أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره جوانی و عمر بود و اینکه ما در مقابل مصرف جوانی و عمرمان مسئول هستیم و عمر و جوانی ظرف محدودی است که قابلیت ساخت زندگی ابدی ما را دارد و وفات ما عالم برزخ ما قیامت ما و حیات ابدی ما تماماً بستگی به نوع مصرفی که از عمرمان میکنیم دارد.@ اینکه ما چگونه وفات پیدا میکنیم و عالم قبر و عالم برزخ را چگونه میگذرانیم و اوضاع قیامتی ما چه هست و تکلیف و آینده ما در حیات ابدی چه خواهد شد همه بستگی به این دارد که ما عمر دنیا را چگونه داریم مصرف میکنیم.@ و این خیلی عجیب هست که باید به آن فکر کرد تعمق کرد که ما الان با گذر مقدار زیادی از عمرمان تکلیف ابدیتمان را تا حدودی روشن کردیم با این نحو زندگی هم که داریم میکنیم داریم ابدیت را میسازیم اینکه کیفیتش چگونه هست در آخرت بسته به این هست که کیفیتی که الان داریم میگذرانیم چه کیفیتی هست.@ در واقع کیفیت زندگی ما در دنیا کیفیت زندگی ما در حیات ابدی را روشن میکند بنابراین زندگی آخرتی ما شروع شده فقط موقع تولد ما منتقل میشویم به چیزی که خودمان ساختیم جنین را شما اگر در رحم توجه بکنید جنین زمانی که نطفهاش انعقاد پیدا میکند.@ در واقع شروع حیات دنیاییاش هم آغاز شده شروع حیات دنیایی را در دست گرفته ولی الان نمود ندارد دنیا نتیجه عالم رحم هست یعنی وقتی که به دنیا میاید کیفیت زندگی در دنیا در مورد یک جنین یک نوزاد معلول آن نُه ماهی هست که در رحم مادر گذرانده برای ما تعیین تکلیف میکند.@ دنیا هم تکلیف ابدیت ما را معین خواهد کرد که چگونه میمیریم چگونه برزخ را طی میکنیم چگونه وارد قیامت میشویم و محشور میشویم و چگونه حیات ابدی را ادامه خواهیم داد اینکه ما کجای جهنم و کجای بهشت قرار میگیریم بسته به این هست که الان کجای بهشت و جهنم هستیم و اینکه اگر بهشتی هستیم چقدر از بهشت آخرت لذت میبریم.@ در کدام درجه آخرتی هستیم در کدام درجات بهشت هستیم بسته به این هست که الان چقدر لذت میبریم از بهشت، این خیلی مهم است الان باید نسیم بهشت به ما بوزد و ما شروع کرده باشیم لذت بردن از بهشت را، اگر الان لذت نمیبریم از بهشت یعنی وارد نشدیم که لذت ببریم بهشت حیات فطری است.@ بنابراین هر کس به میزانی که حیات فطری دارد ورود به بهشت کرده پس اینکه ما چقدر در بهشت لذت خواهیم برد و کدام درجه از درجات بهشت را احراز میکنیم بستگی دارد الان چه میزان حیات فطری داریم نه حیات طبیعی، چقدر حیات و زندگی فطری داریم چقدر لذت میبریم از حیات فطری.@ اینکه شما آنجا با کاخ و موسیقی و نهرها و شراب و عسل و آب و نهری که در بهشت جریان دارد همسران بهشتی و موسیقی بهشتی و مهمانیهای بهشتی و ضیافتهای عالی و ملاقات با خود خدا و... چه خواهید کرد چقدر اهل عیاشی و کیافی در بهشت هستید.@ حض شما چقدر خالص هست در بهشت بستگی به این دارد که الان چقدر از زندگی فطری حض ببرید چقدر لذت ببرید میزان عیش و نوش انسان در آخرت بستگی دارد به میزان عیش و نوش فطری او در دنیا، آن کسی که میگوید:@
او دارد ادعا میکند که من الان در بهشت هستم اهل جشن و نوا و مطرب هستم عیاش و کیاف هستم لذت میبرم شاد هستم این نشان میدهد که آنجا کجا میخواهد برود بنابراین آیینه آخرت نوع زندگی ما در دنیاست.@ اینکه اولیاء خدا وقتی به باطن افراد نگاه میکردند به شخص میگفتند که تو چه هستی و چه خواهی شد برای اینکه تعیینکننده است شما اگر یک عکس سونوگرافی از یک جنین بگیرید پدر و مادر نمیفهمند که سونوگرافی یعنی چی یعنی سر در نمیاورند وقتی نگاهش میکنند.@ متخصص هست که وقتی سونوگرافی را نگاه میکند میگوید این بچه سالم هست یا سالم نیست چه موقع متولد میشود چه دورانی را گذرانده الان در چه وضعیتی هست اولیاء خدا وقتی به ما نگاه میکنند تشخیص میدهند که وضعیت ما چطوری هست و ما چه دورانی را گذراندیم جوانی را چکار کردیم چطوری زندگی کردیم و چگونه زندگی خواهیم کرد.@ اینها تمامش تعیینکننده است با توجه به این بحثمان سر این بود که ما در مصرف عمر باید نهایت دقت را بکنیم و راهکارهایی را که دین مقدس به ما داده بود بررسی کردیم گفتیم که اولین توصیهای که کرد این بود که اهل غفلت نباشیم.@ غفلت از حقیقت خودمان و مسیری که داریم و بیدار باشیم خودشناسی داشته باشیم نسبت به حرکتی که به سمت ابدیت داریم بشناسیم که مختصات خودمان دستمان بیاید بشناسیم که کجا داریم میرویم بفهمیم که از کجا آمدهایم و در کجا هستیم به کجا میرویم این را خوب بفهمیم.@ بفهمیم نه اینکه نظری شما سر کلاس بیایید و من بگویم و شما یاد بگیرید، نه قلب باورش بکند فهم که میگوییم اینکه قلب قبول بکند باور که از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود بعد گفتیم که در حرکت ما نباید توقف ایجاد بشود توقف ممنوع را اعلام کردند وقتی میگویند توقف ممنوع باید حرکت داشته باشید.@ بعد فرمودند حرکت کافی نیست باید در حرکتتان سرعت داشته باشید و بعد فرمودند سرعت هم کافی نیست باید اهل سبقت باشید در رسیدن به هدف از دیگران سبقت بگیرید این تجارت و معامله حقیقی و تنها معاملهای هست که انسان در آن سود تضمین شده دارد.@ یعنی خداوند تضمین کرده که این معامله سود دارد و نتیجهاش هم سعادت زندگی دنیا، آرامش در زندگی دنیا، لذت بردن از دنیا و لذت بردن از ابدیت و آخرت، خوشبختی ابدی، لذا دعوت کردند ما را به مسابقه گذاشتن و سبقت در کارهای خیر و بهرهبرداری از عمرمان، در این رابطه که ما باید اهل سبقت باشیم.@ آیات و روایاتی را خدمتتان عرض کردیم یک روایت از بحث سبقت مانده که این را توضیح میدهم. از امیرالمؤمنین(ع) هست که رحمت خدا بر شما باد پیشی گیرید(سابِقُوا رَحِمَکُمُ الله) خدا شما را رحمت کند رحمت خدا بر شما باشد سبقت بگیرید پیشی بگیرید.@ (إلی مَنازِلِکُمُ الّتی أمِرتُم أن تَأمُروها وَ الّتی رَغِبتُم فیها وَ دُعیتُم إلَیها) سبقت بگیرید به سوی منازلی که مأمور شدید امر شدید خداوند به شما دستور داده که آن منازل را آباد کنید پیشی بگیرید منازل خودتان هم هست(وَ الّتی رَغِبتُم فیها) خانههایی که نسبت به آن رغبت دارید یا ترغیب شدید نسبت به آن خانهها، تشویق شدید که آن خانهها را آباد کنید.@ (وَ دُعیتُم إلَیها) و به سوی آن خانهها فراخوانده شدید. (فَسابِقُوا رَحِمَکُمُ الله إلی مَنازِلِکُمُ الّتی أمِرتُم أن تَأمُروها) امر شدید که آبادش بکنید این خانهها را، پیشی بگیرید برای آباد کردن آنها، قبلاً فرمود سبقت بگیرید به سوی بهشتی که(سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ).@ پیشی بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که اندازه آن به اندازه همه آسمانها و زمین است و بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است. این بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین است کیفیتش به شما مربوط است که این را چطوری پر بکنید و آباد بکنید.@ یعنی یک فضای خالی به اندازه همه آسمانها و زمین میلیاردها میلیارد سال نوری در اختیار شماست بعد میگویند حالا آبادش کنید با اعمال و عقائد و اندیشهها و نیتهای خیر و عبادات آبادش بکنید پس اینکه کیفیت بهشت شما چه هست بسته به این هست که چقدر معماریات قشنگ است چقدر عرضه داری آباد کنی.@ چقدر اهل تجارت هستی چقدر پیشقسط داری آنطرف میفرستی چقدر ذخیره داری یادتان هست حدیث 24 صندوق را خواندم که در قیامت به تعداد ساعت روز برای انسان صندوق باز میکنند انسان وقتی بعضی از این صندوقها را باز میکند میبیند که خالی است هیچی در آن نیست یعنی عمر را تلف کرده یا بعد میفهمد که در معصیت خدا گذرانده.@ داریم چنان حسرت به انسان دست میدهد که اگر این حسرت و ناراحتی را به بهشتیها تقسیم کنند بهشتیها تمام لذتشان از بین میرود اینقدر یک نفر غصهدار هست اگر این غصه را بین بهشتیها تقسیم کنند دیگر از بهشتش لذت نمیبرد.@ لذا اینکه آن سرزمین بیانتها را شما چطوری آبادش میکنید بسته به این هست که در این دنیا چکار خواهید کرد این مسأله به این مربوط هست که تو باور بکنی حیات ابدی را و باور بکنی به اینکه در رحم هستی نه اینکه باور کنی که آخرت داری، نه باور کنی که در رحم هستی این نسبت باید به انسان باور بشود.@ چون نسبت اگر جا بیفتد غیر از این است که ما باور بکنیم که آخرتی داریم باید نسبت جا بیفتد یعنی باور کنی که در رحم هستی و هر کاری که الان داری میکنی در واقع آنجا دارد تصویرش ظهور پیدا میکند.@ اگر کسانی بخواهند کیفیت این را خوب درک بکنند و خوب باور بکنند باید بعد از دورههای راهشناسی و آموزش دین معادتان را بگذرانید که این قشنگ کاملاً مفهوم بشود که مثلاً صورت غضب آنطرف چه شکلی دارد شاد کردن دل یک مؤمن آنطرف چه شکلی دارد صدقه آنطرف چگونه ظهور پیدا میکند.@ فرو بردن خشم، جلوگیری از شهوت، کنترل زبان، اینها آنجا چه خواصی دارد چطوری ظهور پیدا میکند این باید قشنگ درک بشود که ما در رحم هستیم و بدانیم مرگ برای ما صرفاً یک تولد هست و ما بعد از تولد به جایی متولد میشویم که خودمان داریم همه حقیقتمان را با خودمان میبریم.@ باید به این توجه بکنیم و باورمان بشود اگر باورت شد بعد تعلق پیدا میکنی به بهشت خودت به قبر خودت، قبر من بهشت من باید آباد بشود الان یک آقایی که الان دارد حرص میزند که یک خانهاش را دوتا بکند دوتا را پنج تا بکند یا مثلاً میگوید من دختر دارم پسر دارم پسر را میخواهم زن بدهم خرج دارند دختر را میخواهم شوهر بدهم خرج دارم.@ کسی که اینطوری باور کرده باور کرده که باید بعداً خرج بکند لذا برایش تلاش میکند حالا از دزدی و خمس ندادن و سوء استفاده شروع میکند خانه ساختن برای خودش، خانه را وسعت میدهد برای بچههایش، برای دخترش جهیزیه تهیه میکند برای پسرش وسائل دیگر تهیه میکند.@ این را باور کرده قبول کرده که یک آیندهای هست که به آن میرسد و آنجا باید جوابگو باشد نسبت به دخترش، پسرش، اوضاع اجتماع و مسائلی از این قبیل، اگر کسی باور کرده باشد که خانه خودش است(إلی مَنازِلِکُمُ).@ این(کُم) خیلی فهمش مهم است خانههای خودتان است یعنی خانهای است که بلافاصله که سوت پایان را زدند منتقل شدی به برزخ میخواهی بروی در آن خانه زندگی بکنی در خانهای که خودت ساختی همه چیزش هم برای انسان آشناست یعنی وقتی آنجا وارد میشوی همه چیز برایت آشناست.@ یعنی میدانی این کارکرد چیست اگر اینجا یک سگ هست این سگ چیست؟ این را مرحوم علامه نقل میکند یکی از آقایان که آقای دکتری بود مرد بسیار متدینی بود این آقای دکتر در سال شش ماه کربلا و نجف میرفت میماند در کربلا و نجف طبابت میکرد و رایگان برای فقرا و ضمن اینکه رایگان طبابت میکرد به فقرا چیزی هم کمک میکرد.@ اگر کسی احتیاجی دارد بعد میگفت یک روزی که داشتم از طرف قبر سیدالشهداء به طرف قبر اباالفضل العباس(ع) میرفتم دیدم که جنازه یک آقایی را دارند میبرند و یک سگ سیاهی روی جنازهاش نشسته گفت آنها رسمشان هست که جنازه را روی ماشین میگذارند و با ماشین میبرند.@ بعد دیدم یک سگی آن بالا نشسته بعد جنازه را که نزدیک قبر اباالفضل رساندند ترسیدم من به بقیه گفتم این سگ اینجا چکار میکند این چرا روی سینه میت نشسته؟ گفتن هیچی، بعد گفت من فهمیدم که من خودم فقط دارم این سگ سیاه را میبینم.@ گفت دیدم نزدیک قبر اباالفضل که شد سگ آمد پایین ایستاد این را بردند در حرم و طوافی دادند و آوردند سگ دوباره رفت روی سینهاش نشست گفت فهمیدم این اخلاقیات این شخص هست وقتی این سگ را ببینی میفهمی که خودت هستی.@ مرحوم آقا میرزا علی آقا شیرازی(ره) استاد نهجالبلاغه مرحوم مطهری دیدند یک روز سر درس آمد خیلی هم گریه میکرد شاگردها به او گفتن چه شده؟ گفت دیشب خواب دیدم که موقع مردنم هست دارند میبرند من را دفن کنند یک سگ سفیدی با من در قبر میاید.@ هر چه فریاد کردم که نیاید هیچ کس صدای من را نمیشنید که جلوی سگ را بگیرند بعد فهمیدم که این اخلاق من هست آدم وقتی سیاه میبیند یعنی بدتر است یک نفر سفید میبیند یعنی یک مقدار بهتر است گفت آنقدر توسل کردم به سیدالشهداء سیدالشهداء آمد سگ را بیرون کرد این خیلی مهم است.@ یعنی وقتی آنجا میروی میفهمی که چه هستی میفهمی این خانهای که در آن هستی بازتاب نفس خودت است اینکه قبلاً توضیح دادم که بهشت در نفس است نه نفس در بهشت یعنی این، جهنم در روح انسان است روح در جهنم نیست.@ در واقع وقتی ما بهشت میرویم بهشت همه مخلوقات خودت است یعنی همه عرض و طولش با آنچه که آنجا هست خلق خودت هست و جهنم هم هر چه که هست. یک بنده خدایی را خواب دیدم که یک اژدهای آتشین به او چسبیده دارد شکنجهاش میدهد نعره میزد خیلی نعره وحشتناکی که انسان اگر بشنود خیلی دلخراش بود صحنه بدی بود.@ آدم بداند یک حیوان وحشی و چسبیده به یک نفر و دارد شکنجهاش میدهد و این نعره میزد من خودم را به او رساندم و گفتم فلانی دستت را به من بده تو را از دست حیوان بیرون بکشم گفت نه این دیگر از من جدا نمیشود.@ بعد فهمیدم که اخلاقش بوده آدم خیلی بداخلاقی بود خیلی خانواده را اذیت میکرد در خانه زیاد بهانهگیر بود به زن و بچه گیر میداد خیلی آدم بداخلاقی بود فهمیدم که این اژدها خود خُلق این هست یک تکه اژدهای بزرگ یک تکه آتش بود یعنی جنسش از آتش بود برای من مشهود بود این خلق انسان است که با انسان میاید.@ باور کنیم که ما وقتی به آنجا منتقل میشویم هر چه که آنجا هست بازتاب نفس خود ماست(فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ) نمیگوید جزایش را میبیند، میگوید هر کاری بکنی خودش را آنجا میبینی اما صورت برزخی را در برزخ و صورت آخرتیاش را در آخرت.@
این یک قاعده است در دنیا یک صورت دارد در برزخ یک صورت دارد اینهایی که در معاد مفصل توضیح دادیم سگ اخلاق است که پیغمبر میفرماید امت من در قیامت به صورت ده حیوان محشور میشوند بعضیها به صورت میمون محشور میشوند.@ میمون مظهر عناد و لجبازی است بعضیها به صورت خوک محشور میشوند آدمهای شهوتران. اگر ما باور کردیم که خانه ماست عاشقش شدیم به آن دلبستگی پیدا کردیم حالا این خانه را میخواهیم آبادش کنیم الان دیدید یک زن و مردی که با هم ازدواج میکنند یا بعد از چند سال زندگی میخواهند یک آپارتمان بخرند میگویند عیبی ندارد ما قرض میکنیم.@ زن طلاهایش را میفروشد یعنی از لذت زینت میگذرد به خانه فشار میاورند موبایلش را میفروشد ماشینش را میفروشد پسانداز میکنند صرفهجویی میکنند به خودشان فشار میاورند باور دارند که قرار است یکسال بعد دو سال بعد سه سال بعد در آپارتمان میخواهند بنشینند به خصوص که اگر خودشان بخواهند آپارتمان را بسازند.@ دیگر سر زمین میروند روی نقشه توجه دارند که این نقشهاش چطوری باشد توالت و حمام و آشپزخانه و اتاق خوابش چطوری باشد دوست دارد به احسن وجه در بیاورد روی نقشهاش دخالت میکند روی رنگ کاشیها و روی گچبری دخالت میکند تا به بهترین وجهی که دوست دارد در بیاورد.@ چون باور کرده که قرار است اینجا بیاید، آیا واقعاً هم آنجا میرود؟ معلوم نیست چه بسیار آدمهایی که خانه ساختند قبل از اینکه در آن بروند مردند این که میدانست نسیه است معلوم نیست به این خانه برود باور کرده بود که اگر زنده باشد قرار است آنجا برود و نرفت خانه را ساخت و مُرد.@ در یک خانه دیگر بردند به جای اینکه در این خانه بیاورند حالا خوش به حالش که اگر آن خانهاش را هم آباد کرده باشد اگر ما قبول کنیم که آنجا خانه ماست و خداوند یک همچین فضایی را برای هر کدام از ما اختصاص داده.@ گفته بندگان من برای هر کدام از شما بهشتی را برای شما در نظر گرفتم که(عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) اندازهاش به اندازه همه آسمانها و زمین است این را برای شما در نظر گرفتم مال شماست در قرآن آیه دارد که بهشت ارث شماست بهشت را به وراثت به شما میدهیم مال خودت است به خودت رسیده.@ حالا میخواهی با این قطعه بزرگی که داری میخواهی چکار بکنی چه فکری میخواهی برایش بکنی مال توست؟ میگوید شما یک سبحان الله که میگویید میشود یک درخت در آن بهشت. نبی اکرم(ص) فرمود شبی که به معراج رفتم دیدم که فرشتهها دارند کاخ میسازند خشتهای طلا و نقره میگذاشتند بالا میامد.@ حالا انشاء الله هفت هشت جلسه فقط باید راجع به بهشت برای شما بحث بگذاریم راجع به ساختار بهشت، مهم هم هست شناختن بهشت، چون باید بدانیم کجا میخواهیم برویم اگر بفهمیم کجا میخواهیم برویم آدم خودش را آماده میکند اگر بفهمد کجا میخواهد برود ذائقه و گوش و چشمش را آنطوری بار میاورد.@ خودش را متناسب با آن فضا آماده میکند که وقتی میخواهد وارد بشود بتواند بهرهبرداری بکند وسائل مورد نیاز برای بهرهبرداری از آن شرائط را با خودش ببرد و فردا گرفتار نشود در همان بهشت عذاب نبیند که جهنم میبیند مثل جنین، جنین در همین دنیایی که از آن متولدین سالم لذت میبرند در همین فضا او عذاب میبرد.@ اگر با خودش چشم و گوش و دست نیاورده باشد در همین فضا عذاب میبیند. حضرت فرمود دیدم فرشتهها یک مقداری کار میکنند مقداری میایستند سؤال کردم از جبرئیل(ع) که چرا اینها اینطوری میکنند و متوقف میشوند؟@ فرمود اینها منتظر مصالح هستند مصالح باید برای آنها بیاید که این خانهها را بسازند، گفتن مصالح چیست؟ فرمود مصالحش را از دنیا باید بفرستند هر کاری که در دنیا میکنید آن کاخ خودت میشود حالا دوست داری کاخ را هر طوری که دوست داری بساز.@ خداوند میفرماید من از طرف شما چون خالق هستم و همه نقشهها و زیباترین شکلها در دست من است(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ) نقشههایی که من دارم شماها ندارید مهندسی که من خدا دارم شما این مهندسی را قطعاً ندارید.@ من میدانم برای یک مؤمن وقتی میخواهد به بهشت بیاید چه رنگهایی قشنگ است آن رنگها را من برایتان انتخاب میکنم من میدانم یک مؤمن وقتی میخواهد وارد بشود همسر بهشتی میخواهد این همسران بهشتی صدها بهشتی که دارد مثلاً باید سنشان چقدر باشد هیکلشان چطوری باشد صورتشان باید چطوری باشد.@ من خودم اینها را برای شما تصویر میکنم یکی از اسماء خدا در قرآن داریم مصور است خداوند تصویرگر است رنگآمیز هست خودش رنگ میکند میگوید نقشه اینها را با من بگذارید من برایتان میدانم چه موسیقی شما را میتواند سرمست کند.@ این با من، چه کاخی، اندازهاش چطوری باشد تختش باید چطوری باشد لباسش چطوری باشد جنس پارچهاش چطوری باشد چه نهرهایی چه جامهایی چه ظرفهایی چه شرابی، چه چیزهایی به درد شما میخورد، چه مهمانی، مهمانی با چه شرائطی، ضیافت چطوری، اینها به عهده من.@ میفرماید در بهشت کوچکترین جا مال کسی هست در بهشت که اگر همه بهشتیان را دعوت بکنند راحت میتواند از آنها پذیرایی بکند اگر جن و انس را دعوت بکند از اول خلقت تا آخر خلقت خدا هر چه جن و انس بهشتی هست بیایند در بهشت این آقا که کمترین زمین به او رسیده میگوید خیلی راحت از همه آنها پذیرایی میکند.@ این مال کمترین شخص هست من میدانم چکار کنم شما به من بسپارید کیفیت و ساخت را برای من بگذارید مصالح از شما، شما مصالح را بفرستید من خودم تکمیلش میکنم خودم زیباسازی میکنم خودم این فضا را طوری برایتان پر میکنم که وقتی میایید لذت ببرید.@ وقتی میایید آنطور که شایسته شما هست شما اگر میخواستید تصویرگری کنید مثلا شما این میوهها و گلهایی را که خدا طراحی کرده در طبیعت را نگاه کنید رنگها را نگاه کنید عطرهایی که خدا در این طبیعت گذاشته حیوانات و موجودات دریایی همه را خدا طراحی کرده.@ چه کسی میتواند اینقدر طراحی بکند اینقدر قشنگ خلق بکند کسی نمیتواند مثل خدا باشد نمونههایش را هم در دنیا برای شما فرستادم مثل مهندسهایی که نمونه میفرستند میگویند این نمونه کار ماست میخواهی برایت کار بکنیم بده کنترات قبول میکنیم.@ خدا نمونه کارهایش را در طبیعت فرستاده برو نگاه کن این گلها و گیاهان و دریاها و جنگلها و بوستانها و باغها را نگاه کن برو زیر دریا زیر آب، برو آسمان را نگاه کن میگوید اینها همه نمونه کار من است میخواهی مصالحت را بفرست من خودم آنطوری که تو راضی بشوی خودم برایت طراحی میکنم این منزل و خانهات را.@ (أعدَدتُ لِعِبادِیَ الصّالِحین ما لا عَینٌ رَأت وَ لا أذُنٌ سَمَعَت وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشرٍ) برای بندههای صالحم چیزهایی مهیا کردم خدایی که این طبیعت همه را حیران کرده و هزاران هزار سال بشر سر کارند از پس او برنمیایند بشناسند که این چه هست.@ تاریخ چند هزارساله بشر به یک قطره از اقیانوس اطلاعات و زیباییهایی که خدا در این طبیعت ریخته بیشتر نرسیده بعد خود خدا میگوید اینجا بازیچه است شما اینجا چیزی ندارید همه را آنجا گذاشتیم(خالِصَۀً یَومَ القِیامَۀ) اینجا فقط به اندازه یک رحم است امکانات رحمی است اینجا را خودش اول تعریف میکند که خیلی عظیم است.@ بعد میگوید(وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) اگر بخواهید این نعمتهایی که به شما دادم نمیتوانید بشمارید همه انسانها و جنها پشت به پشت هم بدهند همه دریاها مرکب بشوند همه درختها قلم بشوند جن و انس نویسنده بشوند و نعمتها را بنویسند و ردیف کنند و از آنها فهرست در بیاورند.@ نمیتوانند حتی اگر دو برابر بشوند باز کمک بگیرند کسی نمیتواند نعمتها و زیباییها و خلقتهایی که در دنیا کردم اما این(قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ) میگوید اینکه با عظمت شما سر کار هستید و نمیتوانید حسابش بکنید به شما کم دادم با این عظمت میگوید قلیل است.@ کلش را به یک نفر از شما بدهم سیر نمیشوید بعد وقتی میکشد به سمت آخرت لفظ کثیر را به کار میبرد مبنا خداست یک نفر هر دو را خلق کرده او به عنوان یک داور عادل که هم دنیا را خلق کرده(فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَ الْأُولى) هم آخرت مال خداست هم دنیا، او دارد قضاوت میکند میگوید این را پست و بازیچه خلق کردم.@ (وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ) یک بازیچه است بعد راجع به آخرت که میرسد(وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) خود خدا میگوید حیات اینطرف است اگر حیات میخواهید همهاش اینجاست آن که حیات نیست اصلاً حیات محسوب میشود؟ شما مثلاً اگر 20 سالتان باشد میگویید 20 سال و 9 ماه، 9 ماه هم در رحم زندگی کردیم.@ اسم این را کسی زندگی نمیگذارد آنجا خونخواری میکنی آن که یک جای محدود و یک غذای محدود، آن که زندگی نیست میگوییم تولد ما از وقتی است که به دنیا آمدیم خدا میگوید این پست و کوچک است این که چیزی نیست همه را آنطرف برایتان گذاشتم.@ حالا این خدا که اینجا را پست میداند خود همین خدا خودش میگوید یک چیزهایی برایتان درست کردم که عظیم است لفظ عظیم و کثیر را به کار میبرد خدای عظیم بخواهد یک چیزی را عظیم بداند ببینید یعنی چی، (أعدَدتُ لِعِبادِیَ الصّالِحین ما لا عَینٌ رَأت) برای بندگان صالحم چیزهایی ذخیره کردم که هیچ چشمی تا به حال ندیده.@ (وَ لا أذُنٌ سَمَعَت) هیچ گوشی نشنیده دهها آیه راجع به بهشت گفته راجع به شرابها و همسران و اندام همسران و موسیقی بهشتی و ظرفها و رود و درختان و(جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ) میگوید همه اینها را که گفتیم چیزهایی برای شما آماده کردم که اصلاً نشنیدید.@ (وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشرٍ) به ذهن هیچ انسانی تا به حال خطور نکرده شما بروید در طبیعت ببینید چند نوع گُل میشناسید، چند نوع حیوان و حشره میشناسیم مگر به فکر ما خطور میکند به یک نفر بگویند گل را طراحی کن چقدر میتواند گل را طراحی کند.@ بعد طراحی خدا را در گل و گیاهان و ماهیها نگاه کنید آدم وقتی میرود دریا را مطالعه کند میبیند که اصلاً به ذهن هیچ کس خطور نمیکند که یک همچین ماهیهایی باشد آنقدر هست که ما نمیدانیم خود خدا هم در قرآن میفرماید خیلی از چیزهایی را که ما در زمین خلق کردیم شما اصلاً نمیشناسید و آنها را نمیفهمید.@ میگوید به ذهن هیچ کس یعنی کسی که همه این زیباییها را بشناسد یک بحثی در معرفت نفس داریم که هر کس بتواند تعداد زیبایی بیشتری را در اینجا بشناسد نفسش قدرت زیباییگیریاش بیشتر میشود کمالگیریاش بیشتر میشود.@ هر چقدر در دنیا انسان خودش را قوی بکند آنجا خداوند یک چیز بیشتری میدهد. میگوید(لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ) میگوید آنجا هر چه که اراده بکنی هر چه که بخواهی هر چه که فکر بکنی وجود دارد بعد میگوید(وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ) بالاتر از آن چیزی که تو میتوانی در بهشت فکر بکنی با همه استعدادت هنوز هم هست.@ یعنی اینجا نیست که بگویی الان بهشت فوق تصور ماست در بحث نسبت جلد یک مبسوط این را نوشتم آخرت هم وقتی وارد بهشت میشوی میلیاردها سال هم که در بهشت باشی باز بهشت فوق تصورت هست.@ یعنی باز من چیزهای بالاتری دارم که برایتان رو کنم ولی میگذارم در اختیار خودتان که اراده کنید و بشود نه اینکه اراده کنید و بگویید خدایا من این را میخواهم، نه خودت میشوی مرید و خالق، تو هم در بهشت مثل من هستی.@ نمیگویی خدایا من این را میخواهم اراده میکنی و میشود(عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) چشمهای که بندگان خدا از این چشمه خواهند خورد اما خود این بندهها این چشمهها را ایجاد میکنند یعنی شما به بهشت میروید میگویید میخواهم اینجا نهر باشد نهر هست اراده میکنی دیگر نهر نیست میگویی نهرم اینطرف باشد.@ میگویی نهر از آنطرف باشد به محض اینکه اراده کنی نهر از آنجا میاید میگویی کاخم اینطرف باشد آنطرف باشد هر چه که تو اراده کنی است نه اینکه به کسی سفارش بدهی یا حتی از خدا بخواهی حتی از خدا هم نمیخواهی میگوید خودت اراده کن و به اراده تو بهشت همانطوری شکل میگیرد.@ من خدا برایت طراحی میکنم میسازم به آنجا واردت میکنم این اراده را هم به تو دادم هر چقدر خواستی خودت تصرف بکنی و تغییرش بدهی این منزلهای شماست خانههای شما، حضرت چطوری حرف میزند شما هیبت امیرالمؤمنین و جدیتش را در نظر بگیرید.@ ایستاده روی قله آخرت دارد با شما در دنیا حرف میزند(سابِقُوا رَحِمَکُمُ الله) سبقت بگیرید رحمت خدا بر شما باد شما را دعا میکند(إلی مَنازِلِکُمُ الّتی أمِرتُم أن تَأمُرُوها) به خانههایی که امر شدید که آبادش بکنید مال خودتان است دستور دادیم که آبادش بکنید بدوید و سبقت بگیرید.@ حالا من به خودم میگویم میبینم 40 سال دارم هنوز پنج دقیقه راجع به خانهام فکر نکردم که اصلاً خانهام کجاست آنجا دوست دارم چه داشته باشم وقتی به گذشتهام برمیگردم میبینم اصلاً برای خودم پساندازی نکردم نه پیشفرستی نه پساندازی.@ نگفتم وقتی حقوقم میاید(وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ) کسانی که در اموالشان یک حق مشخصی برای فقرا و محرومین میگذارند وقتی حقوقش دستش میاید میگوید این برای زن و بچهام، این هم برای سائل و محروم، در اموالش مشخص است حق مشخص کرده برای آخرت خودش.@ به زن و بچهاش میگوید صبر کن همه را که قرار نیست اینجا بخوریم این هم برای خانه بعدیمان، (أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ) خانوادههایتان را هم که آنجا به شما ملحق میکنیم نگو الان بچهام میخواهد زن بگیرد باید برایش چکار کنم دخترم میخواهد شوهر بکند چکار کنم به این به مقدار کفاف برس و ولخرجی نکن.@ یک مراسم عروسی بگیری چند میلیون خرج بکنی یک مراسم عقد بگیری آنقدر خرج بکنی آن هم خدای نکرده نعوذبالله با معصیت، چقدر این کار نامبارک است، نه این برود برای آخرت، شما ذی امیرالمؤمنین(ع) را نگاه کنید ذی فاطمه زهرا را هر وقت داشتند میدادند ریزش میکرده به آن سمت، به سمت ابدیت خودشان.@ شب عروسی لباس عروسش را در میاورد فاطمه زهرا زرنگ است اینجا کم مصرف مثل جنین، جنین به تعبیر مرحوم علامه جعفری میگوید آن کسی که دارد مصرف میکند یک هزارم چیزی است که به او میرسد آن کسی که دارد برای خودش مصرف میکند.@ یک هزارم چیزی که به او میرسد در رحم را خودش مصرف میکند در رحم این نُه ماه، بقیه را میفرستد برای دنیا، بقیه را اندامزایی میکند برای دنیا، ما اینطوری هستیم؟ نه ما همه را اینجا داریم مصرف میکنیم بعد که میرویم قرآن میگوید(خَفَّتْ مَوازِينُهُ) میزانش سبک است.@ هیچی ندارد نامه عمل پر از گناه، از اینطرف ثوابی ندارد که جبران بکند از اینطرف میزانش سبک است(عِدَتُهُم هَواء) دلشان خالی است هیچی ندارد اصلاً وزن ندارند آنطرف سبک میروند سنگین و اشرافی و ثروتمند نمیروند ثروتمند نیستند.@ ما دعوت شدیم به اینکه اشرافی زندگی کنیم تا یکی از اهل بیت دید مشکل دنیایی برایش پیش میامد پیغمبر میفرمود عیبی ندارد عزیزم خداوند برای ما آخرت را خواسته ناراحت نشو لذا شما میبینید که اهل بیت فاطمه زهرا(س) خواب میبیند که من انگشتری را درخواست کردم و برای من آوردند انگشتر بسیار زیبایی بود.@ بعد وقتی به بهشت رفتم من را بردند در آن مکانی که بهشت من بود روی آن تخت خودم خواستم قرار بگیرم دیدم آن تختم سه تا پایه دارد گفتم پس پایه چهارم کجاست؟ گفتن این همان انگشتری است که در دنیا برای تو آمد بعد گفتم این انگشتر را نمیخواهم برگردانید بهشت، نمیخواهم.@ شب عروسی لباس عروسیاش را در میاورد به بهشت میفرستد زیرک بودند کیس بودند به قول استاد ما امیرالمؤمنین بازاری و کاسب بوده و حماقت این است که همه را اینجا بخوریم و مصرف بکنیم حسنین(س) عید هست بچهها همه شتر دارند سوار شتر میشوند میروند شترسواری و لباس منظم میپوشند.@ میایند به مادرشان میگویند ما هم میخواهیم برویم بازی بکنیم یک لباسی تنشان میکند حضرت زهرا لنگ میماند که شتر ندارند که بچهها سوار شوند پیغمبر(ص) میاید میگوید چه شده؟ میفرماید این بچهها میخواهند بروند بازی کنند شتر ندارند همه بچهها شتر دارند بازی میروند اینها ندارند.@ میگوید عیبی ندارد من شتر شما میشوم بیایید سوار من بشوید سوار شانههای پیغمبر میشوند بعد حضرت میرود قاطی شترها صدای شتر در میاورد پیغمبر گفت شتر شما از همه شترها بهتر است شما از همه سوارها بهتر هستید نه اینکه نداشتند زیرک بودند.@ یعنی خیلی وقتها به بچههایشان نه میگفتند، بعضیها میگویند اگر ما به بچه بگوییم نداریم عقدهای میشود، اینطوری نیست بچه باید با محرومیت بالا بیاید یعنی باید خیلی وقتها به بنبست بخورد بداند پدرش فعلاً نمیتواند این را بخرد زن من باید بفهمد که من خیلی جاها نمیتوانم این چیزها را بخرم ندارم و از شخصیتم هم نباید کم بشود این است وضعیت زندگی ما.@ امام(س) تنها کسانی تا پایان راه با ما هستند که طعم فقر و محرومیت را چشیده باشند یعنی آنهایی که پای کار میایستند سرباز امام زمان هستند اهل شمشیر هستند اهل دفاع از دین هستند مرفهان بیدرد نیستند هشت سال دفاع مقدس کسانی رفتند ایستادند که طعم فقر را چشیده بودند مرفه که بلند نمیشود آنجا برود.@ اهواز اینها زیر کولرگازی و جای خنک بوده این نمیتواند برود آنجا که بجنگد نمیتواند که برود جلوی دشمن و گلوله بایستند زیاد پیش میامده که لنگ میماندند غذا نداشتند بخورند خودشان غذایشان را به فقرا میدادند داشتند بخورند به فقرا میدادند(وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً).@ سه روز گرسنگی و روزه بعد میگویند(إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ) به مسکین و یتیم و اسیر میگویند ما شما را به خاطر خدا اطعام کردیم ما از قیامت میترسیم(إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً) ما از آن قیامت عبوس میترسیم ما تحمل عبوس بودن آنطرف را نداریم که بخواهد نسبت به ما خشن باشد ما تحمل آن را نداریم.@ ما نه ما پوست کلفت هستیم خیلی با قساوت داریم زندگی میکنیم یکذره هم ترس آنطرف در دلمان نیست آنها میگویند ما میترسیم آنطرف را آباد بکنیم ببینیم اهل بیت(ع) چطوری زندگی کردند بد است آدم در زندگیاش نانخور نداشته باشد همهاش به خودش و زن و بچهاش بخوراند خیلی خوب است آدم نانخور داشته باشد به کسان دیگر هم بخوراند.@ عرضه داشته باشد به کسانی که احتیاج دارند بخوراند این زیرکی و کاسبی است باید آدم با آنجا انس بگیرد زیرکها میرفتند یک قبری میخریدند جلوتر آنهایی که داشتند بعضی وقتها میرفتند در آن میخوابیدند.@ بعضی از بازاریها زرنگ بودند در مغازهشان یک قبر میکندند همانجا روز به روز میخواستند به کار شروع کنند اول میرفتند چند دقیقهای در قبر میخوابیدند بعد به کار شروع میکردند.@ (فَسابِقُوا رَحِمَکُمُ الله إلی مَنازِلِکُمُ الّتی أمِرتُم أن تَأمُروها) امر شدید که آبادش بکنید بعد اگر کسی آباد بکند به آن انس میگیرد و از آن خوشش میاید یک مقدار این که من عرض میکنم یواش یواش عمل بکنید.@ بعد مواردی که خسته هستید بروید در آنجا استراحت بکنید به ما اجازه دادند از الان برویم در آن استراحت کنیم نگفتند که هر وقت مردید بروید استراحت کنید یک مقدار بسازید بعد ببینید هر وقت خسته میشوید در دنیا خدا اجازه میدهید در آن بروید و یک مقدار استراحت بکنید.@ با همسرانت آنجا حرف بزنی با قوم و خویشها، قوم و خویشهای آنجایی، آنها را ببینی با آنها حرف بزنی آنجا خستگی در بکنی آرامت میکند نگفتند که بمیرید بعداً بروید همینجا مال خودتان است دوست دارید عرضه دارید بیایید استفاده کنید آبادش کن کمکت میکنیم بروید در آن خستگی را در کنید تا غم سراغت میاید آنجا میروی نشاط میگیری.@ بعد هیچ وقت احساس نمیکنی نداری فقر خیلی قابل تحمل میشود نداشتنها، دوست داری فلان چیز را داشته باشی نداری، خدا میگوید من جبران میکنم اینجا چیزی نیست تحملش کن فلان کس دارد و تو نداری.@ میگوید آن کسی که دارد از آنطرف دارد مصرف میکند تو میخواهی مصرف کنی همه را اینجا بگذرانی. ابو بصیر نابیناست میاید خدمت امام(ع) میگوید آقا شما امام هستید به هر حال میتوانید معجزه بکنید به امام کنایه میزند که بالأخره به سلامتی امام هستی بیا یک دستی به چشم ما بکش ما چشممان خوب بشود.@ حضرت میگوید بیا جلو، دست میکشد روی چشم ابو بصیر و بینا میشود بعد همه چیز را میبیند حضرت میگوید حالا که چه تازه شدی مثل بقیه، این بهتر است یا اینکه نابینا باشی و اجر این این باشد که بیحساب به بهشت بروی یعنی وقتی رفتی صاف به بهشت بروی و معطلی نداشته باشی.@ تا این را حضرت میفرماید ابو بصیر میگوید من میخواهم بیحساب وارد بهشت بشوم دوباره نابینا، ولی میفهمد که بینایی و ثروت یعنی چی، غصه نمیخورد دیدید آدمهای خرپولی که ساده میگردند آدم دوست دارد یک چیزی هم به آنها کمک بکند.@ یک آقایی را میشناختم که بساز و بفروش بود هر وقت او را میدیدیم خشتکش پاره بود یعنی همیشه با لباسهای ناجور و کهنه بود غذا هم که میخواست بخورد یک غذای خیلی ساده و معمولی، آدم دلش برای این بیچاره میسوخت.@ میگوید بعداً استفاده میکنم میفهمد دارد چکار میکند این هر وقت میبیند فلان کس ماشین 150 میلیونی زیر پایش انداخته میگوید این عجب نادانی است 150 میلیون را در خیابان میاورد خودش با اتوبوس اینطرف و آنطرف میرود ولی عقده ندارد از اینکه فلانی دارد میداند که خودش دارد و میتواند استفاده بکند.@ میداند که اگر خودش بخواهد میتواند داشته باشد دیگر عقده هم نمیکند و ناراحت هم نیست چون میداند که دارد لذا شما هر وقت نداشتید بگویید انشاء الله خدمت پیغمبر و امیرالمؤمنین به ما میدهند دیر نمیشود حق شما را هیچ کس نمیخورد.@ سهم انسانها از لذت و الم مساوی است بعضیها اینجا لذت بیشتری میبرند آنطرف کم میاورند حالا به جایی هم برنمیخورد نداشته باشید همه برای شما ذخیره شده اینجا هر چه لذتتان بالا برود دارید از آخرت و مبنای ابدی میخورید مبنای ابدی شوخی نیست پنج دقیقه لذت اینجا معادل چند هزار سال لذت آنجاست.@ تو اگر اینجا مصرف بکنی آنطرف کم میاوری در صراطی که سه هزار سال راه است و در جهنم هم هست نور میخواهد وقتی نورها همه را اینجا مصرف کردی اما وقتی ذخیره بکنی آنطرف روی صراط سه هزار سال در جهنم نور داری که ببینی و رد شوی و در جهنم نیفتی لذا غصهای هم نداری.@ یک موقعی خدا وقتی در بهشت روز قیامت شد طرف به شما ظلم کرده در دنیا حریفش نشدی گردن کلفت بود نمیتوانستی، خدا میگوید فلانی بیا این در حق تو ظلم کرد حالا به جای تو جهنم میرود گناهان تو را گردن این گذاشتیم ثوابهایی که این کرده مال تو، دیگر غصه ندارد نباختیم که از دستمان برود مضطرب شویم.@ هیچ وقت در ملک خدا هیچ کس نمیبازد فرمود هر وقت خبر مرگ من به شما رسید نگران شوید تا وقتی من زنده هستم اصلاً نگرانی ندارد ما چه نگرانی داریم برای چه ناراحت بشویم برای چه مضطرب شویم که نداریم فلانی از من جلو زد فلانی دارد میخورد فلانی دارد میبرد.@ فلان کس این شاگرد من بوده الان اینطوری هست این بچه من هست وضعش از من بهتر است. زیرکها اینجا را خیلی ساده گرفتند(المُؤمِنُ یَصیرُ المَؤُنَه) مؤمن مؤنهاش آسان خرج است خیلی پرتکلف نیست و همه را آنطرف میفرستند مال خودت هم هست اینجا قرار نیست بمانی.@ چند وقتی ما را اینجا فرستادند گفتیم میدان مسابقه است در مسابقه که حلوا خیر نمیکنند مسابقه یعنی تمرین و کار و زحمت و تلاش، اینجا دار عنا هست دار زحمت است خدا میفرماید من آسایش و آرامش را در دنیا قرار ندادم.@ بعضیها در دنیا دنبال آسایش میگردند مگر نمیخواهی بروی در دار القرار، دار آسایش را برایت آماده کردیم آن هم به بلندای ابدیت اصلاً غصه نخورد یک روزی اینها تمام میشود و تو به خودت میایی میبینی که آخرین قدم را روی صراط برداشتی و پایت را در بهشت گذاشتی.@ چقدر این آیه قشنگ است بهشتیان وقتی پایشان را در بهشت میگذارند میگویند(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ) سپاس خدایی را که از ما غم را برد و ما دیگر راحت شدیم چشم به هم بزنی میبینید که روی آن تختهای بهشتی نشستید روبهروی همدیگر دارید با هم گپ میزنید.@ (مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ) تکیهتان را دادید روبهروی همدیگر میگویید یک دنیایی بود ما آن را رد کردیم چشم به هم بزنی به آنجا رسیدی به این قبلیهای ما که از دنیا رفتند نگاه کنید صبح که از خانه بیرون آمدند فکر نمیکرد که غروب در بهشت مهمان امام حسین باشد شب سر سفره امیرالمؤمنین و پیامبر نشسته باشد.@ صبح که از خانه بیرون آمده بود اصلاً فکرش را میکرد؟ نه. آن داستان محمد شوشتری را خواندم در بحث بهشت گفتم که دارد رانندگی میکند یکدفعه میبیند به بهشت رفت خیلی فاصله نداریم لذا برای ما اضطراب ندارد آرام و قوی و شاد باشیم هر وقت هم خسته شدید خودتان زودتر اختیاراً بروید یک سری بزنید به بهشتتان، آرامتان میکند.@ یک موقع ممکن است آدرسش را گم بکنید آدرس بهشتتان را گم بکنید گیج بشوید ندانید کجاست باید به شما آدرسش را بدهم چند تا کلید باید به شما بدهم با این کلیدها هر وقت گم کردید وارد آنجا میشوید و باز میکنید میبینید که خستگیتان در میرود دیگر مشکلی هم ندارید.@ حضرت فرمود پیشی بگیرید دیر میشود(سابقوا) بروید که انشاء الله این خانهها را آباد بکنید و خانههایی که به آنها ترغیب شدید و دعوت شدید به آنجاها دعوتتان کردیم دعوت و ترغیب شدید به این خانهها، خدا میگوید من خدا که این دنیا را آفریدم تو آنقدر به این جیفه تمایل داری.@ یک چیزی برای تو آفریدم که این دنیا در مقابلش یک بازیچه و اسباببازی است هیچی نیست حقیقتش آنطرف است به آنجا میل و رغبت داشته باشید من شما را دارم به اینجا دعوت میکنم کارت دعوت را ببینید چقدر زیبا میفرستد(وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ) خدا دعوتتان میکند به این بهشت، دار السلام، دارم دعوتتان میکنم اینجا بیایید آنجا جای شما نیست.@ نمانید رغبتی هم نداشته باشید با کسی هم تنافس و رقابت کنید سر دنیا، اگر کسی دارد میخورد غصه نخورید که جیفه بیشتری خورده و تو کمتر خوردی هر چه از این جیفه کمتر بخوری به نفعت است هر چه دنبال عیاشی و لذتهای دنیا باشی از سهم آنجا کم میشود.@
قاعدهاش این هست به میزانی که عیاشی و کیافی طبیعی اینجا بکنی از سهم بهشتیات کم کردی لذا هیچ غصهای ندارد آرام و شاد زندگی کن دنبال ثروتهای حقیقی باش آن که ماندنی هست برای همیشه مزه شادی در کامت میاید دیگر هیچ وقت هم مضطرب نمیشوی.@ همیشه شاد و آرام هستی ولی به شرطی که برای آنطرف تلاش هم بکنی زحمت بکشی اهل ذخیرهسازی و تجارت و کاسبی باشد(هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) راهنماییتان کنم به یک تجارتی که شما را از عذاب دردناک، دردناک که خدا میگوید از آن عذاب دردناک نجاتتان بدهد.@ (تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) به خدا ایمان بیاورید و مجاهده کنید در راه خدا با اموالتان و جانهایتان، اول مالتان بعد جانتان، اولویت دارد ارزشش هم خیلی زیاد است جهاد مالی، اهل جهاد فی سبیل الله باشید جهاد با مال کارهای خیری که هست ذخیرهسازی بکنید و با جانهایتان.@ در حرم رفتید دست کنید در جیب مبارک یک چیزی را در حرم بیانداز در مسجدی که رفتی چون این حرم تا قیامت که در آن عبادت میشود تو در اینجا سهام خریدی در این مسجد تا قیامت که در آن عبادت بشود تو سهام داری.@ کارهای خیر و کارهای معنوی و کارهایی که میماند اینها مهم هست یکی از کارهای مهمش مشارکت در ساخت انسانهاست در انسانسازی، مشارکت در ابدیت، ایجاد ابدیتهاست اینها خیلی مهم است که باید یک جلسهای در این باره مستقل صحبت بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@