«به نام خدا»
« وَ اَجعَل یَقینی اَفضَل یَقین» یقین من را به بالاترین درجه یقین قرار بده، یعنی توقف ممنوع، مواظب باشیم یک آفت بسیار، بسیار بزرگ ما را تهدید می کند، اینکه ما دچار عجب بشویم، فرمود هیچ وحشتی، هیچ تاریکی وحشتناکتر از عجب نیست، خیلی آدم تاریک می شود، عجب می دانید یعنی چه؟ یعنی اینکه آدم به کارهایی که می کند دلخوش شود، قانع شود خدای نکرده زجرهایی که کشیده بی آبرویی هایی که تحمل کرده است طلبکار شود این خیلی خطرناک است نباید انسان این را ببیند ما فقط یک وظیفه داریم، شکر، «الحمدلله» که به من دادی، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) برای همین می گوید « وَ ما رَأیتُ الا جمیلا» جمیل چه بوده است؟ جمیل، محو طبیعت بود و تجلی فطرت، جمیل جنازه ی تکه تکه شده است که انسان باید به آن شکر کند، جمیل دست و پای قطع شده است، اینها جمیل هستند، اسارت است، جمیل یتیمی است، جمیل بی شوهری است، جمیل بی خانواده تحمل کردن است، جمیل از دست دادن خواهر و برادر است، جمیل مریضی است، جمیل در بیماری دست و پا زدن است، اینها جمیل است، غیبت تحمل کردن است، اینها جمیل است، چون هر کدام از ما از طبیعت می کنند به شرطی که «فی الله» باشد این «فی الله» بودن خیلی مهم است، نه در اثر حماقت ما باشد، برای خدا باشد، اگر «فی الله» باشد خوب است پس عرض من این شد که باید به سراغ آن اکمل برویم و به هیچ حدی هم متوقع نشویم، به هیچ وجه متوقع نشویم، من همیشه عرض کردم، این عادت من است که ضمن اینکه عزیزان کار می کنند تلاش می کنند جلسات آینده فعالیت می کنند کلاس می آیند در معرفت نفس هم این بحث را با عزیزان داشتیم که خدای نکرده این تحصیلات، این معلومات، این فعالیت ها، این خدمتها، یک موقع خدای نکرده روحیه ما را خراب نکند، هر چه خدمت بزرگتر می شود آدم خطرناک تر می شود، برای منت گذاشتن و جهنم رفتن، شما دقت کنید چه کسانی با مقام معظم رهبری درگیر شدند، کسانی که بیش از هر کس دیگری برای این انقلاب زحمت کشیده بودند، با امام رفیق بودند، نزدیکان امام، یاران امام، چه کسانی فتنه در این مملکت درست کردند، چه کسانی توانستند فتنه درست کنند کسانی که بیشترین امتیازات را در مبارزه و جهاد و خدمت داشتند، یکی از چیزهایی که ما باید خیلی حواسمان باشد این است که خدای نکرده زبانم لال، در این فعالیت هایی که برای امام زمان (ع) می کنیم از امام زمان (ع) طلبکار شویم، یک توقعاتی ایجاد می شود این خوب نیست، ما فقط باید از امام زمان (ع) تشکر کنیم از خداوند تبارک و تعالی باید تشکر کنیم اگر آدم بتواند این کار را بکند خیلی کار خوبی است اصلاً از خداوند تبارک و تعالی باید تشکر کنیم، اگر آدم بتواند این کار را بکند خیلی کار خوبی است، اصلاً کاری نداشته باشد، قیامت، از قید نامه ی اعمال بیرون بیاید، حساب و کتاب بیرون بیایید، ببینید می خواهند با شما چه کار کنند، وقتی اینجا دارند تحویلتان می گیرند حتماً با شما کاری می کنند چند روز پیش رفتم حرم خدمتتان گفتم گریه ام گرفت، با آقای قریبی بود سحر رفته بودیم زیارت، با آقای اسکندری بود گفتم ما را همین طوری در حرم راهمان می دهند سرمان را پائین می اندازیم در این بارگاه ها می رویم نه حساب می کشند نه می گویند وقت بگیر، نه می گویند چرا دیروز آمدی، امروز هم می آیی، دوباره همینطور راه می دهند، یک دفعه نگاه کردم نسبت خودم را با حضرت عبدالعظیم (ع) سنجیدم، نسبت خودم را با اولیاء الله سنجیدم، با اولیاء ای که اینجا قبرشان هست، با حرم حضرت معصومه (س)، مگر حرم حضرت معصومه (س) شوخی است، کسی بیاید در حرم برود دست بزند به ضریح، برود ببوسد، برود زیارت نامه بخواند، «والله» این عنایت خیلی بزرگی است، خیلی منّت سر ما هست، بعد گفتم خدایا به حضرت عبدالعظیم (ع) عرض کردم گفتم خدایا اگر قیامت هم بگذارند ما اینطوری به این راحتی بگذارند دستمان به اینها برسد که خیلی خوب است، داشتم این را می گفتم، آقای اسکندی گفت دنیا که اینطوری می گذارند ما در آن برویم انشاء الله که در برایمان اینطوری باز است، بگذار ببینیم چه کار می کنند فعلاً که بی حساب و کتاب راهمان می دهند، مگر ما فضیلتی داریم، مگر ما گلی به سر اینها زدیم؟ مگر عمل صالحی داریم؟ مگر ما تقوای درست و حسابی داریم؟ مگر ما اخلاص داریم؟ چه داریم اینقدر راحت امام رضا (ع) راهمان می دهد؟ داریم می رویم فکر می کنیم به اینها، این خیلی مهم است می توانیم کربلا برویم، می توانیم هر وقت دلمان بخواهد بالاتر از این بحث خیلی مهمی قبل از مغرب داشتیم و هفته بعد اوجش هست، عزیزان سعی کنند بیایند، جلسه هفته بعد را هر طور هست خودتان را برسانید، بحث خیلی مهم است، ما چه کار کردیم ما را این جا راه می دهند، اسمشان به زبانمان می آید « وَ مِن اَعظَمِ نِعَم عَلَینا جَریانُ ذِکرِکَ عَلی اَلسِنَتِکُم» از عظیم ترین نعمت های شما بر ما این است که اسم شما به زبان ما می آید، می دانید یعنی چه؟ به خدا قسم، امام می گوید عالم رفتم بالای سرش تلقین و شهادتین گفتم نتوانست بگوید « لا اله الا الله» و مُرد، بنابراین آنها با ما حساب و کتاب نکردند، عزیزان که ما را اینجا راه دادند، آنها اگر می خواستند حساب و کتاب کنند الان جای ما اینجا نبود جای ما خیلی جاهای بد بود، یعنی من « والله» قسم هیچ وقت تعارف نمی کنم از باب تواضع و این حرفها از بحث اخلاق بخواهم به شما بگویم که شما چیزی یاد بگیرید «والله» قسم این نیست من داریم بینی و بین «الله» صحبت می کنم خدا نیامرزد من را که اگر حتی من اینجا مبالغه کنم، من وقتی می آیم خودم را می سنجم خود را می سنجم جایم اینجا نیست، بنابراین وقتی می بینم آنها بی حساب و کتاب راهمان دادند اینجا اگر بخواهند ما را حساب کنند درون ما با توجه به درون ما به ما جا بدهند کجا می دهند، اهل کجاییم واقعاً؟ اینقدر باد در دماغمان هست، این قدر تکبر داریم، من را اگر بخواهند بسنجند خیلی باید جاهایی آدم شرمش می آید آن وقت می خواهم این را به شما بگویم، عزیزان وقتی قرآن می خوانید همینطوری بخوانید یعنی توجه کنید یک آیه برایتان بخوانم این خیلی زیباست « فَتَقَّبَلها رَبُّها بُقَبولٍ حَسن» دو تا آیه خداوند مریم را قبول کرد، خوب هم قبولش کرد شما را قبول نکرد یکبار فکر کنید ببینید پذیرفته است یا نپذیرفته، فقط مریم را قبول کرده ما را نپذیرفته است ما را که به امام زمان (ع) و ائمه و چهارده معصوم (ع) اکرام کرده است هر وقت که می آیم به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) یکی از چیزهایی که دلم را می شکند همین است که می گویم خدا را شکر که ما را به واسطه ی شما از ذلت در آورد آخر جامعه کبیره داریم « اَنقَذنا مِن شفا جُرُفِ الهَلکات» خدا بواسطه ی شما ما را از جهنم در آورده است از آتش در آورده است، معصوم که است؟ ما کجا؟ ما به واسطه ی این چهارده معصوم (ع) چه کارها که با ما نکرده است، چه نعمتهایی از این عظیم تر که به ما اینها را داده است امام رضا (ع) به حضرت معصومه (س) داده است، حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) داده است، دیگر چه کار کند برای ما؟ هفت، هشت میلیارد جمعیت ببینید به چه کسانی اینها را داده است، چه کار کند برای ما، چه به ما نداده است؟ « بِکُم اَخرجنا الله مِنَ الذُّل» خدا به واسطه ی شما ما را از ذلت در آورده است از ذلت، توجه کنید که اگر این عزیزان نبودند ما چه وضعیتی داشتیم، در چه منجلابهایی بودیم با اینها از ذلت در آمدیم، « بِکُم اخرجنا الله مِنَ الذُّل» خدا با شما ما را از بدبختی نجات داده است از نکبت نجات داده است، از جاهلیت نجات داده است، از کوری نجات داده است، از مرگ نجات داده است، هر وقت می رویم حرم امامزاده طاهر (ع) می گوییم ما کجا و پسر امام سجاد (ع) کجا، ما کجا و برادر امام رضا (ع) کجا، ما کجا و پسر موسی بن جعفر کجا، همین که آدم احساس می کند که می خواهد به حضرت معصومه (س) بگوید دختر موسی بن جعفر، ما را کجا آورده خدا، خدا آورده است ما را پیش دختر موسی بن جعفر (ع)، می دانید یعنی چه؟ « اَلسلامُ علیک یا بِنتَ ولی الله، السلامُ علیک یا اُختَ ولی الله، السلامُ علیک یا عَمَّةَ ولی الله» خیلی کس است این، هم دختر ولی خدا، هم خواهر ولی خدا، هم عمه ولی خدا، می دانید یعنی چه؟ « فَتَقَبَّلَها ربَّها بِقَبولٍ حَسَن» خدا قبول کرده است ما را، قبول نکرد خیلی به ما نعمت داده است این دعای امام سجاد (ع) می گوید خدایا خیلی خوب کردی که من را هدایت کردی به اسلام، خیلی با من قشنگ عمل کردی که من را به این چیزها هدایت کردی
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطفها می کنی ای خاک درت تاج سرم
یعنی خدایا تو به من فکر کردی، تو به من توجه کردی، تو به یاد من بودی و برایم این قشنگیها را تقدیر کردی دانه دانه ما را، تک تک خدا به ما نگاه کرده است تک تک نگاه کرده و تقدیر کرده برای ما، نگاه کنید عمر گذشته ما را، چه تقدیرهای قشنگی، چه تقدیرهای جالبی، هفته ای چقدر ما را به این میکده ها می برند، تحویل می گیرند بی حساب تحویل می گیرند، حالا می گوید مریم را خدا قبول کرد یک ذره فکر کنید، شما را قبول کرده یا نه، « فَأنبَتها نَباتاً حَسَنا» مریم را خیلی خوب نباتش داد، خیلی خوب رشدش داد، مگر با ما این کار را نکرد؟ « وَکَفَّل ها ذَکریّا» به عهده گرفت کفالتش، امام زمان (ع) کفالت ما را گرفته است، اهل بیت (ع) کفالت ما را گرفته اند، مادرمان فاطمه زهرا (س) خوب ما را تکفل کرده است، ما بدبخت هستیم در می رویم، آنها خووب ما را تکفل می کنند، « کُلَّما دَخَلَ عَلیها ذکریّا المِحراب» هر وقت ذکریا در محراب می رفت و به مریم وارد می شد « وَحَبَ عِندها رِزقَا» رزق می دید پیش او، می دید میوه های غیر فصل آنجاست، «قالَ یا مَریم عَنّا لَکَ هذا» مریم این میوه ها از کجا آمده، « قالَت هو مِن عندالله» از نزد خدا اینها آمده است، « اِنَّ الله یَرزُقُ مَن یَشاء» حال این جاست، آرپی جی اینجاست، « اِنَّ الله یرَزُقُ مَن یَشاءَ بِغَیرِ حساب» خدا هر کس را بخواهد بی حساب روزی می دهد، وقتی حرم می روید این همه میوه (؟) هست، در حرم ها، در مسجد، در حسینیه، جاهایی که دارید، در جبهه ها، این همه میوه های قشنگ جلویتان گذاشتند، حتماً باید موز و سیب باشد، به شما دارند این همه میوه ها که در حرم ها پخش می کنند میوه های بزرگ، سحرها، نیمه شب ها، بین الطلوعین، شب جمعه، صبح جمعه، ظهر جمعه، این همه میوه حالا کسی بیاید از من سئوال کند چطور به شما اینها را دادند؟ ما می گوییم آدم با تقوایی بودیم، آدم مؤمنی بودیم، زحمت کشیدیم اینها را به ما دادند، ما آدم کار درستی بودیم، ما باید مثل مریم حرف بزنیم، چقدر ادب دارد « اِنَّ الله یَرزُقُ مَن یَشاءَ بِغیر حساب» خدا بی حساب می دهد هر که را بخواهد بدون حساب می دهد، ببینید شما چه کار کردید که شما را راهت دادند اینجا، اینطوری باید حساب کنیم، نه؟ اینها را ببینید، میوه هایی که خدا جلویتان گذاشته است غیر فصل یعنی چه؟ یعنی بی موقع است یعنی وقتی حساب دو دو تا چهار تا می خواهید کنید این میوه نباید اینجا باشد، من هم وقتی می آیم خودم را حساب می کنم می بینم من نباید اینجا باشم، نباید قرآن دستم باشد، نباید در این جلسات باشم، نباید حرم بروم، نباید قرآن بخوانم، نباید سر نماز باشم، نباید اسم پیامبر (ص) و آل به زبانم بیاید، و خیلی نبایدهای دیگر، حالا به ما دادند، « یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حساب» بدون حساب به ما دادند، بنابراین توجه به این مسئله داشته باشیم حالا با این «یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغیرِ حساب» می توانیم طمع کنیم به چه؟ به اینکه بگوییم خدایا حالا که داری اکمل آن را بده، حالا که می خواهی ایمان بدهی اکمل را بده، ما به خودمان نگاه کنیم خودمان که نمی توانیم اینطوری باشیم خودمان که نمی توانیم هر وقت بین امر دنیا و آخرت قرار گرفتیم چه چیز را انتخاب کنیم؟ آخرت را، تو کمک کن که آخرت را انتخاب کنیم، تو قوه بده، با کمک تو ما آخرت را انتخاب کردیم، و اگر هم یادتان باشد حرف آخر من اگر یک موقعی هم راه تقوی را یافتید انشاء الله و آخرت را انتخاب کردید مواظب باشد به به و چه چه نگویید، فقط بگویید « الحمدلله رب العالمین» خدایا تو به من گفتی، تو کردی، این کار را، « وَ ما رَمَیتَ اذا رَمَیتَ وَلکِن الله رَمی» خدایا شکرت که این کار را با ما کردی، « الحمدلله» که تو این تیر را به دست ما زدی، «الحمدلله» که تو چشم ما را بستی، «الحمدلله» که تو این توان را دادی که ما از این حرام بگذریم، « الحمدلله» که این حلال را سر راه ما گذاشتی، که من عفتم حفظ شود، تقوای من حفظ شود، «الحمدلله» که این را روزی من کردی، این رزق حلال را، اینطوری خوب است آدم نگاه کند نه، وقتی این طوری نگاه کردید خدا می داند که شما دیدتان درست است فردا کافر نمی شوید، برای همین می گوید وقتی بعضی ها عوضی می شوند از خوبها من وادارشان به گناه می کنم چون تقوی به درد این نمی خورد، این عوضی بار می آید چهار تا نماز شب بخواند عوضی می شود در حدیث داریم تصریح پیغمبر (ص) می فرماید آلوده اش به گناه می کند، تو لیاقت نداری، این طوری جلو بروی، باید گناه کنی که همیشه خودت را بدبخت ببینی، اینطوری رویت کم می شود، چرا، گناهان را که به نفسمان کردیم، ثوابها را هم که تو همه را دادی، حالا که تو می دهی قوه هست، « ولا حولَ ولا قُوَّةَ الا بِلله» بقیه اش را هم تو بده، ما از خودمان چیزی نداریم از خودمان هیچ چیز نداریم بقیه تقوا را تو بده، تقوا را تو عطا کن، دعا را تو اجابت کن، « درجة اَعمل بَلَّغ بِایمانی» این ادب است تو برسان ایمان را، مرا به اکمل ایمان برسان، تو من را قرار بده به یقین، به افضل یقین، این مهم است اگر نگاه درست باشد اجابتها هم درست می شود ما فکر می کنیم می خواهیم سیر و سلوک کنیم خودمان را به ایمان برسانیم، سیر و سلوک کنیم خودمان را به افضل یقین برسانیم، نه نگاهتان را درست کنید، همه چیز را خدا به شما میدهد، ادب داشته باشید، اگر بفهمید رسیده اید، « والحمدلله رب العالمین».