أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ جلسه گذشته درباره روابط حقیقی و حقوقی اهل بیت با خودمان سخن گفتیم گفتیم که ما این دو رابطه را با اهل بیت داریم یعنی یک رابطه حقوقی و آن این هست که اهل بیت(ع) تنها متخصصان معصومی هستند که تخصصهای هفتگانه لازم را برای هدایت انسانها به سوی هدف خلقتشان در اختیار دارند.@ هیچ بشری جز معصومین(ع) این تخصصها را ندارند این تخصصها 1 ـ شناخت کامل جسم انسان 2 ـ شناخت کامل روح انسان 3 ـ شناخت کامل رابطه جسم و روح با همدیگر 4 ـ شناخت کامل عالم طبیعت به عنوان چیزی که در درون ما تأثیرگذار هست 5 ـ شناخت کامل رابطه جسم و روح با طبیعت.@ دو تخصص هم مربوط به این بود که ما از کجا آمدیم یعنی جریان دمش و تعلق روح الهی به بدن جسمی و حیوانی ما چه هست حقیقت ما چیست اصل ما چیست ظرفیت ما چیست و تخصص هفتم هم اینکه ما به کجا میرویم حیات ما در مرحله بعد از دنیا که چهار مرحله است مرحله وفات، برزخ، قیامت که پنجاه هزار سال است.@ و 50 سؤال ما در قیامت میشویم از 50 تا از ارتباطات، انتخابات، رفتار و افکار و عقائدمان و حیات بعد از قیامت که حیات جاودانه است گفتیم که عمر ما به اندازه عمر خداوند است ما آخر و پایانی نداریم.@ قرآن کریم نزدیک به هشتاد بار مسأله جاودانگی ما را به ما تذکر میدهد که ما انتها نداریم مرگی برای ما وجود ندارد آخری برای ما وجود ندارد حیات ما تمام شدنی نیست پیامبر فرمود(خُلِقتُم لِلبَقاء) شما برای جاودانگی خلق شدید این نگاه باعث میشود که ما عشق ابدی به خودمان پیدا کنیم.@ انسانها نوع رفتارشان با خودشان یعنی ارتباط و انتخاب و رفتارها و چینشهای فکریشان بر اساس دو چیز صورت میگیرد یکی نگاهشان به خودشان، یکی عشقشان به خودشان، عشق انسانها به خودشان که دائمی است یعنی انسانها همه به خودشان عشق میورزند و خداوند همه انسانها را عاشق خودشان خلق کرده یعنی همه انسانها حب ذات دارند.@ هر کس خودش را دوست دارد و خوشبختی خودش و خوشبختی هر کسی که به او مربوط هست برایش مهم است ولی این نگاه هست که وقتی محدود باشد این عشق محدود اِعمال میشود و باعث میشود که انسان زیاد در زندگیاش شکست بخورد و اکثر شکستهایی که انسانها در زندگیشان میخورند و تلخکامیهایی که به سراغشان میاید.@ غمهایی که به سراغشان میاید به خاطر همین نگاه غلط و محدودی هست که به خودشان دارند چون یک عشق بینهایت دارند این عشق بینهایت را میخواهند اِعمال کنند در یک فضای بینهایتی به نام دنیا با محدوده عمر طبیعی میخواهند با خودشان رفتار کنند هیچ وقت به آرامش نمیرسند.@ عرض کردیم علت اینکه همه انسانها عاشق خودشان هستند برای سعادت خودشان و اطرافیانشان تلاش میکنند و اکثراً به خوشبختی نمیرسند یعنی به آن چیزی که قرآن اسمش را گذاشته شادی و آرامش.@ چون قرآن میگوید علامت خوشبختی یک انسان و علامت انسانیت یک انسان شادی و آرامش است اگر در کسی شادی و آرامش نبود و روزبهروز حجم شادی و آرامشش بیشتر نشد این معنایش این هست که این شخص در مسیر طبیعی زندگی نمیکند.@ در مسیر درست زندگی نمیکند مسیرش یک مسیر انحرافی و غلط است باید حتماً آنطور که قرآن فرمود روزبهروز حجم شادی و آرامش یک شخص بیشتر بشود اگر بیشتر نشد یعنی یک جایی دارد غلط عمل میکند یا نگاهش به خودش غلط است یا اگر نگاهش به خودش غلط نیست رفتارها و انتخابها و ارتباطها و چینشهای فکریاش یکجا دارد لَنگ میزند.@ و الا اگر هر دو مسأله درست بشود هم نگاه درست بشود هم احساس، هر دو کنار هم درست و دقیق قرار بگیرد انسان خودبهخود موجودی است شاد و آرام، مثل یک بدن خوب هست بدنی که همیشه نشاط دارد و روزبهروز هم به نشاط و قدرتش اضافه میشود.@ گفتیم علت اینکه آدمها اکثراً اینطوری نیستند، یعنی نمیتوانند شادیها و آرامششان را تهیه کنند علت اینکه علم امروز با این همه پیشرفتی که کرده نتوانسته برای بشر خوشبختی بیاورد فقط توانسته آسایش بیاورد ولی آرامش نتوانسته بیاورد.@ و روزبهروز معضلات زندگی بشر با پیشرفت علم بدتر شده یعنی جنگها، گرسنگیها، طلاقها، زندانها، خودکشیها، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد ضد افسردگی، بیماریهای جسمی و روحی دارد در دنیا افزایش پیدا میکند با وجود اینکه علم هم دارد پیشرفت میکند ولی علم نمیتواند بشر را خوشبخت کند.@ جلوی بدبختیهای بشر را نتوانسته بگیرد همین هست که بشر در علم امروز نگاه صحیح و دقیقی به بشر نیست نگاه صحیح اینکه انسان یک موجودی است جاودانه یک آغازی از روح خدا دارد روح خدا در او دمیده شده که همان نور محمد و آل محمد(ع) هست و یک حیات موقت دنیایی دارد که خیلی کوتاه هست.@ گفتیم رحمی هست دورانش چون رحمی هست کوتاه هست و مرحله به مرحله هست مرحله قبل آمده در رحم مادر یک مدت کوتاه بوده حالا چند برابر مدت رحمی میاید در دنیا زندگی میکند مدتی میاید در رحم دنیا، آماده میشود برای مرحله بعد.@ اگر آماده بشود چون شش نوع تولد از رحم به دنیا بود شش نوع تولد هم از رحم دنیا به برزخ هست بسته به اینکه ما سالم متولد شویم یا نشویم سلامتش هم قانون دارد که همه را توضیح دادیم حالا از رحم دنیا وارد نظام برزخی میشویم.@ در نظام برزخی هم خودش هزاران برابر دوران دنیایی خود ما هست تا قیامت، باز از رحم برزخ ما متولد میشویم به قیامت، از قیامت هم به حیات جاودانه میرویم.@ تازه اول زندگی انسان، شروع زندگی انسان لحظهای است که کارهای قیامتیاش تمام شده وارد بهشت شده و میخواهد زندگی کند و تازه دوران زندگی و رشدش به معنای اصلی آغاز میشود تا زمانی که خدا زنده است یعنی تا بینهایت انسان هست و مرگی و انتهایی برای او وجود ندارد.@ اگر این نگاه سراغ من آمد من به این نگاه عاشق خودم شدم به این بلندایی که خدا من را آفریده حالا در رحم دنیا چون میدانم جاودانگی و آخرت و حتی سعادت دنیایی من بسته به نوع نگاه خودم به خودم هست چون خودم را که دوست دارم ولی اگر این دوست داشتن با آن نگاه همراه نباشد و فقط خودم را اشتباهاً یک زن یا یک مرد ببینم.@ آنجاست که تمام تخلفها و اشتباهات صورت میگیرد یعنی رفتار با انسانها و با خودم بر اساس جنسیتام بر اساس اینکه من یک حیوان هستم وقتی میگویم من یک زن یا یک مرد هستم یعنی یک حیوان هستم دیگر بخش عقلی و فوق عقلیام و جاودانهام را در نظر نمیگیرم.@ چون بخش حیوانیت مال بخش وسط بود یک بخش جمادی، گیاهی داشتیم یک بخش حیوانی که بخش وسط و بخش جنسی ما بود یک بخش عقلی و یک بخش فوق عقلی داشتیم وقتی که من به عنوان یک مرد یا یک زن در این دنیا میخواهم زندگی کنم.@ اشتباهاً با نگاه اشتباه تصمیمها، انتخابها، ارتباطات، رفتارها همه غلط است چون من زن یا مرد نیستم بله من انسانی هستم که یک بُعد زنانه و مردانه هم دارم برای آن هم حرمت و ارزش قائل هستم و به فکر آن هم هستم اما مهمتر از اینکه من یک زن باشم یا یک مرد باشم یک انسان هستم.@ یک موجود جاودانه از جنس خداوند تبارک و تعالی و از جنس محمد و آل محمد(ع) هستم این تخصصهای لازم را برای همه این مراحل انحصاراً دست معصومین هست یعنی معصومین فقط میدانند که انسان در تمام مراحل باید چه نوع انتخابها، ارتباطات، رفتارها، و چینشهای فکری داشته باشد چه چیزهایی را بخورد چه چیزهایی را نخورد.@ چه چیزهایی را بپوشد چه چیزهایی را نپوشد چه چیزهایی را ببیند چه چیزهایی را نبیند شوهرداری چطوری بکند زنداری چطوری بکند تربیت چطوری بکند اقتصادش چطوری باشد سیاستش چطوری باشد مدیریتشش چطوری باشد کار هنریاش چطوری باشد.@ همه مراحل زندگی شئون مختلفش به چه شکل باشد و با بخشهای پایینی و جسمی و گیاهی و حیوانی و عقلی چطوری رفتار کند که منجر به تولد و قدرت بخش انسانی بشود و اینکه انسان بتواند مثل خود اهل بیت بزرگ بشود به بزرگی آنها بزرگ بشود.@ برای همین هم گفتم شما در زیارت عاشورا به معصوم میگویید(أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) من همان مقام شما را در نزد خدا میخواهم نمیخواهم پایینتر از شما باشم که همه انسانها عاشق این هستند که قیامت در مقام معصومین باشند.@ کنار فاطمه زهرا مادرمان باشیم کنار آبا و اجداد طاهرین و اصلی خودمان باشیم اگر بخواهد اینطوری باشد باید با راهنمایی خود آنها، آنها مربی ما باشند که به آن اندازه بزرگ شویم هر مربی شاگردان خودش را به اندازه خودش میتواند بزرگ بکند.@ اگر شاگرد خوب جلو برود یعنی میرسد یکجایی که مربی حرفی برای گفتن ندارد باید با یک مربی بزرگتر کار کند چون همه ما بزرگ هستیم همه ما جاودانه هستیم همه ما روح خدا را داریم بنابراین به مربیهای ضعیف و کوچک و محدود نمیتوانیم اکتفا کنیم آنها نمیتوانند مربی و الگو ما باشند آنها نمیتوانند برای ما سبک زندگی تنظیم کنند.@ مربی که به قیمت خودمان باشد به ارزش خودمان بزرگ باشد شایسته و لایق ما باشد میتواند برای ما سبک زندگی تنظیم کند و شایسته و لایق ما برای اینکه بتواند به ما سبک زندگی و فرمول زندگی بدهد فقط معصومین هستند برای همین هم قرآن میگوید(لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) اسوه حسن و شایسته شما رسول خداست.@ پس یک کسی که میگوید من نمیخواهم از معصومین تبعیت کنم من نمیخواهم به فاطمه زهرا شبیه بشوم، این منی که دارد میگوید درست هم دارد میگوید، اگر کسی گفت الگوی من فاطمه زهرا و اهل بیت نیستند.@ الگوی من از ماهواره و اینترنت و فلان ورزشکار و فلان هنرپیشه است راست میگوید چون بخشی که این دارد میگوید الگوی من است مال بخش حیوانی هست و این بخشی که میگوید الگوی من نیست هنوز در این فعال نشده چون اگر این بخش فعال بشود دنبال الگوی حقیقی خودش میگردد هر شأنی که فعال میشود.@ مثلاً در اساتید ورزش در هر رشتهای شما وقتی میخواهید بروید ورزش بکنید میروید استاد ویژه همان رشته را انتخاب میکنید و یک کسی که تخصص تربیت بدنی داشته باشد هیچ وقت پیش یک شاعر نمیروید بگویید من میخواهم بدنم را قوی کنم شما که شاعری قوی کن میگوید نه من مربوط به بخش خیال شما هستم میتوانم بیایم در بخش شعر کمکتان کنم.@ نمیروید پیش پزشک، او میگوید من مربوط به بخش بدنی شما هستم پس هر کس وقتی آن شأنش فعال شد خودش به طور طبیعی میرود دنبال استاد و مربی و الگوی شایسته خودش میگردد، خودم چه کسی هستم؟ هر طور که معنا کنی.@ اگر گفتی من خودم یک بدن هستم تو فقط دنبال چیزهایی هستی که بدنت را قویتر کند بانشاطتر کند هیکلت را مناسب و قوی کنند مثل کسانی که تا آخر عمر دنبال کار ورزش هستند این دیگر خودش را یک گیاه میبیند که تمام غایتش این هست که بدنش را طوری بکند که بتواند در جام جهانی یک طلا ببرد بیشتر از این خودش را نمیشناسد.@ اگر کسی گفت من حیوان هستم کل آرزوها و استاد و مربی و الگوها و خواستهها و هوسهایش مربوط به امور حیوانی هست اگر کسی گفت من عقل هستم کل آرزوهایش این هست که یک استادی را در دانشگاهی یا جایی پیدا کند در یک رشته از رشتههای عقلی دکتر شود مهندس شود کار کند رشد بکند.@ اگر کسی گفت من انسان هستم به بلندای ابدیت از جنس اهل بیت، آن موقع حتماً میگردد استاد و معلم ویژه خودش و امام مخصوص خودش را پیدا میکند پس ائمه(ع) امام بخش انسانی و بخشهای پایین ما هستند.@ یعنی آنها تخصصهای لازم مربوط به همه بخشها را به ما دارند آنها به ما میگویند که در بخشهای جسمی، گیاهی، حیوانی، عقلی چطوری رفتار کنید و بخشهای فطریمان را هم چطوری تقویت کنیم پس معصومین(ع) تنها متخصصانی هستند که شایستگی دارند که ما را هدایت کنند به ما دستورالعمل بدهند.@ اگر کسی به کمتر از معصوم اکتفا کرد خودش را پایین گرفته قیمت خودش را پایین آورده خودش را دست کم گرفته یعنی در واقع خودش را درست نشناخته که از کس دیگری در سبک زندگیاش دارد الگو میگیرد.@ در شوهرداری، زنداری، بچهداری، لباس پوشیدن، غذا خوردن، کار اقتصادی، کار هنری، کار سیاسی، در واقع این از کس دیگر دارد الگو میگیرد پس قیمت هر انسانی به مربی و الگویش است آن کسی که به تو خط میدهد آن کسی که تو دوست داری شبیه به او بشوی قیمتت هم همان است بیشتر از این نیست.@ نکته بعد این هست که قیامت هر کس با الگوی خودش محشور میشود با آن کسی که تو عملاً دوست داشتی شبیه به او بشوی اینکه من دوست دارم محشور شوم با فاطمه زهرا و امام حسین، هر روز عمرم هم من زیارت عاشورا بخوانم بگویم روز قیامت میخواهم در مقام شما باشم هیچ فایدهای ندارد.@ مگر اینکه در دنیا سبک زندگیام را به گونهای تنظیم کنم که منجر به تولد با آنها بشود و رسیدن به آنها، ولی وقتی که سبک زندگیام اصلاً با آنها سازگاری ندارد مثل کسی که میگوید من دوست دارم اورست بروم.@ ولی وقتی پای کوه میرود میبینی که یک کفش پاشنه بلند پایش کرده یک لباس تنگ، اصلاً مناسب کوهنوردی نه طنابی دارد هیچی نیاورده و میگوید من میخواهم با این کفشها و لباس اورست بروم یا یک آقایی دمپایی ابری بپوشد یک شلوار لی تنگ و تیشرت بپوشد و بگوید میخواهم اورست بروم.@ این معلوم است دارد خودش را مسخره میکند و سر خودش را کلاه میگذارد هدفی را که تعیین میکنیم باید سبکی هم که به آن هدف میخورد داشته باشی اگر آن سبک را نداشته باشی که به آن هدف بخورد شدنی نیست این نکته خیلی مهم است که اهل بیت اولین رابطه این است که ما رابطه حقوقی با آنها داریم یعنی آنها الگوهای ما هستند.@ عقل و شعور و فطرت ما میگوید هر کس که متخصص است باید از متخصص پیروی کرد باید ببینیم آن متخصص چه میگوید ما هم آن مسیر را برویم. رابطه دوم رابطه حقیقی بود آنهایی که خانواده ما و اصل ما و ریشه ما هستند با عاطفهای بینهایت بیشتر از عواطف پدر و مادر زمینی ما و طبیعی ما.@ وجود مقدس آقا امام زمان(ع) پدر حقیقی ماست خداوند ما را از او خلق کرده روح بینهایت و جاودانه ما از او و از اهل بیت خلق شده بنابراین این روح جاودانه را پدر و مادر ندارند که به کسی بدهند خود پدر و مادر آن روحشان را از آنها گرفتند پدر و مادر فقط زمینه جسم را میتوانند ایجاد کنند همین بدن جنسی و حیوانی ما را.@ این چیزی است که ما باید دقیقاً بفهمیم اگر کسی خودش را با هویت فرزندی اهل بیت نشناسد هم دنیا را میبازد هم آخرت را، یعنی هر دو را ضرر میکند حقیقت تو این است که تو فرزند اهل بیت هستی اگر این را نفهمی هر نوع آرزویی که داری فایده ندارد و به آن هم نمیرسی.@ این شکستهایی که آدم میخورد مثل کسی که شاهزاده باشد پدرش پادشاه بزرگی باشد پادشاه کل زمین باشد ولی این نداند یک گوشهای افتاده باشد نداند که پدرش همچین پادشاهی هست وقتی نداند پدرش همچین پادشاهی است و در گوشهای زندگی میکند ولی برایش فایدهای ندارد اگر هم فهمید باز هم فایده ندارد.@ چون اگر فهمید 50% کار خوب است که فهمیده این پدرش است ولی 50% کار این هست که خودش را به پدرش برساند مهم این است بنابراین ما اگر غیر از این هویت به خودمان نگاه کنیم دچار بیشخصیتی و کمبود شخصیت و فاجعههای زیادی در زندگیمان میشویم یعنی میافتیم به گدایی.@ یک کسی که میفهمد فرزند اهل بیت هست اول از این اشباع کامل و بینهایت عاطفی میشود یعنی با ارتباط با خانواده آسمانی خودش پر از شخصیت و قدرت و احترام و عزت است یعنی این را دارد نیاز نیست که از زمینیها، آدمهای زمینی کسب محبت و عزت و شخصیت بکند اصلاً گدا نیست یک شخصیت غنی است.@ از نظر عاطفی آویزان کسی نمیشود به قول معروف اصلاً سریش نیست و اگر هم کسی به او بیمحلی کرد برایش فرقی نمیکند به او برنمیخورد عصبانی و ناراحت و عقدهای نمیشود که کسی به من توجه نکرده اگر پدرش یا مادرش مُرد تأثیری ندارد یتیم هست ولی عزیز است لذا بزرگترین انسانهای تاریخ یتیم بودند.@ انبیاء را نگاه کنید انبیائی که ما میشناسیم غالبشان یا پدر یا مادر یا هر دو را از دست دادند شخصیتهای بزرگی که الان میشناسیم خیلیهایشان همینطور بودند با از دست دادن پدر و مادر زمینی کسی ذلیل نمیشود.@ اگر کسی گفت من عقده دارم من از اول پدر و مادر نداشتم من طعم پدر و مادر را نچشیدم، ما خیلی بزرگتر از پدر و مادر در زندگیمان داریم که میتوانیم با ارتباط با آنها میلیاردها برابر بیشتر از پدر و مادر زمینی عاطفه جذب کنیم.@ حالا کسی پدرش مرده باشد یعنی آدم گدایی است! این که در کتابهای روانشناسی غربی هست عقدههای روانی و بعد در این عقدهها یک کسی پدر نداشته باشد مادر نداشته باشد طعم محبت نچشیده باشد این مال کسانی است که خودشان را نمیشناسند با همان نگاه غربی و حیوانی درست است یعنی انسان را یک زن یا یک مرد ببینیم.@ بعد وقتی میگوییم پدر یا مادر ندارد یعنی بخش حیوانیاش پدر یا مادر ندارد و الا این همه آدمهای بزرگ تربیت شدند انبیاء که پدر و مادر نداشتند اینها را در کودکی از دست دادند بعضیها که اصلاً از اول هم پدر نداشتند مثل حضرت عیسی.@ بعضیها مثل پدرمان که از اول بیپدر و مادر بوده حضرت آدم(ع) نه پدر داشته نه مادر داشته ولی پیغمبر اولوالعزم پیغمبر بزرگی هست از بزرگترین انبیاء الهی است حضرت آدم(ع)، خیلی بزرگ است آنقدر بزرگ است که قرآن میگوید(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها) اینقدر عظمت داشته.@ این نگاه اگر در زندگی بیاید و باور بشود یعنی هر کس خودش را با شخصیت مادرش فاطمه زهرا ببیند و به قیمت او ببیند اصلاً نوع سبک زندگی شخص کلاً یک سبک بهشتی و قدرتمند پر از شادی و آرامش است.@ چون شما این پدر و مادرت را هیچ وقت از دست نمیدهی در دنیا با تو هستند هوایت را دارند میتوانی با آنها رفت و آمد بکنی میتوانی در دنیا با آنها کلی ارتباط داشته باشی از این ارتباط چقدر انرژی میاید.@ الان موقعی هست من بعضی وقتها این طلبههایی که قم میایند مثل یک دخترخانمی با یک طلبهای ازدواج کرده در یک شهرستانی، بعد حالا شوهرش الان سطح عالی رسیده باید بیاید قم ادامه بدهد به صورت تخصصی.@ این دختر مجبور است از خانهای که هست پیش شهری که پدر و مادرش هستند قم بیاید بعد گهگاهی میشود بعضی از خانمها پیش من میایند یا طلبهها در مورد خانمشان میایند میگویند این یک مقدار الان اینجا دور افتاده میگویم این باید رابطهاش با پدر و مادر زمینیاش خوب حفظ کنید.@ یعنی این باید بتواند دو سه هفته یکبار شهرستان برود با پدر و مادرش ارتباط داشته باشد به همدیگر تلفن بزنید به هر حال یک ارتباطی برقرار کنید این ارتباط زمینی شخص را آرام میکند اگر این ارتباط کاملاً قطع بشود من خارج هم که میروم میبینم در کشورهای مختلف که میرویم افراد افسردگی گرفتند.@ میبینی این که خارج رفته ارتباطش ضعیف شده به هم تلفنی بزنید در طول هفته در طول روز، الان هم که دیگر ارتباطهای دیگر هم وصل شده راحت چهره به چهره میتوانید همدیگر را ببینید که تخلیه بشوید.@ یک کسی که ارتباطش با خانواده آسمانیاش یعنی اهل بیت ضعیف باشد حتی اگر ارتباطش با خانواده زمینیاش هم قوی باشد باز نمیتواند به شادی و آرامش کامل برسد شادیها و آرامشش ضعیف است فقط کسی همیشه میتواند شاد و آرام باشد که ارتباطش با اصلش با خانوادهاش با ریشهاش یک ارتباط قدرتمند باشد.@ یعنی بتواند با اهل بیت ارتباط داشته باشد رفت و آمد بکند با اولیاء خدا با اهل بیت با آنهایی که قرار است چند روز دیگر بعد از وفاتش با آنها زندگی بکند ما چند روز دیگر وقتی میخواهیم وارد برزخ بشویم دو گروه هستند که میشود با آنها زندگی کرد خودمان هم باید انتخاب کنیم که این دو گروه چه کسانی هستند.@ یکی گروههایی هستند که سر نماز میخواهیم با آنها ارتباط داشته باشیم(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) آنها چهار گرو بودند در قرآن گفت(الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ) انبیاء صدیقین شهدا، صالحین، چهار گروه، بهشتیان بودند یک گروه هم گروههای منافق و مشرک و کافر هستند که اهل جهنم هستند.@ این بسته به این هست که در زندگیات گرایش داری با چطور آدمهایی رفتار بکنی در مهمانیها مهمانیهای چطور آدمهایی را بروی چه کسانی را خانهات دعوت بکنی چه کسانی بیایند مهمانت شوند دوستان چه کسانی هستند چندتا دوست داری آن دوستان چه کسانی هستند بهشتی هستند یا جهنمی.@ سبک زندگی کدام یک از این گروهها را انتخاب کردی اینها به انتخاب خودمان است خدا اختیارش را به خودمان داده که تو میتوانی مسیر آخرتت را خودت انتخاب کنی مختار هستی میتوانی با بهشتیان زندگی بکنی با آدمهای سالم زندگی بکنی عاشق بهشتیان باشی.@ خوبی زندگی دنیا و شیرینیاش این هست که ما ارتباطمان با خانواده آسمانیمان در اینجا قطع نیست یعنی خانواده آسمانی با ما اینجا هستند ما هر روز میتوانیم این ارتباط را تقویت و قوی کنیم و با آنها رفت و آمد داشته باشیم.@ آدمها و دوستانی که شبیه آنها هستند پیدا کنیم دوتا پنج تا ده تا صد تا هر چقدر بیشتر بهتر هست که از این رفیقها انتخاب کنیم و زندگی واقعاً یک زندگی پرشور و پرهیجان و شادی میشود وقتی که انسان این نوع ارتباطات را دارد و با همین نیتی که گفتم ارتباط با خانواده آسمانی.@ ولی اگر نه بگوید من یک زن و مرد مسلمان هستم یک آقایی هم به نام امام رضا مشهد هست فقط امام است یعنی یک رابطه حقوقی در نظر بگیریم مرد توانا و مقدسی است من هر وقت حاجتی داشته باشم حاجتمان هم معمولاً در بخشهای پایینی است یا ازدواج، مسکن، قبولی در کنکور، یا مشکل مالی است یا شفاست حاجتهای اینطوری.@ دیگر این ارتباط گرم نیست فقط شما میروید مثل یک آدم انگل و یک رابطه انگلی از یک نفر میخواهی چیزی را دریافت کنی ولی با خودش هیچ وقت گرم نیستی به عنوان پدر کنارش نمیروی اینطوری به تو لذت نمیدهد.@ وقتی یک موقع هست میگویی نه من با امام رضا کاری ندارم حاجتی نمیخواهم دلم برایش تنگ شده به خاطر دلتنگیام میخواهم بروم، مگر شما پیش پدر و مادرتان میروید هر دفعه میخواهید از آنها چیزی بگیرید! چه بسا میروید و به آنها هم چیزی هدیه میکند و میدهید قشنگی رابطه همین است که در آن نگاه انگلی نباشد.@ حالا نمیگویم که خواستههایمان را از آنها نخواهیم ما غیر از آنها کسی را نداریم پدر و مادر اصلی ما آنها هستند باید از همانها بخواهیم آن سر جای خودش، ولی اهل بیت خیلی دوست دارند که شما جدای از اینکه آنها را بابالحوائج میدانیم پدرمان بدانیم چیه مثل انگل بچسبیم به فاطمه زهرا این را میخواهیم آن را میخواهیم.@ ولی با خودش به عنوان مادرمان ارتباط عاطفی نداشته باشیم بد است پدر زمینی هم بدش میاید که هر وقت چیزی میخواست پیش پدرش میرفت میگفت باباجان، بابا گفت زهرمار الان چه میخواهی، این وقتی میگفت باباجان معلوم بود این نحوه حرف زدن یعنی دست در جیبت بکن.@ پدرش متنفر میشود میگوید چیه این بچه فقط من را کارخانه اسکناس میبیند مواقعی که نیازهای طبیعی دارد رابطه عاطفی با پدرش ندارد خود پدر هم میفهمد میگوید از این پنج شش تا بچه من فقط این هست که خیلی عاطفه دارد رابطهاش با من انگلی نیست.@ مثلاً حواسش به تولد من هست وقتی من مریض میشوم خیلی حواسش هست برایم هدیه میخرد این عاطفه خیلی قشنگ است. اهل بیت هم خیلی دوست دارند که ما جدای از ارتباطاتی که به عنوان بابالحوائج با آنها داریم یک ارتباط عاطفی و شخصی با آنها برقرار کنیم و این ارتباط عاطفی شخصی وقتی در زندگی میاید پر از عشق است.@ دیگر حالا من پدر و مادر زمینیام به من محل نگذارند همسرم به من بیعاطفگی کند برادر و خواهرانم آدمهای بدی باشند، جای همه چیز را کاملاً پر میکند وقتی که انسان این را میفهمد و این عشق و رابطه را تجربه میکند میفهمد که بیهمگان به سر شود بیتو به سر نمیشود.@ یعنی میفهمد که هیچی جای این عشق و عاطفه و محبت را نمیگیرد و این جای همه را میگیرد همه کس آدم میشود فقط به اهل بیت میشود گفت همه کس و همه هستی ما هستند اگر یادت رفت که بچه اهل بیت هستی گدا میشوی.@ آن موقع است که به آدمها وابسته میشوی به زمینیها به بخشهای پایینی عادت میکنی یعنی عشق و عاطفه و شخصیت و احترام را میخواهی از آدمها دریافت کنی که آن موقع است که کافی است یکذره به تو بیمحلی کنند دو پیامک به تو دیر برسد دوتا تلفن به تو دیر زده بشود خوب و باکیفیت به تو احترام نگذارند.@ میگوید خوب جلوی من بلند نشدند سر سفره اینطوری شد همه چیز جلوی من نگذاشتند زبان کلهپاچه را جلوی آن باجناق گذاشتند جلوی من نگذاشتند این اعصابش خورد میشود پدرم با برادرم اینطوری کرد با من نکرد همهاش بدبخت است دنبال این هست که از این و آن یکذره احترام بکَند وقتی که پر است به هیچ چیز اهمیت نمیدهد.@ حالا کسی میخواهد به او محل بگذارد یا نگذارد، چون ثروت دارد شخصیت دارد اصلاً برایش مهم نیست که پدرش به او محل بگذارد یا نه، این به پدرش محل میگذارد میگوید پدرم است حرمتش را دارم به او محبت میکند اما خودش میتواند به میلیونها آدم محبت بکند و تواناییاش بیشتر میشود چون ثروتمند است.@ ولی هیچ وقت آویزان کسی نیست اینطوری نیست که اگر پدرش به او بیمحلی کرد بگوید من با پدرم قهر هستم چون عروسی برادرم 20 میلیون خرج کرد عروسی من 10 میلیون خرج کرد اینطوری نیست یک آدم بدبختی نیست.@ اصلاً مقایسه نمیکند یک آدم بزرگی است دیگر نه کینه به دل میگیرد نه حسادت سراغش میاید نه بدبینی دارد نه اعصابش خورد است یک آدم برجسته و باشخصیت یک آدم ثروتمند و شاد و آرام است با کسانی که قرار است تا جاودانگی تا بینهایت زندگی کند از همین الان رفیق است.@ چون شما اگر از دنیا رفیق نشوید بعد از آخرت رفیق نمیتوانید بشوید فایده ندارد اینجا باید رفت و آمدت را شروع کنی برقرار کنی و انس بگیری و از آنها لذت ببری اینجا باید از آنها دریافت عشق، عاطفه، قدرت، عزت، کرامت و بزرگی بکنی.@ و الا همه آویزان یک مرد یا زن هستی حالا این مرد میتواند اسمش نامزد یا شوهر باشد میتواند پدر یا برادر باشد یا خانمی باشد حالا خواهر یا مادر باشد همیشه آویزان یک نفر هستی همیشه گدا هستی همیشه کمبود داری همیشه عقدهای هستی همیشه محتاجی، همیشه له میشوی و این در شأن ما نیست.@ خدا ما را برای اینقدر گدایی و بدبختی و آویزان بودن و کوچک بودن و له بودن و غصه خوردن خلق نکرده برای همین هم پیامبر فرمود کسی که در دنیا غصه میخورد آخرتش هم باید جهنم برود(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند او را کوچک کند این جهنمی است.@ چطوری دنیا ما را کوچک نکند ما در دنیا غصه نخوریم؟ اینکه به ثروتهای حقیقی و قدرتهای حقیقی متصل باشیم اگر به ثروتها و قدرتهای حقیقی متصل شدیم دنیا هر اتفاقی بخواهد بیفتد من کوچک نمیشوم اول از این چون من اهل دنیا نیستم خانهام جای دیگر است از جای دیگر آمدم اینجا غریبه هستم اینجا آدمی هستم موقتاً در این رحم قرار گرفتم.@ (وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ) قرآن فرمود شما در زمین یک مدت محدودی در اینجا هستید کره خاکی اصلاً زمین من خانه من وطن من نیست من اصلاً مال اینجا نیستم پس خیلی مهم نیست در این مدت سفرم که اینجا هستم دنبال کیفیتها نیستم غصهای ندارم شخصیتم از اول معلوم است.@ من بیصاحب و بیریشه نیستم صاحب دارم از بالا آمدم میدانم ریشهام کیست اصل و نسبم میدانم چیست، گم نیستم بیهویت نیستم که ندانم چه کسی یا چه چیزی هستم پدر و مادر زمینیام هر کس میخواهد باشد باشد اصلاً من ندانم، سرراهی هستم مهم نیست یک بچه سرراهی که اصلاً نمیدانم پدر و مادرم کیست.@ این پدر و مادر مال بخش زمینی من بوده ما الان چقدر بچهها داشتیم که نمیدانستند پدر و مادرشان کیست سرراهی هم بودند در همین بهزیستی هم بزرگ شدند الان شما بروید ببینید همهشان شهید شدند یعنی الان پیش خود خدا هستند.@ آنطرف بهشت بالای بهشت هستند(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) پیش خود خدا هستند اصلاً مهم نیست که پدر و مادر زمینی من چه کسی هستند آیا قاچاقچی بوده دزد بوده مردند، پدر و مادر زمینی من هیچ نقشی در شخصیت من ندارند که من غصه بخورم حالا پدر و مادر من هر کس میخواهند باشند باشند.@ ما آدمهای بزرگی داشتیم که در رکاب اهل بیت(ع) شهید شدند پدر و مادرشان دشمنان اهل بیت بودند ولی خودشان فرزندان و دوستان اهل بیت بودند اصلاً این قضیه مهم نیست که من غصهاش را بخورم.@ ولی وقتی من خودم را نشناسم میگویم پدرم این است مادرم این است و وقتی هم ازدواج میکنیم یک زن نادان یا یک شوهر نادان خانواده یک کسی را به رخش میکشد این خیلی بد است من خودم شخصیت دارم خودم انسان هستم خودم بزرگ هستم خانوادهدار هستم مادرم فاطمه زهراست آبا و اجداد طاهرین دارم.@ شخصیت اصلیام این است حالا شخصیت بدنیام مال کجا باشد مگر فرقی میکند مثل یک نفر از شمال عاشق یک دختری میشود از جنوب، مگر جنوبی و شمالی در سعادت زندگی یا در شخصیت کسی فرق دارد؟ نه، رنگ پوست فرق میکند؟ نه.@ اینها که اصلاً جزء هویت شخصی انسان نیست میخواهم بگویم بخش زمینی زمینی جزء اصلی شخصیت من محسوب نمیشود ما امامزاده هم داریم جهنمی است با اینکه شخصیتش از نظر زمینی پدر و مادر زمینیشان ائمه بودند برادر امام است پسر امام است.@ اما خود امام زمان لعنتش میکند این میتواند برود بگوید پدر زمینیام امام هادی هست برادر امام عسکری جعفر کذاب، پدرت میخواهد امام هادی هم باشد افتخاری نیست آن که افتخار است این است که من شخصیت اصلیام فرزند اهل بیت(ع) هست این خیلی مهم است این را من باید بفهمم و باور کنم.@ اگر این را باور کردم آدمی هستم که هر جا باشم آدم باشخصیتی هستم نیازی به اینکه خودم را لوس کنم نیازی به اینکه خودم را بخواهم در دل کسی بکنم نیاز اینکه بخواهم با کارهای غلط و نامشروع و خراب و کارهایی که گناه هست خودم را در دل کسی بکنم.@ نیازی به این کار ندارم چون خودبهخود ذاتاً بزرگ هستم اصلاً خدا من را بزرگ آفریده خداوند در قرآن فرمود(سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) آنچه که در آسمان و زمین است برای تو خلق کردیم پس هیچی در آسمان و زمین نیست که از من بزرگتر باشد همه به خاطر من خلق شدند همه برای من خلق شدند.@ ما اساساً چون نفر دوم هستیم ما بعد از خدا نفر دوم عالم وجود هستیم بنابراین اساساً معشوقی پایینتر از خودمان نداریم معشوق ما باید بالاتر از خودمان باشد که آن هم یک نفر بیشتر نیست(لا إله إلا الله) الله تبارک و تعالی معشوق ماست اصل ماست و حقیقت ماست خانوده آسمانی ما حبیب ما هستند.@ (لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه) در دعای آل یس امام زمان(ع) میگوید(لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه) ما محبوبی رفیقی دوست داشتنیتر خواستنیتر از پیغمبر و اهلش نداریم اگر قرار است آدم عاشقی کند عاشق اینها باشد اگر قرار است اصل و ریشه داشته باشد به اصل و ریشه خودش نگاه کن.@
بحثی که الان داریم راجع به پدر فعلیمان هست یعنی این امام زمانمان که زنده است روی کره زمین هست در برزخ نیست همینجاست گفتیم این پدرمان متأسفانه به خاطر بیعاطفگیهای ما 1180 سال است که علی(ع) فرمود(الشرید الطرید الفرید الوحید) آواره، طردشده تنها و یگانه است به خاطر بیوفاییهای ما.@ خودش هزار سال پیش آنقدر دلتنگ ما بود دلتنگ بچههایش بود بعد از اینکه 79 سال غیبت صغری را تحمل کرد و 100 سال هم غیبت کبری را تقریباً، پدر است عاطفه دارد دوست دارد زودتر بیاید پیش بچههایش، بالای سر بچههایش باشد بچههایش را بزرگ کند مثل خودش بشوند.@ نمیخواهد بچههایش با استعدادهای جاودانهای که دارند تلف شده به برزخ بروند امام(ع) خیلی ناراحت است دوست دارد هر کدام از ما را به اندازه خودش بزرگ بکند خیلی سخت است یک پدری دوست دارد بچهاش به جایی برسد.@ بچهاش اصلاً او را نشناسد قدرش را نداند یکجایی خودش در جایی خودش را تلف کند خیلی سخت است آن هم با عاطفهای که امام زمان دارد غیر از عاطفه پدر و مادر زمینی هست بینهایت عاطفه امام زمان نسبت به ما بیشتر است.@ میدانید چقدر غصه میخورد وقتی یک نفر بینهایت عاطفه به یک نفر داشته باشد و او نفهمد که این پدرش است و قدر خودش را هم نداند و بد و کثیف و کوچک زندگی کند دنبال هوسهای جسمی و بدنی و حیوانی و گیاهی باشد خیلی سخت است.@ حضرت(ع) یک نامه نوشت به شیخ مفید در آن نامه نوشت که دوتا خصوصیت در فرزندان من نیست که اگر باشد من با عجله میایم یکی وفاداری، یکی همدلی، گفت وفادار نیستند به من عاطفه ندارند ضعیف هستند و یکی هم اینکه به همدیگر کمک نمیکنند که بیایند زودتر موانع ظهور من را برطرف کنند تا من بیایم نجاتشان بدهم و کمکشان کنم.@ مسأله وفاداری مسأله فوقالعاده مهمی هست الان در ایامی هستیم که ایام سوگواری سیدالشهداء(ع) هست و سیدالشهداء(ع) درباره اصحابش بعد از اینکه اعلام کرد که ما فردا کشته خواهیم شد هر کس میخواهد برود برود.@ اکثراً رفتند چون وفا نداشتند به خاطر امام نیامده بودند به خطر دنیا دور امام آمده بودند که این فردا خلیفه میشود و ما هم به جایی میرسیم حضرت فرمود نه بدانید ما همه کشته میشویم آنهایی که ماندند حضرت بعد از اینکه دید اینها که ماندند دیگر نمیروند.@ اول از این جایشان را در بهشت به آنها نشان داد و یک جمله قشنگی دارد میفرماید(إنّی لا أعلَمُ أصحابَاً أوفی وَ لا خَیرَاً مِن أصحابی) من اصحابی وفادارتر و بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم آنها ماندگار شدند.@ وفا خیلی مهم است که آدم به خانواده و اصل و ریشه خودش وفادار باشد به آرمان خانواده خودش وفادار باشد این خیلی اهمیت دارد ما باید نسبت به خانواده آسمانیمان وفادار باشیم ما باید به اهل بیت وفادار باشیم به آنها خیانت نکنیم سبک زندگیمان را از غیر از آنها، از دشمنان آنها نگیریم.@ روشهای زندگیمان را از دشمنان آنها نگیریم با آنها ارتباط داشته باشیم گرم و صمیمی باشیم و به خصوص با وجود مقدس آقا امام زمان، ما باید روابط عاطفیمان را روزبهروز با امام زمان تقویت کنیم انسمان را با امام زمان روزبهروز بیشتر کنیم چون حاضر و ناظر هست اعمال ما، فرمود در هفته دو روز، بعضی از روایت فرمود همیشه در محضر آقاست.@ خدا رحمت کند امام را فرمود دوشنبه و پنجشنبه که میبیند مواظب باشید از دست شما گریه نکند و پیش فرشتهها شرمنده نباشد از عملکرد شما، ما اگر لااقل کمکی به پدر و مادرمان به خانواده آسمانی به امام زمان نمیکنیم.@ لااقل برای آنها ننگ نباشیم غصهشان ندهیم با رفتارمان با سبک زندگیمان با نوع زندگیمان با شوهرداریمان با زنداریمان با تربیت غلط بچهها، با لقمههای ناجور خدای نکرده، با سبک زندگی گناهآلوده، حداقل دیگر گناه را برایشان نفرستیم اگر نمیتوانیم کمکشان کنیم.@ ایشان الان طردشده و تنها و آواره است به کمک تکتک من و شما نیاز دارد و دارد ما را صدا میکند میگوید(هل من ناصر ینصرنی) پس ما باید به کمکش برویم باید برویم موانع ظهورش را برطرف کنیم هر چقدر میتوانیم در درجه اول در وفاداری ما باید با حضرت انس بگیریم شما باید لحظه به لحظه به انستان نسبت به حضرت زیاد کنید.@ یعنی چون زنده است شاهد شما هست و حتماً همه کارهای ما را میبیند لحظه به لحظه کنار ماست شما نفس بکشید میشنود امام است احاطه کلی دارد به کل انسانها و کل عوالم احاطه دارد بنابراین وقتی کنارت هست میشنود با او حرف بزن.@ اول سعی کنیم که خودمان را به حضرت نزدیک کنیم هر روز سعی کنید حتماً دعا کنید کمترین دعا همین دعای فرج هست که سلامتی حضرت را میخواهیم فقط معنیاش را بفهمیم چه میگوییم(اَللّهُمَّ کُن) خدایا تو باش برای ولیات حجۀ ابن الحسن که صلوات تو بر خودش و آبائش باش.@ (ولیاً) ولی باش(و حافظاً) حافظ باش(و قائداً) راهبری کن کمکش کن(حَتّی تُسکِنَهُ أرضَکَ طَوعا) تا اینکه زمین به اختیار خودش آن زمین خودش را در اختیار حضرت قرار بدهد وقتی میگوییم(طوعا) یعنی زمین باید آمادگی داشته باشد تا حضرت را بپذیرد.@ این آمادگی را ما باید ایجاد بکنیم که زمین طوری فراهم بشود که پدر و اماممان بیاید و حاکمیت را در زمین به دست بگیرد ما باید زحمت بکشیم آن(طوعا) که میگوییم مسئولیت گردن ما میاورد ما باید زحمت بکشیم برای وجود حضرت صدقه بدهیم وقتی صدقه میدهیم اول صبح به صبح، چون صدقه صبح غیر از صدقه شب است.@ صدقه شب یک سلسله از موانع را برطرف میکند صدقه صبح یک سلسله دیگر از موانع را، برای همین صدقاتتان را تقسیم کنید یک مقدارش را صبح بدهید یک مقدار را شب، بهترین کار هم این است که در خانه این کار را بکنید.@ یک نفر را یکی از بچهها را اگر مسئولیتپذیر هست او را این کار را بکنید مسئول صدقه بکنید که شما باید هر روز از ما پول بگیرید یا هفتگی یا ماهانه، خودت هر روز صدقه را کنار بگذاری یک نفر را در خانه مسئول بکنید که هر روز برای آقا امام زمان(ع) در درجه اول و بعد برای سایر اعضای خانواده مقداری را صدقه هر روز صبح کنار بگذارد شب هم همینطور، این خیلی مهم است.@ نکته دیگر این هست که دعاهای دیگری هست که خیلی عاشقانه است که عاطفی است ارتباطات عاطفی صمیمی هست که مثل زیارت آل یس که در همه حالتهای پدرت با او سلام و علیک میکنی(السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقُوم) موقعی که میایستی، موقعی که مینشینی، موقعی که قرائت داری، موقعی که رکوع داری.@ این خیلی زیباست پنج دقیقه هم بیشتر نمیکشد آنهایی که عربی بلد هستند عربی، آنها که بلد نیستند فارسی، فقط به شرطی که بفهمید چه میگویید، من دنبال این نیستم که یک مشت دعا بخوانید باید حس برقرار بشود حس زمانی برقرار میشود که تو میفهمی داری چه میگویی عاشقانه میتوانی حرف بزنی.@ و الا نمیشود دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند یک نفرشان انگلیسیزبان باشد یک نفرشان عربیزبان باشد این به آن پیامک انگلیسی بدهد این که نمیفهمد آن هم به این پیامک عربی بدهد رابطه برقرار نمیشود این به درد نمیخورد.@ باید بفهمید که دارید چه میگویید این خیلی مهم است برای همین حضرت فرمود(لا خَیرَ فی قَرائَۀٍ لا تَدَبُرَ فیها) در خواندنی که فهم نیست خیری هم نیست ما برویم امام رضا بیست صفحه هم عربی بخوانیم ارتباط برقرار نمیشود چون تو نمیفهمی چه میگویی.@ فارسی را بخوان مهمتر از اینکه شما این دعاها را میخوانید این هست که شما عرضه داشته باشید خودت حرف بزنی مگر آدم برای امام زمانش حرف ندارد پدرت است مادرت فاطمه زهرا، برای مادرت حرف نداری بزنی.@ مگر آدم هر وقت اینها را میبیند باید بگوید زن میخواهم شوهر میخواهم چکم را برطرف کنید، اینطوری که نیست تو برای پدر و مادر زمینیات چقدر حرف داری برای زدن، یا دوستانت، اینها که از همه بالاتر هستند برویم بنشینیم حرف بزنیم.@ یک موقع زیارت امام رضا(ع) رفته بودیم یک آقایی با من بود از این خارج رفتههای خیلی تحصیلکرده و روشنفکر، مشهد آمده بود میگفت من الان چه بخواهم؟ به این آقا چه بگویم؟ یک مقدار برایش حرف زدم توضیح دادم ولی خیلی فشرده، گفتم آن دهاتی را میبینی برو کنارش بایست ببین چه میگوید.@ اینها که از دهات میایند میدانید چطوری حرف میزنند عربی هم حرف نمیزنند گفتم برو کنارش بایست ببین چطوری حرف میزند، این رفت کنار آنها ایستاد گوش میکرد که این به امام رضا چه میگوید، آقا جان قربانت بروم.@ چند دقیقه ایستاد یکدفعه دیدم زیر گریه زد دلش باز شد حالا یاد گرفتم چه بگویم، باید برود حرفش را بزند این همه حرف داریم بزنیم یاد بگیریم حرف بزنیم لازم نیست که یک حسی بگیریم مگر شما وقتی داری با یک نفر SMS بازی میکنی میروی وضو میگیری رو به قبله میایستی SMS میدهی؟@ یک خانم خانهدار یک رفیقش به او حرف زده خیلی هم برایش عزیز است گوشی را گرفته ظرف را هم میشوید و دارد حرف میزند داری ظرف میشویی داری رانندگی میکنی شروع کن به حرف زدن اگر حرفت نمیاید یعنی هنوز کوچک ماندی ضعیف ماندی.@ هنوز قوی و جدی نشدی هنوز نخودی هستی با بزرگان حرف نداری با کوچکها حرفت میاید مثل بچه کوچکها که با هم خیلی حرف دارند ولی وقتی پیش پدر و مادرشان میایند خیلی حرفی ندارند اگر حرفی داشته باشند میگویند مامان این را میخواهم بابا این را میخواهم نق و غر بزنند اما حرف رفاقتی با پدر و مادرشان ندارند این بد است.@ ما باید خودمان را تقویت بکنیم حرف حسابی داشته باشیم چقدر هم با اینها میشود حرف زد ما آن جلسهای که تمرین هست یک جلسهای داریم به نام قرب با اهل بیت، تمرینهایش را دادم حتماً بگیرید تمرین کنید که چطوری هر روز تمرین کنید.@ چند دقیقه که ارتباط و انستان انشاء الله با اهل بیت بیشتر شود. یکی از چیزهایی که گفتم گفتم مگر شما نمیگویید امام زمان پدرتان هست مگر فاطمه زهرا مادرتان نیست الان یکدفعه دلت برای فاطمه زهرا تنگ میشود بنشین با او حرف بزن والله میشنود.@ اگر خیلی سختت است یعنی نمیتوانی باور کنی به او پیامک بده روی پیامک تلفنات یک متنی را بزن هر چه که دوست داری برای فاطمه زهرا بنویس چون پیامکها واقعاً میرود در تلفن میزند ارسال شد شما شماره اشتباه هم که بزنید تلفن میگوید ارسال شد اسم فاطمه زهرا را بنویس مادرم، بزن و مطمئن باش میرسد.@ اگر شما پیامک بزنید یقیناً میرسد عرضه داری روزی دوتا پیامک برای مادرت برای امام زمان بفرستی یا نه، برای خدا بفرست بنشین با خدا حرف بزن برای خدا بنویس ما تمرین نوشتن دادیم یک بخشی را بگذار چه خودتان کتاب بخرید خیلی هم ارزش دارد.@ یک دفترچه زیبا انسان تهیه کند در خانه روزی چند خط برای خدا بنویس برای اهل بیت، یک موقع هوس میکنی یاد امام زمان میافتی برایش یک چیزی بنویس برایش هدیه کن یکی یاد مادر حضرت امام زمان حضرت نرجس خاتون(س) برای ایشان بنویس برای اباالفضل بنویس تمرین کنید دائماً این ارتباطات را تمرین بکنید.@ روی این ارتباطتان و انستان کار کنید بیش از هر چیز روی انس با وجود مقدس آقا امام زمان(ع) کار کنید هر روز به یاد ایشان باشید هر روز چند دقیقه با او حرف بزنید هر روز به او سلام بدهید و میبینید که شما پنج دقیقه عاطفه بریزید خیلی عاطفه در قلبتان تولید میشود.@ همانطور که فرمودند که اگر یک وجب پیش ما بیایید ما یک ذراع پیش شما میاییم اگر شما یک ذراع بیایید ما یک باع میاییم اگر به سوی ما راه بیایید ما به سوی شما میدویم این اتفاقات قشنگ میافتد این را تمرین بکنید با خانواده اصلیتان که قرار است با آنها زندگی بکنید.@ اصل خانواده شما، حقیقت شما، ریشه شما هستند تمرین کنید از الان انس بگیرید چون خیلی بد است که ما بمیریم و هیچ انسی نداشته باشیم خیلی زشت است و خیلی شرمآور است و خیلی برای ما حسرت میاورد.@ بزرگترین محصول زندگی یک انسان در دنیا میزان انسی هست که با الله و خانواده آسمانیاش، بزرگترین عرضه، افتخار، ثروت و دارایی یک نفر میزان انسی هست که با حق تعالی و خانواده خودش اصل خودش و انسانهای بزرگ عالم انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین میتواند برقرار کند.@ خدایا به حق محمد و آل محمد روزبهروز انس ما را با خودت و اهل بیت و اولیائت بیشتر بفرما. پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس پدر آسمانیمان آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان.@ مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، شفای مریضان، و حل مشکلات جوانها، سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنان(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و فرزندان وفادار و سربازان فداکاری برای حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@