اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث ما درباره عمر در این موضوع که باید از عمر استفاده کرد و ما در برابر تکتک لحظات عمر مسئول هستیم گذشت درباره مفهوم زمان در دنیا و آخرت بعداً توضیحات بیشتری خواهیم داد که چون قبلاً به بهانههای مختلف از قبیل مراقبات شب قدر و بعضی از مسائل دیگر مطالبی را در همین موضوع خدمتتان عرض کردیم عجلهای نداریم برای اینکه بحث زمان را در دنیا و آخرت الان خدمتتان بگوییم.@ الان به موضوع خیلی مهمی میخواهیم بپردازیم و آن این هست که بعد از اینکه مسلم شد ما نسبت به جوانیمان و عمرمان مسئول هستیم و در برابر لحظه به لحظه و ساعت به ساعت مصرف عمرمان مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت و این عمر باید محصولش یک سعادت و خوشبختی ابدی باشد و ما باید به هیچ وجه در مصرف عمر عقبگرد نداشته باشیم.@ توقف نداشته باشیم حرکت بکنیم حرکتمان کُند نباید باشد سریع باشد در سرعتمان هم باید اهل سبقت از دیگران باشیم و سلانه سلانه حرکت نکنیم اهل سبقت باشیم بعد از اینکه اینها مشخص شد سؤال اساسی این هست که حالا ما عمرمان را چطوری مصرف بکنیم.@ شاید مهمترین سؤال یک جوان یا یک انسان بعد از اینکه میداند و میفهمد که باید در مقابل عمرش پاسخگو باشد و مصرف عمرش پاسخگو باشد این هست که من از عمرم چگونه استفاده بکنم عمرم را صرف چه کارهایی بکنم به چه کارهایی بپردازم که بتوانم فردای قیامت جوابگوی مصرف این هزینه سنگین این سرمایه بسیار گرانبها که بهایش ابدیت هست باشم.@ برای اینکه این مسئله خوب جا بیفتد یک مقدمهای را که قبلاً هم عرض کرده بودم باز عرض میکنم جنین در رحم مادر اگر بخواهد به تولد سالم برسد چارهای ندارد مگر اینکه خودش را بسپارد به جریان هدایتی که منطبق با شرائط زیستی دنیا او را بار میاورد باید خودش را به این جریان بسپارد.@ یعنی دنیا وقتی که رحم را ایجاد میکند از درون خودش چیزی را به داخل رحم میفرستد که عبارت است از اسپرم از مرد و تخمک از زن که بعد سلول تخم تشکیل میشود و بعد به داخل رحم میرود یعنی(فِي قَرارٍ مَكِينٍ) در آن قرارگاه محکم که قرآن کریم میفرماید.@ دنیا همینطوری که دارد رحم را اداره میکند موجودی هم که در رحم هست را اداره میکند اما آن موجودی که در رحم هست را چطوری اداره میکند؟ منطبق با شرائط زیستی خودش تربیت میکند یعنی اگر اجازه میدهد در رحم باشد حیات رحم را تضمین میکند و حیات جنین در رحم را هم تضمین میکند.@ ولی جنین را منطبق با شرائط زیستی خودش که بعداً قرار است به آن برگردد تربیت میکند در واقع قوانین حاکم بر رحم قوانین دنیایی هست و اگر جنین بخواهد سالم به این دنیا برگردد باید خودش را تسلیم محض بکند نسبت به قوانینی که دارند او را منطبق با شرائط زیستی دنیا بار میاورند و تربیتش میکنند.@ اگر جنین کاملاً خودش را به این جریان بسپارد بعد از مدتی که دنیا به رحم فشار میاورد و از او جنین را بازخواست میکند میدانید که مکانیزم زایمان اینطوری هست که زن دردش میگیرد و دیواره رحم به جنین فشار میاورد و او را خواه ناخواه بیرونش میکند این همان حالتی هست که موقع تولد ما از دنیا هم همینطوری هست.@ موقع تولد ما از دنیا ما را بیرون میاندازند اینجا دیگر ماندگار نیستیم به زور ما را به بیرون از دنیا پرت میکنند به سمت برزخ، منتهی بیرون رفتن مؤمن با بیرون رفتن کافر فرق میکند بیرون رفتن مؤمن یک طور هست و بیرون رفتن کافر یک طور دیگر است ولی به هر حال باید جبراً بیرون بیایند چارهای نیست.@ رحم هم بعد از یک مدت به طور جبری به جنین فشار میاورد و او را بیرون میکند اگر جنین خودش را به شرائط حاکم بر رحم که شرائط دنیایی هست سپرده باشد آن موقعی که رحم دیگر پذیرایی او را ندارد و او را بیرون میکند او تولدش تولد مبارکی هست سالم به دنیا متولد میشود و آماده بهرهبرداری از نعمتهای بیکران و شرائط زیستی بسیار بسیار پیشرفته و عالی دنیا خواهد شد.@ پس وظیفه یک جنین در رحم این هست که خودش را بسپارد به آن مجموعه مقررات تا سالم متولد بشود عین همین مسئله در مورد جنین روح در رحم دنیاست آخرت اول دنیا را به وجود میاورد در درون خودش، آخرت احاطه بر دنیا دارد عالم برزخ محیط بر دنیاست.@ اول دنیا را به وجود میاورد یعنی رحم را اول ایجاد میکند بعد که این رحم دنیا را ایجاد کرد تجهیزش میکند شرائط زیستی به آن میدهد آب میدهد هوا میدهد دریا میدهد گیاه میدهد لایه ازن روی آن میبندد که این موجودی که قرار است در آن زندگی بکند مشکلی برایش ایجاد نشود خدا کاملاً این داستان خلقت و تجهیز زمین را در قرآن داریم داستان بسیار خوبی هست.@ به هر حال این زمین را تجهیزش میکند آمادهاش میکند بعد انسان را در این رحم میفرستد از خودش یعنی عالم آخرت چیزی را به درون دنیا میدهد. این جنینی که در رحم هست را قبلاً دنیا به وجودش میاورد یعنی دنیا رحم را به وجود میاورد از خودش چیزی را در رحم میدهد که عبارت است از آن سلول تخم.@ بعد آن را پرورشش میدهد تا تبدیل به یک جنین میکند بعد این جنین را دست و پا و اندام متناسب با این سمت به او میدهد بعد واردش میکند به خودش دوباره او را برمیگرداند یعنی یک سیر رفت و یک سیر برگشت دارد یک نزول و یک صعود دارد یک رفت دارد یک معاد دارد برمیگردد به دنیا میاید این معاد است.@ قبل از آن آخرت هم همین کار را میکند آخرت دنیا را اول ایجاد میکند تجهیزش میکند آمادهاش میکند برای شرائط زیستی که بشود در آن موجودات زندگی بکنند تجهیز که شد بعد در آنجا از خودش چیزی را میدهد.@ اگر یادتان باشد قبلاً که این قوس را کشیدیم گفتیم که در اولین تجلی خداوند روح را خلق کرد که این در یک قوس، قوس نزول از جبروت وارد ملکوت میشود که همان برزخ هست و بعد میاید در ناسوت یا طبیعت بعد دوباره باید برگردد به جایگاه اولیه خودش این ملکوت و این هم جبروت.@ پس از قبل از طبیعت یا ناسوت ما ملکوت و جبروت را داشتیم بعد از طبیعت هم همان برزخ یا ملکوت داریم یا جبروت به بالاتر، حالا وقتی که از خودش چیزی را در طبیعت میدهد بعد از اینکه منطبق با شرائط زیستی بار آمد دوباره به ملکوت برمیگرداند و بعد دوباره از ملکوت هم به عوالم دیگر میرود.@ بنابراین آن روح نفخه در دنیا میاید وقتی که این نفخه را میفرستد این نفخه مال عالم قبل از دنیاست قرار است به آخرت برگردد و چون میخواهد برگردد و معاد دارد باید منطبق با جایی که قرار است برگردد بار بیاید یعنی طبق مقررات آخرت بار بیاید.@ لذا قوانین زندگی و رشد باید از دنیا امکان ندارد تهیه شده باشد قوانین رشد و زندگی از آخرت باید تهیه شده باشد آن هم با توجه به آن هفت تخصصی که قبلاً خدمتتان عرض کردم اگر خاطرتان باشد در چند جلسه پیش گفتیم برای اینکه انسان بتواند خوب تربیت بشود به هفت اطلاعات تخصصی احتیاج دارد که در سه دسته تقسیم شده.@ علی(ع) فرمود خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود، از کجا آمدیم یعنی انسان قبل از طبیعت، قبل از دنیا را باید بدانیم که انسان قبل از دنیا چه وضعیتی داشته در طبیعت هم که گفتیم به پنج اطلاعات تخصصی تقسیم میشد شناخت جسم بود روح بود رابطه جسم و روح بود چهارم طبیعت بود و پنجم رابطه بین جسم و روح و طبیعت.@ پنج تا اطلاعات هم در دنیا داشتیم یک اطلاعات هم که انسان بعد از طبیعت یعنی بعد از اینکه از این دنیا میرود با مجموع احاطه بر این هفت اطلاعات تخصصی هست که ما میتوانیم برای انسان خط مشی مشخص بکنیم بنابراین هیچ کس نمیتواند با عقل دنیاییش که از زمین شروع کرده فعالیت را بگوید انسان قبلش چه بوده بعدش هم چه خواهد شد و حالا باید چکار بکند، نمیتوانیم.@ کسانی میتوانند ما را راهنمایی بکنند که هم از قبل ما کامل اطلاعات داشته باشند آن عوالم را خوب بشناسند هم بعد ما را خوب بشناسند تا بتوانند با توجه به این پنج اطلاعاتی که در دنیا داریم انسان را طوری هدایت بکنند و زمام امورش را به دست بگیرند که بتواند منطبق با شرائط زیستی آخرت تربیت بشود و بار بیاید.@ وقتی که اینجا رحم دنیا فشار آورد و بیرونش کرد و در برزخ فرستادش به صورت آماده به برزخ برود یعنی خوشبخت به برزخ برود در آن شرائط زیستی، پس باید قوانین آخرت که مبتنی بر هفت اطلاعات تخصصی هست در دنیا بیاید و زمام امور انسان را در دنیا به دست بگیرد در همه مراحل زندگیش تا بتواند آن را برای معاد آمادهاش بکند.@ هیچ اطلاعاتی غیر از این اطلاعات تخصصی پذیرفتنی نیست ما اساساً به غیر از این تخصصهای هفتگانه که گفتم و به غیر از متخصص نسبت به این تخصصها به کس دیگری اعتماد نمیتوانیم بکنیم.@ پس وقتی که سؤال پیش میاید که ما از عمرمان باید چگونه مصرف بکنیم وقتی میگوییم جوانی و عمرمان قیامت مسئول هستیم نسبت به آن و قیامت باید پاسخگو باشیم چطوری باید مصرف بکنیم باید ببینیم که قوانینی که از آخرت آمده 1 ـ شناخت قوانینی که از آخرت آمده اولین کاری که باید یک نفر بکند 2 ـ سپردن خودمان به آن قوانین.@ یعنی اجرا و عمل نسبت به آن قوانین تا منطبق با شرائط زیستی آخرت به آنجا متولد بشویم پس کار ما معرفت و بعد عمل هست ایمان، اعتقاد، باور و بعد عمل منطبق بر آن اعتقاد و باور، بر اساس آن معرفتی که کسب کردیم.@ برای همین حضرت میفرماید خدا از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید چون کسی که در دنیا علوم مختلفی بلد باشد اما نداند که حرکتش به سمت ابدیت به چه شکلی باید باشد و چه کارهایی را باید در مدت عمر و جوانیش باید انجام بدهد که سالم متولد بشود به شرائط زیستی آخرت او هیچ وقت آماده نمیشود.@ چون اطلاعات ندارد که میخواهد چکار بکند نمیداند باید چکار بکند برای همین کسب اطلاعات که در لسان دین اصطلاحاً به آن علم میگویند کسب علم بر هر مسلمانی بدون استثناء واجب شد، شد(طَلَبُ العِلمِ فَریضَۀٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ) طلب علم بر هر مسلمانی واجب است خودش هم فرمود منظور ما از علم سه تا علم بیشتر نیست یکی اینکه مسائلی که اعتقاد شما را به اینجا زیاد بکند اصول عقائدتان.@ یعنی به شما باور بدهد که شما از یک جایی قبلاً آمدید کسی شما را آفریده از مراحلی آمدید مدتی در اینجا هستید و بعد به آنجا برمیگردید اعتقاد به اینکه آن کسی که این نظام را خلق کرده برای راهنمایی بشر اهمال نکرده کوتاهی نکرده حتماً رهبرانی را که اشتباه نمیکنند خطا نمیکنند معصوم هستند برای ما فرستاده.@ بعد شناسایی اینکه آن رهبران چه کسانی هستند از نظر شخصیت حقیقی کیست دست روی آن بگذاریم بگوییم این همان کسی هست که خدا معینش کرده و اعتقاد به اینکه ما یک بازگشتی به سمت ابدیت داریم اینها مجموعه اصول عقائد ماست.@ پس در درجه اول ما باید باور بکنیم که ما یک حقیقت قبل از طبیعت داشتیم کسی ما را آفریده آمدیم در اینجا معادی داریم و اساساً گفتیم وقتی میگوییم معاد یعنی قبلش یک رفت بوده که حالا کلمه برگشت را در اصول عقائد داریم اگر رفتی نبود کلمه معاد را به کار نمیبرد میگفتند رفت.@ وقتی میگویند به سوی آخرت برگشت میکنید یعنی قبلاً آمدید مجموع اینها را خوب بفهمد باورش بکند که بعد برایش تردید ایجاد نشود لذا در روایات به شخصیتی که فکر میکند و اندیشه میکند خیلی احترام میگذارند و او را با فضیلتترین انسانها دانستند.@ بزرگترین عبادت تفکر در این نظام هست اینکه انسان در این نظام تفکر بکند و فرمودند که خواب عالم بهتر از عبادت جاهل است میفرماید عالم به یقین رسیده میخوابد خوابش هم عبادت است اما جاهل وقتی عبادت هم میکند چون با تردید و شک است یا تحت فشار جو قرار گرفته جامعه به او دیکته کرده یا عادت است یا تلقین خانوادگی است خودش به یقین و بینش دقیقی در مورد این مسئله نرسیده این اعتبار ندارد ارزش درست و حسابی ندارد.@ برای همین هم در دینداری ما این همه خلل وارد میشود یعنی ما دینداری میکنیم اما بسیاری از مسائل را هم رعایت نمیکنیم تا جایی که حضرت امیر(ع) میفرماید(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادتکنندههایی هستند که اساساً دین ندارند این تعبیر امام ما هست.@ امام صادق(ع) میفرماید مرد 60 سال نماز میخواند و یک رکعتش قبول نمیشود چون درست آن مراحلی را که باید انجام بدهد انجام نداده یعنی به این مسئله اعتقاد پیدا نکرده به اینکه این مسائل را دارد و باید به اینجا برگردد این را قبول بکنیم که خدایی هست پیغمبری هست یک کتابی فرستاده ائمهای هستند این شخصیتهای ائمه مشخص هستند چه کسانی هستند.@ اینها تخصصهای هفتگانه را کاملاً دارند از خداوند تبارک و تعالی گرفتند زیر دست هیچ معلمی تربیت نشدند مستقیم از خدا علمشان را گرفتند و بعد اینها هستند که فقط حق رهبری ما را دارند چون فقط اینها هستند که این تخصصها را دارند.@ ما باید خودمان را به مجموعه قوانینی که اینها آوردند و خداوند تبارک و تعالی توسط پیغمبرش به عنوان دین برای حرکت سالم ما و تولد سالم ما به ابدیت فرستاده بسپاریم به آنها احترام بگذاریم آنها را قبول بکنیم مجموعه اینها را باید بپذیریم.@ بعد از شناخت یعنی سرمایهگذاری اولیه که من توصیه میکنم به همه عزیزان اینکه سرمایهگذاری اصلیتان روی برطرف کردن شبهاتتان باشد برای همین هم ما قبل از این کلاس بحث علم و یقین را گذاشتیم گفتیم عزیزان نوارها را گوش کنند بعد سر این کلاس بیایند که آمادهتر باشند.@ هیچ چیز به اندازه یقین برای انسان کارساز نیست یقین خیلی انسان را آرام میکند خیلی به ما قدرت میدهد خیلی به کارهای ما هر چند کوچک باشند ارزش میدهد چون ما دقیقاً میدانیم داریم به کجا این عمل را میفرستیم برای چه کسی داریم این عمل را انجام میدهیم.@ بخور بخور دنیاییها، برخودار بودن از نعمتها و جیفه دنیا نسبت به خیلیها که برخوردار هستند هیچ وقت باعث نمیشود که ما در عملکردمان سست بشویم کارمان را انجام میدهیم وظیفهمان را انجام میدهیم با قدرت جلو میرویم میدانیم سرای ابدیت سرای ماست خانه خود ماست خود ما هم باید آن را پر بکنیم خود ما هم باید تکمیلش بکنیم دیگر تردیدبردار نیست.@ آنوقت شروع میکنیم به تجارت به کسب و کار به عمل با تلاش با نشاط با شادی با قدرت بدون اینکه پشتمان بلرزد بدون اینکه کسی بتواند سستمان بکند اگر یقین آمد و اعتقاد راسخ شد دیگر فلان آیت الله که شاید من از او صد جلسه درس گرفتم اگر خودش فاسد شد هیچ خللی در اعتقادات من وارد نمیشود چون من اعتقاد پیدا کردم این مسئله هست حالا یک کسی هم برید برید به ما چه ربطی دارد.@ یک کسی نیامد نخواست بیاید ما با کسی چکار داریم دیگر ما دینمان را به هیچ انسانی پیوند نمیدهیم با هیچ کس معامله نمیکنیم این خیلی مهم است برای همین هم وقتی خداوند پیغمبر را میفرستاده به او گفت به مردم بگو(قُل اَدعُوا اَنَا عَلی بَصیرَۀٍ) من براساس بصیرت و تخصص دارم همه شما را دعوت میکنم دعوت من دعوت براساس بصیرت و بینش هست.@ باارزشترین انسانها کسانی هستند که بینششان عمیقتر هست یقینشان بیشتر هست و یک کمی از عمل که شما بکنید یعنی اینجا را باور کرده باشید فرمود دو رکعت نماز شما از این مجموع ناسوت قبول آنطرف برود تمام است.@ پس اولین کار در مصرف عمرمان و جوانیمان این هست که اعتقاداتمان را کاملاً روشن واضح و عمیقش بکنیم یعنی باور کنیم که آنطرف چیزی هست و دیگر تردید هم نکنیم دیگر شل نشویم بعد از اینکه باور کردیم.@ حالا منطبق با آن باورمان منطبق با آن ایمان و معرفتمان حالا باید عمل بکنیم ببینیم کسی از آنجا آمده که رهبری ما را به دست بگیرد هدایت ما را به دست بگیرد برای ما در صحنههای مختلف زندگی چه تصمیماتی را گفتند بگیرید چه روشهایی را گفتند اتخاذ بکنید چه سیرهای را ما باید پیش بگیریم همانطوری عمل بکنیم.@ من درآوردی عمل نکنید و خودمان را هم حیف بدانیم چون یک ابدیت سر راهمان هست که خودمان را به هر کس بسپاریم هر کسی بخواهد بیاید زمام امور ما را به دست بگیرد بخواهد بیاید معلم ما بشود بخواهد بیاید رهبری ما را به دست بگیرد بخواهد بیاید بگوید من شما را میخواهم هدایت بکنم به سمت آخرت، نه، اگر کسی خودش را شناخت به هر کسی هم خودش را نمسپارد اساساً به کمتر از معصوم نمیسپارد.@ ما اگر علمای ربانی هم اعتقاد داریم که علما ما را تربیت میکنند صحبتی دارند پای صحبتشان مینشینیم از آن جهت که اعتقاد داریم به این که آن علما همان حرفهای متخصصین را برای ما نقل میکنند از خودشان حرفی ندارند هیچ کس از خودش حرفی ندارد.@ بعد از معصومین(ع) هیچ کس حرفی از خودش ندارد و این را هم به شما بگویم یعنی آب پاکی را روی دستتان بریزم اگر بعد از این دانش گفتید حالا برویم یک کتابی هم بخوانیم چهار تا کتاب از این آقا بخوانیم چهار جلسه هم برویم سر کلاس این آقا.@ با اینکه میدانیم حرف حرف خدا نیست حرف حرف پیغمبر نیست حرف حرف متخصصین نیست آقا برای خودش یک حرفی میخواهد بزند عمرت را تلف کردی قیامت هم نمیتوانی جواب بدهی.@ (اِلاّ کانَ ذلِکَ المَجلِس حَسرَۀً عَلَیهِم یَومَ القیامَۀ) هیچ مجلسی نیست که شما در آن مجلس بنشینی مجلسی که خدایی نباشد مگر اینکه روز قیامت حسرت بسیار زیادی از آن مجلس خواهی خورد که من چرا پایم را آنجا گذاشتم و نشستم چرا وقتم را آنجا تلف کردم من که میدانستم حرف غیر حرفهای متخصصان در آنجا میخواهد زده بشود.@ آقا میخواهد تجارب خودش را برای ما بگوید الان این مردم نادان از بعضیهایشان آدم تعجب میکند البته یک مقداریش هم تقصیر کسانی هست که باید اطلاعات دقیق به مردم برسانند نمیدانند مردم سرگردان هستند دنبال یک جایی میگردند بلند میشوند میروند سر درس آقایی که آمده خودش تصریح میکند من این روش را برای شما از آمریکا آوردم بیایید بنشینید میخواهم خوشبختتان بکنم.@ خودش دارد میگوید من این را از آمریکا آوردم دارد حرف آخر را میزند یعنی از معدن جهل از تاریکخانه برایتان آوردم قابل اعتماد نیست اگر کسی اینجا باور کرده باشد امکان ندارد در آن مجلس پا بگذارد.@ اگر از میان ما کسی میرود آنجا پول میدهد 15 هزار تومان 17 هزار تومان 20 هزار تومان و آنجا مینشیند برای اینکه هنوز به یقین نرسیده که معصومین برای او کافی هستند هنوز به این فرمان پیامبر که(کِتابَ الله وَ عِترَتی) این دو تا برای سعادت ابدیتتان بس است من دارم از دنیا میروم پیامبر پیش خدا و پیش ما مسئول است.@ در مقابل تکتک ما مسئول است وقتی آمده و خاتمالانبیاء هست قرار نیست بعد از او پیغمبری بیاید باید اطلاعاتی را به جا بگذارد که این اطلاعات قطعاً بتواند نسلهای آینده را هدایت بکند و حالا که من الان این دستم رسیده وقتی که پیامبر و اهل بیت را کافی ندانستم قرآن را هم کافی ندانستم میگویم بروم بنشینم کتابهای فلان کس را بخوانم شاید یک نوری از آنجا پیدا بشود من جلو بروم چون اینها را کافی ندانستم.@ خدا نکند انسان به اینجا برسد که اینها را کافی نداند و بدرد نخور بداند یا اساساً نرسیدم به اینکه اینهایی هم هست خدا کند اینطوری باشد اگر کسی هم جای دیگری میرود اهل بیت را پیدا نکرده باشد چون خود اهل بیت فرمودند هر کس ما را بشناسد امکان ندارد دست از دامان ما بردارد.@ (لَو عَرَفَ النّاس مَحاسِنَ کَلامِنا لَتَبَعُونا) اگر مردم ما را بشناسند قطعاً دنبال ما خواهند آمد و هیچ کس دیگر را هم قبول نخواهند کرد غیر ما را هم کسی قبول نخواهد کرد پس اگر دنبال این و آن میرویم کتاب این و آن را میخواهیم بخوانیم جلسه این و جلسه آن را میرویم برای این هست که هنوز به اینجا نرسیدیم که معصوم حرف آخر را میزند و غیر معصوم حرفی برای گفتن ندارد تخصصی ندارد غیر معصوم، از کجا تخصصش را آورده.@ شما بگو پرفسور، بالاخره این آقایی که پرفسور هست چند سال درس خوانده از کجا شروع کرده از جهل شروع کرده حالا جناب پرفسور که کلاس تشکیل دادی جوانها را دور خودت جمع کردی دختر و پسر بیایید من شما را خوشبخت بکنم از این هفت اطلاعات مسلم تخصصی چه چیزی را بلد هستی که بگویی من پرفسور شدم؟.@ از این هفت اطلاعات تخصصی پنج تا از آنها را بلد هستم سه تا را بلد هستم ما هزاران سال تاریخ پزشکی که با بدن سروکار دارد یعنی ملموسترین چیزی هست که بشر با آن سروکار دارد همچین ادعایی ندارد همه پزشکان عالم را جمع بکنند و علمهایشان را هم روی هم بریزند میگویند ما هنوز جسم را نشناختیم چه برسد به روح چه برسد به قوانین روابط این دو تا.@ همه دانشمند دنیا را جمع کنند کسی ادعا نکرده ما طبیعت را شناختیم خودشان میگویند اطلاعات معلومات ما در مقابل مجهولاتمان مثل قطر دایره است در مقابل محیط دایره که هر مقدار قطر زیادتر میشود محیط بیشتر میشود.@ پس چه کسی حرفی برای گفتن دارد که ما دنبالش برویم بگوییم آقا بیایید ما را برای ابدیت آماده بکنید این حماقت نیست که آدم عمر و جوانیش را تلف بکند و به جای دیگر خودش را بسپارد به غیر معصوم بسپارد چقدر شما وقت گذاشتی برای آثار معصومین چقدر آثار معصومین را آن هم به صورت موضوعی نه پراکنده، موضوعی در یک رابطه خواندی؟.@ مثلاً شما الان وقت ازدواجت هست چند نفر نشستیم ما بگوییم که بالاخره من الان میخواهم ازدواج بکنم باید ببینم معصومین به من گفتند که در مورد ازدواج چه روشهایی را پیش بگیرم همینطوری نیست که خاله خالهبازی همینطوری که در تلویزیون نشان میدهد.@ دختر همسایهمان را دیدم از او خوشم آمد در تاکسی دیدم از او خوشم آمد در اتوبوس دیدم از او خوشم آمد یک رفیقم در دانشکده دیدیم داشت راه میرفت دیدمش از او خوشم آمد همینطوری هم ازدواج بکنیم اینطوری که نیست اینکه جاهلانهترین روش هست برای ازدواج، بالاخره آنها یک مبانی دادند برای ازدواج که میخواهید ازدواج بکنید با این مبانی ازدواج بکنید.@ حالا الان من میخواهم تشکیل نطفه بدهم یعنی یک انسان به بلندای ابدیت میخواهم به دنیا بیاورم با مسئولیت شخصی خودم خیلی حرف بزرگی هست ما انسانهایی را به دنیا میاوریم با مسئولیت شخصی خودمان، این دختری که تو رفتی او را گرفتی چقدر حالیش هست از مسئولیت ابدی که نسبت به یک بچه دارد؟ خودت چقدر حالیت هست؟.@ اطلاعات زیادی نمیخواهد شما دو ساعت یک ساعت مطالعه بکنید میدانید که اگر بخواهید انعقاد نطفه بکنید آنها در پنج چیز توضیح دادند در زیبایی و سلامت بچه در عقل بچه در دین بچه در اخلاق بچه و در هوش بچه عواملی که مؤثر هستند را به شما گفتند شما یک ساعت دو ساعت دورهاش را ببینید کافی است بعد از این یک ساعت دو ساعت حالا برو انعقاد نطفه کن.@ ما نمیرویم یاد بگیریم بچه در این پنج چیز کم میاورد یا ناقص میشود یا بیمار میشود یا ضعیف میشود یا بداخلاق میشود یا هزار تا گرفتاری میاورد بعد هم نعوذبالله مینشینیم گلهاش را به خدا میکنیم خدا چه موقع خواسته ما بچه ناقص به دنیا بیاوریم چه موقع خواسته بچه زشت به دنیا بیاوریم چه موقع خواسته بچه ضعیف به دنیا بیاوریم چه موقع خواسته بچه بداخلاق به دنیا بیاوریم چه موقع خواسته بچه منحرف به دنیا بیاوریم؟ هیچ وقت.@ خدا همیشه خواسته ما راحت باشیم(يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) من آسانی شما را میخواهم من سختی شما را نمیخواهم من شما را نیاوردم در دنیا که سختی بکشید ولی ما به خاطر جهلمان خودمان را به دردسر میاندازیم نمیرویم اینها را یاد بگیریم معصومین را هم در زندگیمان قبول نداریم که وقت بگذاریم سرمایهگذاری بکنیم در مکتب آنها درس بخوانیم.@ و بدبختیمان و افتخارمان این هست که فلان دانشگاه درس خواندیم دیپلم فلان دانشگاه را داریم لیسانس فلان دانشگاه را داریم دکترا از کجا داریم آن آقا استاد من است هیچ وقت نیامدیم بگوییم آقا من افتخارم این هست که امام صادق استاد من است من افتخارم این هست که تخصصیترین اطلاعات را از منبعش دارم میگیرم.@ من افتخارم این هست که متخصص نامه خداوند تبارک و تعالی هستم به بندگانش، قرآنشناس هستم فرمولها را خوب بلدم از قرآن در بیاورم فرمولها را خوب بلدم از فرمایش معصومین در بیاورم هی میرویم پُزهای جاهلانه میدهیم خیلی وقتها به این که بلد نیستیم پُز میدهیم این خیلی کشنده است.@ خیلیها الان از اینکه قرآن بلد نیستند سرشان را بالا میگیرند از اینکه دست به روایات اهل بیت نمیزنند و آنها را قبول ندارند کیف میکنند وقتی در یکی از محورهای علوم انسانی بحث میشود تا میگویی امام صادق فرمود میگوید ببینید من با دین کاری ندارم دین را کنار بگذارید بحث بحث تخصصی و علمی هست.@ ما با امام صادق که میگوییم نه به خاطر اینکه بحث دینی میخواهیم بکنیم امام صادق میگوییم یعنی متخصصترین انسان تاریخ یعنی کسی روی دست او نیست از نظر تخصص هفت تخصصی که همه بشر علومشان را جمع بکنند در طول تاریخ معادل یک قطره از دریای علم امام صادق(ع) نمیشود آنوقت تو داری متکبرانه میگویی من با دین کاری ندارم با امام صادق کاری ندارم ببینیم فلان استاد چه گفته آخه فلان استاد چه چیزی حالیش هست.@ صرف اینکه یک جایی هست دانشگاه است و ما باید با کنکور جلو برویم آنجا رد بشویم آنجا بنشینیم درس بخوانیم صرف اینکه اینجا دانشگاه است و آن آقا به او یک مدرکی میدهد چه کسانی مدرک میدهند؟ جاهلانی مثل خودش، آن دلیل میشود که او حرفش حجیت داشته باشد در مقابل امام صادق و امام باقر، مگر همچین چیزی ممکن است.@ یعنی جهان و انسان اینقدر مسخره است که خدا یک نظامی را خلق کرده باشد و معطل و اساسی دانشگاه کرده باشد که اینها بیایند حرف آخر را بزنند برای زندگی بشر، که اگر نیایند بگویند اصلاً همه نظام بیمعنی است و انسانها همه معطل هستند اینطوری است خداوند اینقدر نظامش سست است؟ چه خدایی هست چه نظام خلقتی است؟.@ این توهین به خداوند تبارک و تعالی است این کفر است که ما خداوند را متهم بکنیم خداوند هیچ اطلاعات تخصصی که ما را راحت بکند در اختیار بشر قرار نداده و همه را معطل کرده که از آمریکا و اروپا برای ما فرمول بیاید و ما زندگیمان را برویم یاد بگیریم که مثلاً باید چکار بکنیم.@ با بچهمان چطوری باید رفتار بکنیم انعقاد نطفه چکار کنیم دوران بارداری باید چکار کنیم بعد از تولد باید چکار کنیم موقع غذا خوردن باید چکار کنیم موقع ازدواج باید چکار کنیم موقع آمیزش باید چکار کنیم چه کسی میتواند بگوید ائمه نگفتند؟ یک موضوع بیاورید بگویید ائمه اینجا راجع به آن حرف نزده باشند.@ ما فردای قیامت باید جواب بدهیم معرفت حتماً براساس تخصص است حرف آخر را در حرکت به سمت ابدیت فقط و فقط تخصص میزند شما عقلت را به کار بینداز ببین تخصص دست کیست از آن تخصص را بگیر جلو برو.@ اگر دست فلان دکتر و فلان مهندس و فلان پرفسور است خوددانی برو بگیر فردای قیامت بدان با آن محشور خواهی شد چون فرمود روز قیامت هر انسانی براساس امامش محشور میشود(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) هر کس جلو گذاشتی و پشت سرش راه افتادی با او محشور خواهی شد.@ اگر امیرالمؤمنین را جلو انداختی اهل بیت را جلو انداختی فردا میگویی اینها رهبران من بودند اگر کس دیگری هست با او محشور خواهی شد لذا در یک بیانیه بسیار محکم امام هادی در جامعه کبیره میفرماید که این را بگویید وقتی زیارت میخوانید(اَلمُتَقَدِّمُ لَکُم مارِق وَ المُتَأَخِّرُ عَنکُم زاهِق وَ اللازِمُ لَکُم لاحِق) .@ کسی که جلو بیفتد هلاک است کسی که عقب بیفتد از شما هلاک است و کسی که با شما ملحق باشد پیوند با شما داشته باشد او لاحق هست و به خداوند تبارک و تعالی ملحق میشود این را گرفتی حالا برو بنشین زیارت جامعه را اینطوری که من توضیح دادم بخوان ببین چه مزهای به تو میدهد.@ وقتی میرسی خدمت امام در مقابل چهارده معصوم در مقابل دوازده امام در مقابل پیغمبر مینشینی و میگویی(فَمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ غَیرِکُم) آقا با شما هستم با هیچ کس دیگر نیستم اینکه الحاق را اصرار داری در زیارت عاشورا، زیارت عاشورا حدیث قدسی است خدا اگر بهترین برای ما سراغ داشت میگفت خدا گذاشت در دهان ما که اینطوری بگویید.@ (وَ اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) خدا من را با شما قرار بدهد در دنیا و در آخرت(اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی مماتهم) زندگیم اینطوری باشد من میخواهم بر این اساس، من میخواهم متخصصانه زندگی کنم من میخواهم براساس آگاهی و بصیرت زندگی کنم.@ حضرت میفرماید وقتی که عزرائیل(ع) میاید با آن قیافه و چهره بسیار جذاب و زیبایش وقتی میاید حضرت ابراهیم(ع) میفرماید هر کس حضرت عزرائیل و ملکالموت را موقعی که دارد میاید جان مؤمن را بگیرد ببیند دیدن این چهره به اندازه اگر بهشت هم او را نبرند کافی است اینقدر دیدن ملکالموت لذت دارد.@ حضرت میفرماید ملکالموت میاید مثل یک غلام در مقابل مؤمن میایستد میاید سلام میکند بعد هم نمیاید نزدیک مؤمن، حریم مؤمن را دارد بعد اول سلام میکند بعد مثل غلام میایستد بعد چهره مؤمن را باز میکند میگوید تشریف میاورید این پیغمبر است آمده این امیرالمؤمنین است این امام حسن است این امام حسین است تشریف بیاورید برویم اینطوری از مؤمن دعوت میکند برای بردنش.@ یعنی همانهایی که رهبران شما بودند بفرمایید بروید پیش رهبران خودتان اینطوری دعوت میکنند اینقدر با ناز آدم را پیش رهبرانش میبرند هر کس دیگر غیر از این رهبرت باشد همانطوری مطابق با همان میاید سراغت و تو را پیش رهبرت میبرد پیش همان کسی که الگوی خودت قرارش دادی.@ (فَمَعَکُم مَعَکُم لا مَعَ غَیرِکُم) آقا ما با شما هستیم با هیچ کس دیگری نیستیم اصلاً نمیخواهیم به کسی دیگری نگاه کنیم غیر از شما نخواستیم حتماً خواهش میکنم به عنوان تمرین برای اینکه به یک حجم زیادی از معرفت مملو از نورانیت برسید این تمرین را به شما میدهم حداقل یک دور جامعه کبیره را بخوانید با ترجمه بخوانید.@ از اول تا آخرش میخواهد بگوید متخصص این فن و این مسیر فقط شما هستید هیچ کس دیگر نیست(اِن ذُکِرَ الخَیر کُنتُم اَصلَهُ وَ فَرعَهُ وَ مَعدِنَهُ وَ مَأواه) اگر خیر ذکر بشود اصل و فرع و معدن و منتهایش دست شماست. یک دور حتماً بخوانید این زیارت را بخوانید با معرفت بنشینید مقابل دوازده امام سلام بکنید و شروع بکنید با آنها حرف بزنید.@ ببینید آنها خواستند چطوری به آنها نگاه بکنید و چه معرفتی به آنها داشته باشید و بعد ببینید که آنها شما را به کجا دعوت میکنند اینقدر در این زیارت از خواستههای دل ما صحبت کردند که حد ندارد در اوجش که آخرش هست میگوید خدایا به حق اینها به حقی که تو به اینها داری به حق مقامی که اینها در نزد تو دارند تو را قسم میدهم که به من معرفت اینها را نصیب کن.@ آدم جای دیگری نمیخواهد برود وقتی متخصص را پیدا کرد هیچ کس را دیگر تحویل نمیگیرد اصلاً کسی را قبول ندارد تحتالشعاع هیچ شخصیت دیگری هم قرار نمیگیرد هیچ کس نمیتواند پُز استادی و پرفسور و دکترا را به رُخ آدم بکشد و آدم را جای دیگری دعوت بکند جهنم ببرد، نه دیگر آدم جای دیگری نمیرود.@ (مَثَلُ اَهلِ بَیتی کَمَثَلِ سَفینَۀِ النُوح فَمَن رَکِبَها نَجی وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِق) مثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است که هر کس سوارش بشود نجات پیدا میکند و هر کس که تخلف بکند و سوار نشود غرق میشود جای دیگری وجود ندارد.@ کشتی نوح وقتی پسرش سوار نشد پسرش گفت من میروم روی کوه فرمود(لا آثِمَ الیَوم) امروز هیچ پناهگاهی وجود ندارد غیر از داخل همین کشتی، کشتی که شروع کند حرکت همه خواهند مُرد غیر از اعضای این کشتی، دنیا همان جای طوفان زده و دریا هست که امام کاظم(ع) فرمود(اَلدُنیا بَحرٌ عَمیق غَرِقَ فیها الاَکثَرون) دریای عمیقی است که اکثراً در آن غرق شدند کسانی که سوار کشتی شده باشند نجات پیدا میکنند.@ در این کشتیهایی که خداوند تبارک و تعالی برای ما فرستاده یک کشتی هست که از همه سریعتر هست و آن سفینۀ الحسین هست فرمودند(سَفینَۀُ الحسین اَسرَع) کشتی امام حسین از همه سریعتر است سعی بکنیم خیلی با این کشتی انس بگیریم دنبال این باشیم حالا که بحث سرعت و سبقت هست فرمودند سبقت بگیرید اگر میخواهید سبقت بگیرید با کشتی امام حسین سبقت بگیرید.@ پیدا کردن روح حسین، آشنایی با فکر حسین، اندیشه حسین، روح حسین را بر خودمان حاکم کردن این باعث میشود که ما خیلی سرعت بگیریم علت اینکه بسیجیهای ما به قول امام ره صد ساله را یک شبه طی میکنند این بود که با سفینۀ الحسین جلو رفتند خیلی به شما توصیه و سفارش میکنم که راهتان را با امام حسین صافتر هموارتر و عمیقتر بکنید و سعی بکنید هر روز مقداری قدمی به سیدالشهدا نزدیک بشوید.@
جلسه 055 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 055 - شرح حدیث عنوان بصری