جلسه 038 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره شخصیت دوراندیش بود رسیدیم به این فرمایش امیرالمؤمنین (ع) که میفرماید: (لا یَصبِرُ عَلَی الحَقّ إلَی الحازم الأَریب) پایداری نمی کند به حق مگر شخص دوراندیش خردمند، یعنی از خصوصیات شخص دوراندیش این هست که روی حق پایداری می کند.@ حق یعنی آنچه که سزاوار هست و باید باشد در حرکت یک جنین به سمت تولد حق یعنی کلیه چیزهایی که متناسب با شرائط زیستی دنیاست باید تحصیل بکند باطل یک چیزی هست که مزاحم هست یعنی اگر باشد دردسر ایجاد میکند.@ ممکن است در صورت حق هم بیاید مثل شش انگشتی که یک انگشت هست انگشتش هم به شکل انگشت هست حق هم هست داشتن انگشت، وقتی یکی میاید متناسب با شرائط زیستی نیست دردسر درست میکند یک چشم اضافه، چشم حق است ولی چطوری حق است متناسب با شرائط دنیا؟@ اینکه انسان دو چشم داشته باشد اگر سه چشم داشت یک چشم روی پیشانی بود یا یک دُم داشت یا یک سر اضافه داشت یک صورت داشت مثل بچههایی که ناقصالخلقه متولد میشوند گاهی وقتها هست باطلهایی هست در صورت حق به سراغ انسان میایند.@ گاهی وقتها هست باطل است دُم باطل است یا یک غده زائده زیر گردن و گلو، یک غده زائده پسِ گردن، اینها همه دردسر درست میکند باطل یعنی یک چیزی که نباید با آن پیوند بخوری یعنی اساساً صلاحیت شخصیت انسان را ندارد و گره خوردن با او جز اینکه به حرکت انسان آسیب میزند کار دیگری نمیکند این یعنی باطل، مزاحم راه هست.@ یک جنینی که در رحم مادر هست برای تولد باید متناسب با شرائط زیستی دنیا در رحم بار بیاید و فقط چیزهایی را که در این شرائط زیستی به کارش میاید با خودش بیاورد اضافه اگر چیزی بیاورد ولو صورت حق هم داشته باشد باطل است و اذیتش میکند گرفتارش میکند یا اساساً از آن جدا نمیشود یا جدا شدنش احساس به رنج درمان دارد.@ فرض بفرمایید که یک انگشت اضافه دارد یک دُم با خودش بیاورد که حالا جدا کردن این دُم کار راحتی نیست یک غده اضافه با خودش بیاورد این گرفتاری درست میکند بنابراین آنچه که به نفع یک جنین هست در رحم مادر این هست که فقط با چیزهایی پیوند بخورد در رحم که متناسب با شرائط زیستی دنیا به دردش میخورد.@ اضافه بر آن را رها بکند این را حق میگویند یا سزاوار آنچه که سزاوار است در حرکت به سمت حیات ابدی روح که حکم جنین را در رحم دنیا دارد فقط باید با چیزهایی پیوند بخورد که حق هست حق را خود حق یعنی خداوند تبارک و تعالی تعیین میکند در قیامت ما را بر مبنای حق میسنجد در دنیا هم بر مبنای حق یک جنین را میسنجند.@ آن شرائط زیستی که لایق یک جنین هست متناسب با شرائط زیستی جنین هست حق میگویند یعنی سزاوار، خودبهخود وقتی جنین متولد میشود دنیا با شرائط زیستی ثابت خودش جنین را مورد امتحان قرار میدهد سریع به دست میاید که این جنین درست متولد شده یا نه.@ تقسیمبندی میشود به طور خودکار در یکی از تولدهای پنجگانهای که توضیح دادیم معلوم میشود که این چه تولدی داشته ضعیف، بیمار، ناقص، سالم یا سالم قوی، خودبهخود در این تولد میرود این جنین که به دنیا میاید ما تقسیم نمیکنیم.@ خود شرائط ثابت زیستی دنیا که سزاوار و حق هست این کار را انجام میدهد در قیامت قرآن میفرماید(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) روز قیامت وزن حق هست یعنی میزان با حق ما را میسنجند اول از این میگوید میزان هست یعنی هیچ روحی به حیات برزخ یا به حیات قیامت وارد نمیشود مگر اینکه حتماً باید سنجیده بشود.@ سنجش اعمال حق است در زیار آل یس و در ادعیه دیگر میخوانیم(و الوزن حقٌ) قرآن هم میفرماید که روز قیامت وزن و میزان هست(وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ) و زیاد هست خیلی بحث داریم در آیات و ادعیه روایات در مورد میزان اینکه به هر حال چون شما عبث آفریده نشدید.@ (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید ما شما را بیهوده خلق کردیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید ببینید خداوند طرد بیهودگی را با مسأله رجعت و بازگشت و ابدیت در قرآن انجام میدهد یعنی اگر جنین فقط در رحم باشد شما همین که دارید به حرکات یک جنین در رحم نگاه میکنید حرکات کلاً عبث است همهاش بیهوده است.@ تهیه چشم و گوش و دست و پا و سلسله اعصاب یا دستگاه تنفس با آنکه آنجا نیازی به تنفس ندارد در محیط آبی بیهوده است، چه موقع از بیهودگی در میاید و ما میگوییم این حرکت حکیمانه است؟ زمانی که بعد از تولد یک مرحله حیات دیگر برایش قائل باشیم بعد از دوران جنینی یعنی بعد از رحم.@ بگوییم تولدی هست این دارد این کارها را متناسب با آن شرائط انجام میدهد درست است الان در دنیا به کارش نمیاید دست و پا و چشم و گوش، اما به هر حال احتیاج پیدا خواهد کرد چون ما وارد یک مرحلهای خواهد شد اینجا کارآیی دارد در دنیا هم همینطور هست.@ قرآن میفرماید اگر با این حسهای بینهایتطلبی که ما به شما دادیم در دنیای محدودی که یکی از خواهشهای بینهایتطلبانه شما نمیتواند در آن ارضا بشود قوای بینهایتی که به شما دادیم عبث هست اگر ابدیتی نباشد که شما ارضاء و اشباع بشوید دنیا که نمیتواند همه دنیا را جمع کنند یک آدم را سیر نمیکند.@ شما چه موقع از عبث بودن در میایید؟ زمانی که حیات ابدی سر راهتان باشد و باید هم خودتان را به همین بلندا نگاه بکنید به بلندای ابدیت اینگونه به خودتان نگاه کنید چون حکیمانه خلق شدیم و ابدیتی سر راه ما قرار دارد بنابراین محاسبهای هم قرار دارد.@ یعنی چون اینجا بر مبنایی خلق شدیم آنجا محاسبه میکنند که اساساً طبق این مبنا رشد کرد یا نکرد چون دنیا شرائط زیستی خاصی دارد بعداً همه جنینها را بررسی میکند که از رحم به خودش برمیگردند و متولد میشوند لذا ما سنجیده میشویم بنابراین آن موقع که دارند میسنجند با مبنای حق میسنجند(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) وزن امروز حق است.@ قیامت را میگوید ما شما را با حق میسنجیم ببینیم که تطبیق دارید یا ندارید، وای به حال کسی که تطبیق نداشته باشد چون مثل جنینی هست که با شرائط زیستی دنیا تطبیق ندارد یا بیمار است که گفتیم طبق احکام تولد بیمار بسته به تعداد، نوع و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل کند.@ و یا ضعیف است که باید معطلی و تقویت را تحمل کند یا خدای نکرده ناقص هست که برای همیشه از سلامت محروم هست و تا زمانی که هست و حیات دارد باید این رنج عدم تطبیق با شرائط زیستی دنیا را تحمل کند آخرت هم همینطور هست.@ خدا نکند که کسی با حق تطبیق نداشته باشد، نفس را باید تطبیق بدهیم منطبق با حق بار بیاوریم پیوند با حق بخورد، میزان که در قیامت حق هست در دنیا چیست؟ حالا ما که الان در آخرت نیستیم که ببینیم آن مبنایی که قرار است ما را بسنجند شرائط زیستی آخرت چیست پس اینجا تکلیف ما چیست؟@ تکلیف این هست که خداوند باید آن حقی را که قرار است ما را با آن بسنجد به صورت الگوی عملی در دنیا بیاورد تا ما آن را ببینیم برایمان محسوس و ملموس بشود و بگوییم حق یعنی این، و من باید خودم را به این مبنا نزدیک کنم تا منطبق با شرائط زیستی آخرت بار بیایم.@ همانطور که جنین هم همین کار را میکند دنیا خودش طبق شرائط زیستی خودش رهبری جنین و هدایت جنین را به عهده میگیرد و او را در رحم منطبق با شرائط زیستی خودش بار میاورد تا وقتی که متولد به خودش شد سالم متولد بشود.@ یعنی انسان باید تحت احکام و تحت قوانین حق که در آخرت قرار است با آن سنجیده بشود در دنیا تربیت بشود اینجاست که سکولاریسم بیمزهترین و احمقانهترین طرز تفکر هست که دین نباید در دنیا دخالت بکند دین کاری با دنیا نداشته باشد دین اگر کاری با دنیا نداشته باشد ما چطوری بر مبنای حیات ابدی تربیت بشویم.@ مگر ابدیت کشک است مگر سر راهمان نیست مگر آن کسی که این دنیا را با این همه نظامهای محیرالعقول خلق کرده خودش گزارش نداده که من این دنیا را به عنوان مقدمه حیات ابدی خلق کردم مگر نگفته این دنیا در مقابل ابدیت بازیچه است؟@ نمیتوانیم انکار کنیم که ما حیات ابدی سر راهمان هست نمیتوانیم بحث پیوستگی و وابستگی دنیا و آخرت را انکار کنیم که بگوییم دنیا در دین هیچ دخالتی نکند چه سیاست و چه غیر سیاست کاری نداریم همه امور دنیایی، دین در اینگونه موارد دخالت نکند اگر خدا و دین دخالت نکند چه کسی میخواهد هدایت بشر را منطبق با شرائط زیستی حیات ابدی به عهده بگیرد.@ دانشگاههای ما میخواهند بگیرند با علوم نسبی و انسانی طبیعتگرایانه که از تجربه و سعی و خطا و اشتباهات فاحشی که در تمام رشتههای علوم انسانی وجود دارد آنها میخواهند هدایت بشر را به عهده بگیرند! چه کسی میخواهد بشر را تا حیات ابدی تربیت بکند.@ بشر الان نمیتواند یک جنین را هدایت بکند با چند هزار سال سابقه علمی در رشتههای مختلف نمیتواند کاری بکند اینجاست که آن هفت تخصصی که قبلاً عرض کردم لازم است تا بشود یک انسان را رساند به حیات ابدی سالم، بشر معمولی که نمیتواند این کار را بکند بشر معمولی الان در تخصصهای خودش هم مانده نمیتواند کاری بکند.@ لذا قرآن همان حقی را که قرار است قیامت و در حیات آخرت ما را با آن مقایسه کنند به صورت یک الگوی عملی محسوس و ملموس میگذارد در دنیا جلوی راهمان خداوند تبارک و تعالی، میگوید منظورم از حق این است اگر به صورت انسان میخواهی این معصومین هستند.@ اگر به صورت علمی میخواهید این کتاب قرآن هست با این دو خودتان را تطبیق بدهید متناسب با شرائط زیستی حیات ابدی حتماً بار خواهید آمد(إنی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب الله و عترتی) شما با این دو خودتان را تنظیم کنید.@ مطمئن باشید مطابق شرائط زیستی حیات ابدی بار خواهید آمد و وقتی متولد به ابدیت میشوید به بلندای ابدیت توان زندگی کردن و بهرهبرداری از نعمتهای بینهایت حیات ابدی را دارید اما اگر با مبنایی که حق هست قرار است تو را با آن بسنجند اینجا هیچ پیوندی نداشته باشی چکار میکنی با پیغمبر راهی نداری با اهل بیت راهی نداری با دین هم راهی نداری.@ با کدام مبنا داری زندگی میکنی؟ مبناهای من درآوردی خودت، استادهای خودخواندهای که خودشان را استاد دیگران میدانند و دنبال مرید میگردند اینها که نمیتوانند تو را مطابق شرائط زیستی ابدی بار بیاورند و تربیت بکنند.@ تو احتیاج به الگوی معصوم داری الگویی که بتوانی با طیب خاطر خودت را به آن بسپاری خطابردار نباشد باید خودت را بسپاری به یک الگوی حق، نه الگویی که احتمال باطل در آن وجود دارد اگر احتمال باطل در آن وجود داشته باشد با چه اطمینانی میخواهی خودت را به آن بسپاری؟@ هفتاد سال خودت را بسپار به کمونیست بعد میگویند اشتباه کردیم میلیونها انسان کشته شدند و به دَرَک رفتند و این همه فساد در دنیا اتفاق افتاد شد به خاطر اینکه یک نظریه اشتباه بود مثل فِروید و کسان دیگر که نظریاتشان را اجرا میکردند بعد به بنبست میخوردند میگفتند اشتباه کردیم حالا از این راه برویم.@ مگر ما موش آزمایشگاهی هستیم مگر ما چند بار به دنیا میاییم که خودمان را به دست غیر معصوم بسپاریم فقط باید خودت را به الگویی که قرار است بعداً با آن تو را بسنجند خودت را بسپاری لذا امیرالمؤمنین(ع) که اینجا به عنوان امام تو به تو معرفی شده در آخرت هم تو را با آن میسنجند.@ در زیارتناماش میخوانیم(السلام علیک یا میزان الأعمال) سلام بر تو ای میزان، میزان امیرالمؤمنین هست(وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) چه بگویی قرآن است چه بگویی پیغمبر است چه بگویی امیرالمؤمنین است چه بگویی اهل بیت هستند هیچ فرقی نمیکند همه یکی هستند اهل بیت همان قرآن هست قرآن هم همان اهل بیت است.@ ولی قرآن کتبی است اهل بیت یک حضور انسانی دارند همهشان هم ظهورات و تجلیات یکی هستند یعنی خدا، یعنی خدا تجلی میکند در قرآن به صورت کتبی، امیرالمؤمنین میفرماید(فَتَجَلی فی کِتابِهِ) خداوند تجلی کرده در کتابش برای مردم(مِن غَیرِ أن یَکُونُ یَرَو) بدون اینکه او را ببینند قرآن یعنی خدا.@ دارد با شما حرف میزند اینکه من توصیه میکنم عزیزان هر وقت میخواهند قرآن را بخوانند مثل نامهای که از عزیزشان به آنها رسیده شما هر وقت یک نامهای از دوستتان به شما میرسد هیچ وقت آن را با صدای خودتان نمیخوانید قیافه آن کسی که این نامه را برای شما نوشته تصور میکنید با صدای او این نامه را میخوانید.@ اینکه من توصیه میکنم عزیزان قرآن را با صدای خود خدا بخوانند نه با صدای عبدالباسط و منشاوی و خودشان، برای اینکه وقتی کسی قرآن را با صدای خدا میخواند دقیقاً تجلی خدا برایش ظاهر است در قلبش تجلی میکند و دیگر بیرون هم نمیرود.@ سعی کنید هر وقت قرآن میخوانید حواست باشد که این نامهای است که خدا برای تو فرستاده که تو را پیش خودش ببرد قشنگ بازش کن ببین چه میگوید، ببین شما را میبرد یا نه، ببین بهار دلت میشود یا نه، ببین عالیترین موسیقیهای فطری را برایت مینوازد یا نه، ببین با آن به رقص میایی یا نه، ببین سرمست میشوی با قرآن یا نه.@ عادت کنیم قرآن را اینطوری بخوانیم از آنطرف تجلی در پیغمبر و امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع) دارد آنها هم فرمودند ما یک روح هستیم(کُلُّنا نُورٌ واحِد) در جامعه کبیره هم خطاب به آنها میکنیم که شما یک نور واحد هستید.@ (کُلُّنا مُحَمَّد) ما همه یکی هستیم پس تو حیف هستی که خودت را به کمتر از خدا بفروشی لذا به تجلی غیر خدا تکیه نکن فقط خدا باید تو را هدایت بکند(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) کس دیگری نمیتواند تو را هدایت بکند بسپار خودت را به الگوی حق، هر کس حرفی غیر از خدا دارد بدان که با جهالت همراه هست تخصصی نیست.@ فقط حرف خداست که در آن تخصص هست توضیح دادم بحث اصالت تخصص را ما قائل هستیم که حرف آخر را تخصص میزند و چون حرف آخر را تخصص میزند باید متخصصترین افراد در مورد انسان نظر بدهند.@ کسی که حقیقتاً همه زوایای انسان را به بلندای خلقتش یعنی به بلندای ابدیت بشناسد او میتواند در مورد انسان حرف آخر را بزند خودت را به او بسپار به کمتر از او نسپار سپردن به کمتر از او جهالت هست عقل این را به شما میگوید، عقل به شما میگوید اگر پروفسور قلب هست اما تو یک دکتر متخصص چشم سر راهت هست.@ چشم درد داری حق نداری خودت را به آن پروفسور قلب بسپاری چون پروفسور قلب با یک آدم معمولی هیچ فرقی ندارد هر دو عامی هستند تو باید خودت را وقتی چشم درد داری به متخصص چشم بسپاری چون مقولهات این تخصص را میطلبد اگر میخواهی معصومانه رفتار بکنی باید خودت را به معصوم بسپاری و الگویت هم معصوم باشد.@ لذا شخص دوراندیش در بحث روانشناسی دور اندیش میگوید فقط دوراندیش هست که میتواند حق را تحمل کند به حق پایداری کند چون میداند حق چیست ارزش حق را خوب میداند و میفهمد که باطل چقدر برای او مضر هست و چقدر معطلش خواهد کرد.@ یک عقیده باطل، یک تفکر باطل، یک خیال باطل، یک اندیشه باطل وقتی با او منتقل میشود به حیات ابدی کلی گرفتاری درست میکند که این بخواهد پاک بشود آن هم در بیمارستان بهشت یعنی جهنم، باید بیمارستان برود درمانش بکند آنجا طول میکشد از اول خودت را صرفاً با حق عادت بده فقط با مظاهر حق رفت و آمد داشته باش.@ نگذار اندیشههای دیگران، قلابی، پست، غیر متخصصانه روی تو نفوذ بگذارد تا یکدفعه باورها و عقائد باطلی پیدا بکنی و خرافی بشود و نفست را گرفتار نکنی با ناحق پیوند نخوری همیشه برو سراغ معدن و اصل، مرجع با اینها پیوند بخور با اندیشههای دسته چندم سروکله زدن اینها باعث میشود انسان درست خالص بار نیاید.@ سراغ متخصص و منبع همیشه باشیم تا راحت بار بیاییم با حق پیوند بخوریم دچار انحراف و خرافات و افکار دسته چندم انحرافی نشویم. (لا یَصبِرُ إلیَ الحَقّ إلاّ الحازم الأریب) پایداری نمیکند به حق مگر دوراندیش عاقل و خردمند، کسی که دور را میتواند ببیند دور یعنی ابدیت، دور را خوب میبیند او هست که ارزش حق را میداند که باید چه باشد.@ آنها که خودشان را از تولد تا مرگ معنا میکنند و اساساً تفکراتشان و شعاع فعالیتشان در روز با نگرش تولد تا مرگ بیشتر نیست نسبت به خودشان، اینها هر وقت بشود حق را زیر پا میگذارند آدمهای خوبی هستند.@ اما یکجایی که کارشان گره بخورد حق را راحت زیر پا میگذارند چون معنایی که از خودشان میکنند تولد تا مرگ است اما کسی که حواسش هست یک ابدیتی هست او هیچ وقت از حق نمیگذرد ولو به ضررش باشد(قُلِ الحَقّ وَ لَو کانَ عَلَیک) حق را بگو حتی اگر علیه خودت باشد چون دوست داشتنی است ضرری به شما نمیرساند.@ حق فقط در دنیا میتواند به طبیعت ما آسیب برساند اما هرگز به فطرت ما آسیب نمیزند یعنی به انسانیت و شأن انسانی ما هرگز حق حتی در خشنترین چهرهها نمیتواند به ما آسیب بزند ولی باطل در شیرینترین چهرهها انسان را نابود میکند و همه حیثیت انسان را به هدر میدهد پیوند با حق بخوریم ولو طبیعتمان خوشش نیاید.@ لذا کسی میتواند احکام دینی را خوب تحمل کند و اجرا کند که دقیقاً دوراندیش عاقل باشد آنها که راحت احکام اسلامی را زیر پا میگذارند یعنی حق را زیر پا میگذارند و خودشان را نمیخواهند با این احکام تطبیق بدهند.@ در همه چیز چه در مسائل ظاهری و چه در مسائل باطنی و مسائل زندگی و ازدواج و خانواده و معامله و کار و مدیریت و مسائل دیگر آن کسی که نمیخواهد با حق پیوند بخورد احکام را رعایت بکند او کسی است که دچار خودفراموشی شده یعنی خود حقیقی و ابدیاش را یادش رفته برای همین حاضر است خودش را به لجن بکشاند.@ برای همین هم حاضر است خودش را به خطر بیاندازد و خطر پیوند با باطل را راحت میپذیرد آن کسی که هر اقدامی میخواهد بکند اول دنبال این هست که حکم شرعی مسأله را بداند میپرسد که من میخواهم این کار را انجام بدهم شرعاً چه حکمی دارد این یعنی من دلواپس حق هستم حق نباید زمین بماند.@ ولی کسی که برایش مهم نیست معامله و تجارت را شروع میکند مهم نیست که از کجا دارد میخورد میرود در وادی هنر، مهم نیست که این هنر به چه قیمتی قرار است تمام بشود میخواهد ازدواج بکند ازدواجش براساس حق نیست به مبنای ابدیت نیست تشکیل فرزند و نطفه میدهد کاری با اینکه چگونه باید باشد ندارد.@ بچه تربیت میکند با مبانی حق نیست کسی که خردمند دوراندیش هست او اینطوری نیست او فقط میگوید من باید چطوری رفتار بکنم که با ساختار حق تربیت بشوم و رشد بکنم چون هر آن متولد به شرائط زیستی حیات ابدی میشوم و آنجا فقط من را با مبنای حق میسنجند.@ من باید همیشه در همه حال آخرین وضعیتم تطبیق با حق باشد که وقتی خواستم بروم راحت بروم برای همه چیز راحت باشم. خصوصیت بعدی در مورد شخص دوراندیش(لا یَدحَشُ عِندَ البَلاء الحازم) شخص دوراندیش کسی است که وقتی مصیبت و بلا سراغش میاید وحشتزده نیست چه مصیبت چه بلا، بلا با مصیبت فرق دارد.@ بلا یعنی امتحان و آزمایش، ممکن است یک ثروت برای انسان بلا باشد مایه امتحان باشد یک همسر خوب و فرزند خوب و مدیریت و ریاست و شغل خوب برای انسان بلا میشود بد نیست مصیبت نیست میتواند انسان از پسِ آن خوب بربیاید و آن را به جهت خوبی هدایت بکند.@ زیبایی، خوش هیکلی، خوش صدایی، هوش بالا نعمتهایی که خدا به انسان میدهد ولی یک کسی میبینی همین هوشی که خدا به او داده میتواند عامل خوبی برای رشدش باشد در جهت فساد از این هوش استفاده میکند زیبایی دارد از این زیبایی میتواند در راه رسیدن به حق استفاده بکند، نمیکند.@ صدای خوش دارد اینها بلاست مایه آزمایش و امتحان است میتواند از این صدا استفاده بکند از این در جهت باطل استفاده میکند ثروت و موقعیت خوب دارد احترام در اجتماع دارد ریاست در اجتماع دارد محبوبیت در اجتماع دارد اینها بلا هستند یعنی انسان میتواند از آنها در جهت مثبت استفاده کند و در جهات منفی.@ مصیبت نه یعنی همان چیزی که ما از آن بدمان میاید و طبیعت را تهدید میکند بیماری، غم، آسیبدیدگی، مرگ این و آن است، خطراتی هست که به سراغ انسان میاید مشکلات مالی هست اینها مصیبت میشود میفرماید آدم دوراندیش در هیچ حالی وقتی بلا به سرش میاید اعم میگیریم از مصیبت و بلا وحشتزده نیست.@ تعادلش را از دست نمیدهد با طمأنینه عمل میکند مضطرب نیست خودش را نمیبازد علتش را هم در بحث بلا توضیح دادم مراجعه کنید به مباحث بلا در آموزش دین و مباحثی را هم که در مورد همین بحثی که الان داریم در قسمت حلم توضیح دادم که چرا نباید ما وقتی که دچار مصیبت و بلا میشویم خودمان را ببازیم.@ و خدای نکرده مغرور بشویم یا اینکه دچار ضعف روحیه یا غمگین بشویم چرا نباید اینطوری باشیم باید خیلی راحت مسأله را جمعش کنیم ذهنمان را نگیرد خوابمان را نگیرد. تا میاید طرف میگوید من سه شب است نخوابیدم، برای چی؟ فلان معامله را خواستم بکنم دو میلیون سرم کلاه رفته.@ ما فکر نمیکنیم که همین اضطرابی که الان داریم به خاطر اینکه دو میلیون سرمان کلاه رفته در معامله، نمیگذارد بخوابیم فکر نمیکنیم که همین اضطراب خودش چند میلیون، میلیون که میگویم به تعبیر مسامحتاً میگویم، از سهم آخرتمان دارد کم میشود اضطراب برای انسان گران تمام میشود هزینه آخرتی دارد.@ اینکه میگویی من سر این قضیه مضطرب شدم اعصابم خورد شد سه چهار ساعت به هم ریختم این سه چهار ساعت ریختن به هم، هزینه در حیات ابدی تو مصرف میکند جنین حق معطلی ندارد جنین اگر بخواهد حرکتش متوقف بشود و معطل بشود و به هم بریزد روز تولد آن چیزهایی را که باید با خودش بیاورد نمیاورد.@ ما وقتی نداریم برای نگرانی و اضطراب که بخواهیم در مورد مصائبی که سراغمان میاید مضطرب بشویم جای شکر و آرامش دارد تو چیزی را نباختی حضرت فرمود هر چه که از دنیا از شما تلف میشود برای آخرتتان غنیمت است دیگر چرا میترسید چه اضطرابی که خوابم نبرد چند ساعت به هم ریختم.@ بچه از تو مرده ابدیت جبران میکنیم مالت گم شده کسی برده از شما زدند جبران میکنیم غم داری جبران میشود برای چه مضطرب میشوی چرا خوابت نبرد تشنج برای چی، این تشنج فقط اینطوری نیست رویت اثر میگذارد فردا نسبت به زنت بداخلاقی میکنی حقوق و وظائفی که داری انجام نمیدهی.@ خیلی چیزها فروکش میکند پایین میاید نمیتوانی انجام بدهی نسبت به پدرت جسارت میکنی نسبت به دوستت یک موقعی بیادبی میکنی اینها همه برای انسان هزینه دارد اینطور نیست که اگر شما مضطرب شدی مگر مضطرب شدن شما مشکل را حل میکند چیزی را از مضطرب شدن به دست نمیاوری.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) قرآن میفرماید بشارت به همچین آدمها بدهید(وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) بشارت بدهید به صابرین، کسانی که وقتی مصیبت میاید میگویند خدایا ما از تو هستیم و به سوی تو برمیگردیم یعنی ابدیت جلوی چشمشان هست مضطرب نمیشوند.@ نمیگوید دیگر سرم کلاه رفت باختم به این اضطراب دست نمیدهد خودش را باخته و ضرر کرده نمیداند اگر کسی حواسش به ابدیت باشد و پیوند به حق بخورد هیچ کس نمیتواند او را قال بگذارد و دورش بزند مؤمن اصلاً باخت ندارد کسی که پیوند با حق میخورد هیچ وقت باخت ندارد کسی نمیتواند دورش بزند.@ قرآن این زرنگبازی کفار را ذکر میکند در مورد مؤمنین، یک کارهایی میکنند فکر میکنند خیلی مؤمنین را اذیت کردند(ساءَ ما يَحْكُمُونَ) چقدر بد قضاوت میکنند میگوید گاهی وقتها اینها فکر میکنند که من خدا را هم جا گذاشتند و قال گذاشتند.@ اینطوری فکر میکنند اینطوری نیست ناراحت نشو اگر کسی با حق پیوند خورد دیگر آسیب نمیبیند هیچ کس نمیتواند به تو صدمه بزند اضطراب هم نداری لذا آدم دوراندیش و خردمند تعادلش را از دست نمیدهد به ناحق هم کشیده نمیشود فرمودند هر وقت غضب کردید غضبتان به باطل شما را نکشاند.@ این آدم حسابی هست یا هر وقت شاد شد شادی او را به سمت باطل نکشاند یک نعمتی که گیرش آمد سرمستی نکند این خوب هست در تعریف زهد قرآن فرمود(لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) غصه نخورید به چیزهایی که از دستتان میرود و خوشحال هم نشوید به چیزهایی که به دست میاورید این زهد میشود.@ به دست میاورید بدانید امتحان است باید از پَسِش بربیایید و درست مصرف کنید مگر میتواند آدم سرمست بشود از اینکه مثلاً سی میلیون تومان برگه بهزیستی برده این سرمستی دارد؟ تا پول میاید خدا ده تا چاله جلویت میکَند وظائفی هم گردنت میاید وقتی پول و ثروت و قدرت آمد وظائف گردنت میاید وقتی نداشتی وظیفه هم نداشتی.@ حالا که هست نمیتوانی بگویی من دیدم یک دختر داشت با چشم گریان میخواست خانه شوهر برود دو سال است هنوز نتوانسته جهیزیه را تهیه کند چشمت را ببندی و بگویی انشاء الله که گربه است رد بشوی و بروی، نمیشود.@ نمیتوانی ببینی که رفیقت شهوت دارد خفهاش میکند نمیتواند ازدواج کند ندارد نمیتوانی بگویی این همه گرسنه اطراف تو هستند و خیلی چیزهای دیگر، وقتی آمد برایت مسئولیت آورده در بحث معاد توضیح دادم شهرت و مسئولیت برایت میاورد قدرت و مدیریت در مملکت به تو دادند برایت مسئولیت میاورد.@ شنگولی ندارد که جشن بگیریم ما رأی آوردیم آن هم چه جشنهایی، شنگولی ندارد فردا حساب میکنند که شما که مسئول شدی مجلس رفتی و رأی آوردی دیدی با چه غروری هم به همدیگر تبریک میگویند، انتساب حضرت عالی را به فلان مقام تبریک میگوییم.@ واقعاً تبریک ندارد مگر غنیمت گرفته طرف رفته آنجا پشت میز نشسته یا مدیرکل یا وزیر یا نماینده مجلس شده غنیمت که ندادند شیرینی که ندادند گذاشتند یکجا که اگر خطا بکند فردا بارش خیلی سنگین هست امتحان هست تیزهوشی عقل خوبی به شما دادند درس تو خوب هست.@ شاگرد ممتاز هستی مسئولیت بیشتری داری نسبت به آنهایی که این درسها را نخواندند استاد خیلی خوبی داری امکانات معنوی خوبی در اختیارت هست ثروت معنوی خوبی داری مسئولیتت هم سنگینتر است در حوزه بار آمدی فردا از تو میپرسند تو که در حوزه بودی در مهد ثروت فطری بودی چند نفر از این ثروت تو خوردند؟ چند نفر ار هدایت کردی؟@ یکجایی سراغ داشتی که خوب بخوربخور بود چند نفر از گرسنهها را به آنجا هدایت کردی؟ جایی را سراغ داشتی که خوراک معنوی و فطری میدادند چند نفر را تلاش کردی با خودت بردی؟ خوراک مادی میدادند چند نفر را با خودت بردی تنهایی رفتی خوردی؟@ (مَلعونٌ ملعونٌ مَن أکَلَ وَحدَه) ملعون است کسی که تنها بخورد یک استاد خوب پیدا کردی غنیمت است خودم پیشش بروم پز هم بدهم که من استاد خصوصی دارم، این چه کاری است ببین اگر چهار نفر هم صلاح هست بروند آنها را هم ببر بخورند.@ یک کتاب خوبی خواندی احتکار نکن این کتاب را به دیگران معرفی کن دیگران هم بخوانند یکجایی سراغ داشتی که امکانات مادی خوبی بود میشد کسی رشد بکند از معضل در بیاید باید در اختیارش قرار بدهی از قدرت مدیریتت برای حل مشکل خیلیها میتوانستی استفاده بکنی باید استفاده میکردی از ریاست و چیزهای دیگر.@ صدای خوش به تو داده بودند با این صدای خوش چکار کردی؟ دیگر نه سرمستی دارد نه اضطراب دارد اینها را که من همینطوری توضیح میدهم برای اینکه میخواهیم همین شخصیت دوراندیش و حازم را معرفی کنیم مباحثش مبسوط در نوارهای قبلی شده.@ (الحازِمُ مَن کَفَّ اَواه) شخص دوراندیش کسی هست که دیگران را اذیت نمیکند آزار نرساند قبلاً توضیح دادم نه تنها آزار رساندن خطرناک است چون خدا انتقام میگیرد امکان ندارد کسی به کسی آزار برساند مگر اینکه حتماً آن را میبیند و خدا کند اگر کسی هم به کسی آزار رسانده نتیجهاش را در دنیا ببیند.@ چون آخرت برود همانطور که درمان جنین در رحم بهتر هست و اگر جنین متولد بشود درمانش طولانیتر هست درمان در رحم دنیا خیلی راحتتر از درمان در شرائط زیستی آخرت هست آنجا طول میکشد یک کسی یک کسی را اذیت کرده باشد عصبانیت، ترساندن دیگران.@ یک کسی یک کاری بکند که از او حساب ببرند حالا آزار نرساند ولی یک کاری بکند که دیگران طوری از او حساب ببرند که هر وقت او را ببینند بترسند عشق هم میکند که از ما حساب میبرند خیلی هم خوشش میاید از این کار که از ما حساب میبرند فکر میکند یک هنری هست هیبت مال خداست عظمت مال خداست تکبر مال خداست پس آزار نرسانیم.@ این خیالات هم از سرمان بیرون کنیم که روحیه علو داشته باشیم بالاتر از بقیه، بلند شدن روی دست دیگران، جلوتر از دیگران، بقیه پشت سر ما باشند از ما حساب ببرند و مسائلی از این قبیل، روحیه اینچنینی خیلی خطرناک است پدر و مادرت را اذیت نکن انسان خیر نمیبیند همسرت را اذیت نکن.@ زیاد داریم بچه حزباللهی خانمهایشان میایند به ما میگویند که این در خانه یکذره اخلاق ندارد بیرون که هست با همه بگو و بخند، در خانه که هست بچه نمیتواند با او انس بگیرد این بد است پدری که بچهاش نمیتواند با او انس بگیرد و رفیقش بشود این خیلی بد است.@ آدم ساقط شده کسی ک همسرش از او میترسد آن هیبتی که گفتن آن هیبت را خدا به انسان میدهد هیبتی که از پیمودن راه حق خدا به انسان میدهد آن یک بحث دیگر است تو حق را رعایت کن همسرت همیشه از تو حساب میبرد.@ میداند نمیتواند باطل را به تو تجویز بکند و تو را به پیشنهادهای باطل بکشاند میداند تو این کاره نیستی رعایت میکند بچهها هم همینطور، این چیزی است که خدا باید بدهد، اما گربه را دم حجله کشتن و شاخه و شانه کشیدن نه اصلاً خوب نیست.@ پنج سال کلاس فلانی کلاس عرفان رفته یک کسی میگوید این شاگردان شما چند سال آمدند کلاس شما شرکت کردند میگوییم به حضرت عباس ما اینها را به آنها میگوییم در نوار همسران ما آنقدر اینها را گفتیم رعایت نمیکنند.@ عالمهای بیعمل هستند مثل خودمان، رعایت نمیکنند میگویند پس شما در این کلاسها چه چیزی به اینها میگویید این از وقتی که آمده بدتر شده به جای اینکه بهتر بشود قبلاً باز یکذره بهتر بود از وقتی که سر کلاسها آمده بیا و ببین.@ خیلی وقتها هم شخص آگاهی ندارد میاید این چیزها را یاد میگیرد مسائل حق را و بلد نیست در خانه چطوری اجرا بکند میرود آنجا شمشیر میکشد که این هست و جز این نیست استاد اینطوری گفته این باید اجرا بشود.@ پیغمبر که اینطوری تبلیغ نمیکرد مدارا، ظرفیتها را رعایت بکن و سن و جنس را رعایت کن الان درست است تو اینجا آمدی داغ شدی خوراک خوردی ولی تو پنج سال آمدی خوراک خوردی حالا یک چیزی را میتوانی رعایت بکنی.@ ولی کسی که الان تازه اول راه هست این خوراکها را نخورده چه انتظاری داری که مثل تو عمل بکند شبیه تو بشود اگر شبیه تو نبود مثلاً اَخ است گذشته خودت را یادت نیست خودت آنقدر کودن بودی که پنج سال سر این کلاسها آمدی تا اینها را عمل میکنی از آن کسی که اصلاً نیامده چه انتظاری داری.@ آن که مثل تو خوراک نخورده این راهها را نگذرانده چرا حوصلهات را از دست میدهی اینطوری به درد نمیخورد مبانی این مسائل را گفتیم اینها را کامل به عزیزان توضیح دادیم که اگر بخواهید با یک غیر برخورد بکنید چطوری بکند به هر حال اذیت نکنیم.@ در روایت داریم مؤمن مثل عسل شیرین است قبلاً هم من یک مبنا به شما دادم در عشق به همسر و عاطفه و مهرورزی و الفت داشتن گفتیم اگر کسی علاقهای به همسرش ندارد هر چقدر درجه تقوا و ایمانش بالاتر میرود آمدید سر این کلاس، رفتید سر کلاس دیگری، مطالعه کردید.@ حوزه علمیه رفتید اگر به میزان لطافت و الفتتان اضافه نشود مطمئن باشید از روز اول اشتباه رفتید یعنی مسیر غلط بوده نه اینکه حوزه رفتن و طلبگی غلط بوده این درسها را غلط گرفتید چون امام صادق(ع) میفرماید من گمان نمیکنم کسی ایمانش زیاد بشود و عشق به همسرش زیاد نشود این دو با هم رابطه مستقیم دارد.@ بین مهرورزی به همسر و فرزندان و والدین و دیگران اصلاً روحیه محبت و الفت نسبت به دیگران رحیمانه برخورد کردن با دیگران با بالا رفتن درجه ایمان رابطه مستقیم دارد.@ اگر کسی را دیدید که خیلی دوآتشه و تند است از آنهایی که وقتی گریه میکند 220 لیتر اشک میریزد بعد دیدید که این با زنش در خانه بداخلاق است بچههایش از او میترسند با برادرش انس نمیتواند بگیرد یک برادر و خواهر در خانه دارد با آنها خشن است و قهر است رابطهاش سرد است بدانید که همین ایمانش هم به درد نمیخورد حتماً اشتباهی رفته.@ چون شرائط دارد معصوم هم به ما مبنا داده اشتباه که نمیکند وقتی میگوید اگر کسی ایمانش بالا رفت حتماً علاقهاش به همسرش زیاد میشود همسر مصداق است غیر از آن والدین و برادرت، میگوید یکسره در سر برادرش میزند یکسره با خواهرش در خانه تشنج دارد یکسره با همسرش اضطراب دارد.@ این قطعاً معلوم است که حزب اللهی بودنش هم به درد نمیخورد چهار روز دیگر هم میبُرد و یک کار دیگر میکند چون مبنا غلط هست به هر حال کسی اذیت نشود از اذیت بالاتر هم خطرناک هست اینکه انسان شخصیتش تحمیل به دیگران باشد.@ یعنی دیگران وقتی دارند با تو معاشرت کنند مجبورند تو را به یک نحوی تحمل کنند در خانه، همکارها، رفقا، یکجایی که هستی مجبور هستی تحملت کنند این موجود موجود مبارکی نیست یک کسی باشد که اگر کنارشان نبودی دلشان برایت تنگ بشود و مشتاقت بشوند یکی از چیزهایی که شدیداً پیغمبر و اولیاء دین(ع) با آن مخالفت کردند زمختی و خشونت هست.@ خیلی گفتن که در دین این چیزها راه ندارد شما یک بچه بسیجی را نگاه کنید(أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ) چقدر در جبهه شما میدیدید که هیچ وقت تجلی لطافت به اندازه هشت سال دفاع مقدس ما نداشتیم لطیفترین آدمها را جبهه تربیت کرد.@ ما نداشتیم یعنی اصلاً تاریخ به این حجم تا به حال آدمهای لطیف بیرون نداده در حمله آنقدر جسور و شجاع هیچی جلودارش نباشد در منشها و رفتارشان با همدیگر آنقدر لطافت بود عراقیها را طبق وظیفهاش تیراندازی کرده کشته میرود بالای سرش دو رکعت نماز میخواند که خدا او را ببخشد.@ این دو با هم چطوری جمع میشود اینها را حاج ایوب باید برای ما بگوید از لطافتهای مرحوم شهید حاج عبدالله فرمانده گردان تخریب لشکر سیدالشهداء، یک فرمانده یک ستون را نگه میدارد که بنشینید این کلاغها آمدند کنار چشمه آب بخورند بگذارید آبشان را بخورند و بروند ما نرویم مزاحم آب خوردن اینها بشویم.@ و لطافتهای معنوی زیاد، تماسهای معنوی، مکاشفات، ارتباطات قشنگی که داشتند اما در عین حال مثل امیرالمؤمنین(ع) که آنجا به او حیدر کرار میگویند یک نفره به دوازده هزار نفر حمله میکند یک موقع هم هست که یک یتیمی میبیند پایش میلرزد شروع میکند به گریه کردن تحمل ندارد مؤمن لطیف است مؤمن مثل عسل شیرین است در رفتارش خشونت ندارد.@ آنهایی که در رفتار تندی میکنند و زن و بچه مجبورند به خاطر اینکه نکند حاج آقا عصبانی شود و به او بربخورد و صدایش بالا برود الان شروع کند به اعتراض، هی مجبور هستند کوتاه بیایند اینها مطمئن باشند که فشار قبر خواهند داشت.@ این قطعی است نباید ما اینطوری باشند که دیگران بخواهند ما را ملاحظه کنند الان است که جوش بیاورد و صدایش بالا برود از ترس اینکه مبادا صدایش بالا برود حرفش را نتواند بزند حرفش را قورت بزند حرف حق دارد نمیتواند بزند.@ بچه حرف حق دارد از ترس پدر نمیتواند بزند زن حرف حق دارد از ترس شوهر نمیتواند بزند یا خانم این کار را در خانه بکند تا یک چیزی بشود شروع کند به غرغر کردن و بداخلاقی، زن و مرد فرقی نمیکند این هم خطرناک است چه برسد به اینکه خدای نکرده انسان به مرحله اذیت دیگران برسد این که دیگر خیلی بد است.@ اذیت هم یکی نیست اگر بخواهیم بحث کنیم راجع به اذیت خیلی بحث مفصلی هست به هر حال باید به مردم آزار نرسانیم ما هیچ مجوزی برای اذیت دیگران نداریم حزب اللهی هستی متدین هستی مجلس برای امام حسین گرفته.@ فکر میکند که حالا چکار کرده برای امام حسین مجلس گرفته صدای بلندگو را بلند میکند همسایه مریض دارد تو مجلس برای امام حسین گرفتی یک بلندگوی داخلی در خانه بگذار صدایش هم کم کن مردم که کَر نیستند چه احتیاجی دارد که بیرون بلندگو بگذاری که مردم اذیت بشوند این اذیت دیگران است.@ میخواهی گریه بکنی و عزاداری بکنی مزاحم همسایهات نشو یک نماز شب میخواهد بخواند بیست دفعه این چراغ را روشن و خاموش میکند همه از خواب میپرند این چه نمازشبی است که میخواهی بخوانی که همه از صدای شما اذیت بشوند آنقدر مستحباتی داریم که دیگران را اذیت میکند.@ مردم عجله دارند میخواهند بروند آقا وضوی مستحبیاش گرفته اجازه بدهید من وضویم را بگیرم من دائم الوضو هستم باید وضویم را بگیرم ماشین میخواهد برود مردم معطل هستند وقتشان را که از سر راه نیاوردند وضو بگیرم تازه میخواهد دستشویی هم برود بعد کارهای دیگر بعد وضو بگیرد.@ بحث اذیت را در ذهنتان زیاد پرورش بدهید یعنی تمرین بکنید که جزء مصادیقش نباشید یک مثال بزنم میخواهید پارک بروید زن و بچه همه نظر دارند دوست دارند پارک بروند بعد اینها پارکی را دوست دارند بروند که بچه دوست دارد جایی باشد که اسباببازی داشته باشد بچه به شکل خودش اینطوری علاقهمند هست.@ خانمها معمولاً با آقایان راه میایند آقا میگوید نه من این پارک را دوست دارم انتخاب پارک، انتخاب یک رستوران برای غذا خوردن انتخاب یک شهر برای سفر تابستانی، ظاهرش این هست که شما داری به زن و بچهات محبت میکنی و آنها را پارک میبری و میگردانی ولی با انتخاب نابجایی که کردی و نظرت را به اینها تحمیل کردی داری آنها را اذیت میکنی.@ آن بحث مصلحت را قبلاً توضیح دادم یک موقع یک جایی میخواهید بروید که فساد دارد یک پارکی میخواهید بروید که چشمت میخواهد به نامحرم بخورد نامحرم ناموست را میخواهد ببیند یک بحث دیگر است یک عروسی هست که در آن فساد دارد معصیت خدا میشود آن بحث دیگر است.@ چون ما خودمان میخواهیم برویم برای تفریح برای خودمان، به اسم زن و بچه میخواهیم تفریح برویم ولی خودش میخواهد نفسچرانی بکند لذتش را ببرد ببین بچهات کجا را دوست دارد اینکه میفرماید(المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَۀِ أهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه).@ یعنی این، مؤمن با میل خانواده و اطرافیانش کار میکند چون در محرمات و واجبات که میل کسی مطرح نیست نظر خداست در مباحات ببین اطرافیان بیشتر چه دوست دارند تحمیل نکنیم قرار است آبمیوه بخریم خودش از آب پرتقال خوشش میاید برویم آب پرتقال بخریم، شاید آنها چیز دیگری دوست داشته باشند.@ میخواهیم غذا بخوریم خودش از فلان غذا خوشش میاید همه را هل میدهد به آن رستوران، چون خودش نمیتواند از شکمش بگذرد ببین بقیه چه دوست دارند اگر میشود بقیه انتخاب کنند هر کس هر چه دوست دارد روی این کار کنید زیاد هست مواردی که اگر بگردیم هر کدام از ما دیگران را زیاد اذیت میکنیم کلاً گران تمام میشود مفتی نیست که اگر اذیت کردی و آنها هم چیزی نگفتن به جایی برنخورد.@