أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره استفاده از عمر و جوانی که عرض شد به طور مسلم و قطعی در برابر مصرفش مسئول خواهیم بود و یک زمانی فرا خواهد رسید که در دادگاه الهی باید در مورد چگونگی صرف عمر و جوانی پاسخ بگوییم به چند اصل رسید.@ 1 ـ اصل پرهیز از غفلت به عنوان راهکار استفاده از عمر، 2 ـ توجه به خود بیداری و حقیقت خود، 3 ـ پرهیز از توقف در رشد، 4 ـ حرکت که همان پرهیز از توقف هست بعد سرعت و بعد سبقت، یعنی حرکت باید باشد نباید در یکجا متوقف باشیم.@ باید سرعت داشته باشیم در حرکتمان به سمت کمالمان، ضعیف و کُند نباید حرکت بکنیم و مضافاً اینکه باید اهل سبقت باشیم سبقت از دیگران. مسأله سبقت که دعوت کردن به سبقت خیلی مسأله بزرگی هست مسأله بسیار مهمی هست وقتی میگوید تند بیا زود بیا خودت را برسان در سرعت.@ شما در جادهای در نظر بگیرید میخواهید به هدف برسید به شما میگویند با نهایت سرعت خودت را به هدف برسان با این کلمه چند دیدگاه به شما میدهند یکی اینکه تمام ذهنت را باید هدف اشغال بکند که خودت را به آنجا برسانی یکی اینکه راه را ضمن اینکه به آن توجه داری اما معطل راه زیاد نباید بشوی.@ در راه وقتی میگویند شما با سرعت بیا سبقت بگیر یعنی علاف هیچی نباید بشوی نیایستی جایی خودت را معطل کنی معطل چیزی نکن با سرعت بیا توجه به اینطرف و آنطرف نکن اگر بخواهی بایستی به تماشای این و آن و هر چیزی سرت را گرم بکند و به خودش مشغول بکند و از هدف غافل بشوی دیر میرسی و یا اصلاً نخواهی رسید.@ خدای نکرده اول از این مسابقه را نخواهی برد یا سرعتت کم میشود یا خدای نکرده متوقف میشوی و یا خدای نکرده آسیبهای دیگری ممکن است ببینی بنابراین خیلی حواستان را به راه به این جهت که چه چیزی در آن هست اینجا چه هست ندهید مواظب باشید پرت نشوید غافل نشوید.@ سریع آمدن یعنی همین با سرعت برو یعنی خدا خیلی آنطرف را جدی گرفته برعکس اینجا که اصلاً به آن اهمیت نمیدهد همه آنچه که تو میخواهی و لایق توست همه آنچه که وقتی به آن برسی به آرامش و شادی ابدی میرسی همهاش آنطرف برای تو در نظر گرفته شده.@ این منطق قرآن است به طور جدی تو را به بلندای ابدیت نگاه میکند و با مبنای ابدی با تو حرف میزند همه آنچه که میخواهی آنطرف هست اینجا خیلی نباید خودت را معطل بکنی این اندیشه که ابدیت و آخرت تسلط بر وجود انسان داشته باشد و حرف آخر را در وجود انسان بزند اگر از انسان دور بشود نه تنها ما متوقف نیستیم بلکه قهقرا میرویم.@ دیگر آن موقع خبری از حرکت، سرعت و سبقت نیست اگر ما بخواهیم به حرکت به سرعت و سبقت برسیم باید این به اندیشه ما حاکم باشد که من یک موجود ممتد از دنیا تا بینهایت هستم مقصد من هم اینجا نیست مقصد من جای دیگر است(إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً) همه شما پیش خودم میایید.@ دو هدف خیلی مهم را قرآن برای شما مطرح کرده و میگوید اگر شما کاسب هستید اهل تجارت هستید حالیتان میشود کاسبی و تجارت، اتفاقاً با کلمه کسب هم به کار برده خیلی جالب است که بحث تجارت را مطرح میکند تجارت و کسب.@ میگوید اگر شما واقعاً کاسبهای زرنگ و زیرکی هستید این را باید بدانید که به جایی بزنید که سودش بیشتر هست یکجا میفرماید که(وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) آخرت بهتر است پرسودتر است و باقیتر است یعنی یک سودی هست که میماند و از شما نمیگیرند یعنی سود دائم و سرشار و تضمین شده است من خدا هم تضمینش میکنم.@ کسانی که اهل آخرت هستند آخرت که میگوییم در واقع یعنی بهشت با همه عرض و طولش، ولی امام کاظم(ع) میفرماید بهشت پاداش انسان نیست پاداش جسم انسان هست و برای طبیعت انسان هست.@ پاداش خود انسان حقیقت انسان هست اصل و ریشه انسان هست یعنی خود خدا، لذا برای کسانی که میتوانند از آخرت رد بکنند در دنیا به محبت به خداوند تبارک و تعالی و عشق خداوند تبارک و تعالی میرسند میفرماید(و اللهُ خَیرٌ) خدا بهتر است.@ دوتا چیز را سر راه گذاشت آخرت بهتر است و باقیتر و بعد میفرماید خدا بهتر هست حالا اگر کاسبی هدفهایت را میخواهی تنظیم بکنی جوانی و عمرت را میخواهی به آن سمت ببری وجودت را میخواهی شلیک بکنی به سمت یک هدف، به بهترین هدف بزن.@ دو هدف خوب را برایتان معین کردیم من خدا که شما را و دنیا را خلق کردم دارم به شما میگویم که با این دو هدف خودتان را تنظیم کنید(وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) و یکی هم که بالاتر از خود آخرت، خود خداست ذات اقدس اله، معبود و معشوق همه انسانها، او بهتر است خودتان را برای او خرج بکنید به کمتر از خدا هم راضی نشوید خودتان را بفروشید.@ به کمتر از خدا نفروشید بعد وقتی این اندیشهها که میشود که انسان خودش را به کمتر از خدا نفروشد اساساً دیگر با هیچ کس معامله نمیکند یعنی در کارها و ارتباطاتش کسی را بهتر از خدا نمیداند که با آن معامله بکند.@ الان بعضی از شرکتها هستند شما شاید بعضیهایتان خبر داشته باشید در کار اقتصادی وقتی میروید از آنها بخرید به شما هم جنس نمیفروشند میگویند نه افراد خاصی از ما جنس میخرند شما در حد ما نیستید شما باید بروید از آن کسانی که ما داریم به آنها میفروشیم از نمایندگی ما بخرید.@ ما جنسمان را فقط به نمایندگیمان میدهیم به خردهفروش نمیدهیم شما اگر یک جنسی را میخواهید بخرید و تهیه بکنید بروید از نمایندگی ما بخرید ما جنس دست کسی نمیدهیم میگوید ما طرف معامله ما شما نیستید اگر کسی این اندیشه بر او حاکم شد که کمتر از خدا اصلاً لایق نیست که من بخواهم با او معامله کنم حتی بهشت و حتی آخرت نمیارزد باز من باخت میکنم.@ اگر با آخرت هم بخواهم معامله کنم و برای آخرت فقط بکوشم این اندیشه حاکم شد چون در روایت داریم آنقدر که بهشت مشتاق سلمان است سلمان مشتاق بهشت نیست بهشت مشتاق مؤمن هست اما مؤمن باید:@
به صاحبدلت دل بده به آن کسی که دلت میارزد عاشقش باشد به آن کسی که حریف دلت هست به آن کسی که ارزش دلت را دارد که بخواهی به آن دل بدهی آن که میارزد دلت را بفروشی اینکه امام صادق(ع) فرمود(القَلبُ حَرَمُ الله) قلب حرم خداست.@ (وَ لا تُسکِن حَرَمَ الله غَیرَ الله) در حرم خدا غیر خدا را راه ندهید اینکه قرآن دائماً میفرماید غیر از خدا را معشوق و محبوب خودتان قرار ندهید اینکه یکسره میگوید(لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) غیر از خدا اصلاً دنبال معشوق دیگری نباشید اصلاً نیست.@ چیزی در قامت دل شما که بخواهد دل شما را پر بکند و اشباع بکند به هر چه که دل ببندید باخت کردید اندازه دلت نیست نمیتواند دلت را پر بکند به هر چه که دل ببندی اینکه نبی اکرم(ص) میفرماید(کُلُّ أحَدٍ یَمُوتُ عَطشان) هر کسی تشنه از دنیا میرود یعنی ناکام، نمیرسد به آن چیزی که میخواهد لنگ، شکست خورده.@ (إلاّ ذاکرَِ الله) مگر کسی که با معشوق پیوند خورده باشد مگر ذاکر خدا یعنی مجالس و همنشین خدا، همه میبازند همه تشنه از دنیا میروند همه معطل هستند همه این رنج نرسیدن به مقصد رنجشان میدهد اذیتشان میکند.@ مگر کسی که به خال زده باشد به آن منبع زده باشد خودش را با بینهایت وصل کرده باشد چون دل بینهایت است و بینهایتطلب با کمتر از بینهایت ارضا نمیکند برای این است که ما اساساً معشوقی جز خدا نداریم به کمتر از او اگر خودمان را بفروشیم باخت بزرگی کردیم.@ جالب است خداوند به یکی از انبیاء میگوید تو اگر آن چیزی که من میخواهم بخواهی یک چیزهایی من میخواهم یک چیزهایی تو میخواهی، میگوید تو اگر آن چیزهایی که من میخواهم بخواهی آنچه که خودت میخواهی را ول کنی من آن چیزی را هم که تو میخواهی به تو میدهم.@ اما اگر دنبال این باشی که آن چیزی که خودت میخواهی به آن برسی به آن که نمیرسی هیچی، در نهایت همان میشود که من میخواهم ته قضیه تو هم به جایی نمیرسی آخرش هم بُرد با خود من است به خال بزنی به معدن بزنی همه چیز گیرت هست.@
لذا برای کسانی که اهل زرنگی و زیرکی و کیاست و کاسبی هستند میگوید(وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) خدا بهتر است به کمتر از خدا نفروشید، چه احساسی به ما دست میدهد؟ وقتی من به کمتر از خدا خودم را نفروختم هیچ کس در دنیا نمیتواند من را خورد بکند من با رفتار هیچ کس خورد نمیشوم تحقیر نمیشوم.@ هیچ کس آبروی من را نمیتواند ببرد هیچ کس من را نمیتواند قال بگذارد هیچ کس من را نمیتواند دور بزند چون قوی هستم چون با کسی در این دنیا قرار نیست معامله بکنم که از او انتظار خاصی داشته باشم که اگر بخواهد من را قال بگذارد جا بگذارد تحویلم نگیرد خورد بشوم و بگویم من باختم، جوانی رفت و عمر رفت.@ بلال حبشی یک سیاه است که اتفاقاً زشت است زیبا هم نیست درست هم نمیتواند حرف بزند ولی چون پیدا کرده که با چه کسی باید معامله بکند میرود خواستگاری یک دختر خوشگل، به پدر دختر میگوید(إن تُزَوِجُونا فَالحَمدُ لله وَ إن لَم تُزَوِجُونا فَالله أکبر) دخترتان را به ما میدهید خدا رو شکر، اگر نمیدهید خدا بزرگ است.@ اینطوری نیست که خودش را با دختر عوض بکند که اگر به او ندادند بگوید خودم را دار میزنم من شکست خوردم تحقیر شدم، اینطوری نیست مثل خیلیها الان تا یکذره کاسبیشان به هم میخورد اولین کاری که میکنند با خدا قهر میکنند.@ یک خانمی زنگ زده میگوید این یکذره کم آورده چکهایش برگشت خورده خودکشی کرده دوبار تا حالا دست به خودکشی زده به زور نجاتش دادیم، اینطور نیست اگر کسی با خدا معامله بکند اصلاً چیزی نمیتواند او را تحقیرش بکند خوردش بکند هیچ حادثهای نمیتواند کوچکش بکند.@ چون اصلاً کسی را روی کره زمین سراغ ندارد که بخواهد با او معامله بکند برای زنت خدمت میکنی زنت قدر نمیداند، نداند، خورد نمیشوی که این همه زحمت کشیدم این نمکنشناس است این بچه را این همه زحمت کشیدم بزرگش کردم حالا بیادب ایستاده جلوی من شاخ و شانه میکشد حیف جوانی که سر اینها گذاشتم.@ نه تو برای خدا با اینها معامله کن اگر قرار است با زنت معاملهای بکنی رفتاری بکنی برای خدا، خودت را نماینده و کارگر خدا بدان لذا خیلی کلمه قشنگی دارد(عُمالُ الله) یعنی عمله خدا، کارگر خدا، ما برای چه کسی کارگری بکنیم که بیارزد و باخت نکنیم قالمان نگذارد به ما سود خوب بدهد.@ اینکه در قرآن دائماً تذکر میدهد(حَیُّ القَیُّوم) یعنی میخواهم خیالت را راحت کنم معشوقت زنده پایدار است خیلی خوشحال باش ما چقدر شاد هستیم که خدامان هست حی قیوم است خدا نمیمیرد فرمود هر وقت خبر مرگ من را شنیدید آنوقت حق دارید ناراحت بشوید تا وقتی که خبر مرگ من را نشنیدید ناراحت نباشید.@ من خدا هستم معشوق و محبوبتان هست چرا دلهره و اضطراب، چقدر مژده قشنگی است با دل آدم بازی میکند(حَیُّ القَیُّوم) (اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) خدا کسی که معشوقی جز او نیست(الْحَيُّ الْقَيُّومُ) اما معشوقی هست که ماندنی است پایدار است همه چیز هم به او بند است.@ آدم با داشتن یک همچین معشوقی یک همچین صاحبکاری غصهدار میشود اضطراب سراغش میاید شوهرت قدر ندانست زحمت کشیدی شوهرت بیادب است شعور تشکر ندارد چشم ندارد زحمتهای تو را ببیند باخت نکردی برای همین در روایت داریم که کسی اگر کاری میکند اگر منت بگذارد عبادتش هم باطل میشود.@ یک زنی به شوهرش بگوید 20 سال در خانه تو زحمت کشیدم یک شوهری بگوید من چقدر برای شما زحمت کشیدم نمکنشناسهای فلان فلان شده، میگوید ثواب عبادتهایت از بین رفت چون خدا میگوید تو بیخود کردی منت گذاشتی مگر برای اینها کار میکردی مگر من نبودم که با من معامله بکنی چرا با اینها منت میگذاری.@ با اینها خوش رفتاری و خوش اخلاقی کن ولی پاداشت را من قرار است بدهم لذا در حدیث داریم اگر یک خانمی یک لیوان آب جلوی شوهرش بگذارد ثواب یکسال عبادت به او میدهند حالا این عمل وقتی پیچیده میشود میشود یک چایی دَم کردن، شربت درست کردن، غذا درست کردن سختتر است این ثواب بالا میرود.@ بعد به زن میگوید مواظب باش به شوهرت منت نگذاری تو با من معامله کردی من هم پاداشت را میدهم من هم که نمیمیرم پس تو نباختی غصهای هم نخور چه غصهای میخوری شوهرت بفهمد یا نفهمد، زنت بفهمد یا نفهمد، مادرت عقلش برسد یا نرسد، پدرت عقلش برسد یا نرسد، باخت که نکردی.@ تو وظیفهات است که از طرف من با والدینت اینطوری برخورد بکنی چه پدر و مادر بفهمند چه نفهمد موظف هستی از طرف من مأموریت داری من خدا به تو گفتم که با پدر و مادرت اینطوری باش چه ظالم باشند چه ظالم نباشند چه خوب باشند چه بد باشند.@ من خدا به تو گفتم که با والدینت اینطوری برخورد کن با زنت اینطوری برخورد کن با پسرت اینطوری برخورد کن با دخترت اینطوری برخورد کن با شوهرت اینطوری برخورد کن من به تو مأموریت دادم با من خدا هم میخواهی معامله بکنی من هم که پاداش تو(أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ) هیچ کدام از اجرهای شما را ضایع نمیکنیم.@ کسی که عمل بکند با آدمهای دیگر معامله نمیکنیم وقتی که اندیشه ابدیت و آخرت و اینکه(وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) میاید سراغ انسان، انسان دیگر میرود در وادی امن هیچی دیگر نمیتواند خوردش بکند برای همین فرمود(کَلِمَۀُ لا إله إلا الله حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی) کلمه یعنی اعتقاد به لا إله إلا الله یعنی هیچ معشوقی جز خدا نیست.@ هیچ کس غیر از خدا حریف من نیست که من بخواهم با او معامله کنم این اگر بیاید این حصن من است هر کس اینجا بیاید دیگر آسیب نمیبیند اضطراب و ترس و غم و اندوه نه، خدا را کنار بگذاری و بروی شروع همه اضطرابها و ترسها و شکست خوردنها و سر کار بودنها است قالت میگذارند لهات میکنند.@ تحقیرت میکنند خوردت میکنند عمرت را میگیرند و بعد میفهمی که 20 سال باختی 10 سال باختی 40 سال باختی همه را از تو میگیرند هیچی هم به تو نمیدهند نه تنها هیچی به شما نمیدهند آنطرف که وقتی به ابدیت میروی بعد میفهمی که کم آوردی 10 سال کجا تلف کردی 20 سال کجا تلف کردی آن موقع است که شروع عذاب است.@ لذا با کمتر از خدا معامله نکن اینکه در روایت فرمودند(إنَّهُ لَیسَ لِأنفُسِکُم ثَمَنٌ إلاّ الجَنَّۀ فَلا تَبیعُوها إلاّ بِها) برای شما برای جانهای شما پاداشی کمتر از بهشت غیر از بهشت نیست به کمتر از بهشت خودتان را نفروشید نه این بهشت، چون بهشت که فرمود پاداش جسمتان است.@ بهشت یعنی خدا، همانطور که در مناجات مریدین جمعهها میخوانیم خدمت خدا عرض میکنیم(یا جَنّتی) ای بهشت من، خدا بهشت ماست همه چیز در او هست خوش به حال کسی که خدا بهشتش باشد و به کمتر از خدا خودش را نفروشد.@ مناجاتهای قشنگی در خمس عشر هست که به خداوند خطابهای قشنگی راجع به همین حرفهایی که زدم هست میگوییم خدایا ما مال خودت هستیم ضایعمان نکن ما مال تو هستیم این کلمه چقدر قشنگ است(إنا لله) ما مال خدا هستیم.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) چقدر با دل آدم بازی میکند میگوید اینها شخصیتهای باارزش قوی و حسابی هستند که تا مصیبت سراغشان میاید اصلاً نمیتواند خوردشان بکند تا مصیبت سراغشان میاید میگویند ما مال خدا هستیم و پیش خدا برمیگردیم.@
(إنا لله) چقدر قشنگ است چقدر بد در جامعه ما جا افتاده هر وقت این آیه را آدم میخواند بعضیها فقط یاد مردن و قبرستان میافتند حتی گفتم مردن و قبرستان هم خیلی شیرین است برای کسی که فطرتش فعال است.@ مردن یعنی تولد یعنی وصال، خیلی هم ارزش دارد طبیعت است که وقتی فعال میشود و جای فطرت را در شخصیت آدم میگیرد آدم وقتی(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) را میشنود دلش میگیرد ولی وقتی که فطرت فعال باشد به او میگویند(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) خیلی شنگول است خیلی شاد میشود.@ این مقدمه بود برمیگردیم به بحث سبقت که به ما گفتن سبقت بگیرید. چند روایت انتخاب کردم و آیات الهی در مورد سبقت گرفتن، آیهای که موضوع بحثمان بود خواندم(سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ).@ سبقت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که اندازه آن به اندازه همه آسمان و زمین است که آماده شده یعنی همین الان آمادهاش کردن من خدا عجلهام از شما بیشتر است به شما که میگویم عجله کنید من خودم را آماده کردم برای پذیرایی از شما.@ (أُعِدَّتْ) یعنی مهیا کردم مزین و آماده کردم که به شما میگویم عجله کنید مهیای شماست دارد انتظار شما را میکشد(أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ) آماده شده برای کسانی که ایمان آوردند به خدا و پیامبرانش، بعد میفرماید این فضل خداست(ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ) فضل خداست که به هر کس که بخواهد میدهد.@ (وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ) که خداوند صاحب فضل بزرگ هست. آیه بعدی(وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) سوره بقره آیه 148، یعنی هر کس در این دنیا یک قبلهای یک جهتی یک هدفی دارد که دارد به سمتش میرود.@ شما میخواهید چکار بکنید، بگذارید داستانش را بگویم داستان در رابطه با عمره است داستان قبله است تغییر قبله و قیل و قالهایی که در مورد قبله داشتند میکردند میگفتند چرا قبله از بیتالمقدس به سمت مکه رفت خدا میگوید این چه کاری است که قبله کدام طرفی هست هر جا روی برگردانید خدا همانجاست.@ بالأخره آدم یک سمتی نماز میخواند به شما گفتیم اینجا نماز بخوانید دیگر اینقدر ذهنتان را به اینطور مسائل اعتباری ندهید(وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها) هر کسی جهتی دارد به سمت خودش میرود شما بجنبید وقتتان را تلف سر اعتباریات نکنید بلافاصله امر میکند(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) سبقت بگیرید در خیرات به سمت ابدیت، اهل سبقت باشید.@ جمع کنید دارند جمع میکنند میبروند یعنی دیگر این فاصله زیاد نمانده سفره را جمع میکنند چیزی برای شما نمیماند بجنبید اینقدر خودتان را معطل نکنید بعضیها اگر مطالعات اسلامی هم دارند میروند سر چیزهایی مطالعه میکنند که چیز مشت پرکنی نیست.@ سؤالات عجیب و غریب از خدا و دین میکنند وقت تلف میکنند آنوقت از حرکت میمانند آقا من سؤالم این است اینهایی که مسلمان نیستند تکلیفشان چه میشود اینهایی که اسلام به گوششان نرسیده تکلیفشان چه میشود سنیها چه میشوند آمریکاییها و اروپاییها چه میشود؟ آیا این ظلم نیست چون اسلام به اینها نرسیده جهنم میروند؟@ اول از این چه کسی گفته که جهنم میروند بعد هم مگر تو این استدلالی که در مورد خدا داری میکنی به خاطر عدالتخواهی و مهربانی تو نیست عدالتخواهی و مهربانی را چه کسی به تو داده معدن عدالت کیست؟@ خداست مهربانی که تو الان داری و دلت میسوزد که نکند در اسلام به کسی ظلم بشود چه کسی به تو داده؟ خدا داده، یک قطره از اقیانوس بیکران به تو داده اینطوری نشستی میگویی خدایی که معدن عدالت و رحمت است به بندههایش رحمت ندارد! خودت را جمع کن برسی این مسائل به تو ربطی ندارد.@ اینها به اندازه کافی جواب دارد تازه به جوابهایش برسی یا نرسی خیلی فرق نمیکند مگر خدا نعوذبالله ظالم است تو اگر توحیدت درست باشد به خدا سر اینطور مسائل که گیر نمیدهی خدا میداند از بندهاش چطوری پذیرایی بکند خدا میداند که اگر کسی اسلام به او نرسیده باید چطوری با او معامله بکند.@ کسی که در فقر فرهنگی بوده مثلاً به ولایت امیرالمؤمنین(ع) راهیابی نداشته چکار بکند خیلی وقتها سؤالاتی ذهن ما را مشغول میکند از خیلی از چیزها میافتیم نماز میخواهد بخواند اینقدر وقتش را صرف اینکه این کلمه را سه بار گفتم یا دوبار، این(و لا الضالین) درست بود یا نبود از مخرج ادا شد یا نشد.@ (سبحان الله) (ح) را درست گفتم یا نگفتم، آب دوبار ریختم یا سه بار ریختم پاک شد یا نشد، نه به دلم نچسبید، اینقدر سر این چیزها میماند که اصل نماز و عبادت و انس از دست میرود وسواس سر احکام و شیطان هم خوب بلد است سر کار بگذارد.@ میگوید تو آدم مقدسی هستی کار حرام نمیکنی همان در احکام برایت نقشه میریزد همانجا دفنت میکند، اینجا نشد این خوب نیست به دلت نمیچسبد یکبار دیگر از نو احتیاطاً این کار را بکن یکبار دیگر بگو، نه خوب نبود یکبار دیگر از نو، نه اینجا از مخرج ادا نشد، نه این خوب پاک نشد پنج بار دیگر بریز بلکه پاک بشود.@ از کجا معلوم خدا قبول کرده از کجا معلوم این درست باشد این چه نمازی است میخوانی یادت است تا دیروز چکار میکردی نماز چیه میخوانی تو امروز فلان خطا را کردی، سر کارت میگذارد با این چیزها از رفاقت با خدا باز میمانی برایت نقشه میریزد ما گرفتاری زیاد داریم.@ ارتباط با صورت حرام را قطع بکنی در صورتهای مقدس خبیث برایت نقشه میریزد وقتت را سر همین مسائل مقدس الکی که به کار هم نمیاید دانستن یا ندانستنش هم خیلی مهم نیست برای همین خدا میگوید از خیلی از چیزهایی که دانستنش ممکن است بعداً اضطراب برایتان بیاورد سؤال نکنید بچسبید به اصل کار.@ دیر است وقت دارد میگذرد به شما گفتیم سرعت بگیرید و گفتیم سبقت بگیرید خیلی در راه خودتان را معطل نکنید دیر میشود یکدفعه میبینی هنوز به خودت نیامدی آماده نشدی سوت پایان را زدند پس به برزخ رفتی تازه میگویی ما بیخود وقتمان را برای کجا تلف کردیم.@ اگر کار علمی هم میخواهی بکنی کار علمیات را تنظیم کن دیر میشود عقب میمانی. یک روایت زیبا خداوند تبارک و تعالی میفرماید خداوند یک فرشتهای را میفرستد هر شب این فرشته این حرفها را میزند و ندا میدهد(یا أبناءَ العِشرین) 20 سالهها(جِدُّوا وَ اجتَهِدُوا) تلاش کنید و کوشش بکنید و زحمت بکشید.@ ما الان چقدر 20 ساله در جلسهمان داریم خداوند ببینید چطوری با شما کار دارد و چقدر شما جدی هستید و پیش خدا ارزش دارید که فرشتهای میفرستد و مستقلاً به شما خطاب دارد خدا لعنت کند کسانی را که به خاطر چند روز عمر دنیا و ریاست در این دنیا جوانهای ما را از حقیقت خودشان غافل کردند و سرکار گذاشتند.@ جوانهای ما را سر چیزهایی که اصلاً به دردشان برای حیات ابدیشان و سعادت دنیاییشان نمیخورد سر جوانها را طوری دارند مشغول میکنند و گرم میکنند اینقدر برایشان برنامههای متنوع و طبیعتگرایانه درست میکنند که جوان هیچ وقت به حقیقت خودش راه پیدا نکند.@ نفهمد چه کسی است نفهمد اینجا طرف معاملهاش خداست و هدف را گم کند چون اگر جوان بفهمد که هدفش کیست و بفهمد که شرائط حاکم باید چطوری باشد حکومت باید چطوری باشد نظام باید چطوری باشد جامعه باید چطوری باشد که نمیاید به اینطور آدمها رأی بدهد نمیاید اینطور آدمها را حاکم خودش بکند.@ نمیاید اینطور آدمها را تحویل بگیرد اصلاً تره هم برای اینها خورد نمیکند برای اینکه جوان بعداً بتواند به اینها کولی بدهد جوان را چنان مشغولش کردن به چیزهایی که حالیش نشود و حقیقت را نفهمد که بنده خدا جوان فکر میکند که در این دنیا هیچ کاری ندارد جز همین بازیها.@ طرح اوقات فراغت برای ما میگذارند بعد در اوقات فراغت یک مشت کارهایی که یکذره اندامزایی برای حیات ابدی ندارد یکذره مابهازای ابدی ندارد عمر با مبنای ابدیت پای ما در قیامت حساب میشود ولی جوان را ما طوری سرش را گرم میکنیم و عمرش را از او میگیریم که این جوان با گذران عمرش آنطرف هیچی نساخته.@ خیلی حرف است خدا دارد به شما خطاب میکند(یا أبناءَ العِشرین جِدّوا و اجتَهِدوا) تلاش بکنید زحمت بکشید این مال 20 سالهها بود میگوید بدوید زود تلاش بکنید(و یا أبناءَ الثَّلاثین لا تَغُرَنَکُم الحَیاۀُ الدُّنیا) مواظب باشید گول نخورید که فکر کنید اینجا زیاد زندگی میکنید دنیا فریبت ندهد.@ 30 سالگی زمانی است که یواش یواش دارد دنیا جدی جدی خودش را شکوفا میکند زن و بچه و شغل و پیشرفتهای آنچنانی که یکسره جلوی چشم آدم میاید و آدم تازه قوی شده در شهوت دنیا، در طبیعتگرایی، میگوید مواظب باش فریب نخوری خودت را نبازی ابدیتت از دستت گرفته نشود دچار خودفراموشی و خودفروشی نشوی مواظب باش.@ (وَ یا أبناءَ الأربَعین) 40 سالهها حواستان را جمع کنید(ما عَدَدتُم بِلِقاءِ رَبِّکُم) 40 سالهها چه چیزی آوردید برای ملاقات با خدا، چه جمع کردید چه چیزی آماده کردید(و یا أبناء الخمسین) 50 سالهها(عَطائُکُمُ النَذیر) پیری و مرگ دارد میرسد دارد سراغتان میاید دیگر فرصت زیادی ندارید.@ 50 سالهها یواش یواش حاضر شوید(وَ یا أبناءَ السِّتین) 60 سالهها(ذَرعٌ آنَ حَصادُه) دیگر نوبت درو شما رسیده یواش یواش به ملکالموت گفتیم بیاید جمعتان کند و ببرد نوبت درو رسیده(ذَرعٌ آنَ حَصادُه) ذرعی است وقت درو رسیده 60 سالهها حاضر شوید میخواهیم بیاییم شما را ببریم.@ (وَ یا أبناءَ السَّبعین) 70 سالهها(نُودِیَ لَکُم فَأجیبُوا) دارند صدایتان میکنند اجابت بکنید جواب بدهید شما را دارند صدا میکنند(و یا أبناء الثَّمانین) 80 سالهها(أتَتکُمُ السّاعَۀ وَ أنتُم غافِلُون) رسید زمان مرگ و هنوز شما خواب هستید هنوز در کارهای دیگر وقت تلف میکنید آمد که شما را ببرد و هنوز شما غافل هستید.@ این وضعیت 20 سالههای ما که غافل هستند اصلاً اهل اجتهاد و تلاش نیستند در چیز دیگری دارند تلاش میکنند طبیعتگرایی یعنی همین یعنی من سر جوان را یکطوری شیره بمالم جوان را در یک مسیری ببرم تلاش بکند و حرص و هیجان برایش ایجاد بکنم که بگذارد من هم اینجا حکومت خودم را بکنم و نفسچرانی خودم را بکنم.@ بعد هم دعوتشان میکنیم کلاس میگذاریم جلسه میگذاریم میزگرد میگذاریم ما به جوانهای موفق جایزه میدهیم، موفق در چه، در کجا، به اینجا جایزه میدهیم، این جوان چکار کرده؟ به اینها جایزه میدهیم، موفق در طبیعتگرایی، این در المپیاد رتبه چندم گرفته طلا گردنش میاندازیم بغلش میکنیم عکسش را چاپ میکنیم.@ بگو ببینیم این آقایی که در المپیاد نفر چندم شده این آقایی که در ورزش طلا و نقره و برنز گرفته این جوانی که شما ساختید و دارید بادش میکنید چقدر شاخ شیطان را شکستند چقدر از جهنم را طی کردند پشت سر گذاشتند چه مقدار از فضای بهشتی که به اندازه همه آسمان و زمین است پر کردند برای خودشان به ثبت رساندند.@ چقدر خانه کسب کردند چند تا کاخ به دست آوردند شوخی که نیست دروغ که نیست، هست، چقدر این جوان کار کرده چقدر مدارج انسانیت را طی کرده چقدر توانسته طبیعت را قال بگذارد چقدر توانسته از کولی دادن به طبیعت آنقدر قدرت پیدا کرده که این قهرمانی که شما قهرمان میگویید اینقدر قهرمان است که به طبیعت کولی ندهد و آدم زندگی بکند.@ چقدر توانسته طبیعت را زیر خودش بکشد و سوارش بشود چقدر این قهرمان شما قدرت دارد که از طبیعت کولی بگیرد به او کولی هم ندهد از شیطان کولی بگیرد به او کولی ندهد چقدر تا خدا را طی کرده.@ مسیر خدا را چقدر طی کرده به مقصد خودش، با خوشبختی ابدی چقدر فاصله دارد چند کیلومتر را طی کرد که شما قهرمان میگویید به چه چیزی دارید مدال میدهید واقعاً باید جایزه را به چه کسی داد، حالا این درد دل خدا بود یک درد دل دیگر هم خدا دارد.@ (یابن آدم) ای فرزند آدم(فی کُلِّ یَومٍ یَأتی رِزقُک وَ أنتَ تَحزَن) میگوید من هر روز دارم رزق تو را میدهم هر روز دارد رزقت میاید معطل هم نماندی ولی غمگین و غصهدار هستی(وَ یَنقُضُ مِن عُمرِِکَ وَ أنتَ لا تَحزَن) اما از عمرت دارد کم میشود هیچ غصه نمیخوری.@ دارد از سرمایه ابدیات کم میشود به خط پایان داری نزدیک میشود اصلاً تو را اضطراب نگرفته 20 سالهها که از 20 سالهها شروع کرد بلند شوند زحمت بکشند یک ساعت دو ساعت صبح اول وقت که به کارتان هم لطمه نخورد نماز صبحتان را که خواندید بهشت زهرا بروید قدم بزنید.@ ببینید چقدر 20 ساله 18 ساله مثل شما آنجا رفتند بقیه که داریم قاچاقی زندگی میکنیم برویم آنجا ببینیم که ما داریم خودمان را فریب میدهیم چه تضمینی هست که ما نشستیم برنامهریزی کردیم و اینقدر از آخرت و حقیقت خودمان غافل هستیم همهاش فریب است.@ چه کسی گفته که تو میتوانی دخترت را شوهر بدهی پسرت را زن بدهی از کجا معلوم، در این تهران نگاه کنید طرف 6 ـ 7 ـ 10 تا بچه دارد با یک تصادف به برزخ میرود زن و بچه اصلاً باورشان نمیشد فکر میکردند پدر برمیگردد تمام شد رفت و معطل ماند.@ چه تضمینی هست هر روز رزقت را دارم میدهم هنوز برای روزیات غصهدار هستی هنوز برای دنیا داری حرص میزنی عمرت دارد کم میشود آنطرف باید مابهازای ابدی میساختی ابدیت را، هیچ اضطرابی هم نداری ببین خدا با چه منطقی دارد با شما حرف میزند(و أنتَ لا تَحزَن) غصهدار هم نمیشوی.@ (تَطلُبُ ما یُسقیک وَ عِندَکَ ما یَکفیک) دنیا اضافه میخواهی دنبال چیزهایی هستی که تو را از خدا دور میکند تو را به طغیان وادار میکند در حالی که این مقداری که کفایت بکند را داری ولی بیشتر میطلبی که بیشتر دور شوی طغیان یعنی اینکه من از حقیقت خودم غافل شوم طغیان یعنی من دچار خودفراموشی شوم.@ طغیان یعنی من خودفروش بشوم طغیان یعنی من خدا را بفروشم طغیان یعنی من با امام زمان قهر باشم هیچ رفاقتی بین من و امام زمان نباشد طغیان یعنی من جنین در رحم دنیا به جای اینکه خودم را بسپارم به مقرراتی که من را منطبق با شرائط زیستی دنیا و زمان تولد آماده بکند به آن مقررات بگویم بروید دنبال کار خودتان.@ من میخواهم طبق مقررات خودم زندگی کنم بعد زمان تولد میبینی که نه چشم و نه گوش داری درست متناسب متولد نشدی طغیان یعنی انسان از حقیقت خودش خارج بشود و به تعبیر علی(ع) وارونه بشود به جای اینکه فطرت حاکم بر طبیعت بشود این انسان میشود طبیعت بیاید سوار بشود از تو کولی بگیرد و به قول علی(ع) منکوس بشوی.@ طغیان یعنی عوضی شدن و عوضی زندگی کردن کولی دادن به شیطان، کولی دادن به طبیعت، این طغیان است خدا میگوید شما به سرعت دارید میروید چیزهایی را کسب بکنید که آن چیزها دائماً شما را از من دور میکند و شما را از خودتان دور میکند.@ حقیقت خودتان چون شما از جنس من هستید من شما را از جنس خودم آفریدم(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) دائماً خودتان با شهوت برای خودتان آنقدر مشغله و اوقات فراغت گرانقیمتتان را با چیزهایی پر میکنید خودتان برای خودتان آنقدر بازی و سرگرمی درست کردید که دائماً از خدا دور میشوید این طغیان است.@ (تَطلُبُ ما یُسقیک وَ عِندَکَ ما یَکفیک) چیزهایی را طلب میکنی که تو را دائماً دور میکند به طغیان وادار میکند طغیان طبیعت علیه فطرت، به شخصی که طغیان میکند طبیعتش به فطرت طاغوت میگویند.@ طاغوتهای کوچک، وقتی طاغوت کوچک شدی از نظر ولایت زیر نظر خدا دیگر نمیروی چون طاغوت کوچک همیشه طاغوتهای بزرگ را میطلبند برای ریاست، به کسانی رأی میدهی و طالب حکومتهایی هستی طالب اندیشههای سیاسی و فکری هستی که متناسب با خودت طغیانگر باشند.@ یک جوانی که طبیعتش روی فطرتش فعال است او هیچ وقت نمیرود یک آدم متدین را به عنوان سرپرست خودش تعیین بکند نه به عنوان برادر قبول دارد نه به عنوان پدر قبول دارد نه به عنوان استاد قبول دارد نه به عنوان نماینده مجلس قبول دارد نه به عنوان رئیس جمهور قبول دارد نه به عنوان شورای شهر قبول دارد نه به عنوان رهبر.@ میگوید ای کاش الان رژیم شاه بود وقتی از رژیم گذشته صحبت میکنی آب از دهانش راه میافتد من زود بزنم آمریکا بروم من بروم ترکیه زندگی کنم آن کسی که آمریکا و ترکیه میرود برای اینکه اول اینجا طاغوت شد و بعد میرود که زیر بلیط طاغوتها زندگی بکند چون نمیتواند با حاکمیت الهی و فطرت زندگی بکند.@ اول در وجود خودش فطرتش را شکست داد خود حقیقیاش را له کرد برد در زندان طبیعت کرد خوب بست حالا میگوید من در این حکومت نمیتوانم زندگی بکنم در این شرائط زیستی اینجا حالم به هم میخورد دلم میگیرد.@ من باید بروم در طویله زندگی کنم طویله صفا دارد من در بستان نمیتوانم با بوی خوش نمیتوانم زندگی کنم من جیفه میخواهم مردار برایم خوب هست طیب و پاک نمیخواهم.@ مسأله مطلب مهم و تکاندهندهای است که طرف وقتی از روستا به شهر میاید از بازار عطارها رد میشود بیهوش میشود حالا سر این گلاب میپاشند که به هوش بیاورند این حالش بدتر میشود یک دهاتی پِهِن جلوی بینیاش میگیرد به هوش میاید میگوید این با پِهِن حال میکند این سنخیت با پِهِن دارد یاد پِهن کند کیف میکند.@ بوی پِهن به او بخورد صفا میکند و زنده میشود عطر و گلاب نه، آدم اینطوری میشود کسی که با خدا نتواند حال بکند(وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) خدا بهتر است، کسی که با خدا نتواند لذت ببرد خوشش نیاید از خدا فرار کند از پیغمبر از امام زمان.@ (حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً) با انبیاء با صدیقین با شهدا با صالحین نتواند بپرد اینها را عددی نداند در مقابل خودش، مجبور است برود نقطه مقابل حال کند باید برود با فرعون، یزید، نمرود، فلان هنرپیشه سینما، فلان زن فاحشه، فلان قهرمان فوتبال فاسد با اینها حال کند.@ اینها شخصیت لایق این شخصیت هستند دنبال اینها هستید دائماً میدوید که به اینها برسید(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) یعنی وقتی برایت نمانده عجله کن در کارهای خیر از همه سبقت بگیر این سرمایه است در تجارت دیدید کسی که سبقت میگیرد یعنی روی دست حریفها بلند میشود جنسش را زودتر از بقیه میفروشد.@ زودتر از بقیه میرساند مشتری بیشتر جذب میکند خودت را به خدا ببخش زودتر خودت را به خدا بفروش از این عمرت پسانداز کن و دائماً به آنطرف بفرست همه را اینجا مصرف نکن سبقت بگیرد برای آنطرف سرمایهگذاری کن بدو بیا وقت را تلف نکن(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) یعنی در کار خیر از همدیگر سبقت بگیرید.@ یادش بخیر جبهه صبح بلند میشدیم میدیدیم کفشها واکس خورده معلوم نبود چه کسی واکس زده لباسها شسته شده بدو در شستن ظرفها از بقیه سبقت بگیر در تمیز کردن چادر، فقط این کارها نبود میخواستند جنگ بروند از همدیگر سبقت میگرفتند.@ آقای براری شاهد عینی داستان است که 15 نفر در نوبت ایستادند برای خاکریز زدن عراقیها میزدند طرف میدوید او را پایین میکشید خودش سر جایش مینشست ادامه میداد خاکریز میزد بقیه هم در صف ایستادند که تا چه موقع این تیر میخورد خاکریز زده بشود پدر و پسر دعوا سر اینکه کدامشان عملیات بروند.@ دعوا سر اینکه چه کسی زودتر در میدان مین برود دعوا سر اینکه همدیگر را قال بگذاریم خودمان برویم بزنیم آنجا هم شوخیبردار نیست ما الان چیزی میگوییم و شما هم میشنوید اینکه چه کسی زودتر خودش را روی میدان مین بیاندازد چه کسی زودتر روی سیم خاردار بخوابد.@ آنها باور کرده بودند که دارند سبقت میگیرند و الله قسم امام زمان را میدیدند که منتظرشان ایستاده و سبقت میگرفتند که چه کسی سرش را زودتر روی زانوی امام زمان بگذارد چه کسی زودتر در بغل امام زمان قرار بگیرد سیدالشهداء را میدیدند بعد سبقت میگرفتند خدا را میدیدند که منتظرشان هست.@ آن شبها عجب بزمی بود چه جشنهایی بود چه عیش و نوش و طربی بود بچهها که روی صفحه میامدند از پشت خاکریز یکدفعه در میامد روی صحنه جنگ میرفت فکر میکنید عراقی و خاکریز و دوشکا میدید، میدید اهل بیت همه ایستادند منتظر این هستند.@ در صحنه مسابقه دارند تشویق میکنند که بیایید منتظرتان هستیم تیر میخورد یاد زن و بچهاش میافتاد میگفت آخ فلان جایم در گرفت، نه میگفت یا زهرا یا مهدی، آنها هم جوانی کردند طبیعتگرا این حرفها را که بشنود میگوید عجب گوینده نادانی هست به شما هم فحش میدهند میگویند اینها هم نادان هستند که رفتند این حرفها را میشنوند.@ چون از خودش فقط یک موجود تولد تا مرگ سراغ دارد حیاتی برای خودش قائل نیست فطرتی نمیشناسد ابدیتی سراغ ندارد خدا و خالق و مدیر و مدبر جهان و رب العالمین کجاست، (فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) یعنی هر جا زمینه کار هست آماده پای کار، در بروی باختی در رفتن یعنی عقبنشینی، (فَاسْتَبِقُوا) یعنی بدو زودتر بیا.@ در خانه پدرت نشسته مادرت نشسته خواهرها نشستند سر سفره یک نمکدان کم است تنپروری نکنی بنشینی به کوچک بگویی برو نمکدان را بیاور بدو تو نمکدان را بیاور تو سبقت بگیر آب کم است تو برو بیاور نان کم است تو غذا را ول کن برو سر کوچه دوتا نان بخر بیاور خانه جارو نشده تو سبقت بگیر جارو بکن.@ در خانه خوابیدی بچهات نصف شب آب میخواهد، بُرد نکردی که با لگد به کناردستی بزنی برو برای بچه آب بیاور، باختی، بُرد زمانی است که تو بروی طبیعت را یکذره قال بگذار تو بُرد کردی آن کسی که خوابید بُرد نمیکند آن کسی که بیدار میماند بُرد میکند بیشتر گیرش میاید.@ خواب یعنی قاقا، برو قاقا بخور آن کسی که بیدار است تازه اصل قضیه است خیلی عجیب است یک تعبیری به کار بردند در مورد کسانی که شب را بیدار میمانند میگوید مردم را قال میگذارند با خدا میروند همه را خواب میکنند شما بخوابید خودش میرود در بزم شرکت کند.@ تازه اول خلوت هست اول بزم و شادی و رقص و عیش و نوش است قال گذاشتن عجب چهرههای خندهدار و مضحکی پیدا میکند آدم وقتی بفهمد که دیگران را یک عمر احمق و پخمه حساب میکرده در حالی که پخمهتر از خودش وجود نداشت.@ (يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ) میخواهند سر خدا و مؤمنین را کلاه بگذارند و فریب نمیدهند مگر خودشان را، (وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ) با بچه حزباللهیها که روبهرو میشوند با متدینین میگویند التماس دعا داریم.@ تسبیح و انگشتر هم دستشان میگیرند حاج آقا آمد بدو برویم صف اول بایستیم حاج آقا الان میبیند زودتر نماز بخوانیم بروم جلوی حاج آقا لخت شوم سینه بزنیم با شما هستیم جان حاجی ما را دعا کن التماس دعا داریم(وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ) وقتی خلوت میکنند با همکاسهها و شیطانها.@ (قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ) ما با شما هستیم(إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ) ما اینها را مسخره میکنیم اینها سر کارند یکذره با اینها بازی میکنیم خدا خیلی جالب میگوید(اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ) خدا تو را مسخره کرده سر کار خدایی(وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ) خدا دارد تو را مسخره میکند ولتان کردیم که فعلاً در این حیرت و سرگردانی و طغیانتان باشید.@ (فَانْتَظِرُوا) بگو پیغمبر صبر کنید ما هم صبر میکنیم نوبت ما هم میشود(لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ) بروید شما هر کاری میخواهید برای خودتان بکنید ما هم دین خودمان را داریم. سوره مائده 48 همین مسأله را بیان کرده بعد فرموده(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ).@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@