جلسه 063 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
63
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 063 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره مفهوم زمان بود در دنیا و آخرت این نکته را عرض کردیم که دنیا قوه و توان ابدیت را دارد و عمر دنیا هم همانی هست که آخرت را میسازد عمر جز اجزاء آن چیز دیگری نیست(إنَّ عُمرَکَ عَدَدُ أنفاسِک) عمر تو همان تعداد نفسهایی هست که میکشی.@ یعنی به همین اجزائی که داریم میگذرانیم تقسیم میشود یک عمر را اگر تقسیم بکنیم ثانیهها و دقائقش را اگر تقسیم بکنیم اینها مجموعاً عمر را میسازد که یک ابدیت را پوشش میدهد مقداری از آنچه که ابدیت را میسازد از ما گذشته(ما مَضی مَضی) علی(ع) میفرماید آنچه که گذشت گذشت.@ تمام شده گذشته هر کدام از ما مقداری از عمر ما تمام شده برگشتپذیر هم نیست آنچه که گذشته و پایان یافته الان مسیری را در ابدیت طی کرده که اگر ما همین الان از دنیا برویم نانخور همه گذشته خودمان هستیم.@ هر طوری که گذراندیم سر سفره گذشته خودمان مینشینیم تا ابدیت، هر چه که میخواهد باشد(ما مَضی مَضی وَ ما سَیَأتیکَ فَأین) آن که قرار است بیاید کجاست معلوم است بیاید یا نه، معلوم نیست.@ یعنی تضمینی نیست که تا این مقداری که ما عمر کردیم از این به بعد عمری هم باشد که ما بگوییم میخواهیم با این کاری بکنیم تضمین نیست پس عمر آن که گذشته و رفته آن هم که هست(وَ ما سَیَأتیکَ فَأین) آن که قرار است بیاید کجاست(قُم فَأغتَنِمِ الفُرصَۀَ بَینَ العَدَمِین) قیام کن یعنی تصمیم بگیر یعنی کمرت را محکم ببند.@ بین این دو عدم یعنی گذشته که گذشته دست تو نیست آینده هم معلوم نیست چه باشد چقدر باشد این فاصله بین گذشته و آینده را استفاده کن این بحث تا اینجا باشد که ما بقیه عمری داریم یک چند لحظهای قرار است نفس بکشیم بعد هم برویم.@ این چند لحظه را نمیدانیم چقدر طول میکشد چند هفته، چند روز چند سال نمیدانیم ولی اجارتاً که اینجا نشستیم یک نفسی داریم میکشیم. شده یک آقایی بالای منبر رفته که دیگران را وعظ بکند همان بالای منبر که داشته وعظ میکرده سکته کرده، شده آقایی داشته رانندگی میکرده در حین رانندگی قبض روح شده.@ آقایی داشته سر کلاس تدریس میکرده در حین تدریس تمام شده آقایی داشته غذا میخورده در حین غذا خوردن تمام کرده منتقل شد به ابدیت، این چیزی است که سراغ همه ما دیر یا زود خواهد آمد ما با این مسأله روبهرو هستیم که یک عمر محدود داریم که شرائط رحمی دارد و بعداً که متولد بشویم در ابدیت تولد پیدا خواهیم کرد.@ این شرائط رحمی ما دوران جنینی ما در رحم دنیا قرار است ابدیت را پر کند با آنچه که گذشته و تا الان کسب کردیم پر کند عقائد، معارف، اخلاقیات ما و اعمال ما هر چه که هست آنطرف جلوه ابدی او با ما هست محشور با او هستیم.@ سر سفره خودمان میهمان خودمان هستیم به بلندای ابدیت هر چه که کسب کردیم از معارف، عقائد، ارادت، محبت، تنفر، تولی، تبری، اخلاقیات، از اعمال مختلف، عمل صالح، عمل سیئه هر چه که هست همه را جمع کنند یک شاکله میسازد ما سر سفره خود هستیم.@ یک کمی اگر کسی دقت بکند میتواند بفهمد که همین الان چه کسی هست و چه هست همین الان این شاکلهای که کسب کرده در این 15 سال 20 سال 30 سال 40 سال کیست این را اگر باز کنیم مزه بهشتی دارد یا جهنمی، چه هست.@ میشود آدم یک کمی بو بکشد خیلی سفارش کردند که ما اهل بو کشیدن و محاسبه و مراقبه و اهل دقت نظر در خودمان باشیم که بدانیم بالأخره ما چه کسی هستیم قبلاً هم گفتم آنچه که مربوط به حیات آخرتی ما هست نسیه نیست همین الان هم با ما هست یک جنین سه ماهه در رحم همین الان اگر متولد بشود محصول سه ماهش معلوم است چه هست.@ هفت ماهه، نُه ماهه محصولش مشخص است چه هست از بیرون همه چیز سر جای خودش مشخص است یعنی تمام چیزهایی که قرار است سر یک جنینی که یک ماهه متولد میشود با شش ماهه با هشت ماهه متولد میشود قرار است سرش بیاید ما میتوانیم از همین بیرون میدانیم چه هست.@ ما اگر اهل بو کشیدن و اهل محاسبه و مراقبه باشیم بهشت نقد نقد است همین الان میتوانیم بفهمیم که وضعیت آخرتی ما چه هست آخرین حسابها، ته موجودی، انبار همه را میتوانیم در بیاوریم این امکان را خداوند برای همه قرار داده که خودشان را بتوانند تشخیص بدهند بتوانند بفهمند که کجا هستند این بحث را در معرفت نفس توضیح دادم دریافت مختصات خودمان.@ نکتهای که هست در مورد اهمیت بحث زمان که موضوع اصلی بحث ما هست ما میخواهیم راجع به اهمیت آنچه که از وقتمان باقی مانده صحبت بکنیم یک نکته این هست که خداوند تبارک و تعالی زمانها را این زمان عمر را که معادل آخرت قرار داده قطعه عمر را ملاحظه بفرمایید این یک قطعهای از عمر است.@ این تبدیل به ثانیههای نفسها میشود مشخص است یک نفر چند بار دم و بازدم دارد چند ثانیه دارد تصویر عمر ما ظرف عمر ما با اجزایش، این اجزاء محدود وقتی میاید در مقیاس آخرت، ابدیت را میپوشاند یک چیز نامحدود را.@ از نظر ریاضی همینطوری که ما نگاه بکنیم میبینیم که یک امر محدودی با اجزاء مساوی، ثانیهها، دقائق، شنبهها، یکشنبهها، دوشنبهها، تابستانها، بهارها، پاییزها، زمستانها مساوی است تابستانها با تابستانها، بهارها با بهارها، زمستانها با زمستانها، پاییزها با پاییزها.@ علی(ع) خیلی زیبا گفته به یک چیزی گفته که در همه زمانها مساوی است فرمود(إنَّ عُمرَکَ عَدَدُ أنفاسِک) تعداد نفسهایی که میکشید نفسها همه در طول زمان مساوی است این تعداد مساوی میاید ابدیت را میسازد و پر میکند این تعداد مساوی در شرائط رحمی اینطوری هست.@ یعنی دوران رحمی یکطوری هست چون قوه دوران رحم زیاد است وقتی که این قوه میاید در شرائط فعلیت ابدیت کل ابدیت را میتواند پوشش بدهد نکته مهمی که میخواهم عرض کنم این هست که خداوند تبارک و تعالی با وجود اینکه زمانها از نظر ریاضی طولشان مساوی هست.@ اما از نظر قدرت تأثیرگذاری و کنندگی آنها آنها را مساوی قرار نداده یعنی از نظر استعداد زمانها با هم یکی نیستند ثانیه ثانیه است دقیقه دقیقه است اما خداوند این کار را نکرده خداوند آمده به فضل خودش به بعضی از این ثانیهها قدرتهایی داده که اگر مثلاً من ده ثانیه را اینجا خلاف کرده باشم یک ثانیه از آن ثانیههای قدرتمند را پیدا کنم.@ میتوانم معادل ده ثانیه گذشته نیرو جذب کنم یعنی فرض بفرمایید قرار است دهتا نیرو به من بدهد دهتا ثانیه، یک ثانیههایی هست که به تنهایی ده نیرو میدهد در زمانها خداوند رحم قرار داده این را اصطلاحاً رحم در رحم میگوییم یعنی یک رحم داریم که از نظر زمان کل دوران رحمی را اگر تقسیم کنیم به ثانیه همهاش مساوی هست.@ اما همانطور که در خود رحم مادر همه زمانهای رحمی یکجور نیستند سازندگی که در چند ماه اول دوران بارداری نسبت به جنین انجام میشود سرعت کار هیچ وقت با دوران آخر یکی نیست با اینکه از نظر ریاضی همه یک اندازه هستند در رحم دنیا هم زمانها از نظر ریاضی با هم مساوی هستند اما از نظر کنندگی و قدرت و از نظر قوه یکی نیستند.@ لذا آدم هوشیار باید حواسش باشد که درست است از نظر ریاضی با زمانهای مساوی روبهرو هست اما از نظر توان با هم یکی نیستند با توانهای مساوی روبهرو نیست توانها با همدیگر کاملاً فرق دارند لذا میبینید که در بعضی از دقائق قدرت این دقیقه یا قدرت این ساعت به قدری زیاد است که میتواند به اندازه 24 ساعت کار بکند.@ در واقع یک رحم در این رحم ساخته شده یعنی سیستم رحم در رحم زمانی، اینها بحثهایی هست که در نسبت مفصل در جلد یک به بعد توضیح دادم پس فعلاً شد رحم در رحم زمانی. آدم عاقل و هوشیار حواسش هست دنبال این هست که ببیند کدام یک از قطعات زمان قدرتشان بیشتر هست آن قدرت را جذب بکند.@ یعنی درست آن موقع برود بهرهبرداری بکند شما فرض بفرمایید یک ماهیگیر خِبره، ماهیگیر که خِبره نباشد همینطوری هر ساعتی شد میرود ماهیگیری، ماهیگیر خِبره میگوید من در فصل در ماه این یک هفته من میروم یک هفته بگذارید من ماهیگیری کنم و بقیه ایام سال شما خودتان بروید ماهیگیری کنید.@ میداند که این یک هفته ایام سال ماهیگیری کردن معادل یک سال ماهیگیری است یک آدمی که ناشی هست وقتی میخواهد برود کنار دریاچه میرود یک گوشه میایستد و ماهیگیری میکند اما آدمی که خبره هست این کار را نمیکند میرود قطعه خاصی با متراژ خاصی آنجا میایستد و ماهی میگیرد میشناسد هوشیار است.@ در قطعات زمان به خصوص برای ما خیلی از عمر و جوانی ما تلف شده آدم هوشیار کسی هست که اول از این نظام اطلاعاتیاش را باید قوی بکند یعنی زمانشناسیاش را باید بالا ببرد بداند که در میان 12 ماه کدام قطعات طلاییتر است حالا کلمه طلا غلط است ولی ما مجبوریم اینها را به کار ببریم.@ کدام قطعات با ابدیت نزدیکی بیشتری دارد جان بیشتری دارد نسبت به ابدیت، پس زمانشناسی خیلی مهم است بعد آن زمانها را که شناخت خودش را مطابق با شرائط آن زمان تطبیق بدهد درست سر بزنگاه برود جبران کند.@ یکدفعه میبینی که با یک ساعت کار در آن وقت طلایی یکسال تلف شدن را جبران کرده یا یکسال نیرو به دست آورده یکسال انرژی ابدی کسب کرده قدرت ابدی کسب کرده خودش را جلو انداخته.@ پس ما در سر راه حرکتمان به سمت ابدیت اگر نیرویمان مساوی باشد تلاشمان به صورت مساوی باشد تلاش شتابدار نباشد بالا و پایین نباشد حرکت حرکت یکنواخت باشد بدون شتاب، یعنی اگر فرض بفرمایید من حال معنویام پنج است ثابت هم قرار است بماند هیچ تغییری هم نمیخواهد بکند.@ با این حال معنوی پنج وقتی زمانشناسیام خوب باشد زمانها را که خوب انتخاب کردم یعنی شناختم که چه زمانهایی قدرت ابدی بیشتری دارد با همین حال ثابت پنج که قبلاً هم داشتم وقتی وارد این زمان بشوم به میزانی که این زمان رویش ضریب میخورد نسبت به زمانهای دیگر، پنج من ضریب میخورد و من جلو میروم.@ حالا عوامل دیگر هست میگویم فعلاً رحم زمانی را داریم صحبت میکنیم تا انواع رحم را توضیح بدهم بنابراین ما فرض بگیریم که خیال نداریم هیچ رشدی بکنیم خیال داریم ثابت ادامه بدهیم با همین وضعیت معنوی ثابت، طبق بحث عمر گفتیم وقتی میگوییم وضعیت معنوی ثابت یعنی حرکت شتابدار نیست.@ در آن سبقت نیست در آن سرعت هم نیست بلکه حرکت متوقف است برای هر کس متوقف است یعنی من دو روزم با هم مساوی است یک عمر یکجور و یکنواخت زندگی کردم هر روز یکجور هستیم.@ فرض بگیریم که همه ما اینطور باشیم که انشاء الله اینطور نباشیم با توجه به همین مطلب اگر این را فرض بگیریم ما با زمانهایی روبهرو هستیم که آن زمانها از نظر توان یکی نیستند.@ حالا اگر من هوشیار باشم با حرکت ثابت وقتی آن زمان را درکش میکنم ضریب آن زمان خاص نسبت به زمانهای معمولی هر چقدر باشد سرعت من هم هر چقدر باشد این ضریب به آن میخورد اگر سرعت من ده باشد آن زمان نسبت به زمانهای معمولی دو برابر توان داشته باشد ضریب من در آن یک ساعت، با اینکه ساعتهای قبل ده بود.@ ضریب من در آن یکساعت بیست میشود اگر سه برابر باشد سی میشود و همینطور بالا میرود. ما با این مسأله در نظام خلقت روبهرو هستیم خداوند تبارک و تعالی میفرماید همه قطعات زمان را من یکجور با یک قوه قرار ندادم لذا شما میبینید که در آموزشهای دینی ما مسأله زمان مسأله خیلی خیلی مهمی هست.@ یک کسی که جدی هست برای حرکت به سمت آخرت آخرت را باور کرده او به هیچ وجه نمیتواند از این مسأله صرفنظر بکند در زندگیهای معمولی هم اینطوری است در زندگیهای معمولی طرف میگوید من الان خانهام را نمیفروشم الان پاییز کساد است.@ چرا این کار را بکنم میگذارم تابستان میفروشم که وقت خرید و فروش خانه است میگوید من الان نمیروم برای بچهام لباس بخرم میگذارم موقعی که حراجی شد قیمت پایین میاید من با یک وقتی که همیشه میگذاشتم میروم و کلی هم سود گیرم میاید تخفیف میگیرم.@ در طول هفته هر دفعه که نخود و لوبیا و کشمش و ماست و پنیر کم دارم نمیروم مغازه بخرم میروم چهارشنبهبازار میروم میخرم تخفیف بیشتری میگیرم. در سود و زیان و در تجارت ابدی هم همینطور است در تجارت ابدی به خصوص که ما با عمرمان معامله ابدیت میشود پایمان هم به بلندای ابدیت حساب میشود.@ حواسمان را باید جمع کنیم که زمانها را مفت از دست ندهیم با آن هم نمیشود معامله کرد کسی که حراج آخر سال را جا مانده دیگر جا مانده بعد از حراج باید برود به قیمت 20% ، 30%، 50% گرانتر بخرد دیگر از دستش رفته.@ شما بالأخره میخواهی بروی کفش بخری یکساعت هم میخواهی وقت بگذاری اما اگر بروی حراجی بخری موقعی که تخفیف میدهند همان یکساعت را وقت گذاشتی که فردا میخواهی بروی اما این یکساعت که رفتی 20% تخفیف گیرت آمده پس دو ساعت با هم یک سود را برای شما ندارند در تجارت.@ در حرکت تجاری به سمت ابدیت هم اینطوری است زمانها با هم یکی نیستند لذا شما میبینید که در آموزشهای دینی زمانها را برای ما تفکیک و درجهبندی کردند و ضریب گذاشتند جلوی هر کدامش، برای همین شما در مفاتیح و در کلیه کتابهای آموزش دینی که با معنویات و آداب سروکار دارد با مقوله عدد روبهرو هستید.@ مفهوم عدد در آموزشهای دینی یکی برای جلوگیری از نفوذ شیطان است که ما را از تعداد و عدد نیاندازد شیطان اولین کاری که میخواهد بکند برای اینکه یک نفر را بتواند تلف بکند میاید مفاهیم عدد را برای او به هم میریزد.@ یعنی ما از مفاهیم عددی و ریاضی خداوند تبعیت نمیکنیم میرویم سراغ مفاهیم ریاضی شیطانی، خداوند میفرماید که شما وقتی میخواهید وضو بگیرید یکبار آب واجب است دوبار اجازه دارید جائز است دفعه سوم حرام است.@ شیطان برای اینکه بتواند سوء استفاده کند میاید به شما میگوید این که نشد تو پنج بار آب بریز که وضویت وضوی حسابی باشد به دلت بچسبد مفهوم عدد را به هم میریزد بعد خیلی اتفاقات اینجا میافتد ما نمیفهمیم حالا فکر میکنیم یک مشت آب به کجا برمیخورد ما یک مشت آب زیاد بریزیم.@ نمیدانیم از اینجا که مفهوم عدد به هم میخورد یعنی چی، خیلی فرق میکند که مثلاً به شما یک آدرس گنجی دادند میگویند پنج قدم به سمت شمال میروید 15 قدم به سمت جنوب میروید هفت قدم به سمت غرب میروید.@ حالا شما به جای پنج قدم به سمت شمال بگو من ده قدم به سمت شمال میروم مبنا به هم میریزد دیگر شما به گنج دسترسی پیدا نمیکنید همه چیز به هم میریزد در کامپیوتر در دستگاه در ریاضیات همه جا عدد جای خاص خودش را دارد ما با مفهوم عدد روبهرو هستیم این بحث مهمی است این نظام باید دست ما باشد.@ یعنی کسی که تاجر آخرت است و دعوت شده از طرف خدا به تجارت به سرعت به سبقت به مسابقه گذاشتن با دیگران هیچ وقت غفلت از مفهوم عدد در زمان و به دست آوردن ضریب زمانها نمیکند آدم هوشیاری است برای همین مرحوم آقا میرزا جواد آقا میاید کتاب المراقبات فی أعمال السنۀ را مینویسد.@ مراقبات در اعمال سال، یعنی من حواسم باشد که الان در رجب هستم رجب غیر از ربیع است فرق میکند رجب یک نیروی دیگری دارد ربیع یک نیروی دیگری دارد صفر یک نیروی دیگری دارد محرم یک نیروی دیگری دارد با آنها یکجور معامله نباید بکنیم.@ آدمی که تاجر ابدیت هست حواسش هست ممکن است عقبافتادگی داشته باشد زیان کرده باشد خسران کرده باشد اصل سرمایه تا الان از بین رفته باشد باید حواسش باشد که کجای بازار وارد معامله بشود چه جنسی را بیاورد که سود بکند و ضرر گذشته را جبران کند.@ پس زمانها وقتی از نظر قدرت با هم مساوی نیستند احتمال و امید اینکه ما بتوانیم عمر تلف شده را جبران کنیم وجود دارد یعنی ما اگر از الان هوشیاری بکنیم و زمانهایی که قدرت بیشتری دارد را انتخاب بکنیم، مگر من الان چقدر عمر کردم؟ 38 سال عمر کردم، میروم زمانهایی را که ضریبهای بالای عمر معمولی دارند را انتخاب میکنم.@ در آن زمانها آن کارهایی را که باید انجام بدهم انجام بدهم 38 سال را پر میکند میشود این کار را کرد لذا توصیه شده که ما به مفهوم زمان و عدد توجه بکنیم یک آدم خبره یک آدمی که هوشیار هست برایش مسأله حیات ابدی مسأله مهمی هست.@ بعداً در حساب و کتاب میافتد چه بخواهد و چه نخواهد این زمانها برایش خیلی مهم است گفته بود که اگر شما زندهها میدانستید که ما اینجا چقدر گرفتاری داریم آن استخوانی که جلوی سگ میاندازید به نیت ما بیاندازید که ما دو قدم جلو میرفتیم یک چیزی گیرمان میامد آدم آنجا مفهوم عدد کاملاً برایش باز میشود.@ یعنی مغزش کاملاً ریاضی است وقتی وارد آخرت میشود همه چیز(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) است هر چیزی نزد خدا حساب و کتاب دارد شما یک ژن یک برش خورده یک کروموزوم جهش پیدا کرده وقتی اینطرف میاید میبینی که طرف منگول شد.@ جهش کروموزومی مگر چقدر بود زمانش چقدر بود مقدار جابهجایی چقدر بوده، اثر میگذارد آنجا میزنیم در سر خودمان که ای کاش یک دقیقه از دقیقههای دنیا را به ما بدهند ما الان نمیفهمیم یک دقیقه از دقیقههای دنیا یعنی چی، برزخیها مرخصی میگیرند و به دنیا سر میزنند.@ گاهی وقتها به خدا میگویند خدایا اجازه بده ما برویم در روضه اینها شرکت بکنیم برویم در قرائت قرآن اینها شرکت کنیم از بهشت میایند میگویند خدایا اجازه بده ما برویم در جلسه علمی اینها شرکت بکنیم خیلی مفهوم عدد مهم است میگویند سه هزار سال راه صراط است و فقط هم با نور خودت حرکت میکنی.@ راه بیفت شروع شد و برو بعد دو سال میروی میبینی که چراغ قوه کار نمیکند ولتاژ مشخص باطری مشخص این باطری دو ساعت میتواند کار کند میزنی چراغ قوه وجودت روشن میشود باطریهایی که از دنیا بردی آنجا همراهت هست.@ راه میافتی میروی در سه هزار سال تاریکی، در جهنم، باریکتر از مو، تیزتر از شمشیر، فرمود آتش جهنم هفتاد سال در آن دمیدند تا سرخ شد و هفتاد سال یا هفتاد هزار سال در آن دمیدند تا سیاه شد یعنی شعلهاش شعله سیاه است حالا با خودت باید نور داشته باشی باید معادل سه هزار سال راه نور با خودت ببری مال خودت هست.@ لذا شما آیات قرآن را که میبینید بحث گدایی افراد از همدیگر در قیامت بحث عجیبی است(انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ) یک نگاهی به ما بکنید یک کم از نورتان به ما بدهید شما که اینجا نور زیاد دارید احتکار نکنید شما سه هزار سال که هیچی سی هزار سال هم که بروید نور دارید یکذره به ما بدهید.@ (قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً) برگردید بروید نور بیاورید اینجا کسی به کسی نور نمیدهد(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏) هیچ کس بار دیگری را تحمل نمیکند نور نداریم برگرد برو بیاور آنجا میگوییم دنیا چقدر اهمیت داشت عمر چقدر مهم بود.@ ما با یک ساعتش شاید میتوانستیم سه هزار سال که هیچی سی هزار سال نور بیاوریم آنوقت جالب است با اینکه میدانند نمیشود ولی از روی بدبختی و مسکنت و از روی اینکه به ذلت افتاده(وَ تَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً) همه به زانو در آمدند میگویند خدایا من را برگردان جواب منفی است مطلقاً نمیشود برگردی.@ این را تا اینجا داشته باشید که مفهوم زمان یعنی چی، ما بعداً چه گرفتاری پیدا خواهیم کرد حالا میاییم در آموزش، لذا شما میبینید که وقتی که از اولین ماه سال که وارد میشوید ماه محرم الحرام میبینید که آداب دارد شب اول ماه، اعمال شب اول ماه محرم، بعد یکسری اعمال دارد.@ اعمال همه روزهای اول ماه، هر ماه قمری وقتی که شروع میشود یک اعمال دارد نماز سی سوره توحید را بخوانید و پنیر بخورید و صدقه بدهید و این دعا را بخوانید شما اگر سحرهای اول ماه بیایید حرم حضرت عبدالعظیم میبینید که حال و هوای حرم با حال و هوای همه ایام فرق میکند.@ زیرکها و کیسها و بازاریها و تاجرها کاسبها سروکلهشان در حرم پیدا میشود بعضیها را من سراغ دارم که پیاده میایند به یاد قدیم که جادهای نبود پیاده میامدند اگر میخواهید در میدان کیسها وارد بشوید آنها را ببینید اول ماه سحر حرم عبدالعظیم بیاید آنجا هستند زیرک هستند.@ حواسشان هست زمان را از دست نمیدهند اول ماه با همه وقتها خیلی فرق میکند ضریبش هم ضریب کمی نیست بعد میگوید اعمال شب اول محرم اعمال دارد آدمهایی که از ریاضیات آخرت خبر ندارند میگویند این مفاتیح کار آدمهای بیکار است.@ چه کسی نوشته این آقا یک کتاب نوشته یک آدم نفهمی مثل فلان دکتر آقای شریعتی این مسائل را نمیفهمیده و درک نمیکرده میاید مفاتیح را مسخره میکند که این مفاتیح چیست مال آدمهای بیکار است مثلاً دعای ساعت اول، دوم، بیست و سوم و بیست و چهارم روز، اعمال ماه رجب، همه زمانها یکی است.@ شب اول، روز اول، شب 13 ـ 14 ـ 15، ایام البیض، لیلۀ الرغائب، ولی اینطوری نیست خداوند تبارک و تعالی این نظام را اینطوری خلق کرده(إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ) ماه در نزد خدا دوازده ماه است خدا ماهها را تقسیم کرده در آنها قوای مختلف قرار داده در نظام طبیعت هم همینطور است.@ شما در نظام طبیعت بخواهید یک دانه مرده را زنده بکنید زمانی میکارید که به بهار بخورد بهار را باید بگذراند که زنده بشود هیچ آدم عاقلی نیست که زمستان دانه بکارد در نمیاید فایده ندارد اگر به زمستان بخورد بدتر میشود اما آدم هوشیار یک کاری میکند که بهار که شد شکوفا بشود.@ چون بهار قدرت زنده کردن و احیا دارد در قرآن کلمه احیا آمده زمستان میکُشد خاصیت کشندگی دارد اما بهار زنده میکند لذا پیامبر(ص) میفرماید(لله فی أیامِ دَهرِکُم نَفَحاۀٌ عَلَی فَتَعَرَضُوا لَها) خداوند در ایام دهر و روزگار شما نفحههایی قرار داده.@ یعنی بادهایی که حیات میدهد بهارهای مختلفی قرار داده رحمهای مختلفی قرار داده(عَلی فَتَعَرَضُوا لَها) خودتان را بیاندازید در مسیر آن نفحه و در آن مسیر زنده میشوید موجی میاید و شما را زنده میکند.@ مواظب باشید شما در محرم بروید عزاداری کنید با ایام دیگر خیلی فرق دارد خودتان هم این را میفهمید حال و رغبتی که شما دارید برای عزاداری و برای ارتباط با ولایت در محرم غیر از ماههای دیگر است آن موقع که شما میتوانید سوار سفینۀ النجاۀ بشوید و الحاق پیدا کنید.@ با سفینۀ النجاۀ با وجود مقدس سیدالشهداء(ع) محرم خیلی داغتر و آمادهتر هست تا ماههای دیگر، شما محرم طرف مداح تا شروع میکند میبینی که رفتی شما را میبرد ولی زمانهای دیگر اینطور نیست زمانهای دیگر رحمهای دیگر لازم هست.@ حالا غیر از رحمهای زمانی اینها را توضیح میدهم که یک شخص بتواند آنقدر قدرت داشته باشد که رحم محرم را مثلاً در رجب با خودش داشته باشد که تا گفتند(السلام علیک یا أباعبدالله) دلش برود آماده باشد برای بوسیدن حضرت، برای در آغوش گرفتن حضرت، قسی نباشد و این یک حقیقت است.@ در قرآن کریم هست که پسران یعقوب برادران یوسف(ع) به یعقوب(ع) میگویند پدر ما اشتباه کردیم در حق یوسف و شما ظلم کردیم(اسْتَغْفِرْ لَنا) استغفار کن از خدا بخواه که بگذرد، پدر نمیگوید که باشد من استغفار میکنم خدایا آنها را ببخش.@ این را نمیگوید گناهان برادران یوسف بزرگ است باید یک زمانی بتواند استغفار بکند که آن زمان قدرت استغفار این گناه را داشته باشد یعنی بتوان درمان کند رحم یکطوری هست یک شرائطی در رحم میشود انسان انگشت در بیاورد مغز و سلسله اعصاب بسازد دیگر خارج از رحم امکان ساختن مغز وجود ندارد.@ آن قدرت خاص در آن مقطع خاص در رحم هست لذا میگوید(سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ) تعمق در آیات یعنی اینکه ما ببینیم چرا یعقوب گفت من بعداً برای شما استغفار میکنم حضرت میگوید استغفار را نکرد گذاشت شب جمعه، در شب جمعه قدرت خیلی زیاد است.@ لذا شما میبینید که در مفاتیح اعمالی که در شب جمعه وارد شده یک آدم کاسب شب جمعه را به راحتی از دست نمیدهد. شب عملیات بود به یک بنده خدایی گفتیم بچه خوبی بود جبهه میامد عملیات هم وارد میشد یکی از عملیاتها به شب عید خورد به او گفتم عملیات داریم حاضر شوید میخواهیم برویم.@ گفت بیخیال عملیات چیست تا الان بودیم الان شب عید است من باید خودم را به تهران برسانم میدانی شبی چقدر کاسب هستم من الان شب عید بروم کار تجاری بکنم میدانی چقدر کاسب هستم جبهه و امام حسین و خدا و پیغمبر مال قبل از عید است میروم کاسبیام را بکنم بعد از عید در خدمتتان هستیم فعلاً بروم کاسبی کنم.@ تاجر اینطوری است شما به کسی که کاسب است بگو شما روز جمعه بازار جمعه را از دست بده، نه، زن و بچهاش میگویند، میگوید برو دلت خوش است، من که نمیایم جمعیت شلوغ روز جمعه را از دست بدهم شنبه مخلص شما هستیم.@ میخواهید دکتر بروید صبر کن تا شنبه درد بکش لطفاً نمیر من شما را شنبه دکتر میبرم میخواهیم مهمانی برویم به خاله بگو جمعه مهمانی بیمهمانی، ما جمعه مهمانی نمیاییم شنبه که روز خلوتی هست حاضریم مهمانی برویم.@ مسافرت میخواهیم برویم خُل نیستم که شب عید دست زن و بچه را بگیرم بلند شوید برویم بگردیم در مغازه را پایین بکشم چون این یک هفته دو هفته نزدیک عید برای من میتواند معادل طول سال درآمدزایی داشته باشد من که نمیایم آن موقع بیدقتی بکنم.@ لذا یک آدم هوشیار شب جمعه برایش مهم است اینطوری نیست که خاله گفت شب جمعه خانه ما بیایید شب جمعه با شب یکشنبه و شنبه یکی باشد، نه میداند که یک چلوکباب میخواهد در شنبه بخورد یک هزینه برایش دارد.@ ولی اگر همین چلوکباب را بخواهد برود شب جمعه بخورد درست است چلوکباب دلی از عزا در میاورد ولی این چلوکباب با مقیاس دو برابر ابدیت پایش گران حساب میشود 750 حساب نمیشود 850 حساب نمیشود گران حساب میشود تو میروی یک چلوکباب به رگ بزنی ولی خیلی چیزهای دیگر از رگ در میاید.@ خیلی چیزهای دیگر از آدم میرود، شب جمعه نه، یعنی اگر قرار است شب جمعه هم وقتی بگذارد هوشیارانه وقت میگذارد برای مهمترین کارها وقت میگذارد مثل شما، شما اینجا کاسبی آمدید از وقتی که از خانه حرکت میکنید ثواب یکسال عبادت برای هر قدمتان مینویسند.@ بعد توضیح میدهم که اینها چه نوع رحمهایی هست بعد میایید در مجلس مینشینید حضورتان در اینجا یک ثواب عظیم دارد اینکه سفره که همیشه پهن نیست شب جمعه پهن است به بقیه هم میگویید نه، شما الان به همه کس نه گفتید تا اینجا آمدید هزارتا نه گفتید تا یک بله بگویید.@ امام باقر(ع) میفرماید که از رسول خدا(ص) روایت شده که شب جمعه و روز جمعه 24 ساعت است و در هر ساعت حق تعالی 600 هزار کس را از جهنم آزاد میکند این همیشه حاصل نیست و از حضرت صادق(ع) وارد شده که هر کس بمیرد ما بین زوال روز پنجشنبه تا زوال روز جمعه خدا پناه دهد او را از فشار قبر.@ پذیرایی آنجا مهیاتر هست حواسمان باشد غیر از این ساعت نمیرید. انواع رحمها ما رحمهایی داریم که یک موقعی جای پنج رحم کار میکند جای همه رحمها کار میکند که رحمهای خیلی قوی هستند فعلاً داریم با رحمهای زمانی آشنا میشویم.@ و نیز از آن حضرت منقول است که جمعه را حقی و حرمتی عظیم است پس زنهار یعنی مبادا که ضایع نگردانی حرمت آن را و تقصیر نکن در چیزی از عبادت حق تعالی در آن روز و تقرب جو بسوی خدا به عملهای شایسته و ترک نما جمیع محرمات خدا را.@ زیرا که خدا ثواب طاعات را مضاعف میگرداند دو برابر و عقوبت گناهان را محو مینماید و درجات مؤمنان را در دنیا و عقبی بلند میگرداند و شبش در فضیلت مانند روزش است یعنی شب جمعه مثل روز جمعه است.@ اگر توانی که شب جمعه را زنده داری به نماز و دعا تا صبح بکن به درستی که خداوند عالم در شب جمعه ملائکه را برای مزید کرامت مؤمنان به آسمان اول میفرستد که حسنات ایشان را زیاده گرداند و گناهان ایشان را محو کند.@ حالا این بحث نزول ملائکه یک بحث خاصی است که ملک از نظر ساختار وجودی یعنی چه کسی، چطوری میاید ثواب ما را درجهاش را بالا میبرد چه نوع دستکاری در وجود ما میکند یک بحث مفصلی دارد الان فرصتش نیست که اصلاً ملک یعنی چی که میاید درجه را بالا میبرد میزان گناه را پایین میاورد.@ و حق تعالی واسع العطا و کریم است و نیز در حدیث معتبر از آن حضرت مروی است که گاه هست که مؤمن دعا میکند برای حاجتی و حق تعالی قضای حاجت او را تأخیر میکند تا اینکه در روز جمعه حاجت او را برآورد و برای فضیلت جمعه مضاعف گرداند.@ و فرمود که چون برادران یوسف که داستانش را گفتم که حضرت دعا را به شب جمعه انداخت و نیز از آن حضرت مروی است که چون شب جمعه میاید ماهیان دریا سر از آب بیرون میاورند و وحشیان صحرا گردن میکشند و حق تعالی را ندا میکنند که پروردگارا ما را عذاب نکن به گناه آدمیان.@ و از حضرت باقر(ع) منقول است که حق سبحانه و تعالی امر مینماید ملکی را که در هر شب جمعه از بالای عرش ندا میکند که از اول شب تا آخر شب از جانب رب اعلی که آیا بنده مؤمنی هست که پیش از طلوع صبح برای آخرت و دنیای خود مرا بخواند تا من دعای او را مستجاب کنم آیا بنده مؤمنی هست که پیش از طلوع صبح از گناهان خود توبه کند.@ پس من توبه او را قبول کنم آیا بنده مؤمنی هست که من روزی او را تنگ کرده باشم و از من سؤال کند که روزی او را زیاد گردانم پیش از طلوع صبح پس روزی او را گشاده گردانم آیا بنده مؤمن بیماری هست که از من سؤال کند پیش از طلوع صبح که او را شفا دهم تا او را عافیت کرامت کنم.@ آیا بنده مؤمن غمگین محبوسی هست که پیش از طلوع صبح از من سؤال کند که او را از زندان رها کنم و غمش را فرج دهم پس دعایش را مستجاب گردانم آیا بنده مؤمن مظلومی هست که از من سؤال کند پیش از صبح برای دفع ستم ظالم تا من از برای او انتقام بکشم و حقش را به او برگردانم پیوسته این ندا را میکند تا طلوع صبح.@ منقول است که حق تعالی جمعه را از همه روزها برگزیده و روزش را عید گردانیده و شبش را مثل روزش گردانیده و از جمعه، یعنی الان شب عید است ای کاش ما میفهمیدیم شب عید یعنی چی آنقدر گناه و حجاب داریم نمیفهمیم آنهایی که ظریف هستند شلوغی و هیاهو و چراغانی کردن برزخ را در شب جمعه خوب میفهمند که یعنی چی.@ رفت و آمدها و جشنها و ضیافتها و بساطهای عیش و نوش را خوب میشناسند ای خدا به حق خودت نصیب ما کن یکبار ما در این مجالس وارد بشویم و برگردیم اگر آدم آنجا برود و برگردد خیلی هوشیار میشود ما اینجا نشستیم داریم درس میخوانیم و مطالعه میکنیم ورای این حالتهای ما یک خبرهایی هست برو بیا و شلوغیهایی هست.@ شب جمعه خدا یک ضیافتی در بهشت درست میکند برای برزخیان، امام حسین یک سفره خاصی دارد حضرت زینب(س) فاطمه زهرا(س) یک سفره خاص دارند چه بساطی است چه رفت و آمدی است چه شلوغی هست چه مهمانیهایی دارد برقرار میشود ما هیچ خبری نداریم رد میشویم و میرویم.@ این زور دارد اینکه ما بمیریم و بعد بفهمیم که یکی از این شب جمعهها را ما درست استفاده کرده بودیم یعنی چی زور دارد حتی ما را بعداً به این مجالس ببرند و بعداً بفهمیم که در دنیا چقدر از اینها بوده در دنیا خیلی از این مجالس بوده و ما مفت از دستمان رفت.@ چه کارهایی میتوانستیم بکنیم خدا میگوید میزان عیاشی هر کس در آخرت بسته به میزان عیاشیاش در دنیاست عیش و نوش شما در آخرت هر چقدر میخواهید زیادتر بشود باید اینجا اهل عیش و نوش باشید میزان شادی شما در ابدیت بسته به میزان شادی شما در اینجاست.@ (تَنَعَمُوا بِعِبادَتی فِی الدُّنیا فَإنَّکُم تَتَنَعِمُونَ بِها فِی الآخِرَۀ) لذت ببرید تنعم داشته باشید با عبادت من در دنیا چون شما با همین در آخرت متنعم خواهید شد در دنیا وقتی ما از اینجا به آنجا منتقل میشویم وقتی میخواهند ما را ارزیابی کنند به میزان عیاشی و کیافی ما ارزیابی میکنند.@ امام حسین میگوید این چقدر به ما سر زده با ما حال کرده چقدر در خانه ما مقیم شده چقدر در خانه ما کار کرده برای ما، امیرالمؤمنین همین را میگوید این چقدر با ما رفت و آمد داشته آدم حیف نیست واقعاً اینها را رها کند برای رفت و آمد و رفاقت و دوستی.@ (حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) چقدر قشنگ است ما چه میفهمیم کسی که میرود شب جمعه بهشت زهرا سر این قبرها مینشیند حالی میکند با این زندهها یعنی چی، میگوییم وقتش را دارد تلف میکند خداوند میفرماید(الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ) با اینها آدم رفت و آمد بکند چون قرار است آنجا همه با همینها رفت و آمد بکنیم.@ بد است ما در دنیا با امام حسین غریبه باشیم بعد آنجا بخواهیم برویم در مهمانیهایشان شرکت بکنیم به صورت آشنا، نمیشود اینجا باید خودی باشید خوش به حالی کسی که(مِنّا) بشود اگر اینجا(مِنّا) بشود آنجا هم(مِنّا) هستی.@ آنقدر خوب است که آدم در غربت آشنا داشته باشد در غربت آنجا که میگویند این که نوکر در خانه خودمان است بیا داخل برو اصلاً طرف را معطل نمیکنند به خصوص که ائمه آنقدر کریم هستند دوست ندارند بدون نوکرشان کاری بکنند.@ یعنی مثل یک مادر، عاطفه ائمه که به اندازه پدر و مادر برای ما نیست بینهایت زیاد است یک مادر وقتی یکی از بچههایش کنارش نیست به او خوش نمیگذرد یک پدر میگوید کاشکی فلانی هم بود دوتا رفیق وقتی با هم میروند صفا کنند.@ وقتی یکی از آنها نیست میگوید فلانی نیست به من خوش نمیگذرد میشود امام حسین آنجا بگوید فلانی نیست او را بیاورید تا عیش ما تکمیل شود، میشود امام رضا بگوید فلانی من منتظر تو بودم معطل تو بودم که خودت را به ما برسانی وقتی ما به خدا و اهل بیت بگوییم:@

آنها هم متقابلاً به ما میگویند:

آنقدر آنها الان حیفشان میاید که ما در این مجالس و محافل نیستیم میگویند ای کاش فلانی و فلانی بود چقدر از ما فرار میکند چقدر قهر میکند چقدر خودش را محروم میکند اگر بدانید آنها چطوری برای ما آغوش باز کردند از حسرت دق میکنید آنها به ما چطوری نگاه میکنند و ما چطوری به آنها پشت کردیم و فرار میکنیم.@ فضیلت روز جمعه آن است که هر حاجت که در آن روز از خدا سؤال کنند برآورده میشود و اگر جماعتی مستحق عذاب شوند چون شب جمعه و روز جمعه را دریابند و دعا کنند خدا آن عذاب را از ایشان برمیگرداند و امور مقدره را حق تعالی در شب جمعه مبرم و محکم میگرداند.@ پس شب جمعه بهترین شبها و روزش بهترین روزهاست و از حضرت صادق(ع) روایت شده که بپرهیزید از گناه در شب جمعه که عقوبت گناهان در آن شب مضاعف است یعنی اینطور نیست که شب جمعهای که سفره پهن است مجلس درست کردند عربدهکشی و بیادبی در شبهای دیگر ممکن است یک گناه داشته باشد.@ اما وقتی که مجلس برپاست در مجلس نباید خرابکاری شود در مجلس همه باید مؤدب باشند شما در مهمانی دیدید که همه باید چیزهایی را رعایت کنند وقتی شب جمعه بساط عیش و نوش فراهم است اینجایی که همه را دعوت کردند بهشت رفت و گناه کرد شب جمعه دو برابر عذاب میبیند آنوقت قساوتش روی قلبش خیلی سختتر است و دیرتر هم از بین میرود.@ چنانچه ثواب حسنات مضاعف است و هر کس معصیت خدا را در شب جمعه ترک کند حق تعالی گناهان گذشته او را بیامرزد و هر کس در شب جمعه معصیتی را علانیه یعنی آشکارا بکند حق تعالی او را به گناهان جمیع عمرش عذاب کند ببینید چقدر خطرناک است.@ وقتی میگویم رحم در رحم یعنی این، وقتی شب جمعه یک نفر برود گناه آشکار بکند یک معصیت آشکار بکند در کوچه و خیابان، و عذاب آن گناه را بر او مضاعف میگرداند و به سند معتبر از امام رضا(ع) منقول است که حضرت رسول(ص) فرمود که روز جمعه سید و بزرگتر روزهاست.@ حق تعالی در آن روز ثواب حسنات را مضاعف میدهد و گناهان را محو مینماید و درجات را بلند میگرداند و دعوات را مستجاب میگرداند و شدتها و غمها را زایل میگرداند و حاجتهای بزرگ را برمیآورد و روز مزید است که خدا رحمتهای خود را نسبت به بندگان زیاد میگرداند و جماعت بسیار از آتش آزاد میسازد.@ پس هر کس بخواند خدا را در آن روز و بشناسد حق حرمت آن را حق است بر خدا و مولا که او را از آتش جهنم آزاد گرداند روی دو چیز خیلی سفارش کرده یکی اینکه بنده مؤمن از شب جمعه استفاده کند یکی هم اینکه حق را بشناسد یعنی روی معرفت خیلی تکیه کردند.@ پس اگر در روز جمعه یا شب آن بمیرد ثواب شهیدان دارد و در قیامت ایمن از عذاب الهی مبعوث میگردد و هر کس استخفاف به حرمت جمعه نماید و حق او را ضایع گردانند که نماز جمعه به جا نیاورد یا محرمات الهی را در آن به عمل آورد بر خدا لازم است که او را به آتش جهنم بسوزاند مگر آنکه توبه کند.@ و به سندهای بسیار معتبر از حضرت امام محمد باقر(ع) منقول است که آفتاب طالع نگردیده است در روزی که بهتر از روز جمعه باشد و چون مرغان در روز جمعه به یکدیگر میخورند سلام میکنند و میگویند امروز روز شایستهای است.@ و به سند معتبر از حضرت صادق(ع) منقول است که هر کس روز جمعه را در یابد باید که به کاری به غیر از عبادت مشغول نگردد زیرا که در آن روز خدا گناهان بندگان را میامرزد و رحمت خود را برایشان نازل میگرداند و فضائل شب و روز جمعه زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.@ بعد عبادت را گفتم مفهوم عبادت نه اینکه ما فقط روی سجاده بنشینیم، نه قسمتی از جمعه و شب جمعه سجادهای است و قبله و نماز و خلوت است ولی این کاری که الان شما دارید میکنید مثل اینکه یک مجلس علمی شرکت میکنید از هر عبادتی بدون استثناء روی تاج همه عبادتهاست.@ شبی که شما آمدید هیچ کاری به بزرگی این در شب جمعه وجود ندارد حالا بعد اثباتش را هم بیشتر خواهم کرد. در سیره امام امت داریم زمانی که انقلاب بود و در ایران کشت و کشتار بود فعالیت سیاسی میکردند در پاریس.@ یک روز جمعه خبرنگاران به حساب اینکه امروز هم یک روزی است بلند میشوند بروند مصاحبهای بکنند و میتوانند تیتری بزنند و روزنامهشان را پر کنند میروند خدمت امام، صبح جمعه میروند امام میگوید نه الان صبح جمعه است وقت مصاحبه نیست.@ کار انقلاب و مصاحبه همه تعطیل، الان وقت اعمال روز جمعه است فرمودند امام تا ساعت ده صبح فقط مشغول کارهای روز جمعه بود چون امام نمیتواند امام باشد و نمیتواند قوت برای رهبری داشته باشد مگر به میزان خلوتی که با خدا دارد.@ همه انرژی پیغمبر انرژی امام امت در رهبری امت اسلامی از خلوت با خداست نه مثل سیاسیون امروز ما که راست راست و واضح به مردم دروغ میگویند سیاسی که اهل نماز شب و نماز جمعه نباشد اعتکاف حالیش نباشد بگوید ضرورت مملکت ایجاب میکند که ما کار بیشتری بکنیم برای اسلام و انقلاب، این نمیتواند راست بگوید.@ بعد از یک مدت چرب و شیرین دنیا آن را هم زمین میزند پیغمبر هرگز اعتکافش را عقب نمیانداخت اگر جنگ بود جنگ میرفت سه روز اعتکاف هر ماهش را قضا میکرد حالا ما فقط رجب را سه روز اعتکاف داشتیم یکی هم در مورد نماز جمعه است.@ در مورد نماز جمعه پیامبر فرمود هر کس بعد از من تا قیامت نماز جمعه را عمداً شرکت نکند حضرت نفرین تندی کرده که خدایا در کارش گره بیانداز مشکلاتش را حل نکن این خیلی مهم است من چون در مورد نماز جمعه نمیگویم چون خودم مجروحیت دارم و معلولیت کمرم و مشکلات دیگری که دارم مانع از این میشود که من بتوانم بنشینم.@ تازه امسال من یک مقداری توانستم بعد از حدود پنج سال نماز جماعت شرکت کنم نمیتوانم برای همین چون خودم نمیکنم به مردم هم نمیگویم ولی شما عذر من را داشته باشید من بعضی روزها که بتوانم اگر بدنم اجازه بدهد و مشکلات دیگری برایم ایجاد نشود و بتوانم خودم را در صف نگه دارم نماز جمعه میروم.@ ولی شما عزیزانی که سالم هستند به هیچ وجه ترک نماز جمعه بدون عذر جایز نیست مورد نفرین پیغمبر قرار میگیرد و کسی هم ما را گول نزند که این حدیث مال زمان معصوم است، نه تا قیامت سر جای خودش هست نماز جمعه را امام و مقام معظم رهبری سفارش کردند کوتاهی نکنید هر کس را هم میتوانید ببرید پاتوقسازی بکنید.@ من ماشین دارم پنج نفر را میتوانم ببرم تنهایی نروید حتی اگر یک موتور هم دارید یک نفر را ترکت بنشان همدیگر را خبر کنید نماز جمعه باید حتماً شرکت کنید در روایت داریم کسی که از نماز جمعه میاید خودتان هم این احساس را کردید که وقتی نماز جمعه تمام میشود احساس نشاط دارید همه بدون استثناء اینطوری هستند.@ میفرماید بعد از نماز تمام گناهان شخص ریخته شده برای همین هم شما سبک هستید خیلی نشاط معنوی خاصی دارید اگر آنجا یکذره روضه بخوانند یک حال دیگری دارید همین بعد از سلام نماز انسان یک حال دیگر است.@ این مال این هست که فشار از روی نفست برداشته شده حجابها را برداشتند آتشها را خاموش کردند میتوانی نفس بکشی در فضای بعد از نماز جمعه، این را از دست ندهیم.@