أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث نحوه استفاده از عمر در این جلسه انشاء الله به پایان میرسد از جلسه بعد بحث بسیار بسیار مهمی را داریم در مورد مفهوم زمان در دنیا و آخرت، چون تا وقتی مفهوم زمان روشن نشود ما آن قدرت لازم را برای استفاده از عمرمان و به خصوص جوانیمان به دست نخواهیم آورد.@ باید بفهمیم که یعنی چی زمان در دنیا و آخرت چه مفهومی دارد تا کاملاً قدر و قیمت عمرمان را بشناسیم. چند روایت را باز طبق معمول عرض میکنم یکی از عزیزان فرمودند که شما چرا اینقدر روایت میخوانید.@ غیر از معصوم کسی حرفی برای گفتن ندارد ما هم حرفی نداریم برای شما بزنیم حقیقتاً اگر کسی فکر میکند که ما حرفی داریم هیچ حرفی نداریم برای کسی بزنیم حرف اول و آخر را معصومین(ع) زدند و خداوند حکیمتر و کریمتر از آن هست که حرفها را ناقص به انسانها برساند و دست انسانها را از معصوم کوتاه کند.@ فعلاً امام زمان در بین ما نیست ولی معصومین و قرآن همه حرفها را زدند بنابراین ما هر چه داریم هر کس حرفی دارد حرف آنهاست اگر حرف صحیحی باشد فرمودند(شَرِّقا أو غَرِّبا لَن تَجِدا عِلمَاً صَحیحَاً إلاّ مِن عِندِنا أهلُ البَیت) شرق عالم یا غرب عالم را بگردید هیچ علم صحیحی را پیدا نمیکنید.@ مگر اینکه از ناحیه ما اهل بیت این علم صحیح در عالم توسعه پیدا کرده بنابراین من هم الان دارم عرض میکنم که خودم هیچ حرفی برای گفتن ندارم جز حرف معصومین، چیز دیگری بلد نیستیم بگوییم و اگر بخواهم حرف غیر از آنها را بزنیم که وقتتان را تلف کردم و سرتان را کلاه گذاشتم.@ من خودم از کسانی هستم که شدیداً مخالف هستم که ما بخواهیم حرفهای اصلی و حقیقی را کنار بگذاریم دست مردم و جوانها را از حرفهای ناب و خالص که پشتوانه عصمت را دارند کوتاه بکنیم تا اینکه با شهوت بخواهیم حرفهای خودمان را بزنیم.@ دنبال مشتری باشیم بگوییم ما هم یک حرفی برای گفتن داریم ما هم فکری داریم اهل تفکر هستیم، اینطوری نیست ما همین حرفهایی هست که دست معصومین هست همه حرفها را زدند من فقط برایتان میخوانم و اگر لازم باشد برایتان توضیح میدهم.@ این روایت از امیرالمؤمنین(ع) جلد 2 صفحه 499 از غررالحکم است(إنَّ أنفاسَکَ أجزاءُ عُمرِک فَلا تُفنیها إلاّ فی طاعَۀٍ تُضلِفُک) میفرماید این نفسهای شما اجزاء عمرتان هستند همین نفسی که میکشید دم و بازدمها این ثانیههایی که میاید و میرود اینها اجزاء یک سرمایه گرانبها هستند که شما با این سرمایه ابدیت را میتوانید تحصیل بکنید.@ (فَلا تُفنیها إلاّ فی طاعَۀٍ تُضلِفُک) نفسها را فانی نکن مصرفشان نکن مگر در طاعت خدا، طاعتی که تو را نزدیک کند ما طاعت زیادی داریم که ما را به جای اینکه نزدیک بکند دور میکند صورت مقدس و عبادت و نماز و روزه و حج و جهاد اینها ذاتاً مقرب نیستند که ما را نزدیک بکنند.@ ذاتاً مقرب هستند به شرط اینکه ما بتوانیم آنها را جذب بکنیم یعنی آنها در جایگاه خودشان بنشینند مثال زدم اثر طبیعی آب این هست که سیراب میکند سیال است مایع است این اثر ذاتیاش است اثر ذاتی نماز این هست که(تنهی عن الفحشاء و المنکر).@ اثر ذاتی نماز این هست که قربان(الصلاۀٌ قربانٌ) اما(قربانُ کُلِّ تَقی) شرط دارد قرآن هدایت است اما(هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) برای باتقواها، بنابراین باید در جایگاه خودش عبادت بشوی اگر نماز ما با وجود اینکه نماز میخوانیم از فحشا و منکرات دور نمیشویم.@ معلوم است نماز ما در جایگاه خودش نمینشیند و الا اثر ذاتی نماز این هست که انسان را متنفر میکند از فحشا و منکرات، اثر نماز این هست که انسان احساس قرب به خداوند تبارک و تعالی میکند و نزدیک میشود.@ اگر ما 20 سال نماز خواندیم و نزدیکی احساس نکردیم انس و علاقهای بین ما و خداوند تبارک و تعالی ایجاد نشد دلتنگی بین ما و خدا ایجاد نشد معلوم است که آفتی در درون ما هست که نمیگذارد نماز اثر طبیعی و ذاتی خودش را نشان بدهد مشکل در درون ما هست.@ البته مواظب باشید شیطان هم از این حرفهای من به ضرر شما استفاده نکند که بگویید حالا که اینطوری هست ما نماز نخوانیم بهتر است، نه ترک نماز که حرام هست و انسان را به کفر میکشاند نماز باید سر جای خودش باشد ولو آن صورت، اما آن اثر را که بخواهیم به صورت کامل بگیریم.@ اثر قربان یعنی نزدیک کردن ما به خداوند و اثر نهی از فحشا و منکرات به صورت کامل اگر بخواهد دریافت بشود شرطش این هست که نماز روی فطرت بیاید نه روی طبیعت، لذا حضرت قید میاورد میفرماید نفسهای خودتان را فانی نکنید مگر در طاعتی که شما را نزدیک میکند ما طاعتهایی داریم که انسان را دور میکند و خطرناک است.@ ما دنبال طاعتهایی باید باشیم که ما را دائماً نزدیک کند و سلامتی بیشتری به ما بدهد و بیماریها را از وجود ما دور کند این شناساییاش کار مهمی هست که چطوری ما عبادت بکنیم که نزدیک بشویم و دور نشویم پس مصرف عمر باید در طاعتی که نزدیککننده است طاعتی که ما را به هدف نزدیک کند.@ نزدیککننده یعنی شبیهکننده به خداوند تبارک و تعالی، چون تا شباهت وجود نداشته باشد جذب و قربی هم ایجاد نمیشود قبلاً در قواعد توضیح دادیم که قاعده قرب سنخیت است هر مقدار که سنخیت بیشتر باشد قرب و نزدیکی هم بیشتر است.@ شما با کسانی بیشتر رفیق هستید که شبیه شما هستند هر چقدر شبیه شما باشند از نظر عواطف، احساسات، تفکرات و عقائد بیشتر همدیگر را جذب میکند و بیشتر دوست دارید با هم باشید بنابراین طاعت باید اثر داشته باشد مثلاً اگر خداوند رحمن و رحیم هست باید در ما رحمت و رأفت زیاد بشود.@ اگر میبینیم ما در خانه غلیظ هستیم بداخلاق هستیم جوش میاوریم داد میزنیم مال این هست که آن رأفت و رحمت را نداریم اگر در میان روابط دوستان خشن هستیم نمیتوانیم با هم حال بکنیم کنار بیاییم صفا بکنیم رفاقت داشته باشیم زود بین ما درگیری ایجاد میشود.@ معلوم است هنوز آن چیزهایی که باید در ما ایجاد بشود نشده. (إنَّ المَغبُونَ مَن غَبَنَ عُمرَهُ وَ إنَّ المَغبُوطَ مَن أنفَذَ عُمرَهُ فی طاعَۀِ رَبِّه) مغبون یعنی باخته، باخته و ورشکسته کسی است که عمرش را ببازد اصلیترین سرمایهاش را، این تلف شده باشد.@ و الا بعضیها هستند در مسائل مالی ورشکسته میشوند این ورشکستگی اول پیروزیشان هست، سرشان به سنگ خوردن، ورشکستگی، شکستهای زندگی خیلی وقتها انسانها را نجات میدهد.@ (رُبَّ مَرحُومٍ مِن بَلائِهِ هُوَ دَوائُه) امیرالمؤمنین(ع) میفرماید چه افرادی هستند که ما دلمان برایشان میسوزد به خاطر مصیبتی که به آنها وارد شده و بگوییم این بنده خدا ورشکسته شده زندان افتاده این بنده خدا سرطان گرفته این بنده خدا مریض شده.@ حضرت میفرماید همان که تو دلت برایش میسوزد همان آن دوای آن است درمان این همان است این اگر مشکلات برایش پیش نمیامد و آن سرعتی که گرفته بود به سمت طبیعتگرایی، دور برداشته بود داشت میرفت کارهایش دائماً رونق میگرفت.@ خیلی از خدا دور میشد بدمستی میکرد یعنی مستی جوانی، مستی علم، یکجا خدا زهرمار آدم میکند علم را کوفت آدم میکند ثروت را کوفت آدم میکند داری میروی که پول جمع کنی یک شبه ثروتمند بشوی یکدفعه میبینی که سر از زندان در آوردی هیچ کس تحویلت نمیگیرد کم میاوری و مچاله میشوی.@ آنجاست که تکانی میخوری و بیدار میشوی قرآن میفرماید ما حداقل در سال یکبار دو بار امتها را در فشار میگذاریم به بلا دچار میکنیم شاید متذکر شوند و برگردند.@ شاید هوشیار بشوند که باید چکار کنند و در مورد مؤمن میفرماید مؤمن خیلی پیش خدا عزیز است و خداوند حداقل هر 40 روز یکبار یکطوری یک بلایی سرش میاورد یک دردسری برایش ایجاد میکند تا متوجه باشد این خیلی مهم است بنابراین شکستها خیلی وقتها اول پیروزیها هست.@ اول اینکه انسان اصلاح بشود و الا خیلی از بدمستیها هست که انسان را میبرد موفقیتهای زیاد انسان را از خدا دور میکند موفقیتهای علمی انسان میرود درجات علمی بالا طی میکند شهرت پیدا میکند امتیازات عالی میگیرد و مست میشود و از خدا دور میشود.@ نمیتواند نماز درست بخواند با خدا نمیتواند خلوت بکند آنقدر سر خودش را شلوغ کرده با شهوتهای علمی و کارهای علمی و خدا نکند که به آن رنگ مقدس بدهد آنوقت دیگر خیلی بد میشود دچار خودفراموشی میشود خودش را یادش میرود.@ علمباز و شاگردباز میشود خطرناک است مقاله بنویسم دکترا بگیرم برای فلان کس جواب بنویسم فلان مؤسسه تدریس کنم فلان جا مصاحبه کنم فلان جا طرح را بدهم فلان کتاب را بنویسم یا در مسائل اقتصادی رشد میکند بعد این موفقیت رشد مستش میکند و از خدا دورش میکند.@ یا در وضعیت زندگی و روابط زندگیاش خیلی سرمست میشود با خانواده مشغول میشود این از خدا دورش میکند یا در مسائل دیگر، شهوتهای دیگر، موفقیتها و لذتهای دیگر از خدا دور میشود باخت کسی هست که عمر را ببازد نه اینکه کسی شکست بخورد.@ خیلی از این شکستها هست که اول پیروزی است نمیشود بگوییم باخت، باخت حقیقی روی سرمایه است یعنی سرمایه مابهازای ابدی نداشته باشد دوران جنینی طی شده باشد اما برای تولد آمادگی ایجاد نشده باشد دست و چشم و پا و دستگاه تنفس تهیه نشده باشد.@ به هر حال وقتی سوت پایان را زدند و ما به برزخ رفتیم برزخ یعنی عالمی که کمالات و زیباییها و نعمتهایش میلیاردها میلیارد برابر دنیاست اصلاً نمیتوانی بفهمی که چه هست الان ما نمیتوانیم بفهمیم اگر یک جنین فهمید که دنیا چه هست ما هم میفهمیم برزخ یعنی چی.@ میخواهید وارد شوید در یک فضای آنطوری اگر آماده بهرهبرداری نباشید نمیتوانید آنوقت برایت زجرآور میشود مثل کسی هست که تولد پیدا کرده نور به این قشنگی اینجا هست رنگهای زیبا هست اما این نمیتواند از اینها بهرهبرداری بکند و رنج میبرد کوری او را رنج میدهد صدا و فرکانس و حرفهای قشنگ هست اما این نمیتواند بشنود کمالات است.@ باختن یعنی این، یعنی وقتی تو را در بهشت وارد میکنند دیر یا زود نتوانی از بهشت لذت ببری وقتی نتوانی لذت ببری جهنم و زجر میشود این باختن هست مغبون یک همچین آدمی است خاسر یک همچین کسی است.@ قرآن میفرماید(إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ) خاسر زیانکار کسی است که جانش را به زیان داده از ناحیه نفسش به زیان افتاده خودشان را باختند خود حقیقیشان را باختند و هیچی هم به دست نیاوردند اگر میخواهی زرنگی بکنی و سالم متولد بشوی خود حقیقیات را سفت داشته باش نگذار ببازی و از دستت برود.@ (و إنَّ المَغبُوط) مغبوط یعنی کسی که به او غبطه میخورند و میگویند خوش به حالش کاشکی ما جای او بودیم کاشکی ما هم مثل او بودیم(إنَّ المَغبُوطَ مَن أنفَذَ عُمرَهُ فی طاعَۀِ رَبِّه) کسی است که جاری کند عمرش را در طاعت رب خودش.@ طاعت رب یعنی کم کردن ظرفیت طبیعت به نفع فطرت برای ایجاد شباهت به خداوند تبارک و تعالی، یعنی ما دائماً طبیعت را کنترل بکنیم زیادهخواهیهای طبیعت را برای اینکه این شباهت بین ما و خداوند تبارک و تعالی ایجاد بشود.@ همه میگویند خوش به حال همچین کسی یک لحظه فکر کن وارد برزخ شدی آنهایی که سالم متولد شدند را نگاه بکنی بعد خودت هم گیر باشی آنوقت چقدر میگویی خوش به حالش، یک آدمی که زندان هست یک آدمی که مریض هست در بیمارستان افتاده پایش را قطع کردند.@ چشمش را در آوردند یک دستش را قطع کردند یا میگویند این تا آخر عمر باید همینجا بخوابد نمیتواند تکان بخورد به بیرون که نگاه میکند از پنجره انسانهایی که آزاد هستند میروند و میایند میگوید خوش به حال اینها ای کاش من آزاد بودم و اینجا گرفتار نبودم خوش به حال اینها که سالم هستند.@ (کَفی بِالرَّجُلِ غَفلَۀً أن یُضَیِّعَ عُمرَهُ فی ما لا یُنجیه) روایت قبلی جلد 2 صفحه 525 بود این روایت که خواندم جلد 4 صفحه 585 است میفرماید برای غافل بودن انسان همین بس که عمرش را تلف میکند در چیزهایی که به هیچ وجه نجاتش نمیدهد این کار به دردش نمیخورد این یعنی غفلت.@ وقت گذاشتن در چیزی که نجاتش نمیدهد یعنی بود و نبودش یکی هست الان ما چقدر وقت گذاشتیم روی کارهایی که اگر نبود هم به ما هیچ ضرری نمیزد اگر تلفش نمیکردیم هیچ مشکلی پیش نمیامد هیچ کمبود و کاستی در ما ایجاد نمیشد.@ هنوز از این حرفها هم زیاد است شهوتهای هنری مختلف شهوتهای ورزشی مختلف که نبودش هیچ ضرری به انسان نمیزند میفرماید برای غافل بودن شخص همین بس که عمرش را در چیزی میگذراند و ضایع میکند که نجاتش نمیدهد.@ روایت بعدی جلد 5 صفحه 315 (مَن أفنی عُمرَهُ فی غَیرِ ما یُنجیه فَقَد أضاءَ مَطلَبَه) کسی که فانی کند عمرش را در چیزهایی که نجاتش نمیدهد در چیزهایی که دادرسش نیست سرمایه نیست برای حیات ابدیاش، مثل جنینی که عمرش را تلف کرده در چیزی که به حیات زیستی و شرائط زیستی دنیا به دردش نمیخورد.@ مثلاً با خودش شاخ و دُم آورده یک پای اضافه یا یک غده روی شکمش یک غده روی کمرش یک صورت اضافه هیچ کدام به دردش نمیخورد غذا را گرفته انرژی را گرفته از رحم ولی تبدیل کرده به چیزهایی که به هیچ وجه در شرائط زیستی دنیا به دردش نمیخورد.@ میفرماید(فَقَد أضاءَ مَطلَبَه) این مطلوب خودش را آنچه که میخواهد و دوست دارد را ضایع کرده ما خوشبختی و سعادت را میخواهیم میگوید به آن نمیرسد کسی که ضایع بکند عمرش را در چیزهایی که به دردش نمیخورد وقت بگذارد در کارهایی که سودی برایش ندارد.@ زیادهطلبیها و حرصها و لهو و لعبها بعداً خیلی گران پای ما تمام میشود ما فکر میکنیم که حالا مثلاً گذشت ولی پایمان حساب میکنند یک مقطع در نمودار خطی عرض کردم یک مقطعی برای ما قرار دادند به نام قیامت غیر از برزخ طولانی که پنجاه هزار سال است.@ این پنجاه هزار سال با حوصله ثانیه به ثانیه را حسابرسی میکنند ساعت به ساعت 24 ساعت هر روز ما میگویند این ساعت را چکار کردی آن ساعت را چکار کردی انسان یک دور کامل عمرش را مرور میکند خیلی سخت و دردآور است که انسان برسد به ساعتهایی که بفهمد تلف کرده.@ حالا وای به ساعتهایی که بفهمد در آن گناه کرده آن که دیگر خیلی بد است و این هم خیلی دردآور است که انسان برسد به جایی که همینطوری با غصه و حسرت به این وقتی که تلف کرده و عمری که ضایع کرده نگاه بکند(فَقَد أضاءَ مَطلَبَه) مطلوب خودش را ضایع کرده.@ بنابراین بهشت همانطور که حضرت فرمود با تمنا به دست نمیاید بهشت با تلاش است نمیشود یک جنینی در رحم مادر وقت را تلف بکند بعد موقع تولد بخواهد چشمدار و دستدار و پادار بشود، نمیشود.@ باید دست و پا و چشم و دستگاه تنفس و سلسله اعصاب همه را جداً تهیه بکند آنجا یک شرائط زیستی حقیقی است واقعاً احتیاج به دستگاههای خاصی دارد باید تهیه بشود اینکه پیامبر میفرماید در روز قیامت امت من به صورت ده حیوان محشور میشوند بعضیها به صورت سگ، خوک، میمون.@ یعنی نتوانسته تولد سالم بکند شکل انسانی را تهیه نکرده بعضی از این جنینها را دیدید که شباهت کمی به انسان داشتند یعنی این وقتی متولد میشود یک کارهایی نکرده که حداقل به سلامت متولد بشود.@ یعنی ریخت نمیتواند ریخت انسانی باشد با شکل آدم متولد نمیشود یا نعوذبالله سگ، خوک، یا میمون هست چون ما با دو چیز به آخرت وارد میشویم یکی بدن برزخی وقتی میخواهیم از اینجا بمیریم.@ همین بدنی که شبها با آن میخوابید و اینطرف و آنطرف میروید همین بدنی هست که قرار است در برزخ با آن باشید غیر از بدن مادی هست این بدن باید شکل آدم باشد گاهی وقتها آدم خودش را در خواب میبیند که شکلهای عجیب و غریب پیدا کرده میفهمد که کار خراب است به صورت آدم نمیتواند خودش را ببیند.@ یا بعضی دیگر را نمیتواند به صورت آدم ببیند این بدن اگر بخواهد شکل انسان پیدا بکند باید اعمال انسانی داشته باشد یکی هم خود روح است این هم اگر بخواهد شکل موفق داشته باشد و سالم متولد بشود باید عقائد سالم و اخلاقیات سالم داشته باشد.@ بنابراین ما در حرکت به سمت آخرت به سه چیز نیاز داریم عمل صالح که بدلساز است علم یا معرفت که همان عقائد و اخلاقیات را میسازد این سه چیز جسم و روح ما را میسازد اینها باید سالم و خوب باشند اینها باید استاندارد باشند با شرائط زیستی بهشت، به آنجا بخورند آنجا قابل قبول باشند و پذیرفته باشند.@ سر به هوا زندگی کردن هر طوری دلت بخواهد رفتار بکنی هر چیزی را بخوری هر چیزی را بشنوی هر چیزی را ببینی هر حرفی را بزنی هر چیزی را بپوشی بعد هم انتظار داشته باشی سالم متولد بشوی یک غفلت و شهوت و یک خودفریبی بزرگ بیشتر نیست.@ جلد 1 صفحه 49 (الفُوتُ غُصَصٌ) از دست دادن غصههاست خیلی غصه دارد یکی از زجرهای بزرگ آخرت و تولد بعد از مرگ برای خیلیها غصه است خدا رحمت کند یکی از این شهدا را به خواب من آمده بود میفرمودند که به بچهها بگو کوتاهی نکنند در مطالعات دینیشان.@ من 13 جلسه علمی بوده که 12 جلسه را رفتم یک جلسه را کوتاهی کردم و نرفتم الان اینجا ناراحت هستم بهشتی هست شهید هم شده ولی باز دارد غصه آن یک ساعت را میخورد چون یک ساعت آخرت با یک ساعت دنیا فرق دارد یک ساعت کار علمی جلسه علمی در دنیا خیلی در آخرت کار میکند.@ ما الان در معامله صد هزار تومان از دست بدهیم شب تا صبح خوابمان نمیرود اینکه بفهمیم سرمان کلاه رفته از طرف چک گرفتیم نوشته دستمان داده برای فردا صبح تاریخ زده تا صبح غلت میخوریم که آیا این چک پاس میشود، نمیشود، این پول را میگیریم یا نه، فردا بانک برویم بگوید نداریم، اعصابمان به هم میریزد و داغون میشویم.@ یک خانه قرار است بگیریم پنج ماه بعد شش ماه بعد سه ماه بعد یکذره تأخیر میافتد به ما نمیدهند بدقولی میکنند میبینی تا صبح خواب نداریم یک هفته خواب نداریم یک ماه خواب نداریم اعصابمان حسابی به هم میریزد میافتیم به راز و نیاز و کارهای دیگر که خدایا این مشکل را حل کن دارم دیوانه میشوم خانه را به ما تحویل نمیدهند.@ آنوقت آدم با ابدیت بازی بکند خیلی خطرناک است خیلی غصه میاورد چون آنطرف میبیند و میفهمد که دیگران چه دارند و او ندارد شوخی نیست کمالات ابدیت کمالات برزخ که مثل کره زمین نیست تمامش را که شما نگاه کنید مزه و رنگ خاک میدهد.@ شما اگر یک کمی تمرین کنید وقتی بخواهید با در و دیوار این طبیعت ارتباط داشته باشید میبینید که همه خاک است این فرش به این رنگی که دارد خودش را به رخ ما میکشد این لباس، این عقیق، سنگ، خاک، همه معدن است آدم یک موقعی نگاه میکند میبیند فقط با خاک سروکار دارد هیچی نیست.@ غذایی که جلویت میگذارند همه خاک است ساختمان را نگاه میکنی خاک است آدمها را نگاه میکنی همینطور، اصلاً ما به غیر از خاک با چیزی سروکار نداریم بوی خاک شامه انسان را پر میکند جنس این عالم است تازه زمین شریفترین جای این افلاک است.@ یعنی کل این افلاک را بگردید قشنگتر از زمین پیدا نمیکنید که خدا این همه در آن ناز و نعمت آفریده وقتی نگاه میکنی و دقت میکنی میبینی که همه خاک و زمین است شکل ماه و سیارات دیگر را نگاه کنید همه جنسش خاک و یخ و سنگ است.@ حالا شما یک آپارتمان میسازی سنگ گرانقیمت به آن میزنی تیرآهن میزنی داخلش را تزئین میکنی یک کمی به باطنش دقت کن تمرکز بگیر میبینی که جز با خاک با هیچ چیز دیگر سروکار نداری یک مشت معدنیات، دلمان را با جمادات چطوری خوش میکنیم.@ ساختمان یک طبقه دو طبقه شد دو طبقه دوتا شد دوتا سه تا ماشین داریم همین است هر چه که به دست میاوریم محصولش این میشود ولی وقتی شما به برزخ میروید بهشت را نگاه میکنی که چه چیزی را داری از دست میدهی.@ تازه این حداقلش است بهشت پاداش بدن انسان است نه عزتها و کرامتها و شرافتها و میهمانیها و عشقورزیها و معارف و علوم را که انسان میفهمد از دستش رفته خیلی غصه میخورد هر وقت قبرستان میروید یادت باشد که داری وارد جایی میشوی که از همان اولین قبر قبرستان تا آخرین قبرشان همه دارند با حسرت به تو نگاه میکنند.@ بعضیها میگویند کاش ما جای این بودیم بعضیها میگویند این خیلی آدم احمقی است که دارد وقتش را تلف میکند داریم که اینها داد و فریاد میزنند بدمستی نکن نمیفهمی تو داری چکار میکنی ما اینجا گرفتار هستیم شما برای خودتان دارید وقت تلف میکنید چهار روز دیگر به ما ملحق میشوید، بجنب.@ آنها به ما داد میزنند با چه حرصی، رفتند آنجا گیر کردند فهمیدند که چه شده خوب و بدشان این را میگویند یک مقدار در قبرستان که میرویم گوشمان را باز کنیم حرف بشنویم بگذاریم یکذره آنها با ما حرف بزنند.@ دعایت را بخوان(السلام علی أهل لا إله إلا الله من أهل لا إله إلا الله یا أهل لا إله إلا الله بحق لا إله إلا الله) حمد و قرآن و زیارت عاشورایت را بخوان بعد یک مقدار بنشین فکر کن و تمرکز کن یواش یواش میبینی که چه به شما میگویند دانه دانه با شما حرف میزنند خیلی حرف دارند با آدم بزنند.@ قبرستان مرکز جذب قدرت است انسان قدرت میگیرد وقتی قبرستان میرود میفهمد که چه سرمایههایی دارد قدر خودش را میداند او را نشاط میگیرد میرود دنبال کار کردن ما افسردگی و گرفتاری و خوردی اعصاب و پژمردگیهایمان همهاش موضوعش دنیا است.@ موضوعش ابدیت و خود حقیقی و برد و باخت آخرتی و ابدی نیست و چون طبیعتگرایی در ما نفوذ زیادی دارد غلبه بیشتری دارد ما وقتی غصهدار مسائل دنیایی و طبیعی هستیم دیگر حال مسائل آخرتی را هم نداریم این حرفها را که اینجا میشنوید میگویید این دلش خوش است چه چیزی برای ما میگوید.@ من الان هزار و یکجور گرفتاری دارم این نفسش از جای گرم بلند میشود که این حرفها را میزند که این گرفتاری را گرفتاری میدانیم ولی باختن آخرت را گرفتاری نمیدانیم غصههای آخرت را هنوز درک نکردیم یعنی چی، فریاد مردهها را نشنیدیم ضجه آنها را ما نشنیدیم که چطوری به ما میگویند دیوانه حواست باشد.@ دست بردار از این بدمستیها، هر چه میخواهد بشود بشود تو داری عمر تلف میکنی که یک چیزی را به دست بیاوری و فلان مشکلت حل بشود نمیدانی که معادل ابدی چه چیزی را داری از دست میدهی.@ میدانی حالت ما مثل این است که داریم رد میشویم پنج تومان ما میافتد در لجن یا نجاست، در لجن میپریم و آنجا میگردیم در نجاست پنج تومانی را پیدا کنیم دلمان هم خوش است پنج تومان به دست آوردیم میگوییم بالأخره به دست آوردیم.@ ولی نمیفهمیم که چه چیزی را داریم از دست میدهیم چقدر وقت تلف شد لباسمان نجس شد باید برویم بشوییم دیگر این لباس لباس بشو نیست 15 تومان باید پول آب بدهیم که خودمان را پاک بکنیم که پنج تومان به دست آوردیم مرحوم الهی قمشهای وقتی به او میگویند مالت را دزد برد میگوید بیخیال حلالش من قیامت حال و حوصله این حرفها را ندارم.@ آدم خُلی که نیست خیلی زیرک و رند است ما نه وقتی یک نفر یک حرفی به ما میزند آنقدر در لک میرویم و خودمان را از خیلی چیزها محروم میکنیم اصلاً فکر نمیکنیم که تو میخواهی در لک بروی و به تو بربخورد این برخوردن هزینه دارد نباید به تو بربخورد ما وقت ناراحت شدن نداریم.@ ما وقت نگرانی نداریم که بایستیم نگران بشویم وقت غصه خوردن نداریم الان وقت شادی است وقت غم و غصه نیست وقت نشاط و حرکت و شور است وقت آماده شدن برای جشن تولدمان است میخواهند آنطرف برای ما جشن تولد بگیرند.@ الان که وقت غصه خوردن نیست ما خودمان را گرفتار کردیم این را ندارم آن را ندارم این را باید به دست بیاورم چرا این اینطوری است چرا این به من این حرف را زد چرا به من اینطوری گفت چرا به من اینطوری کرد، بخواهی وقت را روی این حرفها بگذاری که خیلی سرمایه از دست دادی ما در اخلاقمان مشکلمان این است که حواسمان به ابدیت نیست.@ ما در اخلاقمان رفتارهای افراد را با خودمان مبنا قرار میدهیم بعد جهنمها شروع میشود ول کن او خوب کرد بد کرد بیرون بیا وقت نیست الان بیایستی جوابش را بدهی کینه کنی بغض کنی قیچی بزنی اعصابت را خورد بکنی خدای نکرده بداخلاقی بکنی فحاشی بکنی.@ اصلاً وقت این حرفها نیست این جز اینکه ما را آلوده به لجن میکند هیچ کار دیگری نمیکند فرصت این حرفها نیست شما اگر سیره ائمه را نگاه کنید برای همین است مثلاً حضرت امیر(ع) با یک شخصیت منفوری مثل این اصحاب پیغمبر دارد زندگی میکند.@ ولی ببینید چقدر آرام با اینها زندگی میکند با کسی که زنش را جلوی چشمش کشته، شوخی نیست، ولی میبینی که حضرت علی(ع) با عمر شوخی میکند بگو و بخند دارد چون میداند که اگر قرار باشد حسابرسی باشد حسابرسی خدا خیلی دقیقتر است راحت میتواند سکوت بکند.@ با عایشه خیلی با حوصله و سعهصدر، با کسان دیگر همینطور، تو میخواهی با این چکار بکنی آنطرف میکنند غیبت کرده اعصابت را خورد کرده به نفع تو کار کرده وقت نیست بیایستیم جوابهای همدیگر را بدهیم و رفتارهای همدیگر را پاسخ بدهیم و غصه نداشتن را بخوریم اینطوری در طبیعتگرایی بدویم برای ما وقتی نمانده.@ زنم اینطوری گفت من باید آنطوری جواب بدهم بچهام اینطوری گفته کینه بکنم که چرا دخترم یا پسرم اینطوری رفتار کرد پدرم اینطوری گفت مادرم اینطوری گفت، با مادرم نمیتوانم کنار بیایم با من اینطوری رفتار کرده من را در دردسر انداخته.@ بله ما خیلی وقتها از دیگران ضربه میخوریم حتی خیانت میبینیم، ولی میخواهی چکار بکنی عمری که میشود با آن ابدیت را به دست بیاوریم بیایستیم جواب خیانت این را بدهیم این گرفتار کار خودش خواهد شد حضرت میفرماید وقتی که میخواهی به کسی که به تو بدی کرده نگاه بکنی ببین که جزایش همان بدبختی و نکبتی هست که در آن دچار شده.@ چون(كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) یک غیبت از تو کرده این آنقدر دورش مار و اژدها پیچیده، تمام شد ولش کن آن مار و اژدها انتقام تو را میگیرند، من باید جوابش را بدهم دیگر خودت هم تلف شدی و خودت هم آلوده میشوی چون ما که عدالت نداریم.@ یک حرف به ما میزند ما پنج حرف میزنیم خودمان ظالم میشویم و از عدالت ساقط میشویم باخت است الان وقت جر و بحث نیست الان ما در غاری هستیم تعبیر غار در یکی از داستانها آمده که سنگهای قیمتی زیادی هست که وقت هم نداریم.@ هر آن الان غار روی سرمان میریزد و ممکن است ما را دفن کند بایستیم با هم دعوا کنیم و حرف بزنیم اصلاً کاری نداشته باشید فقط جمع کنید و بیرون بروید وقتی نمانده الان چند لحظه دیگر پایین میریزد اینجا دفن میشوی خودت را به روشنایی برسان هر چقدر میتوانی جمع کن و برو.@ لذا میبینید که امیرالمؤمنین(ع) با کسانی که با او بد میکنند و خیانت میکنند آنقدر با آرامش برخورد میکند اهل بیت آنقدر با آرامش برخورد میکنند نه به فحاشی و نه به خشونتهای آنطوری کشش پیدا کردند.@ گاهی وقتها تعجب میکنیم میخوانیم حضرت با ابوسفیان نشستند در مجلس گرم دور همدیگر بگو و بخند با اینها شوخی میکند حضرت امیر میرود مشاوره میدهد وزیر است به قول خودش برای ابوبکر وزیر میشود وزیر میشود برای دشمن خودش، برای عمر، وزیر میشود با چه سعهصدری برای عثمان، خیلی آرام ولی حرصش ابدیتش است.@ ما چون باور نداریم این حرفها برایمان قصه و شعر است در عمل هم موفق نیستیم چون باور نکردیم که داریم چه سرمایههایی را از دست میدهیم و چه غصههایی سر راهمان هست برای همین با یک مسأله کوچک در زندگی کارمان به جدایی و طلاق میکشد.@ در حالی که اگر حواست بود نمیگذاشتی کار به اینجا بکشد کارمان به دادگاه و مشاوره و چیزهای دیگر میکشد چون دلمشغولی آخرتی نداریم دلخوشی نداریم انگار که حواسمان نیست خودمان میخواهیم تولد بکنیم حواسمان نیست که تولد خودمان است.@ حواسمان نیست که این ابدیت مال ماست احساس ملکیت نسبت به آنطرف نمیکنیم راحت آن را میسوزانیم راحت ضایع و تباه میکنیم اگر انسان احساس ملکیت بکند برایش دغدغه پیدا میکند ما دغدغهای نداریم چون باور نکردیم آنطرفی هستیم.@ باور نکردیم که یک روز تولد پیدا میکنیم باور نکردیم که یک روز یک چیزی از ما میخواهند که باید همینجا با خودمان میبردیم تا وقتی این را باور نکردیم بدانیم که خواب هستیم یقظه که اولین قدم در راه انسانیت هست یعنی بیداری یعنی درست حقایق را آنطوری که هستند ببینی خودت را آنطوری که به تو معرفی کردند ببینی.@ همانطوری هم خودت را دوست داشته باشی دنیا و آخرت را ببینی اینکه حضرت میفرماید خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید یعنی همین، چون انسان وقتی جهل به آخرت داشت برای آخرت هم کاری نمیکند.@ آخرت مجهول من است اصلاً نگاهش نمیکنم همه برنامهریزیها و ارتباطات و آرزوها و اهداف و وقتگذاریها مال تولد تا مرگ است به آن سمت و به آن طرف اصلاً فکر نمیکنند و در همه نظامهای ما هم اثر میگذارد در هنر ما تأثیر میگذارد اینقدر مبتذل میشود در اقتصاد ما تأثیر میگذارد اینقدر خیانتبار و ضعیف میشود.@ در نظام تعلیم و تعلم، تعلیم و تربیت ما اثر میگذارد این گندی که بار آمده در نظام تعلیم و تعلم تعلیم و تربیت در کشورمان این میشود در سیاستمان اثر میگذارد به جای اینکه سیاست الهی بشود میشود جناحباز و باندباز و مصالح گروهی را ترجیح میدهیم به حقیقت اخروی خودمان و امتمان.@ یک جامعه را فدا میکنیم صرف خواستههای سیاسی خودمان، به فساد میکشیم اجازه رشد فساد میدهیم چون ما میخواهیم رأی بیاوریم و خیلی چیزهای دیگر، انسان وقتی آخرت و خود حقیقیاش را فراموش کند منشأ همه اشتباهات میشود در تمام زمینهها اشتباهات رخ خواهد داد.@ (إنَّ عُمرَکَ مَهرُ سَعادَتِک إن أنفَذتَهُ فی طاعَۀِ رَبِّک) جلد 2 صفحه 499 است عمر تو مهریه سعادت توست یعنی اگر میخواهی با سعادت ازدواج بکنی با سعادت جفت بشوی و ازدواج بکنی برای سعادت باید مهریه بپردازی مهریهات عمرت است، اما با چه شرائطی؟@ اولش قیدش را حضرت آورده به شرطی که در طاعتی که تو را نزدیک کند بگذرانی میفرماید(إن أنفَذتَهُ فی طاعَۀِ رَبِّک) اگر عمر تو در طاعت ربت جاری بکنی به جریان بیاندازی عمرت را، روی غلتک طاعت بیفتی روند زندگیات روند طاعت حق تعالی باشد.@ اگر این کار را بکنی عمر تو این عمر مهریه سعادت است نتیجه صرف این عمر این هست که تو برای ابد با سعادت و خوشبختی ازدواج میکنی. جلد 4 صفحه 601 (کُن مَشغُولاً بِما أنتَ عَنهُ مَسئُول) به چیزی مشغول شو که درباره آن از تو سؤال خواهند کرد تو درباره او مسئول هستی به چیزی مشغول باش که مسئول هستی.@ در برابر آن از تو سؤال میکنند پنجاه هزار سال پنجاه ایستگاه هر ایستگاه یک سؤال هزار سال هم معطلی برای جواب دادنش دنبال اینها باشیم اینها سؤال است سؤالات امتحانی را جلوتر به ما گفتن چه سؤالاتی میاید جواب بده ببین چه سؤالاتی در امتحان آنجا میاید.@ پنجاه هزار سال میدانید چرا طول میکشد برای اینکه تنبلها طول میکشد جواب بدهند موقع امتحان میگویند دو ساعت، شاگرد زرنگها ده دقیقه مینویسند تستی هم باشد که دیگر خیلی راحتتر است پنج دقیقهای ورقه را داد و بیرون آمد همه سؤالات را بلد است معطلی ندارد.@ گفتن شهید چرا سؤال قبر ندارد؟ حضرت فرمود شهید همه سؤالات را زیر برق شمشیر دشمن جواب داد از او چه بپرسند سؤالات قبر و برزخ مگر چیست میخواهند از خدا بپرسند از پیغمبر بپرسند از کتاب و دین و امام بپرسند میگوید من برای همینها رفتم کشته شدم.@ چه کسی جرأت میکند طرف شهید بیاید از او سؤال بکند که تو چکار کردی، من همه را آنجا جواب دادم اصلاً کسی طرف شهید نمیاید جواب داده امتحان داده تمام شده، فقط قبولی هست تا انجام میگیرد در بغل پیغمبر است به لقاء آن آغوش گرم و زیبا میرسد.@ چهره ماه امیرالمؤمنین(ع) را میبیند سؤال چیست، معطل کنید چیست، این حرفها کدام است، همه را اینجا جواب داده وقت داریم شروع کنیم این امتحان را، ولی ما امتحان دانشگاه آزاد برایمان مهمتر است وقت نداریم فعلاً به این کارها برسیم.@ فوق لیسانس واجبتر است وقت این حرفها را نداریم فکر کردیم چون درس داریم میخواهیم کار علمی بکنیم دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکترا بگیریم بهانهای هست برای اینکه به سؤالات آخرتی نپردازیم هیچ کدام از این سؤالاتی که ما الان برایش وقت میگذاریم آنجا سؤال نمیکنند.@ روی آن سؤالاتی که میکنند وقت بگذار جدی هست والدین، خانواده، اهل بیت(ع)، امام زمان، چه سؤالی از ما راجع به امام زمان از ما بکنند ما با امام زمان چکار کردیم و برای امام زمان داریم چکار میکنیم، قرآن، چند نفر رفتیم قرآن یاد گرفتیم قرآن را میفهمیم.@ قرآن میگوید کسانی که اهل تدبر در من نیستند همه روی قلبهایشان قفل است نمیخواهیم این قفلها را باز کنیم؟ حالا هی بگو وقت ندارم، نمیرسم، زن و بچه اینقدر باید بخورند، اینها را احتیاج دارند، آنقدر هم برای خودمان انتظارات و توقعات درست کردیم.@ یک فهرستی همیشه از نیازها ما داریم این فهرست از نیازها همان حمله از جلو شیطان است آنقدر این جلو را آلوده میکند و میگوید آینده و زن و بچه و چهار روز دیگر چه میشود جهیزیه بچهها چه میشود.@ یکدفعه میبینی عمر تمام شد و به یکی از این سؤالات هم که قرار است از تو بکنند جواب نمیدهی در همین مشغلهها هستی که دنبال شهوتها یکدفعه میبینی که به برزخ رفتی، اینجا آمدی چه آوردی؟ چه چیزی باید میاوردم؟@ من یک خانه دارم دو طبقه است یک ماشین دارم 15 میلیون میارزد نیم کیلو طلا دارم پنج تا بچه دارم همه بیتربیت، یک زن دارم تربیت ندارد خودم که بدتر از همه، آنجا یک چیزهایی میخواهند ما اصلاً مست هستیم همین یک نمونهاش قرآن، چقدر وقت گذاشتی برای آشنایی با قرآن.@ اینقدر که به فوق لیسانست فکر میکنی به فهم قرآن و تفسیر قرآن و انس با قرآن و لذت بردن از این بهار فکر میکنی؟ قرآن یک حقیقت است روز قیامت با شخصیت حقیقی آنجا ظاهر میشود بعد میخواهیم نگاه کنیم خجالتآور است من هیچ سنخیتی با این ندارم.@ هیچ راهی ندارم میبینی یک چهره خیلی زیبا و جذاب و قدرتمند در وحشتناک و واویلای قیامت و وانفسای قیامت نزدیکت میاید همچین آرامش میگیری من به این بچسبم خیلی کار برایم میکند، سلام چطوری خوبی، من گرفتارم در این صحنه قیامت گرفتار شدم یک کاری برای من میکنی؟ اصلاً تو چه کسی هستی؟ میگوید من را نمیشناسی؟@ نه، من همان سوره بودم که من را حفظ کرده بودی ولی چون من را فراموش کردی متأسفم خداحافظ، باید در سر خودت بزنی، خیلی خداحافظی تلخی است من کاری نمیتوانم برایت بکنم سوره را فراموش کرده طرف الان تمام تیمهای خارجی دنیا را میشناسد کشورها و باشگاهها و بازیکنها و تاریخچهشان را، شیمی بلد است.@ کامپیوتر و ریاضیات و زبان و تاریخ بلد است علوم سیاسی و روانشناسی میداند احکام دینیاش را بلد نیست یک دوره مطالعات اخلاقی نکرده یک کتاب اخلاقی مطالعه نکرده عقائدش را یکبار مرور نکرده حتی نمیداند که به چه چیزهایی باید اعتقاد داشته باشد و به چه چیزهایی نداشته باشد.@ اصلاً نمیداند واجباتی که ما باید به آنها اعتقاد داشته باشیم چه هست این از آشنایی ما با قرآن، این از آشنایی ما با مسائل اخلاقی و کتابهای اخلاقی و مفاخر و اساتید، به او بگو رستوران کجاست ما برویم غذا بخوریم، یک آدرسهایی به آدم میدهند که نگو.@ نوع غذاها، مدل غذاها، قیمتها، همه را بلد است قهوهخانه و قلیانفروشیها همه را بلد است میگویند از ائمه چه میدانی؟ هیچی، از علما، جلسات علمی کجا هست مراسم جلسات عیاشی و کیافی فطری چه سراغ داری یکذره برویم بدمستی بکنیم و یکذره به خودمان برسیم و عیش و نوش داشته باشیم؟@ سراغ ندارم اصلاً خوشم نمیاید که سراغ داشته باشم، اساتید، مطربها چه کسانی هستند؟ اسم خوانندهها را بلد است اسم قرتیها را بلد است نوارها را میشناسد صد تا را هم گرفته در خانه گذاشته اما وقتی میرویم سراغ فطرتگرایی و زیست فطری، وقتی به او میگوییم مطربها را سراغ داری کسانی که وقتی پیش آنها میروی به طرب فطری و رقص میایی؟ نه.@ علامه میگفت وقتی من مطهری را میدیدم به رقص میامدم، مطربها، نوازندهها، عیاشها، مشروبفروشیهای خوب سراغ داری یا نه؟ نه، ما با جیفه و مردار و خون و چرک و زقوم سروکار داریم اینها را میشناسیم نظام ما خیلی وارونه است جوانهایی را میبینی که فقط شکارچی هستند چه کسی کجا کدام بزم را دارد.@ فلان استاد فلان عارف فلان حکیم کجا، جلسات، چند شنبهها هست دائم اینها را در ذهنش است فلان کتاب در بازار آمده آدرس دارد یعنی منتظر است که کدام تولیدات فطری دارد میاید الان فلان کتاب زیر چاپ است فلان استاد از بیمارستان قرار است بیاید فلان جلسه را بگذارد قرار است فلان کلاس فلان موقع تشکیل بشود.@ طبیعتگرا نه میگوید مدل ماشین قرار است بیاید فلان موبایل قرار است بیاید فلان لوازم آشپزخانه فلان فریزر میخواهد بیاید تلویزیون فلان قرار است در بازار بیاید در بازار آمده اینقدر قیمتش است لباسهای آنچنانی قرار است بیاید.@ یکسره در طبیعتگرایی، مدهای جدید، فلان مبل هست باید این را عوض کنیم مبلمان دلمان را زد دیدید فرشهایی آمده ولی فطرتگرا نه همه تولیدات فطری را میشناسد بازار کتاب، اساتید، دعای کمیل کجا حال میدهد، توسلها کجاست.@ ندبهها کجاست عیاشخانهها و کیافخانهها کجاست مطربها چه کسانی هستند نوازندهها چه کسانی هستند خوانندهها چه کسانی هستند طوطیها کجا هستند باغ کجاست موسیقیهایش کجا هستند همه را میشناسد چطوری میشود وارد شد فطرتگرا دنبال شکار و عیش و نوشش است.@ چون میداند آخرت هم قرار است با همینها محشور بشود با حقیقت اینها میخواهد محشور بشود(کُن مَشغُولاً بِما أنتَ عَنهُ مَسئُول) به چیزهایی بپرداز که قرار است از تو سؤال بکنند مسئول واقع بشوی.@ راجع به روحیه علو سؤال کردند و بعد فرمودند اگر به ذهن ما بیاید چه باید بکنیم؟ وقتی به ذهن میاید یعنی ما سنخیت داریم هوس معلول یک نحو سنخیت است ما هوس نمیکنیم مدفوع و شیشه و آشغال بخوریم هوس نمیکنیم در آتش برویم هوس نمیکنیم خودمان را پایین بیاندازیم هوس نمیکنیم خودمان را زیر ماشین بیاندازیم.@ یعنی دور هستیم اما وقتی در ذهن بیاید خدا کند فقط در همین مقطع باشد روحیهاش غلبه نکند باز خیلی موفقیت است برای یک نفر که فقط در ذهنش بیاید یعنی خیلی راه را رفته ولی روحیه علو نباید در ذهن هم بیاید.@ یعنی ما به هیچ وجه نباید برتریجویی پیدا بکنیم نسبت به کسی، حضرت فرمود همین که فکر بکنی بند کفشت از بند کفش فلانی رفیقت بهتر است مشمول آیه(تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) میشوی حضرت صریح فرموده، پیراهنم از پیراهن فلانی بهتر است.@ حالا اگر در ذهن آمد چیست؟ اگر فقط در مقطع ذهن باشد معلوم است طرف خیلی آدم خوبی هست رشد کرده که روحیه علو ندارد یک موقعهایی یک هوسهایی سراغش میاید بعد هم سرکوبش میکند راهش همین بحثهایی هست که امشب کردم خودمان را بشناسیم به علوهای آخرتی فکر کنیم.@ این همه بحث کردم در مسابقه گذاشتن در کمالات آخرتی(سابقوا و سارعوا) مسابقات آخرتی اگر کسی بیفتد به فکر این نیست که دیگران چه دارند و از چه کسی جلو بیفتم دنبال فضیلت آخرتی باشیم در آنها مسابقه بگذاریم به اولیاء خدا نگاه بکنیم درست میشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 060 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 060 - شرح حدیث عنوان بصری