اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره زمان بود در دنیا و آخرت، عرض کردیم همانطور که دنیا از نظر ریاضی نسبتش با آخرت نسبت رحم مادر هست با دنیا در لحظات و قطعات دنیا که با هم از نظر ریاضی برابر هستند هم خداوند تبارک و تعالی این نسبت را برقرار کرده.@ یعنی زمانها از نظر نوع تأثیری که در شدن انسان میگذارند با هم برابر نیستند و چه بسا یک دقیقه و یک ساعت خاصی اثری بر نفس بگذارد که سایر دقائق و ساعات دارای آن اثر نباشند بنابراین یک آدم هوشیار باید مواظب باشد که بتواند برخوردش را با این زمانها تنظیم بکند یعنی اینکه این زمانها مثل رحم حالت خنثی دارند.@ اگر جنینی در رحم مادر منطبق با شرائط زیستی دنیا رشد بکند و خودش را به مجموعه آن قوانینی که از دنیا حاکم به رحم هست بسپارد سالم متولد میشود و در صورتی که سالم متولد بشود در ازای آن نُه ماهی که خودش را سپرده یک عمر که از نظر علمی محدودیت ندارد بهرهمند میشود.@ و در طرف مقابل اگر آسیبی در رحم ببیند یا خدای نکرده خودش را اساساً نسپارد به آن مجموعه مقرراتی که برای تربیت او مطابق با شرائط زیستی دنیا آمدند به آنها نسپارد آسیبی خواهد دید بعد از تولد که این آسیب میتواند یک عمر دامنگیر او باشد.@ بنابراین وقتی میگوییم یک زمان از نظر نوع تأثیرگذاری که روی انسان دارد یکی نیست فقط جنبه مثبت ندارد میتواند جنبه منفی داشته باشد این را توجه داشته باشید این را شما در حالتهای معمولیتان هم دارید.@ شما فرض بفرمایید که در شرائط خاصی که غذای خاصی خوردید ممکن است یک غذای دیگر یک چاشنی دیگر بتواند شما را کاملاً از کار بیندازد و آسیب جدی به بدنتان برساند در یک شرائط خاصی که معده شما از فلان غذا و فلان غذا خالی هست اگر آن چاشنی را بخورید هیچ مشکلی پیش نمیاید مثلاً برای یک کسی که در حالت سرماخوردگی هست با یک کسی که آدم سالمی هست یک غذا یک جور اثر نمیگذارد.@ برای همین گفتیم که ما باید کاملاً مواظب اوقات باشیم که کدام اوقات بیشترین اثر را دارد و اولاً بیشترین بهرهبرداری را بکنیم نقطه مقابل این هست که چون بیشترین اثر را در شدن دارد میتواند بیشترین اثر را در آسیبدیدگی هم داشته باشد.@ مثل یک قله است که شما درست است ظاهراً ارتفاع را بالا میروی اما به میزانی که رشد میکنی و ارتفاع را بالا میروی خطر سقوطت هم بیشتر است و وقتی شما از ارتفاع یک متری بیفتی درست است فقط یک متر بالا رفتی اما اگر در همین یک متری هم زمین بخوری اتفاق خاصی ممکن است نیفتد اما اگر ده متر بالا نرفتی درست است ده متر بالا رفتی این ارتفاع خیلی زیادی هست اما اگر در ده متری هم بیفتی آسیبش بیشتر هست.@ بنابراین یک زمانی که نسبت به شدن انسان از یک قدرت و قوت بالاتری برخوردار هست همانطور که میتواند انسان را در شدن جلو ببرد میتواند خطر را هم زیاد بکند مثل یک اتومبیل هست یک اتومبیلی که خوب کار میکند میتواند در یک اتوبان شما را مثلا تا 160 کیلومتر 200 کیلومتر جلو ببرد ظاهراً اگر هیچ مشکلی پیش بیاید شما مسیر را خیلی خوب و زود طی کردید.@ اما اگر تصادفی بشود یا لاستیک بترکد تمام آن قدرتی که آمده بود در خدمت شما به ضرر شما تمام میشود لذا اگر لاستیک یک ماشینی با سرعت 40 کیلومتر 60 کیلومتر بترکد احتمال نجات خیلی بیشتر هست و خطر کمتر است اما 160 کیلومتر که داری درست است تو 160 کیلومتر داری امتیاز میگیری اما اگر در این امتیازگیری دقت نشود و حادثهای اتفاق بیفتد آسیبدیدگی خیلی بیشتر هست.@ لذا شب جمعه درست است از نظر قدرت با سایر ایام روز جمعه و شب جمعه فرق میکند قدرتش هم میدانید که قدرت کمی نیست اینقدر قدرت دارد که اگر کسی از بین ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه بمیرد فشار قبر ندارد خیلی مبارک است از سایر اعیاد دینی عید قربان و عید فطر هم بالاتر است غیر از غدیر، روز جمعه قدرت خیلی زیادی دارد.@ اما همین روز جمعه اگر کسی گناه بکند گناهش بیشتر هست چون در زمانی که تجلی بیشتر هست گناه بیشتر صورت گرفته در زمانی که خدا به ما نزدیکتر هست و بیشتر به ما رو کرده عنایت ویژه دارد ما گناه کردیم لذا گناه بسته به این هست که در چه زمانی اتفاق افتاده باشد و در چه حالتی.@ لذا شما وقتی که به مفاتیح یا کتابهای دیگر مراجعه میکنید میبینید که در آموزشهای دینی برای ما زمانها را یک جور قرار ندادند میگویند که زمانها یک جور نیست مثلاً فرض بفرمایید شب 27 رجب شب بسیار مهمی هست این استعدادی که در این شب هست در کمتر شبی میشود پیدا بشود یک نفر که عرضه دارد از این استعداد استفاده بکند معادل سالها برای خودش ذخیره میکند.@ عمر دنیا هر چقدر که میخواهد این ظرف باشد یعنی با قطعاتش که در نظر بگیریم معادل ابدیت شد ابدیت یک فضای خالی است که شخص باید پُرش بکند ما در ابدیت سر سفره خودمان مینشینیم مهمان اعمالمان اخلاقمان و عقائدمان هستیم.@ ما در هنگام تولد یعنی موقع وفاتمان که تولدمان به برزخ هست و بعد از برزخ به قیامت با چیزی روبرو میشویم که با خودمان بردیم با خودمان در واقع روبرو میشویم مثل یک جنین، جنین دوران جنینی را هر طوری بگذراند موقع تولد با همان روبرو خواهد شد با دنیا هم به گونهای برخورد خواهد کرد که رحم را گذرانده در واقع محصول کارکرد خودش هست.@ ولی دنیا تجلی دنیایی دوران راحمی جنین هست یعنی با مبنای خودش با نظام ارزشی خودش با جنین برخورد میکند جنین در عالم رحمی یک برخوردهای دیگر داشته یک غذا داشته خون میخورده محیط آبی بوده جا تنگ بوده الان در این نظام دنیا نظام بینهایت دنیا، دنیا طبق قوانین خودش روی آن دورهای که در رحم گذرانده حساب باز میکند به این پاسخ میدهد.@ این عمر دنیا وقتی با ابدیت مساوی شد حالا این عمر دنیا را ما به صورت معمولی مثلاً به قول خود رسول خدا(ص) به خود ایشان اقتدا میکنیم متوسط عمر امت من 60 سال است این 60 سال یک ابدیتی را میخواهد بسازد وقتی میگوییم 27 رجب این 27 رجب قطعهای از همین قطعات هست یعنی مثل شب قدر که توضیح خواهم داد یک قطعه از همان ساعتها همین ساعت است یک شب معمولی از نظر ریاضی است مثل شبهای دیگر.@ ولی این شب معمولی مثلاً یک دفعه میبینی قدرت 70 سال را قدرت 10 سال را قدرت یک سال را خداوند در آن ذخیره کرده لذا اگر کسی بتواند آن شب را خوب سوار بشود و استفاده بکند انرژی مثلاً 70 سال قدرت ده سال و قدرت یکسال را گرفته یکسالی که در مبنای ابدیت یک چیز خیلی سرسامآوری میشود.@ یعنی نمیگوید اگر کسی امشب را ادامه بدهد 40 سال آخرت به او چیزی میدهیم 40 سال آخرت چیزی که نیست میگوید از قدرت دنیا به او میدهیم یعنی ده سال دنیایی به او میدهیم که ارزشش خیلی بیشتر است.@ لذا باید دقت کنید کسی که حواسش هست میخواهد امشب را احیا بگیرد آدمی که با این مبنا آشنا نیست میگوید حالا به جای امشب فردا شب احیا میگیریم ولی شب 28 قدرت شب 27 را ندارد امشب شب 27 خدا قدرت را در آن گذاشته شما باید همین امشب را سوار مسئله بشوی و استفاده بکنی.@ لذا این یک شب در مبنا نیست وقتی کسی با مبنای ابدیت روبروست میداند این عمر دنیا یک مبنای ابدی هم آنجا دارد این میگوید امشب برای من حکم چند سال را دارد انگار که چند سال دم مرگ از خدا وقت خواستم خدا به من فرصت داده استفاده کنم در واقع این سیستم رحم در رحم را درک کرده و از آن استفاده میکند یعنی خودش را با یک شب عبادت یا استفاده از ساعات خاص جلو میاندازد.@ مثلاً به ما میگویند نماز جماعت بخوانید میگویند در این ساعت نماز بخوان شما میگویید حالا من نیم ساعت دیگر هم بخوانم به کجا برمیخورد خیلی فرق میکند به خیلی جاها برمیخورد ما متوجه نیستیم که برمیخورد وقتی گفتند در این ساعت نماز بخوان یعنی این ساعت از نظر رحمی قدرتی دارد که در ساعت دیگری نیست.@ لذا به شما میگویند که شما بین اذان و اقامه دعا کن چون آنجا یک انرژی خاصی بین اذان و اقامه هست اذان را بگو اقامه را بگو بعد دعا کن غیر از این هست که شما قبل از اذان دعا بکنید غیر از موقعی هست که شما بعد از اقامه دعا بکنی میگوید شما بین اذان و اقامه دعا کن.@ یا بعد از نماز ظهر یک ساعتی را مشخص کردند گفتند در این ساعت هر کس دعا بکند اجابت میشود یعنی قدرت او یک قدرت خاصی هست یا عصر همینطور مغرب همینطور عشا همینطور اینها رحمهایی هست که در رحمهای زمانی خداوند برای ما قرار داده.@ بین الطلوعین دیگر گیر شما نمیاید وقتی بین الطلوعین را از دست دادی در طول روز حال بین الطلوعین و معنویتی را که میتوانی کسب بکنی بین الطلوعین را دیگر گیرت نمیاید حافظ میگوید من به هر جا رسیدم از سحر رسیدم.@ خدا رحمت کند مرحوم علامه را و خدا رحمت کند استادش مرحوم میرزا علی قاضی فرمود یک روز به من رسید مرحوم میرزا علی قاضی گفت پسرم دنیا میخواهی نماز شب آخرت هم میخواهی نماز شب، این یک قدرت خاصی دارد دیگر جای دیگر گیر نمیاید.@ وقتی میگوید بین الطلوعین را بیدار بمان حالا شما بعد از بین الطلوعین بگیر بخواب بخصوص ایام تعطیل که کاری ندارید ولی میگوید این ساعت بین اذان صبح تا طلوع آفتاب را سعی کنید بیدار بمانید ارزاق این لحظه پخش میشود یعنی شما اگر در این لحظه خواب باشید چیزی گیرت نمیاید.@ هر کس به هر جا رسیده از اینجا رسیده بین الطلوعین خیلی مهم است انسان در آن تنفس بکند بیدار باشد در این لحظه بین الطلوعین دعا بخواند خود شما اگر بین الطلوعین را درک کرده باشید متوجه میشوید که حالتی که در بین الطلوعین هست زمان دیگری وجود ندارد لطافتی که وجود دارد.@ وقتی میخواهید نماز بخوانید خداوند شب را انتخاب میکند شب یک خصوصیتی دارد یک اثری دارد که در روز همچین اثری وجود ندارد(إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً) شب یک چیز دیگر است لذا نماز شب به پیغمبر واجب است میگوید تو باید شب را با ما باشی لذا شما خبرهای مهمی که در قرآن هست اتفاقات مهمی که برای بشر افتاده غالباً در شب بوده(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ) یا (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ).@
خداوند شبها را برای این کار میگذارد چون قدرتش بیشتر هست شب یک موضوعیتی دارد یک اثر خاصی دارد که در روز آن اثر وجود ندارد حالا اگر همین کلاسی که ما با هم داریم ساعت مثلاً 3 بعدازظهر برقرار باشد نوع استفادهای که شما میکنید با الان که شب است یک جور نیست با همدیگر فرق میکند.@ اگر همین جلسه که الان ما بودیم مثلاً در یکی از رواقهای حضرت رضا میخواستیم برقرار بکنیم آن بحث رحم مکانی هست که توضیح خواهم داد آن هم یک اثر دیگری دارد لذا ما باید توجه داشتیم اوقات با هم یکی نیست نهایت استفاده را باید بکنیم.@ شما اگر خانه کعبه را در نظر بگیرید یک محوطهای دارد به نام مسجد الحرام در مسجد الحرام یک محوطهای دارد که کسانی که میخواهند وارد بشوند مُحرم میشوند شهر مکه ورودیهایی دارد این هم یک اثری دارد بحث رحم مکانی هست خارج از مکه هم یک بحث دیگری دارد.@ برخوردی که ما میکنیم اگر خارج از مکه کسی یک گناهی انجام بدهد با کسی که در حریم احرام گناه انجام داده با کسی که در مسجد الحرام گناه انجام میدهد با کسی که در خود خانه کعبه گناه انجام میدهد یکی نیست.@ مثلاً میگویند اگر کسی ربا بخورد کوچکترین واحد ربا یک ریال نزول معادل 36 گناه است که یکی از آن زنا با مادر خود در خانه کعبه است یعنی زنا با مادر خود در خارج از خانه کعبه امکان دارد در خارج از مکه هم امکان دارد، اما چرا میگوید در خانه کعبه؟ اینجا یک حریم هست ما حرمها و حریمها را باید خوب شناسایی بکنیم.@ ما وقتی در تهران هستیم تا وقتی میرویم وارد شهر مکه میشویم احرام میبندیم با اینکه وارد مسجد الحرام میشویم کارها و ثوابهایمان یکی نیست گناهانمان هم یکی نیست شما اگر مُحرم بشوی به محض اینکه مُحرم بشوی خیلی از کارها به شما حرام میشود اینجا را بخاران جرم است باید قربانی بکنی اما عبادت هم یک درجه خاصی دارد.@ فقط این نکته را داشته باشید که اساساً این نسبت ده به یک را باید حواستان باشد که همیشه ثواب یک ضریب ده به آن میخورد و گناه هم همیشه یک ضریب یک به آن میخورد همین ضریب را وقتی در احرام میایی یا در مسجد الحرام میایی یا در کعبه میروی باز این ضریب نسبت به قدرت و درجه ریاضی اینها که پیش خدا محفوظ هست حس میشود.@ لذا اگر من شب 27 یا شب جمعه من یک ثواب انجام میدهم یک ثواب من ضرب در ده میشود چون شب جمعه دو برابر است 20 تا میشود اگر گناه بکنم گناه من ضریب ده را ندارد یک ضریب دو جلویش میاید.@ شما در بحث زمان رحمها از اطراف سال شروع میشود خاصیتهای مختلفی دارد تا میرسد به درخشانترین قدرتمندترین وقت سال که خیلی قدرت در آن هست یعنی مرکز هست مثل یک بمب اتمی که بیشترین انرژیت در هسته است از آن تولید میشود همه اینها به شب قدر ختم میشود.@ میگوید(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) هزار ماه از دنیا روی آن میخورد یعنی یک عمر دنیا که 60 سال هست یک ابدیت را میتواند بسازد حالا شما هزار ماه که بگذاری 80 سال میشود 80 سال در 60 سال، یک شب از اینها، حالا بسته به تعداد شب قدرهایی که شخص بگذراند مثلاً 60 سال عمر کرده پنج تا شب قدر خوب داریم 400 تا میشود در واقع این میشود 60 به اضافه 400 سال عمر دنیا که در ابدیت باز میشود.@ یعنی ما در واقع با انرژی 60 سال آنجا نمیرویم چون به پیغمبر اعتراض کردند گفتند آقا امتهای قبلی عمرشان بیشتر بود بیشتر عبادت میکردند ما چکار بکنیم؟ فرمود خداوند در امت من شب قدر را قرار داده(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بعد وقتی میاییم آن طرف میبینیم که یک حریم دارد.@ یک حریم خیلی قوی ما داریم به نام شعبان، این مثالی که دارم میزنم از حضرت آیت الله محیی الدین حائری شیرازی هست وقتی بحث نسبت را با هم میکردیم این مثال زیبا را ایشان میزدند بعد یک حریم دیگر به نام رجب داریم رجب صحن محسوب میشود مثل صحن حرم امام رضا مثل آن مکهای که گفتیم این مسجدالحرام میشود و این خانه کعبه.@ یک دایره بکشیم این شد شب قدر یک حریم دیگر میکشیم این شد ماه رمضان، ماه رمضان غیر از شب قدر، یک حریم دیگر میکشیم به نام شعبان و رجب، شما وقتی که دور خانه خدا میخواهید بچرخید اگر بخواهید طواف بکنید از محدودهای که مشخص کردند برای طواف، در فقه شیعه شروع میکنید به طواف کردن از قطر کمتری زمان طی میکنید.@ وقتی میچرخید دور خانه خدا ممکن است از نظر زمانی مثلاً دو دقیقه طول بکشد شما یک دور دور خانه خدا بچرخید اما وقتی از خانه خدا فاصله میگیری همین طواف را بخواهی انجام بدهی پنج دقیقه طول میکشد یعنی هر چقدر به مرکز و حرم نزدیکتر باشی انرژی کمتری مصرف میکنی.@ وقتی خداوند رحم زمانی قرار میدهد یعنی زحمت شما در رحم زمانی خیلی کمتر از زحمت شما در خارج از رحم، قدرتی که در رحم ایجاد میشود خیلی بیشتر از قدرتی هست که در خارج از رحم هست بنابراین ما وقتی که در حرم کاری را انجام میدهیم یعنی نزدیک میشویم میخواهیم دور بزنیم زمان کوتاهی طول میکشد.@ دو دقیقه من میخواهم هفت تا شهود بگردم 14 دقیقه میشود در 14 دقیقه اعمالم را انجام میدهم اما اگر بخواهم بروم از فاصله زیاد بگردم این 14 دقیقه 20 دقیقه میشود زمان را از من میگیرد آدم هوشیار میرود نزدیکتر طواف میکند هر چقدر نزدیکتر میشود زمان کمتری طی میشود.@ یک صدقه که میخواهید بدهید میبینید که این صدقه ضریب(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) روی آن میخورد یک ضریب 80 سال روی آن میاید یعنی شما یک تومان که شب قدر صدقه میدهید معادل چقدر هست اگر مثلاً بعد از شب قدر بخواهید آن یک تومان را بدهید شما دو رکعت نماز در شب قدر بخوان یک آیه در شب قدر بخوان این یک ضریب هزار ماهه جلویش دارد ولی خارج از رحم شب قدر همچین ضریبی شما دیگر ندارید.@ لذا شما وقتی که در ماه مبارک میروید ماه مبارک مثل مسجد الحرام شب قدر را احاطه کرده ولی خودش هم رحم بسیار قوی است در ماه مبارک یک آیه خواندن شما معادل یک ختم قرآن هست یک تومان صدقه دادن یک لبخند زدن یک خوشاخلاقی کردن یک ترک گناه.@ چون رحم رحم بسیار قوی است کنندگی خیلی زیادی دارد و قدرت و استعداد زیادی دارد اگر کسی در ماه مبارک رمضان گناه بکند گناهش آن ضریب جلویش میاید یک ضریب بسیار خطرناک نه ضریبی که دارد ما برای گناه یک ضریب بیشتر نداریم یک گناه یک گناه است اما ضریب رحمی روی آن میخورد.@ لذا شما با ضریب ماه مبارک رمضان اگر کسی گناه بکند خیلی اوضاعش خراب میشود اینقدر این رحم رحم قوی هست که حضرت فرمود اگر کسی ماه مبارک رمضان را درک بکند و آمرزیده نشود شقیترین افراد هست آدم بدبخت و خیلی شقی هست که بیاید برود در دریای رحمت، مرکز انرژی برای مغفرت و قرب به خداوند تبارک و تعالی آخر هم از اینجا آلوده در بیاید خیلی بدبختی است.@ این غیر از این است که مثلاً شما شب 27 ماه مبارک را که خودش رحم قوی هست از دست داده باشید شب قدر را از دست دادن یک فاجعه است برای همین علمای ما زیرکهای ما یکسال مراقبت میکردند که این یک شب از دستشان در نرود ما که اهل همچین چیزهایی نیستیم ولی لااقل آنها را انکار نکنیم.@ یکسال مراقبت برای شب قدر برای اینکه آن یک شب یک شب نیست آن یک شب 30 هزار شب است هزار ماه است مراقبت میکند الان هم معلوم نمیشود البته میگویم الان معلوم نمیشود نه اینکه معلوم نشود ما گاهی وقتها خداوند صلاح نمیداند که اثر کارهایمان روی ما ظهور پیدا بکند کار خیری هم انجام میدهیم عبادتی هم انجام میدهیم ولی اجازه نمیدهد ممکن است روحیهمان خراب بشود موقع مردن ظاهر میشود.@ دو نفری که از همه جهت با هم مساوی هستند یک نفر یک شب قدر را داشته و آن یک نفر آن شب قدر را ضایع کرده خوابیده گناه هم نکرده این وقتی که وارد برزخ میشوند یا وارد قیامت یا بعد از قیامت که میشوند این یک ضریب 80 سال عمر دنیا با او هست چقدر فاصله در ابدیت زیاد میشود کسی هوشیار بوده شب قدر را درک کرده هوشیار بوده ماه مبارک را حواسش بوده جمع کرده.@ تجارت یعنی همین تجارت یعنی اینکه یک تاجر خوب همیشه حواسش را جمع میکند که چه موقعی از سال ورود بکند به خرید و فروش ورود بکند به خرید، چه موقع ورود بکند به فروش، چه موقع بخرد و چه موقع برای فروش وارد بشود چه موقع دست نگه دارد ما نه ما اصلاً کاری به این حرفها نداریم که الان رجب دارد میاید و رجب یک رحم قوی هست و توجه نداریم که داریم یواش یواش وارد یک رحم خیلی قویتری به نام شعبان میشویم.@ شعبان یک شبی دارد به نام نیمه شعبان، داریم که رسول خدا(ص) شب نیمه شعبان خوابیده بود بعد جبرئیل آمد ایشان را صدا کرد گفت که امشب را شب بسیار مهمی هست به عبادت بگذران امشب شبی هست که همه انبیاء این شب را احیا میداشتند در زمان همه انبیاء این شب شب قدر بود این شب نیمه شعبان یک شب شوخی نیست که ما از دستش بدهیم.@ یک آدم هوشیار سعی میکند شب نیمه شعبان را که یک رحم قوی زمانی است اضافه کند به سایر رحمها یعنی فقط از رحم زمانی بودن استفاده نمیکند جمع میکند رحم زمانی را میگذارد کنار رحم مکانی، رحم مکانی را میگذارد کنار رحم شخصیتی همه را جمع میکند بعد یک استفاده فوقالعاده میکند.@ یک کسی میبینی فقط رحم زمانی شب قدر را استفاده میکند یک کسی میبینی که نه دو رحم استفاده میکند یعنی ضریب یک رحم دیگر را هم میاورد اضافه میکند به رحم زمانی، دو رحم را با ضریب فوقالعاده از آن استفاده میکند من ممکن است رحم دیگری مثل رحم مکانی را در شب 14 ماه شعبان از آن استفاده بکنم.@ اما این رحم مکانی 14 شعبان به ضریب رحم زمانی نیمه شعبان نمیخورد آن فقط یک رحم مکانی است اما وقتی که یک رحم مکانی را با یک رحم زمانی جمع کردم ببین چه اتفاقی میافتد لذا بحث زمان در قرآن بحث مفصلی است ما الان فقط به اندازهای که یک موعظهای برای عزیزان شده باشد نسبت به بحث عمر دارم عرض میکنم والا اگر بخواهیم وارد بحث زمان بشویم یکسالی کامل بحث داریم فقط بحث زمان در قرآن.@ لذا میفرماید(وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ) مردم را به ایام الله متذکر کن مثلاً امام فرمود 22 بهمن یوم الله بود یوم الله یعنی روزی که خداوند در آن روز تجلی بیشتری دارد اگر کسی استفاده بکند خیلی بهره میبرد مردم را به ایام الله متذکر کن آدم هوشیار حواسش به یوم اللهها هست و میداند باید چکار بکند.@ بزرگان ما اولیاء خدا فرمودند شب عملیات شب قدر است یک کسی که اصلاً نمیداند ماهیت شب قدر چیست و چکار میتواند بکند میگوید حالا این هم یک حرفی زد ما شب قدر در اسلام که یکی بیشتر نداریم آن هم یا 19 یا 21 یا 23 ماه مبارک رمضان است.@ متوجه نیست که ما در جبهه میتوانیم یک شب قدری داشته باشیم که این شب گاهی وقتها به خاطر سایر رحمهایی که به آن شب قدر ضعیف نسبت به نیمه شعبان و نسبت به شب قدر ماه مبارک رمضان اضافه شده قدرتش حتی از(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بیشتر میتواند باشد.@ یک بسیجی هوشیار یک شب عملیات قشنگ را درک میکند که چه سوزشی دارد و چه چیزی را از دست میدهد من شبهای عملیات یکی از چیزهایی که خیلی خوردم میکرد ضمن اینکه در این عملیات بودم میفهمیدم شب قدر است و اعصابم خورد میشد که چرا نمیتوانم همه جنبهها را جمع بکنم.@ یعنی خوب آدم درک میکند که امشب ورود کرده به شب قدر، میفهمد که امشب با همه شبها فرق دارد شب عملیات خوش به حال آنهایی که خوب توانستند استفاده بکنند چقدر از ما فاصله گرفتند و ما چقدر از اینها عقب افتادیم برای همین بود که میشد هزاران تجلی را آنجا دید میشد فرشتهها را راحت دید میشد با اهل بیت راحت ارتباط برقرار کرد.@ مرحوم آیت الله بهاء الدینی(ره) برای استاد ما نقل میکرد که من یک شبی که خانه ما روضه بود از اتاق آمدم بیرون سینهزنها داشتند در خانه ما عزاداری میکردند رفتم آن اتاق بنشینم خستگی در بکنم یک دفعه دیدم که بله همه دوازده امام در اتاق من نشستن خدمتشان مشرف شدم و در مورد جنگ سؤال کردم فرمود همه ما در جبهه هستیم و هر کدام از ما هم معادل صد هزار نفر میجنگیم.@ این همه تشرفات عالی نسبت به امام زمان(ع) بچههای بسیج و رزمندگان ما پیدا کردند که حالات عجیب، اینها از آن شب قدر آمد شبهای قدر را خوب درک کردند جبهه هم رحم زمانی بود هم رحم مکانی بود فرق میکرد جبهه پایت را میگذاشتی در شلمچه پایت را میگذاشتی در فکّه زمین تا آسمان همه چیز تغییر میکرد.@ یعنی آدم میفهمید که اصلاً احتیاج به درگیری با شیطان ندارد میفهمید همه چیز تغییر کرد غیر از شهر است حتی این مباحث را هم که نمیفهمیدند ما خودمان هم که آن موقع بودیم بحثها را نمیفهمیدیم اما فطرت کار خودش را میکند طرف میفهمد که در جبهه یک چیزی هست که جای دیگر وجود ندارد مثل شب عاشورا است.@ شب عاشورا میگوییم یک شب است اما یک شبی هست که تاریخ اسلام را تضمین کرده همین یک شب عاشورا یک روز عاشورا به قول مقام معظم رهبری یک نصف روز است اما اسلام را بیمه کرده از بس رحم قوی هست.@ بعد میامد به او تیر میزدند کسی بود که بیشعور با طبیعت به جبهه میامد یا سرباز بود یا زوری او را آورده بودند دلش نمیخواست دلبستگی به مادیات داشت آنجا میبردنش آنجا اعصابش خورد بود مثل برج زهرمار پژمرده، بچه بسیجیها را میدیدی انگار وارد یک عیاشخانه با یک فاز خیلی بالا شدند خنده، شوخی، شادی، بهجت، معنویت.@ موقعی که میخواستند گریه کنند بکاء بودند موقعی که میخواستند با ماوراء طبیعت ارتباط برقرار کنند آن شبها کجاست آن قدرتها چون رحم خاصی بود الان من میخواهم یکی از آن تمرکزها را بگیرم نمیتوانم یکی از آن تمرکزها را بگیرم یکی از آن نمازها را بخوانم.@ بچههای بسیج میگفتند که آقا ما نماز میخوانیم آنجا جُنُب میشویم در خط هم هست آب نداریم چکار کنیم با تیمم هم میخواهیم نماز بخوانیم لباس نجس است گفت آقا من همه عبادتهای کل عمرم را میدهم شما دو رکعت از آن نمازهای جنبتان را به ما بدهید.@ نه آدمهای معمولی یک کسی مثل من میاید حرف میزند فرق میکند این هم حالا احساسات او را برداشته زده به سرش شب زیاد شام خورده زده به سرش پرت و پلا میگوید ولی خداست صاحب کشف و کرامت است به برزخ ورود کرده میفهمد یعنی چی.@ مرحوم قاضی(ره) ولی خداست خودش هم در نهایت به شهادت رسید امام جمعه دزفول میگفت من میایستم این بچه بسیجیها که حرکت میکنند گردشان روی بدن من بنشیند من دیگر قیامت بیمه هستم خداوند به برکت گرد پای اینها من را عذاب نمیکند.@ امام هم که خودش رئیس همه اینهاست میگوید خداوندا من را با بسیجیانم محشور بفرما، تعارف کرده؟ شوخی کرده؟ ما چه میفهمیم به اینها چه گذشت آنها چه شبهایی را گذراند چه روزهایی را گذراندند چه حالهایی داشتند از این تمرکزها ما نداریم.@ مثلاً من میدیدم در کردستان زمستان سرد کمولهها بودند دموکراتها بودند عراقیها بودند منافقین هم بودند اینها بیرون میآمدند کار گشت و شناسایی انجام میدادند بعد هم که میخواستند به نماز بایستند چه نمازهایی داشتند در آن زمستان سرد در آن کوههای آنجا چه ارتباطاتی آنها داشتند الان کجاست؟.@ چون دیگر رحم زمانی و مکانی وجود ندارد آمدی خارج از رحم، وقتی خارج از رحم آمدی قوه از دست میرود در رحم که میروی یک همچین قوهای هست رحم میتواند انسان را بسازد شوخیشان در اوج شوخی، گریهشان در بکاء بسیار باحال، آرامششان نشاطشان، این از کجا آمده؟ ما در جبهه مقابل هم داشتیم میدیدیم چه وضعیتی داشتند.@ ما بارها دیدیم بچههای بسیج میگفتند الله اکبر، عراقی سکته میکرد میمرد همین فقط صدا را میشنید جا در جا میمرد شنیده بودیم در زمان صدر اسلام حضرت امیر(ع) یکی را به او نشان دادند گفتند آقا این نه زخمی برداشته نه چیزی چطوری مُرده از لشکریان دشمن؟ حضرت فرمود من تا تکبیر گفتم این مُرد داشتیم مثل تکبیر امیرالمؤمنین، اما بسیجی هم رسیده به جایی که تکبیر میگوید دشمنش با تکبیر میمیرد.@ اینقدر قدرت و آرامش، اینقدر شجاعت اصلاً مسخره کردن مرگ مسخره کردن دنیا مسخره کردن طبیعت، بعد هم بیگرفتاری رفتن جلو این شوخی نیست یعنی هیچ دغدغهای نداشتند نسبت به پشت ماوراء و خانه و اینطرف، فقط یک کسی را آن وسط در میدان مین میدیدند وجود مقدس سیدالشهدا(ع) ایستاده میگوید بیا اینجا سرت را بگذار روی زانوی من بدو بیا امام زمان(ع) ایستاده بیا اینجا پیش من.@ تیر میخورد چه موقع میگفت سوختم بدبخت شدم بیچاره شدم، یا زهرا، مادرش را صدا میکرد هیچ چیز برای انسان شیرینتر از نام مادر نیست طبیعتگرا میامد آنجا تیر میزد در پای خودش که مجروح بشود و او را نگه ندارند میگفت یک تیر بخورد در این ران و ساق پای من یک تیر میخورد از داخل گوشت در میاید هم درجه به من میدهند هم حقوق به من میدهند هم اعتبار و ارزش برای من هست هم جبهه نرفتم برای اینکه فرار بکند.@ آنوقت فطرتگرا میرفت تیر میخورد میبردنش بیمارستان از بیمارستان فرار میکرد برمیگشت میرفت چون نمیخواهد موقعیت رحمی را از دست بدهد میفهمد یعنی چی پایش قطع میشد برمیگشت دستش قطع میشد برمیگشت چشمش را در میآوردند یک چشم مصنوعی میگذاشت میرفت دو تا چشمش را در میآوردند میگفت گوشهایم میشنود همهاش بهانه بود.@ همه آنها عیاش و کیاف بودند اهل عشق و حال بودند در رساله هم که ما نداریم همچین کسی به او واجب است جبهه برود از نظر فقهی هم که به اینها واجب نبود جبهه برود روز قیامت که مسئولیتی نداشتند که نروند هیچ کس نمیفهمید که اینها چه میگویند میگفتند در حال حاضر اسلام در خطر است وظیفه ماست که برویم همهاش الکی بود.@ دنبال عشق و حال خودشان با خدا بودند وطنشان را پیدا کرده بودند آنجا میفهمیدند بوی معشوق یعنی چی آنجا خوب بوی وطن میداد میگویید نه توصیه میکنم عزیزانی که نرفتند با همین کاروانهایی که میروند شلمچه بروید یکبار شلمچه ببینید یاد وطنتان میافتید یا نمیافتید.@ بروید دوکوهه یکسری بزنید ببینید اگر توانستید آنجا مقاومت بکنید اگر ده تا صد تا پرده از تو کنار نرفت الان برو ببین آنجا بوی معشوق دارد بچهها یاد وطنشان میافتادند این یک رحم زمانی است جبهه رحم مکانی است شبهای جبهه رحمهای زمانی شب عملیات یک رحم در رحم بود شب قدر میشد.@ برای همین هم آنهایی که زیرک بودند با اینکه گفتم این حرفها ما آن موقع حالیمان نبود کسی به این مسائل توجهی نداشت ولی با اینکه زیرک بودند میفهمیدند یک شب عملیات را از دست بدهند یعنی چی.@ در تهران بود مارش عملیات را میزدند منشست میزد در سر خودش زار زار گریه که چرا من به این عملیات نرسیدم میدانست چه چیزی را از دست داده عجب دنیایی است یک عده از رحم فرار میکنند که نشوند یک عده اینقدر مشتاق شدن هستند میگویند دست دادیم بیخیال پا دادیم بیخیال.@ شما در این فیلمها دیدید طرف با یک پا و دو تا عصا در عملیات دارد شرکت میکند دنبال چه چیزی میگشت؟ نفهم بود؟ آنهایی که نمیدانستند به اینها اُمُل میگفتند نمیفهمید اما او خیلی خودش میدانست دارد چکار میکند او اگر کیف نمیکرد مگر دیوانه بود بلند بشود آنجا برود میفهمید که آنجا دارد چکار میکند.@ شاید هم خودش معنیش را نمیدانست ولی میفهمید یک بویی آنجا هست یک چیزی آنجا هست که در شهر نیست ده روز مرخصی به او میدادند که بیاید سه روز میامد و برمیگشت میگفت من ده روز، کی حوصله ندارم اینجا بایستم طرف میامد ده روز اینجا به او مرخصی میدادند میرفت روز دهم مریض میشد الکی یک هفته هم استعلاجی میگرفت که 17 روز بشود.@ یکی هفت روز از این طرف میزد میگفت ولش کن مرخصی میخواهم چکار، تظاهرات بچهها در این سپاه تظاهرات میکردند که آقا ما را ببرید اگر نبرید برخوردهای تندی کردند حتماً توصیه میکنم آن 24 جلد کتاب فرهنگ جبهه را بخوانید تا یک مقدار آن روح فطرتگراها روی ما اثر بگذارد آن فرهنگ را اگر ما بگیریم میتوانیم زنده بکنیم.@ حالا جلسه بعد توضیح میدهم کسانی داریم که جبهه هم نبودند اما بلد هستند از رحمهای مختلف برای خودشان همان جبهه و همان شب عملیات را همین جا احیا میکنند بازسازی میکنند از آن استفاده میکنند تمام بشود برود پی کارش، چون خداوند انسان را مظهر خودش آفریده یعنی قادر(إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).@ انسان هم وقتی که فطرتش فعال میشود(عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) میشود عاشورا نبودی الان عرضه داشته باش میتوانی عاشورا را برای خودت بسازی جبهه نبودی میتوانی برای خودت بسازی که به آنها ملحق بشوی میشود ایجاد کرد ولی باید عرضه داشته باشی.@ من با چه ترکیبی از زمان رحم زمان رحم مکان و سایر رحمها میتوانم یک شب قدر برای خودم بسازم اینها خیلی مهم است شبهای بعد برایتان بیشتر توضیح خواهم داد بحث رحم زمانی نیمهتمام هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@