أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره حلم بود این جلسه رابطه علم و حلم را در روایتی از امام صادق(ع) میخوانیم(عَلَیکَ بِالحِلم وَ إنَّهُ رُکنُ العِلم) بر تو باد حلم و خویشتنداری چرا که آن رکن علم هست در واقع ما شخصی را میتوانیم عالم و فهمیده بدانیم که حلم دارد و به عبارتی دیگر اساساً انسانها به میزان حلمشان مطلب را فهمیدند و خود حلم باب فهم و نور و رحمت برای انسان هست.@ لذا اگر کسی بیاید چیزی یاد بگیرد مطالعاتی کند کتاب بخواند 20 سال 30 سال پای منبر بنشیند یا خودش مستقیم درس بخواند اما اهل حلم نباشد آن چیزهایی که خوانده صرفاً یک سلسله اطلاعات ذهنی هست علم اسمش را نمیشود گذاشت.@ علمی که(العلم نورٌ) نور هست علامت دارد میفرماید رکنش حلم و خویشتنداری هست بنابراین اساساً اگر کسی بخواهد آن نور را دریافت بکند یا علامت رسوخ آن نور در وجود یک شخص همین روحیه داشتن خویشتنداری هست و غیر از آن اگر انسان عالمی را ببیند که خویشتندار نیست سبکسر هست ملون هست و متلون هست ثبات شخصیتی ندارد.@ این معلوم هست که علم در وجودش رسوخ نکرده به آن نور تبدیل نشده رکن علم را ندارد فاقد رکن علم هست یعنی آن علمی که تحصیل کرده باید در آن جایگاه وجودی بنشیند نشسته آن چیزی که تحصیل کرده درست نشسته آنجایی که باید بنشیند در قرار خودش و مبنا و موقف خودش نرفته.@ روایت بعدی از امام باقر(ع) هست(الحِلمُ لِباسُ العالِم فَلا تَعرَیَنَ مِنه) علم لباس عالم هست پس عریان نباید باشد یعنی خودت را عریان نکن از این لباس، عالم مطلق را میگوییم کلاً اهل علم، آدم فهمیده و باسواد چه درس حوزوی خوانده باشد چه دانشگاهی فرقی نمیکند یک کسی که آدم فهمیده و باسوادی هست یک کسی است که خویشتندار است حلیم هست.@ و الا میفرماید که این لباس که تنش نیست برازنده شخص عالم خویشتنداری است شما اگر سیره بزرگان دین را مطالعه بفرمایید نه فقط معصومین، غیر معصومین، علما و مراجع بسیار در سیرهشان میبینیم که اینها اینگونه بودند حلیم بودند این آن لباسی هست که باید داشته باشند.@ لذا اگر کسی میخواهد دانشجو یا طلبه بشود باید بداند که از اول این لباس باید به تنش برود باید این لباس را بپوشد و الا زشت میشود آنوقت بعدها هم که برای دیگران میخواهد حرف بزند حرفهایش به دل دیگران هم نمینشیند چون دیگران او را عریان میبینند میدانند مغزش کار میکند اطلاعات ذهنی زیادی دارد اما عریان هست.@ آن عریانی را فطرت احساسش میکند انسانهایی که فطرتشان فعال هست ارواح مردم احساس میکند لازم نیست با چشم سر ببینیم که این لباس تنش هست یا نیست چون آن لباس لباس روح هست و روح درکش میکند که این شخص هر چند عالم هست اما عریان هست و این زشت هست برای یک عالم برازنده نیست.@ در روایت بعدی امام علی(ع) فرمود(لَن یُثمِرَ العِلمُ حَتّی یُقارِنَهُ الحِلم) علم افراد هیچ وقت نتیجه نمیدهد تا اینکه آن علم با حلم مقارن بشود تا نتیجه بدهد حلم را در تمام مثالهایی که در این چند جلسه زدم دقت بفرمایید با همه آن گستردگی و ابعادش دقت کنید.@ یعنی اگر کسی بخواهد علمش سود بدهد در تعقیب نماز عصر میخوانیم(اَللّهُمَّ إنّی أعُوذُ بِکَ مِن عِلمٍ یا یَنفَع) خدایا به تو پناه میبرم از اینکه علم داشته باشم ولی این علم به دردم نخورد سودی به من نبخشد حضرت میفرماید(لَن یُثمِرَ العِلمُ) علم سود نمیدهد.@ (حَتّی یُقارِنَهُ الحِلم) تا اینکه همراه حلمش بکنید با خویشتنداری، عصبانیت و پرخاشگری و تندروی نباشد و مواقعی که جلسه قبل خواندم امتحانهایی که هست از انسان گرفته میشود.@ به هر حال بتواند خویشتنداری بکند و نگذارد به فطرتش آسیب برسد از آسیبش حفاظت بکند آن موقع است که شخص تحصیلات، معلومات، علومش به او سود میرساند معلومات جزء شاکلهاش شده و دارد شبیه خداوند تبارک و تعالی میشود.@ اینقدر این مسأله مهم هست که نبی اکرم(ص) در مورد زیبایی و ضرورتش قسم خورده حضرت(ص) میفرماید(وَ الذّی نَفسی بِیَدِهِ ما جُمِعَ شَیءٌ إلی شَیءٍ أفضَلَ مِن حِلمٍ إلی عِلمٍ) قسم به کسی که جان من در دست اوست هیچ چیزی با چیز دیگری قشنگتر از جمع شدن حلم با علم نیست.@ یعنی ما بعضی وقتها دوتا چیز را کنار هم میگذاریم یک زیبایی خاصی میگیرد وقتی جدا هستند آن زیبایی را ندارند میفرماید اینها کنار هم بیایند قشنگ میشود دوتا لباس، دو رنگ، دو شیء، دو گلدان، پرده با چیز دیگر، در خانه در اشیاء ظاهری میگوییم در اشیاء معنوی هم اینطوری است.@ بعضی از چیزها هستند که آرایش میخواهند این آرایشها آرایش قشنگی هست گاهی وقتها هست که چیزهای قشنگی کنار هم میگذاریم یک چیز زشت کنارش میگذاریم در ذوق میزند در روح هم اینطوری هست.@ گاهی وقتها فرد یک چیزهای قشنگی دارد یک چیز خاصی دارد که در ذوق میزند و نمیگذارد آن همه قشنگی که در روحش هست مشاهده و دیده بشود در ذوق میزند حالا در مسائل معنوی حضرت میفرماید که هیچ چیزی به اندازه علم و حلم قشنگتر و بهتر و زیباتر از این نیست که کنار هم قرار بگیرند.@ بالاترین چیزی که خوب است کنار هم قرار بگیرند و قشنگ میشود صفت علم با حلم هست طلبه، دانشجو، محصل باید این روحیه را داشته باشد روحیه بردباری را داشته باشد این برازنده است لباس علم هست.@ روایت بعدی از حضرت لقمان(ع) هست میفرماید که(لا یُعرَفُ الحَلیم إلاّ عِندَ الغَضَب) آدم حلیم و بردبار شناخته نمیشود مگر موقع موقع عصبانیت و غضب، باید تحریک بشود چند چیز هست که در روایت داریم شخص باید تحریک بشود تا شناخته بشود در حالت معمولی که نگاهش بکنی شناخته نمیشود.@ یکی شخصیت حقیقی افراد هست هیچ وقت شخصیت حقیقی افراد را از ظاهرشان و از یک روند ثابت در زندگیشان نمیتوانی بشناسی مثلاً شما در اداره میبینی که یک نفر یک کار ثابت و دائم دارد یعنی هر روز صبح باید برود پشت میز بنشیند و یک کاری را انجام بدهد و برود این کارش است.@ این را اصلاً نمیتوانی بفهمی که شخصیتش چیست باید دوتا رتبه بگیرد بالا برود مدیرکل بشود یا یکبار پایین بیاید سطح حقوقش بالا برود یا پایین بیاید در معرض مطامع نفسانی قرار بگیرد بگویند این پنج میلیون تومان برو خرید کن ببینم برای بیتالمال چطوری میروی خرید کنی در اداره وقتی شخص مورد اعتماد قرار بگیرد پول زیادی به او میدهند دیدند آدم خوبی است.@ در یک شرائط ثابتی همیشه نماز اول وقت و روزه مستحبی و قرآن و دکمه تقوا را تا بالا سفت میبندد بعد که به او اعتماد میکنند مثلاً او را خزانهدار یا حسابدار یا مسئول مالی میکنند پول زیر دستش میاید میبینی که طور دیگری شد.@ لذا حضرت میفرماید(عِندَ فی تَقَلُبِ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال) در تغییر حالتها هست که جوهره افراد شناخته میشود این همان موارد پنجگانهای هست که حضرت در حالتهایی که انسان آبرودار است یکدفعه آبرویش به خطر میافتد عزیز است یکدفعه ذلیل میشود.@ میرود یکجایی دعوت کند اصلاً تحویلش نمیگیرند حرف حق میزند ولی کسی برایش تره هم خورد نمیکند اینطور وقتها افراد شناخته میشوند که بردبار یعنی چه کسی، و الا در شرائط ثابت و وقتی اوضاع بر وفق مراد است همه متدین هستند تغییر حالت هست که یکدفعه معلوم میشود که این شخص رباخور و نزولخور است یا نه، سمتش میرود یا نه.@ آنجا معلوم میشود که این اگر تا الان زحمتی کشیده درست انجام داده یا نه، تا وقتی در ایران هست در ایران زیاد وسائل عیش و نوش و طبیعتگرایی و فعال گیر نمیاید با زحمت گیر میاید.@ ولی در خارج فراوان است آنجا توسعه بیشتر هست جامعه مدنی بیشتر هست خیلی جامعه پیشرفتهای هست از نظر طبیعتگرایی، همه چیز فراوان است شخص پایش را از این مملکت بیرون بگذارد میبینی که آنجا با آدمی که در کشور بود فرق میکرد.@ (عِندَ فی تَقَلُبِ الأحوال عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجال) در تغییر حالتها هست که جوهره افراد شناخته میشود معلوم میشود که باطناً چه بوده با خودش چه کرده ده سال زحمت میکشد فکر میکند که خیلی کار درست هستی بعد خدا یک امتحان از تو میگیرد مثل درس میماند شخص درس میخواند فکر میکند که خیلی بلد است بعد سر جلسه امتحان میرود اگر بلد باشد باید بتواند جواب بدهد و یک نمره خوب بگیرد.@ این معلوم میشود که بالأخره در این مدت نُه ماه چکار میکرده وقتی پدر به او میگوید درس تو چطوری است؟ میگوید درسم خوب است خوب میخوانم با رفقا درس میخوانم اما موقع امتحان که میشود معلوم میشود که این بالأخره این یکسال راست میگفته با رفقا اینطرف و آنطرف میرفتند و میگفتند درس میخوانم.@ معلوم است چکار میکرده نمود پیدا میکند یک امتحان میگیرند معلوم میشود که این شخص بالأخره این مدت عمر را چکار میکرده یکی از سنتهای لایتغیر الهی است در قرآن تغییرپذیر هم نیست یعنی شما هر چقدر دعا بکنید که خدایا ما را به مشکل و مصیبت دچار نکن اینطور نیست که بالأخره امتحان نشوید.@ فقط میتوانید بگویید خدایا یک کاری کن که ما در امتحان قبول شویم آبرویمان نرود ولی امتحان قطعی است سنت لایتغیر الهی است(أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ) مردم فکر کردند که میگویند ما ایمان آوردیم امتحان نمیشوند.@ هرگز اینطور نیست به محض اینکه در خودت به یک نتیجهای برسی از شما امتحان میکنند و معلوم میشود که چکار کردی ادعا زیاد میکند و فکر میکند که خودش خیلی رشد و پیشرفت کرده بعد وقتی موقع امتحان میرسد معلوم میشود که چه خبر است.@ سر جلسه میرود میبیند که چقدر نمره کم آورده این سنت هست همیشه هم امتحان میگیرند ما دائماً خداوند ساختار احکام شرعی را یکطوری چیده که انسان در طول روز یکسره از او امتحان گرفته میشود در بحث معاد گفتم سؤال فرشتهها یک سؤال شب اول قبر نیست سؤال فرشتهها دائمی است همین الان دارند از ما سؤال میکنند.@ در موقع کسب است در برخورد با نامحرم، برخورد با خانواده، زن، بچه، همسر، شاگرد، استاد یکسره ما داریم امتحان میشویم با نماز، روزه و احکام شرعی، این قاعده است افراد اگر این نباشد هیچ وقت شناخته شده نیستند همیشه آدمهای لایق و قابل را با امتحان میشناسند.@ الان یک میلیون دو میلیون نفر میایند میگویند ما همه میخواهیم و لایق هستیم برویم دانشگاه و درس بخوانیم حقمان است میگویند ما هم ظرفیتمان محدود است ما به جای یک میلیون نفر ما صد هزار نفر میتوانیم بگیریم امتحان میدهیم ببینیم چه کسی بیشتر توانایی دارد چه کسی بهتر درس خوانده معلوم میشود.@ رتبه نشان میدهد که شما چقدر زحمت کشیدید سنت لایتغیر الهی امتحان هست دائماً خداوند تبارک و تعالی با احکام شرعی ما را امتحان میکند(حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ) تا آدمهای خبیث از پاک شناخته شوند نه برای خدا، برای خودشان، شخص برای خودش شناخته بشود ادعای الکی نکن برای مردم ادعا نکند مردم خوب او را بشناسند.@ اینها دائماً امتحان هست خیلیها ادعای خط امام و فقر و غنا و استکبارستیزی و نبرد با آمریکا خیلی از این حرفها میزدند الان موقع امتحان شد دیدیم خیلیها رفتند با آمریکا هم دست دادند طوری هم نشد همه آنهایی که گوش فلک را کَر کرده بود صدای مرگ بر آمریکایشان، موقع امتحان دیدیم که نه.@ یک سفر آنها را آمریکا بردند و آوردند آنها هم مثل آخوند تقیزاده یک سفر اروپا رفتند و آمدند گفتن که انسان اگر بخواهد پیشرفت بکند باید از فقر سلطنتی غربی و فرنگی بشود آنها را بردند انگلیس و لندن و آمریکا یک دست به سر و گوششان کشیدند.@ حالا طرف ایران آمده میگوید باید دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا خراب شود ما زیاد دیدیم آدمهایی که ادعای زیادی داشتند با یک سفر خارج از کشور رفتند و برگشتند اصلاً انقلاب ماهیت شده استحاله رخ داده اصلاً ذاتاً تغییر کرده این قاعده امتحان است اصل است.@ البته با انقلاب اسلامی الحمد لله رب العالمین که امام فرمود انقلاب ما انفجار نور بود خیلی زمینهها فراهم شده و بزرگترین معجزه انقلاب و کارکرد یک انقلاب همین ساختن جوانهای نورانی و بسیجی و باتقوا اینها امتحانهای خوبی در جبهه پس دادند راست هم میگفتند اینها اگر میگفتند آقا بیا راست میگفتند دروغ نگفتند چون به نایبش امتحان پس دادند.@ همیشه هم قاعده اینطوری است یعنی خداوند ممکن نیست قبل از انقلاب امام زمان انقلابی ایجاد نکرد در حدیث هم داریم که انقلاب ایران باید اتفاق بیفتد و مردم امتحان بدهند ببینند که لیاقت امام زمان را دارند یا ندارند(المُمَهِدُونَ لِلمَهدی(ع)).@ پیامبر فرمود در مورد انقلاب ایران و ایرانیها فرمود(یَخرُجُ النّاس مِنَ المَشرِق وَ یُوَطِئُونَ لِلمَهدی سُلطانَه) مردمی از شرق قیام میکنند و مقدمه ظهور مهدی(ع) را فراهم میکنند یعنی مردم باید عادت کنند با این نظام ولایت فقیه ببینند میتوانند مطیع ولایت فقیه باشند مطیع کسی که خودشان گفتند اطاعتش را بکنید.@ (الرَدُّ عَلَیهِم کَالرُدَّ عَلَینا) کسی که اینها را رد کند انگار ما را رد کرده امام زمان(ع) فرمود(وَ إنّی جَعَلتُهُم حُجَّتی عَلَیکُم) من این فقها و ولی فقیه را حجت خودم بر شما قرار دادم معلوم میشود اگر کسی بتواند فقیه را تحمل کند مطیع باشد اجتهاد نکند در مقابل فقیه، مدام از خودش حرف در نیاورد و فتوا صادر نکند.@ بتواند پای کار بایستد ظرفیت امام زمان را هم خدا ان شاء الله به او میدهد مردم باید امتحان پس بدهند اینطوری نیست که امام زمان بعد از هزار و خوردهای بیاید همه آماده نباشند و در امتحان رد شوند باید معلوم بشود که امام زمان در اوج ناز است به ما هم هیچ احتیاجی ندارد.@ الان هزار و خوردهای سال است، برو پنج هزار سال غیبت، مگر از او کم میشود؟ نه، ما احتیاج داریم و بدبخت و گرفتار هستیم محتاج فرج امام زمان(ع) هستیم سر جایش ایستاده راحت، راست میگویی خودت را آماده کن، میخواهی بیاید حاضر شو بچههای بسیج انصافاً خوب امتحان پس دادند.@ یعنی در مورد امام خیلی خوب امتحان پس دادند اینقدر قشنگ که امام فرمود ملت ایران از ملت حجاز در عهد رسول الله و از ملت عراق در عهد امیرالمؤمنین بهترند و در روایت هست هیچ ملتی بهتر از ملت ایران از اول خلقت تا الان نیامده.@ در آیات قران داریم روایت داریم که در آن بحثی که در مورد ایرانیان قبل از ظهور هست و وظائف ما در دوران ظهور گفتم به بحثهای آموزش دین مراجعه کنید خوب امتحان پس دادند راست گفتند گفتند ما بیاییم دربست مخلص هستیم و کشش و علاقهای هم به هیچی نداریم همه چیزمان را حاضر هستیم بدهیم و راست گفتند سفت پای کار ایستادند.@ آن از عملیات و جبههشان، آن از دوران آزادگی و اسارتشان، آن از پشت جبههشان همه چیزشان را دادند البته در بسیجیها هم کسانی بودند که این مقدار آمادگی را همیشه نداشتند آنهایی که سفت پای کار ایستادند و از اول تا الان هم سفت پای کار ایستادند به هر حال خوب امتحان پس دادند.@ اینها کسانی هستند که واقعاً لایق امام زمان(ع) هستند و امام زمان هم لایق اینهاست و به هم میخورند یواش یواش با هم اتحاد پیدا کردند به امام زمان نزدیک شدند راست میگویند اگر حضرت بیاید حاضرند سفت پای کار بایستند و از خودشان هم هیچ ارادهای در مقابل حضرت نشان نمیدهند.@ مطیع محض حضرت هستند و واقعاً سرباز واقعی هستند برای امام زمان(ع) و در عمل هم ثابت کردند به هر حال یکی از چیزهایی که باید شناخته بشود حلیم بودن است حلیم این نیست که بگوییم این چقدر بچه خوب و نازی است چه بچه صبوری است، نه باید عصبانی بشود.@ امام(ع) میفرماید اگر میخواهید یک دوست خوب را بشناسید سه بار پشت سر هم عصبانیاش کنید اگر دیدید بعد از سه بار عصبانیت تحریک شد ولی پرخاشگری به شما نکرد رفیق خوبی است(لا یُعرَفُ الحَلیم إلاّ عِندَ الغَضَب) شخص حلیم شناخته نمیشود مگر هنگام غضب، معلوم میشود که شخص واقعاً بردبار هست یا نه.@ همانطور هم که حدیث داریم(لا یُعرَفُ الرَّأی إلاّ عِندَ الغَضَب) شخص اندیشهاش، آنچه که در درونش هست شناخته میشود مگر موقع عصبانیت، همینطوری میگوید من مخلص شما هستم خیلی عادی و معمولی دوستت دارم مخلصت هستم.@ بعد که یک موقعی عصبانی میشود میگوید تو فلان فلان شده هستی تو از اولش هم اینطوری بوده من از اولش هم میدانستم تو اینطوری هستی همه آن چیزهایی که در نهادش بود موقع عصبانیت بیرون میریزد معلوم میشود که این از اول چه فکر میکرده ولی موقعی که عصبانی نیست شخص خیلی اتوکشیده همه چیز را هم رعایت میکند با پرستیژ.@ آدم فکر میکند که این چقدر مزین است و آراسته شده موقعهای خطر، عصبانیت، غم، فشارهای اقتصادی، مسائل آبرویی، آنجایی که اضطراب و تشنج هست انسان شناخته میشود.@ شخص را میبینی خیلی آدم خوب و معمولی هست یک اردوی مسافرتی با او میروی به هیجان میافتد و خودش را نشان میدهد یا شب در مهمانی و عروسی، میخواهد یک عروسی را اداره کند میبینی سر این داد میزند آن را تحقیر میکند این را مسخره میکند.@ یک عروسی است خودت را جمع کن بالأخره معلوم میشود از پسِ یک مهمانی نمیتواند بربیاید جمعش بکند یک سفر دسته جمعی میروند به هم میریزد و خراب میشود آدمها را باید اینطوری شناخت و الا همینطوری خیلی نمیشود راجع به افراد قضاوت کرد.@ روایت بعدی از رسول اکرم(ص) (أحلَمُ النّاس مَن فَرَّ مِن جُهالِ النّاس) بردبارترین مردم کسی است که هنر فرارش خوب باشد بتواند از آدمهای جهال در برود گیر نکند چون آدمهای جاهل آدم را ضایع و عصبانی میکنند و به لجن میکشانند نمیشود، باید با آدمهای جاهل بدانی که چطوری برخورد بکنی و از دستش در بروی.@ بایستی با او دهان به دهان بشوی بخواهی با او رودررو بمانی کار خراب میشود هنر یک آدم حلیم این هست که نمیگذارد تیر به او بخورد جهنم را در نظر بگیرید جهنم یک فضای خیلی بزرگی هست از داخل جهنم یک صراط میگذرد هیچ جای دیگری امانی در کار نیست.@ فقط از صراط میتوانید حرکت بکنید و به آنطرف بهشت برسید حالا در جایی که طبق رعایت(أدَقُّ مِنَ الشَّعر) هست از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر شما میخواهید راه بروید فکر کنید یک طناب بستند و میخواهید راه بروید همه اینجا نشستند یک کسی صدایت میکند یک کسی به تو متلک میاندازد یک کسی به تو سنگ پرت میکند، آدم هنرمند کیست؟@ چون میداند همه جا آتش هست و این فقط و فقط در جایی رستگار هست که بتواند تا ته خودش را برساند به کسانی که صدایش میکنند تحریکش میکنند مسخرهاش میکنند سوت میزنند داد میزنند برایش شکلک در میاورند میخواهند او را بترسانند میخواهند یکطوری پایش بلغزد کاری ندارد.@ فقط چشمش به اینجاست که درست این پا را درست بگذارد اینطور نیست که به راحتی تیر بخورد خوب بلد است جاخالی بدهد خوب بلد است بیمحلی بکند و خوب بلد است خودش را به تغافل و تجاهل بکند خوب بلد است خودش را به نفهمی بزند.@ خوب تحمل میکند حالا چندتا فحش هم داد حالا روی صراط به این باریکی بایستی بخواهی جواب فحش این را بدهی با سر پایین میروی آنجا جای جواب دادن و درگیری با جهال نیست علی(ع) میفرماید من در کوچه که میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر بودند.@ چون میداند اگر بخواهد بایستد جواب بدهد خودش هم آلوده میشود و این درست نقطه مقابل تفکر اکثر ما است که فکر میکنیم باید جواب هر کس را بدهیم روی هر کس را کم بکنیم پوز هر کسی را بزنیم که طرف برجکش داغون بشود به من توهین کرد برای من گران تمام شد، این اشتباه است روی صراط برایت گران تمام بشود معطل میشوی برایت گران تمام نشود.@ چه کسی آسیب میبیند؟ برای چه کسی گران تمام شد برای تو؟ نه، تو که فطرتی از جنس خدا هستی آسیبی به تو نمیرسد کسی نمیتواند به تو دسترسی پیدا کند که تو را ضایع بکند تو نفخه الهی هستی خودبهخود عزیز و بزرگ و پاک آفریده شدی کسی نمیتواند تو را به لجن بکشاند طبیعت هست.@ بگذار یکذره اذیت بشود چهارتا فحش هم شنیدی چهارتا حرف هم شنیدی طبیعت حقش این است اگر آنها هم نگویند خودت باید بگویی. سعدی داستان قشنگی دارد که یک شخص بزرگی میرفت خاکستر روی سرش ریختند بلند شد به خودش گفت:@
ما حقمان جهنم است حالا یک کسی هم یک خاکستری بر سرمان ریخت ما یک چیزهای دیگر حقمان هست رسول خدا را ببینید چقدر اذیت شد ما نه ما فقط با اسلام با خانواده، اخلاق و پرستیژ و مهربانی، عاطفه زمانی رعایت میکنیم که شخص به ما یک چیز بدی نگوید یک حرفی نزند همه چیز میزان باشد.@ اگر نه دست به شمشیر میبریم اینطوری نمیشود راه را طی کرد هنر یک حلیم این هست که هنر فرارش قوی هست خوب میتواند فرار کند در یک مهمانی همچین بهانه میگیرد میرود که اصلاً نفهمیدند چه شد یکجا هست میداند اگر برود فتنه میشود جهنم و آتش است طوری در میرود که نه طرف میفهمد نه ناراحت میشود نه به آنها برمیخورد و اجازه هم میدهند.@ این آقا نرود بلد است چکار کند صحنه درگیری هست خوب میداند چکار کند همیشه بدانید ما خودمان تنها نیستیم طبیعت هست طبیعت مغرور و متکبر و لوس، زود به او برمیخورد نازکنارنجی و ضعیف هست شیطان هم هست گاهی وقتها یک شیطان هم نیست چندتا شیطان از بیرون تحریک میکنند.@ بنابراین بدانید اگر یکجا هستید حتماً یک عده دارند کار میکنند که شما را به خشم و غضب بیاورند شیطان دارد میگوید هر کس غضب میکند در دست من مثل یک گوی هست یعنی هر طرف بخواهم او را میاندازم برود در خانواده مادر یک چیز میگوید پدر یک چیز میگوید خواهر یک چیز میگوید یواش میفهمی که دارد یواش یواش تیر میاید.@ آدم هوشیار میفهمد که الان نباید تیر بخورد زود به یک بهانهای میگیرد حمام میرود دستشویی میرود آب به صورتش میزند آب میخورد میگوید من بروم بخوابم من بروم تلفن بزنم من چند دقیقه بیرون بروم و بیایم، بلد است چکار کند.@ حتی اگر شده از خودش یک شکلکی در بیاورد یک لطیفه بگوید که طرف مقابل بخندد از حالت غضب در بیاید این کار را میکند، نه فقط در مورد خودش، آدمهای حلیم تحمل جهنم را برای هیچ کس ندارند نه فقط برای خودشان.@ یکجا میبیند که درگیری هست یک زن با شوهرش، یک مرد با زنش، یک پدر نسبت به فرزند، فرزند نسبت به پدر، یکجا که میخواهد شعله بالا برود خوب خاموش میکند آتشنشانیاش خوب است یکطوری قضیه را تمام میکند از آتش بیزار هست دوست ندارد جایی جهنم باشد زود قضیه را تمام میکند.@ آدمهای قدیمی چه سنت خوبی گذشتگان ما داشتند تا یک چیزی میشد میگفتند صلوات بفرستید، شیطان را لعنت کن خودمان هم فطرتاً میفهمیم میگوییم الان روی سگم بالا میاید یعنی روی طبیعتم، سگ طبیعت است طبیعت درندهگی دارد.@ شیطان میگوید این کار را بکن، خودش هم میداند شیطان میگوید باز هم میکند میفهمد فطرت است میگوید شیطان میگوید یعنی خدا هیچ وقت نمیگوید این کار را بکن شیطان میگوید. روحیه فرار خیلی مهم هست شخص تا اینطوری هم نشوی به خدا نزدیک نمیشوی.@ انسان زمانی بوی بهشت را میتواند استشمام کند میتواند لذت ببرد در همین دنیا از ورود به بهشت و بفهمد که بهشت یعنی چی، ادراکش بکند لطیف بشود ظریف بشود که از جهنم و خشنونت و درندهگی بدش بیاید خشونت فقط در مقابل باطل، آن هم با حفظ سلسله مراتب، در مقابل دشمن حق، آن هم با سلسله مراتب طوری که به ما تعلیم دادند در خودمان نه.@ (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ) در همین سوره مائده آیه 54 که در شأن ایرانیها هست در مورد ایرانیها خیلی قشنگ میگوید میفرماید که اینها در آینده دور خداوند کسانی را خواهد آورد که دوستشان دارد آنها هم خدا را دوست دارند در راه خدا میجنگند از ملامت هیچ ملامتکنندهای هم نمیترسند.@ و یکی از صفاتی که برای ایرانیها تعریف میکند میفرماید(أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ) در مقابل مؤمنین ذلیل و خوار و متواضع هستند(أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ) ولی در مقابل کفار خیلی باعزت برخورد میکنند باج نمیدهند به هیچ کس کولی نمیدهند.@ برعکس بعضی از مدیران ما که هر چه بچه حزباللهی هست درو میکنند ولی وقتی یک نفر از آنطرفیها میاید خیلی کوچک و متواضع میشوند چندتا توریست و جهانگرد دارد از آمریکا میاید این شعارهای مرگ بر آمریکا را پاک کنید مرگ نگویید.@ نه در مقابل کفار عزیز و باغیرت و شجاع دست به قبضه آماده، با نصیحت زبان خوش(جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) حرف خوش، اینها درست است اما اگر بخواهند توطئه کنند و بازی در بیاورند دست به شمشیر میبرند(وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ) آنوقت باید دست به شمشیر برد و به کسی امان نداد.@ پیامبر(ص) با بنییهود و بنیقریظه معامله و مذاکره میکند قرارداد میبندد در صلح، بعد که میبیند اینها سوءاستفاده و خیانت میکنند دیگر این رحمۀ للعالمین، نه، باز هم خشونتش هم رحمت است.@ دستور میدهد که همه مردان را بکشند و زنان را اسیر بگیرند و ببرند مالشان را هم مصادره میکنند بین مسلمانها پخش میکنند این پیغمبر ماست کسی نباید با مسلمانان خدعه کند مسلمانان عزیزترین قوم روی کره زمین هستند بندگان خدا.@ با اینها که نمیشود بازی کرد مصالح دنیا و آخرتشان را به مسخره گرفت و چپاول کرد ولی در خودشان عزیز و مهربان هستند با هم خوب هستند(إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) برای همین بین خودشان یکسره اینطوری هستند.@ امام صادق(ع) یک موقعی به اصحابشان پول میداد میگفت آقایان پول دستتان باشد هر وقت دوتا شیعه را دیدید که با هم درگیر شدند و مشکلشان با پول حل میشود پول بدهید حل کنید نگذارید شیعیان با هم درگیر شوند با پول حل کنید اختلافشان را حل کنید زشت است امام نمیپسندد شیعیان با همدیگر دعوا داشته باشند.@ چقدر هم زشت است که انسان حرمت امام زمان را رعایت نکند و دل امام زمان را خون کند و بشکند درگیری و اختلاف برای چه، برای دنیا، چقدر زشت است امامی که اینقدر حساس است که پول میدهد اگر شیعیان ما درگیری داشتند برطرف بشود میبینید که اینجا بعضیها چکار میکنند این روحیه فرار از جهال است.@ با آدمهای جاهل برخورد کردید(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) تا با جاهلها برخورد میکنند میگویند سلام، سلام به عربی یعنی خداحافظ، ما در فارسی وقتی میخواهیم برخورد کنیم میگوییم سلام، موقعی که میخواهیم از هم جدا شویم میگوییم خداحافظتان.@ سلام یعنی خدا شما را حفظ کند سلامتی و حفظ بر شما باد، لفظ را فقط عوض میکنیم همان معنا هست و میگوییم خداحافظ، از حفظ میاید یعنی شما حفظ باشید دوباره سلامت باشید لذا میگوییم خداحافظ، قدیمیها وقتی سلام علیک میکنند در اولین برخورد میگویند خداحافظ شما باشد.@ شما فکر میکنید که این هنوز نیامده چرا خداحافظی میکند، نه دعا در حق ما میکند عربها اینطوری ندارند عربها اول و آخرش یک چیز میگویند مثل ما فارسها میگویند ولی ما لفظ را عوض کردیم میگوییم سلام و خداحافظ هر دو یکی است آنها میگویند سلام آخرش هم میگویند و السلام علیکم.@ (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) خداحافظی میکنند یعنی ما جهنمی نیستیم به ما تیر نمیتوانید بزنید ما تیر و جهنم نمیخواهیم ما نمیخواهیم بسوزیم.@ یک برداشت دیگری که بعضی از مفسرین کردند گفتند(قالوا سلاما) یعنی با سلم با این جهال طوری برخورد میکنند که آتش خاموش میشود مثل آنها بد نمیگویند مثل آنها تند نمیشوند.@ برای همین حدیثی که الان داریم شرحش میدهیم حدیث عنوان بصری است که حضرت فرمود اگر کسی به تو گفت که اگر یکی بگویی ده تا میشنوی، تو باید بگویی اگر ده تا بشنوی یکی هم نمیشنوی این اصل حدیث بود که از این شروع کردیم بحث حلم را در حدیث عنوان عرض کردیم.@ از امیرالمؤمنین(ع) (إذا کانَ الحِلمُ مَفسَدَۀً کانَ العَفوُ مَعجَزَۀً) آنجا که بردباری تباهی آورد گذشت و عفو نشانگر ناتوانی است یعنی یک سلسله از جاها و موقعیتها کسی حق عفو ندارد طرف مقابل باید تنبیه بشود اگر تنبیه نشود کوتاه بیایید پررو میشود.@ این تشخیصش کار راحتی نیست مفسده میاورد برایت جاسوسی کرده با رأفت اسلامی با او برخورد بکنیم طرف توطئه کرده علیه نظام، ار سربازی فرار کرده موقع جنگ یکبار دوبار، چندبار، ولش میکنید من با سربازها کار کردم.@ طرف اینقدر از سربازی در رفته بود که آخر جنگ هم که یک دستور قطعی و قاطع داده بودند انگار نه انگار که برای مملکت بدهکار هستند باید سربازی بروند و به آنها واجب است در همه نظامها همینطور بود سربازی عراق 5 سال سربازی ما قبل از جنگ و بعد از جنگ تغییری نکرد آقا لوس نه ناموس، کشور، دین، شرف سرش نمیشود.@ این از امکانات مملکت دارد استفاده میکند بقیه بروند خون بدهند آقا راحت دست در جیبش بکند و در خیابانها بگردد یا برود رشوه بدهد که بچهاش را معاف کنند، نه باید سربازی برود اگر کوتاه بیاییم آقایان طلبکار هم هستند مفسده میاورد پررو میشوند.@ بخشش چه خبر است جرم مرتکب میشود آنقدر ناز و نوازشش میکنیم طرف میگوید خوب بود مثل بعضی از زندانهای ما که آنقدر زندانی را تحویل میگیرند به اسم حقوق بشر، طرف سر زمستان میگوید هوا سرد است.@ الان یک جرمی مرتکب بشویم سه ماه را اقلاً آنجا یک آبگوشت داغ به ما میدهند چلوکباب میدهند تازه پول هم میدهند مرخصی هم میدهند این مجرم تشویق میشود سه ماه دنبال جای گرم میگردد یک کاری بکنیم ما را زندان بیاندازند این مفسده میاورد فردا بدتر میشود، این سیاستهایی که ما در زندان داشتیم مجرمین را از زندان ترسانده؟ نه.@ قصاص برای همین هست قصاص را بگذارید هر دفعه به اسم رأفت بگوییم حالا این را حلالش کردیم طناب از گردنش باز کنیم قرآن میگوید ببخشید بهتر است ولی یک موقع میبینید شخص روحیهاش خراب است ظرفیت بخشش ندارد.@ این مجرمی که رفته شکم بچه بسیجی را پاره کرده به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر کند بعد هم او را ببخشیم اگر واقعاً سازندگی برایش ایجاد بکند بله، یک موقع فردا میگویند این حزباللهیها رأفت اسلامی دارند میزنیم میکشیم بعد چهار نفر میروند آنجا آبغوره میگیرند آنها هم رأفت دارند برای اینکه آبرویشان هم نرود و نگویند اینها خشن هستند.@ نه باید سفت بایستید قرآن میفرماید وقتی یک کسی را که زنا کرده میخواهید حد بزنید سنگ میزنید حق ندارید با رأفت سنگ بزنید باید با خشونت سنگ بزنید رأفت شما اینجا مال شیطان است مال خدا نیست.@ چون خدا گفته اینجا غضب کنید اگر غضب نکنید و اگر کوتاه بیایید جرم در اجتماع تکرار میشود الان در عربستان چرا کسی دزدی نمیکند؟ چون گردن میزنند دست قطع میکنند کاری هم با این ندارند که بگویند مال کشور دیگری است ندارند این همه ایرانی و پاکستانی و افغانی را میگیرند میزنند دست قطع میکنند حالا ببینید آیا کسی جرأت دارد دزدی بکند؟ نه.@ (وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ) قصاص برای شما حیات و زندگانی و امنیت و آرامش میاورد باید قصاص بشود ولی میگوید نه پولش را میدهیم. دختر 16 ـ 17 ساله پشت پاترول نشسته با آخرین سرعت زده کسی را کشته پدرش آمده گفته با دخترم چکار دارید کسی حق ندارد پولش را میدهیم.@ بعد مغازهدار میگوید دختر هفته پیش کس دیگری را هم کشته پدرش پول داد تمام شد جان مردم اینقدر مسخره است که پولش را میدهیم اینجاها نه، مجرم را یکجاهایی باید کار بد کرده باید عقابش را ببیند.@ امیرالمؤمنین(ع) وقتی میخواست حجاری کند اصلاً رأفت نبود شلاق را محکم میزد شخص لواط کرده بود میامد چاه میکَند او را در چاه میکرد هیزم رویش میریخت آتش میزد چهار دفعه در جامعه اینطوری بشود همه هم باید ببینند و نگاه کنند دیگر کسی جرأت میکند برود لواط بکند.@ عفو و گذشت و کوتاه آمدن و بردباری در مقابل یک همچین جرائمی یک موقع هست سازندگی دارد طرف دفعه اولش هست خام بوده ناپختگی کرده فریب خورده به او امکان میدهند واقعاً باید فرصت داد.@ ولی یک کسی که دیگر حرفهای شده طرف را صد و خوردهای بار مجرم به دزدی گرفتند باز دارد میگردد این ضعف است حضرت میفرماید عجز است وقتی عفو و بخشش و کوتاه آمدن مفسده میاورد نباید کوتاه بیایید دلت رحم بیاید و رأفت اینطوری بگیری:@
اسمش را هم رأفت و اخلاق میگذاریم این برای خدا نیست چون تو برای خودت دل خودت را میخواهی آرام کنی برای خدا نیست تو میخواهی عواطف و احساسات خودت تحریک نشود، نه طناب را گردن طرف بیانداز بگذار دارش بزنند فردا هم به تو میگویند تو خشن و بیرحم هستی تو جان یک نفر را گرفتی.@ آخه این جان خیلیها را گرفته این اگر باشد غده است غده را باید کَند محکم بایست چه رأفتی، این بخشش شما هیچ سازندگی هم ندارد نه اینکه حالا به او سنگ میزنند من نروم سنگ بزنم من یکذره آدم حساسی هستم مقدس هستم، نه پیغمبر میرفت سنگ میزند او که رحمۀ للعالمین است، تو بیشتر مهربانی یا پیغمبر؟@ میرفت سنگ میزد محکم هم میزد امیرالمؤمنین(ع) میگفت بایستید بجنگید باید زده بشود پس بردباری باید سازندگی داشته باشد، این بیشتر کجا هست؟ این همه راجع به بردباری و حلم گفتیم در حیطه مسائل شخصی هست این مسأله مسائل اجتماعی سیاسی هست آنجا حق دیگران هست حقالناس هست.@ (لا بُدَّ لِلحَلیمِ مِن حَفَۀٍ) گاهی وقتها هم حلیم لغزش دارد یک موقع هست شخص واقعاً از نظر روحی آدم حلیمی است یک موقعی پیش میاید یک اتفاقی میافتد لغزش میکند عصبانی و خشمگین میشود این او را از حلیم بودن نمیاندازد چون حلیم صفت حاکم بر روحش هست یکبار استثنائاً اینطور شده یک کسی نباید قضاوت بد بکند این هم درباره حلم.@ یک نصیحت هم آخر به ما کردند از خدا گفتن و حلم خدا(اَلحَمدُ للهِ الذّی یَحلَمُ عَنّی حَتّی کَأنَّنی لا ذَنبَ لی) خدا را شکر که آنقدر در حق من حلم میورزد آنقدر بردباری میکنید آنقدر ندید میگیرد که وقتی من میخواهم با او برخورد کنم انگار که اصلاً گناه نکردم.@ خدا اینطوری مهربان و حلیم است 40 سال طرف گناه میکند و خدا ندید میگیرد این خیلی خوب هست که انسان نسبت به جرمهای افراد مثل خدا برخورد کند زود به افراد سخت و تنگ نگیرد چون تنگ گرفتن و زیاد سرزنش کردن باعث میشود که انسان خودش هم به آن گناه مبتلا شود.@ در دعای افتتاح میخوانیم شبهای ماه مبارک رمضان که خدایا تو به من محبت میکنی من به تو بغض میکنم(تَتَحَبَبُ إلیَّ وَ أنَا أتَبَغَضُ إلَیک) خدایا من با بغض با تو برخورد میکنم این نصیحت این بود که هیچ وقت حلم خدا شما را جرأت به گناه ندهد یک موقع داریم که خداوند میپوشاند یکدفعه پردهبرداری میکند که دیگر خیلی افتضاح میشود.@ این باعث نشود که ما یک موقعی سوءاستفاده کنیم آدم با دوستش با کسی که دوستش دارد اذیتش نمیکند نمیگوید چون حالا حلیم است هر چقدر دلت میخواهد گناه کن حلیم است میبخشد اصلاً زشت است آدم دوستش را از خودش برنجاند.@ یعنی از خدا دور شود و یک کاری کند که غضب خدا به او تعلق بگیرد مگر ما میخواهیم با خدا معامله کنیم رفاقتی هم که باید دوتا رفیق همدیگر را اذیت نمیکنند اسائه ادب و بیادبی نمیکنند چون رفاقت است باب باب محبت و عشق است نه کار تجارت و معامله که نیست.@ یکی از این شعرا شعری میگوید که اگر علی روز قیامت شفیع هست محاسبه عمل به دست علی است پس هر چقدر دلت میخواهد گناه کن شب حضرت امیر(ع) را خواب میبیند میگوید این چه حرفی است زدی این چه شعری است گفتی.@ گفت آقا چه بگویم؟ گفت نگو اگر، قیامت حساب با ماست(إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) در جامعه کبیره میخوانیم(وَ حِسابُهُم عَلَیکُم) حساب مردم با شماست(وَ اِیابُ الخَلقِ إلَیکُم) حضرت فرمود نگو اگر، یقیناً حساب با ماست اینطوری شعر بگو که اگر حساب با علی است حیا کن از علی کمتر گناه کن.@ این مهم است شما میخواهی بعد با آنها روبهروی شوی زشت است آدم روابطش را با این چیزها سیاه کند ممکن است حضرت ببخشد ولی چقدر فرق هست که علی(ع) سرش را پایین بیاندازد و ما را ببخشد و بگوید برو تا اینکه با چهره باز و با روی خندان با ما برخورد کند با رفاقت خیلی فرق میکند.@ بگوید کجایی عزیزم دلم برایت تنگ شده اینطوری حضرت بگوید چقدر خوب است شما را ببوسد و بغل کند و در آغوشش بفشرد و بگوید ای دوست خوب من عزیز من، این خیلی خوب است آدم از امیرالمؤمنین بشنود.@ اگر آدم معرفت هم که داشته باشد ادب هم داشته باشد نباید خرابکاری کند باید سعی کند بداند که هر کدام از اینها او را از حضرت دور میکند اگر محبت و علاقهای باشد انسان نباید این کار را بکند و از حلم خداوند سوءاستفاده کند.@ الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@