جلسه 048 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
48
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 048 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره راههای استفاده از عمر و جوانی بود با توجه و تکیه بر این مطلب که ما درباره مصرف عمر و جوانی قطعاً و مسلماً و بدون هیچ تردیدی مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت و درباره نحوه مصرف عمرمان در قیامت از ما سؤال خواهند کرد.@ این سؤال جدی است که هر انسانی سر راه خودش خواهد داشت و مسلماً لحظهای خواهد رسید که باید جواب بدهد که عمر و جوانی را در چه راهی گذرانده و توضیح دادیم که وقتی سؤال میشود که عمر و جوانی را در چه راهی گذراندید یعنی ما باید نوع خاصی عمر و جوانی را مصرف بکنیم.@ اینطور نیست که جوانی و عمر را در هر راهی مصرف کردی معذور باشی و یا به نتیجه برسی آن نتیجهای که تضمین بکند سعادت و خوشبختی ابدی تو را یعنی به محض ورود به برزخ یعنی تولد به برزخ در دوران طولانی برزخ و قیامت و بعد در دوران ابدی حیات خوشبخت باشیم.@ اگر این را میخواهیم باید بدانیم که در جهان نظام علی و معلولی و نظم حاکم هست بهشت و بالاتر از بهشت معلول نوع خاصی از شاکله هست معلول نوع خاصی از رفتار، اعمال، عقائد، عبادات و افکار هست این را ما باید بدانیم با هر فکر و عقیده و افکار و با هر عملی نمیشود سالم متولد شد.@ همانطور که جنین در رحم مادر با هر نوع رشدی نمیتواند سالم متولد به دنیا بشود بنابراین بحث این شد که ما اگر بخواهیم از عمرمان درست استفاده بکنیم چه کارهایی باید انجام بدهیم اولین کار 1 ـ لزوم پرهیز از غفلت بود 2 ـ لزوم بیداری و توجه به خود و هدف خود بود 3 ـ پرهیز از عقبگرد و حرکت قهقرایی بود 4 ـ پرهیز از توقف بود.@ وقتی میگوید توقف ممنوع یعنی در دوران زندگیت نباید در یک جا متوقف بشوی وقتی میگوید توقف ممنوع یعنی حرکت، وقتی میگوید حرکت آنوقت برای این حرکت شرط میگذارد میفرماید باید حتماً حرکتت سریع باشد حرکت کند به درد نمیخورد که لزوم سرعت در حرکت را گفتیم.@ (وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ) سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که عرض آن به اندازه همه آسمانها و زمین است و برای متقین آماده شده(آل عمران آیه 133) این بحثی بود که جلسه گذشته عرض کردیم که خداوند منتظر ماست.@ اما اشتیاقش به ما به اینگونه هست که از ما دعوت میکند که ما با سرعت به سمت خدا برویم و لقاء با خدا و ارتباط با خداوند تبارک و تعالی را کش ندهیم معطل نکنیم اگر یادتان باشد در بحث ولایت قواعد عشق را معنا کردیم مقداری از قواعد محبت و عشق را میگفتیم.@ آنجا این نکته را توضیح دادیم که اساساً معطلی بین عاشق و معشوق خوب نیست آدم وقتی یک نفر را دوست دارد خیلی عجله دارد زود به او برسد اگر واقعاً دوست داشته باشد تأخیر در ملاقات کشنده است برای افرادی که همدیگر را دوست دارند فاصله افتادن کشنده است خوب نیست.@ خداوند هم برای اینکه اساساً فطرت از خداست خداوند از خودش در ما دمیده ما نفخه الهی هستیم هرگز حاضر نشده بین ما که حقیقت ما یک حقیقت خدایی هست و خودش فاصله بیفتد در طبیعت ما مشکلاتی داریم ولی خداوند در فطرت آزادی کامل و برنامه دین را یک طوری تنظیم کرده که برنامه عیاشی و کیافی و عیش و نوش و رقص و طرب و شادی و بزم همیشه برای فطرت فراهم باشد فطرت کم نیاورد.@ و جالب این هست که اساس خلقت را خداوند بر عشق گذاشته حتی اساس دین را هم بر همین اساس گذاشته عشق، لذا میبینید که نماز گذاشته نماز برای طبیعت خیلی سنگین است اذیت میشود طبیعت وقتی به او میگویی نماز بخوان از نماز اعصابش خورد است.@ وقتی که شخصیت انسان طبیعتگرا میشود یعنی فقط کمالات نباتی جمادی و حیوانی بر او مستولی هست حرف آخر را همیشه در زندگیش این کمالات میزنند نه کمالات انسانی و فطری این وقتی به او میگویی نماز بخوان اذیت میشود اعصابش خورد است.@ از ترس خدا ممکن است این کار را انجام بدهد یا اینکه استدلالاً به قیامت و وجود خدا پی برده دیگر انجام میدهد ولی عشق در کار نیست نماز را میخواند برای اینکه معذور باشد برای اینکه بهشت برود برای اینکه جهنم نرود و به فرموده یکی از اساتید فرمود جهنم نرفتن هنر انسان نیست بهشت رفتن هم هنر انسان نیست چون دیوانهها حیوانات بچهها وارد بهشت میشوند.@ هنر انسان این نیست که به بهشت برود یا جهنم نرود هنر انسان برقراری یک رابطه عاشقانه متناسب با حقیقت عشقطلبش و عاشقش با معشوق حقیقی خودش هست این هنر یک انسان است و زندگی انسانی یعنی زندگی که انسان در او یک روابط گرم و حسنه با خود خداوند تبارک و تعالی و با اولیاء خدا دارد.@ از آن پایینتر بیاییم هر چند آدمهای معتقد و مؤمنی باشیم اما حقیقتاً این زندگی انسانی نیست زندگی انسانی مبتنی بر عشق است لذا دین را وقتی حضرت معنا میکند میفرماید دین یعنی حبّ(هَلِ الدین اِلاَّ الحُبّ) دین یعنی حبّ.@ اگر یادتان باشد وقتی که در مورد مقررات دین صحبت میکردیم گفتیم البته در قرآن ما تشویق داریم تهدید داریم که اگر شما این کارها را بکنید این پاداشها را دارید اگر این کارها را بکنید این جزا را دارید این عقاب را دارید یا اگر ترک بکنید این جزا را دارید اما اصل دین را خداوند براساس تشویق و تهدید نگذاشته براساس عشق و محبت گذاشته.@ به پیغمبر میفرماید به مردم بگو(قل) هر وقت در قرآن میاید یعنی مطلب خیلی مهم هست(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) بگو اگر خدا را دوست دارید راه بیفتید بیایید پیش من، چرا معطل هستید(فَاتَّبِعُونِي) یعنی تبعیت بکنید به دنبال من بیایید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد.@ مگر رابطه عشق و عاشقی نمیخواهید مگر نمیخواهید همیشه زنده به عشق باشید به طور جاوید، شیرینتر از عشق مگر خدا در این نظام آفریده؟ ممکن است خداوند چیزی بهتر از این بیافریند گرمای عشق سوز عشق، خیلی عالی است میگوید اگر دوستم دارید یک نماینده فرستادم یک رسول فرستادم مگر نمیگویی دوستت دارم بلند بشو بیا معطل چه چیزی هستی.@ و هر چقدر شدت علاقه بیشتر است ما چسبندگیمان به رسول بیشتر میشود چون میدانیم این از طرف معشوقمان آمده میخواهد ما را پیش او ببرد لذا میگوید ما را زودتر ببر از او فاصله نمیگیریم یک لحظه او را ول نمیکنیم فراموشش نمیکنیم دستمان را هم از دستش رها نمیکنیم میگوییم اگر دستم را ول کنم گم میشوم دیگر به معشوقم نمیرسم پیغمبر را سفت میگیرم.@ و هر چه بگوید من انجام میدهم کجا برویم چکار بکنیم که من زودتر برسم این قاعده عشق هست لذا میبینی تبعیت میکند افرادی که در مقابل مسائل دینی یکسره إن قلت میکنند مقاومت میکنند با تردید برخورد میکنند شک میاورند شبهه میاورند شاید نباشد چه کسی رفته از کجا معلوم، شاید اینطوری نباشد حالا ولش کن بیخیال، این در واقع اصلاً دلش حیات ندارد.@ آن حیات عاشقانه و محبتی نسبت به خدا ندارد چون انسان اگر واقعاً کسی محبوبش باشد و بداند که آن محبوبش کسی را فرستاده برای اینکه این را پیش او ببرد ممکن نیست راهنما را رها بکند ممکن نیست نامه را گم بکند نامهای که معشوق فرستاده را گم نمیکند.@ همه کسانی که فرستاده و رسول را گم میکنند یا با او ارتباط ندارند یا از ارتباط نداشتن با او احساس رنجی نمیکنند بعضی وقتها اینقدر آدم احمق میشود از اینکه با پیغمبر ارتباط ندارد به خودش هم میبالد از اینکه دستش در دست رسول نیست افتخار هم میکند اینها همه کسانی هستند که حیاتشان از مرحله حیوانی به مرحله انسانی نرسیده.@ اگر رسیده بود مگر محبت میگذاشت پیغمبر را رها بکنی مگر محبت میگذارد نامه خدا را که برایت فرستاده گم بکنی همچین سفت به این نامه میچسبی هزار بار هم میخوانی ولی نوع ارتباط ما با قرآن که نامه خداست برای اینکه به او برسیم و نوع ارتباط ما با پیغمبر و اهل بیتش(ع) نشاندهنده این هست که علاقهای بین ما و خدا جدی برقرار نیست دلتنگی بین ما و خدا جدی نیست دلمان برای خدا تنگ نمیشود.@ برای طبیعت کم میاوریم برای مصادیق طبیعت کم میاوریم دلتنگ میشویم اما برای خود خدا نه، خدا خیلی ما را دوست دارد ولی ما اینطوری نیستیم ما بد رفتار میکنیم ننگ هم هست که آخر بمیریم ولو ما را به بهشت ببرند.@ خجالتآور این هست که ما را به بهشت ببرند بعد یادت بیفتد که کسی که این را به تو داده هیچ وقت عرضه نداشتی حتی برای یک دقیقه با او یک رابطه عاشقانه داشته باشی هیچ وقت عرضه نداشتی یک روز او را دوست داشته باشی و در دلت حب او جا بگیرد خیلی بد است آدم به اینجا نرسد به کمال ویژه خودش نرسد یعنی در دل انسان رشد نکند.@ عاشق همه چیز باشد با همه چیز ارتباط داشته باشد جز با آن کسی که باید باشد آنوقت که خدا این همه به ما میگوید(لا اله الا الله)، (لا اله الا الله) که شوخی نیست سر نماز همیشه ما داریم میگوییم(اشهد) یعنی خدایا من خودم دارم شهادت میدهم کسی به من نگفته.@ خودم دارم شهادت میدهم شهادت که دروغ نیست ما زمانی میتوانیم شهادت بدهیم که یک چیزی را به عینه دیده باشیم سرت را که از سجده برمیداری میگویی(اشهد ان لا اله الا الله) خدایا من شهادت میدهم اله را معنا کردیم گفتیم اله فقط یک معادل فارسی دارد آن هم دلبر هست.@ خدایا من شهادت میدهم هیچ دلبری جز تو ندارم هیچ معشوق و محبوب و مطلوبی جز تو نیست اصلاً نیست که من دوستش داشته باشم همه چیزهایی که دل من را میبرند قلابی هستند اشباعها و ارضاهای کاذب هستند همه آنها معشوقهای دروغین هستند خودم دارم شهادت میدهم.@ (وحده) تو تنهایی غیر از تو من معشوقی ندارم(لا شریک له) در عشق شریکی هم نداری خودمان داریم شهادت میدهیم هم داریم خلافش عمل میکنیم همیشه سر نماز این را میگوییم بعد خلافش عمل میکنیم خیلی وقتها وقتی داریم این جمله را میگوییم دلمان پیش یک معشوق دیگر است.@ همین قصه را که داریم میگوییم ایستادیم جلوی خدا، شوخی که نیست مقابل خدا ایستادیم در محضر خدا تمام دلت را میدهی به یک معشوق دیگر، بعد لفظی به خدا میگویی من دارم شهادت میدهم که هیچ کسی عزیزتر از تو برای من نیست هیچ معشوقی برای من مثل تو نیست تو تنهایی و شریکی هم نداری در حالی که داری به یک معشوق دیگری فکر میکنی اینطوری زندگی کردن بد است.@ عزیزان من بخصوص دوستان جوان من توجه کنند که زمان عاشقی جوانی است جوانی بهار عشق و عاشقی و دلدادگی و بزم و رقص و عیش و نوش و طرب و لذت هست از دست ندهید شما با عیاشهای حرفهای قبل از خودتان فاصله زیادی ندارید برگردید چند سال به عقب.@ بسیجیهای عیاش حرفهای را پیدا میکنید که هشت سال در جبهه خودشان را خفه کردند چطوری با خدا بزم راه انداختند با امام زمان با سیدالشهدا با اهل بیت(ع) ببینید آنها چقدر حرفهای عمل کردند واقعاً تاریخ به اندازه این تعداد آدمهای عیاش و کیاف تا به حال تولید نکرده بود اینطوری اینها بوی عشق را از بقیه ربودند و سبقت گرفتند.@ بعضی از علمای بزرگ و عرفا را وقتی خواب دیدند گفتند در چه حالی هستید گفتند حال ما که خوب است ولی این بچه بسیجیها آمدند از همه ما جلو زدند ما از خدا میخواهیم که ما را به اینها برساند امام که گزاف نمیگفت مبالغه هم نمیکرد وقتی مینویسد از خداوند میخواهم که من را با بسیجیانم محشور گرداند میداند آنطرف چه خبر است اینها چکار کردند.@ حیف است آدم عیاش نباشد حیف است آدم دنیا را به خشونت و به غم و غصه و به کسالت و به پیوند با اراذل و اوباش و جیفهها زندگیش را بگذراند الان فقط وقت عاشقی دارید.@

حافظ چه تهدیدی میکند خیلی تهدید تکاندهندهای است وقتی هم سر بیاید میفهمی که نتوانستی عاشق بشوی کشندگی و عذابش از همانجا شروع میشود خدا کاری با تو ندارد تو را به بهشت میفرستد هر چقدر هم میخواهی برو زندگی کن تا ابدیت، هر چیزی هم بخواهی به تو میدهد ولی در بهشت هم آدم میفهمد باخته.@ در روایت داریم وقتی در بهشت اینها مشغول عیش و نوششان هستند خداوند تبارک و تعالی به آنها میگوید خوب جایی آمدید جای خوبی است؟ میگویند بله خدایا ما را جای خوبی آوردی بعد خداوند میفرماید از این بهترش هم بود از این بالاترش هم بود همه تعجب میکنند چی؟.@ میفرماید(رِضایَ) رضایت من، آدم میرود در بهشت ولی خوب است مرضی خدا بشود(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً) این قشنگ است در بهشت بیایی برگرد به سوی پروردگارت بیا پیش خودم(ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ) نه هر ربی رب خودت، بیا پیش رب خودت که مال تو است لایق تو است تو لایق او هستی در حالی که راضی هستی از او و مرضی هست مرضی یعنی مورد رضایت هستی.@ بعد میفرماید(فَادْخُلِي فِي عِبادِي) بیا در بندگان خاص خودم همه جای بهشت نمیخواهد بروی(وَ ادْخُلِي جَنَّتِي) بیا در بهشت خودم چون در روایت داریم یک بهشت خدا مخصوص دارد مال دوستانش هست مال کسانی که در دنیا برای ترس از جهنم و شوق بهشت کار نکردند با خدا رفیق بودند عرضه داشتند که با خدا رفاقت برقرار کنند.@ خدا رحمت کند حسن واحدیان را معاون من بود در پایگاه بسیج وقتی با او مصاحبه کردند گفتند که تو برای چی میخواهی جبهه بروی انگیزهات چیست گفت من هیچ انگیزهای ندارم من فقط میدانم امام گفته باید بروم میروم دیگر کاری با هیچ چیز دیگر ندارم این انگیزه است عشق است محبت است.@ نمینشیند فکر بکند دو دو تا چهار تا بکند آیا این کار درست است یا درست نیست عشق بهانه نمیخواهد دلیل نمیخواهد عشق عشق است همه دلیلش در خودش هست در یک کشش دوست دارم عشقم هست این کار را میکنم.@ بعد میگوید بیایید در بهشت خودم در جای دیگر میفرماید(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) اینها همه از خدا راضی هستند اوصافشان را میگوید(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ) خدا از آنها راضی است(وَ رَضُوا عَنْهُ) اینها هم از خدا راضی هستند چقدر خوب است آدم زمانی از این دنیا برود که کاملاً از خدا راضی باشد و خدا هم از او راضی باشد.@ بدبختی ما و یک جوان این هست که از این همه انرژی و فرصتی که خداوند به او داده نتواند رضایت خدا را جلب بکند دل خدا را به دست بیاورد دل خدا هم خیلی زود به دست میآید خیلی زود راضی میشود(یا سَریعَ الرِضا) در دعای کمیل میخوانیم ای کسی که زود راضی میشوی.@ با اینکه او سریع الرضا هست نهایت عجز و بیعرضگی این هست که یک کسی نتواند خدا را راضی بکند با خدا رفیق بشود خیلی بد است وقتی از این کار دست برمیدارید هر کاری بکنید دیگر خشن هستید آدمهای زمختی هستید وقتی نتوانی وارد عشق بشوی آدم سرد بیروح و زمخت و خشن زندگی میکنید چون معنا ندارد.@ عشق باید به بلندای انسان باشد یعنی به بلندای ابدیت وقتی از بلندای خودت در عشق کم میگذاری و عشق را به طبیعت و اجزای طبیعت محدود میکنی خشونت میشود شما طبیعتگراها را نگاه کنید همه میگویند آقا ما مخلصتیم من عاشقتم من دوستت دارم برایت میمیرم بیتو هرگز، زیاد میگویند بیهمگان به سر بیتو به سر نمیشود اما فقط در محدوده طبیعت است.@ و اگر منافعشان با هم تعارض پیدا بکند همان کسانی که میگفتند ما خیلی چاکرتیم مخلصتیم دوستت دارم چاقو میکشند همدیگر را میکشند دختر و پسر چهار سال پنج سال شش سال این عشق را تجربه میکنند دوری و فراغ را وقتی به هم میرسند شش ماه بعد دادگاه میروند دست میگذارند روی خرخره همدیگر فشار میدهند تا آنجا که جا دارد.@ دو تا شریک دو تا رفیق ولی وقتی بلندای ابدیت میاید معشوق به اندازه خود آدم میشود آدم معشوق لایق خودش را انتخاب میکند خیلی آرام زندگی میکند خیلی شاد زندگی میکند خیلی بیدغدغه است مزه حظ و لذت را اینجا میبرد.@ یک حدیث قدسی است خداوند میفرماید بندگان من در دنیا با من رفیق باشید در دنیا با من گرم باشید صمیمی باشید از من بهره ببرید چون در آخرت هم آنجا میخواهید از من بهره ببرید خدا که نسیه نیست.@

خدا نقد نقد است همیشه کنار تو است به قول یکی از این علما میگفت شما هر وقت به خدا زنگ بزنید گوشی را برمیدارد نوریس پانس تو پیسینگ نمیگوید در دسترس نیست نمیگوید ارتباط با مشترک مورد نظر فعلاً امکانپذیر نیست نمیگوید.@ هر وقت دلت میخواهد زنگ میزنی خصوصی هم خودش برمیدارد نه منشی نه کسان دیگر، حالا بایست وقت بگیری برو نوبت بگیر وقتت تمام شد نه خودش خصوصی برمیدارد الو را خودش میگوید هر چقدر هم بگویی حوصله دارد گوشی را نگه میدارد آنوقت رئیس کل هم هست زمام امور خودت و همه دنیا دست اوست.@ چه کسی خودش را اینطوری مفت در اختیار دیگران میگذارد؟ هر کسی که تو میگویی معشوقت هست عاشقم هست کسی کشته و مرده تو باشد حاضر نیست اینطوری در اختیار تو باشد بالاخره خودش یکسری دلدادگیها دارد یکسری نهها میگوید خداست که همیشه میگوید بله هر وقت بخواهی.@ (وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) یکی از عاشقانهترین آیات قرآن این هست میگویند هفت تا هشت تا من در آن هست(وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي) موقعی که بندگان من از تو درباره من میپرسند(فَإِنِّي) من(قَرِیبٌ) نزدیک هستم اجابت میکنم دعای هر دعاکنندهای را که من را بخواند.@ (فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي) آنها هم بیایند به من بله بگویند(وَ لْيُؤْمِنُوا بِي) آنها هم بیایند به من ایمان بیاورند من که هر وقت بگوید کنار آنها هستم اینطوری بکنند(لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) شاید رشد انسانی بکنند.@ موسی عرض میکند خدایا دوری که ندا بکنم نزدیکی با تو نجوا بکنم چطوری با تو حرف بزنم؟ فرمود(اَنَا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی) من همنشین کسی هستم که ذکر من را بگوید کنارش هستم دور نیستم خودت هم این را میفهمی.@ یکی از معجزات الهی که قیامت هم براساس همین ما را محاکمه میکنند این هست که خداوند در محضر شماست و شما هم در محضر خدا هستید با خدا از طریق ذهن ارتباط برقرار نمیکنید از طریق حضور هست میگوید من همیشه کنارت هستم مگر شده یکبار من را بخوانی من کنارت نباشم هر وقت خواستی من کنارت بودم اینقدر قریب و نزدیک.@ گاهی وقتها شهوترانیها و طبیعتگراییها باعث میشود انسان نه از نظر قلب بلکه از نظر مغز و عقل فکر کند خدا را ندارد در داستان کشتی تایتانیک داستان جالبی دارد یکی از کسانی که نجات پیدا میکند میگوید من با یک مادیگرا بحثم شده بود راجع به خدا او هم شدیداً انکار میکرد.@ گفت یک وقفهای افتاد بین صحبتهای ما کشتی خورد به کوه یخ، وقتی آمدم در کابینش را باز کردم دیدم نشسته دارد زار زار گریه میکند خدایا من را نجات بده همین که در قرآن میفرماید خدا همه جا هست نزدیک.@ فقط خواهشم این هست که تمرین ذهنی زیاد بکنید تا یواش یواش آن که کنار شما هست بفهمیدش ببیندش ادراکش بکنید نظری نباشد بیایید بشنوید و بروید نه یک مقدار تمرین بکنید تا این حضور را ادراک بکنید بعد متوجه میشوید که این حضور چقدر لذیذ است چقدر به روح گرما میدهد.@ چقدر به زندگی معنا میدهد و چقدر به انسان قدرت میدهد که به سمت کمالات برود و از موانع خیلی خیلی راحت عبور کند بیدغدغه عبور کند خیلی دردسر نداشته باشد که بخواهد از یک اژدها نجات پیدا بکند از یک گودال جهنم بیرون بیاید خیلی راحت از اینها رد میشود و میرود.@ وقتی این حضور قویتر بشود روی این حضور کار بکنید از نمازهایتان شروع بکنید که فرصتی به تو داده که تمرین بکنی با او باشی نماز تمرین حضور است تمرین عشقبازی است تمرین حرف زدن است تمرین مصاحبت و مجالست است قرب است(اَلصَلاۀُ قُربانُ کُلِّ مُؤمِن) نماز نزدیککننده هر مؤمن است اینقدر هم دوستت دارد که گفته راضی نیستم که من را فراموش بکنی.@

خداوند خیلی نازک مزاج است خیلی هم غیرتمند است اگر بخواهی یک طرف دیگر بروی به او برمیخورد.@

نگذار در دلت کس دیگری بیاید در حرکت به سمت ابدیت گفتیم که مبنا در حرکت یک جنین به سمت دنیا تهیه یک بدن سالم است اما مبنا در حرکت به سمت ابدیت تهیه یک قلب سالم است قلب سلیم.@ در سوره شعرا فرمود(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه هیچ چیز دیگری بدرد میخورد مگر اینکه انسان با خودش یک قلب سلیم بیاورد حالا قلب سالم را امام صادق اینطوری تعریف میکند میفرماید(اَلسَلیمُ اَلَّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ اَحَدٌ سِواه) قلب سلیم قلبی است که وقتی به ملاقات خدا میرود غیر خدا هیچ کس در آن نباشد.@ نازک مزاج است و غیرتی است که میگوید دل تو فقط یک معشوق است من اینطوری خلقت را آفریدم که اساساً غیر از من معشوقی که لایق قلب تو باشد نیست(وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ) همراه خدا معشوق و دلبر دیگری را جستجو نکنید چون غیر او معشوقی وجود ندارد خیلی غیرتی هست.@ لذا برای اینکه تو تمرین بکنی و این قضیه یادت نرود از روی لطف و محبتش فرمود نماز بخوانید نماز را هم واجب کرده و چه کار خوبی کرد که نماز را واجب کرد فطرت چقدر کیف میکند که دائماً خدا دعوتش میکند بیاید با خدا ارتباط عاشقانه برقرار بکند ولی طبیعت اعصابش خورد میشود.@ طبیعت میگوید ای بابا من وسط خواب بلند بشوم چه بگویم، وسط کار ظهر تمام کارهایم را ول کنم بروم مسجد نماز که چه بشود، چون دارد طبیعتگرایانه با خدا حرف میزند پشتش را به خدا کرده با خدا قهر است با خدا اینطوری حرف میزند.@ اما اگر رویش را به خدا میکند میگوید خدایا چقدر از تو ممنونم که به من نماز را دادی چقدر تو را شکر میکنم که به من نماز را دادی برای همین کسانی که میفهمند برای عاشقان خودش برای انسانهای حقیقی یکی از کارهایی که قرار داده این هست وقتی نمازشان تمام میشود 3 مرتبه 5 مرتبه 7 مرتبه همینطوری برو بالا گفته سرتان را به سجده بگذارید.@ تشکر بکنید از اینکه خدا به شما بار داد اجازه داد با او مصاحبت شیرینی بکنید بگو(شکراً لله) خدایا از تو ممنون هستم که اجازه دادی پیش تو بیایم با تو حرف بزنم من را لایق دانستی آن موقع که همه من را طرد کردند کسی من را تحویل نمیگیرد کسی برای من تره هم خورد نمیکند خیلیها شخصیت من را له میکنند خیلیها راحت به من پرخاشگری میکنند و طردم میکنند.@ ممنون هستم که تو با همه عظمتت اینقدر قشنگ من را میپذیری اینقدر راحت بندهنوازی میکنی اینقدر راحت من را مورد نوازش و مهر و محبت خودت قرار میدهی تشکر میکنم آدم یعنی این آدم یعنی اینکه بفهمد رمز خلقت را رمز آمدنش در دنیا را رمز عبادت را بفهمد یعنی چی.@ لذا خداوند چون ما را دوست دارد میگوید تند بیایید خیلی در دنیا معطل نکنید(سارعوا) با سرعت بیایید توقف نکنید غافل نباشید حواست به خودت باشد این چند مرحله این شد که غافل نباش حواست به خودت باشد توجه به خودت داشته باش متوقف نشو حرکت کن تند بیا خودت را به من برسان بیا به خودت آرامش بده.@ (لَهُمَ الاَمن) دلت را در وادی امن ببر اگر بیایی در عشق من با من انس بگیری هیچ چیز دیگر نمیتواند به قلبت لطمه بزند یک قلعه قرار دادم به این قلعه برسانی هیچ کس نمیتواند این قلعه را فتح بکند و شکست بدهد و وارد این قلب بشود اسم این قلعه را(لا اله الا الله) گذاشته هیچ کسی جز او نیست جز او معشوقی نیست.@

اسم قلعه این است گفت(کَلِمَۀُ لا اله الا الله حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمَنَ مِن عَذابی) لا اله الا الله دژ من است هر کس بیاید دیگر عذابی هم برایش وجود ندارد(أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) دوستان خدا هیچ وقت نه در دنیا و نه در آخرت نه در دنیا ترس دارند و نه غم دارند آخرتشان هم همینطوری هستند.@ شما یک عاشق را دیدید همیشه شنگول و شاد است غم مال طبیعت است اضطراب و ترس مال طبیعت است فطرت هیچ وقت نه غم و نه ترس دارد عزیز در دنیا زندگی میکند عیاش و کیاف در دنیا عیاش و کیاف در ابدیت، چه زندگی خدا برای ما ترتیب داده بعد بیا ناآگاهانه بپرس که آقا هدف خلقت چیست خدا برای چی میخواست ما را بیآفریند.@ هدف از این قشنگتر، بهتر از این میخواستی، برای چی این تشکیلات را راه انداخت؟ کجا میخواهد تو را ببرد چه چیزی از این بالاتر میخواهی؟ ببین کجا دارد تو را دعوت میکند ما به او بگوییم نه بایستم ببینم ما را برای چی آفریدی چرا این کار را کردی چرا آن کار را کردی؟.@ حواست را جمع کن هدف خلقت را تا عاشق نشوی پیدا نمیکنی تا انسان نشوی پیدا نمیکنی چون خداوند از خلقت انسان هدف برای انسان در نظر گرفته وقتی من طبیعتگرا زندگی میکنم و فقط تحت کمالات حیوانی هستم هیچ وقت به هدف خلقت راه پیدا نمیکنم.@ حتی اگر یک خبرهترین اساتید بیاید ذهن من را قانع بکنم چون شخصیتم انسانی نشده و ماهیتاً از محدوده کمالات حیوانی پا فراتر نگذاشتم به کمال انسانی وارد نشدم حیات انسانی را مزه نکردم استاد را زیر سؤال میبرم مدام ان قلت میکنم سعی میکنم قبول نکنم مدام وسوسه راه میاندازم در فرمایشات خداوند تبارک و تعالی و در فهم رمز خلقت.@ مرحله بعد، ششمین مرحله میگوید سرعت کافی نیست باید زرنگ باشی از بقیه انسانها سبقت بگیری بدانی یک میدان مسابقه است هر کس زودتر پیش من بیاید بیشتر گیرش میاید معشوق را در نظر بگیرید در یک فاصلهای، یک نفر پیاده راه میافتد تا بخواهد برود به معشوق برسد یک نفر یک اسب راهوار خیلی برو سوار میشود به معشوق برسد یک کسی یک اتومبیل مدرن با آخرین سرعت ممکن را انتخاب میکند خودش را به معشوق میرساند.@ تا این پیاده و اسبسوار بخواهند بیایند برسند او که با اتومبیل خودش را رسانده در آغوش معشوق است تا اینها بخواهند خودشان را برسانند این در آغوش معشوق سیر در بینهایت میکند(وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) این تولد قوی است.@ در تولد جنین از رحم به دنیا پنج نوع تولد داشتیم سالم، ناقص، بیمار، ضعیف، سالم قوی در تولد سالم قوی معنا را گفتیم حکمش را هم گفتیم در راهشناسی شما حتماً رسیدید گفتیم تولد سالم قوی یعنی جنین بهتر از سایر جنینها با خودش امکانات میاورد حافظه قوی، بدن قدرتمند نسبت به آنها، زیبایی، تیزهوشی، اخلاق خوب مایههای خوبی با خودش میاورد.@ لذا میبینی هر دو پنج سالهشان هست ده سالهشان است اما یکیشان انگار چهل سال کار کرده به سن نیست میبینی از بقیه سبقت گرفته طرف 50 سالهاش هست دارد سلانه سلانه میاید این ده ساله رفت رد میکند میرود.@ امام فرمود این بسیجیان ره صد ساله یک شبه طی کردند سبقت خیلی مهم است برای چی در زندگی علاف میشویم برای چی سلانه سلانه راه میرویم در اینجا دنبال چه جیفهای میگردیم مگر معشوقت اینجاست که خودت را معطل کردی وقت و جوانی و عمر و برنامهریزی زندگیت را گذاشتی برای چی برای چیزی که میخواهی رهایش بکنی؟.@ در روانشناسی جاهل گفتیم(تَکَثُرُکَ بِما لا تَبقی لَه وَ لا یَبقی لَک مِن اَعظَمِ الجَهل) زیاد پرداختن به چیزی که نه تو برای او میمانی و نه او برای تو میماند این از بزرگترین نشانههای نادانی یک نفر هست در روانشناسی جاهل مراجعه کنید.@ میخواهید ببینید یک نفر جاهل هست یا نه ببینید عمر و وقت و جوانیش را که به بلندا و مبنای ابدیت پای او حساب میکنند اینجا میگذارد و اینجا به چیزی میپردازد که نه آن چیز برایش میماند و نه این برای آن میماند آخر هم فراغت هست و دوری و هجران و رفتن، هیچ چیز هم دستش نمیاید.@ جان میکند برج میسازد بقیه میایند در آن مینشینند و میخورند این باید برود آنجا جواب بدهد جان میکند جمع میکند بقیه میخورند و این باید برود آنجا جوابگو باشد به چه چیزی زیاد میپردازیم میگوید آقا زن و بچه باید برای زن و بچه دوید، زن و بچه هم حدی دارد.@ حضرت میفرماید(لا تَجعَل اَکثَرَ هَمَّکَ بِاَهلِکَ وَ اَولادِک) همه همتت را در خانوادهات صرف نکن(اِن کانُوا اَولیاءَ الله فَما یُضیِّعُ اَولیائَه) اگر زن و بچه شما آدم حسابی باشند دوست خدا باشند مطمئن باش بدون تو هم دوست خود خدا هستند وقتی دوست خدا هستند خدا آنها را ضایع نمیکند خودش تحویلشان میگیرد مطمئن باش لازم نیست که تو همه آخرتت را برای اینها بگذاری.@ (وَ اِن کانُوا اَعداءَ الله فَما هَمُّکَ بِاَعداءِ الله) اگر خانوادهات دشمن خدا هستند با خدا رفیق نیستند وارد حیات انسانی نشدند چه خبر است برای دشمن خدا چرا اینقدر سرمایهگذاری میکنی(تَکَثُرِکَ بِما لا تَبقی لَه وَ لا یَبقی لَک مِن اَعظَمِ الجَهل) زیاد پرداختن به چیزی که نه تو برای آن میمانی و نه آن برای تو میماند این از بزرگترین نشانههای جهالت انسان هست.@ بدو اینجا ما چکار داریم وقت را برای چی داریم تلف میکنیم به کجا میخواهیم برسیم به کمالات گیاهی کمالات حیوانی میخواهیم برسیم جان بکَنم به من بگویند فلان رئیس، بروم روی فلان صندلی بنشینم به چهار نفر فخر بفروشم یک جا رئیس بشوم.@ لذت برتری بر دیگران را که درست مساوی هست با جهنم توضیح دادیم در شرح حدیث بحث علو ببریم اگر من زندگی کردم عوضش خودم را رساندم به نمایندگی مجلس، اقلاً مدیرکل شدم اقلاً سرهنگ شدم سرتیپ شدم سردار شدم عوضش رئیسجمهور شدم اینها اعتبارات دنیایی است اینها کمالات انسانی که نیست کمالات حیوانی است.@ برای چی داری میدوی؟ به کجا میخواهی برسی ما در این دنیا چه میخواهیم؟ محبوب بشویم شهرت مساوی است با جهنم اگر برای خدا نباشد و خودت بخواهی برای خودت فراهمش بکنی فرمود کسی که فقط در ذهنش هست که بند کفش من از بند کفش فلانی بهتر است خودکار من پارکر است نسبت به دیگران، قد من یک ذره بزرگتر لباس من اینطوری است خانه ما اینطوری است در بهشت راهش نمیدهند.@ بهشت جای عالیین نیست کسانی که علوکننده هستند میخواهند از دیگران یک سر و گردن بالا باشند از دیگران جلو باشند جای متکبرین نیست که خودشان را دوست دارند بالا ببینند و دیگران را ریز ببینند و پایینتر، برای چی ما داریم میدویم برای چی داریم وقتمان را تلف میکنیم خدا میگوید بدو بیا عجله کن و سعی کن از بقیه سبقت بگیری.@ تولد قوی اینطوری است ما را خداوند دعوت کرده نه به تولد سالم بلکه به تولد قوی یعنی اهل سبقت باشیم از دیگران سبقت بگیریم مسابقه است اگر قرار است وارد این مسابقات بشوی که چه کسی خانهاش بزرگتر است چه کسی فرشش چنین است چه کسی تلفن همراهش چطوری است چه کسی ماشینش مدلش بالاتر است اینهایی که الان همه گرفتارش هستند چه کسی درجهاش بالاتر است چرا در جیفه داری مسابقه میدهی؟.@ در جهنم مسابقه دادن که چه کسی جهنم بیشتری را کسب بکند که هنر نیست چه کسی احمقتر است مسابقه حماقت بدهیم اینها تعابیر روایی است چه کسی جاهلتر است مسابقه در جهالت در حماقت به جای اینکه اینجا مسابقه بدهی.@ (اِن کُنتُم راغِبینَ لا مَحالَه فَارغَبُوا فی جَنَّۀٍ عَرضُهَا السَمواتِ وَ الاَرض) امام صادق میفرماید اگر شما اهل مسابقه هستید و اهل میل و رغبت هستید لااقل در بهشت مسابقه بگذارید آن هم بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است مال تو هم هست آن را باور نداریم لذا کنار میگذاریمش میگوییم این حرفها کدام است خدا را عبادت میکنیم اما قبول نداریم که نداریم باز در جیفه با همدیگر مسابقه میدهیم.@ طرف میگوید من فقط پول را میشناسم از این حرفهای اسلامی و حزباللهی و امام زمان و برای خدا و آخرت این حرفها برای من نزنی من این چیزها سرم نمیشود من این چیزها حالیم نمیشود معلوم است که حالیت نمیشود اصلاً اگر حالیت میشد که این حرفها را نمیزدی تو هیچ حالیت نمیشود برو در جیفه خیلی کسان دیگر آمدند این جیفه مردار را جلوتر از تو خوردند.@ چه تعبیری حضرت میآورد حضرت میگوید دنیا استفراغ دیگران هست سر این با هم مسابقه دادن خیلی حماقت میخواهد، کیس و زیرک کیست؟ زیرک کسی هست که سر چیزهای حسابی مسابقه میدهد چیزهای ماندنی لذا در قرآن یکسره این را به رخ ما میکشد(وَ الْ‏آخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) یعنی بهتر است باقیتر است سر آن مسابقه بگذارید.@ وقتی یک نفر را میبینی خیلی دارد واقعاً تو احمق هستی شاید هم از او احمقتر هستی که احساس کوچکی بکنی احساس عقبماندگی بکنی احساس بکنی باختی وقتی یک ولی خدا را میبینی یک جوانی را میبینی که سرعت گرفته و تا کجا خودش را رسانده آنجا در دلت غبطه بیفتد آنجا خودت را کم ببین این جیفه بیشتری خورده جهنم بیشتری را هم دارد کسب میکند قاعده دنیا این هست:@

این قاعده است هر مقدار شهوترانی، میل، لذت اینجا به کار ببری سهم آخرتیات را کم میکنی زیرک هیچ وقت این کار را نمیکند شما ببینید علی(ع) را در اوج ثروت هست اما چطوری زندگی میکرد، نمیتوانست؟ خودش میفرماید برای من این کار خیلی راحت است ولی زیرک بود.@ پیامبر وقتی میآمد این را نصیحت بکند یک موقعهایی فشار زندگی به آنها میآمد میگفت عزیزانم صبر بکنید خداوند برای ما چیز دیگری را خواسته حضرت زینب(س) میگوید خدا را شکر که نبوت را در خاندان ما قرار داد برای ما چیزهای دیگر را خواسته تو باید شاکر باشی از اینکه خداوند تو را برای خودش خواسته این را نعمت نمیدانی بعد وقتی یک جا در مسائل مادی کم میاوریم با خدا رابطهمان خراب میشود.@ چند روز پیش یکی آمده بود دفتر من مشاوره میگفت از وقتی که اوضاع اقتصادیم به هم ریخته دیگر نماز هم نمیخوانم چقدر آدم کوته فکر و کوته نظر پست همت باشد اینطوری باشد که با معشوقش سر جیفه، ای معشوق عزیزم چون جیفه به من ندادی بخورم چون جهنم گیر من نیامده با تو قهر میکنم.@ این منطق یک فطرتگرا نیست که عشقش با خدا را براساس تأمین نیازهای مادیش و تأمین جیفه و علفش تنظیم بکند این را مبنا قرار بدهد هر وقت اوضاعش روبهراه است با خدا هم رفیق میشود خدا را اینطوری دوست دارد هر وقت در دستانداز میافتد از خدا متنفر میشود این فرهنگ طبیعت است.@ (سابقوا) یعنی بدوید بیایید دیگر معطل نکنید از بقیه سبقت بگیرید خداوند چطوری به ما بگوید من دوستتان دارم ببینید چه تعابیری به کار میبرد(سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ) سوره مبارکه حدید آیه 21، سبقت بگیرید از همدیگر به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که اندازه آن به اندازه همه آسمان و زمین هست که آمادهاش کردیم.@ (وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ) یعنی تزیینش کردیم آمادهاش کردیم آیات را چطوری خدا با دل انسان بازی میکند چقدر این آیات نوازش میدهد چه نفخههای خوبی میدمد به انسان چه عطر دلانگیزی دارد انسان وقتی این آیات را میخواند.@ (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) (لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ) هیچ وقت جهنمیان با بهشتیان مساوی نیستند بهشتیان رستگارند، ببینید چطوری با ما حرف میزند و ما چقدر راحت از این آیات رد میشویم میخوانیم و دقت نمیکنیم.@ علتش میدانید چیست که ما نمیتوانیم از این آیات درست لذت ببریم که قرآن بهار دل ما نیست؟ برای اینکه ما خودمان را مخاطب خدا هنوز ندانستیم هنوز فکر نکردیم که خدا دارد به من میگوید با تو هستم هر وقت متوجه این قضیه شدید قلبت باور کرد که با تو دارد این حرف را میزند آنوقت جدی خواهی شد وقتی آیات را میخوانی وقتی با تو حرف میزند خیلی جدی به آیات الهی دقت میکنی.@ (وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ) قرآن که خوانده میشود دقت بکنید گوش بدهید و ساکت باشید حرف نزنید خدا دارد حرف میزند با تو هم هست ساکت بشو شاید به رحمت الهی برسی.@ آنوقت حیف نیست جوانان ما عربی بلد نباشند که وقتی قرآن خوانده میشود خداوند با آن زبان شیرین عربی بخواهد صحبت بکند آنوقت ما نفهمیم بگوییم چه میگوید برویم فارسی آن را نگاه بکنیم فارسی هیچ وقت آن چیزی که در عربی هست نمیرساند.@ خود خدا میگوید ما قرآن را عربی نازل کردیم که شما عقلتان فعال بشود ادبیات عرب و زبان عرب زبان عقل است چون کامل است میگوید من اصلاً برای اینکه تو بهتر بفهمی راحتتر بفهمی شیرین بیایی جلو با سرعت جلو بیایی بهترین ادبیات را برای تو انتخاب کردم.@ طرف از آخرتش میزند میرود سهتار یاد میگیرد میرود تنبک و ضرب یاد میگیرد پیانو یاد میگیرد نی یاد میگیرد که میگوید من این زبان نی را باید بفهمم از این نی خوشم میاید شش ماه دندانش را بکشد و لبش را اینطوری و آنطوری بکند تا بتواند یک نی بزند چقدر جان میکند تا بتواند یک سهتار را به صدا در بیاورد برای چی؟ میگوید من خوشم میاید دوست دارم این رازش را در بیاورم اینطوری با آن حال بکنم.@ آنوقت خدا برایش نامه فرستاده نمیرود زبان نامه خدا را بفهمد که بتواند بخواند از آن لذت ببرد آدرس خوب پیدا بکند اشتباه نکند خودش را وابسته به ترجمههای فارسی و این و آن میکند ترجمه فارسی هیچ وقت نمیرساند آن را که باید برساند.@ با عشق دنبال ادبیات عرب برو نه با عقلت چون با عقلت وقتی دنبال ادبیات عرب میروی میبری چند روز دیگر میگویی ای بابا این ضرب ضربا به چه درد ما میخورد ولی وقتی با عشق میروی میگویی خدا اینطوری دوست داشت با من حرف بزند لهجهاش زبانش این زبان را انتخاب کرده.@ بالاخره خدا میدانسته چه زبانی را انتخاب بکند که به نفع بندهاش باشد برای خدا نفعی نداشته انتخاب زبان عربی، خاک بر سر آن کسی که میگوید ما چرا برویم زبان عربها را یاد بگیریم ما ایرانی هستیم بیچاره تو قبل از اینکه ایرانی باشی انسان هستی خدا با زبان عقل با تو صحبت کرده این تعصبات جهنمی چیست که داری.@ وقتی عشق آمد آدم میرود یاد میگیرد بعد صحبتهای خدا را که میشنود عربی یواش یواش آن توضیحی که به شما دادم چند بار هم مدام از من سؤال میکنید این چطوری هست یواش یواش قرآن را با صدای خدا میشنوید آن موقع هست یک دفعه میبینی تو را تکان میدهد.@ و به قول علی(ع) وقتی به آیات عذاب میرسی میروی در جهنم و میسوزی و گریه میکنی و وقتی به آیات بهشت برسی میروی در بهشت و شوق تو را میگیرد و لذت میبری آن موقع هست که میفهمی فرنکانسهایتان با هم تطبیق پیدا میکند پارازیت اینطرف و آنطرف نیست با زبان پارازیت یعنی زبان فارسی نمیشود.@ زبان فارسی خیلی شیرین است خیلی حرفهای قشنگی در آن دارد اشعارش شما حافظ و سعدی را بخوان چه غوغایی با دل آدم میکند الهی قمشهای بخوان با شما چکار میکند خیلی عالی است تزیین قشنگی است برای زبان ادبیات عرب.@ اما وقتی آن اصل دست شما نیست همیشه با حجاب کلام را میشنوی وقتی وابسته به فارسی هستی همیشه انگار باید سمعک بگذاری سمعک میخواهیم چکار وقت داری برو زبان معشوقت را یاد بگیر او اینطوری با تو حرف میزند آن را یاد بگیر.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ روز دوشنبه مراسم داریم یکی از اساتید برجسته و خبره کشور را دعوت میکنیم راجع به موضوعات مهم با جوانان صحبت کنند یکی از موضوعات خیلی مهمی که مقام معظم رهبری امروز هم روی آن تکیه کردند درک شرائط مشروطه هست و تطبیق دادند مشروطه را با الان و ما باید تا مشروطه را نفهمیم شرائط الان را خوب دستمان نمیاید یعنی چی.@ بزرگان ما پنج سال پیش شش سال پیش هشدار دادند که دارد مشروطه تکرار میشود باید کار بکنیم لذا از یکی از قویترین اساتید کشور ما دعوت کردیم که تسلط بسیار زیادی دارد شاید از او مسلطتر نداشته باشیم در این باب در مورد مشروطه برای شما صحبت بکند و بحثهای قشنگ دیگری هم دارند که انشاالله از ایشان دعوت میکنیم بیایند و ما را به فیض برسانند.@ خوب است ترتیبی داده بشود کتابهای ایشان هم همزمان با سخنرانی ایشان اینجا باشد که عزیزان دوست داشتند تهیه بکنند آثار خوبی هم دارند چون 98 سالگرد انقلاب مشروطه است ما بحث شیخ فضل الله نوری قربانی دستها و دسیسهها را همراه با پرسش و پاسخ انشاالله برقرار میکنیم.@