جلسه 083 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
83
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
1
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 083 - انسان‌شناسی (قم)

بحث در مورددین بود که گفتیم اگر کسی خودش را بشناسد یقیناً می یابد در وجود خودش که این وجود نیاز به آیین و قاعده و مقررات دارد اگر «کلّ شئی قدراً» «قد جعل الله بکل شئی قدرا» خداوند همه چیز را با قدر و اندازه خلق کرده است یک ساختار ریاضی برای هر چیزی قرار داده است. هیچ یک از مخلوقات الاهی نیست مگر آنکه قاعده و قانون بر آن حاکم هست اگر خودش را کسی شناخت متوجه می شود من احتیاج به برنامه دارم. برای شکوفایی و رشد احتیاج به برنامه دارم. برنامه همان دین است که قبلاً مفصل صحبت شد و استدلال هم این بود که فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) «إنّ الدین شجرة اصلها الیقین بالله» یعنی اگر کسی خود را شناخت «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» می بیند که لا إله إلا الله. لا إله إلا الله از ذات انسان درمی یاد از نهاد انسان درمی آِد. اساساً گزاره لا إله إلا الله در هیچ موجودی درست نیست الا انسان. اگر بخواهی به معنای حقیقی الله را بگیری که ذات جمیع مستجمع همه صفات است هر چند همه موجودات عاشق خدا هستند. و حبّ به خدا و کمال دارند. اما اوج و حقیقت لا اله الا الله فقط در انسان معنا دارد. لذا پیامبر فرمود: «ما قال النبی ما قلت مثل لا اله الا الله نه من و نه هیچ پیغمبر دیگری پیام بزرگتر از لا اله الا الله برای انسان نیاورد. پس اگر من والله هستیم قاعده ای برای رسیدن به او هست. که این دین است. یکی از چیزهایی که در رابطه با دین به معنی حقیقی، انتظار حقیقی ما از دین کارکرد از دین،دین بزرگترین پاسخگویی آن به عطش بی نهایت طلبی انسان است. ما مأموریتی بزرگتر از این نداریم. اولا و به ذات مأموریت دین همین است. اینکه پاسخ بدهد به حس بی نهایت طلبی انسانو انسان را اشباع کند. کارکردهای دیگر دین کارکردهای انفرادی دین است. کارکردهای سیاسی و اقتصادی و کارکردهای دیگر. اگر دین کارکردهای سیاسی و اجتماعی بهداشتی غیره دارد به این جهت است که میوه آن اشباع حس بی نهایت طلبی انسان است. یعنی لا اله الا الله شکوفا شود بقیه همه مقدم است حتی اگر دین در عبادات هم دخالت می کند عبادت را هم یک وسیله می داند اقم الصلوة لذکری اگر ذکر نبود نماز فقط یک صورت است. بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد (آیه قرآن) چرا دین ندارد چون از قبل این عبادت ذکری حاصل نشده است. ملاقاتی بدست نمی آید. پس همه اینها میوه اش یک چیز است و آن لا اله الا اللله است. یکی از شاخه های دین داری این است که دین به معنای حقیقی اگر آمد دیندار کیست آن کسی که دین را با اصلی ترین کارکردش می خواهد اگر دین آمد اثر آن این است که نظام محبتی انسان تنظیم می شود اگر نظام محبتی انسان تنظیم شده باشد تمام تکلف هایی را به اسم دین داریم بی خود است. امکان ندارد که کسی به معنای حقیقی دین داشته باشد در نظام محبتی مشکل داشته باشد. قرآن هم آدم ها را یا فاسق می داند یا «مومن کمن کان مؤمناً کم کان فاسقاً» فاسق را چه کسی می داند قرآن می گوید کسی که نظام محبتی او غلط باشد اگر دررأس نظام محبتی انسان سه معشوق باشد این شخص مؤمن است و اگر نباشد همه عمرش هم که عبادت کند فاسق است. آن سه محبوب طبق آیه 24 توبه این استکه الله، حضرت رسول و اهل بیت (علیه السلام) جهاد در راه خدا اگر این سه محبوب ترین چیزهایی دردل انسان باشد این شخص مؤمن است.

مهم ترین چیزی که باید از علائم و نشانه های خودشناسی داشته باشیم این استکه ببینیم ملاک های حبّ و بغض های ما چیست؟ ما اگر از یک چیزی خوشمان می آید یا بدمان می آِد برای چیست؟ ملاک آن چیست؟ آن چهار چیزی که همیشه یاد آور شویم ارتبطات، افکار، انتخاب و رفتار علامت اینکه یک نفر دیندار و متدین به معنای حقیق است این است که حبّ و بغض هایش براساس دین و الله باید باشد. که این قاعده ریاضی دارد چرا این طوری است. حرکت انسان به سمت کمال مطلق است یعنی الله بنابراین یعنی اله حقیقی انسان کمال مطلق است. لذا در این مسیری که انسان به سمت محبوب حقیقی خودش که الله است هر محبتی یاهر بغضی که مانع بشود انسان به الله یعنی به مطلق برسد محدود کننده است. این محدود کننده از درونش جنهم و فشار قبر درمی آید یعنی آنجا که محبت انحراف پیدا می کند حتماً انسان کوچک می شود وقتی بغض انحراف پیدا می کند حتماً انسان کوچک می شود به امام (ره) گفتند که این روحانی از شما خیلی بدمی گوید شما برای چی پشت سرش نماز می خوانی ایشان خیل علیه شما حرف می زند فرمود این در دین دارد بخاطر خدا با من دشمنی می کند واقعاً فکر میکند که من برای دین .... اخلاص دارد که به من ناسطار می گوید او را نگاه کنید که این گونه و این را نگاه کنید که چگونه می بیند و برای هم مهم نیست که علیه خودش حرف زده می شود به انگیزه شخص نگاه می کند. حالا ما می شود که کسی به ما بغض داشته باشد ولی ما از او خوشمان بیاید می گوئیم ملاک منم چون از من بدش می آید پس بد است و من هم از او بدم می آید خیلی این نکته لطیف و حساس است. حبّ و بغض های انسان باید تنظیم شود. یک قاده مهم بگویم اگر انسان نظام محبتی اش تنظیم و تکمیل شود امکان ندارد که به آرامش و شادی نرسد. هر جا ما از مسیر شادی و آرامش جدا شویم یک جا نظام حبّی و بغضی ما دچار مشکل شده است. هر جا تحقیر شدیم هر جا به پوچی و غصه رسیدیم یکجا در نظام حبی و بغضی انحراف ایجاد شده. اگر بخاطر الله خوشمان بیاید یا بدمان بیاید انسان همیشه آرامش و شادی خود را دارد. در جایی دچار تاریکی و ضعف می شویم که نظام محبتی ما دچار انحراف بشود. خیلی از قشرها با هم درگیری دارند علماها با هم، کترها و .... اگر اختلاف نظر حب و بغض آورد معلوم است که من یک جایی مشکل دارم. حضرت خامنه ای فرمودند که در حوزه نباید تخطئه باشد، پرخاشگری و تکفیر که در حوزه خیلی زیاد است همه نشان دهنده آن است که حبّ و بغض ما الاهی نبوده است. در مورد علامه طباطبائی خیلی ها با ایشان مشکل داشتند و علیه ایشان تهمت زدندند. یا برای ملاصدرا انواع گرفتاری ها و تهمتها بوده است و توسط خود علما صورت می گرفته است. و به قول امروزی ها با لک می شد. شهریه ها قطع می شود همه بخاطر حبّ و بغض های شخصی فرزندان برای بدست آوردن محبت پدر و مادر همدیگر را تخریب می کنند. لذا قرآن می فرماید کسی که روحیه اش برخود برتر بینی است هرگز به بهشت راه پیدا نمی کند. انسان هر جاست بهترین آدم باشد برای دیگران اما اینکه این حس خودبرتر بینی که بیاید سراغ انسان حبّ و بغض های حیوانی و شیطانی است و الاهی نیست و محددیت برای انسان می آورد. لذا دین به معنای حقیقی است که وقتی انسان فهمید محبوب حقیقی او الله است لذا حق ندارد در مسیری که می رود از چیزی که او را محدود می کند و نمی گذارد که به الله برسد یا از چیزی خوشش بیاید یا از چیزی ک هخدا دوست دارد و رنگ خدایی دارد بدش بیاید. این باعث می شود که ما دیگر نتوانتیم سرعت داشته باشیم. ک هخداوند فرمان داده «سارعوا إلی مغفرة من ربّکم: و دیگر نمی توانیم از کسی سبقت بگیریم وقتی که ما دچار حبّ و بغض ها غیرالهی می شویم. در این صورت یا توقف کندی یا عقب گرد دارد. لذا دین ساختارش طوری است که خداوند می خواهد دائما قلب ما از چیزی که خداوند خوشش نمی آید دور شود و انس بگرد با چیزی که خدا دوست دارد. حوادث روزگار را خدا طوری طراحی کرده است مسائل را طوری طراحی کرده است امتحاناتش را یک جایی می گذارد که تو بفهمی که واقعاً آنچه را که خدا دوست دارد تو دوست داری یا نه. و آنچه که خدا بدش می آید تو بدت می آید یا نه این امتحانات سر راه م است و خدا رو باز از ما امتحان می گیرد. وقتی می گویم مطلق یعنی قدرت مند شدن انسان هر چه که نمی گذارد انسان اسم و دارایی پیدا کند ضعیف است. انسان تا تراش نخورد نمی شود. مدام انسان باید در دل خود نگاه کند که از چه چیزی برای چه خوشش و یا بدش می آید. آیا باطن او انسان است یا نه. بیشتر منظور این است که این قاعده ها داده شود تا ما در این آییئه ها خود را نگاه کنیم و مراقب باشیم. مهمترین آیینه ها که خیلی شفاف است و کدر نمی شود و هیچ عاملی نمی تواند آن را کدر کند. بعضی از آیینه ها انسان نمی تواند تشخیص دهد کدر می شود و ابهام دارد و شفاف نیست اما یکی از آیینه هایی ک خداوند قرار داده و نمی تواند هیچ عاملی آن را کدر کند و شفاف است که نظام محبتی است. حضرت علی (علیه السلام): «....القلوب عن المودات فانها شواهد لاتقبل..» از دل هایتان در مورد مودت سؤال کنید دل هایتان به شما می گوید که از چه چیزی خوشتان می آید. یا بدتان می آید و چکاره هستید و معشوقات شما چه کسانی است. ببینید در محبو بها، لذت ها، و خواب هایتان چه چیزهایی است اصلاً نمی توانید به خودتان دروغ بگوئید. «إن الانسان علی نفسه بصیراً» یک طوری خداوند قرار داده که تو اصلاً نمی توانی خود را در این مورد فریب بدهی. می گوید اینها (قلوب) شاهدهایی هستند که «لاتقبل الرشی» نمی توانی از چیزی که بدت می آید رشوه بدهی بگویی بگو خوشم می آید. یا اگر از چیزی خوشت نمی آید رشوه بدهی بگویی خوشم می آید. اصلاً نمی شود پنهان کرد دل کاملاً می گوید که ما از چه چیزی دوست داری یا نداری می فهمی که چه کسی هستی تو مرحله حسی هستی یا وهمی و یا خیالی یا عقلی و یا فوق عقلی هستی در کدام مانده ای نوع محبوب های 5 گانه انسان که کدام غلبه بر انسان دارد نشان می دهد که انسان شخصیت و جایگاهش چگونه است. یک شخصی که به امام فرمود بگذار من لمعه را بخوانم حساب کدخدا با من این شخص چگونه است یک کمال وهمی که همان علو است دارد غلبه و روی دست دیگران بلند شدن او درس را برای آن م یخواند در روایت داریم که کسی را برای دو دست دیگران بلند شدن و غلبه می خواند این شخص در حالی است که جای خود را در جهنم آماده می کند که من باید جلو باشم درس می خوانم که از کسی عقب نیفتم. تصور اینکه چند نفر از من جلو هستند کشنده است برایم. این شخص جای خود را در جهنم آماده می کند. درس را برای آنکه به دارایی برسیم می خوانیم نه اینکه دیگران هم دارند و ندارند و به کجا می رسند درست نیست. هو انت قاعده مهمی است که آدم ها خود تو هستند. شما وقتی به کسی حسادت می کنی به اولین کسیکه ضربه می زنی خمدت هستی از کسی که بدت می آید یعنی تنفر از خودت داری اینکه یکی از بزرگان فرمودند که کسی اگر از چشم شما بیفتد شما هم از چشم خدا می افتی همین طوری است. این طوری نیست که ما خیلی راحت بتونیم از کسی بدمان بیاید. اینکه از یک نفر بدت آمد فکر می کنی از یک نفر بدت آمد در حالی که با خوددشمنی می کنی درواقع از خودت متنفری. وقتی از او بدت می آید نمی دانی که با خودت چکار می کنی. رمز اینکه پیامبر فرمودند هر چقدر ایمان افزایش پیدا می کند علاقه انسان به همسرش افزایش می یابد. همین است. کسی که علاقه اش به همسرش روز به روز بیشتر نمی شود از خودش دور می شود و متنفر می شود. «هو أنت» فرمول فوق العاده مهمی است. یک قاعده کلی است که دهها قاعده جزئی دارد همین که از کسی بدت می آید از خدا دور می شوی چون رحمانیت و رحیمیت در تو از بین می رود. شیطان خیلی وقت ها راه عبادت را از طریق صور مقدس می بندد مثلاً شیطان می گوید او خیلی دار اسلام وق یاست تو به او نزدیک نشوی می گوید مگر تو مقدس نیستی پس او را به هر قیمت شده باید دوست داشته باشی. حضرت علی (علیه السلام) چگونه در جنگ صفین شکست خورد با قرآن بر سر نیزه کردن شیطان چگونه این قضیه را بزرگ کرد گفت آن قرآن است که بر سر نیزه رفته به حمایت از قرآن با خلیفة الله مخالفت می کند. حبّ و بغض بی جاست. قاعده ندارد به مقدسات هم نمی توان اینگونه حبّ وبغض داشت. تا یک حدودی می توان دوست داشت اما اگر با اصل حرکت انسان به سمت الله مخالفت کند آن صورت دیگر مقدس نیست. استاد مطهری فرمودند که اسلام هیچ صورت مقدسی وجود ندارد که لازم باشد انسان همیشه و به هر قیمت از آن دفاع کند. صورت مقدس فقط در حدی است که با حق سازگاری داشته باشد. حضرت فرمودند که روایت است اگر با قرآن همخوانی داشت داشت اگر نداشت آن را بزن به دیوار. قرآن سر نیزه کردند اصلاً قیمت ندارددر جهاد هم جان مسلمان خیلی واجب است ولی فرمود اگر دشمن مسلمان را کرد سنگر مسلمان را بکش برو سراغ دشمنت مواظب باش که پشت مسلمان پناه نگیرد و عقل را بگیرد. رسول خدا به یک بچه ای که شیفته پیامبر بود همیشه می آمد به پیامبر مستانه نگاه می کرد حضرا صدایش کرد فرمود من را بیشتر دوست داری یا پدر و مادرت راگفت شما را پیامبر فرمود من را بیشتر دوست داری یا خدا را می گوید شما را بخاطر خدا دوست دارم. ما تنها چیزی را که می شود صدردرصد روی آن ایستاد الله است. اهل بیت هم چون مظاهرش هست این گونه هستند اهل بیت هم صدردرصد است. لذا قرآن فقط 3 معشوق را می پذیرد. در دل انسان به عنوان معشوق های اولیه بقیه چیزها را می گوید باید تابع این معشوق باشند. می خواهی همسرت را دوست داشته باشی هر چه بیشتر بهتر بهتر پول را بیشتر بهتر قوم و قبیله را هر چه بیشتر بهتر ولی باید تابع سه چیز باشد محبت الله، ائمه و پیامبر، جهاد در راه خدا اگر تابع اینها نیست نه خوب نیست. ما در جمهوری اسلامی مگر دنبال قدرت نیستیم برای دین خدا هر چقدر قدرت بخواهی خوب است. ریاست هم خوب است اما باید دید که تابع چیست تابع نفس است یا تابع الله هست. پس دین ملاک به ما می دهد در نظام حبّی و بغضی اگر کسی نظام حبی و بغضی را تنظیم نکند و وقت تلف کردن در صورت ها واقعاض باعث توقف یا عقب گرد انسان می شود. در قیامت به شخص که چقدر صورت آودره کاری نداردند اینکه با حق چقدر پیوند دارد کار ندارد. «کلّ شئی هالک الا وجه« وجه یعنی دارایی انسان ها ودانایی ها اصلاً فایده ندارد. دانایی ها به هیچ وجه دارایی و وجه محسوب نمی شود. ایمان معرفت علم هم به تبع آن چقدر حقیقت انسان با خودش می برد. دین اول نظام محبتی را تنظیم می کند اولین شعارش هم تنظیم نظام محبتی است. «قولوا لااله الا الله تفلحون» بحث عقیدتی هم نیست. مبتنی بر عقیده است ولی بحث محبتی است اله آورده است. وقتی می گوید اله یعنی «إن کان اباءکم و ابناءکم و اخوانکم و ازواج و عشیرة و اموال و تجارت و مساکن احبّ الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیل و تربصوا حتی یاتی الله بامره و الله لایهد القوم الفاسقین» یک پدر و مادر و یا یک معلم و یک مجموعه آموزشی موفق کسانی هستند که بتوانند نظام محبتی مخاطب و زیر مجموعه ولایتی خود را تنظیم کند. اول به اینها بعد به صورت ها بپردازد ما کسی را که بدحجاب است اول طردش می کنیم و در واقع با این کار او را نابود می کنیم. و تنفر در او ایجاد می کنیم و دیگر فرصت به او نمی دهیم. که نظام محبتی خود را درست کند حدود 20 سال است که خارج از کشور می روم آن وقت مبلغ به آنجا می آید و پول صرف می کند تا صورت ها را درست کند آنجا اصلاً وقتی نیست که بتوان صورت را درست کرد ایمان و اعتقادات و ریشه را درست کن صورت خودش می آِد. اول حبّ و بغض او را تنظیم کن. چقدر ما معلم و مبلغ هاییی داریم که ناآگاه هستند و کم تجربه و به وقل مقام معظم رهبری کار فرهنگی زیاده شده است در کشور اما تأثیرگذار نبوده است. اثر داشتن یک کار فرهنگی اینکه پدر و مادر روی فرزند انجام دهند اما محبت که چه کسانی را دوشت داشته و چه کسانی را دوست نداشته باشیم. خداوند هر وقت در قرآن می خواهد صحبت کند و تدربیت کند اینگونه و بااین قاعده صحبت می کند «إن الله یحبّ/أنّ الله لایحبّ/ قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» اگر خدا را دوست دارید دین دار باشید یعنی به عشق خدا و رسیدن به اله دین داری یعنی این. اگر من وقت دارم یک کار فرهنگی انجام دهم و یا یک جمله به کسی بگویم یا نصیحت کنم کسی را اول کجا را باید درست کرد. ما باید اول نقطه شروع را پیدا کنیم. از کجا باید شروع کنیم. چندوقت پیش بوسنی بودیم و از همین لا اله الا الله شروع کردم و بازخورد خوبی هم داشت از نظام محبتی. الله راتوضیح دادم بعد رسیدم به رسول الله شبها پنهانی می آمدند هتل و ولایت را آنها مطرح می کردند علمای آنجا بحث ولایت را می گفتند. ما نظام محبتی را درست کنیم وقتی درست کردیم امکان ندارد ک هعاشق امیرالمؤمنین نشود. امکان ندارد که عاشق امام زمان نشود. مرحوم علامه طباطبائی می فرمود: بحث اختلاف ما با اهل سنت در ولایت علی (علیه السلام) نیست ما مشکلمان با برادران اهل سنت توحیداست. به معنی واقعی توحید را جا بینداز. در جایی جلسه ای داشتیم و اصلاً دانشجویان حجاب نداشتند. و 20 دقیقه صحبت کردیم در مورد خدا و محبت خدا صحبت کردیم. که ذات ما براساس عشق به خدا خلق شده و براساس لااله الاالله خلق شده باور بفرمایید همه بدون استثناء گریه می کردند بعد آن 20، 2ساعت می شد. ا زکجا شروع کنیم ببینیم قرآن وائمه ما را چگونه تربیت می کنند. اگر کسی می خواهد طلبه و یا معلم موفقی باشد ویا پدر موفقی باشد از کجا شروع کنیم. کسی که می خواهد به آرامش و شادی برسد کسیکه عاشق شاید و آرامش که علامت مؤمن است در قرآن تا نظام محبتی تکمیل نشود به آن نمی رسی. قرآن می گوید علامت مؤمن این است که چقدر شاد و آرام است. و یاحضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرمایند که کسی که ایمانش افزون شود علاقه اش به همسرش افزون می شود و ببینیم چقدر الفت و دوستی د رخانواده اش است. سؤال: چطوری می شود راهکار آن چیست؟ می گوید اول نظام محبتی را تنظیم کن اگر نظام محبتی براساس الله تنظیم شد شادی و آرامش سرازیر می شود در قلب. تعصبات و وابستگی های چهارگانه را که گفتیم حسی ها و خیالی ها و وهمی ها و عقلانی ها را بردار وبه فوق عقلانیت برسید. محبت ها فوق عقلانی شود «و ما رأیت إلا جمیلاً» در نظام محبتی تحقق پیدا کرده است. در جبهه اگر کسی تیر می خورد و جانباز می شد شاد بود و اگر از عملیات برمی گشت و سالم بود ناراحت بود. در هیچ جامعه و هیچ جایی بعد از کربلا پیدا نمی کنید جز جبهه و هشت سال دفاع مقدس ما را که دین با همه شعارهایش تفسیر شده باشد وقتی اخلاص و نماز و پرواز می گوئیم در کجا نشان می دهیم هر چه فضایل هست به اندازه دفاع مقدس اسلام تفسیر نشده است. من به همه تأکید کرده ام که باخانواده به جبهه برود و ببیند چطور آنها به اوج رسیدند. بفهمیم فداکاری و ایثار و خود ندیدن یعنی چه. تنها بازاری که تمام فضایل آن هم در اوج پیدا می شود جبهه است. پرستاری می گفت من در بیداری زخمی ها را رسیدگی می کردیم که بروند پشت خط و خسته شده بودم و مجروح دیگری نبود گفتم بروم استراحت کنم. بیرون بهداری ددیم مجروحی افتاده پشت خاکریز و انگشتانش 3قطع شده بود بی حال به او گفتم چرا نیامدی داخل تا تو را پانسمان کنم گفت خواستم بیایم داخل اما گفتند آنهایی که زخم هایشان عمیق تر است اولویت دارند آنها که سطحی هستند صبر کنند سه انگتش قطع شده بود و مجروحیت خود راکم دید اینجا کدام استاد بوده آنها کجا تربیت شدند این آدم اصلاً خودش را نمی بینند و آنها چه کسانی بودند و چه کسی او را تربیت کرده بود اگر انسان فرصتی داردبا نظام محبتی در قلبش تنظیم شود. «من لم یحبّب علی الدین و لم یبغض علی الدین فلا دین له» امام صادق (علیه السلام): کسی که براساس دین دوست ندارد و براساس دین دشمن نمی دارد یعنی براساس دین حبّ و بغض ندارد اصلاً این آدم دین ندارد. چون دین یعنی حرکت به سمت کمال مطلق. گفتیم بزرگترین کارکرد دین پاسخ به حس بی نهایت طلبی انسان یعنی لااله الاالله.