جلسه 069 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
69
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 069 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره رحم مکانی بود و این نکته را عرض کردیم که همانطور که زمانها در نوع تأثیری که بر روی انسان میگذارند با هم برابر نیستنبد مکانها هم این چنین هستند و همانطور که مکانها گاهی وقتها از طرف خداوند تبارک و تعالی بعضی مکانها مقدس شمرده شدهاند و بعضی از مکانها را خود انسان به آنها جنبه رحمی و تقدس میدهد مکانها هم همینطور هست.@ بحثمان درباره رحم مکانی به تقدیم چند روایت رسید که بزرگان دین(ع) این مطلب را با تأکید به ما فرمودند که مکانها با هم برابر نیستند فهم این قضیه بسیار مهم است یعنی همانطور که گاهی وقتها ما عقبافتادگیهایمان آلودگیهایمان گناهانمان را با پناه بردن به یک زمان خاص از بین میبریم و جبران میکنیم.@ گاهی وقتها نقصهایی که در ما هست کوتاهیهایی که در ما هست گناهانی که در ما هست را باید با پناه بردن به مکانهای خاصی جبران بکنیم و از بین ببریم در هر زمان و مکانی یک اثر وجود ندارد شناخت اینها خیلی اهمیت دارد.@ یعنی شناخت این نوع رحمها بسیار مهم است که من الان در مختصات زمانی و مکانی فعلی خودم احساس میکنم میفهمم در درون خودم که مشکلاتی دارم گرفتاریهایی دارم برای اینکه بتوانم این مشکلات را حل بکنم باید به رحم زمانی خاصی یا رحم مکانی خاصی پناه ببرم.@ زیاد شده افرادی که یک عمر در اشتباه بودند و دائماً دچار خسران بودند اما سر راهشان یک حج قرار گرفته و با گذراندن یک ماه از عمرشان در رحم مکانی مسجدالحرام و مدینۀ النبی توانستند با آن یک ماه حضور در آن رحم قوی گذشته خودشان را جبران بکنند یا به کربلا رفتند.@ دهها داستان هست از پناه بردن انسانها به رحم مکانی کربلا که آنجا چطور توانسته یک نفری که مثلاً 30 سال عمرش را تلف کرده 40 سال عمرش را تلف کرده وقتی پناه برده به رحم مکانی کربلا توانسته گذشته خودش را جبران بکند به رحم مکانی کعبه یا سایر رحمهای مکانی، چند روایت دیگر برایتان میخوانم که بحث رحم مکانی به پایان برسد رحم مکانی از نوع اول.@ یعنی مکانهایی که خداوند تبارک و تعالی آنها را رحم قرار داده بعد میپردازیم به رحمهایی که خود انسان میتواند آنها را ایجاد بکند و به دست خود انسانها این مکانها مکانهای پراثری میشوند و در آنجا هم تحولات روحی و آن اثراتی که گفتم به نفع فطرت پدید میاید.@ در مورد حج برای شما زیاد خواندیم حالا باز چند روایت دیگر عرض میکنم من الان حدیثهایی میخواهم بخوانم که مربوط به زیارت هست بحث زیارت را مفصل شاید حدود 20 ـ 10 جلسه اول زیارت عاشورا داریم در مورد زیارت خود زیارت چون زیارت عاشورا است میخواهیم بدانیم که مفهوم زیارت چیست و زیارت چه خاصیتی دارد که اینقدر به آن توصیه شده و اساساً ما از زیارت چه برداشتهایی باید بکنیم.@ حدیث از امام صادق(ع) هست از آباء طاهرینش از امام مجتبی(ع) که حضرت مجتبی(ع) خدمت نبی اکرم(ص) عرض کرد پدر جان پاداش آنکه شما را زیارت بکند چیست؟ آن حضرت فرمود هر کس مرا یا پدرت را یا تو را یا برادرت را زیارت کند بر من لازم شود که در روز قیامت از او دیدار کنم تا از گناهانش او را برهانم این تضمین پیامبر هست که هر کس به زیارت برود این اثر را خواهد داشت.@ روایت بعدی در مورد زیارت سیدالشهدا(ع) هست حضرت رضا(ع) فرمود هر کس زیارت کند قبر حسین(ع) را در شط فرات چنان باشد که خدای را در عرش دیدار کرده باشد یعنی ملاقات معشوق ملاقات خداوند تبارک و تعالی ملاقات فطرت نسبت به معشوق خودش چه اثری دارد؟ لقاء است یعنی فطرت به لقاء معشوق خودش در عرش رسیده.@ اثری که ملاقات یک فطرت با حق تعالی یعنی با معشوق خودش و اصل و ریشه خودش دارد همان اثر در زیارت قبر سیدالشهدا(ع) هست این خیلی معرفت میدهد به کسی که میخواهد به زیارت سیدالشهدا برود بعداً مفصل در شرح زیارت عاشورا عرض میکنم که سیدالشهدا اصل و ریشه ماست در واقع سیدالشهدا آن تجلی معشوق حقیقی ما هست.@ بنابراین اتصال به سیدالشهدا اتصال به اصل و حقیقت خودمان هست یعنی حضور در آن مکان در کربلا و قبر سیدالشهدا(ع) این اثر را برای فطرت خواهد داشت که فطرت به حقیقت و اصل خودش متصل میشود.@ امام صادق(ع) فرمود هر کس به زیارت حسین رود و حق آن حضرت را بشناسد این حق زیارت حق حضرت را بشناسد را هم در زیارت عاشورا مفصل خواهم گفت چون شرط کردند اگر کسی به زیارت میرود باید با معرفت برود و حق معرفت را داشته باشد.@ قدیمیها سَلف ما گذشتگان ما الان هم رسم هست که وقتی دعا میکنند میگویند قبر امام حسین را با معرفت زیارت بکنید این خیلی مهم است اصل معرفت است هر کس به زیارت امام حسین(ع) برود و حق آن حضرت را بشناسد خداوند تعالی را جایگاه او را در اعلی مراتب بهشت مقرر فرماید و یا پرونده عملش را در علیین که محل بازرسی یا بایگانی پروندههای مقربان درگاه الهی است ثبت و بایگانی نماید این معرفت خیلی مهم هست.@ روایتهای متعددی هست درباره قبر سیدالشهدا و حضور در کربلا، از حضرت رضا(ع) هست که عرض میکند مردی از شیعیان از آن حضرت پرسید از ثواب کسی که به زیارت قبر حسین(ع) روی آورد آن حضرت فرمود ثوابش معادل و برابر ثواب یک حج و یک عمره هست البته در جای دیگر هم بیشتر ذکر کردند.@ روایت بعدی در مورد قبر سایر اهل بیت(ع) هست حسن بن علی بشا گوید به حضرت رضا(ع) عرض کردم چیست ثواب کسی که قبر یک تن از امامان را زیارت کند؟ فرمود ثوابش مانند ثواب زیارت قبر حسین(ع) هست، عرض کردم ثواب زیارت قبر موسی بن جعفر(ع) چیست؟ فرمود مثل زیارت حسین هست.@ بعد علی بن مهزیار گوید به حضرت جواد(ع) عرض کردم ثواب کسی که قبر علی بن موسی الرضا(ع) را زیارت کند چیست؟ فرمود به خدا سوگند ثوابش بهشت خواهد بود.@ سعد بن سعد گوید از حضرت رضا(ع) پرسیدم از مقام فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع)؟ فرمود هر کس قبر او را زیارت کند پاداشش بهشت خواهد بود یک تأثیری که قبر حضرت فاطمه معصومه(س) روی فطرت میگذارد اینطوری هست که میتواند حجاب طبیعت را از روی انسان بردارد این مقدار اثر دارد هر چقدر شخص مهیاتر وارد حرم بشود این اثر را بیشتر جذب میکند.@ محمد بن یحیی عطار گوید مردی از اهل ری که خدمت حضرت هادی(ع) رسیده بود برای من نقل کرد که شرفیاب حضور حضرت عسکری(ع) شدم به من فرمود کجا بودی؟ عرض کردم از زیارت قبر حسین(ع) آمدم فرمود اگر قبر عبدالعظیم که در شهر شماست زیارت میکردی همانا ثواب کسی را داشتی که حسین بن علی(ع) را زیارت کرده باشد.@ علت اینکه چرا حضرت عبدالعظیم(ع) یک همچین مقامی دارند را هم قبلاً خدمتتان در مورد رحمهای زمانی و موقعیتی عرض کردم. باز در مورد اثر مکانها ثواب کسی که در مکه معظمه یک ختم قرآن بکند.@ امام باقر(ع) میفرماید هر کس در مکه معظمه قرآن را از جمعه تا جمعه دیگر ختم کند یا در کمتر از این یا بیشتر ولی ختم و پایانش در روز جمعه باشد خداوند اجر و ثواب کارهای نیک از اولین جمعه که در دنیا بوده رحم اینطوری است یعنی رحم مکانی با گذشته انسان کار دارد حتی با آینده هم کار دارد روی آینده هم تأثیر میگذارد.@ رحم یعنی چیزی که سازندگی ایجاد میکند خداوند اجر و ثواب کارهای نیک از اولین جمعهای که در دنیا بوده تا آخرین جمعهای که هست برای او ثبت فرماید و چنانچه در غیر روز جمعه هم ختم کند این پاداش برای او خواهد بود این در مکه معظمه هست.@ بنابراین باید توجه بکنیم که ما همانطور که برای جبران عقبافتادگیهایمان آمرزش گناهانمان جهش و پرش فطری به سمت حق تعالی از رحمهای زمانی استفاده میکنیم یعنی در زمانهای خاصی سرمایهگذاری و برنامهریزی میکنیم برای همین هدف هم میتوانیم در مکان خاصی برنامهریزی بکنیم.@ یعنی بگوییم ما میخواهیم یک تحول اساسی در نفسمان ایجاد بکنیم مکان مناسبی را برای این تحول اساسی و پیشرفت و درآمدن از پوست طبیعت و درآمدن از لباس آلوده گناهان مکان خاصی را انتخاب بکنیم و این اثر دارد هر چقدر مکان قدرتش بیشتر باشد اثر فطری بیشتر هست و آن قدرت فطرت و ضعف طبیعت در آن بیشتر خواهد بود این بحث را خیلی مختصر عرض کردم در مورد رحمهای مکانی نوع اول.@ در مورد رحمهای مکانی نوع دوم یعنی مکانهایی که انسانها خودشان با عبادتهایی که انجام میدهند با کارهای خیری که انجام میدهند در آنها اثر فطری قوی ایجاد میکند از یک جای کوچک شروع میکنیم تا جاهای بزرگ، جای کوچک مثل مصلی انسان در خانه.@ فرمودند در خانه که میخواهید نماز بخوانید یک جای خاصی را قرار بدهید برای نماز خواندن یواش یواش آن مکان تقدس پیدا میکند چون مکانی هست که در آن ذکر خدا گفته میشود و مکان هم اثر میپذیرد و شکل میگیرد مکان شعور دارد مکانها بیشعور نیستند.@ آنطور که خداوند تبارک و تعالی از مخلوقاتش گزارش میدهد جمادها هم شعور دارند این را میفهمند مثلاً در قرآن کریم میفرماید(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها) .@ به او وحی میکند که گزارش بده زمین میفهمد کاری که دارید در آن انجام میدهید چکار میکنید الان فعلاً خاموش است هیچی نمیگوید ولی بعداً متوجه میشویم در سوره بقره در مورد جمادات میفرماید جمادات شعور دارند میفهمند.@ (وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) سنگها از خشیت خدا فرومیریزند خشیت خدا را درک میکنند مکان این درک را دارد بنابراین وقتی میایی در یک قطعهای از زمین انتخابش میکنی برای عبادت، این مکان تأثیر این ذکر خدا و عبادتی که شما در آن انجام میدهید میگیرد.@ هر چقدر عبادت با حضور قلب باشد با قدرت بیشتری انجام بگیرد زمین بیشتر ادارک میکند آن مکان مقدستر میشود طهارت بیشتری میگیرد در تاریخ اسلام ما زیاد داریم.@ ما الان ستون حنانه داریم ستونی است که پیامبر(ص) به آن تکیه میداده با مردم صحبت میکرده سخنرانی میکردند بعد وقتی که برای حضرت منبر میسازند حضرت که میخواهد برود روی منبر بنشیند ناله ستون در میاید حنین گریه و ناله، برای همین میگویند ستون حنانه، گریه میکند از فراق پیغمبر که چرا پیغمبر دیگر به او تکیه نمیکند الان هم هست هر کس میتواند برود این ستون را ببیند.@ ادراک دارند مکانها از اطراف خودشان از حوادثی که دارد میگذرد با توجه به این قضیه وقتی شما در یک جایی نماز میخوانید در منزل اثر دارد آن مکان یک طهارت و تقدسی پیدا میکند لذا میفرماید موقع مردن شخصی که محتضر هست دارد جان میدهد همه جای خانه برای جان دادن نگذاریدش ببرید همان جایی که همیشه نماز میخوانده بگذارید در آنجا آرامش احساس میکند.@ یعنی رحم مکانی به کمک انسان میاید این خیلی مهم است که ما عرضه داشته باشیم از رحم مکانی استفاده بکنیم یعنی میبینیم که الان طبیعت به ما غلبه کرده قوه خیال غلبه کرده شیطان غلبه کرده میخواهیم یک عبادت خوب بکنیم میبینیم نمیتوانیم حضور قلب نداریم آمادگی نداریم پناه میبریم به مکان مناسب.@ وقتی پناه بردیم آن مکان خودش شیاطین را دور میکند چون آن مکان تقدس دارد معنویت دارد روحانیت دارد فرشتهها جذب آن مکان هستند اثر میگذارد لذا شما الان فرض بفرمایید اگر بخواهید کنترل خیال بکنید در اینجا که یک مکان مقدسی هست مقداری میتوانید بکنید اما وقتی که در مسجد میروید میبینید که قوه خیال شما بیشتر کنترل دارد.@ شما در مسجد هر فکر باطلی به سرتان نمیزند میبینید در مسجد آمادگی بیشتری دارید برای عبادت، خودبهخود در مسجد که مینشینید یک حالی پیدا خواهید کرد راحتتر قرآن میتوانید بخوانید راحتتر ذکر میتوانید بگویید حضور قلبتان هم بیشتر هست.@ وقتی در حرم امامزادهها میروید میبینید که حضور قلبتان بیشتر هست وقتی در حرم معصوم میروید میبینید که حضور قلبتان بیشتر هست آنهایی که مکه رفتند میگویند همینطور هست میگویند وقتی وارد میشوی آنجا انسان همه چیز را یادش میرود احتیاج به مداح و روضهخوان نیست انسان خودبهخود گریه میکند اشک میریزد در بقیع که میروی همینطور هست یعنی مکان قدرت خیلی زیادی دارد.@ لذا وقتی که من میایم نماز میخوانم مکان نمازم را انتخاب میکنم در آن مکان نماز حضور قلبم بیشتر است اما اگر بروم جای دیگر در خانهمان نماز بخوانم آن حضور قلبی که باید داشته باشم ندارم خود مکان من را به یاد عبادت میاندازد خودمان رحمسازی کردیم از بس در آن عبادت کردیم و ذکر گفتیم و گریه کردیم خودبهخود وقتی میرویم میبینیم که ما به یاد ذکر میافتیم به یاد حضور قلب میافتیم.@ حتی تجارب شیرین عرفانی تجارب شیرین معنوی که در آن مکانها داشتید میبینید که به یادتان میاید مکان اینطوری است اثر میگذارد گاهی وقتها شما از فلان مکان رد میشوید میگویید آخیش این مکان چقدر برای من جالب بود چقدر خاطرات قشنگی دارد ممکن است در این 20 سال در آن مکان نرفته باشید اما اثر خاص خودش را میگذارد.@ رحم مکانی چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی همینطور هست مکانهایی که آلوده است بعضی از خانهها آدم وارد آن میشود میبینی که این خانه اصلاً انسان را یاد گناه میاندازد یاد معصیت میاندازد اصلاً وقتی که وارد این خانه میشوی یک طوریت میشود فضایش آدم را خراب میکند انسان را تاریک میکند.@ ولی بعضی از خانهها میروی میبینی که خودبهخود در آن فضا تحول پیدا میکنی حالت عوض میشود دست خودت هم نیست نمیدانی چرا اینطوری شدی ولی آن فضا فضای مقدسی هست روی انسان اثر میگذارد چون انسانهای آنجا نماز خواندند انسانهای آنجا عبادت کردند روی انسان تأثیر میگذارد.@ بعضی از خانهها هست اینطوری است مثلاً در آن روضه زیاد میخوانند وقتی میروی در آن خانه مینشینی میبینی که حالت تحول پیدا میکند در خانه دیگری میروی مینشینی اینطوری نیست در خانه خودت میروی شاید اینطوری نباشد ولی چون در آن خانه روضه زیاد خوانده شده اسم اهل بیت زیاد آورده شده عبادت زیاد شده میبینی که این اثر را دارند اصلاً شما وقتی که مینشینی اینطور هست.@ داریم که یک آقایی از علما و بزرگان رفته بودند جایی در یک مکانی وارد شده بودند به صاحبخانه میگفت من در این خانه وارد شدم دلم شکست خیلی حال عجیبی دارم.@ گفت ما میخواستیم این خانه را بسازیم اول از این وقتی میخواستیم کلنگش را بزنیم آمدیم یک روضه خواندیم بعد بنّا و عملهها را واجب کردیم به آنها یعنی با این شرط به کار گرفتیم که وضو بگیرند بعد با روضه و با گریه و با ذکر سلام و صلوات ساختمانشان را ساختند حالا ساختمان که تمام شده اینطوری هست.@ ما چند وقت پیش با برادرمان آقای غریبی رفته بودیم منزل یکی از دوستان در قائمشهر شب را آنجا بودیم اصلاً مکان نمیگذاشت آدم بخوابد یکی از زیباترین و شیرینترین شبهای عمر من همانجا بود دو سه ماه پیش که رفته بودم شمال برای تبلیغ همان خانه بود.@ یک خانه کاهگلی قشنگ سفیدش هم نکرده بودند خودش میگفت حسینیه هست از بس در آن روضه خوانده بودند وقتی در آن فضا میرفتی دیگر دستت خودت نبود یعنی مکان تو را شکل میداد و حرف میزد تو هر فکری دیگر نمیتوانستی بکنی هر خیالی دیگر نمیتوانستی بکنی حجابها خیلی سریع کنار میرفت و تو متصل میشدی با چیزی که میخواستی متصل بشوی مکان اینطوری است.@ یعنی انسان وقتی وارد آن مکان خاص میشود که عدهای در آن زحمت کشیدند و نورانیش کردند منورش کردند اینطوری هست جبهه هم همینطوری هست شما الان بروید دوکوهه میبینید که دوکوهه برای شما خیلی نور دارد علت اینکه این همه جوانان ما که از جنگ فاصله داشتند آن موقع بچه بودند وقتی که جنگ تمام شد الان از طریق مدارس میروند دوکوهه یا مناطق جنگی متحول میشوند و برمیگردند.@ برای اینکه در آن مکان خیلی انسانها اوج گرفتند دوکوهه روی کره زمین کمتر مکانی میشود پیدا کرد مثل دوکوهه به ندرت میشود پیدا کرد یک مکانی مثل دوکوهه مثل شلمچه که از این مقطع مکانی این قطعه زمین این مقدار انسان به بهشت رفته باشند این تعداد انسان اوج گرفته باشند از اینجا، خونهای مقدس و پاکی روی آن ریخته باشد ما نداریم خیلی به ندرت میشود روی کره زمین مکانهایی را پیدا کرد که اینطوری باشند این اثر دارد.@ شما همین الان هم که دوکوهه بروید احتیاج به هیچ چیزی نداری در و دیوار دوکوهه با شما حرف میزند و تو را شکل میدهد همین نشستن در آن مکان همین بنشینی میبینی که تأثیر میگذارد کار خودش را میکند جبهه اینطوری هست.@ علت اینکه خیلیها وقتی میرفتند متحول میشدند همین بود علت اینکه خیلیها وقتی میرفتند دوست نداشتند برگردند این بود که جبهه اصل اینها را به رخ اینها میکشاند اصل اینها را به یاد اینها میانداخت یعنی وقتی آنجا میرفت فضا برایش آشنا بود بچهها همه برایش آشنا بودند چادرها آشنا بودند کوه آشنا بود سنگرها آشنا بود همه چیز آشنا بود همه چیز بو داشت بوی بهشت میداد.@ برای همین طرف پایش را هم قطع میکردند میرفت عذر داشت جبهه نرود ولی نمیتوانست نرود چون در خانهاش احساس غریبی میکرد پیش زن و بچهاش در شهرش احساس غربت میکرد مرخصی به او میدادند پانزده روز ده روز میآمد اینجا کلافه بود سه روز از مرخصیش میگذشت بلند میشد میرفت، میرفت جایی که احساس آرامش بکند جایی که وطنش باشد.@ جبهه وطنش بود چون او را به یاد وطنش میانداخت به یاد خداوند تبارک و تعالی به یاد اصل و ریشه خودش میانداخت در آن فضا راحت میتوانست تنفس بکند برای فطرتش راحت میتوانست نفس بکشد.@ انسانها وقتی که از طبیعتگرایی یواش یواش در میایند دستگاه تنفس فطری پیدا میکنند فطرتشان میخواهد مستقلاً نفس بکشد لذا مکانهایی را انتخاب میکند که در آن مکانها بتواند تنفس بکند لذت ببرد آدمهایی را انتخاب میکند برای رفاقت که در معاشرت با آنها بتواند تنفس بکند اعصابش خورد نشود نفسش نگیرد حالش گرفته نشود تاریک نشود.@ با آدمهایی که مشخص هستند چهرههای مشخص اینها اجازه میدهند که فطرت تنفس بکند جبهه اینطوری بود چون این همه ارواح طیبیه شهدا این همه بزرگان و اولیاء خدا آنجا آمده بودند و اثر گذاشته بودند منطقه منطقهای بود که به هر حال برای این کار انتخاب شده بود بچهها به آن تقدس داده بودند.@ به قول علما(شَرَفُ المَکانِ بِالمَکین) شرف مکان به کسی هست که در آنجا میرود، چرا شهید را غسل نمیدهند؟ چون روح به قدری طهارت پیدا کرده که وقتی این روح به این بدن و خون میخورد دیگر این خون و لباس و بدن نجس نیست برای همین میگویند دیگر شهید را نشویید شهیدی که در معرکه شهید شد به قدری طهارتش زیاد هست که آن طهارت روح به آن خون نجس میخورد و خون پاک میشود بدن پاک میشود لذا فرمودند به هیچ وجه دست به آن نزنید.@ خداوند میفرماید که این به قدری طهارت پیدا کرده که ما با غسل و کفن آلودهاش میکنیم همینطوری او را بردارید بیاورید پیش خود من بگذارید در قبر بگذارید و تحویل خودم بدهید خیلی طهارت پیدا میکند این مکین هست مکین یعنی انسان کسی که در مکان قرار میگیرد این روح انسان هست که به چیزهای دیگر طهارت میدهد و در آنجا اثر میگذارد.@ حالا شما خانه امام قبل از اینکه برود در جماران میرفتیم یک خانه معمولی بود اما الان بروید در همان خانهای که امام در آن عبادت کرده ببینید همینطوری هست از نظر اثر؟ اینطوری نیست حتی کسانی که نمیدانستند امام اینجا بوده میبینید که همینطوری هست.@ من یک موقعی خارجیها از دوستانمان که از اروپا یا از کشورهای دیگر میآمدند با خودم میبردم مکانهای غیر معروف، بعد میدیدم آنها دارند آنجا گریه میکنند در آن مکانها بعد میگفتند ما نمیدانیم چرا اینجا اینطوری است ما میاییم اینجا یک طوری میشویم مکان اثر میگذارد دست خود آدم هم نیست.@ شما اگر الان بخواهید حضور قلب پیدا بکنید گریه بکنید دلتان بشکند شاید نکند یک مداح 20 دقیقه زور بزند نمیتواند این کار را بکند ولی اگر شما را ببرند در حرم حضرت رضا(ع) احتیاجی دیگر به این کار ندارید چون مکان حجاب را یک دفعه از انسان میکَند فطرت به حقیقت خودش متصل میشود.@ وقتی متصل شد دیگر دلتنگیها عقدهها باز میشود انسان انگار رسیده بعد از مدتی به حقیقت خودش خسته، کوفته، زخمی خودش را میرساند در آغوش معشوق خودش، خسته از دنیا، خسته از طبیعت ،انسان میاندازد خودش را در آغوش حضرت رضا(ع) میبینی که به انسان شکل میدهد و حجابی هم دیگر احساس نمیکنی بین خودت و حضرت رضا(ع)، اما از اینجا بخواهی این کار را بکنی میبینی که این مکان شاید یک همچین قدرتی را نداشته باشد.@ پس اثر مکان خیلی مهم است یکی از عزیزان مجتمع چند روز پیش آمد قم منتظر من بود قرار داشتیم همدیگر را ببینیم همدیگر را هم دیدیم من به او گفتم شما در حجره ما بمان کارت را اینجا انجام بده ایشان ماند در حجره ما در فیضیه.@ فیضیه یک فضایی هست کنار حرم حضرت معصومه(س) از آن مکان فیض گرفته وقتی شما پلهها را پا میگذارید میایید و میروید همانجایی هست که شیخ عبدالکریم حائری آمده امام آمده آقای اراکی آمده مرحوم بهاءالدینی آمده مراجع بزرگ آمدند اولیاء خدا آمده خود امام زمان(ع) شخصاً آنجا زیاد تردد کرده.@ وقتی روی آن پلهها پا میگذاری میروی میدانی داری پا جای چه کسی میگذاری در آن حجرهها که مینشینی قبل از اینکه شما در آن حجره بنشینی اولیاء خدا اینجا بودند چقدر تشرفات در این حجرهها حاصل شده در این حیاط دور آن حوض خیلی اتفاقات افتاده.@ بعد صبح اول وقت به او گفتم که فضای دلانگیزی هست مگر نه؟ گفت نمیدانم شما میفهمی من که حالیم نمیشود ما آمدیم اینجا کاری انجام بدهیم نمیفهمم سر در نمیاورم.@ بعد یک مثالی برای من زد گفت که آدمی که پولدار هست وقتی میخواهد بنز بخرد وقتی بنزها را نگاه میکند به قیمت خریدها یک طور دیگر نگاه میکند او که پول ندارد همینطوری نگاه میکند میگوید حالا این هم یک ماشین است چون قرار نیست که بخرد این مثال را هم برای من زد گفتم باشد حالا شما اینجا بمان.@ غروب آمدم اینجا گفت آقا اینجا چه جایی است من را آوردی؟ گفتم برای چی؟ گفت اصلاً حالم یک طوری شده از صبح اینجا بودم همهاش احساس لذت میکنم همهاش احساس سبکی و پرواز میکنم صبح اول وقت آمده بود گیج بود زیاد حالیش نبود.@ بعد وقتی غروب شد تا غروب ماند در فضای فیضیه وقتی رفتم بالای سرش صدایش کنم گفتم بلند بشو برویم حاضر نبود از محیط در بیاید اتفاقاً کار هم زیاد داشت آنجا هیچ کدام از کارهایش هم راه نیفتاده بود میگفت حالا کارهایم راه نیفتاد جهنم اما اینجا خیلی خوب بود انگار که من از تهران بلند شدم آمدم اینجا راه افتادم کارم راه نیفتاد ولی خودم راه افتادم فضا این کار را با انسان میکند.@ این سازندگی را فضا دارد در فضای فیضیه یک کسی وارد میشود حالا شما حتماً رفتید قم مشرف شدید پنج دقیقه ده دقیقه کنار حرم راه میدهند اشکال ندارد تنگ غروبی بروید آنجا یک نماز مغرب و عشایی در حیاط آنجا بخوانید یا بروید در دارالشفا یک قدم بزنید ده دقیقه و برگردید ببینید در روحتان تحول ایجاد میکند یا نمیکند فضا انسان را میسازد.@ حالا وقتی من این فضا را انتخاب میکنم برای اینکه بنشینم آنجا درس بخوان این فضایی که من میشینم درس میخوانم کجا با یک فضایی که نشستم یک دختر عجق وجقی هفت رنگ نشسته کنارم بوی نحس عطر و ادکلنش دارد من را اذیت میکند این دو تا یک جور تأثیر دارد؟.@ سر کلاس نشستی انسانهای متدین، مؤمن، اولیاء خدا، با روح، نماز شبخوان، بکاء این نشسته کنارت در فضای اینطوری نگاه میکنی به چهره استادت میبینی برایت یک پیام دارد نگاه میکنی به اطرافیان میبینی یک پیام دارند تا نگاه میکنی میبینی یک دختر خانم عجق وجق کنارت نشسته زمین تا آسمان این تأثیر فرق دارد یک محصول بیرون نمیدهد.@ هر دو هم یکی است دانشجو میرود دانشگاه الهیات میخواند فقه و اصول و منطق میخواند در دانشگاه ادبیات عرب میخواند یک طلبه هم میرود در حوزه همینها را میخواند درسهایش فرقی هم نمیکند چه بسا بعضی از درسهای دانشگاه بهتر و قویتر هم باشد ولی یک محصول بیرون نمیدهد.@ اینکه مقام معظم رهبری صحبت از اسلامی کردن دانشگاه میکند یعنی اینکه دانشگاه باید فضایش این سازندگی را داشته باشد، ندارد، دانشجو میرود آنجا الهیات میخواند فقه میخواند اصول میخواند فلسفه میخواند کلام میخواند معارف دینی میخواند ولی وقتی فارغالتحصیل میشود لیسانس میشود یا فوق لیسانس میشود یک طوری بیرون میاید همین طلبه وقتی میرود در فیضیه میخواند یا میرود در فضای حوزه میخواند میاید بیرون اصلاً یک طور دیگر است.@ چون این در رحم خاصی خوانده و او هم در رحم آلوده درس خوانده در مکان آلوده بهترین غذا هم که به انسان برسد فایده ندارد انسان باید حتماً برای خودش مکانها و رحمهای مناسبی را انتخاب بکند یعنی اینطور نیست که یک بذر را در هر زمینی بکاری یک طور رشد نمیکند.@ یک اصل مسلم در کشاورزی است میگویند خاک آنجا یک طور دیگر است گیاه را یک طور دیگری بار میاورد مکان یک طور دیگر است شما میروید در یک خانهای میبینید که مثلاً این خانه آرایش خانهاش یک طوری هست که آدم را تاریک میکند میخواهی نماز بخوانی حضور قلب نداری.@ یک خانه میروی میبینی عکسهای خیلی قشنگی در آن هست عکس اولیاء الله در آن است بسم الله الرحمن الرحیم آنجا زدند چون سفارش شده که بالای در خانهتان بسم الله الرحمن الرحیم بزنید بسم الله الرحمن الرحیم زده شده اسامی پنج تن زده شده خیلی چیزهای دیگر است اصلاً این مکان پیام دارد.@ در اتاق، اتاق را یک طوری تنظیم میکند که اصلاً وقتی میروی یاد خدا میافتی یاد حقیقت میافتی تا یک خانهای که خانم خانه زحمت کشیده یک کوبلن درست کرده یک زن نیمه عریان را تابلو کردند در خانه زدند این فرق دارد در این خانه یک جور پیام به انسان نمیدهد مثلاً عکس سگ زده.@ در روایت داریم(لا یَدخُلُ المَلائِکَۀُ بَیتاً فیه کَلبٌ اَو صُورَۀُ کَلبٍ) ملائکه در خانهای که در آن سگ یا چهره سگ باشد داخل نمیشوند حالا الان شما نگاه کنید طرف صبح در ماشین مینشیند یک مجسمه سگ جلوی داشبرد گذاشته بعد هم میبینی آنجا یک آیۀالکرسی زده با هم جور در نمیاید باید این چیزها را نمیشود.@ در خانه یک تابلو آوردند آخر تابلو آوردند حیف است طناب مفت است خودمان را با آن دار بزنیم نمیشود آقا این تابلو بدرد نمیخورد هدیه آوردند یک مجسمه سگ است یک مجسمه حیوان نجس است اینها روی آدم اثر دارد.@ حالا اتفاقاً میزند آن شبی که میخواهد انعقاد نطفه بشود ممکن است چشم یکی از زن و مرد موقع انعقاد نطفه بخورد به همین مجسمه سگ روی نطفه اثر میگذارد تا اینکه انسان چشمش به اولیاء الله بخورد به بسم الله الرحمن الرحیم بخورد فضای خوب ببیند رنگ خوب داشته باشد اینها خیلی مؤثر است اینها نباید در خانه باشد و حذفش بکنیم.@ خانه را یک فضایی بکنیم که یک رنگ و بوی خاصی داشته باشد انسان وقتی وارد آن میشود معنا داشته باشد یک چیزی باشد که انسان اگر خودش هم غفلت میکند فضا با او حرف بزند. پس ما باید انتخاب بکنیم هر کس باید پاتوقهای زیادی مکانهای زیاد و متعددی را برای خودش سراغ داشته باشد.@ برای ورود به رحمهای مکانی برنامهریزی داشته باشد سرمایهگذاری بکند کارمندی، نمیرسی، از الان شروع کن پسانداز بکن تابستان زن و بچهات را بردار با یک اتوبوس بروید حرم زیارت کنید و برگردید دیگر بهتر از این که نمیشود خیلی هم هزینهاش کم است نمیتوانی ده روز بمانی دو روز بمان نمیتوانی هتل ده هزار تومانی بروی برو این مهمانخانههایی که شبی هزار تومان میگیرند کمتر میگیرند.@ اصلاً نمیتوانید ما زمان مجردی وضع مالیمان خوب نبود رویمان هم نمیشد از والدینمان پول بگیریم یک موقعهایی میآمدیم از جبهه سه روز چهار روز مرخصی داشتیم بلند میشدیم صبح از اینجا اتوبوس سوار میشدیم پولهایمان را میریختیم روی همدیگر یک چیزی میشد بعد میرفتیم حرم امام رضا(ع) زیارت میکردیم بعد از حرم در میآمدیم سوار اتوبوس میشدیم برمیگشتیم کاری ندارد.@ آدم اگر ارادت داشته باشد شرط که نمیگذارد پنج دقیقه هم باشد ده دقیقه هم باشد بتواند ملاقات بکند میکند نمیگوید من چند وقت است نرفتم هنوز موفق نشدم بروم حرم حضرت رضا(ع)، برای اینکه تو تکلف داری اگر محبت باشد که آدم اینقدر شرط نمیگذارد.@ بلند میشود میرود زیارتش را میکند مگر تو از زیارت چه میخواهی، خستهایم، امام رضا اینقدر دوست دارد تو خسته در حرمش بروی اینقدر دوست دارد بروی آنجا چرت بزنی از زور خستگی راه برو بنشین چرتت را بزن تو چکار داری ما باید برنامه داشته باشیم این حرم حضرت عبدالعظیم(ع) فردای قیامت خیلی حسرت میخوریم که ما در این رحمها وارد نشدیم ارتباطمان با آنها ضعیف بوده.@ این شیخ صدوق ابن بابویه مرقد مرحوم رجبعلی خیاط اولیاء خدا قبور اینها خیلی سازنده است یکی از شاگردان مرحوم میرزا علی قاضی(ره) میگفت در ذهنم چند سؤال بود که از مرحوم قاضی بکنم یکی اینکه چرا مرحوم قاضی ساعتهایی میرود در قبرستان مینشیند ما میرفتیم آنجا حوصلهمان سر میرفت میرفتیم یک فاتحهای میخواندیم بلند میشدیم میآمدیم میگفتیم اینجا جای نشستن است بلند میشدیم میآمدیم دنبال کارمان.@ ایشان میرفت مینشست در فضای قبرستان همینطوری سکوت میکرد مینشست بعد میخواستم از او سؤال کنم رویم نمیشد بعد گفت چند سؤال دیگر هم برایم پیش آمده بود یک سؤال این بود که میخواستم بیایم ایران میخواستم ببینم مصلحت هست بیام ایران یا نیایم.@ یک روزی خدمتشان رسیدم قبل از اینکه من چیزی بگویم شروع کرد سؤالات من را دانه دانه جواب داد در مورد آن کار جواب این است در مورد آن کار جواب این است دانه دانه جوابها را داد تا در ذهنم آمد که این از کجا میداند به من گفت همه را از قبرستان میدانم انسان را میسازد.@ ما وقت بگذاریم استفاده بکنیم یک نصف روزی در طول هفته در طول ماه دو ماه یکبار وقت بگذاریم یک قبرستانی برویم سر قبر اولیاء خدا شهدا یک ده دقیقهای در یکی از این قبرها بخوابید ببینید مکان اثر نمیگذارد؟ خیلی اثر میگذارد شما ده دقیقه در قبر بخواب بنشین ذکر بگو به حال خودت گریه کن بگو اگر الان تمام شده بود چه اتفاقی میافتاد.@ امکان داشت تمام شده باشد بخواب بعد ببین برای گذشتهات جوابی داری یا نه ده دقیقه فکر کن که اگر الان شب آخر بود و خدا اگر اجازه میداد از قبر در بیایی چکار میکردی خیلی مکان تأثیر دارد پس مکانهایی هست که خودمان میتوانیم ایجادش بکنیم خودمان میتوانیم به صورت رحم این مکانها را درست بکنیم.@ مؤمنین جمع بشوند ذکر بگویند گریه بکنند تفکر داشته باشند یاد اهل بیت باشند انسان را میسازد رحمهای مکانی انسان را شکل میدهند ما ارتباطمان را حفظ بکنیم اگر میبینیم که بعضی از رحمهای مکانی بعضی از مکانها اثر آلوده روی ما میگذارند باید بیرون بیایی.@ آقا رفته در یک مغازه بوتیک دارد یک جنسهایی را میفروشد دستش به یک جنسهایی میخورد چشمش به یک چیزهایی میخورد مشتریهای خاصی سراغش میاید این فضا برای تو فضای خوبی نیست خرابت میکند تو نباید این شغل را انتخاب بکنی ما شغلهای حرام داریم شغلهای مکروه داریم در آن فضا وارد نشو پول در آن زیاد است، برو، کشک نیست که بگویی من دکترا قبول شدم اروپا بلند میشوم میروم فلان رشته دکترا بخوانم.@ میروی در آن مکان اما قبلاً باید روحت خیلی طهارت کسب کرده باشد که در مکان آنجا آلوده نشوی شهید چمران هست که میرود آمریکا شاگرد اول آمریکا میشود ولی پاک میرود و پاک برمیگردد تو میتوانی بروی آمریکا آنجا آلوده نشوی برو بنشین دکترایت را هم بگیر.@ ولی تو وقتی آنجا میروی و میایی میبینی یک طور دیگری شدی اصلاً زمین تا آسمان فرق کردی اینجا چقدر شعارهای الهی و معنوی و انقلابی و مردم و مستضعفین و عدل و عدالت از این حرفها میدادی یک مأموریت به شما میدادند شش ماه بروی فلان کشور یک بورسیه به تو میخورد که بروی آنجا یک دکترای کوفتی بگیری و برگردی.@ میروی آنجا اصلاً گاهی وقتها کشور خودت نمیایی میگویی این حرفها چیست مردم کجا بودند طرف آخوند بلند میشود از اینجا آنجا میرود میاید میگوید اگر بخواهیم کشور ما مترقی بشود ما باید از فرق سر تا نوک ناخن پایمان باید فرنگی بشویم تا این کشور ما مترقی بشود یک سفر آنجا رفته.@ آقایی که اینجا نمازشبخوان بود آقایی که اینجا جهت زیارت عاشورا بود انقلابی بود جبههای بود خطشکن بود میگفت ما خط امامیم چنین هستیم چنان هستیم چهار سفر آنجا میبرنش در مکانهای آنجا میرود بعد وقتی برمیگرد اصلاً یک چیز دیگر از کار در میاید از اینطرف میرود از آنطرف یک چیز دیگر در میاید.@ اصلاً آقا هم تعجب میکند که چی شد چطوری شد که این با چهار تا سفر این همه تحول منفی پیدا کرد روحیهاش این همه خراب شد مکان سازنده است گفتم یک بنده خدایی اسمش نیم من بوق بن پشم پانزده بود گفتند تو چطور اسمت این شده؟ گفت اسم من منصور بن موسی بوده منش را کردند نیم من، صورش را کردند بوق، صور عربی به معنی بوق، مویش را پشم کردند، سیش را هم پانزده کردند شد نیم من بوق بن پشم پانزده حالا اینطوری میشود.@ یعنی از آنطرف یک چیز شکیل خوب به نام منصور بن موسی بد که نیست منصور اسم قشنگی است اسم رئیس فرشتههایی هست که عزاداری میکنند برای سیدالشهدا(ع)، موسی هم که اسم پیامبر کلیم الله یک دفعه میبینی از آنطرف یک چیز عجیبی درآمد آدم اینطوری است.@ یک دفعه مثلاً بیسلیقگی میکند آدم خوبی است آدم متدینی است آدم بسیار خوب دارد رشد میکند خیلی فطری و خوب دارد رشد میکند خانهاش را عوض میکند مثلاً از اینجا بلند میشود میرود یک خانهای انتخاب میکند فلان نقطه شهر، میرود در یک کوچهای چهار تا همسایه یا در یک مجتمع مسکونی خاصی خانه انتخاب میکند.@ خیلیها به این توجه ندارند پنج سال بعد اصلاً میبینی انقلاب ماهیت شد زنهای آن خانه همه عوض شدند مردها همه عوض شدند بچهها همه عوض شدند چون آن مجتمع آپارتمانی خاص اثر خاص خودش را گذاشت مکان که خنثی نیست رنگ خنثی نیست بو خنثی نیست.@ اگر گفتند نگاه کردن به دریا عبادت است برای اینکه دریا پیام دارد اگر گفتند نگاه کردن به آسمان عبادت است نگاه کردن به چهره عالم عبادت است نگاه کردن به در خانه عالم عبادت است برای اینکه پیام دارد ما هیچ چیز خنثی نداریم اینطور نیست که چشم ما حواس پنجگانه ما با یک شیئی ارتباط برقرار بکند خنثی باشد اصلاً اینطور نیست.@ بگوییم فرقی نمیکند به این نگاه کردم یا نکردم تو میگویی فرقی ندارد تو فکر میکنی چند وقت بعد میبینی که فرق خودش را گذاشت اثر خودش را میگذارد هیچ چیز خنثی ما نداریم نه کلام خنثی داریم نه شنیدنی خنثی نه دیدنی خنثی نه بوئیدنی خنثی نه چشیدنی خنثی نه لمس کردنی خنثی اصلاً چیز خنثی نداریم این را در بحث تغذیه معرفت نفس یک مقدار گفتم.@ پس رحم مکانی ما خیلی وقتها خودمان میتوانیم این کار را انجام بدهیم خودمان میتوانیم بسازیم، افتادیم در یک مکانی که فعلاً هم مجبور هستیم در آن مکان باشیم شروع کن رنگش بزن رنگ فطری بزن چون اگر رنگ فطری نزنی رنگ طبیعی میخورد حالت را میگیرد.@ زود شروع کن رنگ معشوق را به آن بزن عکسی بزن پرچمی بزن شکلی آویزی باشد آیه قرآنی باشد بسم الله الرحمن الرحیم باشد زود رنگ بزن بچه خدا به تو میدهد سریع رنگش بزن یک اسم خوب برایش بگذار رنگ بشود یک اتومبیل میخری داخلش را زود رنگ کن یک رنگ فطری بزن چیزهای فطری بگذار محتوای فطری بگذار تا این اتومبیل اثر بد روی تو نگذارد روحیهات را خراب نکند فاسد نکند.@ پس ما خودمان میتوانیم رحم مکانی بسازیم وقتی ساختیم از آن استفاده میبریم و لذت میبریم این هنر ما باید باشد یعنی هر مکانی رفتیم جمع شدیم زود باید رنگ بزنیم و بعد از آن استفاده بکنیم و لذت ببریم یعنی پسانداز است من در این مکان نماز میخوانم ذکر میگویم توسل میکنم ذخیره من میشود.@ حالا الان حال ندارم میروم از سرمایه میخورم یعنی میروم خودم را میاندازم در یک مکانی که خیلی غنی است من دیگر حال و رمقی ندارم از نظر فطری خسته هستم طبیعت اذیتم کرده ولی به محض اینکه خودم را میاندازم در آن مکان فطری میبینی که همه چیز برگشت سرمایه دوباره برگشت ذخیرههایی که قبلاً کرده بودم میاید به دادم میرسد.@ ما باید پاتوق زیاد داشته باشیم این جزء اصول تغذیه است خیلی وقتها رفقا میایند به من میگویند که ما یک موقعهایی بیحال میشویم کسل میشویم حال نداریم فلان کار را انجام بدهیم چکار بکنیم یا اصلاً بدمان میاید؟ اگر میخواهی در خانهات بنشینی بایستی حل بشود حل نمیشود.@ این که امام(س) فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد یعنی همین یعنی باید به خودت زور بگویی حال نداری کسل هستی بدو برو خودت را بینداز در یکی از همین مکانهایی که خودش روی تو کار میکند خود مکان کار میکند نمیخواهد کار دیگری بکنی.@ گاهی وقتها ما بیحال در حرم میرویم فکر میکنیم آنجا باید مفاتیح را باز بکنیم شروع بکنیم یک کارهایی بکنیم زور بزنیم ول کن مفاتیح را ببند هیچ کاری نمیخواهد بکنی برو در آن مکان برو بنشین در و دیوار را نگاه کن یواش یواش کسانی که دارند گریه میکنند نگاه کن این زمزمههایی که دارد میاید را بشنو و چند دقیقهای صبر کن میبینی که دل زنده شد.@ قلب مثل اتومبیل هست گاهی وقتها شما میروی سویچ را میزنی روشن میشود گاز را میگیری میروی گاهی وقتها وقتی سویچ میزنی فایده ندارد روشن نمیشود باید هُلش بدهی بعد که هُل دادی گرم شد روشن شد سوارش میشوی قلب اینطوری است قلب را باید خیلی وقتها هُل داد و رحمهای مکانی کمک بسیار خوبی برای انسان هست پس فعلاً دو نوع رحم را شناسایی کردیم رحم مکانی و رحم زمانی.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@