِمِّهِ اَلمأمول) میفرماید که کسی که به فضول خودش را مشغول کند یعنی زیادیها دائماً بخواهد ارتقاء بدهد افزایش کیفیت بدهد در سطح زندگیش میفرماید این آرزوهای مهمش را از دست میدهد دیگر نمیتواند به آرزوهای مهمش برسد مگر اینکه همان فضول آرزوهای مهم انسان باشد که دیگر آن موقع انسان انسان نیست.@ و الا یک انسان خواستهاش که این نیست یک انسان با بینهایت کمتر از بینهایت ارضا نمیشود وقتی آنطرف رفت میبینی لنگ مانده یک عمر داشته در آن چند تا ماه رمضان گذرانده چقدر رحمهای زمانی و مکانی داشته میتوانسته با آن یک ابدیت را پر کند بعد میبینی که از همان شب اول قبر آقا کم آورد گدا میشود میبیند که ندارد نوری نیست در نامه اعمال چیزی نیست.@ (مُهِمِّهِ المأمول) یعنی امر مهمی که مورد آرزو و تمنای حقیقی توست آن انسانیت تو این را میخواهد به عنوان یک انسان آرزوی توست از آن میمانی اگر بخواهی مشغول به این چیزها بشوی تا ما این برایمان جا نیفتد که ارتقاء سطح زندگی واجب نیست باید انسان با دلیل، موجه، شرعاً اقدام به این کار بکند و ننگ هم نیست اگر زندگی ما ترقی نکند.@ ما این را چند سال میبینیم با همین کت و شلوار بوده این کت و شلوارش دوام آورده پوشیده عیبی دارد؟ ننگ نیست که حالا در خانه ما تلویزیون نباشد ندارم چطوری بروم تهیه بکنم نمیشود.@ یک خانوادهای آمدند پیش ما خیلی اظهار عجز و بدبختی و اینها کردند ما هم از رفقا یک پولی جمع کردیم به آنها دادیم که اینها یک مقدار خوراک و لباس تهیه کنند برای نیازهای اولیهشان رفتیم دیدیم خانم یک تابلو خریده در خانه زده حالا چه کسی گفته من باید در خانهام تابلو باشد رنگ خانهام حتماً چطوری باشد کاغذ دیواری خانهام آنچنانی باشد واقعاً ننگ نیست!.@ لااقل معصومین(ع) به ما یاد دادند ما(وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) داریم حضرت امیر(ع) و حضرت زهرا(س) در خانهشان ندارند که هم خودشان بخورند و هم به یتیم و مسکین و اسیر بدهند به آنها میدهند سه روز فقط با آب افطار میکنند در خانهشان نیست.@ گاهی وقتها لباس برای بچههایشان ندارند بچههای دیگر مرکب داشتند ولی حسنین(س) مرکب نداشتند حالا حتماً اسب داشته باشند شتر داشته باشند بخواهند سوار بشوند نداشتند حالا بچه من حتماً باید داشته باشد از دیگران نباید کم بیاورد این تفکرات تفکرات خوبی نیست.@ مرحوم شیخ مرتضی انصاری(ره) زنش یک روز به او گفت که این دختر چند روزی هست که ناراحت است گفت چرا؟ گفت میگوید من نان و سبزی مدرسه میبرم دوستانم نان و حلوا میاورند خورشتهای دیگر آنجا میآورند رویم نمیشود فرمود از فردا دیگر سبزیش را هم به او ندهید ببرید همان نان خالی والسلام.@ بچه عقدهای میشود، نه اینطوری نیست اگر بچه درست تربیت بشود در اثر فقر هیچ کس عقدهای نمیشود همچین چیزی نیست که آدم عقدهای بشود درست بچهات را تربیت کن بفهمان که نداری قبول میکند خیلی هم خوب زندگی میکند بساز هم زندگی میکند.@ اما اینکه افتاد در ذهن ما زن و بچه این حرفها حالیشان نیست زن و بچه انسان هستند چی حالیشان نیست میفهمند شعور دارند حتماً لباس اینطوری میخواهد نه، زن و بچههایی بهانههای اینطوری میگیرند که مرد نتوانسته در زندگی با اینها کنار بیاید و از نظر عاطفی ارضایشان بکند از نظر اخلاقی.@ بله، من همیشه به آقایان گفتم زن و بچه اگر از نظر عاطفی با پدر مادر کنار نیایند یعنی پدر مادر نتوانند ارضا بکنند بچه دائماً بهانهگیر است زن دائماً بهانهگیر است این پردهها را باید عوض بکنیم این فرشها را دیگر نمیتوانم روی آنها زندگی بکنم آبرویم میرود این موکت را باید عوض بکنیم مبلها الان چند سال این مبلها در خانه ماست آبرویم رفته کافی است عوضش کنیم یک چیز دیگر بخریم.@ اما یک زنی که واقعاً با مردش کنار آمده مردش را دوست دارد قبول دارد مشکلاتش را هم خیلی خوب قبول دارد زنها به مراتب از مردها بسازتر وفادارتر و صبورتر هستند زن و بچه حالیش نمیشود نه، هم بچه خوب حالیش میشود هم زن خوب حالیش میشود.@ من یادم آن موقعی که مدرسه میرفتیم یک موقعی کفش معمولی نداشتیم بپوشیم به پدرمان هم نمیگفتیم میگفتیم اگر بخواهد بخرد اذیت میشود یادم هست من تابستانها پابرهنه میگشتم طوری که پدرم من را نبیند که مثلاً یک موقعی ناراحت بشود یک موقع تصادفی میگفت کفشهایت کجاست میگفتیم یا جا گذاشتیم یا نداریم دستمان را میگرفت میرفتیم یک چیزی برای ما میگرفت و پا میکردیم هیچ مشکلی هم نبود.@ زیاد هم به این مسئله برخورد کردیم اینقدر بود مثلاً لباسهای سه نسل گذشته را میپوشیدیم لباسهای ما غالباً لباسهای دست دوم بود الان خود ما در روابط خواهر برادری باجناقی که هستیم همینطوری هست.@ یعنی الان میبینی مثلاً لباس بچه آقای غریبی بچه من میپوشید از دور خارج شده برای او تنگ است یکسال پوشیده به دردش نمیخورد بچه من میپوشد کفش بچه من را پسر او میپوشد بده بستان اینطوری زیاد داریم به هیچ جا هم برنمیخورد.@ این را باید از سرمان بیرون بکنیم که این چیزها بد است زشت است نه اگر فقر به قول حضرت آیت الله جوادی آملی اگر ثروت کمالی بود خداوند این کمال را از پیغمبر منع نمیکرد چون پیغمبر باید کاملترین باشد در همه کمالات باید سرآمد باشد همه کمالات انسانی را باید پیامبر داشته باشد ولی پیامبر میبینید فقیر بود نداشت.@ پس این کمال انسانی نیست که یک نفر احساس بیشخصیتی و بیهویتی بکند که اگر نداشت عقده بکند کم بیاورد نشد که نشد میگفت که من در نجف شنیده بودم که امام به طلبههای فقیر کمک میکند خودم را به امام رساندم گفتم آقا من وضعم خوب نیست میخواهم عبای نو بخرم امام گفته بود برای چی؟.@ گفته بود عبای من پاره است گفتم الان امام بلند میشود یک پولی میگذارد کف دست من میگوید برو یک عبا بخر گفت آقا بلند شد گشت عبایش را نشان داد گفت ببین عبای من هم پاره است خوش آمدی.@ لذات حلال جزء امور فضول و ضایع و لغو و باطل نیست مطلق لذات، آنچه که انسان با آن خستگیش را در میکند استراحت میکند از آن لذت میبرد تا تجدید قوا بکند تا به کارهای مهم و اصلی خودش بپردازد این جزء همان کارهای مهم است.@ قلب که حیات انسان به حرکت اوست سه حالت دارد دَم و بازدم، قبض و بسط و استراحت، اگر آن استراحت نباشد این قبض و بسطی هم فایدهای ندارد یعنی نمیتواند قبض و بسط داشته باشد اگر قلب میتواند 80 سال 90 سال 100 سال بزند برای اینکه غیر از قبض و بسط استراحت دارد.@ لذا فرمودند قسمتی از وقتتان را حضرت فرمود بپردازید به لذات حلال، فرمود اگر به لذات حلال نپردازید آنوقت نمیتوانید به آن کارهای مهم و واجب الهیتان برسید خیلیها هم هستند به خاطر خرمقدسی لذات حلال را هم به خودشان حرام میکنند.@ میتواند برود لذت حلالی ببرد با رفقیاش بنشیند تفریحی برود سفری برود بگو بخندی داشته باشد استراحتی بکند تلویزیونی نگاه بکند با زن و بچه اوقاتی را بگذراند دست آنها را بگیرد بروند بیرون بگردند، نمیکند، به خودش سخت میگیرد اینطور آدمها بعدها در مسائل مذهبی هم کم میاورند یعنی یک جاهایی همچین میبُرند که از گذشته خودشان توبه میکنند یعنی از دین دیگر زده میشوند.@ از اول با تعادل وقتی را حتماً برای لذت حلال بگذارید آنچه که حلال است از آن لذت هم میبرید سلیقهها فرق میکند من دوست دارم بروم استخر شنا بکنم میروم با رفقایم استخر شنا میکنم یک کسی دوست دارد برود فوتبال بازی بکند برود فوتبال بازی کند یک کسی دوست دارد برود یک ورزش دیگر بکند یک کسی دوست دارد باشگاه برود.@ یک کسی دوست دارد وقت بگذارد خطاطی بکند برود خطاطی بکند یک کسی دوست دارد پای تلویزیون بنشیند میداند تلویزیون پیام بدی هم برایش ندارد میتواند خستگیش را پای تلویزیون رفع بکند هیچ مانعی ندارد این جزء فضول نیست.@ چه موقع جزء فضول میشود؟ زمانی که ما صرفاً به همین لذات و مسائل اینطوری بپردازیم و از کارهای اصلیمان باز بمانیم آن فضول میشود این کار باطل میشود این کارها یعنی لذات حلال خودشان مقصود بشود وقتی خودش مقصود و مطلوب شد باطل میشود مابهازای ابدی ندارد.@ جنین همه کارهایش برای تولد سالم است اکثر مواد غذایی و انرژی هم که میگیرد اندامزایی میکند مقدار کمی را صرف تغذیه خودش میکند و دفع میکند بقیه را اندامزایی میکند در مصرف عمر باید دقت بکنیم ما لذات حلالمان تفریح هست کوه هست شنا هست پارک هست تلویزیون نگاه کردن هست مهمانی هست شبنشینی هست گردش هست جدول حل کردن است خطاطی کردن است هر کاری که علاقه داری.@ هر چه که هست این لذت حلالمان باید به ما استراحت لازم بدهد تا وقتی که کمرمان را بستیم برای کارهای واجب نیرو داشته باشیم نفس به یک همچین استراحتی احتیاج دارد که برای خودش یک مشغلهای داشته باشد به شرطی که به اصولش لطمه نخورد به حرکتش به سمت ابدیت لطمه نخورد.@ ولی ما میبینیم بعضیها اینطور نیستند بعضیها میروند ورزش بکنند ورزش اصل برای زندگیشان میشود میبینی آقا از درس افتاده نمرهها همه پایین ولی چه فایده اینقدر وقت برای ورزش گذاشته آینده برای تو نمیشود.@ یک کار مستحبی میخواهد بکند وظیفهاش هم نیست میکند میبینی از زندگی اصلیش افتاد یک کسی لذتش این هست که در هیئت وقت بگذارند ثواب هم میبرد نوکری امام حسین یعنی تفریح سالم لذتبخش و یک عبادت درست و حسابی هم هست از تفریحش هم دارد سودهای ابدی میبرد.@ اما اگر هیئتباز شدی خطرناک میشوی 4 بعدازظهر تازه میخواهد نماز ظهر و عصرش را بخواند چون مشغول کارهای هیئت بوده این اصلاً جور در نمیاید اینقدر حسین حسین کرده صبح نمازش قضا میشود جور در نمیاید اینقدر گریه کرده دعای کمیل نشسته خوانده تا 1 نصف شب میرود خانه میبیند نماز صبحش قضا شد این مستحب حرام است.@ تفریح هم باشد ظاهرش این است که شما با خدا داری راز و نیاز میکنی ولی حرام محض است حق نداری به واجبت لطمه بزنی من یک ربع میتوانم بنشینم دعای کمیل گوش بکنم کسی نگفته برو با کسی که حالا وقت دارد خوابش هم نمیبرد تا صبح هم گریه کند خسته نمیشود.@ بعضیها میگویند زشت است بزنم بیرون میگویند کم آورد من باید بایستم آنجا دو ساعت 4 لیتر عرق بریزم، نه من یک ربع عزاداری و سینهزنی ارضایم میکند تمام شد برو سر واجباتت درسهای واجب داری ما سفرهای زیارتی وقتی به واجبات به درس لطمه میزند حرام میشود.@ مرحوم مقدس اردبیلی(ره) آمده بود کربلا، دیدند ایشان نمازشان را خواندند و جماعت به او اقتدا کردند بعد خودش وقتی برای بقیه نماز جماعت خواند نمازش را کامل خواند گفتند برای چی؟ گفت من میترسم چون ایام درس بوده آمدم کربلا سفرم سفر حرام باشد یک مرجع است ولی خدا که با امام زمان تماس مستقیم دارد.@ گاهی وقتها گناه دارد بیموقع است ایام تحصیل طلبگی است ایام دانشگاه است بلند میشود طرف میرود زیارت یک هفتهای امام رضا یک موقع هست دانشگاه میبرد مَؤُنش را هم دانشگاه قبول میکند میگویند اینقدر تخفیف درس به شما میدهیم امتحاناتتان یک هفته عقبتر اما نه شما را میبرند یک هفته از درسهایت عقب میافتی فردا کم میاوری نمرهات 13 و 12 میشود کم میگیری این جور در نمیاید امام رضا راضی نیست تو از واجبت بگذری.@ بعضی از مراجع فرمودند این کار فسق است پس باید توجه داشته باشیم وقتی میگوییم به کارهای لغو و باطل نپردازیم کارهای کم اهمیت و ما لا یعنی کارهایی که مقصود نیست را رها بکنیم یعنی مابهازا ندارد اما لذت حلال اگر درست سر وقتش بروی مابهازا دارد.@ مابهازایش این هست که شما قدرت میگیری برای کارهای واجبت، برای اینکه فردا سر کار میخواهی بروی نیرو میخواهی باید شبش استراحت کرده باشی تفریح حلال داشته باشی میخواهی عبادت بکنی جبهه بروی کارهای واجب انجام بدهی جنگ داری عبادات دیگر هست باید خستگیت در رفته باشد باید لذت حلال داشته باشی این خوب است.@ اما فقط همینها شد پارکباز شدی تفریحباز شدی لذتباز شدی گرفتارش که شدی آن موقع دیگر عمر تلف میکند دیگر میشود(ضِیاعُ العُقُول فی طَلَبِ الفُضُول) کار لغو میشود چون خودش مبسوط شده خودش فی نفسه برای من موضوعیت پیدا کرده وقتی فی نفسه برای من موضوعیت پیدا کرد آن موقع من دیگر به کارهای واجبم نمیپردازم وقتی میگویند میگویم وقت ندارم.@ نشستم پای تلویزیون اذان میگویند نشستم فیلم نگاه میکنم 12 مرتبه خدا میگوید حی بشتاب بدو بیا میبینی که اصلاً گوشش کر است نمیشنود که دارند حی میگویند به خدا میگوید فعلاً وقت ندارم این دیگر لذت حلال نیست یک لذت حرام میشود ول کن برو دنبال نمازت.@ ولی همین تلویزیون نگاه کردن به موقع باشد یک موقعی که شما هیچ کاری نداری خسته هم هستی بنشین تلویزیونت را نگاه کن خستگیت هم در برود اگر آثار سوئی روی شما نگذارد عبادت محسوب میشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@