جلسه 026 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در شرح حدیث عنوان بحثمان رسید به سؤال کردن، یکی از چیزهایی که ما را به آن دعوت کردند این هست که هرگاه میخواهیم سؤال بکنیم سؤال را دقیق مطرح بکنیم پختهاش بکنیم بعد آن را مطرح بکنیم و در طرح سؤال عجله نکنیم یعنی عجله یکی از صفتهای طبیعتگراها است.@ طبیعتگرایی انسان را وادار به عجول بودن میکند و میتواند یک کلام را بگذارد چند ساعت بعد چند روز بعد مطرح بکند ولی آن طبیعتگرایی بیظرفیتی کم ظرفیتی باعث میشود که خیلی زود بیرون بریزد و تحمل نکند که یک چیزی را به جای خودش به موقع خودش و با پختگی کامل مطرحش بکند.@ بنابراین از توصیههایی که به ما کردند این هست که اولاً خوب سؤال کنیم چند تا دستورالعمل در فرمایش حضرت صادق(ع) بود یکی اینکه در مورد سؤال کردن نبی اکرم(ص)فرمودند(حُسنُ السُؤالِ نِصفُ العِلم) خوب سؤال کردن نصف علم است که اگر انسان یاد بگیرد خوب سؤال بکند سؤال را خوب مطرح بکند خوب به جواب هم خواهد رسید.@ از جمله چیزهایی که باعث میشود انسان خوب سؤال بکند خوب دانستن است یک رابطه خیلی زیبایی را امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند(مَن اَحسَنَ السُؤالَ عَلِمَ وَ مَن عَلِمَ اَحسَنَ السُؤالَ) هر کس خوب سؤال کند میفهمد و هر کس هم بفهمد خوب سؤال میکند.@ بنابراین میخواهد بگوید که اگر سطح آگاهیش بیشتر باشد نحوه سؤال کردنش بهتر میشود هر چقدر سطح آگاهی و شعور یک شخص سطح مطالعه یک شخص بالا برود بلد هست یک سؤال را چطوری مطرح بکند و خوب هم مطرح میکند گاهی وقتها هست که از یک عالم نمیشود با هر سؤالی یک جواب گرفت اما یک آدم زیرک و وارد میداند که سؤال را باید چطوری مطرح بکند که بتواند جواب را در بیاورد.@ مطلب بعدی که اهمیت خیلی زیادی دارد این هست که سؤال حتماً باید صادقانه باشد یعنی برای امتحان طرف مقابل نباشد یکی از رذائل اخلاقی که خیلی هم زشت هست این هست که انسان جواب سؤالی را بداند و بخواهد از کسی سؤال بکند.@ برای ارزیابی او یا برای به زحمت انداختن او به دردسر انداختن او سؤال سختی را مطرح بکند برای اینکه یک نفر را به زحمت بیندازد یا یک نفر را اذیت بکند یا این توهم را ایجاد بکند این مسئله را ایجاد بکند که تو چیزی حالیت نیست چیزی بارت نیست.@ مثل دانشآموزان شیطان که معلم دارد درس ریاضی یا علوم میدهد در سطح راهنمایی یک کتاب دانشگاهی باز میکنند یک سؤال مطرح میکنند هم خودشان را خیلی فهمیده و باسواد جا میزنند و هم معلم را پایین میاورند و نادان جلوهاش میدهند این کار خیلی بد هست و شدیداً از این کار نهی شده.@ (لِسائِلٍ سَئَلَهُ عَن مُعقِرَۀٍ سَل تَفَقُهاً وَ لا تَسئَل تَعَنُّناً) امیرالمؤمنین(ع) کسی از ایشان سؤالی کرد سؤال خیلی مشکلساز بود نه اینکه سؤالی که نشود جواب داد ولی حضرت میدانست که این سؤال جوابش برای بعضیها دردسر ایجاد میکند حضرت فرمود به قصد یاد گرفتن سؤال کن همیشه برای فهمیدن سؤال بکنید.@ وقتی میخواهید سؤال بکنید در روابط علمیتان دنبال این باشید که واقعاً تشنه فهمیدن باشید بخواهید خوب درک بکنید(وَ لا تَسئَل تَعَنُّناً) اما برای اینکه طرف را آزرده بکنی یا از او ایراد و خطا بگیری برای این کار سؤال نکن بعد حضرت آن باطن شخصیتهای اینچنینی را اینطوری برملا میکند.@ میفرماید(فَاِنَّ الجاهِلَ المُتَعَلِّمِ شَبیهٌ بِالعالِم) جاهلی که دنبال یاد گرفتن هست حقیقتاً تشنه یادگیری هست میخواهد یاد بگیرید سؤال میکند عطش دارد رفت و آمد دارد این شبیه عالم هست یعنی یک تلاش علمی سالم و موفقی دارد سؤال میکند برای اینکه بفهمد برای خطاگیری و دردسر انداختن و آزردن سؤال نمیکند.@ میفرماید یک جاهلی که دنبال علم هست به این صورت این شبیه عالم است چون وقتی که همینطوری به سؤال کردنش ادامه بدهد رفته رفته خودش عالم میشود(وَ اِنَّ العالِمَ المَتَأنِب شَبیهٌ بِالجاهِل المُتَأَنِب) عالم نه به معنای آن اصطلاحش، کسی که یک مسئلهای را میداند و بعد سؤال میکند.@ عالمی که سؤال میکند و به بیراهه میرود در سؤال کردنش مانند جاهلی هست که نحوه سؤال کردنش سؤال برای زیر پاکشی و به زحمت انداختن هست اینطوری سؤال نکنید.@ در نهایت یک اعتراض عمومی نسبت به افکار عمومی حضرت دارند میفرماید مردم معمولاً اینطوری هستند(اَلنّاسُ مَنقُصُونَ مَدخُلُون اِلاّ مَن عَصِمَ الله سائِلُهُم مُتَأَنِتٌ وَ مُجیبُهُم مُتَکَلِف) میفرماید مردم کوتهفکر و کمخرد هستند مگر کسی که خدا او را نگه دارد میخواهد جو عمومی سؤال و جوابها را بگوید.@ (سائِلُهُم مُتَأَنِتٌ) معمولاً سؤال نمیکنند وقتی هم از یک نفر سؤال میکنند به قصد خطاگیری و برای اینکه طرف را به دردسر و دستانداز بیندازند سؤال میکنند(وَ مُجیبُهُم مُتَکَلِف) او هم که میخواهد جواب بدهد خیلی به زحمت جواب میدهد خودش را به تکلف میاندازند برای جواب دادن.@ یعنی با یک جریان سالم از همدیگر جواب و سؤال نسبت به همدیگر ندارند هم جوابدهندگانشان اذیت میکنند و هم سؤالکنندگانشان قصد اذیت دارند این اعتراضی هست که حضرت نسبت به مردم زمان خودش امیرالمؤمنین(ع) این را مطرح میکند چون حضرت وقتی سؤال میکرد میفرمود من به طرق آسمان آگاهتر هستم تا از راههای زمین.@ (سَلَونی قَبلَ اَن تَفقِدونی) در جای دیگر داریم میفرماید(سَلَونی فَوالله لا تَسائَلُنی اَن شَیءٍ یُکُونُ اِلی یَومِ القیامَۀِ اِلاّ حَدَثتَکُم بِه) هیچ چیز نیست که تا قیامت باشد اگر سؤال بکنید من برای شما میگویم.@ یک شخصی به نام ابن کذاب بلند میشود یک سؤال بدی میکند حضرت باز همینطوری مؤدبانه جوابش را میدهد حضرت میفرماید اینطوری سؤال نکن از من، سؤال کن برای اینکه بفهمی سؤال نکن برای اینکه بخواهی خطاگیری بکنی مثلاً یکی بلند میشود بیادبانه میگوید آقا من در ریشهایمان چند تا مو داریم.@ یک دانشمند آلمانی هست میگوید من چقدر تأسف میخورم از مردم دوران علی(ع) که وقتی امامشان اینگونه میگفته از من سؤال بکنید اینقدر سؤالات مبتذل میکردند به جای اینکه در مورد مسائل شگفت خلقت و آفرینش سؤال بکنند مثلاً اینقدر سؤالات بیهوده میکردند.@ بحث بعدی بحث خیلی مهمی هست چند جنبه دارد یکی از رذائل اخلاقی که در مقوله علم ایجاد میشود و به عنوان آفات علم هست این هست که اشخاص دنبال سؤالاتی باشند که این سؤالات وقتی جوابش معلوم میشود فتنهانگیزی میکند گرفتاری درست میکند خود افراد را به دردسر میاندازیم این خوب نیست.@ سوره مائده آیه 101 میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ) چند جا در قرآن نهی کردند از اینکه افراد سؤالاتی را مطرح کنند که اگر جوابش مشخص بشود خوب نیست بندگان خدا را اذیت میکند و به زحمت و دردسر میاندازد.@ دین اسلام دین یسر هست قواعدی که در آن هست برای آسانی زندگی هست واقعاً دین یسر و آسانی هست شریعت سهله و سمحه اما شیطان نمیخواهد این کار را بکند شیطان همیشه میخواهد ما را به دردسر بیندازد حالا در بحثی که بلافاصله بعد از این داریم ادامه بحث یقین که قبلاً کرده بودیم توضیح خواهم داد.@ بحث وسواس را آنجا مفصل به آن خواهیم پرداخت شیطان نمیخواهد بگذارد جریان ارتباط صاف و راحت و بیدغدغه ما با خداوند ادامه پیدا بکند یا اصلاً یک همچین چیزی به وجود بیاید همیشه دوست دارد بین رابطه ما و خداوند دستانداز ایجاد بکند و همیشه علاقمند هست که دین را برای ما سخت جلوه بدهد.@ از طرق مختلف هم وارد میشود که سختگیریهایی که اساساً در دین نیست را به اسم دین به مردم تحمیل بکند دنبال این هست لذا انسانها را تحریک میکند به اینکه کنجکاوی بیش از حد در مسائل شرعی به خرج بدهند وقتی کنجکاوی بیش از حد در مسائل به خرج بدهند دچار دردسر میشوند اوضاع به آنها سخت میگذرد.@ به عنوان مثال احکام ما داریم که شما اگر میخواهید یک کاری را انجام بدهید شرطش این است بعد برای اینکه این شرط حاصل شده باشد یک شرط راحت میگذارد میگوید اینطوری سؤال بکنید اینطوری تحقیق بکنید ببینید که آن شرائط وجود دارد یا وجود ندارد تا همین مقدار، یک تحقیق مختصر بکنید کافی است بعد راحت بروید دنبال کارتان.@ بعد شیطان از باب مقدسبازی برای اینکه ما را به دردسر بیندازد میگوید نه این کم است من باید بیشتر تحقیق کنم فکر میکند کار خوبی هست تحقیق کردن در مورد مسائل دینی، من بدانم که واقعاً این یک موقعی اشکال نداشته باشد نکند به حرام بیفتیم نکند به جهنم بیفتیم.@ خدا گفته تو برای این کار دو قدم فقط حق تحقیق داری بیخود کردی سه قدم رفتی میگوید میخواهیم با یک خانم ازدواج بکنیم باید مطمئن باشی در عده شوهر دیگری نیست از کجا میفهمی باید ببینی خودش چه میگوید اگر خودش گفت در عده نیستم کافی است دیگر تحقیق نکن.@ نه من باید در بیاورم ببینم این در عده هست یا نیست بروم تاریخ طلاقش را ببینم بعد میبینی قضیه خراب شد افتضاح شد مثلاً شنیده زنش دو دفعه از مادرش شیر خورده یا شوهرش دو دفعه از مادرش شیر خورده کافی هم نیست این برای اینکه انسان یقین بکند به اینکه این زنش خواهرش شده یا شوهرش برادرش شده چون اگر شیر بخورند خواهر و برادر رضاعی میشوند.@ اینقدر مته به خشخاش میگذارد تحقیق و تفحص میکند نادان قبل از ازدواج میخواهی تحقیق بکنی برو تحقیق کن الان تو ازدواج کردی رفتی دنبال کارش، دیگر دو تا بچه داری دنبال این باش من بروم در بیاورم ببینم که این زن من از مادر من 15 دفعه متوالی شیر خورده یا نخورده، چه کسی میگوید تو دنبال این بگردی چرا دنبالش میگردی که جوابش را در بیاوری این را شیطان میفرستد.@ خدا نهی کرده حالا اگر این جوابش در بیاید میدانی چه فاجعه میشود جوابش این میشود که زن تو خواهرت هست یک زندگی از هم میپاشد تمام میشود در مسائل شرعی ما الا ماشاءالله داریم در رساله، من اگر از اول رساله باز کنم 20 جلسهای میتوانم برایتان بگویم مسائلی که اینطوری هست.@ از ما نخواستند که ما خیلی تحقیق و تفحص بکنیم رساله و اصلاً مفهوم عدد در رسالههای عملیه و در فقه ما برای این هست که ما از آن عدد آنطرفتر نرویم اگر از باب مقدسبازی بخواهی آنطرفتر بروی گرفتار میشوی دنبال این نباش.@ وقتی یک چیزی را صاف و پوستکنده و ساده به شما میگویند همانطوری صاف و ساده و پوستکنده هم بگیرید و به آن عمل بکنید بعد هم دیگر مسئولیتی ندارید اما مدام بیا برو در شرائط و چند و چونش مدام تحقیق و تفحص بکند مدام سؤال ایجاد بکن سؤال طرح کردن اطراف یک مسئله هنر نیست.@ بسیاری از مکاتب مختلف منحرف که در اسلام ایجاد شدند غیر از تشیع، قسمت اعظمشان مال همین سؤال کردنهای بیجا است سؤالات الکی و من درآوردی شما بخوانید تاریخ کلام اسلامی را یا سایر رشتههای دیگر را ببینید شیطان چطوری انسانها را وادار به طرح سؤالاتی میکرد که دردسر ایجاد میکرد.@ بعد مدام اشتقاق در جامعه اسلامی و انحراف ایجاد میشد یک کسی دیگر یک جواب میداند آن یکی یک جواب میداد دو دسته میشدند در خود اینها بعداً یک گروهی بیشتر مته به خشخاش میگذاشتند باز دوباره همینطور انشعاب ایجاد میشد.@ ائمه ما را نهی کردند از اینکه از حد خودمان بخواهیم بیشتر سؤال بکنیم راجع به چیزهایی که لزومی ندارد خیلی چیزها هست که اصلاً لزومی ندارد ما بدانیم من فشار بزنم بدانم که فلان کس که خبر دارد یا ولی خداست مدام فشار بیاورم آقا تو را خدا یک طوری به من بگو من چه موقع میمیرم تو چکار داری چه موقع میمیری هر وقت شد میمیری.@ ولی یک دفعه میرود مته به خشخاش میگذارد اصرار دارد که یک چیزی در بیاید حالا آمدیم و فهمید ببینید زندگی به او چه میشود یک دفعه طرف برنامهریزی کرده برای بیست سالش راحت میخواهد خوش باشد به او میگویند شش ماه دیگر میمیری ببین همه چیز به هم میریزد.@ وقتی به یک نفر بگویند 20 سال دیگر قرار است بمیری ممکن است دو روز دیگر بمیرد هیچ غصهای نداشته باشد ولی وقتی به او رقم بگویند که تو 20 سال دیگر میمیری شمارش معکوس شروع میشود انسان افسردگی سراغش میاید اصرار به ولی خدا تو بگو من باطنم چه شکلی است حالا مثلاً اگر گفت باطنت الاغ است من تو را الاغ میبینم حالا برو کز کن یک گوشه خدایا این چه قیافهای هست برای ما درست کردی.@ حالا چه اصراری داری که تو من را چه شکلی میبینی باطن من چه شکلی است اصرارهای الکی مثلاً یک ولی خدا را تحت فشار قرار بدهیم که مثلاً تو بگو اینطوری است یا راجع به اجدادمان من میخواهم بدانم فلانی واقعاً پدرم هست یا نیست خیلی چیزهای دیگر که اگر برملا بشود هیچ کدامش ممکن است جوابهای خوبی از آن در نیاید و انسان را ناراحت بکند.@ رها بکنیم این روحیه را که دنبال سؤالاتی باشیم که اگر جوابش معلوم بشود خطرناک است یک موقع از استادتان سؤال میکنید استاد نمیخواهد جواب بدهد تفره میرود مدام اصرار نکن یا از همسرت در خانه، چه کسی بود حرف میزد با تلفن با چه کسی حرف میزدی چکار داری ولش کن.@ این طبیعتگرایی که من باید همه چیز را بدانم تمام جوابها باید دست من باشد من باید نسبت به هیچی جاهل نباشم خطرناک است چه میگفتی جان من بگو چه میگفتی نمیخواهد به شما بگوید اگر معلوم بشود چه میگفتند که افتضاح میشود.@ آقا ما غیبتت را کردیم حلالمان بکن نه حلال نمیکنم 30 سال عمراً، اگر نگویی چه گفتی من حلالت نمیکنم چکار داری شاید گفته این یک خر درازگوش دم دراز است چکار داری حالا یک چیزی گفته بعد که میشنود رگ گردنش باد میکند اعصابش خورد میشود چه اصراری داریم ما بدانیم که حالا این که پشت سر ما غیبت کرده چه گفته.@ کنجکاویهای الکی، فلانی صدایت کرد چه گفت؟ رئیس صدایت کرد ما را در جریان بگذاری ما را بیخبر نگذاری یک موقع هست امام مسلمین هست که میخواهد روی یک مسئله سرپوش بگذارد من اصرار بکنم که امام مسلمین در فلان جلسه با فلان مسئول صحبت کرده چه گفته چه لزومی دارد.@ امام مسلمین نمیخواهد شما بدانید مگر قرار است ما همه چیز را بدانیم بعد اصرار میکند میخواهیم در بیاوریم میدانید چقدر خون شیعه ریخته شده سر اینکه شیعیان خواستند فضولی بکنند بیموقع خواستند بفهمند چقدر ائمه تقبیح کرده این روحیه را در شیعه.@ فرمود شیعیان بیموقع اسرار ما را فاش کردند و حکومت اسلامی که قرار بود سال 70 قرار بود بیفتد که سیدالشهدا را کشتند قرار بود 140 بیفتد باز شیعیان رازداری نکردند و خداوند غضب کرد و تأخیر انداخت سر همین تکان خوردن زبان، فضولی، پرحرفی، واقعاً این طبیعتگرایی در قالبهای مختلف.@ هیچ کس هم نمیداند که این دارد طبیعتگرایی میکند و این یک عُجب و خودخواهی خطرناک هست که میخواهد همه چیز را بداند با چه کسی تلفنی حرف میزدی جان من بگو چه اصراری داری نه من میخواهم بدانم حس ششمم قوی هست یا نه میخواهم ببینم روحیه کارآگاهیم خوب کار میکند یا کار نمیکند میخواهم خودم را محک بزنم.@ همین سرکشیهای الکی پرسوجوهای الکی تحقیقهای الکی و کنجکاویهای شیطانی سر از جهنم در میاورد خیلی خوب هست انسان خیلی چیزها را نداند به فضل و کمالات ما که اضافه نمیکند دانستن اینطور چیزها، علم حقیقی که نیست حالا این چیزها را ندانیم.@ این روحیه روحیه خوبی نیست چون شما را تاریک میکند فضای ذهنتان را اشغال میکند قوه خیالتان را قوی میکند بعداً باید ده سال زحمت بکشی یک مسئله که بیخود دانستی از ذهنت بیرون بکنی آن هم معلوم نیست بتوانی تاریکیش را از بین ببری یا نبری.@ گاهی وقتها آدم یک شایعه میشنود یک چیزی به ذهنش خطور میکند یک توهمی سراغش میاید شیطان میاندازد بعد پی آن را سفت میگیرد شروع میکند به تحقیق، مطالعه، فکر، ردیابی، تعقیب، جاسوسی و تجسس سر در بیاورد از فلان چیز بعد که جوابش برملا میشود افتضاح بار میاید.@ (لا تَجَسَسُوا) که به ما گفتند امر شده که تجسس نکنید این روحیه تجسس روحیه خوبی نیست که مدام بخواهیم با اطرافیانمان با فلانی ور برویم یک چیزی در بیاوریم شیطان که بیکار نیست دنبال این نباشیم دنبال مسائل آخرتی خودمان باشیم دنبال مسئله تولد خودمان باشیم که مسئله مهمی در پیش رو داریم.@ مسئله شب اول قبرمان مسئله ابدیتمان مسئله استفاده از عمر و جوانیمان مسائل اساسی هست مسائل حل بیماریهای درونیمان که اگر با ما بماند در تولد ما عذابهای طولانی برای ما در برخواهد داشت گرفتاریهای زیادی در بر خواهد داشت.@ سیدالشهدا(ع) فرمود(طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبَهُ عَن عَیبَ غَیرِه) خوش به حال کسی که عیب خودش او را از پرداختن به عیب دیگران و معایب دیگران باز بدارد مشغولش بکند واقعاً اگر کسی مشغول خودش باشد اینقدر تفحص نمیکند.@ میدانید چقدر خانوادهها به طلاق کشیده شدند بیهوده به خاطر اینکه زن تجسس الکی کرده در کار مردش، هیچ وظیفهای هم نداشته شروع کرده تجسس کردن مرد تجسس کرده در کار زنش بیخود، بعد میبینی که سر از یک جای دیگر درآورد.@ چه فتنهها چه جنگها چه خونریزیها سر همین روحیه که ما چیزهایی که خوب هم نیست جوابش را بفهمیم دنبال این هستیم که جوابش را بفهمیم مثلاً رفیقمان میخواهد یک حرفی بزند میگوید که من اجازه بده نگویم، نه تو را خدا بگو اینقدر تکرار میکند که طرف بگوید، چه اصراری داری که بدانی.@ این خودخواهیمان کنار بگذاریم این روحیه که نه بگو میگوید دو روز دیگر به تو میگویم ان شاء الله این مسئله حل بشود بعداً کاملش را برایت میگویم الان صلاح نیست به دوستت اعتماد بکن یک کلمه بگو باشد اما میگوید فلانی من به خدا دیشب تا صبح خوابم نبرده بگو ببینم قضیه چیست من دلشوره دارم.@ این آدمهای ضعیفالنفس و بیمار من تا صبح دلشوره داشتم تو را خدا تو بگو ببینم قضیه چه بوده من ناراحت هستم، نکند این نکندها، شاید، خیلی از این چیزهایی که توهم برای ما میبافد شیطان برای ما درست میکند و باعث میشود که ما بیموقع ورود کنیم به مسائلی که نباید آن موقع ورود بکنیم یا اساساً نباید ورود بکنیم و سراغ آن برویم یا جوابش را بخواهیم در بیاوریم.@ یک شایعهای شنیدی مثلاً یکی از اقوامش در گذشته یک کاری کرده، میرود این را تحریکش میکند میافتد پیگیری کردن، شروع میکند از اجدادش از مادربزرگ پدربزرگ دایی عمه عمو خاله تحقیق در بیاورد که این قضیه چه بوده آنوقت همه را هم به دردسر میاندازد با این نحوه پرسوجو کردنش انسان هر چقدر در این قضایا سخت بگیرد سختی خواهد دید و به دردسر خواهد افتاد ما را از این کار نهی کردند.@ در سوره هود آیه 46 و 47 (قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ) خداوند میفرماید نوح گفت که خدایا پسرم را نجات بده فرمود نه گفت این فرزند من است.@ میگوید(يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ) پسر تو اهل تو نیست یعنی اصلاً از تو نیست کسی که از نظر عقیده از تو جداست به تو کافر هست از تو نیست جدای از توست یک عمل غیر صالح هست حالا چرا انسان را تعبیر به عمل کرده داستان دارد که انسان را خداوند عمل دانسته که فرزند تو یک عمل غیر صالح هست.@ بعد میفرماید نوح(فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) راجع به چیزی که نمیدانی سؤال نکن چون نمیتوانی در بیاوری که چیست خدا یک کلام گفته که او را در کشتی راه ندهید کافی است خداست دارد میگوید یک کلام گفت نماز مغرب سه رکعت، حالا تو مته به خشخاش بگذار چرا سه رکعت است.@ یک کسی آمد از امام رضا(ع) سؤال کرد آقا چرا نماز مغرب سه رکعت است حضرت فرمود زیرا نماز مغرب سه رکعت است سؤال ندارد خیلی چیزها در مسائل شرعی و دینی و کلامی و عقیدتی ما هست که ما به آن نمیتوانیم علم پیدا بکنیم عقل نمیتواند به آن راه پیدا بکند.@ بیخود برای چی مسئولیت به عهده میگیری بلند بشوی آرتیسبازی بکنی به عنوان یک منجی یک کسی که از خدا داغتری میخواهی مسائل شرع و انسانیت و خلقت و همه چیز را حل بکنی شروع میکنی قلم زدن مقاله نوشتن کتاب نوشتن آرتیسبازیهای اینطوری یک کلام گفت خداست اینطوری فرموده امام(ع) فرمود این کار را بکنید، چشم.@ اینقدر ما داشتیم امام معصوم میخواسته یک کاری بکند اصحاب آمدند گیر دادند آقا خوب نیست این کار صلاح نیست به معصوم میخواستند درس یاد بدهند پیامبر(ص) فرمود به اهل بیت من چیزی یاد ندهید آنها همیشه از شما عالمتر هستند.@ حالا شما یک جا فهمیدید امام(ع) اینطوری برخورد کرده خب برخورد کرده معصوم است خودش میدانسته باید اینطوری برخورد میکرده تو چرا اینقدر مته به خشخاش میگذاری من نمیدانم دلیل برخورد امام چه بوده چرا امام اینطوری برخورد کرده این رفتار امام درست بوده؟ این رفتار حضرت زهرا درست بوده؟.@ امام(ع) اینجا اینطوری میکرد بهتر بود اگر من جای امام بودم اینطوری میکردم ای کاش امام اینطوری میکرد ای کاش خدا اینطوری میکرد بعضیها هستند که میخواهند به خدا خدایی یاد بدهند ما وظیفه نداریم که راجع به این چیزها مته به خشخاش بگذاریم چرا خدا اینطوری کرده چرا پیغمبر اینطوری کرده.@ خیلی از مسائل هست در تاریخ اسلام مملو از این مسائل هست اختلاف قضاوت در مورد یهود بنی قریضه و بنی نجم، یک جا میگوید همه آنها را بکشید زنانشان را هم اسیر بگیرید اموالشان را هم مصادره بکنید یک جا هم آنها را میبخشد امام اینطوری دستور میدهد.@ ولی فقیه یک جا یک برخوردی میکند تو واقعاً نمیتوانی به عمقش پی ببری بعد تو مدام مته به خشخاش بگذار بخواهی آن را در بیاوری(فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) آن چیزی که به عمقش آگاهی نداری دنبالش نباش(إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ) این خصوصیت جاهلین هست که چیزهایی که هرگز به عمقش نمیتوانند راه پیدا کنند و اگر راه پیدا کنند فاجعه درست میشود دنبال این هستند که این را کشف بکنند.@ نوح میگوید خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه از تو سؤال بکنم چیزی را که به آن علم ندارم چقدر این خطرناک است که نوح میگوید خدایا من به تو پناه میبرم که اینطوری باشم ما با بسیاری از دستورات در دین مواجه هستیم که اگر بخواهیم این عقل ناقص و ضعیفمان که هیچ احاطه علمی به هیچ یک از آن هفت مرحله ندارد بخواهد کار بکند با این عقل بخواهیم دنبال این باشیم اصلاً ما به جواب نمیرسیم.@ قانع کردن عقل هم کاری نیست که بخواهی عقلت را قانع بکنی شما بخواهی عقلت را قانع بکنی به اینکه یک قرص به این بزرگی را دکتر نوشته هشت بار در روز بخور یک قرص کوچک را هم نوشته نصفی در روز بخور حالا تو بگو معقول نیست بله با عقل تو که اطلاعات پزشکی نداری معقول نیست با عقل جنابعالی که اطلاعات فیزیک نداری معقول نیست.@ تخصص لازم است پشتش کلی تخصص خوابیده تو این را نداری پس ساکت باش علم خیلی وسیعتر و پیچیدهتر از این هست که ما به همه مسائلش پی ببریم خلقت بسیار رمز و رازهایی دارد که ما نمیتوانیم به راحتی به همه مسائلش پی ببریم بعد یک تخصصی که از روی تخصصش تصمیمگیری کرده و اطلاعات به ما داده ما بخواهیم به آن ان قلت بکنیم این نهایت نادانی است.@ نظام خلقت هفت تخصص اساسی میخواهد خدا فقط این تخصص را دارد و اینها را به معصوم داده ما نمیتوانیم اینقدر مته به خشخاش بگذاریم مدام زیر سؤال ببریم ما این را ندارم شما راجع به همین سؤال معمولی که من خدمت شما عرض کردم به دکتر اینطوری بگویی دکتر ناراحت میشود.@ میگوید نادان تو میفهمی داری با چه کسی حرف میزنی من پدرم درآمده پانزده سال بیست سال سی سال درس خواندم نشستم اینجا برای تو دارم این قرص را تجویز میکنم میخواهی بفهمی باید چشمت کور بروی دانشگاه درس بخوانی بیا برو عرضه داری وقت بگذار پانزده سال تا بفهمی یعنی چی.@ میگوید من عقلم قبول نمیکند هشت تا قرص آنقدری یک روز یک قرص فسقلی نصفش را من در روز بخورم او پزشک است میداند این مسائل را تخصص دارد در احکام شرعی هم اینطور هست در مسائل دینی هم اینطوری هست چه کسی گفت ما باید همیشه عقلمان را قانع بکنیم.@ پس طراوت و تازگی و مزه طاعت کجاست هنر نیست که من عقلم را قانع بکنم بعد بگویم بله چون اینطوری هست من اینطوری عمل میکنم لازم نیست ما همیشه عقلمان را قانع بکنیم همین که میگوییم خدا فرموده کافی است اگر فهمیدیم خدا فرموده نبی اکرم فرموده آقا طلا حرام است خب حرام است دیگر تمام شد دیگر اینقدر سؤال کردن ندارد.@ حالا چرا طلا برای مرد حرام است عزیز من اگر بخواهند به شما بگویند چرا طلا حرام است باید مکانیزم طلا بدن ارتباط اینها با بدن، نوع تأثیراتی که میخواهد بگذارد ما این را نمیتوانیم به راحتی بفهمیم ممکن است الان علم روز جواب بدهد که چرا طلا بر مرد حرام است ولی آن شارع مقدسی که 1400 سال پیش این را فرموده مگر مردم زمان آن موقع این را میفهمیدند؟.@ بسیاری از مسائل هست که علم به مرور زمان اینها را کشف کرد حالا ما بیاییم دو دوتا چهارتای عقلی بکنیم ازدواج چه فرقی با زنا دارد ازدواج هم همان زنا است فقط با دو تا کلمه حرام حلال میشود این که دو تا کلمه حرام حلال میشود یا وقتی میخواهی گوسفند را بکشی باید بسم الله الرحمن الرحیم بگویی اگر نگفتی این گوشت حرام میشود هزار تا رمز و راز دارد.@ با توجه به شناخت این جسم این روح روابط این مسئله طبیعت، خلقت، ابدیت یک حکم شرعی در میاید وقتی در میاید مثلاً ممکن تو بگویی نه به عقل من جور در نمیاید خب جور در نیاید خود عقل میگوید جور در نیاید الان شما در مقابل پزشک عقلت میگوید فضولی موقف، وسواس به خرج نده او بهتر میداند خودت را به او بسپار.@ عقل ناب را میگویم با همین عقل ناب قیامت ما را محاکمه میکنند خدا میگوید مگر من تو را نیافریدم بدنت، جسمت، ارتباطشان طبیعت ارتباط اینها با طبیعت دنیا آخرت برزخ ملکوت جبروت مگر همه را من نیافریدم؟ تو بهتر میفهمیدی یا من، به تو گفتم این کار را بکن برای چه مقاومت کردی؟.@ این طبیعتگرایی هست عُجب زیاد خودخواهی زیاد که نه من باید بدانم این عناد توست این شیطان است این نفس اماره توست طبیعت توست که در مقابل فطرت مقاومت به خرج میدهد عقل نیست اسمش را میگذاری عقل، میگویی عقل من، نه آن عقل نیست نفس است یک کمی به درون خودت مراجعه کن.@ خودت یک متخصص در برق در الکترونیک در کامپیوتر یک کسی نادان است که کامپیوتر بلد نیست بخواهد به تو ایراد بگیرد میگویی بنشین سر جایت من پدرم درآمد تا کامپیوتر یاد گرفتم من میدانم دارم چکار میکنم.@ شما یک محصول کارخانه را نگاه کنید وقتی میبینی فکر نمیکنی این چه بلایی سرش آمده در این کارخانه تا این شده، میروی در کارخانه این کار چه ضروریتی دارد ولی او که طراحی کرده تا ته قضیه خودش بهتر میداند که باید این مراحل بگذرد تا آن محصول در بیاید ما نمیفهمیم هیچ درکی نداریم.@ لذا ما وظیفه نداریم که دنبال ارضا خودمان باشیم و اینکه ما حتماً باید بدانیم فلان چیز چیست از جهت اخلاقی مضر هست از جهت عقیدتی هم کفرآور و خطرناک هست.@ یک روایت دیگر از نبی اکرم(ص) (اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی حَدَّ لَکُم حُدوداً فَلا تَتَعَدَوها وَ عَفا لَکُم اَن اَشیاءَ رَحمَۀً مِنهُ مِن غَیرِ نِسیانٍ فَلا تَکَلَّفُوها) خداوند تبارک و تعالی برای شما یک حدود شرعی مشخص کرده شما از آن حدود فراتر نروید چیزهایی هم به خاطر مهربانی و رحمتش که میخواسته برای شما سخت نباشد بخشیده هیچی نگفته.@ اصلاً مسکوت گذاشته جواب نداده یک حیطه آزاد برای شما گذاشته که شما راحت باشید خیلی دین برای شما سخت نباشد نه اینکه خدا نمیفهمیده فراموش نکرده خودش میدانسته مخصوصاً بیان نکرده.@ به خاطر رحمتش به شما بسیاری از چیزها را به شما بخشیده بدون اینکه خدا فراموش کرده باشد خودتان را به زحمت نیندازید پس برای فهمیدن آنها ضمیرش به آن اشیاء برمیگردد میگوید خودتان را برای فهمیدن آن چیزهایی که خدا بخشیده رها کرده به زحمت نیندازید.@ پیش استاد میروی استاد به شما میگوید که شما این کار را انجام بدهید استاد راستی فلان چیز چی؟ فلان مورد چی؟ ول کن تو چکار داری سؤال نکن آقای فلانی را دیدم یکسری از کارها را انجام میداد ما هم آن کارها را انجام بدهیم؟ او خودش استاد است میداند که تو باید چکار بکنی به تو دارد همین را میگوید خیلی مته به خشخاش نگذار.@ آزاد باش راحت باش همین که به شما گفته بعد یواش یواش چیزهای دیگر هم میگوید مسائل بالاتری هم میگوید خیلی دنبال این نباشید میگویید بعد خودتان را به دردسر و زحمت میاندازید یا خیلی وقتها فضولی در کار استاد میکنید مثلاً میخواهید از او ایراد بگیرید شیطان شما را وسوسه میکند بین شما و استاد دو به همزنی میکند دل چرکینی میکند تا آخر عمر در جهالت و محرومیت میافتید.@ چقدر شاگردان خوب با استعداد بودند به خاطر اینکه شیطان علیه استادشان تحریکشان کرده و مدام در کار استادشان ریز شدند چیزهایی که استاد انجام میداده حقیقت آن کار را درک نمیکردند حقیقت آن کار را نمیفهمیدند بعد برایشان سنگین در میامده از این طرف قهر میکردند دل چرکین میشدند بعد هم یک عمر جاهل میماند آه هم شدند.@ بنابراین میفرماید آنجاهایی که خدا حریم را دست خودتان داده خیلی خودتان را به زحمت نیندازید خدا شما را آزاد گذاشته مدام برای خودت تکلیف شرعی درست نکن نه من از باب احتیاط واجب است این کار را بکنم این خیلی خوب است مراقبت مراقبت، نه چه کسی گفته شما راجع به این قضایا مراقبت بکنی ولش کن.@ آقا به شما گفتند اگر رفتی خانه فلانی یقین نداری خمس نمیدهد غذایش را بخور یقین نداری خمس نمیدهد که مالش حرام هست بخور گفتند شما تا یقین نکردید این رساله را بردارید بخوانید از امام سؤال کردند ما میرویم خانه فامیلمان آدم بدی هست ما لقمه این را بخوریم یا نخوریم؟.@ امام الهی جواب داد میفرماید تا یقین حاصل نشده اول از این باید متوجه بشوی که خمس به او واجب شده بعد باید بدانی که این چیزی که دارد به تو میدهد از مالی هست که به آن خمس تعلق گرفته و این نداده و حرام است، چرا خدا اینطوری میگیرد؟ برای اینکه ما به دردسر نیفتیم به سختی نیفتیم.@ حالا مدام مته به خشخاش میگذارد شروع میکند مأمور تحقیق کارآگاه پلیس که آیا این آقا خمس میدهد یا نمیدهد آیا این برنجی که خریده خمسش را داده یا نداده بعد میفهمد که اینطوری هست خدا به شما عفو کرده شما مسئولیتی ندارید مدام دنبال این باشید که این لقمهای که من خوردم نکند حرام باشد من از ملکوت اعلی سقوط بکنم و از آسمان هفتم پایین بیفتم ول کن.@ خدا به شما اجازه داده زیاد تحقیق و تفحص نکنید یک آقایی در جبهه بود خیلی شیطان بود همه را اذیت میکرد این در هفته میگشت مریض بود غذا که میآوردند در گردان این میرفت میگشت در دیگ برنج بالاخره یک فضله پیدا میکرد همه گردان آن روز گرسنه بودند یعنی در گردان همه با این یک نفر مشکل داشتند.@ همه گردانها راحت غذایشان را میخوردند هیچ ککشان هم نمیگزید این فضولخان بلند میشد هر روز غذا که میخواستند بیاورند میرفت میگفت دیدم وقتی بگوید دیدم که دیگر شوخی نیست ما یک فضله دیدیم حالا همه باید بروند دهانشان را آب بکشند اصلاً گردان به هم میریخت غذاها را دور میریختند.@ گفتند آقا شما مهمان هستی به کسی نگویید یواش برو دهانت را بشوی بعد میبینی این طرف از غذا بلند شده رفته این برای چی رفت چرا غذایش را ول کرده تو را خدا فضله گیر آوردی؟ بابا ول کن اگر بفهمد فضله است چه لطفی برای تو دارد تو غذایت را بخور بعد او را قسمش میدهد او هم میگوید بله فضله گیر آوردم.@ اَه حالم بهم خورد یک اَه هم میگوید چهار نفر دیگر مینشینند یک دفعه سفره و مهمانی و آبروی مهماندار و صاحبخانه به هم میریزد چکار داری این برای چی بلند شد از سر سفره رفت دهانش را آب کشید، برای چی دهانت نجس شد؟ احتمال بده دهانش خون آمد، برای چی سؤال میکنی که این دهان تو چرا نجس شد برای چی دهانت را آب کشیدی؟.@ دنبال این باشی اینها روحیههای خوبی نیست ریز شدن در کار همدیگر، همه اینها مال خودفراموشی است انسان وقتی خودش را فراموش میکند باید با این چیزها خودش را سراپا نگه دارد آدمی که جدی باشد روحش بزرگ باشد و به خودش مشغول باشد هرگز با اینطور مسائل کار ندارد تحقیق و تفحص نمیکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@