جلسه 010 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - شرح حدیث عنوان بصری

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ احادیثی که درباره حلم بود آنها را قرار بود مروری بکنیم روی این روایات، روایتی که امشب میخوانیم(اَلحِلمُ نُورٌ جَوهَرهُ اَلعَقل) حلم نوری است که جوهرهاش و آن گوهرش عقل و خرد هست قریب به این روایات را ما جاهای دیگر هم داریم حلم یا بردباری میوه علم هست.@ یعنی چه کسی میتواند بردبار و صبور باشد؟ کسی که فهمیده باشد یعنی نه باسواد نه کسی که درس دانشگاه خوانده خواندن نوشتن بلد است منظور این نیست منظور آدم فهمیدهای باشد فقیه باشد فقیه هم نه معنای فقیه مسترد دین را خوب فهمیده باشد آگاهی داشته باشد.@ در این روایت میفرماید جوهره حلم عقل هست یعنی هر چقدر شخص عاقلتر و فهمیدهتر باشد حلیمتر و بردبارتر هست کسی که جوش میاورد کسی که داد میزند کسی که فریاد میزند کسی که خشونت در رفتارش هست بخصوص در مورد کسانی که خداوند امر کرده به تحمل آنها مدارای با آنها بردباری نسبت به آنها خوشرفتاری نسبت به آنها.@ و بخصوص کسانی که اگر انسان نسبت به آنها غضب بکند خودش به آتش غضب الهی خواهد سوخت مثل والدین، در درجه بعد خانواده، همسر، فرزند، این اگر بخواهد کسی رعایت بکند اشخاص فهمیده رعایت میکنند آنها هستند که حلیم و بردبار هستند.@ عقل ثمرهاش حلم هست از شاخههای علم تحمل و تغافل هست نسبت به کارهایی که دیگران با ما میکنند خودمان را به بیخیالی بزنیم خودمان را به نفهمی بزنیم خودمان را به غفلت بزنیم کأنه فلان کس فلان برخورد را با من نکرد انگار که نه انگار این حرف با من بود انگار نه انگار این کار را با من کرد.@ آنجا هم که شما بروید میگویند این فکر میخواهد فهم میخواهد بینش میخواهد عقل میخواهد شعور میخواهد که انسان این را داشته باشد(نِصفُ العاقِلِ اِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) عقل مساوی هست با کل بهشت نصف شخصیت عاقل تحمل است یعنی ظرفیت دارد راحت میخورد.@ مثل بادکنک پر نیست که وقتی بخواهی به او فشار بیاوری عکسالعمل نشان بدهد سر جایش برگردد بیظرفیت نیست که بترکد ظرفیتش مثل یک بادکنکی که از هوا پرش کرده باشی بخواهی یک ذره دیگر هوا به آن اضافه بکنی زود بترکد بعضیها اینطوری هستند.@ اینقدر از طبیعتگرایی و منیت چاق شدند تا یک چیزی خلاف میلشان در خانه باشد میبینی که به خشم میاید جوش میاورد داد میزند فریاد میزند عربده میکشد در خانه، بیرون، محل کار، نسبت به زیردست، نسبت به دوست، عاقل اینطوری نیست عاقل شخصیتاً نصفی از شخصیتش تحمل است نصفش هم بیخیالی است.@ بیخیالی یعنی خیلی زیرکانه رد میکند چون میداند اگر بخواهد یک جا گیر بدهد و برایش مهم باشد شدیداً فطرتش آسیب میبیند و آسیب هم میزند یعنی غضب یک چیزی هست که فقط خود شخص را نمیسوزاند اطراف را هم آتش میزند بعضی وقتها شعلههایی ایجاد میکند که تا قیامت خاموش نمیشود.@ اینکه در روایت داریم(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی هست که هرگز بخشیده نمیشود چون بداخلاقی یک شعلهای هست که وقتی روشن میشود خاموش کردنش راحت نیست چون تبدیل به خُلق شده باید کسی که جگرش را دارد مرد آن هست عقل و شعورش را دارد یک دفعه خاموشش میکند چون میداند این خودش را میسوزاند.@ غضب فشار قبر زیاد میاورد مارها و عقربها و سگهای درنده خیلی بدخو و تندی را در قبر برزخ و قیامت بر انسان مسلط میکند یک آدم باشعور وقتی غضب میکند میفهمد که الان اژدها میخواهد سر دربیاورد سگ میخواهد پارس بکند در غضب به محض اینکه عصبانی بشوی باطن تو یک سگ است که دارد فطرت را گاز میگیرد.@ سید هاشم گفت من یک دفعه دیدم دو تا شدم یک سید هاشم نورانی و خوب و محترم یک سید هاشم غیر محترم، آن سید هاشم غیر محترم در ما همینطوری هست آن خود ناخودمان خودمان را گاز میگیرد خیانت میکند پشت پا میزند پارس میکند اسیرش میکند.@ آدم عاقل کسی است که منش را به بلندای ابدیت دوست دارد از آن محافظت میکند نمیگذارد ناخودش بخواهد لکه به او وارد بکند صدمه به او بزند بیظرفیتی داد و فریاد کردن غضب پای انسان گران تمام میشود خیلی هزینهبردار هست.@ جلسه قبل گفتم مرحوم آیت الله بروجردی میخواست خودش را تنبیه بکند که یکبار بیجا غضبناک شده بود یکسال روزه گرفت یکسال روزه هزینه کمی است میفهمد که قیامت به خاطر یک بار عصبانیت چقدر باید آنجا هزینه بپردازد چقدر باید دیش و چیزهای دیگر تحمل بکند چقدر باید در جهنم ضجه بزند میگوید یکسال روزه میگیرم بلکه جبران بکنم.@ پای ما مفت تمام نمیشود خیلی گران است آن هم به بلندای ابدیت پای ما گران تمام میشود با مقیاس آنجا، اینجا ما فکر میکنیم یک غضب پنج دقیقه طول کشید من داد و فریاد راه انداختم این پنج دقیقه را ببرد در محاسبه قیامت بر مبنای ابدیت حساب کنید.@ وقتی قرار است یک عمر 60 سال یک ابدیت را بسازد پنج دقیقه غضبش چند سال از ابدیت را آنجا پر میکند چه کسری عذاب آنجا برای انسان درست میکند غضب که خیلی وحشتناک است یک گناه کوچک که آدم میکند میفرماید حداقل صد سال در جهنم گرفتار است ما اینجا صد سال عمر میکنیم.@ مبنا را توجه بکنید بحث نسبت بحث مهم است اگر آن را نفهمی نمیدانید در دنیا میخواهید چکار بکنید فکر میکنیم پنج دقیقه آنجا پنج دقیقه اینجاست پنج دقیقه نیست(سُوءُ الخُلق ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود چون انسان آنجا گرفتار میشود.@ این شعور و فهم میخواهد این یک شهودی میخواهد که انسان بفهمد این غضب برایش گران تمام میشود اگر بخواهد بیخیال نباشد اگر بخواهد یواشکی به قول امروزیها زیرسبیلی در نکند بخواهد نسبت به هر چیزی عکسالعمل نشان بدهد جواب هر حرفی را بدهد برای هر چیزی بنشیند فکر بکند.@ شب خوابش نبرد که چرا امروز فلانی با من اینطوری حرف زد منظورش چه بود با من اینطوری کرد، نکند میخواسته من را تحقیر بکند، نکند یک جسارتی هست اصلاً خوش به حالت اگر تحقیر بشود خوش به حالت اگر جسارت بشود خوش به حالت اگر میخواستند حالت را بگیرند حال تو که نیست.@ گفتم جسارت و بیادبی و تحقیر دیگران روی طبیعت میاید روی خود ما که نمیاید خود ما همیشه نورانی هستیم همیشه درخشان هستیم این چیزها که به ما آسیبی نمیرساند یعنی هوشیار، عاقل یک کسی هست که اگر بفهمد میخواستند تحقیرش بکنند میخواستند به او فحش بدهند میخواستند حالش را بگیرند این را مغتنم میداند برای ابدیتش غنیمت میگیرد.@ آدم نفهم جاهل مینشیند روی آن فکر میکند میخواسته حال من را بگیرد خودش یک جهنمی درست میکند خیلیها را با آن آتش میزند بعد هم فکر میکند تمام شد به جایی هم برنخورد.@ بخصوص نسبت به ضعفا، خیلی عجیب هست آدم یک موقع هست نسبت به هم ردیف خودش به رفیقش اینطوری میکند نسبت به بالادستش ممکن است از این بیادبیها بکند ولی یک موقع هست نسبت به زیردستش، بچه، زن، مظلوم، چون خدا انتقام میگیرد داریم بترسید از ظلم کردن به کسی که جز خدا هیچ کس را ندارد اگر خدا بخواهد انتقام بگیرد وحشتناک است.@ داستان سعد را دهها بار گفتم سعد یک شخصیت بسیار بزرگ پیش خدا شدیداً محبوب پیش خدا و پیغمبر محبوب پیش خود رسول خدا ائمه علی(ع) دوستش دارد بقیه دوستش دارند شهید هم هست یعنی میاید در رکاب پیغمبر در جنگ خندق میجنگد سه روز هم بدنش مجروح هست بعد هم به شهادت میرسد.@ ما حدیث داریم که اولین قطره خونش کسی که در راه خدا میجنگند بریزد همه گناهانش آمرزیده میشود بعد جبرئیل با هفتاد هزار فرشته میکائیل با هفتاد هزار فرشته میایند تشیع جنازه سعد، رسول خدا چه احترامی برای سعد میگذارد سنگ تمام میگذارد کفن و دفن تمام کارهایش را خود پیغمبر میکند.@ خود پیغمبر دعا میکند خود پیغمبر نماز میخواند نماز میت یکی از دعاهایش این هست(اَللّهُمَّ اِغفِر لِهَذَا المَیّت) خدایا این میت را ببخش پیغمبر دعا کرده ما وقتی میمیریم میگوییم اگر یک سیدی بیاید برای ما نماز بخواند خوب است.@ او دیگر سیدالسادات هست رسول خدا آمده تا در قبرش میگذارند اصلاً معطل نمیکنند در قبر گذاشتند حضرت فرمود الان قبر سعد را در فشار گذاشته چرا؟ (اِنَّهُ کانَ فی خُلقِهِ مَعَ اَهلِهِ سُوءا) در خانوادهاش بداخلاقی میکرد نسبت به زن و بچهاش، خدا شدید انتقام میگیرد.@ ممکن است الان این نیروی زیردست تو خدماتی است چهار تا داد بیجا سر او زدی از روی عصبانیت، این هم برای اینکه نانش قطع نشود چیزی نمیگوید به رئیس که نمیشود چیزی گفت فردا نان ما را میبرد ولی بدان تو بدترین جا عصبانی شدی.@ به نیروی زیردستت، به زنت، به بچهات بدترین موقع بود که آنها میترسند چیزی نمیگویند آنها سکوت میکنند میگویند پدر است باید تحملش کنیم مرد است باید تحملش بکنیم رئیس است باید تحملش بکنیم شدیدترین عذابها اینجا هست.@ چون پیغمبر(ص) فرمود بدترین مردم کسی است که انسانها از او حساب ببرند حساب بردن یعنی چی علو خطرناک است انسان بخواهد یک نفر از او حساب ببرد روحیه جهنمی است در جلسات قبل خواندیم(تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) هیچ کس نباید خیال علو داشته باشد.@ من باید در خانه حرفم پیش برود حرف آخر را من بزنم، نه چه کسی گفته حرف آخر را من بزنم؟ حالا این بیچاره برای اینکه نانش بریده نشود میگوید چشم قربان او میاید معذرت میخواهد تو هم کیف میکنی.@ بعضی وقتها اینقدر انسان بیشعور میشود اینقدر دچار تکبر متعفن و لجن میشود که بد میکند انتظار دارد بقیه بیایند بگویند چشم حق با تو است او را آرام بکنند خودش بد کرده حتی متوجه این هم دیگر نیست فقط چون حضرت آقا یا سرکار خانم عصبانی شده یک کسی باید از این معذرت بخواهد تا این آرام بشود حتی فکر نمیکند که این مشکلی که پیش آمده یا این عصبانیت و خشم عاملش چه کسی هست.@ ما چون عصبانی شدیم باید بقیه از ما معذرتخواهی بکنند حق با شماست شما آقایی کن شما بزرگی کن او چنین است یک نادانی کرد عفو از بزرگان است یک ذره به ما بزنند آرام بشویم در محضر خدا هستیم در محضر امام زمان هستیم در محضر رسول الله هستیم مگر شوخی است عربدهکشی غرغر کردن آن هم آنجا که اصلاً ما حق نداریم.@ برادر بزرگتر برادر کوچکتر را میزند روی چه حسابی، تو چه ولایتی روی او داری که او را میزنی، طرف پدر هست میخواهد یک کسی را بزند باید چقدر مسائل شرعیش رعایت بشود تا بتواند دست روی بچهاش بلند بکند آن هم باید چه حساب کتابهایی بکند که یک موقعی از حد شرع نرود، روی زن دست بلند کرد.@ یک ذره انسان دقت بکند که تمام فرشتهها دارند او را نگاه میکنند در محضر امام زمان آدم وحشیبازی در بیاورد چرا غذا سوخته، بیشعور، حیوان، چه کسی به تو گفته برای غذا عصبانی بشوی تو مگر نسبت به زن حقی داری که برایت غذا درست بکند لطف کرده غذا درست کرده حالا سوخته که سوخته.@ یا فلان چیز چرا اینطوری شده یا بچه چرا اینطوی کرده، خیلی باطن انسان زشت میشود آن موقعی که اینطوری میشود اگر میتوانست باطن خودش را نگاه بکند در آن حالت میفهمد چه درندهای شده خودش چه اژدهایی شده افتاده به جان فطرتش و خودش حقیقیش و به جان بقیه.@ چقدر فطرتها را آتش میزند چقدر شخصیتها را خورد میکند چقدر له میکند میرود پی کارش، یا زودتر خاموشش کن به داد خودت برس الان جوان هستی طاغوت بودن را کنار بگذار متکبر بودن را کنار بگذار من کیستم که همه باید به میل من جور در بیاید.@ کسی خودش را عبد میداند در این بحثها مبانی را گفتیم مبانی این است که انسان عبد است برای خودش هیچ چیزی سراغ ندارد در مقابل خدا(لا یَملِکُ لِنَفسِهِ نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشوراً) خدایا من هیچی از خودم ندارم وقتی هیچی از خودت نداری خودی نداری که کسی به آن جسارت کرده باشد اصلاً خود کجاست تو هیچی از خودت نداری که بخواهی به خاطرش خانواده را گند بزنی فامیل را خراب بکنی رفاقتت را آتش بزنی برود.@ گاهی وقتها افراد به خاطر اختلافاتشان کشور را خراب میکنند چرا نظر من تأمین نشد، در یک جلسه علمی جلسهای هست که شورا هست عزیز من شما هفت نفر هستید ده نفر هستید صد نفر هستید پانصد نفر هستید رأیگیری کردید قرارتان این هست که رأیگیری بکنید احترام به رأی اکثریت بگذارید.@ بنده مخالف هستم دو نفر دیگر هم مخالف هستند سه نفر میشود چهار نفر موافق هستند رأی دادند مردانه قرار ما در جلسه این هست که چهار نفر اکثریت رأی دادند حالا من نق بزنم حتی اگر چهار نفر هم اشتباه بکنند چون قرار ما این هست که اکثریت رأی به این است مدام بخواهی به رُخ آنها بکشی قهر بکنی چرا نظر من تأمین نشده من که کمک نمیکنم من همکاری نمیکنم اینها همه مال بنیت است همه مال طاغوت بودن است.@ انسان انانیت دارد حتی در جمع هم که هست ظاهراً پرستیژ احترام به حقوق دیگران را شعار میدهد قانونگرایی را شعار میدهد مثل این چیزهایی که در مسائل سیاسی روز داریم میبینیم این همه شعارهای قانونگرایی خدا نکند همه اینهایی که دارند شعارهای قانونگرایی میدهند یکبار نظرشان تأمین نشود که قانون بخواهد پا روی دُم اینها بگذارد همه چیز به هم میریزد این انانیت میشود.@ بنیصدر هم همین را میگفت، امام فرمود چه خبر است میگویید من من، من قانون را قبول ندارم قانون باید با من تنظیم بشود امام فرمود غلط میکنی قانون را قبول نداری قانون تو را قبول ندارد.@ تا یک جا رئیس میشود امکانات بیشتر اختیارات بیشتر همه چیز باید با من تنظیم بشود همه مجموعه باید با نظر من بگردد با صلاحدید من بگردد نه اینطور نیست این شعور میخواهد عقل هست که به انسان آرامش و بردباری و صبوری میدهد علم هم همینطور.@ لذا میفرماید(اَلحِلمُ تَمامُ العَقل) حلم یعنی همه عقل لذا آنجایی که ما کم میاوریم به عقلمان لطمه وارد شده عقل نمیکشد از عقل کم داریم یک نفری که عربدهکش هست چاقو میکشد داد میزند فریاد میزند میگویند دیوانه شده بعد از جنگ هم یک اصطلاحی آمده میگویند این موجی شده یعنی تعادل ندارد اگر عقلی باشد انسان تسلط پیدا میکند.@ گاهی وقتها اینها را ما بهانه میکنیم من سید هستم جوشی هستم سیدها یک ذره جوشی هستند، چه کسی همچین حرفی را زده، فردا خدا آنجا پوست میکَند غلط کردی بیجا عصبانی شده من موجی هستم بنده موجی بودم بنده تا تیمارستان هم رفتم.@ گاهی وقتها یک صدای اینطوری برای من یک صدای بمب بود در گوشم یعنی اینقدر حالم خراب بود همینطوری که نشسته بودم این فرشها را که میدیدیم این رنگها حرکت میکرد میامد گلوی من را میگرفت فشار میداد جیغ میزدم یعنی مالیخولیایی شده بودم نشسته بودم یک دفعه میبنم این ساختمان ریخت روی سرم، اینطوری میکردم که این سقف روی سرم نریزد هیچ خبری نبود ولی دیوانه دیوانه شده بودم.@ همان موقع هم من یادم هست که نگذاشتم عصبانی بشوم یعنی موقعی که در خانه اینطوری میشدم زود از خانه بیرون میآمدم که سر کسی داد نزدم کنترل میکردیم ما هم دیوانه بودیم موجی بودیم موجی بودن بهانه است که ما موجی هستیم دست خودمان نیست این حرفها چیست آدم بخواهد میتواند یک کاری بکند.@ البته گفتم همان حدیث را روز اول گفتم امام صادق(ع) فرمود(لا بُدَّ لِلحَلیمِ مِن حَفَّه) حلیم گاهی وقتها ممکن است یک موقعی لغزش بکند یک موقعی از کوره در برود اما این گاهی است به ندرت ممکن است در زندگی یک حلیم همچین اتفاقی بیفتد.@ اینطور نیست که مثلاً هر روز یکبار یک سهمیهای داشته باشد یک غری به بچه بزند ولی میشود حتی موجی هم باشد برای خودمان میبافیم و میرویم ما سادات هستیم اینطوری هستیم جوشی هستیم من یک ذره مغرور هستم من یک ذره عصبانی هستم فشار کار بیرون نمیگذارد.@ راه دارد من قبول دارم که ممکن است فشار کار انسان را اذیت بکند آدم درگیر بشود محل کار هزار تا گرفتاری اصلاً یک نفر هم از من خوشش نمیاید برای من پاپوش درست میکند گرفتاری درست میکند همه حلم ارزشش همین جاست والا من بیایم خانه زنم غذای عالی درست کرده باشد خانه همه چیز مرتب باشد هیچ مشکلی نباشد شکمم سیر باشد جیبم پر پول باشد خوش اخلاق باشم این هم یک حیوانیت است.@ مثل مار مثل شیر، شیر هم اینطوری است شما در فیلمهای مستند نگاه کنید شیر خوابیده اینقدر این آهوها و حیوانات دیگر پیش شیر میروند با آنها کاری ندارد چون سیر خورده مار یک شکم میخورد شش ماه میخوابد کاری با کسی ندارد.@ انسان یعنی آن موقع که مشکل دارد عصبانی نشود آن موقعی که شرائط جور نیست داد نزند، کسی را تحقیر نکند، نه اینکه همه چیز جور باشد شکمم سیر باشد جیبم پر پول باشد خانه همه چیز میزان باشد هیچ آدم بداخلاق و غیر طبیعی هم اطرافم نباشد بخندم پرستیژ را رعایت بکنم همیشه لبم خندان باشد این چه هنری است.@ آن موقعی که گرفتار هستی آن موقعی که سرت شلوغ است آن موقع که مریض هستی سرت درد میکند آن موقع که یک کسی از تو مُرده در آن موقع آدم تعادل را حفظ بکند هنر کرده مرد میشود انسان میشود.@ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) مصیبت فقط آن نگاه ابدی را جلوی چشم انسان میگذارد تا گرفتار میشود با آن نگاه نگاه میکند دیگر عصبانی نیست تا گفتند فلانی مُرد فلان حادثه اتفاق افتاد فلان کس آدم مالی هست تعادلش به هم نمیخورد(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ در بحث بلا گفتم که چطوری وقتی بلا سر ما میاید ما اتصال به ابدیت پیدا میکنیم دو سه تا طلبه را دیدم که فشار زیادی روی زندگیشان هست آدمهای بسیار متعادل خوشاخلاق خوب، یکی دو تا از آنها شهرری چند تا هم قم، میگفتند آقای شجاعی چقدر مزه دارد که برای نان شبمان لنگ هستیم.@ ولی این لنگ بودن خیلی مزه دارد این که ما فقط چشممان به خداست فشار بیاید میرویم حرم حضرت معصومه به کریمه اهل بیت توسل میکنیم این تعادل دارد گاهی وقتها من میدیدم اینها بچهاش مریض میشد پول نداشت او را دکتر ببرد پول قرض میگرفت دکتر میبرد پول نداشت نسخه را بگیرد.@ یادم هست گاهی وقتها برای خانه چیزی نداشتند بخرند ببرد اخلاق یک، نسبت به زن و بچه، تازه باید تحقیرها و خجالتها را هم تحمل میکرد جوش هم نیاورد در روابطش با خدا تأثیر نگذارد با خدا قهر بکند نماز بخوانیم چه نمازی چه چیزی خدایا من دوستت دارم مخلص تو هستم نوکر تو هستم روزه میگیرم حج هم میروم شکمم را سیر کن والا از تو خوشم نمیاید با خدا معامله اینطوری بکنیم.@ خدا را بر مبنای طبیعت ارزشگذاری میکنیم طبیعتمان اگر تأمین شد همه چیز متدین و مؤمن و خوشاخلاق و معنوی، طبیعتم تأمین نشد نه خدا نه اهل بیت نه کس دیگر، اینطور است که آدم اینقدر کوچک میشود پایین میاید که خدا را با طبیعتش ارزیابی میکند برای معنویات برمبنای طبیعیات و برای مسائل فطریات بر مبنای طبیعیات برنامهریزی و ارزشگذاری میکند.@ اینها فرمایشات علی(ع) است روایت بعدی میفرماید(اَلحِلمُ نِظامُ اَمرِ المُؤمِن) مؤمن بدون حلم کارهایش اصلاً درست نمیشود این همه مباحثی که در زمان امام بود در زمان امام کسی نمیتوانست این حرفها را بزند خیلی از این شبهات مال زمان بعد از امام هست که فرصت کردند یک همچین کاری بکنند.@ یعنی تشعشع امام یک طوری بود که به کسی اجازه همچین خرده فرمایشاتی نمیداد بعداً این قضایا ایجاد شد خدا هم امتحانات سختی میگیرد. (نِظامُ اَمرِ المُؤمِن) کسی که این دانههای متفرق تسبیح را جمع میکند این بند است این بند در کار مؤمن حلم است یک جهت میدهد تمام کار را ردیف میکند.@ ولی اگر این نباشد حضرت میفرماید هیچ کدام از عبادات شخص هم نمیماند همه نابود میشود کارهای خیرش تمام نابود میشود وقتی حلم نیست پنج سال ده سال مجاهده زحمت با بیحلمی بیحوصلگی کنار میگذارد همه را خراب میکند.@ بالا میرود یک دفعه میزند زیر همه چیز، آخرین ارزیابی میبینی هیچ چیز در نامه اعمالش نیست حالا میخواهد برود آنطرف که هیچ کس را ندارد کلی هم بار منفی دارد لذا اگر کسی میخواهد جمع بکند جنین که در رحم مادر هست نُه ماه را باید کامل صبر بکند حوصله و با آرامش جذب بکند با آرامش بگیرد با آرامش تبدیل بکند جنین مضطرب سالم متولد نمیشود.@ در رحم دنیا اگر بخواهی به آخرت سالم متولد بشوی اسلحه شما حلم هست باید حوصله داشته باشی بردبار باشی آدم جوشی عصبانی بیطاقت نمیتواند کاری بکند.@ یک مدیر بخواهد کارهایش از دستش در نرود باید حلیم باشد یک پدر خوب در یک خانواده اگر بخواهد زمام امور خانواده را در دستش بگیرد و یواش یواش وضعیت خانواده را سروسامان بدهد گاهی وقتها خانواده دچار حوادث خیلی زیادی میشود بحرانهای خیلی زیادی میشود اتفاقات بدی در خانواده میافتد.@ از یک طرف فشار مالی از یک طرف طلبکارهای بیانصاف که میخواهند ما را زندان بیندازند از یک طرف انتظارات بیجای فامیل مثلاً پدرم یک گوشهای از من یک انتظاری دارد یک ذره او هم نق میزند از یک طرف انتظارات زن و بچه انتظارات نابجا، از یک طرف انتظارات بجا، بچه الان میخواهد برود مدرسه ثبتنام بکند لباس میخواهد کفش میخواهد کتاب و دفتر میخواهد، نداریم.@ او که میتواند یک کاری بکند که کارها نظم پیدا بکند و درست بشود این هست که آرامشش را حفظ بکند جوش نیاورد گاهی وقتها تو یکبار بیجا به خاطر اینکه مشکلات کاریت زیاد است یا مشکلات دیگرت زیاد است یک داد سر زنت میزنی کار خرابتر میشود.@ یک موقع هست درست لحظهای که کارد به استخوان رسیده الان میخواهی داد بزنی زنت چه میداند درون تو میگذرد یا بداند فعلاً یک حرفی میزند یا بچه کوچک که از عالم تو خبری ندارد تو الان در گرفتاری شدید یک دفعه بچه میگوید بابا بنشین نقاشیهای من را نگاه بکن بابا برای من قصه بگو الان تو میگویی حوصله ندارم او مینشیند گریه میکند گریه او تو را عصبانی میکند.@ یا بابا بیا فلان کار را انجام بدهیم بابا میخواهم با تو بازی کنم تو اصلاً حوصله او را نداری الان هشت تو گرو نُه است اینقدر در خانه به تو پیچیده حالا بچه هم عشقش گرفته میخواهد با تو بازی بکند خانم یک انتظار خاصی دارد میخواهد بنشینی با او حرف بزنی یک چیزی که اصلاً تو فعلاً نمیتوانی به آن فکر بکنی.@ مثلاً میخواهد راجع به فاطمه خانم برای تو قصه بگوید درست یک لحظهای هست که این حرفها و این کارها داری زنگ میزنی مثلاً پسر موبایل را خراب کرد دکمهها را فشار داد حافظه باطری خراب شد عجله داری میخواهی بروی بیرون میبینی سویچ نیست اضطراب، مثلاً بچه برده در آشپزخانه یک گوشه انداخته.@ درست همین لحظه که خیلیها به خودشان اجازه میدهند داد بزنند اگر داد نزنی یک دفعه شعله را خاموش بکنی مرد باش همین که شعله را خاموش کردی یک دفعه میبینی کارها یک دفعه از آنجایی که حساب نمیکنی ردیف شد خدا هم در کار تو بود امام زمان در کار تو بود کارها را ردیف کرد.@ بعد هم یک همچین کاری هم خوب نیست ردیف شد شد نشد هم نشد حق نداری داد بزنی حق نداری عربده بکشی این در پرونده عملت میماند این فطرت را آتش میزند آدم که خودش را آتش نمیزند دیوانگی است ولو کارها هم درست نشود.@ چون تو قرار است شبیه به خدا بشوی یعنی(لا یَشغَلُهُ شَأنٌ عَن شَأن) یکی از صفات خدا این هست که هیچ شأنی او را از شأن دیگری غافل نمیکند چیز را به حساب دیگری نمیریزد اگر سر کار یک کسی به من داد و بیداد کرده برای چی به حساب زن و بچهام بگذارم چرا باید سر آنها تخلیه بکنم.@ آنها چه گناهی کردند دوستم دارند منتظرم هستند دلتنگ من هستند بیایم سر آنها داد بزنم پدرم مادرم، بعضی از افراد هستند که آدمهای خوشاخلاقی هستند آدمهای متدینی هستند آدمهای معنوی هستند ولی دو سه تا کار که محاصرهشان میکند یک دفعه جوش میاورد دو سه تا کار به آنها که فشار میاورد یک کمی که تنگ میشود میبینی اصلاً قاطی میکند.@ حسابها به هم میریزد حساب کارخانه با زن قاطی میشود حساب زن با بچه قاطی میشود حساب بچه با چی قاطی میشود بچه در خانه بیظرفیتی انجام میدهد داد سر زن میزند بیا بچهات را جمع کن تو هم پدر هستی مگر او مسئول جمع کردن بچه تو است بچه اصلاً مال پدر است.@ چطور فردا او را طلاق بدهی بچه مال تو است حق این را داری بچه مال پدر است، بچه را بیا جمع کن!؟ چرا بچه را تربیت نکردی، تربیت مال پدر است تو باید تربیتش میکردی زن است در آشپزخانه دارد کار میکند وظیفهاش هم نیست کار بکند با چه بدبختی دارد غذا درست میکند من سر او داد میزنم چرا این بچه آمده اینجا اینطوری کرده مگر زن ما هشت پا است که مثلاً دو تا دستش در آشپزخانه باشد دو تا دستش در خانه باشد.@ او هم دارد همانجا برای تو مفت کار میکند حالا چرا بچه اینجا اینطوری کرد فکر میکنیم مثلاً همه کارها باید بر وفق مراد ما باشد همه چیز باید تنظیم ما باشد خانه خودش را با من تنظیم بکند بچه با من تنظیم بشود، این که نمیشود، بچه را تربیت بکن تو برو بچه را تربیت بکن، این چرا اینطوری کرده، از خودت بپرس چرا اینطوری کرده.@ یاد گرفتیم کارهایمان بیندازیم گردن این و آن، زنم انجام بده بعد هم میخواهیم کار بر وفق مرادمان باشد نه برای تربیت فرزندت وقت بگذار از فرزندت مراقبت نمیکنی با او رفیق نمیشوی وقت نمیگذاری بیحوصلهای، بعد بچه میرود فاسد میشود بعد عصبانی بچه را کتک میزنند.@ عزیز من تو میتوانستی نگذاری این بچه برود فاسد بشود تو اگر با او رفیق بودی که نمیرفت از دیگران محبت جذب بکند یکی از خندهدارترین حرفهایی که ما در خانه به فرزندانمان میزنیم کلمه بیتربیت است بیادب بیتربیت، چه کسی باید ادب میکرده؟ چه کسی باید تربیت میکرده؟ به خودت فحش بده تو بیادب و بیتربیت هستی.@ اگر بچه اینطوری هست برای اینکه تو سرمایهگذاری نکردی انگار که فرشته از آسمان باید بیاید بچه من را تربیت بکند یا وظیفه زن است، نه، مرد سه تا وظیفه اصلی در خانواده دارد 1 ـ کمترین وظیفه تأمین مادی است مرد باید جگردار باشد خانواده را تأمین بکند.@ بعضی از این مردها یک موقعی میایند در دفتر من ما گرفتاریم، میگویم این روزنامه بردار نیازمندیها ببین کجا کارگر میخواهند برو کار کن به او میگویم عزیز من من را میبینی من عملگی میکردم رفقایی داریم که مشکلات خاص در همین زمان خودمان عملگی میکنند.@ کسانی را داریم که در بازار کار میکردند وضع مالیشان توپ بوده وقتی به بنبست خوردند میرفتند عملگی میکردند سرشان را هم بالا میگرفتند گفتم عزیز من من میرفتم عملگی میکردم من یک مدت شاگرد شوفر بودم ایرانپیما کار میکردم ککم هم نمیگزید ماشین میشستم به مسافران آب میدادم.@ هر بار میرسیدیم من آن موقع 15 سالم بوده یک اتوبوس به این بزرگی اینقدر تمیز میشستم که جایزه میدادند در شرکتها آن موقع جایزه میدادند اگر ماشین تمیز باشد با لاتها، رانندهها، آب بیاور، کف بزن، ماشین بشوی، میشستیم، الان هم عشقم همین است اگر یک ذره وضع کمر و پاهایم خوب باشد بیکار نمینشینیم بلند میشوم میروم عملگی میکنم سرم را هم بالا میگیرم مگر کارگری بد است.@ امیرالمؤمنین(ع) عمله بود عملگی میکرد مزدوری میکرد برای یهودیان پول میگرفت برای یهودیان کار انجام میدهد حضرت چاه میکَند امام باقر(ع) چاق بود یک موقعهایی اصلاً نمیتوانست بلند بشود دو نفر میگرفتند حضرت را بلند میکردند ولی راوی میگوید من دیدم حضرت بیل میزند با این هیکل در زمین کار میکرد و عرق میریخت این امام ماست.@ (مَلعونٌ مَلعونٌ مَن اَلقی کَلَّهُ عَلَی النّاس) ملعون است ملعون است که بارش را روی دوش دیگران بیندازد شما لیسانس گرفتی نباید کار بکنی برو عملگی بکن من یک موقعی یادم هست در خانهمان بنایی داشتیم خودم کار میکردم جای چند تا عمله از صبح تا شب کار میکردم چند تا هم عمله گرفته بودند.@ یکی از آنها را دیدم خیلی خوشسیما متدین سر وقت نماز بخواند یک شب آمدم دعای کمیل بخوانم دیدم دعای کمیل را این نشسته دارد میخواند بعد فهمیدم طلبه است بنده خدا میگوید من قم درس میخوانم وضع مالیم خوب نیست تابستانها که درس تعطیل است میایم عملگی میکنم این هم روحانی ماست.@ بنایی که با او کار میکردم روحانی بود تابستان بنایی میکرد زمستان میرفتند درس میخواندند مراجع ما داشتیم اینطوری بودند کار میکردند الان شما همین آقای استاد امامی پنجشنبهها میبینید چند صد نفر میروند پیش او عرفان میخوانند بروید خانهاش را ببینید.@ ما رفتیم با یک مینیبوس با بچهها رفتیم تابستان بروید ببینید یک زیرشلواری پای او هست یک دوچرخه 28 و یک بیل، برو سر زمین یکسره سر زمین است دستانش را نگاه کنید این استاد شماست.@ مرد کسی هست که در مقابل هیچ کاری کوتاه نمیاید توالت میخواهید بشوییم میشوییم سرمان را هم بالا میگیریم شاگرد شوفری میکنیم عملگی میکنیم میرویم میدان یک بدن داریم الحمد لله خوب است بار میکشیم روی دوشمان میگذاریم مگر حمالی بد است مرد باید کار بکند.@ اصلاً خلاف مردی و غیرت است من یک گوشه بایستم کار خوب گیرم نیامده کار خوب یعنی چی یک جا دفتر ما را بگذارند صد هزار تومان حقوق به ما بدهند این کارش خوب نیست خدمات است من نمیایستم این خیلی حرف بدی است خدمات باشد بایست کار کن.@ 2 ـ واجبتر از تأمین مادی تأمین عاطفی است مرد باید در خانه عشق، محبت، عاطفه توزیع بکند وجودش سرشار از اینها باشد جلوتر از زنش نباید کم بیاورد جلوتر از فرزندانش کانون عاطفه محبت و مهرورزی باشد آنها جذب بکند.@ خانواده بچهها اگر کسی تأمین عاطفی بشود هرگز اگر تأمین مادی نشد خراب نمیکنند دزدی نمیکنند زیرآبی نمیروند تحمل میکنند هر وقت میبینی اعضای خانواده به تو گیر میدهند خیلی گیرهای اقتصادی غر میزنند بهانه میگیرند بدان خیلی اشباع نیستند اگر اشباع بشوند حرف نمیزنند با تو راه میایند.@ یکبار ببیند پدرش ندارد یا دارد شرمنده مشود یا گرفتار است کوتاه میاید هیچی نمیگوید و وقتی گیر بدهد چون اشباع عاطفی است شما عاطفه را ارضا بکن محبت بکن ثابت کن که او را دوست داری در عمل نشان بده.@ من به همه دختر پسرها میگویم شاگردانم که ازدواج میکنند به عزیزانی که ازدواج نکردند راهش این هست که انسان هرگز برای دنیا در خانه عصبانی نشود وقتی سر غذا سر مهمانی سر زنت داد میزنی یعنی آن از تو برای من مهمتر است که من دارم سر تو داد میزنم تو از این کوچکتر هستی داری او را کوچک میکنی.@ زن میفهمد من یک عمر صادقانه دارم در خانه این حمالی میکنم کلفتی میکنم این من را به چه چیزی میفروشد سر من داد میزند این خیلی بد است 3 ـ تأمین معنوی، مرد باید تأمین معنوی بکند مهمتر از تأمین عاطفی باید دین در خانه بیاورد ناراحت هستی در یخچال خانهتان گوشت نیست ناراحت باش فریزر معنویتان خالی باشد در خانه گدا باشید خانهای که بچهها هیچی از معنویت و انسانیت نمیخورند.@ علی(ع) فرمود(اَشَدُّ البَلاء فَقرُ النَفس) بدترین بلا این هست که انسان روحش فقیر باشد تو مدام شکم فرزندت را پر کن گوشت به او بده مرغ بده لباس آنچنانی بخر وقتی از خودش از ابدیت هیچ خوراکی به او نمیدهی بخورد بیشترین جنایت را داری در حق او میکنی تو فقیر هستی باید برای تو دل بسوزانند.@ برو کریستال بخر برو بنز 150 میلیونی بخر، فکر میکنی داری، تو بدبخت هستی گدا هستی عرضه نداری خود بچهات را سیر بکنی خود بچهات را سیر بکن نه ناخودش را یک ذره به ناخود و طبیعت رسیدن این هنر نیست شکم سیر کردن.@ آن امیرالمؤمنین(ع) ندارد گاهی وقتها بچهاش را سیر بکند(وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) سه روز غذایشان را میدهند دیگران بخورند خودشان غذا ندارند بخورند گرسنگی تحمل میکند آن سیدالشهدا هست آن فاطمه زهرا است آن حضرت مجتبی است آن فضه(س) هست.@ آن رسول خدا(ص) هست که گاهی وقتها میروند میبینند مسجد نیامده میروند میبینند حضرت از گرسنگی بیرمق است نمیتواند بلند بشود یا حضرت لباس ندارد یک لباس داشته آن را هم شسته نمیتواند بپوشد بلند بشود مسجد برود این پیغمبر ماست.@ اینها یک بار از ادب خارج شدند یکبار عصبانی شدند به خاطر مشکلات یکبار از حلم خارج شدند؟ آنوقت ما میگوییم ما شیعه اینها هستیم این شخص امام ما هست ما پیرو این هستیم، پس کجاست؟ ببینید آنها چه مشکلاتی داشتند.@ شعب ابیطالب سه سال ده نفر یک دانه خرما بخوری ببین یعنی چی برای دین بایستی جوش نیاوری اخلاق را هم رعایت رکنی خوش برخورد هم باشی شوخی هم بکنی عبادتت هم بکنی جلوی کفار هم سفت بایستی سه سال شعب ابیطالب مگر شوخی است مگر فقط پیغمبر و حضرت زهرا بودند که بگوییم آنها معصوم بودند اصحاب پیغمبر را نگاه کنید.@ بروید لبنان ببینید بروید فلسطین ببینید چطوری ایستادهاند شیعیان جنوب لبنان را نگاه کنید اخلاق، ادب، متانت، صبوری، معنویت، رضایت خدا، شکر خدا، چه موقع جوش آوردند؟ مرد باید تأمینکنند معنویت باشد به اینها غذا بدهد بخورند باید زنت را تأمین بکنی.@ همین به بچه میگویی بیتربیت تو چه غذایی بردی خانه به زنت دادی که زنت قوی بشود در تربیت موفق بشود چه غذایی دادی به فرزندت بخورد دخترت بخورد پسرت بخورد بعد داد میایی سر فرزندت میزنی که تو چرا رفتی بیرون زیرآبی رفتی تو چرا سیگار کشیدی تو چرا رفتی معتاد شدی خودت خراب کردی.@ دین هم باید درست در خانه بیاوری اگر فرزندت دارد خراب میشود بدان از دینداری تو است این دینداری به درد نمیخورد ما الان در مسئولین سیاسی آدمهای بسیار فاسدی در مملکت داریم پولهای میلیاردی زیر دستشان هست طلبه هم هستند.@ بعضیها را که من نگاه کردم دیدم اینها وقتی طلبه بودند با پدرشان که آدمهای متدینی بودند آدمهای بسیار سختگیری در مسائل مذهبی نسبت به فرزندانشان زورگوییهای الکی نسبت به بچه انتظارات خارج از حد سنش نسبت به دختر و پسر و همسر اینها حسابی زده شدند.@ طلبه هم بودند مجبور بودند طلبگی هم بخوانند چون پدرش طلبه است حالا در این موقعیت آمده شده مسئول سیاسی، ببین چه میشود قوانین فساد و فحشا در این مملکت تنظیم میکنند و با بودجه بیتالمال و خون شهدا بازی میکنند.@ وقتی میروی ریشهگیری میکنی آن موقع در نظام طلبگی فلان آیت الله نفهم بوده اگر آیت الله بود که این نفهمیها را به خرج نمیداد سختگیریهای الکی نسبت به زن بچه در مسائل مذهبی، بچه در او جمع شده به صورت یک عقده، یک دفعه بزرگ شده بالغ شده او را بخشدار و استاندار و فرماندار شهردار کردند یک دفعه میبینی انفجار بشود چه میشود.@ بچه رفته سیگاری شده دخترت رفته با یک کسی ارتباط آنطوری ایجاد کرده برای چی؟ در خانه چه جذابیتی ایجاد کردی؟ تو، زنت چکار کردی، خانم چکار کردی؟ آقا چکار کردی؟ انسان بافتش با عاطفه است بافتش با محبت و معنویت است اگر این دو تا در خانه تأمین بشود سمت فسق و گناه نمیرود این دو تا ملازم همدیگر هستند.@ حدیث داریم هر چقدر ایمان شخص بالاتر میرود عاطفه شخص هم قویتر میشود بخصوص نسبت به همسر، مهرورزی زیادی نسبت به همسر میکند نسبت به بچهها محبت زیاد، اگر میبینی زنت از دستت عصبانی است بچهات با تو راه نمیاید در خانه تو را قبول ندارد هیچ فایدهای ندارد.@ اگر رفتی نماز خواندی زنت آمد به تو اقتدا کرد نه از ترسش، فرزندت تو را قبول داشت به عنوان یک متدین، وقتی تو را نگاه کرد بگوید من پدرم را که میبینم یاد پیغمبر و امیرالمؤمنین میافتم پدرم را میبینم عشق میکنم قبولش دارم برای من زیر سؤال نیست.@ الان اینقدر بچهها هستند که پدرها متدین و مؤمن و حزباللهاشان برایشان زیر سؤال هستند چون خودمان خراب کردیم میخواهم بگویم اینها خیلیهایش به خود من برمیگردد برای چه دادش را سر زن و بچهام بزنم که خراب شد سیگار کشید چکار کرد، سر خودم باید داد بزنم آنجا چه تأمینی شدند چه امنیت روانی داشتند!.@ برای چی در جاده خاکی آمدم؟ برای اینکه بسیاری از ریشههای عصبانیتها بیصبریها نابردباریها این هست که ما در خانه خراب میکنیم این هست که ما نمیتوانیم درست بلاها را تفسیر بکنیم.@ یک خاطره بگویم حاجآقا امامی برای من گفت هفته قبل با حاجآقا رفته بودیم زیارت یکی از این مؤمنین، یک بچه حزباللهی متدین میرویم به او سر میزنیم یک بچه حزباللهی خدا را هم شکر میکند بیماری ام اس دارد خوره نخاعی.@ به مرور زمان اعصابش یواش یواش تحرکش را از دست میدهد عصبها کار نمیکند اول فلج میشود بعد چشمهایش از بین میرود بعد حافظه را از دست میدهد قوای جنسی همه چیز از بین میرود یواش یواش به مرور زمان تا طرف به لقاء الله برسد.@ حالا شما الان بروید میبینید بنده خدا نشسته نوارها را خیلی با همتتر از خیلی از شما گوش میکند با همتتر از خیلی از ما اخلاق را رعایت میکند شکر خدا را میکند میگوید من فقط ناراحتم که این بیماری یک موقعی ایمان من را از من نگیرد یک کاری نکند که من عصبانی بشوم یک موقعی با خدا رابطهام خراب بشود خدایا خودت به من رحم بکن.@ یکسره گریهاش همین است که خدایا من را نگه دار با این چیز عاقبت به خیر بشوم گفت با حاجآقا اگر بشود یک درددلی بکنم ما از حاجآقا خواهش کردیم حاجآقا هم بزرگوار پذیرفتند با نهایت تواضع و کرامت آمدند رفتیم منزل ایشان، نشستند یک ساعتی با خانمش صحبت کردند.@ برگشتنی حاجآقا گفتند که پدر داماد ما در جوانی زمان شاه سرباز بود او را میبرند یک جایی جنگ و تیر به پایش میخورد آن موقع درست به او نمیرسند پایش عفونت میکند آن موقع مجبور شدند از پایین چند تا انگشت را قطع کردند عفونت بعد از یک مدت بالا میزند از زیر زانو قطع میکند بالا میزند از بالای زانو قطع میکنند بالا میزند تمام را قطع میکنند.@ میگفت این اواخر یک تشت هر بار چرک از پای این در میاوردند گفت یک بار رفتم ملاقاتش گفتم چطوری؟ گفت شکر الحمد لله دیشب به خدا گفتم خدایا زورت به من نمیرسد اگر هر بلایی که سرم بیاوری که ناشکری کنم، نمیکنم، ما مخلص تو هستیم شکر، اینها بردند.@ آنوقت ما چقدر با یک حادثه کوچک جوش میآوریم ناشکری میکنیم رابطهمان با خدا خراب میشود دری وری میگوییم آی خدای ظالم آی خدای بیفکر آی خدایی که نشستی آنجا ما را یادت رفته، من اینها را که میگویم از قول کسانی هست که میایند پیش ما درددل میکنند.@ همیشه هم مال خدا نیست من بچهام را زدم بیتوجهی کردم شرائط انعقاد نطفه را بلد نبودم هزار دفعه هم به من گفتند از پیغمبر گفتند ما هم در این کلاسها گفتیم شرائط انعقاد نطفه را رعایت نکردم باید بلد باشم که با چه کسی ازدواج کنم شب انعقاد نطفه چه چیزی بخورم چطوری آمیزش بکنم، نرفتم یاد بگیریم فکر کردم زندگی مثل حیوان است که هر کس هر طور آمیزش کرد جور در میاید.@ نه اینها فرمول دارد بعد بچه کج و کوله درآمده حالا خدایا زورت به این رسیده این چه مصیبتی هست که من را به آن گرفتار کردی عزیز دل من خدا هیچ وقت نمیخواهد ما بد زندگی بکنیم خدا میخواهد ما خوش با رفاه آرامش، اوج سلامتی زندگی کنیم خودمان بیتجربگی میکنیم.@ خیلی از این چیزها(وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) مصائب مال خود ماست گرفتاریهای زندگی مال خود ماست آنوقت دادش را میخواهیم به خدا بزنیم بنده الان یک تصمیمی میگیرم بزنم در صورت یک نفر، تصمیم یک ثانیه است زدنش هم دو ثانیه، ولی وقتی این کور شد اثرش چقدر میماند.@ حالا من بیایم بگویم خدایا من سه ثانیه کار کردم این چرا کور شده گاهی وقتها ما تصمیماتی در زندگیمان میگیریم یک گندکاریهایی میکنیم کار به طلاق کشیده میشود حالا بنشین در سر خودت بزن فرزندانت میروند یک طور دیگر میشوند آن موقع باید تصمیم درست میگرفتی.@ فکر نکن تصمیم دو ثانیه است اثرش هم دو ثانیه است یک گلوله است بزن طرف برای همیشه میمیرد بعد میگویی اِ ما یک ثانیه این را کشتیم این چرا برای همیشه مُرد این که نمیشود خیلیهایش مال خودمان است روی رابطهمان سایه میاندازد.@