جلسه 009 - شرح حدیث عنوان بصری
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - شرح حدیث عنوان بصری

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در شرح حدیث عنوان بصری به سه دستورالعملی که حضرت صادق(ع) درباره حلم داده بودند رسیدیم و توضیحاتی در مورد حلم دادیم طبق سنت همیشگی جلسهمان احادیث مربوط به حلم را مروری میکنیم و توضیحی هم در این زمینه میدهیم تا انشاء الله خداوند تبارک و تعالی به برکت این احادیث و نورانیت کلام معصومین(ع) از حلم خودش به ما هم حلم عطا بفرماید و بتوانیم مزین به این زینت الهی بشویم.@ احادیث را از جلد سوم میزان الحکمه برایتان میخوانم با همان ترتیبی که در کتاب هست مرور میکنیم میفرماید که از امیرالمؤمنین(ع) (الحِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفات) حلم حجاب از آفات هست انسان را نگه میدارد از آفات، مانع در برابر آفات هست توضیحش را در بحث غضب مبسوط دادیم اینجا هم مختصراً اشاره کردیم حلم مانع از آفت به چه میشود.@ شما وقتی میخواهید حلم بورزید طرف دارد به شما فحش میدهد بیادبی میکند بچه در خانه به شما نافرمانی میکند به زن یک چیزی گفتی حرفت را گوش نکرده یک حرف حقی زدی با اینکه حرف حقی هست مخصوصاً زیر بار نرفتند و سعی کردند به یک نحوی خراب کنند یکجا به تو تهمت زدند تو کار بدی نکردی ولی زدند در اینها همه آسیب هست.@ پس وقتی میگوییم حلم، چه چیزی محافظت میشود؟ آن که محافظت میشود فطرت است یعنی ما با حلم فطرت را پاسداری میکنیم حلم مانع میشود از اینکه شما همه وجودت را در حالی که داری رشد میکنی به طبیعت بدهی.@ فکر کن یک جنینی در رحم قرار است یک زمان مشخصی متولد شود باید وسائل مورد نیاز تجهیزات مورد نیاز اندامهای مورد نیاز شرائط زیستی دنیا را تهیه بکند و با خودش بیاورد حالا در این مدت یک حوادثی هم اتفاق میافتد یک تکانهایی میخورد تهدیدهایی میشود میکروبی میاید.@ اگر قرار باشد همه وقتش را به این چیزها بپردازد و اندامزایی متوقف بشود به موقع تولد سالم پیدا نخواهد کرد پس باید به هیچ وجه اگر جنین هم میخواهد مقابله با حوادث، تکانها، اضطرابها، میکروبها چیزهایی که تهدیدش میکند بکند باید همزمان با این آن اندامزایی ادامه پیدا بکند ضمناً اگر مقابلهای هم کرد کرد.@ بنابراین اگر کسی حلم نداشته باشد تمام مصادیق حلم را خدمتتان عرض میکنیم و خیلی به جاست که به عنوان یکی از شاخههای حلم به بحث غضب که در معاد گفتیم شماره 116 تا 125 آنجا مراجعه بشود به عنوان یکی از شاخههای حلم.@ اگر کسی حلم نداشته باشد فطرتش آسیب میبیند یعنی اگر کسی به شما چیزی گفت، تهمتی زد، یک حرفی زد، یکجا نافرمانی کرد، این قضیه تو را بگیرد آرامش و نشاط و وضعیت عبادی و ارتباطت با خدا و حضور قلبت را به هم بزند از رشد ساقط شدی افتادی.@ طرف میبینی که با یکی حرفش میشود بعد سر نماز میاید سر نماز از اول تا آخر درگیر با آن آقاست اصلاً نماز نمیخواند، میخواهد درس بخواند کار علمیات را انجام بده میبینی که دیگر نمیتواند درس بخواند و اعصابم خورد است میخواهد قرآن بخواند نمیتواند، شب قدر است، شیطان خوب موقعی در خال زده.@ شب قدر است شبی هست که انسان باید با تمام آرامش روحش را با لطافت متوجه حق تعالی بکند جذب کند به ادراک قرآن برسد(خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) میبینی که شیطان یک نفر را وسوسه میکند تحریکش میکند یک چیزی به آدم میگوید یک چیزی در خانه اتفاق میافتد.@ دیگر میبینی که نمیتواند همه شب قدر از بین میرود در خانه سر اینکه بچه را زود آماده کند که به هیئت و به مجلس برسند شیطان میگوید مجلس خیلی مهم است به آن نرسی خیلی چیزها از دستت میرود خیلی بدبخت میشوی و باعث میشود در خانه عصبانیت بکنی، همین که در خانه عصبانی شدی او بُرد کرد.@ چون ما اگر قرار است خیری به ما برسد این خیر را با عصبانیت که نمیتوانیم به دست بیاوریم آدم با بداخلاقی نسبت به دیگران که نمیتواند با خدا ارتباط برقرار کند میخواهی بروی یک اعمال مستحبی را انجام بدهی پدر میگوید امشب احیا نرو پیش من بمان من تنها هستم.@ مادرت میگوید نمیخواهد بروی خانه بمان من فردا شب نوزدهم است روز نوزدهم من حلیم دارم تو بایست کمک ما حلیم هم بزن همه دارند احیا میروند مادر میگوید بیا بلغور پاک کن، طرف یکدفعه کف میکند داد میزند همین کار را خراب میکند دیگر تو حالا هر چه بروی در آن مجلس بنشینی بخواهی حالی بکنی فایدهای ندارد.@ شناخت مواضع خیلی مهم هست شب قدر یک کسی در هیئت داشت رد میشد چایی را روی سر کسی ریخت میبینی که حال طرف خراب میشود نمیتواند تحمل کند و میگوید مگر کوری چرا چایی را سر من ریختی.@ سر غذا دعوایشان میشود کار خراب میشود مداح خوبی هستم من خودم را آماده کردم که حالی کنم یک حالی هم به مردم بدهم یک مداح ناشی میاید بلندگو را از من میگیرد حال خودش را خراب میکند هم حال مردم را، من هم از دستش عصبانی بشوم.@ اینها ظرافتهای کار است دعوتم کردند به عنوان سخنران آنجا رفتم دیدم ما خیلی عددی نیستیم یک آقایی آنجا آمده عمامه پنج متری دور سرش قیافه علما را گرفته که این به سخنران بیشتر بخورد گذاشتند که آنجا سخنرانی کند.@ بعد شما هم از یک کار مهمی زدی که آنجا برسی برای اینکه خلف وعده نشود میبینی میگویند آقا ببخشید یک آقایی بود ما گذاشتیم سخنرانی کند خیلی ممنون زحمت کشیدید تشریف آوردید خداحافظ شما، اینجا اگر بخواهی جوش بیاوری و یا ذهنت یکدفعه متوجه این قضایا بشود قاعده را باختی باید مواظب باشیم که اصلاً تحریک نشویم حواسمان باشد.@ انس میگوید که من سالهای سال خدمت پیامبر(ص) بودم هیچ وقت کلمه ای کاش را از حضرت نشنیدم قرآن خیلی زیبا به ما یاد میدهد میفرماید(لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) زهد آرامش میاورد.@ حضرت علی(ع) فرمود در قرآن ما آیهای در مورد زهد نداریم اگر بخواهیم بگوییم آیهای در مورد زهد هست این آیه است که هرگز به خاطر چیزهایی که از دستتان میرود تأسف نخورید ناراحت نشوید بدتان نیاید و شاد هم نشوید به خاطر چیزهایی که به دست میاورید ذوقزده نشوید این آرامش میشود.@ میگوید ما کلمه ای کاش را هیچ وقت از پیغمبر نشنیدیم آدم آرام است قرار بوده این بشود هر وقت میگفتند میگفت این قرار است بشود اینطوری بوده حالا شده. امام امت(س) پسرشان را در غربت شهید کردند آقا سیداحمد آقا میگفت من کتاب امام را علامت گذاشتم که ببینم امام این هیجان و فشاری که به او آمده باعث میشود که از درسش بیفتد.@ دیدم که همان روز 70 صفحه درس خوانده تشییع جنازه هم هفت قدم چون مستحب است آمده حتی قرارهایی هم که گذاشته بود لغو نشده بود سر قرارهایش رفته بود چون آدم میفهمد که هر بار جوش زدن و عصبانیت هزینه هنگفت و ابدی گردن ما میگذارد.@ ما الان متوجه نیستیم وقتی آنجا رفتی یکدفعه دیدی یک اژدهای بدقیافهای جلوی چشمت آمد در تنهایی آنجا با حرارتش با آن قیافه بدش انسان را نیش بزند یا انسان را شکنجه بدهد و قرار باشد این طبق سالهای آنجا چند سال این کار را بکند و این محصول عصبانیت است میفهمد که خیلی هزینه گرانی دارد.@ شنیدم از یکی از علما که حضرت آیت الله بروجردی(ره) یکبار سر درس یک طلبهای ایراد کرده بود بجا هم نبود ایشان عصبانی شده بود بعداً آنقدر خودش را ملامت کرده بود که من چرا، میگوید نذر میکند که اگر یکبار دیگر عصبانی بشود یکسال روزه بگیرد.@ برای فطرتگرا موضوعیت دارد چون میداند عصبانیت هزینهبردار است جوش زدن و حرص خوردن و صدا را بالا بردن هزینه دارد اینطور نیست که برای فطرت مفت تمام بشود خیلی هزینه دارد اتفاقاً همینطوری میشود یک طلبه نادانی دوباره گیر میدهد و آقا هم عصبانی میشود.@ امام صادق(ع) میفرماید(لا بُدَّ لِلحَلیمِ مِن حَفَّۀ) میفرماید چارهای نیست گاهی وقتها حلیم هم دچار لغزش میشود افراد حلیم هم یک موقعهایی از کوره در میروند گیر یک آدم خیلی خیلی نادان احمقی میافتند که یکدفعه میبینی آقا اینطوری میشود.@ یک کسی که اینقدر ظرافت دارد و اینقدر حلیم است یکدفعه طلبه آقا را جوش آورد آقا یکسال روزه میگیرد تا اثرش از فطرتش بیرون برود اثر این عصبانیت، چون نمیخواهد برای شب اول قبر و برای برزخ چیزی بگذارد برای همین باید دقت کنیم که هزینه دارد.@ پس اینکه میگوید حلم حجاب از آفتهاست یعنی فطرت را از آفت نجات میدهد توضیح این را در غضب بیشتر دادم نمیگذارد فطرت از کار بیفتد فطرت کار خودش را انجام میدهد و جلو میرود و نمیگذارد به او صدمه وارد بشود مراقب هست.@ (الحِلمُ رَأسُ الرِّئاسَۀ) اگر بخواهیم شاخصههای یک مدیر را بررسی کنیم در مدیریت رهبری، ریاست جمهوری، نماینده بودن، مدیریت یک خانواده، مدیریت یک حوزه، مدیریت یک جلسه علمی، یک هیئت، یک پایگاه بسیج، ریاست یک بچه، قرار است با این بچه پارک بروی از شاخصههای مدیریت مهمترینش حلم است.@ یعنی مدیر اگر حلیم نباشد بدبخت است جایش ته جهنم است خیلی خودش را به گرفتاری میاندازد سعه صدر میخواهد حالا نگاه کنید افرادی که یکذره از حلم بهره ندارند با چه شهوتی میخواهند خودشان را برسانند به ریاست و مدیریت، ببین چه فاجعهای چه چاهی برای خودش میکَند چه گرفتاری برای خودش درست میکند آلت ریاست صبر، حوصله و حلم از آلات ریاست هست.@ الان خیلی از اختلافات که در کشور ما هست مال این هست که کسانی که به ریاست رسیدند تحمل دیگران را ندارند طرف خیلی اختلاف مبانی با او ندارد ولی امضا میکند نان طرف را میبُرنند او را از فلان وزارتخانه یا نهاد بیرون میکنند زیرآب فلانی را میزنند.@ یکدفعه یک استاندار را که لایق هم هست به درد این مملکت میخورد برمیدارند فکر میکنند این شوخی است یک نفر را که دلش میخواهد چون حوصله ندارد که با استاندار پنج دقیقه گفتگو داشته باشد میگوید یک استانداری آنجا بگذارم که با من مشکل نداشته باشد و هر چه گفتم مثل گوسفند گوش بکند.@ تحمل نقد را ندارد که حالا یکذره هم با من اختلاف داشته باشد، با من اختلاف داشته باشد من را نقد بکند چه اشکال دارد، میبینی که نمیتواند، ببینید چه فاجعهای آنجا اتفاق میافتد، اگر کمی حوصله بکنند حلم داشته باشند همدیگر را تحمل بکنند مخالفتی که دیگران با آنها میکنند تحمل بکنند.@ شما نگاه کنید الان هیچ شخصیتی را شما در تاریخ انقلاب اسلامی مثل امام و مثل مقام معظم رهبری سراغ ندارید مشکلات مقام معظم رهبری به مراتب بیشتر از امام هست ببینید مجسمه حلم هستند.@ ما ممکن است خیلی وقتها حوصلهمان در بعضی از قضایا سر برود بگوییم این آقا چقدر حوصله میکند چقدر باید خون جگر بخورد خون دل دارد ولی باید حوصله بکند و حلم داشته باشد اگر بخواهد حلیم نباشد.@ خیلیها هستند الان در رأس کار هستند هیچ موافقتی هم با رهبر ندارند ولی ببینید چقدر با شیرینی آنها را قبول میکند و میپذیرد و تأییدشان میکند به آنها رهنمود میدهد این حلم میشود.@ امیرالمؤمنین(ع) خلافت را از او گرفتند حق الهی خلافت را آن هم با سالها تأکید پیغمبر با واقعه غدیر، همسرش را هم آنطوری به شهادت رساند ولی فقط به خاطر اینکه وحدت جامعه اسلامی به هم نخورد خودش میفرماید با خوشبرخوردی با خلیفه اول و دوم رفتار میکند با اینها شوخی دارد کمکشان میکند.@ طرح نظامی و اقتصادی میدهد مثل یک مشاور امین و کاردرست مشکلات قضایی اینها را حل میکند 25 سال(صَبَرتُ فِی العَینِ قضا وَ فِی الحَلقِ شَجی) 25 سال صبر کردم در حالی که در چشمم خار و در گلویم استخوان بود.@ حالا اگر مسئولین ما اینطوری صبر کنند حوصله داشته باشند تا یک کسی حرفی زد نخواهند تأکید کنند یا ردش بکنند این نیست وقتی این خصوصیت نیست ورود به سیاست بدون حلم یعنی جهنم، چه به عنوان عامل سیاسی چه به عنوان طرفدار.@ یک کسی بخواهد اظهارنظر بکند یعنی جهنم، جوش آوردن، بیتاب شدن، برای همین هم برای اینکه بتوانند در ما حلم را ایجاد کنند رهبر میگذارند امام معصوم میگذارند یا ولی فقیه که تو سکوت کن وقتی او سکوت کرده حرف نزن مطیع باش هیچی نگو تا به جهنم نیفتی.@ (المُتَقَدِّمُ لَهُم مارِق وَ المُتَأخِّرُ عَنهُم زاهِق) کسی از امامش جلو بیفتد جزء مارقین هست یک کسی عقب بیفتد گمراه هست این روحیه حوصله میدهد اما اگر خودش را ول بکند سر از جاهای دیگر در میاورد.@ مسئول سیاسی و مدیر باید حتماً جایی که مدیر هست حوصله داشته باشد نیروهایش را ولو بیادب باشند ولو تخطئه بکنند ولو با او مخالفت بکنند تا آنجایی که امکان دارد تحمل بکند که به اصل کار لطمه نزند نه اینکه ما بگوییم نعوذبالله ما خداییم حالا چون نیروی زیر دست من من را ضایع کرده حرف مفت زده.@ خیلی وقتها حرف حق هم هست درست هست انتقاد بجایی هست کف بکنیم و داد بزنیم و نانش را ببریم رابطه اخوت و صمیمیتی که با او داریم از بین برود اتفاقاً ریاست خودش یکی از عوامل بیحوصلگی و عصبانیت هست چون در آن کبر و عُجب دارد زود آدم عصبانی میشود.@ انتظار دارد که همه چیز طبق دستور و میل و علاقه و سلیقه او باشد که نمیشود و میخواهد بیتابی بکند این بیتابی کردنها خیلی هزینه آخرتی دارد.@ من دو نماینده مجلس سراغ دارم یک نماینده مجلس آمده بود مجلس یک شهیدی دعوتش کرده بودند دیر آمد به او گفته بودند 3 تا 4 سخنرانی شما، معمولاً بعد از سخنرانی مردم یک دعایی میکنند و سوار ماشین میشوند و سر مزار شهید بروند این 45 دقیقه دیر آمد حالا به مردم اعلام کردند که ساعت 4 ماشینها حاضرند این آمده سخنرانی کرده.@ یک ربع که صحبت کرد ساعت 4 به او نگفتند که وقتتان تمام است قطع کنید گفتند لطفا یک مقدار زودتر تمام کنید ماشین منتظر است، در مجلس دادش در آمد، مجلس شهید حرمت دارد حالا به ما بگویند یک ربع صحبت کنید مگر ما میمیریم یک ربع صحبت کنیم.@ شما فکر کردید دلاک حمام دعوت کردید من از مجلس اینجا آمدم با چندتا از نمایندهها در کمیسیون سر یک مسأله مهمی صحبت میکردم کارم را ول کردم اینجا آمدم برای من یادداشت دادید که من صحبتم را کوتاه کنم.@ یک نماینده یا یک مسئول درجه بالای مملکت سراغ دارم که دعوتش کردند برای سخنرانی، حالا فکر کنید بنده خدا وقتی بخواهد سخنرانی بیاید باید از خیلی کارهایش بزند روی حساب آنجا میاید، حالا چه کسی او را دعوت کرده بود؟@ پایگاه بسیج او را دعوت کرده بود با کمال تواضع اجابت کرده آمده بود مسئولی هم بود که احتیاج به رأی مردم نداشت یک مسئولی بود که از طرف امام یک ریاستی در یکجای خیلی مهمی داشت اینطور نبود که بخواهد برای چاپلوسی بیاید آنجا رأی جمع کند(از این تواضعهای نزدیک انتخاباتی دیدید که چطوری هستند).@ خیلیها نزدیک انتخابات با مردم متواضع میشوند وام میدهند خیلی به مشکلات مردم میرسند که مردم نزدیک انتخابات مردم دلشان رحم بیاید یک رأی به این آقا بدهند(المؤلفۀ قلوبهم)، نه احتیاج به رأی مردم هم نداشت.@ بعد برای این آقا نوشتند که ما چند صد نفر را دعوت کردیم در یک سالن هزار نفری تدارک دیده بودند فقط یک نفر برای مستمع آمده بود این آقا در مجلس آمد و دید سالن خالی است گفت بچهها چطورید؟ خسته نباشید، خدا قوت.@ الان دیگر ظهر است نماز کجا برویم بخوانیم؟ رفتند نماز را خواندند و با بچهها چایی خوردند و آبگوشتی دور هم خوردند و بعد خداحافظ شما، بگوییم حالا به او بربخورد و جوش بیاورد و توهین بکند، نه، دیگر پیش میاید این بنده خدا از روی اخلاص دعوت کردند حالا به هر حال نیامدند اینها زحمتشان را کشیدند یا تقصیر بوده یا قصور اینطوری هست.@ مرحوم آقا شیخ جواد تهرانی از اولیاء خدا علامهای برای خودش، قدش زاویه قائمه، از رفیقهای امام با آن کهولت سنش جبهه هم میامد خمپاره میزد شهید صیاد آنجا میاورد این پیرمرد است نمیتواند بیاید از حیاط در را باز میکرد بیموقع نمیتواند مهمان بپذیرد نه خادم دارد.@ هیچ کس را ندارد که کمکشان کنند که بخواهد از ما پذیرایی کند ما بلند شدیم چهارتا بسیجی لات در خانهشان رفتیم روز جمعه تعطیل، بعد یک آیه با تواضع زده بود(یا أیُّهَا الذّینَ آمَنُوا) ای کسانی که مؤمن هستید اگر رفتید در خانه پیغمبر به شما گفتند برگردید برگردید، بعد نوشته بود جمعهها ملاقات نداریم این ادب است.@ ما پررو دستمان را روی زنگ گذاشتیم یک پررو با ما بود زنگ را زد بعد دیدیم آقا بنده خدا با چه نفس نفسی بالا آمد در را باز کرد سلام گفتیم آقا ما میخواهیم شما را ببینیم، گفت من اینجا چه نوشتم؟ گفتیم آقا بالأخره ما از جبهه آمدیم دیر هم هست میخواهیم برویم.@ نگفت بیخود از جبهه آمدید غلط کردید از جبهه آمدید، گفت داخل بیایید دید با چهارتا آدم جاهل زبان نفهم روبهرو هست ما را تحویل گرفت برایمان صحبت کرد نصیحت کرد ذکر یاد داد 45 دقیقه ما را با حوصله تحمل کرد بعد هم با شیرینی بدرقه کرد الان مغربها که میشود اذکاری که به ما یاد داد یادش میافتم برایش درود میفرستم.@ داریم که یک عربی آمده بود عربها لباسهای بلند میپوشیند و لباس زیر هم نمیپوشیدند بعد میامد جلوی پیغمبر میخوابید پایش را هم به دیوار میزد بعد به حضرت میگفت فلانی ما را یک موعظه کن بعد حضرت میخندید میفرمود میدانی شتر چطوری مینشیند؟@ گفت بله میدانم، فرمود بنشین ببینم چطوری مینشیند، مثلاً او بلند میشد مینشست این دوزانو که نشست فرمود حالا بنشین تا من موعظهات کنم مینشست موعظهاش را میکرد که این آیه آمد(وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ) تو برای خلق عظیم هستی.@ عالم پیشنماز مسجد هست زینت عالم یا رئیس باید این باشد یعنی باید نسب به نیرویش حوصله داشته باشد روحانی مسجد هست میبیند که یکی از این مأمومین چند وقت هست نماز نمیاید میگوید در خانه فلانی بروید ببینید این چرا چند وقت هست نماز جماعت نمیاید.@ میروند در خانهشان میگوید بروید به آقا بگو که تو آدم فاسقی هستی من آن روز داشتم یواشکی از پشتبام خانهتان را نگاه میکردم دیدم در حیاطتان سر حوض به زنت آب پاشیدی مگر آدم مؤمن به زنش آب میپاشد تو فاسق هستی و از عدالت خارج هستی من نماز نمیخوانم.@ آمدند به آقا گفتند گفت به او بگویید چشم من دیگر به زنم آب نمیریزم بیاید نماز بخواند، مثلاً بگوید فلان فلان شده فاسق خودت هستی چه کسی گفته خانه من را نگاه کنی زن من نامحرم سرش باز بوده، گفت بگو من دیگر آب نمیپاشم بیا(الحِلمُ رَأسُ الرِّیاسَۀ).@ (الحِلمُ فِدامُ السَّفیه) حلم پوزهبند آدمهای سبکسر و سفیه و بیعقل است اگر در مقابلشان حوصله نداشته باشی کار بدتر میشود با سکوت(رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُّکُوت) با خویشتنداری شرشان را کم کن(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) (وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً) موقعی که به لغو و کارهای بیهوده برخورد میکنند خیلی با کرامت و بزرگواری رد میشوند درگیر لغو نمیشوند.@ موقعی که با جاهلین برخورد میکنند(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ) جاهلین میایند با آنها تخاطب میکنند که در حریمشان بروند(قالُوا سَلاماً) سلام یعنی خداحافظ، مثلاً در آخر سخنرانی میگویند(و السلام علیکم) یا آخر نامه مینویسند(والسلام).@ چون عربها هم آغاز کلامشان با سلام هست هم انتهای کلامشان سلام میدهند ما هم همینطور اول و آخرش سلام میگوییم اما سلام را در قالب خداحافظ میگوییم خداحافظ یعنی خداوند به شما سلامتی بدهد حافظ شما باشد یعنی با سلامتی هست تقریباً یکی است.@ ولی ما لفظمان در فارسی میگوییم خداحافظ، آنها میگویند والسلام، (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً) یعنی زود رد میشوند از کنار جاهل رد میشوند اینطور نیست که دهان به دهان بگذارد و آتش درست کند هر کسی که بخواهد آتش بیاورد و ما را آتش بزند قرار نیست که ما در آن برویم بسوزیم.@ شما بدان شخصی که دارد با شما بحث سیاسی میکند ممکن است نادان باشد بخواهد که شما را آتش بزند یک کسی در لات سر کوچه است خیلی از افراد هستند که وجودشان آتش هست میخواهند ما را آتش بزنند اگر آتش به سمت ما پرتاب کردند ما جاخالی میدهیم کنار میکشیم که به ما نگیرد نمیایستیم در معرضش که بسوزیم.@ حالا خیلیها کلامشان اینطوری است کلامشان میخواهد ما را آتش بزند اگر بخواهیم بایستیم دهان به دهان بگذاریم جواب بدهیم و این قضایا را تحویل بگیریم آتش میگیریم حواسمان باشد همیشه قرآن میفرماید شما مطمئن باشید.@ (إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) همیشه دو نفری که با هم یک نحوه ارتباطی دارند دو دوست، زن و شوهر، دو فامیل، عروس و مادرشوهر، داماد و مادرزن، باجناقها، شاگرد و استاد، حتی انبیاء اینطوری بودند که شیطان وسوسه میکرد که اینها را به جان هم بیاندازد این قاعده است قرآن دارد به عنوان یک اصل وجودشناسی در این نظام به ما میگوید مطمئن باشید همیشه ما دو نفر نیستیم.@ هر وقت دو نفر بودید مطمئن باشید توجه کنید قرآن به شما میگوید شما چهار نفر هستید هیچ وقت دو نفر نیستید همیشه بدان که با هر کس که دارید حرف میزنید چهار نفر هستید شما و او، دوتا شیطان، یکی از طرف او یکی از طرف شما، قرآن میفرماید گاهی وقتها شیاطین زورشان نمیرسد همه شیاطین را دعوت میکنند بیایند.@ (إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) میگویند این دو خیلی گردن کلفت هستند یا این طرف مؤمن خیلی گردن کلفت است همگی باید به او حمله کنیم یکدفعه هجوم میاورند که این را محاصره کنند و او را زمین بزنند این را بدانید که همیشه در تخاطبت با دیگران طرف خودش نیست.@ گاهی وقتها حرفهای زشت و رکیک میزند عصبانی شده در عصبانیت در فحاشی کس دیگری دارد او را تحریک میکند اصلاً شعله مال شیطان است وسوسه و حرفها مال کس دیگر است مواظب باشید در خانه نشستید میخواهی با زنت با بچهات برخورد بکنی میبینی آمپرت دارد بالا میرود و عصبانی میشوی بدان که خودت تنها نیستی او را بشناس.@ گفتم اگر ما بتوانیم طبیعت و فطرت را در وجود خودمان تفکیک کنیم و این قوایی که اطراف ما هستند و قرآن دارد معرفی میکند بتوانیم شناسایی کنیم آنوقت متوجه میشویم که درصدی از افکار منفی ما نسبت به دیگران مال ما نیست، شما فکر میکنید شیطان بیکار مینشیند در روابط دو تا مؤمن!.@ دو مؤمن خیلی باید مواظب باشند که از خودشان امواج منفی نسبت به طرف مقابل نرود باید دقت کنید که همیشه اینطوری هست که دو آخوت دو پیغمبر هم که پیش هم مینشینند شیطان برایشان موج منفی میفرستاده این را طوری تحریک میکرده که بگوید آن پیغمبر چرا این کار را کرده.@ این پیغمبر به آن پیغمبر گیر میداده در انبیاء، در ما که دیگر قطعاً چه کسی میتواند بگوید من معصوم هستم از وسوسه شیطان، شیطان نمیاید من را تحریک بکند و دو به هم زنی بکند شیطان بین انسان و خدا دو به هم زنی میکند. یک فیلم قشنگی تلویزیون نشان داد حضرت ایوب شیطان هم نقش داشت و میخواست از مریضی ایوب سوءاستفاده کند برای دو به هم زنی بین او و خدا.@ یعنی شما بدانید در مشکلات کسی که میاید همیشه بین شما و خدا، بین شما و ائمه، در روضه، در زیارتگاهها دو به هم زنی کند مواظب باشید افکار منفی از طرف شما به سمت هیچ کس نرود یعنی شما مقصر در شعلهور شدن هیجان و غضب، سوءظن و حسادت نباشید.@ وقتی وجودت را خاموش کردی روی صراط رد میشوی جهنم نمیتواند شما را بسوزاند چون تو اینجا جهنم را سوزاندی جهنم را آب کردی و خاموشش کردی ولی اگر نشستی با دو نفر صحبت کردی همحجرهای، رفیقت، همدانشگاهی، همسرت، بچهات دیدی داری تحریک میشوی بدان که شعله خاموش نشده تو قابلیت هیزم جهنم را داری میشود تو را آتش زد.@ چون قرآن میفرماید(وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ) هیزم جهنم مردم و سنگها هستند ما باید هیزم نشویم یعنی از طرف ما شعله ایجاد نشود باید در وجود خودت بسوزانی که جهنمی نباشید اگر خواستند تو را آتش بزنند نسوختی آنجا هم دیگر نمیسوزی آنجا دیگر شعله جهنم اصلاً طرف تو نمیاید چون سوزاندنی نیستی اینجا خاموشش کردی.@ این فهم خیلی مهمی است که قرآن به ما میدهد اصلاً فهم هست که حلم میاورد عقل و علم هست که حوصله میاورد آدم فهمش که بالا میرود قدرت روحی پیدا میکند که بدانیم همیشه بین چهار شریک، دوتا شریک دوتا رفیق کسانی هستند که میخواهند دو به هم زنی کنند حواست باشد شیطان خودت را در سرش بزنی سر جای خودش بنشانی.@ شیطان او را هم بتوانی بخوابانی راههایش را هم چند مورد گفتم چند مورد هم خود ائمه به ما یاد دادند که چکار کنیم طرف مقابل اگر شیطان او دارد او را اذیت میکند، میدانی آدم دوست داشتنی و خوبی است حالا یکطوری شده که به جان شما افتاده یا یک چیزی قرار است رابطه شما را خراب کند دو به هم زنی کند.@ حتی ممکن است یک موضوع حقی هم باشد معنوی باشد برای اسلام هم باشد در جبهه در کارهای مهم در هیئت، خیلیها در هیئت در جبهه دعوایشان میشود بعضیها در مسائل سیاسی با هم درگیر هستند میدانی اینطوری هست.@ سعی کن این قدرت را پیدا کنی که هم شیطان خودت را خاموش کنی هم شیطان او را خاموش کنی مثال را هفته گذشته زدم از رفیق سپاهی ما که وقتی طرف عصبانی شد چطوری هم آتش خودش را خاموش میکرد هم آتش طرف مقابل را، خودش خاموش بود او را هم خاموش میکرد با یک لبخند.@ حالا علی(ع) و ائمه راههایی دارند که بعداً توضیح میدهم که میتوانید روی شیطان را خاموش بکنید و روی شیطان او را کم کنید و عصبانی بکنید، چرا ما واقعاً شجاعت برخورد نداریم نمیخواهیم اینها را اذیت بکنیم.@ دشمنی که به قول علامه میفرماید گاهی وقتها شیطان مؤمن را تا در برزخ هم تعقیبش میکند که آنجا او را زمین بزند تا پس مرگ حتی، یک کسی که اینطوری دنبال ماست ما چرا در دشمنشناسی اینقدر ضعیف هستیم چرا با این دشمن اینقدر رفاقت میکنیم.@ تازه اگر روکمکنی هم باشد یاد بگیریم که اینطوری رو کم کنیم و بگوییم تو را زمین میزنم پوزت را زمین میزنم حالت را میگیرم، واقعی هم هست خیال نمیخواهی بکنی که من بگویم شما تلقین کن و خیال کن، واقعاً هم اینطوری است حالت را میگیرم میخواهی بین من و همسرم را به هم بزنی الان من میروم از او معذرت بخواهم الان من کوتاه میایم جهنم را خاموش کردی.@ ظاهراً این هست که تو کوتاه آمدی از تو کم شده ولی از طبیعت کم شده به فطرت هیچوقت آسیب نمیرسید فطرت عزیز میشود و بالا میاید. یادم هست اوائل انقلاب دو نفر تصادف کرده بودند یک نفر مقصر بود آن کسی که ماشینش خیلی آسیب دیده بود بیرون آمد گفت تو زدی او هم گفت تو زدی.@ از این افسرهای زمان شاه بود هنوز درگیر انقلاب بودیم رژیم برنگشته بود گفت انقلاب اینطوری خمینی با شما اینطوری کرد، طرف تا دید این دارد وراجی میکند گفت مخلص هستیم خوب کردی ماشین ما را زدی خداحافظ شما، شیطان را بلد است چطوری پوزش را بزند و سر جایش بنشاند.@ تا میبیند که قرار است بینشان خراب بشود زود از بین میبرند که رفاقتمان به هم نخورد در باب رفاقت خیلی مسأله مهمی است رفاقت یک تقدسی دارد خیلی انسان باید حریم نگه دارد نسبت به رفیقش، در شرح زیارت جامعه کبیره میگویم خیلی به این سفارش شده به داشتن رفیق، رفیق را زیاد کردن.@ هوایش را داشتن، کوتاه آمدن، رفیقباز بودن، رفیقباز بودن غیر از رفیقپرست بودن است رفیقباز بودن یعنی روابط مردانه بین افراد برقرار باشد خیلی به ما توصیه کردند.@ (الحِلمُ فِدامُ السَّفیه) پوزهبند سفیه هست حالا این سفیه شیطان هست یا کسی هست که حماقت میکند یا موقتاً یک جنون و حماقتی عارضش شده دارد کار را خراب میکند.@ سریع با حلم و خنده و شوخی، چون بفهم که آتش میاید این هوشیاری و زیرکی و بصیرت میخواهد که بدانی الان اینجا آتش هست طرف تو متوجه نیست که میخواهد تو را به درگیری بکشاند که زود باش بیا با هم بحث کنیم، بعضیها روحیه جدلی و بحث دارند.@ اینقدر این مسأله خطرناک است که پیغمبر(ص) فرمود در بحث مراء گفتم با هم بگومگو نکنید فرمود هر کس بگومگو بکند من شفاعتش را نمیکنم خیلی عجیب است شفاعت برای قمارباز و زناکار و شرابخوار برای صاحبان گناهان کبیره خود پیغمبر فرمود که ما شفاعت آنها را میکنیم کسانی که گناهان کبیره کردند نه برزخ، قیامت آنها را شفاعت میکنیم.@ ولی کسانی که اهل بگومگو است شفاعت نمیکنیم از بس این کار کثیف است از بس میتواند این کار جهنم تولید کند میفرماید هر کس در بگومگوها حق با اوست کوتاه بیاید، اگر کوتاه نیاید که شفاعتش نمیکنم.@ اگر کوتاه بیاید ولو حق با او هست تضمین میکنم سه خانه در بهشت، یکی در عالیترین درجات بهشت، یکی در پایین بهشت، یکی هم در وسط بهشت من پیغمبر برایش تضمین میکنم بحث را کِش نده با هر کس، از بس این کار بد هست. خدایا به محمد و آل محمد به اسماء حسنی خودت تو را قسم میدهیم که ملکه حلم را به ما ارزانی بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@