جلسه 012 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ قبل از اینکه بحث را در مورد حلم ادامه بدهیم یک نکتهای هست که بعضیها ممکن است با بحث حلم این برداشت را بکنند که اسلام طرفدار این هست که ما تو سریخور باشیم و اگر کسی به ما حرفی زد ظلمی کرد جوابش را ندهیم یا اگر در گوشمان زدند آنطرف صورتمان را هم جلو بیاوریم بگوییم اینطرف هم بزن فکر نمیکنم با توضیحاتی که تا الان داده باشیم خیلی سؤالی ایجاد بشود.@ روایت بعد از امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید که(جَمالُ الرَجُلِ حِلمُهُ) زیبایی انسان به حلمش هست در واقع این زیبایی هم زیبایی درونی هست چون انسان به وسیله حلم آتش زیادی را زشتی زیادی را از روحش دفع میکند چهره غضب همانطور که حضرت فرمودند چهره خیلی زشتی هست در بحث غضب در معاد مفصل ما این را توضیح دادیم.@ چهره عقده چهره کینه چهره عصبانیت اینها باطن انسان را زشت میکند و آنقدر زشت هست که وقتی انسان در برزخ میخواهد ببیند با اینها روبرو میشود با شاکله خودش با تجلی غضب این را به صورت مار و عقرب و حیوانات بسیار بسیار زشت و وحشتناک و خشنی میبیند که تحمل آنها را نمیتواند بکند.@ بنابراین حلم زشتیهای زیادی را از انسان دور میکند و از آن جهت از طرف مقابل باطن زیبایی به انسان میدهد این فقط در باطن هم نمیماند در ظاهر هم وقار و آرامش میدهد به انسان زیبایی میدهد همین حلم برای همین انسان خودبهخود دوست داشتنی و محبوب میشود سبک نیست سبکسر نیست وقتی حلم دارد عصبی و پرخاشگر نیست.@ روی قیافه هم تأثیر میگذارد حالتهای غضب و خشم چهره را زشت میکند چهره انسان را کریه میکند ولی داشتن حلم اینطوری نیست حقیقتاً هم روی چهره تأثیر میگذارد و هم در باطن چهره درون را زیبا میکند.@ روایت بعدی شاید یک مقداری از سؤالاتی که اول بحث عرض کردم را جواب بدهد میفرماید(مَن غاذَکَ بِقُبحِ السَفَحِ عَلَیک فَغِضهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنه) هر کس به تو غیض کرد و خشمگین شد با سبکسری که داشت به تو غیض و پرخاش کرد تو اگر بخواهی جواب پرخاشگری او را بدهی بهترین کار این هست که غیضات را با خوبی و نیکویی و زیبایی حلم به طرف مقابل نشان بدهی.@ قبلاً در معاد این نکته را گفتم که چهرههای یک حقیقت میتواند با چهرههای مختلفی جلوه بکند حتی چهرههایی که از نظر ظاهری با هم کاملاً اختلاف دارند حتی در نقطه مقابل هم دارند اما یک حقیقت دارد ظهور میکند یک حقیقت در دو چهره کاملاً متضاد ممکن است ظهور بکند ولی یک حقیقت است.@ بنده میخواهم یک کسی را از بین ببرم یک موقع هست قیافه خیلی وحشتناکی به خودم میگیرم خشم میکنم داد میزنم در حالی که خیلی عصبانی هستم و دارم از ته گلویم فریاد میزنم ممکن است به او حمله بکنم چاقو بزنم او را از بین ببرم یک موقع هست نه میتوانم به او لبخند بزنم و یک شاخه گُل به او هدیه بدهم بخندم او را در آغوش بگیرم و ببوسمش.@ این گُل را مسموم کنم این هم بو میکشد بعد شب میرود خانه صبح بلند نمیشود این هم غیض میشود این هم یک نحوه غیض و غضب من هست ولی چطوری پیاده کردم؟ با یک چهره کاملاً متفاوت با حالت اول.@ حضرت میفرماید اگر شخص این صورت زشت و خشن و سبکسرانه را انتخاب کرده برای اینکه به تو غیض بکند تو با یک صورت زیبا به او غیض بکن و آن صورت زیبای حلم هست این دو اثر دارد.@ آدمهای فطرتگرا وقتی با افراد سبکسر روبهرو میشوند که دارند به آنها غضب و غیض میکنند چون فطرتگرا هستند و فطرتگرایی را دوست دارند برخوردشان با دیگران برخورد طبیبانه است فرمودند(یَنبَغی لِلعاقِلِ اَن یُخاطَبَ الجاهَلَ مُخاطَبَۀَ الطَبیب اَلمَریضَه) برای عاقل شایسته است که وقتی میخواهد با جاهل برخورد بکند طبیبانه برخورد بکند در روانشناسی عاقل این را توضیح دادم به آنجا مراجعه کنید.@ طبیبانه یعنی همانطور که طبیب وقتی با یک مریض برخورد میکند از خود مریض متنفر نیست نمیگوید بیخود کردی مریض شدی غلط کردی مریض شدی چرا مریض شدی بداخلاقی نمیکند طبیب با خوشرویی برخورد میکند با مریض و معتقد هست این خوشرویی اتفاقاً در درمان مریض خیلی مؤثر هست.@ واقعاً اینطوری است که اگر مریض از طبیب خوشش بیاید خود قیافه طبیب حرف زدن طبیب معاشرت طبیب با مریض خودش مقدار زیادی درد را کاهش میدهد با اینکه هیچ کار معالجهای هم روی آن نکرده ولی واقعاً اینطوری هست.@ و آنچه که شخص طبیب از آن بدش میاید مریضی مریض هست نسبت به او ناراحت است یعنی اگر تیغ جراحی هم میگیرد اگر دارو برمیدارد اگر قرص تجویز میکند هر کاری میخواهد بکند دنبال این هست که آن ریشه را از بین ببرد آن مریضی را از وجود طرف مقابل بردارد.@ انسان فطرتگرا وقتی کسی با او خشم میکند دیروز یکی از دوستان من معلم بودند میگفت یکی از شاگردانم را دیدم که در یک بحثی که داشت با من میکرد نزدیک بود من را کتک بزند یک آدم عاقل وقتی با همچین کسی برخورد میکند از آن جهت که خودش فطرتگرا است خیال روشن کردن شعله جهنم را نه در وجود خودش دارد و نه در وجود دیگران.@ بنابراین میداند که اگر بخواهد غضب را با غضب جواب بدهد خودبهخود شعله را بالا برده مضافاً اینکه گفتیم غضب هر یکباری که تکرار میشود هزینه زیادی را برای انسان میگذارد هم هزینه دنیایی هم هزینه به مبنای ابدیت، هر بار عصبانیت گران تمام میشود.@ اگر انسان بتواند بفهمد معادل هر بار غضبی که در دنیا کرده چه برخوردی با او میکنند یا در قیامت یا بعد از قیامت در جهنم به هیچ وجه عصبانی نمیشود یعنی اصلاً هیچ کس نمیتواند این کار را بکند اگر انسان بفهمد.@ خشم را با خشم جواب نمیدهد چون که میبیند این شخص جاهل که دارد با او برخورد میکند به زشتی غیض با خشمگینی و سبکسری به او غضب کرده این از خود شخص ناراحت نیست فطرت او را کاملاً دوست دارد و از طبیعت او متنفر هست یعنی از آن طبیعتزدگی که او را وادار به غضب کرده بنابراین سعی میکند او آتش را در وجود شخص خاموش بکند خودش شعلهور نمیشود.@ طبیعتگرا در پرتاب آتشی که به او میکنند ممکن نیست شعلهور بشود یعنی وقتی به زن نامحرم برخورد میکند اگر بخواهد از روی صراط رد بشود صراط یعنی همین، برداشت نمیتواند بکند یعنی جهنم هیچ تأثیری روی او نخواهد گذاشت محافظت میکند قلبش اینطوری است در برخورد با حرام، حرام نمیتواند او را بسوزاند.@ وقتی یک نفر سعی میکند شما را آتش بزند از آن جهت که فطرتگرا هستید روی صراط هستید و میخواهید به سمت بهشت بروید نباید بسوزید اگر بسوزید روی صراط معطل شدید و در جهنم سقوط کردید بنابراین شخص فطرتمدار و فطرتگرا اصلاً نمیسوزد.@ بنابراین اگر یک موقع فرزندش زنش پدرزنش مادرزنش پدرش مادرش کسی دیگر از اطرافیان خواست او را بسوزاند این سوختی نیست اینطور نیست که بتوانند تحریکش بکنند ما را به خشم بیاورند و ما را جهنمی کنند.@ بنابراین فقط تنها نگرانی یک انسان فطرتگرا یک آدم حلیم این هست که نگران آن آتشی هست که در وجود او دارد او را میسوزاند بنابراین اگر بخواهد آن آتش را هم خاموش بکند یعنی نه تنها خودش نمیسوزد اهل عقده و کینه نیست اهل تلافی نیست اهل مراء و بگو مگو نیست بلکه میخواهد آن آتش را هم در وجود او خاموش بکند چون برخوردش برخورد طبیبانه است میخواهد او را خاموش بکند.@ لذا این برخورد حلیمانه را در پیش میگیرد یعنی اگر او با سبکسری با او برخورد کرد این با حلم با آرامش با طرف مقابل برخورد میکند او هم آرام میشود با لبخند آرام میشود غیض به او هست هم طبیعتگرا و هم فطرتگرا هر دو از یک همچین حالتی آسیب میبینند چیزی در وجودشان از بین میرود.@ آدمهای خوبی که روی ناآگاهی غیض میکنند و غضب میکنند وقتی با آنها برخورد طبیبانه میکنید با آرامش با آنها برخورد میکنید برادرانه با آنها برخورد میکنید یک چیزی در وجودشان از بین میرود آن طبیعتشان هست چون او را سوزاندی از بین میبری او در شرمندگی و خجالت میافتد.@ آمد خدمت حضرت مجتبی(ع) به حضرت فحاشی زیادی کرد اصحاب دست بردند به قبضه شمشیر که طرف را بکشند حضرت فرمود با او کاری نداشته باشید برادر چه شده اگر گرسنهای تو را سیر کنیم اگر تشنه هستی تو را سیراب کنیم غریب هستی به تو جا بدهیم پول نداری به تو پول بدهیم مَرکب نداری به تو مرکب بدهیم چرا ناراحت هستی؟.@ شخص میگوید منفورترین آدمها در نزد من تو بودی و الان محبوبترین افراد در نزد من هستی شرمنده شد در واقع امام حسن به او غیض کرد اما به طبیعت او غیض کرد آن آتش را از بین برد حضرت در واقع خشم کرد اما خشم به جای اینکه متوجه فطرت طرف بکند و شخصیت طرف را خورد بکند برد روی طبیعت طرف و طبیعتش را سوزاند.@ لذا او در واقع غیض حضرت را جذب کرده و غیض حضرت را شیطان طرف جذب کرده، نه فطرت طرف، آن بُعد شیطانی غیض را دریافت میکند حضرت به بُعد شیطانی غیض کرد این در تربیت خیلی مهم است یک پدر بسیار با برخوردهای سبکسرانه فرزندش روبهرو هست.@ اگر بخواهد بگوید من پدر هستم و هر بار این پدر بودن برایش بزرگ بشود من شوهرم زن من حق ندارد با من اینطوری برخورد بکند این قضیه را بزرگ بکند او را عُجب بگیرد و تکبر داشته باشد ولو در چهرههای مقدس، ما سید هستیم ما آخوند هستیم ما عالم هستیم ما حزباللهی محل هستیم ما خانواده شهید هستیم ما رزمنده هستیم.@ این تکبرها وقتی که در وجود آدم هست کسی که غضب به آدم میکند یا یک برخورد سبکسرانه میکند شخص نباید هیچ کدام از این اعتباریات را نگاه بکند اگر نگاه بکند درست آتش فطرتش را میسوزاند و گرفتار شده بچه برخوردهای سبکسرانه زیاد دارد همسر ممکن است برخورد سبکسرانه داشته باشد باید توجه داشته باشیم که ما دقیقاً به کجا باید بزنیم.@ الان هیچی نگویی سکوت بکنی سرت را پایین بیندازی بعداً بروی بغلش بکنی اتفاقاً همان لحظهای که از او عصبانی هستی یک کار سبکسرانه کرده این را امتحان کنید بروید بغلش کنید ببوسیدش سرش را روی سینهتان بگذارید یک مقدار نوازشش بکنید ببینید چه اتفاقی میافتد ببینید برای مدتهای طولانی شیطان نمیتواند روی این غلبه بکند دیگر نمیتواند او را زمین بزند.@ این را ما باید در خانه تمرین بکنید نسبت به همسرمان هم همینطور و لازمهاش این هست که تکبر را در وجود خودمان از بین ببریم و این امتیازات و این هویت شغلی و صنفی و این اعتباریات دنیا اعم از مقدس و اجتماعی و غیر اجتماعی و غیر مقدس را هر چیز را کنار بگذاریم ما دیگر مهمتر از تقدس امام(ع) که نداریم امام امام است آینه جلوه خداست به او توهین میکنند هیچی نمیگوید.@ خداوند نگاه کنید به حضرت رسول(ص) میگوید اگر تو را تکذیب کردند من را هم تکذیب کردند اگر به تو حرفهای بد میزنند به من هم که خدا هستم میگویند ولی(وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) خدا میبخشد.@ دعای افتتاح هست میخوانیم خدایا تو به من محبت میکنی من به تو بغض میکنم تو به من خوبی میکنی من به تو بدی میکنم تو یکسره من را میبخشی من هر روز فرشتهها خبرهای بدی از من به تو میاورند ولی از طرف خدا یکسره رحمت و بخشش هست.@ خدا نمیگوید که من خدا هستم جرأت کردی به من همچین جسارتی بکنی، طرف هست سالها با خدا دشمنی میکند به خدا فحش میدهد علیه خدا تبلیغ میکند میبینی یکبار میرود با خدا آشتی میکند اصلاً خود خدا دنبال او میفرستد بهانههای مختلفی جور میکند که این آشتی بکند.@ میگوید آنهایی که قهر کردند(لَو عَلِمَ المُدبِرون کَیفَ اِشتیاقی بِهِم لَماتُوا شُوقَاً) آنهایی که به من پشت کردند قهر کردند اگر میدانستند که چطوری به آنها مشتاق هستند از شوق من میمردند این خداست مگر قرار نیست ما در سیر تکاملی خودمان شبیه خدا بشویم مگر قرار نیست ما جلوه خدا و مظهر خدا بشویم مگر کمال انسان در شباهت به خدا نیست پس شروع کنیم این را در زندگیمان نشان بدهیم تشبه به خداوند تبارک و تعالی را این را باید نشان بدهیم.@ لذا خودش میفرماید که(وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) ببخشید نادیده بگیرید آیا نمیخواهید خدا شما را ببخشد این روحیه بخشش و نادیده گرفتن را در خودتان پیاده بکنید و در نقطه مقابل.@ حضرت میفرماید یکی از کثیفترین اخلاق این هست که انسان از برادرش نقطه ضعف بگیرد و در ذهنش نگه بدارد تا یک موقعی اگر خواست علیه او استفاده بکند خیلی این روحیه پلیدی هست از زنش انسان بول بگیرد بعداً یک جا حال زنش را بگیرد از فرزندش یک جا بول بگیرد بعداً یک جا حال بچه را بگیرد زن از شوهرش بول بگیرد بعداً یک جایی در صورتش بزند نه اصلاً ندید گرفتن این خیلی مهم هست.@ این یک دسته یعنی وقتی که فرد حلیم انسان فطرتمدار میخواهد به آدمی که زمینه دارد غیض بکند شیطان او از بین میرود شیطان واقعاً میسوزد چون شیطان خوشش میاید خیلی دوست دارد یعنی یکی از صحنههای هیجانانگیز برای شیطان طبیعتگراها اینطوری هستند.@ طبیعتگراها ذاتاً با چهرههای خشن ارضا میشوند از چهرههای آرام خیلی نمیتوانند لذت ببرند حجاج میگوید یکی بهترین صحنهها و دلانگیزترین صحنهها برای من این هست که این شیعیان که میاورند ما با شمشیر میزنیم دست و پاهایشان قطع میشود زخمی میشوند.@ یک فرشی روی آنها میاندازند تخت من را روی آن فرش میگذارند اینها که این زیر دست و پا میزنند که بمیرند دارند جان میدهند این تکان فرش که تخت من را تکان میدهد برای من خیلی لذت دارد آدم اینطوری میشود این آدم است طبیعت فعال است یعنی چهره خشن است.@ یعنی تمام خشونتها و درندگیهایی که در حیوانات هست تمام حیوانات و آنهایی که هم که خدا نیافریده اگر جمعش بکنیم باز غضب انسان بالاتر از همه اینها است وقتی طبیعت بر او غلبه میکند.@ لذا شیطان خیلی عصبانی میشود این را دوست دارد(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) قرآن میفرماید یکی از صحنههای شیرین برای شیطان صحنه خشونت است خیلی خوشش میاید که دو تا مؤمن عصبانی بشوند.@ لذا وقتی در خانواده هست در محل کار هست در میان جمع رفقا هست یک چیزی دارد یواش یواش شما را به سمت عصبانیت میبرد بدانید همانطور که عرض کردم شما دو نفر نیستید چهار نفر هستید یک شیطان تو داری یک شیطان هم او دارد.@ قرآن میفرماید(مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) گاهی وقتها یک شیطان زورش به مؤمن نمیرسد بقیه شیطانها را خبر میکند میگوید همگی سر او بریزید میگوید طائفهای از شیطان هجوم میاورند که این را عصبانی بکنند بدانید که وقتی دارید به این سمت میروی تو دیگر تنها نیستی و دشمنت میخواهد خوشحال بشوی میخواهد تو را عصبانی بکند و بعد کیف بکند.@ میفرماید وقتی دو تا مؤمن را به جان میاندازد(اِسلَنقا عَلی قَفا) اِسلَنقا به این حالت هست یعنی دستش را میگذارد پشت سرش میخوابد پایش را هم میگذارد روی پایش میگوید(فُزتُ) راحت شدم کِیف میکند بتواند دو تا مؤمن را اینطوری به جان همدیگر بیندازد.@ در یک خانواده بین پدر و پسر پدر و دختر مادر و دختر مادر و پسر زن و شوهر دو تا رفیق شاگرد و استاد وقتی این کار را میکند فوقالعاده لذت میبرد یعنی شما باید بدانید که با هر بار عصبانیت چقدر خدمت به دشمنتان میکنید چقدر دارید به او به قول امروزیها سرویس میدهید زمینه برایش فراهم میکنید چقدر خوراک میخورد و تقویت میشود دفعههای بعد آمادگی بیشتری برای این کار هست.@ ولی فطرتگرا است که هر بار عصبانی بشود میفهمد که هزینه زیادی پرداخت کرد میفهمد خیلی عقب افتاد دفعه بعد به راحتی خشمگین نمیشود نمیگذارد که جوش بیاورد چه در منزل چه در هر جای دیگری اینطوری نیست که عصبانی شدن مفت باشد همینطوری از کیسه خرج بکنیم از کیسه ابدیتمان داریم خرج میکنیم هر بار عصبانیت هزینه هنگفتی به گردن ما خواهد گذاشت.@ و چون اینطوری هست شیطان خیلی از این کار لذت میبرد اگر شما با یک طبیعتگرایی که آمادگی فطری ندارد برخورد خشن با شما میکند با او برخورد آرام بکنید عصبانی میشود میسوزد انتظار دارد که تو الان مثلاً تمام هیبتت را شخصیتت را به هم بریزی ولی وقتی تو این کار را نمیکنی او خیلی عصبانی میشود.@ اما اگر این کار را کردی میگوید دیدی چقدر حالش را گرفتم دیدی چقدر جوش آورده بود چقدر قوی آرپیچی را زدم در برجکش، داشت جلز و ولز میکرد مثل اسپند در آتش، اما وقتی که تو با آرامش برخورد میکنی این هست که علی(ع) میفرماید یک موقعهایی که به من فحش میدهند رد میشوم میگویم با یک علی دیگری هستند.@ حالا فکر کن او که فحش داده تحریکش بکند چقدر میسوزد و حضرت چقدر دقیق به هدف میزند اول از این چهره خودش را کثیف نمیکند خشم نمیکند که هزینه برایش داشته باشد از طرف مقابل هم دقیقاً انتقام به جا گرفته.@ داریم عایشه یک موقعی نشسته بود با نبی اکرم(ص) یهودیان میخواستند حضرت را اذیت بکنند میآمدند سلام میکردند به جای سلام علیکم، میگفتند سام علیکم، سام یعنی لعنت یا به تعبیر دیگری مرگ بر شما، عایشه خیلی جوش میاورد میخواسته پرخاش بکند.@ حضرت خیلی آرام نشسته بودند هر کدام میگفتند سام علیکم حضرت میفرمودند علیکم علیکم همینطوری جوابشان را میدادند این زیرکی یک مؤمن است زیرکی این نیست که تو حالیت باشد چک نکشی بدهی دست یک نفر یا از یک نفر که پول به او قرض میدهی سی دفعه ضمانت بگیری نگذاری کلاه سرت برود در فلان معامله اینقدر سود بکنی.@ زیرکی این هست که در تجارت ابدی نگذاری سرت کلاه برود هزینه آنطرف را خیلی داشته باشی این زیرکی میشود کَیِس که در وصف مؤمن گفتند یعنی همین یعنی با نگاه ابدی خودش را نگاه میکند همه چیز را با هزینه ابدی نگاه میکند کوچکبین نیست اشتباه نمیکند که با مقیاسهای دنیایی امور ابدی را ارزیابی بکند چون خیلی سرش کلاه میرود.@ همه چیز را با مقیاسهای بزرگ نگاه میکند برای همین محاسباتش دقیق است فوقالعاده کیس فوقالعاده زرنگ میداند برایش هزینه دارد لذا جلو نمیرود بعضیها که عشق ابدی به خودشان ندارند و به بلندای ابدیت خودشان را نگاه نمیکنند خیلی زود خودشان را هزینه میکنند یک دفعه میبینی که مسیر زیادی را از دست دادند سه هزار سال راه صراط میبینی که گند زدند رفت پی کارش چون که اصلاً اهل محاسبه نیست تاجر نیست.@ قرآن ما را دعوت به روحیه تجارت کرده(هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ) میخواهید شما را به یک تجارتی، خداست دارد به ما درس تجارت یاد میدهد چند بار این کلمه تجارت آمده(تِجارَةً لَنْ تَبُورَ) تجارتی که هرگز کساد نمیشود به ضرر نمیرسد روحیه تجاری کاسب بودن.@ مگر دنبال کسب نیستید همه دنبال این هستند که سرمایه را بالا ببرند به تجارتی که شما را از عذاب الیم نجات بدهد به خدا ایمان بیاورید و در راه او به اموال و انفستان جهاد بکنید یعنی پولت را بپرداز به بلندای ابدیت آن را دریافت کن این تجارت میشود.@ چون(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آن که نزد شماست از بین میرود آن که نزد خداست باقی میماند دیدید بعضیها میگویند فلانی این پول من را نگه دار اگر دست خودم باشد خرجش میکنم چیزی از آن نمیماند تو نگه دار که برای روز مبادا به دردمان بخورد بعضیها زود به خدا میدهند میسپارند که بماند.@ طرف آمد خدمت امام صادق(ع) گفت آقا این پول دست شما باشد یک خانه برای من بخرید حضرت گفت باشد چند روز بعد آمد گفت که آقا برایم خانه خریدید؟ حضرت فرمود بله یک خانه برای تو در بهشت خریدم کنار خانه خودم.@ این تجارت است او هم اصلاً ناراحت نیست چون مثل خود امام کاسب است مثل خود امام تاجر است زیرک هست پذیرفت معامله خوبی هم بود یک خانه کنار خانه شما در بهشت بنابراین در برخورد آرام یک طبیعتگرا وقتی یک نفر با سبکسری دارد با او برخورد میکند چه دوست باشد محبوب باشد مؤمن باشد متدین باشد.@ ولی به هر حال به خشم آمده چه آدم کافری باشد یا طبیعتگرا باشد یا حسود باشد یا دشمن باشد در هر دو صورت شما غضب خودت را پیاده کردید خشم خودت را پیاده کردید وقتی با آرامش جواب میدهی وقتی به حسن حلم به زیبایی حلم پاسخ میدهی و برخورد میکنی در حالت اول در مورد کسانی که خوب هستند شیطان آنها آسیب میبیند زدی آن شیطان را از بین بردی.@ یک موقع کسی میخواهد بچه شما را از شما جدا بکند فرزندتان را میزنید؟ بچه را که نمیزنید آن کسی که میخواهد بچه را از شما جدا بکند یا مثلاً یک کسی میخواهد بچه شما را معتاد بکند دختر شما را میخواهد فاسد بکند پسر شما را میخواهد فاسد بکند دخترت را که نمیکشی از خانه بیرون بیندازی پسرت را که اذیت نمیکنی میروی آن ریشه را قطع میکنی.@ میدانی که دختر تو بچه خوبی است پسر تو بچه خوبی است اگر محیط بد اذیتش نکند دوست بد نباشدخوب است آن را قطع میکنی به این که خشم نمیکنی در حالت دوم باز همینطور در حالت دوم خود این شخص که طبیعتگرا هست دشمن خودش میسوزد هم شیطانش میسوزد هم خودش میسوزد.@ شیطان یک موجود فرضی نیست قرآن دقیقاً به ما میگوید یک شخصیت حقیقی هست به نام ابلیس همراه ما هست ما هیچ وقت یکی نیستیم گاهی اوقات چند تا میشویم هم شیطانش میسوزد هم خودش میسوزد.@ بحث بعدی در مورد راههای بدست آوردن حلم هست که فرمول بسیار بسیار اساسی در مورد اینکه ما چکار بکنیم که حلیم بشویم البته این فرمول را من طوری توضیح بدهم که فقط در مورد حلم نیست در مورد همه صفات حضرت هست قبلاً هم در معرفت نفس هم در درسهای ولایت گهگاهی برای شما توضیح دادم امروز بیشتر توضیح میدهم و این بدون درک رابطه فطرت و طبیعت و قوای نفس امکانپذیر نیست.@ میفرماید(اِن لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ اِلاّ اَو شَکَ اَن یَکُونَ مِنهُم) هم یک قاعده اجتماعی سیاسی خیلی مهم حضرت به ما میگوید هم اینطوری ما را تأدیب و تربیت میکند میفرماید که اگر حلیم نیستی خودت را به حلم بزن.@ این همان است که امام امت(س) دیگر وقتی میگوییم نه از آن جهت که امام ولی فقیه ما بوده رهبر سیاسی ما بوده از آن جهت که امام یک انسان بسیار کار کشته در سیر و سلوک بوده یک کتاب هست حتماً توصیه میکنم مطالعه کنید تا یک قسمتی از شخصیت امام برای شما شناخته بشود این کتاب جدیداً چاپ شده دو کتاب هست.@ یکی کرامات امام خمینی هست و یکی هم برداشتهایی از سیره امام هست جلد 3 حالات معنوی امام هست مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت امام این را چاپ کرده مطالعه بکنید ببینید که امام شخصیت معنویش مال الان و دهه انقلاب و پانزده خرداد نبوده امام یک ولی خداست.@ یک آدمی که نفوذ در ماورای طبیعت دارد یک آدمی که صاحب کرامت هست ولی نه در این زمانی که سن 60 ـ 70 سالگی گذرانده بروید تا قبل از انقلاب، مرحوم اشرفی اصفهانی میفرماید که با امام زمانی که روسها در ایران بودند در همین کتاب این داستان را نوشته.@ روسها وقتی در ایران بودند یک جایی داشتیم از مشهد میآمدیم دژبانی گذاشته بودند پیاده میآمدیم بعد شب بود یک جا معطل شدیم امام هم نمیگذاشت نماز شبش ترک بشود میگفت رفتیم یک جایی آب نداشتیم امام به زمین اشاره کردند آب بالا آمد وضو گرفتیم نماز خواندیم.@ آقای اشرفی اصفهانی که خودش آدم قهاری است یک آدم قوی هست در مسائل معنوی فیلمش را دیدید چند شب پیش تلویزیون گذاشته بود گفت امیدواریم ما چهارمین شهید محراب باشیم چند روز قبل از شهادتش، بعد میرود خدمت امام سلام و احوالپرسی بعد هم مینشینند و خداحافظی میکنند بعد میگوید که از نحوه خداحافظی امام متوجه شدم که دیگر همدیگر را نخواهیم دید.@ یک آدم برجسته او راجع به امام میگوید ما این را از امام دیدیم وقتی میگوییم امام دارد این فرمول را در اختیار ما گذاشته فقط نگاه ما به مسئله سیاسی امام نباشد که رهبر بوده به عنوان یک آدم موفق در اینطور مسائل دقت بکنید یک آدم کارکشته، هدیه بزرگی امام به ما داده افسوس که گرفتاریهای سیاسی و مشغله سیاسی مانع تجلی معنوی امام آنطوری که ما به او احتیاج داریم و آنطوری که او بود لااقل در سطح ظرفیت ما شد.@ همانطور که الان هم در مورد مقام معظم رهبری این مسئله حیف دارد انجام میگیرد که تجلی سیاسی سایه میاندازد روی قدرتهای معنوی و نمیگذارد آن ظهورات را ما ببینیم این فرمول مهمی است اگر کسی این را بگیرد خیلی در زندگیش موفق است.@ بسیاری از خرسنگها و سدهای عظیم را میتواند از سر راهش با همین یک جملهای که از امام شنیده به عنوان یک آدم کارکشته که راه را تا ته رفته حالا دارد به شما میگوید اگر شما راه را میخواهید بیایید ما اینطوری رفتیم انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد تلقین یعنی باید به خودت زور بگویی این فهم رابطه فطرت و طبیعت است.@ اگر جلوی طبیعت نیایستی لوس و مستکبر میشود روحیه طبیعت روحیه مستکبر هست طبیعت اینطور هست که اگر جلوی آن نیایستی سوار میشود باید در دهانش بزنی اگر از آن بترسی و عقبنشینی بکنی او چند قدم جلوتر میاید.@ اینطور نیست که اگر ما به آمریکا گفتیم ما مخلص شما هستیم بیایید با هم گفتگو بکنیم شما آدمهای خوبی هستید مثلاً بگوید باشد او انسانیت سرش نمیشود او وحشی است طبیعتش وحشی است استکباری که به قول امام رابطه ما با او رابطه میش و گرگ است او درنده است او حقوق بشر سرش نمیشود فقط باید در دهانش زد.@ ببینید 50 سال است فلسطین اشغال است با روشی که بقیه داشتند روش بچههای حزب الله لبنان را توجه کنید کدامشان زودتر به نتیجه رسید؟ کدامشان بیشتر دشمن را ترساند؟ کدامشان باعث عقبنشینی دشمن میشود؟ اینکه جلویش بایستیم و جایی که لازم است از خون دادن نترسید.@ چون ما فکر میکنیم که خون هدر میرود وقتی جلوی مستکبرین بایستی خون کار خودش را خواهد کرد بله پانزده سال 15 خرداد 42 تا 57 پانزده سال در زندان ملت خون دادند شهید شدند تا به ثمر رسید خون خیلی اثر دارد شما فکر میکنید اگر جلویش ایستادید در گوشتان زد خوردید اما اینطور نیست.@ همین که میتوانی هیبتش را بشکنی ابهتش را بریزی از آرامش او را در بیاوری خواب آرام را از چشمش بگیری خیلی در مقابل دشمن کار کردی ولو بزند بکُشد ما الان میگوییم این چه کاری است مثلاً انتفاضه با سنگ بلند میشوند میروند جلوی اسرائیلیها، اگر بدانی همین سنگها از صد تا تیر برای آنها بدتر است.@ دولتهای اسرائیل نگاه کنید چقدر تندتند از همدیگر میپاشند چقدر اوضاع آنطرف به هم ریخته چهار تا جوانی که جگر دارند جلوی دشمن میایستند جلوی دشمن به هیچ وجه نباید کوتاه آمد جلوی طبیعتگرا باید بایستی سیلی هم در گوش تو زد در واقع سیلی را خودش خورده.@ همین که بایستی جرأت پیدا بکنی به آن نه بگویی جلوی تو میایستم خونم را بریز میدانی برای او چقدر کشنده است چون میخواهد همه لال باشند و خفه باشند یکی جلویش بایستد ابهتش را بریزد آبرویش را ببرد چهار تا فحش به او بدهد ولو بزند خون طرف را هم بریزد دیگر تمام شد آبرویش ریخته.@ چه کسی جرأت میکرد بگوید مرگ بر آمریکا؟ امام بود آمد گفت آمریکا هیچ غلطی نمیکند آدم میفهمد که امام به کجا زده کارتر میگوید من یادم نمیاید که گریه کرده باشم ولی وقتی آیت الله خمینی گفت آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند از شدت ناراحتی گریه کردم.@ امام میگوید شما بگویید مرگ بر آمریکا برای آنها مرگ میاورد مرگ بر آمریکا ثوابش کمتر از نماز نیست قابل توجه آقایانی که میگویند مرگ نگویید مرگ بس است قابل توجه کسانی که برائت ندارند روحیه تبری ندارند قابل توجه کسانی که میگویند زیارت عاشورا خشن است.@ حالا الان شما نگاه کنید پرچم آمریکا را همه جای دنیا به تبعیت از ما آتش میزنند شما تاریخ معاصر را نگاه کنید ببینید قبل از اینکه انقلاب اسلامی بشود چه کسی جرأت داشت پرچم آمریکا را آتش بزند به این راحتی، میشد ولی نه اینطوری، بگذارند جلوی در دستشوییشان پا روی آن بگذارند بروند جلوی درس مدارسشان دانشکدههایشان پا بگذارند بروند.@ راحت جلوی ابرقدرتها بایستند اینقدر پشم و کرک آمریکا در دنیا ریختند که اصلاً کسی برایش تره خورد نمیکند الان خیلی ابهتش ریخته میاید تحریم میگذارد اولین کسی که نقضش میکند اروپا است کشورهای دیگر هم تحویل نمیگیرند اصلاً آبرویش را بردند چه کسی این کار را کرد؟ کسانی که جگر داشتند جلویش ایستادند خون بدهند و این ضربات را آنطوری به او بزنند.@ طبیعت در وجود خودت دقیقاً همینطوری است اگر از آن بترسی اگر همیشه بخواهی لوس آن را بار بیاوری و شجاعت برخورد با آن را نداشته باشی دائم در سرت میزند دائم به صورتت میزند دائماً سوارت میشود باید جگر مبارزه با خودت را داشته باشی این که دائماً این خودت را به صورت بدترین دشمنها جلوه میدهند این حقیقت هست.@ استبکار جهانی مجموعه مستکبرین فردی هست طبیعتگرایی جهانی و استکبار جهانی مجموعه طبیعتگراهای انسانی هست افراد طبیعتگرا دور هم جمع میشوند و حکومت طبیعتگرا تشکیل میدهند و استکبار جهانی را تشکیل میدهند.@ زمان فطرتگراها هم همینطور هست دور هم جمع میشوند قادر هستند حکومت تشکیل بدهند چقدر خداوند و اهل بیت توصیه کردند به اجتماعات فطرتگراها، فطرتگراها با هم رفیق باشند با هم حال بکنند با هم صفا بکنند همدیگر را دوست داشته باشند در رفاقت برای همدیگر سرمایهگذاری کنند از وجود همدیگر لذت ببرند.@ اینکه بزرگان ما گفتند شما دور هم جمع بشوید ولو به یک چایی خوردن هیچی هم نباشد ارزش دارد به هر مناسبت پاتوق درست کردن ارزش دارد اینها را در بحث شرح زیارت جامعه کبیره مفصل توضیح خواهم داد همین هستیم.@ (جاهِدوا اَهوائَکُم جاهِدوا اَنفُسَکُم کَما تُجاهِدونَ اَعدائَکُم) انفسکم یعنی طبیعتتان، فطرت باید مجاهده بکند خودتان با خودتان مبارزه بکنید(اَعدا عَدُوِّک نَفسُکَ الَّتی بَینَ جَنبَیک) بدترین دشمنان تو همان نفس توست از خودت بترس اگر کسی بتواند با خودش مبارزه بکند جگر مقابله با خودش را داشته باشد بیرون شجاعت دارد.@ همه کسانی که جرأت دارد جلوی آمریکا و شاه و ساواک بایستند و الان رشیدانه با افتخار قد علم بکنند جلوی استکبار کسانی بودند که اول مستکبر درونی خودشان را زدند در سرش خواباندن جگر مبارزه با این را داشتند این را زدند آرامش کردند سر جایش نشاندند به آن سیلی زدند نسبت به بیرون دیگر ترسی ندارند.@ در سیاستمدارهای ما کسانی که دَم از مذاکره و مباحثه با آمریکا و کنار هم آمدن و خراب کردن دیوار بیاعتمادی بین ایران و آمریکا میزنند کسانی هستند که در وجود خودشان همه بدبخت هستند همه دارند به طبیعتشان کولی میدهند در وجود خودشان جگر مبارزه با خودش را نداشتند.@ ممکن نیست کسی در وجود خودش طبیعت را از بین ببرد یا در گوشش بزند سر جایش بنشاند در بیرون روحیه سازشکاری با آمریکا را داشته باشد سازشکاری با اسرائیل را داشته باشد همه کسانی که از جبهه میترسیدند کسانی بودند که از داخل خورده بودند.@ همه کسانی که میدویدند در میادین مین شب عملیات مسابقه میگذاشتند که کدامشان بروند زودتر به خط بزنند کسانی بودند که داخل را همه را از بین برده بودند در سرش زده بودند طبیعت اصلاً قدرت عرض اندام نداشت از چه چیزی میترسیم این راهش هست باید جلوی خودت بایستی.@ (کَما تُجاهِدونَ اَعدائَکُم) با دشمن چطوری میجنگی؟ میگوید به این خائن رحم نکن خیلی خائن است یعنی خطرناکتر از این برای ما وجود ندارد ولی ما با آن رفاقت میکنیم کنار میاییم سر یک سفره مینشینیم آن را میپرورانیم به آن باج میدهیم کولی میدهیم و تقویت و تغذیهاش میکنیم.@ این که(حاسِبُوا اَنفُسَکُم) خودتان را محاسبه بکنید یعنی از این دشمن خائن حساب بکشید بگو از دیشب تا حالا با من چکار کردی امروز با من چکار کردید میگوید حساب بکشید همانطور که دو تا شریک از هم حساب میکشند کسانی که کار مالی کردند دو نفر تا غِران آخر پای همدیگر حساب میکنند ببینید چطوری است میگوید با او حساب کن.@ نگذار از تو بدزدد نگذار از تو ببرد نگذار سر تو کلاه بگذارد از او بگیر سوار آن بشو زرنگی کن رِندی کن برای همین میگوید:@

یعنی دیگر فکر نمیکنی در این مبارزه باختی همه دارند میخورند تو روزه بگیری بگویی اَه همه دارند میخورند ما باید بگیریم، نه تو داری میبری برد با تو هست روزه مستحبی، نماز، سختیها، ریاضات، تمامش برد است چون داری حالش را میگیری از آن انتقام داری میگری این در وجودمان یک ذره باشد موقع مردن کار دستمان میدهد یک کمی ناخالصی باشد در قبر کلی دردسر برای ما درست میکند جلوی تولد سالم را میگیرد راهش تلقین است.@ تلقین یعنی اول نترسی بعد هم روحیه مبارزه با آن را داشته باشی اولین چیز شجاعت، مردانگی، غیرت، حمیت شخصیت، عزت نباید بگذاری از تو کولی بگیرد نباید بگذاری سوارت بشود باید عارت بیاید از اینکه به آن کولی بدهی البته راه دارد راههایش را هم در معرفت نفس توضیح دادم.@ ما بعضی وقتها به توبره میزنیم ناشی هستیم میخواهیم برویم این را از بین ببریم فطرت را از بین میبریم دوستی خاله خرسه است یک ریاضتهای قلابی شروع میکنیم یک دفعه سر از تیمارستان در میاوریم اینطوری نمیشود ریاضت یا مبارزه باید طبق اصول باشد.@ شرع اولاً مشروع باشد زیر نظر استاد با خبرویت اگر در تمام روایت به یک همچین فرمولی برخورد میکنید به خاطر این رابطهای که بین فطرت و طبیعت هست این دستورات را دادند که تلقین بکنید.@ این که خداوند عبادتها را به ما واجب میکند برای اینکه بتوانیم از تلقین استفاده کنیم اگر نماز صبح را واجب نمیکرد چه کسی میتواند حریف نفس بشود.@ الان شما ببینید چقدر موفق هستید چون نماز صبح ملکه شما شده نفس نمیتواند سر شما کلاه بگذارد صبح بگیرید بخوابید تازه وادارش میکنید زودتر هم بلند بشود اینکه امام امت میفرماید ورزشکاران برای کسب معارف الهی بیشتر آمادگی دارند برای اینکه ورزشکار سابقه مبارزه با تنبلیهای نفس خودش دارد در عربی ریاضت میگویند.@ درس ریاضی را ریاضی میگویند یعنی مشکلات دارد باید در آن سختی بکشی ورزشکار چون بلد است صبح از خواب بلند بشود بدود بر خلاف تنپرورها خودش را اذیت بکند این چون سابقه زدن در سر طبیعت را دارد آمادگی دارد فقط آمادگی دارد نه اینکه فکر کنیم آدمهای مقدسی هستند.@ نه ممکن است اتفاقاً همین ورزشکار بودن قهرمان شدن به طبیعتگرایی به مراتب بدتر از طبیعتگرایی تنبلها و تنپرورها دچار بشود حب جاه حب شهرت اینها خطرناک است ولی حتی اگر او به شهرت و جاه هم رسیده بر اثر مبارزه رسیده.@

این بزرگی روح است ولو ورزشکار بزند که مشهور بشود قهرمان بشود دخترها عکسهایش را در خانهشان بزنند جان کنده به اینجا رسیده به این بزرگی روح میگویند شهید مطهری میفرماید یزید روحش بزرگ است معاویه روحش بزرگ است هیتلر روحش بزرگ است چرا؟ نادرشاه را مثال میزند ولی اگر این بزرگی در فطرت بیفتد بزرگواری میشود.@ فرق بین بزرگی روح با بزرگواری روح همین است صدام خیلی روحش بزرگ است اما بزرگوار نیست بزرگواری مال فطرت است بزرگواری آنجایی که رنگ فطرت پیدا میکند این بزرگواری روح هست پس راهش این هست تلقین زور گفتن به خودمان.@ هر چقدر هم از سنهای پایین شروع کنیم موفقتر هستیم چون هنوز ریشه در نیاورده سن که بالا میرود خطرناک میشود هر چقدر سن بالا میرود راحت نمیتوانی آن را زمین بزنی خیلی ریشهدارتر میشود برای همین بچهها را میگویند قبل از اینکه به سن تکلیف برسد ما دستور داریم در بحث تربیت مفصل گفتم قبل از اینکه به سن تکلیف برسند وادارشان کنید نماز بخوانند.@ که موقع تکلیف کاملاً ملکه شده باشد اذیت نشوند بچه چون با فطرت متولد میشود از عبادت عشق میکند خوشش میاید از مسجد از صورتهای مقدس از همین عشق و حالش استفاده بکنید و این حالها را به او بدهید بچه دیگر بعداً احساس مبارزه زیادی نمیکند با کمترین فشار موفق است.@ چون خداوند همانطور که مبارزه از آنطرف را گذاشته لذت را از طرف فطرت را در وجود ما قرار داده مبارزه که یک طرفه نیست که ما یکسره مبارزه بکنیم احساس بدبختی بکنیم نه الان همه کسانی که مبارزه کردند با خودشان در برخورد با محرمات دارند کیف میکنند چون دارند قدرت میبینند لذت دارند میبینند که آلوده نیستند.@ از اینکه آنقدر قوی هست که میتواند از یک صحنه حرام بگذرد دیگر جهنم نمیتواند او را بسوزاند تیر شلیک میکنند به او نمیخورد سوپرمن یعنی همین، سوپرمن یعنی کسی که مثلاً گلوله میزنند در سینهاش نمیرود توپ میزنند نمیتواند برود مثلاً میتواند با یک دست یک تریلی را بردارد صد متر بپرد به آسمان برود.@ سوپرمن یعنی همین یعنی ضد ضربه شدن سوپربویها سوپرمنها اینها مهم است یعنی یک صحنه حرام وقتی به او پیشنهاد میشود حجم عظیمی از جهنم را دارند به این شلیک میکنند به این میخورد هیچ چیزیش نمیشود این سوپرمن میشود این مرد است.@ حالا جوانان ما را میبرند در صحنههای ورزش در صحنههای هنر در صحنههای بازیگری ضعیفشان میکنند میخواهند قهرمان از آنها درست بکنند بازیگر و هنرمند بسازند از آن طرف ذلیل ذلیلشان میکنند که یک دوست دخترش به او گفته نه، میرود خودش را میکشد قهرمان این نیست.@ قهرمان بسیجی است که هزار تا شهوت طرفش میاید نمیتواند نگذارد جبهه برود این قهرمان است بله قیافهاش را که میبینی بدن نحیف زخمی دو تا پایش قطع است اما چه کسی میداند این روح چقدر شجاع است چقدر عظمت دارد چقدر ضد ضربه است.@ گفتم یکی از این بچه بالا شهریها آمده بود جبهه، به خودش غلبه کرده بود زور گفته بود و موفق شده بود پدر مادرش با این بنز کادیلاکشان میامدند پشت میلههای پادگان گریه عزیزم بیا برویم خانه، این هم میرفت یک جا پنهان میشد که اینها او را نبینند هر وقت اینها میامدند میگفت بگویید نیست.@ بالاخره یک بار پیدایش کردند بعد وادارش کردند که بیاید مرخصی گرفتند و بردنش پدرش آن موقع که اصلاً ویدئو در شهر نبود ویدئو قاچاق بود دست کسی نبود یک ویدئو برایش خرید و یک موتور هوندا که همه آن موقع برایش سر و دست میشکستند که مثلاً این را زمینگیرش بکنند.@ با یک اسلحه قوی دارند به سمت فطرت فرزندش شلیک میکند این چون ضد ضربه شده موتور و ویدئو را برداشت آورد جبهه آورد تبلیغات گذاشت آنجا گفت برای اسلام استفاده بشود ضربه میزنند اما به او ضربه نمیخورد آسیب نمیبیند.@ یک کسی میرود سفر خارج قویتر برمیگردد یک کسی میرود سفر خارج هیچ چیزی از او نمیماند یک سفر میرود و میاید میبینی زخمی داغون آرپیچی خورده موجی، برمیگردد میاید مینشیند فتوا صادر میکند آمریکاییها همین کار را میکنند آمریکاییها در همین مسئولین سیاسی خودمان از الان بگیر تا قبل برو در قاجار هر موقع خواستند یک نفر را اینطوری بکنند اول بردند بیرون او را موجی کردند.@ آقا بفرمایید از کشور ما هم یک بازدیدی بکنید بردند آنجا او را چیزخور کردند چند تا آرپیچی به او زدند خوردش کردند وقتی آمد دید که بدبخت است هیچی ندارد باید لخت بشویم متمدن بشویم باید شبیه آنها بشویم تا ما هم پرستیژ پیدا بکنیم شخصیت پیدا بکنیم باید چنین باشیم.@ ولی یک کسی که میرود آنطرف نه قویتر از هر دفعه برمیگردد مستحکمتر برمیگردد چون یاد گرفته چطوری طبیعت را زمین بزند وقتی میرود در مرکز طبیعتگراها مبارزهاش خیلی قویتر است بنابراین راه مبارزه راه ایجاد حلم و فضائل اخلاقی مبارزه است مرد بودن جگر داشتن اهل مبارزه بودن.@ (اِن لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَم) اگر حلیم نیستی خودت را به حلم بزن یعنی به خودت زور بگو بعد حضرت فرمول اساسی را میدهد(فَاِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ اِلاّ اَوشَکَ اَن یَکُونَ مِنهُم) کسی که خودش را شبیه گروهی در بیاورد یواش یواش از آنها میشود.@ یک ذره ادای مردها را در بیاور مرد میشوی این بچه کوچکها که ادای پدرشان را در میاورند احمد میگوید بابا من غذا میخورم میخواهم بزرگ بشوم مثل تو سبیل و ریش در بیاورم این عشقش این است به خواهرش میگوید آبجی برای من ریش میگذاری سبیل میکشی میخواهد زودتر بزرگ بشود.@ اسلحه آرپیچی دستش هست شمشیر دستش هست دولول میبندد اینطرف و آنطرفش بالاخره میخواهد زودتر بزرگ بشود من بروم آدم بدها را بکشم بسیجیها را در تلویزیون میبیند عشق میکند وقتی تشبه پیدا بکند یواش یواش همینطوری هم میشود.@ یک دختر کوچک ادای مادرش را در میاورد چادر میپوشد مثل مادرش نماز میخواند خانهداری میکند یواش یواش مثل مادرش یک خانم مؤمن، متدین، پاک، عرضه شوهرداری، عرضه مادر بودن را پیدا میکند این تشبه است.@ حالا مادری که خودش قرتی هست فاسد هست فرزندش به او تشبه پیدا میکند پدری که خودش فاسد هست فرزندانش به او تشبه پیدا میکنند بعد هم یواش یواش مثل خود آنها میشوند بنابراین تشبه خیلی مهم است اگر میخواهید به خدا برسید سعی کنید شبیه خدا بشوید.@ بهتر از خدا کیست که ما بخواهیم ادایش را در بیاوریم بهتر از پیغمبر کیست که بخواهیم ادایش را در بیاوریم بهتر از امیرالمؤمنین(ع) کیست که بخواهیم ادا در بیاوریم بهتر از علیاکبر(ع) کیست در جوانان، بهتر از اباالفضل العباس کیست این الگوهای شیرین دوست داشتنی جذاب برای جوانان، آدم تشبه به اینها میکند تا مثل آنها بشود.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به حلم خودت به ما رحم بفرما.@