جلسه 044 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
44
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
1
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - شرح اسماءالله

بحث مان در عوامل موانع وجودی شدن اسماءالله بود که به موضوع تقوا بحث را دنبال می کردیم و از مصادیق گفتیم. گفتیم: تقوا یعنی اجتناب یعنی انسان وجودش را استحکام و قدرت بدهد و تقوا سالم سازی بکند. اگر تقوا نباشد تولد سالمی هم به برزخ به آخرت وجود نخواهد داشت.

آن چه که کمک می کند که ما به برزخ سالم متولد شویم، تقواست. در رحم مادر وقتی جنین به سمت تولد به دنیا می آید، تقوایی که خدا به جنین می دهد این است که از آلودگی ها و میکروب ها و اندام زایی و جذب های اضافه خودداری کند و دقیقاً هیکل و اندام که مورد نیاز برای دنیاست ایجاد کند نه کمتر و نه بیشتر.

تقوا یعنی این پرهیز از اضافه ها، از آن چه که باطل است. سر و چشم اضافه، دست و پای اضافه یا کم باشد. هر کدام باشد تولد ناقص و درد ساز است. در حرکت ما از رحم مادر که رحم مادر، رحم دوم ماست که به تعبیر امام امیرالمومنین علیه السلام دنیا مادر ماست در تولد ما از دنیا به آخرت هم داستان همین است یعنی ما باید درست و کامل با شناخت زیست محیطی ابدیت رشد کنیم.

اضافه و کم درد ساز و معطل کننده است. انسان به میزان اضافه ها و کمبود هایش جهنمی می شود. هر مقدار اضافه یا کمبود داشته باشد آن جا در جهنم جبران می کنند. کمبود ها در جهنم، اضافه ها نیز در جهنم جبران می شود. مثل این که اینجا انسان یک دست اضافه داشته باشد، در دین جراحی می شود و رنج درمان را باید تحمل کند تا یک دست اضافه از او جدا شود و بتواند طبیعی باشد یا اینکه یک عضو کم دارد و بخواهد اضافه کند و پیوند بکند باید درد و مشکلات آن را نیز در دنیا تحمل کند.

در بیمارستان بهشت که جهنم است کار جهنم و برزخ همین است که نواقص را تکمیل کند و تراش می دهند انسان را تا متناسب با شرایط زیستی بهشت تربیت شود. حالا عرض کردم ما بالاتر از بهشت هم داریم ولی حداقل نجات انسان این است که جهنم برای انسان نباشد، در درد و عذاب نباشد. خیلی مهم است.

لذا انسان خودش را به تناسب بهشت تربیت می کند، یک عده اینجا هستند که زحمت می کشند، اندازه ها و حدود را به دست می آورند یعنی می دانند روح سالم چه خصوصیاتی دارد و روح آلوده چه خصوصیاتی دارد. آلودگی ها را می شناسند و قدرت ها را می شناسند. تناسب ها را می شناسند و خودشان دائماً آزمایش می کنند تا ببینند که آیا تناسب برقرار شده است یا نه؟

یکی از کار هایی که در آن ضعف داریم و خداوند تبارک و تعالی آن را کامل در دنیا قرار داده، سیستم آزمایش است. یعنی کامل در دنیا قرار داده است، یعنی خداوند تبارک و تعالی دهها و صد ها نوع آینه برای ما قرار داده که در اطراف ما هستند. آینه هایی که برزخ را به ما نشان می دهند. آینه هایی مثل جلسه ی قبل که ما به شما نشان دادیم، یک نمونه اش، ما در طول روز اگر بخواهیم بفهمیم که الان اگر ما بمیریم آینده و برزخ ما چگونه خواهد بود در شب اول قبر، پنجه ی اضافه، دندان اضافه یا ..... قیافه ی مان با بهشت سازگاری دارد یا نه، خودمان را در آن آینه نگاه کنیم.

ببینیم که مطابقت دارد اصلاً ما می توانیم وارد بهشت شویم یا نه. این فوق العاده مهم است. آینه های زیادی برای ما درست شده است که ما می توانیم دائماً خودمان را در آن ها نگاه کنیم و مقایسه کنیم. گاهی اوقات ما چون خراب می کنیم و حواس مان نیس که یک ابدیت و آخرتی هم هست بسیاری از مواقع یادمان می رود که ما انسان هستیم و با جسم زنانه و مردانه و درخواستهای همین بدن نه انسان ابدی و انسان جاودانه، غالباً از آینه ها فرار می کنیم.

خداوند به قدری تعداد این آینه ها را زیاد قرار داده است که اگر کسی یک موقع بخواهد ببیند می تواند ببیند. وقتی ما غالباً از آینه ها فراری و بیزار هستیم. گاه گاهی یک موقع اتفاقی چشم مان در بعضی از آینه ها می افتد و یک دفعه خودمان را نگاه می کنیم. چون انس هم با آن خودمان نداریم، این زشتی ها، این عدم تناسب ها به جای اینکه ما را وادار کند که به خودمان برسیم، و زشتی و نقص را برطرف کنیم به دنبال جبران نقص های انسانی نمی رویم. به دنبال ضعف های بخش حیوانی هستیم و جور کردن نیاز های اینجا، ضعف های اینجا هستیم.

همیشه در ای کاش ها و حسرت ها و دلشوره ها و مشغله های اینجا هستیم و دلشوره های مان برای تکمیل بدن و رسیدن به بدن و نیاز های بدن است. غصه های مان هم مربوط به همین بخش هست و جنبه ی جنسی ما، جنبه ی بدنی ما، جنبه ی طبیعی ما را در بر می گیرد. اما جنبه ی آخرتی ما متاسفانه کم است. در تقوا اگر کسی به سراغ آن بیاید به دنبال تناسب هاست به دنبال اینکه بتواند سلامت را به دست بیاورد.

انشاءالله در جلسه آینده توضیحات تخصصی تری را می دهیم. از جلسه ی گذشته تمرین را در باره ی جذب باطل توضیح دادیم. که ما خیلی وقت ها علاقه داریم به اینکه باطل را جذب کنیم و یا با خودمان نگه داریم. فکر نمی کنیمکه اگر این طرف با ما اضافه بیاید این طرف چقدر می تواند درد سر ساز باشد. چون مطلقاً در بهشت اضافه را راه نمی دهند و نمی پذیرند.

همین که در مکانیزم این عالم سر اضافه، دست اضافه کسی بیاورد درد سر ساز است. آنجا هم در نظام برزخ، دارالسلام است جزء سالم کسی وارد آن نمی شود. یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون الاّ من اتی الله بقلبٍ سلیم. آن جا روح سالم، روح انسانی سالم فقط می طلبد که اگر کسی واقعاً این حقیقت را باور کند دائماً در روز خودش را با مقابل دهها آینه قرار می دهد تا ببیند چه شکلی شده است و چه وضعیتی پیدا کرده در نظام برزخی و می گوید اگر من الان بمیرم آیا توانسته ام به تناسب آنجا خودم را بسازم یا نه؟

گفتیم یکی از چیزهایی که خیلی قیافه یا ما را بد قیافه می کند ظلم است، تجاوز و تعدی به دیگران است که گفتیم انواعی دارد. ما از قسمت های خیلی پایین شروع کردیم. یک موقع شما می گویی ظلم یعنی کتک زدن کسی، یعنی فحاشی کردن در مورد یک نفر، اینکه مال یک نفر را بخوریم، حقش را بخوریم، کسی از عزیزانش را بکشیم، اما ما در مورد تعدی ها و تجازوهایی صحبت کردیم که بسیار ظریف و لطیف است و بسیار هم لذیذ است.

یعنی انسان ها با لذت این نوع تجاوز ها را در حق دیگران انجام می دهند. شما می بینید یک موقع یک کسانی از آزار دیگران یا آزار خودش لذت می برد. بعضی ها دچار بیماری خودآزاری هستند و خوش شان می آید در روانشناسی داریم. بعضی ها از آزار دیگران لذت می برند. شکنجه بدهند بکشند، تکه تکه کنند لذت می برند. این بیماری را دارند. زندان های رژیم گذشته لذت می بردند. کارشان این بود که شکنجه بدهند، بکشند، ناخن بکشند، انگشت ببرند دست قطع کنند، چشم در بیاورند، لذت می بردند. این طوری اند.

ما هم به نحوی این خشونت را داریم. درون ما هم به نحوی وجود دارد اما چون توأم با لذت است و از ابزار های متعارف ظلم و اینها استفاده نمی کنیم متوجه آن نمی شویم. و متوجه قبح آن نمی شویم یکی از آن تجاوز ها تجاوز های گوشی بود که در باره اش توضیح دادیم.

انسان از طریق گوش چیز هایی را جذب می کند که به ضرر خودش است، خود آزاری می کند و چون لذت دارد متوجه نمی شود، چیزهایی دوست دارد بشنود که اصلاً به او مربوط نیست. خبر های دیگران، سر از زندگی و مسائل شخصی دیگران در آوردند. علاقه مند است که این ها را بشنود و گاهی اوقات این قدر این اعتیاد آور است که گاه گاهی به سراغ دیگران می رود و آن ها را فشار روانی قرار می دهد که اطلاعات در مورد مسایل شخصی شان در بیاورد.

گاهی وقتها هست که به طور تصادفی در معرض این تجاوز قرار می گیرد. کسی دارد با تلفن صحبت می کند، کسی دارد کتابی می خواند، کسی دارد کاری می کند انسان فضولی می کند در کار خودش، دو نفر دارند با هم صحبت می کنند انسان گوشش را تیز می کند تا حرف های آن ها را بشنود گاه می رود پشت در خانه، پشت در اتاق کسی، اتاق کار، اداره، پشت خانه، پشت اتاق پدر و مادر ببیند، پدر و مادر چی می گویند، فضول های این طوری.

اعضای دیگر می بینند دو نفر می خواهد خصوصی صحبت کنند، مثلاً فرص کنید کسی در منزل دوستش صدایش کرده خانم منزل عرض کنم که آقای خانه، فرزند خانه بعد می بینی، مادر چون تجاوز گر است گوشی آیفن را بر می دارد تا ببیند بچه اش با فلانی، شوهرش دارد چه می گوید.

این رصد کردن ها، فضولی کردن ها، این ها همه اش تجاوز تلقی می شود، و همه اش ظلم است انسان بار اضافه با خودش بردارد و اطلاعات اضافه درد ساز است، یک مقدار دسته دیگری از تجاوزها، تجاوز های چشمی هست، تجاوز های چشمی که این ها در بعضی کشور ها حتی جرم محسوب می شود مثلاً شما در بعضی از کشورهای اروپایی، این هست که اگر کسی به کسی خیره نگاه کند، بد نگاه کند، یک نفر از نگاه کردن یک نفر آزرده شود حق شکایت دارد.

که اصلاً این چه حقی داشته به من خیره نگاه کند. مراقبت باید کرد از چشم که اگر کسی راضی نیست به او نگاه کنیم، نگاه نکنمی و او را در معرض تجاوز چشمی قرار ندهیم. به قدری بد است این. از یک مثال ساده من شروع کنم در سر سفره، در سر سفره می گویند به هم به نحوه ی غذا خوردن هم نگاه نکنید یا کار های خصوصی همدیگر، ممکن است غذا خوردن نباشد یک چیزی دیگری باشد یک کار دیگری باشد هر چیزی خیره نشود انسان.

یک موقع است انسان خیره شدنش از طریق عشق و محبت است که مثلاً زن و شوهر از روی عاطفه به هم نگاه کنند و لذت ببرند و خدا را شکر کنند. این که پدر و مادر از بچه ی شان لذت ببرد و خدا را شکر کنند

اینها عبادت است و تجاوز نیست. اما یک موقع است که ما نگاه مان، نگاه متجاوزانه است. اینجا شما حق ندارید حتی به همسرتان هم نگاه کنید. آقا محرم من هست خوب اما نوع نگاهت تجاوز است و نباید اگر می دانی همسرت از این نوع نگاه آزرده می شود نگاهت تجاوز است.

نگاه دزدی کردن به محرم ترین افراد هم تجاوز است. به فرزند خودت حق نداری نگاه متجاوزانه کنی. این تجاوز است. این که نگاه انسان، چشم انسان را پر از آتش می کند بعداً انسان شکنجه های چشمی خواهد دید، فقط نگاه متجاوزانه به ناموس دیگران نیست بلکه در نگاه متجاوزانه به هر کس هست حتی محارم و پدر و مادر خودمان فرزند خودمان. ما حق نداریم خیره به کسی نگاه کنیم.

اگر راضی نیست خیره نگاه کردن با حالت تجسس نگاه کردن با حالت ارزیابی نگاه کردن به دیگران این کار خیلی غلطی است. خودش یک نوع تجاوز است. باید تمرین کنیم و عادت کنیم این طوری نباشد. آقا یک نفر خورده زمین برای چه شما نگاهش می کنید؟ برای چی نگاهش می کنید حالا خورده زمین می دانی بنده خدا چقدر ممن است خجالت بکشد به خصوص یک خانمی دارد راه می رود ممکن است یک موقع زمین بخورد. رویت را برگردان، نگاه نکن که خجالت نکشد. یک موقع است بچه ی انسان است پسر و خواهر و مادر انسان است می خورد زمین.

انسان به این نیست که یک موقع نکند خدای ناکرده طوری شان شده باشد ولی خوب غریبه را ما چه کنیم؟! یک موقع است جلوی چشم ما اتفاق می افتد اگر واقعاً کمکی می شود کرد، کمکی کنید ولی اگر از این مقوله ها نیست این نگاه، نگاه متجاوزانه است.

طرف می بیند همه دارند نگاهش می کنند که این مثلاً چه کار می کند؟ گوشه ی خیابان دارد چه کار می کند. دارد غذا می خورد نگاه می کند. در چشمش نگاه نکن هر کس دارد هر جا غذا می خورد نگاه نکنید به غذا خوردنش یا کارهای شخصی دیگری دارد انجام می دهد.

زُل نزنید به کسی. ریز در کار کسی نشوید خوب نیست. اینها همه تجاوز است. این نوع نگاه، بعضی از انسان ها به خصوص بانوان، این ها از نگاهی که کسی به آنها خیره نگاه کند آزرده می شوند. برای همین حجاب می گیرند. اصلاً حجاب می گیرند برای اینکه کسی به آن ها نگاه نکند. لذت نمی برد از اینکه کسی به آن ها نگاه کند. اصلاً آقا این حجاب کرده تا تو به او خیره نگاه نکنی یک موقع مقام ادب است مقام اخلاق است مقام آشنایی مقام سلام علیک است انسانی و اخلاقی است و در آن به هیچ وجه ظلم و تجاوز و تعدی نیست عیبی ندارد ولی اگر در این مقام با کسی نیستیم یک همچین ارتباطی نداریم حق نداریم نگاه کنیم.

یا پوشش دارد. آقا به پوشش هم حق نداری نگاه کنی حضرت منع می کند آقا به پوشش هم نگاه نکن شما دیده نشوی که به اصطلاح اذیت بشوی. می گویند مقام مقام انسانی، غیر حیوانی باشد اشکال ندارد. در صحبتی است در نگاه هیچ گونه تجاوزی نیست اما اگر یک کسی آزرده شود شما حق ندارید زُل بزنید به کس نگاه کنید.

چه در اتوبوس چه در تاکسی نشسته اید. چه پشت موتور نشسته اید چه یک کسی گوشه ی خیابان نشسته این که ما نگاه کنیم اصلاً خوب نیست. این می شود تجاوز و باید عادت کنیم که از همین جا ها شروع کنیم. عادت به شنیدن به کسب اطلاعات به ریز شدن در زندگی افراد اعم از ما محرم و محرم نداشته باشیم به خصوص آن جایی که احتمال می دهیم که شخص راضی نباشد. به هیچ وجه نگاه نکنید.

خانه ی مردم می روید آقا در خانه را باز می کنند می بینی این شخص به قدری بد و متجاوز است که وقتی می رود داخل خانه تمام این حیاط را نگاه می کند. آقا ممکن است گوشه ی حیاط آشغالی ریخته باشند یک چیزی دیگری باشد دوست نداشته باشد که شما نگاه کنید.

دعوت می کند شما سرت را بیانداز پایین و همان جایی که صاحب خانه می گوید بشین، بشین گاهی اوقات می گوید نه نه من همین جا راحت ترم. بابا شما حق ندارید. بگویی من اینجا بیشتر راحت هستم. ببین صاحب خانه کجا می گوید همان جا که او می گوید بنشینید، برو بشین می گوید برو روی مبل بنشین شاید این طوری تنظیم شده که شما رو مبل بنشینید او راحت تر است.

نگو من زمین بنشینم راحت ترم بعد هم وقتی رفتی خانه مردم، خانه ی استادت برانداز نکن ببین خانه ی اینها حمامش، توالتش چطوری است؟! لباسهای شان چی است؟ کفش های شان چی است، آشپزخانه های شان چطوری است، اینها همه اش تجاوز است.

می روی خانه ی یک نفر می بینی من دوست دارم این اتاق های تان را هم ببینم آقا ببینم این پرده های تان را ببینم. نمی خواهد نگاه کنی آقا. اگر پرده در آنجایی که شما نشسته اید نگاه کن. اصلاً این کار خطرناک است. نشستی آنجا منتظری استاد بیاید، در ستون را کار کند. گفته بشین آنجا، درس را بخوان مثل آدم بیا بیرون رفتی چای بخوری، رفتی عصرانه بخوری، رفتی میهمانی همان مسیری که به شما معرفی کرده بروید، پا نشوید من بروم اتقا های شما را ببینم.

گفتم: چند دقیقه ای که در آشپزخانه هستید پا شوم بروم یک سری به اتاق ها بزنم. ممکن است در آن اتاق خیلی اسرار باشد شما همین طوری رفتید در را باز کردید. بدون اجازه، بدون در زدن بدون این که بدانی طرف راضی هست. بنده ی خدا دیده دیر است از آن طرف هم دوست داشته شما را ببینید.

از آن طرفی که فضا را آماده کرده است شما را بنشاند و لوازم خانه و چیز های دیگر بوده، همه را ریختند در یک اتاق کثیفی هم هست خیلی هم در هم است برای چی، در آن اتاق را باز می کنید؟! خانه ی خواهرت باشد، خانه ی هر کسی باشد، حق ندارید نگاه کنید. پا شوم بروم ببینم فرش ها و مبل های شان چه شکلی است. تلویزیون و لوازم او چطوری است؟

کلید داده طرف گفته برو شب خانه ی ما بخواب، تخت در اتاق روبرویی هست بروید آنجا بی زحمت بخوابید. یخچال هم هست اگر چیزی نیاز داشتید اجاق گاز هست اگر چای خواستید دم کنید و بخورید. کلید را گرفته و رفته آنجا تمام کابینت ها را باز می کند. نگاه می کند چنین ظرف ها نمی دانم یخچال و همه اتاق ها را دانه به دانه نگاه کن این ها همه اش تجاوز است.

گفته شب برو خانه مان بخواب نگفته برو جستجو کن مثل دزد ها و بگرد. می آیی بیرون از خانه می گوید: جا لباسی شان را دیدی. کمد شان را دیدی؟ لباس های شان را دیدی. کفش های شان را دیدی؟ می گوید: نه من اصلاً نگاه کردم، هرز نباشد کله ی آدم همین طوری هی همه جا بگردد. یکسره در حال جستجو باشد. خیلی بد است.

اینقدر این شهوت این تجاوز این مردم آزاری اینقدر شایع هست که هیچ کس نیست بگوید آقا شما از دست مردم در آرامش هستی یا نه؟ خیلی ها هستند خیلی از ارتباطات، روابط، اینها را کم می کنند، و متعادل می کنند برای اینکه فضول زیاد است. متجاوز زیاد است. بچه ی یک نفر را می بینند هزار تا سوال از آن بچه می کنند.

مامانت چطوری است، بابایت چطوری است، خوردید، کجا رفتید، کی آمد، کی رفت. مامان، بابایت دعوا می کنند. دوست دارند همدیگر را، تو را دوست دارند. کلاس چندمی، داداشت کلاس چندم است، بابایت در خانه بداخلاقی می کند، نمی کند. کتک می زند، نمی زند. آقا این ها همه تجاوز است.

شما حق ندارید یک سوال از بچه بپرسید. این ها همه تجاوز است یک موقع است به ما مربوط است. تلفن کردی. کجایی تو؟ به تو چه. کی پیش توست؟ این صدای کیست که می آید؟ به تو چه؟ حالا صدایی غریبه و نامحرم اینها بیاید به تو چه؟ هزار تا آدم می تواند باشد. هزار جور آدم غریبه، طرف خود ما، ناموس ما باشد. دای اش، عمویش، داداش او، بنایی، بخاری، نقاشی می کند. اصلاً هر چیز دیگری.

نپرسیم ما، خوب نیست این طوری سوال کردن. این کی است پیشت؟ سر و صدا می آید. شلوغ آنجا چه دارد می گوید؟ مثلاً رفتیم میهمانی کی ها هستند؟ به تو چه سوال نکن اصلاً فلان هم هست؟ سوال نکن. فلانی هم آمده بود. رفته بودید مسافرت راستش را بگو کی ها بودند با شما. مهمانی رفته بودید کی ها با شما بودند فلانی هم آمده بود چه کار کرد.

آنجا چطوری بودند این ها با هم دیگر. این ها همه اش تجاوز است. همه اش درندگی است. همه اش رفتن در حریم مردم است. ادب خیلی خوب است. علت این که عبادت های ما، نماز های ما به قول امام صادق بعد از 50 سال یک رکعت آن هم پذیرفته نمی شود و بی اثر است. این است که ما مقدمه ی تقوا، دقت کنید، عبادت و نماز اگر قرار است اثر بگذارد 2 چیز حتماً باید قبلش رعایت شود، اگر کسی ندارد این ها را من دارم می گویم که شما بدانید چرا کارهای ما بی اثر است یکی ادب است یکی اخلاق است.

این دو تا اگر نباشد بسیاری از عبادت های ما باطل می شود. بعضی ها نماز می خوانند و سر نماز متجاوز به حقوق دیگران هستند می گوید من نماز خواندم ولی شنیدم این ها به هم چی گفتند. دیدم چی بود. یک بار در خانه پول گم کرده بودیم و همه داشتیم دنبال او می گشتیم. بابایم داشت در خانه نماز می خواند. همه می گشتیم، بابایم هم سر نماز می گشت، او پیدا کرد ما پیدا نکردیم. این طوری زد و گفت بیایید آنجاست من پیدا کردم.

در عبادت تجاوز دارد. در نماز تجاوز دارد. دارد نماز می خواند از لای پایش در رکوع نگاه می کند آن پشت چه خبر است؟ گوشش را فعال می کند ببینید چه خبر است. نماز نیست که همه اش تجاوز است. سر نماز و این همه تجاوز به دیگران خدا به داد ما برسد با این نماز خواندن مان. یعنی باور بفرمایید خدا در قیامت بگوید من تمام گناهان شما را بخشیدم. آیین بخشیدم هیچی.

من فقط می خواهم پدر تو را در بیاورم به خاطر نماز خواندن هایت همین فقط برای عبادت های ما به ما گیر بدهد. ما خیلی گرفتاریم. هیچ چیز دیگر نه، فقط عبادت های ما!! این شهوت های ما اگر از بین نرود شکل و قیافه ما در قیامت اصلاً خوب نیست. اینجا هم خوب نیست، اینجا هم آزار می دهد ما را. یعنی شما نگاه کنید این علاقه های این طوری کاملاً کسالت های معنوی می آورد. جلوی دیدن و شنیدن ما را می گیرد.

جلوی خواب های قشنگ ما را می گیرد. علت این که خیلی از خواب های ما یادمان می رود خواب های قشنگی می بینیم و خراب می شود این خوابها، می گوید حیف شد خواب قشنگی دیدم. یک دفعه شیر تو شیر شد خواب، برای اینکه تو اینطوری هستی.

اصلاً هیچ کس خوابش یادش نمی رود مگر اینکه به واسطه ی گناه یادش برود و فراموشی می گیرد. خواب به این قشنگی، پیام های قشنگی دارد. برای انسان ولی می بیند فراموش کرده است. می گوید: من می دانم دیشب یک حس زیبا و قشنگی به من دست داد ولی الان هر چه فکر می کنم یادم نمی آید.

با امام حسین علیه السلام حرف زدم ولی الان یادم نمی آید امام حسین علیه السلام چی گفت: در خواب جواب سوالم را داد ها ولی الان یادم رفت. همه اش به خاطر همین هرزگی های ماست. همین جا هم ما را گرفتار می کند. باطن ما را خراب می کند نه یک خواب قشنگی می بینیم.

باطن ما را خراب می کند. گوش مان چیزی نمی شنود. ادراک نور نمی کنیم. آلوده شدیم. یک موقع انسان مثل یک کوری می ماند که بیاورند وسط چهل چراغ روشن. مشکل از این است و الاّ آن الان غرق نور است و نمی بیند ما آنقدر برای خودمان با شهوت های مختلف و اطلاعات مختلفی که داریم، کوری برای خودمان درست می کنیم. چطوری راه می رود چطوری حرف می زند، چطوری غذا می خورد. چطوری حرف می زدند چطوری در ماشین نشستند. آن حرف زد یا این حرف زد. نمی دانم او رفت خانه ی ما یا نرفت.

بعد شما انتظار دارید ما آرامش قلب و حضور قلب داشته باشیم؟ قلب ما چهار راه و خیابان شده است. سینه یا اصطبل انعام است این!! خدا رحمت کند ملا احمد درطاقی این سینه است یا اصطبل حیوانات است؟ یک جا می گوید شارع عام. یک خیابان، چهارراه که همه از آن می آیند رد می شوند و می روند. دل ما این طوری است. نمی گوید آقا من دلم را آرام نگه دارم به من چه مسائل دیگران. این چه علاقه ای است این چه شهوتی است که ما بخواهیم از زندگی دیگران سر در بیاوریم.

سوال های ریز نکنیم. سوال های آزاردهنده نکنیم. سوال هایی که طرف ناراحت شود قرآن می گوید: لا تسئَلوا عن اَشیاءِ تُبدِل لکُم تَسئَلکُم. قرآن می گوید سوال هایی نکنید که اگر جواب آن را به شما بدهند ناراحت تان می کند. مگر مرض دارید خودتان را ناراحت می کنید.

وقتی خودت را ناراحت می کنی فشار قبر برای تو می آید. هر بار ناراحتی، هر بار اضطراب، هر بار تپش قلب هر بار کراهت هر بار بد آمدن در درون ما را آن طرف می ریزد به هم. برای چی سوال می کند. خودت می دانی اگر طرف جواب بدهد می ریزی به هم نه راستش را بگو تو را خدا جان من راستش را بگو اگر راستش را بگویی این طوری اگر راستش را نگویی این طوری تهدید می کنیم.

بعد که طرف راستش را می گوید دعوا می کنیم و می ریزیم به هم. این را می زنیم و آن را می زنیم و هزار تا اتفاق می افتد. هیچ وقت جستجو نکن، سوال نکن، نپرس از چیزی که وقتی جواب آن را می شنوی ناراحت می شوی می گوید من باید بدانم کلاه سرم رفته یا نرفته که این طوری است من می خواهم بدانم باختم یا نباختم!! اگر خدا حافظ ماست، حافظ ماست. و الله خیرٌ حافظ.

من تازگی ها فهمیدم که شوهرم معتاد شده است و مواد می کشد حالا دارم تعقیبش می کنم ببینم کجا می رود. خیلی کار اشتباهی می کنی. شنیدم این یک وقت هایی یک بوهایی می دهد. چند وقت است خانم؟ 6 ماه، یک سال است این طوری است. نه من یقین کردم شوهرم ولی خودش زیر بار نمی رود. و قبول نمی کند می گوید من پاک پاکم و اصلاً زیر بار نمی رود. خوب است دیگر می ترسد می گوید پاک پاکم.

گند را بالا نیار، تو حرف نزن. نه من باید بروم ببینم این مواد می کشد یا نه؟ حالا رفتی و پیدا کردی. وقتی بفهمد که تو فمیدی می افتد در سرازیری بگذار حالا که حیا می کند و مخفیانه این کار را می کند، بکند نه برود مواد بکشد. تعقیب کرده است خانم، آقا را.

آقا فهمیده است که خانم فهمیده است می گوید به درک حالا فهمید می آیم می کشم، چشمت هم کور. حالا در خانه می کشد جلوی بچه ها هم می کشد. بچه ها را هم خراب کرده است. زن می گوید اینقدر شوهرم پیش ما تریاک کشید به او گفتم: آقا آبروی ما را نبر، نرو در خیابان، نرو پیش دوستانت، بیا در خانه بکش. فکر را ببین!!

حالا بیا در خانه بکش که چه می شد؟ هزار تا بو بلند می شود. اگر مردم را می گویی که در و همسایه هاست. حالا بعد از یک سال آمده و می گوید آقا شجاعی اینقدر پیش ما کشیده خودم هم معتاد شدم و می نشینم پیشش می کشم.

چرا تو کشاندی اش در خانه. او که می کشید بگذار همان بیرون بکشد او که می ترسید. فکر کردی مچش را گرفتی نمی رود بکشد. خانم آمده آقای شجاعی من فهمیدم شوهرم سیگار می کشد. تو فکر می کنی نمی کشد بعداً. تو می توانی جلوی عادتش را بگیری؟ زورت می رسد؟ کارهای دیگر را هم بخواهی مچش را بگیری، باعث نمی شود که مرد کنار بکشد، می رود یواشکی. موقع های دیگر کار خودش را می کند. یک طور دیگر.

دنبال مچ گیری نباشید. مچ پدر زن، مچ مادر زن را بگیری. مچ باجناق را بگیری. آقا مچ گیری کار خوبی نیست. فرمولش را گفتیم جلسه ی گذشته. تتبع در لغزش ها و انحراف ها و گناه ها، تتبع خدا را به دنبال دارد. دنبال کسی باشی، خدا دنبالت است. حتی اگر اینقدر مغرورانه بگویی این جنایت این فساد، که فلان کس دارد من نمی کنم. من عمراً از این کارها نمی کنم. من بدم می آید.

خدا شاهد است، خدا یک روزی را به سرت می آورد هان کاری را با شهوت زیاد انجام بدهی و بعد هم مفتحض می کند تو را. اصلاً سرت می آورد. دنبال کسی بودن، دنبال آبروی کسی را بردن، مچ گیری، سرزنش کسی نباشید. آمده می گوید من فهمیدم بچه ام این طوری است به همسرم بگویم؟

می گویم تاثیر تربیتی دارد اگر بگویی به همسرت، عصبی نمی شود. کمکت می کند، کمربند نمی کشد بچه را بزند؟ بچه را به وحشت نمی اندازد. اگر واقعاً تأثیر تربیتی دارد بله پدر است حق دارد بداند. ولی اگر نیست رازش را فاش نکن، کمکش کن، درستش کن یک طوری با مشاوری. پدر می فهمد به مادر نگوید، بچه را رسوا تر نکند. جلو عموها و خواهر و برادر بچه را خجالت زده کنید.

یک موقع می بینی بچه یک گناهی می کند، همه می فهمند خیلی بد است. اگر کسی با خودمان این کار را بکند چی؟ می روم به مادرت می گویم، می روم به بابایت می گویم می روم به همه کس می گویم. صدایت را ضبط کردم، فیلم از تو برداشتم. بدترین آدم ها، در روایت داریم یکی از آدم هایی که شاخصاً بدترین آدم ها هستند از رحمت خدا دور هستند کسی است که وقتی با یک نفر معاشرت می کند حرف ها و لغزش های طرف مقابل را ثبت کرده است و یک موقع به روی او می آورد.

خیلی آدم بدی است، برایش دارم. برایش دارم یک نمونه. چقدر خراب کاری دارم از او. الان که نه ولی اگر خواست پا روی دمم بگذارد، می روم همه را بر ملا می کنم. اگر این را باطنش برملا شود خیلی خطرناک است. من این را بار ها گفتم. یکی از اقوام خودم را خواب دیدم در حرف هایش یک مقدار غر بود نق می زد، متلک می انداخت یک موقع کنایه می زد، اعصاب خورد می کرد، بهانه گیری می کرد سر زن و بچه، به رحمت خدا رفت.

(خدایا به حق امام زمان (عج) تمام شیعیان امیرالمومنین هر کس دچار عذاب است به رحمت خودت به برکت امام زمان به مغفرت خود همه شان را نجات بده. الهی آمین اللهم ادخل اهل القبور السرور خدایا همه شان را شاد کن. چقدر بد است) من دیدم یک اژدهایی از آتش چسبیده به این و به قدری این اژدها وحشتناک است پنجه هایشرا فرو کرده در بدن این، نعره می زد.

رفتم گفتم: بده دستت را به من بکشمت بیرون. گفت: این من را ول نمی کند این از من جدا نمی شود. فهمیدم این خلقش است، این اخلاقش است. جدا نمی شود اخلاق از آدم. یک موقع عذر خواهی می کند و به زن می گوید ببخشید من این طوری کردم نه من تو را دوست دارم. قدر تو را می دانم تو زن خوبی هستی.

دو ساعت بعد همه اش پرخاشگری، مرد همین طور، زن همین طور، همه اش غر زدن، همه اش کنایه زدن،همه اش مچ گیری، همه اش سوء ظن، همه اش بد تفسیر کردن کارها، همه اش دل شکستن، همه اش آزردن دیگران.

بابا اگر بدانی این ها هر کدام چند سال مار و عقرب، فرمود عقرب هایی هستند به اندازه ای بزرگ اند که وقتی انسان را می زنند، به قدری انسان آتش می گیرد که از شدت حرارت، انسان برای خنک شدن خودش را در مس مذاب می اندازد.

این طوری نیست به راحتی! وقتی سر دیگ هیئت نشستی حالا یک بار آمده یک بار غذای اضافی می خواهد داد نزن سرش. یک کسی یواشکی دو تا غذا گرفته. آبرویش را نبر. حالا گرفته ممکن است به کسی هم نرسد. حالا گرفته اگر قرار است حرف بزنی یواش فقط به خودش بگو، آنت هم با مهربانی نه با سرزنش. با سرزنش اصلاً نه.

با مهربانی تذکر بده. دسته را ببین. چقدر کارهای مذهبی و قشنگ از این افتضاح ها داریم. در دسته ی عزاداری سر هم هی داد می زنیم. در مجلس هست سر یک نفر داد می زنیم و یک نفر را تحقیر می کنیم. همین که تذکری قبل از کلاس دادم. آقا یک خانمی یک آقایی آمده سر کلاس نشسته بجه هم در بغلش است، سر و صدا می کند، نگاه بد نکنید. خودش می فهمد پا می شود می رود. بچه را ساکت می کند یک طوری.

همه نباید به او هجوم بیاورند و او را بدرندش. صد نفر هم هی می خواهند تذکر بدهند. ما باید ابن را ملکه ی خودمان کنیم که من اگر قرار است چیزی از من صادر شود نباید تجاوز و درندگی باشد. نباید حال یک نفر را بگیرد. لذت نبریم از اینکه حال یک نفر را بگیریم. همین دقت کنید از این لذت نبریم.

از این صدر درصد جهنمی بودن خودمان را در بیاوریم این که آقا من لذت این ها را بگذارم کنار و از این کارها لذت نبرم. نه از شنیدن و نه از دیدن و نه از سوال کردنش تو می دانی اگر از شوهرت سوای کنی کجا بودی، کی بود با کی رفته بودی یک چیزی صادقانه برگردد بگوید صادقانه و بریزد تو را به هم. پس نپرس.

اینکه در روایت داریم لا عقلک تجاهل. هیچ عقلی مثل این نیست که انسان خودش را به نادانی بزند، یا نمی دانم نیست. برای این است که ما نیاز داریم آقا نریزیم به هم. زندگی برای این است که آرامش داشته باشیم. قرار نیست ما همه را درست کنیم. مچ همه را بگیریم. و به همه بگوییم که ما زرنگ هستیم و کسی سر ما را کلاه نمی گذارد. در مورد پیغمبر داریم، پیغمبر رفتار هایش یک طور بود که یارانش و اطرافیانش فکر می کردند که این خیلی هالوست. من نه نمی دانمف من خبر ندارم، نشنیدم نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل.

نصف عقل یک عاقل تحمل است و نصف دیگر آن بی خیالی است. می دانی اگر مادرت یک چیزی بگوید پدرت یک چیزی بگوید ناراحت می شوی، نپرس. ولی شهوت مگر می گذارد، نه من می خواهم بدانم کهخ بدجنسی کرده است یا نکرده است. آقا ممکن است بد جنسی هم کرده باشد، ولی در دلش شرمنده است. مجبور بوده این کار را بکند. این تصمیم را بگیرد. یک فشاری یک چیزی بالاخره او را مجبور کرده است این نوع تصمیم را بگیرد.

خودش قلباً شاید راضی نباشد. همین کافی است دیگر برایت. قیامت ما هم به خدا همین را می گوییم. می گوییم خدایا اگر ما معصیت کردیم از روی لجبازی و جنگ با تو نبوده است. در دعا ببینید، می گوید: خدایا من بالاخره از روی جهل و جهالت و غلبه ی شهوت، شهوت غلبه کرد اما واقعاً قصد مقابله و جنگ با تو را نداشتم.

خدا هم انتظار داریم بپذیرد. ولی خودمان با دیگران این طوری می کنیم. تقوا یعنی مواظب باشید خیلی ها خیلی کارها را می کنند که تو خوشت نمی آید. از پدر و مادر همسر بگیر تا بچه و کسان دیگر. تو باید مواظب باشی کارهایی که آنها می کنند و تو خوشت نمی آید تو را خراب نکند. آرامش تو، سلامت تو، نشاط تو را به هم نریزد.

ما خودمان را کردیم مسئول کثافت یابی، مشغول میکروب یابی، مشغول آشغال یابی، مشغول مریض یابی. آن هم بدون این که خودمان را ایزوله کرده باشیم. استریل کرده باشیم، بابا پزشک وقتی می خواهد با یک مریض ارتباط داشته باشد اول مطمئن است که مریض نمی شود. و می خواهد در اتاق عمل برود، ماسک می زند. کلاه می گذارد، دستکش دست می کند و فضا را استریل می کند اما تو می خواهی مچ بگیری، هر بار مچ گیری این ها هر سوالی که می کنی خودت را یک عالم می ریزد به هم.

آن وقت فکر کن در مقیاس ابدی یک شب و روز از یک مسئله خوابت نبرده، اعصابت را ریخته به هم، ببر آن را در نظام ابدی ببین چند سال آنجا معطلی دارد. سر همین یک شب هایی که خواب مان نبرد، یک سحری که من اعصابم خورد بوده و خوابم نبرده، یک ساعتی که دعوا کردیم و حرص و جوش خوردیم و ریختیم به هم. بدبختی حسادت، بدبختی تکبر، بدبختی چشم و هم چشمی، بدبختی خود کم بینی و حقارت همه ی این ها آنجا می ریزاند ما را به هم و داغان می کند.

مفت مفت این طوری می کند اصلاً حالم گرفته شد. آخر تو چرا اینقدر بی عرضه ای که زود حالت گرفته شد اعصابم خرد شد. اصلاً تحمل نداشتم. اصلاً زد تو برجکم. داغانم کرد. تو اینقدر ضعیف هستی. به تعدادی که این طرف رنجیده ای و خورده تو برجک ات، آن طرف به همین تعداد باید برنجی. اصلاً کار خوبی نیست چرا باید زودرنج باشی. المومن کلجبل الراسخ لا تحرک بالاباسل. ریش تو بهتر است یا دم سگ. ببین!!

می گوید اگر از صراط رد شوم، ریش من، اگر رد نشوم دم سگ. تمام. حالا بابایت سگ است، ننه است سگ است، نه این حرف ها نیست. به خواجه نوشتند تو سگی. خواجه خواجه که جانشین معصوم است خواجه طوسی رحمت الله علیه. می گوید نوشته بودید من سگم ولی فکر نمی کنم من سگم چون سگ پشمالو است من نیستم. من ناخن هایم پهن است آن ناخن هایش پهن نیست. ما بابای ما، مادر ما، که چقدر حق دارد گردن ما، استاد ما، که حقش هزاران برابر بیشتر است از مادر و پدر، یک حرف تلخ می زند، می ریزیم به هم.

پدرت، مادرتف تو تو غرق نعمت های وجودی اینها یک حرف می شنوی. واقعاً ناسپاس است واقعاً ظالم است. واقعاً خودخواه است واقعاً وجودش پر از جهنم است که می رنجد از پدر و مادر چرا این حرف را به من زدی. بسیاری از حرفهایی که به ما می زنند روی عشق و علاقه است. حالا سلیقه نداشتند حرف را بد زدند ولی تو انگیزه اش را نگاه کن ببین چه حرفی می زند. به عشق به انگیزه به دلشوره هایی که در وجود او هست. بدجنسی هم هست باشد.

بابا و ننه ام هستند هزار تا لطف کردند حالا عیبی ندارد. پدر و مادر و همسر من است. عیبی ندارد باهم نان و نمک خوردیم. عیبی ندارد. خواهر و برادرم هستند قهر، دعوا، کینه. کینه یک ذره اش در دل کسی باشد نه دعایش مستجاب می شود و نه به بهشت می رود.

دل چرکین باشد از یک نفر. ما باید تراش بدهیم خودمان را خیلی که فرصت داریم که هی وقت بگذاریم این آلودگی ها را بیرون کنیم اگر یکی شان را با خودمان ببریم، همه اش درد سر ساز است. اصلاً کاری دیگری در این دنیا نداریم. همین بدجنسی های دیگران، همین کارهای آزار دهنده ی دیگران هست که هی ما را تکان می دهد که این عفونت ها بیاید بالا و ما بریزیم آنها را بیرون.

اگر این کارهای بد دیگران نباشد، بداخلاقی های دیگران نباشد، بدجنسی های آنها نباشد در حق ما، یک شوهر، یک زن بد، یک بچه ی بد، یک پدر زن بد، یک باجناق و جاری بد، یک مادر شوهر بد، اگر این ها نباشند و ما را تکان ندهند عفونت هایمان بالا نمی آید. که این خیلی خوب است که ما یک ذره یک تلنگر به ما بزنند که ما ببینیم واقعاً حسودیم یا نه. و اگر نه ما همیشه عزیز باشیم و در معرض رقابت قرار نگیریم. نمی فهمیم که آلوده هستیم.

کسی که در محبت حسادت می کند، هر مطلق جنسی، فرق می کند. این حسادت کند، این مریض است این فقیر است گرفتار است. آقا مطلقاً از هیچ کس گدایی محبت نکنید اجازه ندهیم هر کس هر قدر دوست دارد، دوست مان داشته باشد. اگر می خواهد به کسی دیگری محبت کند بکند. از اینکه به کس دیگری بیشتر محبت می کند، نباید به ما بربخورد. اگر بربخورد که چرا فلانی به مادر و پدرش بیشتر از من اهمیت داد تو فقر داری، این طوری نمی توانی با ثروت وارد برزخ شوی.

در نظام برزخی کم می آوری، چقدر دعوا ها سر همین گدایی های عاطفه است. چرا فلانی خانه اش رفتی، خانه ی ما نیامدی با آن حرف زدی با ما حرف نزدی. هدیه و سوغاتی برای او گرفتی برای من نگرفتی چرا فلانی را بیشتر از من دوست داری چرا با دیگری محبت آمیز حرف زدی چرا به دیگری با محبت نگاه کردی چرا؟

اصلاً گدایی نکنیم. خیلی بد است گدایی، خیلی پستی برای انسان می آورد. از شوهرت هم گدایی محبت نکن. بگذار هر کس دیگری را می خواهد دوست داشته باشد. از مادرت از پدرت از بچه ات از مربی ات. نمی دانم بچه ی من فلانی را بیشتر دوست دارد. من گدای عاطفه ی بچه ام نیستم. که سعادت و خوشبختی اش را می خواهم. اگر کسی را بیشتر دوست دارد یک اتفاقی هست دیگر یا نمک نشناس است یا هر چی دیگری به ما چه.

من چرا خودم را بریزم به هم. من چرا گدایی محبت کنم چرا تحویل نگرفت. چرا به فلانی بیشتر اهمیت دادید اصلاً این ها همه اش ذلت و خوای است. ما کی می خواهیم این ها را از وجود خودمان پاک کنیم.

تشکر می کنیم از کسانی که برای ما تمرین فرستاده بودند. من وقت بیشتری جلسه ی بعد می گذارم برای منتخب این تمرین ها بعد جلسه ی بعد می رویم سر بحث اساسی تر سر همین قضیه که قبل از ورود به بحث اسماء خودمان را باید تقویت کنیم و از این آلودگی ها پاک کنیم. ما تا آلودگی داریم تا حالت تنیدگی و له شدگی و داغانی داریم این طوری وارد بحث اسماء شویم خیلی نمی توانیم استفاده کنیم.

والحمدلله رب العالمین.