جلسه 029 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در شرح حدیث عنوان رسیدیم به این نکته که حضرت فرمودند خطاب به عنوان که بپرهیز از اینکه به رأی خودت عمل بکنی توضیح دادیم که چون حرکت انسان به سمت ابدیت و آخرت یک حرکتی است کاملا تخصصی و سرنوشتساز، انسان با حرکت در دنیا و زندگی در دنیا تعیین میکند وضعیت ابدیت و آخرت خودش را.@ اینطور نیست که ما هر طور که زندگی کردیم هر نتیجهای را بگیریم هر نتیجهای که دلمان بخواهد، خیر، اگر بخواهیم به نتایج دلخواه خودمان که لایق ما هست برسیم باید متناسب با آنچه که میخواهیم به آن برسیم کار بکنیم توضیح هم دادم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا.@ جنین در رحم مادر یک فرصتی دارد که خودش را برای شرایط زیستی حیات دنیا آماده بکند شرایط زیستی دنیا هم ثابت است میزان دارد باید دقیقا متناسب با آن شرایط ما خودمان را آماده بکنیم.@ یعنی برای طول موجش چشم، برای فرکانسش گوش، برای هوای اینجا دستگاه تنفس، قلب، سلسله اعصاب، مغز، دست، پا کامل باید تهیه بشود تا تولد ما به دنیا یا تولد یک جنین به دنیا تولد سالم باشد.@ در حرکت به سمت ابدیت هم همینطور هست شرایط زیستی خاصی آنجا حاکم هست روح باید سالم و متناسب با شرایط زیستی آنجا تربیت بشود تناسب روح با شرایط زیستی حیات ابدی را میگویند تولد سالم، لذا قرآن کریم میفرماید (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ).@ روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد انسان میخورد مگر اینکه انسان با روح سالم متولد بشود به حیات ابدی و از این مهمترین کار و تنها کاری که انسان در دنیا دارد تحصیل قلب سلیم هست و سالمسازی روحش هست که ما در تعابیر خودمان از آن به خودسازی تعبیر میکنیم.@ روی قلب باید کار کرد و قلب را سالم کرد قلب چیزهایی دارد بیماریها و آفاتی دارد که تهدیدش میکند و ما دچارش خواهیم شد باید بشناسیم بیماریهای روح و قلب را و از خودمان دور کنیم عواملی هست که کمک میکند به حرکت قلب به سلامت قلب و باید داشته باشیم اصولی این سلامت دارد.@ مثل اینکه ما وقتی یک بچه متولد میشود گاهی وقتها نمیگوییم ناقص متولد شده ولی میگوییم بیمار هست فرقی قائل هستیم بین بیمار و ناقص، در تولد ناقص میگوییم این نیاورده ارکان و اصولی را که باید میاورده بچه ناقص به دنیا آمده اما در تولد بیمار میگوییم این ارکان را آورده ولی حالا بیمار هست آسیبهایی دیده که باید درمان بشود.@ یا نه شاید در شرایط بهتری این حتی بیمار هم نیست نه تنها ارکان را آورده آسیب جدی هم ندیده فقط ضعف دارد باید تقویت بشود.@ در حرکت به سمت حیات ابدی که بلافاصله بعد از مرگ تحت آن قوانین حاکم بر حیات ابدی روی روح ما حساب باز میشود و با آن معامله میشود ارکانی قلب سلیم دارد که انسان باید آن ارکان را تهیه کرده باشد در دنیا با خودش، ارکانش را، که لااقل سالم متولد بشود، و بیماری هم نباید داشته باشد، چرا؟@ چون گفتیم همانطور که جنین وقتی متولد میشود بسته به تعداد، نوع، و شدت بیماری باید رنج درمان جنین را تحمل بکند کسی که با روح بیمار متولد میشود، روح بیمار یعنی روحی که آلوده به گناه یا اخلاق بد هست متولد میشود به حیات ابدی بسته به شدت، نوع، و تعداد بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند، رنج درمان را کجا تحمل میکنند؟ در جهنم.@ یعنی جهنم بیمارستان بهشت هست باید برویم آنجا درمان بشویم اگر خدای نکرده با بیماری متولد شده باشیم به آنجا، بنابراین ما باید نسبت به مسئله قلبمان، سلامت قلبمان حساس باشیم و چون این قضیه یک قضیه کاملا تخصصی است گفتیم هفت تخصص میخواهد که این هفت تخصص را انسان ندارد.@ بنابراین انسان حق ندارد بدون تخصص خودش را دستکاری بکند یا در مورد خودش تصمیم بگیرد در مورد برنامه زندگیاش تصمیم بگیرد بگوید من این ساعت کارهایم اینطوری هست اینطوری پر میکنم اینقدر غذا میخورم دوست دارم اینطوری بخورم، نه، جسم هم همین چیزی را نمیپذیرد جسم هم قانون خاص خودش را دارد.@ شما چه بخواهید و چه نخواهید اگر مواد لازم بدن را به آن نرسانید حساسیت نشان میدهد و عکسالعمل نشان میدهد عکسالعملش به صورت بیماری، درد، افسردگی، خستگی، و انواع و اقسام گرفتاریها سراغ انسان میاید روح هم همین حالت را دارد روح غذای خاص میخواهد تربیت خاص میخواهد همه چیز معین هست.@ (جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) خداوند برای هر چیزی قدر و اندازهای قرار داده این روح اگر بخواهد متناسب با شرایط زیستی حیات ابدی تربیت بشود که باید هم این باشد و غیر از این رستگار به آنجا وارد نمیشود خوشبخت به بهشت وارد نمیشود باید طبق این مقرراتی که روح میطلبد تربیت بشود.@ بنابراین تصمیم گرفتن در مورد خود اشتباه هست باید بسپاریم به کسی که هم من را آفریده، آن هفت تخصص اینها بود دیگر، انسان قبل از دنیا با سابقه من قبل از دنیا آشنایی دارد با حضور من در دنیا در پنج حالت جسم، روح، ارتباط جسم و روح، طبیعت و ارتباط جسم و روح با طبیعت آشنایی دارد.@ با ابدیت من و آخرت من هم که میخواهم منتقل بشوم به آنجا آشنا باشد باید خودمان را بسپاریم به کسی که این هفت تخصص را دارد و آن خداوند تبارک و تعالی است بنابراین خودرأیی، مستبدالرأی بودن، کیلویی برخورد کردن با خود، برنامهریزی نداشتن برای خود در زندگی.@ همینطوری بخواهیم دیمی بار بیاییم بدون تربیت بدون تخصص بدون معلم بدون برنامه، در نهایت مثل جنینی میمانیم که برنامه خاصی برای تولد اینطرف ندارد یا متناسب متولد نمیشود چون جنینی سالم متولد میشود که دقیقا از روز اولی که نطفهاش تشکیل میشود طبق قوانین دنیا خودش را تربیت بکند.@ دقیقا قوانین دنیا حاکمیت دارد روی رحم و جنین را متناسب با آنجایی که قرار است برود تربیتش میکند در این باره صحبت کردیم که ما حق دستکاری کردن خودمان، تصمیمگیریهای بیجا و ناآگاهانه در مورد خودمان نداریم چه برسد بخواهیم در مورد دیگران خدای نکرده برنامهریزی بکنیم، حرف بزنیم، و به دیگران توصیههایی بکنیم و یا بیگدار به آب بزنیم.@ چون مسأله حیات ابدی انسانها، خودمان و سایر کسانی که با ما در ارتباط هستند مطرح هست شوخیبردار نیست این را خوب دقت کنید که شوخی نیست آخرت، مرگ شوخی نیست، حیات ابدی شوخی نیست، کاملا جدی است و هر لحظه هم ما ممکن است منتقل به آن بشویم.@ در مورد خودرأیی داشتیم صحبت میکردیم چند تا روایت برایتان انتخاب کردم در مورد اینکه ما نباید خودرأی باشیم استبداد رأی داشته باشیم در مسائل بخصوص، در مسائل زندگی، در مسائل الهی، در مسائل عرفانی، در مسائل دیگر زندگی باید سعی بکنیم عالیترین نظرها را بدست بیاوریم.@ حالا اینکه عالیترین نظرها کی هست و چی هست و از کجا به دست میاید را هم خدمتتان قبلا عرض کردم باز هم عرض خواهم کرد ولی یک مقدار در مورد اینکه ما حق خودرأیی نداریم امام علی(ع) میفرماید که بپرهیز (ایاک ان تَعمَلَ بِرأیکَ شیئا).@ بپرهیز از اینکه فقط با اتکا به رأی و نظر خودت، برداشت خودش، اندیشه خودت، بخواهی کار را انجام بدهی، نه، ما باید دقیقا بدانیم که شرایط زیستی حیات ابدی چه نوع رفتاری را از ما میطلبد.@ ما در بدن هیچ وقت به خودمان جرأت نمیدهیم خوددرمانی بکنیم یا یک کسی مریض هست من همینطوری به آن بگویم به نظر من تو برو یک همچین چیزی را بخور، بارها شده افراد کشته شدند سر همین قضیه، که یک نفر ناوارد دستکاری کرده اینها را، بدن یک نفر زخم است.@ ما چطوری میتوانیم دست بزنیم، شکافته، چطوری میتوانیم دست بزنیم به آن، بگوییم حالا میتوانیم کاریش بکنیم، حق نداریم اصلا، بدن را، چشم یک نفر معیوب هست، چطور ما میتوانیم درمان بکنیم در حال که هیچ تخصصی نداریم.@ بنابراین همانطور که بدن را ما خودمان، عقل ما به ما میگوید که شما در مورد هر قسمتی از بدن باید به عالیترین متخصص در آن قسمت مراجعه کنید همان عقل، روز قیامت خداوند با همان عقل ما را محاکمه میکند که شما در مورد بدنتان، در مورد ماشینتان، در مورد بخاری خانهتان، در مورد آبگرمکن خانهتان، در مورد ساعتتان، به عالیترین متخصص مراجعه میکردید، در مورد نفستان چکار کردید؟@ در مورد خودتان چه کسی تصمیمگیرنده نهایی بود؟ متخصصی که این موجود ابدی که قرار است به مقام ربوبیت برسد و شبیهترین موجود به خداوند تبارک و تعالی بشود این را چه کسی تربیت کرده؟ زیر نظر چه کسی تربیت شده؟ دستورالعملها را چه کسی به شما میداد؟@ همینطوری خودت برای خودت تصمیم گرفتی و زندگی کردی، یک چهار ساعت وقتت را اینطرف و آنطرف پر کردی دلت را هم خوش کردی، این نه. جنبههای دیگر دارد که بعد انشاء الله در آن جنبهها هم خدمتتان عرض میکنم این بحث بحث خیلی مهمی هست توجه بفرمایید.@ البته این بحثی که میخواهم عرض کنم فقط در مورد مقوله حرکت انسان به آخرت نیست در مورد رفتار زندگی، ما میخواهیم زندگی که بکنیم همیشه با مقولههای تخصصی سروکار داریم هیچ یک از مقولههایی که انسان با آن سروکار دارد غیر تخصصی نیست.@ شما میخواهید شغل داشته باشید میخواهید در اقتصاد باشید اقتصاد مقوله تخصصی است یک کمی اینطرف و آنطرف کار درست انجام ندهید یکدفعه رفتی به سمت حرام، رفتی به سمت ربا، رفتی به سمت نزول، رفتی به سمت حرامخوری، تجاوز به حقوق دیگران، میبینی که خراب میشود.@ ازدواج میخواهی بکنی یک مقوله کاملا تخصصی هست باید کاملا اطلاعات قبل از ازدواج را بلد باشید تشکیل نطفه میخواهید بدهید این نطفه کاملا تخصصی تشکیل نطفهاش باید اطلاعات لازم داشته باشید یک آمیزش ساده انسان میخواهد انجام بدهد که خیلی از انسانها فکر میکنند که کار خیلی راحتی هست چقدر دستورالعمل میخواهد.@ ما داریم کسانی بخاطر بلد نبودن آمیزش، برای اینکه آمیزش را آنطوری که خدا میگوید انجام نمیدهند به جهنم کشیده میشود کارشان، روز قیامت با ظلمه محشور میشوند یک توالت رفتن یک تخلی آداب دارد، که حالا یکی از آقایان نامه نوشتند برای ما که این آداب تخلی را توضیح بدهید میگویم از چه منبعی استفاده بکنند خودم فرصت ندارم.@ یک دستورالعمل دارد، یک صورتتان را میخواهید بشویید ما خیلی راحت میرویم آب را میریزیم روی صورت و میشوییم ولی شما وقتی مراجعه میکنید به آداب شستن صورت، میبینید که همیشه ما درست صورتمان را نمیشوییم، یک حمام رفتن آداب دارد تخصص دارد.@ ما هیچ کاری از کارهایمان نیست که تخصص نداشته باشد یک ناخن گرفتن یک قانونی برایش درست کردند که این ناخن چطوری گرفته بشود بهتر است معامله با سر با ریش، موی بدن میبینی که آداب دارد دستور آمده برایش، لباس پوشیدن، لباس دوختن، خانه ساختن، بنایی کردن، همسایگی، ازدواج، تولد، بچه، هر کاری با تخصص روبهرو هست.@ اینکه من بزرگم پنجاه سالهام هست شصت سالهام هست یک عمر تجربه دارم خودم میدانم چکار کنم نه، باید اطلاعاتت دقیق باشد اگر اطلاعات دقیق هم، وقتی میگوییم رأی یعنی این، استبداد رأی نداشتن.@ ما باید به دنبال اطلاعاتی باشیم که این اطلاعات دقیقا کمک میکند شرایط زیستی ما روح ما، جنین روح، در رحم دنیا متناسب با شرایط زیستی حیات ابدی تربیت بشود این رأی را باید بدست بیاوریم این نظر را باید بدست بیاوریم، که به نظر خودم باید اینطوری کنم، کافی نیست، دنبال تخصص باید باشیم.@ و استبداد رأی هم نداشته باشیم در زندگی، همینطوری هر چه به نظرمان رسید بخواهیم عمل کنیم و بگوییم این هست و غیر از این نیست، این چیز خوبی از کار در نمیاید.@ حضرت در مرحله اول پرهیز میدهند، حضرات معصومین(ع) از اینکه ما استبداد رأی داشته باشیم میفرماید که (المُستَبِد بِالرأی مُوقُوفٌ عَلی مَداحِبِ الذَلل) امام صادق(ع) از جلد چهارم میزان الحکمۀ نقل میکنم برایتان.@ آدم خودرأی (موقوف علی مداحب الذلل) آدمی که خودش بخواهد تصمیمگیری بکند صرفا، به تخصص کاری ندارد به تجربه دیگران کاری ندارد این در لبه لغزشگاه و پرتگاه ایستاده کسی که اینطوری هست، مشرف به سقوط هست این را توضیح نمیدهم برایتان خیلی تندتند رد بشویم.@ (المستبد متحول فی الخطأ و الغلط) چقدر جالب است این، میفرماید کسی که مستبدرأی هست آدم خودرأی هست این در پرتگاه خطاها و نادرستیها، غلطها سقوط کرده و فرو میرود داخل. یعنی شخص خودرأی دائما در خطاها و غلطها غوطهور هست.@ پرهیزی که به شما میدهم این مال بخصوص جوانهایی هست که مبتدی هستند از اول میخواهند شروع بکنند انسان از اول به علت اینکه یک مقدار هم کم ظرفیت هست تا میخواهد شروع بکند با یک چهارتا کتاب آشنا میشود یکی دو سه جلسه استاد میبیند یکدفعه خودش فکر میکند که علامه دهر است.@ راحت میتواند تصمیمگیری بکند هر چقدر سن میرود بالاتر میفهمد که چیزی حالیش نمیشود باید حتما تخصصی عمل بکند و در مورد تکتک کارهایش دنبال عالیترین نظرها و تخصصیترین نظرها باشد و درست عمل بکند این را میگویند شخص عاقل.@ یک مسواک میخواهد بزند آداب دارد، این مسواک را من عمودی تکان بدهم روی دندانم یا افقی باید بکشیم، شما افقی بکشید مینای دندان از بین میرود عمودی باید بکشی چطوری باید بکشی، قانون دارد یا چیزهایی از این قبیل.@ مثالهای مبتذل و جزئی بزنم برای اینکه بدانید که مسائل تخصصیتر مثل حرکت انسان از دنیا به ابدیت فوقالعاده بحث تخصصی هست و نباید با آن جاهلانه برخورد بکنیم نباید سهلانگاری بکنیم در حرکتمان به سمت ابدیت، شدیدا احتیاج به تخصص داریم ما.@ (من استبد بالرأی هَلَکَ وَ مَن شاوَرَ رِجالَ شارِِکِها فی عُقولِها) کسی که خودرأی باشد هلاک میشود اما کسی که با مردان، رجال را حالا بعدا توضیح میدهیم رجال چه کسانی هستند یعنی آدمهای صاحبنظر آدمهای متخصص، مشورت میکند (شارکها فی عقولها) شریک عقل آنها میشود.@ شما وقتی میروی با یک آدم صاحبنظر صحبت میکنی شریک عقل آن صاحبنظر هستی کأنه عقل او دارد بجای تو فکر میکند الان عقل او حاکم بر وجود توست دارد برای تو تصمیمگیری میکند، خیلی بهره است خیلی ثروت است خیلی سود است که انسان بتواند عقل دیگران را برای خودش به استخدام بگیرد و با یک عقل فکر نکند.@ با عالیترین عقلها برای خودش تصمیم بگیرد نه صرفا با عقل خودش، با بهترین عقلها برای خودش تصمیمگیری بکند بعد خودش را بسپارد و آن دستورات را انجام بدهد آنچه که در مشورت رسیده آنها را انجام بدهد و لجاجت نکند عناد نکند خودرأیی نکند که آسیب خواهد دید (من استبد برأیک هلک) آن کسی که خودرأی هست هلاک میشود.@ اینهایی که خواندم از حدیث دوم، سوم، این دوتا از امیر المؤمنین(ع) بود این هم که میخوانم از امیر المؤمنین(ع) هست (قَد خاطَرَ مَن استَغنی برأیه) کسی که خودرأیی میکند مخاطره کرده، مخاطره هم در حرکت به سمت ابدیت جایز نیست در حرکت جنین برای تولد مخاطره جایز نیست.@ جنین باید دقیقا بداند چکار میخواهد بکند وقت زیادی ندارد یک وقت محدودی دارد باید خودش را برای تولد آماده بکند بخواهد برود برگردد برود برگردد تلف میشود درست لحظه تولد میبیند که آماده نیست خیلی ما نمیتوانیم سعی و خطا برویم جلو، باید از اول دنبال بهترین نظرها و عالیترین تخصصها باشیم هی اشتباه نکنیم.@ بیست سال عمل بکنیم بعد بفهمیم که اشتباه رفتیم سی سال برویم جلو، بعد بفهمیم که اشتباه رفتیم این خوب نیست از اول به دنبال تخصص باشیم که تا آخر عمر راحت باشیم.@ بعد از اینکه ده سال پانزده سال گذشت وقتی به عقب برمیگردیم و نگاه میکنیم میبینیم که خوب شکر خدا عمل کردیم درست عمل کردیم بعدا نمینشینیم حسرت اشتباهات را بخوری و بگویی ای کاش یکطور دیگر عمل کرده بودم حالا این را در بحث احتیاط که بحث بعدیمان هست بیشتر توضیح خواهم داد برایتان.@ (لا رَأیَ لِمَن انفَرَدَ بِرَأیه) این هم از امیر المؤمنین(ع) هست کسی که خودرأی هست در واقع بیرأی هست رأی ندارد رأیش به درد نمیخورد رأی ندارد در واقع، آدمهای خودرأی بیرأی هستند.@ (ما اُعجِبَ بَرأیه الا الجاهِل) این در روانشناسی جاهل هست در بحث روانشناسی جاهل یک مقدار از خصوصیات افراد جاهل را گفتیم این هم یکی از آن خصوصیات افراد جاهل هست از نکات خوب بحث روانشناسی جاهل (ما اُعجِبَ بِرأیهِ اِلا الجاهِل) از امیر المؤمنین(ع) هست.@ تنها آدم جاهل هست که خودرأی هست آدمهای جاهل هستند که میخواهند خودشان برای خودشان صرفا تصمیم بگیرند و از این جاهلتر کسی هست که با تمام این جهلش برای دیگران هم تصمیم میگیرد.@ بچهدار شده اصلا نمیداند باید چطوری بچهدار بشود حالا که متولد شده بچه را نمیداند باید چطوری تربیت بکند از یک چیزهایی همینطوری در ذهنش هست پدرم اینطوری با من رفتار میکرد مادرم اینطوری رفتار میکرد فلان کس اینطوری میکرد، همینطوری با بچه زیر دستش رفتار میکند خوب این خراب میشود، تخصص، باید چطوری عمل بکند.@ امروز یک بچهای آمده بود خیلی استعداد خوبی در قرآن داشت میگفت پدر من به قدری در بچگی به من فشار آورد سر قضیه قرآن که من سالهای سال متنفر بودم و هر وقت اسم قرآن و جلسه قرآن میامد میترسیدم.@ برای اینکه نمیداند با این بچه باید چکار بکند در مورد اینکه میخواهد آموزش دین بدهد چکار باید بکند چطوری عمل بکند، نمیتواند، نمیرود هم یاد بگیرد، بعد همینطوری کیلویی با بچهاش رفتار میکند بچه را میخواهد بزرگ بکند، بچه یعنی یک انسانی که تا ابدیت حیات دارد پیچیدهترین دستگاه عالم هست.@ آنوقت تو چطوری میتوانی بدون تخصص با این رفتار بکنی، چرا نمیروی تخصص را یاد بگیری، در مورد اینکه من با این بچهام باید چطوری رفتار بکنم، چرا دنبال تخصص نیستی.@ شما یک ماشین به شما بدهند بدون تخصص میروید پشتش بنشینید، یک دستگاه بخر دو میلیون تومان دستگاه مثلا فرض بفرمایید در کارگاهتان بخواهید استفاده بکنید دستگاه برش چوب، برش آهن، بدون اینکه کاتالوگ آن را مطالعه بکنید نمیروید دست به آن بزنید همین راه بیاندازی بزنی به برق.@ آنوقت یک انسان را ما همینطوری چطوری بیرحمانه با آن رفتار میکنیم و مثل یک موش آزمایشگاهی هر چیزی را رویش امتحان میکنیم این اشتباه خیلی بزرگی است که جوانهای ما زیاد مرتکب میشوند.@ به آنها میگویی عزیز من تو میخواهی ازدواج بکنی تخصصی است میخواهی بچهدار بشوی تخصصی است، بچهدار شدی برای بچهات باید درست رفتار کنی این موجود بینهایت هست یک اشتباه تو ممکن است چند سال این را عقب بیاندازد، احتیاج به فکر دارید احتیاج به مطالعه دارید.@ اطلاعاتشان هم، اطلاعات اینجور مجموعهها هم، اطلاعات خیلی مفصلی نیست الحمد لله با چند ساعت وقت انسان اطلاعات را به دست میاورد خیلی وقت مفصلی نمیخواهد ولی آن مقدار هم وقت نمیگذاریم.@ ما سی چهل ساعت وقت بگذاریم که پای کارتون، و مهمانی و فیلم سینمایی و تفریح و خواب اضافه و اینها خیلی راحت از این ساعتها را از دست میدهیم وقت جدی بگذاریم یاد میگیریم که بچهمان را لااقل تا هفت سال اول باید با آن چطوری رفتار کنیم خیلی وقت زیادی نمیخواهد.@ هفت سال دوم را باید چطوری برخورد کنیم، هفت سال سوم را چطوری، خیلی چیز نیست که آدم بخواهد برود دورههای آکادمیک علمی را بگذراند، نه، اصول مسائلی را که باید عمل بکنیم خیلی راحت هست سهل به ما آموزش دادند عالی، کلی، دقیق، قوی و سهل، آسان، خیلی وقت زیادی را نمیطلبد ولی ما حاضر نیستیم سرمایهگذاری کنیم.@ حالا در مورد آراء، که گفتیم رأی چه رأیی باید باشد چه رأیی رأی خوبی هست چه رأیی رأی بدی هست از امیر المؤمنین(ع) میفرماید (شَرُّ الآراء ما خالف الشریعته) خیلی مهم است.@ این در بحث سیاسی، مباحث سیاسی، مباحث اقتصادی، مباحث اجتماعی، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، مدیریت تمام جاها درست هست این قضیه، دقت بکنید یعنی اگر من خواستم در یک موضوع انسانی دنبال تخصص باشم دنبال اطلاعات باشم بایدها و نبایدهای یک موضوع انسانی را هر چه که میخواهد باشد هر چه که ربط به انسان دارد بدانم مبنا چه باید باشد، این خیلی مهم است.@ مبنا حرکت انسان به سمت ابدیت و سلامتی او در حیات ابدیاش باشد خوشبختی ابدی باید تضمین شده باشد. و الا اگر من یک تصمیم اینجا بگیرم یک رأی اینجا بدهم وقت طرف را بگیرم بعد نتیجهاش بشود جهنم، در واقع رأی درستی به او ندادم خیانت کردم به او.@ حالا تو اینطوری ازدواج کن، تو اینطوری با بچه رفتار کن، تو در محیط کارت با نیروهای زیردستت اینطوری رفتار کن، با همکارانت اینطوری معامله کن، خواستی اقتصاد را رعایت کنی دستورات اقتصادی را اینطوری بکنی درست در میاید، اینطوری که به راحتی نمیشود.@ ما هر فرمولی را بخواهیم در اختیار یک کسی بگذاریم اول باید تضمین بشود سعادت ابدیاش، حیثیت انسانیاش باید تضمین بشود اول، بعد بیاییم در مورد آن مسائل جزئی و تخصصی صحبت بکنیم اساسا مبنا سلامت قلب هست.@ همین که یک پزشک وقتی میخواهد با شما صحبت بکند شما وقتی با پزشک نشستید بین مریض و پزشک یک چیزی فطرتا نهادینه شده با آن نتیجه که مریض میداند پزشک او را به سمت بیماری نمیخواهد ببرد میخواهد ببرد به سمت سلامتی و کاهش درد، مریض این را میداند و پزشک هم میداند غیر از این وظیفهای ندارد.@ بعد میگویند این دو تا اصل بین مریض و دکتر یا پزشک مسلم شده بعد تازه مینشینند میگویند خوب حالا بگو ببینم چی شده؟ این مسئله را داری اینطوری برو جلو.@ بنابراین اصل اساسی اصل بنیادین در هر مشاورهای در هر اظهارنظری در هر رأیی در هر کار کارشناسی در هر تحقیق علمی این هست که باید سعادت انسان به صورت ابدی تأمین شده باشد بعد ما بنشینیم اظهارنظر بکنیم.@ آقایانی که میایند جدای بریده از شرع اقتصاد درس میدهند به دیگران، یا اقتصاد میخوانند بریده از شرع، بریده از حیات ابدی انسان، روانشناسی کار میکنند هنر کار میکنند تعلیم و تربیت کار میکنند، تعلیم و تعلم کار میکنند تماما به اشتباه دارند میروند هم خودشان دارند اشتباه میکنند هم دیگران را به اشتباه میاندازند، هم گمراهند هم دیگران را گمراه میکنند، هم خودشان دارند جهنمی میشوند هم دیگران را به جهنم میاندازند.@ آن کسی که قرار است برای ما تصمیم بگیرد همیشه، آقا مسئول سیاسی است میخواهد نماینده مجلس بشود، من این نماینده مجلس را در صورتی به آن رأی میدهم که آن اول توجه داشته باشد روی آن صندلی قرمز نشست شیطان فریبش ندهد.@ نشست روی آن صندلی، حیات ابدی ملت را در نظر بگیرد اول، سعادت ابدی ملت را در نظر بگیرد بعد بنشیند تعیین قانون بکند این مهم است.@ رئیس جمهور میخواهم انتخاب بکنم این رئیس جمهور عاشق حیات ابدی من هست یا نه، بعد به آن رأی بدهم، و الا اگر ببینم بر اثر حکومت این آقا فساد، تباهی، دوری از دین دارد زیاد میشود حق رأی دادن ندارم.@ رشته تحصیلی میخواهم انتخاب کنم باید همینطور، در هر اقدامی باید سنگ زیرینش، هسته اصلیاش، آن سنگ بنای اولیهاش سعادت ابدی انسان هست خوشبختی انسانها باید لحاظ بشود انسان به این خوشبختی فطرتا احتیاج دارد.@ لذا میفرماید (شَرُّ الآراء ما خالف الشریعۀ) بدترین اظهارنظرها بدترین رأیها آنهایی هست که با شریعت مخالفت میکنند، شریعت یعنی چی؟ شریعت یعنی مجموعه قوانین و مقرراتی که دین برای حرکت انسان به منظور تأمین سلامت و سعادت ابدی او برای ما فرستاده میشود شریعت، قوانینی که دین فرستاده برای اینکه ما در دنیا و ابدیت خوشبخت باشیم این میشود شریعت.@ بدترین رأیها این هست که با شریعت و با آن هفت تخصص نخواند چون آن هفت تخصص اصل همه آراء هستند لذا رفتیم سر کلاس دانشگاه، استاد دانشگاه برای خودش یک رأی اقتصادی میدهد، میگوییم آقا این حرام است، میگوید این حرفها کدام است امروز جهان جهان تکنولوژی و کامپیوتر و این حرفهاست، اینطوری سر آدم را میخواهند کلاه بگذارند.@ پس ابدیت، انسانیت، آفرینش، خلقت انسان اینها چی، در مورد دختر و پسر میخواهد رأی بدهد، روابط دختر و پسر، زن و مرد، حجاب، میبینی که شعور ندارد اصلا همینطوری یک حرفی میزند. در مورد اقتصاد میخواهد رأی بدهد یکدفعه میبینی جامعه را کشاند به فقر و غنا، یک عده بخورند بترکند از سیری، یک عده روزبهروز فقیرتر بشوند.@ در مورد هنر میخواهد رأی بدهد یک چیزی راجع به هنر میگوید که اساسا با شریعت سازگاری ندارد. اصل اساسی در هر اظهارنظری در رشتههای تخصصی انسانی و مسائلی که ما در زندگی با آن سروکار داریم حتما باید با آن هفت تخصص سازگاری داشته باشد و گرنه به درد نمیخورد چون جاهلانه است وقتی چیزی قرار است با سلامت من سازگاری نداشته باشد جاهلانه است.@ شما یک مهندس، یک پروفسور در یک رشته مثلا متالوژی، فیزیک، بیاید آنجا بنشیند حاضری بروی پیشش و بدنت را به آن بسپاری؟ این فیزیکدان بزرگ عالم هر که که میخواهد باشد با آن بچه کوچک با آن کاسب در خانه با رفتگر محله هیچ فرقی ندارند در اینکه هیچ کدام راجع به جسم ما اطلاعاتی ندارند آنوقت میخواهند بیایند راجع من تصمیمگیری بکنند، نمیشود عزیز من، مسئله مسئله تخصصی است.@ اینکه قرآن اصرار دارد در آیات متعدد که فقط خدا رب شماست خدا رب انسان هست و هیچ کس حق ندارد در مورد انسانها تصمیم بگیرد بدون اینکه از خدا اجازه داشته باشد و انسان حق ندارد خودش را به کسی بسپارد مگر اینکه از خدا اجازه داشته باشد آن کس، برای همین هست.@ چون مقوله مقوله تخصصی است فرمود حتما خودتان را یا به معصوم بسپارید یا به جانشین معصوم در زمان غیبت، حق ندارید به هر کسی بسپارید خودتان را که در مورد شما اظهار نظر بکند تصمیمگیری بکند.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ) ملک یعنی پادشاه، ما که نمیتوانیم در حیطه حکومتی خدا تصمیمگیری بکنیم ما مملوک خدا هستیم عبد خدا هستیم لله هستیم ما مال خدا هستیم کسی حق ندارد در حکومت خدا در مملکت خدا بدون اذن او تصرف بکند در مورد ملک خدا تصمیمگیری بکند به آنها دستور بدهد.@ اگر کسی قرار است دستور بدهد باید اجازه از طرف خدا داشته باشد انسان که اسباببازی نیست، آقا شما بیا راجع به این انسانها تصمیمگیری بکن هر طور دلت میخواهد یک برنامه بنویس، نه، اینها موجوداتی هستند که هر یک دانهشان به اندازه من خدا بزرگند.@ چه کسی میتواند راجع به یک همچین موجود باعظمتی تصمیمگیری بکند آن هم کیلویی و غیر متخصصانه؟ برای همین میگویند حضرت میفرماید بدترین رأیها، اشتباهترین رأیها، جاهلانهترین رأیها، احمقانهترین رأیها این هست که با شریعت مخالفت بکند.@ هر وقت شریعت، شریعت یعنی آن قوانینی که مبتنی بر آن هفت تخصص هست، اگر بگذاریم کنار شریعت را، یعنی قوانین مبتنی بر هفت تخصص که فقط در دست خداست و رهبران معصوم الهی، اگر آنها را کنار بگذاریم رأی رأی جاهلانهای هست چون غیر متخصصانه است.@ بدترین رأیها آن هست که با شریعت مخالفت داشته باشد این هم از امیر المؤمنین(ع). روایت بعدی یک دستور اخلاقی است در مورد رأی میفرماید که (لا تَصتَصغِرَنَ عِندَکَ رَأی الخَطیرَۀ اِذا عَطاکَ بِهِ الرَجُل الحَقیر) هیچ وقت یک حرف درست، یک رأی بزرگ، یک رأی کارشناسانه را، اگر یک آدم حقیری هم به تو میگوید کوچک نشمار، یک آدم کوچک هم میگوید کوچک نشمار، ؟؟؟ ممکن است حرف درستی بزند.@ لقمان حکیم(س) یک برده است ولی خداوند به آن حکمت داده ارباب خودش را نصیحت میکند، برادر من رفته، حالا برادر من برادر کوچکی است که مثلا پانزده سال از من کوچکتر هست ولی رفته تخصص کسب کرده عزیز من.@ حالا تو به چشم اینطوری نباید به آن نگاه کنی وقتی دارد یک حرفی به تو میزند ببین اگر حرف حسابی هست قبول کن، مادرت تجربه دارد، حالا بعد در بحث احتیاط میگویم، پدرت تجربه دارد استخوان خرد کرده دارد میگوید حرف گوش کن، قُدی نکن دنبال اسم و تَمتَراق نباشیم.@ گاهی وقتها یک الاغ آدم را نصیحت میکند الاغ است ولی نصیحت میکند بگیر از آن، یک مورچه گاهی وقتها نصیحت میکند، بزرگان ما گاهی وقتها از حیوانات درس گرفتند، در جنگهایی که پیروز شدند گفت من ناامید آمده بودم کنار یک چشمهای نشسته بودم شکست خورده بودم.@ دیدم یک مورچهای یک دانهای برداشت ببرد بالا افتاد از دهانش، دوباره آمد از نو برداشت برد، تا پنجاه بار این حرکت تکرار شد یاد گرفتم از حیوان که نباید در کارها سست باشم ناامید نباید بشوم، یاد میدهد، یک الاغ یاد میدهد یک کفتر یاد میدهد یک کبوتر یاد میدهد.@ قابیل وقتی هابیل را میکشد یک کلاغ به آن یاد میدهد که چطوری باید جنازه برادرش را دفن بکند حیوانات آموزش دارند خیلی چیزها را به ما یاد میدهند مطالعه حیوانات خیلی چیزها به ما یاد میدهد اگر چیزی حق است باید قبولش کرد.@ ولو از یک نفری که اصلا ممکن است خادم محل کارت باشد آبدارچی محل کارت باشد حرف حسابی بزند. ائمه(ع) خادمینشان را صدا میکردند دور و بریهایشان را میگفتند ما میخواهیم یک همچین کاری بکنیم نظر شما چیست، به نظر شما چه کار باید بکنیم.@ همسرت نظر میدهد، چون همسرت هست نباید قبول کرد، حرف حرف درست هست بپذیر، فرزندت یک موقعی به شما میگوید حرف درستی هست، بزرگی کردن، عُجب داشتن، گندگی کردن خوب نیست باعث میشود محروم بشوید.@ تو میخواهی من را نصیحت بکنی تو که تا دیروز چنین و چنان بودی حالا آمدی من را نصیحت بکنی، شاید حرف حساب باشد نظر نظر درستی باشد.@ برای همین خیلی باید دقت بکنیم که ما به رأی دیگران احترام بگذاریم اجازه بدهیم دیگران حرفشان را بزنند رأیشان را بگویند، خیلی سود میبریم. من خودم در زندگی خودم از زیردستهای خودم خیلی در مشاورهها حرفهای حق شنیدم و عمل هم کردم به آنها و الحمد لله سود بردم.@ خیلی برای من پیش آمده که شاگرد من، شاگرد دست چندم من یا یک کسی که مراتبی پایینتر بوده سنش، تجربهاش، اطلاعاتش، ولی حرفی زده حرف حسابی بوده و خیلی به درد من خورد در زندگی، خیلی به دردم خورده، سود بردیم.@ لذا میفرماید به آدمش خیلی نگاه نکن ببین حرف چطور حرفی دارد میزند در مشورت توجه بکن این خیلی مهم است. ترجمهاش را یکبار دیگر برایتان بگویم، رأی مهم و ارزشمند را اگر انسانی حقیر هم به تو گفت دست کم نگیر.@ آخرین روایت هم بخوانم (عضب رأی أمرءٍ تَخَلَف عَنی ما شَکَکتُ فی الحَق ؟؟؟) علی(ع) میفرماید که، این آخرین روایت هست در همان بحث این هست که رأی باید با شریعت و امام معصوم، نظر معصوم، تطبیق بکند معصوم هست که تخصصیترین و آخرین حرف را در زندگی به ما میزند.@ دور باد رأی کسی که با من مخالفت کند علی(ع) میفرماید یعنی اگر نظری با رأی علی(ع) با رأی معصوم تطبیق نکند به درد نمیخورد معصوم باید تأییدش کرده باشد، معصوم یعنی چی؟ یعنی تجلی خدا با همه علم و اطلاعات و تخصص خدا، تجلی انسانی خدا روی زمین، او دارد با ما حرف میزند.@ لذا اگر رأی معصوم، معصوم امضاء نکند رأی کسی را، اظهارنظر کسی با فرمایشات معصومین تطبیق نکند حضرت میفرماید بیاندازید دور، این رأی به درد نمیخورد دور باد یک همچین رأیی که با من مخالفت بکند یعنی با علم معصوم.@ آنوقت شما میبینید در این روزنامهها میگویند معصوم قابل نقد است، چه کسی میخواهد نقد بزند معصوم را، با کدام عقل و اطلاعات و تخصص میخواهد معصوم را نقد بزند؟ یک بیشعوری میگوید حتی علیه خدا هم میشود تظاهرات کرد، یعنی چی؟@ یعنی خدا زیر سؤال است اشتباه کرده ما علیهاش تظاهرات کنیم خدایا اشتباه کردی اینجا، درست کن خودت را. با همان ؟؟؟ عقلی که از اقیانوس علم خدا گرفتی میخواهیم خدا را محاکمه کنیم معصوم را میخواهیم محاکمه کنیم این کار طبیعتگرایی و شهوترانی و بیمغزی به کجا کشیده میشود که یک شخصی به خودش اجازه میدهد یک معصوم را نقد میشود کرد.@ یا یک ابلهی میگوید هر کسی را غیر از خدا را میشود نقد کرد این ابله یک درجه کمتر از ابلهیاش، از آن ابلهتر همان است که میگوید علیه خدا هم میشود تظاهرات کرد روی چه حساب، با کدام تخصص با کدام علم، با کدام منطق، وقتی خدا زیر سؤال برود و معصوم، پس انسانها هیچ وقت مبنایی برای صحت و سقم رأیها ندارند هیچ حرف تخصصی ندارند.@ هیچ میزانی برایشان وجود ندارد که آخرین رأی و بهترین رأی کدام است، شاید بگوید خدا گفته، بگوید خدا که زیر سؤال است خدا نمیداند، نعوذ بالله، معصوم گفته، معصوم گفته باشد، معصوم برای چه راجع من تصمیمگیری کرده آن هم هیچی، خودم هم که جاهلم هیچ کدام از این هفت تخصص را ندارم پس به من بفهمانید ببینم مبنا.@ پس خداوند یک جهانی را آفریده که از دست خودش در رفته خودش هم اصلا نمیتواند کاریش بکند، معصومین هم که هیچی، ما هم که همه جاهل هستیم پس یک خلقت پوچ و عبث، این را میخواهید بفرمایید دیگر، ببینید حرف سر از کجا در میاورد سر از ریشه در اعتقادات انسان، معلوم است توحید انسان درست نیست.@ اصول و عقاید انسان درست نیست اعتقاد به نبوت، پیامبرشناسی شخص درست نیست امامتشناسی شخص درست نیست که سر از اینجا در میاورد بنابراین وقتی میگوییم رأی، به رأی خودتان عمل نکنید، به کدام رأی باید عمل بکنیم، کی به رأی خودمان عمل نکنیم؟ آن موقع که رأی ما مخالف شریعت هست.@ بالاترین رأیها کدام است؟ آنهایی که تطبیق با تخصص دارند با شریعت که مبتنی بر آن هفت تخصص هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@