جلسه 015 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از امیرالمؤمنین(ع) هست روایتی که در مورد حلم قرار شد بخوانیم و شخصیت حلیم (وَ قَد سُئِلَ عَن اَقوَ الخَلق) حضرت فرمود (اَلحَلیمُ) سؤال شد از حضرت که قویترین مردم چه کسی هست؟ فرمودند قویترین مردم شخص حلیم هست حلیم چرا قویتر هست با توضیحاتی که تا الان دادیم مسئله واضح هست روشن هست.@ شخص قوی یعنی شخصی که در برابر فشار یا ضربه مقاومت میکند وزنه فشار و ضربه قوی است اگر مقاومت کرد آسیب ندید او شخص قوی هست اگر یک مشت خورد در صورتش.@ مثلاً مقاومت کرد بدنش ضربه خورده تصادف کرد اگر مثلاً من جایش بودم له شده بودم مرده بودم ولی این مثلاً فقط یک خراش برداشته یا یک ذره ضربدیدگی داشته این قدرت میخواهد در ضربات مادی جسم در خطر هست که آسیب ببیند.@ در روایت داریم که روح در شش چیز شبیه به جسم هست یکی خواب و بیداری یکی سلامت و مرض و یکی مرگ و حیات یعنی روح مثل جسم است خواب دارد بیداری دارد مثل جسم سلامتی دارد مرض دارد و مثل جسم مرگ و حیات دارد.@ لذا قرآن میگوید که این نسبت را میدهد (فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) هم سلامت را برای انسان میاورد در قلب هم مرض را حیات و مرگ را هم همینطور (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً) از آن طرف میفرماید که (إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى) تو از مردهها هیچی نمیتوانی بفهمی.@ در علم اخلاق در روایت هم (یَغضِبُ نوم) آن را داریم. خواب و بیداری بنابراین وقتی میگوییم که در جسم نسبت به جسم آسیب جسمی میتواند تهدیدش بکند بکشدش جسم را مرگ جسم ایجاد بشود برای یک نفر در اثر ضربهای یا انسان در اثر ضربهای بیمار بشود مریض بشود یا در اثر ضربهای به خواب برود.@ خیلیها الان من سراغ دارم هجده نوزده سال خوابند زنده است بدن اما در اثر یک ضربه یک خواب برایش ایجاد شده. روح هم همینطوری هست روح هم همین وضعیت را دارد. وقتی انسان خشمگین میشود به غضب میاید یا تحریک طبیعی میشود بدترین وضعیت روحیش هست.@ چون ملاک در حرکت به سمت ابدیت تحصیل یک قلب سلیم هست گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا همانطور که جنین مدتی در رحم هست و باید برای تولد به دنیا بدن سالم را تحصیل بکند.@ روح ما که حکم جنین را دارد در رحم دنیا مدتی در دنیا هست و برای شرایط زیستی مرحله بعد باید خودش را آماده بکند و سالم متولد به برزخ بشود این اصل سلامت است قرآن خیلی به مسئله سلامت مسئله پزشکی نفس است طبابت روحانی تکیه دارد.@ آنقدر مهم هست که امام باقر(ع) میفرماید خیلی این حدیث از آن درر فرمایشات هست از آن همه فرمایشات اهل بیت(ع) دُر هستند ولی بعضیها عُجهای عجیبی هستند این یکی از آن فرمایشاتی هست که خیلی عُجب دارد.@ در کلام حضرت باقر(ع) میفرماید که (اِعلَم اَنَّهُ لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلام و لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) بدان که هیچ علمی برای انسان مهمتر از تحصیل سلامت نیست هیچ اطلاعات و علمی و معرفتی برای انسان مهمتر از تحصیل سلامت نیست به هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست.@ مهمترین اطلاعاتی که یک جوان یک زن یک مرد یک کسی که عاشق خودش هست به بلندای ابدیت یک انسان حقیقی بدردش میخورد و دنبالش هست علم و سلامت هست چطوری خودم را در حرکت به سمت ابدیت اگر مریض هستم سالم بکنم و اگر سلامت هستم این سلامت را نگه دارم و قدرتش بدهم و اوجش بدهم.@ امام باقر(ع) میفرماید هیچ علمی مثل تحصیل سلامت طلب سلامت و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست خیلی مهم است.@ لذا هر وقت طبیعتگرایی چیزهایی که تولد سالم را به تأخیر میاندازند یا ممکن است تهدید بکنند برای انسان حاصل میشود این آنجایی هست که خطر دارد تهدید میکند انسان را.@ اگر یک جنینی آسیبهای زیادی دید دوران جنگ، مادرش ضربه دید از پله افتاد قرص خورد یا دارو خورد بعد میبینید که این بچه بچه جاندار و قوی متولد شده این بچه توانسته از این حوادث جان سالم بدر ببرد و سالم متولد بشود.@ یک بچهای مثلاً فرض بفرمایید که قدرت بدنیش بنیهاش قوی هست در یک جریان یک بیماری مسری میبینید پنجاه تا صدتا بچه مردند ولی این زنده ماند این بچه یک قدرت خاص دارد بیماری با اینکه آمد سراغش مقاومت کرد.@ بدنی که بیماری میآید سراغش زود تحت تأثیر قرار میگیرد و میافتد میگوید این گلبولهایش ضعیف است هر چقدر گلبولهای بدن قویتر باشند در مقابل بیماری مقاومتر هستند در حرکت به سمت ابدیت که روح جنین ما هست قدرت به چه معناست؟.@ به این معناست که بتواند در برابر حملههای طبیعی و حملههای طبیعتگرایانه و حملههایی که سلامت را برای ابدیت تهدید میکند و به خطر میاندازد تولد سالم را تهدید میکند یا به تأخیر میاندازند مقاومت میکند لذا وقتی سؤال میکنند که قویترین مردم چه کسی هست میگوید شخص حلیم است چرا؟.@ چون شخص حلیم همانطور که تا الان شخصیتش را برایتان توضیح دادم از جنبههای مختلف یک کسی هست که براحتی تکان نمیخورد یعنی طبیعیت هیچ نوع تحریکی به راحتی نمیتواند در آن ایجاد بکند عوامل مختلف به آن حمله میکنند تکان نمیخورد محکم.@ بنیه فطرت بنیه قوی است در مقابل حملات طبیعت زمین خوردنی نیست یک کسی میخواهد تحریکش بکند عصبانی میشود میداند عصبانیت یعنی چی؟ عصبانیت مدتهای مدید در قبر گرفتار مار و عقربهای آنجا بودند فشار قبر خیلی شدید.@ فشار قبر که شوخی نیست ما یک چیزی داریم میگوییم یک چیزی دارید میشنوید فشار قبر عالم برزخ یعنی چه؟ مار و عقرب آنجا را تحمل کردند یعنی چه؟ هول و هراس آنجا را تحمل کردن یعنی چه؟.@ غضب وقتی که تحریک میشود اگر به جا تحریک بشود خدا باید امر کرده باشد که تحریک بشود آدم میداند اینجا جای غضب است مثلاً به معصومی توهین شده من غضب میکنم میخواهم بروم قاتلش را بکشم.@ یا در حمله به دشمن غضب در مورد انجام یک گناه غضب میکند این یک بخش دیگر است یک موقع هست که حیطه مسائل شخصی اجازه غضب و خشونت به ما نداده اصلاً شخص، وقتی غضب میکنیم ما مطمئن باشید یک کسی بعداً در برزخ به ما غضب خواهد کرد یعنی این غیظی که ما میکنیم این غیظ به صورت یک صحنه بسیار خشن برمیگردد به سمت ما خیلی خشن.@ آدم قوی میفهمد که آنطرف چه خبر است اینجا اگر قرار است تحریکش بکنند تحریک نمیشود محکم، اینطور نیست براحتی نفهم باشد سبک باشد ضعیف باشد تا یک کسی اَنگولکش کرد جوش بیاورد داد بزند فحش بدهد غضب بکند غیظ بکند دستش روی کسی بلند بشود اینطوری نیست این قدرت میخواهد.@ یک آقایی در خانه مثلا یک حادثهای اتفاق افتاده مادرزنش یک چیزی گفته پدرزنش یک چیزی گفته برادرزنش یک چیزی گفته شروع میکند خودش را میزند گریه میکند بچه را میزند زن را میزند چهار تا فحش به آنها میدهد اگر دستش برسد آنها را هم کتک میزند دست به یقه میشود با آنها اینقدر سبک این روح فطرت چی هست؟.@ فطرت ضعیفی هست خوراک نخورده ضعیف هست تمرین نداشته آسیب میبیند این نمیداند که چه حجم عظیمی از خشونت برزخ و عذاب برزخ را برای خودش دارد ذخیره میکند اصلاً تولید میکند در نفس دارد تولید میکند اگر میدانست اینطوری برخورد میکند.@ شخص قوی یعنی شخصی که وقتی طبیعت به او حمله کرد نخورد زمین حالا در جنبه غضب نیست در جنبه حلم نیست در برخورد با نامحرم در برخورد با وسوسههای دیگر در برخورد با مسائل مالی در برخورد با چیزهای دیگر.@ این حملههای طبیعت مختلف است بتواند نگه بدارد در حملههای شیطان هم گفتم حمله از راست حمله از چپ حمله از جلو حمله از عقب بداند وقتی که ریسمان میاندازد میکشد آنقدر قوی باشد که بایستد ریسمان پاره بشود نتواند کسی ببردت بگویند این قوی است نمیتواند بکشد.@ در حمله جلو حمله کرد قدرت دفاعی از خودت داشته باشی در حمله از پشت این کاراتهبازها و آن کسانی که ورزش رزمی میکنند دیدید چکار میکنند مثلاً نوع تمرینهایی که انجام میدهند در این برنامه کاتاهایشان که نگاه کنید کاتاهایی که اجرا میکنند در کاتاها همه اطراف خودشان را دارند در حمله.@ یعنی یک نفر که وسط قرار میگیرد اگر از چهار طرف به او حمله بکنند قدرت دفاعی دارد چرا این تمرینهای ورزشگاه رزمی اینطوری است برگشت سریع به عقب به راست به چپ اینها برای چی هست؟ یعنی این باید بتواند از چهار طرف در حمله مقاومت بکند.@ فطرت قوی اینطوری هست که وقتی از جلو شیطان حمله بکند حمله از جلو را توضیح دادم اینها را بلد است نمیتواند بکشاندش از عقب حمله میکند کاملاً مسلط است از راست حمله میکند میتواند از چپ حمله میکند میتواند این را میگویند فطرت قوی، فطرتی که هر چقدر برایش خرج میکنی نمیتوانی بخریدش خریدنی نیست فروخته خودش را به ابدیت.@ این مایهاش را در ولایت گفتم اگر کسی میخواهد این قدرت را بدست بیاورد فقط از یک راه میتواند بدست بیاورد معرفت و محبت یعنی در واقع محبت هست محبتی که تکیه بر معرفت هست اگر یک کسی محبت خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت(ع) حقیقتا در دلش قرار گرفت دیگر قوی هست به عصمت میرسد.@ بسیجیهای خودمان را یادتان زمان جنگ چقدر میخواستند بخرندشان چقدر فشار از همه طرف میامد که یک کسی این را از راهش بیاندازد و نگذارد این مثلاً برود جبهه هر وسوسهای که بود از خانه پدرش یک قور میزد مادرش یک قور میزد اصلاً میگفت راضی نیستم بروی.@ بیرونیها مسخرهاش میکردند معلمها مسخرهاش میکردند استاد دانشگاه مسخرهاش میکرد بچه محلهها به او یک چیزی میگفتند تازه از آن طرف هم خود سپاه هم ناز میکرد قبول نمیکرد که بفرستندش برود از این طرف هم سپاه هم زور میگفت ورود میکرد به این مرحله بعد یک تیر میخورد مجروح میشد میگفتند بیا چشمت کور چه کسی گفت بروی.@ میگفتیم نرو مگر خیر میکردند آنجا نادان بلند شدی رفتی آنجا این باید مقاومت بکند از همه طرف حمله میشد به او هنوز هم اثراتش هست یک جانباز ما هنوز هم مورد حمله هستیم ولی خوب چه چیزی باعث شده که اینقدر مقاومت بکنند اینقدر شیر باشند کسی نتواند به آنها آسیبی بزند یعنی فطرت سالم است.@ کسی دسترسی به آن ندارد که خراشی به آن بیاندازد برای اینکه با محبت و معرفت خودشان را بیمه کرده بودند اگر فکر کنیم با مطالعه و کار عقلی و این حرفها عالم شدن اینها نه علم فقط یک وسیله هست باید معرفت کسب بشود.@ اما اگر منجر به محبت خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت(ع) نشود ما ول معطل هستیم هر چقدر هم عالم باشیم باز شیطان از ما عالمتر هست و سرمایهگذاری بیشتری میکند برای مرجع تقلید برنامهریزی میکند تا ته جهنم میبرد مرجع تقلید.@ برای فیلسوف برنامهریزی میکند تا ته جهنم میبردش فقط کسی میتواند مقاومت بکند که خودش را مسلح به محبت خداوند تبارک و تعالی که بر پایه نه هر محبتی محبتی که پایهاش معرفت هست او میتواند این یک آدم قوی هست این یک مرد است.@ به قول خودم آن هفته گفتم دو هفته پیش سوپرمن است این یعنی از هیچ طرفی آسیب به او وارد نمیشود همه کاری هم میتواند بکند.@ لذا اگر کسی قدرت حقیقی در انسانیت یا قدرت ابدی میخواهد باید خودش را به غیب مسلح بکند اگر بخواهید بگذارید کنار این را یعنی راه عشق را طی نکند انسان راه رابطه صمیمی با خدا را طی نکند راه رفاقت را طی نکند آسیب میبیند دیگر قوی نیست مطمئن باشیم که ما آسیب خواهیم دید عشق هست که قدرت میاورد.@ توضیح دادم در خواص عشق در بحث محبت توضیح دادم در ولایت که عشق قدرت ایجاد میکند فقط کار عشق ایجاد قدرت است قدرت ایجاد میکند انسان قوی میشود حلیم هم همینطور هست.@ یک موقع هست من مینشینم دو دوتا چهارتایی که الان دارم برای شما میگویم میکنم نگاه ابدی به خود، عذاب جهنم چی چی مقاوم میشوم با معرفت و با عقل خودم را مقاوم میکنم غضب نمیکنم کاملاً مسلح هستم مسلط به مسلح غضب نمیکنم.@ یک موقع هست به عشق به خدا آنقدر خودم را قوی میکنم که اصلاً غضب نمیکنم لازم هم نیست زور بزنم به خدا، آنقدر عشق به خداوند تبارک و تعالی در من قوی میشود که من یک دلخوشی همیشگی و ماندنی دارم یعنی دلخوشی باعث میشود که چیزی نتواند به من آسیب برساند.@ دیگر غمگین نمیشوم دیگر اضطراب نمیگیرم دیگر عصبانی نمیشوم چون همیشه آن منشأ ایجاد آرامش لذت بهجت سرور با من هست و باور بکنیم ما ورودیهایمان چه چیزهایی هست و از چه طریقهایی ما میتوانیم خودمان را قوی بکنیم.@ مهمترینش گل سرسبدش معرفت که مبنای محبت باشد میوهاش هم باید محبت باشد محبت خداوند تبارک و تعالی تا ما در همه جهات قوی بشویم نه فقط در مقوله حلم در همه مقولهها قوی بشویم.@ پس واضح شد چرا قویترین مردم شخص سؤال کردند (اَقوَ النّاس اَقوَ الخَلق) فرمود شخص حلیم قویترین افراد هست اگر غضب کرد بتواند به غضبش غلبه بکند این قوی هست پس مبنا را در ارزیابی باید بیاوریم روی نگاه ابدی و تولد به سمت حیات ابدی بدون آن ما نمیتوانیم قویترین مردم را ارزیابی بکنیم.@ الان تلویزیون برنامه میگذارد قویترین مردان ایران یا قویترین مردان جهان، خوب این از چه جهت بررسی میشود؟ از جهت یک کمال حیوانی یا نهایتاً یک کمال گیاهی هست البته قدرت بدنی یک کمال گیاهی هست یعنی چه کسی در کمال گیاهی حتی حیوانی هم نه از همه قویتر است.@ این آقا گیاهتر میشود یعنی در کمال گیاهی از بقیه قویتر است مثلاً دور بازویش بیست سانت بوده کرده مثلاً شصت سانت یک وزنه مثلاً میتوانسته صد کیلویی بلند کند الان مثلاً ششصد کیلو بلند میکند یک کمال گیاهی هست بیشتر از این هم نه، چه کسی گیاهتر است.@ اما آن موقعی که در انسانیت میخواهیم مسئله قدرت را ذکر بکنیم چه انسانی قویتر هست این میاید میرود در فطرت و با نگاه ابدی قابل ارزیابی هست که چه کسی قویترین مردم هست قویتر کسی است که بتواند عذابهای جهنم را از خودش دور بکند قوی کسی هست که حریف عقرب و مارهای قبر و قیامت بشود اصلاً دور بکند.@ یک طوری بکند که جرأت نکند از نزدیک آنها هم رد بشوند اینها در اینجا اتفاق بیافتد آنها جرأت نکند که رد بشوند از سمتشان قوی کسی هست که وقتی به مار و عقرب و قیامت نگاه میکند آنها بترسند میشود قوی.@ قوی این است که اگر یک اژدها در قیامت آمد سراغ یک کسی چون دوست ندارد آن کس آسیب ببیند یک نگاه اینطوری بکند آن اژدها برود آن شخصی که میخواهی تو نجاتش بدهی نجاتش بده برو این میشود قدرت، حساب ببرند از تو این میشود قدرت، حالا فهمیدید این میشود قدرت.@ شفاعت هم همین است شفاعت از قدرت است به آتش میگوید خاموش بشو خاموش میشود شخص نجات پیدا میکند.@ یکی از شاگردهای مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی(ره) فرمود من از شدت شهوت ناراحت بودم شکایت داشتم قوه شهوت در من زیاد بود اذیتم میکرد یک بار خواستم به ایشان بگویم ایشان یک نگاه تندی به من کرد دیگر شهوت در من خاموش شد تمام شد این میشود قدرت میشود مرد که وقتی که به هیولای شهوت چپ نگاه میکند میرود میشود قدرت.@ بعضیها هم میتوانند از حریم خودشان دور کنند این چیزها را هم انتظار دارند که از حریم دیگران هم میتوانند جدا بکنند مثل یک پزشک پزشک هم خودش را سالم نگه میدارد هم بیماری را میتواند از حریم بدنهای دیگران دور بکند بعضیها هم خودشان سالم روح خودشان را نگه میدارند عرضه دارند که مثلاً در حیطه خانوادهاش هم همین کار را میکند.@ از زنش جدا میکند از بچهاش جدا میکند از سایر اعضاء خانوادهاش این قدرت را دارد جدا میکند از دوستانش جدا میکند از کسان دیگر جدا میکند اینها قدرت هست (اَقوَ النّاس) خواستم یک معنای مبسوطتر از روایت نسبت به قدرت خدمتتان عرض بکنم.@ روایت بعدی از امام رضا(ع) هست (لا یَکُونُ الرَجُلُ عابِداً حَتی یَکُونَ حَلیما) شخص نمیتواند عابد باشد مگر اینکه اول باید حلیم باشد قبلاً خدمتتان عرض کردیم حلم حضرت فرمود کسی که حلم ندارد هیچ یک از اعمال خیرش برایش نمیماند کسی که حلم ندارد هر چقدر هم که زحمت بکند کارهای خیر عمل صالح انجام بدهد بواسطه نداشتن حلم آسیب میبیند از بین میرود اصلاً عمل برایش نمیماند.@ (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) حلمی که بتواند بوسیله آن جهالت افراد جاهل را از خودش دور بکند یک جاهل وقتی که در حریمش میاید نتواند انگولکش بکند با قدرت بتواند آن را از دور و بر خودش رد بکند و عصبانی نشود خشمگین نشود جهنم نکشد در خانه.@ بچه، بچه جاهل است یک کاری کرد باید بتواند کنترل بکند همسر ممکن است یک موقع جهالتی به خرج بدهد دوستت ممکن است جهالتی به خرج بدهد کسی دیگر، شاگردت میتوانست این کار را انجام بدهد و بتواند به وسیله آن حملهها و جهنمهایی که از طرفهای مختلف شلیک میشود خواسته یا ناخواسته این آتشها و حملهها تیرهای آتشین را تیرهای جهنمی را از خودش دور بکند.@ نمیتوانی عبادت بکنی مگر اینکه در خودت ملکه صبر و حلم را پیاده بکنی چون عبادت گفتیم یعنی چی؟ عبادت را معنا کردیم در جلسه اول بحثش هم حدیث عنوان مفصل دوبار در دو جلسه عبادت را معنا کردیم آنهایی که نرسیدند برگردند نوار را گوش کنند.@ که عبادت انجام یک سلسله کارها نیست عبادت تعریف قرآنیش و رواییش اینطور که عمق داشته باشد عبارت است از به کارگیری طبیعت در جهت مصالح فطرت این میشود عبادت، یعنی وقتی طبیعت و نیازهای طبیعی میاید سراغت طوری بتوانیم طوری به آنها جهت بدهی که طبیعتت قوی بشود فطرتت قوی بشود نه خود طبیعت گردن کلفتتر بشود.@ در راه تقویت انسانیت کمک بگیر از آن عبادت یعنی ورود در یک میدان مبارزه و غلبه بر حریف میشود عبادت. مبارزه بین فطرت و طبیعت و غلبه فطرت و طبیعت کنترل دقیق نسبت به طبیعت این میشود عبادت، ما برای این خلق شدیم اگر کسی بخواهد این کار را بکند در میدان مبارزه باید قوی باشد.@ گاهی وقتها دشمن خود شیطان میگوید شیطان نصایحی دارد مسائل خودش را بیان کرده یکی از مواردی که بنی آدم در دست من مثل یک توپ هستند یک گوی که هر طوری بخواهم میگردانمشان مورد غضب است.@ توپ مبارزههای فردی یکی از ترفندهایی که یک حریف میزند این هست که بیموقع حریفش را وادار به عصبانیت و حمله میکند که بتواند یا جا خالی بدهد یا برایش حریم باز کند بعد دور بزند.@ در جنگ هم همینطور در جنگ هم وقتی یک طعمه ایجاد بکنی عصبانی بکنی طرف را وادارش بکنی که بزند بیاید جلو، باید برایش قشنگ فضا باز کنی بعد دورش بزنی بعد میشود نابودش کرد.@ یک کسی که بیماری قلبی دارد بهترین کاری که میتوانیم بکنیم برای اینکه نابودش بکنیم این هست که فشارش را بالا ببریم یک کاری بکنیم شدت عصبانیتش زیاد بشود قلبش بگیرد بمیرد هیچ قتلی هم صورت نگرفته علی الظاهر اینطوری هست.@ در میدان مبارزه عصبانیت خشم زهر هست برای انسان، خیلی از کارها را ضایع میکند از بین میبرد اینقدر مهم هست که میفرماید (سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی هست که آمرزیده نمیشود از بس کاری هست این خشونت، و میتواند همه چیز را بسوزاند جهنم اگر روشن بشود خوب و بد و تر و خشک را میسوزاند میرود پی کارش.@ اینقدر مهم هست که حضرت نبی اکرم(ص) فرمود (سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود اینقدر جایگاه حساسی دارد اگر کسی میخواهد عابد باشد عابد یعنی چی؟ یعنی جنینی که به سمت تولد سالم دارد درست حرکت میکند این میشود عابد، دقیقاً دارد میرود خودش را به تولد سالم برساند.@ اگر ما بخواهیم عابد باشیم یعنی وقتی که مرگمان رسید سالم متولد به برزخ بشویم معلوم است که دوران عبادت را دوران خوب گذراندیم دوران موفقی بوده برای ما دوران عبادت.@ امام رضا(ع) فرمود شخص نمیتواند عابد بشود مگر اینکه حلیم باشد تا حلم نداشته باشد نمیتواند حرکت جنینی سالمی به سمت ابدیت داشته باشد مرگش تولد سالمی نیست مبارک دیگر نیست.@ یک جنین هم همین را دارد یک جنین هم در رحم مادر یعنی باید بتواند همه عواملی که تهدیدش میکنند برای اندام سازی، اندام سازی مناسب برای حیات ابدی به همه آن موانع غلبه بکند و عوامل را هم بدست بیاورد تا بتواند سالم متولد بشود این آرامش جنین برای اینکه بتواند به همه اینها غلبه بکند و بدون اینکه آسیب ببیند لوازم را پیدا بکند همان حلم هست.@ شخص هوشیار به جای اینکه سرمایهگذاری روی حجم عبادت بکند هی نماز شب، جمکران قرآن بخواند ختم بگیرد چکار بکند فشار روی حجم عبادت بگذارد اول پایهریزی قوی میکند یک شخص هوشیار، یک شخص زرنگ اول این زمینهها را آماده میکند صاف میکند.@ شما اول یک کاری بکن که عصبانی نشوی برای دنیا، خشمگین نشوی وقتی دنیا به تو حمله کرد قرار بگذار اصلاً بگو که من قباحت دارد زشت است خلاف مروت است خلاف شخصیت من هست که به خاطر دنیا غمگین یا عصبانیت بشوم اول قبول بکن که تو خیلی عزیز و محترم هستی.@ خودت را آنطوری که خدا آفریده قبول کن بشناس دوست داشته باش آنطوری بعد از اینکه خودت را اینطوری دوست داشتی و خودت را اینقدر مهم دانستی که میتوانی مظهر خدا باشی و قریب به خداوند تبارک و تعالی بشوی و در آن جایگاه بزرگ عالی هستی بعد دیگر حیفت میاید که برای یک جیفه عصبانی بشوی این را اول به باور خودمان بدهیم.@ وقتی این را باور کردیم حالا یک کمی از عبادت هم برای ما بس است دیگر ثوابدانمان سوراخ نیست تا وقتی که انسان حالت غضب بداخلاقی دارد ثوابدانش دائماً سوراخ است یعنی از یک طرف میدهد از یک طرف میدهد بیرون، فایده ندارد نمیماند چیزی تهش برایتان ولی یک آدم قوی اول میاید اگر میخواهد چیزی هم نگه دارد جمعآوری بکند اول موانع را بر میدارد.@

این قاعده هست یک آدم هوشیار اول میاید مسائل اینطوری را درست میکند کما اینکه پیغمبر هم به علی(ع) یاد میدهد راههای زیرکی و زرنگبازی را ببینید چطوری یاد میدهد میفرماید یا علی هر وقت دیدی مردم زیاد به کثرت عبادت مشغول هستند زیاد به کثرت عبادت سرمایهگذاری میکنند تو دنبال چی باش؟ (عَلَیکَ بِکَثرَۀِ العَقل) دنبال معرفت باش دنبال تعقل باش تا (تَسبِقهُم) تا بتوانی از بقیه مردم سبقت بگیری.@ بدانی باید سرمایهگذاری را کجا بکنی کجا با کمترین سرمایه بیشترین سودها را ببری آدمهای عاقل زرنگ متخصص هوشیار پنج دقیقهشان معادل دهها عمر آدمهای جاهل سود میبرد.@ یعنی خیلی از جهنمیها اگر یک دقیقه از آدم هوشیار به او ببخشند نجات پیدا میکند از جهنم یک دقیقه از یک آدم هوشیار بدهند به یک جهنمی از جهنم نجات پیدا میکند او هشتاد سال عمر کرده ولی کاری نتوانسته بکند ولی یک آدم هوشیار وارد است.@ مثل یک معامله هست من جان میکنم با بیسوادی بیتخصصی مثلاً یک کار تجاری بکنم ده سال بعد گرفتارش هستم بعد هم پانزده سال هم زندان بریدند ته قضیه ضرر کردم ورشکسته شدم ده پانزده سال هم باید بروم زندان، یک آدم خبره کار اقتصادی اینطوری نیست.@ یک آدم خبره کار اقتصادی دو ساعت کارش معادل کل عمر من برایش سود میبرد خبره هست قرآن ما را به روحیه اقتصادی و تجاری دعوت کرده میفرماید به بلندای ابدیت البته در نظام فطری فرموده شما تاجر باشید تجارت آخرت، کسب آخرت، بکن در تعریفهای آدمهای زیرک هم که شما نگاه میکنید یا در تعریف آدمهای عاقل که نگاه میکنید میبینید که همینطوری تعریفش کردند.@ آدم زیرک عاقل کاسب به قول استاد ما میفرمود بازاری یا کاسب کسی هست که دنبال کسب آخرت هست آنجا را آباد میکند در روانشناسی عاقل هم توضیح دادم (اَلعاقِلُ مَن عَمَّرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) کسی که خانه آخرت و اقامت خودش را آباد میکند فقط او عاقل است بقیه همه نفهمند بقیه همه کودن هستند همه کودن و گیج هستند.@ فقط کسی هوشیار هست و فقط کسی عاقل هست که سرای ابدی را میسازد جایی که قرار است برود به بلندای ابدیت در آن زندگی بکند آن را آباد میکند چون میخواهد عشق و حال بکند لذت میبرد به تزیین آنجا میپردازد.@ شما اگر بروید، لبنان ما رفته بودیم آقای غریبی یادش هست آقای خوشبخت هم یادش هست کاخی را ما دیدیم آنجا که صد و هفتاد هشتاد سال طول کشیده بود فقط بسازنش یعنی طرف اینقدر اشتهایش زیاد است که از سطح عمرش بالاتر برنامهریزی کرده کاخ نرون شما بروید ببینید.@ سنگهایی در آن هست که یک تکهاش چند تن است معلوم نبود آن سالها با چه امکاناتی سنگ چند تنی را تراش دادند آوردند اینجا در کاخ کار گذاشتند الان هر کس کاخ را ببینید آن موقع کسانی که در آن نشسته بودند میگفتند که این کاخ میارزد آدم سرمایهگذاری بکند اینجا ولو هفتاد سال طول بکشد.@ یک آدم هوشیار اگر برای ابدیت سرمایهگذاری بکند میارزد بپردازیم به این، وقت بگذاریم برایش، حماقت است اگر بخواهیم تنبلی بکنیم کسالت بکنیم و احمقانه فکر بکنیم بهشت را به بها نمیدهند (لا تُحصَلُ الجَنَّۀ بِتَمَنا) بهشت با تمنا به دست نمیآید سرمایهگذاری میخواهد.@ اگر کسی نگاه ابدی نسبت به خودش دارد و خودش را به بلندای ابدیت دوست دارد از وقتگذاری جدی برای این کار هیچ هراسی بر نمیدارد غصه نمیخورد احمق هست کسی فکر کند که کسی که دارند این کار را انجام میدهند آدم گیج و ویجی هستند و ابلهی هستند چون مؤمنین را همیشه آدمهای ابلهی میدانند.@ (إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ) همیشه مجرمین قاعده هست یکی از اصول طبیعتگراها یکی از اصول مهم در فرهنگ شناخت فرهنگ طبیعت این هست که طبیعتگرا همیشه مؤمن را مسخره میکند و همیشه میخندد به او (إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ) میخندد به او مسخره میکنند.@ ولی کسی قرار است تجارت آخرت بکند کاری ندارد که دیگران قبولش دارند یا قبولش ندارد میداند خودش دارد چکار میکند میداند چه دارد میسازد با حوصله با آرامش، ملامت هیچ ملامتکنندهای در آن تأثیر نمیگذارد.@ مسخره کردنها تو ابلهی تو پخمهای بدو همه دارند میخورند الان دوران جمع کردن است وقت وقت کار اقتصادی است بزن برو جمع بکن چکار بکن هُل نمیشود که بزند بیاید برود در سرمایهگذاریهای دنیایی تجارت بکند و عمر و اعصاب و روح و فطرت خود و خانوادهاش را داغون بکند و حیات ابدیش را هم پایمال و له و آلوده بکند و آن تجارت ابدی را از دست بدهد.@ قرآن به (تِجارَةً لَنْ تَبُورَ) ما را دعوت کرده تجارتی که در آن کسادی نیست در آن ضرر نیست میوه ابدی میدهد وقتی اینطوری نگاه کردم به خودم پایهها را اینطوری میسازم عقل یعنی همین، هوشیاری یعنی همین، زیرکی یعنی همین این روایت از امام رضا(ع) بود.@ در بررسی شخصیت حلیم یک روایتی هست این روایت خیلی مهم است یعنی شاید از بقیه روایتها که تا الان خواندم مهمتر هست خیلی شفاف و کاربردی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید (لَیسَ بِحَلیمٍ مَن لَم یُعاشِر بِالمَعرُوفِ مَن لا بُدَ لَهُ مِن مُعاشِرَتِهِ حَتی یَجعَلَ الله لََهُ مِن ذلِکَ مَخرَجا).@ خیلی زیباست چقدر کاربردی هست این فرمایش، چه کسی میتواند اینطوری به جز معصوم صحبت بکند سلام الله تعالی علیهم اجمعین میگوید حلیم کسی نیست (لَیسَ بِحَلیمٍ) کسی که (مَن لَم یُعاشِر بِالمَعرُوفِ) نمیتواند نمیکند با نیکی رفتار نمیکند با کسی که چارهای جز معاشرت با او ندارد تا اینکه خداوند برایش چه برساند (حَتی یَجعَلَ الله لََهُ مِن ذلِکَ مَخرَجا).@ ترجمهاش را هم برایتان بخوانم از روی همین کتاب ترجمه کرده بردبار نیست آنکه با کسی که چارهای از معاشرت با او ندارد به نیکی معاشرت نکند تا اینکه خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم بکند.@ یک دستورالعمل هست در مورد همه انسانها، شما در اداره کار میکنی یک رئیسی داری اینطوری یک رئیسی داری که خوب نیست میخواهی چکار بکنی شمشیر بکشی؟ شخص حلیم میرود درگیر میشود اخراجش میکند میرود هشتش گرو نهش هست.@ در جاهای نظامی بخصوص اینطوری هست یک سرهنگی هست تو یک سربازی یا یک افسری یک سرهنگی دارید آنجا سرهنگ است فرمانده هست نمیتوانی راحت تکانش بدهی براحتی، یک کارهایی دارد یک اخلاقی دارد که سخت است تحملش، آدم حلیم میداند که با این سرهنگ باید چطوری برخورد بکند که آسیب نبیند.@ این غیر از چاپلوسی کردن و خدای نکرده له کردن شخصیت است نه، بدون اینکه از اصولت بگذری بدانی باید با این چکار بکنی که آسیب نبینی از آن، شخص حلیم یعنی این اینطوری نیست که یکطوری درگیر بشد که ریشه خودش کنده بشود.@ در تعریف مؤمن گفتند مؤمن مثل یک ساقه نرم میماند که از هر طرف باد بیاید میخوابد اینقدر انعطاف نشان میدهد که باد را از خودش رد میکند کنده نمیشود ولی منافق اینطوری نیست منافق چون طبیعتگراست و نمیتواند اصلاً له شدن خودش را ببیند یعنی له شدن طبیعتش را نه له شدن فطرتش را.@ فطرت را که خودش همان اول کار کشته چیزی از فطرت نمانده چون قُد است متکبر است اینقدر میایستد تا شکسته بشود حضرت میفرماید منافق مثل یک چوب خشک است که میایستد طوفان که میاید همینطور محکم میایستد تا طوفان خوردش بکند ببردش.@ شما طوفان که میاید درختان را نگاه بکنید انواع درختان شما ببینید یک ساقه نازک جلوی یک طوفان راحت مقاومت کرده یک درخت خرد شده از بین رفته مؤمن اینطوری هست حوادث که وقتی میاید خیلی استادانه میداند که در این حوادث باید چکار بکند.@ اینکه اگر انسان میفرماید که (کُن فِی الفِتَنِه کَبنِلَبُون) در فتنهها مثل شترمرغ باشید مثل بچه شتر باشید برای همین هست میگوید نه شیر میدهد نه سواری میدهد در فتنه اینطوری باشد آدم، وقتی میروی خانه همسرت یک طوری هست که اگر بخواهی یکسره با هم کلانجار بروید یکسره جلویش بایستی من مَردم به سبیل من برخورد کرده به فلان جام برخورد کرده.@ اگر بخواهی بایستی کار بیخ پیدا میکند فردا بچهات از خانه زده میشود بیعاطفگی در خانه میبیند فاسد میرود میشود چون در خانه جذابیتی برایش ندارد شما با هم دعوا میکنید اما نمیدانید دارید ریشه حیات ابدی او را میزنید نه تو برایش جذابیت داری نه مادرش، آنوقت بیرون میخواهد جذابیت جذب بکند ببین چه بلائی سرش میاید.@ دختر میرود مثلاً عوضی از کار در میاید نعوذبالله پسرت همینطور میبیند هیچ جذابیتی برایش نداری به عنوان یک پدر حزب اللهی و متدین هیچ جذابیتی نداری بقیه هم همینطور.@ قرار نیست که ما هر دفعه بیاییم بگوییم من باید همه چی نه من باید حرف من به کرسی بنشیند یعنی چی حرف من و این نمیشود مگر این که ما زنداری شرعی را یاد بگیریم آنجا که فرمودند با خانواده معاشرت بکنیم با پدر با مادر.@ بعضیها جلوی پدر مادرشان اینقدر مقاومت میکنند قُد بیادبانه عاق میشوند عاق که شد عاق مگر شوخی هست (یُقالُ لِلعاق اِعمَل ما شِئت فَإِنّی لا اَغفِرُ لَکَ اَبَدا) به عاق گفته میشود که تو هر کاری میخواهی انجام بدهی به عاق والدین، بکن هرگز تو را دیگر نمیبخشم کسی عاق والدین میشود.@ برای چی بچه قُد است چهار روز رفته دانشگاه فلان جا حوزه قُد شده جلوی پدر مادرش خرابکاری میکند. با همسرت درگیری داری سازگاری نداری بیا راه اصلاح و تغذیه از بین بردن فتنه و اختلاف را پیش بگیر با یک دو و سه تا کارشناس خوب صحبت بکن.@ بگو من با خانمم یک همچین مسئلهای داریم چکار بکنیم برسد به سمت صلاح چه فرمولها و دستورالعملهایی فرمول دارد دستورالعمل دارد خوب انشاءالله میرساند.@ اما اگر بخواهیم ناآگاهانه عمل بکنیم کار بیخ پیدا میکند نه اینکه هر وقت بیخ پیدا کرد معلوم است شخص ناآگاهانه عمل کرده نه گاهی وقتها هست که اینکه خودش میگوید (حَتی یَجعَلَ الله لََهُ مِن ذلِکَ مَخرَجا) خداوند به نجاتش برسد.@ مخرج این است که آدم میرسد به یک جایی من یک طوری با زنم رفتار میکنم تا به یک نقطهای میرسد که باید قیچی بزنم قیچی هم میزنم این مخرج است خودش این خودش یک نجات است اما تا به آن مرحله نرسیده شخص نباید از خودش هیچ نوع کار منفی به خرج بده به هیچ وجه.@ یا زن هست با شوهرش باید تا بکند شوهر یک آدم قُد است متکبر زبان نفهم، گرفتاری هست اگر بخواهی درگیر بشوی با او تشنج ایجاد بکنی در خانه اینکه زندگی نشد.@ هوشیار و حلیم یک کسی هست که از معاشرت نیک صرفنظر نمیکند غفلت نمیکند تا اینکه خداوند فرج حاصل بکند یا بمیری یا بمیرد یا طلاقت بدهد یا طلاقش بدهی از آن اداره منتقل بشود به یک جای دیگر، تا بازنشستگی دو روز مانده به بازنشستگیش درگیر میشود کار خودش را خراب میکند.@ ما داشتیم کسی که روزهای آخر بازنشستگیش یک کاری کرده در اداره با مدیر حالا یک سال بازنشستگیش را عقب انداخته حالا برو بدو حلیم نیست دیگر، کار را خراب میکند با رئیس با فرمانده بالا دست چطوری رفتار بکنیم که بتوانیم امکانات آن مجموعه را در استخدام مصالح ملت به کار بگیریم.@ یک پدر داری، پدر را نمیشود با او فرمود (لا بُدَ لَهُ مِن مُعاشِرَتِه) حضرت میفرماید چارهای نیست از معاشرت با پدر پدر را نمیشود که کشت پدرت هست حالا سازگار نیست باید با او بسازی خود پیغمبر که دارد این حرف را میزند اول عمل کرده.@ یک کسی مثل عایشه در خانهاش هست چقدر با حوصله با این شخص برخورد میکند شما بروید خصوصیات عایشه را ببینید ما نمیتوانیم بگوییم که این عایشه خصوصیت مثبتی داشته ولی به حضرت میگویند که تو چطوری تحمل میکنی میگوید من خوبیهایش را میگذارم کنار بدیهایش، به خوبیهایش نگاه میکنم.@ حالا من هی زور میزنم مغزم میترکد یک خوبی پیدا کنم در این تاریخ برای این خانم میبینم نمیتوانم گیر بیاورم پیغمبر چه میدیده؟ میگوید با این مقایسهاش میکنم خوبیهایش را نگاه میکنم آن خوبیها باعث میشود که من بتوانم مقاومت بکنم این پیغمبر هست.@ امام مجتبی(ع) با خانمش در خانه تا او را به قتل میرسانندش امام جواد(ع) با همسرش فرزندانشان بعضیها اینطوری بودند اذیت میکردند اصحابشان گاهی وقتها، شما بخوانید تاریخ را بیادبیهایی که به حضرت امیر(ع) شده توسط اصحاب، اصحاب سابقهدار، حضرت چقدر با آرامش جواب میداده به اینها.@ سؤالهایی که از حضرات میکردند سؤالهای خیلی بیادبانه نابجا، ولی ایشان با بزرگواری جواب میدادند این حلم است.@ بچه در خانه هست بچه هفت سال او سلطان است دوران سلطنتی است وقتی میبینی بچه توست دوران سلطنتیش هست هفت سال اول باید با این راه بیایی باید با این حلیم باشی در مقابل شیطنتهایش، حملههایش، خرابکاریهایش، بخواهی جوش بیاوری معلوم هست که تو حلیم نیستی تو عاقل نیستی.@ بچه را باید با او راه آمد صفا کرد با او هفت سال اول مینشیند کنارت نیم ساعت همینطور مسلسلوار حرف میزند سؤال میکند تو هم فکر سؤال برای این بدهی هست برای او بدهی نیست جواب میخواهد.@ میگوید این چیست میز است میز چیه میز درس است درس چیست حالا باید جواب بدهی اینقدر سؤال دارد کیف میکند چون دارد خودش را پیدا میکند در سؤال دارد شخصیت سازی میکند یکی از چیزهایش سؤال است شروع میکند به سؤال یکی کسی که عاقل نیست میپرد به بچه.@ چه خبر است مخم را خورد ساکت بابا اعصابم خورد شد نمیشود جواب بچه را بده آنوقت بچه در ذوقش میخورد کلی اثرات سوء میگذارد روی بچه، باید این بچه را تحملش بکنی داد میزند تو میخواهی بخوابی آن کار وظفیهاش این است که شلوغ بکند و داد بزند بابا هیس من میخواهم بخوابم خستهام.@ اصلاً تره هم خورد نمیکند برای حرف تو سلطان یعنی اینکه همه باید خودشان را با او هماهنگ بکنند بچهات هست و دوران سلطنتیش هست (لا بُدَ لَهُ مِن مُعاشِرَتِه) باید تحملش بکنی تحملش کن بچهات را، این است که هفت سال اول هفت سال صبوری هست نسبت به بچه، سؤال پشت سر هم در بزرگی هم همینطور یک کسی میاید با یک کسی سؤال میکند.@ خدمت حضرت زهرا(س) آمده بود سؤال میکند حضرت زهرا جواب میکند دوباره یک سؤال دیگر دوباره حضرت جواب میکند دوباره یک سؤال دیگر حضرت جواب میدهد بعد خجالت میکشد خودش، میگوید خانم من خیلی شما را اذیت کردم.@ حضرت زهرا با یک لبخند با بزرگواری(س) میگوید نه تو هر سؤالی که میکنی میدانی چقدر ثواب نصیب من میکنی هر چقدر دلت میخواهد سؤال بکن حوصلهات سر نرود حالا یک نفر، چند تا سؤال کرد جواب بده چارهای نداری از معاشرت.@ تو یک استادی داری در دانشگاه باید این ترم را با او بگذرانی اگر بخواهی با استاد کلکل بکنی یک دفعه مثلاً چیز بکنی فردا یک صفر میگذارد میفرستد بروی حالا بدو تا دفعه بعد بیانضباط میشوی در دانشگاه میاندازندت با استاد تا کن راه بیا با استاد جوش نیاور زود.@ یک موقع هست مسئله حق و ناحق هست مسئله حلال و حرام خداست آن یک بحث دیگر است آن هم تازه اینطوری نیست که ما زود شمشیر بکشیم سر طرف را بزنیم نه در دانشگاه باید با استاد تا بکنیم وقتی یک جا جَوش اینطوری هست در یک کارخانه داری کار میکنی صاحبکار کارگرهای دیگر اینها آدمهایی هستند که با خط تو جور در نمیایند.@ باید عرضه داشته باشی چطوری اینها را به بازی بگیری آی من بیحوصلهام آی نمیتوانم هی تندتند یک قیچی دستمان باشد هر وقت نمیتوانیم قهر بکنیم فرار بکنیم تا میگویی دو بیشتر است یا سه، از خانه در میرود مرد مثلاً خجالت نمیکشد با آن هیکلش تا با زنش حرفش میشود قهر میکند با زنش میرود بیرون خانه مادرش هم میرود تازه بچه ننه میرود آنجا میخوابد.@ بعضی از این خانمها هستند میایند میگویند من تا با شوهرم حرف میزنم گریه میکند مثلاً به او میگوییم این کارت خوب نیست نکن گریه میکند میگوید مثلاً فرض بفرمایید فلان چیز هست، عصبانی میشود سفره را میریزد به هم چهارتا شیشه هم میشکند بعد میرود خانه مادرش.@ بعضیها میروند مادرشان را میاورند مادر این من را زده چند وقت پیش یک آقایی آمده بود میگفت که خانمم اینقدر کتکم زده دیههایش را حساب کردم شده بود مثلاً دو میلیون تومان دیه، بعد دیدم این خودش یک آدم عصبی هست نمیتواند تا بکند.@ این چه کاری هست مرد یعنی چه قهر بکند بلند بشود از خانه بزند بیرون، بایست شجاعت داشته باشد با حوصله با آرامش مشکلت را حل کن شجاعت و گفتگو.@ یک جاهای دیگر هم همینطور هست مثلاً در محیط کار میبینیم که ده روز مرخصی میگیرد یا نمیاید سر کار، یا ول میکند کار را، یکی از خصوصیات بد این است که انسان به خاطر درگیریهایی که با افراد پیدا میکند قیچی بزند از این طرف تا در کارهای دینی هست.@ در کارهای دینی شما وظائفی داری که باید انجام بدهی پایگاه بسیج هست باید کار بکنی نیروهایی هستند سلیقههای مختلف باید کار بکنی میگوید آقا این کلید این هم حکم میگذارد روی میز خداحافظ شما ما رفتیم مسؤولیت را ول میکند میرود.@ بعد یک آدم ضعیف میرود مسؤولیت را میگیرد گند میزند به همه چیز چرا؟ چون مدیر حوصله برخورد با نیرویش را نداشته نازک نارنجی بوده یا خیلی متکبر بوده که اگر خلاف حرفش حرف بزنند نمیتواند بایستد کار بکند.@ یا طرف را اخراج بکنند که این خودش یک گناه هست یا خودش ول میکند میرود این چه کاری هست در جبهه هست اقتضا میکند که بایستد خیلی وقتها آدم با مسؤول تدارکات نفهم روبرو هستی آن موقع نمیفهمی الان در خط چه چیزی احتیاج داری باید با او راه بیایی بتوانی از آن جنس یگیری.@ یکی از این شخصیتها میگفت بنی صدر، بنی صدر فرمانده کل قوا بوده امام گذاشته فرمانده کل قوا، از این طرف هم عراقیها داشتند آنجا چه جنایتهایی میکردند جلو هم میآمدند بچه بسیج و سپاه را اسلحه نمیداد حالا ما باید چکار بکنیم با این؟@ باید تحملش بکنیم نمیرود در گوش بنی صدر آی دارند کشته میشود بدتر میکند. یکی میگفت من میخواستم از او اسلحه بگیرم رفتم جلوی ماشینش خوابیدم گفتم یا من را بکش برو یا بنویس من بروم برای بچهها اسلحه بگیرم اینقدر آدم باید خودش را کوچک بکند له بکند برای اسلام است.@ اما میگوید به من چه برو کشته بشود من مثلاً بروم بکشم خودم را بله خیلی وقتها باید بروی از آبرویت مایه بگذاری باید خودت را کوچک بکنی یکی از این کسانی که اسلحه و تجهیزات برای خط میبرد آمده بود میگفت یادم است برای همان مسؤول تدارکات خشک و نادان میخواهد جنس بگیرد.@ من مجبور شده بودم آورده بودم عقب در محوطه باصطلاح آن مقری که آورده بودنمان عقب داشتم نگاه میکردم این میگفت که برویم جان مادرت این تن بمیرد بده الان بچهها احتیاج دارند ببین من نوکرتم گفت او هم هی ناز میکرد.@ ببین من سگتم ببین اَو اَو پارس میکرد که مثلاً جنس میگیری برای کی از چی دارد مایه میگذارد برای چی دارد خودش را سگ میکند این طبیعت را دارد به لجن میکشد طبیعت خودش را دارد خورد میکند فطرت دارد اوج میگیرد جنس میگیرد بعد میرساند به خط، برای کی میخواهد مصرف بکند.@ این میشود آدم حلیم جوش نمیآورد حالا مثلاً مسؤول تدارکات عصبانی قُد متکبر یا زبان نفهم میداند چکار بکند حالا این که این فرمول یک فرمول بسیار کاربردی و اساسی هست در زندگی، چون باید بداند که چکار بکند.@ امیرالمؤمنین(ع) چارهای ندارد باید عُمَر را تحمل بکند 25 سال (صَبَرتُ فِی العَینِ قَضا وَ فِی الحَلقِ شَجا) استخوان در گلو و خار در چشم، زینب باید همینطور هیچی نگوید اباالفضل باید اباالفضل دست به قبضه نبرد ساکت باشد برای اسلامگاه به این مهمی بحثهای سیاسی که قرار است درباره حلم بکنند یک مقدارش همین است برای اسلام ما به حلم احتیاج داریم.@ آقا هشت سال جنگیدیم پای کار سفت، جنگ جنگ تا پیروزی جنگ جنگ تا رفع کل فتنه یک دفعه امام ترمز را محکم میکشد با قطعنامه، بیاییم چکار بکنیم بیاییم دری وری بگوییم به حضرت امام خودم را از ولایت خارج بکنم بیدینی بکنم آرام باش. کمربندهایتان را ببندید که هیچ چیزی تغییر نکرده اباالفضل العباس آن مظهر قدرت مظهر جلال خداوند تبارک و تعالی.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@