جلسه 039 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
39
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 039 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در مورد شخصیت دوراندیش بود. امیرالمؤمنین (ع) میفرماید که (اَلحازِمُ مَنِ إطَرَحَ مُأنَ وَ الکُلَفَ) شخص دوراندیش کسی هست که بارهای گران و رنجآور را از خودش دور کند. از دوش خودش بیندازد. زیر بار بارهای سنگین و تکلفات نرود.@ در بحث عمر بیشتر توضیح خواهیم داد به نسبت خودمان اگر توجه بفرمایید جنین در رحم مادر یک فرصت محدودی دارد تا خودش را برای تولد و تحصیل ابزار و اعضاء مورد نیاز در شرائط زیستی دنیا آماده بکند کار اصلی جنین در رحم آماده شدن برای تولد هست این جدیترین و اصلیترین کار هست.@ به خود رحم چقدر میپردازد چقدر خود رحم را تحویل میگیرد یک جنین؟ خیلی مختصر یعنی کمی از انرژی و مواد غذایی که از طریق مادر به او میرسد برای بقائش و حیاتش در رحم استفاده میکند اکثر موادی را که تحصیل میکند برای ساخت اعضا به کار میبرد به صورت جدی، این الگودهی ما است.@ باید بداند که نباید دچار تکلف در زندگی بشود بیخود بار برای خودش قبول نکند مسئولیت برای خودش قبول نکند گره نخورد با چیزهایی که وقتی میخواهد از آن باز بشود میبینی که مقدار زیادی از عمرش تلف شد مقدار زیادی از جوانیش تلف شد.@ در خیالها توهماتی که خیلی از انسانها و جوانها را له کرده معطل کرده دفن کرده و کشته، نیفتد، یعنی با هر چیزی ارتباط برقرار میکند باید حواسش باشد که آیا این چیز تلفکننده عمر من هست یا نه آیا این چیز سرعت من را کُند نمیکند؟ آیا این چیز مانع تحصیل شرائط زیستی حیات ابدی نیست؟ آیا این جلوی اینکه من به هدف خلقت برسم را نمیگیرد؟ این را باید خوب دقت بکنیم.@ آموزشی که پیغمبر به ما داده و معصومین(ع) این هست که با اشیاء به اندازه لزوم پیوند برقرار بکنیم نه بیش از حد، چون بیش از حد میشود بازی و لهو و لغو و لعب وقت تلف کردن میشود با هر چیزی به اندازهای که شایسته آن هست ارتباط داشته باشید یک ارتباط عمر تلفکن و استعداد بر باد ده نداشته باشید.@ به زندگی خودشان هم ائمه(ع) که نگاه بکنید میبینید اینها هم در زندگی همینطور بودند خیلی جدی بودند به مسائل اساسی در زندگی میپرداختند و دائماً به شیعیانشان میگفتند که چیزهایی که فایدهای برای شما ندارد با آن پیوند برقرار نکنید اگر خودمان را درست معنا بکنیم فایده را هم میتوانیم درست معنا بکنیم.@ معنای همه چیز تابع معنای انسان هست معنایی که یک شخص از یک چیز میکند نظام ارزشگذاری یک شخص یا ارزیابی یک شخص نسبت به اشیاء و امور تابع ارزشگذاری و ارزیابی از خودش هست ببین خودش را چطوری ارزیابی میکند تابع نگاه به خودش هست و معرفت به خودش.@ اگر کسی خودش را درست معنا کرد و به بلندای ابدیت دید متوجه هست که وقتی حضرت میفرماید شما با چیزی که برایتان فایده ندارد پیوند برقرار نکنید فایده را به بلندای ابدیت معنا میکند چون ممکن نیست چیزی فقط فایدهاش دنیایی باشد مگر اینکه قطعاً از فوائد آخرتی ما میزند حتماً کم میکند.@ مؤمن فقط به سراغ چیزهایی میرود که فایدهاش به بلندای ابدیتش باشد یعنی اینطوری برایش رویش داشته باشد حظ باشد آنجا عذاب باشد اینجا بهره و غنیمت باشد آنجا رنج و پشیمانی باشد نه هر چه هست باید در هر دو جهت مثبت ارزیابی بشود.@ لذا فرمودند شما چیزهایی که میدانید برایتان ارزشی ندارد سراغش نروید برای شما فایدهای ندارد اینها بار هست تکلف هست در زندگی و نمیگذارد شما درست حرکت بکنید حالا من دانه دانه یک مقدار از مصادیقش را عرض میکنم.@ بسیاری از مشغلهها هست که افراد برای خودشان در زندگی میتراشند بعد هم میبینید که این مشغلهها هیچ ارزشی ندارد یک ارزش خیالی صرفاً دارد از نظر لهو و لعب میتواند انسان را سرگرم بکند اما ارزش ابدی ندارد مابهازای ابدی ندارد.@ جوانان ما زیاد هستند که دچار این مشغلههای کاذب و عمر تلفکن هستند فرض بفرمایید که افتادند در خط دفاعهای ورزشی که از این تیم دفاع کن از آن تیم دفاع کن میدانید چقدر استعدادهای جوانان ما وقتشان، عمرشان، بودجهشان صرف این میشود چه فایدهای دارد از نظر انسانی.@ یعنی از نظر نگاه دقیق به انسان چه فایدهای دارد یک همچین نگاهی، این عمری که دارد تلف میشود از مردم از جوانان از یک اجتماع که صرف طرفداری از فلان تیم میشود حرص و جوش خوردنها حرف زدنها دعوا کردنها آخرش چه میشود یعنی فقط خیال است.@

جنگ و صلحهای خیالی، لعبهایی که یک انسان را به بلندای ابدیت تلفش میکند عضویتهایی در خیلی از گروههایی که میدانیم برای ما مابهازا ندارد طرفداری عضویت در این دسته در آن انجمن در این گروه، میخواهی بروی عضو بشوی اول فکر کن ببین کجا در حرکت تو به سمت آخرت هست بیخود من از آنجا کارت دارم از اینجا کارت دارم با اینجا پیوند دارم.@ این همه عضویت در این گروههای مختلف و دستهجات مختلف به چه درد میخورد رفیق انتخاب کردن چقدر از رفیقها هستند حضرت میفرماید مثل درد میمانند و صرفاً ارتباط معاشرت با آنها تلفکننده عمر و استعداد و خرابکننده ابدیت انسان هست.@ تعهدات و مسئولیتهایی که در مقابل این رفیقها ما قبول میکنیم یعنی به ارتباطات میپردازیم مسئول فلان رئیس فلان، همه هم خیالی هست انتخاب رشتههایی که ما برای پر کردن وقتمان، چون وقتمان را از سر راه آوردیم نه ابدیتی برای خودمان سراغ داریم.@ نه آخرتی نه هدفی از زندگی خودمان میشناسیم نه خودمان را میدانیم برای چه چیزی آمدیم نه اصل و ریشهمان را میشناسیم که کجا بودیم نه جایی که هستیم خوب میشناسیم نه آنجایی که میخواهیم برویم به آن توجهی نداریم وقت که داریم هر کسی راحت میاید وقت ما را میگیرد پر میکند بیا امروز برویم اینجا ثبتنام بکنیم این هم برای خودش یک عشق و حالی دارد اینجا و آنجا رشتههای مختلف برویم.@ حالا یک زبانی بخوانیم برویم یک کامپیوتری بخوانیم زبان و کامپیوتر بد نیست اما قبلاً توضیح دادم که باید بدانی که برای چی میخواهی سراغ زبان بروی یا برای چی میخواهی سراغ کامپیوتر بروی چون مُد شده ما باید بلد باشیم ببین کاربرد دارد واقعاً در راستای کارت هست یا نه برای این کار وقت میگذاری.@ کارهای هنری زیاد هست که چیزی دست آدم نمیدهد ناقص هر دفعه دو ماه این شش ماه آن پنج ماه این ده ماه آن همین میبینی جوانی میرود ما بار قبول میکنیم یک دفعه میبینی به خودمان میاییم میبینیم که چقدر بارهای الکی هست ما مسئولیتها را قبول کردیم زیر بارش رفتیم عمر و وقت دارد از ما تلف میکند بدون اینکه مابهازای ابدی داشته باشیم.@ اینکه به بلندای دنیا و زندگی دنیا فقط تلف شدن عمر نیست این چون مابهازای ابدی دارد آنطرف انسان خیلی کم میاورد حضرت میفرماید هیچ مجلسی نیست که در آن ذکر خدا نشود و انسان در آن شرکت بکند مگر اینکه آن مجلس روز قیامت حسرت میشود برای انسان که چرا من رفتم در این مجلس نشستم که بریده از ابدیت و هستی خودم بود حسرت دارد.@ (اِلاّ کانَ ذلِکَ المَجلِس حَسرَتاً عَلَیهِم یَومَ القیامَۀ) قاعده است حتماً حسرت میشود برای انسان، آدم باید روابطش را تنظیم بکند مسائلش را تنظیم بکند در زندگیش جدی باشد حتی اگر میخواهد کار شوخی هم بکند تفریح و بازی هم داشته باشد به آن جهت بدهد.@ به این تفریح و شوخی و شادی و بازیش هم جهت درست بدهد آن هم عبادت میشود آن دیگر وقت تلف کردن نیست آن یک شوخی و تفریح و استراحتی هست که برای ما انرژی ایجاد میکند برای کارهای جدیمان، ما در روایت داریم وقتهایتان را چند قسمت بکنید.@ یک قسمتش صرف لذات مباح هست جوان احتیاج به لذت دارد جوان احتیاج به تفریح دارد احتیاج به شادی دارد اما شادی که پشتش غم نباشد تفریح که میگوییم یعنی وارد کردن فرح و شادی به روح، طوری که این شادی تبعات منفی نداشته باشد عیاشی و کیافی نباشد که فردا غمگینت بکند و زمینت بزند نه شاد باش با مؤمنین مجالس شاد مجالس خوب این خیلی خوب هست.@ مؤمن قسمتی را باید وقت بگذارد برای لذت، متأسفانه خوب هم بلد نیستیم لذت ببریم فرهنگ لذت بردن و شادی را متأسفانه در ما خیلی ضعیف هست آنجا که باید شاد باشیم شاد نیستیم آنجا که اجازه دادند اذن دادند باید باشیم فکر میکنیم یک گناهی هست یک معصیتی هست که تلف داریم میشویم.@ میشویم یکسری آدمهای گرفته، پکر، درهم، مچاله که بعداً هم در زندگیمان کم میاوریم این هم لطمه میزند مؤمن باید شاد باشد باید فضاهای شاد برای خودش بسازد برای خودش داشته باشد اما فطریش، نه طبیعی، حتی اگر طبیعی هم هست باید به رنگ فطرت باشد اینها را قبلاً توضیح دادیم به تسلط فطرت باشد آن شادی طبیعی هم که دارند این باید باشد.@ بلد نیستیم ما درست استفاده بکنیم از شادیهایمان هم خوب استفاده نمیکنیم جشن تولد پیغمبر میبینی روضه میخواند تولد مثلاً امیرالمؤمنین هست بالاخره باید نیم ساعت مداح سر ما را بزند به دیوار گریه بکنیم مثل اینکه به ما نیامده بنشینیم یک مجلس شاد و خوب را با جشن تمامش بکنیم موقع عزا عزا موقع شادی هم شادی، میبینید که ما این فرهنگ را نداریم خوب استفاده نمیکنیم.@ (یَفرَحُونَ لِفَرَحِنا) اینها به شادی ما شاد هستند پس اگر روز شادی هست بروید شادی بکنید به روضه نزنید روضه قرب میاورد خیلی خوب است جای خودش، اما آنجا که قرار است شاد باشید شاد باشید چرا اینقدر افسردگی چرا اینقدر گرفتگی، این باید در ما کار بشود آرام آرام برویم به سمت نهادینه کردن محافل فطری شاد که روی ذهن ما هم سایه نیندازد روحمان را هم خراب نکند حجاب نیاورد ولی استفاده بکنیم.@ متأسفانه کم هست که ما این را کنترل شده باشیم تا میخواهیم برویم به سمت شادی لیز میخوریم میرویم به سمت غفلت و معصیت خرابکاری میکنیم دست به گریهمان خوب است دست به عزایمان بد نیست عزاداری و گریه خوب است وقتی میخواهیم شادی بکنیم میبینید که نمیتوانیم کنترل شده شادی بکنیم یک دفعه مثلاً میکشیم به سمت خدای نکرده طبیعتگرایی.@ باید اینها کار بشود آرام آرام بچهها تمرین بکنند تا بتوانند این شادی را نگه بدارند این بد نیست ولی باید همیشه تحت نظارت عقل و نظارت فطرت باشد دیگر آن موقع وقت هم تلف نمیشود لازم هست که اینطوری باشد ورزش مثلاً برای بدن لازم است انسان در زندگی شهری من 7 ـ 8 ـ 10 جلسه در معرفت نفس مفصل توضیح دادم در مورد ورزش مسئله جسم تغذیه ورزش.@ 7 ـ 8 ـ 10 جلسه هم از رادیو مفصل بحث داشتیم در مورد جسم و ورزش و اهمیتش که بدن یک امر مقدس در اسلام هست باید به آن برسی سیدالشهدا(ع) فرمود(بادِروا بِصِحَتِ الاَجسام فی مُدَتِ الاَعمار) در کل مدت عمرتان مبادرت بکنید به سالم نگه داشتن بدنتان مبادرت یعنی عمل کردن.@ اینکه دلم میخواهد سالم باشم نه ورزش باید بکنید یا کار بدنی، یک کسی را میبینی کارگر است در محیط کارش بنّا است کارگر بنّا هست از بدنش دارد کار میکشد بدنش سالم میماند این خوب است یک موقع میبینی کارت اداری است درس میخوانی دانشجو هستی نمیرسی باید ورزش جزء لا ینفک زندگیت باشد و الا قطعاً آسیب خواهی دید.@ بدن باید کار بکند عضلات باید کار بکنند این هم شادی میاورد هم خیر میاورد تبعات خوب و مثبتی دارد که من در بحث معرفت نفس مفصل گفتم عزیزان میتوانند به آنجا مراجعه کنند یکی از شادیهای خوب ما میتواند باشد ورزش، کارهای جمعی، بازیهای جمعی که میتوانیم داشته باشیم.@ اما وقتی که کشاندیم به غصه و غم و چرا برد چرا باختی چرا گُل خوردی چرا اینطوری شد این دیگر از حالت فطری در میاید میشود طبیعی و جهنمی میشود از آنطرف باید مواظب باشیم که به شهوت تبدیل نشود.@ اگر قرار است وقت بگذاریم یک وقت مشخص در هفته آدم میتواند با یک مشاور ورزشی صحبت بکند که من برای بدنم چقدر در روز باید کار بکشم هفتهای چقدر مثلاً برنامهریزی میکند آقا شما هفتهای سه تا دو ساعت وقت بگذاری کافی هست میروی یک باشگاه ثبتنام میکنی شنبه دوشنبه چهارشنبهای یکشنبه سهشنبه پنجشنبهای یک وقتی میروی باشگاه یک ورزشی میکنی که بدنت را سالم نگه بداری.@ یا نه خانه خودت این کار را میکنی صبحها شبها قبل از خواب آدم وقت میگذارد این لازم هست برای کار ورزش، من قبل از اینکه بدنم از کار بیفتد عضلاتم و مفاصلم آسیب جدی ببینند اصلاً نگذاشتم از اول نوجوانیم مسئله ورزش از زندگیم کم بشود.@ تا وقتی که کاملاً اطبا ممنوع کردند دیگر حالا فقط باید حرص بخوریم ناراحت هستیم که چرا نمیتوانیم ورزش بکنیم شما که میتوانید گناه دارد که به بدنتان نرسید سلامت بدنتان را حفظ نکنید تنبلی خوب نیست خدا بدش میاید از مؤمن تنبل مسلمان تنبل، این خوب نیست.@ فردا از خیلی از مسائل خواهید افتاد به بدنتان برسید وقت بگذارید و بعد هم فکر نکنید این وقت تلف کردن است یک عبادت است قربۀ الی الله بروید ورزش بکنید وقت جدی بگذارید یا برنامههای دیگر شادیهای دیگر اینها خوب هست زیر نظر فطرت باشد خوب است اینها وقت تلف کردن نیست.@ ولی ما خیلی از پیوندها هست که عمر تلفکن هست هیچ اثری برای نخواهد داشت ذهن و فکر و خیال را از ما میگیرد عمر میگیرد بودجه میگیرد آخرش هم میبینی هیچ مابهازایی ندارد چون پیوند با هستی ما ندارد پیوند با تولد ما ندارد.@ مثل وقت تلفکردنهایی هست که در این عکسهای تولدها نشان دادم هست جنین کار کرده زحمت کشیده ولی میبینی این کار یک غده پشت گردنش شده آن موقع تولد به چه دردش میخورد شده یک دُم شده یک دست اضافه شده یک چشم روی پیشانیش یک سر اضافه شده این به درد نمیخورد.@ عوضش میبینی یک سر اضافه آورده یک پا نیاورده پایی که لازم دارد نیاورده یک سر اضافه که لازم ندارد آورده آدم اینطوری به هم میریزد خیلی از وقت تلف کردنهای ما و ارتباطاتی که با اشیاء مختلف یا اشخاص مختلف یا امکنه و مکانها و سازمانها و جاهای مختلف برقرار میکنیم همینطوری هست.@ وقتی نگاه میکنیم میبینیم اصلاً نبود هم نبود در زندگی ما به هیچ جا هم بر نمیخورد فقط یک بار اضافه است که ما تا آخر عمر الکی قبولش کردیم حرص و جوش الکی این را در بحث ولایت توضیح دادم بحث اینکه طبیعتگرایی در طبیعت الان نظام طبیعتمدار جهان نهادینه شده.@ یعنی بعد از رنسانس و طرد کلیسا و طرد دین از اجتماع دنیا به سمتی رفته که طبیعتگرایی و فراموشی خدا را و فراموشی حیات ابدی را طوری برای انسان برنامهریزی کردند که انسان هیچ وقت به یاد یک همچین مقولهای نیفتد جوانها و مردم نیفتند و ما در یک همچین جهان طبیعتمداری که دارد از طریق تلویزیون سینما نهادهای مختلف اخیراً اینترنت و رایانه به ما تحمیل میشود داریم یاد میگریم طبیعتگرایی را.@ آنقدر وقت ما در طبیعت صرف میشود که وقت نداریم به خود حقیقیمان سر بزنیم و ما باید یاد بگیریم که آرام آرام جلوی مشهورات زمانه بایستم خیلی چیزها هست در جهان که الان مشهور هست جوانها انجام میدهند و مردم انجام میدهند اما در مورد حقیقت حرکت انسان کار بیخودی هست و وقت تلف کردن هست.@ ولی جهان طبیعتگرا برنامهریزی آنقدر برای ما کرده که ما فرصت نداریم به خودمان سر بزنیم مباحث مفصلش را در بحث ولایت عرض کردم که چطوری طبیعتگرایی در جهان نهادینه شده و ما هم تحت تأثیر او هستیم.@ امام آمد این انقلاب را ایجاد کرد انفجار نور شد یک فضایی برای بعضی از فطرتگراها ایجاد شده و به اندازه فطرتگراییشان دارند مقاومت میکنند در مقابل یک جهان طبیعتگرا، خیلی از مشغلهها هست که بیخود هست و سراغ ما میاید و ما میگوییم که اینها جزء مسائل زندگی روزمره است باید یک طوری وقتمان را با آن پر بکنیم یک طوری با اینها پیوند برقرار بکنیم قبولش بکنیم.@ به سمتش میرویم بعد میبینیم کسالت اضطراب افسردگی گرفتاریها به سراغمان میاید چون منشأ شادی در فطرت است به شادی ما نرسیدیم به فطرت نرسیدیم که شاد باشیم به آرامش نرسیدیم قرآن منشأ آرامش و شادی را فطرت میداند اینکه شخص تغذیه فطری داشته باشد اگر تغذیه فطری داشت هم آرامش دارد هم شادی، نمیرسیم همهاش به طبیعت میرسیم که منشأ غم و اضطراب هست.@ طبیعت اساساً مضطرب است خداوند طبیعت را مضطرب خلق کرده از آن آرامش نمیاید در آن شادی وجود ندارد فطرت هست که در آن آرامش و شادی و اطمینان هست استقرار و استحکام شخصیت هست ولی طبیعتگرایی چنان از ما وقت میگیرد.@ الان یک جوانی که علاقمند به ورزش باشد نه ورزش کردن برای خودش به رشتههای ورزشی، میبینی طبیعتگرایی آنقدر برنامه ریخته مثلاً جام ملتهای آسیا جام باشگاههای آسیا بعد این آسیا را تقسیمبندی کردند جام باشگاههای مثلاً شرق آسیا این هم یک بازی دوباره یک جام، بعد ملتهای اروپا بعد جام باشگاههای اروپا.@ میبینی تمام سال یک کسی تمام ذهنش این هست که چه کسی چکار کرد وقتی میبیند به خودش اصلاً نرسیده تا آخر عمر سر یک چیز خیالی و وهمی وقت تلف کرده بقیه رشتهها هم همینطور، طبیعت خیلی به انسان خیانت میکند یعنی انسان چون میخواهد به یاد ابدیت نیفتد شیطان هم کمک میکند.@ یکسره برایت برنامهریزی میگذارد یکسره تو فکر میکنی که کار داری نمیرسی الان وقت نداری حالا بگذار بعد سه ماه بعد شش ماه بعد حالا بعداً ناگهان بانگی برآمد خواجه مُرد. نبی اکرم(ص) حدیثی دارند که خیلی هم کمرشکن است میفرماید(اِنَّ اَکثَرَ الصِیاحِ اَهلِ النّار مِنَ التَسویف) بیشترین عذاب جهنمیان معلول امروز و فردا کردنهایشان در دنیا بوده.@ یعنی اگر اینها اهل امروز و فردا کردن نبودند الان هم جهنمی نمیشدند گرفتار نمیشدند هی وقت تلف کردند ما یکسره برای خودمان کار میتراشیم آدم هوشیار اینطوری نیست حالا تعریف آدم محتاط، دوراندیش، آدم دوراندیش چون دور را خوب میتواند نگاه بکند دور یعنی ابدیت.@ اگر خوب نگاهش بکنی میگوید من وقت ندارم به این کارها بپردازم من کار دارم من بیهوده خلق نشدم وقتم را از سر راه نیاوردم پایم گران حساب میشود این وقت که قرار باشد اینطوری من وقتگذاری بکنم روی این موارد نمیکنم.@ یکبار دیگر روایت را بخوانم(اَلحازِمُ مَنِ الطَرَحَ مُأنَ وَ الکُلَف) کلفتها بارهای سنگین و سخت را نمیگذارد که بیاید قبول نمیکند زیر بار نمیرود که عمرش تلف بشود معونهها و بارها و دردسرها و پیوندهای عمر تلفکن را قبول نمیکند یعنی آزاد زندگی میکند خیلی در تکلف نمیرود زندگی را ساده میگیرد.@ (اَلمُؤمِنُ یَسیرُ المَؤُنَه) در روایت داریم آسان خرج است ولخرج نیست آسان خرج است خیلی اهل تکلف نیست یک غذا بخواهی بخوری آنقدر شرائط برای غذا میگذاریم که میبینی پنج ساعت وقتمان تلف شد.@ یک جا میخواهیم بخوابیم آنقدر برای خوابیدنمان شرائط میگذاریم من باید جایم اینطوری باشد اینطوری نمیتوانم بخوابم زیرم باید اینطوری باشد وقت میگیرد یک آدمی که بیتکلف است راحت سرش را میگذارد زمین میگیرد میخوابد با مقوله خواب خوب توانسته ارتباط برقرار بکند همین سرش را میگذارد میرود راحت.@ عکسهای این بچه بسیجیها را نگاه کنید عکسهای این عملهها را نگاه کنید در خیابانها چقدر راحت میخوابند یک آجر میگذارد زیر سرش در شیرینترین خواب میرود حالا ما سی دفعه بالشمان را عوض میکنیم این طرف میکنیم آنطرف میکنیم آخر قرص بخور تا بگیری بخوابی.@ همه چیزمان با تکلف است لباس پوشیدنمان با تکلف وقت تلفکننده غذا خوردنمان همینطور خوابیدنمان همینطور در زندگی همینطور در مورد لوازم زندگی همینطور سخت میگیریم باید برایش پول خرج بکنی مثلاً دوست داری فلان فرش زیر پایت باشد فلان مبل زیر پایت باشد ماشینم اینطوری باشد یکسره برای خودت شرائط میگذاری وقتی شرائط میگذاری باید هزینه بپردازی.@ وقتی هزینه میخواهی بپردازی باید کار بکنی عمر بگذاری وقتی عمر میگذاری دیگر به خودت نمیرسی آدم هوشیار اینطوری نیست که برود در صحنه و قضیه را جدی بگیرد نه خیلی راحت برقرار میکند یک ازدواج میخواهد بکند زود سر و تهاش را جمع میکند.@ حالا بعضیها میخواهند یک ازدواج بکنند هوسهایشان نمیگذارد ازدواج را یک طوری برقرار میکند که تا ده سال بعد از ازدواج باید قسط بپردازد فقط برای یک عروسی چون پرتکلف برخورد میکند یک مهمانی میخواهد برود همینطور یک مسافرت راحت میتواند برود با زن و بچهاش با کمترین خرج آنقدر شرائطش سخت است پرتکلف شده که نمیشود.@ ما با رفقا 8 ـ 7 نفر بودیم رفتیم مشهد رفقا گفت بیایید برنامه غذایی را به ما بسپارید یک طوری تنظیم کردند که ما رفتیم چهار پنج شب ماندیم و لذتی بردیم و صفا کردیم و عبادتی و زیارتی هزینه برای ما نفری 15 ـ 20 تومان درآمد شرائط نداشتیم خیلی ساده.@ آدم میتواند برود خدمت امام معصوم(ع) زیارت بکند این خیلی برای ما سرمایه ابدی بزرگی است که شما یکبار خدمت معصوم برسید ولی چون سخت میگیریم برای یک مشهد رفتن هزینه زیادی میخواهد نداریم نمیدهیم و خیلی جاهای دیگر هم همینطور، از مسائل معنوی میافتیم.@ و از اول هم باید در جوانی این قضیه برای انسان جا بیفتد از جوانی انسان باید عادت بکند که سختگیر نباشد ولی طبیعتگرایی نمیگذارد طبیعتگرایی برای هر یک مهمانی ما برنامهریزی کرده که ما یک لباس بپوشیم چند جور کفش چند جور لباس سر غذا نمیتوانیم یک غذا را راحت بخوریم.@ الان یک طوری شده به همین خانوادههای طبقه سه هم بگویید شما مثلاً شب نان و سیبزمینی بخورید نان و پنیر بخورید نان و ماست بخورید غذاست دیگر مگر میخواهیم چکار بکنیم چهار دانه خرما بخورید شام میشود به یکی بگویی چهار دانه خرما بخور کافی است.@ چند جور غذا میخواهیم سر سفره بگذاریم جور در نمیاید این کار میخواهد وقت میخواهد بودجه میخواهد باید چند برابر کار کنیم خداوند بدن انسان را ضعیف نیافریده بدن انسان با کمترین مواد غذایی سرحال میماند.@ شما یک مقدار انگور بخور معادل یک کیلو گوشت برای شما هست دو تا پر جعفری در دهانت بگذار بخور معادل دو تا لیوان آب هویج برای شما ویتامین آ دارد خداوند خیلی بدن را نیازمند نیافریده که ما این همه تنوع داریم در زندگیمان درست میکنیم این همه تکلف نمیرسیم به خیلی از وسائل، تحت تأثیر اجتماع، طبیعتگرایی نهادینه شده.@ تا تلویزیون را روشن میکنیم یک دختر پسر 20 ساله 25 ساله میخواهند ازدواج بکنند میروند در یک آپارتمان میبینی مبل دارند لوستر دارند موبایل دارند بعد یک جوانی که میخواهد برود ازدواج کند میگوید مگر من چه چیزی کم دارم من هم میخواهم زندگی بکنم من حتماً باید خانه مستقل چقدر باشد دخترانمان همینطور هستند میخواهند شوهر کنند شرائط را سخت میگیرند پسر میخواهد زن بگیرد شرائط را سخت میگیرد.@ شما مثلاً چهار سال دیگر صاحبخانه میشوی این چهار سال را خانه پدرشوهرت بمان چه اشکالی دارد با همدیگر زندگی بکنید بعدش مستقل میشوید چهار سال نمیتواند تحمل بکند میروند یک عمر مستأجری تحمل میکنند به قول خودشان هم اجارهنشینی و خوشنشینی حالا برو کار کن تا کرایه خانه تهیه بکنی.@ از صحنههای مختلف من دارم مثال میزنم که بدانید عمر تلف کردن بار سنگین و گران تا چقدر در زندگی ما ظهور دارد و ما داریم حرکت به سمت ابدیتمان را خدای نکرده متوقف میکنیم برای اینکه برای جایی که نمیخواهیم در آن بمانیم سرمایهگذاری بکنیم و فایدهای هم ندارد باید بگذاری بروی.@ هر کاری برای شما من اگر سؤال بکنم در ذهنتان حداقل پنج نفر ده نفر را سراغ دارید که بیخود تلاش کردند برای ورثه گذاشتند کیفش را آنها کردند آنها جوابش را باید آنطرف در برزخ بدهند این روحیه در همه ما هست تکلفات در زندگی همه ما هست.@ حالا ما از جوان مجردمان چند نفر هستند که وقتی در خانه گرسنهاش میشود یک وعده نان بخورد واقعاً چه اشکالی دارد چه کسی گفته که ما باید حتماً نان را با یک چیز دیگر بخوریم ما را نمیکشد که اگر ما در هفته فقط یک وعده نان بخورید شام یک چیز سبک بخورید اگر یک شیرینی خوردی شام نخور به کجا برمیخورد اگر شام نخوری.@ شام را گفتند حتماً بخورید آن درست است(تَرکُ العِشاء خَرابُ البَدَن) ترک شام موجب خرابی بدن است ولی فرمود به اندازه یک خرما هم باشد بخورید اصلاً نخورید خوب نیست یک خرما دو خرما ما را میکشد؟ شهوت شکم نمیگذارد این شهوت شکم در جوانی استقرار پیدا میکند حاکم بر شخصیت انسان میشود دیگر وقتی در خانه و زندگی میرود نمیتواند.@ زن به من مراجعه کرده میگوید شوهرم در خانه پول نمیدهد شب میاید میگوید چرا کباب درست نکردی چرا مرغ درست نکردی شهوت شکمش برایش حماقت آورده یعنی خودش پول نمیدهد زن میگوید یک چیزی بخر بگذار در یخچال که من برایت مرغ و کباب درست کنم شهوت شکم اینقدر آدم را نفهم میکند انتظار سفره رنگین دارد بدون اینکه هزینه بکند فقط خوشش میاید دوست دارد.@ تمرین بکنید آنهایی که متأهل هستند در خانه فرهنگ سادهزیستی را جا بیندازیم روی یک موکت هم میشود زندگی کرد حتماً نباید فرش باشد اگر مسائل عاطفی و معنوی درست باشد واقعاً میشود سادهزیستی کرد آنهایی هم که ازدواج نکردند به خودشان این روحیه سادهزیستی را غلبه بدهند چون فردا زن و بچه شما از شما یاد میگیرند.@ مواظب باشیم از الان شهوت شکم که وقت تلفکن هست توجه به تجملات خیلی چیزهایی که اصلاً در زندگی ضرورت ندارد پول میدهیم الکی میگذاریم در خانه هیچی هم کارآیی ندارد حالا یک موقع هست یک کسی هدیه میاورد میدهد خانه ما عیبی ندارد خودمان پول مستقل برای این چیزها بدهیم کار عاقلانهای نیست.@ شما با پولت میتوانی ابدیت بخری مثلاً یک مجسمه خریده حالا که چی یک مجسمه خریدی آنجا گذاشتی، نباشد طوری میشود؟ اگر میخواهی زیبایی بدهی یک زیبایی فطری به آن بده آن عیبی ندارد اینقدر چیزهایی که هیچ محتوایی ندارد در خانه و زندگی نیاوریم.@ رفته پنج هزار تومان داده تابلو، تابلو چیست؟ چهار تا خط را اینطوری کردند چهار تا هم اینطوری رنگ زدند از این تابلو چه چیزی میفهمی مثلاً چهار تا ماژیک دادند دست یک بچه سه ساله نقاشی کرده آن را برداشتند قاب کردند زدند در خانه، از این چیزها اینقدر هست که میفروشند.@ برای پرستیژ میگوید ما هم یکی از اینها بخریم بگذاریم در خانه بگوییم ما هم اهل معنا هستیم این چه معنایی دارد چه چیزی از آن میفهمی این نهادینه شده شما برو در هتلهای دولتی سازمانها و نهادهای دولتی میلیونها تومان فقط خرج تجملاتی هست که به درد نمیخورد تابلوهایی که سر و ته ندارد اگر هم بگویی میگویند شما نمیفهمید این یک معنایی دارد تفسیر میکنند.@ حالا مثلاً روشها هست سبکهای نقاشی هست برای خودشان یک چیزهایی هم میگویند حالا واقعاً ضرورت دارد اصلاً معنادار است ولی واقعاً چقدر ضرورت دارد عادت بدهیم خودمان را به سادهزیستی به بیتکلفی و خیلی هم لذت دارد.@ حضرت سلیمان(ع) میفرماید من هر دو زندگی را تجربه کردم ولی شیرینی را در سادگی دیدم این را یک مدت امتحان بکنید یک مدت مثل این کارگرهای بنّا ظهرها که گرسنهتان میشود یک جایی در خیابان هستید حالا چه کسی میگوید باید حتماً بروی بنشینی چلوکباب بخوری یک بربری بگیر اگر واقعاً گرسنهات هست ببین چقدر مزه میدهد.@ ماه رمضانها آدم میفهمد سادهزیستی یعنی چی ماه رمضانها که به او فشار میاید بخصوص تابستانها که آدم روزه میگیرد مرداد ماه 20 ساعت 18 ساعت باید روزه باشد ساعت 4 ـ 5 بعدازظهر از جلوی یک نانوایی رد بشود ببین چقدر قلقلکت میدهد میگوید من اگر روزه نبودم الان دخل نانهای نانوایی را در میاوردم.@ حضرت لقمان(ع) به پسرش میفرماید بهترین جا بخواب و بهترین غذا را بخور حالا لقمان خودش یک بَرده است پولی ندارد ثروتی ندارد پسرش میگوید پدر ما چطوری میتوانیم بهترین جا بخوابیم و بهترین غذا را بخوریم؟ فرمود اینقدر بگذار گرسنهات بشود غذا به تو مزه میدهد هر چه بخوری به تو مزه میدهد واقعیتش هم همینطوری است.@ ما خیلی وقتها عادت کردیم سه وعده غذا بخوریم طبیعتگرایی این را به ما تحمیل کرده صبحانه ناهار شام اگر یک وعدهاش را حذف کنیم انگار میمیریم این به هیچ جا هم برنمیخورد گرسنهات هست بخور فعالیت داری بخور یک موقع هست آدم کار سخت بدنی دارد شاید سه وعده هم کمش باشد استعدادها فرق دارد.@ در مباحث تغذیه بدن توضیح مفصل دادیم مبانی علمیش را، اما واقعاً چه کسی گفته حتماً باید شام بخورم گرسنهات نیست نخور عادتاً میرویم سر سفره مینشینیم عادتاً هم میخوریم بعد هم خواب غذای زیاد آب زیاد مطلبد آب زیاد هم خواب زیاد میخواهد تو با پنج ساعت خواب، من خودم آن موقع که 16 ـ 17 سالم بود هم مدرسه درس میخواندم صبحها طلبه بودم شبها هم شبانه درس میخواندم دبیرستان پنج ساعت خواب کامل برای من کافی بود.@ یعنی 16 ساعت ما فعالیت علمی داشتیم کم هم نمیآوردیم یک موقعی که خسته میشدیم یک قیلولهای یا در ماشین که داشتیم از حوزه میامدیم سرمان را میگذاشتیم در این اتوبوس دو طبقه میخواستیم بخوابیم برای ما کافی بود بعد من وقتی شب عادتاً غذا میخورم یا یک حجم زیادی خواب خیلی زیادی میاورد.@ یک موقع هست آدم ناهار نخورده شب میچسبد غذای خوب بخورد میطلبد، نخورد زخم معده میاورد ولی یک موقع هست واقعاً نیاز نیست به کم قانع باشیم کم اکتفا بکنیم هم راحت هستیم هم پرخواب نیستیم خیلی از خوابهایی که ما وقت تلف میکند بار سنگین هست برای ما مال خوراک زیاد است.@ خوراکهای زیاد میخوریم خواب زیاد هم میکنیم عمرمان هم همینطوری تلف میشود، دوراندیش کیست؟ دوراندیش کسی است که بار بلند نمیکند زیر بار نمیرود میداند برایش هزینه دارد تا میتواند تلاش میکند که باری را بلند نکند زحمتی را به فطرتش تحمیل نکند چون فطرت باید آزاد باشد.@ خداوند انسان را آزاد آفریده چون وقتی که بار تحمل میکنی مرتب با این پیوند برقرار میکنی با آن پیوند برقرار میکنی اینجا آنجا همه جا خودت را مشغول میکنی دیگر فطرت را دربند کردی دیگر آزاد نیست آزادی خودت را سلب کردی آزاد باش.@

وقتی بار تحمل نکردی حرص و جوش هم نداری شاد زندگی میکنی خداوند ما را برای غصه و غم و افسردگی و پژمردگی در دنیا نیاورده دین هم پیامش این نیست دین برای آزادی شادی نشاط آرامش و لذت حقیقی آمده برای انسان، این دنیایش هست بعد هم اتصال ما به معدن شادی در ابدیت معدن لذت و معدن آرامش در حیات ابدی، بیتکلف باشی خیلی شاد هستی.@

این را باید کم بکنید و این تمرین میخواهد مطالعه میخواهد یک تمرین بدهم برای هفته بعد انشاالله روی آن کار بکنید هر کدام از شما غیر از مثالهایی که زدم ده مورد را از تکلفات و بارهای بیجایی که در زندگی هست یادداشت کنید بیاورید ده مورد را کار کنید که ده مورد تکلفات بیجایی هست که سر راه زندگی ما هست تعلقات بیجا بارهای سنگینی که بیخود وقت تلف میکند روی این فکر بکنید.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست این روایت خیلی بلند است وقت زیادی هم میخواهد برای توضیحش اما چون قبلاً در قالبهای دیگر این را توضیح دادم مفهوم هست(اَلحازِمُ مَن تَرَکَ الدُنیا لِلآخِرَۀ) دوراندیش کسی است که دنیا را ترک میکند به خاطر ابدیت و آخرتش و این امکان ندارد مگر اینکه شخص حقیقتاً خودش را به بلندای ابدیت نگاه بکند و بفهمد من قرار است بعد از رفتنم از اینجا زندگی بکنم مرگ برای من وجود ندارد.@ تا این مسئله حل نشود که ما یقین بکنیم که ما مردنی نداریم ما روی سنگ قبرمان نمینویسند تاریخ مرگ، مرگ مال جسم است مینویسند تاریخ وفات، وفات یعنی تاریخ تحویل، تاریخی که شخص به آنطرف تحویل داده میشود به ملائکه(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ) کسانی که ملائکه تحویلشان میگیرند.@ ما موقع مرگ تحویل آن طرف داده میشویم بدن هست که در این گور خاکی میماند اگر یاد بگیریم برای ما جا بیفتد باور قلبمان بشود که ما مرگی نداریم و خودمان قرار است زندگی بکنیم ما جاودانه هستیم آنوقت دست از این رحم و جیفه برمیداریم خیال زندگی آنچنانی در این رحم نداریم اینجا جای زندگی نیست.@ (اَلدُنیا غایَتُ بَصَرِ الاَعماء) امیرالمؤمنین(ع) دنیا نهایت نگاه یک کور است یعنی آنطرف را دیگر نمیتواند ببیند بعد از دنیا، اینهایی را که میبینید اینطوری دارند زندگی میکنند اینقدر پرطمطراق و پرتجمل و اینجا را خیلی جدی گرفتند مطمئن باشید یقین کنید که آنطرف را فراموش کردند.@ امکان ندارد کسی آنطرف به یادش باشد تولد و حیات ابدیش نه اینکه اینجا بارها را برمیدارد خیلی ساده زندگی میکند خیلی گره نمیخورد اینجا بیتکلف زندگی میکند شاد و راحت غصه نمیخورد غصه برای اینجا یعنی حماقت وقتی آن را جدی نگرفتی غصهای هم ندارد همه کسانی که این همه دغدغه در زندگیشان هست و اضطراب مال این هست که اینجا را خیلی جدی گرفتند.@ اگر یک مقدار ابدیتباوری و آخرتباوری بیاید به روح بخصوص یک جوان حاکم باشد میبینی که خیلی بیدغدغه و راحت هست خیلی شاد میشود چون اینجا را جدی نگرفته تا آخر عمر هم جدی نمیگیرد(اَلحازِمُ مَن تَرَکَ الدُنیا لِلآخِرَۀ) آدم دوراندیش کسی است که اینجا خیلی حساب برایش باز نمیکند.@ چه خبر است مگر چکار میخواهی بکنی؟ چقدر مطمئن هستی میمانی؟ این را باید خیلی حواسمان جمع باشد یکسره هم به خودمان بگوییم تا باورمان بشود خیلی باید به خودمان بگوییم تلقین باید به خودمان زیاد بکنیم که عاشق خودمان بشویم به بلندای ابدیت وقتی عشق به خود آمد به بلندای ابدیت شادی در همه زمینههای زندگی مستولی بر شخص میشود و آرامش مستولی بر شخص میشود.@ اگر میخواهید همیشه شاد آرام راحت باشید نگاه ابدیتان را به خودتان از دست ندهید یعنی تقویتش بکنید میفهمید دنیا اینقدر جدی نیست که برایش غصه بخورید اینقدر جدی نیست که برایش حرص و جوش بخورید.@ شما از این جلسه میروید بیرون میروید پای تلویزیون مینشینید که یکسره دارند طبیعت را به رخ شما میکشند میروید در اجتماعی وارد میشوید جوانانی را میبینید که آینه طبیعتگرایی و جدی گرفتن هستند کار شما کار مشکلی هست یعنی در هفته شما یک ساعت دو ساعت میایید یادی از ابدیت و خود حقیقیتان میکنید سری به خودتان میزنید.@ ولی بقیه ایام هفته ما کمتر به یاد خودمان هستیم باید آرام آرام سعی کنیم تذکرمان را بالا ببریم ذکرمان را زیاد بکنیم نماز را یک ذره جدیتر بخوانیم ذکرمان زیاد میشود قرآن را یک ذره جدیتر بخوانیم ذکرمان زیاد میشود بدبختی این است نماز را داریم طبیعتگرا هستیم قرآن را داریم اهل بیت را داریم باز طبیعتگرایی میکنیم.@ باز سری به خود حقیقیمان نمیزنیم سعی کنید موارد و ساعات تذکرتان زیاد باشد فرمودند حداقل در روز یک ساعت این تذکر باشد برای همین در تقسیم وقت میگویند مؤمن وقتش را باید به سه قسمت تقسیم بکند یک قسمتش را در روز بگذارد بین رابطه خودش با خدا یعنی با معشوقش و ابدیتش با هدف خلقتش یک قسمتش هم برای استراحت یک قسمتش هم برای کارهای دنیا.@ اگر این شد ما میفهمیم یعنی چی که(اَلحازِمُ مَن تَرَکَ الدُنیا لِلآخِرَۀ) جوانان کمی هم اطراف ما نیستند هزار هزار بسیجی داشتیم هنوز هم داریم اینها الگوهای بسیار خوبی هستند برای اینکه ما درست جوانی بکنیم و درست با انسانیت و کمالات انسانی پیوند بخوریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@