أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره حلم از شرح حدیث عنوان به پایان رسید بخش بعدی بحثمان درباره عمر هست حضرت به عمران اینگونه میفرماید در جمیع اموری که راهی به احتیاط و محافظت از وقوع در خلاف امر داری احتیاط را پیشه خود ساز و از فتوا دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده فرار میکنی و گردن خود را جِسر را، یعنی پل، پل عبور برای مردم قرار نده.@ در پایان بحث حضرت به این شخص که کنیهاش اباعبدالله بوده میفرماید ای أباعبدالله دیگر برخیز از نزد من، یعنی دیگر من آنچه که لازم بوده به تو گفتم دیگر کاری نداریم میتوانی بروی، چرا که تحقیقاً برای تو خیرخواهی کردم.@ یعنی هر چه که لازم بود خیر تو در آن بود گفتم حالا عزیزان ما توجه داشته باشند که از اول شرح حدیث تا الان هر چه خواندیم چیزهایی هست که ما در حرکتمان به سمت ابدیت به آن احتیاج داشتیم فرمولهایی که امام صادق(ع) در اختیار ما قرار داده بود برای همین هم هست که بزرگان ما خیلی اصرار داشتند که افراد حداقل هفتهای یک مرتبه این حدیث عنوان را بخوانند.@ مرحوم قاضی میفرماید که باید آن را در جیب خود داشته باشید و هفتهای یکی دو بار آن را مطالعه کنید و شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمیپذیرفتند یعنی کسی لیاقت شاگردی ایشان را داشت که کل این مسائلی که گفته شد عمل بکند بعد تازه برود سر درس بنشیند و سیرش را در محضر ایشان شروع کند.@ میفرماید که برخیز از نزد من چرا که تحقیقاً برای تو خیرخواهی کردم و ذکر و وِرد مرا بر من خراب نکن، چون حضرت مشغول ذکر و دعا بود که این آقا آمد و این درخواست را کرد حضرت جوابش را داد.@ بعد حضرت میفرماید زیرا که من مردی هستم که روی گذشت عمر و ساعت زندگی حساب دارم و نسبت به گذر عمر بخیل هستم و سلام و درود بر کسی که از هدایت پیروی کند(وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى).@ این پایان حدیث بصری بود پس آخرین بحثی که داریم همین بحث بخل روی عمر هست درباره عمر چند مقدمه هست که من عرض میکنم تا وارد این بحث بشویم مقدمه اول این هست که با توضیحاتی که در جلسات گذشته دادیم انسان اشرف مخلوقات هست و هدف خلقت جهان هست.@ آنطور که آفریننده جهان گزارش داده در کتاب خودش انسان را اشرف مخلوقات دانسته هدف خلقت جهان دانسته و میگوید من همه جهان را برای این موجود خلق کردم صورت اولیهای که انسان از او خلق شد موجود اولیهای که انسان از او خلق شد عبارت بود از روح، الروح یا حضرت روح، که گفتیم این موجود از جبرئیل(ع) بالاتر هست.@ امیرالمؤمنین(ع) فرمود(الرُّوحُ خَلقٌ أعظَمُ مِن جِبرِئیل(ع)) روح مخلوقی هست که از جبرئیل هم برتر است یعنی اساساً ذاتاً از فرشتهها بالاتر هست بعد گفتیم از نظر قرآن کریم همه فرشتهها به روح وابستگی دارند و اساساً خلقت اولیه موجودات بعد از خلقت روح صورت گرفته و از روح خداوند سایر موجودات را خلق کرده.@ این روح اسامی مختلفی دارد اسمش هست صادر اول، روح، قلم(ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ)، نور محمد(ص)، اسامی مختلفی دارد اما همه آن یک حقیقت بیشتر نیستند که خداوند در اولین تجلی یک همچین موجودی را خلق میکند سایر موجودات را از این موجود میافریند، به آن مَثَل اعلی هم میگویند.@ حقیقت انسان پس حقیقیتی است بسیار بالا و مهم و همانطور که خداوند تبارک و تعالی در قرآن میفرماید به خودش خداوند انتساب میدهد میفرماید(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از این حقیقتی که حضرت روح هست در شما دمیدم و شما جنستان از آن هست از آن حقیقت اولیهای که اسمش الروح هست.@ به هر حال انسان برای هدف خاصی خلق شده که این هدف با ساختار وجودیاش یک تناسبی دارد که در درسهای گذشته ما مفصل در این باره به خصوص در مجموع مباحث ولایت توضیح دادیم.@ برای رسیدن به این هدف خداوند تبارک و تعالی قوایی را به انسان لطف کردند انسان را به قوایی مجهز کردند که مهمترین آنها عقل هست به عنوان پیامبر درونی و انبیاء هستند به عنوان عقل بیرونی، که از اینها ما استفاده بکنیم.@ انبیاء هم برای این آمدند که آنچه که در درون انسان هست یعنی عقل انسان مجهز و مسلح به اوست وجود انسان مسلح به اوست او را درست هدایت بکنند و انسان را از اسارت توسط قوای طبیعی و ابعاد حیوانیاش نجات بدهند و آن موانع مختلف بخصوص اوهام و خیالاتی که سر راه انسان قرار میگیرد آنها را کنار بزنند.@ همه این نعمتها را خداوند در ظرف یک نعمت قرار داده و به ما عطا کرده آن نعمت نعمت عمر هست یعنی ما برای اینکه بتوانیم از نعمت انبیاء، عقل، توحید، قرآن، ائمه استفاده کنیم احتیاج به یک فرصت داریم این فرصت را اسمش را عمر گذاشتند که باید از این استفاده کنیم برای رسیدن به آن هدفی که برایش خلق شدیم.@ پس برای استفاده از نعمتها نعمت عظیم عمر را خداوند به ما عنایت کرده و بعد تأکید کرده که من از همه نعمتها سؤال خواهم کرد(ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) روز قیامت حتماً از شما در مورد نعمتها سؤال خواهیم کرد.@ یعنی انسان باید بداند آنچه که به او داده شده یک روزی حقیقتاً خواهد آمد که به طور فردی باید پاسخگوی نعمتهایی که به او داده شده باشد و بگوید که من این نعمت را چکار کردم مهمترین نعمت را که خداوند تبارک و تعالی به ما داده نعمت عمر هست.@ اگر نعمت عمر نباشد سایر نعمتها از قبیل انبیاء، ائمه، قرآن، توحید و مسائلی از این قبیل معنادار نیستند آنها زمانی معنادار هستند که ما بتوانی از نعمت عمر استفاده کنیم در واقع نعمت عمر هست که به سایر نعمتها معنا میدهد و بدون عمر هیچ نعمتی معنادار نیست در مورد عمر ما مسئول هستیم.@ چون فرمودند(لَتُسْئَلُنَّ) نون تأکید ثقیله آوردند گفتن حتماً حتماً ما سؤال خواهیم کرد مهمترین نعمت هم که عمر هست که به انسان داده شده پیامبر تأکید میکنند که شما در قیامت حتماً مورد سؤال قرار خواهید گرفت.@ این روایت از نبی اکرم(ص) از بحارالأنوار هست جلد 7 صفحه 258 روایت یک باب 11 میفرماید که(لا تَزُولُ قَدَمَاً عَبدٌ یَومَ القِیامَۀِ حَتّی یُسئَلُ عَن أربَع عَن عُمرِهِ فیما أفنی وَ عَن شَبابِهِ فیما أبلاه وَ عَن مالِهِ مِن أینَ کَسَبَ وَ فیما أنفَقَ وَ أن حُبِّنا أهلَ البَیت) میفرماید هیچ بندهای در روز قیامت قدم از قدم برنمیدارد.@ یعنی به او اجازه نمیدهند که تکان بخورد مگر اینکه به این چهار سؤال اساسی جواب بدهد 1 ـ (عَن عُمرِهِ فیما أفنی) از عمرش سؤال میکنند که کجا فانی و تمامش کردی در چه راهی در چه چیزی این عمرت را گذراندی وقتی ما میگوییم سؤال هست سؤال معنادار است.@ یعنی سؤال زمانی انجام میشود که شخص مسئولیت از آن دارد و الا اگر انسان مسئولیت نداشته باشد سؤال هم نمیشود این مثال را من همیشه زدم شما وقتی پول جیبی از خانواده میگرفتید بچه که بودید معمولاً به بچه نمیگویند که شما این پول را چکار کردید.@ ما که کودک بودیم آن موقعها ده شاهی یک غِران پول جیبی ما بود و با این میتوانستیم بستنی و کیم و تمرهندی و بادام و پسته و خرما میخوردیم کسی به ما کاری نداشت پدر که صبح به ما یک غِران میداد تا غروب کاری نداشت که ما این را چطوری مصرفش کردیم ولی عید که میامد عیدی جمع میکردیم.@ عیدی کلان بود خودمان هم میدانستیم که حق نداریم همینطوری پول کلان را خرج کنیم اجازه ندارد پدر میگفت پول را چکار کردی؟ این سؤال وقتی میگوید پول را چکار کردی یعنی چی؟ یعنی حق نداشتی در هر راهی مصرفش بکنی آن موقع که ما یک غِران میگرفتیم یک بچهای ده هزار تومان از خانهشان دزدیده بود پیدایش نمیشود.@ چند وقت بعد میاید و او را میگیرند پدر میگوید پول را چکار کردی؟ میگوید همه را ساندویچ خوردم. وقتی میپرسند چکار کردید یعنی حق ندارید در هر راهی خرج کنید یعنی هدفدار بود یعنی با این پول باید کار بخصوصی میکردید.@ اینکه میفرماید از عمر سؤال میکنند امام صادق(ع) از اهل تسنن سؤال کرد(ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) روز قیامت حتماً حتماً از نعمتها سؤال میکنیم یعنی چی؟ گفت از آب و نانی که خوردیم، امام صادق(ع) میفرماید که خداوند کریمتر از آن است که روز قیامت ما را نگه دارد از آب و نانی که به ما داده سؤال کند که چقدر نان و گوشت و آب خوردی، اینها را سؤال نمیکند از چیزهای بسیار مهمتر سؤال میکند.@ فرمود یکی از سؤالاتی که میکند در مورد ما اهل بیت سؤال میکند. پیغمبر میفرماید هیچ بندهای قدم از قدم برنمیدارد مگر اینکه به این چهار سؤال جواب بدهد.@ 1 ـ عمرش، وقتی میگوید از عمر سؤال میکنند(فیما أفنی) یعنی تو عمرت را حق نداشتی که در هر راهی که میخواهی صرفش بکنی عمر را بیهوده به شما ندادیم(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید شما را بیهوده خلق کردیم و به سوی ما باز نمیگردید؟ بیهوده خلق کردیم با بازگشت را کنار هم میگذارد.@ یعنی اگر رجوع و رجعت و معادی نباشد عمر انسان یعنی زندگی دنیا واقعاً بیهوده است الان شما دنیا را نگاه کنید اگر قرار باشد رجعتی نباشد معاد و بازگشتی نباید این عمر دنیا چه فایدهای دارد واقعاً پوچ هست زمانی معنادار هست که بعد از این حیات دیگری باشد.@ در نسبت برویم نگاه کنید وقتی که سلول تخم در رحم تشکیل میشود وقتی با دستگاه نگاه کنید الان فیلمهای خیلی زیبای حقیقی ساخته شده از مراحل رشد یک جنین در رحم، وقتی این مرحله را نگاه میکنی میبینی که بسیار فعالیتهای محیرالعقولی دارد.@ یواش یواش شکل میگیرد دست و پا و چشم و گوش میسازد با اینکه این فعالیت منظم و محیرالعقول هست اما عبث و بیهوده است یعنی بیفایده، چه موقع معنادار هست؟ وقتی ما نگاه میکنیم چرا از این لذت میبریم و به آن معنا میدهیم؟@ چون میدانیم بعد از این دوران جنینی یک تولد هست و اگر تولد نباشد حرکت جنینی با اینکه منظم و محیرالعقول هست میلیاردها قانون بر سلول تخم حکومت میکند تا او را به صورت یک بچه کامل در میاورد اما بیهوده است مگر اینکه دنیایی باشد.@ در دنیا هم همینطور هست گفتیم نسبت دنیا به آخرت مثل رحم مادر به دنیاست در دنیا زمانی دنیا و زندگی دنیا، به دنیا آمدن، تلاش، آمدن انبیاء، ائمه، امام حسین، عاشورا، کربلا، و امام زمان، غیبت اینها زمانی معنادار هست که شما یک چیزی به نام ابدیت داشته باشید.@ اگر رجعت و بازگشت و تولدی نباشد به خارج از این دنیا واقعاً این دنیا چیز بیخود و عبثی هست آنها که دست به خودکشی میزنند کسانی هستند که آن قسمت اصلی زندگی انسان را یعنی مرحله تولد به بعد را نمیبینند اصلاً به آن معتقد نیستند اگر معتقد بودند همچین کاری نمیکردند.@ شهید مطهری در مورد آثار صادق هدایت میگوید صادق هدایت خوب دنیا را فهمید ضعف کارش اینجا بود که آنطرف را نفهمیده بود یعنی فهمیده بود که اینجا هیچ ارزشی ندارد برای زندگی نمیارزد اما چون آخرت و ابدیت را نفهمیده بود اینجا را فقط در راستای خودش معنا میکرد یعنی تولد تا مرگ، بله واقعش هم اینطوری است.@ واقعش هم اگر ابدیتی نباشد ارزشی ندارد آدم اینجا زندگی بکند ولی ابدیت نیست! میشود گفت نیست! آخرتی نیست! حساب و کتابی نیست! حکمتی در این خلقت نیست! این را چه کسی میتواند نفی کند؟@ قرآن میگوید اگر آخرت نباشد دنیا عبث است(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) شما فکر میکنید که ما شما را عبث آفریدیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید؟ پس عبث بودن دنیا را بازگشت و رجوع خنثی میکند و از بین میبرد.@ عبث نیست هدفدار هست منتهی همانطور که در دروس راهشناسی گفتم در آغاز این دروس هم گفتم هدف برای انسان نه کمالات جمادی نه گیاهی و نه حیوانی است اگر کسی این را اشتباه بگیرد باز هم در ارتباطش با خدا دچار تردید میشود با خدا و معصومین درگیر میشود نمیتواند بفهمد.@ یعنی شما اگر فکر کردید که به این دنیا آمدید برای اینکه رشد بکنید، تغذیه بکنید تولیدمثل بکنید، به خاطر داشتن قوه جنسی ازدواج بکنی با جنس مخالف، تشکیل خانواده بدهی بعد دارای عواطف و احساسات خانوادگی بشوی.@ دارای مسئولیت و تعهد خانوادگی بشوی و کار بکنی برای رفاه خانواده و پیشبرد خانواده و رشد بکنی و چون نیازهایت را به تنهایی نمیتوانی تشکیل بدهی طبیعت تو احتیاج به اجتماع دارد و به خاطر همین طبیعت و بُعد حیوانیات مجبور هستی جامعه مدنی تشکیل بدهی چون گفتیم انسان مدنی بالطبع هست.@ یعنی طبیعتاً مدنی هست نه فطرتاً، طبیعتش مدنیت میطلبد یعنی بُعد حیوانیاش مدنیتطلب هست در اجتماع بیایید در اجتماع شغلی را احراز بکنید برای اینکه میخواهی نان در بیاورید و چیزی بخورید یک شغلی در اجتماع بگیری.@ بعد سلسله مدارج اجتماعی را طی بکنی به قدرت، سلطنت، حکومت دست پیدا کنی و مسائلی از این قبیل، حالا در این راستا اخلاقیات و آداب و شئونی را هم رعایت بکنی اینها هیچ کدام هدف خلقت انسان نیست.@ چون گفتیم تمام اینها در حیطه کمالات حیوانات هست چیزی برتر انسان در این جنبه از حیوانات ندارد گفتیم حیوانات بسیار صفات و اخلاقیات خوبی دارند امانتدار هستند وجدان کاری دارند وفادار هستند نظم دارند مسئولیتپذیر و تربیتپذیر هستند حاضرند دست از توحش خودشان بردارند و خیلی چیزها که در حیوانات هست و ما خبر نداریم.@ پس این نیست که من بیای بروم دکتر و مهندس بشوم و فکر کنم هدف از خلقت من تأمین شده بروم رئیس جمهور نماینده مجلس و وزیر بشوم بگویم هدف از خلقت من تأمین شده اینها هیچ کدام جزء هدف خلقت انسان نیست تمامش مقدمه است برای اینکه انسان به آن حقیقت اولیه خودش نائل بشود.@ بنابراین وقتی میگوییم عبث نیست اگر کسی گمان کند در این راستا دارد عمرش را مصرف میکند دارد درست عمل میکند و از جوانیاش خوب دارد استفاده میکند من بروم ورزشکار، فیزیکدان، شیمیدان، نویسنده، شاعر موفقی بشوم هیچ کدام از اینها در تعریف کمالات انسانی نیست باختن است جوانی را باختن است.@ عمر را تلف کردن هست باید به آنچه که ماوراء اینها برای تو در نظر گرفته شده بیاندیشی و فکر بکنی و خودت و عمرت و جوانیات را در آن راستا بیاندازی تا حیات انسانی پیدا بکنی و بعد در مدارج حیات انسانی رشد بکنی.@ بحث انواع حیات جمادی و نباتی و حیوانی و فوق حیوانی توضیحش را در معاد دادیم بنابراین ما عبث خلق نشدیم برای این اموری هم که اسم آوردم خلق نشدیم لذا میفرماید قیامت از شما سؤال میکنند که عمر و جوانی را چکار کردید محاسبه میکنند.@ در مورد عمر یک حدیث بخوانم این حدیث از یکی از کتابهای بسیار معتبر شیعه هست به نام عدۀ الداعی مال مرحوم ابن فهد حلی از بزرگترین اولیاء خدا، این روایت را از نبی اکرم(ص) نقل کردند میفرماید روز قیامت بگشایند از برای بنده به ازای هر روز از ایام عمر او 24 خزانه، 24 صندوق برایتان باز میکنند به تعداد هر ساعت یک صندوق، به عدد ساعات شب و روز.@ روز قیامت پنجاه هزار سال است یک کسی نگوید حالا آنجا چه فرصتی هست که بیایند صندوق باز کنند و ببندند، فرصت زیاد است پنجاه هزار سال(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) برای 50 ـ 60 سال عمر پنجاه هزار سال وقت گذاشتند که محاسبهاش کنند خیالتان راحت باشد عجله هم نکنید.@ بعد میفرماید خزانهای را خواهد یافت پر از نور و سرور، وقتی در این خزانه را باز میکنند خیلی حال خوشی به انسان دست میدهد، و به مشاهده آن چندان فرح و خوشحالی او را حاصل شود که اگر آن فرح و سرور را بر اهل دوزخ قسمت نمایند هر آینه ایشان مدهوش شوند و احساس به درد آتش نکنند.@ یعنی شادی یک نفر را از آن حالتی که آن صندوق را باز میکنند به آن دست میدهد اگر این شادی را ببرند در جهنم بین جهنمیان تقسیم کنند آنقدر خوشحال میشوند و مدهوش میشوند که اصلاً دیگر عذاب جهنم را احساس نمیکنند اینقدر شادی به یک نفر دست میدهد.@ هرآینه ایشان مدهوش شوند و احساس درد یا الم آتش نکنند و این خزانه از آن ساعتی است که بنده خدا در آن ساعت اطاعت پروردگار خودش را کرده باشد، اطاعت گفتیم منظور نماز و روزه نیست.@ اطاعت یعنی طبق فرمان خدا رفتار کرده باشد ممکن است در آن ساعت خواب بوده ممکن است در آن ساعت با زن و بچهاش رفته بوده تفریح میکرده ممکن است در آن ساعت مشغول نماز بوده جبهه بوده یک جوانی بوده که داشته درس میخوانده به طاعت خدا میگذرانده یعنی آن چیزی که خدا برایش لازم دانسته داشته پشت میز مغازه کاسبی میکرده ولی برای رضای خدا، درست در جهت بوده.@ بعد از آن بگشایند از برای او خزانه دیگری را پس ببیند آن را تاریک و بدبو و ترساننده پس عارض شود او را به مشاهده آن، آن مقدار ترس و جزع که اگر قسمت کنند بر اهل بهشت ناخوش گرداند بر ایشان، یعنی لذتی نمیبرند حال همه آنها گرفته میشود، و این ساعتی است که عاصی شده باشد در آن پروردگار خدا.@ یعنی معصیت کرده باشد در آن ساعت گناه کرده باشد آن موقع خیلی به او پشیمانی دست میدهد خیلی اذیت میشود به خاطر معصیتهایی که نسبت به پروردگارش کرده. بعد از آن خزانهای بگشایند ببیند آن را خالی، نه در آن معصیت است نه طاعت، هیچی نیست خالی است.@ نباشد در آن آنچه خوشحال سازد او را و نه آنچه پریشان شود به سبب آن و آن ساعتی است که خوابیده باشد یا مشغول بوده باشد به چیزی از امور مباح دنیا پس میرسد به او غبن و تأسف، خیلی تأسف میخورد که من بیخود این را تلف کردم.@ بر فوت آن ساعت زیرا او قدرت داشت بر آنکه پر سازد آن خزانه را از، اینکه میگوید خواب باشد یعنی خواب اضافه، و الا خواب واجب جزء برنامه عبادی یک نفر هست(نُومُ المُؤمِنِ عِبادَه) خوابیدن مؤمن هم عبادت است اگر خوابش واقعاً در راستای هدف خلقتش باشد خسته بوده در اثر طاعت پروردگار.@ در اثر انجام وظائف انسانی و الهی خسته بوده خوابیده این هم یک اطاعت هست، زیرا او قدرت داشت میگوید ای کاش این ساعت را طور دیگری مصرف میکردم ساعتهایی که پای تلویزیون بودیم ساعتهایی که بیخود اینطرف و آنطرف علاف بودیم و وقت تلف کردیم.@ نشستیم حرفهای بیفایده زدیم کارهایی کردیم که اصلاً مفت نمیارزید میگوید این خیلی افسوس میخورد که ای کاش من از اینها استفاده میکردم چقدر میتوانست برای من ذخیره خوبی باشد.@ پر سازد آن خزانه را از نیکوهایی که در وصف نگنجد بعد حضرت نبی میفرماید و از اینجاست قول حق سبحانه و تعالی که فرمود روز قیامت روز باختن هست(ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ) امروز روز باختن هست خیلیها میفهمند که سرشان کلاه رفته خیلیها میفهمند باختند.@ باختن یعنی وقتی متوجه میشوی یک ابدیت جلویت است که باید همه لوازم زندگی در آن ابدیت را از دنیا با خودت میاوردی میفهمی که چقدر این عمر را تلف کردی و سرت کلاه رفته و باختی.@ علت اینکه ما تلف میکنیم این هست که ما واقعاً به ابدیت ایمان نیاوردیم اگر ما ابدیت را باور بکنیم از عمرمان خیلی خوب استفاده میکنیم یعنی روز قیامت روز غبن خواهد بود چه مردمان تأسف خواهند داشت که چرا تمامی اوقات را صرف عبادت و نیکوکاری نکردند تا عوض آن را بیابند.@ این یک حدیث بود در مورد سؤال از عمر بررسی و محاسبه عمر، بعد حضرت میفرماید(وَ عَن شَبابِهِ فیما أبلاه) میفرماید از جوانی سؤال میکنند که جوانیات را کجا فرسوده کردی یعنی این قوه و انرژی و نیروی عالی جوانی که تو داشتی کجا تمامش کردی و رساندی به پیری و خستگی و فرتوتی و بیحالی و کسالت، جوانی کجا رفت، مگر جوانی جز عمر نبود یکبار از عمر سؤال میکرد؟@ نه جوانی خیلی اهمیت دارد برای همین جداگانه مورد سؤال قرار میگیرد یعنی مهمترین قسمت عمر یک نفر اصلیترینش جوانی است چون قبل از نوجوانی و کودکی چیزی حالیش نیست که بخواهد انجام بدهد بعد از آن هم پیر و ناتوان و فرتوت و گرفتار است اگر هم بخواهد کاری انجام بدهد به سختی میتواند انجام بدهد.@ معمولاً پیرهایی موفق هستند که اینها جوانیشان هم آدمهای موفقی بودند و الا شما پیرهایی را میشناسید که چقدر وقت و عمر را تلف میکنند به چه بازیهایی میگذرانند عمر باید مابهازای ابدی داشته باشد یعنی اگر مابهازای ابدی نداشته باشد یک دقیقهاش معادل میلیونها سال آخرت است باختی یعنی زمانی عمر را بده که بدانی داری چیزی را میگیری.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إنَّ اللَّیلَ وَ النَّهار یَعمَلانِ فیک فَاعمَل فیهِما) شب و روز دارند در تو عمل میکنند و کار میکنند تو هم در اینها کار کن تو هم در شب و روز کار کن(وَ یَأخُذانِ مِنک فَخُذ مِنهُما) دارند از تو میگیرند و کم میکنند.@ یکی از صحنههای غمانگیز برای من که سعی میکنم معمولاً در خانه نگاه نکنم ساعت است یعنی وقتی چشمم میخورد به عقربه که دارد میرود یک وِلوِله در من میاندازد که تو داری چکار میکنی دارد میرود یکجا میایستی یک سوت میزنند تمام میشود پایین برو به برزخ برو یکجا توقف.@ خیلی عجیب است یعنی وقت این تیکتیک میکند یعنی تو داری به قبر نزدیک میشوی چون محدود است نامحدود که نیست(إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى) شما اجل مسمی دارید یعنی اجلتان وقتش تعیین شده اجل معین است.@ بعد سوت را که زدند پایین میروید به برزخ برو، در واقع بالا میروید و بدن پایین میرود خیلی تیکتیک ساعت تکاندهنده است یکی هم وقتی ایام تولدمان میرسد یک کسی به ما میگوید تولدت مبارک، انگار کسی با سنگ در سرمان زد یعنی یکسال اضافه شد یک سال تمام شد و گذشت از آن وقتی هم که یادمان هست میگوییم بعداً درستش میکنیم.@ حالا که وقت داریم فعلاً جوان هستیم بگذار من زن بگیرم، بگذار بچهام به دنیا بیاید، لیسانس را بگیریم، بعد به خودمان میاییم میبینیم هیچ غلطی هم نکردیم خیلی این کشنده است سرمایهای که با آن ابدیت را میشود ساخت اینطوری تلفش کردیم.@ برای اینکه ما نمیفهمیم یعنی چی، ما تا شب و روز کار میکنیم که پول به دست بیاوریم این را قدرش را میدانیم، داریم از عمری که با پای ابدیت با ما حساب میکنند جیفه تهیه میکنیم در دنیا، ابدیت نمیسازیم آجر روی آجر میگذاریم جمادات و نباتات و کمالات حیوانی اضافه میکنیم کمالات خیالی و وهمی اضافه میکنیم.@ میگوییم عیبی ندارد ما 50 سال عمرمان را در این راه گذاشتیم عوضش سرشناس شدیم در تلویزیون و فلان سمینار از ما تجلیل کردند در اخبار اسم ما را گفتند تلویزیون ما را نشان دادند چهارتا حلبی گردن ما انداختند اسم ما فلان جا ثبت میشود، آدم با توهمات خودش را سرپا نگه میدارد.@
شکوههای قلابی، کمالات قلابی وهمی، کمال حقیقی نیست برای یک جنینی که در رحم مادر هست قلب، گوش، سلسله اعصاب، دست و پا، دستگاه تنفس و گوارش، مو، چشم کمال حقیقی است اینها را باید بیاورد.@ چیزی که بعد از تولد بلافاصله باید به کار بگیرد تو بلافاصله که از اینجا درآمدی به برزخ میروی شرائط زیستی برزخ اعضا و جوارح مناسب برزخ را میخواهد و اگر نبرده باشی لنگ هستی، میخواهی آنجا مدال بفروشی! قرآن میفرماید(وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ).@ بترسید از روزی که هیچ کس به کسی نمیتواند کمک بکن چون کمال باید خود شخص تهیه کرده باشد یک جنین یک رحمی که آبستن هست به پنج قلو هیچ کدام از این جنینهایی که در رحم هستند به دیگری کمکی نمیکنند همه در یک رحم هستند اما هر کس سیر خودش را انجام میدهد هیچ کس به کسی کمک نمیکند.@ (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس بار دیگری را تحمل نمیکند همه کسانی که تو برایش جان کَندی نمیاید کسی کمکت کند همه خودشان وانفسا دارند و گرفتار هستند و شفاعت هم از کسی قبول نمیشود(وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ) عدل هم نمیگیرند.@ عدل یعنی معادل، یعنی یک چیزی بدهید خودتان را آزاد کنید قرآن میفرماید ظالم روز قیامت دوست دارد همه آنچه که در آسمان و زمین بود مال او بود میداد و از جهنم نجات پیدا میکرد، خبری نیست.@ خیلی ترسیم عجیبی است امیرالمؤمنین(ع) میکند میفرماید وقتی شخص دارد میمیرد سه صورت را میبیند بالای سرش میایند و تجسم میکند 1 ـ خانوادهاش، میگوید شما چکار میتوانید برای من بکنید در این وضعیتی که من دارم میروم.@ یارو هزار و یکجور خون مردم را گرفته در شیشه کرده پدر همه را در آورده کلاهبرداری کرده احتکار کرده دزدی کرده جمع کرده کاخ ساخته قبل از اینکه داخل آن برود میمیرد یا تصادف یا سرطان یا سکته، هنوز خودش نرفته از آن استفاده کند ابدیتش را خرج کرد شد یک ساختمان یک کاخ.@ محصول ابدیت من، خودش هم داخلش نمیرود میدانید این چه حماقتی است خیلی ساده از کنار این رد میشویم زن و بچهها میروند عشق و حالش را میکنند آقا هیچی ندارد ضعیف و ناقص و فقیر داخل برو به خانواده میگوید من خیلی خودم را برای شما کشتم خیلی در راه شما اذیت شدم خیلی تلاش کردم چکار میتوانید برای من بکنید در این وضعیت؟@ یک زمانی که خیلی دیر نیست میافتیم به همین حالت، همینطوری لغمه گرفتیم اگر تازه تا آنجا برسی اگر سکته و تصادفی نباشد به آنجا برسی چیزی نمانده الان خیلی از شما سر کلاسهای من از قدیم بودید آقای اکبری از قدیم بوده سر کلاسهای من میامده الان نگاه کنید چهار روز دیگر بچهاش میخواهد متولد بشود چیزی نمانده.@ من الان خودم فکر میکنم 40 سال تمام شد همهاش رفت پیغمبر گفته متوسط عمر امت من 60 سال است اگر این باشد دو سومش رفته یعنی قسمت مهم و اعظمش که میشد کاری کرد رفت.@ خانواده چه جواب میدهند؟ میگوید چکار میتوانید برای من بکنید کمکم کنید من دارم آنطرف میروم، خیلی عجیب است چون چهرهها را هم میبیند قرآن میفرماید در بحث معاد گفتیم مکاشفه میکند در آن لحظات محتضر خیلی چیزها را میبیند میفهمد که دارد کجا میرود میگویند که ما فقط میتوانیم کمکت کنیم که تا نزدیک قبر تو را بیاوریم کاری از دست ما برنمیاید.@ این(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) یعنی این، هیچ کس بار هیچ کس را بلند نمیکند پدری که این همه جان کَند زحمت کشید خودش را کشت تا من به اینجا برسم میبینی هیچ رابطهای با او ندارم فقط میگوییم زودتر بمیرد راحت شویم.@ خیلی وقت هست روی تخت بیمارستان درگیر هست اصلاً از تو میترسند کاری با تو ندارند زن و بچه هم از تو میترسند زودتر این را ببرید که بوی گندش اذیتمان نکند مال را هم میبیند به مال میگوید برای من چکار میتوانی بکنی من خودم را کشتم تا تو را به دست آوردم؟ مال میگوید من هم یک کفن به تو میدهم.@ چهره سوم عملش هست عملش را میبیند میگوید تو چه کسی هستی؟ میگوید من عمل تو هستم، میگوید من چقدر به تو بیمحلی کردم چقدر از تو دوری و پرهیز میکردم تو چکار میکنی؟ میگوید خیالت راحت باشد من با تو هستم برای همیشه من با تو هستم میپرسند از جوانی که چکارش کردید؟@ (فیما أبلاه) یعنی چطوری فرسودهاش کردی رساندی به یک جایی که دیگر نمیتوانی کاری بکنی جوانی را چکار کردی؟ خدا لعنت کند کسانی را که به ناحق تکیه زدند به مصادر فرهنگی این کشور با بیلیاقتی تمام و وقتی میخواستند برای بچههای مردم، جوانهایی که هر یک جوانی یک ابدیت هست برنامهریزی کنند.@ و به آنها بگویند چکار بکنید مشغولشان کردند به چیزهایی که به هیچ وجه در سطح کمالات انسان نیست هیچ وقت به آنها نگفتند که شما انسان هستید شما یک ابدیت دارید همیشه به این جوانهای ما خیانت شده چون خودشان به خودشان خیانت کردند کمالی تهیه نکردند.@ جوانهای دیگر را هم اینطوری دیدید تو عمرت را بگذار بیا این راه رشد دارد آیندهات را از دست نده برو شطرنج تا آخر عمرت بازی کن دیگر تمام فکر و ذکرش همین شده که در یک صفحه 64 تایی چهارتا مهره را چطوری تکان بدهد کمال یک آدم شده.@ خوب خوبها که دیگر خیلی آدمهای منصفی هستند جوانها را سراغ علم میفرستند میگویند برو فیزیک، شیمی، ریاضی بخوان اینها خوب است کشف عالم یعنی کشف فرمولهایی که خدا گذاشته آنچه که خدا خلق کرده بشناس از طریق فیزیک، شیمی، ریاضی، زیستشناسی، حیوانشناسی، انگلشناسی، برو عمرت را بگذار اینها را بخوان خوبش این است.@ کسی نمیگوید عزیز من تو یک موجودی هستی به بلندای ابدیت و نفخه خدا هستی و میتوانی مثل خدا بشوی برو خودت را بشناس، چند نفر جوانهای ما را به خودشناسی میکشانند؟@ چند نفر به زیباترین و بهترین موجود عالم یعنی خداوند تبارک و تعالی راهنمایی میکنند میگویند برو او را بشناس؟ چون شرافت هر علمی به موضوعش است علوم چقدر ارزش دارند با موضوعشان میسنجیم موضوعش هر چقدر اهمیت داشته باشد آن علوم هم آنقدر ارزش دارد.@ اگر موضوع خودی بودی که به اندازهای میتوانی بزرگ بشوی که مثل خدا بشوی خیلی دنبال بهترین علم رفتی(مَعرِفَۀُ النَّفس أنفَعُ المَعارِف) امیرالمؤمنین(ع) فرمود خودشناسی پرسودترین علم هست برو خودت را بشناس برو خدا را بشناس بهترین موضوع برای علم، سراغ سایر رشتهها نرویم، چرا؟@ مانعۀ الجمع هم نیست انسان میتواند هم خودشناسی بکند هم خداشناسی بکند هم به علوم دیگر بپردازد از آن جهت که به هر حال یک بُعد حیوانی هم دارد در این دنیا باید زندگی بکند احتیاج به علوم و تخصص هم دارد اما برای آنها نیامدیم برای این آمدیم ما اگر خدانشناس و خودنشناس رفتیم بدبخت هستیم بقیه علوم اصلاً به ما کمکی نخواهد کرد.@ اگر توانستی از آنها رد کنی از عقل رد کردی و به فوق عقل رسیدی بله، به خودشناسی و خداشناسی رسیدی بله، اگر نه کمک زیادی نمیتواند به تو بکند متوقف شدی. (وَ عَن مالِهِ مِن أینَ کَسَبَ) از مالت سؤال میکنند که این مالت از کجا آمده؟@ قانون از کجا آوردهای که در قانون اساسی ما هم هست و کسی به آن عمل نمیکند آنجا میگویند مالت را از کجا جمع کردی از کدام راه، ما حج رفتیم کربلا رفتیم مثل کسانی که سراغ داریم حج و کربلا میروند با پول خمس نداده یک میلیون تومان فقط ولیمه حجشان است دو میلیون تومان ضیافت میاندازند.@ با پول خمس نداده کربلا رفتیم، اینها را از کجا آوردی؟ با پول چه کسی؟ (وَ عَن حُبِّنا أهلَ البَیت) میپرسند با ما اهل بیت چطوری بودید رابطهات با تجلیات خدا که اهل بیت بود و در واقع حقیقت خودت بودند کامل شده خودت هستند ائمه خود ما هستند ولی کامل شده اصل ما هستند.@ (شیعَتُنا خُلِقُوا مِن فاضِلِ طینَتُنا) شیعیان ما از اضافه گِل ما خلق شدند همه ما یک ریشه هستیم با اهل بیت رابطهات چطور بود حالا شما نگاه کن یک جوان چقدر اطلاعات علمی دارد اما به او بگو راجع به امام هادی یک حرف بزن از امام عسکری، امیرالمؤمنین، از پیغمبرت چه میدانی؟@ از همه جای عالم خبر داشتن ولی از اصل خودت و ریشه خودت خبر نداشتن خیلی بد است اطلاعات مهم در رشتههای مختلف تخصصهای مهم، اما راجع به عظیمترین مخلوقات خدا که روز قیامت حساب ما با اینهاست.@ (يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) روزی که هر کس را با امامش دعوت میکنیم به محشر بیاید ما را با امام زمان دعوت میکنند میگویند آقا از امام زمانت چه میدانستی؟ رابطهات با او چگونه بود؟ دوشنبه و پنجشنبه نامه اعمالت به او میرسید میخواند و گریه میکرد جلوی فرشتهها شرمنده میشد.@ با امام زمانت چکار کردی؟ چه دغدغهای در مورد امام زمانت داشتی؟ چه ارتباطی داشتی؟ نمیشود بگویی دوستش داشتم، دوست داشتن علامت دارد شما یک مرده سی سال پیش بالأخره سر قبرش میروید کجاست سرکشی شما به امام زمان، کجاست دل مشغولی شما، چقدر یادش کردید؟@ امام زمان شما بود حقیقت خودت اصل خودت، برای دغدغههای دغدغه داشتی برای غصههایش غصه خوردی گفتی من چکار میتوانم برای امامم بکنم این عمر و جوانی به چه دردی میخورد اگر من امامم اینطوری در غربت و غیبت باشد کاری نتوانم برای او بکنم، آب خوش از گلویت پایین رفت.@ بگویی او در آن وضعیت و من اینجا بیخیال و راحت مشغول زن و بچه و زندگی هستم او با این همه غصهها و خون دلها ما هم داریم زندگی میکنیم فردا ما روبهرو میشویم(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) هر کس را با امامش آنجا میاورند.@ تو با این امام چه شباهت و ارتباطی داشتی چه وقتی گذاشتی چه رفت و آمدی داشتی چه راهی داشتی؟ با امام زمانت راه داشتی به عنوان یک جوان؟ اصلاً در طول هفته و ماه خلوتی داشتی مصاحبتی داشتی نشست و برخواستی داشتی سرمایهگذاری کردی.@ خودت را برای امام زمانت فارغ کردی یا نه، تو برای زن و بچههایت چقدر خودت را فارغ میکنی؟ برای تلویزیون و کارتون و شغل و پدربزرگ و اجدادت چقدر خودت را فارغ میکنی؟ از این جوانی سهم امام زمان چقدر است؟@ کلاهمان را قاضی کنیم بالأخره برای آقا چکار کردیم او هزار و یکجور دغدغه و غصه دارد تو چه سهمی داشتی در برطرف کردن این غصهها، یک سلطانی با دریایی از غم و مشکلات، اصلاً هزار و خوردهای سال امام تو حبس است، میدانی یعنی چی؟@ میدانی وقتی ظهور میکند میگوید(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) امام زمان مضطر است در زیارتش میخوانیم(خائِفً یَتَرَقَب) یعنی امام زمان در حالی زندگی میکند که دائماً در حال ترس هست و مراقبت از اینکه او را نکشند.@ هزار و خوردهای سال است که نتوانسته بیاید تو یتیم هستی پدرت نیامده پدر ما امام زمان است، پدرت کجاست؟ چطوری بیپدر زندگی میکنی؟ پدر بالای سر ما نباشد ما چه بکنیم ببین چه گندی به روزگارمان افتاده وقتی پدر بالای سرمان نیست، برای آمدن پدرت چکار کردی؟ چه وقتی گذاشتی؟@ هنر کردی یک نیمه شعبان پرچم زدی و آن هم برای نفسچرانی، شیرینی و شربت خوردی و جشن گرفتی، امام زمان این را از ما میخواهد؟ یا بجنبید این موانع ظهور را بدارید یک تکانی به خودت بده بیا در لشکرگاه ما یک سری به ما بزن در این غربت.@ تا حالا شده بروید به خودش بگویید ما چه بکنیم ما جوانی و عمرمان دارد میرود ما چکار میتوانیم برای شما بکنیم، تا حالا شده یک مناجاتی بکنیم با امام زمان یک نجوایی بکنیم ما برای شما چکار بکنیم؟ چکار از دست ما برمیاید بکنیم؟@ ما دوست نداریم بیخیال باشیم، ما دوست نداریم دوشنبه و پنجشنبه خون به دلت بکنیم آقا ما از اینکه تو را شرمنده میکنیم خودمان هم غصهدار هستیم، سؤال میکند با فرستادههای من که اصل خودت بود امام خودت بود منجی خودت بود.@ امام زمان میگوید(إنّا غَیرُ مُحمِلینَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسینَ لِذِکرِکُم) تو ما را فراموش کردی اما ما مراعات حال شما را فراموش نمیکنیم شما را از یاد نمیبریم یاد شما را فراموش نمیکنیم امام زمان میگوید اگر من نباشم دشمنان ما شما را مثل گرگ میدرند نگاه کنید گرگهایی که در دنیا ما را محاصره کردند.@ یک اقلیتی از شیعه در میان دریایی از گرگها کفار و درندهها و وحشیها، میگوید ما کمکتان میکنیم که امنیت دارید ما با شما هستیم همراه شما هستیم حب این نیست که برایش روضه و جشن بگیری یک درجه ضعیفی است حب یعنی اینکه ببینی این چه مشکلی دارد کمکش بکنی.@ آقا ما فقط بلد هستیم برایت گریه کنیم و برایت شیرینی پخش کنیم و شام و ناهار بدهیم برایت نفسچرانی کنیم و شکممان را گنده کنیم این چه حبی است مگر به اینها احتیاج دارند مگر به روضه و گریه کردنهای ما احتیاج دارند به علیاصغر و علیاکبر گفتنهای ما احتیاج دارند.@ این همه دستههای سینهزنی شما نگاه کنید محرم و صفر بیرون میاید انرژیشان را چطوری به هدر میدهند و به یک اجر ضعیف و کمی اکتفا میکنند آنوقت در این مملکت دین امام زمان، مقدسات، وجود مقدس امام زمان مورد تمسخر و تحقیر و توهین قرار میگیرد راحت دارند کارشان را میکنند و ما هم داریم زندگیمان را میکنیم.@ معصوم قابل نقد است هر کسی جز خدا قابل نقد است سیدالشهداء قربانی خشونت پدرش بود، اینها را برای ما ردیف کردند. شهید مطهری زمان شاه فریاد زد والله قسم اگر امام حسین و اگر رسولالله بود میگفت امروز دیگر از علیاکبر نخوانید.@ امروز از مصیبت اسرائیل بخوانید روضههایتان باید اینطوری باشد از مصیبت فلسطین و لبنان و کشمیر بخوانید مصائب جهان اسلام است علیاکبر چه احتیاجی به روضه من دارد این چه روضهای است که هیچ کدام از یزیدان زمان، شمرها و عمرسعدها و ابن مرجانهها و ابن زیادها از آن ناراحت نیستند تازه تشویق هم میکنند.@ چه روضهای است که استکبار از این ترسی ندارد بسیجیها درست روضه خواندند وقتی روضه میخواند پشت پیراهنش مینوشت(میروم تا بگیرم انتقام سیلی زهرا را) بلد بود که این روضه کجا باید اثر داشته باشد.@ هر وقت کم میاورد در سیلی زدن در گوش استکبار روضه میخواند بله آن روضه حسابی است بسیجی که وقتی خشابش را پر میکند میگوید این برای علیاکبر، علیاصغر، عباس، رقیه، میفهمد دارد چه میکند ما با شهوت مینشینیم گریه میکنیم شام میدهیم ناهار میدهیم مشکی میپوشیم صبح هم نمازمان قضا میشود.@ عشقمان این است سه ساعت سرپا لخت باشیم سینه بزنیم ده ساعت بزن مگر آمریکا از این بدش میاید این وقتی منجر به تفکر حسینی نشود چه فایدهای دارد فرمود اگر دریا دریا برای امام حسین گریه بکنید و روح حسینی نداشته باشید هیچ فایدهای نخواهد داشت.@ مگر زمان شاه از روضه خواندن و عزاداری ما جلوگیری میکردند آمریکا، شوروی، آلمان هم الان روضه میخوانند همه جای دنیا روضه میخوانند این عظمت است، من نمیخواهم بحث روضه و روضهخوانی را تحقیر کنم.@ میخواهم بگویم باید منجر بشود به پیوند با امام زمان، شما مدام زیارت عاشورا میخوانید غصههای امام زمان را مطرح میکنید یعنی بالأخره این زیارت عاشورا با امام زمان، اهداف امام زمان، وظیفه من در قبل از ظهور یک پیوندی دارد من نسبت به ولی فقیه اینجا یک وظیفهای دارم ولی فقیه من مصلی اعلام کرده که اینجا قرار است کربلا بشود.@ یادم هست شب عملیات به دو سه تا از بچهها گفتیم شب شناسایی بود نیرو خیلی احتیاج بود هر کسی هم نمیتوانست شناسایی را انجام بدهد سخت بود، میگفت من نمیایم میخواهم بروم آقای آهنگران آنجا آمده روضه بخواند میخواهم بروم بعضیها که میگفتند ما اصلاً عملیات نمیاییم حاج منصور تهران برنامه دارند میخواهیم برویم حال کنیم.@ فرمانده میگفت دیگر الان وقت شمشیر زدن است سینه زدن نیست همه این سینه زدنها برای این است که اگر دستت به شمشیر رسید شمشیر بزنی، یک شغل و شهوت شده بعد هم ما بگوییم شیعه را ببوس کنار بگذار، تو میتوانی بگویی من محب شما بودم.@ شما چه محبتی به ما داشتید این همه زندگی کردید از کدام ساعتتان برای ما صرف کردید؟ اگر صرف کردید برای خودتان صرف کردید تا جمکران آمدی زن یا شوهر خواستی بیمار داشتی، بدهکاری داشتی، بلند شدی بگویی من دلم تنگ است بروم آنجا با امام زمان یک نجوایی بکنم حرف بزنم درددلم را بکنم.@ بدبختی و مشکلات خودم را بگویم نکبتی که سراسر وجودم را گرفته مطرح کنم بگویم آقا من واقعاً شما را دوست دارم من میخواهم کاری بکنم خودتان دست ما را بگیرید، دغدغه ما کجاست، کجاست برای امام زمان حرکت کردنمان.@ چهار ساعت دعای ندبه میخوانیم هیچ فایدهای ندارد چه چیزی به امام زمان میرسد استکار از این دعای ندبه ما چه ضرری میبیند دشمنان و منافقین داخلی که دارند هر روز سنگرهای بزرگتری را فتح میکنند از اینها چه آسیبی میبینند ما دلمان خوش باشد روضه بخوانیم.@ حب یعنی تو اگر یک کسی را دوست داشته باشی وقتی مشکل دارد خوابت نمیبرد وقتی مانعی سر راهش هست اذیت میشوی همیشه دلشوره او را داری پدرت در بیمارستان است پرپر میزنی که چکار کنم.@ یک کسی در زندان است ناراحت هستی که چطوری آزادش کنم، امامت، پدر حقیقی تو سالهای سال در زندان است چه فکری برایش کردی که بتوانی یک کمی راه در زندان باز کنی چه قدمی برای ظهور برداشتیم چه قدمی برای حل مشکلات ظهور.@ تمهید مقدمات برداشتیم تمهید ظهور برداشتیم وقتی به خودمان نگاه میکنیم میبینیم که 40 سال بیمصرف رد کردیم دین و مذهب و معنویتی هم بود همهاش برای شهوتهای خودمان، در راه محبت خرج نشد در رفاقت با امام زمان خرج نشد.@ ما چه رفاقت و دوستی کردیم واقعاً دلمان نمیگیرد اینقدر امام زمان دلگیر هست که جمعهها که روز ظهورش هست عصر جمعه را شما نگاه کنید غم دل حضرت دل همه دنیا را میگیرد همه پَکر هستند اینقدر غم است پیغمبر فرمود هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.@ در مورد امام زمان داریم حتی پیغمبر هم به اندازه امام زمان اذیت نمیشود این همه اذیت ما میگوییم ما رفیق تو هستیم کاری هم نمیکنیم نه برنامهای نه دور هم جمع شدنی نه تشکیلاتی، نه نقشهریزی برای ضربه زدن به استکبار.@ اگر دشمن میخواهد اسم معصوم را از شما بگیرد توسعه معنویت توسعه یاد اینها، آشنا کردن مردم با امامشان، با اصلشان، چکار کردیم بعضیها در پیچ و خم زندگی حل شدیم بعضیها هم که کشیدیم به سمت معنویت عرفانبازیهای مختلف بدون حضور امام زمان.@ عرفانبازیهایی که استکبار هیچ ککش نمیگزد از این عرفانها، خودش هم تازه دارد تولید میکند از این صوفیها و عارفها تولیدات دارد که جوانها بروند آنجا عرفان یاد بگیرند ببینید چقدر کلاسهای عرفانی در تهران زیاد شده مردم جمع میشوند که بروند از آقایی معنویت و عرفان یاد بگیرند، اما امام زمان کجاست؟@ فراموش شده است خدا در مورد امام زمان چطوری است؟ میفرماید(فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا) هر وقت ما را تأسف بدهید انتقام گرفت گفتند خدا را که نمیشود تأسف داد؟ فرمود اولیاء خدا، وقتی اولیاء خدا متأسف میشوند خدا هم متأسف میشود امام زمان در این فشار و بعد ما بخواهیم به خدا نزدیک بشویم و عرفان، امام زمان را قال بگذاریم و برویم.@ به خدا میشود نزدیک شد بی ولایت؟ میگوید ولی من تجلی کامل من انسان کامل قطب عالم در فشار است آن هم به خاطر شما برایش چکار کردید؟ خیلی وضعیت غمانگیزی ما داریم در رابطه با امام زمان.@ تعجب نکنید وقتی امیرالمؤمنین دست حضرت زهرا را گرفت روی الاغ نشاند و دست حسنین را گرفت سه شب با چه غربتی در این خانه و آن خانه را میزدند که مگر شما با من بیعت نکردید اینها غصب خلافت کردند شما به من قول دادید این فاطمه است این حسن است این حسین است هیچ کس نیامد خودمان هم الان اینطوری هستیم.@ مگر ولی فقیه ما داد نمیزند مگر امام زمان صدایش به گوشمان نمیرسد چکار داریم میکنیم؟ همه ما ترجیح میدهیم زندگیمان را بکنیم ول کن این حرفها قدیمی شد مال 57 بود تو هم برو بخور عقب نمانی این حرفها قدیمی شد چقدر تو ساده هستی، مدام به ما گفتن(کل یوم عاشورا کل أرض کربلا) با حسین چه ارتباطی داری حسین زمانت کجاست؟@ علیاکبر، اباالفضل کجاست شمرها و یزیدها و معاویهها را شناختی عمرسعد را شناختی؟ چکار میکنی؟ حتی یک عددی شدی یک سرباز شدی که آنها از تو حساب ببرند بگویند این هم یک عددی از اعداد لشکر هست؟@ امام امت چقدر قشنگ ما را دعوت میکرد میگفت سعی کنید هر کدام از شما یک لشکر بشوید چون مالک اشتر، که یک لشکر بود ما چرا تلاش نمیکنیم وجودمان را لشکر کنیم چرا تلاش نمیکنیم نگوییم کمک؟@ اصلاً از مقوله کمک به امام زمان و یاری و سربازی بیرون بیا، اصلاً باب رفاقت را چکار بکنیم میتوانیم بگوییم ما رفیق و دوست و محب هستیم(و أن حُبِّنا أهلَ البیت) قیامت سؤال میکنند که محبت داشتید یا نداشتید، میتوانیم بگوییم داشتیم، کجاست ظهور این محبت؟@ شام خوردن و جشن گرفتن و شربت و شیرینی و گریه کردن بود آن هم با مزدوری ده روز برویم گریه کنیم آخرش بایستیم بگوییم آقا ما مزدمان را میخواهیم ده روز روضه خواندیم مزدمان را بده، چه رفاقتی، رفیق به رفیق میگوید من برایت کار کردم مزد بده؟@ بحث ما راجع به(حُبِّنا أهلَ البیت) بود این چهار سؤالی که قیامت میکنند یکذره فکر کنیم روی مقوله محبت، ببینیم ما محبت داریم یا نه، و وای به حالمان که نداشته باشیم چون آنجا سؤال میکنند که به اهل بیت محبت داشتید یا نه؟@ ببینید آیا ما شبیه کسانی که حضرت زهرا و امیرالمؤمنین و حسنین را تنها گذاشتند نیستیم؟ همانهایی که بیخیال زندگی کردند هیچ چیزی در سرشان نبود هیچ غصهای در دلشان نمیامد از غصههای امام زمان، هر کس امامی دارد تا برود آیت الله و مجتهد و مرجع تقلید برای خودش بشود.@ دکتر، مهندس، فیلسوف همین، قرآن و استاد قرآن هم قرآن درس میدهد کجاست از قطب قرآن، کجاست از قرآن ناطق، هر کس مشغول کار خودش است با این ظواهر هم سر خودمان را کلاه میگذاریم بعد هم میگوییم ما محب هستیم.@