اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما در قرآن کریم یکی از موضوعات بسیار مهمی که داریم بحث هدایت و اضلال هست که خداوند هم هدایت را و هم گمراه کردن انسانها را به خودش نسبت میدهد(يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً) خداوند عدهای را به وسیله قرآن گمراه میکند و عدهای را هدایت میکند. @ (يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ) هر کس را بخواهد گمراه میکند هر کس را بخواهد هدایت میکند یا تعابیری از قبیل اینکه اینها خداوند نمیخواهد هدایت بشوند خداوند میخواهد اینها را عذاب بدهد خداوند زمینهای را فراهم کرده که اینها بیشتر گناه بکنند تا عذاب بعداً بیشتر ببینند.@ میبینید بوی جبری مسلکی از آن میاید که انسان گمان میکند که خداوند یک رابطه مساوی با بندگانش ندارد بعضیها را میخواهد هدایت بکند و بعضیها را خوشش نمیاید بخواهد آنها را گمراهشان بکند در این باه یک مقدار توضیح میدهم تا به موضوع بحثمان برسیم.@ خداوند تبارک و تعالی برای همه انسانها امکانات اولیه را قرار میدهد و نسبتش با همه انسانها در آغاز یک نسبت مساوی هست یعنی به آنها عقل میدهد فطرت میدهد نیروی تشخیص بدی از خوبی را میدهد(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) خداوند تمام کارهای زشت و کارهای خوب را تشخیصشان را به نفس الهام کرده و حسن و قبح ذاتی هست.@ تشخیص خوبی و بدی در انسان به صورت ذاتی وجود دارد و انسان میتواند بفهمد که چه کاری خوب است و چه کاری بد است چه کاری عاقلانه هست و چه کاری جاهلانه هست میتواند تشخیص بدهد از درون انسان را مجهز و مسلح میافریند چون از نفخه خودش هم در انسان دمیده و قرار داده(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي).@ در واقع انسان با زمینههای بسیار قوی به این دنیا میاید و آموختههای نه ذهنی بلکه آموختههای فطری زیادی را دارد به طوری که در جای خودش ثابت میشود که اساساً کل اصول دین فطری هست و اگر کسی به خودشناسی نائل بشود خودش را مطالعه بکند.@ همانطور که در بحث شب عرفه و شب قدر عرفه گفتم ما اثبات خدا و سایر اصول دین را از وجود خودمان میتوانیم در بیاوریم احتیاجی به استدلالهای خارجی خیلی نداریم اگر مطالعهای در درون بکنیم در ما هست و میتوانیم در بیاوریم که نمونهاش را هم خدمتتان عرض کردم این تجهیز درونی انسانها است.@ همه انسانها مجهز هستند بعد خداوند تبارک و تعالی انبیاء را هم میفرستد به عنوان حجت ظاهری و عقل خارجی برای ما میفرستد که دیگر این حلقه هدایت تکمیل بشود بعد خداوند منتظر میماند تا ببیند بندگانش چکار میکنند.@ اساساً این نکته فراموش نشود خداوند همیشه به عنوان یک تابع از رفتار انسان عمل میکند یعنی همیشه خدا منتظر شماست ببیند شما چه میکنید بعد او تصمیمگیری و اراده میکند در مورد شما خلقت شروعش از اوست مجهز کردن از اوست دادن اطلاعات و هدایت اولیه همانطور که گفتم به معنای تجهیز عقل و فطرت درون از خداوند هست.@ فرستادن انبیاء هم از اوست بعد از این مرحله دیگر خداوند به صورت یک تابه عمل میکند نگاه میکند که بنده چکار میخواهد بکند هر مسیری را طی بکند طبق آن مسیری که بنده انتخاب میکند خداوند رفتار میکند.@ بنابراین هدایت اولیه ما یک قانونی داریم به نام هدایت اولیه که همین بود که گفتم اگر کسی ایمان آورد با تجهیزاتی که در درون دارد به انبیاء و رهبران الهی ایمان آورد و قبول کرد هدایت ثانویه خدا شروع میشود و اگر بعد از این هدایت اولیه خداوند افرادی کفر ورزیدند و نخواستند دستشان را به دست خدا بدهند خداوند مسئله اضلال را مطرح میکند.@ بنابراین مسئله گمراه کردن خدا ابتدایی نیست ابتدا خداوند همه را هدایت میکند طبق قاعده عمومی هدایت همه را هدایت میکند بعد منتظر میشود حالا آیاتش را بخوانم تا این قضیه خوب جا بیفتد(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) این کتاب قرآن که هیچ تردیدی در آن نیست متقین را هدایت میکند.@ متقین یعنی کسانی که هدایت اولیه را گرفتند پاسخ مثبت به خداوند دادند این کتاب میتواند آنها را هدایت بکند بعد متقین را توصیف میکند(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ).@ در مرحله هفتم یعنی پنج تا قدم شما باید بردارید ایمان به غیب اقامه نماز انفاق از آنچه که خداوند به شما داده یعنی پذیرش خداوند و غیب ایمان بیاوریم که هست دستمان را به دست خدا بدهیم آن رفتارهایی که از ما خواسته نشان بدهیم.@ ایمان به پیغمبر و انبیاء گذشته داشته باشیم یقین به آخرت داشته باشیم بعد خداوند میفرماید(أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ) اینها بندگانی هستند که خداوند هدایتشان میکند این هدایت هدایت ثانویه است چون هدایت اولیه را کرد هدایت اولیه مجهز کردن ذات انسان در درون و فرستادن انبیاء در بیرون بود این هدایت هدایت ثانویه است.@ یعنی اگر کسی به خدا دست داد ایمان آورد و خواست هدایت بشود خداوند هدایتش میکند(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ) کفار اینطوری نیستند کسانی که کفر ورزیدند یعنی هدایت اولیه آمد مسلح شدند انبیاء آمدند و بعد اینها با پیام انبیاء آشنا شدند بعد مقاومت کردند در مقابل انبیاء(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا) کفر چه موقعی معنا دارد؟@ زمانی که انسان ایمان به او مطرح بشود عرضه بشود و قبول نکند اگر ایمان به او عرضه شد و قبول نکرد کافر میشود آنهایی که کفر ورزیدند(سَواءٌ عَلَيْهِمْ) مساوی است بر اینها که آنها را بترسانی یا نترسانی(لا يُؤْمِنُونَ) ایمان نمیاورند.@ بعد میفرماید اینطور افراد(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ) اینهایی که بعد از هدایت اولیه به ما پشت کردند ما روی قلبهایشان مُهر میزنیم(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ) روی گوشهایشان(وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ) روی چشمهایشان پرده میافتد دیگر نمیبینند نمیفهمند ادراک نمیکنند.@ پس اینکه میفرماید خداوند بعضیها را گمراه میکند این گمراهی اولیه نیست که همینطوری خدا از یک کسی خوشش بیاید هدایتش بکند از یک کسی بدش بیاید گمراهش بکند نه خداوند در نگاه اول همه بندگانش را دوست دارد و هدایت همه آنها را میخواهد.@ باب توبه را باز گذاشته که تا آخرین لحظات عمر اگر کسی بخواهد آشتی بکند پل پشت سرش خراب نشده باشد و مسائل دیگر است ولی اگر بنده خودش با خدا قهر بکند آن یک بحث دیگر است اگر خودش قهر بکند از خداوند دور میشود همینطوری تا ته جهنم میرود پس خداوند به عنوان یک تابع در رفتار انسان عمل میکند.@ از نظر جامعهشناسی در اجتماع خداوند میبیند جمع و گروه امت چه رفتاری پیشه میگیرند آنها را به همان شیوه با آنها عمل میکند و از نظر فردی هم در نظام فردی تا فرد خودش تصمیم نگیرد زندگیش را اصلاح بکند خداوند کمکی به او نخواهد کرد.@ یعنی شما همیشه باید بدانید که این ضربالمثل از تو حرکت از خدا برکت فقط در مورد مسائل اقتصادی نیست در همه زمینهها خداوند بعد از هدایت اولیه به عنوان یک تابع عمل میکند و منتظر کار بندهاش هست ببیند بندهاش میخواهد چکار بکند چه تصمیمی میگیرد اگر تصمیم درست گرفت و کمر همت را بست خیال شدن رشد و تعالی را پیدا کرد هدایتش میکند.@ از اینجا به بعد میخواهیم وارد مسائل اجتماعی و سیاسی بشویم در مورد اجتماع میفرماید(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) خداوند هرگز سرنوشت هیچ گروه و قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان بخواهند تغییر بکنند یعنی اینطور نیست که اگر کسی نخواست خداوند چیزی را به او تحمیل بکند میگذارد در همان وضعیتی که میخواهد باشد.@ اگر کسی گمراهی را میخواهد خداوند میگذارد در همان گمراهیش بماند اگر کسی هدایت را میخواهد خداوند دائماً برایش هدایت میفرستد یعنی خداوند به عنوان تابع رفتار شما عمل میکند لذا اگر کسی بخواهد سرنوشت زندگیش را تغییر بدهد صرفاً بخواهد از خدا کاری بکند خدا نمیکند.@ در روایت چند دسته هستند که دعایشان مستجاب نمیشود یک دسته کسانی هستند که صرفاً دعا میکنند اما عملی برای این کارشان نمیکنند(اَلداعی بِلا عَمَل کَالرامی بِلا وَتَر) دعاکننده بدون عمل مثل تیراندازی هست که کمانش زه ندارد.@ خدا کمک نمیکند در خانه بنشینی دعا بکنی ضجه بزنی نه باید عمل بکنی خدا میگوید برایش راه قرار دادم طبق راه عمل بکن برو جلو تا من کمکت کنم اگر همینطوری بخواهی صرف دعا برسی نه نمیرسی یک کسی توسل کرد به اباالفضل(ع) خدمت اباالفضل رسید گریه میکرد در حرم که من میخواهم مجتهد بشوم.@ ما خیلی سخت است بخواهیم بیاییم این درسها را بخوانیم اذیت میشویم شما اجتهاد و علم را یکجا به ما بدهید بعد شب حضرت اباالفضل را خواب دید حضرت یک چوب آورده بود دستور داده بود که این را ببندند و کتکش بزنند.@ گفت تو میخواهی از راه تنبلی میخواهی مجتهد بشوی راهش این هست که درس بخوانی ترسید به حضرت گفت که آقا تو را به خدا نزن میرویم درس میخوانیم دیگر همت کرد گفت تو برو درس بخوان تلاش بکن ما هم کمکت میکنیم راه دارد.@ الان بعضیها میخواهند ازدواج بکنند به قدری روحیه تنبلی دارند در فهم مسائل زندگی که تا میگویی دو بیشتر است یا سه میرود استخاره میکند ما اصلاً همچین چیزی نداریم استخاره چیست قبلا در بحث احتیاط توضیح دادم راه دارد ازدواج یک کار تخصصی هست.@ قبلش برو تخصصش را یاد بگیر بدان با چه شخصیتی باید ازدواج بکنی برای نظام حیات زندگی دنیا و ابدیتت تا یک کاری میخواهد بکند زود میرود قرآن استخاره بکند یا خواب دیدم اینطوری بشود به راحتی اینطوری نمیشود کار میخواهد باید برایش زحمت بکشی.@ میخواهی بچهدار بشوی این بچهدار شدن قانون دارد قوانین تشکیل نطفه داریم بعد از نطفه داریم دوران بارداری داریم بعد از تولد داریم اینها هر کدام قانون دارد علومی دارد باید یاد بگیریم همینطوری که نمیشود رفت میخواهد تجارت بکند با ناشیگری میرود سر وقت تجارت همه اموالش را از دست میدهد یا میافتد در مسیر ربا.@ الان ما چقدر زندانیهای چکی داریم برای اینکه نمیخواهند از راهش بروند با سفره اباالفضل انداختن و این چیزها مشکل حل نمیشود باید کار کرد(شُعارُ المُؤمِن اَلعَمَل) این قاعده است امیرالمؤمنین(ع) فرمود شعار مؤمن عمل است.@ یعنی مؤمن وقتی که میخواهد شعار بدهد شعارش را با عمل کردن و اقدام نشان میدهد تنبلی ما نداریم لذا اگر میخواهی سرنوشتت در زندگی تغییر بکند و به سمت رشد و تعالی بروی باید کمر همت ببندی مسیر را طی بکنی زحمت هم دارد در این تردید نکن.@ در اجتماع هم همینطور، در اجتماع اگر اجتماعی بخواهد سرنوشتش تغییر پیدا بکند یعنی بخواهد سعادتمند بشود باید روح جمعی فعال عمل بکند درست عمل بکند تا سعادتمند بشود این یک قاعده است.@ مثال بزنم: ما الان 17 خرداد هستیم پریروز 15 خرداد را داشتیم سالگرد تعطیل رسمی هست عزای عمومی هست بدانیم 15 خرداد چیست در 15 خرداد امام امت همان امام امت 57 است که در 15 خرداد ظهور میکند این امام امت 57 در 15 خرداد قیام میکند ولی مردم نمیخواهند به امام کمک بکنند یک عده قلیلی امت نیست.@ حرکت جمعی و کلی نیست عده قلیلی در ورامین شهر ری در تهران اقدام میکنند 15 هزار نفر کشته میشوند بقیه هم همه میروند در خانههایشان میخزند و چون نمیخواهند تغییر سرنوشت بدهند خداوند امام را از آنها میگیرد امام میرود نجف 15 سال تبعید و مردم 15 سال باید رژیم شاه را تحمل بکنند.@ در 57 وقتی که مردم تصمیم میگیرند که سرنوشتشان تغییر بدهند خداوند امام را به آنها ارزانی میکند به آنها میبخشد میگوید بیایید این هم رهبر الهی در سایه این به پیروزی میرسید آن موقع 15 هزار نفر را کشتند بقیه در خانههایشان خزیدند.@ اینجا نه در 57 آقا مصطفی را شهید کردند مردم سروصدا راه انداختند در سروصدا چند نفر را کشتند تبریزیها شروع کردند در تبریز چند نفر را کشتند تهرانیها شروع کردند بعد از تهران شهرهای دیگر شروع کردند نایستادند معطل بشوند که حالا چه میشود نه کارشان را انجام دادند.@ در خیابانها ریختند معطل هم نکردند کشته هم داد ند 70 ـ80 هزار تا شهید جانباز پای کار محکم ایستادند فیلمهای انقلاب را ببینید شوخی نیست بروی جلوی گلول بایستی بدانی ژ ث را جلوی تو گرفتند بایستی بگویی مرگ بر شاه یا مرگ یا خمینی استقلال آزادی جمهوری اسلامی این خواستیم که سرنوشتمان را تغییر بدهیم.@ وقتی میخواهی خداوند پیروزی را ارزانی میکند که میگوید انقلاب ما انفجار نور بود و معجزه قرن اتفاق میافتد چون مردم تصمیم گرفتند سرنوشتشان را تغییر بدهند بنابراین خداوند سرنوشت هیچ گروهی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان تصمیم بگیرند.@ شما لبنانیها را نگاه بکنید دائماً تو سریخور اسرائیلیها بودند یعنی بیروتی که عروس شهرهای جهان بودند آن را مثل یک فاحشه کردند شیعیان در وضعیت ذلتباری زندگی میکردند فعالیتهایی مثل فعالیتهای امام موسی صدر شهید چمران هر چند مفید بود و تا حدودی مؤثر اما نمیتوانست جلوی اسارت لبنان را بگیرد.@ این ذلت را کشیدند تا وقتی که لبنانیها خواستند عدهای از آنها کار بکنند جوانان حزب الله جمع شدند از سپاه آموختند از جوانان ایران آموختند که باید مبارزه کنند در جنگ ما آموختند که باید مثل ما بسیجی باشند.@ مقاومت کردند سالها جلوی اسرائیل مقاومت کردند و به هر حال اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون کردند و ثابت کردند که اگر بخواهند میتوانند و خداوند هم کمکشان میکنند فلسطینیها 50 سال هست که فلسطین اشغال هست نخواستند تغییر سرنوشت بدهند رهبران و ملت اینها را به خمودی و کسالت کشاندند.@ روح مبارزه را از آنها گرفتند کشاندند پای سازش و مذاکره با کسانی که اساساً هیچ منطقی جز زور سرشان نمیشود یک مشت لات آدمکش و از زور به ذلت افتادند الان که مثل حزب الله جهاد اسلامی حماس تصمیم گرفته مثل حزب الله لبنان مثل جوانان ایران عمل بکند میبینی که چقدر موفقیت دارد به دست میاورد.@ یعنی تا نخواهی سرنوشت را تغییر بدهی امکان ندارد خدا کاری بکند صد سال چند قرن هم قرار باشد تحت ظلم ستم و ذلت و نکبت باشی خداوند هیچ کاری نمیکند خودت باید تصمیم بگیری زندگیت را تغییر بدهی چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی این اول بحث من که ما سرنوشت کشور و جامعهمان به دست خودمان هست.@ اگر خودمان نخواهیم آن را نگه داریم خدا به ما کمکی نخواهد کرد فیض خدا نصرت خداوند همیشه بعد از ایجاد ظرفیت و درخواست ما به سراغ ما میاید مردم آمدند در غدیر خم 120 هزار نفر بالاتر یا پایینتر آمدند با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کردند خداوند به این مردم پیغمبر را عطا کرد امیرالمؤمنین را عطا کرد.@ گفت این میشود رهبر شما باشد یک آدم لایق را به آنها داد مردم آمدند بیعت کردند اولین کسی هم که بیعت کرد همان خلیفه اول و دوم بیعت کردند تا غروب همه ایستادند بیعت کردند و بعد از اینکه پیغمبر از دنیا رفت مردم کوتاه آمدند 7 ـ 8 نفر نشستند در سقیفه بنی صاعده توطئه کردند امیرالمؤمنین را عزل کردند.@ یک نفر نادانترین آنها را به خلافت انتخاب کردند و مردم هم کوتاه آمدند امیرالمؤمنین سه شب حضرت زهرا را سوار الاغ میکند حسنین را در خانه اصحاب میبرد که مگر شما با من بیعت نکردید من خلیفه رسول خدا هستند شما به عنوان امام و خلیفه با من بیعت کردید.@ پس بیعتهایتان چه شد پس اینها غصب خلافت کردند باید دفع فساد بکنیم بیایید بایستید مبارزه بکنیم باشد آقا ما میاییم فلان جا قرارمان جز سلمان و مقداد و ابوذر کسی دیگر آنجا نیامد برای کار آماده باشد همه در خانههایشان خزیدند.@ تکلیف این شد که اراذل و اوباش آمدند به جای پیغمبر روی منبر پیغمبر نشستند و جامعه اسلامی فساد آن را گرفت و این انحراف تاریخی به وجود آمد امیرالمؤمنین(ع) چه موقع خلیفه شد؟ زمانی که مردم دیگر به ستوه آمدند از دست این سه تا خلیفه خسته شدند.@ ریختند در خانه امیرالمؤمنین(ع) حضرت فرمود بروید رهایم کنید بروید سراغ کسی دیگر غیر از من را انتخاب بکنید رهایم بکنید گفتند نه ما فقط تو را میخواهیم حضرت فرمود آنقدر جمعیت زیاد در خانه ما آمد که من ترسیدم حسنین زیر دست و پا له بشوند و بعد هم به خاطر اینکه با او اتمام حجت شده بود خلافت را قبول کرد.@ ولی بعدش مردم پای کار نایستادند کار را به جایی رساندند که امیرالمؤمنین(ع) نفرینشان کرد(قاتَلَکُمُ الله) خدا شما را بکشد خدا من را از شما بگیرد بعد هم به شهادت رسید دیدید که سر جامعه اسلامی بعد از امیرالمؤمنین(ع) چه چیزی میاید این از این وضع چون مردم نمیخواهند کار به جایی میرسد حضرت زهرا آنطوری به شهادت میرسد.@ بعد از خلافت علی(ع) نوبت امام مجتبی میشود جنازهاش را تیرباران میکنند حضرت اهل مبارزه و قیام بود شجاعت علوی داشت سفت پای کار ایستاده بود که با معاویه مبارزه بکند اما سرادارانش با پول توسط معاویه خریداری شدند مردم هم رها کردند کاری شد که حضرت در چادرش تنها بود هیچ کس با حضرت نبود.@ خداوند با یک همچین مردمی باید چکار بکند مردمی که بیلیاقتی نسبت به امام معصوم نشان میدهند امام معصوم را از آنها میگیرد آن از عاشورا و آن هم از بقیه خداوند حوصله دارد صبر میکند همه ائمه را خداوند در اختیار مردم گذاشت که مردم بلکه لیاقت به خرج بدهند ندادند از آنها گرفته شد امام دوازدهم به غیبت رفت.@ الان هزار و چند صد سال است غیبت طول کشیده خدا هم حوصله دارد همینطوری طولش میدهد تا مردم خودشان بخواهند امام زمان را بیاورند چون غیبت امام زمان نه ربطی به خداوند تبارک و تعالی دارد نه ربطی به امام زمان(ع) دارد.@ نه خداوند ارادهاش این بود که اینقدر طول بکشد و نه امام زمان میخواهد اینقدر طول بکشد این ذلت و نکبتی که کشورهای اسلامی را گرفته معلول خاص کشورهای اسلامی هست نمیخواهند تغییر سرنوشت بدهند تا وقتی که در خودشان نیفتد که تغییر سرنوشت بدهند و نخواهند و زمینه را فراهم نکنند خداوند امام زمان را نمیاورد.@ اگر میخواهی برایش تلاش بکنی الحمد لله رب العالمین این مژده را به ایرانیها دادند که ایرانیان قومی هستند که میخواهند امام زمان بیاید و بالاخره امام زمان را میاورند و زمینه را فراهم میکنند فرمود(یَخرُجُ النّاسُ مِنَ المَشرِق فَیُوَطِعُونَ لِلمَهدی سُلطانَه).@ نبی اکرم(ص) فرمود که مردمی از شرق قیام میکنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم میکنند یعنی مهدی را به جهانیان میشناسانند جهانیان شیفته مهدی میشوند درخواست آمدن مهدی و تمنای مهدی را میکنند تا خداوند به آنها ارزانی میکند و هدیه میکند وجود مقدس امام زمان(ع) را.@ و این وظیفه ماست که به عنوان یک شیعه برای آگاهی جامعه و برای آگاهی کشورهای دیگر باید تلاش بکنیم و اندیشهمان همانطور که امام امت(س) فرمودند جنگ ما جنگ عقیده هست و جغرافیا و مرز نمیشناسد.@ باید تلاش بکنیم هر کس به سهم خودش باید تلاش بکند به اینکه امام زمان را در جامعه بشناساند و شیفتهاش بشود دوستش داشته باشد و درخواست ظهورش را داشته باشد و مهمترین مرحله درخواست این هست که انسان درون خودش را برای آمدن حضرت آماده بکند.@ وقتی خودت خواستی حضرت میاید و ثابت کردی که لیاقت داری و به قول یکی از بزرگان نظام ولایت فقیه نظامی هست که خداوند به مردم عطا کرد تا مردم امتحان پس بدهند که آیا تحمل امام زمان را دارند یا ندارند اگر توانستی از نائبش پذیرایی بکنی.@ امام حسین هم همین کار را کرد قبل از اینکه به کوفه برود یک نائب فرستاد مسلم را میفرستد ببیند مردم با مسلم چکار میکنند اگر پذیرایی کردند استقبال کردند حضرت بیاید اگر نه نه ولایت فقیه یعنی نائب امام زمان بر مردم ولایت داشته باشد از طرف امام زمان.@ همانطور که خود امام زمان امر کرده تا مردم لیاقت خودشان را نشان بدهند و ثابت بکنند که لیاقت امام زمان را دارند بگویند آقا ما نسبت به ولی شما نسبت به نائب شما وفادار ماندیم مطمئن باش پای کار هستیم وقتی خودت بیایی بچه بسیجیها این را خوب ثابت کردند سفت پای کار ایستادند و ثابت کردند.@ اطاعت بیچون و چرا و محض از ولی فقیهشان دارند و پای کار هم ایستادند همانطور که قرآن در مورد ایرانیها میفرماید(وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) ایرانیهایی که آخرالزمان میایند از ملامت هیچ ملامتکنندهای نمیترسند از هیچ کس حساب نمیبرند جز از خدا هیچ ابرقدرتی برایشان قدرت و جاذبه و جذبه ندارد.@ همه ابرقدرتها در مقابلشان خوار هستند و ثابت کردند و این بشارت بزرگی است که الان در این کشور میلیونها بچه جوان بسیجی آماده قطعاً اگر امام زمان(ع) بیاید دست به شمشیر و مهیا پا رکاب خدمت امام زمان(ع) هستند که انشاالله بتوانند جهان را اصلاح بکنند این مژده بزرگی است.@ خداوند به حق امام زمان ما را از آنها قرار بدهد خداوند به ما قدم صدق عنایت بکند که به امام زمان راست بگوییم و دروغ نگوییم که حضرت اگر آمد بخزیم در خانههایمان دنبال و مصالح و منافع خودمان باشیم و این را ما نمیتوانیم ثابت بکنیم مگر اینکه به ولی فقیه ثابت بکنیم یعنی ثابت بکنیم پای کار برای ولی فقیه ایستادیم و بیچون و چرا میتوانیم مثل اطاعت از امام زمان از او اطاعت بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 036 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 036 - شرح حدیث عنوان بصری