جلسه 065 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
65
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 065 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره استفاده از عمر بود عرض کردیم که دنیا از نظر ارزش و استعداد مساوی است با ابدیت، یعنی یک دنیای محدود یک ابدیت را برای انسان میسازد در واقع بر خلاف تصور ما که در نظام ارزیابیمان عمر دنیا را با مقیاس خود دنیا حساب میکنیم باید توجه داشته باشیم که عمر دنیا هر لحظهاش در مبنا و مقیاس ابدی پای ما حساب میشود.@ آنقدر در دنیا استعداد و قدرت و توانایی هست که میتواند روی روح کاری انجام بدهد که این روح بعد از اینکه منتقل به ابدیت میشود به بلندای ابدیت باز بشود این نکته مهم را هم تذکر دادیم که ما در نظام زندگی ابدیمان سر سفره دنیامان مینشینیم یعنی میهمان سفره دنیا هستیم در ابدیت.@ آنچه که در دنیا بکنیم آنچه که کسب بکنیم به تعبیر قرآن، تعبیر مهم و سازنده و اساسی هست آنچه که کسب بشود کسب در سه چیز هست در اخلاقیات، اعتقادات و در عمل هست آنچه که در این سه چیز کسب بکنیم در حیات ابدی سر سفره همین مکتسبات خودمان در دنیا هستیم.@ بنابراین وقتی داریم راجع به ارزشیابی یک عمل یا یک خُلق یا یک عقیده صحبت میکنیم باید توجه داشته باشیم که مبنای ابدی یادمان نرود در مبنای ابدی یک خُلق یک عمل و یا یک عقیده معنا میشود نکته بعد که عرض کردیم این بود که خداوند تبارک و تعالی دنیا را برای آخرت مثل یک رحم قرار داده این نسبتی بود که همه آشنا هستید.@ بعد عرض کردیم که قطعات زمان از نظر ریاضی با هم مساوی هستند یعنی ثانیه ثانیه است ثانیه الان با ثانیه یک میلیون سال پیش با ثانیه یک میلیون سال بعد یکی هست هیچ فرقی ندارد اما خداوند تبارک و تعالی این قطعات مساوی را که از نظر ریاضی هیچ تفاوتی با هم ندارند مجموع اینها را یک رحم قرار داده برای ابدیت.@ این لحظات مساوی به نام ثانیه یا آن، کمتر از ثانیه، مجموع اینها یک عمری را تشکیل میدهند که اینها یک ابدیتی را برای ما خواهند ساخت اما در داخل این قطعات مساوی خداوند تبارک و تعالی تأثیر و ارزش مساوی قرار نداده بحث آن نظام رحم در رحم را قرار داده.@ یعنی گفتیم که بعضی از زمانها نسبت به بعضی از زمانها رحم هستند که بحث رحم زمانی شروع شد و در این باره مبسوط دو جلسه سه جلسه در مورد رحم زمانی بحث کردیم که بعضی از زمانها نسبت به زمانهای دیگر حکم رحم را دارند.@ مثلاً روزه روز 27 رجب میفرماید معادل 60 سال روزه است یعنی انرژی، توان و استعدادی که خداوند در روزه رجب قرار داده همه زمانهای سال با اینکه با هم یکی هستند اما آن توان در 27 ذخیره شده یعنی این رحم در 27 قرار داده شده.@ شما وقتی که در رحم 27 رجب قرار میگیرید در 28 تولدی دارید معادل 60 سال و در آخرتی انتقال پیدا میکنید برای یک روزه 27 رجب یا الان که ماه شعبان است و واردش شدیم که بسیار من توصیه میکنم که آقایان دقت کنند که اشکالش را هفته قبل رسم کردم.@ ما از صحن داریم وارد حرم میشویم یعنی ماه شعبان تا برسیم به خانه که انرژی و قدرت در آنجا فوقالعاده زیادتر میشود به هر حال الان در این لحظاتی که ما در آن قرار داریم رحمی هست به نام شعبان که با زمانهای دیگر هرگز مساوی نیست با اینکه از نظر ریاضی مساوی هستند.@ اما از نظر ارزش و نوع تأثیرگذاری روی شاکله و فطرت یکی نیستند حکم یک رحم را دارند یک روز روزهاش میبینید که در مبنای ابدیت چند سال دنیا حساب میشود وقتی میگوید شما 60 سال به واسطه روزه 27 رجب شما خداوند ثواب مینویسد یعنی اثر 60 سال روز دنیا را روی شاکله میگذارد.@ آنوقت این اثر 60 سال روزه دنیا در ابدیت باز میشود شکوفا میشود و نمودش آنجا هست ما الان این را نمیفهمیم یعنی چی، ولی چون با سیستم جنین، رحم و تولد آشنا هستیم میدانیم یک دوره نُه ماهه است که وقتی اینجا میاید باز که میشود یک عمر دنیا میشود که از نظر علمی گفتیم عمر دنیا محدودیت ندارد.@ از این قطعاتی که از نظر زمانی رحم محسوب میشوند نسبت به سایر قطعات ما الی ماشاء الله داریم افراد تیز، هوشیار و بصیر اینها کسانی هستند که با زمانها طبق قدرت رحمی خودشان برخورد میکنند.@ اینطور نیست که با همه زمانهایشان یکجور برخورد کنند و این در برنامهریزی برای یک جوان، محصل، طلبه، دانشجو، خانم خانهدار، برای یک انسانی که هوشیار است بیدار شده نسبت به حیات ابدی خودش مؤثر هست.@ یک خانم خانهدار ممکن است بیسلیقگی بکند مثلاً شستن ظرفها یا بعضی از انجام کارهایش را در بعضی از ساعتهایی قرار بدهد که رحم خیلی قوی هست و در آن ساعت از دست بدهد میتواند شستن ظرف را چند ساعت به تأخیر بیاندازد یا در آن عجله بکند یک موقع زودتر بیاندازد.@ نصب کردن پرده، مهمانی دادن، مهمانی رفتن، برنامهریزی راجع به برنامه شخصی، کسی که هوشیار است حواسش هست که کجا چه کاری را انجام بدهد چون میداند که من اگر بخواهم این برنامهریزی را که یک برنامهریزی شخصی هست در شعبان بگذارم من میتوانم خارج از شعبان هم بعد از ماه مبارک فلان کار را انجام بدهم نباید رحم شعبان را از دست بدهم.@ در برنامهریزیام که مثلاً حالا میخواهم کلاس خط بروم کلاس خط را میتوانم بعد از رمضان هم بروم رحم رمضان را نباید از دست بدهم رحمی که در آن یک شب وجود دارد که(خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) یعنی قویترین رحم را دارد 80 سال عمر دنیاست این 80 سال عمر دنیا را ببر در مقیاس ابدی ببین چه چیزی از آن در میاید چه رقمی از آن در میاید.@ آدم باید بیسلیقگی نکند کسی که هوشیار است با مقوله زمان درست برخورد میکند انتخاب میکند که من چه لحظاتی چه کارهایی را انجام بدهم تفریح میخواهد برود مسافرت میخواهد برود مهمانی میخواهد بدهد مهمانی میخواهد برود کار منزل میخواهد بکند مطالعه میخواهد بکند تلویزیون میخواهد تماشا بکند و هر چیز دیگر.@ آدمی که حواسش هست که در معامله ابدیت افتاده و در تجارت ابدیت خواهناخواه قرار دارد این خیلی حواسش را جمع میکند در تمام این موارد و برای این کارها برنامهریزی دارد بیسلیقگی نمیکند چون پایش گران حساب میشود.@ مثل اینکه حالا شما میخواهید یک مهمانی بدهید حالا که میخواهید یک مهمانی بدهید برای مهمان اگر عدسپلو هم جلویش بگذاری یک هزینه دارد مهمانی هم آبرومند است چلوخورشت هم بگذاری آبرومند است چلوکباب هم بگذاری آبرومند است بله اینها خوب است.@ ولی مثلاً شما برو یک غذای خیلی سنگین بخر پُرسی 3000 تومان، این هزینه برایت تمام میشود شما میتوانی با پُرسی 500 تومان از مهمانت آبرومندانه پذیرایی بکنی هیچ مشکلی هم پیش نمیاید ولی بیسلیقگی باعث میشود که انسان برود هزینه بکند پُرسی 4000 تومان در بیاید.@ یک سالنی را انتخاب کند که معادل یکسال زحمت و تلاشش را باید در این شب هدر بدهد ما در کار اقتصادی بلد هستیم چکار کنیم در کار اقتصادی معمولاً هوشیار هستیم حواسمان هست که یک غِران ما را کسی نخورد.@ همه این محاسبات را میکنیم که مهمانی بدهیم غذا زن خانهدار درست کند یا از بیرون بیاوریم کدام به صرفهتر است مینشینیم چرتکه میاندازیم اما در برنامهریزی آخرتی اینطوری نیستیم در مصرف عمر ما توجه نداریم که گاهی وقتها یک رحم یک میلیون ساله را از دست میدهیم میفرستیم یک میلیون سال در ابدیت شوخی نیست.@ ما با یک بیسلیقگی و برنامهریزی ناشیانه از دستش میدهیم در زمان نامناسبی برنامه میریزیم که میتوانستیم این برنامه را نداشته باشیم یک موقع دیگر بیاندازیم پس قدر اینها را باید بدانیم.@ در مورد بحث رحم زمانی این رحمهایی هست که خداوند تبارک و تعالی به فضل خودش خلق کرده در این نظام، لذا بحث زمان یک بحث کاملاً تقلیدی است یعنی شما نمیتوانی بروی روشنفکربازی دربیاوری بگویی مثلاً حالا شعبان چیست من بعد از رمضان روزه میگیریم.@ دیگر نمیشود این قطعات رحم زمانهایی که در رحم هست با هم یکی نیست در خود دوران رحم کسانی که با رشد جنین آشنایی دارند میدانند جنین همه ایام رحم برایش یکسان نیست ماههای اول غیر از ماههای آخر هست برای جنین، نوع تأثیرگذاری یکی نیست.@ ما نباید روشنفکربازی در بیاوریم بگوییم حالا رجب نه یک ماه قبل از رجب، نه قیامت که میگوید(أین الرجبیون) یعنی رجب، ساختار رجب از نظر مکانیزم خلقت طوری هست که در قیامت وقتی ظهور میکند آنجا(أین الرجبیون) میشود یعنی کسانی که از رحم خوب استفاده کردند.@ (أین الرجبیون) یعنی چه کسانی در این رحم رجب خودشان را انداختند و در این شرائط رشد کردند یعنی یک حساب ویژه روز قیامت برای رجبیون باز میشود مثل کسانی که برای شعبان حساب باز میکنند برای ماه مبارک حساب باز میکنند برای شب جمعه حساب باز میکنند برای ایام الله حساب باز میشود.@ پس ما رحمهایی داریم که از نظر مکانیزم خلقت خداوند تبارک و تعالی در این عالم طبیعت و ناسوت خلق کرده و قرار داده چون مکانیزم گفتم تمام علمی است(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) برای هر چیزی قدر و اندازهای خلق کرده.@ مثل اینکه یک کسی بگوید موهای بدنم چرا اینقدر رشد میکند مثل موی سرم رشد نمیکند یا مژه چشم، اگر قرار باشد مژه چشم مثل موی سر رشد بکند چه اتفاقی میافتد؟ نه مکانیزم بدن، این خوراکی که دارد میاید به صورت کلی یک خوراک است.@ شما یک چلوکباب، مرغ، عدس، آب، میوه میخوری ولی وقتی میرود در بدن به تناسب هر جزء اندامزایی سلولسازی و عضوسازی میکند برای شبکیه چشم، مردمک چشم، برای مژه، ابرو، گوش، سر، قلب شما یکجور ماده نمیرسد.@ در بدن داریم این را میبینیم در مکانیزم خلقت به خصوص در نظام فطرت اینطور نیست که شما فکر کنید میتوانید مثلاً قبل از رجب بگویید من جمادی جبران کنم، نمیشود جمادی غیر از رجب است آن هم برای خودش خصوصیات خاصی دارد جمادی بهار خاصی هست آن هم آثار خاص خودش را دارد.@ رحم خاص خودش هست با توان خاص خودش، که این حرفها چیه این خرافات چیست رجب نباشد شعبان باشد، نه نظام نظام کاملاً تخصصی است شوخیبردار هم نیست کسی که بخواهد این را انکار بکند تخصص را رد کرده.@ نظام خلقت همه چیزش دقیق هست تا اینجای بحث بحث ما این هست که خداوند تبارک و تعالی رحمهایی را ساخته در زمانهای مساوی قدرتشان با هم مساوی نیست و این رحمها را به ما معرفی کرده توسط رهبران الهی، به ما گفتن نیمه شعبانی که سر راه دارد میاید شب قدر است هیچ شبی بعد از شب قدر مهمتر از شب نیمه شعبان ما نداریم.@ شبی که همه انبیاء این را احیا میگرفتند خداوند تبارک و تعالی رحمها را به ما معرفی کرده ما در اطلاعاتی که از معصومین داریم میبینیم که کدام شب چقدر قدرت دارد از آن استفاده کنیم شب جمعه دو برابر، جمعه دو برابر، فلان شب مثلاً هفتاد سال روزه است فلان شب 60 سال عبادت است 40 سال عبادت است اینها را داریم.@ بهترین کتابی که میتوانم به شما معرفی کنم ترجمه هم شده کتاب المراقبات مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی هست کتاب المراقبات یا همان اعمال السنۀ که از اول ماه محرم که اولین ماه قمری هست شروع شده توضیحات داده شما میتوانید یک جدول عبادی یک تقویم عبادی برای خودتان تنظیم کنید.@ وارد بخش دوم رحم زمانی خواهیم شد که بحث خیلی مهمی هست همانطور که قبلاً خدمتتان عرض کردم گاهی وقتها انسان رحمساز میشود تا الان خدا رحمساز بود یعنی رحمهایی را در نظام ساخته در این 12 ماه برای همه هست هر کس میخواهد میرود استفاده میکند.@ خوراکهای مختلف با انرژیها و توانهای مختلف هر کس میخواهد برود استفاده کند از آن جهت که انسان مظهر خداوند تبارک و تعالی هست و همانطور که خداوند(عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ) هست و انسان مظهر او هست خداوند انسان را هم مظهر خودش قرار داده یعنی او را ناتوان و ضعیف خلق نکرده قوی خلق کرده.@ میگوید همانطور که من رحمهایی را در 12 ماه قمری قرار دادم به تو این اذن را میدهم و این اجازه را میدهم که خودت رحمهایی را خلق بکنی و ایجاد بکنی و از این رحمها به نحو خودت استفاده بکنی رحمها هم باز از نظر قدرت محدودیت ندارد.@ یعنی همانطور که خداوند محدودیت در قدرت ندارد به بنده خودش این قدرت را تفویظ کرده که برای خودش رحمهایی را بسازد که این رحمها از نظر قدرت نامحدود باشند مثل همین رحمهایی که خداوند تبارک و تعالی آفریده که خیلی زیاد است 70 سال 80 سال یک عمر را جواب میدهد.@ میگوید خودت میتوانی رحمسازی بکنی و در آن رحمی که خودت ساختی قرار بگیری و انرژی میلیاردها سال ابدی را دریافت بکنی از رحمی که خودت ساختی خودت میتوانی این کار را انجام بدهی.@ از طرف من این اذن به تو داده شده که با اراده خودت رحمهایی را ایجاد بکنی من هم دخالت میکنم کمکت میکنم و برای تو صحنهها و لحظاتی را قرار میدهم که اگر تو اراده بکنی آن لحظه و آن صحنه برای تو رحم بسیار قوی خواهد شد و آن اثر غیر قابل تصور را میتوانی برداشت بکنی.@ یک مقدمه هست آن مقدمه این هست که وقتی ما میگوییم اثر منظور ما از اثر چیست؟ چه اثری ما دنبالش هستیم؟ وقتی میگوییم میخواهیم برویم در ماه مبارک رمضان(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بالاتر از هزار ماه است در این هزار ماه دنبال چه چیزی هستیم بعدش چه اتفاقی قرار است بیفتد.@ مثلاً ما فردای عید فطر چه اتفاقی برایمان میافتد که ما عید میگیریم و میگوییم عید است حالا عید چه هست؟ عید باید مناسبتی داشته باشد یک اتفاقی افتاده باشد مثلاً نوروز میشود نوروز اثر خارجی دارد بهار و شکوفایی هست هوا تغییر میکند بدن یک وضعیت خاصی پیدا میکند.@ دید و بازدید هست شستن و تمیز کردن خانه هست صله ارحام هست آشتی هست این اثر عید است عید این اثرات را دارد ما وقتی میگوییم عید فطر چه استفادهای باید از عید فطر بکنیم مثلاً این عید فطر قرار است چه کاری برای ما بکند؟ یا جمعه که یک رحم هست ما در این جمعه چکار باید بکنیم چه استفادهای بکنیم؟@ وقتی صحبت از اثر میشود میگوییم معادل 50 سال اثر دارد یا در ابدیت میلیاردها سال میشود، این یعنی چی؟ قطعاً چون نظام نظام حرکت رحم به تولد هست یعنی نظام رحمی هست ما بعد از تولد باید انتظار داشته باشیم اتفاقی بیفتد اما همه اتفاقات قبل از اینکه در بیرون بیفتد در داخل رحم اتفاق افتاده.@ یعنی چشم، گوش، مغز، دست و پا آنجا ساخته شده همه چیز آنجا ساخته شده اینجا فقط نمود و ظهورش هست و بهرهبرداری با این امکانات هست وقتی میگوییم ما در رحم رمضان قرار میگیریم بایددر رحم رمضان چه اتفاقی برای ما بیفتد در این رحمی که الان قرار داریم چه چیزی به ما باید اضافه بشود ما باید چه بشویم.@ مثلاً میگویند نورانی شد صورت ما نور میدهد شب احتیاج به چراغ نداریم شبها نورانی هست یا مثلاً میگویند مؤمن مثل عسل شیرین است اگر لیس بزنی قند میگیری، چه اتفاقی در ساختار وجودی شخص قرار است بیفتد؟ همه بحث این هست که در ساختار وجودی در رحم باید اتفاقی بیفتد و الا ما در رحم وارد شدیم اما یا ناقص متولد میشویم یا بیمار و یا ضعیف.@ مهم این است که وقتی وارد رحم شدی از آنجا سالم در بیایی این سالم بودن یعنی یک ساختاری متناسب با شرائط زیستی بعد از رحم باید در تو ایجاد شده باشد این اثر است دنبال اثر که هستیم یعنی این، پس وقتی میگویند شخص وارد رحم رجب، شعبان و رمضان میشود حقیقتاً باید اتفاقی بیفتد حقیقتاً باید در خارج اتفاقی افتاده باشد.@ اینکه بگوییم بله ما یک شبی را احیا گرفتیم انشاء الله آنجا به ما معادل هزار ماه ثواب میدهند، نه نمیشود اتفاقی درون تو اتفاق نیفتاده باشد و خودت هم نفهمی ساختارسازی نشده باشد و بعد بگویی انشاء الله ثواب دارد بعداً به ما یک چیزی میدهند، نمیشود.@ خداوند هیچ وقت نسیه کار نمیکند نقد کار میکند یعنی اول در رحم چشم ساخته میشود بعد در دنیا بهرهبرداری میشود معلوم است که ما اگر از طریق یک دستگاه جنین را در نظر بگیریم وقتی فیلم را نگاه میکنیم واقعاً دارد یک چیزی ساخته میشود بعداً در دنیا بهرهبرداری میشود.@ وقتی میگوییم شخص مثلاً آنجا میتواند از صراط رد شود یعنی اینجا ظهور دارد اینجا اگر به او جهنم شلیک بشود این را نمیسوزاند در درون اینجا اثر گذاشته یعنی همین الان ظهور دارد مقوله نسیه نیست مقوله مقوله نقدی است.@ یعنی معلوم است همینجا بهشتی هستی برای همین هم من تکرار میکنم که ما باید در دنیا ورود به بهشت بکنیم بهشت را باید استشمام کنیم بویش باید برایت بیاید در دنیا باید به آن ورود بکنی نمیشود ما هیچ تجربه بهشتی نداشته باشیم و بعد بگوییم انشاء الله بعداً بهشت میرویم، نه بهشت باید در فضا بیاید و آن را درک بکنی.@ یعنی باید همینجا در رحم ساخته شده باشد روی خلقیات و اعمال و عقائدت باید اثر گذاشته باشد چون قیامت سر سفره این سه سفره هستیم اعمال، اخلاق و عقائد، اگر قرار است آنجا به بهشت بروی و به بلندای ابدیت بهرهبرداری کنی باید اینجا روی عقائد و اخلاقیات و روی اعمالت تأثیر گذاشته باشد نمیشود ما اینجا خرابکاری بکنیم.@ اصلاً همچین اتفاقی نمیافتد اینجا باید چشم تهیه شده باشد و آنطرف بهرهبرداری میشود این ظهور دارد جنین در دنیا سر سفره بدنی هست که با خودش در رحم تهیه کرده بنابراین مشخص است که وقتی ما قبل از تولد برویم به او سر بزنیم میبینیم که رشدش خوب است دست و پا و سلسله اعصاب و چشم دارد میسازد دارد کار میکند.@ اثر کسب همین که قرآن میفرماید اگر ابدیت ما سر سفره عقائد و اعمال و اخلاقمان هستیم باید اینجا کسب کرده باشیم یعنی باید اخلاق نیکو کسب کرده باشیم در برخورد با یک نفر معلوم میشود کسی که زود جوش میاورد کسی که زود احساساتی میشود.@ کسی که زود مضطرب میشود و عصبانی میشود و حرف رکیک میزند پرخاشگری میکند دیگران در کنارش احساس آرامش ندارند خیلی زودرنج و حساس است با هر چیزی این بالا و پایین میشود دائماً حالش تلذم پیدا میکند این را نمیتوانیم بگوییم یک اخلاق ثابت، اخلاق خوش، یک اخلاق محمدی(ص) دارد همچین چیزی نیست.@ چون اگر قرار است در ابدیت برود همسایه پیغمبر بشود الان باید شباهت و سنخیت حاصل شده باشد نمیشود که من در اعتقاداتم اینجا اعوجاج داشته باشم با پیغمبر خیلی فاصله داشته باشم با امیرالمؤمنین از نظر عقیدتی فاصله داشته باشم بعد آنجا بتوانم پیش پیغمبر بروم، نه.@ خدا میفرماید ما همه چیز را در دنیا زیبا آفریدیم اگر قرار است من روز قیامت تشبه به خدا داشته باشم چون قرار است ما تشبه به خداوند تبارک و تعالی پیدا بکنیم مثل خدا بشویم اگر قرار است من مثل خدا بشوم باید نگاهم مثل خدا بشود.@ من وقتی دنیا را زشت میبینم همیشه غصهدارم از دنیا دائماً همیشه صحنههای بد و غم و غصه و تاریکی را میبینم همیشه میگویم این چه زندگی است این چه خلقتی است من جای خدا بودم این کار را میکردم خدا چرا این کار را کرده، خدا دائماً برای من زیر سؤال است.@ کسی که برای من زیر سؤال است چه تشبهی من میتوانم به او پیدا بکنم چه نزدیکی به خدا دارم، نزدیک هم نمیشود او میفرماید(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ) دارد گزارش میدهد از اعتقاداتی که ما باید داشته باشیم هر چیزی را ما قشنگ آفریدیم.@

وقتی من به خلقت خدا اعتراض میکنم یعنی با خدا همعقیده نیستم خدا میگوید من قشنگ آفریدم من میگویم عجب دنیای کثیف و زشتی است چه نظام بدی است در قرآن میفرماید زمانی تو به من نزدیک میشوی.@ یعنی در دوران رحمی باید این قضیه ساخته بشود من باید با خدا همعقیده بشوم به یک جایی برسم که با خدا هیچ اختلاف نظر و عقیدهای نداشته باشم همانطور که خدا دارد دنیا را معرفی میکند من بتوانم ببینم و نظام ارزشی مطابق نظام ارزشی خداوند تبارک و تعالی باشد خدا میگوید من به فلان چیز 20 نمره میدهم.@ من میگویم نه من به این یک میدهم با خدا در رحم اختلاف دارم بعد از تولد من نمیتوانم بروم با خدا قرین بشوم به لقاء آنطوری برسم بین ما قرب نیست بُعد است بین من و خدا فاصله است میگوید اگر ربا یک کوچکترین واحد پول کسی ربا بگیرد یا بدهد معادل چقدر گناه هست.@ بعد میفرماید(أربَا الرِّبا الغیبَۀ) از هر ربایی کثیفتر و بدتر غیبت کردن هست من نظام ارزشیام با خدا یکی نیست من مثل نقل و نبات غیبت میکنم خیلی راحت، همعقیده نیستم میفرماید(الغیبَۀُ أشَدُّ مِنَ الزِّنا) از زنا بدتر است نه یک زنا، زناهای زیادی، ولی ما اینطوری نیستیم ما اگر غیبت بکنیم احساس کثافت نمیکنیم.@ اما اگر یکبار دامنمان آلوده بشود میخواهیم برویم خودمان را بکُشیم یک کسی که با او زندگی میکنیم یا با او رفاقت داریم اگر در اجتماع ما همسایگی ما فامیل ما خانواده با یک کسی زنا کرد میگوییم این لکه ننگ است باید او را سوزاند و کُشت.@ هزار تا بدتر از او من دارم انجام میدهم خودم دارم غیبت میکنم نظام ارزشی من با نظام ارزشی خدا یکی نیست بین من و خدا اختلاف است پس معلوم است در رحم شباهتی حاصل نشده باید در اصول عقائد من به خدا نزدیک بشوم خداوند میفرماید پادشاه مردم من هستم در حیطه مسائل سیاسی من باید اظهارنظر کنم.@ هیچ کدام از مسائل سیاسی شما بدون اذن من نباید انجام بشود من میگویم خدا چکاره است قائل به سکولاریسم میشویم دین باید کنار برود پایش را از سیاست بیرون بکشد بین من و خدا اختلاف است خدا میگوید همه کاره سیاست دین است من میگونه نه دین باید بیرون برود معلوم است بین من و خدا اختلاف است.@ میگوید روز عاشورا رئیس اجنه آمد به سیدالشهدا گفت آقا ما چند ثانیه وقت بدهید ما اینها را به هم میپیچیم حضرت فرمود نه ما خودمان میخواهیم بجنگیم من میگویم بد شد، مثل این فیلم سینماییها که ما فکر میکنیم همیشه قهرمان و آرتیست فیلم باید ببرد خیلی بد شد امام حسین چرا این را رد کرد.@ من اگر جای امام حسین بودم میگفتم یک ثانیه فتیله اینها را به هم بپیچند اباالفضل را دنبال آب میفرستد اباالفضل اگر در وسط جبهه بخواهد بجنگد خیلی کار میتواند بکند میگوید تو برو آب بیاور، میگوییم اَه اباالفضل را فرستاد دنبال آب، به کس دیگر میگفت برود آب بیاورد چرا روز عاشورا اینطوری کرد اباالفضل را دنبال آب فرستاد.@ بین من و امام حسین اختلاف است وقتی من دارم تاریخ عاشورا را مطالعه میکنم هی به امام حسین گیر میدهم بچه را جلوی لشکر بردی چکار، یک تیر در گلویش زدند میدانستی که اینها آدم حسابی نیستند، با سیدالشهدا اختلاف پیدا میکنیم یکی نیستیم.@ شورای شش نفره تشکیل میشود عمر میمیرد میگوید در شورای شش نفر هر کس به سنت دو خلیفه عمل بکند و کتاب خدا خلیفه بشود نوبت امیرالمؤمنین(ع) میشود میگویند آقا به سنت دو خلیفه عمل کنید با قرآن شما خلیفه میشوید جای عمر.@ حضرت میگوید نه من با سنت شیخین کاری ندارم با سنت پیغمبر کار دارم روش خودم و قرآن، نیستی، قبول نمیکنی، عزل، چه کسی بالا میاید؟ عثمان، آقا حالا آن لحظه یک چیزی میگفتی کی به کی بود یک چیزی میگفتی آنها هم میگفتند باشه بعد خودت کار خودت را میکردی.@ اصلاً پنج نفر بقیه را ترور میکردند سرشان را زیر آب میکردند یک کلام نمیتوانستی بگویی بیخیال باشه خلافت دست تو میرسید بعد تو اگر علی بودی خلیفه خدا بودی اگر تو خلافت را میگرفتی میدانستی چقدر اوضاع خوب میشد، من به امیرالمؤمنین گیر میدهم سر قضیه خلافت.@ مثلاً تو چرا ابوموسی اشعری را قبول کردی بفرستی برای حکمیت، یک آدم حسابی میفرستادی تسلیم نمیشدی، از نظر تاریخی من وقتی به امام گیر میدهم یعنی با امام یکی نیستم یعنی از نظر عقیده اگر آنجا بودم به امام ایراد میگرفتم پس بین من و امیرالمؤمنین فاصله و اختلاف است این در عقائد زیاد هست.‌@ خدا میگوید من عادل هستم به هیچ کس ظلم نمیکنم(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) بسیار مهربان است و من به خدا میگویم زورت به من رسیده حالا مثلاً چه میشد پای ما خوب بشود خوشت میاید ما را اذیت بکنی از گریه کردن من سر تخت بیمارستان، خدا من اگر حالم خوب باشد الان میروم برای امام حسین سینه میزنم.@ تو نمیخواهی ما سینه بزنیم بخل میکنی من روی تخت بیمارستان بخوابم برای تو چه فایدهای دارد میروم یک طناب میخرم میاندازم گردنم، میبندم خودم را به ضریح امام حسین، 20 متر طناب، میایستم آنجا ناله میکنم که آقا شفایم بده شفایم نمیدهد.@ بعد میگویم عجب اینها انگار احساس ندارند من این همه زحمت کشیدم گریه کردم کرایه ماشین دادم تا اینجا آمدم اگر در خانه کافر اینطوری رفته بودیم به ما میداد دو هفته خودم را به این ضریح بستم مثل سگ دارم پارس میکنم هیچ جوابی نمیدهد این چه امامی است.@ دیگر قهر هستم دیگر حرم حضرت امام حسین نمیروم حرم امام رضا نمیروم حرم حضرت عبدالعظیم رفتم حاجتم را میخواهم نداده به او گفتم بچهام را خوب کن از حرم آمدم مرده، این چه خدایی است.@ مؤمنین را جمع کردیم من بیچاره وام گرفتم یک شام دادم به این مؤمنین جمع شوند امن یجیبی قرآنی بخوانند برای بچه ما، سرطان داشته خوب شود اینها که از مجلس بیرون رفتند این هم مُرد دعا کردند که خوب بشود تا بیرون رفتند این بچه ما هم مُرد.@ خدا برای من زیر سؤال میرود وقتی زیر سؤال میرود با اتفاقی که من طبیعتم نمیپسندد با خدا همعقیده نیستم با خدا نمیتوانم کنار بیایم به خدا گیر میدهم مثلاً خدایا این افغانیها چکار کردند که این آمریکایی باید بیاید برود امام زمان را میخواهی پنج سال بعد بفرستی حالا بفرست که زودتر بیاید کار را تمام کند چرا اصلاً نمیفرستی.@ چرا تأخیر کرده زودتر بیاید همه را راحت کند گاهی وقتها هم آدم به خودش مراجعه میکند میبیند واقعاً آماده است اگر امام زمان بیاید کم نمیاورد بچه بسیجیها ثابت کردند مردم ایران ثابت کردند که اگر امام زمان بیاید اصلاً کم نمیاورند چون نمایندهاش آمد ولی امر آمد نائبش آمد کم نیاوردند سفت پای کار ایستادند.@ هنوز هم ایستادند ثابت کردند که حاضرند بچههایشان را بدهند مادری که پنج شهید میدهد یعنی اگر امام زمان بیاید اصلاً کم نمیاورد بعد میگوید آقا ما که آمادهایم مگر نگفتید 313 نفر، فکر میکند 313 نفر امام زمان شمشیرباز میخواهد.@ ما این همه آماده هستیم چرا نمیاید به امام زمان و خدا گیر میدهیم دعا و اصرار باید کرد اما تعیین تکلیف نباید کرد اگر بخواهیم مثال بزنیم زیاد است باید مثالها زده بشود چون کاربردی هست حیف که فرصت نداریم.@ حالا یک تمرین میدهم هر کدام پنج مورد اختلاف عقیدتی بین ما و خدا، بین ما و اهل بیت، این تمرین خوبی هست اختلافات اخلاقی بین ما و اهل بیت زیاد است وقتی اختلاف هست شفاعتی صورت نمیگیرد شفع یعنی جفت.@ شفاعت یعنی یک موجودی بتواند نزدیک یک موجود دیگر بشود بتواند خودش را برساند بعد از او کمک بگیرد و جلو بیاید شما میخواهید از معارف اهل بیت استفاده بکنید باید قانون شفاعت را عمل کنید قانون شفاعت این هست که با من جفت شوید نزدیک بیایید یعنی در جلسه بیایید شفاعت میشود الان دارد شفاعت صورت میگیرد.@ چون شما به قانون شفاعت عمل کردید زحمت کشیدید اینجا آمدید یک آقایی که میگوید حوصله و وقت و حال ندارم به قانون شفاعت عمل نمیکند وقتی عمل نمیکند رشدی هم نمیکند شفاعت یعنی خودت را به امام برسانی جفت شوی بعد از جفت شدن تأثیرگذاری هست.@ من از نظر اخلاق فاصله زیادی با امام علی(ع) دارم اصلاً شفاعتی بین ما اتفاق نمیافتد چون او یکطور دارد عمل میکند من طور دیگری عمل میکنم. اسلام برای نظام زناشویی قانون گذاشته زن این وظائف را دارد زن میگوید ول کن این حرفها کدام است اسلام زور گفته، نمیفهمد با خدا اختلاف دارد در عمل هم موفق نمیشود.@ به مرد میگوید مرد میگوید خدا زنان را پررو کرده نه ما با همان روش و سیره خودمان عمل میکنیم میگوییم بچه را باید اینطور تربیت بکنید نظام تربیتی بچه خاص است هفت سال اول یکجور، هفت سال دوم یکجور، دوران رحمی یکجور.@ اینها را در تربیت گفتیم کسانی که با بچه و کودک سروکار دارند ما از قبل از انعقاد نطفه بحثها را توضیح دادیم که قبل از انعقاد نطفه چه آمادگی باید باشد دوران بارداری چه اتفاقی باید بیفتد بعد از تولد تا هفت سال اول را گفتیم الان بحث هفت سال دوم را داریم.@ میگویند به بچه اینطوری یاد ندهید این حرف را جلوی بچه نزنید جلوی بچه این صحنه نباید اتفاق بیفتد، ما درست میکنیم با نظام خودمان عمل میکنیم دروغگویی، کلک زدن، فساد را به بچه یاد میدهیم بعد میخواهیم بچه فاسد نشود میگذاریم کثافت استفاده کند بعد میگوییم نباید مریض بشود.@ نمیشود آلودگی بیماری میاورد ویدئو و کامپیوتر و سیدیهای آنچنانی و فیلمهای آنچنانی نگاه میکند بعد برایش ماهواره میخرم بعد میخواهم بچه خوب از کار در بیاید، گندم از گندم بروید جو ز جو، نمیشود من آلودگی منتقل کنم از آنطرف ولی خدا تحویل بگیریم.@ من دارم غذای فاسد به بچهام میدهم در نظام اخلاقی موافق نیست یا حجاب، اسلام حجاب را اینطور قرار داده میگوید در نظام اخلاقی موافق نیست و عمل نمیکند برخورد با پدر و مادر، شما با پدر و مادر(و إن کانا ظالما) اگر هم ظالم هستند بچه باید کوتاه بیاید.@ من میگویم خدا اینجا دارد زور میگوید من بروم دست پدرم را ببوسم تقصیر این بوده، تو باید بروی ببوسی من با امام اختلاف دارم من اینطوری نیستم من میگویم باید حال پدر را بگیرم مادرم بیخود کرده این کار را کرده میروم با مادر درگیر میشوم نمیتوانم در نظام رفتاری با مادرم کنار بیایم.@ نظام خواهر و برادری، صله ارحام، استاد و شاگردی یک وظائفی داریم نمیتوانیم انجام بدهیم نسبت به اساتید نمیتوانم وظائفم را انجام بدهم در آداب 40 جلسه ما فقط همین بحث را کردیم که وظائف یک شاگرد نسبت به اساتیدش چیست.@ وظائف مشترک شاگرد و استاد و وظائف شاگرد نسبت به استاد، ما نه اینطوری نیستیم این حرفها را هم قبول نداریم با منیت و تکبر و عُجب خودمان برخورد میکنیم در این نظام اخلاقی ما اختلاف است این من را به معصوم ملحق نمیکند.@ در نظام عملی هم همینطور اختلاف داریم میگوید دو بار آب بریز دفعه سوم حرام است میگوییم من احتیاطاً برای اینکه به دلم بچسبد پنج دفعه آب میریزم میگوید این نماز را حق نداری تکرار بکنی، خواندی احتیاط هم نباید بکنی، نه به دلم نچسبید یکبار دیگر نماز را بخوانم.@ میگوید این ذکر را سه بار بگو پنج بار میگوید، از همینجا شروع میشود شما باید خمس بدهید سال خمسی داشته باشید، ول کن پول مفت بدهم چه کسی بخورد، مالیات دارم میدهم خیلی زیادشان هست، نمیدهم در عمل اختلاف دارم با لقمه حرام نطفه درست میکنم.@ به زن و بچه آتش میخورانم مکه میروم بدون محاسبه، کربلا میروم شام میدهم ولیمه میدهم جلسه امام حسین برقرار میکنم با لقمه حرام، اصلاً سال خمسی ندارم جوان به محض اینکه سر کار رفت اولین روز کاری باید سال خمسی را مشخص کند یا خمس تعلق میگیرد یا نمیگیرد.@ تعلق گرفت با شجاعت میروی میدهی برایت برکت میاورد، اما نه من سال خمسی ندارم بین ما اختلاف است بعضی از اختلافات هم طوری هست که آدم را ساقط میکند کسی که خمس نمیدهد نمازش هم به درد نمیخورد.@ حالا هی برو نماز شب بخوان گریه بکن در خانهتان روضه بیانداز، هیچ فایدهای ندارد خداوند میفرماید همیشه هر وقت میخواهید به من نزدیک بشوید از مسیری که گفتم باید به من نزدیک بشوید نه مسیری که خودتان دوست دارید اینکه تو چطوری میپسندی که به من نزدیک بشوی غلط است.@ من باید به تو بگویم از چه طریقی باید پیش من بیایی روش دارد پیش استاد یاد بگیر، نه من عشقم این هست که اینقدر روزه بگیرم طلبه ناشی رفته بود به یک طلبه ناشیتری مثل خودش به او گفته بود اگر میخواهی عرفانت کف بکند و خیلی ملکوتی بشوی 40 روز روزه بگیر 40 روز روزه گرفت دیوانه شد.@ سه چهار سال تیمارستان تازه بهبود پیدا کرد خدا میگوید حق نداری از مسیری که خودت میخواهی بروی این شهوت است از مسیری که من میگویم باید بیایی طبق آن چیزی که عمل میکنی خمس نمیدهد از آنطرف میرود برای مجلس امام حسین صد هزار تومان کمک میکند.@ خمسش 50 هزار تومان است نمیدهد میرود برای مجلس امام حسین 500 هزار تومان شام میدهد زکات به او تعلق میگیرد طلا دارد گوسفند دارد شتر دارد گاو دارد کشاورزی دارد نمیدهد برای خدا شاخ و شانه میکشد این نظام عملیاش خراب است.@ پس اگر میگوییم وارد شب قدر بشود یا وارد رجب و شعبان باشد باید اتفاق در رحم بیفتد یعنی من باید از نظر نظام عقیدتی و نظام اخلاقی و نظام عملی به معصوم شباهت پیدا کنم الگو را هم گذاشته(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) باید نزدیک بشوم باید اتفاق بیفتد.@ یعنی وقتی دیگران با من زندگی بکنند بفهمند که یک شباهتی بین من و آن اصل دارد اتفاق میافتد من دارم با نظام زیستی حیات ابدی دارم آشنا میشوم دارم سنخیت پیدا میکنم دارد اعضایی در من به وجود میاید که من وقتی میخواهم بروم در بهشت که یک غذایی که 150 هزار مزه هست بخورم دستگاه ذائقه آن 150 هزار مزه را دارم.@ وقتی میخواهم با مطلق زیبایی روبهرو شوم سینهام ظرفیت دریافت زیبایی را دارد وقتی میخواهم موسیقی بهشتی را بشنوم گوش متناسب با این موسیقی را با خودم بردم وقتی میخواهم عطر محمد(ص) را استشمام کنم شامهاش را با خودم ساخته و میبرم باید این اتفاق بیفتد.@ اینکه ما اختلاف زیادی داشته باشیم بعد هم انتظارات آنطوری داشته باشیم این غرور هست لذا یکی از وظائف معلم و اساتید و خطبا این هست که شنونده را نسبت به خدا و آخرت مغرورش نکنند حقیقت را بگویند چه شنونده خوشش بیاید چه نیاید.@ ما که نمیتوانیم به جنینی که گوش نساخته بگوییم عیب ندارد اینجا گوش میخواهی چکار، چشم داشته باشد مثل اینکه طرف میگفت من سرم درد میکند به او گفتند تنت سالم، سر میخواهی چکار، گوش اینجا هست حالا تو هی سر این را کلاه بگذار که گوش نمیخواهی وقتی اینجا میاید اینجا فرکانس وجود دارد.@ برای ارتباط با بسیاری از صحنهها و حوادث و افراد و خیلی چیزهای دیگر خوراکش را باید از طریق فرکانس بگیرد سرش را نباید کلاه بگذاری استاد نباید سر شاگردش را کلاه بگذارد و به او چیزهایی را که باید بگوید را نگوید باید بگوید قضیه این است باید زحمت بکشید یا با خانواده و خودمان مداهنه کنیم.@ سر خودمان را کلاه بگذاریم انشاء الله ما خانه کناری امیرالمؤمنین(ع) در بهشت هستیم حساب و کتابی دارد یک سنخیتیت یک شباهتی، سر خودمان را کلاه بگذاریم که نمیشود ناامید نیستیم این رحمها را خوب میشناسیم باورشان داریم سر خودمان را هم کلاه نمیگذاریم باید اینجا اتفاق افتاده باشد.@ نمیشود که من اشک نداشته باشم مولای من اشک داشته این شباهت نیست وقتی من نمیتوانم گریه کنم این شباهت نیست(جُمُودُ العَین مِن شِقاءِ القَلب) خشکی چشم از قساوت قلب است نمیتوانی گریه کنی مریض هستی خودت را درمان کن.@ پیغمبر، مادرمان حضرت زهرا(س)، پدرمان امیرالمؤمنین(ع) اینها دریای اشک بود بکاء بودند اشک داشتند شما باید در خانه خندان باشی اهل شوخی باشی خانه باید محیط شادی باشد وقتی مثل برج زهرمار هستی وقتی نمیتوانی بخندی مثلاً میگوید من پدرم را چند ماه است نبوسیدم، این قساوت است.@ نه آخه ما اینطوری بار نیامدیم خوشم نیماید، تو چه کسی هستی که خوشت بیاید یا نه، نظام این را میطلبد دستور دادند که شما ببوسی برای هر بوسهای هم ثوابی هست پدرت را ببوس دستش را ببوس، نه ما در نظاممان اینطوری نیست، نظام ما یعنی در مقابل نظام خداست.@ در کَت من این حرفها نمیرود، با زن باید اینطوری رفتار کنی، نه زن پررو میشود من جلوی زن اینطوری کنم میگوید مردی که در خانه کمک میکند ثواب مجاهدین راه خدا را دارد صدیق و شهدا، میگوید ما دَبِل زِد میشویم زن ذلیل، ما کار بکنیم خیلی بد است.@ ما باید سبیل بگذاریم نیم متر از بناگوشمان کنار برود عطسه که میکنیم مثلاً پارچ خانه بیفتد آنطرف بشکند این مردی میشود با عربدهکشی مرد میشود در هفت سال اول اصلاً حق نداری به بچه دستور مستقیم زیادی بدهی بچه سلطان است تو نوکر هستی من اصلاً زیر بار همچین حرفی نمیروم من پدرم به ما چپ نگاه میکرد جایمان را خیس میکردیم.@ اگر میگفت یک، ما میخواستیم دو بگوییم سرمان رفته بود، پدرت بیخود کرده پدرم این کار را میکرد یعنی چی، بچه یک نظامی دارد هفت سال اول یک مکانیزم ابدی این بچه یک ساختار دارد باید با آن تخصصی برخورد بکنی.@ در هفت سال اول شما باید کوتاه بیایی رویت را کم میکند باید رویت کم بشود، تو میگویی این کار را نکن او میگوید من میخواهم بکنم، تو باید بگویی چشم، اما نه من پدر جلوی بچه پررو کم بیاورم برای من خط و نشان میکشد.@ بله در هفت سال اول باید سلطنت را به او یاد بدهی تا در هفت سال دوم اطاعت کردن را یاد بگیرد باید تمرین اطاعت را در تو دیده باشد تا بتواند اطاعت بکند همسر میخواهی اتخاذ بکنی همینطور روش خاصی دارد کیلویی نیست که ما طبق سلیقه خودمان با همسرمان برخورد بکنیم شوخیبردار نیست که هر طور دلم خواست رفتار کنم یک حقوق مشخصی دارد.@ سهمی از عاطفه و ادب و مسائل مالی و کمک در منزل و مودت دارد باید اِعمال بشود، نتوانی کم آوردی نسبت به نظام ابدی، باید سرمایهگذاری کنی با این جلسات هم خودمان را لوس نکنیم با گریه و توسل و دعا و ندبه و حج و جمکران، باید حل کنیم در عمل باید شبیه بشویم نظام اخلاقی باید شباهت پیدا بکند نظام عقیدتی هم باید شباهت پیدا کند.@ حرکت به سمت ابدیت قانونمند است اینکه قرآن دائماً اصرار دارد که آنجا رشوه و پول و شفاعت نیست یعنی همین، یعنی شفاعت بیحساب و کتاب آنجا وجود ندارد رشوهای و پولی نیست که بشود مشکلی را حل کرد. طرف آمده به من میگوید من کنترادی 150 نوار را گوش کردم در یکماه، شما پنج پرس چلوکباب بخور چه اتفاقی میافتد؟@ به اندازه یک پرسش جذب میشود چهار پرسش را هم دفع میکنی 150 نوار اینطوری گوش کردی فکر میکنی الان رسیدی به شاگردی که ده سال آمده این نوارها را دانهدانه گرفته فرصت عمل داشته خورده هضم کرده تو 150 نوار گوش کردی.@ آقای شجاعی من میخواهم زود برسم عجله دارم معرفت نفس میخواهم گوش کنم، عزیز من چه اصراری داری معرفت نفس گوش کنی همین راهشناسی و آموزش دین را خوب گوش کردی؟ به آن عمل کردی؟ ولایت کنترادی آنجا گذاشتی میگوییم گوش کن.@ میرود آنجا مشقش را مینویسد تلویزیون نگاه میکند فوتبال تماشا میکند نوار را روشن میکند بعد که نوار تمام شد برمیگرداند آن هم برای خودش میخواند بعد میگوید نوار تمام کردم، بعد میرویم به پدرش میگویم این رفتارش در خانه چطوری است؟@ میگویند مثل بچهها من و مادرش و خواهرش را اذیت میکند شما در دوران آموزش دین ارتباط با والدین را گوش نکردی شباهت حاصل نشد میخواهی برای چه نوار گوش کنی، من بدوم بروم سر کلاس فلان استاد، برای چه میخواهی بروی تبدیل نشده دفع کردی مجدد برو.@ این نیست که من اینقدر درس خواندم اینقدر کتاب خواندم اینقدر نوار گوش کردم، چقدر شباهت پیدا کردی این مهم است پس اثر مهم است جلسه بعد قانونمند میخواهم این را برایتان بگویم طبق قاعده نظام فطرت و طبیعت میخواهم برای شما بگویم چه اتفاقی میافتد چه مکانیزمی در درون صورت میگیرد که این اثر گذاشته میشود.@ این سؤال مهمی است که جوابش را ندادم، باید انجام بشود من خودم را کشتم 40 سال جبهه که بودم مجروح که شدم جنگیدم هشت سال عمر گذاشتم الان اینقدر سال است که دارم درد میکشم برادرم شهید شده پدرم شهید شده برادر دیگرم اسیر است برای اسلام اینقدر کار کردیم آنوقت این اراذل و اوباشی که از جبهه فرار کرده بعد از جنگ هم کلی فساد کرده.@ حالا این چطور شده یکدفعه با خدا آشتی کرد و از من جلو زد، این چه نظامی است؟ چون یک قسمت مهم بحث عمر بحث گذشته ماست خداوند به ما اذن داده گذشتهمان را تصرف کنیم و تغییرش بدهیم.@ میگوید من به شما اذن میدهم عمرتان که گذشت آن سی سال قبل را به شما اجازه میدهم در آن دست ببرید هر طور میخواهید طراحی کن میتوانی این کار را بکنی مظهر من هستی میتوانی تغییرش بدهی ما میگوییم ما با این سی سال سابقه اینجا هستیم طرف تا دیروز علافی میکرد آن هم در اروپا، حالا کشور ما آمده، بله میشود.@ اینها اگر مکانیزمش فهمیده نشود سر از روشنفکریهای باطل و کور در میاوری مرحوم شریعتی این را نفهمید در کتابش نوشته یعنی چی آدم سالها گناه بکند بعد قرآن میفرماید(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) هر چه گناه کرده تبدیل به ثواب میکند آخه این چه مکانیزمی است.@ پس من مژده بدهم به گناهکاران که هر چه میتوانید گناه بکنید چون خدا با توبه به حسنات تبدیلش میکند هر کس گناهش بیشتر باشد موقع تبدیل حسناتش بیشتر میشود پنج هزار تا گناه داشته باشم بهتر از این است که صدتا گناه داشته باشم چون پنج هزار گناه داشته باشم طبق قاعده قرآن وقتی تبدیل به حسنه میشود من پنج هزار تا حسنه دارم.@ حالا بنشینم به مفاتیح بخندم و بگویم این آقا شیخ عباس قمی جغرافیای خانه و محلهشان را بلد نیست برداشته جغرافیای قیامت را نوشته، منازل الآخرۀ، راجع به برزخ و کوچه و پسکوچه قبر و قیامت را نوشته اینطوری مسخره میکنیم سر از مسخره کرد روحانیت و مفاتیح در میاوریم وقتی مکانیزم را نمیفهمیم.@ حالا هفته بعد من مکانیزم را توضیح میدهم که بدانید طبق چه مکانیزمی خداوند وقتی میگوید من گناه سی ساله طرف را تبدیل به ثواب میکنم این باید چه مکانیزمی صورت بگیرد بحث بحث آن اثر است که باید کاملاً توضیح داده بشود تا هم مقوله شفاعت حل بشود هم مقوله توبه حل بشود که ما وقتی میگوییم رحم یعنی چی.@ من از این رحم استفاده میکنم برای اینکه سی سال جنایتی که کردم را جبران کنم حُر یک رحم در مقابلش میگذارد میگوید آقای حُر که عاشورا کربلا در پیش است عرضه داری بروی 50 سال غفلتت را جبران بکنی یا نه؟@ کار حُر به جایی میرسد که امام(ع) وقتی به زیارت حُر میرود میگوید(بأبی أنت و أمی) پدر و مادرم فدای تو بشود، حُر در این نصف روز چکار کرد؟ دوتا سرباز از لشکر ابن سعد تا آخرین لحظه با امام حسین جنگیدند یکدفعه سیدالشهدا وقتی تنها میماند میگوید(هل من ناصر ینصرنی) کسی هست کمک من کند؟ کسی میخواهد بهشت بیاید؟ دارم میروم.@ بعداً نیاید قیامت روی دست و پای ما بیفتد که آقا کمکمان کن الان هر کس میخواهد با من بهشت بیاید، بیاید، به همه اعلام میکند، چه چیزی باعث شده که این دو برادر، چرا بقیه این کار را نکردند نگاهی به هم میکنند میگویند این پسر فاطمه است تنهاست برادر برویم، برویم، چرا بقیه نیامدند؟@ چرا عمر سعد که بیش از خیلی از آنها محشور بود با امیرالمؤمنین، با خود سیدالشهدا نیامد چرا شمر نیامد که معلم قرآن بود اهل حدیث بود، چه اتفاقی افتاد که دو برادر آمدند این مکانیزم باید حل بشود از نظر علمی باید حل بشود.@ این قضیه عمر وقتی میگوییم ما میخواهیم یک رحمی ایجاد کنیم برای خودمان، میتوانم من ایجاد کنم 50 سال غفلتم را تبدیل به نورانیت بکنم، میشود، و طبق چه مکانیزمی میشود این خیلی مهم است که انشاء الله جلسه بعد توضیح خواهم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@