جلسه 030 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
30
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 030 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ حضرت صادق(ع) در اواخر حدیث عنوان سه دستورالعمل آخر را در مورد علم دادند یکی این بود که آنچه را که نمیدانی از علما بپرس توضیح دادیم یعنی چی که از علما بپرس اصل اصالت تخصص بود در زندگی.@ اینکه عقل انسان، انسان را حکم میکند که در هر کاری به متخصص آن کار باید مراجعه بکنیم این یک مطلب (وَ اِیاکَ اَن تَسئَلَهُم تَعَنُناً وَ تَجرُبَۀً) و پرهیز کن از اینکه علما را به خاطر اینکه امتحانشان بکنی از آنها سؤال بکنی یا از دیگران حتی اینطوری سؤال بکنی.@ (وَ اِیاکَ اَن تَعمِلَ بِرَأیِکَ شَیئا) مواظب باش خودرأی نباشی در مورد خودت به رأی خودت تصمیم نگیری باز این نکته را هم توضیح دادیم که یعنی چی یک جنبه این بود که در مورد خودمان به عنوان یک امر تخصصی تصمیم نگیریم.@ ببینیم که خداوند چگونه برای ما تقدیر کرده و چه دستوراتی میدهد و یکی اینکه در زندگی شخصی خودمان خودرأی نباشیم و اهل مشورت باشیم و از تجارب و علوم دیگران استفاده بکنیم.@ بعد در ادامه این مطلب دوم میفرماید که (وَ خُذ بِالاِحتیاطِ فی جَمیعِ ما تَجِدُ اِلَیهِ سَبیلا) میفرماید که در جمیع امورت که این امکان برایت وجود دارد اهل احتیاط باش (خُذ بِالاِحتیاطِ فی جَمیعِ ما تَجِدُ اِلَیهِ سَبیلا) در جمیع آن کارهایی که میتوانی احتیاط بکنی اهل احتیاط باش.@ احتیاط زمانی مطرح میشود برای عقل که انسان خطری را پیشبینی بکند حوادثی را پیشبینی بکند حالا کم یا زیاد قابل جبران یا غیر قابل جبران بسته به اینکه خودش چقدر از آن خطر میگریزد بیزار هست امکان احتیاط در آن بالا میرود امکان دارد که احتیاط بکند جایی که احتمال خطر میدهد احتیاط بکند.@ باز این دو جنبه دارد یک بحث بحث احتیاط هست در حرکت کلی انسان به سمت ابدیت یعنی به گونهای رفتار بکند که خطر تولدهای بیمار ناقص ضعیف تهدیدش نکند از آن پنج تولدی که توضیح دادیم بلکه فقط به تولد سالم یا سالم قوی فکر بکند.@ از رحم دنیا به عالم بالاتر به عالم ابدیت اینگونه متولد بشود احتیاط بکند که گرفتار نشود این را توضیح میدهم بعداً برایتان که یعنی چی. یک مسئله هم در رابطه با زندگی دنیایش هست که اهل احتیاط باشد و روابطش را طوری تنظیم بکند که گرفتاری و دردسر برایش ایجاد نشود.@ در بحث بلا گفتیم بلا خواص و آثار بسیاری دارد بلا و مصائب، به شرطی که خود انسان کوتاهی و سهلانگاری نکرده باشد بنابراین وقتی انسان احتیاط میکند احتمال دردسرها و سختیهایی که در زندگیش میاید به سراغش و هیچ اجر و مزدی هم ندارد جز اینکه معطلش بکند و زندگیش را تلخ بکند را تا حدود زیادی کاهش میدهد.@ وقتی آدم، آدم محتاطی بود دیگر کلیه آن بلاها و مصائبی که سرش میاید اجر دارد هم کفاره گناه هست هم اجر دارد اما خیلی وقتها آدم بیاحتیاطی میکند مثلاً بهداشت را رعایت نمیکند بیاحتیاطی میکند زیاد میخورد کم میخورد زخم معده میگیرد زیاد میخورد فشارخون چربی و این گرفتاریها را پیدا میکند.@ مسواک نمیزند دندان درد میگیرد و مشکلاتی از این قبیل بیاحتیاطی میکند مریض میشود خودش هم باید هم هزینه درمان بپردازد هم درد بکشد هم که فایدهای هم ندارد برایش، اما اگر احتیاط را رعایت کرد بعداً آسیبی دید آنموقع مأجور خواهد بود این مهم هست در این باره من توضیح میدهم.@ انشاءالله باز مبسوط خدمتتان فکر چند جلسهای در بحث احتیاط بمانیم که جنبههای مختلف این را بپردازیم به آن از اول منظم میگویم بحث را که بعد در مثالها غیر منظم شدیم شما بدانید که هر کدام به کجای خودش میرسد به کدام قسمت از بحث مربوط هست چون قرار است روایت بخوانم برایتان چند وجهی هست روایات.@ من بحث احتیاط را وقتی میخواستم که در روایات بررسی کنم برایتان انتخاب بکنم احادیث و آیاتی را که خدمتتان باید تقدیم بکنم دیدم که در مورد خود کلمه احتیاط کمتر ما مطلب داشتیم یک واژه دیگری را پیدا کردم و قبلاً این را در درسهای معرفت نفس و جاهای دیگر توضیح داده بودیم برای عزیزان.@ اما به عنوان یک بحث جدید در شرح حدیث عنوان همان لفظ را برای شما انتخاب کردم تا جنبههای مختلف بحث احتیاط کاملاً شرح داده بشود برای عزیزان و آن بحث واژه عربیش حزم هست ح جیمی زا و میم حزم به معنای دوراندیشی.@ که علت احتیاط هست اگر انسان دوراندیش باشد احتیاط میکند مرد آخربین مبارک بندهایست آخر کار را انسان ببیند و ذهنش کودکانه نباشد که فقط تحت تأثیر عواطف و احساسات زمانهای کوتاه را ببیند همین زمان حال را بیشتر ببیند و با این دلخوش باشد این را حزم دوراندیشی میگویند در این باره انشاءالله مطالبی را خدمتتان عرض خواهم کرد.@ اولین روایت از امام علی(ع) هست میفرماید که نشانی روایات هم خدمتتان عرض کنم از جلد سوم میزان الحکمه دارم احادیث را برایتان میخوانم (اَلحَزمُ کیاسَۀٌ) دوراندیشی زیرکیست.@ یعنی اینکه انسان بتواند از حجاب حال در بیاید و به آینده فکر بکند در اینجا خطری که تهدید میکند انسان را در دوراندیشی یکی از کمینگاههای شیطان هست این را خوب دقت بکنید این که انسان زمانی فکر بکند و فقط حال را ببیند و آینده را نبیند چیز بدی است.@ به محض اینکه میخواهد از این رذیله نجات پیدا بکند و در بیاید برود به سمت آیندهبینی و دوراندیشی یک خطر بزرگ تهدیدش میکند یعنی یک دشمن قهاری سر راهش کمین کرده و آنجا میتواند این آسیب را به آن برساند.@ اگر یادتان باشد از قرآن کریم این نکته را نقل کردیم که شیطان قسم یاد کرده که در صراط مستقیم از چهار طرف حمله کند به سالک (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ )از جلو به آنها حمله میکنم (وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ) از عقب به آنها حمله میکنم از راست و از چپ.@ حمله از جلو حمله از آینده هست یعنی برای اینکه بتواند مؤمن را کاملاً زمینگیر بکند این حمله از آینده را میکند یعنی آینده را جلوی مؤمن به چند صورت جلوه میدهد این را خوب دقت بکنیم.@ حمله از آینده را وجوه مختلفش را میگویم برایتان تا بعد بدانید که ما وقتی میخواهیم حزم و دوراندیشی داشته باشیم و آیندهنگری داشته باشیم چطوری از حال در بیاییم بدون اینکه در آیندهنگریمان و دوراندیشیمان به دام شیطان بیفتیم.@ شیطان کاری که میکند یک آینده احتمالی و مبهمی را مطرح میکند برای انسان ترفندی که ما باید بزنیم این هست که بینشمان را نسبت به آینده اصلاح بکنیم تا بینش نسبت به آینده اصلاح نشود و مفهوم آینده، ما در کمین شیطان هستیم و همیشه از او میخوریم.@ شیطان میاید از نگاه طبیعتگرایی بحث خودمان را بگویم که آقایان با ذهنشان بیشتر آشنا هست از نگاه طبیعتگرایانه یک آینده دارد ولی از نگاه فطرتگرایانه انسان آینده دیگری دارد.@ از نگاه طبیعتگرایانه انسان موجود متولد و ممتد از تولد تا مرگ هست دقت کنید موجود ممتد از تولد تا مرگ، این نگاه طبیعتگرایانه هست که نفس و شیطان و طبیعتگراها تلقین میکنند دائماً به انسان، یعنی انتها را تا نزدیک مردن تلقین میکنند.@ نتیجهاش این هست که کلیه سرمایه بشر اعم از مادی و معنوی و استعدادهایش صرف تلاش برای زندگی دنیا میشود و اینجا خودش را تلف میکند از نگاه فطرتگرایانه انسان موجود ممتد از تولد تا بینهایت هست یعنی چی؟@ نمودار خطیش را کشیدم برایتان یعنی ما یک تولد داریم ادامه پیدا میکند و یک نقطه وفات داریم نه مرگ، وفات انتقال پیدا میکنیم وفات یعنی تحویل تاریخی که ما تحویل آن طرف داده مشویم تحویل فرشتهها در عالم برزخ.@ بعد از وفات مدتی دوباره این سیر ادامه پیدا میکند در عالم برزخ دوباره به یک نقطه دیگری خواهیم رسید به نام قیامت و بعد به صورت ابدی حیات ادامه پیدا میکند جاودانه و ابدی.@ ببینید نقطه تولد، این تولد، این وفات ادامه پیدا میکند تا برزخ، کل این عالم را برزخ میگویند تا قیامت، بعد از قیامت حرکت بصورت بینهایت ادامه پیدا میکند در مسیری که خودت قبلاً تعیین کردی این قطعه را به آن میگوییم دنیا، از وفات تا ابدیت تا هر چقدر که بخواهد بشود یک کلمه دارد آن هم آخرت هست.@ فاصله بین وفات تا قیامت را به آن برزخ میگویند آخرت را قبلاً معنا کردم برای شما آخرت چه بود؟ (اَلآخرۀُ اَبَدٌ) از امیرالمؤمنین(ع) همیشگی است جاودانیست یعنی ابدیت وقتی میگوییم سیر ابدی زندگی ما شروع میشود.@ حالا خوب دقت کنید آنجا که کمینگاه شیطان هست این هست شیطان ما را چطوری معنا میکند این قطعه را دنیا میگویند شیطان ما را از تولد تا وفات معنا میکند.@ طبیعتگراها هم همین مقدار از انسان را نگاه میکنند و همینطوری هم تلقین میکنند خدا به عنوان آفریننده ما و تنها کسی که آن هفت تخصص را دارد قبلاً خدمتتان عرض کردم وقتی اطلاعتمان در مورد ما میخواهد به خودمان اطلاعات بدهد و گزارش بدهد ما را چطوری معرفی میکند؟@ ما را از تولد تا بینهایت معرفی میکند این انسان میشود مجموعه این یعنی از تولد تا بینهایت انسان میشود شیطان این را اینطوری معرفی میکند یعنی تا اینجا، شیطان اگر یک موقعی هم حرف از آخرت میزند برای این میزند که بتواند اینجا را خراب بکند حالا میگویم از طریق دینی هم وارد میشود.@ بنابراین وقتی صحبت از آینده میشود شیطان آینده را اهمیت آینده را معرفی میکند اما تا کجا؟ تا این مقطع، هیچ وقت این طرف را نمیخواهد متوجه بشوی یعنی پرده میاندازد روی آن، آن طرف هیچی مسخره میکند آن طرف را جلوی چشمت با ابهام مطرحش میکند.@ آنچه که از آینده برای شما معرفی میکند عبارت هست از عمر دنیا، بعد چند تا چیز بوجود میاورد در مورد آینده پس حمله از جلو یا آینده شامل این موارد 1ـ دلشوره و اضطراب.@ اول دلشوره و اضطراب ایجاد میکند یعنی شما نسبت به آینده یکسره تردید دارید هی دلت شور میزند چه میشود بعد از من چه میشود زنم چه میشود دخترم چه میشود پسرم چه میشود اینها بدبخت نشوند خودمان بعد لنگ نمانیم خودمان گرفتار نشویم دستمان را جلوی این و آن دراز بکنیم نتیجه چه میشود؟@ نتیجه این میشود که وقتی که دلشوره و اضطراب ایجاد میکند دنیازدگی ایجاد میکند یعنی شخص چنان میگذارد پشت کار و تلاش و فعالیت برای دنیا و سرمایهگذاری برای دنیا که مبادا یک زمانی در این دنیا خودش دخترش زنش بچهاش یک جا گرفتار بشوند یا بخواهد برود به کسی روی بیاندازد این یک طرفه قضیه.@ حالا آثار حمله از جلو چه چیزهایی هست؟ دلشوره و اضطراب بنابراین شخص دیگر فرصت نمیکند به چیزی به نام انسان ابدی فکر بکند دیگر فکر نمیکند یعنی یاد آخرت دیگر نیست کاملا آخرت فراموشش میشود به تنها چیزی که فکر میکند دنیاست اما با کدام امتداد؟ امتداد تولد تا وفات.@ یعنی یکسره میگوید آقا یک وقتی برای آخرتت بگذار یک وقتی برای عبادت بگذار وقتی برای چون حضرت فرمود اوقاتتان را سه قسمت تقسیم بکنید یک قسمت از سه قسمت را برای ارتباط خودتان با خداوند و تبارک و تعالی بگذارید یعنی برای خودت و تولدت و ابدیت و آخرتت.@ اما شخصی که شیطان حمله از جلو به او کرده و این حمله مؤثر واقع شده بنابراین شخص اساساً خود حقیقی و فطریش را خود ابدیش را فراموش میکند فقط به خود طبیعیش فکر میکند میشود طبیعتگرا است.@ فقط به خود طبیعیش فکر میکند حتی بعداً هم که مسلمان میشود گرایشات دینی پیدا میکند تمام دین و آخرت را به استخدام همین در میاورد به استخدام طبیعتگرایی در میاورد.@ جمکران میرود که مثلاً فرض بفرمایید که مشکلش با زنش حل بشود یا شفا پیدا بکند یا مشکل خانهاش حل بشود بالاخره هر چه هست میخواهد امام زمان را همین جا مصرف بکند روضه نیاز نذر هر چه که هست اینجاست.@ یک موقعی که خدمت ائمه برسد یا در مضان اجابت دعا قرار بگیرد شب قدری وقتی خواستهای برای این سمت خودش ندارد دل نگرانی و دلشورهای خیلی ندارد ممکن است تقلیداً الهی ما را عاقبت بخیر کن گناهان ما را ببخش و بیامرز هم بگوید ولی نه خیلی جدی نیست در این قضیه مجبورم از طبیعتگراهای خالص یعنی کفار مثال بزنم هم از طبیعتگراهای مسلمان مثل خودمان.@ دیگر وقت نمیگذارد برای آخرت علی(ع) میفرماید بدترین آدمها همین آدمها هستند که آنچه را که خداوند به آنها واجب کرده و به آنها فرموده در موردش کار بکنید کار نمیکنند و آنچه را که خیلی اصرار نکرده برایش تلاش میکنند.@ (کَأَنَّهُ ما عَمِلَ لَهُ) یعنی دنیا (واجِبٌ عَلَیه) به او واجب شده (وَ کَأَنَّهُ ما وَنا فیه) آنچه که در آن تنبلی میکند (ساقِطٌ عَنه) از او ساقط شده هیچ وظیفهای ندارد یکی از بدترین آدمها (اِنَّ مِن اَبغَضُ الرِجال اِلَی الله تَعالی) یک همچین بندهای هست.@ بنابراین حمله، تا شما بخواهید از حال بودن در بیایید حال بودن یعنی اینکه شاید ما مردیم تا سه روز دیگر حالا غصه نخورید چون توجه به حال و دلشوره آینده را نداشتن از صفات مؤمنین و اولیاء خداست آدمهای حسابی.@ و از طرفی توجه به آینده هم از صفات مؤمنین و اولیاء خداست اما بستگی دارد چطوری معنا بکنیم دلشوره و اضطرابی که میاورد فقط در این قسمت وقتی در این قسمت میاورد این قسمت را شما کاملاً فراموش میکنید دیگر نخواهید دید این قسمت را.@ هر وقت به شما میگویند نگرانید عروسی دخترم چه میشود جهازش چه میشود دانشگاه آزادش چه میشود پسرم چکار میخواهد بکند یکسره تلاشهای اینطوری و شخص دقیقاً دچار خودفراموشی میشود.@ علی(ع) میفرماید (لا تَجعَل اَکبَرَ هَمِّکَ بِاَهلِکَ وَ اَولادِک) بیشترین تلاشت را برای خانوادهات نگذار و اهل اولادت نگذار بعد دلیل میاورد میفرماید (اِن کانوا اَولیاءَ الله) اگر اینها جزء اولیاء خدا باشند دوست خدا باشند آدم حسابی باشند (فَما یُضَیِعُ الله اَولیائَه) خداوند اولیاء خودش را ضایع نمیکند چه تو باشی چه نباشی خداوند به آنها میرسد.@ چون خداوند با آنها رابطه خصوصی دارد حرص نخور اینقدر (وَ اِن کانوا اَعداءَ الله فَما هَمُّکَ باَعداءِ الله) اگر دشمن خدا باشند زن و بچه تو تو چرا اینقدر خودت را داری داغون میکنی و همه فشار و عمر و جوانیت و استعدادت را همه را گذاشتی برای خانواده برای دشمنان خدا، به آنها چرا داری خدمت میکنی.@ چه خبرت هست یک مقدار هم به خودت برس یک وقتی هم برای خودت بگذار یک وقتی هم برای خودت بگذار برای آخرتت برای تربیت خودت فردا در قبر نمیتوانی جواب بدهی فشار قبر داری مشکلات هست نمیشود انسان جواب بدهد هیچ کس هم نمیاید به داد انسان برسد.@ (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس بار دیگری را تحمل نمیکند آنجا زن کجا بچه کجا چه کسی میخواهد بیاید جواب ما را بدهد جواب عمری که برایشان گذاشتیم علی(ع) میفرماید تا شخص میخواهد بمیرد این سه چهره میایند سراغش سه چهره را مکاشفه میکند مبیند 1ـ خانواده 2ـ مال 3ـ عمل.@ به خانواده میگوید شما چه کاری میخواهید برای ما بکنید من تمام عمرم را برای شما گذاشتم میگویند ما تنها کاری که میتوانیم برای تو بکنیم این فرمایش حضرت علی هست تا نزدیک قبر میتوانیم بیاریمت.@ به مالش میگوید چه کاری میتوانی بکنی مالش میگوید من تنها کاری که میتوانم بکنم یک کفن میتوانم به تو بدهم، به عمل میگوید عمل میگوید نه من با تو هستم تا ابد با تو هستم ما در عمل درست کم توجه هستیم و کم سرمایه، ولی نسبت به مال و خانواده بیشترین استعدادهایمان را صرف آنها میکنیم.@ این یک مطلب پس دلشوره و اضطراب که نتیجهاش دنیازدگی است یکی از کارهایی که میکند بسته به شخصت افراد دارد ایجاد ناامیدی هست نتیجه حزن و کندی حرکت یا توقف حتی.@ یعنی همیشه میگوید که نمیشود من موفق نمیشوم آخر بدبخت میشویم آخر بیچاره میشویم تو موفق نیستی تو زمین میخوری تو نمیتوانی قبول بشوی تو نمیتوانی کار خوب گیرت بیاید تو همسر مناسب پیدا نمیکنی تو شکست میخوری یکسره همینطوری در گوشت حرفهای ناامید کننده میزند برای اینکه زندگیت تلخ بشود.@ (إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) قرآن میفرماید نجوا میکند در گوش مؤمنین تا زمینگیرشان کند غمگینشان بکند کلاً این فرمول را داشته باشید هر وقت پیامهای اضطراب غم ناامیدی ترس در دلتان میاید بدانید مال خودتان نیست.@ انسان موفق انسانی است که بتواند این دسته از افکار را از خودش جدا بکند و بداند که مال خودش نیست و سهمی برای دشمنش که خداوند به عنوان یک دشمن حقیقی دارد معرفیش میکند قائل باشد ما همیشه باید درصدی از تفکراتمان به خودمان نسبت ندهیم و به دشمنمان نسبت بدهیم که دارد ما را زمینگیر میکند.@ و اگر ما موفق بشویم بین خود و ناخود جدایی بکنیم در وجودمان تفکیک بکنیم بین خود و ناخود را، بین خود الهیمان و خود شیطانیمان، یا خود ناخودمان را آنموقع خیلی از مشکلات ارتباطیمان با همه انسانها حل میشود.@ شما بدانید همیشه شیطان در ارتباطمان با دیگران سهم دارد و خراب میکند کارها را، این را شما بدانید همیشه در همه کاری اندیشههای منفی هر چه که میخواهد بیاید خداوند دارد گزارش میدهد از خلقت خودش، مال اوست باید دور کنید.@ باید به او بگوید چِخِه برو نباید بپذیرید این افکار را، افکار دلسرد کننده ناامید کننده کلاً هر چیزی که مربوط به غم اضطراب ناامیدی دلشوره و ترس هست مال خدا و ملائکه نیست هر چه امیدواری شور نشاط شادی قدرت بهجت و سرور هست مال فرشتهها هست این را خوب دقت بکنید@ بنابراین حمله از جلو یکی اینکه خیلی اینجا را بزرگ میکند و این اندیشه باعث میشود از این طرف بیافتی و بمانی اصلاً، نکته دوم نسبت به حمله از آینده این هست که آینده را به قدری تاریک و بد جلوه میدهد که تو اعصابت خورد میشود (لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) غمگین کند مؤمن را.@ غم برای مؤمن خیلی ضرر دارد این را بدانید در زندگی ما غم برای ما یکی از زهرهای کشنده هست در حرکت یک انسان که غمگین بشود و غم او هم طبیعت هست چون فطرت از خداست آینده هم آینده ابدی و فطری را در آغوش خدا میبیند شاد است نسبت به آینده همیشه.@ از اینکه مرگ هست شاد است از اینکه برزخ هست شاد است از اینکه با تولد کجا میخواهد برود همیشه شاد است خوب است گرم عالی فقط غم طبیعت هست که غم میآورد برای انسان، این ناامیدی، حزن میاورد کندی حرکت میاورد توقف میاورد و حتی حرکت عقبگرد هم میاورد.@ حالا من نوشتم کندی حرکت شما فقط به این کندی حرکت توجه نکنید کندی حرکت یا توقف یا عقبگرد. که اصطلاح داریم برای آن (؟؟؟اَلتَعَرُبِ بَعدَ الهِجرَه) یعنی انسان گاهی وقتها این دلشوره به قدری زیاد میشود که اصلاً میزند زیر همه مسائل آخرتی میگوید ول کن چه دوغی چه کشکی آخرت کیلو چند است کی رفته کی آمده ولش کن اینجا را بچسب.@ یعنی بقدری این حمله موفقیتآمیز هست روی بعضیها که روی همه باورهایش پا میگذارد از اصحاب پیغمبر شما بگیرید تا اصحاب ائمه تا کسانی که زمان خودمان بودند در این جبهه و جنگ رفتند مجروح شدند کسانی که در زمان شاه سابقه مبارزاتی طولانی داشتند الان این حمله خیلی موفق بوده روی آنها حمله از جلو.@ برای چیزی که میجنگیده قبلاً الان زیر سؤال میبردش خیلی راحت زیر سؤال میبرد خیلی راحت از گذشتهاش توبه میکند ما چه ساده بودیم نماز میخواندیم، مثلاً اینطوری، ما را بگو چه ساده بودیم رفتیم جبهه یک آزاده را دیدم میگفت بیخود ده سال وقتم را تلف کردم چرا؟ چون حمله موفق بوده نتوانسته از گذشتهاش بهرهبرداری بکند.@ اگر بخواهیم وارد بشویم خیلی تخصصیتر میشود و اذیت میشوید شما آنوقت از بحث احتیاط میافتیم همین مقدار فعلاً کافی هست حمله از جلو یا همان آینده یکی دلشوره و اضطراب ایجاد میکند نتیجهاش میشود دنیازدگی و فراموشی ابدیت و آخرت یکی ناامیدی ایجاد میکند که این ناامیدی غم ایجاد میکند حزن ایجاد میکند و به نحوی با بالایی هم مربوط هست.@ شما وقتی که آینده را هی تیره ببینید مجبورید برای اینکه از این غم نجات پیدا بکنید آسمان ریسمان بکنید خیلی این طرف و آن طرف بزنید بلکه آن تاریکی سراغت نیاید.@ پس به محض اینکه میخواهی از نگاه کودکانه و احساساتی حالنگری و حال دیدن خودت در بیایی و آخربین بشوی دوراندیش بشوی آینده را ببینی شیطان میگوید خب حالا میخواهی آینده را ببینی باشد احتیاط بکن برای آیندهات برنامهریزی بکن تا اینجا.@ ولی این آینده را هیچ وقت به ما نمیدهند این فلسفه همه طبیعتگراهاست چه طبیعتگراهایی که ظاهراً اسلام را قبول کردند و اعتقاد به اصول دین دارند چه طبیعگرایی که اساساً این اعتقاد را هم ندارند این به سراغ همه ما خواهد آمد.@ چون الان اکثر برنامهریزانی که در کشور ما دارند برنامهریزی میکنند شما ببینید برنامه بودجه مراکز فرهنگی مراکز هنری مراکز مدیریت هر برنامهریزی هست بر اساس این مقدار دارد برنامهریزی میشود ما هیچ کدام از مراکز فرهنگی رسمی کشور نمیایند جوان را اینطوری معنا بکنند و برای جوان اینطوری برنامهریزی کنند آنروز مقام معظم رهبری هم در سخنرانیشان دیدید.@ از جوان فقط چه چیزی را معرفی میکنند؟ آینده مسکن ازدواج اشتغال و جوان همینطوری تربیت میشود یاد میگیرد در اجتماع اینطوری نگاه بکند بسیجی نیست که بتواند ابدیت را نگاه بکند همانهایی که به قول امام در دهه شصت معجزه درست کردند در دنیا بسیجی هر دو را نگاه میکرد.@ در روایت داریم مؤمن از همه انسانها همتش بیشتر است چون هم برای دنیایش برنامه دارد هم برای آخرت و ابدیتش، ما جوانی را باید تربیت بکنیم که در هر دو جنبه کار بکند بسیجی که در جبهه جنگ میکرد عملیات میکرد آماده شهادت بود ابدیتش را خوب نگاه میکرد در ساعتهای بعد از عملیات هم که کار نداشت درسش را هم میخواند.@ ما بسیجیها را تقبیحشان میکردیم میگفتیم این کار غلط است شما فکر کنید چون آمدید جبهه ممکن است به شهادت برسید درس نخوانید این همه امکانات آموزش و پرورش گذاشته مدرسه معلم گذاشته در جبهه بنشین درست را بخوان پایه درسیت را هم بالا ببر.@ طلبههای خیلی قوی بودند با نوار کار میکردند در جبهه از قم برایشان نوار میآوردند آنجا درسشان میخواندند کارهای رزمیشان را هم میکردند مؤمن اینطوری است هر دو همت را دارد برای دنیایش (کُلِّ دُنیاکَ کَاَنَّکَ تَعیشُ اَبَدا وَ کُلُّ آخِرَتِکَ کَاَنَّکَ تَمُوتُ غَدا) حضرت به پسرش اینطوری دستورالعمل میدهد.@ برای دنیایت چنان باش که انگار هستی، حالا هستی آن عمر ممکن است خیلی طولانی بشود و برای آخرتت چنان باش که انگار فردا خواهی مُرد، مؤمن در هر دو جهت، ولی اگر به حرکت جنینی توجه بکنیم مؤمن حرکتهای دنیاییش هم در واقع حرکت آخرتیش هست.@ چون از دنیایش استخدام میکند همه چیز را برای ابدیت دو چیز نیست یک چیز هست همه آخرت است اما متأسفانه نه الان کسی نمیاید جوان ما را اینطوری معرفی بکند همه جوانهای ما را وقتی میگویند جوان آزادی جوان مفاهیمی از این قبیل تمام در حیطه طبیعت هست دنیا کسی فکر آزادی فطری جوانها نیست به جوان آزادی فطری بدهند.@ جوان را قوی بار بیاورند جوان فرصت عیاشی و کیافیهای فطری و لذتبری در این جهاد داشته باشد نه صحبت از آزادی هم اگر میشود صحبت از منزلت جوان میشود صحبت از مطالبات جوان اگر میشود و صحبت از اینها اگر میشود تمام مربوط به طبیعت هست.@ هیچ کس راجع به آخرت جوان غصه نمیخورد برنامهریزی نمیکند پول هم میخواهند هزینه کنند نمیکنند مگر اندک.@ به محض اینکه تو میخواهی از حال نجات پیدا بکنی شیطان برایت برنامهریزی میکند میگوید میخواهی برای آیندهات دوراندیشی بکنی میخواهی حزم داشته باشی احتیاط داشته باشی تمام این احادیثی که من الان برای شما راجع به دوراندیشی و احتیاط برایت معنا میکند شیطان.@ قشنگ میگوید مگر حضرت نفرمود فلان فکر باش همه را هم برایت تعلیم میکند شیطان، قشنگ برنامهریزی میکند تا اینجا، فرشتهها چکار میکنند یا خداوند چکار میکند اگر ما اهل بینش باشیم آنها میگویند شما باید آینده را اینطوری نگاه بکنید و دنیا را براساس آخرت تفسیر بکنید.@ براساس حیات ابدیت بداند که فقط دنیاست که میتواند ابدیت را بسازد و بداند که از همین دوران جنینی در رحم دنیا باید استفاده بکنی برای تولدت و بدست آوردن وسائل کافی برای شرائط زیستی حیات ابدی.@ دنیاست که ابدیتساز است یک ساعتش معادل میلیاردها سال آخرت برای شما کار میکند اینطوری نگاه بکن اگر سراغ ازدواج میخواهی بروی با نگاه ابدی برو سراغ ازدواج، با شخصیتی ازدواج کن یا به نحوی ازدواج کن که آیندهات تأمین بشود الان کدام آینده؟@ آینده ابدیت، بچهدار میخواهی بشوی مبارک است اما با توجه به آینده خودت و بچه اقدام به تشکیل نطفه بکن بچه موجود ابدی هست همینطوری باید برای او تصمیمگیری بکنی مادر و رحمی که برایش انتخاب میکنی با آن نگاه باید انتخاب بکنی نطفهای هم که میخواهی ببندی در شرائط قبل از انعقاد نطفه که در بحث تربیت ما اینها را مفصل گفتیم.@ و شرائط بعد از انعقاد نطفه و شرائط بعد از تولد هفت سال اول دوم و سوم با نگاه ابدی تربیتش کن مبارکت باشد بچه یکی دو تا ده تا هر چقدر میخواهی داشته باشی مبارک است اما با نگاه ابدی.@ میخواهی درس بخوانی رشته تحصیلی میخواهی انتخاب بکنی این را بدان درست و رشته تحصلیت هر چیزی که میخواهی انتخاب بکنی شغلت محل زندگیت هر چیز شاکلهسازی میکند برایت عزیز من روحت را میسازد بنابراین بهترینش را انتخاب کن که در حیات ابدی کم نیاوری.@ به هر چیزی که میخواهی بپردازی بپرداز از حلالها بپرداز اما نباید کم بیاوری برای حیات ابدیت. آینده را باید درست معنا کنیم وقتی به جوانها میگوییم آیندهنگر باشید دوراندیش باشید آینده را باید از تولد تا بینهایت به آنها بگوییم انوقت بچه میداند که باید چکار بکند همه چیز روی روال میافتد شخص میداند باید چکار بکند.@ اگر آینده را درست نگاه بکند بداند آینده یعنی چی و اگر جوان بفهمد ابدیتش در گرو نوع زندگی در دنیا هست آنوقت از دنیا خیلی لذت میبرد و خوب هم میتواند استفاده بکند اگر بداند همه حیات ابدیش نوع توفاتش یعنی تولدش.@ نوع گذران دوران برزخیش و نوع تولد بعدیش از برزخ به قیامت و نوع زندگی ابدیش همه بسته به نوع زندگیش در دنیا دارد خوب دنیا را به استخدام در میاورد بلد است از دنیا چطوری استفاده بکند.@ بنابراین الان این بحث را مفصل کردم پای تخته که وقتی داریم روی مفهوم احتیاط کار میکنیم یک موقع آن جنبه افراطی قضیه و کور قضیه جلوی چشممان نباشد که آن طرف را فراموش بکنیم.@ و آن جنبه منفی احتیاط هم که ما را یک موقعهایی به بزدلی و ترس میرساند آن را هم ما یک موقعی گرفتارش نشویم هی زیادی احتیاط بکنیم و بترسیم از انجام عمل فعالانه با نشاط باز بمانیم به این هم توجه بکنید.@ (اَلحَزمُ کیاسَۀٌ) حزم یعنی دوراندیشی زیرکیست زیرکی یعنی درست دیدن یک آینده مبهم و موهومی به نام آینده آینده دنیا را میگویم نه آینده ابدی گولمان نزند و احمق بشویم ابدیتمان را فراموش بکنیم چون علی(ع) میفرماید آینده دنیا ضمن اینکه باید برایش آماده باشی ولی مبهم هست.@ (ما مَضی مَضی) آنچه که گذشت گذشت گذشته هیچی تمام شد (وَ ما سَیَأتیکَ فَعین) آن که قرار است بیاید اسمش را آینده میگذارید کو؟ میاید مطمئنید مهدی شجاعی مگر بین شماها نبود تمام شد رفت برزخ، بیست و یک سال است ما الان چند نفر بالا بیست و یک سال در این جلسه نشستیم اکثرمان بالای بیست و یک سال.@ مبهم است چه کسی میگوید میاید (قُم فَاغتَنَمِ الفُرصَۀَ بَینِ العَدَمین) قُم یعنی قیام کن کمرت را محکم ببند و از بین این دو عدم یعنی گذشته و آینده که معلوم نیست بیاید حال را خوب از آن استفاده بکن تا فرصت داری بجنب استفاده کن.@ اگر امشب مُردی سالم متولد بشوی و اگر آیندهای آمد که ابهام دارد شاید عمر تو بجای بیست سال شد هشتاد سال آن هم باید درست از الان بسازی توجه به این نکته که ما همیشه نانخور گذشتهمان هستیم باعث میشود ما احتیاط زیاد بکنیم اهل احتیاط باشیم و اهل دقت باشیم.@ ما همیشه سر سفره گذشتهمان داریم نان میخوریم الان شخصیتهای همه ما که اینجا نشستیم معلول است کارهایی هست که در گذشته با خودمان کردیم از نظر معنوی از نظر اقتصادی از نظر خانوادگی از نظر عاطفی از نظر سلامت جسمانی همه معلولی است که ما در گذشته با خودمان چکار کردیم الان داریم نان گذشتهمان را میخوریم.@ وقتی این قاعده هست بدان که آینده هم نان الان را میخوری اینجاست که باید این زیرکی به سراغت بیاید که برای دنیایت خوب استفاده بکنی (کَاَنَّکَ تَعیشُ اَبَدا) فعالیتت خوب دقیق باشد با برنامهریزی جلو بروی تنبلی سستی اصلاً و برای آخرتت هم آماده بشوی.@ که اگر مردی شاد بروی اگر مردی به تو بگویند تولدت مبارک فرشتهها که میایند به سراغت جشن بگیرند برایت این طرف را آذینبندی بکنند این طرف را تشریفات تولد تو را برپا بکنند و میکنند خداوند در بحثهای معاد توضیح دادم عجیب برای مؤمن تشریفات تولد راه میاندازند خیلی عجیب.@ اولین کسی که میاید بالای سر آدم تولد را مبارک بگوید وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست که وقتی میخواهی متولد بشوی با چهره خندان امیرالمؤمنین روبهرو هستی ایستاده تو را در آغوش میگیرد وجود مقدس نبی اکرم(ص) و همه عزیزانی که در تو شاکلهسازی شدند.@ یعنی در شاکله تو حضور داشتند همیشه در زندگیت با تو بودند همه، اگر چهارده معصوم در زندگیت حضور داشتند هر چهارده تای آنها میایند بالای سرت و خوشآمد گویی میکنند یکیشان دوتاشان پنج تاشان بسته به این است که خودت چقدر آنها در وجودت حضور داشته باشند.@ عنصر وجودی تو را چقدر تشکیل داده باشند میایند بالای سرت، یک تولدت مبارک خیلی عالی میگویند و یک بشارت خوب، که خستگی دنیا از تن آدم در میاید و شروع میشود یک زندگی جدید و زیبا، این آینده را نباید فراموش بکنیم حالا در بحث حزم به آن میرسیم به آن توجه داشته باشیم.@ پس این که دوراندیشی کیاست هست در هر دو جنبه هست چه دوراندیشی در زندگی دنیا زیرکیست چه دوراندیشی در مسئله آخرت، به امام صادق(ع) گفتند شما چرا وسائلت را چند جا میگذارید چندتا انبار دارید؟@ حضرت فرمودند ممکن است یکی از انبارها آسیب ببیند من اگر همه اموالم را یک جا جمع بکنم یکی از انبارها از بین برود همه اموالم از بین رفته چند جا این کار را میکنم پشتیبان درست میکنم.@ یک آدم زیرکی دارد با کامپیوتر میکند اولین کاری که میکند ویروسیابی میکند که ویروس نداشته باشد بعد برنامه را که ریخت بلافاصله یک فایل پشتیبان درست میکند اگر یک موقع در اثر اشتباه رفتن برق یا خوردن یک دکمه اشتباهی اطلاعات از بین رفت فایل پشتیبان داشته باشد.@ آخر سر هم که میخواهد کامپیوتر را خاموش بکند یک دیسکت اضافه میگیرد میگذارد کنار بلند میشود میرود این احتیاط میشود نه ده هزار صفحه تایپ بکند یک دفعه با یک برق رفتگی همه اطلاعات پاک بشود از بین برود.@ مثل یک اشتباهی که یک هفته پیش در مجتمع رخ داد در اثر برقگرفتگی برق جرقه زد کل هارد سوخت اگر قبلاً ذخیره نکرده بودیم تمام اطلاعاتی را که ریخته بودیم در دستگاه از بین رفته بود این احتیاط زیرکی میشود آدم باید اینطوری باشد.@ چه در امور دنیا چه در امور آخرت، بعد نگاه بکنید چقدر بچه حزب اللهیهای خوب آدمهای متدین مسلمان در زندان هستند به خاطر قضیه چک، بیاحتیاطیهایی که کردند درست نگاه نکردند افتادند در زندان.@ (اَلحَزمُ صِناعَۀٌ فَامرَۀُ الحَزمِ اَلسَلامَه مَن لَم یُقدِمُ الحَزم اَخَرَهُ العَجز) چقدر زیباست. اول از این چقدر قشنگ تعریف میشود میفرماید که دوراندیشی یک فن است احتیاط و دوراندیشی یک هنر است خودش، ذهن باید تمرین بکند وقتی میفرماید صناعت کلمه صناعت صنعت یعنی چی؟@ یعنی چیزی که ما با تکرار و تمرین با تلقین با کار کردن خبره میشویم نه ول کردن ذهن، ذهن باید کار کند در این مقوله تا تخصص پیدا بکند الان یک نفر هست که خطش زیباست میاید چون این تمرین کرده این فن صنعت را کار کرده میاید زیبا روی تخته مینویسد.@ یک کسی فرض بفرمایید رانندگی میخواهد بکند خبره کرده کار نیکو کردن از پر کردن است وقتی میفرماید (اَلحَزمُ صِناعَۀٌ) یعنی یک فن است یعنی ذهن تو باید همیشه با مقوله آینده و برنامهریزی آشنایی داشته باشد ذهنت، بیخیال نباشی.@ خیلی از این آقایان میایند سراغ من در مشاورهها جوانهای هیجده ساله نوزده ساله پانزده ساله شانزده ساله بیست ساله میگویم چکار کردی؟ میگوید درس را ول کردم چرا؟ چون الان را دارد میبیند یک مقوله به او میگویم.@ میگویم فردا عزیز من تو میخواهی بروی خواستگاری یک دختر خیلی خوبی را هم انتخاب میکنی دوستش هم داری علاقه داری به او، وقتی میروی میگویند آقا سواد چقدر؟ دیپلم ندارم مثلاً این است، نمیدهند.@ بارها شده پسری با همه شایستگیها رفته خواستگاری دختر مورد علاقهاش فقط به خاطر مدرک تحصیلیش به او ندادند فردا میخواهی شغل بگیری چی داری ندارم سواد ندارم تحصیلات کم هست خوب اذیت میشوی عزیز من.@ یا اگر سراغ تحصیلات هم نمیروی یک فن خوب را کار کن خبره بشو در یک کار و بمان حضرت فرمود خیلی تغییر مسیر ندهید بعد طرف میگوید مثلاً سی سالم هست، چی بلد هستی؟ یک ذره رانندگی بلدم آهنگری بلدم جوشکاری یک ذره صافکاری بلدم هیچ کدام هم خبره نیست وارد نیست.@ دوراندیشی فن است باید کار کنیم با آن، باید برنامهریزی بکنیم باید دقیق عمل بکنیم آینده را خوب نگاه کن آینده بچهات آینده همسرت و آینده ابدیش را، این را خوب توجه کن.@ آنجایی که آینده دنیا با آینده آخرت تعارض پیدا میکند این یک فرمول هست همه را هم راحت میکند آیندهنگری برای زن و بچه و خودمان خوب است؟ بله، اما آنجایی که با آیندهنگری اخروی تعارض پیدا میکند ما آینده اخروی را صلاح میدانیم.@ یعنی بچه خوبهای که ما میشناسیم الان زندان هستند بخاطر ترس از آبروریزی و گرفتاری و اینها سراغ ربا و پول بهرهای نمیرفتند الان در گوشه زندان نبودند مورد غضب خدا قرار میگرفتند رفتند سراغ بهره آتش زدند.@ گفتند آبرومان میرود ما اگر پول ندهیم میافتیم زندان بهره گرفتند زندانش هم افتادند آبرویشان هم رفت معصیت هم کردند محکم بایست بگو نمیتوانم بدهم برو زندان اما زیر بار بهره نرو که آینده ابدیت را هم به خطر میاندازی.@ (اَلعارُ اَولی مِن دُخُول الناری) امام حسین فرمود دیگر (اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العاری اَلعارُ اَولی مِن دُخُولِ الناری) مرگ بهتر از ننگ است اما ننگ بهتر از جهنم است.@ بگذار آبرویت برود در اجتماع ولی گناه نکن عزیز من نرو پول بهرهای بگیر که فردا دچار سَخَط و غضب خدا بشوی و بعداً هم کمکی به تو نمیکند هیچ کس را من ندیدم که به سمت بهره و نزول برود و ضرر اقتصادی نکند.@ در دنیا هم ضرر میکند انسان چه برسد به آخرت باز روی روال اخرویش میماند این بیاحتیاطی میشود ولی شیطان اسمش را احتیاط میگذارد دوراندیشی میگذارد.@ بعد ثمرهاش چیست؟ دوراندیشی یک فنی هست که (ثَمَرتُ الحَزنِ اَلسَلامَه) ثمرهاش این هست که تو سالم میمانی ایمن از آفات میمانی کسی که اهل احتیاط و دوراندیشی هست ایمن از آفات میمانی در دنیا دوراندیشی بکنی از آفتهای دنیایی دوراندیش هستی و نسبت به آخرتت دوراندیش باشی.@ از فشار اول قبر و شب اول قبر و عذابی که نمیشود تحملش کرد واقعاً از آنجا آفتهای ابدی در امان خواهی بود نسبت به هر دو دلشوره داشته باش و فکر بکن ثمرهاش چیست؟ سلامت هست انسان باید هم به سلامت جسم و بدن و دنیایش فکر بکند و هم به سلامت ابدیت و روحش فکر بکند.@ خیلی قشنگ است (مَن لَم یُقَدِمهُ الحَزمُ اَخَّرَهُ الاَجر) کسی که با احتیاط جلو نبرد کارش را، پیش نرود با احتیاط ناتوانی و زمینگیر شدن عقبش میاندازد بیاحتیاط اینطوری است.@ یک بیاحتیاطی میکند چند سال عقب میافتد همه دنیایش را میبازد مالش را میبازد زنش را میبازد بچهاش را میبازد زندگیش را از دست میدهد آخرش هم از دست میرود بیاحتیاطی.@ یادمان نرود با این صحبتها یک نتیجه میخواهیم بگیریم حوزه احتیاط هر شخص معلول حوزه دید هر شخص هست بستگی دارد که چقدر خودت را نگاه میکنی احتیاط میکنی این را بدان، حوزه احتیاطت معلول حوزه نگاهت هست چقدر میبینی خودت را همان مقدار اهل احتیاط هستی.@ دنیایی میبینی تولد تا مرگ ممکن است عقل بکنی اینقدر احتیاط بکنی بعضیها که اهل دنیا هستند این مقدار احتیاط را هم ندارند آدمهای بیشعوری هستند ابدی میبینی خودت را به بلندای ابدیت اهل احتیاط باش دوراندیش باش.@ یک روایتی از امام هادی میخواستم برایتان بخوانم یک مقدار میترسم توضیحش طول بکشد از وقت بگذرد یک روایت کوتاهتری معنا میکنم برایتان این هم از امیرالمؤمنین(ع) هست (مَن اَخَذَ بِالحَزمِ اِستَظهَرَ مَن اَضاءَ الحَزمَ تَهَوَرَ).@ میفرماید کسی که دوراندیش باشد اهل احتیاط است آینده را خوب بتواند نگاه بکند همین بحثی که الان میکردم دوراندیشی از اندیشه میاید از نگاه میاید از باور میاید از قبول این که آیندهای وجود دارد و نگاه به آینده است.@ وقتی خوب دیدی آینده را اهل احتیاط خواهی شد دیگر از عوامل و آفاتی که تهدیدت میکند پرهیز میکنی درست نقشه میریزی و برای برقراری هر ارتباطت فکر میکنی که من را به دام نیاندازی آفت نداشته باشد برایت که بعداً بخواهم جواب بدهم.@ میفرماید کسی که (مَن اَخَذَ بِالحَزم) اندیشه آیندهنگری را پیدا کرده باشد یک اندیشه آیندهنگر داشته باشد اهل احتیاط خواهد بود (مَن اَضاءَ الحَزمَ) اما کسی که دوراندیشی را ضایع بکند این اندیشه را کنار بگذارد میفرماید (تَهَوَرَ) متهور میشود.@ شجاع نیست متهور است متهور خوب نیست تهور غیر از شجاعت است شجاعت یک فضیلت است افراط در شجاعت میشود تهور، که یک رذیله است تفریط در شجاعت هم که میشود ترس، آن هم یک رذیله است نه ترس نه بیکلهگی.@ مثل خیلیها که الان بیکلگی میکنند نسبت به آیندهشان نه زن نه بچهای نه چیزی، یک خانمی چند دقیقه پیش آمده بود با این که من خانمها را هم نمیبینم مشاوره ندارم همینطوری آمده بود پشت در ایستاده بود گریه یکی از این معلمهایی که از شاگردان ما بود آورده بود او را داخل.@ گفتم چیه؟ گفت شوهر من، بچه هم داریم سیزده ماه است که من را ول کرده رفته در خانه پدرش نشسته کار هم نمیکند میگوید من حال و حوصله کار ندارم بیکلگی است آینده بچه، ناموس، تنبلی، کسالت اینها خوب نیست.@ پس کسی که (مَن اَضاءَ الحَزم) کسی این اندیشه را کنار بگذارد (تَهَوَرَ) آدم بیباکی میشود بیباک میشود یعنی بیکله میشود بیفکر میشود دست به اقدامات ناپخته و نسنجیده میزند اسمش را میگذارد مردانگی شجاعت قدرت دچار توهم اینطوری خواهد شد این را یک امتیاز میداند ادامه بحث انشاءالله برای جلسه بعد.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@