جلسه 098 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
98
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
7
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 098 - شرح اسماءالله

در بحث اسم شریف احدوواحدبه توحید در استعانت رسیدیم در مورد توحید از استعانت یک فرمایش بلند را از فرمایشات آسمانی وجود مقدس امیر المومنین را خدمت عزیزان تقدیم کردیم که مقداری از آن مانده که از قول حق تعالی خداوند تبارک و تعالی خطاب به بندگانش مطالبی را ایراد فرمودم که حالا من یک چند فراز برمی گردم به عقب این را باهم انشاء الله بخوانیم آیا گمان می کنی من که به خلقم بی انکه در خواستی کنند می بخشم ؟چون از من درخواست کنند به درخواست کننده ام پاسخ مثبت نمی دهم آیا من بخیلم یا آنکه بنده ام مرا بخیل می شمارد این حس آنجایی به انسان دست میدهد که انسان در خواست حقیقی نداردیعنی اصلا دعا نکرده ویا اگر هم استمداد حقیقی کند و دعای حقیقی بخواند و در خواست حقیقی کند شرایطش را اجابت نکرده ویا اگر هم شرایطش را اجابت کرده خداوند ی که انسان را بهتر از انسان می شناسد و بیشتر از خودش دوستش دارد به مصلحت اونمی داند .

مثال :درمباحث انسان شناسی این خیلی مهم ببینید اکثر قریب به اتفاق انسانها به جز یک تعداد خیلی خیلی محدود اگر به آنها بگویند که اگر شما برگردید به چند سال قبل اگر از آنها سئوال کنید همین همسری که الان دارید انتخاب می کنید اکثرا می گویند نه به خصوص خانمها که الان بیشتر از 90%درخواست طلاق ها مطعلق به خانمهاست .

اگر برگردیم به عقب اگر برگردید به عقب همین رشته ی تحصیلی را انتخاب می کنید؟همین شغل را انتخاب می کنید همین محل را برای زندگی انتخاب می کنید اکثر قریب به اتفاق انسانها می گویند نه. این را داشته باشید این یک آمارجهانی است از طرف دیگر تمام اینهایی که از گذشته ی خودشان پشیمان هستند یک زمانی همان انتخاب ها جزء دعاهایشان بوده جزء آرزوهایشان بوده یعنی یک زمانی با اصرار این را از خدا می خواستند دعا می کردند که خدایا من را به فلانی برسان من فلان رشته قبول شوم فلان شغل را داشته باشم فلان کار را داشته باشم حالا همان شده بلای جان این و همان شده آفت برای رشد این انسان یک زمانی جزءآرزوهایش بوده یک زمانی به دیگران می گفته دعا کنید من این را به دست بیاورم اکثرچیزهایی که ما دعا می کنیم که به دستش بیاوریم یک زمانی دعا می کنیم که از دستش بدهیم .

همه ی آدمها اینطورهستند چقدر نذرو نیاز می کنند که بچه دار بشوند بعدکه بزرگ میشود میگوید الهی بمیری دشمنش میشود قرآن میگوید خیلی از همسران شما فرزندان شما دشمن شما هستند (ان وازواجکم واولادکم عدولکم فاحذروهم عدواکم فاحذروهم) دشمن شما هستند شغل دشمنت میشود. رشته ی تحصیلی که انتخاب کردی دشمنت می شود در آمدی که داری دشمنت میشود سلامت بدن دشمن انسان میشود گاهی وقتها زیبایی دشمن انسان میشود خوش صدایی دشمن انسان میشود مهارت ها دشمن انسان میشود کمالات انسان دشمن انسان میشود دیگر درحمله ی سمت راست که قویترین حمله ی شیطان است از بین چهارحمله. حمله ی راست و چپ و جلو و عقب دیگه که مفصل گفتیم در بحث دشمن شناسی مهم ترین حمله ای که شیطان علیه انسان می کند و دنیای انسان را خراب می کند و به شکست می رساند .

و آخرتش را هم ازو می گیرد حمله ی راست بیشتر آدمها یی که دنیایشان خراب می شود و جهنمی میشوند به خاطر کمالات و تواناییهایشان است یعنی همان کمال و توانایی دشمنش شده است بدبختش کرده است اگر کمالات نداشت بدبخت نمی شد بنابراین ما باید کارهایمان را به خدا بسپاریم خیلی وقتها چیزهایی را که ما 100%یقین داریم و مطمئن هستیم که به نفع ماست و خوشبخت میشویم و خدا میداند که ما با آن چیزی که به دست می آوریم هرگز خوشبخت نمی شویم بلکه همان چیزی که در آرزویش هستیم بلای جان ما خواهد بود دشمن ما خواهد شد و عامل شکست ما خواهد شد .

اکثر کسانی که به جهنم رفته اند آرزومی کنند که ای کاش در دنیا این موقعیت ها این امکانات.این کمالات را نداشتیم اکثر کسانی که به جهنم رفتند اکثر کسانی که این ده ها هزار پیامبر (ص)این معصومین را کشتند همه با کمالاتشان گرفتار شدند و مقاومت کردند تا به قتل اینها به کشتن اینها رسیدند پس ما واقعا نمی دانیم (لاادری) دردعایی که همیشه تاکید کردند عزیزان حتما بخوانند در تعقیب نماز عشاء(لا ادری )من نمی دانم واقعا این خواسته ی من همان است که سعادت من درآن است (فی سهل عن فی جبل فی ارض عن فی سما و علی یدی من و من قبل من )من واقعا نمی دانم که همان که به من آرامش می دهد همان است که بلای جانم نیست .همان است که دشمنم نیست ؟همانی است که یک زمانی از آن متنفر نمی شوم ؟آن چیست ؟کجاست ؟خودم هم نمی دانم وخیلی وقتها که خدا مارا دوست دارد و می داند و به ما نمی دهد ما فکر می کنیم خدا بخیل است.

خدایا از تو چه کم می شود مگر نمی بینی وضع من را حال و روز من را مگر نمی بینی من الان احتیاج دارم مگر نمی بینی من الان نیاز دارم دوست دارم که چنین بشود و چنان .مثل یک بچه ای که یک چیزی را دوست دارد پدرومادرش می دانندکه به ضرر اوست مقاومت می کنند و بچه از آنها دل چرکین می شود .مدام می گوید

فلان چیز را دوست داشتم برایم تهیه نکردید .درمورد خداوند هم همین گونه است حال خداوند می فرماید آیا من بخیلم یا آنکه بنده ام مرا بخیل می پندارد؟

لذا در دعا داریم که هیچ بنده ای نیست که دست به دعا بردارد در نزد من و از من چیزی را بخواهد اگر مصلحتش باشد به او ندهم بعضیها را هم که خیلی دوستشان داریم بااینکه مصلحتشان است بااینکه مصلحتشان است ولی کمی دیرتر به آنها می بخشم کمی دیرتر به آنها می دهم برای اینکه من آنها را دوست دارم آنقدر دوستشان دارم که می دانم اگر به آنها زود بدهم می روند با آن نعمت مشغول می شوند میشوند مصلحتشان هم است آنقدر مشغول می شوند که من را فراموش می کنند .

در روایت است که آنقدر از صدای این بنده ام که دعا می کند.گریه می کند .ناله می کند خوشم می آید به همین دلیل است که به ملائک می گویم که به اینها دیرتر بدهید دیرتر اجابتشان می کنم .می گوید من این بنده ام را دوست دارم از صدایش خوشم می آیددلم می خواهد بیشتر پیش خودم نگهش دارم به همین دلیل به آن دیرتر می بخشم چون اگرزود خواسته اش را برآورده کنم دیگر نه در حرم پیدایش می شود نه در مسجد نه سرسجاده .

پس اگر هم نمی دهم از روی محبت نمی دهم عاشقانه نمی دهم مثل حضرت امیر المومنین (ع)حضرت زهرا (س)رسول خدا سلام می کند جواب نمی دهند سلام می کند جواب می دهند یا رسول الله (ص)این سلام تو آنقدر شیرین بود برای ما که دلمان می خواست چند باربگویید این سخن سخن عاشقانه است.

خداوند می فرماید :یک عده هم هستند که آنقدر از آنها بدم می آید از خودشان از صدایشان که می دانم اگر به آنها ندهم دست بردارنیستند اینها می خواهند بیاینددوباره ومن هم از آنها خوشم نمی آید .

چه کار می کند انسان با خودش که خدا می گوید من ازاین آدم بدم می آید همان بحثی که هفته های قبل داشتیم جلسه ی اول فهرست انسانهایی که مبغوض خدا هستند .خدا از آنها بدش می آید تا دعا می کنند خدا به آنها می بخشد .

به فرشتگانش می گوید زود به او بدهید برود صدایش را نشنوم حالا من نادان می گویم خدایا چرا به این بنده ات بخشیدی این که دین نداشت این که مسلمان نبود گناه می کرد حجابش درست نیست پس چرا اینها زود دعایشان مستجاب می شود ؟چرا به آنها زود می بخشی ؟پس ما چه ؟ چند وقت است که در خانه ات را می زنیم ؟چرا جوابمان را نمی دهی ؟

خدا می فرماید می خواستم صدایش را نشنوم .نبینمش .بعضی هاهم که آنقدر ضعیف الیمان هستند که اگر تاخیر بیندازم کافر می شوند .خوراک شیطان می شوند والاکه من دعای خیلی ها را زود جواب میدهم دلیل این نیست که اینها محبوب من هستند .

واینکه دعای خیلی ها را جواب نمی دهم یا دیر جواب می دهم دلیل این نیست که بخیلم یا اینکه از آنها بدم می آید این را باید بفهمیم بعد باورش کنیم روز قیامت که میشود معلوم میشود بسیاری از بهشتی ها فقط به خاطر محرومیت های دنیایی بهشتی شدند یعنی اگرمحرومیت های دنیایی را نداشتند هرگز راه به بهشت پیدا نمی کردند .

ضعف هایشان به نفعشان تمام شد نداری هایشان به نفعشان تمام شد کمبودها به نفعشان تمام شد گناه هم کرده جهنمی است طبق گناهانش ولی خدا می گوید این بنده ی من یک سلسله نیازهای طبیعی داشت یک سلسله درخواستها یی از من داشت که نشد بهش بدیم آن محرومیتش در مقابل گناهانش الان من (خدا)چون از من درخواست کرده و هیچ دستی از طرف من خالی نباید برگرددباید به اندازه ی تعداد دعاهایی که کرده بهش بدهم

لذاهیچ دستی در نزد خدا بالا نمی رود مگر اینکه حتما پر برگردد و او خواسته ی ما در آن نباشد اگر خواسته ی ما در آن باشد زیاد نباید خوشحال باشیم چون اگه دست خالی برمی گشت دست من .معلوم است که یک چیز حسابی برای من ذخیره شده بالاتر حسابی تر از آن چیزی که به من دادند و من آرزویش می کردم لذا تو درگاه خدا هیچ کس هیچ وقت باخت ندارد ما دعایی که هیچ چیزی درآن نباشد نداریم مگر اینکه دعا نباشد مگر اینکه دعا نباشد کما اینکه اکثر دعاهای مردم دعا نیست.

دعا یعنی چه ؟یعنی درخواست کردن ما بسیاری از مردم دعا می خوانند اما در خواست نمی کنند دعا دو قسمت دارد یک قسمت خواندن است یک قسمت خواستن است غالبا می خوانند نمی خواهند یا اینکه نمی خواهند می خوانند شما برگردید به گذشته ما چند دفعه درست و حسابی از خدا خواستیم در نمازهایمان در دعاهایمان به خدا گفتیم که خدایا به ما بده به ما ببخش ؟

در نماز به ما یاد داده اند (ایاک نعبد و ایاک نستعین )امام صادق (ع)می گوید :ای مردم شما اکثرتان دعا نمی کنید از خدا چیزی نمی خواهید یک چیز موهومی گفتند :خدایی است همینطور دستم را می برم بالا شما اصلا نمی دانید کیه اصلا نمی بینیدش که از او بخواهید .

ما اصلا معرفتی نداریم بنشینیم ازاو بخواهیم همین قدری که نیاید می گویی دیدی گفتم نیستش.من گفتمن نیست من نمی بینمش اینها الکی می گفتند که خداهست ندیدمش کسی که زود انکار می کند زود خدارا گم می کند اصلا یک بار ندیدش که به او سلام کند روبوسی کند هم آغوشی کند .

دعا .دعا نمی کنیم ما .ما درخواست نداریم می خوانیم مثلا میگوید آقا دعای عرفه بسم الله خب چکار باید بکنیم یکی یک دانه مفاتیح بزنید زیر بغلتان بیایید حرم حرم امام رضا حرم حضرت معصومه حرم عبدالعظیم بیایید مسجد فلان جا دعای عرفه بخوانیم خب (بسم الله الرحمن الرحیم) مداح می خواند شما هم بخوانید چند تا روضه می خوانیم وسطش بعضی وقتها هوا هم سرد است دستانشان یخ می زند دوساعت سه ساعت تا دم مغرب خب حالا بلند شوید برویم .تمام شد .چیزی خواستید از خدا ؟من نه یک بیست صفحه عربی خواندن من هم باآنها خواندم .خب چی از آن فهمیدی ؟هیچی .می پرسی دعای عرفه خوانده ای ؟کمیل چی ؟خب شب جمعه است همه جمع بشویم کمیل بخوانیم حالا چی خواستی نمی دانم آقا ما عربی خواندیم. توسل چی ؟توسل هم همینطور .دعاهای دیگر دعای فرج ساده ترین دعا .چی خواستی چی گفتی ؟والله از بچگی پدر و مادرمان می خواندند ما هم حفظ کردیم الان می خوانیم .خب چی شد خواستی از خدا *تمتعه فیها طویلا یعنی چه ؟نمی دانم .تسکنه ارضک طوعا یعنی چه ؟نمی دانم .

می گوید صحیفه بلدم آنقدر دعا خواندم از صحیفه .مفاتیح بلدم عظم البلا .حفظم .دعای توسل حفظم .کمیل حفظم .خب خواستی ؟نه .غالب ما دعا را می خوانیم فقط می خوانیم خواستنی در کار نیست یعنی یک حالت دعا باید مشخص باشد شرط دعا اینست که مثل شما نگاه کنید ما غالب حرفهایمان این گونه است .ببینید کسی مثلا با تلفن همراه حرف می زند خیلی دل داده است حرف می زند یکدفعه می آید جلو یک تنه به شما می زند شما می گویی بله ؟یکدفعه می گوید یک سی هزار تومان به من بده ...! ما غالب دعاخواندنمان اینگونه است ذهنمان جای دیگری است در خیالات دیگر است با معشوقه ی دیگر است حالا شما به یک چین آدمی پول می دهید ؟

ما دعا نمی کنیم ما حواسمان در دعا حای دیگراست اصلا درخواست نیست التماس نیست خواستن نیست من نمیدانم کسی که از او چیز می خواهم کیست ؟می گویم کریم ،رحیم ،جواد،غفور ،هیچ کدام را هم نمی فهمم یعنی چه ؟آدمها خیلی کم دعا می خوانند خیلی کم استمداد می کنند اصلا کمک نمی خواهند خدا می گوید ببین چقدر جالب میگوید شما کی از من خواستید ومن ندادم ؟اصلا خواستید ؟من الان سی سال دارم دعا می خوانم چند بارخواستی ؟اصلا خواندی،نمی گویم نخواندی،خواندن یک نکته است ،خواستن یک نکته دیگر رودرروی خدا بایست بگو خدایا من می بینمت با همه ی اسماء و صفاتت هیچ کس هم غیر از تو نمی تواند به من کمک کند.این شد .امام زمانش هم همینطور است.می گوید ما رفتیم جمکران که حاجت بگیریم ،می پرسی خب چه کار کردی ؟میگه آنجا دو رکعت نمازخواندیم،نماز امام زمان ، هفت قل هوالله احد خواندیم نماز امام زمان ،خیلی سخت است صدمرتبه به خدا بگویی(ایاک نعبد و ایاک نستعین ).بعد می فهمد وقتی داشته تسبیح می خوانده حواسش جای دیگری بوده .خانه شان بوده ،اینکه شام کجا بخورم ؟برگردیم دیر نشود و...

یعنی یک بار درست و حسابی ازاین ایاک نعبد و ایاک نستعین ها را نگفته به خدا خواندن بوده زبان چرخیده اما خواستنی نبوده حالا نه اصلا خواسته ای ؟یک همچین عرفه ای پیدا کردی صدمرتبه چشم در چشم به خدا گفتی ایاک،ایاک ...دارم می بینمت ها از تو ازتو ...کمک می خواهم صدمرتبه خب نماز شما تمام شد و یک مرتبه لااله الا الله و صد مرتبه صلوات هم روی سجده خواندی و تمام شد خدا حافظ شما.خب چی شد ؟چی شد حرفت را بزن یک نمازی خواندیم پاشیم برویم دیگر مثل مشهد رفتن هایمان آنجا می رویم و و گنبد را می بینیم و می گوییم امام رضاست .

سلام علیکی می کنیم با گنبد و بعد می رویم کنار ضریح می ایستیم و کتابهای عربی را می خوانیم و بعد می گوییم من جامعه کبیره خواندم زیارتنامه خواندم زیارت هم کردی ؟یه نه ؟نه من اصلا کسی را ندیدم آنجا آقا را که ندیدم زیارتی صورت نگرفت .پس ادای زیارت را در آوردی یعنی به کسی که دارد می بیند حرفهای کسی که داد می بیند را می زنیم حالتی هم صورت گرفته بین تو و امام رضا ؟نه نشد اصلا من نتوانستم با حضرت رودرو شوم سرم روی زانویشان نرفت ،پیش نرفتم دستشان رانگرفتم ندیدمشان احساساتی بین من و ایشان ردو بدل نشد حتی وقتی ضریح را داشتم می بوسیدم فکر می کردم ضریح را دارم می بوسم .تبرک است .آقا بوسیدت ؟نه .امکان ندارد آقا زائرش را نبوسد امکان ندارد نبوسد آنجا چیزی حس می کنی ؟در قلبت در صورتت در دستانت از بوسه آقا ؟نه هیچ اتفاقی نیفتاد وداع را که بخوانی متوجه می شوی چه حرفهایی اینجا بود چه معاشقه هایی در این وداع است نه من وداع را خواندم. خواندی یا خواستی؟

وداع کردی یا وداع را خواندی ؟وداع را می خوانیم وداع را می خوانیم زیارتنامه را می خوانیم الان که می بینیم همه جای حرم ها از این دعاها زده اند قدی .دومتر می ایستی می خوانی جملات عربی می خوانیم زیارت نامه خواندیم .می پرسی چی خواندی ؟زیارت نامه حضرت زهرا .بامادرت حضرت زهرا حرف زدی ؟همینطور که با مادر زمینیت حرف می زنی با مادرت حضرت زهرا حرف زدی ؟بین مادرت حضرت زهرا و تو چیزی رد و بدل شد ؟نه .یعنی بین تو و خدا ،تو و امام رضا ،تو و امام زمان ،تو و این امام زاده هیچ احساساتی ردو بدل نمی شه ؟نه .تو شهدا ؟نه .بابا این شهید برادرتوست .همسایه شماست بچه محلتان است من عرضه ندارم حتی باشهید هم حرف بزنم دعاهم می خوانم برایشان اما نمی توانم بااین شهید حرف بزنم یعنی واقعا هیچ دلدادگی بین این و آن شهید نیست .

من توصیه می کنم درعرفان آنهایی که نمی توانند یک دفعه با خدا حرف بزنند و با اهل بیت رودررو شوند تحملشان را ندارند قلبشان میگوید من چهل سال رفتم امام رضا نمی دانم چرا هیچ حس و حالی ردو بدل نمی شود میروم حضرت معصومه ،عبدالعظیم این اول باید از آدمهای شروع کند مثل پدرش که مرده صحبت کند .مادرش که فوت کرده صحبت کند اینها چون به هر حال مستجاب الدعوه هستند در روایت داریم درمباحث مهرورزی گفتیم اینها را در معاد گفتیم اینها را مفصل یک فلسفه که سر قبر می روی چیست .

مادر شما الان مستجاب الدعوه است خیلی از افراد پدرو مادرشان را رها می کنند می روند سراغ امام رضا (ع)بابا شما هین پیش پدرو مادرت بگی ،اصلا نیازی نیست بروی آنجا میروی آنجا اصلا گمی ،گم می شوی اصلا امام رضا را هم ،خودت را هم گم می کنی بیا اینجا بهشت زهرا برو هر جا که پدرو مادرت دفن هستند ببین می توانی باآنها حرف بزنی پدر و مادر راحت حرف آدم را می فهمند حس زمینی چیست ؟قبلا آنها را دیدیم بغلشان کردیم از پدرو مادرت شروع کن از برادرت شروع کن از خواهرت شروع کن حرف بزن آنها هم حتما دعا می کنند ما گنجینه های عظیمی از پشتوانه ها،از کسانی که مستجاب الدعوه اند مارا دوست دارند د اریم که اموات هستند فقط می رویم خرما می خریم ،شیرینی می دهیم می رویم برایشان یک آیه قرآن می خوانیم نمی فهمیم چی می خوانیم بعد می آییم فکر می کنیم خیلی کار کردیم نه همین برو سر قبر برادرت ،همسرت ،شهیدان ،این همه شهید هستند پشتوانه ما اگر کسی نمی تواند الان با شهدا ارتباط برقرار کند این اصلا نمی تواند با بزرگترهای دیگر ارتباط برقرار کند .

این اصلا نمی تواند با بزرگترهای دیگر ارتباط برقرار کند لذا یکی از کارهای بسیار خوب در ارتباط با ماورای طبیعه یعنی دنیا را انسان پاره کند .آقا دنیا را پاره کن با آن طرف باید از نزدیک ترین جا به برزخ شروع کنیم نزدیک ترین جا به برزخ این قبر امام نیست حرم امام حسین حرم حضرت معصومه نیست .چون اینجا خیلی علو دارد اینها حاکم به قیامت هستند امامزاده ای که نمی دانم که هست شجره نامه اس چیست نمی توانم با او ارتباط برقرار کنم ولی این شهید خیلی نزدیک به من است هر کس می خواهد یک ورود داشته باشه باید یک مقدار دنیا را پاره کند .

باید از قبرستان شروع کند بعضی ها مسخره می کنند قبرستان ؟آخه این قبرستان مگر چی دارد ؟چیه پنج شنبه به پنج شنبه می روید سر قبر شهدا .شهدای گمنام و ...چرا بلند می شوی می روی آنجا برو چهار ضفحه کتاب بخوان درس بخوان یک کمی بنشین پای صحبت فلان استاد و ترمز درس را باید بکشی یک مدت بروی شروع کنی کار عملی کنی .می گوید من بروم سرقبر شهدا من بروم قبرستان ؟بروم امامزاده بروم سر قبر آیت الله فلانی ؟سر قبر فلان ولی خدا ؟به جای آن می نشینم چهار صفحه کتاب می خوانم چهار صفحه درس می خوانم تو فقط بخوان اتفاقی نمی افتد عرضه داری برو شروع کن ارتباط برقرارکن ببین چقدر درس بهت می دهد این دارد حرف می زند به جای تو هر کدام ما الان از بین شهدا چند تا رفیق داریم یک دانه رفیق داریم .او را می شناسیم با او کلی مراوده داشتیم من آن روزی که بخواهم وفات کنم حتما می آید بالای سرم آن رفیقم چند تا داریم از این شهدا اما زاده ی عشق چند تا داریم ما از اینها .من توی دارایی هایم پنج تا رفیق با حال دارم پنج تا رفیق بهشتی دارم که عندربهم هستند و اینها رفیقهای من هستند و من در دنیا با اینها خیلی رفت و آمد داشتم .

از پدرو مادرم بیشتر برام عزیزهستند خیلی ثروت هستند می آیند پیش من .من همیشه رفتم سرزدم به آنها رفیق هستند با من امکان ندارد رفیق در سفر آدم نیاید سفربه این مهمی ما نداریم ما نمی خوانیم ما نمی خواهیم .در خواستی نداریم اصلا باید از یک جا شروع کرد این ورود را .درگیر کردن دل، درگیر کردن ذهن و حقیقت وجودمان را با ماورای طبیعه باید از یک جا شروع کنیم همه اش به صورت به ظاهر داریم بسنده می کنیم خواندنمان ظاهری ،حرم رفتنمان ظاهری ،مکه رفتنمان ظاهری ،نمیدانم تسبیح دست گرفتنمان ظاهری ،هیچ حالی نمی آید هیچ ارتباطی برقرار نمی شود هیچ نورو شیرینی و شراب و سر مستی وجود ندارد بلد نیستیم ،کار نمی کنیم تمرین هایمان را انجام نمی دهیم دانشگاهشن را نمی رویم کلاسش را نمی رویم ،مهارتهایش را نمیدانیم .

بهدهم می گوییم چرا خراب میشود ؟بعد غرش را به خدا می زنیم .آقا یک آشپزی یک گلدوزی یک خیاطی ،گل زیبایی که روی میز می بینید یک هنرمند ساخته هرکسی ساخته آقا یا خانم حداقل شش ماه زحمت کشیده تمرکز کرده کار کرده تااین را بسازد دوره دیده آموزش دیده تمرین کرده چطور می توانیم من با خدا دروه بگذارم جلسه بگذارم با امامزاده ها هیچ دوره ،تمرین ،آموزش ،مهارت ،هیچ ،همینطور من می توانم وارد حرم امامزاده ها بشوم و برم در آغوش امام رضا زیارت کنم روبوسی کنم بعد هم بیایم آقا خواستن مهارت خواندنش که درجه ی کمتری مهارت ،خواستن که بالاتر است من چطوربخواهم ؟چی بخواهم ؟ما وقت این حرفها را نداریم حوصله اش را نداریم .

ما دچار یک بیماری بسیار بسیار خطرناک و کشنده هستیم که اگر درمانش نکنیم هیچی برای ما نمی گذارد به نام بی حوصلگی و تنبلی .لذا کارما نتیجه نمی دهد مگر دنیا و آخرت از آن من نیست مگر بخشش و کرم خوی من نیست ؟!...