جلسه 016 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ این فرمایش نبی اکرم(ص) را داشتیم توضیح میدادیم که فرمود(لَیسَ بِحَلیمٍ مَن لَم یُعاشِر بِالمَعرُوف مَن لا بُدَّ لَهُم مِن مُعاشِرَتِه حَتّی یَجعَلَ الله لَهُم مِن ذلِکَ مَخرَجا) بردبار نیست آن کسی که با کسی که چارهای از معاشرت با او ندارد ناچار است با او معاشرت بکند با نیکی معاشرت نکند تا اینکه خداوند تبارک و تعالی برای او یک راه نجاتی را برقرار بکند.@ انسان از آن جهت که مدنیون بالطبع هست در این دنیا قرار دارد ناگزیر هست برای گذران امورش ارتباطات و معاشرتهای متنوع و متعددی داشته باشد و البته همیشه به دل بخواه خودش نیست.@ شما شاید در مورد هیچ کس به اندازه همسر انسان اختیار ندارد یک دختر کاملاً آزاد است با هر کس که دلش بخواهد ازدواج بکند یک پسر هم همینطور، حتی در مورد ازدواج دختر یا پسر همه ولایتها در دین اسلام برداشته شده یعنی پدری که بر دختر ولایت دارد در مورد ازدواج نمیتواند به دختر بگوید با چه کسی ازدواج بکن دختر باید آزادانه خودش انتخاب بکند.@ دختری آمد خدمت پیامبر(ص) عرض کرد آقا من پدرم اصرار دارد با کسی ازدواج کنم یک کسی را به من معرفی کرده خودم کسی دیگر را دوست دارم میخواهم با کس دیگری ازدواج کنم نظر شما چیست؟ فرمود با او که خودت دوست داری ازدواج کن.@ پسر هم همینطور، هیچ کس ولایتی ندارد به انسان که تو حتماً باید با فلان کس ازدواج بکنی همه ولایتها ساقط است در این مقدار آزادی که انسان در انتخاب همسرش دارد خودش آزادی دارد که انتخاب همسر بکند خیلی از موارد میشود که انسان بسیاری از موارد من به عنوان یک مشاور عرض میکنم زیاد الی ماشاء الله درصد بالایی چه دخترها چه پسرها بعد از ازدواج میبینند که انتخاب خوبی انجام ندادند با اینکه آزاد بوده کاملاً آزاد بوده انتخاب بکنند و انتخاب خوبی انجام ندادند.@ یعنی میافتد در یک مسیری به یک ارتباطی میافتد که یک پیوندی برقرار میشود که به راحتی گسستنی نیست تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل، وقتی که در مورد ازدواج که ما صددرصد مختار هستیم انتخاب بکنیم هیچ کس هم بر ما ولایتی ندارد در مورد ما با انتخاب شخصی جلوی میرویم.@ بسیاری از موارد هم انسان میفهمد که اشتباه کرده این چنین پیش میاید یعنی میروی به بنبست میخوری و چارهای هم نداری جز ادامه ارتباط در مورد ارتباطاتی که انسان معمولاً اینقدر قدرت انتخاب هم ندارد مثلاً شغل، در شغل شما وقتی میخواهید یک اداره وزارتخانه سازمان نهاد هر جا که بروید همکاران خودت را خیلی راحت نمیتوانی انتخاب بکنی محیط به تو تحمیل میشود.@ یک مجموعهای هست یک بافتی هست میگویند شما هم به عنوان این عضو برو در این وزارتخانه، رئیس تو از قبل مشخص شده معاون تو از قبل مشخص شده همکاران تو از قبل مشخص شدند اختیاری نداری خیلی که بخواهی تعیین بکنی همکارانت را.@ کمتر پیش میاید که انسان این توانایی و قدرت را داشته باشد که خودش شغل خودش را انتخاب بکند همکارانش را خودش انتخاب بکند رفقایش را خودش انتخاب بکند همسایهاش را خودش انتخاب بکند نه خیلی وقتها به انسان تحمیل میشود باید کلی وقت بگذاری تا بک خانه پیدا بکنی مثلاً به عنوان اجاره بخواهی بنشینی خانه را پیدا کردی اما راجع به همسایهها خیلی قدرت انتخاب نداری.@ بالاخره ممکن است طبقه بالایی یک طور آدم باشد طبقه پایینی یک طور آدم باشد کنار دستی یک طوری باشد تو انتخاب نداری در یک مجتمع مسکونی ثبتنام کردند اتفاقاً اسم شما افتاده کنار یک همسایهای که آدم مناسبی نیست سفر خارجی میخواهی بروی انتخاب مسافر دست تو نیست شما را به عنوان یک مسافر قبول کردند که با این پرواز بروی پیش هفتصد نفر چهارصد نفر آدم میخواهی بنشینی در هواپیما کنار دستیت را هم خودت انتخاب نمیکنی.@ در قطار هم همینطور مگر اینکه یک کوپه اختصاصی بگیری ولی همواگنیهایت را تو انتخاب نمیکنی حتی اگر کوپه را هم خودت انتخاب بکنی همواگنیها را نمیتوانی انتخاب بکنی آنها را کسان دیگر گرفتند بغل دستی ممکن است در کوپه بغلی عشقش بکشد آواز بخواند سروصدا بکند بچه زیاد داشته باشند.@ ما میبینیم که ناچار هستیم با گروهها و افرادی زندگی بکنیم انتخابشان و ارتباط با آنها در اختیار ما نیست از همسر بگیرید والدینمان را ما انتخاب نمیکنیم از قبل تعیین شده است حلیم یعنی کسی که این رمز را بفهمد که ما چارهای نداریم از اینکه باید با یک عدهای از مردم زندگی بکنیم.@ انتخاب با آنها معاشرت با آنها و ارتباط با آنها دست ما نیست حلیم یعنی کسی که وقتی میداند قرار است با یک نفر ارتباط برقرار بکند آن ارتباط را به خوشی بگذراند حالا که قرار است بگذرانیم خوش بگذرانیم حالا که قرار است زندگی بکنیم با همسرم با فرزندم با والدینم خوب بگذرانم جوش نیاورم.@ شما خیلی از طلاقها که آخرش هم به بنبست میرسد کمتر طلاقی هست معقول، مشروع، بجا، چه از ناحیه مرد چه از ناحیه زن، میبینید که شخص دقت ندارد به اینکه من باید با این شخص زندگی کنم باید خوش بگذرانیم خوب زندگی کنیم میتواند خوش بگذراند.@ من به عنوان یک مشاور عرض میکنم با خانوادههای زیادی در تماس هستم واقعاً خیلی میتوانند زندگی را خوش بگذرانند خوب بگذرانند خودشان به خودشان سخت میگیرند تلخ میگیرند هم به خودشان هم به بقیه تلخ میگیرند و بیخود زندگی را به خودشان حرام میکنند این فقط در همین جا متوقف نیست اثرات آخرتی بسیار کوبنده و شدیدی دارد متوقف به دنیا نیست.@ اگر کسی دقت بکند که من قرار است زندگی بکنم قرار است معاشرت بکنم در محل کارم باید این آدمها را تحمل بکنم باید با آنها راه بیایم باید با آنها بازی بکنم این برایش جا بیفتد یواش یواش به حلم میرسد، ما حلم را چرا نیاز داریم؟ برای حفاظت از خودمان به حلم احتیاج داریم.@ چون کسی که حلیم نیست دائماً تشنج درست میکند در خانه با بچههایش با زنش با شوهرش در محل کار با همکاران در آموزشگاه با همدرسیهای خودش در محله با همسایهها چیزی دیگر برایش نمیماند حضرت فرمود کسی که حلم ندارد هیچی برایش نمیماند هیچ عمل صالحی برایش نمیماند همهاش ضایع میشود و از بین میرود یعنی به رشد جنینی روح در رحم دنیا آسیب وارد میشود آن تولدی که باید به برزخ صورت بگیرد نمیگیرد.@ لذا این فرمول اساسی و مهم و کاربردی را پیغمبر میدهد که حیلم نیست کسی که نمیتواند وقتی قرار است معاشرت داشته باشد با عدهای چارهای ندارد از اینکه معاشرت بکند با افرادی که با آنها ارتباط دارد به نیکی معاشرت نکند.@ وقتی که بداند این پدر مادر من هستند نکته اساسی که در ما حوصله ایجاد میکند این هست که ما بدانیم خدایا من بسیاری از این افرادی که با آنها ناچار هستم زندگی بکنم این ارتباط به من تحمیل شده خدایا به خاطر تو من این کار را میکنم خوشرفتاری میکنم وقتی تحمیل شده خداوند به انسان اجر میدهد.@ پدر مادرم را خودم انتخاب نکردم خدا میگوید تو انتخاب نکردی به اختیار تو نبوده اما اگر اینها را تحمل بکنی با آنها به نیکی و زیبایی رفتار بکنی معروف رفتار بکنی حق عظیمی گردن تو دارند به آن حق عظیم توجه داشته باشی هر چه که میخواهد باشد من به تو اجر خواهم داد.@ لذا شما ببینید لبخند اجر دارد بوسه اجر دارد یک آدم هنرمند میداند باید در رفتارش چکار بکند سرمایهگذاری میکند خندیدن در روی همدیگر، بوسیدن همدیگر، سرمایهگذاری یکی از چیزهایی که در زندگی ما جدی تلقی نشده و بیشتر براساس خُلق و خو انجام میگیرد تا تاکتیک و یک وظیفه شاد نگه داشتن زندگی است.@ شاد نگه داشتن سطح خانه یک وظیفه است زن مرد بچهها هر کدام موظف هستند سطح منزل را شاد نگه دارند بخصوص کسانی که والدین هستند یعنی پدر و مادر، بچهها با پدر مادرهای اخمو، بیحوصله، کمحوصله، درهم، نمیتوانند ارتباط خوبی برقرار کنند.@ حتی اگر به بچه فشاری هم نیاید یعنی بچه مورد اذیت و آزار قرار نگیرد همین که والدین شاد نیستند گرما ندارند از آنها مهر و عاطفه تراوش نمیکند موجب میشود که بچهها تمایلاتی به بیرون از منزل پیدا کنند و در این تمایلات بسیاری از انحرافات ایجاد میشود.@ اما وقتی یک محیط شاد است یعنی پدر مادر موظف میدانند این محیط را شاد نگه دارند اگر قرار است بینشان اتفاقی بیفتد تشنجی بشود فتیله را پایین بکشند و نگذارند این تشنج ایجاد بشود در خودشان حل بکنند یا در درون خودشان این قضیه را حل بکنند به غضب نگذارند بکشد به دعوا نگذارند بکشد.@ هیچ وقت دختر شما بیرون نمیروند فاسد بشود وقتی یک پسری به او پیشنهاد آنچنانی میکند بیرون قند در دلش آب نمیشود چون شیرینترین محیط برایش محیط خانه است بیرون برایش جذابیتی ندارد علت اینکه میبینید دختر ما یک موقعی میرود ارتباطات ناسالم بیرون برقرار میکند یا تمایلات ناجوری پیدا میکند برای اینکه در خانه خیر نمیبینند.@ اما اگر محیط را افراد گرم نگه دارند سالم نگه دارند شاد نگه دارند این وظیفه است یا مثلاً یک نفر طبعاً شوخ است در خانه شوخی هم میکند یک کسی میبینی طبعاً شوخ نیست زمخت است بیحال و حوصله است زودرنج است او هم دارد به طبع خودش عمل میکند.@ ولی اگر ما دقت داشته باشیم وظیفهمان این هست که در سطح خانه، خانه را شاد نگه داریم به عنوان وظیفه به آن دقت بکنیم یعنی یک وظیفه است برای من انوقت باید برایش سرمایهگذاری بکنم هم برنامهریزی میخواهد هم سرمایهگذاری.@ وقتی یک جا خانواده به یک جایی میرسد که الان یک حادثهای دارد اعضای خانواده را در هم میپیچاند مُچاله میکند وقتی من میدانم وظیفهام این هست که در سطر خانه به عنوان فرزند به عنوان همسر یا هر عنوان دیگری وظیفهام این هست که خانه را شاد نگه دارم باید نگه دارم آنوقت به موقع تصمیم میگیرم.@ گاهی وقتها یک پیشنهاد بموقع زن یک پیشنهاد بموقع مرد میتواند خانواده را از یک حمله جهنمی نجات بدهد از حمله شیطانها نجات بدهد شیطانها کمین کردند در دل زن در دل مرد حتی در دل بچه گاهی وقتها شما خانه میروید میبینید خودت عصبی هستید حالت تشنج داری یعنی منتظر هستی که منفجر بشوی خانمت هم مثل خودت بچههایت هم مثل خودت ببین چه افتضاحی بار میاید پیش میاید.@ اینجا یک آدم حلیم میخواهد که جهنم را خاموش بکند بداند که شیطانها همه دارند با شادی به این خانواده نگاه میکنند و منتظر هستند یک کبریت بخورد آنها ذوق بکنند منتظر هستند انفجار حاصل بشود همه بپرند بالا جشن بگیرند که موفق شدیم به انفجار کشیدیم چون آنها دلهای مؤمنین را و خانوادههای مؤمنین را مثل یک مقر نظامی دشمن تلقی میکنند.@ قرآن میگوید(عَدُوٌّ مُبِينٌ) یک دشمن آشکار و به هیچ وجه با شادی شما جور در نمیاید قبلاً در حملههای شیطان گفتم اصلاً چیزهایی که شادی دارد آرامش دارد امید دارد مال فرشته است و چیزهایی که در آن ترس و اضطراب و ناامیدی و دلشوره است نگرانی است بدبینی است مال شیاطین هست حملههای شیطان.@ بنابراین آنها اصلاً در خانواده یک مؤمن تحمل شادی را ندارند تحمل محبت را ندارند تحمل گذشت را ندارند خیلی اذیت میشوند یعنی شما هر وقت هوس کردی شیطان را بگیری چند تا در صورتش بزنی همچین عشق بکنی همچین حالش را بگیری کافی است در خانه یک مقدار تواضع به خرج بدهی او دیوانه میشود اذیت میشود.@ بلند بشو برو ظرفها را بشوی او خیلی کلافه میشود چون ظرف شستن تو در خانواده یک محبت ایجاد میکند یک رأفت ایجاد میکند بلند بشو برو یک چای بریز بیاور همه بخورند یک برنامه ده دقیقه یک ربع بگذار میوه بیاور بگیر بیاور در خانه یا از یخچال بردار بیاور بنشینیم دور همدیگر با هم میوه بخوریم.@ امام(س) در نجف که بودند کارشان این بوده اگر حرم هم مشرف میشدند صبحها مختصر غیر از شبها هست ایشان شبها 3 ساعت در حرم بودند خیلی مختصر میامدند بیرون سر ساعت 10 کارش این بوده که بیاید خودش یک مرجع تقلید بیاید سماور بگذارد چایی دم بکند اعضای خانواده را صدا بکند بنشینند با هم چایی بخورند.@ به ایشان میگفتند آقا شما حرم را ول میکنید بیایید اینجا بنشینید با هم چایی بخورید حضرت میفرمودند این کمتر از زیارت نیست این را ما بدانیم این یک ارزش است یک وظیفه است سرمایهگذاری یک ظرافت است خدا شاهد است شیطان از این که شما دور هم بنشینید یک چایی بخورید خیلی عصبانی میشود دور همدیگر بگویید و بخندید.@ حالا در بحث شرح جامعه کبیره بحث پاتوقها را توضیح میدهم که اسلام خیلی سفارش کرده که مؤمنین با هم پاتوق داشته باشند دور هم جمع بشوند از همدیگر جدا نشوند برنامههای جمعی زیاد بگذارند صفا را با همدیگر زیاد بکنند جدای از آن در خانه این برنامه باشد.@ شب خسته است الان که دارید خانه میروید شامتان را میخورید سبقت بگیر یک موقع هست من خودم را ول کردم فکر میکنم همه اعضای خانواده باید به من برسند من اصل هستم این حرف شیطانی هست ولی یک موقع هست نه الان شاممان را خوردیم خودم بلند میشوم چه اشکالی دارد مرد سبقت بگیرد.@ شما پسر هستید ازدواج هم نکردید ولی برای پدر مادرت میتوانی این کار را بکنی تنگ غروب صدایشان کن بگو بیایید بنشینیم با هم یک میوه بخوریم از بیرون پول داری دستت به جیبت میرسد یک چیزی بخر بردار بیاور یک نیمکیلو ذرت بخر خیلی هم خوب است مفید هم هست شبها ذرت را بو بدهید جمع بشوید دور همدیگر ذرت بخورید.@ یک چایی دم کن پدر مادر را صدا بکن بیایید بنشینیم با هم چایی بخوریم حیاط دارید وضعیت منزلتان اجازه میدهد زود تنگ غروبی دم ظهری یک فرش بینداز یک سماوری بگذار یک هوایی ایجاد کن یک فضایی ایجاد کن بنشینید دور همدیگر با هم یک چایی بخورید و بگویید و بخندید و بلند بشوید بروید.@ اینطور موارد شیطان کیسه بوکس شما میشود انگار به یک جا بستید هی داری در صورتش میزنید و هر بار هم ضعیفتر میشود ما موظف هستیم برای شادی خانواده و برای شادی صلح دوستی و آرامش در همه اجتماعات مسلمانها سرمایهگذاری بکنیم.@ یک پیشنهاد به موقع پدر یا مادر حجم زیادی از جهنم را میتواند از خانواده دور بکند الان وضعیت خانواده طوری هست که در حال انفجار هست سریع برویم امروز بگردیم بیخرج خیلی خرج هم نمیخواهد یک حرم با هم برویم خانواده را جمع کن یک حرم برو یک حرم خیلی مختصر و مفید آنقدر که آنها لذت ببرند همیشه در عبادات غیر از کارهای شخصی یک وقتهایی خودم میخواهم بخور بخور بکنم نصف شب بلند میشوم به خودم میرسم.@ ولی یک موقع هست نه به عنوان یک تاکتیک دارم عمل میکنم به عنوان یک وظیفه عمل میکنم نمیبرنم خانواده را حبسشان بکنم در حرم بنشینید سه ساعت خستهشان بکنم نه بچهها بروند عشق و حالشان را بکنم بازیشان را بکنند در حرم، خانمها بنشینند گپشان را بزنند یک زیارت عاشورای نقلی بخوانند قرآنی بخوانند زیارتی بخوانند آن مقدار که حال دارند.@ هنوز خسته نشدند زود بیرون بکششان برویم بیرون آماده هستید بیایید بنشینید فالوده میتوانید بروید بخورید بستنی میتوانید بروید بخورید بروید ناهاری بخورید شامی بخورید آدم ذوق داشته باشد دم پارک هست یک بستنی بردارید بروید بنشینید یک جای سالم با هم صفا بکنید.@ ما غالباً فکر میکنیم اینها برنامههای فرعی زندگی هست حالا هر وقت پیش آمد یک موقعی کار اجازه داد درس اجازه داد بقیه کارها اجازه داده یک موقعی حالا، نه این جزء برنامه اصلی زندگی است شما از تکلفات زندگی کم کن لازم نیست غذای آنچنانی بخوری.@ ولی میتوانی شما دو ساعت بروی نان و پنیر بخور نان و سبزی بخور نان و سبزی بخور نان و ماست بگیر بخور یک برنج ساده سفید بدون هیچ خورشتی میتوانید آنجا بنشینید بخورید بدون هزینه و خرج ولی باید برایش سرمایهگذاری کرد برای با هم بودن برای تفریح برای شاد بودن.@ این در زندگی اصل است که ما باید برای شاد زندگی کردن و دور کردن تشنج از زندگی برنامهریزی و هزینه بکنیم مرد دستش به جیبش میرسد امشب مثلاً برود چهار سیخ کباب بگیرد به زن هم بگوید خانم خستهای امروز غذا درست نکن همیشه که نمیخواهی این کار را بکنی.@ جوان میتواند این کار را بکند پول گرفته حقوق گرفته عرضه ندارد که دارد از سر راه میاید یک جعبه شیرینی بخرد ببرد بدهد به پدر مادرش دور هم بنشینند با هم بخورند این زمخت است یا چهار کیلو میوه بگیرد یا تنوع دیگری ایجاد بکند میتواند این کار را بکند ولی نمیکند این زمختیها در ما خیلی زیاد است.@ امشب غذا درست نکن خسته میشوی مهمان زیاد داشتی یک استراحت به طرف بدهیم وظیفهاش که نیست امشب من غذا درست میکنم امشب من اصلاً غذا میاورم یا خودم در خانه درست میکنم همه استراحت بکنید یا من غذا میخرم میاورم زنگ بزن شما غذا درست نکنید راحت باشید بنشینید خستگیتان را در بکنید.@ زنها هم موجوداتی هستند خوب وفادار شما اگر به خانمت بگویی امشب کار نکن من غذا میخرم میاورم فکر میکنی مثلاً چکار میکند میرود خانه را تمیز میکند یا کار دیگر برای تو دارد میکند برای زندگی تو دارد میکند آن هم باز سرمایه است.@ ما فکر نمیکنیم خریدن استراحت یا استراحت دادن به دیگران یا شاد کردن دیگران سرمایه عظیمی هست باید برای این سرمایهگذاری کرد چه اشکالی دارد مثلاً بیرون رفتید خستهاید میخواهید شب برگردید چکار، میتوانید یک غذایی بخورید یا اینکه این را وسائلش را بخرید خانه ببرید به همدیگر استراحت بدهید.@ این احتیاج به عرضه، برنامهریزی و فکر دارد یعنی باید بنشینی فکر بکنی که من چطوری محیط خانوادهام را گرم صمیمی و کمتشنج ایجاد بکنم هر وقت هم کسی در خانه عصبانی هست تشنج هست ما باید بدانیم که غریبه دارد در خانه میاید نامحرم دارد میاید شمشیرت را باید بکشی آماده باشی که پوزهاش را بزنی نامحرم در خانه شما نیاید به هم بزند آماده باید باشید.@ آمادگیش هم حلم هست باید به خودت فشار بیاوری طبیعتت را یک مقدار له بکن یک مقدار حوصله به خرج بده اگر قرار است حملهای بشود تو بایست و مقاوم باش این تمرین میخواهد قبلاً عرض کردم.@ گاهی وقتها میبینی که برادرت با زن برادرت در خانه تشنج دارند اگر الان در این حالت ولشان بکنی خوب نیست شیطان شب میرود همهشان را تک میزند زخمی و داغون میکند کلی امتیاز از آنها میگیرد این امتیازات هم امتیازات دنیوی هست هم امتیاز اخروی هست نگذار بروند بگویید امشب خانه ما باشید شام را با هم بخورید یک پیشنهاد بده میبینی شیطان کلی عصبانی میشود.@ کلی برنامهریزی کرده که اینها را ببرد یک گوشهای چون شیطان اول همین کار را میکند حدیث داریم وقتی غضبناک میشوید مواظب باشید تمرکز در غضب نداشته باشید میفرماید وقتی نشستید غضبناک هستید زود بلند بشوید بایستید یا اگر نشسته هستید بگیرید بخوابید یک کاری بکنید که فرصت تمرکز به شیطان دست ندهد.@ چون شیطان موج ایجاد میکند همینطوری موج میفرستد تمرکز میکند تا یک دفعه عصبانی بشوی شروع بکنی داد زدن یک چیزی را بشکنی زود تغییر حالت بده یک چیزی بخور بلند بشو گپی بزن تلویزیون را روشن کن برو دوش بگیر لباست را عوض کن یک ذره به خودت عطر بزن کار نمیبرد زحمت بکش بلند بشو یک تکانی به خودت بده.@ وقتی به هم میزنی انگار آب را گِلآلود کردی شیطان دیگر نمیتواند ماهی بگیرد انگار پارازیت رها کردی روی آن موجهایی که دارد میفرستد اما در حالت تمرکز نباشید وقتی شما برادر و زن برادرت را ول میکنی یعنی داری میفرستی در خانهشان که هر دو هم الان با هم جنگ دارند میروند در خلوت، آنها هم حمله میکنند نباید بگذاری در خلوت گیر بکنند.@ سریع تمرکز را به هم بزند آنها را بردار بیاور خانه خودت یا نه آمادگی نداری تو آنجا حمله بکن بگو ما داریم شام میاییم خانه شما ممکن است برادرت هم قُدبازی در بیاورد بگوید حال و حوصلهاش را ندارم آمادگی ندارم بگو غلط کردی آمادگی نداری بخواهی نخواهی ما میاییم.@ بهتر هم هست اگر عرضه داشته باشد ظرافت داشته باشد البته پول هم باید داشته باشد غیر از ظرافت چهار سیخ کباب هم بخرد آنجا ببرد دو کیلو میوه بخرد یا تنقلات بخرد ببرد آنجا محیط را خراب بکند آب را گِلآلود بکند شیطانها میبینند شلوغ شد بلند میشوند میروند بعد هم با خند با تفریح با چیزهای دیگر قضیه را آرام میکنید بعد هم به موقع صورت مسئله را پاک کنید موضوع را عوض بکنید خیلی کارها میشود برای این کار کرد.@ گاهی وقتها یک تلفن آدم را نجات میدهد میایید حرم برویم میایید امروز پارک برویم فردا میایید همگی برویم نماز جمعه، همه چیز شاد شد قشنگ شد زیبا شد آن طمعهایی هم که دشمن علیه ما داشت دیگر ندارد و لازمه این ظرافت این هست که انسان بتواند خود و ناخودش را از همدیگر تفکیک بکند.@ یعنی بداند شیطان یک عامل خارجی هست بیرونی است خیال نیست یک شخصیت حقیقی است دارد برای شما نقشه میریزد مثل دو تا جبهه که دائماً افراد مواظب هستند که دور نخورد مستقیم تک نخورد خمپاره نزنند توپ نزنند حمله مستقیم نکنند شب شبیخون نزنند دائم مواظب هستیم.@ این مراقبتی که دائماً به ما توصیه کردند که ما باید مراقبت داشته باشیم و ما بدون مراقبت به جایی نمیرسیم یعنی همین یعنی باید بدانی یک شخصیت حقیقی قرآن میفرماید گاهی وقتها این شخصیت حقیقی یکی نیست اینکه گفتند هر کسی یک شیطان دارد این حالت عادی است معمولی است.@ میفرماید(إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) یک گروهی از شیطان یک موقعی به تو حمله میکنند اگر تو بدانی شخصیتهای زیادی اطراف تو هستند که دارند بر علیه تو توطئه میکنند و بعد حمله از عقب جلو راست چپ آن هم روی صراط مستقیم دارند این کار را انجام میدهند آدم حواسش را جمع میکند آنوقت تو هم باید نقشه بریزی.@ ما خودمان را ول میکنیم صبح کارزدهایم درس زدهایم طلبهایم طلبه زده هستیم دانشجو هستیم درس زده هستیم کارمندیم کار زده هستیم و برای این قضیه فکری نمیکنیم خیلی هم فکر نمیکند که تو از سر کار داری میایی من امروز بروم خانه این دو سه ساعتی که خانه هستم چطوری با هم شاد باشیم چه برنامههایی با هم داشته باشیم.@ برو ببین زن و بچه برایت برنامهای تدارک دیدند خانواده والدین برنامهای تدارک دیدند، دیدند که دیدند ندیدند یک برنامهای سریع برنامهریزی کن برای اینکه اعضای خانواده با هم گرم باشند صمیمی باشند خوب باشند گاهی وقتها اصلاً لازم است هیچ کاری در خانه نکنی.@ یعنی اگر الان بلند بشوی بروی بیموقع قرآن بخوانی یک گوشهای قرآن خواندنت بگیرد اعمال مستحبات و اینها بگیرد تنها گذاشتن خانواده است و فراهم آوردن همان محیط تمرکز دشمن، دشمن میبیند تو در باغ خودت هستی خانم را میگذارد در آشپزخانه شروع میکند روی ذهنش کار میکند.@ دشمن حقیقی خارجی روی ذهن کار میکند ما وقتی میگوییم خانم تنها در آشپزخانه میرود فکر نکنیم واقعاً تنها است اگر من رفتم در اتاق دارم درسم را میخوانم فکر نکنم تنها هستم برای بچهام هم برنامه میریزند قرآن خواندنت بیموقع است قرآن را یک موقعی بخوان که کاملاً خانواده شارژ باشند.@ بیموقع قرآن خواندن بیموقع سراغ درس رفتن بیموقع سراغ تلویزیون رفتن یک موقع خودخواهی باعث میشود که تو بیموقع میروی سر تلویزیون میخواهی یک فیلم را نگاه بکنی یک سریال را نگاه بکنی یک مسابقه فوتبال نگاه بکنی خودت را از جمع میکَنی وقتی از جمع کَندی شرائط را کاملاً برای تشنج و اضطراب فراهم کردی برای حملههای شیطان.@ بیموقع است باید از خواستهات بگذری دست روی طبیعتت بگذار تلویزیون را خاموش کن بگو حالا بنشینیم با هم گپ بزنیم بلند بشوم یک چایی دم کنم بیاورم یا خانم یک چایی دم کن بیا بنشینیم با هم بخوریم یک میوهای بیاور بنشینیم با هم بخوریم این وقت میخواهد سرمایهگذاری میخواهد تا اینکه بتوانیم این در محیط خانواده، در سایر محیطها هم همینطور باید برنامهریزی کرد.@ آنوقت بعضی از افراد هستند قدرت دارند عرضه دارند که میتوانند محیطهای خارجی را تکان بدهند گاهی وقتها بعضی از رفقا هستند استعداد این کار را دارند توانایی دارند شما فکر میکنیم چرا پیغمبر آدمی را که شوخ هست مؤمنی را میخنداند ادخال سرور در قلب مؤمن میکند اینقدر تحویلش میگیرد و به او اهمیت میدهد؟.@ ببینید دلقکبازی حرفهای زشت غیبت پرت و پلا مسخره کردن دیگران تحقیر دیگران نیش زدن نه، عرضه شوخی اما در یک فضای بهشتی وارد جمع مؤمنین کردن رسول خدا گاهی وقتها سراغ این اعرابی را میگرفت یکی از اصحاب حضرت که خیلی شوخ بوده و همه را شاد میکرده یک موقعی حضرت میگفته کجاست این دوست اعرابی ما.@ بعضیها این عرضه را دارند در یک چادر در یک جبهه میتواند فضا را کاملاً عوض بکند در یک گردان میتواند فضا را عوض بکند به موقع تصمیم میگیرد و عوض بکند به موقع تصمیم میگیرد و عمل میکند و غم و ناراحتی را از روی جمع برمیدارد ترس و اضطراب را از روی جمع برمیدارد.@ در یک اتوبوس میبینی یک نفر هست عرضه دارد یک اتوبوس را که قرار است مثلاً هشت ساعت نُه ساعت ده ساعت باید یک مسافتی را طی بکنند زن و بچه همه نشستند ممکن است هوا گردم یا سرد باشد یا خسته بشوند یک نفر در اتوبوس عرضه دارد این کار را انجام بدهد فضا را عوض میکند.@ چهار تا اعلام صلوات میکند یک بیت شعر میخواند یک ذره شوخی میکند بالاخره یک کاری میکند در یک جمع همینطور، آنها هم آدمهای قوی و ارزشمندی هستند خدا میداند شیطان از دست اینها چقدر عصبانی است چقدر کمین میکند که خود اینها را زمین بزند.@ ولی آدمهایی هستند که همیشه وجودشان گرم شاد، قوی، به دیگران یکسره تزریق قدرت تزریق شادی و گرما تزریق میکنند این خیلی خوب هست بنابراین خوب دقت بکنیم این فرمایش حضرت را که ما چارهای نداریم در ارتباطاتمان با عدهای زندگی بکنیم حالا که قرار است زندگی بکنیم باید برایش سرمایهگذاری کرد باید حلیم بود.@ اگر بخواهیم در جمع(من) باشیم در ارتباط زناشویی(من) باشیم شما فکر میکنید چرا این حدیث هست(اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَتِ اَهلِه وَ المُنافِقُ یَأکُلُ بِشَهوَتِه)؟ مؤمن با میل خانوادهاش و اهلش و دوستانش انتخاب میکند میخواهند یک جا بروند بنشینند کجا بقیه دوست دارند میخواهند یک جا بروند غذا بخورند چه کسی کجا دوست دارد غذا بخورد میخواهند شاد باشند رفقا یک چیزی ترجیح دادند با ترجیح آنها.@ خانواده مثلاً یک چیزی را پسندیدند در جمع من من نمیکند سعی نمیکند نظرات خودش را تحمیل بکند با جمع میاید با جمع صفا میکند برای اینکه اینطور بودن شیطان را از جمع دور میکند مایه اختلاف را از بین میبرد.@ خود رسول اکرم(ص) نگاه بکنید مثال زدم از تحمل عایشه برای شما که چطوری عایشه را تحمل میکند یا زنان دیگر که اذیت میکردند یا بعضی از اصحاب بیادب را چقدر قشنگ با اینها راه میآمده چقدر زیبا تحمل میکرده.@ داریم حضرت گاهی وقتها یک صحابی میآمده برای حضرت یک چیزی تعریف میکرده که خندهدار است مثلاً به قول خودش میخواسته جمع را یا پیغمبر را بخنداند اصلاً موضوع بامزهای هم نبوده یا برای پیغمبر لااقل بامزه نبوده بعد تا این تعریف میکرده پیغمبر میخندیده شاید میخواهم مثل برج زهرمار اینجا بایستم حالا که چی بیمزه، اینطوری میخواهم بکنم در ذوق طرف میخورد.@ شیطان درست از همین تعارض استفاده میکند درست اینجا استفاده میکند و دو تا آرپیچی طرف ما شلیک میکند بول میگیرد او کمین کرده آماده هست ولی پیغمبر اینقدر ظریف هست نمیگذارد که کسی استفاده بکند خندهاش هم نمیاید میخندد.@ گاهی وقتها طرف میامده یک چیزی تعریف میکرده حالا پیغمبر همه چیز را میدانسته مثلاً میامده میگفته که یک خبری به حساب خودش به پیغمبر داده باشد تعجب حضرت را بالا ببرد حضرت میگفته عجب! با طرف راه میامده طرف تخلیه میشود حس میکند یک چیزی گفته یک حرفی زده پیغمبر اینطوری تحویل میگرفته با اینکه خودشان میدانستند در ذوق کسی نمیزدند که تشنج ایجاد نشود که شیطان سرمایهگذاری نکند.@ یعنی اهل بیت(ع) همیشه با ظرافت با آرامش یک شمشیر دستشان میگرفتند که هر وقت طناب میانداخته که یک کسی از خودشان یا دیگران را شیطان ببرد زود طناب را قطع میکردند یک چخه میگفتند و ردش میکردند.@ امام صادق(ع) به اصحابش پول میداد میگفت این پولها دستتان باشد اگر یک جا دیدید دو تا شیعه درگیر شدند اگر با پول حل میشود حلش بکنید برود سرمایه بگذارید حل بکنید برود نگذارید تشنج ایجاد بشود گاهی وقتها یک وقت میخواهد گاهی وقتها حرف زدن میخواهد گاهی وقتها یک شام دادن میخواهد گاهی وقتها یک خرج کردن میخواهد و نگذاریم.@ اگر همه همدیگر را به بلندای ابدیت دوست داشته باشیم آنوقت دیگر از همدیگر مراقبت میکنند یعنی هر کدام مواظب است که شیطان یکی از دوستانش را نگیرد مثل یک خانوادهای که دارند یک جا میروند همه مواظب هستند که یک حیوان درندهای حمله نکند به یکی از اعضای خانواده اگر حمله کرد همه با هم کمک میکنند.@ یک جایی در خانواده همه مواظب هستند که یک آتش به دامن کسی نرسد اگر آتش گرفت همه میریزند خاموش میکنند در جمع دیدید در خیابانها مثلاً میبینید یک ماشین آتش گرفت میبینید ده تا راننده میریزند پایین آب دارند پتو دارند میایند آتش را خاموش میکنند.@ در مسائل معنوی و مسائل ابدی و مسائل آخرتی باید این روح جمعی در ما وجود داشته باشد که از همدیگر دائماً دفاع بکنیم هم در پوز شیطانهای خودمان و هم در پوز شیطانهای همدیگر بزنیم(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) یکسره مواظب همدیگر باشیم به همدیگر توصیه بکنیم تواصو یعنی توصیههای متقابل است هوای همدیگر را داشتن است رفیقبازی به بلندای ابدیت است.@ خیلی وقتها میتوانیم یک نفر را از ته جهنم نجات بدهیم میتوانیم سرمایهگذاری بکنیم میشود فقط کافی است ما یاد بگیریم که خودمان را به بلندای دوست داشته باشیم عاشق خودمان باشیم اگر کسی عاشق خودش شد دیگر این عشقش منتقل میشود به دیگران، دیگران را هم همینطوری دوست دارد.@ آنوقت سرمایهگذاری میکند مراقبت میکند دائماً به خیر است و چه مبارک انسانی است این آدم اینطوری و چقدر بعد است آدم در خودش ذوب بشود و در خودش برود و نتواند بیرون را نگاه بکند و توجهی به بیرون نداشته باشد.@ حدیث داریم هر وقت هر کس از جمع کنده میشود شیطان زود پیغمبر میفرماید مثل گرگ، گرگ وقتی به گله حمله میکند گوسفندهایی که تک افتادند را میدرد شیرها را دیدید وقتی میخواهند حمله کنند اول آن را که تک افتاده میدرند تک نیفتیم حتی اگر خلاف میل ما هم باشد خلاف سلیفه ما باشد در جمع باشیم با آنها باشیم.@ چون برنامهریزی میکند به محض اینکه بتواند یک جا ما را از جمع جدا بکند در یک حالتی همانجا ضربهاش را میزند و نطفه یک اختلاف بزرگ را در یک مسئله کوچک و یک اختلاف سلیقه کوچک میریزد پنج سال بعد یک برنامهریزی دقیق میکند آن اتفاقی که نباید بیفتد میافتد.@ شما اهل بیت(ع) را نگاه کنید چقدر مواظب این قضایا بودند امیرالمؤمنین(ع) هست غصب خلافت کردند همسرش را با آن وضعیت به شهادت رساند ولی میبینی میگوید(لا بُدَّ) یعنی چارهای ندارم باید با خلیفه اول و دوم همکاری کنم همکاری نظامی میکند مشاوره اقتصادی میدهد مشاوره سیاسی میدهد مشاوره علمی میدهد 25 سال، این حلم میشود خلیفه سوم هم همینطور.@ بعد هم که خودش به خلافت میرسد باز همینطور هست عایشه زن پیغمبر چکارش بکند طلحه چکارش بکند زبیر چکارش بکند خیلی با اینها مدارا میکند تا آنها دست به شمشیر نبردند حضرت دست به شمشیر نمیبرد تا آنها به قهر و نقض پیمان و نقض بیعت کشیده نشدند حضرت میبینی با همه آنها مدارا میکند.@ یکسره این جمع را داشته که بلکه کسی در جهنم نرود این مراقبت است در عرصههای سیاسی دقت بکنید چقدر مهم است تا میشود نباید بگذاریم یک نفر جهنم برود تا میشود نباید بگذاریم یک نفر از جمع جدا بشود تا میشود نباید بگذاریم که تفرقه ایجاد بشود چون برنامهریزی کرده حسابی هم برنامهریزی کرده یکی از مهمترین اسلحههایش هم همین است.@ اگر بتوانیم این حسها را ایجاد بکنیم راهش همان حلم هست یعنی من باید در خودم این آتشها را خاموش بکنم اگر در خودت توانستی خاموش بکنی آنوقت بیرون وجودت وحدتبخش است گرمادهنده است شادیدهنده است.@ روایت بعدی از امام باقر(ع) (لَیسَ الحَلیمُ اَلَّذی لا یَتَّقی اَحَداً فی مَکانِ التَّقوی) حلیم کسی نیست که آنجایی که باید از کسی بترسد نترسد آنجایی که باید حساب ببرد حساب نبرد گاهی وقتها تکبر منیت یا بیحوصلگی آدم را به جری شدن نسبت به کسی که نباید نسبت به او جری بشوی و در حریمش بروی میبرد تکبر عصبانیت زودرنجی.@ مثلاً از کسانی که باید خیلی انسان مراقبت بکند که در حریمشان نرود در حریم رفتن آنها برخورد تند کردن با آنها را افتخار نداند گاهی وقتها توجیه هم میشود مثلاً من بچه شجاعی هستم من عزت نفس دارم من آدم قوی هستم من حرف رک میزنم من با کسی تعارف ندارم، نه همیشه نباید رک گفت یک موقع هم باید تعارف داشته باشی همیشه نباید حیا را کنار بگذاری.@ یک موقع آدم باید در حرف زدن حیا داشته باشد از جمله کسانی که خیلی انسان باید حواسش باشد پدر مادر هستند هنر نیست آدم خیلی راحت در حریم پدر مادرش برود حلم یکی از جاهایی که به درد میخورد این هست که دو تا کلید بهشت و کلیدهای بسته شدن جهنم والدین هستند.@ (یُقالُ لِلعاق اِعمَل ما شِئت فَإِنّی لا اَغفِرُ لَکَ اَبَدا) به عاق والدین گفته میشود هر کاری میخواهی بکنی بکن من هرگز تو را نخواهم بخشید در شرح دعای صحیفه سجادیه در دعای امام سجاد در مورد حقوق والدین گفتم آن بحثهای آموزشی هفت هشت سال پیش به آنجا مراجعه کنید.@ عرض میکند خدایا کاری کن که من از پدر مادرم به اندازه یک سلطان ستمگر بترسم چون این ترس باعث میشود من حریم داشته باشم باعث میشود من جهنمی نشوم هنر نیست آدم با پدر مادرش، پدر مادر باید سعی بکنند با بچه رفیق باشند بچه هم باید سعی بکند رفیق باشد.@ آنجا توضیح دادیم که بچهها در عین حالی که اگر پدر مادر حریمشان را به خاطر عاطفه باز میگذارند که بچه به آنها نزدیک بشود با آنها شوخی میکند بچه باید بداند که این ارتباط باید باشد اما در حریم یک موقعی نباید بروند خط قرمز است اگر در خط قرمز رفت خطرناک میشود.@ از مادر باید خیلی ترسید در عین حالی که باید با او دوست باشی و با او رابطه صمیمی داشته باشی عیاق باشی و ندار باشی ولی حریم خیلی خطرناک است یک حریم بسیار حساسی هست پدر همینطور، حالا یک کسی خوشش بیاید من پدرم از من حساب میبرد مادرم از من حساب میبرد خیلی بدبخت هستی که اگر پدر مادرت از تو حساب ببرند.@ معلم، استاد حقش فوقالعاده عظیمتر از والدین هست یک کسی فکر بکند مثلاً بتواند جلوی استادش بایستد بیادبی بکند بیحیایی بکند نه حلیم کسی نیست که آنجایی که باید بترسد نترسد یک جایی باید حساب بکند یک جایی باید حرف نزد مرجع تقلید هست.@ مثل این احمقهایی که در شورای شهر تهران یکی از آنها میگوید که انسان علیه خدا هم میتواند تظاهرات بکند حالا مثلاً این که چی خدا به تو اجازه داده این حرف را بزنی فعلاً تو را آزاد گذاشته ولی آدم اینقدر بیحیا باشد، معصوم را هم میتوان انتقاد کرد، حالا این را بگو فردا یک جسارت اینطوری بکن ببین فردا در زندگیت چه اثری خواهد گذاشت قیامت هم ببین.@ خداوند حلیم است به تو هیچی نمیگوید ولی همیشه که اینطوری نمیماند آدم اینقدر پررو بشود مثلاً ولی فقیه هر چه از دهانش در میاید بگوید چون حالا ولی فقیه یک آدم با حوصلهای است خود آقا میگوید کسانی که با ما مخالفت میکنند بیادبی و جسارت میکنند ما بنایمان این هست با کسی مخالفت نکنیم کسی را اذیت نکنیم آزاد بگذاریم حالا آزاد گذاشتند ما باید بیحیایی بکنیم در هر حریمی باید رفت؟.@ امام خمینی اینطوری فرمود حالا یک کسی مثلاً این را در روزنامه بچه بیسواد دست راست و چپش را تشخیص نمیدهد گذاشتند مقاله بنویسد میبینی یک مقاله توهینآمیز بیادب علیه مقدسات مینویسد فکر میکند به هیچ جا هم برنمیخورد.@ ادب، حریم نگه داشتن، در واقع تو وقتی شجاعت به خرج میدهی در حریم میروی داری در حریم فطرتت میروی یعنی طبیعت تجاوز به فطرت میکند قبل از اینکه حرمت خدا و معصوم را بخواهی بشکنی خودت را له کردی چون همیشه وقتی طاغوت درون علیه فطرت طغیان میکند محصولش طغیان خارجی هست.@ فرعون قبل از اینکه علیه خودش طغیان بکند نمیتوانست که علیه موسی و علیه خدا طغیان بکند(أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى) بگوید اعلی در درون اتفاق افتاده فاجعه داخل اتفاق افتاده بد هست که انسان در خارج بیادب و جسور میشود داخل را له کرده آدم علیه خودش جسارت کرد.@ (وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ) خدا میگوید شما نمیتوانید به ما ظلم بکنید به خودتان ظلم میکنید(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر قشنگ عمل بکنید نیکی بکنید به خودتان کردید و اگر بد هم بکنید نتیجهاش به خودتان برمیگردد.@ لذا یک خانمی مثلاً نسبت به حریم شوهرش بیادبی بکند فکر کند اگر رفت در حریم شوهر بیادبی کرد اذیت کرد خیلی خوب است هنر است این چیزهایی که الان دارند یاد میدهند تلویزیون ما شما میبینید هر شب دارند یاد میدهند که یک زن چطوری شوهرش را له بکند بیادبی بکند داد بزند پرخاشگری بکند وحشیگری در بیاورد نسبت به شوهرش.@ حالا اگر ما حریم شوهر را جلوی زن شکستیم چه میشود مثلاً زن به مقام و موقعیت خودش رسیده الان اینطوری است الان مرتب به اسم شخصیت دادن به زن زنها را نسبت به پدر مادرشان، دختران را نسبت به پدر مادرشان، زنها را نسبت به شوهرانشان بیادب بار آوردند ببینید آمار طلاق ما به کجا رسیده.@ سر اینکه من مسئول سیاسی شهوتران میخواهم رأی بیاورم میروم به زنها میگویم آهای حقوق زن، من چنین خواهم کرد، چنان خواهم کرد برای شما، زنها هم خوششان میاید به من رأی میدهند بعد هم سیاستگذاریم یک طوری است که زن را جلوی شوهرش جری میکنم هم از آخرتش میافتد هم دنیایش گند میخورد فردا کارش به طلاق کشیده میشود.@ آمار طلاقمان چقدر وحشتناک دارد بالا میرود ما اینقدر زنها را پررو کردیم علیه حریم خانواده طرف دکتر است آمده میگوید من زنم میروم خانه میبینم خانه نیست، خانهمان نیست نه زنم نیست، میگوید کامیون گرفته بار زده وسائل را هم برده یک جای دیگر رفته خانه گرفته اگر کار داری تو بیا آنجا، این چیست مثلاً جسور کردن.@ مرد نباید در حق زن ظلم بکند بحثهایش را مفصل در آموزش همسران توضیح دادیم یک طرفه نمیخواهیم برویم ولی این هنر نیست که ما به زنها یاد بدهیم چطوری بیادبی بکنید جلوی شوهرانتان چطوری حریمشکنی بکنید چطوری مسخره بکنید چطوری تحقیر بکنید تو خفه بشو تو حرف نزن تو سر جایت بنشین به تو ربطی ندارد، گفتم حرف نزن، فردا دودش در چشم زنهای بدبخت ما میرود.@ ببینید الان از این طلاق بیشترین آسیب را زنها میبینند طلاق آمار رفته بالا، دخترها و زنها ماندند روی دست پدر مادرانشان روی دست خودشان، آمار فساد هم همینطوری بالا میرود آنوقت خانمهایی هستند که نه چون حریمدار هستند دارند شاد زندگی میکنند بعد هم با خدا دارند معامله میکنند زندگیشان را خوب نگه میدارند.@ خیلی جالب است زنها در آمریکا تظاهرات کرده بودند زنها آمده بودند بیرون با قابلمه و ملاقه و کفگیر و قاشق ما را به خانههایمان برگردانید ما این حقوقی و آزادی را نمیخواهیم فهمیدند که چقدر دور خوردند چقدر کلاه سرشان رفته که به اسم حقوق زن چه بلایی سرشان آوردند ما را به خانهمان برگردانید.@ یک زن هوشیار زنی نیست که بیادب و جسور باشد نسبت به شوهرش، یک مرد هوشیار مردی نیست که چون زن ممکن است ضعیفه باشد حدود خدا را در مورد زنش رعایت نکند ظلم بکند فردا خدا انتقام میگیرد له بکند برود حقوق زنش را در نظر نگیرد داد بزند غر بزند بخواهد استعمار و استثمار بکند.@ مثل یک کلفت با او رفتار بکند نه یک شریک زندگی، نه یک دوست، نه یک همسفر آخرت، خدا انتقام میگیرد اینطور نیست که ما مثلاً بگوییم این بچه است حالیش نیست، نه، زنم هست حالا میتوانم به او زور بگویم بگویم، اینطور نیست خدا انتقام میگیرد.@ حدیث داریم خداوند به چیزی به اندازه زنان نسبت به مردان غضب نمیکند یعنی وکیل مدافع زنان است غضب میکند شما فکر نکن حریم را شکستی له کردی جلو رفتی، هنر نیست یک نفر به پدرش بیادبی بکند هنر نیست یک نفر به استادش بیادبی بکند نسبت به استادش جسور باشد بیادبانه رفتار بکند پایش را دراز بکند.@ مثلاً بعضیها اصرار دارند یک نفر که عظمت دارد اسم کوچکش را صدا بکنند، نه، خودمانی باشند این برای تو هنر نیست تو باید حریم بگیری برو کنار، چطوری حالت خوب است تو چکار میکنی؟ نه نمیتوانی، ضمیر جمع به کار ببر مؤدب باش.@ خیلی خوب نیست ما همیشه بتوانیم عیاق باشیم ادب خیلی واجبتر از چیزهای دیگر است حالا مادرت هیچی نمیگوید باید اینطوری صدایش بکنی با بیادبی صدایش بکنی، نمیشود، پدرت چیزی نمیگوید تو باید با بیادبی صدایش بکنی.@ یک بنده خدایی مادرش را صدا میکرد بتول، کُرهخر بیا، مادر هم چیزی نمیگوید این چه کاری است یا مثلاً اسم کوچک صدا بکند اینها چه هنری است اینها شهوترانی، عُجب، تکبر، ضعف روحی افراد باعث میشود که زود بخواهند حریمها را بشکنند تا یک قدرتی پیدا بکنند، نه خیلی جاها لازم است که انسان کوچکی بکند تواضع بکند فاصله بگیرد حریم نگه دارد بیشترین خطر مال آن موقع هست که ما با طرف ارتباط صمیمیتری داریم مثل والدین مثل دو تا دوست.@ مرحوم علامه(س) میفرماید با شاگردانش طوری رفتار میکرد که شاگردان احساس میکردند که علامه دوستشان هست و علامه هیچ رفیقی هم غیر از این ندارد این از طرف استاد است اما از طرف شاگرد هم باید همینطوری باشد؟ نه شاگر باید حریم خودش را نگه بدارد.@ بله من اصلاً با طرف ندارم من اصلاً اینطوری هستم آنطوری هستم راحت هستیم، این خیلی هنر نیست خیلی جاها جهنم را همین حریمها حفظ میکند نمیگذارد جهنم برویم خیلی وقتها حریمها اینکه آدم باید کوتاه بیاید میداند حق با خودش هست پدر مادر دارند زور میگویند ولی خدا میفرماید(وَ اِن کانا ظالِما) اگر ظالم هستند کوتاه بیا چیزی نگو اینها خیلی خوب است مرامهای خوبی است.@ یک جوانی چند روز پیش آمده بود میگفت رفته بودم بیمارستان یک پیرمردی تصادف کرده بود پسرش را من زده بودم مقصر هم من بودم همه جور سرمایهگذاری هم کردیم پسر الحمد لله حادثه خاصی هم برایش اتفاق نیفتاد پدر آمد حمله کرد من را کتک زدن در بیمارستان، من فقط دستم را نگه داشتم که کار به تشنج کشیده نشود، میتوانستم بزنم یکی میزدم در سرش میمرد اما نگه داشتم آرام.@ بعضیها دیدید میگویند که ریش سفید بود حرمتش را داشتم این خیلی خوب است نه بزرگ است نه روحانی است حرمت لباسش را نگه داشتم نه سادات است اینها حریمهای خوبی است آدم نگه دارد شیطان شدیداً شهوت حریمشکنی را در ما ایجاد میکند و این هم هنری نیست و اتفاقاً علیه خودمان قیام کردن هست چون یکی از مسائلی که انسان را بزرگ میکند و بالا میبرد ادب است حقشناسی است نمکشناسی است.@ در میان علما و تحصیلکردهها، تحصیلکردههایی پسندیده هستند علما که میگویم نه فقط روحانی، تحصیلکردههای دانشگاهی استاد دانشگاه که مؤدب باشد ادب داشته باشد حریم سرش بشود اینها آدمهای موفقی هستند در حدیث داریم(کُلُّ شَیءٍ یَحتاجُ اِلَی العَقل وَ العَقلُ یَحتاجُ اِلَی الاَدَب) هر چیزی محتاج عقل است اما خود عقل محتاج ادب است.@ مدیر کل هستی، رئیسجمهور هستی، نخستوزیر هستی، نماینده مجلس هستی، سردار هستی، استاد دانشگاه هستی، برای خودت باش یک موقع فکر کنیم حالا که ما قدرت پیدا کردیم جایمان سفت شده میتوانیم بشکنیم جلو برویم اینطوری نمیشود.@ حضرت باقر(ع) میخواهد بگوید عزیز من یک جاهایی هست حریم باز است تو هم میتوانی راحت بگازی جلو بروی ولی این کار هنری نیست باید حلم داشته باشی هر جا جاده باز بود که آدم سرش را نمیاندازد برود حریم باز بود.@ به هر حال نترسیدن همه جا بد نیست همانطور که ترسیدن هم همینطور، یک جاهایی ترسیدن خوب است لازم است انسان بترسد چون جهنم را جلویت میبینی اگر عصبانی بشوی بروی جلو حریمشکنی بکنی بیادبی بکنی در واقع خودت را سوزاندی تمام شد آدم آنطور جاها بترسد.@ بگوید من اگر بخواهم در این حریم بروم اینجا اسمش را شجاعت نمیگذارند اسمش را حماقت میگذارند در علمای اخلاق تهور میگویند تهور حد افراط شجاعت است ما باید شجاعت داشته باشیم اما تهور کلهشقی است حماقت است مثل رانندگی بیترمز یک رانندگی بد این هنر نیست که من بزنم خودم را بکشم یک جوانی که آیین رانندگی را رعایت نمیکند با سرعت میرود مثلاً ویراج میدهد بعد تصادف میکند میمرد میگوییم آدم متهوری است.@