أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ آیاتی که در قرآن کریم مربوط به استفاده مناسب از عمر و نحوه استفاده از عمر بود گذشت چند روایت را انتخاب کردم برای شما درباره استفاده از عمر و اینکه عمر را چگونه باید مصرف کرد روایات تمامش آنهایی که برایتان میخوانم از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(إحفَظ عُمرَکَ مِنَ التَّضییعِ لَهُ فی غَیرِ العِبادَۀِ وَ الطاعَۀ).@ در جلسه گذشته این نتیجه را گرفتیم که ما باید خودمان را به قوانینی بسپاریم که آن قوانین تضمین میکند سلامت حرکت ما را به سمت ابدیت، چون عمر قابل برگشت و تکرار نیست وقتی که گذشت دیگر برنمیگردد بنابراین ما حرکتمان مثل حرکت یک جنین هست یعنی یک حرکت رفتی داریم که باید برویم به سمت تولد.@ زمان محدود و هدف هم مشخص هست غایت مشخص هست اگر توجه داشته باشیم که ما روز قیامت که پنجاه هزار سال است برزخ که نمیدانیم چقدر است بعد از قیامت که با ابدیت سروکار داریم در تمام این مراحل مهمان سه چیز هستیم.@ یعنی ما از سه چیز بیشتر برداشت نمیکنیم یک سفرهای آنجا پهن است که در طول ابدیت از همین سفره باید استفاده بکنیم آن سفره عبارت است از عقائد ما، اخلاق ما و اعمال ما، ما در طول ابدیت به بلندای ابدیت میهمان عقائدمان، اخلاقمان و اعمال خودمان هستیم شرائط زیستی حیات ابدی را هم ما نمیدانیم چه هست.@ بنابراین وقتی در آن شرائط زیستی قرار است ما میهمان عقائد و اخلاق و اعمال خودمان باشیم احتیاج به یک الگو داریم احتیاج به یک نمونه داریم که خودمان را با نمونه آخرت تطبیق بدهیم و تنظیم بکنیم.@ آنچه که ما باید خودمان را با آن تنظیم بکنیم دین خداوند تبارک و تعالی است که مبتنی بر هفت تخصص هست که هیچ کس جز خداوند تبارک و تعالی و رهبران الهی آن تخصصها را ندارند بنابراین اگر ما بخواهیم با شرائط زیستی حیات ابدی تطبیق بکنیم.@ باید در طول مدت عمرمان خودمان را مشغول به طاعت و عبادت خداوند تبارک و تعالی بکنیم و توجه داشته باشیم که معنی طاعت و عبادت چه هست گفتیم طاعت و عبادت یعنی ما هر رفتاری که بخواهیم بکنیم هر ارتباطی که میخواهیم برقرار بکنیم.@ ورودیهایمان توسط حواس پنجگانه آنچه که جذب میکنیم توسط خیال و اندیشه و تعقلات و تفکرات و عقائدمان باید حق باشد باید منطبق با شرائط زیستی آخرت باشد این یعنی عبادت و اطاعت خداوند تبارک و تعالی که با توجه به مباحثی که اول بحث عرض کردیم یعنی بحث عبودیت.@ شرط اول که در جلسه اول گفتیم امام صادق(ع) فرمود عبد برای خود در زندگی خودش تدبیر نکند یعنی نگوید در مقابل خدا من یک کسی هستم روی این کره زمین، یک آدمی هستم با یک علائق و سلائق خاص خودم میخواهم طبق علائق و سلائق خودم زندگی کنم.@ حالا یک کسی هم به نام خدا یک دینی برای ما فرستاده آن را هم اطاعت میکنیم آن هم انجام میدهیم ولی من برای خودم یک کسی هستم برنامهها را انجام میدهم کارهایم را انجام میدهم زندگیام را میکنم ضمناً دستورات او را هم در حد وسعمان اجرا میکنیم.@ این منجر به تولد سالم نمیشود اینطوری زندگی کردن، یک چیزی که غالب مردم نسبت به آن تفکر و تصور دارند این هست که ما آمدیم در دنیا یک زندگی برای خودمان تشکیل دادیم.@ و هر کدام از ما هم یک برنامه خاص خودمان را داریم و ضمناً یک دینی آمده و یک پیغمبری هم در این جریان و داستانهایی که در این نظام خلقت افتاده در کنار بقیه مسائل این هست که خداوند گفته اینهایی که روی زمین هستند.@ ما هم یک پیغمبری برایشان بفرستیم که ما هم یک چیزی را مطرح کنیم و یک حرفی هم ما زده باشیم به نام دین برایشان فرستادیم که باید این را اجرا بکنند و دنبال این دستورات باشند ما به خدا میگوییم چشم انجام میدهیم کار خودمان را هم داریم مشغول هستیم.@ تصمیمات و تدابیر خودمان را در زندگی داریم ضمناً دستورات شما را هم آنطوری که بتوانیم انجام میدهیم، این حالت جنینی نیست جنین در رحم مادر اصل را تولد قرار میدهد برای خودش برنامه و تدبیر خاصی ندارد در رحم، بگوید که من یک برنامهای برای خودم دارم یک مشغله خاصی دارم.@ ضمناً حالا میخواهم تولد هم پیدا کنم و کاری برای تولدم بکنم نیست جنین اصلیترین برنامهاش حرکت به سمت تولد سالم هست برای خودمان تدبیر نکنیم یعنی اصلیترین برنامه ما طاعت و عبادت در دنیا هست اگر کسی جدای از این بگوید ما جوان هستیم برای خودمان میخواهیم دنبال مشغلههای خاص خودمان باشیم.@ این به نتیجه نمیرسد ضمناً آن کاری را هم که انجام میدهد آفت میخورد چون اساساً حرکت به سمت ابدیت برای او اصالت پیدا نمیکند اصالت برنامههای دنیاییاش است ضمناً میخواهد دین و دستورات الهی را بخوراند به برنامههایش.@ خیلی وقتها هم وقتی که بین رعایت دین و برنامههای او یک تلاقی ایجاد میشود خیلی راحت دین را کنار میگذارد دنبال کار و کاسبی خودش و برنامههای خودش میرود اصالت ندارد اینطور نیست که وقتی میخواهد ازدواج بکند بگوید که حرکت من به سمت ابدیت آیا اقتضا میکند که من با این دختر ازدواج کنم یا نه؟@ نه میگوید من از این خوشم میاید میخواهم با این ازدواج کنم کاری ندارم برای آخرتم مضر هست یا نیست، مادر خوبی هست یا نیست، عرضه تربیت دارد یا ندارد، بچهای که من به بلندای ابدیت نسبت به آن مسئول هستم این میتواند تربیت بکند فردا من را جهنمی میکند یا نمیکند با این حرفها کاری ندارد.@ میگوید من از این دختر خوشم آمده میخواهم با این ازدواج کنم میخواهد برود دنبال کار تجاری یا به معامله و شغل میخورد عشقم این هست که دنبالش بروم تلاقی هم با دین داشته باشد دین را کنار میگذارد میگوید وقت ندارم وقت این کارها را ندارم.@ این آن کسی نیست که خدا از ما میخواهد این آن حرکت سالمی نیست که ما در رحم دنیا باید به سمت ابدیت انجام بدهیم ما باید خودمان را کاملاً با آن نظامی که قرار است واردش بشویم و دیر یا زود واردش میشویم تطبیق بدهیم در همه کارهایمان.@ اینطور نیست که بگوییم ما نماز را میخوانیم به اذن خدا طبق رساله، عروسی را هر طوری دلمان خواست روزه را طبق رساله میگیریم کار اقتصادی را هر طوری دلمان خواست انجام میدهیم عزاداری میکنیم گریه میکنیم برخورد با نامحرم طبق سلیقه خودمان است.@ حج را میرویم انجام میدهیم طبق رساله، شنیدنیها و دیدنیها را هر طور عشقمان کشید انجام میدهیم، اینطور در نمیاید هزار و یکجور آفت میزند و تمام کارها را باطل میکند اساساً انسان باید از خر طبیعت پایین بیاید و فقط تسلیم فطرت باشد.@ طبق قواعد فطرت حرکت بکند چون در قواعد فطرت احترام طبیعت و حرمت طبیعت رعایت میشود به نفع خود طبیعت هم هست که طبق قواعد فطرت با آن برخورد بکنید نه طبق دستوراتی که طبیعت میدهد.@ میفرماید حفظ کن نگه دار عمرت را از ضایع شدن در غیر عبادت و طاعت خدا، نگذار که تلف بشود اگر میخواهی مصرفش بکنی فقط در طاعت و عبادت باید مصرف بکنی طاعت عام هست شامل عبادت هم میشود اما عبادت به معنای اعمال عبادی و نماز و دعا و ذکر و حج و جهاد یک اسم خاص برای خودش دارد اما کلیه کارهای ما عبادت است.@ اگر شما طبق قواعد شرع و حق طبق میزان آخرت ازدواج بکنید عبادت میشود غذا بخورید عبادت میشود طبق آن میزان معامله بکنی عبادت میشود طبق آن میزان بخوابی عبادت میشود طبق آن میزان شوخی کنی و بخندی عبادت میشود کلیه طاعتهای ما عبادت هست.@ پس ما باید با تطبیق خودمان با آن میزانی که در شرائط زیستی آخرت انتظار ما را میکشد زندگی بکنیم تطبیقمان با آن میزان اسمش هست طاعت و عبادت، طاعت و عبادت یعنی انسان خودش را تطبیق بدهد با شرائط زیستی آخرت، طبق آن شرائط زندگی بکند مبنایش هم دین خداست.@ در رحم جنینی که حرکت میکند ضمن اینکه سلامتی خودش و امورات خودش را در رحم حفظ میکند تا مدتی که باید باشد طبق قوانین دنیا در میاید یعنی طبق شرائط زیستی دنیا خودش را تربیت میکند درست است در رحم دارد زندگی میکند اما طبق شرائط زیستی دنیا خودش را بار میاورد.@ مثلاً دست و پا و دستگاه تنفس و گوش و چشم تهیه میکند در حالی که در رحم به دردش نمیخورد خیلی چیزهای دیگر هست که هیچ کدام آنجا به دردش نمیخورد ولی وقتی حرکت جنین را در رحم نگاه کنید یک حرکت بیهوده و عبث است زمانی از عبث بودن در میاید که ما ورای رحم دنیا را ببینیم و بعد بگوییم این حرکت معنادار است.@ ولی او که دارد آنجا زندگی میکند چرا اینقدر زحمت میکشد که برای خودش پا و گوش و دستگاه تنفس تهیه کند در حالی که هیچ استفادهای از آن نمیکند زمانی معنادار هست که ما دنیا را با آن ببینیم یعنی این دو را یک چیز ببینیم.@ در راستای هم با هم ببینیم دو مرحله از زندگی یک موجود، وقتی اینطوری است میگوییم حالا اگر این دارد حرکتی هم انجام میدهد متناسب با شرائط زیستی دنیاست همین موجود قرار است اینجا بیاید لذا وقتی وارد شرائط زیستی جدید میشود باید امکانات شرائط زیستی جدید را داشته باشد.@ در حرکت به سمت آخرت از دنیا یعنی از رحم دنیا به آخرت قوانینی که در دنیا باید به ما حکومت بکند باید قوانین آخرتی باشد تا اینکه هم حفظ سلامتی و نشاط و شادی و قدرت و سعادت و خوشبختی ما را در دنیا بکند و هم اینکه ضمن اینکه ما در دنیا داریم زندگیمان را میکنیم ازدواج میکنیم تولیدمثل داریم.@ معامله میکنیم سفر میرویم خرید و فروش میکنیم رفاقت داریم ضمن اینکه داریم امورات دنیا را انجام میدهیم ضمناً به موازات زندگیمان در دنیا به موازات این زندگی که در اینجا داریم متناسب با شرائط زیستی آخرت هم بار میاییم یعنی ضمناً باید ابزار اینجا را تهیه بکنیم.@ یعنی الان وقتی که به روح من نگاه کنند بگویند حالا این بعد از 40 سال ابزار و وسائل را دارد که اگر آنجا وارد شد با مشکل برخورد نکند سالم متولد شود زندگی ما تحت سه عامل عقائد، اخلاق و اعمال حرکت ما به سمت ابدیت شکل میگیرد.@ یعنی این سه تا شاکله را میسازند و شاکله به برزخ ورود میکند آنجا بر اساس عقائد و اخلاق و اعمال ما نوع تولدمان مشخص میشود بنابراین ضمن اینکه ما در دنیا داریم زندگی میکنیم باید عقائدمان مطابق شرائط زیستی آخرت باشد اخلاقمان مطابق شرائط زیستی آخرت باشد.@ یعنی با بهشت سازگاری داشته باشد اعمالمان هم باید با بهشتیها سازگاری داشته باشد حالا توضیح راجع به میزان بدهم و بعد راجع به سازگاری توضیح دهم. در دنیا ما یک شرائط زیستی ثابتی داشتیم که اسمش میزان است که جنین در رحم طبق آن بار میامد یعنی ما تولدها را با یک میزان میسنجیم.@ الان بچهای که متولد میشود از کجا میفهمیم که سالم است یا مریض است یا ناقص است؟ چون میزان داریم میزان ما شرائط زیستی دنیاست با شرائط زیستی دنیا میسنجیم اگر با طول موج اینجا، فرکانس اینجا، هوای اینجا، فشار اینجا تطبیق بکند میگوییم سالم است.@ پس ما یک میزان ثابت در دنیا داریم همه جای کره زمین، وقتی که این متولد میشود و به اینجا میاید با میزان سنجیده میشود پس میزان دنیا عبارت از شرائط ثابت حیات است در حرکت به سمت آخرت در آخرت هم ما وقتی که قرار است مطابق آخرت بار بیاییم یعنی اینجا احتیاج به میزان داریم.@ یعنی وقتی ما از تولد به آخرت میرویم ما را با یک میزانی میسنجند اگر تطبیق کردیم تولدمان الحمدلله سالم است دیگر مشکلی نداریم طبق قانون تولد سالم تا زمانی که در آخرت هستیم خوش و خرم هستیم.@ هم بهرهبرداری میکنیم هم زندگی میکنیم تا وقتی که در آخرت هستیم و چون آخرت ابدیت است ما به بلندای ابدیت خوش و خرم هستیم به شرطی که با شرائط زیستی آنجا هنگام ورود تطبیق داشته باشیم شرائط زیستی آنجا آن میزانی که ما را با آن میسنجند یعنی آن سه عامل را با آن میسنجند عقائد و اخلاق و اعمال.@ آنجا اول از این ما وزن داریم بحث میزان را در قرآن داریم آیات در قرآن زیاد است که آنجا ترازو دارند ما را میکشند، آن ترازو چیست؟ (وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) میزان وزن روز قیامت حق است یعنی روز قیامت ما را با حق میسنجند.@ یعنی اگر عقائدتان حقیقتدار بود منطبق با حقیقت بود تو سالم متولد میشوی اخلاقت منطبق با حقیقت بود تو سالم متولد میشوی اعمال هم منطبق با حقیقت بود تو سالم متولد میشوی هم در اعمال کارهایی که میکنیم هم در اخلاقیات و هم در عقائد ما باید منطبق با شرائط زیستی آخرت باشیم که حق است.@ این حق الان کجاست مگر در آخرت نیست مگر ما را با اخرت نمیسنجند؟ اگر قرار باشد ما با حق تطبیق بکنیم حرکت ما از دنیا به آخرت دقیقاً مثل حرکت جنین از رحم به دنیا نیست چون حرکت جنین از رحم به دنیا جبری دارد صورت میگیرد طبق مقرراتی که خود دنیا اعمال میکند روی همه جنینها اعمال میکند.@ مگر اینکه عوامل خارجی یا اختیارات والدین یا اختیارات محیطی نگذارد در حرکت از دنیا به آخرت ما مختاریم که با اختیار خودمان خودمان را طبق شرائط زیستی آخرت بار بیاوریم یا بار نیاوریم حق آنطرف است ما الان فعلاً به آن دسترسی نداریم.@ خداوند تبارک و تعالی برای این مبنایی که ما قرار است خودمان را با آن تطبیق بدهیم باید همین مبنا را بیاورد به صورت علمی که قابل شناخت و لمس باشد به ما نشان بدهد که ما اگر خواستیم خودمان را با میزانی که در آخرت هست و اسمش حق است تطبیق بدهیم بگوییم که این حق است.@ این اخلاق حق است این عمل حق است این عقیده حق است من خودم را اینطوری تطبیق میدهم خودبهخود با شرائط زیستی آخرت هم بار میایم این بحث را دقت کنید میخواهیم یک گریزی به پلورالیزم بزنیم اینجا خیلی اهمیت دارد.@ پس بر خداوند واجب است که این حقی را که قرار است روز قیامت به ما ما را با آن ارزیابی کند و بر اساس میزان تطبیق ما با آن ما را محاکمه بکند و پاداش بدهد بر او واجب است که این حق را در دنیا به آگاهی همه مردم برساند و به همه مردم معرفی کند که این حق است شما هم باید با این حق تطبیق بدهید.@ این حق در چهرههای مختلف با همان کلمه حق هم در قرآن معرفی شده یکی پیامبر(ص) (إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ) تو با حق آمدی زیاد هست که این شخصیت حق است هر چه هم میگوید حق است(ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى) هرگز خلاف حق هیچی نمیگوید.@ هر چه میگوید حق است و از روی هوای نفس حرفی نخواهد زد لذا پیامبر شخصیتاً از نظر سیره و رفتار و گفتارش حق است و الگو میشود و فرمود(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) اسوه شما رسول خدا هست که شما باید خودتان را با او تطبیق بدهید به او نگاه کنید خودتان را با او تطبیق بدهید پس پیامبر حق است.@ (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ) پس دینی هم که او آورده آن دین حق است دینش و مجموعه مقرراتی هم که آورده همان تجلی همان حقی هست که قرار است قیامت ما را با آن بسنجند در مورد قرآن هم باز فرمود حق، پیامبر که میگوییم یعنی رهبران الهی، پیامبر به اضافه معصومین(ع).@ در مورد معصومین فرمود(الیَوم مَعَ الحَقّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلیٍ) این یکی بودن و اتحاد این دو، بعضی وقتها ممکن است انسان شک بکند یک مظهری از حق را بشناسد رفتار حضرت علی را هم ببیند شک بکند که بالأخره کدامشان حق است شبهه ایجاد شده.@ زمان خود پیغمبر و امیرالمؤمنین، آمدند اصحاب پیغمبر اهل عبادت و زهد گفتند یا علی ما شک کردیم قضیه چیست تو را میبینیم که آدم حسابی هستی شکی در آن نداریم از آنطرف هم کسانی که تو داری با آنها میجنگی اینها هم آدمهای کمی نیستند.@ طلحه است که گفتن طلحۀ الخیر، زبیر است که گفتن سیف الاسلام، عایشه است که ام المؤمنین است ما واقعاً گیج شدیم پیامبر برای اینکه این مطلب را حل کند فرمود هر وقت بین حق و علی گیج شدید علی را انتخاب کنید.@ لذا وقتی که دعا میکند میگوید(اَللّهُمَّ أدِرِ الحَقَّ حَیثُ دارَ عَلی) خدایا حق را بچرخان هر جا علی میچرخد یعنی حق را نمیتوانید بشناسید بعد بگویید که این علی با حق تطبیق میکند یا نه، هر جا گیج شدید به جای اینکه به مصداقهای ذهنی و کتبی و عقلی مراجعه کنید.@ مصدایقی که از حق میشناسید کنار بگذارید سراغ مظهر شخصیتی و انسانی حق بروید لذا اگر یکجا گیج شدید که این کار از حضرت علی درست بود یا نه، بگو چون علی این کار را کرده درست است چون پیغمبر فرمود خدایا حق را دنبال علی بفرست و تابع علی بگردان نه علی را تابع حق.@ اگر بگوید خدایا علی را تابع حق کن یعنی خطر اینکه تابع حق نشود وجود دارد اما میفرماید نه حق را تابع علی کن که ما را راحت میبندند یعنی خیالمان راحت است که هر چه که معصوم انجام بدهد حق است ولو با اجتهاد ما برداشت ما از قرآن و روایات و هر چه که شنیدیم تطبیق نکند.@ لذا آنجایی که قرآن سر نیزه میکنند افرادی که مصداق کتبی را حق میدانند و قابل احترام، علی را کنار میگذارند و دنبال این کار میروند دنبال آنهایی که قرآن سر نیزه کردند ولی آنهایی که میدانند حق با علی است علی میگوید این قرآن را بسوزان حق است بریز زمین زیر پایت له کن حق است چون علی دارد میگوید.@ پیامبر حجت را همان موقع برای همه تمام کرده بود فرموده بود شما به علی نگاه کنید دیگر خیالتان راحت باشد و دانه دانه اسم آورده که بعد از علی حسن و بعد از حسن حسین، اگر شما به اینها بچسبید دیگر مشکلی ندارید اگر یکجایی فکرتان نکشید نفهمیدید گیج شدید و حیران ماندید آن را ول کن کار علمی را کنار بگذار.@ چون عقل ما نمیرسد آن هفت تخصص را ما نداریم علی بر اساس هفت تخصص عمل میکند که یکی را هیچ کس غیر از خودش ندارد و چون بر اساس آن هفت تخصص عمل میکند و معصوم هم هست و عصمتش را هم خدا تضمین کرده.@ در قرآن مُهر زده داده دست همه مردم(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) مُهر زده دست همه داده که من خدا تضمین کردم عصمت اینها را، دیگر بیشتر از این خواسته خیال ما را راحت بکند خیال همه را راحت کرد و دست مردم داد اما مردم اصلاً امانتدار خوبی نبودند.@ پس ما اگر بخواهیم با وزنی که روز قیامت ما را میسنجند قرآن میفرماید حق است تطبیق بکنیم باید با مظاهر حق تطبیق داشته باشیم تطبیق با مظاهر حق اسمش هست طاعت و عبادت، برای همین قیامت همین علی را که عرض کردم فرمودند همان میزانی هست که شما قرار است روز قیامت با آن سنجیده بشوید.@ در زیارت امیرالمؤمنین(ع) میخوانیم(السلام علیک یا میزان الأعمال) سلام بر تو ای میزان اعمال، باز علی میزان شد خودتان را با آن میتوانید بسنجید، حالا منظورمان از تطبیق چه هست وقتی میگویم ما خلقمان باید تطبیق داشته باشد این در مورد میزان بود که عرض کردم.@ در مورد خُلق ما وقتی میگوییم خلق ما باید بهشتی باشد اعمال ما باید بهشتی باشد یعنی شرائط زیستی آخرت قبولش بکند حق این عمل را بپذیرد با رفتارهای امیرالمؤمنین تطبیق داشته باشد.@ اوصاف بهشتیها از نظر رفتار اخلاق و عقائد را مفصل قرآن کریم و خود اهل بیت(ع) در فرمایشاتشان بیان کردند که اینها از نظر عقیده چه عقائدی دارند از نظر اخلاق چه اخلاقی دارند توصیف کردند اخلاق بهشتیان را، و از نظر اعمال عملشان چطوری هست.@ ما واجب است برویم با میزان آشنا بشویم برای همین هم حضرت فرمود(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِم) طلب علم بر هر مسلمانی واجب است بعد هم خودش فرمود منظور از علم علم مربوط به عقائد مربوط به اخلاق و مربوط به اعمال.@ هر مسلمانی واجب است این سه تا را یاد بگیرد و الا علوم دیگر بر کل مسلمانها واجب نیست آن سه علمی که واجب است و هر کس احتیاج دارد برای حرکتش به سمت آخرت یاد بگیرد عبارت از این سه علم است.@ عقائدش را تطبیق بدهد با شرائط زیستی آخرت، آنها را باور بکند و عقائد دیگر را قبول نکند چون هر چه غیر از آن باشد باطل است اخلاق و اعمال را بپذیرد.@ سؤال: آیا منطقی هست عقل تکتک شما یا هیچ انسانی که بهرهای از عقل داشته باشد میپذیرد که خداوند انسانها را بر اساس یک مبنا روز قیامت محاکمه بکند ولی شرائطی را که انسانها بتوانند آن حق را درک بکنند برایشان ایجاد نکند، همچین چیزی میشود؟ آنوقت ما چطور دم از پلورالیزم بزنیم بگوییم هر کس هر دینی داشت به نتیجه میرسد.@ اینطوری امکان دارد؟ بگوییم هر کس هر برداشتی خودش داشت درست است؟ بگوییم قرآن ابهام دارد نمیشود ما از آن راهمان را در بیاوریم؟ از معصوم نمیتوانیم بگیریم چون معصوم بر ما حجیت ندارد؟@ اگر معصوم و قرآن حجیت ندارد ما با چه مظهر حقی الان روی کره زمین میخواهیم خودمان را تطبیق بدهیم؟ آنوقت کار خدا ظالمانه نیست خلقت عبث نیست؟ میلیاردها انسان بیایند روی کره زمین هاجوواج، هیچ کس هیچ مبنایی ندارد که از نظر شخصیت انسانی و از نظر آییننامه و قوانین و دستورالعمل هیچ دستورالعمل مشخصی ندارد.@ هیچ الگویی ندارد که خودش را با آن تطبیق بدهد برای آخرتش، هر کس هر کاری کرد، همچین چیزی میشود؟ این اهانت به خداوند تبارک و تعالی است یک همچین قضاوتی در مورد خداوند ظلم است خود خداوند فرمود هر کس در مورد من همچین قضاوتی بکند من را تکذیب کرده به من دروغ بسته.@ من خدایی نیستم که بندگانم را سرگردان و حیران نگه دارم واقعاً اگر کسی بخواهد حقیقت را پیدا بکند مظاهر حق خیلی روشن هستند انسان اذیت نمیشود برای اینکه مظاهر حق را بشناسد مگر اینکه مریض باشد و وسواس داشته باشد که در بحث علم و یقین مقداری را گفتم.@ مثل اینهایی که الان دم میزنند که قرآن برای ما حجیت ندارد عصمت و معصوم حجیت ندارد یعنی درست همه آن مظاهر حقی که از آخرت تجلی کردند به دنیا را حذف بکنیم، وقتی معصوم و قرآن را حذف کردی برای ما چه میماند.@ ما با نظر چه کسی خودمان را بسازیم با کدام فرمول و قوانین، این طرز تفکر خیلی احمقانه است ولی در قالب علمی هم میریزند یعنی خرافهترین اعتقادات، پوچترین تفکرات تحت عنوان بحث علمی دارد در دانشگاههای ما به دانشجوهای ما که غفلت میکنند تزریق میشود.@ آنوقت محصول این کار تالیفاسد این کار را توجه نمیکنند که تالیفاسد این کار یعنی خداوند نعوذبالله عرضه نداشته یک نظام با این عظمت خلق بکند بتواند یک چیزی را ثابت بین بندگانش نگه دارد که بندههایش هر وقت خواستند هدایت بشوند به آن مراجعه کنند این عرضه را خدا نداشته خدایی که آسمان و زمین را حفظ میکند.@ (وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما) نگهداری آسمان و زمین این هفت آسمان با این تشکیلات محیرالعقولش که ما هرگز به انتهایش راه پیدا نکردیم و نمیکنیم خداوند اینها را نگه داشته همه میلیاردها میلیارد موجود در این کره زمین دارند رزقشان را از خدا میخورند و خدا ربوبیت اینها را به عهده دارد.@ نعوذ بالله خدا عرضه ندارد یک دین را نگه دارد زور بشر به خدا رسیده دین خدا را تحریف کرده هیچ کس هم به هیچ جا دسترسی ندارد خدا نتوانسته، در حالی که خدا تأکید میکند(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) ما فرستادیم ذکر را برای شما، مبنا را فرستادیم خودمان هم حفظش میکنیم، پس چطور میشود قرآن حجیت نداشته باشد؟@ در مورد اخلاق وقتی میگوییم ما در آخرت مبنا داریم من میخواهم یک مثال برای شما بزنم که بدانیم وقتی میخواهیم خودمان و عمرمان را در طاعت خدا بگذاریم یعنی چی، اخلاقهای بهشتیان این هست که بهشتیان وقتی توصیفشان میکنیم این هست که اینها اهل کینه نسبت به همدیگر نیستند خیلی همدیگر را دوست دارند.@ در آنها حسادت نیست شاد هستند موجودات شاد و راحت هستند عیاشی و کیافی میکنند یکسره آنجا عیش و نوش دارند اگر نتوانی در دنیا اینطوری باشی ولمعطل هستیم در دنیا باید شاد باشی در دنیا باید مضطرب نشوی در دنیا باید بتوانی لذت ببری آدم شنگولی باشیم.@ آدمهای اخمو و عصبانی و مضطرب و گرفته و کسانی که زود به هیجان میایند و اهل داد و فریاد و غُرغُر کردن هستند آدمهای آسیبپذیری که یک حادثه کوچک در خانه میتواند زندگیشان را متلاشی بکند در اثر یک حادثه کوچک تحت تأثیر قرار میگیرند.@ اصلاً شخصیتشان عوض میشود رنگشان میپرد عرق روی صورتشان مینشیند هیجانات خاص به آنها دست میدهد اینها نمیتوانند بهشتی باشند چون بهشتیان اینطوری نیستند کسی که با سوختن یک غذا سر زنش داد میزند کسی که با اینکه غذا خوب پخته نشده و خام است میتواند عصبانی بشود.@ کسی برای اینکه نوشابه سر سفره به او نرسیده فشار خونش بالا میرود کسی که برای سالاد سر غذا داد میزند کسی که یک چیزی را از دست داده همه عالم را تاریک میبیند کسی که در روابطش نمیتواند در صلح و صفا و آرامش و رفاقت و صمیمیت با دیگران باشد کسی که زود حسادت سراغش میاید.@ کسی که زود تحقیر میشود کسی که زود دیگران را مسخره میکند اینها هیچ کدام خلقیات بهشتی نیست آدم بهشتی باید اینجا شاد باشد شما باید اینجا با خدا لذت ببری و از خدا متمتع بشوی اگر اینجا اهل کیافی و عیاشی بودی اهل صفا و لذت بودی از مظاهر حق، قیامت ظهور حق است.@ هیچ کس نمیتواند از حق لذت ببرد مگر اینکه در دنیا خودش را با حق تطبیق داده باشد از مظاهر حق لذت برده باشد وقتی صدای اذان میاید مستت بکند وقتی قرآن میخوانی صوت و موسیقیاش به تو میرسد به رقصت بیاورد آیات بهشت را که میخوانید واقعاً به بهشت بروید تکانت بدهد وقتی آیات جهنم را میخوانی حقیقتاً بترسی.@ در ارتباطت با رفقا اجازه ندهی شیطان نفوذ بکند ممکن است رفیق تو شیطان به او غلبه بکند بالأخره کار را خراب بکند اما از ناحیه تو نباید باشد هیچ جهنمی هیچ تیری از ناحیه ما به سمت کسی نباید شلیک بشود زن و شوهر هرگز، بهشتیان روحیه علو ندارند.@ فرمود(تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) آخرت و بهشت مال کسانی است که روحیه علو ندارند یعنی از اینکه یک پله بالاتر از دیگران بنشینند هیچ عشقی نمیکنند بهشتیان هرگز.@ حضرت فرمود اگر نسبت به بند کفشت یک همچین احساسی داشتی بهشت راهت نمیدهند این باطل است با باطل به بهشت راه پیدا نمیکنی بند کفش من بهتر است ساعت من دو مدل بالاتر است خانه ما یک طبقه بیشتر هست موهای من آن مدلی هست عینک من اینطوری هست خودنویس من جنسش اینطوری هست میز ما اینطوری هست.@ اینها هیچ کدام به دردت نمیخورد یعنی اگر این در روحیهات آمد و شروع کردی به یک مسابقه جهنمی در دنیا آن موقع است که دیگر بهشت امکان ندارد راه پیدا کنی اُفت دارد من پیکان سوار شوم خجالت دارم پیکان سوارم شوم.@ الان شاگردان ما همه دارند ماشین خارجی سوار میشوند من باجناقم و همه از آنها دارند من اگر پیکان سوار شوم خیلی آبروریزی است کسی که شرافتش با اشیاء خارج از خودش است هر شیئی فرقی نمیکند یک جوراب.@ دیگر حضرت از بند کفش پستتر ندیده که مثال زده یک بند کفش یک عصا اگر کسی احساس شرافت بکند با یک شیء خارجی، عطر، اینها میروند از این عطرهای بیست و پنجزاری قمصر میزنند ما اُدکلن 50 هزار تومانی میزنیم به محض اینکه به ذهنت آمد وضع خراب است هنوز از اراده علو در نیامدی.@ الان شما همه بچههای خیلی خوبی هستید این حرفها را هم خوب میگیرید ولی وقتی که دنیا به شما اقبال کرد آن موقع است که معلوم میشود شما به این حرفها چقدر اعتقاد و باور پیدا کردید در شما کسانی بود که اینجا وقتی میامد یکسره سر این کلاس گریه میکرد.@ وقتی این حرفها را میشنید حالی داشت مرتب هم میامد ازدواج کرد مخارج ازدواج هم نداشت با رفقا جمع کردیم که ازدواج بکند از فشار در بیاید کارش بالا گرفت و تمام شد خانمش الان آمده به من میگوید که نمازهایش خیلی راحت قضا میشود قضایش هم نمیخواند.@ میگوید وقتی من نوار روشن میکنم که این حرفها را بشنوم میگوید خاموش کن حوصله این حرفها را ندارم یک کامپیوتر گرفته به اینترنت میرود و چیزهای مبتذل نگاه میکند شب عروسی با نماز شب و زیارت عاشورا عروسی را شروع کردیم الان آقا فقط نوارهای مبتذل، (فی تَقَلُبِ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال) در تغییر حالتها باطن افراد روشن میشود.@ در شما هم خیلیها من دیدم کسانی بودند که هشتشان گرو نُهشان بوده رفتند درس خواندند مدارج عالی علمی را طی کردند شغلهای کلان، کارهای خیلی عالی همه امکانات زیر دستشان بود اصلاً نگاه نکردند.@ همان سادگی و همان روحیه بسیجی همان روحیه بهشتی را حفظ کردند الان شما خیلیها صفر کیلومتر هستید هنوز به امتحان نرسیدید نوبت امتحان شما هم میشود بگذار کنکور قبول شوید بگذار مدرکت را بگیری بگذار در المپیاد رتبه بیاوری بگذار برایت دعوتنامه بیاید بگذار بروی در محیطی که کلی جنس مخالف آنجا هستند.@ بگذار دو تا سفر خارج از کشور بروی بگذار ازدواج بکنی بعد تازه معلوم میشود که این حرفها باور شده یا نه، و خدا نکند که باورمان نشده باشد. عمرت را نگهدار از ضایع شدن و صرف شدن در غیر عبادت و طاعت خدا، یعنی اگر در غیر عبادت و طاعت بیاید در غیر تطبیق با میزان بیاید تلف شده ضایع شده حالا ببینید از عمر و جوانی باید چطوری استفاده بکنیم.@ (إحذَرُوا ضِیاءَ الأعمال) بپرهیزید از ضایع شدن عمرها(فی ما لا یَبقی لَکُم) ضایع شدن عمرها در چیزهایی که برای شما نمیماند الان ببینید ما در گذشتهمان چقدر وقت تلف کردیم وقت گذاشتیم برای چه چیزهایی که بود و نبودش الان برای ما هیچ فرقی نمیکند هیچ لذتی برای ما نیست.@ زیاد داشتیم پای تلویزیون، خواندنیهای بیجا، نگاه کردنیهای بیجا، جلسات بیجا، میفرماید حتی یک مجلس نیست که انسانها دور هم بنشینند در آن ذکر خدا و حق نشود(إلّا کانَت ذلِکَ المَجلِس حَسرَۀً عَلَیهِم یَومَ القِیامَۀ) آن مجلس برایشان روز قیامت حسرت میشود که چرا ما نشستیم در آن مجلسی که یک قدم به خدا نزدیک نشدیم.@ گفتم شهید مصطفی امیری(ره) وقتی به خوابم آمد گفت من در دنیا یک کلاسی بوده 13 جلسهای بوده دوازه تا را رفتم الان کلی حسرت آن یک جلسه را که نرفتم را میخورم(فی ما لا یَبقی لَکُم) تلف نکنید عمرتان را، بپرهیزید از ضایع کردن عمر از چیزهایی که برایتان نمیماند رفتنی است.@
یعنی(لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ) ابراهیم گفت هر چه را دید گفت نه این خوب نیست این میرود این موقت است افولکننده است این من را تنها میگذارد این با من نمیماند سراغ هر چه که میخواهید بروید خیلی ما را دعوت میکنند، الان نه.@ الان شما همه راحت میتوانید پایهها را محکم کنید یک زمانی میرسد طوفانها و سیلها و زلزلههایی میاید که دائماً شما را پرت میکند به سمت چیزهایی که به دردتان نمیخورد دعوتنامههای کلان به سمت شما میاید باید امتحان بشویم قرآن میگوید همین که گفتیم ایمان آوردیم فکر میکنید امتحان نمیشوید، این نیست.@ بعد حضرت در نهایت میفرماید(فَفائِتُها لا یَعُود) تلفشده عمر دیگر برنمیگردد پس تلفش نکنید. پروردگارا به حق محمد و آل محمد به ما توفیق بهرهبرداری از عمرمان را عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@