اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمر و جوانی بود و این نکته عرض شد که از آن جهت که مابهازای عمر ما یک حیات ابدی هست ما باید با این عمر محدودمان حیات ابدی را تحصیل بکنیم و به همین جهت باید در مصرف عمر و جوانیمان نهایت دقت را بکنیم.@ فرمودند که در حرکتتان به سمت آخرت و ابدیت مراقب باشید که عقبگرد نکنید توقف هم حتی نداشته باشید حرکت داشته باشید و حرکت شما باید سریع باشد و در سرعت خود باید سبقت بگیرید در مورد سبقت گرفتن از همدیگر در رسیدن به آن دار القرار و خانه ابدی مطالبی را از اهل بیت(ع) عرض کردیم.@ آخرین فرمایش فرمایش امیرالمؤمنین(ع) بود که فرمودند(سابِقُوا رَحِمُکُمُ الله اِلی مَنازِلُکُم الَّتی اُمِرتُم اَن تَأمُرُها) سبقت بگیرید خدا رحمت کند شما را به سوی منازل خودتان که مأمور شدید آبادش بکنید و ترغیب شدید به سوی آن خانهها و دعوت شدید به سوی آن خانهها.@ نکتهای که جلسه قبل عرض کردم این بود که اگر انسان به فکر خانه ابدی خودش باشد به فکر دار القرار و حیات ابدی خودش باشد در همین دنیا هم خداوند اجازه سرکشی و ملاقات آن خانه را هم به انسان میدهد.@ انسان میتواند وقتی غمگین میشود وقتی مضطرب میشود وقتی فشارهای روحی و روانی زیادی به او وارد میشود میتواند با نگاه به آن منزلش خودش را آرام بکند این مسئله برای بسیاری از افراد اتفاق افتاده اهل بیت هم یکی از روشهایشان همین بود.@ گهگاهی به اصحابشان نشان میدادند خانههایی را که قرار است بعداً در آن وارد بشوند آن دار ابدی را و آن بهشت نعیم جاودان را نشان آنها میدادند و هم بشارت به آنها میدادند و هم تحکیمشان میکردند و تثبیتشان میکردند.@ یکی از نمونههای شاخص آن شب عاشورا هست که وقتی همه کسانی که قرار است امام حسین(ع) را تنها بگذارند تنها میگذارند و میروند حضرت خانههایشان را در بهشت به آنها نشان میدهد میگوید شما به زودی یعنی فردا اینجا هستید زیاد اتفاق افتاده که ائمه(ع) موارد متعددی داریم که خانههای آن افراد را در دنیا بعضی از اصحاب را به آنها نشان دادند.@ خداوند بخیل نیست اساساً ما را آفریده که در دنیا ورود به آن خانهها بکنیم نه اینکه بمیریم و بد ورود به آن خانهها بکنیم به ما اینقدر قدرت و توان داده راه داده که بتوانیم ورود به آن خانههای خودمان بکنیم و آنجا را ببینیم و با آن خستگیمان را در ببریم.@ و پستی و کوچکی دنیا را بفهمیم و بفهمیم چقدر اینجا جای کوچکی هست رحم بودن دنیا را بفهمیم جنین بودن خودمان را بفهمیم و دار قرار بودن ابدیت را آخرت را هم خوب بفهمیم که شایسته ما و لایق ما آن دار و آن خانه هست.@ اولین شرط اینکه ما بتوانیم در همین دنیا خودمان را با آن منازل که اگر انشاالله آبادش کرده باشیم آرام بکنیم این هست که باورش بکنیم یعنی باید قبول بکنیم که ما منازلی داریم که مال ماست این نسبت ملکیت را باید بدهیم.@ بگوییم خانه من دار قرار من و بعد یواش یواش احساس تعلق نسبت به آن و همه نعمتهایی که آنجا هست و همه افرادی که در آنجا هستند و افراد ما هستند متعلق به ما هستند پیدا بکنیم آنها را از خودمان بدانیم خودمان را هم از آنها بدانیم این رابطه باید برقرار بشود.@ یک آقایی که مسافرت میرود راه دور میرود میگوید من در تهران یک زن و بچهای دارم که زن و بچه من هستند خانه من است یک زنگی به آنها بزنم احوالشان را بپرسم ببینم که حالشان چطور است یک ذره خیالم راحت بشود.@ اگر کسی بخواهد یک پیوند جدی با آن خانهها داشته باشد باید اینجا قبول کرده باشد که کس و کاری هم آنطرف دارد باورش شده باشد که کس و کاری دارد باور غیر از اطلاعات است که من به شما میدهم شما از نظر اطلاعات اگر به هر کدام از شما بگویند که آیا مرده با انسان کاری دارد یا نه هر کدام از شما ده تا دلیل میاورید که مرده با انسان کاری ندارد این از نظر علمی است.@ اما باور قلب زمانی هست که شما بتوانید در قبرستان راحت بخوابید شب در یک قبرستان تاریک بگیرید بخوابید این باور قلب میشود دست به مرده بزنی نترسی پیش مرده بخوابی ناراحت نشوی یعنی قلبت باور کرده که این هیچ آزاری ندارد باید باور بکنیم که آن خانههای ماست.@ و این باور هست که انسان به فکر آباد کردن آنجا میافتد برایش مهم است مال خودم است سندش را برای من زدند به اسم من است کاخهایش به اسم من است خانههایش به اسم من است حوریهایش همه برای من تزویج شدند خداوند خطبه آنها را برای من خوانده و خیلی چیزهای دیگر.@ وقتی این باور شد که مال ماست آنوقت به آن میپردازیم آنوقت با آن انس میگیریم در این انس هست که یواش یواش ملاقات هم صورت میگیرد ارتباط هم صورت میگیرد آدم وقتی عاشق یک چیزی هست یک چیزی را دوست دارد اول قبول میکند که معشوقی هست.@ بعد یواش یواش در دلش در ذهنش با آن انس میگیرد در خیالش با آن نجواها دارد تا یواش یواش تغذیه میشود قوی میشود بعد فرصت میکند انشاالله خداوند پردهها را هم کنار میزند آدم یک ورودی هم به آن خانهها میکند بعد هم وقتی اینطوری شد خیلی راحت دیگر خستگیش در میرود.@ هر وقت که خسته شد هر وقت که پژمرده شد میتواند به آن خانهها ورود بکند تفریح بکند استراحت بکند خستگی خودش را در ببرد و قدرتمند و سرحال از آن بیرون بیاید کمرش را ببندد برای کارهای دیگر آماده بشود این اصل این هست که ما باور کنیم که یک حیات ابدی داریم تا برایش سبقت بگیریم.@ سبقت به سوی یک هدف سرعت به سوی یک هدف فرع باور هدف هست تا آخرت باور ما نشود ما حرکتی به سمت آخرت نداریم سرعتی هم نداریم سبقتی هم از دیگران نمیگیریم این باید برای ما باور بشود که آنوقت مصرف عمر و جوانی ما یک مصرف خوب و شایسته باشد.@ چند روایت انتخاب کردم در مورد همین خانه و دار القرار که تقدیم میکنم اول از این میگوید شما هر چقدر ذهنتان را به کار بیندازید همه عقلا جمع بشوند همه انسانها جمع بشوند و فکر بکنند در مورد معماری و زیباییهای این خانه نمیتوانند تشخیص بدهند که چه چیزی آنجا هست.@ جملهای دارد امیرالمؤمنین(ع) که این را به جای خودش برایتان توضیح خواهم داد میفرماید(کُلُّ شَیءٍ مِنَ الآخِرَۀِ عِیانُهُ اَعظَمُ مِن سَمائِه) هر چیزی در آخرت دیدنش بالاتر از شنیدنش هست یعنی شما با شنیدن نمیتوانید بفهمید آنجا چه خبر است با آیات قرآن را خواندن با شنیدن با توضیح با تفسیر با کلاس نمیشود وقتی میروی میفهمی که آنجا همه آن چیزهایی که میگفتند قطرهای از یک اقیانوس بوده.@ لذا خداوند در قرآن کریم سوره سجده آیه 17 میفرماید(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ) هیچ کس نمیفهمد خدا دارد میگوید خدایی که دهها آیه در وصف بهشت گفته راجع به شرابهایش راجع به میوههایش راجع به تختهایش راجع به لباسهایش راجع به همسرانش راجع به غلامانی که آنجا خدمت انسان را میکنند این غلامان را توصیف کرده.@ (يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ) این را کامل توضیح داده که این غلامان چه شکلی هستند مثل لؤلؤ میمانند مخلد هستند جوان هستند به دور بهشتیان میگردند با جامها و پارچهای شراب و نهرهای بهشتی را میگوید قصرهای بهشتی را میگوید بالاتر از اینها را هم در بهشت نعمتهای معنوی در بهشت هست اینها را همه را که میگوید.@ آخرش میفرماید(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ) هیچ کس نمیتواند بفهمد که من چه چشمروشنیهایی(أخفی) حرف قشنگی است هیچ کس نمیتواند بفهمد که چه چشمروشنیهایی برایش مخفی شده(أخفی) یعنی زحمت بکش در همین دنیا این خفا را بردار هست میتوانی آن را ببینی فقط مخفیش کردیم.@ لذا میفرماید روز قیامت جهنم و بهشت آشکار میشوند نه اینکه بوجود میایند بهشت و جهنم همین الان هم هستند میفرماید(وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى) روشن میشود بیرون میاید جهنم آشکار میشود برای کسی که آن را ببیند در مورد بهشت هم همینطور هست میگوید مخفی است مخفی یعنی میتوانی تلاش بکنی آن را ببینی همت میخواهد برای کسانی که شعارشان این است:@
میگوید من بایستم بمیرم بعد آن بهشت بروم از الان هم میتوانم بروم ولی همت میخواهد به قول علامه(ره) یک جو غیرت میخواهد آدم غیرت داشته باشد زحمت بکشد بعد از این همه توضیحی که در مورد این خانه میدهد خدا میگوید هیچ کس نمیتواند بفهمد که من چه چیزی را از اینها مخفی کردم.@ (قرۀ أعین) که میگویند ما در فارسی از ذیق تعبیر به چشمروشنی تعبیر میکنیم در حالی که چشمروشنی نیست قره تری چشم را خیسی چشم را قرۀ الاعین میگویند چشم وقتی که غصهدار هست غمگین است اشک که میریزد اشکش گرم است داغ است اما وقتی که از شدت شادی اشک میریزد اشکی که از شدت شادی میاید خنک است به آن قره میگویند.@ قرۀ الاعین یعنی انسان با دیدنش چنان به وجد میاید که اشک شادی او را میگیرد و از شدت شادی به گریه میافتد آب سرد از چشمش بیرون میاید در واقع خنککننده دل است ولی ما در فارسی تعبیر نداریم میگوییم چشمروشنی یعنی چشم را روشن میکند.@ (فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ) میگوید برای این خانههایتان زحمت بکشید قطعاً خواهید رفت، بد است بروید آنجا ببینید بیآب و علف است ببینید خراب است مخروبه است. میفرماید(مَا المَغرورُ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الدُنیا بِاَعلی هِمَّتِه کَالآخَرِ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الاخِرَۀِ بِاَدنی سُحمَتِه) ببینید علی(ع) چطوری میخواهد مقایسه بکند.@ میفرماید که آدم گول خورده و فریفته شده دنیا که شیفته دنیا بوده و تلاش کرده که در دنیا به عالیترین درجات دنیا برسد و رسیده این هرگز مثل کسی نیست که در آخرت به پایینترین درجه آخرت رسیده یعنی اگر کسی در دنیا به عالیترین نعمتهای دنیا دست پیدا بکند در عالیترین وضعیت که امکان ندارد از او کسی بالاتر باشد برسد این اصلاً قابل مقایسه نیست با کسی که در آخرت به کمترین درجه بهشت رسیده باشد.@ ما بالاتر از حضرت سلیمان(س) که نداریم حضرت سلیمان کسی هست که تا قیامت هم کسی به حکومت او نخواهد رسید از نظر امکانات و از نظر قدرت و از نظر همه چیز خداوند تبارک و تعالی ببینید چه حکومتی برایش راه انداخته.@ حالا یک کسی بیاید صد برابر حضرت سلیمان آرزو بکند به آن برسد میگوید این مثل کسی نیست که در آخرت به کمترین درجه به کمترین میلهای خودش رسیده به کمترین نصیب رسیده مثل او نیست اینها با هم قابل مقایسه نیست.@ سوره غافر آیه 39(إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ) این را من در جلد 1 نسبت برایتان شرح کردم آنجا بخوانید(إِنَّما) یعنی بدانید مطمئن باشید حقیقتاً اینطوری هست که دنیا یک متاع ناچیز بیشتر نیست شما رحم را با دنیا مقایسه کنید امکانات یک رحم را با دنیا، ببینید یعنی چی.@ بعد میفرماید(وَ إِنَّ) دو تا تأکید میکند حقیقتاً دنیا یک کالا بیشتر نیست و حقیقتاً فقط آخرت خانه قرار است قرار یعنی آن عطشهایتان آن ولعهایتان آن هیجانهایتان به سکون و آرامش ابدی در آنجا میرسید به خوشبختی دائم به آرامش دائم خواهید رسید.@ آخرت، حیات ابدی آخرت آن فقط خانه قرار هست خانه دائمی هست که شما در آنجا به آرامش خواهید رسید و به همه خواستههایتان آن هم به بلندای ابدیت خواهید رسید. ما باید سبقتمان به سمت اینجا باشد اینکه میگویند جوانی و عمرتان را صرف بکنید یعنی اینکه محصول یک جوانی خوب محصول یک عمر خوب تهیه یک خانه ابدی هست یا رسیدن به دارالقرار هست.@ چون اگر شما به دارالقرار نرسی و جوانیت تمام بشود بلافاصله بعد از اینکه به آنجا منتقل میشوی شروع انواع اضطرابها است شروع تلخی است شروع بالا و پایین است شروع تشویشها است آن هم نه تشویشهای دنیایی تشویشهای ابدی و آخرتی، پس زودتر خودتان را به دارالقرار برسانید یعنی وقتی سوت پایان را زدند ما بگوییم(فُزتُ) راحت شدم.@ اینکه امام سجاد(ع) میفرماید مثل عوض کردن یک لباس کثیف هست و پوشیدن یک لباس تمیز برای ما اینطوری باشد مثل بو کردن یک گُل هست که شروع یک لذت طولانی هست برای ما این تولد اینطوری باشد نه اینکه شروع اضطراب باشد راهش هم این نیست که شما فکر کنید آنطرف میرسید باید اینجا خودت را به آرامش برسانی.@ اگر توانستی محصول جوانیت این شد که با خدا خودت را به آرامش رساندی با اهل بیت(ع) لذت بردی با رفاقت با آنها خستگیت را یاد آنها رفاقت با آنها در کرد معلوم است که تو به دارالقرار رسیدی در زیارت جامعه کبیره چقدر قشنگ است(مَوالیَ) آقایان من عزیزان من(فَما اَحلا اَسمائَکُم) چقدر اسمهای شما قشنگ است(وَ اَکرَمَ اَنفُسَکُم) چقدر جانهای شما کریم است.@ این را باید جان بفهمد با علم و اطلاعات نیست باید وقتی جلوی امام نشستی داری با او حرف میزنی از همه صمیم قلبت بگویی آقا خیلی اسمهای شما شیرین است اصلاً وقتی اسمهای شما را میشنوم کامم شیرین میشود ذائقهام شیرین میشود روح من جلا پیدا میکند اسمهای شما را که میشنوم.@ قهرمانان انسانیت و ابدیت، من با اسمهای شما اینطوری میشوم من کرامت نفس شما را با نفسم میفهمم من اصلاً شما را در وجود خودم پیدا میکنم(اَنفُسُکُم فِی النُفوس) جانهای شما در جانهاست(اَرواحُکُم فِی الاَرواح) روح شما در روحها است شما در من حضور دارید شما عنصر من هستید شما شخصیت من هستید شما ستون وجود من هستید.@ وقتی با اینها قرار پیدا میکنید معلوم است که همین جا به دارالقرار رسیدید عزیزم یادت نرود باید همین جا خودت را به دارالقرار برسانی اگر اینجا رسیدی بعد آنجا قطعی است نتیجه رسیدن آنجا ظهور پیدا میکند یک جنین اینجا بدن را تکمیل میکند وقتی متولد میشود تولد یعنی نتیجه آن تکمیل هست برداشت میکند از آن تکمیل بودن.@ (مَن عَمَرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) کسی که خانه اقامت خودش را، باز دقت کنید این ضمائر را توجه کنید این ضمائری که میاورد یعنی تو باید این احساس ملکیت به تو دست بدهد که مال من است خانه ابدی من است دارالقرار خودم است.@ (مَن عَمَرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) فقط آدمهای عاقل و فهمیده آدمهای باشعور کسی است که محصول عمر و جوانیش آبادانی آخرتش هست آبادانی دارالقرارش هست محصول عمرش باید این باشد آنجا را آباد کرده باشد آنوقت میشود ما آنجا را آباد بکنیم از رفتن و تولد بترسیم؟.@ آدم وقتی یک خانه میسازد همه اشتیاقش این هست که زودتر در آن خانه برود یک اتومبیل که میخرد تمام اشتیاقش این هست که زودتر برود سوار بشود با آن برود یک دوری بزند وقتی مال خودش باشد از چه چیزی میترسیم از لقائش میترسیم با جایی رفیق بشوی از آن بترسی با کسی رفیق بشوی و دوست بشوی از ملاقاتش بترسی! امکان ندارد.@ ائمه(ع) چون ما را خیلی دوست دارند فرمودند(شیعَتُنا اَولادُنا) شیعیان ما فرزندان ما هستند همینطوری هم به ما علاقه دارند ولی بیش از یک پدر و مادر به ما علاقه دارند پدر مادر هرگز عاطفهشان و محبتشان به عاطفه و محبت امام زمان(ع) نسبت به ما نمیرسد.@ آنها خیلی برای ما دلشوره دارند خیلی پرپر میکنند برای تکتک شیعیانشان اینطوری هستند یکیشان که میخواهد بمیرد یعنی متولد بشود مثل اینجاست، اینجا جنین که میخواهد از رحم بیرون بیاید خودش خبر ندارد که میخواهد کجا بیاید در چه عالم عظیمی میخواهد وارد بشود.@ دو نفر سه نفر پنج نفر ده نفر صد نفر از اعضای خانوادهاش همه مشتاق هستند او بیاید این مادر که میخواهد زایمان بکند کلی بالای سرش هستند که این را تحویلش بگیرند تر و خشکش بکنند غذایش آماده باشد تمام وسائلش را آماده کردند تبریک میگویند هدیه میاورند دست گُل میاورند برای اینکه این میخواهد متولد بشود.@ آنها هم وقتی یک شیعه از آنها میخواهد متولد بشود اول از این در دنیا خیلی دلشوره ما را دارند که ما سالم متولد بشویم امام زمان(ع) میفرماید(اِنّا غَیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم) ما اهمال نمیکنیم در مراعات حال شما(وَ لا ناسینَ لِذِکرِکُم) و هرگز یاد شما را فراموش نمیکنیم اینطوری دارد ابراز محبت میکند.@ یکی که میخواهد بمیرد اولش امیرالمؤمنین(ع) اولین نفر آنجا پای کار ایستاده که استقبال شیعهاش را بکند نبی اکرم و بقیه، بسته به این هست که چقدر در دنیا با اینها رفاقت داشتی رفقایت همه میایند برای استقبالت با چه کسانی رفاقت داشتی.@ اگر یک مقداری از این محبتی که امام زمان(ع) به ما داشت ما به آقا داشتیم یک کم از این دلشورهای که حضرت برای ما دارد ما نسبت به مولایمان داشتیم یک مقدار از دغدغههایی که او نسبت به تکتک ما دارد ما نسبت به اهداف حضرت داشتیم.@ کاش در دل ما یک مقدار از این بیفتد این رسم محبت و شیعهگری و فرزندی نیست و ما خیلی نمکنشناس هستیم خیلی موالی خودمان را فراموش کردیم کاری برایشان نمیکنیم هر کس به فکر خودش هست که یک طوری زندگیش را نگه دارد.@
ما اگر دلشوره امام زمان را داشته باشیم اینطوری زندگی میکنیم؟ امام زمانی که غایب است در این غیبت مضطر است چقدر فشار به قلب مبارکش میاید برای تکتک ما پدری که نمیتواند به فرزندانش کمک بکند به شیعیانش کمک بکند هزار و خوردهای سال زجر، ما این طرف هیچ تلاشی برای آمدنش نمیکنیم اصلاً آرزویش را هم نداریم.@ فقط رسماً یاد گرفتیم یک دعا بکنیم ولی هیچ تلاش عملی صورت نگرفته مودتی وجود ندارد کجاست دغدغه در ذهن ما برای امام زمان، کجاست دلشوره برای امام زمان کجاست غصه خوردن برای امام زمان کجاست گریه برای مظلومیت امام زمان.@ (عَزیزٌ عَلیَّ اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری) آقا خیلی سخت است برای من که همه مردم را ببینم ولی چشمانم به دیدن شما روشن نشود اینها را گفتم که یاد بگیرید باید جوانیتان را در عشق بگذرانید در عاشقی، دل آدم حیف است جای دیگر مصرف بشود بگونه دیگر مصرف بشود.@
به آن که صاحب دلت هست دلت را بده جوانیت را برای او صرف کن بعداً میفهمیم چقدر کلاه گشادی سر ما رفته که غیر از اینها را دوست داشتیم و با غیر از اینها رفاقت کردیم چیزهای دیگر را دوست داشتیم و عمر و جوانیمان را صرف چه کارهایی کردیم عمری که مابهازای ابدی دارد.@ (اَلآخِرَۀُ دارُ مُستَقَرِکُم فَجَهِزُّوا اِلَیها ما یَبقی لَکُم) ابدیت خانه استقرار شماست(فَجَهِزُّوا اِلَیها) جهزوا یعنی مجهز بکنید تهیه بکنید آماده بکنید برای این خانهتان برای خانهای که قرار است برای همیشه در آن مستقر بشوید(ما یَبقی لَکُم) آنکه برای شما میماند سرمایه و عمر و جوانی نرود سراغ چیزهایی که برای ما نمیماند و ما را ترک میکند.@ در روانشناسی جاهل توضیح دادیم یکی از خصوصیات یک آدم جاهل این هست که وقتش را صرف کارهایی میکند که نه آن برای این میماند و نه این برای آن میماند(تَکَثُرُکَ بِما لا تَبقی لَه و لا یَبقی لَک مِن اَعظَمِ الجَهل) زیاد پرداختن به کارهایی که تو برای آنها نمیمانی و آنها هم برای تو نمیمانند این از بزرگترین نشانههای جهالت یک نفر هست.@ وقت گذاشتن برای چیزی که با خودت نمیبریش ترکت میکند امیرالمؤمنین(ع) میفرماید وقتی شخص میخواهد از این دنیا برود سه چهره سراغش میایند یک چهره خانوادهاش هستند میگوید شما با من میخواهید چکار بکنید من دارم میروم چه کمکی از دستتان بر میاید برای من بکنید؟ میگویند ما فقط میتوانیم تو را تا دم قبر ببریم تنها کمکی که میتوانیم به تو بکنیم همین است.@ میگوید من پدر خودم را برای شما درآوردم خیلی خودم را به زحمت انداختم برای شما، میگویند ما فقط همین یک کار را میتوانیم بکنیم یک چهره مال و ثروت جلو میاید میگوید تو برای من چکار میتوانی بکنی من خیلی برای تو زحمت کشیدم برای تو عمر گذاشتم؟ میگوید من یک کفن میتوانم به تو بدهم.@ یک چهره دیگر میاید چهره عمل است میگوید تو کیستی؟ میگوید من عمل تو هستم، میگوید آه که من در مورد تو زاهد بودم چقدر به تو بیتوجه بودم میگوید تو برای من چکار میکنی؟ میگوید من برای همیشه با تو هستم وقت را باید برای جایی که با تو میماند گذاشت.@ برای چیزی که با تو میماند(فَجَهِزُّوا اِلَیها ما یَبقی لَکُم) فراهم کنید برای آن دار مستقرتان چیزی که با شما میماند برای خودت باقی میماند وقت بگذار الان به هر کس میگوییم میگوید ما کار و زندگی داریم خانه داریم زن و بچه داریم همه همین را میگویند.@ امیرالمؤمنین میفرماید(لا تَجعَل اَکثَرَ هَمِّکَ بِاَهلِکَ وَ اَولادِک وَ اِن کانُوا اَولیاءَ الله فَما یُضَیِّعُ اَولیائَه وَ اِن کانُوا اَعداءَ الله فَما هَمُّکَ بِاَعداءِ الله) اکثر وقت و همتت را برای زن و فرزندت نگذار چون اگر زن و فرزندت دوستان خدا باشند خودشان آدم حسابی باشند که محبوب خدا هستند خدا هیچ وقت دوستان خودش را ضایع نمیکند تو باشی یا نباشی خدا به آنها میرسد.@ همه کسانی که زن دارند این را خوب میفهمد که ما خیلی وقتها نانخور زن و بچهمان هستیم ظاهراً ما داریم کار میکنیم اما زن و بچه هستند که روزی را جلب میکنند خداوند به آنها رحم میکند و مشکلات ما را حل میکند برای همین وقتی این جوان رفت خدمت پیغمبر گفت آقا من فقیرم سه بار رفت گفت آقا من فقیرم حضرت فرمود برو ازدواج کن تا وضعت خوب بشود.@ (اَلبَرَکَۀُ مَعَ النِساء مَعَ العِیال) برکت با زنها هست با فرزندان هست لذا فکر نکنیم ما داریم میرویم کار میکنیم روزی جمع میکنیم همه کسانی که به جایی رسیدند بعد از ازدواجشان به جایی رسیدند کمتر شما مجردی دارید سروساماندار، خداوند برکت را به خانواده میدهد ما نانخور زن و فرزندمان هستیم.@ لذا خیلی برای آنها غصه نخور خدا میرساند اگر دوستان خدا باشند خدا آنها را ضایع نمیکند(وَ اِن کانُوا اَعداءَ الله فَما هَمُّکَ بِاَعداءِ الله) اگر دشمن خدا باشند، چکار میکنی عمر و جوانیت را برای دشمنان خدا صرف میکنی.@ بچه بزرگ کنی فردا انتظار مردنت را بکشد که ارث تو را تقسیم بکند بچهای که الان به او میگویی پدرت نماز و روزه داشت میگوید به من چه، من چرا نماز بخوانم بچهای که چهار روز بعد از مرگ تو را فراموش میکند میرود دنبال کار و زندگی خودش یک آیه قرآن برای تو نمیخواند یادش میرود که پدری داشته سال به سال اگر سر قبرت هم بیاید.@ برای چه کسی ما داریم زحمت میکشیم بچهای که بزرگش بکنی معصیت بکند گناهانش بیاید در پرونده اعمال تو(فَجَهِزُّوا اِلَیها ما یَبقی لَکُم) دنبال چیزی باشید که برایتان میماند اگر برای زن و بچه سرمایهگذاری میکنید که خیلی خوب هست بکنید سعی کنید زن و بچه را پایدار بکنید مثل خودتان، ابدیشان بکنید.@ زن و بچه باید ملحق به ابدیت ما بشوند یک بچه ابدی تربیت بکن یک بچه ماندگار یک همسر ابدی تربیت کن وقت بگذار برای تربیتشان تربیت الهی بکن این ماندگار است این باقیات الصالحات است برای تو میماند.@ به جای اینکه سرمایهگذاری بکنی روی ویدئو و فرش آنچنانی و لوستر و ماشین برایشان تهیه کردی وقت بگذار روی تربیتشان که اینها تربیت ابدی پیدا بکنند اینها از تو روز قیامت شخصیت ابدیشان را طلب دارند و باید به آنها خوراک برسانی فردا یقهات را میگیرند میگویند تو برای ما پدر بودی زحمت زیاد کشیدی اما هیچ وقت ما از تو خیر ابدی ندیدم.@ چیزی برای آخرت ما ذخیره نکردی به ما توانایی آخرتسازی ندادی که خودمان لااقل روی پای خودمان برای آخرتمان بایستیم و خودمان آخرتمان را بسازیم نسبت به فرزندانتان خواهر و برادرانتان مسئولیت دارید باید به آنها خوراک برسانید برایشان زحمت بکشید تا شخصیتشان ابدی بار بیاید این ارزش دارد.@ اما اینکه پول دانشگاهش را بدهی برود دکتر مهندس بشود برود خارج از کشور و لباس آنچنانی تنش بکنی در حد کمالات گیاهی و جمادی و حیوانی هیچ فایدهای ندارد اگر انسان تربیت کردی آن یک بحث دیگر است او برایت باقیاتالصالحات است.@ آنجا جای ماندن شماست بالاخره برایش تلاش بکنید خودتان میخواهید بروید در آن زندگی بکنید خدا از الان میگوید من قبالهاش را به اسم شما ثبت کردم این همه زمین هم دارد(دارُ مُستَقَرِکُم) (کم) یعنی مال شماست برای شما گذاشتم چقدر به این خانه ابدی خودمان رغبت داریم که(عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) اندازهاش همین آسمان و زمین است؟.@ چطوری میخواهی پرش بکنی چطوری میخواهی تجهیزش بکنی یک همچین جای بیحد و بیکرانی را چطوری میخواهی برایش وقت بگذاری شروع کن بیست سال است سرگرم هستی یک خانه صد متری بسازی فکر تجهیز این هستی یکسره این را تجهیزش بکنی.@ آن هم خانه توست چه بسا قبل از اینکه بخواهی از این خانهات استفاده بکنی وارد آن خانه میشوی آنجا هم همسران تو هستند این همه داماد داشتیم شب عروسیشان رفتند این همه آدم داشتیم خانه ساختند قبل از اینکه بروند در آن بنشینند رفتند در آن خانه دیگرشان، آنها هم مال ماست.@ حدیث بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست(اِجعَلُوا اِجتَهادَکُم فیهَا التَزَوُّدَ مِن یَومَهَ القَصیر لِیَومِ الآخِرَۀِ الطَویل فَاِنَّها دارُ اَمَلٍ وَ الآخِرَۀِ دارُ القَرارِ وَ الجَزاء) میفرماید بکوشید از دنیا که دوره آن کوتاه هست برای آخرت که دورهاش خیلی بلند است بحث زمان را یک مقدار کردم انشاالله بعد از این بحث بحث زمان را یک بار دیگر پای تخته کامل خواهم گفت تا مفهوم زمان خوب جا بیفتد.@ که وقتی میگوییم زمان عمر و جوانی چطور جوانی چند سال عمر ما یک ابدیت میسازد قبلاً مفصل گفتم. از دنیایی که دورهاش کوتاه است برای آخرتی که دورهاش خیلی طولانی است بکوشید که توشه برگیرید با خودتان ببرید بعد علت میاورد میفرماید(فَاِنّها دارُ عَمَلٍ وَ الآخِرَۀ دارُ القَرارِ وَ الجَزاء) اینجا خانه عمل است باید تلاش بکنی آنجا پاداش هست و قرار و جزای شما آنجاست.@ اگر کسی خودش را اینجا مستأجر بداند صاحبخانه نداند صاحب هیچ چیز نداند موقتی بداند و جنین بداند خودش را در رحم مادر همه مشکلاتش حل میشود بداند که اینجا نمیماند برایت، باید بروی هر چه داری باید بروی.@ مثل یک جنینی که سالم به دنیا متولد میشود موقع تولد چیزهایی که در رحم باید بگذارد یا از خودش قطع بکند خیلی کم است چیزهایی که با خودش در دنیا میاورد خیلی زیاد است خوش به حال کسی که موقعی که از اینجا میخواهد میرود چیزهای کمی داشته باشد و وقتی دارد میرود و میبرد زیاد ببرد.@ قرار است آنجا مستقر بشوی و بمانی از آنجا تکان نمیخوری تو را بیرون هم نمیکنند دارالقرار است قرار است آنجا زندگی بکنی برای ابدیت، پس برو تجهیزش بکن و راهش اول این هست که باورش بکنیم.@ علت اینکه من تأکید دارم از این بحث به راحتی نمیگذرم این هست که برادران عزیزم بخصوص جوانان بخصوص کسانی که تازه پا در جوانی گذاشتند باید این برایشان جا بیفتد با قلبشان اتحاد برقرار بکند و باور کنند که یک سرای ابدی دارند تا برایش تلاش بکنند تا جوانیشان را درست مصرف کنند.@ جوان اگر با ابدیت پیوند بخورد قویترین و شادترین دوران زندگی را در دنیا دارد نه فقط آخرت شاد بشوی اینجا شاد است حتی داریم بعضی از مؤمنان اینجا چنان شاد هستند که بهشتیان غبطه این را در دنیا میخورند این شادی را نمیبرند.@ خداوند شادی را نسیه برای ما نگذاشته که بعداً به آن برسیم همین جا به شرط اینکه با منبع شادی و آرامش اینجا پیوند برقرار بکنیم تا برای همیشه آرام و شاد باشیم(أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) نه غم نه ترس، اضطراب مال کسانی است که از منبع شادی و آرامش دور هستند.@ روایت بعدی(اِنَّمَا الدُنیا دارُ مَجازٍ) دنیا خانهای هست که از آن عبور میکنی مسافرخانه است خانه نیست از آن رد میشوی(وَ الآخِرَۀُ دارُ قَرارٍ) ابدیت هست که تو باید در آن ساکن بشوی و بمانی(فَخُذُوا مِن مَمَرِکُم لِمَقَرِکُم) بگیرید از محل عبورتان از مسافرخانه برای آنجا که قرار است ثابت بمانید زودتر یک تلاشی بکنید و یک چیزی بفرستید.@ اینجا آن بحثی که قبل از بحث شرح حدیث عنوان برایتان 11 جلسه کردیم بحث علم و یقین و بحثی که قرار است بعداً انشاالله برایتان انجام بدهیم بعد از این جلسات به زودی بحث علم و یقین را ادامه بدهیم جلسه 12 را، اینجا به داد آدم میرسد که آدم باور باید بکند باید یقین داشته باشد تا برایش تلاش بکند.@ فقط کسانی زحمت میکشند برای ابدیت که باورش کرده باشند اینقدر مهم است که خداوند میفرماید یاد معاد آدم را خالص میکند صاف میکند راحت میکند شاد میکند علی(ع) میفرماید(اِیّاکَ اَن تُخطَئَ عَن دارِ القَرار) راحت از کنار این کلمات رد نشوید وقتی میگویم علی(ع) یعنی همان کسی که شب اول قبر بالای سرت میاید.@ میگوید مگر من به تو نگفته بودم مگر پیام من به گوش تو نرسیده بود همان که روز قیامت کنار حوض کوثر هست باید بروی از دستش آب بخوری میگوید حرفهای ما به شما نرسید نگفتند برایتان(اِیّاکَ اَن تُخطَئَ عَن دارِ القَرار) بپرهیزید مبادا غفلت بکنید از خانه ابدیتان، فریب نخورید خانهتان را از دست ندهید این مال شماست ما برای شما گذاشتیم مال خودتان است از شما نگیرند.@ به اسم جوانی و حالا تو وقت داری سرت را کلاه بگذارند جوانیت را ببرند یک جای دیگر مصرف بکنند هر کس به نفع خودش از شما سوءاستفاده بکند به هیچ کس کولی ندهید به هیچ کس باج ندهید مال خودتان، من خودم کار دارم بیکار که خلق نشدم.@ فردا هم قیامت باید از عمرم جواب بدهم باید بایستم در مورد دقیقه به دقیقهاش جواب بدهم وقتم را که از سر راه نیاوردم که همینطوری صرف بکنم برای چه کسی برای چه چیزی من فقط جایی عمر و جوانی میگذارم که بدانم مابهازای ابدی دارد.@ حتی وقتی لذت میخواهم ببرم لذتم را طوری تنظیم میکنم به ما امر کردند لذتهایتان را طوری تنظیم بکنید که خستگیتان که از این لذت در میرود انرژی بگیرید و نیرو بگیرید برای حرکت به سمت ابدیت، نه بروید سراغ لذتی که خمودتان بکند و دیگر نگذارد حرکت به سمت ابدیت بکنید.@ بنشین نوارهای آنچنانی گوش کن مجلسهای آنچنانی برو و عروسهای آنطوری، این نه این تو را خام میکند این تو را تخدیر میکند مواظب این بیحسکنندههایی که در اجتماع به شما میزنند باشید بیهوشتان میکنند شما را میبرند ته جهنم.@ مواظب باشید دشمن برای شما الاماشاءالله بیحسکنندههای مختلف تدارک دیده از برنامههای رایانهای بگیرید تا روزنامهها و مجلات تا تلویزیون و فیلمهای سینما تا خیلی از مظاهری که در اجتماع هست اینقدر بیحسکننده هست که در خیابان وقتی از اینجا در میایی میخواهی خانهات بروی چهار تا از آن به تو میخورد.@ باید آنقدر قوی باشی پادزهر و واکسنش را زده باشی که هیچ کدام نتواند تخدیرت بکند تا آخر جدی باشی مثل بچه بسیجیهای خودمان قوی که زیر شکنجه او را شکنجه میدهند که فیلم مبتذل نگاه کند حاضر است شکنجه ببیند در آن غربت ولی چشمش را نیندازد به چیزی که نباید نگاه بکند.@ این پادزهر دارد هیچ کس نمیتواند تخدیرش بکند یک لحظه نمیتواند مستش بکند یک لحظه نمیتواند غافلش بکند هوشیار است سوار کار هست(اِیّاکَ اَن تُخطَئَ) مواظب باشید فریب نخورید مواظب باشید غفلت نکنید از خانه خودتان، چون بعداً بروید ببینید که ناقصی دارد اعصابتان خورد میشود بروید ببینید هیچی نیست البته خدا نکند خواستم بگویم خدا کند آدم برود ببیند هیچی نیست، نرود ببیند که در آن عقرب هست مار هست اژدها هست.@ فرمود وقتی عقربش انسان را میزند چنان به انسان حرارت دست میدهد که برای اینکه خودش را خنک بکند خودش را در مس مذاب میاندازد آن عقرب را خدا نیافریده آن مس مذاب را هم خدا نیافرده هر دو را خودت درست کردی در اخلاق خودت بوده برای همین میگویم دنبال معرفت نفس برویم تا این عقربها را پیدا بکنیم.@ عقربهایی که برای زدن برای این و آن توطئه کردن پشت سر این و آن، دروغ گفتن بستن به این و آن، نمکنشناسیها، قدرناشناسیها، حسادتها، کینهها سراغمان میاید اینها را باید پاک کرد بالاخره عمر را به ما دادند گفتند شما هر طور دلت میخواهد نقاشی کن این قلم دستت، میخواهی مار و عقرب در آن بگذار بکش آنجا بگذار هر چه میخواهی بسازی بساز عمل خالق است.@ میفرماید وقتی وضو میگیری آب وضویت برایت فرشته است جنس فرشتهها به تعبیر حضرت آیت الله جوادی آملی جنس فرشتهها مثل انسان نیست از خاک باشد یعنی بدنش یا مثل جن نیست از آتش باشد جنس فرشته از عمل انسان است جنس حورالعین از عمل خودت است اصلاً کل بهشت ساختارش از عمل انسان است.@ خداوند این مکانیزم را اینطوری خلق کرده که تو عمل بکنی آنجا ساخته میشود هر چه دلت خواست بساز، ما فکر میکنیم حرف زدنمان هیچ اثر وضعی ندارد تو نحوه حرف زدنت دارد آنطرف را شکل میدهد اگر میخواهی دقیق متوجه بشوی نوارهای معاد را گوش کن آنجا توضیح دادیم وقتی در مورد صورت غضب صحبت کردیم ببین صورت غضب آنطرف چه شکلی پیدا میکند.@ صورت کمک به یک مؤمن چه شکلی پیدا میکند صورت آرامش چه شکلی پیدا میکند صورت وفاداری و نمکشناسی چه شکلی دارد صورت نمکنشناسی و خدعه کردن و پشت سر این و آن صفحه گذاشتن چه شکلی دارد یعنی این مکانیزم را خدا یک طوری خلق کرده که تو با نگاهت با غذا خوردنت با حرف زدنت با اندیشهات با فکرت هر کاری بکنی خالق هستی.@ دائماً در حال خلق هستی یکسره داری میسازی فرمود یک سبحان الله بگویید یک درخت میشود همه کار شما یکسره دارد میسازد عمل خالق است عمل سازنده است برو هر طور دلت میخواهد بهشتت را شکل بده ولی خداوند نسیه نگذاشته.@ اگر کسی بهشت ساخت مطمئن باشید من دارم به شما تضمین میدهم لعنت خدا و رسولش و ائمه و انبیاء و ملائکهاش بر من اگر به شما دروغ بگویم ممکن نیست که شما آنجا بهشت ساخته باشید و آن بهشت را اینجا استشمامش نکنید.@ اگر ساخته باشیم و آبادش کرده باشیم حتماً در زندگیمان هم با ما هست چون بهشت وابسته به نفس توست اینها مباحث معرفت نفسی هست دارم میگویم همه آن بهشت ابدیت تکیهاش روی نفس خودت هست هر کاری میخواهی بکنی بکن مگر ممکن است بهشت در نفس باشد و من ادراکش نکنم؟ میشود جهنم و عقرب و مار و اژدها در من باشد من ادراکش نکنم؟ ممکن نیست تو بوی بهشت را از خودت باید استشمام بکنی.@ به مسیح(ع) عرض کردند(مَن نُجالِس یا رُوحَ الله) با چه کسی مجالست بکنیم؟ فرمود(مَن یُذَکِرُکُمُ الله رُؤیَتُه) کسی که وقتی او را میبینید یاد خدا بیفتید پس میشود انسان اینطوری باشد با او حرف میزنید به یاد آخرت بیفتید منطقش شما را رشد بدهد با اینها مجالست بکنید عقلتان را بالا ببرد.@ نه رفیقهایی که تا مینشینی تو را ته جهنم میبرد تا مینشینی غافلت میکند تا مینشینی تخریبت میکند یک بیحسی سریع به تو میزند یک بیهوشی به تو میزند دیگر نمیتوانی از جایت تکان بخوری اینها به درد رفاقت نمیخورند رفیقی که وقتی با او هستی تا بهشت تو را ببرد.@ چقدر قشنگ شهید آیت الله دستغیب میگوید، میگوید رفیقهای حسابی بهشتیان با هم اینها هستند که شب میخواهند از هم جدا بشوند میگویند فلانی نماز شب یادت نرود به هم تذکر میدهند(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) ریا میشود و از این بازیها را کنار بگذار.@ مگر لاتها میگویند ریا میشود لاتها میگویند امشب برنامه است یادت نرود فلانی من ممکن است خوابم ببرد زنگ بزن من را بیدار کن امشب از بساط و منقل نیفتیم همدیگر را خبر میکنند برای عشق و حالشان برای عیاشی و کیافیشان، فکر هستند، میگوید فلانی نیست اصلاً به من مزه نداد جای فلانی خالی، دارند گناه میکنند دارند معصیت خدا را میکنند میگوید فلانی نبود حال نداد.@ چرا در عیاشیهای بهشتی و فطری ما اینطوری نباشیم در کیافیهای بهشتی چرا فکر همدیگر نباشیم کیافیها و رقصها و بزمها و مجالس بهشتی چرا اینطوری نباشیم؟ ائمه دوست دارند ما همه جا با آنها باشیم خیلی دوست دارند ما با آنها باشیم ما خودمان دوست نداریم با آنها باشیم آنها مدام ما را دعوت میکنند ما میگوییم ما کار داریم وقت نداریم همیشه همینطوری است.@ اینقدر ما را دعوت میکنند که حد ندارد ما همیشه میگوییم ما وقت نداریم نمیرسیم مدام میگویند بیایید پیش ما سری بزنید با هم برویم مجلسی بهشتی عیشی نوشی، نه با امام زمان میپریم نه با ائمه میپریم دوست نداریم با آنها بپریم وقت نداریم با کسان دیگر دوست داریم بپریم.@ آدم با رفیقهایش شناخته میشود با هر کس که میپری ارزشت هم همانقدر است ببین با چه کسانی دوست داری بپری با چه کسانی دوست داری رفاقت بکنی چه کسانی دوستت دارند بحثم را جمع کنم.@ نسیه نیست از الان بگویم امکان ندارد خداوند کار نسیه با کسی نمیکند همهاش همین جاست جنین اگر چشم تهیه کرده الان چشم با او هست اگر گوش تهیه کرده گوش با او هست دست تهیه کرده دست با او هست.@ فرق ما با جنین این هست که جنین در رحم نمیتواند از آنها استفاده بکند ما میتوانیم در دنیا از هر چه که آنجا تهیه کردیم اینجا استفاده بکنیم آنها باید الان به داد ما برسند برای همین خواجه عبدالله میگوید خدایا همه میگویند ما را عاقبت بخیر بکن من میگویم ما را اول به خیر کن اگر اول به خیر باشد آخر هم به خیر است این مهم است.@ اگر از این کلاس میروید بیرون با همسر و فرزندانتان مشکل دارید با خواهر و برادرتان مشکل دارید تشنج و درگیری هست بدانید که هنوز وارد بهشت نشدید بدانید مار و عقرب زیاد اطرافتان هست نیش و نیش کاری هست والا بهشتیان(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) در بهشتشان نه حرف لغو میشنوند نه گناه، از این چیزها در مجالسشان نیست فقط سلامتی است.@ لااقل در خانه شما اگر کسی هم تیری شلیک میکند و ماری را آزاد میکند و اژدهایی را به حرکت در میاورد از طرف شما نباید باشد شما باید وجودتان مثل آب کر باشد که اگر کسی نجاستی هم انداخت آب کر نجاست را پاک میکند از طرف شما آتشی نباید درست بشود از شما باید شروع بشود که اینجا میایید.@ بعد یواش یواش هنر از بین بردن مار و اژدهاهای زن و بچهتان را هم پیدا میکنید وقتی زنت یک حالتی هست بچهات یک حالتی هست خواهر و برادرت یک حالتی هستند میفهمی که یک مار و یک اژدها زبانه کشیده که همه شما را ببلعد بلدی چکار بکنی که اژدها را بکَنی بیرون بیندازی.@ اینها کارهای جدی ما در زندگی است ما برای همینها آمدیم برای مبارزه با اژدهاها مارها عقربهایی که قرار است بعداً خدای نکرده به سراغ ما بیایند و الان دارند ما را تهدید میکنند ما اینها را ول کردیم.@ پنج ساعت پای تلویزیون هستیم ببینیم کدام تیم کدام تیم را زد قهرمانهای قلابی چه کسی چه کسی را زد چه کسی از چه کسی برد ولی در خودمان یک عالم مسابقه است مسابقه برای رو کم کردن اژدهاها و مارها عقربها و سگهای درنده که هیچ وقت حاضر نیستیم روی اینها را کم بکنیم.@ به همه آنها گفتیم آقا ما نوکر شما هستیم بیایید سوار بشوید هر جا میخواهید بروید برویم داریم به آنها کولی میدهیم یکسره دارند ما را میزنند وقتی ما را میزنند به واسطه این زدن ما بقیه را هم میزنند عروس را میزند مادرشوهر را میزند مادرزن را میزند باجناق را میزند پدر را میزند فرزند را میزند همه را زد.@ زشت است آدم اینقدر بزدل باشد که با وجود امیرالمؤمنین اسدالله الغالب(ع) با وجود سرداران شجاعت و مردانگی، نامرد زندگی بکند عرضه نداشته باشد این مار و عقربها را از بین ببرد ضعیف زندگی بکند تو سریخور باشد این مار و عقربها الان خیلی ضعیف هستند اگر بخواهی از بین ببری.@ ولی عمر و جوانی هر چقدر بگذرد این مار و عقربها خیلی قوی میشوند به راحتی بعداً نمیشود آنها را کَند باید وقت بگذاریم برای از بین بردن مار و عقربها، یک مقدار تلاش بکنید بعد ببینید این بهشتی که ساختید بویش را استشمام میکنید یا نه.@ ببینید موسیقیش به گوشتان میخورد یا نه، ببینید حوریانتان به سراغتان میایند یا نه، ببینید آن فضای دلنشینی که خدا برای شما ترتیب داده در آن وارد میشوید یا نمیشوید به شما اجازه ورود میدهند یا نمیدهند این مارها کنار در ایستادند نمیگذارند خودمان نمیتوانیم ورود بکنیم.@ جوانی ارزشش برای این خوب است که آدم این آشغالها را از سر راهش بردارد و موانع را و وارد بهشت خودش بشود و آخرین سخن من به جای اینکه وقتتان را بگذارید روی اینکه ثواب جمع بکنید وقتتان را بگذارید روی اینکه گناهان را جارو بکنید(اِجتِنابُ السَیِّئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات) پرهیز از گناه خیلی بهتر از عمل خیر هست.@ چون ما خیر محض هستیم ما در بهشت خلق شدیم جایگاه ما پیش خداست و بالاتر از بهشت است تو این دیوها را بیرون کن بهشت آماده است گناه نکردن مهمتر است پرهیز خیلی مهمتر هست وقت بگذاریم روی این رذائل.@ اگر میدانی آدم عصبانی هستی وقتی بگذار اگر میدانی آدم حسودی هستی وقت بگذار اگر میدانی آدم بداخلاقی هستی وقت بگذار اگر میدانی آدمی هستی که تنگنظر هستی وقت بگذار اگر میدانی دائماً به این و آن سوءظن داری به زن و فرزندت وقت جدی بگذار این مارها که کنار برود بهشت خودش آراسته شده آماده است در خدمت شما، چون تا وقتی ما داریم بلاسازی میکنیم اما جلوی زلزلهها را نمیگریم این بلاها دائماً خراب خواهد شد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@