اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در تفسیر دوراندیشی و هزم بودیم حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) را میخوانیم حضرت میفرماید(اَلهَزمُ حِفظُ ما کُلِّفتَ وَ تَرکُ ما کُفیتَ) دوراندیشی یعنی اینکه تو آنچه را که نسبت به آن مکلف هستی حفظ بکنی و آنچه را که از دوش تو برداشته شده رهایش بکنی.@ در طول زندگی صحنههایی پیش میاید که انسان دچار افراط و تفریطهای خیلی زیادی میشود گاهی وقتها وظائف اصلی خودش را فراموش میکند به دنبال چیزهایی میرود که به او واجب نیست وظیفهاش نیست که به دنبالش برود.@ خودش برای خودش وظیفهتراشی میکند فکر میکند که لازم هست دنبال این کار برود یا اصلاً از مقوله وظیفه نیست روی شهوت یا شوق و علاقه به کاری میپردازد که آنقدر ضرورت ندارد اما کارهای ضروری زندگی خودش روی زمین میماند چه مربوط به زندگی شخصیش چه در رابطه با خانواده چه در رابطه با مسائل آخرتش.@ میفرماید دوراندیشی یعنی آن چیزی را که تو نسبت به آن مکلف هستی محکم نگه داری حفظش بکنی و آن چیزهایی که وظیفهات نیست و خداوند روی دوشات نگذاشته رها بکنی در واقع یعنی پرداختن به آنچه که نسبت به آن مسئول هستی و رها کردن چیزهایی که کسی از تو راجع به آنها مسئولیتی نمیخواهد کاری نمیخواهد.@ دامنه این فرمایش حضرت بسیار وسیع هست من از یک جوان قبل از ازدواج شروع بکنم تا برویم به بعد تا مسائل دیگر یک جوان قبل از ازدواج اگر بخواهد به این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) عمل بکند که دوراندیش باشد.@ و دوراندیشی به معنای این هست که آنچه را که نسبت به آن مسئول هست و مکلف هست حفظ بکند و نسبت به آنچه که از دوشش برداشته شده بیخیال باشد و آن را رها بکند به این معنا هست که در مورد زندگی آیندهاش باید اینگونه فکر بکند که من فردا میخواهم ازدواج بکنم پدر و همسر بشوم مسئولیتهایی به گردن من هست همسر یک مسئولیت هم دنیایی دارد هم مسئولیت ابدی و آخرتی دارد.@ یعنی انسان نسبت به انتخابی که میکند مسئول هست هم در دنیا مسئول هست هم در آخرت، کسانی که قرار است بعدها فرزندان ما بشوند این پسر باید اینطوری بگوید یا این دختر باید اینطوری بگوید.@ کسی که قرار است بعداً فرزند من بشود حقش این هست که از من پدر خوب یا مادر خوب میخواهد از من زندگی خوب میخواهد من باید زینت برای همسرم و زینت برای فرزندانم باشم من موظف هستم آنها را درست تأمین بکنم به این مسئولیت خوب فکر بکنم.@ او که قرار است فرزند من بشوم من موظف هستم پدر خوبی برایش باشم موظف هستم مادر خوبی برایش تهیه بکنم و موظف هستم زندگی خوبی تهیه بکنم و چون انسان موجود ابدی است من موظف هستم پایههای زندگیم را از الان به طوری بگذارم که فردای قیامت نسبت به فرزندانم مسئول نباشم نسبت به همسرم مسئول نباشم.@ و چون حیات دنیا هم وجود دارد من باید نسبت به حیات دنیایی آنها تلاش بکنم ما میبینیم یک جوان اکثر وقتش را میگذارد روی ورزش، فوتبال، هنر، ولگردی، رفیقبازی، درس را رها میکند درسی که نسبت به آن مسئول هست و مکلف هست.@ چون زندگی آینده دنیایی او و به نوعی زندگی آخرتی او را تأمین میکند همین درسخواندهای مدرسه و سیکل و دیپلم و فوق دیپلم و به بالا این کوتاهی میکند آنوقت وقت خودش را در جاهایی تلف کرده که اساساً نسبت به آن هیچ مسئولیتی نداشته.@ وظیفه اصلیش این بوده که درس بخواند درس نمیخواند بعد که میخواهد برود ازدواج بکند نسبت به این قضیه آگاهی ندارد ناپخته عمل میکند حتی اگر پخته هم باشد به خاطر اینکه وضعیت درسی نامناسبی دارد وضعیت شغلی نامناسبی دارد آخر به آن همسر ایدهآل و دلخواه یا همسر لایق خودش نمیرسد.@ بعد به خاطر اینکه مشکلات زندگی زیاد هست مجبور هست دو شیفت سه شیفت کار بکند وقت بگذارد بعداً از تربیت فرزندان و مسئولیتهای الهی و مسئولیتهای عاطفلی و تأمین عاطفی و تأمین معنوی خانواده باز میماند و گرفتاریهای اینطوری.@ حالا خوب دقت کنید ببینید مسئله از کجا شروع میشود از اینجایی که یک جوان درست نمیتواند بفهمد که مسئولیتش در زمان چیست الان من نسبت به آینده چه مسئولیتی دارم نمیتواند خوب این را درک بکند.@ ما از نوجوان و کودک خیلی انتظار نداریم نوجوان و کودک محصول در حال هستند خیلی به مقوله آینده نمیتوانند فکر بکنند اما جوان اینگونه نیست میتواند به آینده فکر بکند و چون میتواند به آینده فکر بکند باید دقت بکند که اینده تکالیفی به گردنش خواهد آمد.@ از آن جهت که تصمیم به ازدواج دارد باید نقش پدر را بازی بکند بچه پدر سالم سعادتمند، خوب میخواهد از آن جهت که میخواهد این مادر انتخاب بکند مادر خوبی بچه میخواهد و از آن جهت که او یک انسان ابدی است باید برایش یک شرائط زیستی مناسبی را تحصیل بکنیم هم از نظر مسائل دنیایی و هم از نظر مسائل آخرتی.@ لذا این تلاش میخواهد وقت را نباید تلف کرد باید با نشاط با شادی فعالیت کرد برای اینکه یک آینده خوب را بسازیم همانطور که حضرت فرمود برای دنیایت چنان زندگی کن که انگار همیشه در دنیا خواهی بود این در رابطه با مسائل دنیاییت.@ در رابطه با شغل هم همینطور همیشه ما آن شغلهایی را که دوست داریم نمیگیریم در بحثهای تربیت گفتم 1 ـ ما معمولاً شغلهایی را که از بچگی دَم دستمان قرار میگیرد سر وقتش میرویم 2 ـ با توجه به میزان تحصیلاتمان نوع همتی که میکنیم شغلی را انتخاب میکنیم و اشغال میکنیم.@ ولی ما میتوانیم همیشه بهتر باشیم ما میتوانیم شغلی را انتخاب بکنیم که حقیقتاً لایق ماست و ما آن شغل را دوست داریم و اگر شغل دیگری به ما داده بشود قبول نمیکنیم این را دوست داریم حالا ازدواج کردی باز همین نیتها هست میخواهی بچهدار بشوی موظف هستی بچه خوب به دنیا بیاوری اطلاعات لازم را باید تهیه بکنی.@ نطفه این بچه باید در چه شرائط زمانی و مکانی و در چه شرائط روحی و روانی و با چه تغذیه مادی و معنوی باید انجام بشود تا این بچه من نسبت به او مسئول نباشم یا لااقل خوشحال باشم چیزهایی که حق مسلم اوست من به او داده باشم.@ قبلاً گفتم والدین قبل از تولد بچه در پنج چیز در بچه مؤثر هستند یکی در سلامت و زیبایی، هوش، دین، عقل و اخلاق بچه، بنابراین وقتی ما مکلف هستیم بهترین نسلها را تولید بکنیم موظف هستیم که به این کارها بپردازیم اطلاعاتی را که نیاز داریم به دنبال این اطلاعات باشیم برای اینها وقت بگذاریم.@ بعد میبینی یک پدر کل وقتش گرفته میشود جدول حل میکند پای تلویزیون فیلم سینمایی، سریال، شبنشینی، اینطرف و آنطرف، اصلاً دقتی روی مسائل تربیتی فرزندش نه روی انعقاد نطفهشان نه زمان بارداری همسرش و نه بعد از تولدشان دارد.@ فکر میکند وظیفهاش این هست که بچه خودرو بار میاید و این وظیفهاش این هست که یک غذایی به این بدهد و این اگر مریض شد او را دکتر ببرد لباسش را تأمین بکند نهایتاً یک مسکن، مادر هم همینطور فکر میکند فکر نمیکند که موظف هست این بچه را با بهترین شرائطی که دستور داده شده به دنیا بیاورد.@ یا در دوران بارداری مراقبتهای لازم را نسبت به او انجام بدهد که این در بهترین شرائط روحی روانی اخلاقی جسمی به دنیا بیاید همین فقط دوران را طی میکنند بعد از تولد هم همینطور، ما وظائفی در دنیا داریم که اینها را قیامت از ما میخواهند.@ فرمود روز قیامت پنجاه هزار سال هست(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) این را در بحث عمر مفصل توضیح خواهم داد پنجاه هزار سال هست و هر هزار سال امام صادق(ع) میفرماید از این پنجاه هزار سال یک ایستگاه یک موقف دارد و در هر ایستگاه ما باید به سؤالی جواب بدهیم نسبت به چیزی مسئول هستیم باید جواب بدهیم.@ گردنههای مختلفی داریم یک گردنهاش ارتباط ما با خداست یک گردنهاش ارتباط ما با ولایت است یک گردنهاش ارتباط ما با قرآن است یک گردنهاش ارتباط ما با والدین هست یک گردنهاش ارتباط ما با همسر و خانواده است یک گردنهاش ارتباط با برادر دینیات هست یک گردنهاش ارتباط با همسایه است یک گردنهاش ارتباط با استاد و شاگرد هست و مسائلی از این قبیل گردنههای مختلفی هست.@ من باید دقت بکنم که من نسبت به اینها مکلف هستم و مسئول هستم بیهوده آفریده نشدم(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر میکنید که شما عبث خلق شدید و به سوی ما بازگشت نمیکنید قبری نیست قیامتی نیست معادی نیست حساب و کتابی نیست ابدیتی نیست.@ فکر کردید اینطوری هست که در دنیا هر کاری دلتان خواست عمرتان را جوانیتان را هر طوری دلتان خواست وقت بگذارید بگذرانید و بعد هم هیچ مسئولیتی نداشته باشید اینگونه نیست خیلی چیزها هست که ما نسب به آنها مسئول هستیم خیلی حقوق هست که باید رعایت بکنیم.@ دوراندیشی یعنی اینکه من از الان جواب آن سؤالات را آماده کرده باشم که بعد خواستند سؤال بکنند دیگر عمل کردم سؤال هم قبلاً در بحث معاد توضیح دادم سؤال سؤال کتبی و شفاهی نیست که آنجا بایستی از تو بپرسند که تو چکار کردی سؤال در شاکله جوابش معلوم است.@ سؤال آنجا تکوینی است سؤال تستی و تشریحی و سؤال و جواب مشافهای باشد که یک کاغذی بیاورند که تو چکار کردی اصلاً نیست مسئله مسئله وجودی است مثل جنین، جنین هم دنیا از او سؤال میکند جنین مسئول هست که خودش را برای شرائط زیستی دنیا آماده بکند شرائط ثابت زیستی دنیا از او سؤال میکند.@ وقتی که تولد پیدا میکند میگوید برای طول موج من چشم آوردی برای فرکانس من گوش آوردی برای هوای من دستگاه تنفس آوردی یا نیاوردی جنین با آوردن یا نیاوردن جواب میدهد آنجا بحث بحث مشافحه نیست خود دنیا سؤال میکند جنین هم با وجودش جواب میدهد آنجا هم ما با روحمان جواب خواهیم داد.@ بنابراین ما اگر بخواهیم به شرائط زیستی آخرت سالم متولد بشویم برای آن شرائط زیستی باید جواب تهیه کرده باشیم سالم متولد بشویم به آنجا و باید فکر بکنیم که ما نسبت به خیلی از امور مسئول هستیم و مکلف هستیم باید برای آنها وقت بگذاریم.@ تو که راحت مینشینی جدول حل میکنی رمان میخوانی میگوید من دو هزار جلد رمان خواندم حالا رمان خواندی مسائلی که به عنوان یک انسان به آن احتیاج داری چه چیزی از آن را بلد هستی.@ به عنوان یک پدر به عنوان یک معلم یک مدیر یک همسایه یک استاد یک شاگرد به عنوان یک کسی که در نظام سیاسی خاصی قرار داری به عنوان کسی که تحت ولایت و رهبری امام زمان(ع) قرار داری نسبت به امامت به عنوان یک مسلمان که قرآن از تو طلب خاصی دارد.@ داریم که قرآن قیامت از بندگان خدا شکایت میکند میگوید خدایا این بندهات در دنیا هیچ ارتباطی با من نداشت من را ضایع کرد و تو هم او را ضایع کن قرآن به خداوند میگوید تو این را ضایع کن چون اساساً وقتی برای فهم قرآن و انس با قرآن در زندگیش نگذاشته.@ تخصص دارد پرفسورا در فلان رشته دارد اینقدر کتاب خوانده اما در مورد کتابی که خدا فرستاده و مکلفش کرده که این را بفهمد برای اینکه ما باید با این کتاب به سمت ابدیت حرکت بکنیم میبینی هیچ اطلاعاتی ندارد چیزی در دستش نیست.@ اهل بیت آمدند انسانهای بینظیری را خداوند خلق کرده و برای ما فرستاده الان ما یکیش را در زمان امامت او داریم به سر میبریم دوشنبه و پنجشنبه نامه اعمال ما را میخواند به او عرضه میشویم او به ما فکر میکند پرونده پیش او داریم ولی خودمان دلشوره نداریم خودمان نگرانی از این قضیه نداریم اصلاً به این مقوله ما فکر نمیکنیم.@ اینها همه بیاحتیاطی هست یعنی فکر نمیکنیم ما نسبت به اموری که نسبت به آن مسئول هستیم باید چکار بکنیم چه وظیفهای در دنیا داریم اینها از ما خواسته شده کنار گذاشتیمش بعد چیزهایی که از ما نخواسته وقت گذاشتیم برای چیزهایی که ما نسبت به آن مسئول نیستیم ضرورتی هم ندارد اینقدر به آن بپردازیم.@ یعنی چیزهایی که وظیفه ما هست ضرورت دارد دنبالش برویم نمیرویم چیزهایی که وظیفه ما نیست از ما هم خواسته نشده برای آنها وقت گذاشتیم عمر و جوانی که قرار است به بلندای ابدیت برای ما حیات بسازد را داریم تلف میکنیم و عمر و جوانی که از ما به بلندای ابدیت طلب دارند.@ یعنی از ما میخواهند پای ما حساب میکنند ساعتش را به بلندای ابدی و مقیاس ابدی پای ما حساب میکنند آن را داریم تلف میکنیم کاری با آن نداریم همینطوری دارد میگذرد و میرود اگر ما یک مقدار به محاسبه خودمان بپردازیم میبینیم خیلی از چیزهایی هست که ما برایش وقتی نمیگذاریم ولی نسبت به آن مسئول هستیم.@ و خیلی از چیزها هست که خداوند اساساً از ما نخواسته ما هیچ مسئولیتی هم نسبت به آن نداریم ولی داریم چقدر وقت برای آن میگذاریم این نوع پرداختنهای بیهوده ریشههای مختلف دارد گاهی وقتها غفلت است گاهی وقتها جهالت هست گاهی وقتها شهوت است انسان برای خودش مشغله درست میکند این بیاحتیاطی هست.@ ببینید چقدر بد است شما یک جنینی را در نظر بگیرید که باید برای شرائط زیستی دنیا لوازم مورد نیاز را تهیه بکند نُه ماه در رحم باشد وقتی متولد میشود هیچی با خودش نیاورده باشد در این عکسها میبینید که یک تکه گوشت است هیچی ندارد نه چشم دارد نه سر دارد نه پا دارد نه دست دارد.@ به دنیا آمده تلاش هم کرده در رحم افزایش حجم پیدا کرده سلولسازی شده اما هیچ کدام متناسب شرائط اینجا نیستند اینجا میگوییم ما چشم میخواهیم گوش میخواهیم هیچی نیاورده یعنی یک همچین تولدی خیلی وحشتناک است تولدی که اساساً ما به چیزی فکر میکنیم و از ما چیز دیگری میخواهند.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که هیچ چیز به درد نمیخورد مگر اینکه انسان با یک روح سالم به دنیا آمده باشد ما عمرمان وقتمان در مورد چیزی دارد تلف میشود که اساساً منجر به تولید قلب سالم نیست.@ از ما قلب سالم میخواهند ما آنجا داریم وقت میگذاریم چیزهای دیگر را انجام میدهیم اینکه قرآن دائماً به ما تذکر میدهد(وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ) آنجا پول نیست اعتبار نیست هیچی آنجا به درد نمیخورد اینقدر دنبال چیزی که به درد نمیخورد و با خودت نمیبری نرو.@ در روانشناسی جاهل مبسوط این را گفتیم به آنجا مراجعه کنید یکی از خصوصیات جاهل این بود که زیاد پرداختن به چیزهایی که نه آن چیز برای انسان میماند و نه انسان برای او میماند(تَکَثُرُکَ بِما لا تَبقی لَه وَ لا یَبقی لَک مِن اَعظَمِ الجَهل) زیاد پرداختن به چیزی که نه تو برای او میمانی و نه او برای تو میماند این از بزرگترین نشانههای جهل و نادانی یک انسان هست.@ آنجا از ما میخواهند ما چیزهای خاصی را ببریم برای برداشت از شرائط ابدی ولی ما وقتمان را گذاشتیم روی چیزهایی که به درد نمیخورد ما باید نسبت به حیات دنیاییمان با تخصص و آگاهی و پختگی عمل بکنیم وقت نمیگذاریم درس نمیخوانیم کسب تجربه و فن و صنعت نمیکنیم زندگی دنیاییمان را خراب میکنیم.@ نسبت به آخرتمان باید اطلاعات داشته باشیم که باید آنجا چکار بکنیم نسبت به این هم اطلاعات نداریم اینکه نبی اکرم(ص) میفرماید که(اِنَّ الله تبارک و تعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخرَۀ) یعنی همین، خداوند تبارک و تعالی از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید چون تو صائر به سمت ابدیت و آخرت هستی.@ (اِنَّکُم اِلَی الآخِرَۀِ صائِروُن وَ عَلَی الله مُعرَضُون) شما به سمت آخرت در حال شدن هستید و به خدا عرضه خواهید شد ولی هیچ اطلاعات آخرتی ندارد اطلاعات دنیایی تا دلت بخواهد دارد زبان بلد است شیمی بلد است فیزیک بلد است کامپیوتر بلد است ورزشکاران عالم را میشناسد.@ فوتبالیستهای دنیا را میشناسد تیمها را میشناسد هنرپیشهها را میشناسد فیلمها را میشناسد کارگردانها را میشناسد تاریخچههای زیادی را بلد است اطلاعات زیاد در دستش هست ماشینها را میشناسد مدلها را میشناسد و خیلی چیزهای دیگر.@ اما وقتی میاید نسبت به اطلاعات ابدی که باید خودش براساس آن اطلاعات خودش را بسازد میبینی که این اطلاعات را ندارد حضرت میفرماید خداوند از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید چون اساساً کسی که جاهل به آخرت هست نمیتواند محبوب خداوند باشد نمیتواند به سمت حب خدا برود خدا را دوست ندارد جاهل به آخرت، حرکت موفقی نمیتواند داشته باشد.@ در رحم دنیا نمیتواند خودش را برای شرائط زیستی حیات ابدی آماده بکند این بیاحتیاطی میشود امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَلهَزمُ) دوراندیشی(حِفظُ ما کُلِّفتَ) حفظ آن چیزی هست که به آن مکلف هستی(وَ تَرکُ ما کُفیتَ) ترک کردن چیزی که کفایت شدی میاید خودش میرسد خیلی لازم نیست برایش بدوی.@ ما چقدر از وقتمان صرف چیزهایی میشود که هیچ وظیفهای هم نداریم اینقدر برایش وقت بگذاریم به مختصرش هم قناعت بکنیم هیچ فرقی ندارد میرسد تأمین است.@ ولی ما اینقدر برای خودمان بت ساختیم و واجبات و ضروریات زندگی درست کردیم که هر وقت میگویند آقا یک ابدیتی هم هست یک انسانیتی هم هست به خودت برس یک فطرتی هم هست یک سری هم به خودت بزن خود ابدیت چی میگوید وقت نداریم نمیرسیم سرمان شلوغ هست وقت نداریم به خودمان سر بزنیم.@ احتیاط یعنی نگهداری چیزهایی که نسبت به آن مکلف هستیم چه در زمینه مسائل دنیایی چه در زمینه مسائل اخروی، احتیاط یعنی این دوراندیشی یعنی این، یعنی در هر دو جهت دوراندیش باشی درست فکر بکنی ببینی چه چیزی احتیاج داری.@ بیست سال بعد را ببین ده سال بعد را ببین فرزندانت را ببین بزرگ شدنشان را ببین ابدیتشان را ببین شب اول قبر خودت را ببین قیامتت را ببین و بعد با این نگاه ابدی به برنامهریزی برای زندگیت بپرداز عزمت را جزم کن کمر همت ببند و با نشاط و شادی و با قدرت از وقتت استفاده کن.@ تشخیص اینکه ما چه چیزهایی به ما واجب است چه سؤالاتی قیامت از ما خواهند کرد و موظف هستیم برای شرائط زیستی حیات ابدیمان چه چیزهایی را تحصیل بکنیم کار سختی نیست وقت زیادی هم نمیخواهد خیلی اطلاعات مبسوطی نیست.@ کار راحتی هست خیلی وقتگیر نیست این را آدم میتواند زود به دست بیاورد که چه چیزی میخواهد وقتی فهمیدی چه چیزی میخواهی حالا دیگر جوانی و وقتت را بگذار در چیزی که نسبت به آن مسئول هستی.@ امام سجاد(ع) در دعای 20 صحیفه دعای مکارمالاخلاق این دعا را میکند این دعا خیلی مهم هست(اَللّهُمَّ صل علی محمد وآل محمد وَ اکفِنی ما یَشغَلُنِ الاِهتِمامُ بِه) خدایا من را کفایت کن از چیزهایی که من را به خودش مشغول میکند و نمیگذارد من درست فکر بکنم نمیگذارد من درست برنامهریزی برای زندگیم بکنم نمیگذارد من برای خودم برنامهریزی بکنم از اینها من بینیاز باشم.@ درست است دعاست ولی دارد یاد میدهد به شما که باید در زندگیتان چیزهایی که قرار است شما را به خودش مشغول بکند و بعداً هم چیزی برای حیات ابدیتان ندارد مابهازای ابدی ندارد به آن نپردازید چون با شرائط زیستی حیات ابدی از ما سؤال میکنند.@ یک ساعت دنیا یک ساعت آخرت نیست یک ساعت دنیا چند میلیون سال آخرت هست عمر دنیا بر مبنای دنیا محاسبه نمیشود عمر دنیا بر مبنای ابدیت پای ما محاسبه میشود عمر دنیا خیلی گران است گرانتر از عمر دنیا ما اساساً نداریم چیزی خدا گرانتر و با قیمتتر از عمر دنیا نیافریده.@ بشر خیلی کوتهفکر است زور زده گفته وقت طلاست چه طلایی وقتی قرار است یک ساعت چند میلیون سال ابدی میتواند برای من کارساز باشد من بگویم وقت طلاست طلا برای من چکار میتواند بکند.@ یعنی عزیز من دل نبند به چیزهایی که با تو نمیاید در شرائط زیستی حیات ابدی بعداً میبازی بعداً ناراحت میشوی که این وقت گرانبها را من سر چیزهایی گذاشتم که همه را آنطرف گذاشتم هیچی با من اینجا نیامده این خیلی باخت است.@ (وَ اکفِنی ما یَشغَلُنِ الاِهتمامُ بِه) یعنی دنبال این نباش برای چیزی که با تو نمیماند با تو نمیاید وقت نگذار برای چیزی که وسط راه تو را ول میکند ترکت میکند نه با آنها نیا ولشان میکند او که قرار است تو را رها کند تو هم او را رها کن برای چی به او میچسبی.@ (وَ اکفِنی ما یَشغَلُنِ الاِهتمامُ بِه وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) خدایا من را به کاری وادار کن که روز قیامت قرار است از من سؤال بکنند من باید حتماً بروم در این رشته تحصیلات عالی داشته باشم چه کسی گفته باید تحصیلات عالی داشته باشی؟.@ این تحصیلات عالی به تو لطمه بزند میتواند خطرناک باشد من باید این سفرهای خارجی را بروم چه کسی گفته؟ من باید در فلان رشته و فلان رشته بروم مدرک بگیرم معلوم نیست به درد تو بخورد و واجب باشد بخیلانه از عمرت مصرف بکن.@ خدایا من را به کارهایی وادار که که قرار است از من سؤال بکنی بیخود سرکار نباشم دنبال چیزهایی باشم که به درد من نخورد بعداً که از من سؤال بکنی که چکار کردی بگویم مگر من باید این کار را میکردم میگوید بله با همین عمری که به تو دادیم باید میکردی ببینیم چه چیزهایی را قرار است از ما سؤال بکنند.@ (ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) حتماً روز قیامت از نعمتها سؤال خواهند کرد و مهمترین سؤالی که در قیامت میکنند حتی از توحید و قرآن و نبوت و ولایت هم مهمتر هست خود پیامبر(ص) فرمود از جوانی و عمر سؤال میکنند چون اگر جوانی و عمری نباشد سؤال از توحید معنا ندارد.@ سؤال میکنند جوانیت را چکار کردی جدا و بعد عمرت را چکار کردی وقتی سؤال میکنند یعنی من از جوانی باید استفاده ویژه و خاصی بکنم استفاده بر مبنای ابدیت استفادههای ماندگار نه رفتنی نه اینکه بگویم من جوانی را گذاشتم بیست سال سی سال الان چیزی دستم نمانده محصولی هم برای حیات ابدیم نفرستادم.@ جوانی باید تبدیل به ابدیت بشود پسانداز باید بشود باید بسازد جنین نُه ماه در رحم است یک عمر دنیا را برای خودش میسازد وقتی میاید آمادگی کامل دارد از شرائط زیستی دنیا بهرهبرداری بکند برای همه چیز دستگاه آورده میگوید هر چه دارید دنیا عرضه کنید که من برایش دستگاه آوردم بهرهبرداری میکنم یک جنین سالم.@ (وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) من را به آنچه قرار است سؤال بکنی وادار بکن به کار بگیر من را خدایا، اگر قرار است دشمنی بیاید وقت من را تلف بکند رفیق ناباب، مشغله سرکاری، بلایی بیاید تلفم بکند معطل بشوم خدایا نگذار بیاید از من دفعش کن.@ خدایا یک طوری بشود که من احساس بکنم دارم جدی زندگی میکنم احساس بکنم که نمیبازم آرامش اعصاب داشته باشم آرامش روان داشته باشم نسبت به اینکه میدانم الان دارم از جوانیم درست استفاده میکنم و این کاری هست که باید بکنم همان چیزی هست که برایش آفریده شدم.@ این خیلی برای یک جوان مهم هست برای یک انسان مهم هست که بداند دارد درست عمل میکند میدانید چقدر به زندگی انسان آرامش معنا زیبایی شیرینی و لذت میدهد که آدم بداند دارد درست عمل میکند دانستن این بسیار مفید و بسیار آرامبخش هست.@ من نمیدانم مسئولین فرهنگی ما و مسئولین نظامی ما آنهایی که با جوانان سروکار دارند و میتوانستند برای جوانان برنامهریزی کنند روز قیامت چطوری میخواهند جواب بدهند که جوان ما از فهم جوانی و معنای جوانی دور نگه داشتند به خاطر مطامع سیاسی و جناحیشان.@ بعد در فقره سوم به خداوند تبارک و تعالی عرض میکند(وَ استَفرِغ اَیّامی فیما خَلَقتَنی لَه) خدایا ایام من را فارغ کن در جهت هدفی که من را برایش خلق کردی مثل یک جنین خوب، یک جنین همه وقتش صرف آماده کردن خودش برای دنیاست.@ یک جنینی که سالم قرار است متولد بشود همه وقتش برای دنیاست اصلاً رحم را جدی نمیگیرد وقتی به مراحل رشدش نگاه بکنی خیلی این قشنگ هست به عکسهایش به مراحلش، فیلمهایی هم از آن ساخته شده فیلمهای خیلی زیبا خیلی دیدنی هست که ببینید چقدر یک جنین تکاپو دارد.@ اصلاً محل رحم نمیگذارد همه حرکتش به صورت جدی برای اندامزایی هست برای خود رحم کمی وقت میگذارد کمی انرژی میگذارد کمی از موادی که از طریق رحم جذب میکند صرف زندگیش در آنجا میکند همه را تبدیل میکند به اعضا برای تولد خودش.@ دنیا را خیلی جدی نمیگیرد خیلی با آن پیوند نمیخورد با هیجان به آن نمیچسبد عاشق ابدیت و تولد و جشن تولد هست میخواهد به آن برسد خدایا ایام من را فارغ کن برای هدفی که من را برای آن خلق کردی از ایامم اینطوری استفاده بکنم این یعنی دورنگری یا همان احتیاط.@ خوب به آینده نگاه بکنیم کسی که خودش را درست نگاه میکند اینطوری دعا میکند حالا به ما بگویند شب قدر است الان دعا بکن دستمان را بالا میبریم دوباره برای دنیایمان دعا میکنیم میرویم محضر امام رضا(ع) اکثر دعاهایمان مربوط به حیات دنیایی هست تولد تا مرگ، میگویند یک دعای مستجاب دارید دوباره برای دنیا میگذاریم.@ ولی کسی که درست خودش را نگاه میکند به نوع دعاهایش نگاه کنید چطوری دعا میکند ببینید چه دغدغهای برای حیات ابدیش دارد یعنی میخواهد گرانترین سرمایه باارزشترین سرمایهاش تلف نشود.@ در مناجات خمس عشر میخوانیم خدایا ما را از کسانی قرار بده که تجارتشان در دنیا برای خرید آخرت سود داده کلمه تجارت آنجا آمده سود است کار کار بازرگانی و تجارت هست مهمترین سرمایه تاجر از زن و فرزند همه چیز مهمتر سرمایهاش هست.@ دیدیم تاجرهایی که اطراف هستند همه چیزشان سرمایهشان هست تمام تلاششان این هست که این سرمایه را نگه دارند و بعد افزایشش بدهند ضرر نکنند یکسره همّ و غمشان این هست.@ در مناجات خمس عشر میخوانیم خدایا ما را از کسانی قرار بده که در معامله و تجارت دنیا و آخرت تجارتشان سود میکند یعنی عمرشان مابهازای ابدی دارد تلف شده نیست این احتیاط میشود پس احتیاط عبارت است از حفظ آن چیزی که نسبت به آن مکلف هستیم و رها کردن چیزی که نسبت به آن وظیفهای نداریم از دوش ما برداشته شده.@ ببین ما چقدر برنامههای الکی و کیلویی سر راهمان قرار میگیرد خودمان را موظف میکنیم که دنبال اینها برویم و برایش وقت بگذاریم در همه اقشار هم هست یک طلبه ممکن است نداند بیسلیقگی کند دنبال یک چیزهایی برود که اصلاً موظف نیست برود وقت بگذارد برای کارهای اینطوری.@ یک دانشجو همینطور یک محصل همینطور یک کارمند همینطور یک کارگر همینطور، هر کس به مقتضای خودش و طبق مختصات خودش، بحث مختصات را در معرفت نفس مفصل کردیم طبق مختصات خودش باید دقت بکند که سر راهش چیزهایی قرار میگیرند که اگر دنبالشان نرود به هیچ چیز و به هیچ جا برنمیخورد.@ حالا ما بیاییم گذشته خودمان را مرور کنیم ببینیم به چه چیزهایی پرداختیم که اگر نمیپرداختیم به هیچ جا برنمیخورد اگر به آن فکر هم نمیکردیم نمیپرداختیم هم ضرر نمیکردیم ببینیم یکی از این فیلمهایی که ما برایش وقت گذاشتیم پای تلویزیون اگر نمیدیدیم میمردیم چیزی از ما کم میشد و خیلی چیزهای دیگر هم همینطور هست.@ در آغاز این مباحث گفتم که چکار بکنیم از ایاممان استفاده بکنیم نوارش را گوش بکنند که ما چطوری میتوانیم حتی مردهترین وقتهایمان را به زندهترین وقتها تبدیل بکنیم از یک دقیقه از مردهترین وقتهایمان میلیونها سال آخرتی بسازیم و پر کنیم تازه مردهترین وقتهایمان نه زندهترین وقتهایمان.@ تجارت یعنی همین زیرکی یعنی همین الان بشر به یک جایی رسیده که آشغالها را برایش بازیافت دارد قبلیها نمیتوانستند این را بفهمند الان کیاست و زیرکی انسان به جایی رسیده که میگوید آشغال سرمایه است زباله سرمایه است زباله را بازیافت میکند یک ثروت عظیمی از همین راه زباله و بازیافت زباله برای کشور تولید میشود.@ میدانید چقدر در دنیا از همین راه زندگیشان میگذرد چیزی که ما اصلاً به آن اهمیت نمیدهیم آدمی که حساس میشود و بخیل میشود در مصرف عمرش یاد میگیرد که از مردهترین لحظات عمرش چطوری میلیونها سال آخرتی از یک لحظه عمرش بسازد.@ اینها در معارف به ما آموزش داده شده که شما چطوری از مردهترین وقتت که نه میتوانی در آن بخوابی نه میتوانی مطالعه بکنی نه میتوانی با کسی مکالمه مثبتی داشته باشی یک وقت کاملاً مرده است چکار بکنی که عالیترین سودهای ابدی و آخرتی را ببرید اینها به ما آموزش داده شده اصول تجارت ابدی هست.@ زیرکان عالم، عقلا و هوشیاران عالم که خدا از آنها عاقلتر و هوشیارتر نیافریده آنها به ما یاد دادند اهل بیت(ع)، که ما چطوری از این عمرمان استفاده بکنیم تازه از مردهترین وقتهایش چه برسد از وقتهای زنده و خوب که در آن بیشترین انرژی و توان را داریم بیشترین آمادگی را برای سازندگی داریم.@ اصلاً به ما یاد دادند که شما چکار کنید که وقتی خواب هستید بسازید در خواب سازندگی داشته باشید دیگر از این بالاتر، یعنی چکار کنید با بیکاری کار بسازید تولید بکنید با بیکاری سرمایه جمع بکنید.@ تا حالا شده در دنیا به شما بگویند که آقا ما به شما سرمایه میدهیم به شرط اینکه کار نکنید بروید بیکار بگردید ما به شما پول میدهیم هیچ جا همچین چیزی نیست ولی به ما یاد دادند که ما موقعی که بیکار هستیم موقعی که خواب هستیم چکار بکنیم در خواب ما ما حیات ابدی را تعمیر بکنیم و بسازیم.@ دیگر از این بالاتر، این اصول تجارت ابدی هست مسائل مهم تجارت ابدی هست یک آدم زیرک دنبال این هست و از این استفاده میکند از مردهترین وقتش.@ خدا شاهد است قیامت که به پا بشود یک آدم زیرک را میاورند که خودش را میشناخته به بلندای ابدیت خودش را نگاه میکرده که وقت مرده این در آخرت چیزهایی ساخته که میلیونها انسان از وقت زندهشان نتوانستند بسازند.@ خواب این چیزهایی را تولید کرده در شرائط زیستی ابدی که زندگی و هوشیاری و جوانی و عمر و تلاش میلیونها نفر نتوانسته مثل او که هیچی، یک میلیونم آن را هم نمیتواند بسازد فرق دو تا انسان را نگاه کنید چطوری است.@ یکی خوابش بالاتر از بیداری و فعالیت و تلاش میلیونها آدم بیدار و زنده است یک موقع هم میشود یک امت و ملتی کار میکنند ولی چیزی ساخته نمیشود یک آدم زیرک وقتی به او زمین میدهند میگوید من مطالعه میکنم کجا زمین را بکَنم که به آب برسم.@ ولی آدمی که خبره نیست زمینشناس خوبی نیست صدها نفر هزاران نفر میایند وقت میگذارند مدام زمین میکَنند وقت تلف میکنند هیچ وقت هم به آب نمیرسند چون کارشناس نیستند این را به ما یاد دادند که کارشناس باشیم در کویر کجا آب بالا بکشیم کویر یعنی مردهترین وقتها به زندهترین وقتها تبدیل بکنیم آن هم با مبنا و مقیاس ابدی ما میتوانیم این کار را بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 034 - شرح حدیث عنوان بصری
متن کامل (خام) جلسه 034 - شرح حدیث عنوان بصری