جلسه 070 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
70
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
8
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 070 - انسان‌شناسی (قم)

بحث مان درباره ی نمودار خلقت انسان بود که نمودار خطی را توضیح دادیم که یک مرحله از سه مرحله ی حیات انسان، مرحله ی قبل از دنیاست که هر چقدر ما با این مرحله آشنا ترشویم، انس بگیریم و باورش کنیم در دنیا توان و قدرت بیشتری داریم. این واقعاً یک رمز است، هر چقدر انسان می خواهد کارهای دنیایی اش آسان تر باشد سریعتر انجام شود، قدرتمندتر باشد، شادتر باشد، آرام تر باشد، موفق تر باشد «و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» در موردش صادق باشد، انسش را با وطنش باید بیشتر کند، یعنی خودشناسی بکند، وطن شناسی بکند، بداند خانه ی اولیه اش از چیست.

معنای «انا لله» را خوب کار کند، این که «انا لله» یعنی چی؟ من از کجا آمدم یعنی چی؟ مرحله ی حیات قبل از دنیای من، این چه معنایی دارد؟ تمام بدبختی ها، ضعف ها، نکبت ها، گناه ها، آلودگی ها، شکست هایی که انسان در دنیا می خورد معلول از دست دادن این باور هست. قرآن کریم قوی ترین انسانها، شادترین انسانها، انبیاء الهی که معصوم هستند را می فرماید اینها اخلاص شان، قدرت شان از یاد خانه شان هست، «انا اخلصناهم بخالصه ذکر الدار» اگر انبیاء که قافله سالار انسانیت، کاروان انسانیت هستند، پیشتاز هستند، السابقون هستند، با یاد خانه قدرت گرفتند ما هم همینطور خواهیم بود؛ یعنی همان عاملی که در آنها قدرت ایجاد کرده در ما هم قدرت ایجاد می کند. «لا تفوات فی خلق الرحمن» همین هست آنها از کجا قدرت گرفتند؟ چطوری ساخته شدند؟ ما هم همینطوری ساخته می شویم لذا توجه به مرحله ی اولیهمان خیلی مهم است، توجه به وطن مان و توجه به آن جایی که قرار است برویم، چون اول و آخر یکی هست، شما وقتی که می گویید بر می گردید یعنی بر می گردید به همان جایی که بودید هر چند خصوصیات انسان در بازگشت متفاوت با خصوصیات او در رفت هست.

آن قوس نزول با قوس صعود متفاوت است اما انسان به یک مبدأ برمی گردد به وطن خودش، اصل خودش و جایگاه خودش باز می گردد. لذا هر چه قدر ما با این حقیقت انس بگیریم، باورش کنیم و بتوانیم خودمان را آنجایی ببینیم، دردنیا موفق تر و قدرتمندتر خواهیم بود. در انتخاب های مان دقیقتر خواهیم بود. در ارتباطاتمان دقیق تر خواهیم بود. در رفتارهای مان موفق تر خواهیم بود در چینش های فکری و تصمیم گیری های مان قدرتمند تر و دقیقتر خواهیم بود. دنیا هم به ما خودش را میگذارد، دنیا هر وقت به کام ما تلخ می شود مال آن جایی هست که ما باورمان از دست رفته.

یعنی نگاه مان و باور مان از دست رفته چه نسبت به این که کجا بودیم، چه نسبت به این که کجا هستیم و چه نسبت به این که کجا می رویم. خیلی من تأکید دارم که در این چند جلسه روی همین تأکید کنیم تا انشاءالله این یک مقدار در وجود ما رسوخ پیدا کند و ما این را باور کنیم. رفتار خداوند با ما، رفتار اهل بیت (علیهم السلام) با ما و نوع نگاهشان با ما یک نگاه حق و کامل هست، ما وقتی که در نگاه مان با خداوند تبارک و تعالی یا اهل بیت (علیهم السلام) اختلاف پیدا می کنیم این اختلافی که ظهور پیدا می کند «الظاهر عنوان باطن» یعنی ما در نگاه و در فهم و در حق با خدا اختلاف پیدا کردیم، آنچه که خدا می بیند را ما نمی بینیم. آنچه که خدا حق می داند را ما حق نمی دانیم آنچه که اهل بیت می بینند را ما نمی بینیم. لذا بین ما با آنها اختلاف ایجاد می شود پس روی این دو تصویر یعنی چه نمودار منحنی و چه نمودار خطی، باید تمرکز کنیم دائماً جلوی چشم ما باشد که اگر این ازجلوی چشم و ذهن و قلب ما کنار برود ما شروع اشتباهات مان می شود، یعنی یادمان برود سابقه مان کجاست و یادمان نرود کجا می خواهیم برویم. همین که فراموش کنیم کجا بودیم و کجا می خواهیم برویم به خاطر قدرت انسی که با نظام طبیعت داریم تمام انتخاب های ما و ارتباطات ما و رفتارهای ما و چینش های فکری مان غلط از کار در می آید یعنی انگار که ما را با یک کِشی به اینجا بستند هر چقدر می خواهیم دل و ذهن و وجودمان را بکشیم به آن جایی که قبلاً بودیم یا به آن جایی که بعداً می خواهیم برویم، خدا هی تلاش کرده، انبیاء را فرستاده ائمه را فرستاده آموزه های دینی علمای ربانی، اینها همی تلاش کردند که ما را به اول و آخرمان وصل کنند ما اگر با آنها همراه نشویم و این باور را از دست بدهیم آسیب می بینیم. خدا رحمت کند امام امت (ره) ایشان می فرمود من بالا سر یکی از اهل علم که بودم لحظات آخرش بود هر چقدر تلقین «لا اله الا الله» کردم، «لا اله الا الله» نگفت، خوب این اهل علم هم بود، درس خوانده، در این حوزه بزرگ شده، می گفت خدا خیلی خیلی ظالم هست به من خیلی ظلم کرده، تفسیری که از ظلم خدا می کند ببینید این کاملاً نگاهش را آن لحظه از دست داده یعنی اصلاً یادش رفته کی هست، یادش رفته از کجا آمده یادش رفته کجا می خواهد برود یادش رفته خدا به او چگونه نگاه می کند و چطوری برای او قیمت قائل هست و با او چگونه رفتار می کند، بغض خدا در دلش هست به خاطر دنیا، انسان اینطوری می شود، یک موقع این نگاه را از دست میدهد یک دفعه عقلانیت کنار می رود وقتی که عقلانیت کنار رفت توهمات می آید جلو، یعنی نگاه های اشتباه «کم من عقل امیر تحت هوی کم من عقل اسیر تحت هوی امیر» چه بسیار عقل هایی که اسیر هوای امیر هستند یعنی عقل هست بینش هست اما توهم بر آن غلبه دارد، انسان خیلی وقت ها شعورش را از دست می دهد باورهای خودش را تحت غلبه ی توهمان از دست می دهد، می داند مرده با انسان کاری ندارد، علمی می داند، عقلی می داند، می داند قبرستان جای خطرناکی نیست، می داند تاریکی ترس ندارد، هیچ اتفاقی در تاریکی نمی افتد، اما از تاریکی می ترسد، از رفتن در قبرستان می ترسد، از سیر در شب می ترسد، این آنجایی هست که توهمات بر عقل انسان غلبه می کند، انسان دچار وهمیات خودش، خیالات خودش می شود و شعور خودش را تعطیل می کند.

عین همین اتفاق در حرکت به سمت آخرت و ابدیت برای ما می افتد، ما خیلی وقت ها هر چند نظری، کلاس دیده باشیم، استاد دیده باشیم، حتی درس داده باشیم که ما یک اولی داریم، یک آخرتی داریم اول ما الله است. آخر ما الله است. هر چقدر هم می گوییم هر چقدر هم به ما می گویند هر چقدر هم می شنویم خیلی وقت ها این نگاه از دستمان می رود دوباره مثل کش این دل ما، قلب ما، ذهن ما بر می گردد می آید در طبیعت، خودمان را زن و مرد معنا می کنیم یعنی آن جنبه های حیوانی، گیاهی و جمادی ما اصالت پیدا می کند دوباره یادمان می رود آمدیم، وقتی هم یادمان رفت آدم هستیم. انتخاب های مان، ارتباطات مان، رفتار های مان و افکار مان غلط از کار در می آید تصمیم هایی که می گیریم همه توأم با شکست هست یعنی نتیجه هایی که می گیریم، در اقتصاد، ازدواج، در مدیریت، در تربیت شکست می خوریم، در کارهای اجتماعی سیاسی شکست می خوریم، در درس خواندن شکست می خوریم، یکسره ما همین طور این مشکلات را خواهیم داشت، پس باز من تأکید می کنم چرا داریم روی این نمودار ها کار می کنیم چند جلسه است می رویم و می آییم و تأکید می کنیم برای این هست که انشاءالله یک مقداری ما انس بگیریم با حقیقت خودمان و این انس اگر بیاید و اگر باور شود خیلی مبارک هست برای دل ما و برای حرکت ما بسیار و برای عاقبت ما بسیار مبارک خواهد بود، ما مقطع قبل از دنیا را یک توضیح مختصری دادیم باز باید توضیح داده شود باید با او انس گرفته بشود، در مقطع دنیا هم که باز کار دارد مقطع دنیا در موردش باید بیشتر صحبت کنیم حالا اجمالاً یک معرفی از دنیا می گیریم خدمت تان.

برسیم به یک سلسله از قواعدی که بیشتر اینها را برای ما روشن می کند. یک مقطع که وعده کردیم از جلسه ی گذشته در مورد صحبت کنیم مقطع وفات است. البته جزئیات را ما در انسان در گستره ی منازل آخرت توضیح دادیم عزیزانی که می خواهند در مورد جزئیات وفات، سکرات موت یا برزخ یا چیزهای دیگر بدانند به همان مباحث ما در انسان در گستره ی منازل آخرت مراجعه کنند، اینها را آنجا توضیح مفصل دادیم دیگر اینجا اینها را توضیح نخواهیم داد، اگر کسی واقعاً پیگیر باشد و علاقه مند باشد وچیزی بخواهد برایش حل شود حتماً پیگیری خواهد کرد، به هر حال می توانید به همان مباحث مراجعه کنید، ما یک وفات داریم، وفات یعنی انتقال، ما از اینجا انتقال می شویم، انتقال کامل را از جایی به جایی می گویند وفات.

ما از اینجا منتقل می شویم به عالم ملکوتی که از آنجا آمدیم یعنی روح الهی، دمش الهی عبوری از عالم ملکوت دارد تا به ما برسد، به نطفه ی ما در ما، در رحم مادر تعلق بگیرد. ما حالا بر می گردیم به ملکوت اما با سیری که در ناسوت کردیم در دنیا کردیم بر می گردیم به ملکوت و عالم برزخ که اسم دیگرش هم عالم قبر هست که بینهایت بزرگتر، زیباتر، کامل تر، شیرین تر، جذاب تر، پرشورتر، پیشرفته تر از عالم دنیا هست. ورود به یک همچین عالمی قطعاً آمادگی نیاز دارد و اگر به قاعده ی اصلی بحث مان که بعداً در موردش بیشتر توضیح خواهیم داد یعنی رابطه ی دنیا و آخرت مثل رابطه ی رحم مادر هست با دنیا، به این قاعده ی اصلی مان توجه کنیم ما از رحم دنیا و وفات پیدا می کنیم به برزخ که آن هم برای ما یک رحم هست، در واقع رحم سوم هست که ما برای مرحله ی قیامت به بعد در آن رحم آماده می شویم، اگر به رابطه ی دنیا با رحم مادر توجه کنیم، رابطه ی برزخ با دنیا را هم خوب می توانیم بفهمیم. رابطه ی دنیا با رحم مادر چی هست؟ این هست که ما یک دنیا داریم، یک عالمی به نام دنیا خلق شده که بسیار بسیار با عظمت هست انتهایش را کسی نمی داند کجاست.

آیا اصلاً انتهایی دارید یا ندارید، تمام می شود یا نمی شود کسی نمی داند این عالم با عظمت انتهایش کجاست، مقدارش کجاست به کجا ختم خواهد شد فعلاً بشر در قدم های آغازیش شناخت این عالم است، فعلاً با چند میلیارد سال نوری سر و کار دارد اما خودش هم اذعان دارد که بخش کوچکی از این عالم را توانسته بشناسد. چند شب پیش تلویزیون یک ستاره ای را نشان می داد که می گفت این انفجار پیدا کرده الان این نورش به ما رسیده، سیزده میلیون سال نوری با ما فاصله دارد، این سیزده میلیون سال نوری، یعنی الان نوری که ما داریم می بینیم مال سیزده میلیون سال پیش بوده که این اتفاق افتاده. اگر آدم فکر کند، خیلی هم خوب است آدم فکر کند ببیند سیزده میلیون سال یعنی چی.

آن هم سیزده میلیون سال پیش و امروز به ما رسیده وتلسکوپ دارد این عکس را می گیرد دریافت می کند. سیزده میلیون سال کجا و چند هزار میلیارد سالی که الان بعضی از تلسکوپ ها دارند عمق گیری می کنند این یعنی چی. آدم باید فکر کند این فکر خیلی مبارک هست که فکر کند عالم خلقت یعنی چی وجود مطلق یعنی چی بینهایت یعنی چی؟ تازه این را خدا می گوید خیلی هم کوچک است. «و زیّن السّماء الدنیا بزینه الکواکب» می گوید آن آسمان پایین پایین است، آن آسمان کوچک را ما درونش از این داستانها قرار دادیم ستاره و کواکب، صدها میلیارد از اینهایی که الان در فضا هست قرآن می گوید اینها مال آسمان اول تان هست که ما قرار دادیم. اگر به روایتی که از پیغمبر نقل شده توجه کنیم که آسمان اول در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه است در آسمان اول.

انسان می بینید چقدر عظمت دارد این نظام خلقت یعنی شوخی بردار نیست خدا اینها را به ما گفته که ما فکر کنیم دائماً در قرآن و ادعیه و روایات ما را دعوت به فکر کردن کردند. باید فکر کنیم این مفاهیم یعنی چی. حالا این عالم به این عظیمت یک عالم دیگری در درون خودش ایجاد می کند. به نام رحم، رحم یک مادر، فرقشان چقدر است اینها با هم، از نظر بزرگی؟ از نظر مکان، امکانات چقدر هست؟ این عالم بی سر و ته با یک رحم مادر در نظر بگیرید. این دنیا از خودش چیزی را، یعنی از بیرون از رحم چیزی به رحم فرستاده می شود که به او می گویند اِمناء. «افرأیتم ما تمنون أ دنتم تخلقونه ام نحن الخالقون» یک منی منتقل می شود به رحم آنجا با یک چیزی از رحم پیوند برقرار می کند به نام تخمک، سلول تخم تشکیل می شود بعد از لقاح با تخمک که سلول تخم تشکیل می شد یک جنینی شکل می گیرد علقه ای و نطفه ای و تا کم کم رشدی حاصل می کند و بعد از مدتی آن موجودی که در رحم شکل گرفته بازگشت می کند به دنیا. آماده می شود برای زندگی در یک فضایی بینهایت بزرگتر، کامل تر، پیشرفته تر، جذاب تر، قدرتمند تر از رحم مادر. پس دقت کنید ما از دنیا یک نزولی به رحم داریم و از رحم یک صعودی به دنیا داریم یک رفت هست و یک بازگشت. روی اینها ما باید خیلی تفکر کنیم. حالا این جنینی که آمده به دنیا در رحم خودش را برای حیات دنیایی آماده کرده، وفات چگونه است؟ وفات همان زایمان هست. جنین که در رحم مادر بود اگر به او می گفتند تو چند روز و چند ساعت دیگر منتقل خواهی شد به عالمی که این قدر عظمت دارد نسبت به رحم مادر فهمش برای جنین امکان پذیر نیست نمی تواند بفهمد این یعنی چی ولی وفات چگونه صورت گرفت برای وفات حرکت مکانی ای صورت نگرفت یک لحظه به تعبیر حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) چند ثانیه در رحم باز می شود و آن نوزدای که آماده شده در رحم برای دنیا، این از شگفتی های خلقت است که خداوند چقدر اصرار دارد که ما این را بفهمیم و فکر کنیم در موردش که این ماجرای امناء و ماجرای لقا و ماجرای دنیای جنینی و، چه ماجراهای با عظمتی آنجا دارد اتفاق می افتد که در موردش یک مقدار صحبت خواهیم کرد. رحم لحظه ای را باز می کند به دنیا و انتقالی صورت می گیرد، وفاتی صورت می گیرد ما این وفات را وقتی بیرون هستیم، در دنیا هستیم به این وفات می گوییم تولد، ولادت، وفات از رحم است و تولد به دنیاست. آمده به دنیا، متولد شده به دنیا.

دقیقاً رابطه ی ما با برزخ هم همینطور هست دنیا محیط بر رحم هست و همیشه دارد رحم را اداره می کند خیلی دقت کنید دارم چه می گویم یعنی رحم اگر لحظه ای، آنی رابطه اش را با دنیا از دست بدهد نابود می شود رحم اگر زنده هست اگر می تواند امناء را بپذیرد. اگر می تواند نطفه را بپذیرد. اگر لقاح صورت می گیرد. امناء صورت می گیرد. اگر رشد جنین صورت می گیرد اگر تغذیه و شکل گیری صورت می گیرد اگر حرکت صورت می گیرد. همه ی قوای رحم از دنیا دارد تأمین می شود. یعنی دنیاست که اداره کننده آن رحم است. آن رحم قائم به دنیاست. یعنی حیاتش، انرژی اش، مدیریتش، ربوبیتش، همه چیزش دارد توسط دنیا انجام می شود. ارتباطش اگر لحظه ای با دنیا قطع شود هم خود ما در از بین می رود هم چنین از بین می رود، تمام می شود. پس ببینید احاطه ی دنیا به رحم چگونه است. مدیریتی که دارد نسبت به رحم چگونه است. انرژی و قدرتی که دارد، دائماً، آن به آن، لحظه به لحظه دارد به مادر و جنینش می رود چگونه است. وفات را هم که توضیح دادیم. عین این ارتباط را ما با عالم ملکوت داریم. عالم ملکوت عالم با عظمت ملکوت محیط برماست. دارد ما را احاطه می کند تمام انرژی رحم دنیا دارد از برزخ می آید دارد از ملکوت می آید. تمام ستاره ها، کیهانها، کهکشان ها، مدیریتش را برزخ دارد انجام می دهد روزی که می خوریم خداوند تبارک و تعالی دائماً در قرآن از کلمه نحن استفاده می کند.

گاهی وقتها می گوید «هُوَ» گاهی وقتها می گوید «انا» دارد تأکید می کند که آنچه که در اداره ی عالم دارد اتفاق می افتد یک دست غیبی دارد او را اداره می کند غیب یعنی آن چه که ناپیداست، غیب رحم کجاست؟ دنیا هست، غیب است چون هیچ اطلاعی جنین از دنیا ندارد، هیچ چیز نمی فهمد، غیب رحم دنیاست، دنیا غیب است نسبت به رحم. ولی شهود است نسبت به ما، ما الان شاهد دنیا هستیم. حالا همین دنیا، غیبش ملکوت هست برای اموات، خدا رحمت کند همه ی اموات را، نثار شادی روح شان صلوات.

اموات الان نسبت به ملکوت چه هستند؟ نسبت به غیبی که داشت اداره می کرد؟ شاهد هستند. آنها آنجا دارند می بیند شهود می کنند. ما هم برایمان این برزخ غیب هست. این برزخی که نسبت به ما غیب هست اداره کننده ی عالم شهادت هست. الله کی هست؟ الله، عالم الغیب و الشهاده است. یعنی چون خودش خالق غیب و شهادت هست عالم به غیب و شهادت هم هست، مدیر و مدیر بر غیب و شهادت هست و از همه مهمتر آن چیزی است که ما سر نماز می گوییم و خیلی هم به آن توجه نداریم. «رَبّ العالمین» ما بینهایت عالم داریم و خداوند تبارک و تعالی دارد ربوبیت همه ی آنها را انجام می دهد. عوالم زیادی وجود دارند که خداوند دارد همه ی آنها را ربوبیت می کند. رب العالمین. این عالم برزخ اداره کننده ی دنیاست. انرژی دنیا. اصلاً چیزی به اسم انرژی که بشر تا حالا نتوانسته آن را کشف کند. شما یک فیزیکدان یا دانشمند بگو تو تا به حال انرژی را دیده ای یا ندیده ای. مثلاً نیروی جاذبه را کسی تا به حال دیده؟ من انرژی نمی دانم چیست، قوا نمی دانم چی است.

این قوا یا انرژی عالم که همان ملائکه الله هستند که از عالم ملکوت هستند اداره کننده ی این دنیا هستند. قرن کریم صدها آیه در مورد مدیریت عالم غیب یا عالم ملکوت و برزخ نسبت دنیا برای ما دارد میگوید که اینها خواندن و تدبر در آن، روشنایی ها، معرفت ها، و قدرتهای زیادی را در ما ایجاد می کند. برای این که ما بفهمیم خداوند تبارک و تعالی خیلی محسوس و ملموس با ما سخن می گوید یعنی ما چون فهم مان قاصر هست حق تعالی این گونه سخن می گوید.

«افرأیتم ما تمنون أانتم تخلقونه ام نحن الخالقون» آن منی را که شما امناء می کنید در رحم زنها چه کسی آن ماجراها را برای آن جنین ایجاد می کند؟ برای آن منی ایجاد می کند؟ مادر که این کارها را نمی کند. مادر از چیزی خبر ندارد. این حرکتی که می رود آنجا لقاحی صورت می گیرد، سلول تخمی تشکیل می شود «ثم جعلنا فی قرار مکین»می رود در قرار مکین قرار می گیرد. در ظلمات سه گانه قرار می گیرد تا بشود یک انسان کامل، این ماجرا را چه کسی دارد انجام می دهد؟ خداوند می فرماید: یک جا می گوید «نحن» یعنی خدا با عوامل خودش، با ملائکه الله و یک جای دیگر اسم ذات می آورد می گوید: «هوالذی یصوّرکم فی الارحام کیف یشاء» خیلی این آیات تکان دهنده است، اوست کسی که شما را در رحم ها تصویر گری می کند آن به آن به شما صورت می دهد. یک نطفه میلیاردها صورت دریافت می کند تا بشود یک انسان کامل.

شما ببینید چقدر شگفت انگیز است. بشر الان عاجز است تعداد صورتهایی را که در یک انسان. در یک نوزاد متولد هست بیان کند. بگوید که مثلاً ما بشر را تفکیک کردیم به این چند میلیارد سلول، عکس هایش را هم داریم. ببینید چقدر ما صورت داریم، تا چقدر شکل داریم صورت های ترکیبی، صورت های تفصیلی و جداگانه، بینهایت صورت می گیرد. حالا شما نگاه کنید ما چقدر مولود داریم که می آیند به این دنیا، میلیاردها انسان دارند متولد می شوند. چند روز پیش اعلام کردند که جمعیت جهان از هفت میلیارد گذشت. هفت میلیارد فعلاً زنده در این عالم هستند میلیاردها میلیارد نفر هم از دنیا رفتند چه ماجرای با عظمتی هست. چه داستان با عظمتی هست و ما چقدر کوچولو و ریز نشستیم فکر می کنیم. غصه هایمان ریز است. خیال های مان ریز است شادی های مان ریز است دعواهای مان ریز است آرزوهای مان کوچک هست. دغدغه های مان بچه گانه هست. اهداف مان خیلی کوچولو هست اصلاً ما بزرگ نمی شویم. همیشه کوچولو فکر می کنیم. خدا با این عظمت دارد ما را به مقام خودش دعوت می کند به قرب خودش دعوت می کند. این همه برای ما حکمت در این عالم ریخته که ما بفهمیم داستان چی به چی هست و بخواهیم خیال پرواز به سرمان بزند، خیال بزرگ شدن به سر مان بزند.

بخواهیم کنده بشویم از اینجا. ولی باز ما اینها را به چشم خودمان می بینیم، اطلاعاتی که الان یک خانم خانه داری که اصلاً از خانه هم بیرون نیاید دارد نسبت به دانشمندان صد سال پیش، هزاران برابر است. اطلاعاتی که از طریق رادیو وتلویزیون و مطبوعات می گیرد که این عالم چه خبر است. این عالم با عظمت اداره کننده است. می گوید: «هوالذی یصوّرکم فی الارحام» هو کجاست؟ مکان دارد برایش ذکر می کند.

«هو» آن ذات غیب الغیوبی در رحم شما را تصویر گری می کند. یعنی «نحن اقرب الیه من حبل الورید» یعنی «اینما تولوا فثمّ وجه الله» یعنی «داخلٌ فی الاشیاء» علی (علیه السلام) می فرماید حق تعالی چطوری هست. «داخل فی الاشیاء لا بالمماضجه و خارج عنها لا بالمضایقه» هیچ جا، هیچ جا، هیچ جا، هیچ الکترون و پروتون و اتم و نوترونی، هیچ کوارک و ریزتر از کوارک پیدا نمی توانی بکنی که حق تعالی با همه ی اسماء صفاتش آنجا حضور نداشته باشد. یک جا از خدا خالی نیست. «لا یخفی علیه شی فی الارض و لا فی السماء» هیچ چیز در زمین یا آسمان مخفی از خدا نیست، خالی از خدا نیست، اینهاست که حکمت است، با جان انسان بازی می کند، انسان بنشیند راجع به اینها فکر کند چقدر ساده ما از کنار این آیات رد می شویم «و کایّن من آیه فی السماوات والارض یمرّون علیها و هم عنها معرضون» ما چطوری از این همه آیات «کایّن» بینهایت آیه با بینهایت وجه با بینهایت جلوه ما رد می شویم از آنها، خیلی ساده عادت کردیم به اینها رد می شویم، بدبختمان کرده این حجاب عادت، ما را بیچاره کرده، نمی گذارد درست نگاه کنیم و درست حرکت کنیم. می گوید اوست که دارد شما ها را تصویرگری می کند. «کیف یشاء» هر طوری بخواهد دارد تصویرگری می کند «أفرأیتم ما تحرثون أأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون» آن چیزی را که شما می کارید در زمین، شما ها آن را رشد می دهید. زرعش می کنید یا ما این کار را می کنیم؟ «أفرایتم ما تحرثون أأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون» ما داریم یک دانه را، آن حالت های عجیب خارق العاده ای شگفت انگیز برای آن دانه ایجاد می شود «ان الله خالق الحبّ و النّوی» خداست خالق دانه و هسته.

در دعای هر شب ماه مبارک رمضان دهه ی آخر می توانیم «فالق الحب و النوی» خالق هست اما فالق هم هست شکافنده است. خدای با این عظمت می گوید آن دانه را هم خودم برای شما می شکافیم. آدم باید نسبت به اینها یک مقدار بنشیند فکر کند، به اینها عادت نکند تا ما فکر نکنیم، تا ما انس نگیریم، نمی توانیم باور کنیم هستی خودمان را اول و آخر خودمان را، دوباره مثل کش این ذهن ما، ما را بر می گرداند می آورد در این طویله ی دنیا، می کشاند اینجا این اِدمان هست که یک مقدار ممکن هست کمک مان کند انشاءالله که بحث هایش را در اردوی اسماءالله اردوی توحید 1و2و3 کردیم عزیزانی که علاقه دارند به همان مباحث اسماءالله مراجعه کنند که مفصل آنجا این تفکرات را توضیح دادیم. پس به این اداره و ربوبیت ما باید فکر کنیم که دائماً دست برزخ در این دنیا هست. یک لحظه برزخ انرژی خودش را، دست خودش را از این عالم بکشد کنار عالم ماده بر می گردد به اصل خودش، حیثیت ماده ای خودش را از دست می دهد و جمع می شود. همه اش جمع می شود می رود پی کارش.

شما نگاه کنید صورت ذهنی تان را، وقتی که فکر می کنید مثلاً الان پدر تان، مادرتان را تصور می کنید، حرم حضرت معصومه را تصور می کنید، یک لحظه عنایت تان را از این تصور بر می دارید این تصور بر می گردد داخل شما، هلاک در شماست، نابود نمی شود. هر وقت بخواهید دوباره هست چیزی به اسم نابودی ما نداریم چون از همتی است به هستی بر می گردد. نه چیزی به هستی آمده از اول و نه چیزی از هستی خارج شده، هر داستانی که بوده هستی بوده و هستی. هستی محض و مطلق بوده و او بوده و او بوده و او بوده. «هوالاول و الاخر» ازلی است و ابدی است.

نه چیزی به هستی می آید و نه چیزی از هستی می رود. اما تغییر می کند، تبدیل می شود، جا به جا می شود، جمع می شود. این ماجرا، ماجرای خلقت هست، رابطه ی برزخ، رابطه ی ملکوت با دنیا، ما خیلی ساده نگاه می کنیم می گوییم یک انرژی ای هست، یک نیروی جاذبه ای هست، یک قوه ای هست، یک ابری هست این ابرها از اینجا حرکت می کنند می روند آنجا، از آنجا فشرده می شوند. آخر اینها چطوری ممکن است یک جنینی هست، یک منی ای امناء می شود می رود در رحم، آنجا خودش شکل می گیرد آنجا تکثیر می شود آنجا می شود یک آدم، هشت هزار سال ما تاریخ پزشکی داریم نتوانستند این بدن را بشناسند. کی این کارها را دارد می کند؟ همین فقط دارد می شود؟ مسیرش کی است؟ گرداننده اش کی است؟ انرژی اش از کجاست؟ ربوبیتش کجاست؟ کی دارد این کارها را انجام می دهد؟ نظام فیزیکی صد در صد وابسته به نظام متافیزیکی هستی یعنی اگر آن عالم ملکوت نباشد اصلاً نظام فیزیکی معنادار نیست. اما نکته ی خیلی جالبی که باید خدمت تان عرض کنم این هست که نظام فیزیکی خودش تجلی نظام متافیزیکی هست یعنی اینطوری نیست که نظام فیزیکی بریده از نظام متافیزیکی داشته باشیم همین نظام فیزیکی، نظام مادی، جلوه ی، عصاره ی خود عالم برزخ هست. خود عالم ملکوت هست یعنی چی؟

یعنی وقتی به سیر نگاه کنید، وقتی منحنی ها نگاه کنید می بینید الله هست که جلوه می کند به اسماء، ذات است که جلوه می کند به الله و الله به اسماء و اسماء هم به آن حقیقت اولیه و جبروت و ملکوت و ناسوت. تو تصویرها خوب نگاه کنید تصویر ها از ذهن تان نرود خیلی عظمت دارد اینکه آدم نگاه کند به اینها، مشغول اینها باشد یک مدتی، در موردش ساعت ها فکر کند. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «ان الله عز و جل خلق ملکه و علی مثال ملکوته» ببینید چه غوغایی کرده امام صادق (علیه السلام). بعضی از کسانی که بی سواد هستند تنبلند، همت ندارند یک ذره مطالعه کنند روایات را بخوانند. آیات را بخوانند می گویند آقا این جبروت و ملکوت و ناسوت حرفهای فلاسفه است اصلاً به درد نمی خورد. اینطور نیست متن فرمایش امام صادق (علیه السلام) هست. «ان الله عزوجل خلق ملکه علی مثال ملکوته» این ملکی که شما می بینید عالم طبیعت با این عظمت، از کجا خلق شده، «علی مثال ملکوته» خلق شده، یعنی آن ملکوت یک عصاره ای، خدا رحمت کند میرزا اسماعیل دولابی را می فرمود یک عصاره ی یک ده میلیاردم هست. حالا با فرمول که ما داریم فهمش راحت تر هست که عصاره ی چقدری هست از نظر ریاضی نسبتش چقدر است. قاعده را یادتان نرود، رابطه ی دنیا با آخرت متوجه می شویم که نسبت چقدر هست، آن ملکوت عصاره اش شده ناسوت، شده، ملک، ملک با این عظمت، پس در واقع آن نتیجه ای که باید بگیریم در موردش بعداً انشاءالله بیشتر فکر کنیم، جلسه بعد انشاءالله ادامه خواهیم داد این ماجرا را، این که شما دائماً ملکوت هست که نزولات مادی دارد، ملکوت هست که دائماً جلوه های طبیعی دارد، متافیزیک هست که دائماً تجلیات فیزیکی دارد این فیزیک را دارد ایجاد می کند و این فیزیک دائماً دارد از خودش چه نشان می دهد، این فیزیک و این ملک و این ناسوت؟ این هم در اینجا دارد صادرات می کند دائماً به ملکوت، یعنی یک رفت و برگشت ما دائماً داریم.

دائماً یک قوس نزولی از ملکوت به ماده داریم و یک قوس صعودی از ماده به ملکوت، دائماً مجردات جلوه های مادی دارند، ظهورات مادی دارند ومواد تبدیل به مجردات می شوند یک سره این قوس و سیر و دایره دارد انجام می شود بینهایت با یک گستردگی بسیار فراوان ماده می شود مجرد، مجرد می شود ماده همین طور هستی دارد این داستان را ادامه می دهد.